2018 May 23 - چهار شنبه 02 خرداد 1397
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1
کد مطلب: ٥٥١٨ تاریخ انتشار: ١٦ ارديبهشت ١٣٨٩ تعداد بازدید: 3489
سخنراني ها » عمومي
پاسخ به شبهات پيرامون حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 1

پاسخ به شبهات 89/02/16

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 16 / 02 / 89

استاد حسيني قزويني

با توجه به ايام فاطميه و شبهاتي كه در رسانه ها در رابطه با حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) مطرح مي شود، چند مورد از مفصل ترين شبهاتي كه امروز در ماهواره ها و سايت هاي اينترنتي وهابيت مطرح است را خدمت عزيزان توضيح مي دهيم.

يكي از شبكه هاي ماهواره اي كه جديداً به نام اسلام و أهل سنت تأسيس شده به نام شبكه نور، در اين ايام فاطميه، تا اندازه اي كه از دست شان برمي آمد، در رابطه با إلقاء شبهه عليه شيعه و نفي شهادت و نفي فضائل حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) اقدام كردند؛ به طوري كه قلب هر بيننده منصفي به درد مي آمد. من نمي دانم آيا اينها براي خودشان پاسخي فراهم كرده اند كه در قيامت در برابر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) بدهند يا خير؟

عزيزان مستحضرند كه امروز در جهان معاصر، آنچه كه عليه شيعه در ماهواره و سايت ها مطرح مي شود، شايد يك صدم يا يك هزارم آن، عليه كفر و إلحاد مطرح نمي شود. بنا بر اعلام يكي از سايت هاي وابسته به دانشگاه امير كبير:

حدود 1800 ماهواره اي كه در منطقه فعاليت دارد، 300 شبكه ماهواره اي عليه شيعه برنامه توليد مي كنند و شبهه افكني مي كنند.

هم چنين:

در فضاي مجازي و سايبري، مجموعا يك و نيم ميليون صفحه در رابطه با حضرت ولي عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) مطلب وجود دارد، ولي درباره مسيح موعود، 18 ميليون صفحه مطلب وجود دارد.

اين شبهات و اين هجمه ها، وظيفه ما را سنگين تر مي كند و مسئوليت اوليه پاسخگويي هم به عهده ما حوزويان است كه امروز، كوتاهي در اين عرصه، پذيرفته نيست و هيچ عذري هم مقبول نيست. حتي اگر بخواهيم در عبارت ساده بيان كنيم، شايد يكي از مصاديق واجب عيني در ميان تكاليف ما، پاسخگويي به اين شبهات است. پاسخگويي به اين شبهات هم مستلزم اين است كه به معارف شيعه، آگاهي كامل داشته باشيم و بر مباني فكري و اعتقادي شيعه، كاملا مسلط باشيم تا بتوانيم به شبهات پاسخ بدهيم. مشكل اساسي ما اين است كه روي مباني فكري و اعتقادي شيعه، به صورت برهاني و استدلالي، به آن گونه كه زيبنده است، كار نكرده ايم و در معرفي فرهنگ أهل بيت (عليهم السلام)، كوتاه آمده ايم. وگرنه اگر فرهنگ نوراني أهل بيت (عليهم السلام) در عرصه بين المللي به نحو زيبا مطرح شود، آن جوان سني و وهابي و مسيحي، قطعا فرهنگ شيعه را رها نمي كند تا به سراغ فرهنگ هاي دست ساخته بشري و موهومات انساني برود. امام رضا (عليه السلام) مي فرمايد:

إذا عرف الناس محاسن كلامنا لاتبعونا.

اگر مردم زيبايي هاي فرهنگ ما و سخنان ما را بشناسند، قطعا از ما تبعيت مي كنند و سراغ ديگران نمي روند.

عيون أخبار الرضا للشيخ الصدوق، ج2، ص275 ـ وسائل الشيعة (آل البيت) للحر العاملي، ج27، ص92

در زيارت جامعه كبيره هم آمده است:

كلامكم نور و أمركم رشد و وصيتكم التقوي و فعلكم الخير وعادتكم الإحسان و سجيتكم الكرم ... .

در كجا، مانند ائمه (عليهم السلام) را دارند؟ چه كسي همانند حضرت علي (عليه السلام)، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) دارد؟ كجا هستند؟ معرفي كنند.

وقتي دو نفر از أهل سنت، خدمت امام باقر (عليه السلام) آمده بودند، حضرت فرمود:

شرّقا و غرّبا، فلا تجدان علما صحيحا إلا شيئا خرج من عندنا أهل البيت.

اگر تمام شرق و غرب عالم را بگرديد، علم صحيح را جز از طريق ما أهل بيت نمي توانيد پيدا كنيد.

الكافي للشيخ الكليني، ج1، ص399 ـ وسائل الشيعة (آل البيت) للحر العاملي، ج27، ص43

اين بهترين و زيباترين تحدّي است كه امام باقر (عليه السلام) بيان كرده است.

لذا، من چند مورد از شبهاتي كه در رابطه با حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مطرح كرده اند را خدمت عزيزان بيان مي كنم و تقاضا دارم به نحوه ورود و خروج دقت كنند تا هم شبهه ها حلّ شود و هم روش پاسخگويي به شبهه را ياد بگيريم.

فضائل حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)

نبي گرامي (صلي الله عليه و آله)، فرزندان متعددي از دختر و پسر داشتند. بعضي ها 7 و بعضي ها 6 يا 8 فرزند را براي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) ذكر كرده اند؛ قاسم، عبد الله، طيب، طاهر، زينب، رقيه، أم كلثوم، فاطمه. برخي هم گفته اند كه طيب و طاهر، لقب عبد الله بوده است.

بعضي از اينها در دوران كودكي و بعضي هم بعد از ازدواج از دنيا رفته اند. ولي فضائلي كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) براي حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) آورده، براي هيچ يك از فرزندانش مطرح نكرده است:

روايت اول:

فاطمة سيدة نساء أهل الجنة.

صحيح بخاري، ج4، ص209

روايت دوم:

فاطمة سيدة نساء العالمين.

أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير، ج4، ص16 و ج2، ص9 و ج5، ص522 ـ مستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج3، ص156 ـ مسند أبي داود، ص197 ـ السنن الكبري للنسائي، ج4، ص252 ـ كنز العمّال للمتقي الهندي، ج12، ص110 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج14، ص173 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص134 ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج2، ص130 ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج8، ص266 ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج5، ص537 ـ المناقب للخوارزمي، ص350

اين روايات در رابطه با زينب و أم كلثوم و رقيه نيست.

روايت سوم:

فاطمة بضعة مني، فمن أغضبها أغضبني.

صحيح بخاري، ج4، ص210و219

فاطمة بضعة مني، يؤذيني ما آذاها.

صحيح مسلم، ج7، ص141

اين تعابير، خيلي سنگين است. اينها نشان مي دهد كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، يك فضيلت ذاتي و يك جايگاه رفيع استقلالي دارد كه هيچ يك از فرزندان نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) اين جايگاه را ندارند. چرا؟ آيا نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به خاطر اين كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) دختر او است، اين چنين بيان كرده است؟ آيا از راه أُبُوَّت و بُنُوَّت اين مسائل را بيان مي كند؟ يا نه، قضيه خيلي فراتر و بالاتر از اينها است و مي خواهد براي آينده امت، شاخصه هايي را براي تشخيص حق و باطل معين كند و مي خواهد ملاك هايي را براي آينده معين كند تا مردم از هلاكت نجات پيدا كنند و ساحل نجات را بشناسند؟

تفرقه امت، بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)

اگر مقداري دقت كنيم، مسئله، كاملا روشن و واضح است. چون نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مي داند كه أمتش بعد از خود، دچار اختلاف و تفرقه خواهد شد؛ همان گونه كه أمت هاي گذشته دچار اختلاف و تفرقه شدند. حضرت با صراحت فرمود:

تفترق أمتي علي ثلاث و سبعين فرقة.

مسند احمد، ج2، ص332 ـ سنن إبن ماجة، ج2، ص1321 ـ سنن أبي داود، ج2، ص390 ـ سنن الترمذي، ج4، ص134 ـ مستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج1، ص6 ـ السنن الكبري للبيهقي، ج10، ص208 ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج1، ص189 ـ مسند أبي يعلي، ج10، ص318 ـ صحيح إبن حبان، ج14، ص140 ـ المعجم الأوسط للطبراني، ج5، ص137 ـ المعجم الصغير للطبراني، ج1، ص256 ـ المعجم الكبير للطبراني، ج8، ص273

اين روايتي نيست كه قابل انكار باشد و نزد خود آقايان أهل سنت هم صحيح يا حسن است. آقاي الباني هم (كه از او به بخاري دوران و امام الحديث تعبير مي كنند) در كتاب سلسلة الأحاديث الصحيحة، جلد 1، صفحه 385 صراحت دارد بر اين كه اين روايت صحيح است.

پس اين قضيه براي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) كاملا محرز است و آينده را براي مردم ترسيم كرده است كه امت من، بعد از من به 73 فرقه منشعب مي شوند. حتي بعضي مي گويند عدد 73، به عنوان عدد تعييني نيست و عدد تكثيري است؛ يعني تعداد، بيش از اينها است. مانند اين آيه كه مي فرمايد:

إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ

سوره توبه/آيه80

اين آيه به اين معنا نيست كه اگر 71 مرتبه استغفار كني، خداوند، منافقين را مي بخشد. يعني اگر بيش از اين هم استغفار كني، خداوند، منافقين را نمي بخشد. اين عدد 73 هم نشان از تكثّر است؛ يعني امت من به فرقه هاي زيادي منشعب خواهند شد. آقاي دكتر جواد مشكور، در كتاب فرهنگ فِرَق اسلامي، حدود 500 فرقه اسلامي شناسنامه دار را ذكر كرده است.

جالب اين كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در حديث ديگري مي فرمايد:

كلّهم في النار، إلا فرقة واحدة.

تمام اين 73 فرقه، در آتش جهنم هستند؛ جز يك فرقه.

يعني أكثريت، در آتش جهنم هستند. قرآن هم مي فرمايد:

قَلِيلٌ مِنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ

سوره سبأ/آيه13

جالب اينجاست كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در ذيل اين روايت، عبارتي را دارد كه بعضي از علماء أهل سنت يا وهابيت، به نفع خودشان مصادره كرده اند. از حضرت سؤال كردند:

ما الواحدة؟ قال: ما أنا عليه اليوم و أصحابي.

آن يك فرقه اهل نجات، چه كساني هستند؟ حضرت فرمود: فرقه اي كه بر عقيده امروز من و أصحابم، پايدار بمانند.

مستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج1، ص129 ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج1، ص189 ـ المعجم الأوسط للطبراني، ج5، ص137 ـ المعجم الصغير للطبراني، ج1، ص256 ـ كنز العمّال للمتقي الهندي، ج1، ص210 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج13، ص98 ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج2، ص430 ـ لسان الميزان لإبن حجر العسقلاني، ج3، ص292

حضرت نفرمود:

ما عليه أصحابي.

يعني ملاك را صحابه قرار نداد. اين روايت، چه پيامي دارد؟ كاملا اشاره دارد بر اين كه صحابه من، مسير امروزشان با فرداي شان تفاوت دارد. آنها بعد از من بر اين مسير، پايدار نخواهند ماند. اين روايت، بيان مي كند همان حديث حوض را كه حضرت فرمود:

صحابه من بعد از من، راه إرتداد را پيش مي گيرند و به قهقريٰ برمي گردند و جز تعداد اندكي، از آتش جهنم نجات پيدا نمي كنند:

بينا أنا قائم، فإذا زمرة حتي إذا عرفتهم، خرج رجل من بيني و بينهم فقال: هلم، فقلت: أين؟ قال: إلي النار والله! قلت: و ما شأنهم؟ قال: إنهم إرتدوا بعدك علي أدبارهم القهقري، ثم إذا زمرة، حتي إذا عرفتهم، خرج رجل من بيني و بينهم، فقال: هلم، قلت: أين؟ قال: إلي النار والله! قلت: ما شأنهم؟ قال: إنهم ارتدوا بعدك علي أدبارهم القهقري، فلا أراه يخلص منهم إلا مثل همل النعم.

فرداي قيامت، در كنار حوض، صحابه را مي بينيم كه ملائكه، آنها را دسته دسته جدا مي كنند. از آنها سؤال مي كنم: صحابه مرا كجا مي بريد؟ مي گويند: به طرف آتش جهنم. سؤال مي كنم: چرا؟ مگر چه كار كرده اند؟ مي گويند: آنها بعد از تو، مرتدّ شدند و بر همان دوران جاهليت قبل از تو برگشتند. حضرت مي فرمايد: مي بينم كه جز تعداد اندكي از صحابه من، از آتش جهنم خلاصي پيدا نمي كنند.

صحيح بخاري، ج7، ص208

[يرد علي يوم القيامة رهط من أصحابي، فيجلون عن الحوض، فأقول: يا رب! أصحابي؟! فيقول: إنك لا علم لك بما أحدثوا بعدك، إنهم إرتدوا علي أدبارهم القهقري.

صحيح بخاري، ج7، ص208

يرد علي الحوض رجال من أصحابي فيحلؤون عنه، فأقول: يا رب! أصحابي؟! فيقول: إنك لا علم لك بما أحدثوا بعدك، إنهم إرتدوا علي أدبارهم القهقري.

صحيح بخاري، ج7، ص208]

يعني زحمات 23 ساله پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) براي اينها هيچ فايده اي نداشت و از اسلام و قرآن، هيچ بهره اي نبردند.

فرقه ناجيه، كدام فرقه است؟

اين كه فرقه ناجيه چه كساني هستند؟

روايت اول:

در روايات متعدد ديگري پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده است:

إني تارك فيكم الثقلين: كتاب الله و عترتي، إن تمسكتم بهما لن تضلوا بعدي.

اگر به كتاب خدا و اهل بيت تمسك كنيد، گمراه نخواهيد شد.

تنها فرقه اي كه در ميان فِرَق اسلامي به كتاب و أهل بيت (عليهم السلام) تمسك كرده اند، ما شيعيان هستيم. فقه ما، از باب طهارت تا باب ديات، برگرفته از أهل بيت (عليهم السلام) است. كلام ما، تفسير ما، تاريخ ما، همه برگرفته از أهل بيت (عليهم السلام) است. ولي آقايان أهل سنت چه؟ در تمام صحيح بخاري، 29 روايت از حضرت علي (عليه السلام) دارند و از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، يك روايت دارند و از امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام)، يك روايت هم ندارند.

آقاي إبن حزم آندلسي در صحابه و عدد رواياتهم نقل مي كند و مي گويد:

از علي بن أبي طالب حدود 500 روايت نقل شده است. حال آن كه از أبو هريره حدود 5700 روايت نقل شده است.

اين نشان مي دهد كه تمسك به أهل بيت (عليهم السلام)، مختص شيعيان است يا برادران أهل سنت.

روايت دوم:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

مثل أهل بيتي كمثل سفينة نوح، من ركبها نجي و من تركها هلك.

اهل بيت من مانند كشتي نوح هستند؛ هر كس سوار كشتي اهل بيت شود، نجات مي يابد و هر كس جا بماند، هلاك مي شود.

مستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج2، ص343

مشخص است كه در ميان مسلمانان، كساني كه سوار اين كشتي نجات أهل بيت (عليهم السلام) شدند، فقط شيعيان هستند.

اثني عشر خليفة

روايت سوم:

در صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

خلفاء بعد از من، 12 نفر هستند.

صحيح مسلم، ج6، ص3 و 4 ـ مسند احمد، ج5، ص87 ـ سنن أبي داود، ج2، ص309 ـ سنن الترمذي، ج3، ص340 ـ مستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج3، ص617 ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج5، ص190 ـ مسند أبي داود، ص105 ـ مسند أبي يعلي، ج13، ص457 ـ صحيح إبن حبان، ج15، ص43 ـ المعجم الأوسط للطبراني، ج1، ص263 ـ المعجم الكبير للطبراني، ج2، ص195

تنها مذهبي كه معتقد به 12 خليفه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است، شيعه است.

و ده ها ادله ديگر نشان مي دهد تنها فرقه ناجيه، چه كساني هستند؟

بحث ما در رابطه با حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) است. نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) آينده جامعه اسلامي را مي بيند و براي امت هم به تصوير مي كشد تا مردم روشن شوند. بحث أكثريت و أقليت نيست. بحث صحابه و غير صحابه نيست. امت به 73 فرقه منشعب مي شوند و أكثريت، أهل هلاكت هستند. أكثريت صحابه، گرفتار آتش جهنم هستند. در اينجا مي بينيم كه نقش حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) در اين دنياي پر آشوب و غوغا و در اين جامعه اسلامي دچار تشتت و تفرقه بعد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) چيست و ايشان در كدام طرف است؟ سراغ أكثريت رفته؟ سراغ امثال أبوبكر و عمر رفت؟ يا حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) به عنوان يك شاخص، موضع خودش را براي صحابه، كاملا روشن مي كند و حجت را براي همه بيان مي كند؟

إبن قتيبه دينوري (از علماء بزرگ أهل سنت) در كتاب الإمامة و السياسة صراحت دارد:

و خرج علي كرم الله وجهه يحمل فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه و سلم علي دابة ليلا في مجالس الأنصار تسألهم النصرة، فكانوا يقولون: يا بنت رسول الله! قد مضت بيعتنا لهذا الرجل و لو أن زوجك و إبن عمك سبق إلينا قبل أبي بكر، ما عدلنا به، فيقول علي كرم الله وجهه: أ فكنت أدع رسول الله صلي الله عليه و سلم في بيته لم أدفنه و أخرج أنازع الناس سلطانه؟

علي، شب ها، فاطمه را سوار بر مركبي مي كرد و درِ خانه انصار را مي زدند و از آنها طلب ياري مي كردند. آنها هم مي گفتند: اي دختر رسول الله! ما با أبوبكر بيعت كرديم. اگر شوهرت، قبل از أبوبكر مي آمد و ادعاي خلافت مي كرد، ما با او بيعت مي كرديم. علي فرمود: آيا من بايد جنازه رسول الله را رها مي كردم و دفن نمي كردم و به دنبال خلافت مي آمدم؟

الإمامة و السياسة لإبن قتيبة الدينوري، تحقيق الزيني، ج1، ص19

اين تعبير صحابه، خيلي عجيب است. هنوز براي صحابه روشن نشده است كه بحث امامت، انتخابي و اختياري و عرضه كردن نيست. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در طول اين 23 سال، هيچ عذري براي صحابه باقي نگذاشت. خود حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) به مسجد مي آيد و بر سر مهاجرين و انصار فرياد مي زند و مي فرمايد:

و هل ترك أبي يوم غدير خم لأحد عذرا؟!

آيا پدرم در روز غدير، براي كسي عذري باقي گذاشت؟!

الخصال للشيخ الصدوق، ص173

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از همان سال سوم هجري، بعد از نزول اين آيه:

وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ

سوره شعراء/آيه214

دست گذاشت بر شانه حضرت علي (عليه السلام) و فرمود:

هذا أخي و وصيي و خليفتي فيكم.

طبري اين روايت را در كتاب تاريخ خود نقل مي كند. اما وقتي در كتاب تفسير خود نقل مي كند، مي گويد:

و قال: إن هذا و كذا و كذا.

جامع البيان للطبري، ج19، ص149

آيا اين گونه گفتن و صورت مسئله را پاك كردن، راه حلّ است؟ آنهايي كه في قلوبهم مرض بودند، به جاي اين كه بروند از تاريخ طبري و كامل إبن أثير مطلب را بگيرند، از تفسير طبري مي گيرند. آقاي محمد حسنين هيكل در كتاب حياة محمد، همين روايت را نوشت و به تعبير علامه اميني (ره):

فقد قامت القيامة عليه.

در مصر، عليه حسنين هيكل، قيامتي به پا كردند.

يعني شما كه مي گويي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در همان سال سوم رسالتش، حضرت علي (عليه السلام) را به عنوان خليفه انتخاب كرد، ديگر چيزي براي ما باقي نگذاشتي؟ او را وادار كردند و به تعبير سيد محسن امين (ره) به او رشوه دادند تا در چاپ بعدي اش اين جمله را بردارد و نوشت:

قال رسول الله لعلي: أنت أخي و كذا و كذا.

نه تنها با پاك كردن مسئله، قضيه حلّ نمي شود، بلكه در ذهن چند نفر از أهل سنت و وهابيت، اين سؤال پيش مي آيد كه اين آقايان چرا اين چنين مي كنند؟ اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده است:

أخي و وصيي و خليفتي فيكم.

چرا اينها اين گونه مي آورند؟ اگر نفرموده است، چرا ايشان در چاپ اولش گفت:

أخي و وصيي و خليفتي فيكم.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بايد به چه زباني بگويد؟ در آن جمع 120 هزار نفري، با عبارات مختلف فرمود:

من كنت مولاه، فعلي مولاه.

من كنت مولاه، فعلي وليه.

من كنت نبيه، فعلي وليه.

من كنت وليه، فعلي وليه.

متأسفانه ما فقط يك واژه را حفظ كرده ايم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده است:

من كنت مولاه، فعلي مولاه.

آنها هم چسبيده اند به اين مطلب كه مولا 70 معنا دارد. حال آن كه در غالب روايات أهل سنت كه با سند صحيح نقل كرده اند، اين گونه آمده است:

من كنت وليه، فعلي وليه.

من كنت نبيه، فعلي وليه.

من كنت أولي به بنفسه، علي أولي به بنفسه.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در آن خطبه غدير، نيامده از حلال و حرام، طهارت و نجاست، حيض و نفاس براي مردم مطرح كند؛ بلكه طبق اين آيه شريفه:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ

سوره مائده/آيه67

آمده است براي مردم روشن كند. آن وقت صحابه مي گويند:

 

يا بنت رسول الله! قد مضت بيعتنا لهذا الرجل و لو أن زوجك و إبن عمك سبق إلينا قبل أبي بكر، ما عدلنا به.

 

اي دختر رسول الله! ما با أبوبكر بيعت كرديم. اگر شوهرت، قبل از أبوبكر مي آمد و ادعاي خلافت مي كرد، ما با او بيعت مي كرديم.

آيا فرداي قيامت هم جواب خدا و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) همين است؟!

روزي با يكي از علماء أهل سنت بحث مي كردم و گفت: پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چرا گفته است:

من كنت مولاه، فعلي مولاه.

مثلا بايد مي گفت:

من كنت نبيه، فعلي أمامه.

به او گفتم:

شما يك واژه اي را معين كن و بگو اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اين را مي گفت، ما قبول مي كرديم. من هم همان را از كتاب هاي شما مي آورم.

اگر مي خواهيد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) گفته باشد:

علي خليفه است.

من 50 كتاب مي آورم كه اين جمله را فرموده باشد؛ همين طور در مورد وصي بودن، امام بودن، جانشين بودن، ولي مؤمنين بودن، أولي بنفسه بودن. هر عبارتي را معين مي كنيد كه اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) آن عبارت را مي فرمود، ما هيچ دعوايي نداشتيم و قبول مي كرديم كه حضرت علي (عليه السلام)، خليفه منصوص پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است، بگوييد تا من آن عبارت را از كتاب هاي شما بياورم. به تعبير حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها):

و هل ترك أبي يوم غدير خم لأحد عذرا؟!

آيا پدرم در روز غدير، براي كسي عذري باقي گذاشت؟!

الخصال للشيخ الصدوق، ص173

لذا، مي بينيم اين كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را از ميان فرزندانش، اين جايگاه رفيع را مي دهد و غضب و إيذاء حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را غضب و إيذاء خودش مي داند و پاره تن و پاره جانش مي داند و مي فرمايد:

روحي التي بين جنبي.

الأمالي للشيخ الصدوق، ص175

آيا احتمال نمي دهيد اين كلمات، اشاره باشد به اين آيه شريفه:

إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآَخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا

سوره أحزاب/آيه57

خيانت مردم به حضرت علي (عليه السلام) بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) با همه زحماتي كه در اين 23 سال كشيده است و در رابطه با خلافت أمير المؤمنين (عليه السلام)، هيچ عذري را باقي نگذاشته است و با عبارات مختلف و در مناسبت هاي متعدد، جايگاه حضرت علي (عليه السلام) را براي مردم روشن كرده است، مي داند كه مردم، بعد از خود، سراغ حضرت علي (عليه السلام) نخواهند رفت. در روايتي صحيح فرموده است:

إن مما عهد إلي النبي صلي الله عليه و آله أن الأمة ستغدر بي بعده.

يكي از وصيت هاي پيامبر صلي الله عليه و آله به من اين بود: أمت من بعد از من، در حق تو حيله و خيانت مي كنند.

هذا حديث صحيح الإسناد و لم يخرجاه.

مستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج3، ص140 ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج6، ص216 ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج11، ص216 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص447 ـ تذكرة الحفاظ للذهبي، ج3، ص995 ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج1، ص371 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج6، ص244 ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج4، ص107

ذهبي هم در تلخيص مستدرك علي الصحيحين مي گويد اين حديث صحيح است.

آقايان أهل سنت هم مي گويند:

اگر روايتي را حاكم نيشابوري و ذهبي تصحيح كنند، به منزله ورود روايت در صحيح بخاري و صحيح مسلم است.

در روايت ديگري كه باز هم در كتاب هاي مختلف آقايان أهل سنت آمده و آقاي احمد بن حنبل هم در كتاب فضائل الصحابة نقل مي كند، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به حضرت علي (عليه السلام) فرمود:

ضغائن في صدور أقوام لا يبدونها لك إلا بعدي.

كينه هايي در سينه هايي عده اي وجود دارد كه اين كينه ها، بعد از من ظهور خواهند كرد.

فضائل الصحابة، ج2، ص651 ـ مسند أبي يعلي، ج1، ص427 ـ المعجم الكبير للطبراني، ج11، ص61 ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج4، ص107 ـ كنز العمّال للمتقي الهندي، ج13، ص176 ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج7، ص173 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص322 ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج4، ص480 ـ مناقب علي بن أبي طالب لإبن مردويه الأصفهاني، ص124 ـ المناقب للخوارزمي، ص65

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اين قضايا را مي بيند و مي خواهد حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) به عنوان شاخص و الگو براي حقانيت حضرت علي (عليه السلام) و بطلان ديگران باشد.

حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) هم فرمود:

و ما الذي نقموا من أبي حسن! نقموا والله! نكير سيفه.

اين كه مردم علي را تنها گذاشتند و به خانه او هجوم آوردند، نبود جز اين كه مي خواستند انتقام بدر و حنين را از او بگيرند.

شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج16، ص233 ـ الأمالي للشيخ الطوسي، ص375

حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) در جمع مهاجرين و انصار فرياد مي زند:

و هل ترك أبي يوم غدير خم لأحد عذرا؟!

آيا پدرم در روز غدير، براي كسي عذري باقي گذاشت؟!

الخصال للشيخ الصدوق، ص173 ـ دلائل الامامة لمحمد بن جرير الطبري الشيعي، ص122

أنسيتم قول رسول الله صلي الله عليه و سلم يوم غدير خم: من كنت مولاه فعلي مولاه.

آيا فراموش كرده ايد سخن رسول الله (صلي الله عليه و سلم) را در روز غدير كه فرمود: من كنت مولاه فعلي مولاه.

مناقب علي لإبن جزري، ص33 ـ أسمي المناقب في تهذيب أسني المطالب، ص33، ح5 ـ الضوء اللامع للسخاوري، ج9، ص256 ـ البدر الطالع للشوكاني، ج2، ص297 ـ الغدير للشيخ الأميني، ج1، ص197

بين غدير خم تا سقيفه، حدود 70 روز بيشتر وقت نيست. ولي اين اتفاقات رخ مي دهد.

خطبه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)

جالب تر اين كه حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) براي اين كه اين جامعه پرآشوب و دچار تفرقه و اسير شيطان شده را كاملا به تصوير بكشد، مي آيد در مسجد و خطبه غرّائي مي خواند و شيعه و سني با سندهاي صحيح، اين خطبه را نقل كرده اند. وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

فاطمة بضعة مني، فمن أغضبها أغضبني.

صحيح بخاري، ج4، ص210و219

فاطمة بضعة مني، يؤذيني ما آذاها.

صحيح مسلم، ج7، ص141

حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را در زمان حيات خودش، شاخص ميان راستي و انحراف، حقانيت و بطلان معرفي مي كند.

گوشه اي از خطبه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) اين است:

فلما اختار الله لنبيه دار أنبيائه و محل أصفيائه، ظهرت فيكم حسيكة النقاق و إنسمل جلباب الدين و أخلق عهده و انتقض عقده و نطق كاظم و نبغ خامل و هدر فنيق الباطل يخطر في عرصاتكم و أطلع الشيطان رأسه من مغرزه ضارخا بكم، فألفاكم لدعوته مصيخين و للغرة ملاحظين ... ألا في الفتنة سقطوا و إن جهنم لمحيطة بالكافرين.

پس هنگامي كه خداوند براي پيامبرش، خانه پيامبران و جايگاه برگزيده برگزيدگانش را انتخاب كرد، در بين شما كينه و نفاق آشكار و جامه دين فرسوده گشت، افرادِ گمراهِ خموش (دوران پيامبر) به نطق آمدند و فرومايگان پست به صحنه درآمده، سركردگان تبه كار، نعره كشيدند و در ميدان ها جولان دادند. شيطان سرش را از گريبان و مخفي گاه برآورد و شما را به سوي خود فرا خواند و شما را اجابت كننده دعوت خود يافت كه فريب او را خورده ايد . . .، آگاه باشيد! با اين عمل، در فتنه و آشوب سقوط كرده و جهنم را كه بر كافران احاطه دارد، براي خود برگزيديد.

به تعبير صحيح بخاري و صحيح مسلم، انصار گفتند:

با پيامبر عهد و پيمان بستيم كه نسبت به مسئله خلافت بعد از او، كسي را كه ايشان معين مي كند، اختلاف نكنيم و همان گونه كه تسليم اوامر پيامبر هستيم، تسليم اوامر خليفه پيامبر هم باشيم.

كساني كه شمشير به دست گرفتن را نمي دانستند و آنهايي كه در طول 23 سال، يك قطره خون از بيني مشركين و مخالفين نريخته بودند، كساني كه اين قدر شجاعت نداشتند حتي يك مگسي را كه روي شانه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) بود دور كنند، چطور شد كه وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از دنيا رفت، خوب توانستند دست به شمشير ببرند؟ جناب عمر شمشير مي كشد و مي گويد:

 

من قال إن محمد قد مات، ضربته بسيفي.

هر كس بگويد پيامبر مرده است، با اين شمشيرم، گردنش را مي زنم.

أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير، ج2، ص248 ـ السنن الكبري للنسائي، ج4، ص263 ـ الملل و النحل للشهرستاني، ج1، ص23 ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج2، ص40 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج5، ص634 ـ التمهيد لإبن عبد البر، ج24، ص397

اين آقاياني كه ساكت بودند در برابر صحابه اي كه مي گفتند ما به أبوبكر زكات نمي دهيم و آنها را برچسب إرتداد زدند و هزاران نفر از آنها را گردن زدند. حتي مالك بن نويره كه نماينده پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بود، خالد بن وليد، نماينده اين آقايان، او را جلوي زن و بچه اش مي كشد و براي اين كه غذا بپزد، سر بريده اش را زير ديگ مي گذارد و همان شب هم به همسرش تجاوز مي كند، اين آقايان كجا بودند؟

حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) حق است يا أبوبكر؟

اگر حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها)، پاره تن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است و غضب و إيذاء او مساوي با غضب و إيذاء پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است، اينها را چه جوابي داريد بدهيد؟

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از طرفي مي فرمايد:

فاطمة بضعة مني، فمن أغضبها أغضبني.

صحيح بخاري، ج4، ص210و219

از طرف ديگر در صحيح بخاري و صحيح مسلم نقل كرده اند:

فغضبت فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه و سلم، فهجرت أبا بكر، فلم تزل مهاجرته حتي توفيت.

فاطمه بنت رسول الله صلي الله عليه و سلم غضبناك شد از أبوبكر ... .

صحيح بخاري، ج4، ص42 ـ صحيح مسلم، ج5، ص154

اگر ما هيچ دليلي نداشته باشيم بر حقانيت حضرت علي (عليه السلام) و بطلان بعضي از قضايا، غير از حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها)، براي ما كفايت مي كند. يعني اگر بگوييم حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) سند حقانيت شيعه است، براي ما كفايت مي كند و ديگر نيازي به حديث غدير و منزلت داريم و نه نيازي به آيه ولايت و إكمال دين و تبليغ داريم. خود حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و اين دو روايت از صحيح بخاري و صحيح مسلم براي ما كفايت مي كند.

ما از عزيزان أهل سنت سؤال داريم:

شما از طرفي نقل مي كنيد:

من مات بغير إمام مات ميتة جاهلية.

مسند احمد، ج4، ص96 ـ مسند أبي داود، ص259 ـ علل الدارقطني، ج7، ص63

[اين روايات هم نقل شده است:

من مات و ليس في عنقه بيعة، مات ميتة جاهلية.

صحيح مسلم، ج6، ص22

من مات و ليس له إمام مات ميتة جاهلية.

مسند أبي يعلي، ج13، ص366 ـ صحيح إبن حبان، ج10، ص434 ـ المعجم الأوسط للطبراني، ج3، ص361 ـ المعجم الكبير للطبراني، ج10، ص289 ـ الدر المنثور للسيوطي، ج2، ص61 ـ مستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج1، ص117]

از طرفي هم مي گوييد:

فغضبت فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه و سلم، فهجرت أبا بكر، فلم تزل مهاجرته حتي توفيت.

فاطمه بنت رسول الله صلي الله عليه و سلم غضبناك شد از أبوبكر ... .

صحيح بخاري، ج4، ص42 ـ صحيح مسلم، ج5، ص154

يا بايد ملتزم باشيد ـ نستجير بالله ـ حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها):

ماتت بلا إمام و ماتت ميتة جاهلية.

و استحقاق آتش جهنم دارد.

يا بايد بپذيريد:

فاطمة سيدة نساء أهل الجنة.

صحيح بخاري، ج4، ص209

فاطمة سيدة نساء العالمين.

أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير، ج4، ص16 و ج2، ص9 و ج5، ص522 ـ مستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج3، ص156 ـ مسند أبي داود، ص197 ـ السنن الكبري للنسائي، ج4، ص252 ـ كنز العمّال للمتقي الهندي، ج12، ص110 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج14، ص173 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص134 ـ سير أعلام النبلاء للذهبي، ج2، ص130 ـ الإصابة في تمييز الصحابة لإبن حجر العسقلاني، ج8، ص266 ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج5، ص537 ـ المناقب للخوارزمي، ص350

شما در اين بن بست، كدام يك را انتخاب مي كنيد؟ آيا راهي جز يك راه، فرا روي شما هست كه بايد بگوييد از ديدگاه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، جناب أبوبكر، خليفه واقعي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام واقعي و وصي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نيست؟ لذا، زهراي مرضيه (سلام الله عليها) با استفاده بهينه و صحيح از فرامين نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) كه ايشان را شاخص و الگو و ملاك قرار داده براي حقانيت حضرت علي (عليه السلام) و بطلان ديگران، از اين فرصت استفاده مي كند و هيچ گونه ملاحظه اي نمي كند و وصيت مي كند:

بعد از من، اجازه ندهيد أبوبكر براي نماز من حاضر شود.

اين كه بعد از شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، عده اي بر جنازه ايشان حاضر شوند و اين را مستمسك قرار بدهند و بعضي مسائل را انجام دهند، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) فكر اينها را هم كرده است.

در صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است:

فلما توفيت، دفنها زوجها علي ليلا و لم يؤذن بها أبا بكر و صلي عليها.

وقتي فاطمه از دنيا رفت، همسرش علي، او را شبانه دفن كرد و أبوبكر را از اين كار با خبر نكرد و خودش بر او نماز خواند.

صحيح بخاري، ج5، ص83 ـ صحيح مسلم، ج5، ص154

در روايتي آمده است:

كان ذلك بوصية منها.

دفن شبانه و اطلاع ندادن به ديگران، وصيت فاطمه بوده است.

فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج7، ص378 ـ عمدة القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج17، ص259

حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) اجازه نداد أبوبكر بر او نماز بخواند، تا نگويند خليفه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بر جنازه او نماز خوانده است تا حقانيت خودشان را از اين طريق، استفاده كنند.

جالب اين است كه بعضي ها مانند بيهقي، روايت جعلي و دروغين آورده اند كه:

أبوبكر و عمر، قبل از رحلت فاطمه، به منزل او رفتند و رضايت او را گرفتند.

حال آن كه در صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است:

 

فغضبت فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه و سلم، فهجرت أبا بكر ... .

صحيح بخاري، ج4، ص42 ـ صحيح مسلم، ج5، ص154

فوجدت فاطمة علي أبي بكر في ذلك، فهجرته، فلم تكلمه حتي توفيت.

صحيح بخاري، ج5، ص82 ـ صحيح مسلم، ج5، ص153

آقاي إبن قتيبه دينوري هم صراحت دارد:

فاستأذنا علي فاطمة، فلم تأذن لهما، فأتيا عليا فكلماه، فأدخلهما عليها، فلما قعدا عندها، حولت وجهها إلي الحائط، فسلما عليها، فلم ترد عليهما السلام ... فقالت: نشدتكما الله! أ لم تسمعا رسول الله يقول: رضا فاطمة من رضاي و سخط فاطمة من سخطي، فمن أحب فاطمة إبنتي فقد أحبني و من أرضي فاطمة فقد أرضاني و من أسخط فاطمة فقد أسخطني؟ قالا: نعم، سمعناه من رسول الله صلي الله عليه وسلم، قالت: فإني أشهد الله و ملائكته أنكما أسخطتماني و ما أرضيتماني و لئن لقيت النبي لأشكونكما إليه. فقال أبو بكر: أنا عائذ بالله تعالي مني سخطه و سخطك يا فاطمة، ثم إنتحب أبو بكر يبكي، حتي كادت نفسه أن تزهق و هي تقول: والله! لأدعون الله عليك في كل صلاة أصليها.

وقتي أبوبكر و عمر به منزل فاطمه آمدند، فاطمه آنها را به منزل راه نداد و رفتند علي را واسطه كردند و علي هم آنها را به منزل آورد. آن دو به فاطمه سلام كردند و فاطمه، جواب سلام اينها را نداد . . . و رو كرد به آن دو نفر و فرمود:

شما را قسم مي دهم! آيا شنيده ايد از رسول الله كه فرمود: رضايت و غضب فاطمه، رضايت و غضب من است، هر كس فاطمه را دوست داشته باشد، مرا دوست داشته باشد و هر كس او را راضي كند، مرا راضي كرده و هر كس او را غضبناك كند، مرا غضبناك كرده است؟ آن دو گفتند: بله، شنيده ايم. فاطمه فرمود: خداوند و ملائكه را شاهد مي گيرم كه شما دو نفر مرا غضبناك كرديد و از شما راضي نيستم. اگر پيامبر را ملاقات كنم، از دست شما دو نفر به او شكايت مي كنم. وقتي أبوبكر اين برخورد تند را از فاطمه ديد، گفت: پناه مي برم به خدا از غضب پيامبر و تو اي فاطمه. سپس أبوبكر گريه كرد و نزديك بود جانش درآيد. فاطمه فرمود: به خدا قسم! بعد از هر نمازي كه مي خوانم، تو را نفرين مي كنم.

الإمامة و السياسة لإبن قتيبة الدينوري، تحقيق الزيني، ج1، ص20

فلسفه اين كه چرا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اين سخنان را درباره ساير فرزندانش نفرمود، اينجا روشن مي شود و فقط در حق حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) فرمود:

فاطمة بضعة مني، فمن أغضبها أغضبني.

صحيح بخاري، ج4، ص210و219

غضب حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، غضب شخصي نيست؛ بلكه غضب ديني و مذهبي است. غضب براي حق و باطل است، نه مسئله شخصي. براي اين كه اين سند در تاريخ بماند و براي آيندگان، شاخصه اي معين شود. اينها چيزي نيست كه بخواهيم با چشم پوشي و به سادگي از كنارش عبور كنيم.

كتاب الإمامة و السياسة، اثر إبن قتيبه دينوري

بعضي هم براي اين كه مسئله را تكذيب كنند، گفته اند اين كتاب الإمامة و السياسة معلوم نيست براي إبن قتيبة دينوري باشد.

إبن عربي، از بزرگان أهل سنت (كه ناصبي است و متوفاي 543 هجري و مؤلف كتاب العواصم من القواصم كه از اول تا آخرش، جز فحاشي به شيعه، چيز ديگري نيست) مي گويد اين كتاب الإمامة و السياسة براي إبن قتيبه است. إبن خلدون (متوفاي 808 هجري) و تقي الدين فاسي و إبن حجر مكي هم مي گويند اين كتاب براي إبن قتيبه است. ده ها عالم سني، اين كتاب را به عنوان تأليف إبن قتيبه دينوري قبول دارند و از آن، مطلب نقل مي كنند.

بعضا هم گلايه مي كنند كه إبن قتيبه با اين همه ديانتي كه داشت، مطالبي را عليه خلفاء نقل كرده است و اي كاش اينها را نقل نمي كرد.

خلاصه اين كه بعضي ها نسبت به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، شبهه افكني مي كنند و إن شاء الله در جلسه بعدي، شبهاتي را كه إبن تيميه و بعضي از وهابيين معاصر، نسبت به اين حديث:

فاطمة بضعة مني.

مطرح كرده اند و گره مي زنند به قضيه خواستگاري أمير المؤمنين (عليه السلام) از دختر أبو جهل، به حول قوه إلهي جواب خواهيم داد.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English