2018 November 18 - يکشنبه 27 آبان 1397
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي
کد مطلب: ٥٥٨٨ تاریخ انتشار: ١٠ بهمن ١٣٨٧ تعداد بازدید: 6024
سخنراني ها » شبکه سلام
رؤساي مذاهب أهل سنت - محمد بن إدريس شافعي

شبكه سلام 87/11/10

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 10 /11/ 87

استاد حسيني قزويني

قبل از شروع بحث، لازم ديدم تا چند نكته را خدمت بينندگان عزيز تذكر داده باشم.

نكته اول:

با تشكر از شبكه سلام و بنيانگذاران و دست اندركاران شبكه سلام كه با تلاش خستگي ناپذير خودشان، فرهنگ اهل بيت (عليهم السلام) را در عرص بين المللي پخش مي كنند و در گسترش فرهنگ شيعه، واقعا به صورت بي سابقه اي كار مي كنند و قابل تشكر و تقدير است. در تلفن هايي كه از داخل و خارج كشور داريم و در حوزه هاي علميه سراسر جهان و در دانشگاه ها، از برنامه ها استفاده مي كنند و خيلي از جوانان، توسط همين برنامه ها، راه درست را مي يابند و با اهل بيت (عليهم السلام) آشنا مي شوند و اگر چنانچه نسبت به شيعه، كدورتي دارند، اين برنامه ها، موجب آشتي آنها مي شود. واقعا جاي تشكر دارد كه عزيزان دست اندركار شبكه سلام اين برنامه را انجام مي دهند.

نكته دوم:

بنده اين افتخار را دارم كه بيش از سي ماه است كه در خدمت بينندگان عزيز هستم و بارها هم عرض كرده ام كه به عنوان يك تكليف شرعي، همانگونه كه نماز را به عنوان تكليف شرعي اداء مي كنم، حضورم در شبكه سلام و طرح اين برنامه ها را به عنوان تكليف شرعي واجب، بلكه از أوجب واجبات مي شمارم. بنده، وابسته به شبكه سلام و وابسته به بيوت مراجع عظام تقليد و جاي ديگر، نيستم و خودم از روز اول هم مستقل بودم و الان هم مستقل هستم. حتي در طول اين سي ماه، تماس ها را بنده خودم از منزل خودم گرفته ام و بعضي از ماه ها، حدود 400 يا 500 هزار تومان، پول تلفن داده ام و اين مايهء افتخار من است و منّتي هم ندارم، بلكه منّت بر عزيزان شبكه سلام است كه اين بستر را فراهم كرده اند تا ما بتوانيم در دفاع از مظلوميت اهل بيت (عليهم السلام) قدم هايي را برداريم.

نكته سوم:

بنده از روز اولي كه همكاري ام را با شبكه سلام آغاز كردم، با آقايان صحبت كردم و گفتم من با اين شرط در خدمت عزيزان هستم كه در اين شبكه، كوچك ترين اهانتي به برادران اهل سنت و عقائدشان نشود. در طول اين مدت هم به آن عمل كردند. هم چنين شرط كردم كه هيچ گونه تعرضي به مسائل سياسي داخل كشور جمهوري اسلامي ايران نشود و هيچ گونه بي مهري نسبت به مسئولين نظام نشود. در جلساتي كه با موسسان و دست اندركاران شبكه سلام داشتم، همه آنها تأكيد داشتند كه اساس شبكه سلام، فقط بر محور معرفي شيعه و فرهنگ اهل بيت (عليهم السلام) با رويكرد احترام به اهل سنت و عقائد آنان و عدم تعرض به مسائل سياسي داخل كشور و مسئولين نظام جمهوري اسلامي ايران است.

نكته چهارم:

با توجه به برخي از مسائلي كه امسال، قبل از عاشوراء مطرح شد، بوي كم مهري به بعضي از مراجع عظام تقليد يا بوي تعرض به مسئولين نظام جمهوري اسلامي ايران بود كه در حقيقتٰ يك قضيه و سليقه شخصي بوده و مخالف با سياست شبكه سلام و مخالف با نظر تمام مسئولين و مجريان شبكه سلام بوده و بنده خودم به عنوان فردي كه در اين شبكه، قدم هاي كوچكي برداشته ام، از آن دسته از عزيزاني كه آن كم مهري را انجام دادند، تقاضا مي كنم كه آن را جبران كنند و اگر نيازي به عذرخواهي است، انجام شود. در راستاي جلوگيري از تبليغات سوئي كه بعضي از افراد معلوم الحال و با اهداف نادرست، عليه شبكه سلام تبليغ مي كنند و در بعضي از مجلات يا روزنامه ها، مطالبي را مطرح مي كنند، رسما از طرف خودم و هم چنين از طرف آقايان دكتر فقيهي و آقاي دكتر انصاري و ديگر دست اندركاران شبكه سلام، اعلام مي دارم: با همه احترام و ارزشي كه ما به شبكه سلام در ترويج و نشر فرهنگ شيعه قائل هستيم، اگر خداي ناكرده، روزي، شبكه سلام، محور اهانت به اهل سنت يا مركز تعرض به مسئولين نظام باشد، ما حاضر نيستيم حتي يك ثانيه با اين شبكه همكاري كنيم و يقين داريم كه همه دست اندركاران شبكه سلام، افراد متدين و مسئول و متعهدي هستند و كار به آنجا نخواهد كشيد.

نكته پنجم:

يكي از مراجع عظام تقليد تقليد، همين امشب، حدود دو ساعت قبل، در تماس تلفني كه با هم داشتيم، فرمودند:

افرادي از من، براي مصرف سهم مبارك امام (عليه السلام) در شبكه سلام، نظرخواهي مي كنند و اجازه مي خواهند و من تاكنون هر موردي كه اجازه خواستند، اجازه دادم تا از سهم مبارك امام (عليه السلام) در شبكه سلام مصرف كنند. از قول من، رسما اعلام كنيد: اگر مسائلي مشابه آنچه كه امسال اتفاق افتاد، صورت بگيرد، نه تنها بنده اجازه نمي دهم، بلكه هرگونه مساعدت را تحريم خواهم كرد.

البته ما يقين داريم با توجه به دلسوزي و عشق و علاقه اي كه همه آقايان ـ چه در داخل ايران و چه در خارج ـ براي نشر فرهنگ اهل بيت (عليهم السلام) دارند، قطعا از هرگونه مسائل مشابه، جلوگيري خواهند كرد و من از همين جا اعلام مي كنم به همه مسئولين محترم نظام و آنهايي كه خداي ناكرده، جنبه بدبيني دارند، يقين كنند كه شبكه سلام، شبكه اي نيست كه محل اهانت به اهل سنت و عقائد آنان يا تعرض به مسئولين نظام قرار بگيرد و اين را ما با تمام توان اعلام مي كنيم. اگر نكاتي انجام مي گيرد، قطعا اشتباه و خطاست و اين انتظار را داريم كه عزيزان با سعه صدر به اين قضايا نگاه كنند و خداي ناكرده، كاري نكنند كه با تبليغات شان، جلوي نشر فرهنگ شيعه و اهل بيت (عليهم السلام) و اين بستر مباركي كه امروز فراهم شده را بگيرند. قطعا، همه در پيشگاه خداوند مسئول هستند.

* * * * * * *

آقاي اميري

 

مقداري در مورد زندگينامه محمد بن ادريس شافعي و تولد و وفات ايشان توضيح دهيد.

استاد حسيني قزويني

در رابطه با زندگي محمد بن ادريس شافعي، ابو عبدالله، بايد عرض كنيم كه ايشان رهبر شافعي هاي سراسر جهان هستند و در سال 150 هجري قمري در غزه، منطقه فلسطين، بدنيا آمدند و روزي كه آقاي ابوحنيفه، رهبر احناف، از دنيا رفتند، ايشان در همان روز به دنيا آمدند.

سير اعلام النبلاء للذهبي، ج10، ص12

در دوران كودكي، پدر خود را از دست داد و مادرش او را به مكه، سرزمين وحي منتقل كرد. خود ايشان نقل مي كند:

ولدت بغزه سنة خمسين و مئة و حملت إلي مكة ابن سنتين.

دو ساله بودم كه مادرم مرا به مكه منتقل كرد.

سير اعلام النبلاء للذهبي، ج10، ص10

ايشان را جزء مجددين قرن دوم هجري آورده اند و اشعار زيبايي در محبت اهل بيت (عليهم السلام) دارد. ايشان در آخرين روز ماه رجب سال 204 هجري قمري، در حالي كه 54 سال از عمرشان سپري شده بود، در مصر از دنيا رفتند. و در منطقه اي نزديك قاهره دفن شد.

از خود ايشان نقل مي كنند:

وقتي من كودك بودم، زندگي خيلي فقيرانه اي داشتيم، بطوريكه مادرم آن هزينه اي كه بايد به معلم و ملا مكتبي بدهد، نداشت و من به جاي اجرت، گاهي كه معلم ما براي كاري بيرون مي رفت، جاي او به شاگردان درس مي گفتم.

سير اعلام النبلاء للذهبي، ج10، ص11 ـ آداب الشافعي، ص24 ـ حلية الأولياء لأبو نعيم، ج9، ص72

آقاي شافعي مي گويد:

حفظت القرآن و أنا ابن سبع سنين و حفظت الموطأ و أنا ابن عشر.

در هفت سالگي، قرآن را حفظ كردم و در ده سالگي، موطأ آقاي مالك را.

سير اعلام النبلاء للذهبي، ج10، ص11

جالب اين است كه آقاي ابن عساكر در تاريخ دمشق نقل مي كند:

أصحاب مالك كانوا يفخرون، فيقولون: إنه يحضر مجلس مالك نحو من ستين معمما، و الله لقد عددت في مجلس الشافعي ثلاث مئة معمم سوي من شذ عني.

اصحاب شافعي، افتخار مي كردند كه در مجلس مالك، 60 عالم معمم شركت داشتند. به خدا قسم! شمردم و ديدم كه در مجلس آقاي شافعي، 300 نفر و اندي، معمم و صاحب نظر از بزرگان، حضور پيدا مي كردند.

تاريخ دمشق، ج51، ص405 ـ سير اعلام النبلاء للذهبي، ج10، ص39

جناب سلطان صلاح الدين ايوبي ـ كه مورد احترام اهل سنت است و ما هم نقدهايي زيادي بر ايشان داريم و برخورد خصمانه اي كه ايشان نسبت به شيعه داشت، جاي نقد و اعتراض دارد ـ يكي از كارهايي كه انجام داد، مدرسه بزرگ و وسيعي در كنار مرقد آقاي شافعي ساختند. هم چنين پادشاه كامل ايوبي در سال 608 هجري، گنبدي بر ضريح او بنا كرد. از فقهاي مشهور اين مذهب، آقاي ابو اسحاق فيروز آبادي ـ كه متوفاي 476 است ـ كتابي دارد به نام المهذب كه از مفصل ترين كتاب هاي فقهي مذهب شافعي است. اكنون هم بسياري از مسلمانان فلسطين، شافعي مذهب هستند. اردن، سوريه، عراق، لبنان، پاكستان، هند، چين و اندونزي و كردهاي ايران، شافعي مذهب هستند، هم چنين برخي از اهل سنت فارس و يمن.

در رابطه با شرح حال آقاي شافعي، كتاب هاي زيادي نوشته شد، از جمله آنها، كتاب الإنتقاء في فضائل الثلاثة الأئمة الفقهاء است و از ص65 تا ص119 مفصل در اين مورد آمده است.

آقاي ابن كثير دمشقي در كتاب البداية و النهاية، ج10، ص262، شرح حال امام شافعي را آورده است. هم چنين در سير اعلام النبلاء، ج10، ص5 تا ص100، در شرح حال آقاي شافعي آمده است.

* * * * * * *

آقاي اميري

طرفداران آقاي شافعي، چه فضائلي را در مورد ايشان نقل كرده اند؟

استاد حسيني قزويني

ما فقط ناقل اين قضايا هستيم و هيچگونه مُهر صحت ـ نه بر فضائل و نه بر مطالب زشتي كه نقل مي كنند ـ نمي زنيم. با اين عقيده كه احترام همهء اينها را بر خودمان لازم و واجب مي دانيم.

در رابطه با آقاي شافعي نقل كرده اند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

 

عالم قريش يملأ طباق الأرض علما.

عالم قريش، تمام گيتي را پر از علم مي كند.

آقايان مي گويند كه مراد از عالم قريش كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بشارت آن را داده است، آقاي شافعي است.

البته اين روايت را آقاي شوكاني در كتاب الموضوعات مي آورد و مي گويد:

اين روايت جعلي است.

الفوائد المجموعة في الأحاديث الموضوعة، ص420، حديث186

هم چنين نقل مي كنند كه احمد بن حسن ترمذي مي گويد:

كنت في الروضة فأغفيت، فإذا النبي صلي الله عليه و سلم قد أقبل، فقمت إليه فقلت: يا رسول الله! قد كثر الاختلاف في الدين، فما تقول في رأي أبي حنيفة؟ فقال: أف و نفض يده. قلت: فما تقول في رأي مالك؟ فرفع يده و طأطأ و قال: أصاب و أخطأ. قلت: فما تقول في رأي الشافعي؟ قال: بأبي ابن عمي أحيا سنتي.

من در روضهء مطهر نبوي بودم و خوابم برد. بين خواب و بيداري بودم و ديدم كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مي آيد. جلو رفتم و عرض كردم: اختلافات زيادي در دين ايجاد شده است (هر فقيهي، چيزي را مي گويد)، شما درباره آراء ابوحنيفه چه مي فرماييد؟ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: أف و با دستش رد كرد. گفتم: درباره آراء آقاي مالك چه مي فرماييد؟ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دستش را بلند كرد و فرمود: نه، در بعضي موارد، راه درستي رفته و در برخي موارد، خطا كرده است. گفتم: درباره آراء آقاي شافعي چه مي فرماييد؟ فرمود: پدرم فداي شافعي باد، او پسر عموي من است و سنت مرا أحياء كرد.

تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج2، ص67

آقاي محمد بن حسن بلخي مي گويد:

نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) را در خواب ديدم و عرض كردم: يا رسول الله! نظرت درباره ابو حنيفه و شافعي و مالك چيست؟ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: تنها كسي كه گفتار مرا تأئيد مي كند و بر خلاف اهل بدعت اقدام كرده، آقاي محمد بن ادريس شافعي است.

سير اعلام النبلاء للذهبي، ج10، ص43 ـ حلية الأولياء لأبو نعيم، ج9، ص100

هم چنين نقل مي كنند از حسن بن احمد ترمذي حافظ كه مي گويد:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را در خواب ديدم و از اختلافات ميان امت اسلامي پرسيدم. ايشان فرمود:

و أما الشافعي فمني و إلي.

شافعي از من است و تمام كارهايش به سوي من است.

و در روايت ديگري فرمود:

أحيا سنتي.

آقاي شافعي، سنت مرا احياء نمود.

آداب الشافعي، ص133 ـ حلية الأولياء لأبو نعيم، ج9، ص125 ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج4، ص453 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج51، ص424 ـ سير اعلام النبلاء للذهبي، ج10، ص44

هم چنين آقاي خطيب بغدادي از مزني نقل مي كند:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را در خواب ديدند و حضرت فرمودند:

فقال لي من أراد محبتي و سنتي، فعليه بمحمد بن إدريس الشافعي المطلبي فإنه مني و أنا منه.

هر كس محبت و سنت مرا جويا است، برود به سراغ آقاي محمد بن ادريس شافعي و او از من است و من هم از او هستم.

تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج2، ص67 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج51، ص424 ـ تهذيب الكمال للمزي، ج24، ص375

در اين زمينه، مطالب زيادي هست. محقق كتاب سير اعلام النبلاء در ذيل اين خواب ها مي گويد:

و متي كان المنام حجة عند أهل العلم؟! فمالك و أبو حنيفة و غيرهما من الأئمة العدول الثقات اجتهدوا، فأصاب كل واحد منهم في كثير مما انتهي إليه اجتهاده فيه و أخطأ في بعضه و كل واحد منهم يؤخذ من قوله و يرد، فكان ماذا؟

در چه زماني خواب، براي اهل علم، حجت بود؟! مالك و ابوحنيفه و غير اين دو، از ائمه عدول و ثقات هستند و تلاش كردند براي دين. اگر آنها در جايي، خطائي كردند، معذورند و اگر در جايي، فتواي درستي دادند، قطعا دو اجر به آنها داده مي شود و ... .

سير اعلام النبلاء للذهبي، ج10، ص44

قبلا هم عرض كردم كه به جاي اينكه خواب نما شويم و خواب ها را براي بزرگان نقل كنيم، بيائيم خدماتي كه آنها داشتند از تربيت شاگرد و نشر فرهنگ اسلامي و ...، آنها را براي مردم بيان و روشنگري كنيم و اگر كساني شبهاتي دارند، آنها را پاسخ دهيم. اينكه طرفداران آقاي مالك، خواب هايي را براي آقاي مالك از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي كنند و طرفداران آقاي شافعي براي او و طرفداران آقاي ابوحنيفه و احمد بن حنبل براي آنها، اينها با موقعيت علمي اين برادران عزيز اهل سنت، هم خواني ندارد و قطعا اين ائمه مذاهب هم به اين خواب ها راضي نخواهند بود.

* * * * * * *

آقاي اميري

در مورد مذمت هاي مخالفين آقاي شافعي، توضيحاتي را با تحليل خود، بيان بفرمائيد.

استاد حسيني قزويني

در اين مورد، مطالب زياد است و من فقط دو نمونه عرض مي كنم و بعد به نظر خودم اشاره مي كنم.

آقاي ابن عبد البر ـ كه از استوانه هاي علمي و رجالي اهل سنت است، ـ از آقاي يحيي بن معين نقل مي كند:

از او سوال شد:

و الشافعي كان يكذب؟ قال: ما أحب حديثه و لا ذكره.

آيا شافعي هم دروغ مي گفت؟ گفت: حرف شافعي را نزد من نزن و دوست ندارم مطلبي از شافعي بشنوم.

جامع بيان العلم و فضله لإبن عبد البر، ج2، ص149

هم چنين باز هم از يحيي بن معين نقل مي كند:

إن الشافعي ليس بثقة.

آقاي شافعي، مورد وثوق نيست.

جامع بيان العلم و فضله لإبن عبد البر، ج2، ص111

در اين زمينه، سخن زياد است و من نمي خواهم خداي ناكرده، عزيزان شافعي مذهب تصور كنند كه ما با بيان اينها، قصد جسارت داريم. والله العلي الأعلي اينگونه نيست و ما جسارت به اهل سنت و بزرگان اهل سنت را گناه نابخشودني مي دانيم و با اين تفكر هم مقابله مي كنيم. ولي اينها، مطالبي است كه در معتبرترين كتاب هاي اهل سنت ذكر كرده اند و نظر من هم اين است كه اينطور قضايا كه مثلا مالكي عليه شافعي و شافعي ها عليه ابوحنيفه و ... گفته اند، قطعا مخالفين و دشمنان اسلام دنبال اين هستند كه ميان امت اسلامي، اختلاف بياندازند، نه تنها ميان شيعه و سني، بلكه ميان خود فرق اسلامي اهل سنت، در طول تاريخ، اختلافات زيادي انداخته اند.

إن شاء الله در بخش پاياني اين مباحث مان، فجايعي كه در ميان خود اهل سنت بوده و به جان هم افتادند را مطرح مي كنيم. در اصفهان، حنفي ها و شافعي ها، به جان هم افتادند. كشت و كشتار شد و خانه هاي همديگر را ويران كردند. بازارها را آتش زدند. در نيشابور و بغداد و گيلان و ... ، دشمنان اسلام، به دنبال اين بودند كه فتنهء اختلاف و آتش برادركشي را در ميان فرق اسلامي شعله ور كنند و از اين مسير، به اهداف شوم شان برسند.

بنده به همه عزيزان شيعه در سراسر جهان توصيه مي كنم، كساني كه از اين بندهء حقير ناچيز، حرف شنوي دارند، تلاش كنند حتي از كوچك ترين كلمه اي كه موجب اختلاف مي شود، پرهيز كنند. هم چنين از برادران عزيز اهل سنت، حتي وهابيت درخواست مي كنم اگر سوال يا شبهه يا مطلبي را دارند، بيايند مردانه مطرح كنند. من هم بارها اعلام كرده ام كه آمادهء مناظره هستم، ولي نه با هر علقه مضغه اي كه مادرش او را به منزل راه ندهد، بگويد مي خواهم با فلاني مناظره كنم. بنده گفته ام با توجه به موقعيتي كه در حوزه علميه و دانشگاه دارم، هر عزيز اهل سنت يا برادر وهابي يا استاد حوزه علميه يا دانشگاه باشد، بي قيد و شرط، آماده براي مناظره هستم. مراجع عظام تقليد ما، رسما اعلام كرده اند كه با بزرگان و مفتيان طراز اول وهابيت، آمده مناظره هستند. ولي متأسفانه، نه تنها آنها پاسخي نداده اند، بلكه در سايت هاي شان، هرگونه فحاشي و عبارت هاي ركيك و مطالب وقيحي نثار مراجع عظام تقليد و علماي ما كرده اند. بينندگان عزيز قضاوت كنند كه آيا منطقي كه بزرگان شيعه در پيش گرفته اند با قرآن تطبيق مي كند يا منطق اين آقايان وهابيت؟

يكي از شبكه هاي ماهواره اي وهابيت، هر روز فحاشي و معركه گيري مي كند، نسبت به ساحت مقدس ائمه (عليهم السلام) و حضرت ولي عصر (ارواحنا لتراب مقدمه فداء) جسارت مي كند و عبارات وقيحي كه از يك چوپان هم انتظار نمي رود، بكار مي برد. يك خانمي از اهل سنت زنگ زده بود چند شب قبل و گفته بود:

صحبت هاي آقاي قزويني را در شبكه سلام مي شنويم و خيلي محترم و مؤدب حرف مي زند و جسارتي به اهل سنت نمي كند، ولي وقتي شما از شيعه و علماء و مراجع آنها صحبت مي كنيد، جز فحاشي، چيز ديگري نداريد.

در جواب ايشان گفتند:

آنها كلك مي زنند و توطئه اي است كه مي خواهند با اين روش، شما را جذب خودشان كنند.

ما به ايشان مي گوييم: اگر اين كار، موجب جذب است، چرا شما از اين روش استفاده نمي كنيد؟ بارها عزيزان اهل سنت زنگ زده اند و همين چند شب قبل، از زاهدان زنگ زده بودند و مي گفتند:

از اين عبارات ركيكي كه ايشان بكار مي برد يا بعضي افراد ديگر، ما اهل سنت متنفر هستيم و برائت و بيزاري خودمان را از ايشان و حرف هاي ايشان، اعلام مي كنيم و سخن ايشان، سخن اهل سنت نيست، بلكه سخن خودش است و خودش هم مسئول است.

إن شاء الله به اميد آن روزي كه به اين نتيجه برسيم و از هرگونه عبارات تند نسبت به همديگر، خودداري بكنيم و اين سخن خداوند را كه مي فرمايد:

قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا

با مردم به خوبي سخن بگوييد.

سوره بقره/آيه83

مسلمان باشد يا شيعه و سني، وهابي، يهودي و مسيحي و كمونيست. وظيفه ما، خوب سخن گفتن و ادبيات متناسب با قرآن و نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و اهل بيت (عليهم السلام) را رعايت كردن است.

* * * * * * *

آقاي اميري

آيا آقاي شافعي، فتاواي نادر داشتند يا خير؟ اگر داشتند، مواردي را ذكر بفرمائيد.

استاد حسيني قزويني

آنچه كه نقل كرده اند را مي خوانيم.

آقاي ابن قدامهء مقدسي ـ از فقهاي بنام حنابله ـ در كتاب المغني، ج7، ص485 نقل مي كند:

أفتي الشافعي بحلية الزواج من بنته من الزنا.

آقاي شافعي فتوا داده كه اگر كسي با زني زنا كند و دختري از اين عمل، بدنيا بيايد ، مي تواند با آن دخترش كه زنا متولد شده، ازدواج كند.

آقاي زمخشري هم اشعاري دارد و مي گويد:

اگر بگويم حنبلي هستم، به من اين برچسب را مي زنند و اگر بگويم حنبلي هستم، به من اين برچسب را مي زنند و اگر بگويم مالكي هستم، اين برچسب را و:

و إن شافعيا قلت قالوا بأنني أبيح نكاح البنت و البنت محرم

اگر بگويم شافعي مذهب هستم، بلافاصله به من برچسب مي زنند كه من ازدواج با دختر را جائز مي دانم، حال آنكه ازدواج با دختر حرام است.

الكشاف عن حقائق التنزيل وعيون الأقاويل للزمخشري، ج4، ص310

آقاي ابن قدامه در المغني، ج11، ص33 فتواي شافعي را گفته كه:

بحلية الذبيحة التي لم يذكر اسم الله عليها.

اگر كسي حيواني را ذبح كند، بدون اينكه نام خدا را ببرد، آن ذبيحه، حلال است.

المحلي لإبن حزم آندلسي، ج6، ص87 ـ مناقب الإمام الشافعي للفخر الرازي، ص535

نكته ديگري كه از آقاي شافعي ثبت كرده اند و در كتاب الأم كه از كتاب هاي مفصل آقاي شافعي است، ايشان فتوا داده كه:

مي توانيم پشت سر هر فاسقي نماز بخوانيم، حتي اگر او متغلّب و حيله گر و خيانتكار باشد.

ايشان براي جواز اين مسئله، استدلال كرده بر زماني كه عثمان در محاصره بود، علي بن أبي طالب براي مردم نماز خوانده است.

اين تعبير، تعبير درستي نيست و اينكه چرا اين فتوا از امام شافعي سر زده است، إن شاء الله وقتي كه خواستيم افكار اينها را نقد علمي بكنيم، جواب خواهيم داد.

آقاي محي الدين نووي در كتاب المجموع خود ـ كه از كتب مفصل فقه شافعي است ـ در ج4، ص584 روي اين قضيه، مفصل بحث كرده است و مي گويد:

 

فاعترض عليه بعض الحاسدين و قال مقتضي كلامه أن عليا متغلب.

بعضي از حسد ورزان، اعتراض كرده اند به آقاي شافعي و گفته اند مقتضاي كلام آقاي شافعي اين است كه عليٰ متغلب و خائن بوده است.

و ايشان در اين كتاب، از حضرت علي (عليه السلام) دفاع مي كند.

* * * * * * *

آقاي اميري

آقاي شافعي، اشعار زيادي درباره اهل بيت (عليهم السلام) دارد. در اين مورد توضيح بدهيد.

استاد حسيني قزويني

اشعار زيادي از آقاي شافعي در فضل امير المومنين (عليه السلام) و اهل بيت (عليهم السلام) آورده اند. ايشان قصيده مشهوري دارد كه مي گويد:

إذا في مجلس ذكروا عليا و سبطيه و فاطمة الزكية

يقال تجاوزوا يا قوم هذا فهذا من حديث الرافضية

هربت إلي المهيمن من أناس يرون الرفض حب الفاطمية

علي آل الرسول صلاة ربي و لعنته لتلك الجاهلية

. . . . .

يا أهل بيت رسول الله حبكم فرض من الله في القرآن أنزله

كفاكم من عظيم الفضل أنكم من لم يصل عليكم لا صلاة له

اگر در يك مجلسي، علي و دو فرزندش حسن و حسين و فاطمه را ياد مي كنيم،

به ما مي گويند اين حرف ها را كنار بگذاريد و اين، حرف رافضي هاست.

من به خداوند پناه مي برم از مردمي كه عشق به فاطمه را، علامت رفض مي دانند.

درود خداي من بر آل پيامبر باد و لعنت حق بر اين نادانان و جاهلان.

اي اهل بيت پيامبر! محبت شما يك امر واجبي است كه خداوند در قرآن آن را دستور داده است.

اشاره به آيه شريفه مودت دارد كه خداوند، اجر رسالت را، مودت اهل بيت (عليهم السلام) قرار داده است:

قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي

سوره شوري/آيه23

اي اهل پيامبر! اين فضيلت براي شما بس كه اگر كسي بر شما درود نفرستد، نمازش باطل است.

تمام فرق اسلامي، درود بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و آل او را، جزء واجبات مي دانند.

هم چنين يك شعر زيبايي دارد كه مي گويد:

يا راكبا قف بالمحصب من مني و اهتف بساكن خيفها و الناهض

سحرا إذا فاض الحجيج إلي من فيضا كملتطم الفرات الفائض

إن كان رفضا حب آل محمد فليشهد الثقلان أني رافضي

 

اي راكب! برو در بالاي مِنا بايست و وقتي سيل جمعيت حاجيان به طرف منا سرازير شود، در آنجا اين را به حاجيان اعلام كن: اگر محبت آل پيامبر، نشانه رفض باشد، تمام جن و إنس شهادت بدهند كه منِ شافعي، رافضي هستم.

تفسير الرازي، ج27، ص166 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج9، ص20 ـ سير اعلام النبلاء للذهبي، ج10، ص58 ـ الإنتقاء في فضائل الثلاثة الأئمة الفقهاء لإبن عبد البر، ص90 ـ تاريخ الاسلام للذهبي، ج14، ص337 ـ الوافي بالوفيات للصفدي، ج2، ص125

جالب اينكه آقاي آلوسي كه هواي وهابيت دارد، در تفسير روح المعاني، ج25، ص32 بعد از نقل شعر آقاي شافعي، صراحت دارد كه من هم گفتار آقاي شافعي را مي گويم:

إن كان رفضا حب آل محمد فليشهد الثقلان أني رافضي

 

اگر محبت آل پيامبر، نشانه رفض باشد، تمام جن و إنس شهادت بدهند كه منِ شافعي، رافضي هستم.

آقاي ذهبي هم بعد از نقل اين اشعار، مي گويد:

من زعم أن الشافعي يتشيع فهو مفتر، لا يدري ما يقول.

كسي تصور نكند كه اين اشعار، دلالت بر شيعه بودن آقاي شافعي مي كند. اگر كسي بخاطر اين اشعار، آقاي شافعي را به شيعه بودن منتسب مي كند، افتراء مي زند و نمي داند كه چه مي گويد؟

سير اعلام النبلاء للذهبي، ج10، ص58

* * * * * * *

آقاي اميري

يك شعري از ايشان شنيده ام كه مي گويد:

أنا عبد لفتي أنزل فيه هل أتي

إلي متي أكتمه أكتمه إلي متي

آيا اين شعر از ايشان است؟ پس با توجه به اين همه عشق و محبتي كه نسبت به امير المومنين (عليه السلام) و اهل بيت (عليهم السلام) دارد، چگونه اين راه را انتخاب كردند و رئيس مذهب شافعي شدند؟

استاد حسيني قزويني

بله، اگر آقايان كتاب الإنتقاء في فضائل الثلاثة الأئمة الفقهاء إبن عبد البر، ص90 و تاريخ مدينة دمشق إبن عساكر، ج51، ص317 را ببينند، اين اشعار را از آقاي شافعي نقل مي كنند.

إن شاء الله براي اين سوال، فرصتي ديگر لازم است. قبلا هم مطرح كرده ايم كه انگيزه تأسيس اين مذاهب، انگيزه هاي سياسي بوده است و رؤساي مذاهب، حتي ابوحنيفه را به عنوان رئيس مذهب و شافعي را به عنوان رئيس مذهب، در سال هاي متأخر از حيات ايشان مطرح شده است. در زمان خود امام شافعي اينگونه نبود كه ايشان به عنوان رئيس مذهب باشد. خود ايشان هم نگفته است كه من رئيس مذهب هستم و نگفته كسي مي تواند از من تقليد كند. إن شاء الله در اين زمينه، مفصل مطالبي را عرض خواهم كرد كه خود شافعي، در چندين جا دستور داده كه كسي حق تقليد از من را ندارد. ابو حنيفه و مالك هم اينچنين نظري داشتند و بزرگان در اين زمينه نظري دارند كه تقليد از ائمه اربعه، بر خلاف نظر خود اينها بوده است.

* * * * * * *

آقاي اميري

برخورد آقاي شافعي با احاديث پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چگونه بوده است؟

استاد حسيني قزويني

نقل مي كنند در كتاب هاي متعدد كه آقاي شافعي گفته است:

كل ما قلته فكان من رسول الله صلي الله عليه و سلم خلاف قولي مما صح، فهو أولي و لا تقلدوني.

هر مطالبي كه گفتم از رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بوده است و هر جايي كه خلاف قول رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) گفتم، سخن او حجت است و سخن من ارزش ندارد و كسي حق تقليد از من را ندارد.

آداب الشافعي، ص67 ـ مناقب الشافعي للبيهقي، ج1، ص473 ـ حلية الأولياء لأبو نعيم، ج9، ص106 ـ توالي التأسيس، ص63 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج15، ص9 ـ سير اعلام النبلاء للذهبي، ج10، ص33

هم چنين آقاي شافعي گفته است:

إذا وجدتم في كتابي خلاف سنة رسول الله صلي الله عليه و سلم فقولوا بها و دعوا ما قلته.

اگر در اين كتاب من، مطلبي را خلاف سنت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) يافتيد، سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را بگيريد و آنچه كه من گفتم را كنار بگذاريد.

مناقب الشافعي للبيهقي، ج1، ص472 ـ حلية الأولياء لأبو نعيم، ج9، ص106 ـ توالي التأسيس، ص63 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج15، ص10 ـ سير اعلام النبلاء للذهبي، ج10، ص34

ايشان گفته است:

اذا صح الحديث فهو مذهبي و إذا صح الحديث، فاضربوا بقولي الحائط.

اگر حديثي را ديديد كه صحيح است، مذهب من، همان حديث است. اگر حديثي صحيح بود و خلاف گفتار من بود، گفتار مرا به ديوار بكوبيد.

سير اعلام النبلاء للذهبي، ج10، ص35

* * * * * * *

آقاي اميري

علماء ديگر مذاهب، چه آراء و قضاوت هايي راجع به آقاي شافعي داشتند؟

استاد حسيني قزويني

آقاي ابن كثير دمشقي در كتاب البداية و النهاية، ج12، ص216 و آقاي ابن حجر عسقلاني در كتاب لسان الميزان، ج5، ص402 نقل مي كنند از يكي از فقهاي بزرگ حنفي، به نام محمد بن موسي بن عبد الله حنفي ـ كه ايشان در دمشق، قضاوت را عهده دارد بود ـ كه گفته بود:

لو كانت لي الولاية لأخذت من أصحاب الشافعي الجزية.

اگر من قدرت و توانايي داشتم، بر تمام ياران شافعي، جزيه قرار مي دادم.

يعني همانطوري كه بايد از اهل كتاب جزيه بگيريم، از طرفداران شافعي هم جزيه مي گرفتم.

البته اين قضايا فقط منحصر به آنها نيست و برخي فقهاي ديگر هم نسبت به احناف، همين تعبير را دارند. در اين مورد، مي توانيد به كتاب العبر في خبر من غبر آقاي ذهبي، ج3، ص52 و شذرات الذهب، ج4، ص224 و مراجعه نماييد.

آقاي نووي ـ كه از شخصيت هاي برجسته علماي اهل سنت است ـ وقتي به مسئله اقتداء به ديگر علماء مذاهب مي رسد، مي گويد:

يصح الاقتداء بالحنفي و نحوه إلا أن يتحقق اخلاله بما نشترطه و نوجبه و هذه الأوجه جارية في صلاة الشافعي خلف حنفي و غيره علي وجه لا يراه الشافعي و يراه ذلك المصلي بأن أبدل الفاتحة أو لم يطمئن أو مس فرجا أو امرأة.

ما پشت سر حنفي ها نماز مي خوانيم، مگر اينكه يقين كنيم او شرائط و واجبات نماز را بر مبناي نظر ما، رعايت نمي كند. در قضيه شافعي ها مي گويد: اگر برخي دست به عورتشان بزنند، وضويشان باطل مي شود و اگر با اين حال نماز بخواند و فردي به او اقتداء بكند، اقتداء درست نيست و نماز باطل است.

المجموع للنووي، ج1، ص203

عبارتي ديگر دارد كه مي گويد:

و لو وجد شافعي و حنفي نبيذ تمر و لم يجدا ماء فتوضأ به الحنفي و تيمم الشافعي و اقتدي أحدهما بالآخر فصلاة المأموم باطلة لان كل واحد يري بطلان صلاة صاحبه.

اگر يك حنفي به شراب خرما وضو بگيرد و شافعي تيمم كند، اگر يكي از اين دو پشت سر ديگري نماز بخواند، قطعا نماز مأموم باطل است.

المجموع للنووي، ج1، ص203 ـ حاشيه رد المختار لإبن عابدين، ج1، ص607

آقاي ابن نجيم مصري كه از علماي بزرك احناف است، در كتاب البحر الرائق، ج2، ص81 مي گويد:

لا ينبغي للحنفي أن يزوّج بنته من رجل شفعوي المذهب.

يك حنفي مذهب، حق ندارد دخترش را به يك شافعي مذهب بدهد.

قبلا هم عرض كردم كه اينها همه، مباني غير صحيحي است و ما معتقديم كه اگر اين قضايا، در مباحث علمي، خوب مورد بحث و بررسي قرار گيرد و علماي بزرگ احناف و شافعي و حنابله و مالكي ها، جمع شوند و اين نوادر و شذوذاتي كه بعضي از فقهاء در گذشته به آن فتوا داده بودند را اصلاح كنند، قطعا يك حركت درست و صحيحي به سوي وحدت أمت اسلامي إن شاء الله خواهند برداشت.

* * * * * * *

سوالات بينندگان

سوال:

كسي كه بدنش 20 سال، خانه و سنگر دشمني عليه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و تمام ارزش هاي دين بود و مادرش، قاتل حمزه سيد الشهداء بود و خودش به سركردگي گروه قاسطين، جنگ صفين را كه 18 ماه طول كشيد، عليه امام زمانش به راه انداخت و خلافت را به سلطنت تبديل كرد و با اين كارش بنياد ارزش هاي دين خدا را پايمال نمود، امروز عده اي براي اين شخص، رضايت خداوند را طلب مي كنند. وقتي ما بدون آگاهي از تاريخ و باورمان، اين نوع برداشت غلط را داريم، تا چه حد بر سلامتي ايمان ما، ضرر وارد خواهد كرد؟

جواب:

ما موظف هستيم در هر قضيه اي، چيزي را كه علم نداريم، دنبال آن نرويم:

وَ لَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ

سوره إسراء/آيه36

و به گمان و ظن عمل نكنيم:

إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا

سوره نجم/آيه28

گمان، چيزي از حق را روشن نخواهد كرد. قطعا، خود قرآن ما را دنبال علم و قطع و يقين، رهبري و رهنمون مي كند و از هرگونه پندارها و روش ها و برنامه هاي غلط و گماني بر حذر مي دارد.

اما در مورد معاويه، قبلا مفصل صحبت كرده ايم و نيازي نيست كه مجددا بحث شود. ولي تأسف ما اين است كه بعضي از عزيزان اهل سنت، معاويه را عَلَم مي كنند و فضائل جعل شده در زمان بني أميه را مطرح مي كنند. جالب اينكه آقاي سيوطي ـ از علماي بزرگ اهل سنت ـ مي گويد:

أحاديث كثيرة في فضل معاوية كلها موضوعة لا أصل لها.

تمام احاديثي كه در فضيلت معاويه آورده اند، جعلي و ساختگي است.

اللآلئ المصنوعة في الأحاديث الموضوعة للسيوطي، ج1، 420 ـ فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر، ج7، ص81

حتي وقتي خود بخاري فضائل امير المومنين (عليه السلام) و ديگران را مي آورد، وقتي به معاويه مي رسد، مي گويد:

باب ذكر معاوية.

و نمي گويد:

باب فضائل معاوية.

شارحين صحيح بخاري مي گويند:

اگر حديثي در فضيلت معاويه آمده بود، قطعا آقاي بخاري مي گفت:

باب فضائل معاوية.

روايتي را آقايان اهل سنت آورده اند كه:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) لعن كرد ابوسفيان و فرزند او، معاويه و يزيد را.

تاريخ الطبري، ج8، ص175 ـ تذكرة الخواص للسبط ابن الجوزي، ص115 ـ جمهرة الخطب، ج1، ص428

* * * * * * *

سوال:

آقاي قزويني در يكي از برنامه ها فرمودند كه عايشه، أم المومنين، در زمان فوت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در مدينه نبودند. اين را از كجا نقل مي كند؟

جواب:

اگر ايشان آن نوار يا سي دي را كه از من شنيده، دوباره بشنود، جمله مرا، تحريف شده به خورد مردم نمي دهد. بنده گفتم طبق منابع اهل سنت، عايشه در زمان دفن نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) حضور نداشت و خودش مي گويد:

و الله ما علمنا بدفن رسول الله، حتي سمعنا صوت المساحي من جوف الليل من ليلة الأربعاء.

قسم به خدا! ما نفهميديم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را چه زماني دفن كردند تا اينكه ديديم صداي كلنگ ها براي كندن قبر، در دل شب چهارشنبه، به گوش مي رسد.

 

مسند احمد، ج6، ص62 ـ السنن الكبري للبيهقي، ج3، ص409 ـ عمدة القاري للعيني، ج8، ص121 ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج3، ص227 ـ تاريخ الطبري، ج2، ص452 ـ البداية و النهاية لإبن كثير الدمشقي، ج5، ص291 ـ نصب الراية للزيلعي، ج2، ص359 ـ نيل الأوطار للشوكاني، ج4، ص137 ـ الطبقات الكبري لإبن سعد، ج2، ص305 ـ المغني لأبن القدامة، ج2، ص417

من در جلسه اي گفتم:

بر فرض، او نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) نبود، شوهر شما كه بود، آيا چه كاري لازم تر و اساسي تر از مراسم كفن و دفن همسر شما بود؟ كجا بوديد و چه كار مي كرديد؟

ما، جز آنچه كه مضمون روايت است، چيز ديگري نمي آوريم و اگر تحليلي داريم، خدا شاهد است كه به عنوان جسارت عرض نمي كنيم و به عنوان يك سوال مي گوييم كه براي يك زن، به هنگام رحلت شوهرش كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) باشد، بالاتر از مراسم تجهيز و تدفين او، چيز ديگري نخواهد بود.

* * * * * * *

سوال:

وقتي علماي شيعه عبادات را تقسيم مي كنند به واجب و مستحب، ملاكشان چيست؟

جواب:

همانطوري كه آقايان اهل سنت هم بر اين عقيده هستند، اوامري كه از ناحيه خداوند و نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه (عليهم السلام) صادر شده است، «أمر بما هو هو»، دالّ بر وجوب و فور و تعيين و تعين است، مگر اينكه قرينه اي باشد بر خلاف وجوب و تعيين و تعين، مثلا دالّ بر تراخي باشد. اولا و بالذات، تمام اوامر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، دالّ بر وجوب است. آندسته از اوامر ألهي و نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه (عليهم السلام) كه قرينه اي بر استحباب آن يا كراهت يا اباحه داريم، با استناد بر آن قرائن، اوامر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را دالّ بر استحباب يا كراهت يا مباح مي دانيم. هم چنين نواهي الهي و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، اولا و بالذات، دالّ بر حرمت است، مگر اينكه قرينه اي بر كراهت يا اباحه باشد.

* * * * * * *

سوال:

شما معقتد هستيد كه بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، كسان ديگري مثل ائمه (عليهم السلام) معصوم هستند. اين معصوميت ائمه (عليهم السلام) را شما از كجا آورده ايد؟

جواب:

اگر ايشان مي خواهد عصمت ائمه (عليهم السلام) را از منابع اهل سنت پيدا و ثابت كند، قطعا آيه تطهير:

إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا

سوره احزاب/آيه33

دلالت بر عصمت ائمه (عليهم السلام) و اهل بيت (عليهم السلام) دارد.

و آيه شريفه:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ

سوره نساء/آيه59

در اينجا، اطاعت از اولي الأمر را در رديف اطاعت از خداوند و رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) آورده است و اگر معصوم نباشند، خُلف لازم مي آيد و يك فرد معصوم، اگر خطا و اشتباه كند و يا دستور خلاف شرع صادر كند، خلاف بعثت انبياء لازم مي آيد. خود آقاي فخر رازي هم در تفسير اين آيه، صراحت دارد كه اين آيه، دليل صريح است بر عصمت اولي الأمر. إن شاء الله بعدا درباره اولي الأمر صحبت مي كنيم و ما هيچ شبهه اي نداريم كه مراد از اولي الأمر، امير المومنين (عليه السلام) و يازده فرزند بزرگوار ايشان هستند. همان 12 نفري كه در صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

خلفاء بعدي إثنا عشر.

خلفاء بعد از من، 12 نفر هستند.

اگر اين عزيز بخواهد از منابع شيعه، به عصمت ائمه (عليهم السلام) يقين پيدا كند، ما روايات متعدد داريم و ايشان مي تواند كتاب بصائر الدرجات مرحوم صفار (ره) را ببيند و كافي كليني (ره) و ... .

از خود ائمه (عليهم السلام) و امير المومنين (عليه السلام) در كتاب هاي متعددي آمده كه صراحت دارند بر عصمت خودشان. إن شاء الله اگر قرار شد روزي در مورد عصمت ائمه (عليهم السلام) صحبت كنيم، اينها را عرض خواهم كرد.

* * * * * * *

سوال:

آدرس اين اشعار آقاي شافعي را از منابع اهل سنت مي خواستم:

لو أن المرتضي أبدي محله لخر الناس طرا سجدا له

و مات الشافعي و ليس يدري علي ربه أم ربه الله

و هم چنين:

ألام ألام و حتي متي أعاتب في حب هذا الفتي

و هل زوجت فاطم غيره و في غير هل أتي هل أتي

و هم چنين:

آل النبي ذريعتي و هم إليه وسيلتي

أرجوا بهم أعطي غدا بيدي اليمين صحيفتي

جواب:

بله، اين اشعار، منسوب به آقاي شافعي است.

اين شعر اول را، خودم شخصا در كتاب هاي معتبر اهل سنت، تا الان نديدم. ولي در منابع برخي از بزرگواران كه در اين زمينه تحقيق داشتند، مثل نشوء المذاهب و الفرق الاسلامية آقاي شاكري، ص211 آمده است.

هم چنين در كتاب هاي زير آمده است:

علي امامنا و ابو بكر امامكم للرضوي، ص83 ـ شرح احقاق الحق مرحوم تستري (ره) و شرح حضرت آيت الله العظمي مرعضي نجفي، ج3، ص347 ـ نور الافهام في علم الكلام للواساني، ص571 ـ موسوعة المصطفي و العترة، ج9، ص677

* * * * * * *

سوال:

فردي در يكي از شبكه هاي ماهواره اي خيلي بد صحبت مي كند. حتي يكبار كه زنگ زدم به شبكه شان، ايشان با بي احترامي و بي ادبي با من صحبت كرد. من اطلاعات حديثي ندارم، ولي جزء أبناء الحيدر و بچه شيعي هستم و اطلاعات ذهني من آنقدر قوي است كه مي توانم جواب اين مردك را بدهم. ولي ايشان اصلا حاضر به مناظره نيست و سريع شروع به فحاشي كردن به شخص شما و ما و علماي دين مي كند. ما چه كنيم؟

جواب:

بنده در اول برنامه، اين مسئله را مطرح كردم. مقتضاي حال ايشان اين است و از كوزه همان برون تراود كه در اوست. آنچه كه در باطن خودش است، با آن الفاظ ركيك و وقيح و زشت بيان مي كند و من احساس مي كنم كه ايشان نمي فهمد و شعور ندارد. چون اين طور فحاشي ها، به ضرر خودش است. ديروز ما مهماني از يكي از كشورهاي آفريقاي غربي داشتيم و آنها هم ناراحت بودند و مي گفتند ايشان مطالبي را مطرح مي كند و روح ما را كدر مي كند. حرف هاي ايشان، مزخرف و با منطق قرآن و صحابه و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نمي سازد و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) با مخالفين و دشمنانش، اينچنين حرف نمي زد و او برخلاف قرآن و سنت عمل مي كند و قضاوت هم به عهده بينندگان عزيز است. ما مدعي هستيم كه پرورش يافته مكتب اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) هستيم و بارها هم به دوستان توصيه كرديم و مي كنيم كه نه تنها به مخالفانمان ناسزا نمي گوييم، اگر مخالفان هم صدها ناسزا به ما بگويند، يك ناسزا هم از ما در پاسخ نخواهند شنيد. در برابر اينها، بايد طبق منطق قرآن برخورد كنيم:

وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا

سوره فرقان/آيه63

ما اين منطق را داريم.

وقتي آقا امام مجتبي (عليه السلام)، آن مرد شامي به او جسارت مي كند، حضرت به جاي اينكه پاسخ او را بدهد، حال او را مي پرسد و مي فرمايد: اي برادر شامي! احساس مي كنم كه غريب هستي. اگر نياز به لباس و غذا و مسكن داري، من آن نيازهايت را برطرف مي كنم. راوي مي گويد: با اين برخورد حضرت، وقتي من وارد مدينه شدم، امام حسن (عليه السلام)، مبغوض ترين انسان ها نزد من بود و وقتي خارج شدم، محبوب ترين انسان ها در نزد من بود.

ما هم پرورش يافته همين مكتب هستيم و اگر خدا به ما توفيق بدهد، ناشر اين مكتب هم هستيم.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
1 | رضانور | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٣ بهمن ١٣٨٧ |
11775 - كنا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم بطريق مكة وهو متوجه إليها فلما بلغ غدير خم وقف الناس ثم رد من مضى ولحقه من تخلف فلما اجتمع الناس إليه قال أيها الناس هل بلغت قالوا نعم قال اللهم اشهد ثلاث مرار يقولها ثم قال أيها الناس من وليكم قالوا الله ورسوله ثلاثا ثم أخذ بيد علي رضي الله عنه فأقامه ثم قال من كان الله ورسوله وليه فهذا وليه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه الراوي: سعد بن أبي وقاص المحدث: الطحاوي - المصدر: شرح مشكل الآثار - الصفحة أو الرقم: 5/20 خلاصة الدرجة: رواه يعقوب بن جعفر بن أبي كثير وليس بالمشهور بالعلم ولا عند أهله من أهل الثبت في الرواية/ -------------------------------------------------------------------------------- 22867 - من كنت وليه فعلي وليه الراوي: بريدة بن الحصيب الأسلمي المحدث: ابن عدي - المصدر: الكامل في الضعفاء - الصفحة أو الرقم: 3/234 خلاصة الدرجة: [فيه] حسين الأشقر في حديثه بعض ما فيه 174277 - رأيت رسول الله صلى الله عليه وسلم وهو آخذ بيد علي وهو يقول : هذا وليي وأنا وليه ، عاديت من عادى ، وسالمت من سالم الراوي: عبدالله بن مسعود المحدث: ابن تيمية - المصدر: منهاج السنة - الصفحة أو الرقم: 7/398 خلاصة الدرجة: كذب موضوع -------------------------------------------------------------------------------- 176718 - قال علي في الرحبة أنشد بالله رجلا سمع رسول الله صلى الله عليه وسلم يوم غدير خم يقول إن الله ولي المؤمنين ومن كنت وليه فهذا وليه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره الراوي: سعيد بن وهب الهمداني المحدث: ابن كثير - المصدر: البداية والنهاية - الصفحة أو الرقم: 5/185 خلاصة الدرجة: إسناده جيد -------------------------------------------------------------------------------- 227310 - رأيت رسول الله صلى الله عليه وسلم آخذا بيد علي فقال هذا وليي وأنا وليه الراوي: عبدالله بن مسعود المحدث: الهيثمي - المصدر: مجمع الزوائد - الصفحة أو الرقم: 9/111 خلاصة الدرجة: فيه المعلى بن عرفان وهو متروك -------------------------------------------------------------------------------- 231585 - فقال من كنت أولى به من نفسه فعلي وليه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وفي رواية أخصر من هذه فيه عدد الكواكب من قدحان الذهب والفضة وقال فيها أيضا الأكبر كتاب الله والأصغر عترتي وفي رواية لما رجع رسول الله صلى الله عليه وسلم من حجة الوداع ونزل غدير خم أمر بدوحات فقممن الراوي: زيد بن أرقم المحدث: الهيثمي - المصدر: مجمع الزوائد - الصفحة أو الرقم: 9/166 خلاصة الدرجة: في سند الأول والثاني‏‏ حكيم بن جبير وهو ضعيف

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
متاسفانه مسئولين سايت درر (که اينگونه پاسخگويي و نظر دادن به روايات کار ايشان است) در مورد هر روايتي که در دفاع از شيعه مطالبي داشته باشد ، ضعيف ترين آنها را مطرح کرده و اصلا روايات صحيحه را مطرح نمي کنند مگر آنکه تنها تمامي اسناد روايت صحيح داشته باشد (که بسيار نادر است)
از طرف مقابل رواياتي را که در دفاع از عقائد اهل سنت باشد حتي با سند ضعيف ، به هر نحو ممکن از آن دفاع مي کنند .
مي توانيد براي بررسي به رواياتي که ما در سايت مطرح کرده ايم نظر انداخته و آنها را با نظر سايت درر مقايسه کنيد .
و نيز مي توانيد نظر سايت درر را در مورد روايت مجعول «کتاب الله وسنتي» جويا شويد ؛ مي گويد صححه الحاکم !!!
آيا اهل سنت تصحيح حاکم را قبول دارند ؟ اگر قبول دارند تمامي اين روايات را حاکم تصحيح کرده است .
به عنوان مثال به مواردي از تحريف و تقلب هاي اين سايت اشاره مي کنيم :
در مورد روايت اول (ش 11775) مي گويد اين روايت را طحاوي نقل کرده است و ضعيف است !!! با اينکه خود طحاوي شبيه اين روايت را تصحيح کرده است !!!:
كما حدثنا أَحْمَدُ بن شُعَيْبٍ قال أخبرنا محمد بن الْمُثَنَّى قال حدثنا يحيى بن حَمَّادٍ قال حدثنا أبو عَوَانَةَ عن سُلَيْمَانَ يَعْنِي الأَعْمَشَ قال حدثنا حَبِيبُ بن أبي ثَابِتٍ عن أبي الطُّفَيْلِ عن زَيْدِ بن أَرْقَمَ قال لَمَّا رَجَعَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم عن حَجَّةِ الْوَدَاعِ وَ نَزَلَ بِغَدِيرِ خُمٍّ ، أَمَرَ بِدَوْحَاتٍ فَقُمِّمْنَ ثُمَّ قال كَأَنِّي دُعِيتُ فَأَجَبْتُ إنِّي قد تَرَكْتُ فِيكُمْ الثَّقَلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَكْبَرُ من الآخَرِ كِتَابَ اللَّهِ عز وجل و َعِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِي فِيهِمَا فَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حتى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ ثُمَّ قال : «إنَّ اللَّهَ عز وجل مَوْلاَيَ و أنا وَلِيُّ كل مُؤْمِنٍ» ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ رضي الله عنه فقال : « من كنت وَلِيَّهُ فَهَذَا وَلِيُّهُ اللَّهُمَّ وَالِ من وَالاَهُ وَ عَادِ من عَادَاهُ » فقلت لِزَيْدٍ سَمِعْتُهُ من رسول اللَّهِ صلى الله عليه و سلم فقال : ما كان في الدَّوْحَاتِ أَحَدٌ إِلاَّ رَآهُ بِعَيْنَيْهِ وَ سَمِعَهُ بِأُذُنَيْهِ .
قال أبو جَعْفَر : فَهَذَا الْحَدِيثُ ، صَحِيحُ الإِسْنَادِ لاَ طَعْنَ لأَحَدٍ في أَحَدٍ من رُوَاتِهِ فيه
شرح مشكل الآثار ، أبو جعفر أحمد بن محمد بن سلامة الطحاوي (متوفاي321هـ) ، ج 5 ، ص 18 و 19 ، ناشر : مؤسسة الرسالة - لبنان/ بيروت - 1408هـ - 1987م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : شعيب الأرنؤوط
مي توانيد جهت بررسي کامل روايات به آدرس هاي ذيل مراجعه نماييد :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=3604
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=3816

موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات


2 | رضانور | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٤ بهمن ١٣٨٧ |
سلام عليكم. ممنون از اينكه جوابم را دادي. ولي چرا سايت الدرر فيلتر است؟ با هر شبكه اي كه آنلاين ميشويم اين سايت فيلتر است. آيا اين عمل فيلتر كردن مردم را به شك نمي اندازد؟ درضمن سوالي داشتم:در علم رجال شناسي (كتابهاي هشتگانه رجالي شيعه) كداميك به ترتيب داراي اهميت مي باشد و برتر از آن يكي است؟مثلا بين رجال شيخ طوسي و رجال كشي كداميك برتر و حكمش قوي تر است؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
سايت ما تنها پاسخگوي شبهات اعتقادي است ؛ نه شبهات مربوط به بحث فيلترينگ
اما باز نشدن سايت درر به علت فيلترينگ نيست ؛ بلکه به علت پايين بودن ظرفيت آن است که معمولا باز نمي شود ، و ظاهرا فيلتر نشده است .
اما در علم رجال مهمترين کتاب ، رجال نجاشي است .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English