2018 May 27 - يکشنبه 06 خرداد 1397
تخريب قبور بقيع
کد مطلب: ٥٦١٠ تاریخ انتشار: ١٨ مهر ١٣٨٧ تعداد بازدید: 6117
سخنراني ها » شبکه سلام
تخريب قبور بقيع

شبكه سلام 87/07/18

 

لينک دانلود
 
بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 18 / 07 / 87

آقاي هدايتي

آغاز عملي پروژه هدم بقيع، در چه زماني بوده و چه وقت شروع كردند به ويراني حرم مطهر امامان معصوم (عليهم السلام) و مجريان اصلي اين طرح چه كساني بودند؟

استاد حسيني قزويني

آنچه كه به صراحت در تاريخ مي خوانيم، عبارت صريح ابن تيميه، تئورسين وهابيت و بزرگ نظريه پرداز آنان در كتاب منهاج السنه، ج2، ص437 است كه مي گويد:

فالمشاهد المبنية علي قبور الأنبياء و الصالحين من العامة و من أهل البيت كلها من البدع المحدثة المحرمة في دين الإسلام.

حرم هاي ساخته شده بر قبور انبياء و صالحين و اهل بيت، تمامشان از بدعت هاي حرامي است كه در دين اسلام ايجاد شده است و بر خلاف دين الهي است و نوعي شرك است.

اين اولين جمله صريحي است كه از منهاج السنه ابن تيميه استخراج شده است.

در حقيقت، بعد از آنكه افكار ابن تيميه با هجوم گسترده علماي شيعه و سني مواجه شد و بزرگان اهل سنت، مانند ذهبي و سُبكي، او را متهم به نفاق و زندقه و بي ديني كردند و محكوم كردند و به زندان انداختند و عاقبت هم در سال 728 در زندان قلعه دمشق، پرونده حياتش براي هميشه بسته شد، ديگر نامي از ابن تيميه در كتاب ها و محافل علمي نمي بينيم، جز اينكه ابن قيم جوزيه كه شاگرد او بود، مروج افكار ابن تيميه بود. ايشان هم در كتابزاد المعاد، ص661 صراحت دارد:

يجب هدم المشاهد التي بنيت علي القبور التي اتخذت أوثانا و طواغيت تعبد من دون الله و لا يجوز إبقاؤها بعد القدرة علي هدمها و إبطالها يوما واحدا، فإنها بمنزلة اللات و العزي أو أعظم شركا عندها

واجب است نابودي حرم هايي كه بر قبور اولياء بناء شده است و اين حرم ها، نوعي بت پرستي و توجه به طاغوت و عبادت غير خداوند است. حتي باقيماندن اين حرم ها بعد از قدرت داشتن بر تخريب آنها، ولو براي يك روز، گناه بزرگي است.

تعبيري وقيحانه بكار مي برد و مي گويد:

اين حرم ها، به منزله لات و عزي است، بلكه بزرگ تر از آنهاست.

پناه مي بريم به خداي عالم از اين عبارت وقيح ضد قرآن و سنت.

فتاواي ديگري هم از وهابيت هست و حتي قبل از ابن تيميه، افرادي به صورت كنايه اي و اشاره اي فتاوايي داشته اند، ولي اين دو، اين را صراحتا اعلام داشته اند.

اما اينكه اين پروژه از چه زماني آغاز شد؟ در دوره دوم تسلط آل سعود بر عربستان سعودي و حجاز است. در سال 1344 هجري قمري، يكي از مفتيان وهابي به نام بُلَيهِد، عبد الله بن سليمان بن سعود، متوفاي 1359 هجري قمري، علماي مدينه را جمع كرد و به زور و تهديد از آنها فتوا گرفت كه نابودي حرم أئمه (عليهم السلام) واجب است، نماز در كنار قبر بزرگان حرام است و اين كاري كه جاهلان در كنار ضريح بزرگان انجام مي دهند، تماماً نوعي شرك و بت پرستي است، حتي:

و ما يفعل عند هجرة النبي (صلي الله عليه و سلم) من التوجه إليها عند الدعاء و غيره و الطواف بها و تقبيلها و التمسح بها

دستور داد كه فتوا بدهيد اينها غير مشروع و شرك است. علماي مدينه هم با توجه به كشت و كشتاري كه دودمان آل سعود از علماء در هنگام فتح مكه مكرمه و طائف داشتند و جناياتي كه در كربلاء و نجف داشتند، از ترس جانشان فتوا دادند بر اينكه نابودي حرم أئمه (عليهم السلام) و بزرگان دين واجب است و نماز خواندن در كنار حرم بزرگان، خلاف شرع است. در سال 1344 - 85 سال قبل - اين جنايت بزرگ و هولناك و ضربه بر پيكره اسلام و جريحه دار كردن عواطف ميليون ها مسلمان، توسط دودمان آل سعود انجام گرفت.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

مزارها و مراقد چه كساني در حرم بقيع ويران شد؟

استاد حسيني قزويني

عزيزان مستحضر هستند كه يك ضرح فولادين در اصفهان براي أئمه بقيع (عليهم السلام) ساخته شد و حمل شد به مدينه و بالاي قبر امام حسن (عليه السلام) و امام سجاد (عليه السلام) و امام باقر (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام) و عباس عموس پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بناء شد. اولين كاري كه كردند، حرم أئمه (عليهم السلام) را ويران و اين ضريح فولادين را نابود كردند. در كنار اين، قبر فرزند نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) ابراهيم، قبر ام البنين، زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، اسماعيل پسر امام صادق (عليه السلام) را ويران كردند. بيت الاحزان - كه اميرالمؤمنين (عليه السلام) براي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ساخته بود و بخاطر شكايت مردم مدينه از گريه هاي جانسوز حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، ايشان مي رفت آنجا و گريه مي كرد و اين يادگار بزرگ فرزند نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، تا سال 1344 سالم بود، ولي آن - را هم ويران كردند. قبر عبد الله، پدر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را - كه در مسير شام بود - در همان سال 1344 ويران كردند. زادگاه امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام - تا آن زمان در مدينه بود - را ويران كردند. قبر حمزه سيد الشهداء را - كه در منطقه أحد بود - ويران كردند. قبر مالك بن انس، رهبر مالكي كه كه زيارتگاه مردم بود را ويران كردند. يعني آنچه كه مربوط به ميراث فرهنگي صدر اول اسلام بود و يادآور نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و اهل بيت (عليهم السلام) و صحابه و تابعين بود، همه را ويران كردند به بهانه اينكه آثار بت پرستي را از ميان ببرند.

البته اينها تصميم داشتند قبر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را ويران كنند كه دولت هاي اسلامي بويژه ايران، اولتيماتوم دادند كه اگر دست به حرم مطهر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و گنبد سبز آن بزرگوار بزنيد، رسما اعلان جنگ مي كنيم و مبارزه را با دولت سعودي آغاز مي كنيم. با توجه به اينكه دولت عربستان سعودي در سال 1234 در اثر حمله دولت مصر پاشيده شد و اكثريت آل سعود كشته شدند و از بين رفتند و حدود 80 سال زندگي مخفي داشتند و پناهنده شده بودند به كشورهاي اسلامي، ترس و دلهره در دودمان آل سعود بود و از ترس دولت هاي اسلامي، از تعرض به حرم پاك نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) خودداري كردند.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

آيا جديدا فتواهايي صادر شده است مبني بر هدم قبور پيشوايان دين و اماكن تاريخي؟ از طرف چه كساني و كِي صادر شده است؟

استاد حسيني قزويني

بينندگان عزيز و همه مسلمانان و مذاهب چهارگانه و ساير مذاهب اين را توجه كنند كه بزرگترين آرزوي آنها اين است كه روزي بروند كنار حرم پاك و مطهر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، همانند پروانه بر اطراف آن نازنين حرم بچرخند و اظهار عشق كنند و ارادت خود را نسبت به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اظهار كنند و اين را به عنوان يك ذخيره اي براي آخرت خود قرار دهند. اگر ترس از مسلمانان، در وهابيت نبود، يك آن و يك لحظه هم ضريح مطهر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و حرم پاك آن حضرت و گنبد خضراء را نمي گذاشتند به اين شكل بماند. دليل من براي اين قضيه، يكي از ليدرهاي وهابيت به نام ناصر الدين الباني است كه از او به بخاري دوران تعبير مي كنند. حتي بن باز، مفتي اعظم سابق عربستان سعودي گفته بود كه بايد به او بگوييم امام الحديث. ايشان يك شخصيت تأثير گذار است در ميان وهابيت. كتابي دارد به نام تحذير المساجد من اتخاذ القبور مساجد، در ص69 - 68 و مي گويد:

يكي از مسائلي كه مايه تأسف است، اين است كه قرن هاي متمادي، اين گنبد سبز عالي بر روي قبر شريف نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بناء شده و ضريحي كه از آهن و مس و بعضي از زخارف است بر روي قبر آن حضرت است:

ذلك مما لا يرضاه صاحب القبر نفسه.

قطعا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بر اين گنبد خضراء و ضريح مطهر راضي نيست.

ايشان آيا علم غيب دارد يا ملائكه به او فرموده اند كه صاحب قبر راضي نيست؟

ما يك جمله عرض مي كنيم، شما كه راست مي گوييد، بر دروغگو لعنت خدا و ملائكه و جميع جن و انس كه اينچنين از قول صاحب قبر إخبار مي كنيد. آن وقت مي آييد نسبت به أئمه (عليهم السلام)، كه ما معتقديم به إذن الله و تفويض نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) از غيب خبر مي دهند، ما مشرك هستيم ولي اگر الباني بيايد از غيب خبر بدهد و از قول نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مسئله قطعي بيان كند، اين عين توحيد است.

ايشان مي گويد:

اعتقد أن هذا من الواجب علي الدولة السعودية اذا كانت تريد أن تكون حامية للتوحيد حقا تحذير المساجد من إتخاذ القبور.

اگر واقعا دولت عربستان سعودي معتقد است كه حامي و ناشر توحيد است، واجب است اقدام كند براي نابودي اين ضريح مطهر و گنبد خضراء.

فتواي ديگر از لجنه عالي افتاي عربستان سعودي است. بينندگان عزيزي كه برنامه ما را دنبال مي كنند، ما بارها عرض كرديم كه در عربستان سعودي يك هيئتي است به نام هيئت عالي افتاي عربستان سعودي. تمام فتاواي مربوط به وهابيت، توسط اين هيئت صادر مي شود. يك مفتي اعظم دارد و يك نائب رئيس و دو سه عضو دارد. حتي خود دولت عربستان سعودي اگر مسئله شرعي برايش پيش بيايد، ناگزير است كه از اين هيئت عالي افتاء، مسئله را استفتاء كند و پاسخ بگيرد.

در اين لجنه، كل مطالبي كه بحث شده، در 20 جلد تحت عنوان فتواوا اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الافتاء چاپ شده است. در ج9، ص79، فتواي شماره 8263 از اين هيئت عالي سؤال كردند:

اگر در كشورهاي اسلامي يا در شهرهاي مسلمان نشين، بر روي قبر بعضي از بزرگان و صالحين، ساختمان و حرم بنا كنند و استناد كنند به حرم نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، آيا اين درست است يا خير؟

جواب:

لا يصح الاحتجاج ببناء الناس قبة علي قبر النبي (ص) علي جواز بناء قباب علي قبور الاموات، صالحين او غيرهم. لأن بناء أولئك الناس القبة علي قبره (ص) حرام يأثم فاعله.

كسي حق ندارد به استناد حرم نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و گنبد خضراء نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بر روي قبر صالحين حرم و ضريح بناء كند. زيرا آنهايي كه بر روي قبر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اينچنين حرم و قُبّه اي بناء كرده اند، كار حرامي مرتكب شده اند و انجام دهندگان آن، گنه كار هستند.

اينها علنا مي گويند كه سازندگان حرم و گنبد براي رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، كار حرام و خلاف شرع كرده اند.

تقاضا مي كنم كه بينندگان عزيز توجه ويژه داشته باشند به اين مسئله كه اگر روزي وهابيت بر جهان اسلام مسلط شوند، چه بلائي بر سر مقدسات اسلام خواهند آورد. جالب اينكه فتوا داده اند:

و يجب علي ولي أمر المسلمين أن يهدم ما بني علي القبور من المساجد؛ لأنها أسست علي غير التقوي و أن ينبش مَن دُفن في المسجد بعد بنائه و يخرج جثته من المسجد حتي عظامه و رفاته، لاعتدائهم بالدفن فيه و ينقل رفاته إلي المقبرة العامة في حفرة خاصة يسوي ظاهرها كسائر القبور و بعد ذلك لا حرج في الصلاة في المسجد المذكور لزوال المحذور.

بر ولي امر مسلمين (قبلا ملك فهد و فعلا ملك عبدالله، پادشاه عربستان سعودي و قبلا صدام در عراق و شاه و رئيس جمهور هر كشور ... ) واجب است كه تمام قبرهاي در مساجد را تخريب كنند و نبش قبر كنند و بشكافند و جسد آنها را حتي اگر به صورت پودر يا استخوان پوسيده باشد، خارج كنند و در قبرستان عمومي، چاله اي حفر كنند و در آنجا دفن كنند.

فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الإفتاء، ج6، ص270

يعني اگر آقايان وهابيت، ترس از مسلمانان نداشتند، اولين كاري كه مي كردند اين بود كه قبر حضرت اسماعيل (عليه السلام) و هاجر (سلام الله عليها) را در حجر اسماعيل بشكافند و اگر آثاري از استخوان هاي پوسيده آنها هست، از آنجا بيرون كنند و هزاران پيامبري كه در اطراف بيت الله الحرام دفن است را، اگر اينها قدرت پيدا كنند، تمام آنها را نبش قبر مي كنند و همه آنها را از آنجا بيرون مي كنند. و همچنين نسبت به ساحت مقدس نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، إبائي ندارند كه اينچنين كاري را نسبت به او مرتكب شوند. بنده بر اين عقيده هستم كه اگر اينها روزي قدرت پيدا كنند، حتي قبر خليفه اول و خليفه دوم را خواهند شكافت و اگر استخوان هاي پوسيده اي از آنها پيدا كنند، به قبرستان هاي عمومي منتقل خواهند كرد.

آخرين فتوايي كه در سايت ها ديديدم، فتواي بن جبرين و عبدالرحمن براج بود كه دو تن از مفتيان عربستان سعودي هستند و فتوا دادند هرگونه حرم سازي و بناي مسجد يا بناي ضريح و گنبد بر روي قبور بزرگان حرام و خلاف شرع است و واجب است كه حرم أئمه (عليهم السلام) - اميرالمؤمنين (عليه السلام) و امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) و حضرت عباس (عليه السلام) و حضرت زينب كبري (سلام الله عليها) و ... - را نابود كنند و جوانان را بر انجام اينكار تحريك كردند.

قابل توجه عزيزان اهل سنت شافعي كه براي آقاي شافعي، حرم و گنبد و بارگاه ساخته اند، و حنبلي ها و حنفي ها كه در بغداد بر روي قبر احمد بن حنبل و ابوحنيفه، گنبد و بارگاه ساخته اند و اموالي براي آن صرف كرده اند:

آقاي عبدالرحمن براج با كمال وقاحت فتوا داد:

تمام كساني كه كمك مي كنند براي ساختن قبور أنبياء و اولياء و صالحين و علماء:

هؤلاء محادون لله و لرسوله و مخالفون لشريعته

اينها دشمن خدا و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هستند و مخالف شريعت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هستند.

براي ديدن متن، سايت بن جبرين يا عبد الرحمن براج را در سايت گوگل يا ياهو جستجو كنيد و بنويسيد:

موقع عبدالرحمن براج يا موقع بن جبرين

* * * * * * *

آقاي هدايتي

آيا آيه اي از آيات قرآن داريم كه دلالت داشته باشد بر جواز برپائي مزار و بارگاه بر روي قبور بزرگان دين؟

استاد حسيني قزويني

ما دو آيه در قرآن داريم. حتي بزرگان اهل سنت در كتاب هاي تفسيري خود صراحت دارند كه اين دو آيه، دليل بر جواز مشروعيت جواز بناء بر روي قبور بزرگان و اولياء است.

آيه 21 سوره كهف:

إِذْ يَتَنَازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْيَانًا رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَي أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِدًا

بعد از روشن شدن قضيه اصحاب كهف، مردم مي آيند مي بينند كه اينها در درون غار از دنيا رفته اند. كساني كه آنجا حاضر شدند، دو دسته بودند؛ يك دسته كفار و يك دسته مؤمنين. نزاعي در گرفت. يك عده گفتند كه بر روي قبر اصحاب كهف، ساختمان يادبودي بناء مي كنيم. عده اي كه قدرت بيشتري داشتند و غلبه پيدا كردند بر دسته اول، گفتند كه ما بر روي قبر آنها مسجد بناء مي كنيم.

كتاب تفسير طبري - كه آقاي ابن تيميه ارادت ويژه اي به ايشان دارد و مي گويد اين تفسير از جعليات و موضوعات برئ است- صراحت دارد:

فقال المشركون نبني عليهم بنيانا، فإنهم أبناء آبائنا و نعبد الله فيها؛ و قال المسلمون: نحن أحق بهم، هم منا، نبني عليهم مسجدا نصلي فيه و نعبد الله فيه.

مشركين گفتند: ما بر روي قبر آنان ساختمان يادبودي بناء مي كنيم، چون آنان فرزندان اجداد ما هستند.

مسلمانان گفتند: ما سزاوارتريم، چون آنان مؤمن و موحد بودند و بر روي قبر آنها مسجد بناء مي كنيم و در اين مسجد عبادت مي كنيم.

جامع البيان طبري، ج15، ص278 - درالمنثور سيوطي، ج4، ص217 - فتح القدير، ج3، ص277

اين صراحت دارد هم بر جواز بناي مسجد بر روي قبور، هم نماز خواندن و عبادت كردن.

آقاي زمخشري، يكي از استوانه هاي علمي اهل سنت در تفسير اين آيه تعبيري دارد و مي گويد:

لنتخذن علي باب الكهف مسجدا، يصلي فيه المسلمون و يتبركون بمكانهم

بر درب غار، مسجدي بناء مي كنيم تا مسلمانان در آنجا نماز بخوانند و به محل دفن اصحاب كهف تبرك بجويند.

كشاف زمخشري، ج2، ص477 - تفسير نسفي، ج3، ص8

مسئله روشن و واضح است. اين آيه صراحت دارد بر جواز بناء بر قبور و نماز خواندن و عبادت در آنجا و تبرك جستن به قبور اولياء الهي.

آيه 36 سوره نور:

فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْآَصَالِ.

در خانه هايي كه خداوند اجازه داده است تا اين خانه ها برافراشته شود و نام خدا در اين خانه ها برده شود و صبحگاهان و عصرگاهان، تسبيح خداوند در آنجا گفته شود.

اولا مراد از بُيُوتٍ چيست؟

در روايات داريم كه وقتي اين آيه نازل شد:

فقام إليه رجل، فقال: أي بيوت هذه يا رسول الله؟ قال: بيوت الأنبياء. فقام إليه أبو بكر، فقال: يا رسول الله! هذا البيت منها لبيت علي و فاطمة؟ قال: نعم من أفاضلها.

يكي از صحابه از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) سؤال كرد: اي رسول خدا! مراد از اين بيوت چيست؟ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: مراد، خانه هاي انبياء است. آقاي ابوبكر بلند شد و گفت: آيا خانه علي و فاطمه هم جزء خانه هاي أنبياء هستند؟ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: بله، از افضل ترين آن خانه هاست.

درالمنثور سيوطي، ج5، ص50 - تفسير ثعلبي، ج7، ص107 - شواهد التنزيل حسكاني، ج1، ص533 - تفسير آلوسي، ج18، ص174

پس مراد از بيوت، بيوت أنبياء است و خانه حضرت علي (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) هم از برترين آن خانه هاست.

مراد از تُرْفَعَ و برفراشتن چيست؟

جناب ابن عباس و مجاهد، كه از مفسران بنام اسلامي هستند، رأي داده اند كه مراد از تُرْفَعَ يعني:

تُبني و تُعلي

ساختمان بناء شود و برافراشته شود.

تفسير بحر المحيط، ج6، ص421 - زاد المسير ابن جوزي، ج5، ص364

برخي مانند حسن بصري و ضحاك گفته اند كه مراد از آن، احترام و گرامي داشتن آن خانه هاست.

زاد المسير ابن جوزي، ج5، ص364

هر معنايي كه بگيريم - چه بناء و چه برافراشته شدن و چه گرامي داشتن -، بناء بر قبور انبياء و اولياء و حرم سازي و گنبد سازي، يكي از مصاديق بارز گرامي داشتن بيوت أنبياء و أئمه (عليهم السلام) است.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

آيا براي ساختن حرم براي بزرگان دين، دليلي از سيره صحابه داريم و زيارت قبور بزرگان دين در سيره صحابه و تابعين چگونه بوده است؟ در مورد زيارت قبور بزرگان دين، سيره علماي سلف از اهل سنت چگونه بوده است؟

استاد حسيني قزويني

يكي از بهترين مصاديقي كه نياز به دليل ندارد و:

آفتاب آمد دليل آفتاب

قبر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است كه مربوط به قرن7 و 8 يا 11 و 12 نيست؛ بلكه مربوط به عصر صحابه است. در زمان خود صحابه، اول كسي كه براي قبر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) ديوار بناء كرد، شخص آقاي عمر بن خطاب بوده است.

وفاء الوفاء سمهودي، ج2، ص541

همچنين:

و بَنَت عائشة حائطا بينها و بين القبور و كانت تسكنها و تصلي فيها قبل الحائط و بعده

خود أم المومنين عايشه در كنار قبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، قبل از اينكه ديواري بر اطراف قبر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بناء شود و بعد از بناء ديوار، در آنجا هم سكونت داشت و هم عبادت مي كرد

وفاء الوفاء سمهودي، ج2، ص544

عبدالله بن زبير - كه آقايان اهل سنت به او ارادت دارند - آمد اين حائط را از بين برد و بناء جديدي ساخت.

عمر بن عبدالعزيز آمد اين بناء را از نو ساخت و توسعه داد.

جالب اينكه وليد بن عبدالملك، از خلفاي اموي، به عمر بن عبدالعزيز كه از طرف ايشان حاكم مدينه بود، دستور داد تا حرمي كه بر روي قبر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است را از بين ببرد و توسعه بدهد و حجرات زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را هم وارد حرم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كند.

البداية و النهاية، ج9، ص89

آقايان صراحت دارند بر اينكه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، فاطمه بنت اسد را در درون مسجد دفن كرد.

وفاء الوفاء سمهودي، ج2، ص517

قبر آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام) در زمان هارون بناء شد و مورد توجه تمام مسلمانان بوده است.

موسوعة العتبات المقدسة، ج6، ص97

قبر آقا امام كاظم (عليه السلام) در قرن 3 و 4 هجري در بغداد بناء شد.

سير اعلام النبلاء، ج6، ص274

جالب اينكه قبر سلمان فارسي در مدائن، توسط صحابه و تابعين بناء شد.

تاريخ بغداد، ج1، ص163

قبر طلحه و زبير كه در جنگ جمل كشته شدند و در بصره بود، بر روي قبر آن دو، توسط اهل سنت و تابعين، بناء و حرم ساخته شد.

رحلة ابن بطوطة، ج1، 187 - المنتظم ابن جوزي، ج4، ص387

قبر ابو ايوب انصاري، صحابه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كه در سال 52 در جنگ روم به شهادت رسيد، در تركيه در شهر وان، داراي گنبد و زيارتگاه و بارگاه است.

همچنين قبور ائمه مذاهب اربعه كاملا روشن و واضح است:

قبر آقاي مالك در مدينه بوده و زيارتگاه عموم مردم بود.

قبر محمد بن ادريس شافعي، الان در مصر زيارتگاه مردم است.

قبر ابوحنيفه و احمد بن حنبل در بغداد مورد توجه اينها است.

تقاضا دارم كه حضرات اهل سنت شافعي مذهب كه الان صداي ما را مي شنوند يا تكرار برنامه را مي بينند، به اين عبارت توجه كنند:

آقاي خطيب بغدادي كه از استوانه هاي علمي اهل سنت است، مي گويد:

سمعت الشافعي يقول: إني لأتبرك بأبي حنيفة و أجئ إلي قبره في كل يوم - يعني زائرا - فإذا عرضت لي حاجة صليت ركعتين و جئت إلي قبره و سألت الله تعالي الحاجة عنده، فما تبعد عني حتي تقضي.

شافعي، رهبر شافعي ها مي گفت: من هر روز مي رفتم كنار قبر ابوحنيفه و به قبر او تبرك مي جستم. وقتي مشكلي براي من پيش مي آمد، كنار قبر او دو ركعت نماز مي خواندم و متوسل مي شدم و حاجتم برآورده مي شد.

تاريخ بغداد، ج1، ص135 - مناقب ابوحنيفه خوارزمي، ج2، ص199 - المنتظم ابن جوزي، ج16، ص1100 - وفيات الاعيان ابن خلكان، ج5، ص414 - دول الاسلام، ص92

ابن حجر عسقلاني مي گويد:

امام شافعي در ايامي كه بغداد بود:

كان يتوسل بالامام ابي حنيفة

به ابو حنيفه متوسل مي شد.

الخيرات الحسان في مناقب الامام ابي حنيفه النعمان، ص94 - الدررالسنيه زيني دحلان، ص28

در كتاب دُوَل الاسلام، ص344، صراحت دارد كه قبر محمد بن ادريس شافعي در مصر داراي گنبد و بارگاه بوده و مورد عنايت مردم است.

ذهبي در مورد قبر احمد بن حنبل در بغداد مي گويد:

ضريحه يُزار ببغداد

ضريح احمد بن حنبل زيارتگاه مردم بغداد است.

دول الاسلام، ص103

سخن در اين موارد بسيار است؛ ولي بنده به اختصار اين چند مورد را اشاره كردم.

همچنين آقايان اهل سنت، نسبت به مراقد و مزار أئمه (عليهم السلام) ارادت ويژه اي داشتند.

آقاي ابو علي خلال، متوفاي 242 هجري كه استاد و شيخ حنبلي هاي عصر خويش بود، مي گويد:

ما همني أمر، فقصدت قبر موسي بن جعفر، فتوسلت به إلا سهل الله تعالي لي ما أحب.

هرگاه مشكلي براي من پيش مي آمد، كنار قبر موسي بن جعفر (عليه السلام) مي رفتم و به او متوسل مي شدم و مشكلاتم برطرف مي شد.

تاريخ بغداد، ج1، ص133

محمد بن مأمل نقل مي كند:

ابن خزيمه كه پيشواي اهل حديث و مورد قبول تمام وهابي ها و حنبلي ها است، مي گويد:

بر سر قبر امام رضا (عليه السلام) مي آمد و آنچنان در برابر قبر و ضريح مطهر ايشان تعظيم و تواضع مي كرد كه توجه همگان را جلب مي كرد و همه حيرت و مبهوت بودند كه اين شخصيت اهل سنت، اينچنين در برابر قبر امام رضا (عليه السلام) تعظيم مي كند.

تهذيب التهذيب ابن حجر، ج7، ص339

اين عبارت را بينندگان بارها از بنده شنيده اند كه ابن حبان، از علماي مشهور و رجال نويس اهل سنت، مي گويد:

و ما حلت بي شدة في وقت مقامي بطوس، فزرت قبر علي بن موسي الرضا صلوات الله علي جده و عليه و دعوت الله إزالتها عني إلا أستجيب لي و زالت عني تلك الشدة و هذا شئ جربته مرارا فوجدته كذلك.

من مدتي در طوس بودم و هر وقت برايم مشكلي پيش مي آمد، كنار قبر علي بن موسي الرضا (صلي الله علي جده و عليه) مي رفتم و مشكلم را مي گفتم و برطرف مي شد. من بارها اين قضيه را آزمودم و تجربه كردم و هر وقت متوسل به قبر علي بن موسي الرضا شدم، بي نتيجه از كنار قبر او بيرون نيامدم.

الثقات ابن حبان، ج8، ص457

از باب «ختامه مسك» هم اين را بگويم:

روايتي از امام جواد (عليه السلام) است كه مي فرمايد:

هر كس حاجت و گرفتاري داشته باشد و برود طوس و وارد حرم پدرم شود و او را زيارت كند و در بالاي سر آن حضرت، دو ركعت نماز بگذارد، در قنوت نماز، هر دعائي بكند، به اجابت مي رسد و هر حاجتي بخواهد، برآورده مي شود.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال:

كساني كه زيارت قبور را رد مي كنند، آيا دلائل قرآني دارند؟

جواب:

خير، هيچ دليل قرآني ندارند و فقط روايت جعلي كه در صحيح بخاري و بعضي كتاب هاي ديگر آورده اند مانند حديث ابوالهياج و حديث «اتخاذ اليهود قبور أنبيائهم مساجد» را كه در جلسات قبل مفصل توضيح داده ايم. اينها مي گويند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) لعنت كرد يهوديان و مسيحيان را:

لعنة الله علي اليهود و النصاري اتخذوا قبور أنبيائهم مساجد

صحيح بخاري، ج1، ص112

خود اين روايت با قرآن منافات دارد. قرآن نسبت به أنبياء بني اسرائيل صراحت دارد و مي گويد:

وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ (سوره آل عمران/آيه181)

بني اسرائيل، أنبياء خود را به ناحق مي كشتند

و:

فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (سوره آل عمران/آيه183)

مگر مي شود كه بني اسرائيل و يهود و نصاري، پيامبران را بكشند و براي آنها هم حرم و بارگاه و مسجد بسازند. مضافا اينكه ما در ميان قوم يهود و نصاري، در هيچ جا نداريم كه بر روي قبور أنبياء و اولياء الهي، مسجد بناء كرده باشند.

* * * * * * *

سؤال:

نظر شما در مورد صلوات فرستادن هنگام شنيدن ذكر حضرت علي (عليه السلام) چيست؟

جواب:

قطعا امر زيبنده اي است و رضاي خداوند و آقا امام زمان (عليه السلام) در آن است؛ بلكه اگر نام هر يك از أئمه (عليهم السلام) كه بيايد و ما صلوات بفرستيم، قطعا يك شعار قرآني و اسلامي است.

* * * * * * *

سؤال:

در مورد آيه 62 سوره بقره كه خداوند گفته ستاره پرستان نيز به اجر خداوند نائل مي شوند، توضيح دهيد.

جواب:

إِنَّ الَّذِينَ آَمَنُوا وَ الَّذِينَ هَادُوا وَ النَّصَارَي وَ الصَّابِئِينَ مَنْ آَمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآَخِرِ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لَا هُمْ يَحْزَنُونَ (سوره بقره/آيه62)

ما الان هم مي گوييم كه هر يك از يهود و نصاري كه به خداوند و روز آخرت ايمان بياورند و به حضرت موسي (عليه السلام) و حضرت عيسي (عليه السلام) كه بشارت به آمدن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) داده اند ايمان بياورند و عمل صالح داشته باشند، بله، اجرشان با خداوند است. اگر اينها ايمان به خدا و قول حضرت موسي (عليه السلام) و حضرت عيسي (عليه السلام) دارند، قطعا بايد ملتزم به اسلام و نبوت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) باشند. عمل صالحي كه مي خواهند انجام بدهند، بالاترين مصداق عمل صالح، خضوع در برابر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است كه بشارت تورات و انجيل درباره او هست.

* * * * * * *

سؤال:

در حديث منزل كه شما گفتيد اميرالمؤمنين (عليه السلام) غير از نبوت، تمام مقام پيامبر را دارد، آيا نبوت زير مجموعه امامت نيست؟ چون مقام امامت از نبوت بالاتر است.

جواب:

إن شاء الله چند جلسه مفصل در اين باره بايد صحبت كنيم. يكي از اساسي ترين ادله شيعه بر حقانيت مذهب شيعه و امامت حضرت علي (عليه السلام)، حديث منزلت است كه در صحيح بخاري و صحيح مسلم هم آمده است و در طول تاريخ مورد توجه همه بزرگان بوده است. در برخي از روايات حديث منزلت اين تعبير آمده است:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:

يا علي! أ ما ترضي أن تكون مني بمنزلة هارون من موسي إلا أنك لست بنبي، إنه لا ينبغي أن أذهب إلا و أنت خليفتي، أنت وليي في كل مؤمن بعدي.

تو خليفه من هستي و ولي كل مومنين بعد از من هستي.

مسند احمد، ج1، ص331 - مجمع الزوائد هيثمي، ج9، ص120 - سنن كبري نسائي، ج5، ص113 - خصائص أمير المؤمنين (ع) نسائي، ص64 - معجم كبير طبراني، ج12، ص78 - كتاب تخريج السنة بن أبي عاصم، الباني، ج2، ص337

* * * * * * *

سؤال:

وقتي زبير در جنگ جمل كشته شد، چرا حضرت علي (عليه السلام) بالاي سر زبير گريه كرد؟

جواب:

يكي از بحث هايي كه در رابطه با مذاهب اسلامي خواهيم داشت، مو شكافي جنگ جمل است كه انگيزه جنگ جمل چه بود؟ چرا و به چه انگيزه اي عايشه را از مكه و طلحه و زبير را و دسته اي ديگر را تحريك كردند و در برابر آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام) قرار دادند؟ و نزديك 30 هزار نفر از صحابه كشته شد. بطوريكه وقتي عايشه متذكر جنگ جمل مي شد، گريه مي كرد و افسوس مي خورد كه اي كاش مرده بودم و قضيه جنگ جمل از طرف من صورت نمي گرفت.

* * * * * * *

سؤال:

چرا أئمه (عليهم السلام)، زير پاي عباس، عموي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دفن شده اند؟ با آنكه مقام آنان بالاتر عباس است.

جواب:

البته من احساس مي كنم كه سؤال ايشان اشتباه است؛ چون قبرستان بقيع يك قبرستان عمومي بوده و آنجايي كه مخصوص اهل بيت (عليهم السلام) بوده است، آوردند او را دفن كردند. اگر اين عزيز دقت كنند، قبر 4 امام ما جلوتر از قبر عباس است نه زير پاي عباس.

* * * * * * *

سؤال:

تاريخچه مختصري از قبرستان بقيع را براي ما بيان كنيد.

جواب:

تاريخچه قبرستان بقيع براي قبل از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است. مردم مدينه و اوس و خزرج و ديگران هم در آنجا اموات خود را دفن مي كردند. بعد از اينكه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به مدينه آمد، شهداي احد و بدر را در آنجا دفن كردند. نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم رسما خودش به زيارت قبور مي رفتند.

* * * * * * *

سؤال:

در اينترنت مطلبي درباره يزيد ديدم و از او به اميرالمؤمنين (عليه السلام) تعبير كرده بودند و نوشته بودند كه اگر امام حسين (عليه السلام) در كربلاء شهيد نمي شد، يزيد جزء خلفاء راشدين بود و امام حسين (عليه السلام) جزء خوارج. در اين مورد توضيح دهيد.

جواب:

الان يكي از اموري كه وهابيت عنايت دارند امروز در عرصه بين المللي بزرگنمايي كنند، قضيه تكريم و تعظيم معاويه و يزيد بن معاويه است و ما هم در اين زمينه صحبت كرده ايم و إن شاء الله در ماه محرم امسال، اگر خداوند توفيق دهد، در مورد تكريم و تعظيم وهابيت نسبت به يزيد كه اينهمه قلم فرسائي مي كنند و كتاب تأليف مي كنند و چه انگيزه اي دارند، صحبت خواهيم كرد. هيچ شبهه اي نداريم كه هدف نهائي وهابيت از تكريم يزيد، عبارت است از دهان كجي به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و آقا امام حسين (عليه السلام).

* * * * * * *

سؤال:

. . . . . . . ؟

سؤال ناقص ماند و ظاهرا در مورد حوزه علميه لوتك زاهدان بود. ...

جواب:

يكي از اساتيد حوزه علميه لوتك زاهدان چند هفته پيش زنگ زد و گفت:

من مداركي دارم بر اينكه صحبت هاي ما بر خلاف آن است.

بنده در آن صحبت مطالبي را نقل كردم كه در صدا و سيماي استان سيستان و بلوچستان پخش شده بود و بنده هيچگونه مسئوليتي در رابطه با آن قضيه ندارم. از اين عزيز هم خواستم كه اگر مطالب مستندي بر خلاف آنچه كه من گفتم دارد، ارائه دهد و ما اين شهامت را داريم كه اگر خلاف گفته مان، مطلبي ثابت شود، با كمال شهامت مطلب خلاف آن را براي بينندگان عزيز نقل خواهيم كرد.

عزيزان بدانند، آنچه كه امروز در جامعه شايع شده و برخي هم اعتراف كرده اند و إن شاء الله هم كه دروغ باشد، ولي اگر راست باشد و براي اينكه چهره شيعه را مشوش كنند، بيايند قرآن را در زباله دان بياندازند و از آن فيلمبرداري كنند و براي مشوش كردن چهره حكومت شيعي، در ميان مردم پخش كنند و همان كاري را كنند كه معاويه در جنگ صفين كرد را انجام بدهند، جسارت به قرآن مجيد است. اگر واقعا آنطور كه براي ما گفته شده باشد، برخي اعتراف كرده اند و ساير مستندات را مي خواهند به صورت فيلم در بياورند و من هم از آقاي هدايتي مُصّرانه تقاضا مي كنم كه آن را چندين بار از شبكه سلام پخش كنند تا چهره كساني كه به وهابيت و عربستان سعودي متصل هستند، نمايان شود. اينها طرفدار قرآن نيستند و حاضرند براي رسيدن به اهدافشان، قرآن را به زباله دان بياندازند و پاره پاره كنند و فيلم بگيرند و پخش كنند. البته ما آرزو مي كنيم كه اين قضيه دروغ باشد و إن شاء الله كه دروغ است. اما اگر راست باشد، بايد گفت:

ويل، ثم ويل، ثم ويل، ثم ويل.

براي آن كساني كه مي گويند ما تابع كتاب خدا هستيم.

* * * * * * *

سؤال:

آيا شيعيان اعتقاد دارند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) عالم الغيب بوده است؟ اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) عالم الغيب بوده است، آيا نمي دانستند كه بعد از ازدواج با عايشه، او فاسد از آب در مي آيد به قول شما؟ آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نمي دانستند كه بعد از وفاتش، بر سر دخترش حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و دامادش حضرت علي (عليه السلام) و خاندانش چه بلاهائي درمي آورند؟ نمي توانستند به همان مسلمانان بگويند كه جلوي آنها را بگيريد و از گروه من خارج كنيد و آنها خيانت مي كنند؟

خود شما هم فرموديد كه خداوند در صلح حديبيه به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود كه من شما را نصرت خواهم كرد. پس اگر اينها خراب بودند، خداوند هم ايشان را نصرت مي كرد.

چرا مي گوئيد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) با آن مكتب بزرگ و عظيم خود، فقط 4 نفر از آنان باقي مي مانند و بقيه مرتد مي شوند؟

جواب:

نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) همه اين قضايا را گفته است و خودش هم مكلف نبوده كه به علم غيب خودش عمل كند. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مگر در هنگام رحلت خود نگفت كه كاغذ و قلمي بياوريد و بنويسم براي شما چيزي را كه بعد از من گمراه نشويد و همين صحابه اي كه شما از آنها حمايت مي كنيد و آنها را ناشر فرهنگ اسلام مي دانيد، مگر نگفتند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هذيان مي گويد؟ اين را جواب بدهيد. حداقل سوره جمعه را كه مي خوانيد، كمي تفكر كنيد در آن:

وَ إِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَ تَرَكُوكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجَارَةِ وَ اللَّهُ خَيْرُ الرَّازِقِينَ (سور جمعه/آيه11)

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در داخل مسجد خطبه مي خواند و صداي دوقل و تجارت آمد و همه رفتند به سراغ لهو و لعب و تجارت و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را در بالاي منبر تنها گذاشتند.

من از شما سؤال مي كنم كه اگر يك مولوي در مسجد مشغول خطبه خواندن است و مردم صداي تجارت يا طبل و دوقل را بشنوند و خطبه را رها كنند و بيرون بروند، اين آقاي خطيب درباره اين مردم چه تعبيري بكار مي برد و چه قضاوتي مي كند؟ شما ببينيد در صحيح بخاري، ج1، ص225 روايت مي كند:

وقتي اين قضيه اتفاق افتاد، مسجد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مملو از جمعيت بود و جز 12 نفر، همه بيرون رفتند.

شما ما را متهم مي كنيد كه نسبت به صحابه چنين و چنان مي گوييد، حال آنكه اين آيه قرآن است و شوخي بردار هم نيست.

درباره مرتد شدن همه، غير از 4 نفر، شما از خود عايشه سؤال بفرمائيد. آقاي ابن كثير دمشفي سلفي در كتاب البداية و النهاية، ج6، ص336 از قول عايشه نقل مي كند:

لما قبض رسول الله صلي الله عليه و سلم ارتدت العرب قاطبة و اشرأبت النفاق.

اگر در روايات ما آمده است كه 4 يا 5 نفر ماندند، در روايات شما آمده كه همه عرب مرتد شدند و يك نفر هم نماند.

تاريخ دمشق ابن عساكر، ج30، ص314 - نيل الأوتار شوكاني، ج1، ص36 - طبقات ابن سعد، ج2، ص191 - سنن كبري بيهقي، ج8، ص177 - مصنف ابن ابي شيبه، ج1، ص59 - تفسير قرطبي، ج8، ص147 - مستدرك الصحيحين، ج3، ص260

شما برويد از خود عايشه سؤال كنيد كه قضيه چه بوده است؟

صحيح بخاري، ج7، ص208 صراحت دارد بر اينكه:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: صحابه من وارد آتش مي شوند و جز تعداد اندكي از آنها، خلاصي نمي يابند.

چرا ما را متهم مي كنيد؟ شما آيات قرآن را ببينيد كه درباره صحابه چه حكم مي كند؟ صحيح بخاري چه دارد؟ حديث خود ام المومنين عايشه چه دارد؟

البته ما معتقد نيستيم كه تمام صحابه مرتد شدند. بارها گفته ايم كه حديث:

ارتدت الصحابة بعد رسول الله الا ثلاثه او اربع.

اولا سندا ضعيف است و ثانيا مراد از اين ارتداد، ارتداد از كفر نيست و مخالفت با دستور مهم نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است و آن امر ولايت و امامت اميرالمؤمنين (عليه السلام) است. ما معتقديم كه تعدادي از صحابه با ابوبكر مخالفت كردند و در ركاب اميرالمؤمنين (عليه السلام) بودند. صدها نفر از اصحاب بدر در جنگ جمل و صفين در ركاب اميرالمؤمنين (عليه السلام) بودند و ... . اينها احتياجي به اينگونه مؤاخذه از طرف شما ندارد. اين تعبيري كه شما بيان مي كنيد، ضمن اينكه به دور از شأن يك مسلمان است، به ضرر خود شما هم هست. شما هر چه فحش بدهيد، مردم چهره شما را بهتر مي شناسند.

* * * * * * *

سؤال:

در مورد كتابي كه آقاي دكتر ابراهيم رُحِيلي وهابي چاپ كرده و در بين منطقه استان سيستان و بلوچستان پخش كرده است توضيحاتي بدهيد.

جواب:

نام اين كتاب «الانتصار للصحب و الآل من افترائات السماوي الضال» است: يعني دفاع از صحابه و آل از افترائات دكتر تيجاني است. اين كتاب، مفصلا جواب داده است. توصيه مي كنم كه اول كتاب «ثم اهتديت» يعني:آنگاه هدايت شدم دكتر تيجاني را بخوانيد و بعد جوابي را كه آقاي ابراهيم رحيلي داده را هم بخوانيد. من مخصوصا در اين زمينه توصيه دارم كه حتما اين دو كتاب را بخوانيد و بعدا هر قضاوتي كرديد، قطعا مورد قبول است.

البته كتاب ديگري هم آقاي خالد عسقلاني در رد آقاي دكتر تيجاني نوشته است به نام «بل ضللت» كشف أباطيل التيجاني في كتابه ثم اهتديت. حرف هاي خيلي بي خود و بي اساسي مي زنند. جناب آقاي دكتر تيجاني كسي است كه سال ها مُبلّغ وهابيت بوده است و يك آدم ساده اي نبوده و تحقيقات گسترده اي داشته و نتيجه اين تحقيقات، اين مي شود كه به مذهب شيعه گرويده مي شود و ميليون ها نفر به بركت تبليغات و كتاب هاي آقاي دكتر تيجاني به مذهب اهل بيت (عليهم السلام) كشيده شده اند و اين براي برخي از وهابي ها قابل تحمل نيست.

 

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»

 




Share
1 | محمد علي زاهدي | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٨ آبان ١٣٨٧ |
جزاك الله خيرا
2 | سيد علي موسوي نيا | , ایران | ١٢:٠٠ - ٣٠ آبان ١٣٨٧ |
سلام آقاي دکتر خسته نباشيد اميدوارم که روزي همه به مذهب اهل بيت چنگ بزنند مي خواستم بگويم که در وبلاگم( شيعه بر حق است http://saeman.blogfa.com)
با استفاده از کتب معتبر دروغ بودن نماز خواندن ابوبکر در روز دوشنبه(روز بيماري پيامبر (ص)) را ثابت کرده ام که همينجا آن را توضيح مي دهم با توجه به دلايل بسيار زيادي مشخص مي شود اين روايت هم يکي ديگر از روايات جعلي است که براي با لا بردن مقام ابوبکر توسط جيره بگيران حکومت اموي ساخته وپرداخته شده است .

ابتدا به دو روايت بخاري که در اين مورد در صحيحش آمده توجه کنيد:

1-زهري مي گويد پيامبر (ص) به عبدالله بن زمعه فرمود مردم را امر کن نماز گذارند عبدالله خارج شد وبه عمر بر خورد کرد (دروغ از همبن جا شروع مي شود ) به اوگفت با مردم نماز بگذار عمر با مردم نماز گذاشت وصدا را بلند نمود رسول خدا صدايش را شنيد وفرمودآيا اين صداي عمر نيست ؟ مردم گفتند آري يا رسول خدا فرمود خدا ومومنان اين را نمي پسندند (معلوم نيست چرا بعد از ابوبکر پذيرفتند!!!!!) بگوييد ابوبکر با مردم نماز بخواند بعد از رسيدن خبر به عمر ، عمر به عبدالله بن زمعه گفت چه کار بدي کردي من فکر کردم رسول خدا خود دستور داده بود که من نماز را بخوانم وي در پاسخ گفت :نه به خدا سوگند پيامبر نگفت کس معيني را به نماز امر نما

2- باز در صحيح بخاري از انس بن مالک نقل شده که چون روز دوشنبه شد رسول خدا پرده را کنار زد وديد که ابوبکر با مردم نماز مي خواند به چهره مبارک حضرت نگاه کردم ديدم مانند ورق قر آن است ولبخند مي زند مي گويد با ديدن رسول خدا آنقدر خوشحال شديم که نزديک بود از شادي در نماز خود اشتباه کنيم ناگهان ابوبکر به عقب برگشت پس رسول خدا اشاره کرد که در جاي خود بمان پس پرده را رها کرد ودر آن روز بود که از دنيا رفت . "به نقل از کتاب سيري در صحيحين"

حال با توجه به چند نکته دروغ بودن اين روايات مشخص مي شود :

1-در روايت اول گفته شده که پيامبر فرمود مردم را امر کن نماز گذارند حال معلوم نيست عبد الله بن زمعه از کجاي اين فرمايش متوجه شده که بايد کسي با مردم نماز گذارد وخود پيامبر امام جماعت نيست ومگر قبل ازآنروز هم مگر اين کار وقتي خود حضور داشته سابقه داشته که پيامبر پيشنمازي را به کس ديگر محول کند با توجه به اينکه در روايت دوم هم آمده که حال پيغمبر مساعد بوده

2- باز در روايت اول آمده است که پيامبر (ص) پرسيدند آيا اين عمر نيست ومردم پاسخ دادند بلي يا رسول خدا بايد گفت مگر مردم با عمر در حال نماز خواندن نبودند پس اين مردم از کجا پيدا شدند که پيامبر از آنان سوال کند ؟

3-همانطور که در کتاب "313 سوال فقهي ، تاريخي ، تفسيري " آمده است مردمي که با ابوبکر نماز مي گذاردند چطور فهميدند پيامبر پرده را کنار زده وايشان را ديدند که لبخند مي زنند وصورتشان مثل ورق قر آن شده چون که در روايت آمده که وقتي ابوبکر به عقب بر گشت توانست پيامبر را ببيند پس معلوم مي شود که در مسجد جلو باز مي شده که مردم پشت به آن دا شته اند اما قسمت حيرت آور اين روايت در اينجا است که اين مردم از کجا فهميدند که پيامبر (ص) پشت سر آنان به آنها نگاه مي کنند تا بر گردند وآنگاه لبخند زدن ايشان را ببينند در ثاني ابوبکر از کجا متوجه شده که برگشته آيا به او وحي شده ( امان از تعصب بيجا ) از همه اينها گذشته آيا پس از اينکه مردم بر گشتند ودر آن تاريکي صبح صورت پيامبر را ديدند وديدند که ايشان لبخند مي زنند وصورتشان هم مثل ورق قر آن شده است وابو بکر هم بر گشت وبه ايشان نگاه کرد باز هم نمازشان با طل نشد وپيامبر (ص) فرمود با اشاره که به نماز خواندن ادامه بده شما که مي گوييد حضرت علي (ع) که آن انگشتري را با جنباندن انگشتش به فقير داده بايد نمازش با طل مي شد با توجه به اينکه فقير خود انگشتري را را از انگشت مبارک حضرت علي (ع) در آورده وايشان فقط انگشتي را که انگشتري در آن بوده براي اشاره تکان داده است ( امان از تعصب که انسان را کور وکر مي کند) ودر بعضي ديگر از روايات اهل سنت آمده که در آن روز پيامبر امام جماعت بود ابوبکر به پيامبر اقتدا مي کرد ومردم به ابوبکر ( آيا مردمي که در صف دوم نماز جماعت هستند منتظر مي مانند تا صف اول به امام اقتدا کنند وبعد اينان به صف اول اصلا چنين چيزي ممکن است؟ ) وبعضي از راويان ديگر آبرو را خورده وحيا را قي کرده اند ونوشته اند در آن روز پيامبر به ابوبکر ومردم به پيامبر اقتدا مي کردند ما نميدانيم وقتي که پيامبر خود قادر به نماز خواندن بوده اين کارها براي چه بوده است ؟( البته در قسمت پاسخ به شبهه "آيا اصحاب از لشگر اسامه تخلف کردند ؟ "خواهيم گفت که جناب ابوبکر وجناب عمر مي بايست به دستور صريح پيامبر با اسامه به جنگ بروند نه اينکه پيشنماز شدن را به يکديگر تعارف کنند )

پس بايد به رواياتي اعتماد کنيم که مي گويند پيامبر(ص) در روز دوشنبه خود امام جماعت بودند .يا علي http://saeman.blogfa.com

پاسخ:
دوست گرامي سلام !

با تشكر از جنابعالي ، گروه پاسخ به شبهات نيز مقاله مفصلي در اين باره تهيه كرده است كه انشاء الله با تأييد استاد قزويني روي سايت قرار خواهد گرفت .



موفق باشيد



گروه پاسخ به شبهات
3 | علي محمدي هوشيار | , آمریکا | ١٢:٠٠ - ١٥ آذر ١٣٨٧ |
سلام استاد گرامي
واقعا از شما ممنون و متشكريم
4 | استاذنا | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٥ دي ١٣٨٧ |
سلام؛
سايتتان را ديديم. إن‌شاءالله ما و شما و همه‌ي دوستاني که اين نظر را مي‌خوانند هر روز بهتر از ديروز باشيم و بتوانيم در راه خدمت به مکتب اهل‌بيت قدم برداريم.
در ضمن اگر دلتان خواست و وقت داشتيد يک سري هم به وبلاک "استاذنا" بزنيد و از نظراتتان ما را بهره‌مند سازيد. اگر ديديد که "استاذنا" حرفي براي گفتن دارد و مي‌تواند در خدمت به مکتب مفيد باشد آن را لينک بدهيد. متشکرم.
فعلاً شما مي‌توانيد در "استاذنا" مطالب ذيل را مشاهده بفرماييد:

1- "جواب به شبهات مطرح شده توسط دکتر يوسف القرضاوي" در هفت جلسه توسط حضرت آيت الله حاج شيخ جواد مروي (حفظه الله تعالي)(حتماً بخوانيد.)

2- "اسکاتولوژي يا غايت شناسي در اديان". که به بحث فرهنگ موعودگرايي در اديان الهي و غير الهي مي‌پردازد.
3- نکته‌هايي از محضر حضرت استاد
4- بازگشتگان از وهابيت (1- حسن بن فرحان المالکي؛ 2- شيخ عبدالله القصيمي)
5- اثبات وجوب وجود امام معصوم در هر زمان از قرآن کريم
6- مهدويت در قرآن و در صحيحين
7- علت اهميت دادن شيعه به بحث امامت
8- جواب به يک شبهه در رابطه با غدير
9- ادله‌اي بر تشيع محمد بن جرير طبري مورخ و مفسر معروف اهل سنت در اواخر عمر
10- لزوم توجه به الغدير علامه اميني
11- حساسيت برخي از اهل سنت در اخفاء حادثه ي عاشوراء و عدم تحليل آن براي چيست؟
12- چرا هنوز بعد از گذشت اين همه سال بر امام حسين گريه مي کنيد؟
13- در تربت امام حسين شفاء است يعني چه؟
14- مانيفست تبيلغ شيعه
15- ...

16- آدرس ما: www.ostazona.blogfa.com
5 | احمد | , چین | ٠٢:٢٨ - ١٦ شهریور ١٣٨٩ |
سلام. اميدوارم حال‌تون خوب باشه، اجر كل شيعيان با منجي عالم مهدي مصطفي. با تشكر از اين مطالب خيلي زيبا. اميدوارم دلايل ديگري را روي صفح‌تون بيبينم. حق با علي لست و ما تبعه علي. و كما قال رسول الله من كنت مولا و هزا هلي مولا كه اين جمله را خود اهل تسنن قبول دارد ولي بغضاً له علي آن را انكار يا تغير مي‌دهند. اما مطلب ديگر آقاي شيخ عرعور خبيث اهانت‌هايي به مهدي موعود كرده، خواهشا شكايتي را عليه وي اعلام نماييد.
6 | سيد شهاب صالحي | , ایران | ٠٩:٥٠ - ١٥ مرداد ١٣٩١ |
بسم الله الرحمن الرحيم من طلبه هستم در سفر اخيرم به حج با بسياري از علما و بزرگان سعودي گفتگو کردم تمام سلفي ها قرضاوي را ميکوبيدن بسياري از مفتي هاي معروف مصر را ميکوبيدن
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English