2018 May 23 - چهار شنبه 02 خرداد 1397
ولايت مداري 2
کد مطلب: ٥٥١٥ تاریخ انتشار: ٢٥ ارديبهشت ١٣٨٩ تعداد بازدید: 2839
سخنراني ها » عمومي
ولايت مداري 2

پاسخ به شبهات 89/02/25

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ :25/ 02/ 89

استاد حسيني قزويني

بحث جلسه گذشته ما در رابطه با ولايت مداري و با ولايت ائمه (عليهم السلام) بود و عرض كرديم كه ولايت ائمه (عليهم السلام)، برخاسته از ولايت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و ولايت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، برخاسته از ولايت الله است و اگر براي مراجع عظام تقليد، قائل به ولايت (مطلقه يا مشروط) هستيم، برخاسته از ولايت الله و ولايت الرسول و ولايت الائمه (عليهم السلام) است.

امروز در رابطه با ولايت مداري و نقش آن در جامعه و در دوران غيبت كبريٰ بحث خواهيم كرد.

إكمال دين با ولايت حضرت علي (عليه السلام)

اولين نكته اي كه در رابطه با ولايت براي ما جالب توجه و شاخص است، مسئله كمال دين به وسيله ولايت است. قرآن مي فرمايد:

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا

سوره مائده/آيه3

آقاي خطيب بغدادي (از استوانه هاي علمي و از شخصيت هاي پرآوازه أهل سنت) در كتاب تاريخ بغداد از أبو هريره نقل مي كند:

بعد از آن كه رسول الله (صلي الله عليه و سلم)، علي را به خلافت نصب كرد، جبرئيل نازل شد و گفت:

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا

تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج8، ص284

كمال دين، امروز تحقق پيدا كرد. چرا؟ چون در گذشته، بعد از درگذشت هر پيامبري، پيامبر ديگري مي آمد و آن رسالت پيامبر گذشته را بر عهده مي گرفت. حضرت نوح (عليه السلام) از دنيا مي رود و حضرت ابراهيم (عليه السلام) مي آيد و حضرت ابراهيم (عليه السلام) مي رود و حضرت اسحاق (عليه السلام) و اسماعيل (عليه السلام) مي آيند. بعد از آنان هم حضرت موسي (عليه السلام) و بعد از او هم حضرت عيسي (عليه السلام) مي آيد. هر پيامبري كه مي آيد، مسئوليت خطير نبوت و رسالت پيامبر قبلي را بر عهده مي گيرد. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، خاتم الأنبياء است و با آمدنش، پرونده نبوت، براي هميشه مختومه شد و ديگر پيامبري بعد از ايشان نخواهد آمد و از آنجايي كه دين اسلام، كامل ترين أديان است و بايد تا قيام قيامت در كره زمين بماند و عمر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) (63 سال) با عمر نبوت (تا قيامت) همخواني ندارد، پس ناگزير است براي اين كه أمر نبوت و رسالت، ناتمام نماند، شخصي را به عنوان جانشين در امور نبوت و رسالت خويش انتخاب كند.

رسالت هاي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)

1. تبيين شريعت

يكي از رسالت هاي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، تبيين شريعت است:

أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ

ما قرآن را براي تو فرستاديم تا براي مردم بيان كني.

سوره نحل/آيه44

قرآن، كليات شريعت را بيان كرده است و بيان جزئيات و مصاديق شريعت، بر عهده نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است. مثلا در هيچ جاي قرآن نيامده است كه بايد نماز صبح را 2 ركعت خواند يا نماز، ركوع و سجود دارد. قرآن فقط فرموده است:

وَ أَقِيمُوا الصَّلَاةَ

سوره نور/آيه56 ـ سوره بقره/آيه43

اگر تبيين پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نباشد، قرآن براي بيان كردن شريعت، كافي نيست. بعد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، مسائل جديدي در جامعه و در فهم قرآن و مشكلات ديگري پيش مي آيد و كسي بايد در جامعه باشد كه اينها را بيان كند. مسئوليت تبيين قرآن در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، بر عهده ايشان بود و بعد از ايشان هم بايد كسي باشد تا عهده دار اين أمر باشد. لذا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به حضرت علي (عليه السلام) فرمود:

أنت تبيّن لأمتي ما إختلفوا فيه بعدي.

در آنچه كه امت من بعد از من اختلاف مي كنند، تو تبيين كننده شريعت هستي.

مستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج3، ص122 ـ كنز العمّال للمتقي الهندي، ج11، ص615 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص387 ـ المناقب للخوارزمي، ص329 ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج2، ص86

بعد از حضرت علي (عليه السلام) هم فرزندان ايشان هستند.

2. حفظ شريعت از هرگونه تحريف

نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، حافظ شريعت از هرگونه تحريف و تصريف است. در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، مسئوليت صيانت و پاسداري از شريعت بر عهده ايشان بود. بعد از ايشان هم بايد كسي باشد كه اين وظيفه را بر عهده بگيرد.

3. واسطه فيض إلهي

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در زمان خودش، واسطه فيض بود و بعد از ايشان هم بايد كسي باشد كه واسطه فيض باشد.

4. ...

لذا خداوند مي فرمايد:

امروز دين را كامل كردم.

يعني بعد از درگذشت تو، امت اسلامي بدون سرپرست نمي ماند. گرچه بدون پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي ماند، ولي جاي پيامبران بعد از تو را با امامت و ولايت، پُر خواهيم كرد. لذا، طبق آيه 3 سوره مائده، كمال دين، به ولايت حضرت علي (عليه السلام) است. چون تمام وظائف و مسئوليت هاي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) بعد از ايشان، بر عهده أمير المؤمنين (عليه السلام) است و بعد از ايشان هم بر عهده امام حسن (عليه السلام) تا حضرت ولي عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) است. در زمان غيبت هم طبق رواياتي كه داريم، اين مسئوليت بر عهده فقهاء جامع الشرايط است. پس معناي إكمال در اين آيه را فهميديم.

إتمام نعمت با ولايت حضرت علي (عليه السلام)

معناي إتمام نعمت را هم فهميديم كه بهترين نعمتي كه خداوند بر امت اسلامي ارزاني داشته بود، نعمت نبوت بود و بعد از نعمت نبوت، براي اين كه اين نبوت استمرار داشته باشد، نعمت امامت است. وقتي هم مي فرمايد:

وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا

يعني آن اسلامي كه من از آن راضي هستم، امروز محقق شد. يعني اسلامِ منهاي امامت، اسلامِ مرضيّ خداوند نيست. لذا با توجه به اين، اسلامي مرضيّ ذات أقدس ربوبي است كه با ولايت باشد.

در روايات متعدد آمده است:

إن الإمامة أسّ الإسلام النامي.

الكافي للشيخ الكليني، ج1، ص200

اساس اسلام، بر محور امامت است. اسلامِ منهاي امامت، يعني دينِ بدون پايه و سقف بدون ستون كه اصلا محقق نمي شود.

ولايت حضرت علي (عليه السلام)، اساس اسلام و ايمان

روايت اول:

أهل سنت در كتاب صحيح مسلم (كه به اعتقاد أهل سنت، صحيح ترين كتاب بعد از قرآن است) از أمير المؤمنين (عليه السلام) نقل مي كنند:

و الذي فلق الحبة و برأ النسمة! إنه لعهد النبي الأمي صلي الله عليه و سلم إلي: أن لا يحبني إلا مؤمن و لا يبغضني إلا منافق.

از وصيت هايي كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به من فرمود، اين بود: دوست نمي دارد تو را جز مؤمن و دشمن نمي دارد تو را جز منافق.

صحيح مسلم، ج1، ص61

يعني بغض و دشمني و بي توجهي به حضرت علي (عليه السلام)، مساوي است با نفاق. نشانه مؤمن يا منافق بودن يك مسلمان، دوستي و محبت يا دشمني و بغض نسبت به حضرت علي (عليه السلام) است.

روايت دوم:

در روايت ديگري، امام قرطبي (از ائمه بزرگ و از شخصيت هاي برجسته أهل سنت كه تفسير ايشان، عصاره اي از تفاسير أهل سنت در 7 قرن اول اسلام است) مي گويد:

عن جماعة من الصحابة أنهم قالوا: كنا نعرف المنافقين علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم إلا ببغضهم لعلي عليه السلام.

تعدادي از صحابه نقل كرده اند: ما در زمان رسول الله (صلي الله عليه و سلم)، منافقين را از روي دشمني و بغض شان نسبت به علي (عليه السلام) مي شناختيم.

تفسير القرطبي، ج1، ص267 ـ الدر المنثور للسيوطي، ج6، ص66 ـ تفسير الآلوسي، ج26، ص78 ـ مستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج3، ص129 ـ المعجم الأوسط للطبراني، ج2، ص328 ـ الإستيعاب لإبن عبد البر، ج3، ص1110 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص287 ـ أسد الغابة في معرفة الصحابة لإبن الأثير، ج4، ص30 ـ مناقب علي بن أبي طالب لإبن مردويه الأصفهاني، ص321 ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج2، ص392 ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج3، ص634

اهانت به أهل سنت، خط قرمز ماست

اولا:

ما بارها گفته ايم و مراجع عظام تقليد هم گفته اند و مقام معظم رهبري هم بيان كرده است:

اهانت به أهل سنت، خط قرمز ما است.

عزيزاني هم كه بحث هاي بنده را در رسانه هاي داخلي يا ماهواره ديده اند، مي دانند كه بنده بارها گفته ام:

اهانت به أهل سنت، گناهي نابخشودني است.

همان گونه كه ما دوست نداريم ديگران به مقدسات ما اهانت كنند، نبايد به مقدسات ديگران هم اهانت كنيم. همان گونه كه أمير المؤمنين (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام)، جزء مقدسات ما هستند، خلفاء و صحابه هم جزء مقدسات آنها هستند و حق نداريم به مقدسات آنها توهين كنيم؛ ولو اين كه معتقديم همه آنها باطل هستند.

ثانيا:

قرآن صراحت دارد:

وَ لَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ

سوره انعام/آيه108

شما حتي حق نداريد بت پرستان را فحش بدهيد و اهانت كنيد. چرا؟ چون آنها هم خدا را فحش و ناسزا مي دهند. شما وقتي بتِ بت پرست را اهانت مي كنيد، او براي شما ارزشي قائل نيست و چون به خداي او اهانت مي كنيد، او هم به خداي شما اهانت مي كند.

ثالثا:

به امام صادق (عليه السلام) خبر مي دهند:

يا بن رسول الله! يك نفر از شيعيان در مسجد نشسته و دشمنان شما را فحش مي دهد. حضرت فرمود:

ما له؟! لعنه الله! تعرّض بنا، قال الله: «وَ لَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ ...» الآية.

او را چه شده است؟! خداوند او را لعنت كند! ما را در معرض فحش ديگران قرار داد. خداوند مي فرمايد: « ... »

التفسير الصافي للفيض الكاشاني، ج2، ص148 ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج71، ص217 ـ الإعتقادات في دين الإمامية للشيخ الصدوق، ص107

ما ائمه (عليهم السلام) را در معرض فحش ديگران قرار مي دهيم. چون وقتي مقدسات أهل سنت را توهين مي كنيم، آنها به ما توهين نمي كنند، بلكه مقدسات ما را توهين مي كنند. مقدسات ما هم ائمه (عليهم السلام) هستند. يعني ما با اين كارمان، باعث مي شويم آنها به ائمه (عليهم السلام) ناسزا بگويند.

تبرّي از دشمنان أهل بيت (عليهم السلام)، غير از اهانت و ناسزا است

عزيزان به اين توجه داشته باشند كه شيعه بودن و تبرّي و تولّي سر جاي خودش است. بحث تبرّي، اين نيست كه بالاي منبر برويم يا در سر كلاس يا در جمع يك گروه، شروع كنيم به لعن برخي از كساني كه مخالف با أهل بيت (عليهم السلام) هستند. تبرّي اين نيست كه به خلفاء و صحابه، فحش ناموسي و فحش پدر و مادر بدهيم. ائمه (عليهم السلام) هم هم چنين چيزي نداشتند. آيا شما سراغ داريد كه امام صادق (عليه السلام) يك مرتبه بالاي منبر برود و خلفاء را فحش بدهد؟ آيا سراغ داريد كه امام صادق (عليه السلام) يك مرتبه در جلسات درس خود ناسزا گفته باشد؟

ما تابعين ائمه (عليهم السلام) هستيم و نبايد كاسه داغ تر از آش باشيم. شيعه بودن مان سر جاي خودش است. اين كه تبرّي براي ما محوريت دارد، شبهه نداريم. ولي تبرّي، مساوي با فحش دادن نيست. ما دوستان ائمه (عليهم السلام) را دوست مي داريم و با دشمنان ائمه (عليهم السلام) هم دشمن هستيم. كساني كه با أهل بيت (عليهم السلام) عداوت داشته باشند، ما محبت آنها را در قلب مان جاي نمي دهيم. ولي در مورد كساني كه با ائمه (عليهم السلام) عداوت دارند، مصداق معين نمي كنيم. در زيارت عاشوراء هم مي خوانيم:

إني سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم

تندترين زيارات ما، زيارت عاشوراء است. در طول اين 31 سال بعد از انقلاب، يك مرتبه هم زيارت عاشوراء از صدا و سيما پخش نشده است. چرا؟ آيا ما معتقد به زيارت عاشوراء نيستيم؟ بحث بر اين است كه ما يك دفعه در خانه مان يا روي سجاده مان اين اعمال را انجام مي دهيم و يك دفعه مي آييم در محل كار، مسجد، حسينيه، كوچه، بازار و مغازه اين اعمال را انجام مي دهيم.

در زيارت عاشوراء، بحث تبرّي اين گونه مطرح مي شود:

أللهم خص أنت أول ظالم باللعن مني و ابدأ به أولا ثم الثاني و الثالث و الرابع، أللهم العن يزيد خامسا.

خدايا! لعن مرا مخصوص اولين كسي كه به أهل بيت (عليهم السلام) ظلم كرده قرار بده، سپس به دومين و سومين و چهارمين نفري كه در حق آنها ظلم كرده است.

چرا نام اولي و دومي و سومي و چهارمي نيامده است؟ حتما مصلحتي در كار بوده است. ائمه (عليهم السلام) براي تبيين شريعت، با كسي تعارف نداشتند.

شخصي از يك عالِمي پرسيده بود:

معناي السر المستودع در اين دعا چيست؟:

أللهم صل علي فاطمه و أبيها و بعلها و بنيها و السر المستودع فيها بعدد ما أحاط به علمك.

آن عالم جواب داد:

اگر قرار بود معلوم شود و كسي بفهمد، به آن سرّ نمي گفتند.

اگر بنا باشد أولا، الثاني، الثالث، الرابع مشخص شود، امام (عليه السلام) اين كلمات را در اين زيارت قرار نمي داد. اينها رمزي است براي حفظ جان شيعه و احترام به عقائد أهل سنت.

وقتي شيخ طوسي (ره) را گرفتند و بردند نزد حاكم و گفتند:

 

شما در مصباح المتعجد، زيارت عاشوراء را آورده ايد و در اين روايت آورده ايد كه خداوند، اولين و دومين و سومين و چهارمين ظالم را لعنت كند. مراد شما، خليفه اول و خليفه دوم و غيره است؟ شيخ طوسي (ره) فرمود: خير. سؤال كردند: مراد شما كيست؟ فرمود: مراد ما قابيل و قاتل زكرياء (عليه السلام) و پِيْ كننده ناقه حضرت صالح (عليه السلام) و عبد الرحمن بن ملجم، قاتل علي بن أبي طالب (عليه السلام) است.

وقتي بزرگان ما در اين قضايا گير مي كنند، اين گونه فرار مي كنند. ما اين نكات را بايد در بزنگاه ها و مسائل حساس، به جامعه تزريق و تلقين كنيم.

الآن بحث اختلاف ميان شيعه و سني، جزء اصلي ترين برنامه هاي استكبار جهاني است. آمريكا، سال گذشته را سال تفرقه ميان شيعه و سني ناميده بود. كاخ سفيد و سازمان سيا، ميلياردها دلار هزينه كردند تا بتوانند ميان شيعه و سني در منطقه اختلاف بياندازند. علت اين كه اين رهبر فرزانه، سيد و اولاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به كردستان رفت و حدود يك هفته در آنجا ماند، همين مسئله بود. مشخص است كه دشمن، تحركاتي را در منطقه انجام مي دهد.

ولي بايد اين مطلب را هم داشته باشيم كه مباحث علمي، غير از مباحث اهانت و ناسزاگويي است. ما مباحث علمي را مطرح مي كنيم آنها هم بيايند در خطبه هاي نماز جمعه و منابر و ماهواره ها و سايت هاي شان عقائد و ادله خودشان را مطرح و بيان كنند. حتي اگر ادله شيعه را كافي نمي دانند، بيايند نقد كنند. نقد علمي را استقبال مي كنيم. انتظار هم داريم اگر مباحث علمي را كه مطرح مي كنيم و نقد علمي بر مباني اعتقادي أهل سنت داريم، آنها هم پذيرا باشند؛ البته پذيرا هم هستند. البته به تعبير شهيد مطهري (ره):

بايد در مباحث علمي، احساسات و عواطف أهل سنت را جريحه دار نكنيم.

در اين روايت هم نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) با صراحت مي فرمايد:

نشانه منافق بودن، بغض و عداوت نسبت به حضرت علي (عليه السلام) است.

محبت به حضرت علي (عليه السلام) و قبول امامت و ولايت ايشان، 2 بحث متفاوت است

من اين مقدمه را گفتم تا اين نكته را عرض كنم:

بحث عداوت و دشمني با حضرت علي (عليه السلام)، يك بحث است و اين كه امامت او را نمي پذيرند، بحث ديگري است.

الآن در ميان أهل سنت، كسي را نداريم كه بگويد من دشمن حضرت علي (عليه السلام) هستم. تمام مذاهب أهل سنت (حنفي، مالكي، شافعي، حنبلي)، حتي إبازي ها (خوارج هاي عصر ما) حضرت علي (عليه السلام) را دوست دارند. در كشور سودان، فقه خوارج مطرح است و حكومت و دولت سودان، بر محور فقه خوارج و إبازي دور مي زند. قوه قضائيه و دادگستري شان بر محور فقه خوارج است. ولي به هيچ وجه عداوت أمير المؤمنين (عليه السلام) را ملاك قرار نداده اند. هر كسي (شيعه يا سني) به أهل بيت (عليهم السلام) اهانت و جسارت كند و ناسزا بگويد، ما او را بدتر از يهود و نصاريٰ مي دانيم. امام خميني (ره) در تحرير الوسيلة مي فرمايد:

اگر كسي به ائمه (عليهم السلام) ناسزا بگويد، بر شنونده واجب است تا ناسزا گوينده را به قتل برساند.

البته به شرط اين كه براي خودش، مشكل درست نشود و در صورتي است كه حكومتْ اسلامي نباشد. ولي من تاكنون نديدم در هيچ سايتي و هيچ ماهواره اي كه يك وهابي به ائمه (عليهم السلام) اهانت و جسارت كند.

تمام أهل سنت معتقدند طبق آيه شريفه:

قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي

سوره شوري/آيه23

محبت أهل بيت (عليهم السلام)، از واجبات است و در رديف نماز. همان طوري كه نماز و روزه را واجب مي دانند، محبت أهل بيت (عليهم السلام) را هم بر خودشان واجب مي دانند.

ولايت أهل بيت (عليهم السلام)، شرط قبولي أعمال

در روايات آمده است كه ولايت أهل بيت (عليهم السلام)، از شرايط قبولي اعمال است. علامه مجلسي (ره) حدود 70 روايت از ائمه (عليهم السلام) در بحار الأنوار نقل مي كند كه از شرايط قبولي اعمال، ولايت أهل بيت (عليهم السلام) است و بدون ولايت أهل بيت (عليهم السلام)، عملي پذيرفته نيست.

مرحوم حضرت آيت الله العظمي بروجردي (ره) هم در جامع أحاديث الشيعة، 76 روايت از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه (عليهم السلام) نقل كرده است كه بدون ولايت حضرت علي (عليه السلام) و فرزندانش، عملي پذيرفته نيست.

وقتي ما اين را نقل مي كنيم، صداي فرياد أهل سنت بلند مي شود كه شما عمل ما را باطل مي دانيد و ما را جهنمي مي دانيد و غيره. حدود 3 سال قبل در شبكه المستقلة (كه ويژه وهابيت است و با پشتيباني مالي عربستان سعودي از لندن پخش مي شود)، مناظره اي با وهابيت داشتيم و اينها شروع كردند به مانور دادن روي اين قضيه كه شما معتقد هستيد فقط عمل شيعيان صحيح است و عمل أهل سنت را باطل مي دانيد.

گفتم: ما رواياتي در اين زمينه داريم، ولي لازم نيست شما به روايات ما توجه كنيد و خود بزرگان و علماء شما اين روايت را نقل كرده اند. آقاي خوارزمي (از علماء بزرگ أهل سنت كه معروف به أخطب الخواطب است) در كتاب المناقب روايتي آورده است كه اگر شما اين روايت را جواب داديد، ما هم به روايات شيعه در اين زمينه، همان جواب را مي دهيم. روايت، اين است:

أمير المؤمنين (عليه السلام) از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي كند: كه فرمود:

يا علي! لو أن عبدا عبد الله عز و جل مثل ما قام نوح في قومه و كان له مثل أحد ذهبا فأنفقه في سبيل الله و مد في عمره حتي حج ألف عام علي قدميه، ثم قتل بين الصفا و المروة مظلوما، ثم لم يوالك يا علي، لم يشم رائحة الجنة و لم يدخلها.

اي علي! اگر بنده اي خدا را عبادت كند به اندازه عمر نوح و به اندازه كوه أُحد، طلا در راه خدا انفاق كند و آن قدر عمرش طولاني شود كه هزار بار با پاي پياده حج بجا آورد و سپس در بين صفا و مروه، مظلومانه كشته شود، ولي ولايت تو را نداشته باشد، بوي بهشت به مشامش نخواهد رسيد و وارد بهشت نخواهد شد.

المناقب للخوارزمي، ص67 ـ ينابيع المودة لذوي القربي للقندوزي، ج2، ص293 ـ مناقب علي بن أبي طالب لإبن مردويه الأصفهاني، ص73

شما به اين روايت، چه جوابي مي دهيد؟ نه ايشان شيعه است و نه كتاب ايشان از كتاب هاي شيعه است. شما خودتان هم اين روايات را داريد. ما معتقد نيستيم كه نماز شما باطل است. قبولي عبادت، به دست خدا است و فقهاء ما فتوا داده اند كه نماز خواندن پشت سر عالم أهل سنت، مجزي است و اين مشخص است كه ما معتقد به بطلان عبادت شما نيستيم. ولي روايت، چيز ديگري است.

صحت نماز و قبولي نماز، 2 بحث متفاوت است

ما در رابطه با نماز، 2 مسئله داريم: صحّت نماز و قبولي نماز. مثلا اگر شما در مكان غصبي، وضو گرفتيد، وضو و نماز باطل است. يا اگر وضو را اشتباه گرفتيد يا حمد و سوره را اشتباه خوانديد، نماز باطل است. ولي اگر وضو را درست گرفتيد و نماز را درست خوانديد، مي گويند اين نماز، صحيح است. اما يك موقع است كه مي گوييم نماز، قبول است يا قبول نيست. شايد نماز، صحيح باشد، ولي اين كه آيا قبول باشد و فرداي قيامت، به خاطر اين نماز به ما أجر دادند يا خير؟ شرايط ديگري دارد. امام صادق (عليه السلام) فرمود:

هر كس به اندازه حضور قلبش در نماز، نمازش پذيرفته است. اگر در نصف نماز، حضور قلب داشت، نصف نماز قبول است. اگر در يك سوم نماز، حضور قلب داشت، يك سوم نماز قبول است. اگر ... .

گاهي نماز مي خوانيم و در فكر زن، بچه، محل كار، فلان شخص و فلان كار است. اين نماز، باطل نيست، ولي آن نمازي نيست كه:

الصلاة معراج المؤمن.

الصلاة قربان كل تقي.

گاهي هم نماز مي خوانيم و از اول تا آخر نماز، متوجه خدا هستيم و متوجه اين هستيم كه با چه كسي حرف مي زنيم، اين، همان نماز است.

حضرت امام خميني (ره) مي فرمايد:

من نمي گويم در نماز، خدا را آن چنان تصور كنيد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه (عليهم السلام) تصور كردند. ولي به اندازه اي توجه داشته باشيد كه اگر با كودك 4 ساله حرف مي زنيد، آن مقدار توجه داريد.

براي خدا هم بايد حداقل به اندازه كودك 4 ساله ارزش قائل باشيم و نگذاريم شيطان ما را در نماز گرفتار كند.

هم چنين حضرت امام خميني (ره) مي فرمايد:

اين كه اين همه اسير و تابع شيطان هستيم و افسار ما را به هر طرف مي كشد، به اين دليل است كه با صاحب خانه رابطه نداريم. شيطان، سگِ خانه خدا است و به طرف كساني پارس مي كند كه با صاحب خانه رابطه ندارند. اگر رابطه ما با صاحب خانه درست شد، شيطان با ما كاري ندارد.

در قرآن هم آمده است كه شيطان مي گويد:

قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ / إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ

سوره حجر/آيه40ـ39

آنچه ما كرديم با خود، هيچ نابينا نكرد در ميان خانه گم كرديم صاحب خانه را

مشكل ما اين است كه در نمازها، حضور قلب نداريم و اين كه اين همه بيراهه مي رويم و گناه و معصيت مي كنيم، به اين دليل است كه با صاحب خانه رابطه نداريم. هنوز باور نكرده ايم كه خدا ما را مي بيند.

باز هم حضرت امام خميني (ره) مي فرمايد:

علل اصلي مشكلات ما كه اين همه گناه و معصيت مي كنيم، اين است كه توحيد و خداشناسي ما ضعيف است:

أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَيٰ

سوره علق/آيه14

اگر يك كودكي در حضور ما باشد، كار منافي با اخلاق انجام نمي دهيم. ولي ما براي خدا به اندازه يك كودك هم ارزش قائل نيستيم.

امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد:

چه بسا يك بنده اي 50 سال از عمرش مي گذرد و يك ركعت نماز قبول شده در پرونده اش ندارد.

اينها را عرض كردم براي اين كه معناي روايات روشن شود. صحت عبادات، يك مطلبي است و قبولي عبادات، مطلبي ديگر است. اين كه در روايات آمده است قبول روايت، مشروط به ولايت است، از اين رهگذر است.

امام زمان (عليه السلام)، ناظر و شاهد اعمال ما

يكي از بحث هايي كه بايد در ولايت مداري در نظر داشته باشيم، اين است كه:

امام (عليه السلام) بر اعمال ما نظارت دارد.

گاهي مي گوييم كه امام زمان (عليه السلام) وجود دارد و روزي خواهد آمد و دنيا را پر از عدل مي كند، همان طوري كه پر از ظلم شده است و روزهاي جمعه هم اگر حال داشته باشيم، دعاي ندبه مي رويم و اگر مريضي يا گرفتاري هم داشته باشيم، امام زمان (عليه السلام) را صدا مي زنيم. اين يك نوع امام شناسي است.

گاهي هم احساس مي كنيم شبانه روز در محضر امام هستيم و بر تمام اعمال و كردار و افكار ما نظارت دارد. اين هم يك نوع امام شناسي است.

مرحوم علامه مجلسي (ره) در بحار الأنوار از حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) نقل مي كند كه مي فرمايد:

فإنا يحيط علمنا بأنبائكم و لا يعزب عنا شئ من أخباركم.

ما إحاطه كامل به كارهاي شما داريم و هيچ يك از كارهاي شما بر ما پوشيده نيست.

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج53، ص175 ـ تهذيب الأحكام للشيخ الطوسي، ج1، ص مقدمة الكتاب 37

اگر امام شناسي اين است، پس ما يك عمرْ چه مي كنيم؟ الآن كه ما اينجا هستيم، وجود ما و افكار ما و اعمال ما، مانند كف دست آن حضرت است. حتي چيزي از أذهان ما بگذرد و توجه نداشته باشيم، امام زمان (عليه السلام) از آن خبر دارد.

حضرت امام خميني (ره) در كتاب مصباح الهداية إلي الخلافة و الولاية مي فرمايد:

علم و آگاهي امام به عالَم هستي، از علم عالَم هستي بر خودش قوي تر و نافذتر است.

قوي ترين علمي كه ما داريم، علم حضوري است؛ علم خود انسان بر خودش. يعني هر كسي بر شما علم و آگاهي داشته باشد، بيشتر از آگاهي شما بر خودتان نيست. ولي امام خميني (ره) مي فرمايد علم حضرت ولي عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) از علم ما بر خودمان هم قوي تر است. يعني شايد مسئله اي از ذهن ما عبور كند و ما توجه نداشته باشيم، ولي حضرت ولي عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) به آن توجه دارد.

يكي از اصحاب امام رضا (عليه السلام) به نام أحمد بن أبي نصر بَزَنْطي (از صحابه جليل القدر كه قبلا مسلمان نبود و مسلمان و شيعه شد و از صحابه ويژه حضرت شد) مي گويد:

خدمت امام رضا (عليه السلام) رفته بودم تا مسئله اي را سؤال كنم. شب بود و بحث ما تا آخر شب طول كشيد. وقتي خواستم برگردم، حضرت فرمود: امشب نزد ما بمان. من هم گفتم: اگر بمانم، زحمت مي شود. حضرت فرمود: خير، زحمتي نيست. من هم گفتم: از خدا مي خواهم كه بمانم؛ چون اينجا خانه امام زمانم است و سعادتي است براي من. من در آن شب، منزل حضرت ماندم. حضرت به غلامش فرمود: آن رختخوابي كه من هر شب بر روي آن مي خوابم، بياور و در اتاق مخصوص من بيانداز تا احمد بن أبي نصر امشب در آنجا استراحت كند. من هم به آن اتاق رفتم و دراز كشيدم و در ذهن خودم اين افتخار را مرور مي كردم و از خوشحالي در پوست خودم نمي گنجيدم. يك دفعه ديدم حضرت آمد در را زد و فرمود: آقاي احمد بن أبي نصر! خوابيدن در خانه امام، در اتاق ويژه امام، در رختخواب ويژه امام، ارزش نيست؛ ارزش به تقوا است:

إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ

سوره حجرات/آيه13

علم امام (عليه السلام) نسبت به اعمال و رفتار و افكار ما اين گونه است كه حتي اگر در اتاق تاريك و خلوت، چيزي از ذهن ما عبور كند، امروز آقا ولي عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) از آن با خبر است.

دوستان! به ما نگفته اند كه به زور بياييم شيعه بشويم. يا به ميدان نياييم يا اگر آمديم، امامت مداري و ولايت مداري ما طوري باشد كه خداپسندانه و امام پسندانه باشد.

من نمي گويم سمندر باش يا پروانه باش گر به فكر سوختن افتاده اي، مردانه باش

قرآن هم مي فرمايد:

وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ

هر كس مي خواهد مسلمان شود و هر كس مي خواهد كافر شود.

سوره كهف/آيه29

اگر آمدي گفتي مهدي، مردانه مهدي صفت باشد. اگر گفتي علي، علي صفت باش. اگر رهبريِ مقام معظم رهبري را پذيرفتي، ولايت مداري ات، ولايت مداري وليِ فقيه پسندانه باشد. اين گونه نباشد كه اگر جايي به صلاح ما باشد، سمعاً و طاعةً اطاعت كنيم و جايي كه اگر تبعيت از رهبري و ولايت، موجب از دست دادن ميز و مقام و شغل ما باشد، ملاحظه كاري كنيم و اطاعت نكنيم. اين معامله، نبايد دنيوي باشد. بحث ولايت مداري، از ولايت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) تا ولايت فقهاء بزرگ ما، معامله إلهي است. ما بايد در اين خط، ثابت قدم بمانيم. چه بسا يك دفعه مسئله اي پيش آيد كه افراد بالاتر از ما، برخورد تندي با ما بكنند و با آبرو و حيثيت ما بازي كنند، ولي وقتي احساس مي كنيم در خط ولايت هستيم، بايد برويم. در اين قضايا، فقط دنيا نيست، آخرت هم هست.

حضرت عيسي (عليه السلام) بالاي قبر شخصي كه قاضي زمان خودش بود، مي آيد و او را زنده مي كند. از او سؤال مي كند:

وقتي از دنيا رفتي، خداوند با تو چه معامله اي كرد؟ گفت: من در دنيا وضع خوبي داشتم. يك مورد هم قضاوت نادرستي نكردم؛ ولي 70 سال است كه مرده ام و از روزي كه مرده ام، در عذابم. سؤال كرد: چرا؟ گفت: فقط به خاطر يك مسئله. روزي ديدم برادر زنم با كسي دعوا كرده و نزد من به محكمه آمدند. قبل از اين كه قضاوت كنم، با خودم گفتم: اي كاش! حق با برادر زنم باشد. اتفاقا حق هم با او شد. ولي به خاطر اين مسئله كه در ذهنم دوست داشتم حق با او باشد، 70 سال است كه مرا شكنجه مي كنند.

مسئله، اين قدر ظريف است. امام خميني (ره) بعد از رحلتش به خواب حاج احمد آقا (ره) آمده بود و گفته بود:

احمد! دست بلند كردن من براي مردم هم حساب دارد كه به چه نيتي دستم را بلند كرده ام؟

لذا، وقتي قرآن مي فرمايد:

فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ / وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ

سوره زلزال/آيه8ـ7

مراد، همين است. تمام كارهاي خلافِ ريز ما، برخلاف ولايت مداري و ولايت أهل بيت (عليهم السلام) است. چون ولايتي كه ما پذيرفته ايم، همه اش برگرفته و برخاسته از ولايت الله است و نبايد در ولايت الله، فكر نادرست و قضاوت نابجا بيايد. در تمام كارهاي ما، حضرت ولي عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) ناظر و شاهد است.

ولايت فقهاء، همان ولايت الله و ولايت الرسول و ولايت الائمه است

اگر ما امروز از مراجع عظام تقليد و رهبري تبعيت كنيم، اين تبعيت، تبعيت سياسي نيست. اگر تبعيت سياسي باشيد، خيلي از جاها به مشكل برمي خوريم. چون در بعضي از كارهاي سياسي، ما خودمان را سياست مدارتر از ديگران مي دانيم و اعمال نظر مي كنيم. اينها، بحث شيعه است. امام صادق (عليه السلام) فرمود:

الرّادّ عليهم كالرّادّ علينا و الراد علينا الراد علي الله و هو علي حد الشرك بالله.

الكافي للشيخ الكليني، ج1، ص67

كساني كه سخنان مراجع عظام تقليد يا مقام معظم رهبري (كه امروز در مسند مرجعيت قرار گرفته و تمام نمايندگان خبرگان رهبري، اجتهاد و مرجعيت ايشان را تائيد كرده اند) را ردّ كنند و اعتراض كنند، مانند اين است كه سخن ائمه (عليهم السلام) را ردّ كرده اند و كساني كه سخنان ائمه (عليهم السلام) را ردّ كنند، مانند اين است كه سخن خدا را ردّ كرده اند و اين چنين كساني در حدّ شرك به خداوند هستند.

اگر رئيس جمهور، 20 ميليون رأي بياورد، نمي تواند براي او هيچ ارزشي درست كند و فقط تنفيذ رهبري به ايشان ارزش مي دهد. اگر رهبري تنفيذ نكند، 20 ميليون كه هيچ، اگر 400 ميليون نفر هم به ايشان رأي داده باشند، هيچ مي شود. چون ما معتقد به حكومت مردم بر مردم نيستيم. ما معتقد به حكومت خدا بر مردم هستيم. حكومت فقهاء هم برگرفته از حكومت خداوند بر مردم است. لذا، تا وقتي تنفيذ رئيس جمهور توسط مقام معظم رهبري صورت نگيرد، اين همه آراء مردم، هيچ ارزشي ندارد. رهبري هم اگر روزي، كوچك ترين انحرافي از رئيس جمهور ببيند، با يك جملههء «رئيس جمهور معزول است»، كار تمام مي شود و هيچ برگشتي ندارد. هم چنين ساير نهادهاي اصلي كشور. در جامعه اسلامي و شيعي، بحث مرجعيت و رهبريت است.

شما در كدام يك از مسائل اسلامي (در نماز، روزه، زكات، حج، جهاد) اين چنين تعبيري داريد كه اعتراض، در حدّ شرك به خداوند قرار گرفته باشد؟. من گمان نمي كنم اگر 100 جلسه در رابطه با مرجعيت و رهبري فقهاء بخواهيم صحبت كنيم، به اندازه همين روايت امام صادق (عليه السلام)، بتوانيم مطلب پياده كنيم.

كلام الملوك، ملوك الكلام.

سخن بزرگان، بزرگ ترين سخنان است.

لذا بايد دقت كنيم و خودمان را در اين چهارچوب حفظ كنيم و از آن تخطي نكنيم؛ نه جلوتر برويم و نه عقب بمانيم. با جلو رفتن، گرفتار إفراط و هرج و مرج خواهيم شد و با عقب ماندن، گرفتار تفريط خواهيم شد. لذا بايد تلاش كنيم دوشادوش رهنمودهاي رهبري و مراجع عظام تقليد حركت كنيم و تلاش كنيم عملكرد و افكار و كردار خودمان را با آنها تطبيق دهيم. امروز، رهنمودهاي رهبري، براي ما شاقول است و هر ديواري كه با اين شاقول همخواني نداشته باشد، آن ديوار كج است و به مقصد نمي رسد و روزي فرو مي ريزد. اگر در اين دنيا هم فرو نريزد، در عُقبيٰ فرو مي ريزد. ما بايد تلاش كنيم و زن و بچه مان و افراد زير دست مان را با اين شاقول تربيت كنيم.

تربيت نيرو، يكي از وظائف ماست

يكي از كارهايي كه امام سجاد (عليه السلام) در دوران بني أميه داشت كه به ايشان اجازه نمي دادند به مسجد بيايد و منبر برود و احكام إلهي را بيان كند و مردم را تربيت كند، هر سال حدود 30 غلام و كنيز از بازار مي خريد و به منزل مي آورد و يك سال در تربيت آنها تلاش مي كرد و در شب عيد فطر، همه آنها را در راه خدا آزاد مي كرد و در جامعه رها مي كرد. 30 نفر تربيت شده امام سجاد (عليه السلام) در جامعه زندگي مي كردند و هر كدام شان در محله خود، منشأ آثار و بركات مي شدند و تبليغات دودمان بني أميه را به باد مي دادند و فرهنگ أهل بيت (عليهم السلام) را در جامعه منتشر مي كردند.

شما عزيزان هم اگر چند نفر نيرو و سرباز زير دست داريد، فقط به آنها أمر و نهي نكنيد. تلاش و كوشش شما اين باشد كه اينها را تربيت اسلامي و مهدوي بكنيد. اين هم مستلزم اين است كه خودمان مهدوي باشيم و آگاهي كامل داشته باشيم.

هدف اصلي دشمنان، تضعيف رهبري است

امروز، هدف اصلي و نهايي دشمنان داخلي و خارجي ما، خصوصا در اين يك سال اخير، رهبري است. اگر به سايت هاي اينترنتي سر بزنيد، بعضي از منحرفين داخل و خارج كشور، گويا هيچ أمري به اندازه تضعيف رهبري براي شان ارزش ندارد؛ حتي از خواندن نماز براي شان واجب تر است. اگر روزي بيانيه اي در اينترنت و ماهواره منتشر نكنند، شب خواب شان نمي برد. لذا ما بايد عملا با اين پديده شوم مبارزه كنيم.

من بارها در جلسات درس گفته ام كه ما انقلابي باشيم يا نباشيم، بحث ديگري است. اگر حفظ و امنيت زن و بچه و مذهب مان را دوست داشته باشيم، امروز تضعيف رهبري، امنيت جامعه و زن و بچه مان را به هم مي ريزد. اگر رهبري تضعيف شد، رئيس جمهور و قوه قضائيه و مقننه تضعيف مي شود و چيزي براي ما نمي ماند. اينها در اين يك سال اخير، تمام تلاش شان را براي تضعيف رهبري گذاشته اند و از تمام امكانات و ظرفيت ها استفاده مي كنند. به تعبير حضرت آيت الله العظمي شبيري زنجاني:

كساني كه مخالف نظام و رهبري هستند، آيا مي خواهند اين حكومت را از دست اينها بگيرند و به دست ياران مهدي (عليه السلام) بدهند؟ پس ما هم با اينها هم صدا هستيم. ولي اگر مي خواهند به دست آمريكايي ها بدهند تا آنها و منافقين بر ما حكومت كنند، اين خيانت به قرآن و اسلام و مسلمين است.

به قول يكي از مراجع عظام تقليد كه ميانه خوبي با نظام نداشت:

ما نظام را قبول نداريم، ولي تضعيف نظام را از أشد محرّمات مي دانيم. چون اگر اين نظام تضعيف شود و فردا آمريكا بيايد، به ما اجازه نمي دهند حتي در حسينيه ها هم «حسين حسين» بگوييم.

گاهي وقت ها انسان از حرف زدن دشمن دانا لذت مي برد.

به قول سعدي:

دشمن دانا بلندت مي كند بر زمينت مي زند نادان دوست

گاهي يك نفر با رياست بنياد شهيد و رياست مجلس و سوابق آن چناني با امام خميني (ره)، يك سري مزخرفات را مطرح مي كند كه واقعا براي ما حوزوي ها قابل تحمل نيست. گاهي هم يك آخوند مخالف نظام، مي گويد تضعيف اين نظام، تقويت كفر است و بهم ريختن بساط شيعه است. اين دشمن، دانا است و مي فهمد چه مي كند. اين دشمن دانا، گرچه براي ما ضرر ندارد، ولي بايد مراقبش باشيم. اما يك دوست نادان كه خود را تابع امام خميني (ره) مي داند، به نام امام خميني (ره) با آثار ايشان مبارزه مي كند؛ اينها خطرناك هستند.

كُفر در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، 21 سال با اسلام جنگيد؛ ولي با پرچم كفر. 13 سال، أبو سفيان و دار و دسته اش در مكه با اسلام جنگيدند و 8 سال هم در مدينه و هيچ غلطي هم نتوانستند بكنند و شكست خوردند. ولي همين كفر در جنگ صفين با پرچم اسلام و به نام اسلام آمد و اسلام را شكست داد. أمير المؤمنين (عليه السلام) بارها در جنگ صفين گفت:

اي مردم! كساني كه در كنار معاويه هستند، همان چهره هايي هستند كه ما در ركاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در جنگ بدر و أحد و حنين و غيره با آنها جنگيديم. آنها فقط پرچم خود را عوض كرده اند و چهره ها، همان چهره هاست و نيّات، همان نيّات است و اهداف، همان اهداف است.

كساني كه پرچم عوض مي كنند، خطرناك هستند. كساني كه به نام امام خميني (ره) و انقلاب به جنگ امام خميني (ره) و انقلاب مي آيند، خطرناك هستند. ما بايد امروز در برابر اين پديده، تمام قواي خودمان را بسيج كنيم و از تمام ظرفيت ها در برابر اين تبليغات، استفاده كنيم.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English