2018 November 18 - يکشنبه 27 آبان 1397
پيدايش مذاهب 01
کد مطلب: ٥٦١٢ تاریخ انتشار: ٠٥ مهر ١٣٨٧ تعداد بازدید: 5774
سخنراني ها » شبکه سلام
پيدايش مذاهب 01

شبكه سلام 87/07/05

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 05 / 07 / 87

 

         آقاي هدايتي

خلاصه اي از تاريخ پيدايش مذاهب چهارگانه و بنيانگذاران اين مذاهب را توضيح دهيد.

استاد حسيني قزويني

در رابطه با مذاهب چهارگانه اهل سنت إن شاء الله بعدها (جلسات آينده) در اين رابطه صحبت خواهيم كرد كه چه دست هايي در كار بود كه توانست اين مذاهب را بوجود بياورد و هدفشان چه بود.

مذهب حنفي

اولين مذهبي كه از مذاهب چهارگانه مطرح شد، مذهب حنفي است كه منتسب به آقاي ابوحنيفه نعمان بن ثابت، متولد سال 80 هجري و متوفاي سال 150 هجري و شاگرد امام صادق عليه السلام است.

مذهب مالكي

دومين مذهب اهل سنت، مذهب مالكي است كه منتسب به مالك بن انس، متولد سال 93 هجري و متوفاي سال 179 هجري است.

مذهب شافعي

سومين مذهب اهل سنت، مذهب شافعي است كه منتسب به محمد بن ادريس شافعي، متولد سال 150 هجري و متوفاي سال 204 هجري است.

مذهب حنبلي

چهارمين و آخرين مذهب برادران اهل سنت، مذهب حنبلي است كه منتسب به احمد بن حنبل، متولد سال 164هجري و متوفاي سال 241 هجري است.

بنيانگذار اولين مذهب برادران اهل سنت، يك قرن و نيم بعد از طلوع خورشيد اسلام، به عرصه اجتماعي آمده و اين مذهب را ارائه كرده است.

إن شاء الله بعدا يك نكته قابل توجه و حساسي را اشاره خواهم كرد كه قبل از ابوحنيفه و مالك و شافعي و احمد بن حنبل، شخصيت هاي برجسته اي در جامعه اهل سنت بوده است، مانند مذهب حسن بصري و ثوري و ... كه خود آقايان مي گويند از نظر مسائل فقهي، قوي تر از ابوحنيفه و مالك بودند. ولي اينها تا قرن هفتم و هشتم هجري مورد عمل بوده است تا اينكه اين چهار مذهب، به عنوان مذاهب اصلي اهل سنت پايه گذاري شد.

نكته اي ديگر اينكه، در مورد وهابيت سخن بسيار است و اگر من بخواهم كل سخنان وهابيت را از زمان ابن تيميه تا ابن قيّم جوزي و ابن حزم آندلسي و محمد بن عبد الوهاب يا معاصرين وهابيت، مانند احسان إلهي ظهير و ديگران را مطرح كنيم، نياز به ساعت ها وقت دارد. ولي من تعبيري از آقاي ابن تيميه، امام و بنيانگذار وهابيت و شيخ الاسلام وهابيت عرض مي كنم و اين آقاياني كه معتقد هستند اهل تكفير و اهانت نيستند، (تكليفشان) روشن شود.

ايشان در كتاب منهاج السنه، ج1، ص11 صراحت دارد كه اصل مذهب شيعه:

من أحداث الزنادقة المنافقين . . .

مذهب شيعه را يك سري ملحدين و منافقين بوجود آوردند و اينها در زمان اميرالمؤمنين عليه السلام، مورد عتاب آقا امير المؤمنين عليه السلام بودند و ايشان با آنها مبارزه كرد.

در ص33 همين كتاب مي گويد:

الرافضة لم يدخلوا في الاسلام رغبة و لا رهبة من الله و لكن مقتا لأهل الاسلام.

شيعيان با ميل و رغبت وارد اسلام نشدند، بلكه هدفشان از ورود به اسلام اين بود كه اسلام را نابود كنند.

همين حرف ها را آقاي احسان الهي ظهير در غالب كتاب هايش زده است؛ همچنين دهلوي در تحفه اثنا عشريه، ص24 و احمد امين مصري همين تعبير را در تذكر الاسلام، ص33 و ساير كساني كه خواسته اند در اين زمينه عليه شيعه مطلب بنويسند.

آنچه كه مسلم است و بايد ما هم بي پرده بگوئيم، اگر كسي خالي از تعصب هاي مذهبي و دور از هواهاي جاهلي، بخواهد تاريخ اسلام را ملاحظه كند، به تعبير مرحوم كاشف الغطاء در كتاب اصل الشيعه و اصولها، ص87، مي بيند كه اول كسي كه تخم تشيع را به زمين اسلام پاشيد، خود نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم بوده است و در زمان خود نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم اين درخت تشيع بارور شد و همه متوجه اين قضيه بودند.

إن شاء الله در لابلاي سؤالات جنابعالي (آقاي هدايتي) اشاره خواهم كرد كه شخصيت هاي برجسته اهل سنت، آنهايي كه مقداري دور از هوا و هوس، تاريخ اسلام را بررسي كرده اند ، همه بر اين عقيده هستند كه مذهب شيعه از همان روز آغازين نبوت نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم براي اسلام تحقق و تكوّن يافت و در خارج محقق شد و در زمان رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم از زبان رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم روايات متعددي در رابطه با كلمه شيعه مضافا إلي علي عليه السلام مطرح بوده است.

من بطور خلاصه و فشرده به چند دسته از اين روايات اشاره مي كنم. يكي از دوستان ما اين روايات را بررسي كرده و حدود 42 روايت در منابع معتبر اهل سنت آمده كه وا ژه «شيعه علي» از زبان پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم استعمال شده است. مِن جمله، عبارتي است كه آقاي سيوطي از استوانه هاي علمي اهل سنت در كتاب در المنثور آورده است در ذيل آيه شريفه:

إِنَّ الَّذِينَ آَمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ (سوره بينه/آيه7)

جابر بن عبد الله انصاري مي گويد:

ما در كنار نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم بوديم و اميرالمؤمنين عليه السلام آمد و پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:

و الذي نفسي بيده إن هذا و شيعته لهم الفائزون يوم القيامة.

اين علي و شيعيانش، جزء نجات يافتگان در روز قيامت هستند.

درالمنثور، ج6، ص379 - فتح القدير، ج5، ص477 - تاريخ دمشق، ج42، ص371 - شواهد التنزيل حسكاني، ج2، ص468 - مناقب خوارزمي، ص111، حديث120

همين تعبير از ابوسعيد خُدري نقل شده است در تاريخ دمشق ابن عساكر، ج42، ص333

از أم المومنين أم سلمه نقل شده است در تاريخ دمشق ابن عساكر، ج42، ص333 و أنساب الاشراف بلاذري، ص182

و روايات متعددي را بزرگان اهل سنت از اصحاب نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم نقل كرده اند.

دسته دوم از روايات اين است كه نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود آيه شريفه:

أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ (سوره بينه/آيه7)

درباره حضرت علي عليه السلام نازل شده است.

طبري به اسناد خودش نقل مي كند از ابي الجارود از امام باقر عليه السلام كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:

انت يا علي و شيعتك

مراد از اين آيه، كه بهترين انسان هاي روي زمين هستند، اي علي! تو شيعيان تو هستند.

درالمنثور سيوطي، ج6، ص379 - تفسير روح المعاني، ج30، ص207

همچنين در رابطه با اين آيه شريفه، روايت ديگري را سيوطي نقل كرده است كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:

انت و شيعتك يوم القيامة راضين مرضيين.

يا علي! فرداي قيامت، تو و شيعيان تو وارد مي شويد كه هم تو و شيعيان تو از خداوند راضي هستيد و هم خداوند از شما راضي است.

درالمنثور سيوطي، ج6، ص379 - الصوائق المحرقه ابن حجر هيثمي، ص161

دسته ديگري از روايات اين است كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به نقل از ابو سعيد خُدري و ام سلمه، به اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:

أنت و شيعتك في الجنة

شيعيان تو در بهشت هستند.

معجم اوسط طبراني، ج6، ص354 - تاريخ بغداد خطيب بغدادي، ج12، ص353 - مجمع الزوائد هيثمي، ج9، ص173 - كنزالعمال متقي هندي، ج1، ص323

دسته ديگري از روايات اين است كه از ابن عباس نقل مي كند:

سماها فاطمة لإنها تفطم شيعتها من النار.

فاطمه را فاطمه ناميدند چون شيعيان فاطمه، فرداي قيامت وارد آتش جهنم نخواهند شد و بدن شيعيان بر آتش جهنم حرام است.

ميزان الاعتدال ذهبي، ج3، ص439 - لسان الميزان ابن حجر، ج3، ص267

آقاي هدايتي

در مورد لغت شيعه از نظر لغت شناسان و علماي بزرگ اهل سنت توضيحاتي را بدهيد. همچنين آيا شما يا دوستانتان شمارش كرده ايد كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم در طول حيات شريفشان چند مرتبه از كلمه شيعه استفاده كرده اند و اينكه اميرالمؤمنين عليه السلام و شيعيان او جزء رستگاران در روز قيامت خواهند بود؟

استاد حسيني قزويني

در رابطه با واژه حضرت علي عليه السلام و شيعيانش، 41 بار در منابع اهل سنت واژه هايي مانند: انت و شيعتك هم الفائزون، انت و شيعتك في الجنه، انت و شيعتك راضين مرضيين و ... آمده است.

در رابطه با اينكه لغت شناسان يا بزرگان اهل سنت چه آورده اند، بحث زياد است ولي خلاصه مي گوييم:

ابن اثير از استوانه هاي لغت شناس اهل سنت است و كتابي دارد به نام النهاية في غريب الحديث كه تمام روايات نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم از نظر لغتي در اين كتاب جمع كرده است. ايشان مي گويد:

و قد غلب هذا الاسم علي كل من يزعم أنه يتولي عليا رضي الله عنه و أهل بيته، حتي صار لهم اسما خاصا، فإذا قيل فلان من الشيعة عرف أنه منهم.

واژه شيعه درباره كساني استعمال مي شود كه بر اين باور هستند حضرت علي عليه السلام ولي و امام است و معتقدند حضرت علي عليه السلام و اهل بيت او از جانب خداوند عالم ولي هستند؛ بطوري كه كلمه شيعه، اسم ويژه اين افراد قرار گرفته است.

النهاية في غريب الحديث، ج2، ص519 - لسان العرب ابن منظور، ج8، ص189 - قاموس المحيط فيروزآبادري، ج3، ص47 - تاج العروس زبيدي، ج5، ص405

آقاي اشعري، رئيس اشاعره كه يكي از مكاتب كلامي آقايان اهل سنت است، صراحت دارد بر اينكه واژه شيعه از واژه هاي قديمي است كه در تاريخ اسلام استعمال شده است و درباره كساني است كه:

و إنما قيل لهم (شيعة) لأنهم شايعوا عليا، و يقدمونه علي سائر أصحاب رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم)

اينها پيرو حضرت علي عليه السلام هستند و او را بر ديگر صحابه مقدم مي دارند.

مقالات الإسلاميين، ج1، ص65

ابن خلدون در تاريخ خود، همين تعبير را دارد و مي گويد:

إعلم أن الشيعة لغة هم الصحب و الاتباع و يطلق في عرف الفقهاء و المتكلمين من الخلف و السلف علي اتباع علي و بنيه رضي الله عنهم.

كلمه شيعه در عرف فقهاء و متكلمين گذشته و حال، اطلاق شده است بر پيروان اميرالمؤمنين عليه السلام و فرزندان آن حضرت.

تاريخ ابن خلدون،ج1، ص196

آقاي هدايتي

در زمان حيات پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم، آيا در ميان صحابه، بحث شيعه علي بن ابيطالب مطرح بوده است يا خير؟ گروهي كه پيرو اميرالمؤمنين عليه السلام بودند، يك گروه مطرحي بودند در آن زمان يا خير؟ و آيا اين گروه به عنوان پيروان و شيعيان اميرالمؤمنين عليه السلام شناخته مي شدند؟ در زمان پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم چه افرادي جزء برجستگان شيعيان علي بودند؟

استاد حسيني قزويني

در اين رابطه منابع متعددي داريم. من جمله ابو حاتم رازي كه از شخصيت هاي مورد تأئيد اهل سنت است، در كتاب الزينة الورقة، ص259 صراحت دارد بر اينكه:

و كان يقال لهم شيعة علي و أنصار علي و فيهم قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم اشتاقت الجنة إلي أربعة سلمان و أبي ذر و المقداد و عمار

در زمان نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم تعدادي از صحابه بودند مانند سلمان فارسي و ابوذر غفاري و مقداد و عمار ياسر كه به شيعه علي مشهور بودند.

جالب تر از اين، جناب محمد كرد علي، رئيس مجمع علمي عربي دمشق، متوفاي 1293 كه از شخصيت هاي برجسته اهل سنت است و آقاي زركلي از علماي وهابي در كتاب الاعلام، ج6، ص203 ترجمه مفصل آقاي محمد كرد علي را آورده است. نظرات او مورد تأئيد تمام فرق اسلامي است. ايشان مي گويد:

عرف جماعة من كبار الصحابه بموالاة علي في عصر رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم.

تعدادي از بزرگان صحابه در زمان پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم شناخته شده بودند به موالات علي و اصحاب علي.

خطط الشام، ج5، ص251

بعد روايتي را مي آورد و مي گويد:

ابو سعيد خدري گفت:

أمر الناس بخمس، فعملوا بأربع و تركوا واحدة و لما سئل عن الأربع؟ قال: الصلاة و الزكاة و صوم شهر رمضان و الحج و قيل: فما الواحدة التي تركوها؟ قال: ولاية علي بن أبي طالب، قيل له: و إنها لمفروضة معهن؟ قال: نعم.

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به مردم دستور داده بود كه به پنج چيز به عنوان ركن اسلام عمل كنند، مردم به چهار ركن عمل كردند و ركن پنجم را رها كردند. پرسيدند آن چهار ركن عمل شده كدامند؟ گفت: نماز، روزه، حج، زكات. پرسيدند: آن ركني كه ترك كردند كدام است؟ گفت: ولايت علي بن ابيطالب. پرسيدند: آيا ولايت علي مانند نماز و زكات و حج و روزه، بر مردم واجب بوده؟ گفت: بله، همانطوري كه آنها واجب هستند، ولايت علي هم بر مردم واجب بود.

اين روايت شيعي نيست؛ بلكه سني است.

بعد ايشان شروع مي كند به شمردن اصحاب بزرگ پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم كه شهرت داشتند به مواليان و معتقدين به ولايت حضرت علي عليه السلام:

مثل أبي ذر الغفاري و عمار بن ياسر و حذيفة بن اليمان و ذي الشهادتين خزيمة بن ثابت و أبي أيوب الأنصاري و خالد بن سعيد بن العاص و قيس بن سعد بن عبادة.

سلمان فارسي، ابوذر غفاري، عمار ياسر، حذيفه يماني، ذو شهادتين، ابو ايوب انصاري، خالد بن سعيد، قيس بن سعد و ...

خط الشام، ج5، ص256 - 251

نكته ديگري كه توجه عزيزان را به اين نكته جلب مي كنم، اين است كه:

يكي از صحابه، ابو طفيل عامر بن واثله است و ابن عبد البر كه از استوانه هاي علم رجال اهل سنت است، مي گويد:

و كان متشيعا في علي

ايشان جزء كساني بود كه به عنوان شيعه علي شناخته شده بود

الاستيعاب ابن عبد البر، ج4، ص1697

خطيب بغدادي يك نكته ظريفي دارد و مي گويد:

از يكي از بزرگان به نام عبد الله بن أحرم سؤال كردند كه چرا آقاي بخاري در صحيح خود، حديث ابو طفيل عامر بن واصله را با اينكه از صحابه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم است نياورده؟ گفت:

لإنه كان يفرط في التشيع

زيرا او از كساني بود كه در تشيع و شيعه علي بودن آدم قرص و محكمي بود.

الكفاية في علم الدراية، ص159

يعني جناب بخاري، از صحابه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم، به اتهام اينكه اين صحابه، مشتهر به شيعه علي است، روايت نياورده است.

عبارتي را آقاي دكتر صبحي صالح از علماي اهل سنت دارد بر اينكه:

كان بين الصحابة حتي في عهد النبي (صلي الله عليه و آله و سلم) شيعة لربيبه علي، منهم: أبوذر الغفاري، المقداد بن الأسود، جابر بن عبد الله، أبي بن كعب، أبو الطفيل عمر بن واثلة، العباس بن عبد المطلب و جميع بنيه، عمار بن ياسر، أبو أيوب الأنصاري.

در زمان پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم تعدادي از صحابه مشهور بودند به عنوان اينكه شيعه اميرالمؤمنين عليه السلام هستند. از جمله ابوذر، مقداد، جابر، عمار و ... .

النظم الإسلامية، ص96

دكتر محمد عبدالله عنان مصري با اينكه يك نظريه ضد شيعي دارد، ايشان هم صراحت دارد بر اينكه:

من الخطأ أن يقال: إن الشيعة ظهرت و لأول مرة عند انشقاق الخوارج؛ بل كان بدء الشيعة و ظهورهم في عصر الرسول (صلي الله عليه و آله و سلم).

اينكه برخي مي گويند شيعه، بعدها پيدا شده است، اشتباه است؛ بلكه آغاز مذهب شيعه از زمان نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم صورت گرفته است.

روح التشيع عبدالله نعمة، ص20

آقاي هدايتي

اولين موردي را كه رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم سخن از ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام داشتند كِي و كجا بود؟

استاد حسيني قزويني

يكي از اساتيد بزرگوار ما روزي فرمودند:

قبل از اينكه نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم مثلا در آيه «إنما وليكم الله» يا «اليوم أكملت لكم دينكم» يا «و أنذر عشيرتك الاقربين»، در همان سوره حمد كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم مأمور شد به نماز خواندن، گفته است كه مراد از «إهدنا الصراط المستقيم» صراط علي است.

من خدمت ايشان عرض كردم كه بحث ولايت حضرت علي عليه السلام در منابع معتبر اهل سنت، تنها مربوط به سوره حمد يا بعد از بعثت است، حتي قبل از بعثت و قبل از آنكه رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به عنوان نبي مطرح شود، بوده است.

عزيزان بيننده و شنونده، چه شيعه و چه سني، اين روايت را امشب به عنوان هديه از طرف من داشته باشند. بزرگان اهل سنت نقل مي كنند در ذيل آيه شريفه 45 سوره زخرف:

وَ اسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا (سوره زخرف/آيه45)

در اينجا نقل مي كنند از عبد الله بن مسعود كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:

قال النبي (صلي الله عليه و سلم) يا عبدالله! أتاني ملك، فقال: يا محمد! «وَ اسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا» علي ما بعثوا؟ قال: قلت علي ما بعثوا؟ قال علي ولايتك و ولاية علي ابن ابيطالب.

ملكي آمد نزد من و به من فرمود: از پيامبران قبلي بپرس كه بعثت و رسالت شما بر چه محوري بوده است؟ گفت: مگر پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم گذشته چه مبعوث شده اند؟ گفت: تمام پيامبران گذشته، بر ولايت تو و ولايت علي بن ابيطالب عليه السلام مبعوث شده اند.

تاريخ دمشق ابن عساكر، ج42، ص241 - تفسيرثعلبي، ج8، ص337 - شواهد التنزيل حاكم حسكاني، ج2، ص223 - مناقب خوارزمي، ص221

همچنين آقاي ديلمي در كتاب فردوس الاخبار، ج3، ص399 نقل مي كند از ابوهريره كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:

ليلة أسري بي جمع الله بيني و بين الأنبياء عليهم السلام و أوحي الله إليّ: سلهم يا محمد علي لماذا بعثتم؟ قالوا بعثنا علي شهادة أن لا إله إلا الله و الإقرار بنبوتك و الولاية لعلي بن أبي طالب.

وقتي من به معراج رفته بودم، پيامبران به دور من جمع شده بودند ...

ما همه پيامبران بر توحيد و نبوت تو اي پيامبر و ولايت علي مبعوث شده ايم.

اين سرآغاز ولايت حضرت علي عليه السلام است.

اما منتهي اليه و فرجام ولايت حضرت علي عليه السلام كه باز هم مي خواهم هديه اي ديگري را امشب بدهم كه إن شاء الله هم براي عزيزان شيعه باشد و هم براي عزيزان سني كه إن شاء الله از فكرشان استفاده كنند.

در ذيل آيه شريفه:

وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ (صافات/24)

روايات متعددي آورده اند كه مِن جمله آقاي آلوسي سلفي وهابي در كتاب تفسير روح المعاني، ج23، ص80 مي گويد:

خطاب مي آيد كه مردم را متوقف كنيد تا از اينها پرسش شود. از چه سؤال مي شود؟ ابو سعيد خدري مي گويد:

أن النبي قال: وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ عن ولاية علي

اينها را نگه داريد تا در مورد ولايت حضرت علي عليه السلام از آنها پرسيده شود.

صوائق محرقه ابن حجر هيثمي، ج2، ص437

از تمام پيامبران روايت داريم كه مبعوث به ولايت حضرت علي عليه السلام شده اند. روز قيامت هم اولين چيزي كه از مردم سؤال مي شود، ولايت حضرت علي عليه السلام است.

نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم در سال سوم بعثت خود، اولين باري كه بنا شد رسالتش را علني كند، بعد از نزول آيه شريفه:

وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ (شعراء/214)

40 نفر از بزرگان قريش را جمع كرد و سه مطلب را براي مردم بيان كرد. به مردم گفت:

1- از بت پرستي دست برداريد و به خداي واحد يكتا ايمان بياوريد.

2- من پيامبري هستم كه از طرف خدا مبعوث شده ام، به نبوت من اقرار كنيد.

3- هذا أخي و وصيي و خليفتي فيكم، فاسمعوا له و اطيعوا.

اين علي، برادر و وصي و خليفه من است. از او حرف شنوي داشته باشيد و از او پيروي كنيد.

تاريخ طبري، ج2، ص63 - كامل ابن اثير، ج2، ص63

ابن جرير طبري مي گويد روايت صحيح است.

متقي هندي در كنزالعمال، ج13، ص128 نقل مي كند.

هيثمي در مجمع الزوائد، ج8، ص302 نقل مي كند و مي گويد روايت صحيح است.

آقاي حاكم نيشابوري در مستدرك الصحيحين، ج3، ص132 و ذهبي در تلخيصش مي گويد روايت حديث الدار، روايت صحيحي است.

يعني قضيه ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام و امامتش، مسئله اي است كه آنچنان با آئين مقدس اسلام و رسالت نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم، بلكه با رسالت تمام انبياء عجين گشته كه قابل انفكاك نيست.

آقاي هدايتي

كارخانه فتواسازي وهابيت هر از گاهي فتوا صادر مي كند كه فقه شيعه غير قابل عمل است و كسي اجازه ندارد به فقه شيعه عمل كند و شيعيان را كافر مي دانند.

مي خواهيم شخصيت هايي از اهل سنت را بدانيم كه (مي گويند) وهابيت تافته جدا بافته اي از اسلام هستند كه هيچ سنخيتي و تناسبي با اسلام ندارند و مي بينيم كه مشتركات شيعه با مذاهب چهارگانه نزديك تر است. در اين باره توضيحاتي را بدهيد.

استاد حسيني قزويني

در اين زمينه، سخن بسيار است و من دوست داشتم در اين زمينه بيشتر صحبت بكنم و اينكه وهابيت اينچنين ما را متهم مي كنند كه مذهب شيعه، تافته جدا بافته از اسلام هستند و مقداري روشن بشود كه اين حرف ها، گزاف و بيهوده است.

آقاي شيخ محمود شلتوت، شيخ الازهر مصر، كه ايشان علنا براي اولين بار در سي چهل سال اخير فتوا داد كه:

إن مذهب الجعفرية المعروف بمذهب الشيعة الإمامية الاثنا عشرية مذهب يجوز التعبد به شرعا كسائر مذاهب أهل السنة.

مذهب شيعه مذهبي است كه همانند ديگر مذاهب اسلامي، عمل كردن به آن جائز است.

اين فتوا را شايد در دو هزار سايت بتوانيد مشاهده كنيد، ولي در كتاب اسلامنا، ص59 مفصلا از مجله رسالة الاسلام مصر نقل كرده است.

جناب محمد محمد فحام، استاد دانشگاه الازهر مي گويد:

و رحم الله الشيخ شلتوت الذي التفت إلي هذا المعني الكريم فخلد في فتواه الصريحة الشجاعة حيث قال ما مضمونه: بجواز العمل بمذهب الشيعة الإمامية باعتباره مذهبا فقهيا إسلاميا يقوم علي الكتاب و السنة و الدليل الأسد.

خدا خير بدهد شيخ شلتوت را كه متوجه اين معنا شد و فتواي شجاعانه و جاودانه داد مبني بر اينكه جائز است عمل كردن به مذهب شيعه اثنا عشري.

اسلامنا، ص59

جناب شيخ محمد غزالي كه از شخصيت هاي معروف و مشهور معاصر است، در كتاب دفاع عن العقيدة و الشريعة، ص257 صراحت دارد بر اينكه:

إن الشيعة يؤمنون برسالة محمد و يرون شرف علي في انتمائه إلي هذا الرسول و في استمساكه بسنته و هم كسائر المسلمين لا يرون بشرا في الأولين و لا في الآخرين أعظم من الصادق الأمين.

شيعيان همانند ما اهل سنت، به رسالت نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم ايمان دارند و سنت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم را عمل مي كنند و مانند ساير مسلمين هستند.

آقاي محمد رشيد رضا كه هواي وهابيت به سر دارد، مي گويد:

لأن الخلاف معهم في مسائل لا يتعلق بها كفر و لا ايمان، فالشيعي مسلم.

بحث تشيع، بحث كفر و ايمان نيست و آنها هم مذهبي هستند همانند ديگر مذاهب اسلامي.

المنتقي من روائع فتاوي المنار، ج1، ص739

جناب حسن البنّا، رهبر اخوان المسلمين مصر، صراحتا اعلام كرد:

إعلموا أن أهل السنة و الشيعة مسلمون، تجمعهم كلمة لا إله إلا الله و أن محمدا رسول الله و هذا أصل العقيدة و السنة و الشيعة فيه سواء و عليه التقاؤهم، أما الخلاف بينهما فهو في أمور من الممكن التقريب فيها بينهما.

شيعه و سني، هر دو مسلمان هستند و گوينده لا إله إلا الله و محمدا رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم هستند و اشكال آنچناني كه ما بخواهيم شيعه را از مذاهب اسلامي جدا كنيم، ندارد.

ذكريات لا مذاكرات، عمر التلمساني، ص250 تا 249 - مجلة العالم، شماره519، ص40

استاد محمد أبو زهره كه از او به امام ابو زهره هم تعبير مي كنند، صراحت دارد:

لا شك أن الشيعة فرقة إسلامية . . . و لا شك أنها في كل ما تقول تتعلق بنصوص قرآنية أو أحاديث منسوبة إلي النبي.

شكي نيست كه شيعه، فرقه اي اسلامي است و از قرآن و احاديث مطالب خودشان را فرا مي گيرند.

تاريخ المذاهب الإسلامية، ص39

جناب شيخ سيد محمد طنطاوي، استاد الازهر معاصر مي گويد:

إن المسلمين سنة و شيعة مؤمنون بالله و بنبيه و إن اختلاف الآراء لا يقلل من درجة إيمان الأشخاص.

تمام مسلمانان، شيعه و سني، به خدا و پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم ايمان دارند و اختلاف آراء ميان آنها، ارتباطي به بحث ايمان و اسلام ندارد.

مجلة رسالة الثقلين، شماره دوم، سال اول، 1413 ه ، ص252

همچنين استاد محمد سرطاوي، نائب رئيس دانشگاه بزرگ شريعت اردن و يكي از مفتيان بزرگ اردن، صراحت دارد:

برادران شيعه، همانند ما، متعبد به قرآن و سنت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم هستند و در فروع و اصول، همانند ما از كتاب و سنت استفاده مي كنند.

مجلة رسالة الثقلين، شماره دوم، سال اول، 1413 ه ، ص90

استاد عبدالفتاح عبدالمقصود در كتاب في سبيل الوحدة الإسلامية، ص573 همين تعبير را دارد.

جناب احمد الحصري، استاد يار فقه مقارن در دانشگاه بزرگ شريعت الازهر، صراحت دارد:

يجب أن نفهم جميعا أنه لا خلاف بين الإمامية و اهل السنة في اصول العقائد ... فالإمامية كأهل السنة في توحيد الله و الإيمان برسوله محمد صلي الله عليه و آله و سلم ... .

لازم است كه همگي اين را بفهميم كه بين شيعه و سني در اصول عقائد مربوط به توحيد و نبوت و معاد، اختلاف وجود ندارد. اماميه مانند اهل سنت، در توحيد خدا و ايمان به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم، مانند ما هستند. همچنين در مسائل فقهي، همانطوري كه شافعي ها با مالكي ها اختلاف دارند، شيعه هم با مذاهب اسلامي اختلاف دارند و واجب است شكاف ميان شيعه و سني را برطرف كنيم و در صف واحد قرار بگيريم.

من الفقه الإسلامي، ص105 و 110 و 113 و 114

البته در اين زمينه من حرف زياد دارم و حدود 50 مورد از شخصيت هاي اهل سنت را در اينجا آورده ام كه همگي متوجه شده اند كه مذهب شيعه مانند ديگر مذاهب اسلامي، برگرفته از قرآن و سنت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم است.

در پايان، روايتي را در اين زمينه عرض مي كنم و سومين هديه من باشد به عزيزان شيعه تا به تشيعشان ببالند و عزيزان اهل سنت، حتي برادران عزيز وهابي كه تندرو و تكفيري نيستند، مقداري دقت كنند. روايتي كه ابن حجر عسقلاني از استوانه هاي علمي اهل سنت نقل مي كند كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود:

من أحب أن يحيا حياتي و يموت ميتتي و يدخل الجنة فليتول عليا و ذريته من بعده.

هر مسلماني كه دوست دارد همانند من زندگي كند، همانند من بميرد و داخل بهشت شود، بايد علي و فرزندانش را به عنوان وليّ براي خودش قرار بدهد.

الاصابة، ج2، ص485

روايتي ديگر:

أوصي من آمن بي و صدقني بولاية علي بن أبي طالب، فمن تولاه فقد تولاني و من تولاني فقد تولي الله و من أحبه فقد أحبني و من أحبني فقد أحب الله و من أبغضه فقد أبغضني و من أبغضني فقد أبغض الله عزوجل.

توصيه مي كنم تمام مسلماناني را كه به من ايمان آورده اند و پيامبري مرا تصديق كرده اند، به ولايت علي بن ابي طالب معتقد باشند. هر كس ولايت حضرت علي عليه السلام را بپذيرد، ولايت مرا پذيرفته است و هر كس به ولايت من متمسك شود، در حقيقت به ولايت خداوند تمسك جسته؛ و هر كس حضرت علي عليه السلام را دوست بدارد، مرا دوست داشته و هر كس مرا دوست بدارد، خدا را دوست داشته؛ هر كس با حضرت علي عليه السلام دشمني كند، با من دشمني كرده و هر كس با من دشمني كند، با خداوند دشمني كرده است.

كنزالعمال متقي هندي، ج11، ص610 - به نقل از معجم كبير طبراني و تاريخ دمشق ابن عساكر

آقاي هدايتي

اين دو حديث بسيار رسا و گويا، بيان كننده همه مطالب بوده و هست.

اگر مطلب تكميلي داريد، بفرمائيد تا به سؤالات بينندگان بپردازيم.

استاد حسيني قزويني

من كاري به آيات و رواياتي كه در مورد ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام است ندارم و نمي خواهم اشاره كنم؛ ولي من همه عزيزان روشنفكر اهل سنت را دعوت مي كنم به كتاب هاي لغت مراجعه كنند، نه تاريخ و تفسير و فقه و اصول و كلام و عقائد. ماده واو، صاد، ياء (وصي) را ببينند كه تمام لغت نويسان مانند تاج العروس زبيدي، لسان العرب ابن منظور و ... همه گفته اند كه از القاب اميرالمؤمنين عليه السلام در زمان پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم بوده است.

من از اينها سؤال مي كنم:

اگر پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم حضرت علي عليه السلام را به عنوان وصي و خليفه معرفي و معين نكرده، اين لقب وصي از كجا وارد كتاب هاي لغت شده است؟

عزيزان مي دانند كه معمولا واژه اي وارد كتاب هاي لغت مي شود كه وارد فرهنگ مردم شده باشد؛ يعني فرهنگ شناسان از واژه هايي بحث مي كنند كه مربوط به فرهنگ مردم است و اين واژه وصي، آنچنان در مورد اميرالمؤمنين عليه السلام استعمال شده كه از القاب اميرالمؤمنين عليه السلام شده است.

تاج العروس زبيدي، ج10، ص392 - لسان العرب، ج15، ص394 - كامل مبرد، ج2، ص151

به نظر من:

گر خانه كس است يك حرف بس است.

سؤالات بينندگان

سوال:

در رابطه با حوزه علميه عظيم آباد لوتك سيستان كمي توضيح دهيد.

جواب:

درباره حوزه علميه عظيم آباد لوتك، تقريبا يك سالي است كه درگيري است و آقايان اهل سنت، شيعه را مورد تاخت و تاز قرار دادند و حكومت اسلامي را مورد تاخت و تاز قرار دادند. حتي در نماز جمعه ها به برخي از بزرگان و مراجع جسارت هايي كردند.

من يك گلايه تندي دارم نسبت به آقاني كه خود را حافظ منافع شيعه مي دانند. هر چه باشد، در ماده 12 قانون اساسي به صراحت آمده است كه مذهب رسمي ايران، مذهب شيعه است و اين ماده قابل هيچگونه تغيير و تحول و تجديد نظري نخواهد بود.

در اين رابطه در سايت ها عليه شيعه حرف هاي زيادي زدند و متأسفانه دفاع نشد تا اينكه يكي از عزيزان يك مقاله اي را از زابل براي ما فرستادند و ما هم تحت عنوان «رد پاي شيطان در حوزه علميه لوتك» در سايت قرار داديم. سايت هاي خبري هم اين مقاله را مفصل آوردند.

من در اينجا، مصاحبه اي را كه معاون سياسي استاندار سيستان و بلوچستان در صدا و سيماي استان مطرح كرد و پرده را بالا زد (ياد آورد مي شوم) و (مي خواهم) افرادي را كه عليه شيعه توطئه مي كنند و توطئه شان خنثي شد را اشاره مي كنم:

قضيه به اين شكل است كه حدود 40 سال قبل، حوزه علميه اي در لوتك عظيم آباد زابل توسط مولوي محمد گل حسن زهي تأسيس مي شود كه از علماي سرشناس و شريف اهل سنت منطقه بوده است. ايشان، هم مورد تائيد شيعه بوده و هم مورد تائيد اهل سنت و نظام بوده است. يك حوزه علميه درست و جامعي را آقايان اهل سنت، طبق مباني اهل سنت تدريس مي كردند و طلبه ها هم آموزش مي ديدند. پس از فوت مولوي محمد گل حسن زهي، فرزندان ايشان اين حوزه را ادامه دادند تا اينكه دو نفر از مدرسيني كه هواي وهابيت داشتند، با مسئولين حوزه به مخالفت برمي خيزند و مسئولين اجازه نمي دهند كه تفكر وهابي در اين حوزه علميه تدريس شود. اين دو نفر از حوزه علميه خارج مي شوند و در حدود يك كيلومتري اين حوزه علميه، تعدادي كانكس تهيه مي كنند و منزل روستائي ها را در اختيار مي گيرند و تعدادي طلبه را براي تربيت تفكر وهابي آموزش مي دهند. از مجموع 98 طلبه آنجا، بيش از 50 طلبه افغاني بودند كه بدون مجوز و غير قانوني وارد ايران شده بودند. تعدادي از طلبه ها را از استان هاي كرمان و غيره آوردند. ولي از آنجايي كه اين حوزه علميه غير قانوني درست شده بود و هيچ مجوزي از دولت براي تأسيس نگرفته بودند، دولت چندين بار به اينها اخطار داد و آنها هم عمل نكردند تا اينكه قضيه در شوراي تأمين استان تصويب شد كه بايد اينجا تخريب شود. اعلام كردند كه طلبه ها آنجا را تخليه كردند و كتاب هاي آنها را بيرون آوردند و اقدام كردند به تخريب حوزه علميه. ولي متأسفانه ايادي وهابيت آمدند و يك سري فيلم هاي جعلي درست كردند مبني بر اينكه در اين حوزه علميه به قرآن ها جسارت شد، به كتاب هاي ديني اهانت شد و شروع كردند اينها را در ميان مردم منتشر كردن و جوي عليه شيعه به راه انداختن.

لذا، ما رسما اعلام مي كنيم كه اين فيلم هاي توزيع شده از تخريب حوزه علميه، جعلي و خلاف است و آمدند قضاياي غير قانوني را فيلم برداري كردند و خلاف را منتشر كردند. فيلم تخريب اين حوزه در دست مسئولين است و إن شاء الله مسئولين استان سيستان و بلوچستان اين فيلم را در اختيار عموم مردم قرار مي دهند.

اين را عزيزان داشته باشند كه برادران اهل سنت، مساجد و مدارسشان پنج برابر افزايش يافته، نماز جمعه هايشان ده برابر افزايش يافته است. الان در خود استان سيستان و بلوچستان در روزهاي جمعه، آماري كه بنده دارم و مربوط به يكسال قبل است، 256 نماز جمعه اهل سنت در يك استان سيستان و بلوچستان در روز جمعه برگزار مي شود. 22 نماز جمعه فقط در شهر زاهدان برگزار مي شود و تا بحال هيچگونه مزاحمتي براي اين نماز جمعه ها نبوده است.

* * * * * * *

سوال:

مگر مدينه مركز حكومت اسلامي در زمان خليفه سوم نبوده است، چرا بعد از خليفه سوم، به كوفه انتقال يافت؟

جواب:

بحث مفصلي دارد و إن شاء الله روزي كه قضيه جنگ جمل را خواستيم مطرح كنيم، آن را اشاره خواهيم كرد:

حضرت علي عليه السلام وقتي از مدينه به بصره حركت كرد، افرادي را فرستاد به كوفه تا نيروهاي كمكي بيايند، ولي متأسفانه ابوموسي اشعري با آن سوابق آنچناني، عليه اميرالمؤمنين عليه السلام سخنراني كرد و گفت كه جنگ اميرالمؤمنين عليه السلام اسلامي نيست و جنگ مسلمان كشي و برادر كشي است. ابن عباس رفت نزد او و به حرف او هم گوش نداد. امام حسن عليه السلام رفت و ديگران، تا اينكه مالك اشتر رفت و به هر نحوي بود، او را متقاعد كردند و خود ابوموسي اشعري عزل شد و فرد ديگري جايگزين شد و نيروهاي كمكي نظامي از كوفه به بصره آمدند. اميرالمؤمنين عليه السلام به هنگام برگشت احساس كرد كه كوفه به عنوان يك مركز توطئه عليه حكومت اميرالمؤمنين عليه السلام تبديل خواهد شد و صلاح ديدند كه كوفه را به عنوان مركز حكومت اسلامي قرار بدهند.

* * * * * * *

سوال:

بعد از شهادت حضرت علي عليه السلام، چرا دوباره امام حسن عليه السلام به مدينه برگشت و مركز حكومت اسلامي را به آنجا برد؟

جواب:

اين هم بحث مفصلي دارد. توطئه هاي معاويه (به اصطلاح آقايان، خالُ المومنين)، همان كسي كه بيش از 20 سال به نام كفر، عليه اسلام مبارزه كرد و جنگيد و موفق نشد و به نام اسلام آمد 18 ماه با اميرالمؤمنين عليه السلام جنگيد و بيش از 110 هزار مسلمان از طرفين از بين رفت و به تعبير صحيح بخاري و صحيح مسلم، (عمار ياسر را كشتند) عماري كه به تعبير نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم:

تقتله الفئة الباغية يدعونه إلي النار و يدعوهم إلي الجنة.

عمار اينها را به بهشت فرا مي خواند و اينها عمار را به سمت جهنم.

همين آقاي معاويه كه آقايان براي او قداست قائل هستند، پايه گذار تمام اين مفاسد شد و آقا امام حسن عليه السلام هم به عللي ديدند كه امكانات مبارزه با معاويه را نداشتند، آمدند صلح كردند نه بيعت. در برخي از ماهواره ها، برخي از ياوه گوها ياوه سرائي مي كنند بر اينكه امام حسن عليه السلام با معاويه بيعت كرد و اگر امام حسن عليه السلام امام بر حق بود، چرا با معاويه بيعت كرد؟ ما مي گوئيم كه هيچ بيعتي نكرد و صلح كرد تا اينكه ماهيت واقعي معاويه را براي مردم روشن كند.

يكي از ماده هاي همين صلح امام حسن عليه السلام اين بود كه اميرالمؤمنين عليه السلام و شيعيانش نبايد در بالاي منابر و خطبه ها، ناسزا گفته شوند. ما اگر هيچ دليلي براي حقانيت اهل بيت عليهم السلام و بطلان معاويه و دار و دسته اش نداشته باشيم غير از همين قضيه، كفايت مي كند.

* * * * * * *

سوال:

انتقاد من اين است كه چرا شبكه سلام، برنامه عربي ندارد؟

جواب:

ما بارها گفته ايم كه آماده هستيم و إن شاء الله بعد از ماه مبارك رمضان، برنامه هايي به زبان عربي فيلمبرداري مي شود و خدمت آقاي هدايتي فرستاده مي شود. ولي اگر آقاي هدايتي تكرار همين برنامه ما را ، زير نويس عربي كنند، خدمتي به عزيزان عرب زبان مي شود.

* * * * * * *

سوال:

خواستم بدانم كه ابوبكر و خالد بن وليد از كدام يك از اين مذاهب بودند؟ قتل مالك بن نويره و زنا كردن با همسرش، با كدام سنت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم مطابقت دارد؟ با كداميك از اين مذاهب مطابقت دارد؟ آيا هيچ سني به خودش اجازه مي دهد كه برادر سني خود را به قتل برساند و با همسرش زنا كند؟ همچنين عثمان از كداميك از مذاهب بود كه بايد جنازه اش سه روز روي زمين بماند و بعد از سه روز در قبرستان يهوديان خاك شود؟

جواب:

ما اين را مفصل قبلا هم صحبت كرده بوديم. اين قضيه را بزرگان اهل سنت، همه آورده اند. طبري در تاريخش، ج2، ص504 و ابن اثير در تاريخش، ج2، ص359 و مقريزي در الامتاع، ج14، ص240 نقل مي كنند كه وقتي خالد وارد مدينه شد، خليفه دوم با او برخورد كرد و گفت:

قتلت امرءا مسلما ثم نزوت علي امرأته، والله! لأرجمنك بأحجارك.

تو يك مسلمان را كشتي و با همسر او هم زنا كردي. قسم به خداوند كه تو را سنگسار مي كنم.

ما از عزيزان اهل سنت سوال مي كنيم:

خليفه دوم به خالد مي گويد تو يك مسلمان را كشتي و با زن او زنا كردي. آقاي عمر يا راست مي گويد و يا نادرست مي گويد. اگر راست مي گويد، پس خالد بن وليد زنا كرده است و چرا او را سنگسار نكردند؟ و اگر آقاي عمر دروغ گفته و افتراء زده است، بايد به او حد قذف جاري شود.

هيچ راه گريزي از اين ندارند و بايد يكي را انتخاب كنند.

اما در رابطه با عثمان، آقاي طبري در تاريخ خود، ج3، ص440 مي گويد:

وقتي عثمان را در محاصره قرار دادند، صحابه اي كه در خارج از مدينه بودند، به آنها نوشته شد كه اگر شما دنبال جهاد هستيد، الان جهاد در مدينه است و برگرديد. خليفه مسلمين اسلام را از بين برده است و بياييد در مدينه و عليه او جهاد كنيد. صحابه جمع شدند.

إن شاء الله به آنجا خواهيم رسيد كه قتل عثمان، جز به دست صحابه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم نبوده است. سه شبانه روز جنازه اش را از دفن ممانعت كردند و آقاي بخاري در اين مورد صراحت دارد كه بعد از اين سه روز:

فدفنوه في حش كوكب فلما ملكت بنو أمية أدخلوا ذلك الحش في البقيع فهو اليوم مقبرة بني أمية

عثمان را در قبرستان يهود دفن كردند. وقتي بني اميه روي كار آمدند، قبرستان حش را به قبرستان بقيع متصل كردند و فاصله را از بين بردند.

الان هم قبر عثمان در منتهي اليه قبرستان بقيع است.

* * * * * * *

سوال:

مقايسه بكنيد زمامداري حضرت علي عليه السلام را با دوران حكومت و خلافت ديگران.

جواب:

در شب 21 ماه رمضان عرض كردم كه خود احمد بن حنبل مي گويد اميرالمومنين قابل مقايسه با ديگران نيست. پس حكومت حضرت علي عليه السلام هم با ديگران قابل مقايسه نيست.

در آيه مباركه مباهله كه اميرالمؤمنين عليه السلام نفس پيامبر شمرده شده و اين بالاترين دليلي است كه علي همرديف نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم است؛ جز بحث نبوت. همانطوري كه نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم از همه خلائق حتي از انبياء و ملائكه مقرب افضل هستند، آقا اميرالمؤمنين عليه السلام هم از همه انبياء و ملائكه جز نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم افضل است. اين عقيده شيعه است در طول 15 قرن. آقايان مي خواهند اين را قبول كنند يا قبول نكنند. به آنهايي كه واقعا بغض و كينه حضرت علي عليه السلام را به سينه دارند و حاضر نيستند قبول كنند، مي گوييم:

مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ (سوره آل عمران/آيه119)

از غصه (وعصبانيت) بميريد.

حضرت علي عليه السلام همرديف نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم است و جان اوست و قابل مقايسه با هيچ احدي نيست. در برابر نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم، حضرت علي عليه السلام مي گويد:

انا عبد من عبيد محمد

من بنده اي از بندگان پيامبر هستم.

كافي، ج1، ص90

ولي با اين بندگي، از همه انبياء و ملائكه بالاتر است.

* * * * * * *

سوال:

در مورد اتحاد ميان شيعه و سني مي خواستم بگويم كه بايد به هر صورتي كه باشد، اين اتحاد ايجاد شود. كشورهاي ديگر دارند كشورهاي مسلمان را به خاك و خون مي كشند.

جواب:

ما بارها گفتيم كه وحدت ميان مسلمانان، از ضروري ترين مسائل است و ما معتقديم همانطوري كه نماز و روزه واجب است، اتحاد ميان شيعه و سني هم اينچنين واجب است. هرگونه حركتي بر تفرقه ميان مسلمانان باشد، گناهي نابخشودني است. ولي بحث بر اين است كه مراد از وحدت چيست؟ و راه وحدت چگونه است؟ اين را بايد بنشينيم و با هم صحبت كنيم.

اين را به بينندگان عزيز بگويم كه عزيزان اهل سنت كه در سراسر جهان عرض بنده را مي شنوند، تقاضا مي كنم كه شبكه هاي ماهواره اي شيعه را مقايسه كنند با يكي از شبكه هاي ماهواره اي وهابيت، مانند شبكه المستقله. بنده حدود 30 ماه است كه در خدمت بينندگان عزيز هستم، ببينند بحث هايي كه ما در اينجا مطرح مي كنيم، نسبت به اهل سنت حتي نسبت به وهابيت، يك جمله اهانت از بنده نشنيده اند. جسارت به معتقدات، حتي نسبت به ابن تيميه كه معتقد هستيم از نواصب است، كوچكترين فحش و ناسزا از زبان بنده در اين 30 ماه، نشنيده اند. من مجبور هستم كه اين را عرض كنم در همين ماه مبارك رمضان در همين شبكه المستقله، تحت عنوان الحوار الصريح، شيعه را كافر و مشرك معرفي كردند، شيعه منكر قرآن است. حتي آقايان اهل سنتي كه چشم ديدن شبكه سلام را ندارند (توجه كنند كه) در اين ماهواره وهابيت به ناموس شيعه جسارت كردند و ناسزا گفتند، بطوريكه همين جسارت به ناموس شيعه ها، باعث شد كه اين حوار و گفتگو، دو شب است كه تعطيل شده است. آيا شما حاضر هستيد در برابر اين جسارت هايي كه به شيعه شده است، بياييد دفاع يا اعتراض كنيد. آن وقت آن ناسزاگو مي گويد من نماينده اهل سنت جهان هستم. شيعه را اهانت مي كند و به معتقدات شيعه جسارت مي كند، به أئمه عليهم السلام ناسزا مي گويد، نسبت به حضرت ولي عصر (ارواحنا لتراب مقدمه فداه) ناسزا مي گويد، به ناموس شيعه اهانت مي كند و باز مي گويد من به عنوان نماينده رسمي اهل سنت هستم.

اين را بنده رسما اعلام مي كنم، اهل سنت رسما بايد تبري و بيزاري بجويند از افراد لاأبالي مانند شيخ احمد عدنان عرعور كه مي آيد به عنوان نماينده اهل سنت، اينچنين به فرهنگ شيعه جسارت مي كند. ما نه تنها ايشان را نماينده اهل سنت نمي دانيم، حتي نماينده وهابيت هم نمي دانيم. ما تا بحال از وهابيت هم جسارت به ناموس و زنان شيعه نشنيده بوديم، ولي امسال در شبكه المستقله اين را هم شنيديم.

البته به تعبير يكي از بزرگان، اينها را :

و لعل التاريخ يضبطها

تاريخ اينها را ثبت خواهد كرد.

* * * * * * *

سوال:

پيشنهاد مي كنم كه در شبكه شما مناظره هايي در مورد آيات قرآن صورت گيرد.

جواب:

چون در ماه رمضان كارهاي زيادي داشتم، إن شاء الله بعد از ماه رمضان آماده مناظره هستيم. از آقاي مولوي مراد زهي كه عزيز ما هستند و از ديگر آقايان كه واقعا آمادگي دارند، با منطق و گفتگوي دوستانه بنشينند و با هم گفتگو كنيم. بنده به عنوان يك بچه طلبه حوزوي اعلام آمادگي مي كنم با همه عزيزاني كه سِمَت تدريس در حوزه هاي علميه يا در دانشگاه ها را دارند يك گفتگوي دوستانه داشته باشيم نه مناظره.

* * * * * * *

بحث پاياني

اين را اشاره كنم كه اگر از اهل سنت مي خواهند بيايند صحبت بكنند يا نقد يا پيشنهادي دارند، در هفته آينده ما بحث پيدايش مذهب شيعه را مطرح مي كنيم. افرادي كه شيعه را متصل مي كنند به يهود، همانند عبد الله بن سبا يا اينكه مي گويند شعه بعد از وفات نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم يا بعد از قتل عثمان يا در جنگ صفين يا بعد از شهادت امام حسين عليه السلام پيدا شده، اينها را اول مطرح مي كنيم و به حول و قوه الهي، پاسخ هاي قوي و كوبنده را به اين افراد خواهيم دارد. مخصوصا آن ياوه سراي لندن كه هر روز عربده مي كشد و قضيه عبد الله بن سبا را مطرح مي كند، (جوابش را) از زبان شخصيت هاي علمي اهل سنت مطرح مي كنيم و بعد يك بخش مفصلي خواهيم داشت در رابطه با پيدايش مذاهب برادران عزيز اهل سنت؛ نسبت به خود نعمان بن ثابت ابو حنيفه، مالك بن انس، شافعي و احمد بن حنبل سخن خواهيم گفت و اينكه اينها خودشان فرمودند كسي حق ندارد از ما تقليد بكند و تقليد از ما حرام است. و اينكه چرا اين مذاهب پيدا شد و اينكه خود اتباع مذاهب به جان هم افتادند و اين هم از سياست هاي دشمنان اسلام بوده است. حنفي ها را عليه حنبلي ها، حنبلي ها را عليه شافعي ها، شافعي ها را عليه مالكي ها، حتي همديگر را تا حد تكفير جلو برده اند را در جلسه آينده يا بعد از آن بحث خواهيم كرد.

 

««« والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته»»»

 




Share
1 | سيد سروش | , انگلستان | ١٢:٠٠ - ٠٥ آبان ١٣٨٧ |
با سلام
متن بالا بسيار بسيار كامل و جامع مي باشد و مي توان به راحتي نتيجه گرفت كه حاصل سالها تجربه و مطالعه است....
سوالي برايم پيش آمد كه به واسطه ان با سايت شما آشنا شدم و ان اينکه "شرط پذيرش و قبول توحيد به ولايت مشروط است" يعني چه و چرا ؟؟؟

پاسخ:
دوست گرامي سلام ! شرط پذيرش توحيد و نيز قبولي تمامي اعمال ، پذيرش ولايت اهل بيت عليهم السلام است . يعني اگر كسي  تمامي اعمالش را همان طور كه خداوند دستور داده است ، انجام دهد ؛ ولي ولايت اهل بيت را نپذيرفته باشد ، اعمالش پذيرفته نخواهد شد .

علاوه بر روايت مشهور سلسلة الذهب ، روايات بسيار ديگري در كتاب&zwnjهاي پيروان اهل بيت وجود دارد كه اين مطلب را ثابت مي&zwnjكند . مرحوم شيخ كليني رضوان الله تعالي عليه در باب دعائم الإسلام ، پانزده روايت در اين باره نقل مي&zwnjكند كه چهارده روايت آن صحيح السند است كه ما به يكي از آن&zwnjها اشاره مي&zwnjكنيم :



5 عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الصَّلْتِ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسَةِ أَشْيَاءَ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلَايَةِ قَالَ زُرَارَةُ فَقُلْتُ وَ أَيُّ شَيْ&rlmءٍ مِنْ ذَلِكَ أَفْضَلُ فَقَالَ الْوَلَايَةُ أَفْضَلُ لِأَنَّهَا مِفْتَاحُهُنَّ وَ الْوَالِي هُوَ الدَّلِيلُ عَلَيْهِن&rlm ...

ثُمَّ قَالَ ذِرْوَةُ الْأَمْرِ وَ سَنَامُهُ وَ مِفْتَاحُهُ وَ بَابُ الْأَشْيَاءِ وَ رِضَا الرَّحْمَنِ الطَّاعَةُ لِلْإِمَامِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ- مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً- أَمَا لَوْ أَنَّ رَجُلًا قَامَ لَيْلَهُ وَ صَامَ نَهَارَهُ وَ تَصَدَّقَ بِجَمِيعِ مَالِهِ وَ حَجَّ جَمِيعَ دَهْرِهِ وَ لَمْ يَعْرِفْ وَلَايَةَ وَلِيِّ اللَّهِ فَيُوَالِيَهُ وَ يَكُونَ جَمِيعُ أَعْمَالِهِ بِدَلَالَتِهِ إِلَيْهِ مَا كَانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ حَقٌّ فِي ثَوَابِهِ وَ لَا كَانَ مِنْ أَهْلِ الْإِيمَان&rlm ... .

امام باقر عليه السّلام فرمود: بناى اسلام روى پنج چيز است؟ نماز و زكاة و حج و روزه و ولايت.

زراره گويد بحضرت عرضكردم: كداميك از اينها برتر است؟ فرمود: ولايت برتر است. زيرا ولايت كليد آنهاست و شخص والى دليل و راهنماى آنهاست (ائمه عليهم السّلام راهنماى نماز و زكاة و حج و روزه ميباشند و اين اعمال بدون راهنمائى آنها درست نيست).

 سپس فرمود: فراز امر دين و بلند ترين كار آن و كليد آن و در هر چيزى و خشنودى خداى رحمان طاعت امام است، پس از شناختن او، زيرا خدا عز و جل فرمايد (80 سوره نساء): «هر كه از رسول اطاعت كند محققاً خدا را اطاعت كرده و هر كه پشت دهد ما تو را نسبت به او نگهبان نفرستاديم» اما اگر مردى همه شب عبادت و هر روز روزه دارد و همه مالش را صدقه دهد و همه عمرش حج كند و ولايت ولى خدا را نداند تا پيرو او باشد و همه كارش به راهنمائى او باشد، او را بر خدا عز و جل حق ثوابى نيست و از اهل ايمان نباشد .

همچنين مي&zwnjتوان به روايت «من مات و لم يعرف امام زمانه ، مات ميتة الجاهلية» استناد كرد و روايات بسياري كه نقل همه آن&zwnjها از حوصله قسمت نظرات خارج است .



موفق باشيد



گروه پاسخ به شبهات


2 | مياوقي | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٢ بهمن ١٣٨٧ |
با سلام نكات قابل توجهي از مطالب ارائه شده قابل حصول است : 1- روايت (شناخت امام زمان خود) مورد قبول اهل سنت و تشيع مي باشد . 2- منظور از شناخت امام زمان خود چيست ؟ اين شناخت به چه طرقي امكانپذيراست ؟اساسا منظور از امام زمان كيست ؟ مطمئنا اين اتفاق نظر بين مسلمين وجود دارد كه ملاك سنجش اسلاميت يك فرد به طور كلي قرآن و سنت پيامبر است ولي مطمئنا همه ما بايستي اين را قبول داشته باشيم که درک قرآن و سنت از عهده ما که عوام هستيم خارج است لذا براي ما مسلمين قرآن و سنت لازمه است ولي کافي نيستند و به وجود افرادي نيازمنديم که قرآن و سنت را براي ما تشريح و تعريف و تفسير کنند مثل علي (رضي الله عنه) که در حقيقت همان قرآن مجسم بودند . وليکن در مورد اين افراد بحثي که وجود دارد اين است که : - اين افراد چه کساني هستند ؟و چگونه تعيين شده اند يا ميشوند؟آيا خداوند خود، ايشان را انتخاب نموده است يا اينکه نه فقط خداوند ملاک و معيار هاي اين افراد را بيان نموده اند ؟ در پاسخ به اين سوال هردو حالت را بررسي ميکنيم :اگر خداوند خود،ايشان را براي تفسير و تعريف و تشريح قرآن انتخاب نموده اند شبهه اي پيش ميآيد و آنهم اينکه در زمان غيبت امام زمان که هيچکس ادعاي ارتباط مستمر و گرفتن رهنمود از امام غايب را نمي تواند داشته باشد اين مسئوليت برعهده چه کساني است ؟اگرجواب اينست که برعهده ولايت فقيه است (والبته هم صحيح همين است ) حال سوال اينست که ولايت فقيه چگونه انتخاب ميشوند؟ اگر ما انسانها مطابق با معيارهاي قرآن و سنت و اهل بيت آنها را انتخاب ميکنيم پس به همان ابتداي مطلب برميگرديم و جواب سوال خود را درميابيم يعني امام در حقيقت همان ولي فقيه است که معيارهاي آن نيز در قرآن و سنت و اهل بيت ديده ميشود . 3- ذکر شده است که اهل سنت رئيس جمهور و ... را امام خود ميدانند ، در جواب ميتوان گفت که حتي يک رئيس جمهور نيز ميتواند امام يک جامعه باشد مثل امام خميني (رضوان الله عليه) که حقيقتا لايق امامت بودند و بوده اند و اين در واقع همان تعريف امامت از ديدگاه اهل سنت است ولي البته نبايستي اين مطلب را فراموش کنيم که معيار امامت(ولايت فقيه) همان قرآن و سنت و اهل بيت پيامبر بوده اند .

پاسخ:
با سلام
در مورد سؤال مورد شما بايد گفت :
1- قطعا تعيين و جعل امام براي تصدي منصب امامت بايد از طرف خداوند متعال صورت بگيرد همان طوري كه در قرآن با صراحت در رابطه با حضرت ابراهيم مي گويد: اني جاعلك للناس اماما و قطعا انتخاب خداوند متعال نيز ملاكهايي وجود دارد كه الله يعلم حيث يجعل رسالته و اين ملاک بعد از رسول خدا (ص) در هيچ کس به جز امامان دوازده گانه شيعه موجود نيست همانند عصمت ، علم ، شجاعت و ... كه موجب تعيين خداوند و ابلاغ رسول اكرم صلي الله عليه وآله گرديده است.
2- انتخاب ولايت فقيه ربطي به بحث امامت ندارد ؛ بلکه ولايت فقيه تنها اداره يک حکومت اسلامي در حدي که جامعه دچار نابودي نشود ، مي باشد، اما ولايت امام براي اداره کل جهان هستي است.
3- علت وجودي امام زمان تنها بحث ولايت ظاهري بر مردم نيست ؛ بلکه به علل مختلفي وجود امام (معصوم) لازم است همانند وساطت در فيض الهي و هدايت مردم به صورت مستقيم و يا توسط نائبان خويش همانند خورشيد در پس ابر ، که مردم از روشنگري او استفاده مي كنند.
و خداوند تبارك و تعالي در قرآن داستان حضرت خضر عليه السلام و كيفيت تصرف ولايي آن را بيان فرموده و و توضيح داره كه عدم شناخت مردم حتي حضرت موسي عليه السلام ،نقشي در ولايت او و دخالت ولايي او در امور مربوط به صلاح مردم نداشته است.
در زمان غيبت که ارتباط مستمر با امام زمان ممکن نيست (و همانطور که در قسمت سوم گفته شد اين منافات با اصل وجود امام ندارد) دو راه پيش روي ما است :
الف) انتخاب کسي که از آموزه هاي ديني به دور باشد
ب) انتخاب کسي كه با آموزه هاي ديني امام معصوم کمال آشنايي را دارد .
قطعا راه دوم بهترين روش است .
5- حال آيا انتخاب اين شخص بعنوان رهبر جامعه جايگزين ساير فوائد امام نيز مي شود ؟ يعني اگر در شب از چراغ قوه استفاده کرديم تا راه را پيدا کنيم آيا اين به معني بي نيازي کل کره زمين از خورشيد است ؟
و اين تفكر به اين معني است ، حال که خورشيد در دسترس مستقييم ما نيست ما با چراغ قوه (رؤساي جمهور - اگر اين مقدار نور داشته باشند!!! - مي توانيم از وجود خورشيد بي نياز باشيم حتي برا گرم نگه داشتن كره زمين و رساندن انرژي لازم براي موجودات حتي درختان و ميوه ها !!!!
6- شما فرموده ايد که امام خميني حقيقتا لايق امامت بوده اند .
اگر مقصود شما از امامت همان رهبري سياسي و تشكيل حکومت ظاهري است ، درست كه ما اعتقاد داريم که در زمان غيبت حضرت ولي عصر - ارواحنا فداه - کساني مانند ايشان را مي توانند براي اجراي قوانين اسلامي اقدام به تاسيس حكومت اسلامي نموده و رهبري جامعه به عهده بگيرند .
اما اگر مقصود شما آن است که ايشان مي توانند جاي خود امام معصوم را بگيرند ، اين ادعايي است باطل که هيچ كسي اين چنين ادعايي نكرده است و خود ايشان نيز خود را سربازامام زمان مي دانستند و به هنگام بردن نام حضرت ، جمله (روحي لتراب مقدمه الفداء) مي گفتند.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
3 | مهدي | , ایران | ٢٣:٤٨ - ٢٠ شهریور ١٣٨٩ |
سلام راستش يا خوندن مطالب بالا، دلم مطمئن‌تر شد از اين بابت ممنون ولي تو قرآن يک مضموني داريم به اين عنوان که- هر کس اعتقاد به يگاني خداوند داشته باشه اميد به بخشش از خداوند هم مي‌تونه داشته باشه. تا اينجا که هيچ منافاتي با مطالب شما نداره. ولي واقعاً خداوند هر کي به امامت علي (ع) اعتقاد نداشته باشه، راهي جهنم مي‌کنه. حالا اون شخص هر آدم خوب و عاشق به خدا باشه (مي‌دونيد وقتي قريب به اين جملات را مي‌شنوم يادم به داستان موسي (ع) و شبان ميافتم) و يادم به اون جمله که مضموناً مي‌فرمايد هر کس به شيعه (حذب) خودش شاده به نظر شما هر پيامبري نيومده که بگه خداوند يکي است؟ و مهم اين است نه اين‌گونه که هر حزبي با هر دليل و برهاني در فکر حق نشون دادنه حزب خودش باشه؟ (البته اين موضوع رو فقط به خودمون نمي‌گم) اللهم صل علي محمد و آل محمد
4 | ناهيد | | ٢٣:٣٦ - ٢٦ آبان ١٣٩٠ |
سلام ممنون متن كاملي بود ولي منم سوال اقا مهدي رو دارم واقعا عدم اعتقاد به امام علي (ع)جهنم رو به دنبال داره.
راستي ما كه اينقدر ادعامون ميشه كه خوبيم كه مسلمونيم كه حوزه داريم كه اخوند داريم چرا هيچ كارد نميكنيم؟چرا وهابيت موفق؟چرا دولت ما از اين خرجا براي تشيع نميكنه؟چرا.........؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
5 | بخت النصر | , ایران | ١٥:١٨ - ٢٨ آبان ١٣٩٠ |
سرکار خانم مومنه ناهيد
خرج شيعه را دولت اولي الامر الهي مي‌دهد و شيعه به خرج دول ديگر هيچ احتياجي ندارد.
اصولا خرج شيعه از زکات مومنين است نه از جزيه مومنين.
اين نکته را به خاطر بسپاريد.
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English