2018 July 20 - جمعه 29 تير 1397
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت
کد مطلب: ٥٣٧٤ تاریخ انتشار: ١٨ مرداد ١٣٩١ تعداد بازدید: 4147
سخنراني ها » شبکه ولايت
بررسي آيات ولايت امير مؤمنان (ع) در منابع اهل سنت

پاسخ به شبهات ديني 91/05/18

 

لينک دانلود

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 18 / 05 / 91

استاد قزويني:

ايام شهادت امير المؤمنين سلام الله عليه را به پيشگاه مقدس فرزند عزيز و گراميش بقية الله الاعظم ارواحنا فداه؛ آن عصاره عالم وجود و آن نازنين وجودي كه «بيمنه رزق الوري و بوجوده ثبتت الارض و السماء» و به همه مسلمان ها و شيعيان تسليت و تعزيت عرض مي كنم.

خدا را به آبروي امير المؤمنين سوگند مي دهم (كه عزيزترين و گرامي ترين بنده در نزد خداي عالم است) پاداش ما را فر، جمولاي مان بقية الله الاعظم قرار بدهد ان شاء الله.

در بعضي از منابع خبري آمده است كه يك روزي امير المؤمنين سلام الله عليه به نبي گرامي التماس دعا كرد و فرمود: يارسول الله من را هم دعا كن.

رسول گرامي دست مبارك شان را بلند كردند و فرمودند: خدايا به حق علي حوائج علي را برآورده كن.

بعضي هايي كه آنجا بودند كه مي گويند: عباس عموي پيغمبر بود عرض كرد: يارسول الله اين چه دعايي بود كردي و خدا را به حق علي قسم دادي؟

حضرت فرمود: من نگاه كردم در عرش الهي ديدم عزيزتر و گرامي تر و محبوب تر از علي عليه السلام نيست و براي همين خدا را به آبروي علي سوگند دادم.

ديشب هم ما مفصل مداركش را عرض كرديم كه يكي از مهم ترين فضيلت اميرالمؤمنين اين است كه:

يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيُحِبُّهُ الله وَرَسُولُهُ.

صحيح مسلم ، ج4، ص 1871

عزيزترين و گرامي ترين بنده خدا بعد از نبي مكرم، صلي اله عليه وآله آن نازنين وجود است.

اميدواريم كه ان شاء الله اين تلاش هاي ما و اظهار ارادت و محبت و عشق ما و ولايت ما دست مايه بزرگي باشد به هنگام جان كندن و ورودمان به عالم قبر و عالم برزخ و ورودمان به عرصات محشر.

به اميد آنكه اميرالمؤمنين سلام الله عليه گوشه چشمي به ما كند كه اگر گوشه چشمي كرد هم دنياي مان و هم آخرت و هم دين و هم امور ظاهري و هم امور باطني ما و همه چيزمان درست است.

مجري:

از نظر علماي اهل سنت، چند آيه درباره اميرالمؤمنين در قرآن داريم؟

استاد قزويني:

ديشب ادله عقلي بر امامت و خلافت اميرالمؤمنين را مطرح كرديم و فضائل و مناقب و ويژگي هاي منحصر به فرد علي را از منابع اهل سنت آن هم با سندهاي، صحيح مطرح كرديم و گفتيم: اگر چنانچه هيچ نصي چه از قرآن و سنت بر خلافت و امامت اميرالمؤمنين نباشد و پيغمبر به عهده مردم گذاشته باشند، اگر بنا باشد انتخاب اصلح ملاك باشد، جز اميرالمؤمنين سلام الله عليه گزينه ديگري نداريم؛ چون فضائلي كه اميرالمؤمنين دارد منحصر به فرد است و هيچ يك از، صحابه هم پا و هم سنگ اميرالمؤمنين سلام الله عليه نيست.

و ما گفتيم: آقايان اهل سنت 3 ويژگي اجماعي براي خليفه مطرح مي كنند:

1- علم؛

2- شجاعت؛

3- عدالت.

در اين 3 ويژگي هم اميرالمؤمنين سرآمد تمام، صحابه است؛ بلكه سرآمد همه انبياء غير از نبي مكرم، صلي الله عليه وآله است و در آن شك و شبهه نيست.

اگر براي بعضي از منافقين و خوار، ج عصر قضيه گران مي آيد، بيايند با هم بحث كنيم كه اگر توانستيم ثابت كنيم كه هيچ و مردم مي دانند كه اميرالمؤمنين سلام الله عليه بعد از نبي گرامي از همه انبياء افضل است و ما شك و شبهه در آن نداريم.

هم ادله قرآني داريم و هم ادله از سنت داريم.

اگر راست مي گوييد بياييد با هم بحث كنيم.

اگر با ما جرأت نمي كنيد با دوستان ما بحث كنيد و يا با شير مردان و شير زنان بيننده بحث كنند؛ چون اين ها به قدري اين مباحث ما را ديده اند الحمد لله اين مباحث براي شان ملكه شده است.

در شجاعت و عدالت و علم كه اين سه ويژگي ملاك باشد براي انتخاب خليفه جز اميرالمؤمنين هيچ فردي در اين زمينه نمي تواند كانديد باشد و غير از علي را كسي انتخاب كند بايد پا روي وجدان خود گذاشته باشد.

ثعلبي نيشابوري كه متوفاي 427 هجري است مي گويد:

ما نزل في أحد من القرآن ما نزل في علي بن أبي طالب.

تفسير الثعلبي ج2 ، ص 279 و الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج 2 ، ص 373

آنچه كه در رابطه با اميرالمؤمنين در قرآن نازل شده است در حق احدي نازل نشده است.

ذهبي هم وقتي به خود ثعلبي مي رسد مي گويد:

الإمام الحافظ العلامة شيخ التفسير... وكان، صادقا موثقا.

سير أعلام النبلاء ، ج17 ، ص 435 و سير أعلام النبلاء، ج17، ص 437

استاد تفسير است.

جناب سيوطي كه از استوانه هاي علمي اهل سنت است كه وقتي از دنيا رفت گفتند: علم در زير خاك ها دفن شد.

ايشان مي گويد: ابن عساكر از ابن عباس نقل كرده است كه آنچه كه درباره اميرالمؤمنين نازل شده است در حق احدي نازل نشده است و ابن عباس گفته است كه:

وأخرخ ابن عساكر عن ابن عباس قال نزلت في علي ثلثمائه آية.

تاريخ الخلفاء ، ج1 ، ص 172 و الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة ، ج2 ، ص373

300 آيه در قرآن در حق علي نازل شده است.

اين كه علامه مجلسي نيست كه به باد فحش و استهزاء بگيريد. علامه حلي نيست كه امام و پيغمبر شما ابن تيميه ناصبي بگويد: ابن المنجس و از اين تعابير زشت و وقيحي كه لايق خودش بوده است، نثار او كند.

همچنين جناب طبراني كه متوفاي 360 است در كتاب معجم كبير خود كه مي گويند احاديث، صحيح و معتبر را انتخاب كرده است نقل مي كند از عكرمه از ابن عباس مي گويد:

ما أَنْزَلَ اللَّهُ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِلا عَلِيٌّ أَمِيرُهَا وشَريفُهَا وَلَقَدْ عَاتَبَ اللَّهُ أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ، صلي اللَّهُ عليه وسلم في غَيْرِ مَكَانٍ وما ذَكَرَ عَلِيًّا إِلا بِخَيْرٍ.

المعجم الكبير ، ج11، ص 264 و فضائل الصحابة لابن حنبل ، ج2 ، ص 1113

هر كجا يا ايها الذين امنوا آمده است علي بن ابي طالب به عنوان اميرالمؤمنين و شريف المؤمنين در آن مطرح است در چند جاي قرآن خداي عالم اصحاب پيغمبر را مورد عتاب قرار داده است و مذمت كرده است و قرآن علي را جز به خوبي ياد نكرده است.

آقاي ابن ابي حاتم كه متوفاي 327 است ابن تيميه در مورد ايشان مي گويد: تفسير ابن ابي حاتم از تفاسيري است كه:

المعتمد عليها في المنقولات.

آقاي ابن ابي اين روايت را ذكر كرده است.

تفسير ابن أبي حاتم ، ج1، ص 196

آقاي ابن حجر عسقلاني در كتابي كه در رد شيعه نوشته است همين روايت را مطرح كرده است.

الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج2، ص 372

البته روايت خيلي زياد است كه تقريباً نزديك 38 روايت است من به اختصار به اين ها اشاره كردم.

اين بحث هاي سه شب ،گزينشي از بحث هاي ادله امامت و ولايت اميرالمؤمنين سلام الله عليه است.

بحثي كه ديشب كرديم در حقيقت عصاره و چكيده يك ترم تدريس دانشگاهي من كه 17 جلسه يك ساعت و نيم بوده است.

ما تلاش كرديم اين ها را خيلي خلاصه به، صورت يك بسته آماده براي بينندگان عزيز و طلبه هاي بزرگوار داخل و خارج و اساتيد حوزه هاي علميه و اساتيد دانشگاه ها كه دنبال اين بحث ها هستند و آن دسته از عزيزاني كه در بحث مناظره با وهابيت در خط مقدم هستند اين نكات را ياداشت كنند و اگر سؤالي داشتند از ما بپرسند ما در خدمت شان هستيم.

مجري:

بعضي از علماي شيعه مي گويند: آيه 55 سوره مائده قوي ترين دليل براي ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام است، لطف كنيد در اين باره توضيح بدهيد.

استاد قزويني:

من فقط عبارتي را كه از مرحوم شيخ طوسي است به اختصار عرض مي كنم تا به سؤال هاي بعدي حضرت عالي برسيم.

مرحوم شيخ الطائفه، شيخ طوسي كه متوفاي 460 هجري است مي گويد:

وأما النص علي إمامته من القرآن ، فأقوي ما يدل عليها قوله تعالي : (إنما وليكم الله ورسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة ويؤتون الزكاة وهم راكعون)

تلخيص الشافي، ج2، ص 10 .

عبارت هاي متعددي ايشان آورده است، مي گويد: قوي ترين دليل قرآني بر امامت اميرالمؤمنين اين آيه شريفه است.

اصل كتاب شافي كه الشافي للامامة مال سيد مرتضي رضوان الله تعالي عليه است كه متوفاي 436 است و تلخيص شافي مال شاگرد بزرگوارشان مرحوم شيخ طوسي است.

جناب علامه ميلاني از 18 نفر از، صحابه و مشاهير تابعين آورده است كه اين آيه در حق اميرالمؤمنين نازل شده است.

نفحات الأزهار - السيد علي الحسيني الميلاني، ج20، ص 12

63 نفر از كبار پيشوايان و حفاظ و علماي اعلام اهل سنت آورده اند كه اين آيه در حق اميرالمؤمنين سلام الله عليه نازل شده است.

ان شاء الله در فرصت هايي كه در برنامه حبل المتين داريم اين ها را مفصل مطرح مي كنيم.

مجري:

يكي از مهمترين اشكلاتي كه وهابيت در مورد اين آيه بيان مي كنند اين است كه اين آيه جمع آمده است؛ ولي اميرالمؤمنين مفرد است، اگر مي شود اشكال و جواب را توضيح دهيد.

استاد قزويني:

اگر بخواهيم به اشكالات وهابيت به اين آيه برسيم بايد دو يا سه جلسه، صحبت كنيم.

ما در پاسخ دكتر قفاري در نقد كتاب اصول مذهب شيعه، حدود 140، صفحه شبهات وهابيت را پيرامون اين آيه پاسخ داده ايم.

دوستان به جلد اول كتاب «نقد اصول مذهب شيعه» كه عصاره عمر من بوده است مراجعه كنند. احساس مي كنم اين كتاب در نوع خودش اگر بي نظير نباشد كم نظير است.

بعضي از دوستان تلاش داشتند اين ترجمه به فارسي شود؛ ولي بعضي ها چون آدم هاي نيكي هستند و هزار وعده ي نيكان يكي وفا نشود.

جلد اول آن را يكي از شاگردان خودم ترجمه كردند و در سايت هم گذاشته ايم.

من احساس مي كنم كه هر كدام از مراجع عظام تقليد به ويژه حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي و، صافي گلپايگاني خواندند ما را مورد تشويق قرار دادند.

حضرت آيت الله، صافي گلپايگاني مي گفت: من گمان نمي كردم در حوزه محققان توانمندي داشته باشيم كه اين طور دندان شكن به وهابي ها جواب داده باشد.

ما حاضر هستيم براي آقايان كارشناس از طريق اينترنت اين كتاب را تدريس كنيم كه يك مقداري بدانند چه مي گويند و جهل و عناد خودشان را به نمايش نگذارند و بي سوادي و تناقض هاي خودشان را متوجه شوند.

يك آدمي كه يك مقدار عقل و شعور داشته باشد اين طور بي گدار به آب نمي زند كه آبروي و حثيت خودش را ببرد كه اين آقايان حتي از يك كارمند ساده آموزش و پرورش يا بهزيستي يا اداره كه يك ساعت حوزه نديده است؛ ولي از اين بحث هاي آگاهي دارد، همان طوري كه جن از بسم الله مي ترسد و شيطان از اولياء الله مي ترسد اين ها از اين بچه شيعه ها مي ترسند.

اگر هيچ دليلي بر بطلان اين آقايان نداشته باشيم، همين ترس و وحشت اين ها بر بطلان اين ها كفايت مي كند.

من يكي دو نمونه از حرف هاي ابن تيميه ناصبي را مطرح مي كنم بعد به جواب اين ها مي پردازم كه شايد طولاني شود.

من به همين يك مورد اكتفا مي كنم و تفصيل آن را بعد ها عرض مي كنم.

ابن تيميه مي گويد:

وقد وضع بعض الكذابين حديثا مفتري أن هذه الآية نزلت في علي لما تصدق بخاتمه في الصلاة وهذا كذب بإجماع أهل العلم بالنقل.

منهاج السنة النبوية ، ج2 ، ص 30

بعضي از دروغگويان يك حديث دروغي درست كرده اند و افترايي زده اند كه اين آيه 55 سوره مائده در حق علي نازل شده است هنگامي كه علي انگشترش را در نماز به سائل داده است و اين دروغ است به اجماع اهل علمي كه آگاهي در نقل دارند.

حتماً اين آقا در آينه نگاه كرده است و قيافه خودش را ديده است و تصور كرده است كه تمام دنيا در اين آينه جمع شده است و براي همين ايشان ادعاي اجماع كرده است.

و مي گويد:

اجمع أهل العلم بالنقل علي أنها لم تنزل في علي بخصوصه.

منهاج السنة النبوية ، ج7 ، ص 11

درباره علي چيزي از قرآن نازل نشده است و علي انگشتري در نماز نداده است و اهل علم به حديث عقيده دارند اين داستان دروغ و ساختگي است.

و در جاي ديگر مي گويد:

وجمهور إلامة لم تسمع هذا الخبر.

منهاج السنة النبوية، ج7 ، ص 17

جمهور امت اسلامي چنين روايتي را نشنيده اند.

بعد در جاي ديگري مي بيند كه تعداد زيادي از مفسرين و مورخين و 18 نفر از، صحابه و بيش60 نفر از علماء بزرگ اهل سنت اين قضيه را نقل كرده اند، مي گويد:

أما أهل العلم الكبار أهل التفسير مثل تفسير محمد بن جرير الطبري و بقي بن مخلد و ابن أبي حاتم فلم يذكروا فيها مثل هذه الموضوعات.

منهاج السنة النبوية ، ج7، ص 13

اما اهل علمي كه خيلي بزرگ هستند مثل ابن جرير طبري و ابن ابي حاتم كه جعليات را نقل نمي كنند، اين روايت را نقل نكرده اند.

در آنجا مي گويد: اجماع امت است همچنين چيزي نقل نشده است در اينجا مي گويد: اگر بقيه نقل كرده باشند ابن جرير طبري و ابن ابي حاتم كه نقل نكرده است و اين ها آدم هايي هستند كه موضوعات را نقل نمي كنند.

من چند نمونه از همين حرف اخيرش را مطرح مي كنم و قضاوتش را به عهده شما و اهل سنت و آن هايي كه عقل و شعور و وجدان شان را قفل كرده اند و كليد آن را به دست ابن تيميه داده اند و هر حرفي كه اين منافق مي زند دنبال او هستند مي گذارم.

جناب سقاف مي گويد:

ابن تيميه منافق ناصبي.

اين تعبير مال من نيست.

شايد ما در يكي از بحث هايمان اقوال بزرگان اهل سنت چه در گذشته و چه معاصر كه تعبير كرده اند كه ابن تيميه ناصبي و منافق است را بيان كنيم.

من حدود 75 مورد از علماي بزرگ را جمع كردم كه شهادت دادند كه ابن تيميه منافق و ناصبي است.

ديروز از حسن بن فرحان مالكي خوانديم كه هركس رواياتي را كه در فضيلت اميرالمؤمنين آمده است انكار كند ناصبي است و احاديث صحيح را تضعيف كند، ناصبي است.

آن آقا مي گويد: اجماع امت است كه كسي نقل نكرده است.

18 نفر از، صحابه و بزرگان آورده اند و اين ها هيچ كدام از نظر آقاي ابن تيميه آدم نيستند؛ ولي من همان حرف اخيرش را كه مي گويد: ابن ابي حاتم و طبري نقل نكرده است مي گيرم.

ابن ابي حاتم در تفسير خود از سلمة بن كهيل نقل مي كند:

حدثنا أبو سعيد الأشج ثنا الفضل بن دكين أبو نعيم الأحوال ، ثنا موسي بن قيس الحضرمي عن سلمة بن كهيل قال : تصدق علي بخاتمه وهو راكع فنزلت انما وليكم الله ورسوله والذين امنوا الذين يقيمون الصلاة ويؤتون الزكاة وهم راكعون.

تفسير ابن أبي حاتم ، ج4، ص 1162

اميرالمؤمنين انگشترش را در حال ركوع، صدقه داد و سپس اين آيه نازل شد.

ابن تيميه خلع، صلاح شد؛ يعني معلوم شد كه چقدر دروغگو است كه مي گويد: ابن ابي حاتم نقل نكرده است؛ ولي معلوم شد كه ابن ابي حاتم نقل كرده است.

اين روايت از ابو سعيد اشج از فضل بن دكين از ابو نعيم احول از موسي بن قيس حضرمي از سلمة بن كهيل بوده است.

ما تك تك اين ها را روي شان كار مي كنيم.

1- ابن ابي حاتم:

خود ابن تيميه مي گويد:

من العلماء الأكابر الذين لهم في الإسلام لسان صدق و تفاسيرهم متضمنة للمنقولات التي يعتمد عليها في التفسير.

منهاج السنة النبوية ، ج7، ص 179

آقاي ابن ابي حاتم جزء كساني است كه در اسلام زبان راست دارند و تفسير اين ها متضمن رواياتي است كه قابل اعتماد در تفسير است.

اين شهادت مسئله را تمام مي كند؛ يعني ابن ابي حاتم كه نقل كرد مسئله تمام مي شود؛ ولي ما براي اين كه قضيه را واضح تر كنيم بيشتر بررسي مي كنيم.

خود ابن ابي حاتم در مقدمه كتاب خود مي گويد: من در اين كتابم، صحيح ترين خبر را از نظر سند و شبيه ترين متن به واقعيت را آورده ام:

فتحريت اخراج ذلك بأصح الاخبار اسنادا ، وأشبهها متنا ،

تفسير ابن أبي حاتم - ابن أبي حاتم الرازي، ج1، ص 14

2- ابو سعيد اشج:

آقاي ذهبي مي گويد:

ثقة إمام أهل زمانه.

الكاشف، ج1، ص 558

ثقه است و امام اهل زمان خود بوده است.

ابن حجر هم مي گويد:

ثقة.

تقريب التهذيب، جلد1، صفحه 497

ثقه است.

3- فضل بن دكين:

آقاي ابن حجر مي گويد:

ثقة ثبت وهو من كبار شيوخ البخاري.

تقريب التهذيب - ابن حجر ، ج2، ص 11

ثقه است و مورد اعتماد است و از بزرگان اساتيد بخاري است.

4- موسي قيس حضرمي:

يحيي بن معين مي گويد:

ثقة.

الجرح والتعديل، ج8، ص 157

ثقه است.

ذهبي مي گويد:

ثقة شيعي.

الكاشف، ج2، ص 307

ثقه است و شيعي است.

5- سلمة بن كهيل:

يحيي بن معين مي گويد:

ثقة.

تهذيب الكمال - المزي ، ج11، ص 315

ثقه است.

عجلي مي گويد:

كوفي تابعي ثقة.

تهذيب الكمال - المزي، ج11، ص 315

تابعي است وثقه است.

محمد بن سعد، صاحب طبقات مي گويد:

كان ثقة.

تهذيب الكمال - المزي، ج11، ص 315

ثقه است.

ابو زرعه مي گويد:

ثقة.

تهذيب الكمال - المزي، ج11، ص 316

ثقه است.

ابو حاتم هم مي گويد:

ثقة.

تهذيب الكمال - المزي ، ج11، ص 316

ثقه است.

روايت دوم باز از ابن ابيحاتم است.

آقاي ابن تيميه و پيروان ابن تيميه كه از او به شيخ الاسلام تعبير مي كنيد!، يك مقدار خجالت بكشيد و حيا كنيد و اين قدر درباره اميرالمؤمنين جفا نكنيد، گذشت آن زماني كه جولان بدهيد و هر جنايتي نسبت به اميرالمؤمنين داشته باشيد.

امروز عصر رسانه است و ما به حول و قوه الهي با عنايت فرزند بزرگوار اميرالمؤمنين حضرت ولي عصر ارواحنا فداه، شما و ارباب هايتان را با منطق و دليل رسوا مي كنيم و ثابت مي كنيم كه اساس مذهب و دينتان و اعتقاداتان بر محور دروغ و افتراء استوار است.

از عتبة بن ابي حكيم آورده است كه مي گويد:

6549 حدثنا الربيع بن سليمان المرادي ، ثنا أيوب بن سويد عن عقبة بن أبي حكيم في قوله : انما وليكم الله ورسوله والذين امنوا قال : علي بن ابي طالب.

تفسير ابن أبي حاتم ، ج4، ص 1162

مراد از اين آيه علي بن ابي طالب است.

سند روايت:

1- ربيع بن سليمان مرادي:

ابن حجر مي گويد:

ثقة.

تقريب التهذيب، ج1، ص 1883

ثقه است.

2- ايوب بن سويد:

آقاي عسقلاني مي گويد:

صدوق يخطيء

تقريب التهذيب، ج1، ص 607

صدوقي است كه خطا هم كرده است، البته ما 50 مورد از اساتيد بخاري را داريم كه به آن كثير الخطاء مي گويند.

آقاي حاكم نيشابوري در روايتي كه ايوب سويد در آن است مي گويد:

هذا حديث، صحيح علي شرط الشيخين ولم يخرجاه.

المستدرك - الحاكم النيسابوري، ج2، ص 198

3- عتبة بن ابي حكيم:

يحي بن معين مي گويد:

ثقة.

تهذيب الكمال - المزي، ج19، ص 301

ثقه است.

روايتي هم آقاي ابن جرير طبري دارد و اين در حالي است كه ابن تيميه گفته بود ابن جرير همچنين روايتي نياورده است. متن روايت اين است:

حدثنا إسماعيل بن إسرائيل الرملي ، قال : ثنا أيوب بن سويد ، قال : ثنا عتبة بن أبي حكيم في هذه الآية : إنما وليكم الله ورسوله والذين آمنوا قال : علي بن أبي طالب.

جامع البيان عن تأويل آي القرآن - محمد بن جرير الطبري، ج6، ص 390

اين آيه در حق علي نازل شده است.

سند آن:

1- ابن جرير طبري:

ذهبي مي گويد:

كان ثقة، صادقا حافظا رأسا في التفسير إماما في الفقه والإجماع والاختلاف.

سير أعلام النبلاء ، ج14، ص 270

ثقه و، صادق و حافظ است و در تفسير يك رأس است و در فقه امام است.

2- اسماعيل بن إسرائيل الرملي:

ابن ابي حاتم مي گويد:

كتبنا عنه وهو، صدوق.

الجرح والتعديل، ج2 ، ص 529

3- ايوب بن سويد:

ابن حجر مي گويد:

صدوق يخطيء.

تقريب التهذيب، ج1، ص 607

4- عتبة بن ابي حكيم:

در سند قبل هم بود در اينجا هم آمده است.

هيچ شبهه اي در اعتبار روايات وجود ندارد.

اگر روايت سندا، صحيح نباشد، ابن تيميه مي گويد:

تفسير ابن جريج و ابن جرير الطبري و محمد بن أسلم الطوسي و ابن أبي حاتم من العلماء الأكابر الذين لهم في الإسلام لسان، صدق و تفاسيرهم متضمنة للمنقولات التي يعتمد عليها في التفسير.

منهاج السنة النبوية ، ج7، ص 178 و 179

تفسير ابن جريج و ابن جرير طبري و ابن ابي حاتم از علماء و اكابري كه لسان، صدق دارند و تفسيرشان متضمن رواياتي است كه قابل اعتماد است.

بنابراين آقاياني كه در شبكه هاي نفاق نسبت به اين آيه چرنديات مي گويند و حقايق تاريخي را انكار مي كنند و در روز روشن منكر آفتاب شده اند، حداقل چشم باز كنند اين ها را ببينند و به جاي فحش دادن و اهانت كردن اين ها را نقل كنند و جواب دهند.

مجري:

برخي مدعي شدند كه اجماع اهل سنت بر اين است كه اين آيه در حق اميرالمؤمنين نازل شده است، آيا مدركي بر اين اجماع است؟

استاد قزويني:

آقاي آلوسي كه سلفي است و وهابيت هم قبولش دارند، مي گويد:

وغلب الأخباريين علي أنها نزلت في علي كرم الله تعالي وجهه.

روح المعاني، ج6، ص 167

غالب محدثين و خبرنگاران مي گويند: كه اين آيه 55 سوره مائده در حق علي نازل شده است.

باز مي گويد:

والآية عند معظم المحدثين نزلت في علي كرم الله تعالي وجهه.

روح المعاني، ج6، ص 186

آقايان از اين عبارت آقاي آلوسي جواب بدهند، طرفداران آقاي ابن تيميه از اين جواب بدهند.

آقاي عضد الدين ايجي كه از استوانه ها و فرسان كلام اهل سنت است كه متوفاي 756 است مي گويد:

وقد أجمع أئمة التفسير علي أن المراد بالذين يقيمون الصلاة إلي قوله تعالي وهم راكعون علي فإنه كان في الصلاة راكعا فسأله سائل فأعطاه خاتمه فنزلت الآية.

المواقف للإيجي ، ج3، ص 614

اجماع دارند پيشوايان تفسير بر اين كه مراد «الذين يقيمون الصلاة تا آنجايي كه مي فرمايد وهم راكعون» علي عليه السلام است؛ چون در نماز در حال ركوع سائلي از علي تقضاي كمك كرد و حضرت علي انگشترش را به او داد و اين آيه نازل شد.

آقاي ابن حجر در مورد عضد الدين ايجي مي گويد:

وكان إماما في المعقول قائما بالأصول والمعاني والعربية مشاركا في الفنون.

الدرر الكامنة في أعيان المائة الثامنة ، ج3، ص 110

امام در معقولات است و به پا دارنده اصول شريعت است و در فنون ديگر هم تسلط دارد.

آقاي تفتازاني كه متوفاي 793 است، ادله شيعه را درباره نزول آيه 55 سوره مائده در حق اميرالمؤمنين را مطرح مي كند و هيچ رد و نقدي هم ندارد.

شرح المقاصد في علم الكلام، ج2، ص 288

ابن حجر هم درباره تفتازاني مي گويد:

الامام العلامة.

الدرر الكامنة جلد 4، صفحه 350

يعني آدم منبري و آخوند و عادي نبوده است.

آقاي جرجاني اتفاق مفسرين را نقل مي كند و ادله شيعه را رد مي كند؛ ولي در مورد ادعاي اجماع، هيچ حرفي نمي زند.

شرح المواقف في علم الكلام جلد 8، صفحة360

سخاوي هم درباره سيد جرجاني مي گويد:

علامة دهره.

الضوء اللامع لأهل القرن التاسع - شمس الدين السخاوي، ج5، ص 329

علامه دهر بوده است و امام در جميع امور عقليه و غير عقليه بوده است.

همين طور قوشجي اين عبارت و ادله شيعه را بر نزول اين آيه در حق اميرالمؤمنين نقل و نقد مي كنند؛ ولي اجماع را نقل مي كنند و رد نمي كنند.

اين يك قاعده كليه علمي است كه اگر فردي مطلبي را از مخالف نقل كند و نقد نكند مي گويند: ايشان قبول كرده است. اگر واقعاً اين را قبول نداشت مثل ديگر ادله رد مي كرد.

با توجه به اين قضيه، اجماع مفسرين در نزول آيه در حق اميرالمؤمنين، ثابت است.

اگر اجماع را هم رد كنيم آقاي آلوسي باصراحت مي گويد: اين آيه در حق اميرالمؤمنين سلام الله عليه نازل شده است و اين مسائل به قدري واضح و روشن است كه من گمان نمي كنم نيازي بر دليل در اين زمينه داشته باشيم.

اين ها را مفصل بعداً بيان خواهم كرد تا ثابت شود اين مطالبي كه اين حضرات نقل مي كنند همه حرف هاي بي اساس و بي پايه و شبهات اين ها اصلاً و ابداً نمي شود به حساب آورد.

روايتي است از اميرالمؤمنين سلام الله عليه كه مي فرمايد: اين آيه در حق خودش نازل شده است در كتاب معرفة العلوم الحديث جلد 1، صفحة 102 و شواهد التنزيل حسكاني جلد 1، صفحه 227 وجود دارد.

روايت ابن عباس كه اين مطلب را مي گويد در كتاب كنز العمال جلد 13، صفحه 108 وجود دارد و روايت عمار در كتاب معجم الاوسط طبراني جلد 6، صفحه 218 وجود دارد.

روايت سلمة بن كهيل در كتاب تاريخ دمشق جلد 24، صفحه 357 و روايت مجاهد در كتاب در المنثور جلد 2، صفحه؟؟؟

روايت عتبة بن ابي حكيم و روايت سدي و روايت آقا امام باقر سلام الله عليه از نظر تفاسير طبري كه متوفاي 310 يا 311 است در جامع البيان جلد 6، صفحه 389 نقل كرده است.

جصاص از مفسران بزرگ اهل سنت است كه متوفاي370 است در كتاب احكام القرآن نقل كرده است.

علامه حسكاني، در شواهد التنزيل خود نقل كرده است.

ابن جوزي در زاد المسير نقل كرده است.

امام قرطبي و ابن كثير و سيوطي در تفسيرشان نقل كرده است.

جناب علامه سيد علي ميلاني از 63 نفر از بزرگان اهل سنت نقل كرده است كه اين آيه در حق اميرالمؤمنين نازل شده است.

مجري:

چرا اين آيه قوي ترين دليل بر ولايت و امامت اميرالمؤمنين عليه السلام است؟

استاد قزويني:

من به اختصار اين را بيان مي كنم كه به بحث هاي بعدي برسيم.

مرحوم شيخ الطائفه شيخ طوسي مي گويد: قوي ترين نص بر امامت حضرت از قرآن آيه 55 سوره مائده است.

و مي گويد: علت اين كه ما مي گويم قوي است؛ چون ثابت شده است كه مراد از لفظ وليكم در اين جا؛ يعني كسي كه تدبير عموم مردم و كارهاي سياسي و اجتماعي مردم را به عهده مي گيرد و بر مردم اطاعت ايشان واجب و لازم است و ثابت شد كه «الذين آمنوا» در رابطه با اميرالمؤمنين سلام الله عليه است.

و اين دو قضيه ثابت مي كند كه اميرالمؤمنين براي ما امام است.

كلمه ولي در سنت، صحيحه آمده است (كه ما قبلا بيان كرديم) كه پيغمبر فرمود: علي جان:

أنت ولي كل مؤمن بعدي.

الاستيعاب، ج3، ص 1091

تو ولي امر همه مؤمنين بعد از من هستي.

الباني هم مي گويد:

و أخرجه أحمد ومن طريقه الحاكم و قال:، صحيح الإسناد و وافقه الذهبي و هو كما قالا.

السلسلة الصحيحة جلد 5، صفحه 222

حاكم نيشابوري و ذهبي گفته اند كه اين روايت، صحيح است و حق همين است كه اين روايت، صحيح است.

حاكم نيشابوري مي گويد: پيغمبر فرمود:

إن عليا مني وأنا منه وولي كل مؤمن هذا حديث، صحيح علي شرط مسلم ولم يخرجاه.

المستدرك علي الصحيحين ، ج3، ص 119

علي از من است و من از علي هستم و او ولي همه مؤمنين است.

اين آيه در شأن نزولش در سياق حديث منزلت آمده است.

آقاي ابن مردويه كه از بزرگان اهل سنت است و ذهبي و ديگران تجليل هاي ويژه اي براي او نقل كرده اند از ابن عباس از ابوذر نقل مي كند كه ابوذر مي گويد: ما با پيغمبر نماز ظهر را خوانديم و جمعيت رفته بودند و سائلي آمد در مسجد و كسي چيزي به او نداد و اميرالمؤمنين در حال ركوع بود اشاره كرد به انگشتشان و در انگشتشان انگشتر بود و آن سائل جلو آمد و انگشتر را گرفت:

وذلك بمرأي من النبيّ (، صلي الله عليه وسلم ) وهو يصلي.

پيغمبر هم نگاه مي كرد و قضيه جلوي چشم پيغمبر بود وقتي كه پيغمبر از نماز فارغ شد فرمود: خدايا برادرم موسي از تو درخواست كرد و فرمود:

رَبِّ اشْرَحْ لي، صدْري * وَيَسِّرْ لي أَمْري * وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَاني * يَفْقَهُواْ قَوْلي * وَاجْعَل لّي وَزِيرًا مِّنْ أَهْلي * هَرُونَ أَخي * اشْدُدْ بِهِ أَزْري * وَأَشْرِكْهُ في أَمْري.

خدايا براي من از خانواده ام برادرم را جانشينم قرار بده، خدايا وقتي حضرت موسي همچين درخواستي كه كرد در جواب فرموديد:

سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَنًا فَلاَ يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بئَايَاتِنَآ.

من برادرت را كمك تو قرار مي دهم و براي شما سلطنت و حكومت قرار مي دهم خدايا:

وأنا محمّد نبيّك وصفيّك، اللّهمّ، فاشرح لي، صدري، ويسّر لي أمري، واجعل لي وزيراً من أهلي عليّاً اشدد به ظهري.

من محمد پيغمبر و انتخاب شده تو هستم و همان درخواستي كه حضرت موسي داشت من هم از تو همان درخواست را دارم، من هم از تو مي خواهم علي را وزير و جانشين من قرار بده.

ابوذر مي گويد: سخن پيغمبر تمام نشده بود كه جبرئيل نازل شد از طرف خداي عالم و فرمود:

يا محمّد، اقرأ ، فأنزل الله عليه : ( إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ )

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) وما نزل من القرآن في علي ( ع ) - أحمد بن موسي ابن مردويه الأصفهاني -، ص 293 ؛ تفسير الثعلبي ، ج4 ، ص80 و81 ؛ تفسير الرازي - فخر الدين الرازي، ج12، ص 26 ؛ شواهد التنزيل لقواعد التفضيل - الحاكم الحسكاني ، ج1، ص230 ؛ مطالب السؤول في مناقب آل الرسول ( ع ) - محمد بن طلحة الشافعي، ص170 و 171؛ الفصول المهمة في معرفة الأئمة - علي بن محمد أحمد المالكي (ابن الصباغ) ، ج1، ص 579 و 580

چهار ويژگي است كه غير از اميرالمؤمنين كسي ديگر آن را ندارد.

خيلي ها در خبر داريم كه به سائلي گفتند: ما مي رويم نماز مي خوانيم شما بياييد كمك بخواهيد ما اشاره مي كنيم و شما بياييد در ركوع انگشتر ما را در بياوريد؛ بلكه كه آيه در مورد ما نازل شود؛ ولي هيچ خبري نشد.

مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز ور نه در مجلس رندان خبري نيست كه نيست

در اين آيه كلمه «ولي» تكرار نشده است؛ بلكه يك كلمه «ولي» آمده است.

اين «ولي» در حقيقت مبتدا است كه «الله» خبر آن است و «رسول» خبر دوم و «الذين آمنوا» خبر سوم است.

مشخص است كه كلمه «ولي» در هر سه مورد به يك معنا است و آن هم به معناي ولايت تامه و تدبير امور است كه به معني آيه 6 سوره احزاب است كه مي فرمايد:

النَّبِيُّ أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ.

اگر بنا بود ولايت خدا با ولايت پيغمبر و با ولايت اميرالمؤمنين تفاوت داشته باشد، بايد مي فرمود:

انما وليكم الله ووليكم رسوله ووليكم الذين آمنوا.

مثل آيه شريفه61 سوره توبه كه مي فرمايد:

قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ.

بعضي ها گفتند: پيغمبر بايد هرچه كه ما مي گوييم بگويد چشم و گوش دهد و تصديق كند.

كلمه «يؤمن» دو بار تكرار شده است كه اولي به معني ايمان واقعي است و دومي يعني اين كه به ظاهر حرف هاي شما را تصديق مي كند.

دوستان ملاحظه كنند كه در اين آيه شريفه كلمه «ولي» يك بار آمده است و تكرار نشده است.

اين مسائلي كه ما مطرح كرديم بحث كاملا واضح و روشن است كه خداي عالم در اين آيه چهار مسئله را درباره اميرالمؤمنين آورده است.

اين چهار ويژگي فقط در حق اميرالمؤمنين به اجماع مفسرين اهل سنت و غالب اخباريين و معجم محدثين در حق اميرالمؤمنين سلام الله عليه نازل شده است.

ما حدود 12 شبهه اي كه اين ها وارد كرده اند جواب داده ايم.

اين كه اين آيه جمع است يا زكات واجب نبوده است، تمام اين ها را از خود قرآن جواب داده ايم.

مثل آيه 61 سوره آل عمران كه به آيه مباهله معروف است كه مي فرمايد:

َنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ َأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ.

اينجا هيچ شكي نيست كه «انفس» جمع است و مراد اميرالمؤمنين است و «نساء» جمع است و مراد از آن حضرت زهرا سلام الله عليها است.

ما نزديك 63 مورد در قرآن يافتيم كه جمع آمده است و مراد از آن مفرد است كه يكي از آن ها سوره مائده است.

مجري:

يكي از ادله محكم شيعه بر امامت حضرت امير عليه السلام آيه 67 سوره مائده كه مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ.

لطف كنيد اين را هم مقداري مطرح كنيد.

استاد قزويني:

ابن ابي حاتم از ابو سعيد خدري مي گويد:

نزلت هذه الاية يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك في علي بن ابي طالب.

تفسير ابن أبي حاتم ، ج4، ص 1172

ابن ابي حاتم خودش مي گويد:

فتحريت اخراج ذلك باصح الاخبار اسنادا ، واشبهها متنا.

تفسير ابن أبي حاتم ، ج1، ص 14

من در اين كتابم ملتزم هستم، صحيح ترين خبر را نقل كنم.

ابن تيميه مي گويد:

تفسير ابن جرير و تفسير ابن ابي حاتم متضمن رواياتي است كه قابل اعتماد است.

واحدي در اسباب نزول مي گويد:

نزلت هذه الآية - يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك - يوم غدير خم في علي بن أبي طالب رضي الله عنه.

أسباب نزول الآيات - الواحدي النيسابوري، ص 135

در غدير خم در حق اميرالمؤمنين سلام الله عليه نازل شده است.

آقاي واحدي هم ملتزم است كه روايات، صحيح را بياورد و خودش مي گويد: من در اين كتاب تلاشم بر اين است كه آنچه روايت دروغ و ضعيف است كنار بگذارم تا مطالعه كتاب من مطالب، صحيح و درست را از اين كتاب گذينش كنند.

ذهبي درباره واحدي مي گويد:

الواحدي الإمام العلامة.

سير أعلام النبلاء ، ج18، ص 339

آقاي يافعي، صاحب مرآة الجنان هم درباره واحدي مي گويد:

والإمام المفسر أبو الحسن علي بن أحمد الواحدي النيسابوري أستاذ عصره في النحو والتفسير وصنف التفاسير الشهيرة لمجمع علي حسنها.

مرآة الجنان ، ج3، ص 96

استاد عصرش در نحو و تفسير بوده است و تأليفات مشهوري داشته است و اجماع علماء اهل سنت بر اين است كه تأليفات خوبي دارد.

اين ها در حقيقت يك برگي از قضيه نزول آيه ابلاغ در حق اميرالمؤمنين است.

ما اين ها را به، صورت مفصل در برنامه حبل المتين عرض خواهيم كرد.

مجري:

در برخي از كتب اهل سنت آمده است كه اين آيه 67 سوره مائده را به نام اميرالمؤمنين علي عليه السلام قرائت مي كرده اند، آيا اين حقيقت دارد؟

استاد قزويني:

اين كاملاً درست است.

بزرگان اهل سنت آورده اند و كوچك ترين مناقشه اي هم نكرده اند.

جناب سيوطي مي گويد: ابن مردويه از عبد الله بن مسعود نقل مي كند كه مي گويد:

كنا نقرأ علي عهد رسول الله، صلي الله عليه وسلم يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك ان عليا مولي المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس.

الدر المنثور ، ج3، ص117 و فتح القدير - الشوكاني، ج2، ص 60

ما در عهد پيغمبر اين آيه را به اين، صورت مي خوانديم كه اي پيغمبر! آنچه را كه خدا بر تو نازل كرده است به مردم برسان كه علي مولاي مؤمنين است و اگر انجام ندهي رسالتت را انجام نداده اي.

آقايان امروز از اسم وهابي بدشان مي آيد.

آقاي دكتر طيب گفت: اين سلفي هاي جديد خوارج عصر ما هستند و هيچ فرقي نمي كند. يك حرف هايي مي زنند كه در قوطي هيچ عطاري پيدا نمي شود.

بعضي از افراد بي سواد و معاند و وهابي زده در جلساتشان در گوشه كنار مي گويند: اين وهابي ها واقعيت ندارند و يك عبدالوهابي بوده است كه قبل از اسلام زندگي مي كرده است و مشرك بوده است و او وهابي بوده است. ما از اين ها تعجب نداريم؛ چون قافيه كه تنگ آيد شاعر به جفنگ آيد.

اين كه بعضي ها دم از تشيع مي زنند؛ ولي در زير پرچم سلفي ها سينه مي زنند با كمال وقاحت و بي حيائي مي آيند عبارت هاي اين ها را در جلسات نقل مي كنند و يك بچه شيعه هم مي گويد: خانم اين محمد بن عبد الوهاب در فلان روز به دنيا آمده و در فلان روز از دنيا رفته است و در عربستان بوده است و اين كتابش است و در عربستان بوده است و بعد فرار مي كند، اين سخنران از ترس اين كه جواب بدهد مي رود داخل يك اتاق در را هم مي بندد؛ يعني رسوايي براي خودش به بار مي آورد.

مگر مجبوري حرف هاي بي ارزش ديگران را مطرح كنيد و اظهار لحيه كنيد و يك بچه شيعه از شما سؤال كند و شما از خجالت بري و در را به خودت ببندي و از خجالت جرأت نكني جلوي مردم بيايي.

آقاي آلوسي مي گويد:

عن ابن مسعود قال : كنا نقرأ علي عهد رسول الله، صلي الله عليه و سلم ياأيها الرسول بلغ ماأنزل اليك من ربك إن عليا ولي المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته.

روح المعاني، ج6، ص 193

ابن مسعود مي گويد: در عهد پيغمبر اين طوري مي خوانديم كه علي ولي مؤمنين است كه اگر اين را نرساني رسالت را انجام نداده اي.

آيا قرآن تحريف شده يا نه اهل سنت بايد جواب دهند؟

آقاياني كه طرفدار سيوطي و آلوسي و شوكاني هستند بيايند جواب بدهند كه مي گويد: در زمان پيغمبر ما اين آيه را به اين، صورت مي خوانديم.

اگر واقعاً اين طور نازل شده است پس چرا در قرآن شما نيست و اگر اين طور نازل نشده اين عبدالله مسعود هم كه مورد اعتماد شما است و اگر بگوييد: روايت ضعيف است آقاي ابن مردويه نقل كرده است و هيچگونه مناقشه در آن نكرده است و سيوطي و شوكاني و آلوسي نقل كرده است و اگر اين روايت ضعيف بود يا اشكال سندي داشت حداقل آقاي آلوسي كه خيلي حساس است و تلاش مي كند آنچه كه مربوط به فضائل اميرالمؤمنين است يا فضائل ابي بكر است بيايد شمشير از رو ببندد و حتي وقتي عبارت شيخ مفيد را نقل مي كند كه آيه غار دلالت بر فضيلت ابي بكر نمي كند، يك تعابيري دارد كه يك لات خيابان همچين تعبيري ندارد.

از مرحوم شيخ مفيد به كلب و حمار و يك تعابيري كه من نمي دانم كه اين ها در آينه نگاه كردند و چه ديدند كه اين ها را نوشتند.

مجري:

يكي از ادله محكم شيعه بر امامت و ولايت حضرت امير عليه السلام آيه 3 سوره مائده است كه به آيه اكمال معروف است، آيا اين را علماي اهل سنت با سند، صحيح در كتب خود آورده اند؟

استاد قزويني:

اين آيه مي فرمايد:

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا.

سوره مائده آيه 3

الف و لام «اليوم» چه الف و لامي است؟

امروز دين براي شما كامل شد.

با چه چيزي دين كامل شد؟

نعمت ها را براي شما تمام كردم و اسلام به عنوان دين مورد رضايت من شد.

اين روز كدام روز است؟

آيه اكمال به نقل خطيب بغدادي:

خطيب بغدادي با سند، صحيح از ابو هريره نقل مي كند و مي گويد: هر كس روز 18 ذي الحجة روزه بگيرد، خداي عالم پاداش 2 ماه روزه به او مي دهد.

اين روز 18 ذي الحجة روز غدير خم است كه پيغمبر دست علي را گرفت و فرمود: آيا من ولي مؤمنين نيستم ؟ گفتند: بله يا رسول الله.

حضرت فرمود: هر كه من مولاي اويم علي مولاي اوست.

عمر بن خطاب بلند شد گفت:

بخ بخ لك يا بن أبي طالب أصبحت مولاي ومولي كل مسلم

تاريخ بغداد، ج8، ص 4391

گوارا باد بر تو اميرالمؤمنين علي كه امروز مولاي من و مولاي همه مسلمين شدي.

اگر واقعا قضيه رفع اختلاف و رفع كدورت و قضيه شكايت سپاه يمن بوده است كه اين آقايان مي گويند: اين تبريك گفتن هيچ معنايي نداشت.

خود آقاي ابن كثير دمشقي سلفي در كتاب البداية و النهاية مي گويد: عمر بن الخطاب گفت:

هنيئا لك يا ابن أبي طالب اصبحت اليوم ولي كل مؤمن.

البداية والنهاية، ج7، ص 350

«مولي» نمي گويد بلكه «ولي» مي گويد.

آقاي ابن اثير جزري هم در كتاب اسد الغابة مي گويد:

يا ابن أَبي طالب ، أَصبحت اليومَ وَلِيّ كل مؤمن.

اسد الغابة، ج4 ، ص 118

ولي تاريخ بغداد مي گويد:

أصبحت مولاي ومولي كل مسلم.

همچنين همين قضيه را جناب احمد بن حنبل در مسندشان نقل مي كند و مي گويد:

أَصْبَحْتَ وَأَمْسَيْتَ مولي كل مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ .

مسند أحمد بن حنبل، ج4، ص 18495

آقاي ذهبي در تاريخ اسلام مي گويد:

أصبحت وأمسيت مولي كل مؤمن ومؤمنة.

تاريخ الإسلام، ج3، ص 633

اين عبارتي بود كه خطيب بغدادي دارد.

سند اين روايت:

1- عبد الله بن علي بن بشران:

از شيوخ بغدادي است و خودش شهادت مي دهد كه سماعش از او، صحيح بوده است و استادش هم بوده است.

2- علي بن عمر الدار قطني:

دار قطني مشهور است و همه از او به عنوان امام وقتش و، صادق و ثقه ياد مي كنند.

3- حبشون الخلال:

خطيب بغدادي مي گويد:، صدوق است.

4- علي بن سعيد الرملي:

مي گويند:، صالح الامر است و ذهبي مي گويد: مورد وثوق بوده است و در كتب، صحاح سته از او روايت آورده اند.

5- ضمرة بن ربيعه:

احمد بن حنبل او را توثيق كرده است.

6- عبد الله بن شوذب:

ابن حجر مي گويد:

صدوق عابد.

تقريب التهذيب، ج1، ص 3386

7- مطر الوراق:

ذهبي در رابطه با ايشان مي گويد:

الإمام الزاهد الصادق.

سير أعلام النبلاء ، ج5 ، ص 452

8- شهر بن حوشب:

احمد بن حنبل او را توثيق كرده است.

روايت از نظر سند هيچ مشكلي ندارد و هر كسي بخواهد خلاف اين را سخن بگويد يا بايد بگويد: ابو هريره دروغ گفته است و متهم به دروغ كنند كه اين آقايان در بحث خليفه دوم يك بار مي گويند: در روز عرفه بوده است و يك بار مي گويند: شب جمعه بوده است و يك بار مي گويند: روز جمعه بوده است و يك بار مي گويند: شب مزدلفه بوده است.

آدمي كه يك مقداري دروغ بگويد كم حافظه مي شود.

بزرگان اين آقايان مثل شعبي مي گويند: من شك دارم كه اين آيه مربوط به عرفه باشد، مگر در عرفه چه اتفاقي افتاده است و چه واقعه اي رخ داده است كه قرآن بفرمايد:

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا.

سوره مائده آيه 3

ابن مردويه از ابو سعيد خدري نقل مي كند و مي گويد:

لمّا نصب رسول الله، صلي الله عليه وسلم عليّاً يوم غدير خم فنادي له بالولاية، هبط جبرئيل عليه بهذه الآية الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ.

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) وما نزل من القرآن في علي ( ع ) - أحمد بن موسي ابن مردويه الأصفهاني ، ص 231

وقتي كه در روز غدير خم اميرالمؤمنين را نصب كرد و ولايت علي را براي مردم اعلام كرد، در اينجا جبرئيل نازل شد و آيه اكمال را خواند.

همچنين ابن مردويه از مجاهد نقل مي كند كه مي گويد: اين آيه در غدير خم نازل شده است و بعد از نزول آن پيغمبر فرمود:

الله أكبر علي إكمال الدين ، وإتمام النعمة ، ورضا الربّ برسالتي ، والولاية لعليّ.

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) وما نزل من القرآن في علي ( ع ) - أحمد بن موسي ابن مردويه الأصفهاني، ص 232

شكر خداي عالم و خدا بزرگ است بر اين كه دينش را كامل كرد و نعمتش را تمام كرد و از رسالت من رازي شد و ولايت علي بن ابي طالب را اعلام نمود.

ان شاء الله توضيح بيشتر را در حبل المتين خواهيم داد.

مجري:

من چند وقت قبل يكي از دوستان غير ايراني را ديدم و ايشان خيلي اظهار محبت كردند وگفتند: ما همچنين اطلاعاتي را نداشتيم و الان به لطف خدا از اين مباحث به، صورت كلاس درس استفاده مي كنم و همسايه وهابي دارم كه بعد از تمام شدن برنامه شما با ايشان به مباحثه مي پردازم و زندگي من تغيير كرده است.

استاد قزويني:

چند روز قبل تعدادي از عزيزان مان از تاجيكستان آمده بودند در دفتر ما، مي گفتند: در تاجيكستان و قرقيزستان و ازبكستان و تركمنستان هيچ خانه نيست كه مردم شبكه ولايت را تماشا نكنند و برنامه ها را پيگيري نكنند.

اين دوستان در آن جلسه كه داشتيم پيشنهادات خوبي داشتند كه ما ان شاء الله به اين عزيزاني كه در كشورهاي آسياي ميانه و قفقاز بيننده برنامه هاي ما هستند يك بشارتي بدهيم كه آينده دنبال اين هستيم كه اين برنامه هاي پاور پوينتي كه داريم به زبان روسي ترجمه شود.

خيلي براي ما سخت است كه يك زبان روسي اضافه كنيم و اگر قول دهيم شايد نتوانيم به اين زودي ها عمل كنيم.

ما تا پايان ماه رمضان زبان سوم كه عربي است به حول قوه الهي راه اندازي مي كنيم.

ما همين جا از واحد ترجمه انگليسي تشكر مي كنيم؛ چون تماس هاي زيادي داشتيم كه از ترجمه انگليسي ما تشكر كردند.

از همه عزيزان تشكر مي كنيم، آن هايي كه در واحد پخش و توليد و طرح برنامه هستند و عزيزان تصوير بردار كه بعضا تا ساعت 2 نصف شب هستند مخصوصا شب هايي كه جناب آيت الله كوراني است.

الان كه ما، صحبت مي كنيم نزديك 40 نفر مقدمات و مؤخرات و مقارنات برنامه را انجام مي دهند كه الان تعداد زيادي از دوستان در استديو هستند و اين برنامه ها را هماهنگي مي كنند و به آنتن مي فرستند و عزيزان در اتاق رژي هستند و در قسمت هاي مختلف ديگر تا اين برنامه به شما برسد و شما ببينيد و وقتي دعا مي كنيد، دعاها فقط مال ما نباشد همه عزيزان ما را هم دعا كنند.

عزيزان اهل سنت ما در آسياي ميانه بيشتر نسبت به اين برنامه ها اظهار محبت مي كنند و مي گويند: تا به حال به اين شكل كه با منطق و مؤدب مطالب گفته شود نديده بوديم.

ما 80 سال زير چكمه هاي كمونيستي بوديم و جرأت نمي كرديم بگوييم خدا، الان آن فشارها برطرف شده است علمائي نداريم كه حقائق را براي ما بگويند.

الان اين وهابي ها شدند بلاي جان مردم و دارند خانواده ها را از هم مي پاشانند و پدر را به جان پسر و پسر را به جان پدر و زن و مرد را به جان هم مي اندازند.

اگر يك وهابي وارد خانه اي مي شود آن خانواده به جهنم سوزان تبديل مي شود؛ چون اگر يك بچه در يك خانواده وهابي مي شود به پدر و مادر و برادر و ديگر بستگان با نظر بغض و كينه نگاه مي كند و همه را مشرك مي داند و اين باعث شده است كه واقعا به ويژه در آسياي ميانه از وهابيت و سلفيگري متنفر هستند همان طوري كه از ابليس متنفر هستند.

بعضا دوستان مان مي آيند اينجا و به قدري اظهار محبت و لطف مي كردند كه من شرمنده مي شدم و خدا را شاكر هستيم كه اين سفره و مائده ولائي باز شده است و همه عزيزان از كنار اين سفره استفاده مي كنند.

در پس آيينه طوطي صفتم داشتند آنچه استاد ازل گفت بگو مي گويم

امروز قرعه فال به نام من ديوانه زدند.

يك روز اين پرچم در دست سيد مرتضي علم الهدي و شيخ مفيد و شيخ طوسي و علامه اميني و مير حامد حسين و قاضي نور الله شوشتري بوده است امروز هم نوبت ما است و آيندگان قضاوت مي كنند كه هر كس در پستي كه به او داده اند چگونه مي توانند وظيفه سربازي اش را انجام دهد.

دوستان هم در اين شب ها دعا كنند كه تا آخرين لحظات عمرمان مدافع حريم علوي باشيم.

خدا ما را علي وار زنده بدارد و علي وار بميراند و علي وار محشور كند و در سايه علي در بهشت محشور كند.

بيننده خانم، صفايي

مزاحمت من به خاطر شبهه آزار دهنده در شبكه كلمه است كه عبد الله حيدري عبارت «فزت ورب الكعبة» را منكر شدند اين عبارت از لسان مبارك اميرالمؤمنين در كتب شيعه و چندين كتب معتبر اهل سنت با سند، صحيح آمده است كه از جمله آن ها كتاب: الاستيعاب آقاي ابن عبد البر جلد3، صفحه 1125 اسد الغابه ابن اثير جلد 4، صفحه 38 الانساب الاشراف جلد 2، صفحه 499 سبل الهدي والرشاد جلد 11، صفحه 306.

آقاي هاشمي و آقاي سجودي با شنيدن اين مطلب كه حضرت علي اين عبارت را نگفته اند، كلي خوشحالي كرده اند.

در صورتي كه من بي سواد با يك جستجوي ساده همه اين ها را ديدم.

مي خواستم از اينجا پيامي خدمت آقاي عبد الله حيدري داشته باشم: اين همه كتمان كردن و كتمان اين همه حقايق از عناد است يا از بي سوادي است؟

پيام من اولاً براي آقاي عبد الله حيدري اين است كه در اجراي برنامه بعدي شان حتما تكليف اين قضيه را روشن كنند و بگويند كه اين همه عناد براي چيست و مطمئن باشند كساني قرآن را اشتباه تفسير كنند، خداوند آن ها را با صورت در آتش جهنم قرار خواهد داد.

كساني كه خصومت با اهل بيت داشته باشند، خداوند در هر دو دنيا خوار و زليل شان مي كند.

آقاي هاشمي ديشب خيلي تأكيد داشتند كه اگر حضرت علي عليه السلام شهيد شده است الان خوشحال هستند شما چرا عزاداري مي كنيد؟

اولاً: ما به مولودي اهل بيت شادي مي كنيم و به شهادت ايشان عزادار هستيم؛ ولي شما كه اين عقيده را نداريد چرا در سالروز مرگ عائشه در لندن كه جشن گرفته بودند اين قدر سر و صدا كردند و آقاي عبد الله حيدري گريه كردند؟

جناب خليفه دوم كه از دنيا رفتند مگر شما نمي گوييد كه به شهادت رسيدند؛ چرا آن روز را روز خوشحالي اعلام نمي كنيد و جشن نمي گيريد؟

استاد قزويني:

من ديشب بعد از اين كه برنامه تمام شد رفتم و داشتم آماده مي شدم كه به جمكران بروم؛ چون من مقيد هستم در شب هاي احياء در جمكران باشم و در بيش از 40 سالي كه در قم هستم سعي مي كنم حداقل هفته اي يك بار به مسجد مقدس جمكران بروم و دو ركعت نماز بخوانم و اثرات زيادي هم ديده ام؛ يعني به اندازه تعداد موي سرم من بركت و اثر از مسجد مقدس جمكران و اين مسجد منصوب به آقا امام زمان سلام الله عليه ديده ام.

حضرت آيت الله العظمي اراكي را ديدم كه عصر جمعه به جمكران مي آمد و آيت الله العظمي بهجت و آيت الله العظمي گلپايگاني و آيت الله العظمي مرعشي نجفي، اين بزرگواران در اين اماكن مي روند و به عبادت مشغول مي شدند.

شب هاي چهار شنبه در بعضي از شب ها 600 هزار جمعيت مي آيد.

بعضي از دوستان ما از قزوين خدا بيامرزد آقاي حاج فتحعلي را، يك روزي، صبحانه منزل ما آمد كه صبح چهار شنبه بود و گفت: 18 سال است كه شب هاي چهارشنبه از قزوين به اينجا مي آييم و دو ركعت نماز حضرت ولي عصر را مي خوانيم و بر مي گرديم.

بعضي از عزيزان ما از گيلان و بعضي از همدان و اصفهان و كاشان و ديگر شهرها با 12 ساعت طي مسافت به آنجا مي آيند.

من داشتم مي رفتم يك لحظه تلوزيون را روشن كردم ديدم همين بحث را جناب آقاي نعثل خودمان مي گويد: جمله فزت ورب الكعبه در هيچ كتابي نيامده است و اين ها دروغ مي گويند و اين كارشناس مواد مخدر مي گويد: من هم تا به حال نمي دانستم و بعد آقاي هاشمي مي گويد: اين چه شجاعتي است كه شما وقتي نمي دانيد مي گوييد نمي دانم.

شما دانسته هايتان را به نمايش بگذاريد تا ما بدانيم شما چه مي دانيد.

آقاي حيدري تو كه نرم افزار مكتبة اهل بيت و الجامع الكبير را داري يك جستجويي در اين ها مي كردي.

من يك لحظه زدم ملجم فزت ورب كعبه ديدم حدود شايد 40 كتاب از كتاب هاي شيعه اين روايت را آورده اند كه اميرالمؤمنين وقتي ضربت عبد الرحمن ملجم بر سرش خورد فرمود:

ولما ضربه ابن ملجم قال : فزت ورب الكعبة.

الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف - السيد ابن طاووس، ص 519

من نمي دانم چه هيزم تري اميرالمؤمنين به اين ها فروخته است و چه عداوتي با علي دارند و چه پدر كشتگي با اميرالمؤمنين دارند و چه دشمني با اميرالمؤمنين دارند و دست برنمي دارند و يك فزت ورب الكبعة را هم براي اميرالمؤمنين زياد مي بينند.

اين هاشمي خبيث و پليد و رزل خجالت بكشد كه وقتي مي آيد نسبت به قبر مطهر حضرت امير و امام رضا تشكيك مي كند، من گمان نمي كنم كه خود عبد الرحمن قساوت و پليدي اش بيشتر از هاشمي باشد.

بعضي وقت ها يك تعابير از اين ها مي بيند كه نمي داند كه اين ها چي هستند.

يكي از نشانه هاي عداوت با اميرالمؤمنين اين است كه اين ها نفاق دارند و حلال زاده نيستند و من گمان مي كنم بروند آزمايش دي ان اي بدهند مشخص شود كه قضيه چيست.

مگر يك آدم سالم و حلال زاده اين قدر نسبت به اميرالمؤمنين بغض دارد؟

اين كتاب الاستيعاب است كه مي گويد:

وضربه عبد الرحمن بن ملجم علي رأسه وقال الحكم لله يا علي لا لك ولا لأصحابك فقال علي رضي الله عنه فزت ورب الكعبة.

الاستيعاب ، ج3 ، ص 1125

اين عبارت اميرالمؤمنين است كه با وقاحت مي گويند: اين دروغ است و مي گويند: ما نمي دانستيم كه همچين چيزي در كتاب ها نيامده است.

در كتاب اسد الغابة اين اثير جزري مي گويد:

أَن علياً لما ضربه ابن مُلجَم قال فزتُ وربّ الكعبة.

اسد الغابة، ج4، ص 131

در كتاب تاريخ مدينة دمشق مي گويد:

أن عليا قال لما ضربه ابن ملجم فزت ورب الكعبة.

تاريخ مدينة دمشق، ج42 ، ص 561

در كتاب الانساب الاشراف مي گويد:

فلما ضربه ابن ملجم قال: فزت ورب الكعبة. وكان آخر ما تكلم به.

أنساب الأشراف، ج1، ص 376

در كتاب در النديم كه مال آقاي شامي عاملي است مي گويد:

ولما ضربه ابن ملجم قال : " فزت ورب الكعبة.

الدر النظيم - يوسف بن حاتم الشامي المشغري العاملي، ص 271

در كتاب سبل الهدي والرشاد مي گويد:

وقتي كه ابن ملجم آمد اميرالمؤمنين را زد:

قال: فزت، ورب الكعبة.

سبل الهدي والرشاد ، ج11 ، ص 306

من نمي دانم اين ها خجالت نمي كشند و حياء نمي كنند و شرم ندارند.

مي خواهند چه كار كنند؟

فرض گيريم تو بي سواد، تو جاهل، من گمان نمي كنم كه جاهل باشد؛ يعني همين اندازه مثل خانم صفايي كه يك روز هم حوزه نديده است در نرم افزارها جستجو مي كنند عقل شان نمي رسد.

اين عبارت «فزت ورب الكعبة» را هر كسي بزند، بينندگان عزيزي كه نرم افزار مكتبة اهل بيت را دارند جستجو كنند كلمه ملجم فزت ورب الكعبة بالاي هزاران هزار كتاب پيدا مي كند.

60 كتاب كه در كل اين 60 كتاب 102 مورد است كه عبارت فزت ورب الكعبة آمده است.

وقتي ابن عبد البر و ابن اثير جزري مطرح مي كند (شما مي گوييد مطالبي كه در كتب رجالي مطرح مي شود بررسي سندي نمي خواهد)

خجالت هم نمي كشد و روز بعد مي آيد عربده مي كشد، گويا كه در بالاي كوهي مي خواهد داد بزند كه اطراف كوه مردم بشنوند. در آن همه داد كشيدن و سر و صدا كردن نمي دانم قضيه اش چيست.

به حق حضرت امير، به غضب علي و غضب فرزند علي قمر بني هاشم گرفتار شويد و در دنيا رسوا شويد.

خدايا اين منافقين و اين خوارج و اين دشمنان علي مخصوصا اين هاشمي و نعثل را به آبروي علي به بلايي گرفتار كن كه دوايي براي آن پيدا نشود.

اين ها چقدر بغض و كينه و عداوت و دشمني دارند با اميرالمؤمنين و اهل بيت عليهم السلام.

مي گويند: اين قبر امام رضا كه زيارت مي كنيد قبر امام رضا نيست مال هارون الرشيد است. به تو چه ربطي دارد كه حرم حضرت امير است يا قبر هارون الرشيد است كه بخواهي در اين زمينه حرف بزني.

شما كه طهارتت (من خيلي شرمنده هستم از بينندگان عزيز) را بلد نيستي آمدي مي گويي: حرم حضرت علي عليه السلام قبر مغيرة بن شعبة است، اين غلط ها را براي چي انجام مي دهيد و دنبال چه مي گرديد؟ افرادي كه مي روند حرم حضرت امير اكثر آن ها از اهل سنت هستند. شما با مقدسات مردم بازي مي كنيد.

غير از خباثت خودتان و غير از رزالت خودتان و عداوت و دشمني خودتان با اميرالمؤمنين چيزي را ثابت نمي كنيد.

جد شما معاويه است من يقين دارم كه ايشان (هاشمي) فرزند پيغمبر نيست و دروغ مي گويد. فرزند پيغمبر اين قدر بي حياء نمي شود كه بيايد حتي نسبت به قبر اميرالمؤمنين كه 15 قرن است كه همه اتفاق نظر دارند و خود آقا امام صادق زمان خودشان زيارت كرده اند و امام كاظم زيارت كرده اند و امام رضا و امام هادي و امام عسكري زيارت كرده است.

اين ها به اندازه تو بلد نبودند كه قبر جدشان اميرالمؤمنين كجا است؟

بعضي وقت ها آدم از حالت طبيعي خارج مي شود، من عرض كردم كه وقتي توهين به شخص ما مي كنند ما به هيچ وجه از خودمان دفاع نمي كنيم؛ ولي به مقدسات اسلامي و مقدسات شيعه اين طور بي مهابا مثل وحشي هاي آمازون مورد حمله قرار مي دهند انسان نمي تواند خودش را كنترل كند و اين ها مستحق هزار مرتبه بدتر از اين هستند.

اگر من بگويم كه اين ها «كمثل الحمار» هستند يقين دارم حمار فرداي قيامت گلايه مي كنند و علماي يهود كه اين آيه در مورد آن ها نازل شده است مي گويند: ما چه گناهي كرديم كه اين خوارج و دشمنان علي را با ما مقايسه مي كنيد.

اگر بگوييم «مثلهم كمثل الكلب» يقين داريم خود سگ گلايه مي كند و خود بلعم باعورا مي گويد: گناه من آن قدر نبوده است كه من را با آن ها مقايسه كنيد، جز اين كه همان تعبير جناب دكتر احمد طيب را بگوييم كه اين ها خوارج عصر ما هستند.

از جهت اين كه مردم اين ها را بشناسند خيلي خوب است.

مي گويند: اميرالمؤمنين شاد است كه شهيد شده است:

فَرِحِينَ بِمَا آَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ.

سوره آل عمران آيه 170

شما چرا داريد عزاداري مي كنيد، شما كه داشتيد خودتان را به خاطر قضيه عائشه داغون مي كرديد.

اين آقا در لندن جشن گرفته بود، جناب عائشه كه به بهشت رفته بود و به خاطر خوشحالي اش جشن گرفته بودند.

چرا شما اعتراض كرديد؟

چرا مفتي اعظم شما بيانيه داد؟

چرا بزرگان و خود آقاي حيدري گريه كرد؟

اين ها گريه شيعيان براي اميرالمؤمنين را مسخره مي كنند و مي گويند: بدعت است و خرافات است؛ ولي همين سال گذشته (ما كليپش را هم داريم) آقاي حيدري براي عائشه گريه مي كرد.

اين همه شما فحاشي مي كنيد و به شيعه توهين مي كنيد كه در عمر كشان چنان مي كنند، اگر واقعا عمر شهيد شده است و به بهشت رفته است شما هم بياييد در روز قتل عمر بن خطاب جشن بگيريد؛ چون معتقد هستيد رفته پيش خدا و خوشحال است همان طوري كه آيه مي فرمايد:

فَرِحِينَ بِمَا آَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ.

سوره آل عمران آيه 170

پيش خدا روزي مي خوردند و شاداب هستند در كنار حوري ها.

شما هم بياييد شب وفات عمر بن الخطاب و عثمان و عائشه جشن بگيريد تا ما ببينيم روز وفات اين ها كه اين ها خوشحال هستند شما جشن مي گيريد يا نه مرگ خوب است فقط براي همسايه.

اين كه الان مردم ايران و شيعيان سراسر دنيا و خود اهل سنت شب شهادت امير المؤمنين جريحه دار و عزادار هستند و به سر و سينه مي زنند، اين ها شده استخواني در گلوي شما و داريد از غصه و بغض مي تركيد:

قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ.

سوره آل عمران آيه 119

اتفاقاً گفتن شما شيعه ها را علاقمندتر مي كند.

آن آقاي ناصبي همجنس باز آمد به حضرت هادي جسارت كرد، امسال خدا شاهد است كه روز شهادت امام هادي 10 برابر سال گذشته عزاداري ها پر رونق تر بوده است و در سال هاي آينده بهتر مي شود.

بيننده آقا متين از كردستان:

يه پيشنهادي براي برنامه شما.

براي مخالفين اصلي شما؛ يعني براي پيروان حضرت ابن تيميه يك خط جداگانه بگذاريد.

مجري:

يعني وهابيت؟

بيننده:

بله.

استاد قزويني:

دوستان ديگر هم تقاضا كرده اند كه براي كساني كه تفكر وهابي دارند يك خط مخصوصي بگذاريم. ان شاء الله در آينده به حول قوه الهي اين كار را انجام خواهيم داد.

بيننده:

اگر اين كار كنيد خيلي ممنون مي شويم، شما وهابيون را مسلمان نمي دانيد؟

مجري:

مسلمان مي داينم.

استاد قزويني:

جزء خوارج مي دانيم.

مجري:

چون شهادت به پيغمبر و وحدانيت خدا مي دهند.

بيننده:

شما داريد به مقدسات وهابيت ابن تيميه و عبد الوهاب توهين مي كنيد و اين در حالي است كه خدا اين كار را منع كرده است.

استاد قزويني:

كجا منع كرده است؟

بيننده:

در قرآن منع كرده است كه مقدسات اديان و مذاهب ديگر توهين نكنيد.

استاد قزويني:

كدام اين ها مقدس است؟

مجري:

وقتي فضائل اميرالمؤمنين عليه السلام را رد مي كنند و منكر مي شوند، طبق نظر آقاي فرحان مالكي كه مي گويد: هر كه تضعيف هم كند ناصبي است، الآن هم اهل سنت و هم شيعه ناصبي را خارج از دين مي دانند.

بيننده:

يعني شما ما را ناصبي مي دانيد؟

مجري:

شما وهابي هستيد؟

بيننده:

نه.

مجري:

شما هم اگر قائل به نظرات ابن تيميه باشيد شما هم مثل ايشان فرقي نمي كنيد.

بيننده:

ما براي حضرت علي احترام زيادي قائل هستيم.

مجري:

ما طرف حساب مان آقاي ابن تيميه است كه در كتاب هاي خود منكر شده است.

بيننده:

ما حضرت ابن تيميه را مثل خلفاء و حضرت علي دوست داريم.

مجري:

من مي گويم: بالاتر دوست داشتن؛ بلكه پيغمبر حساب مي شود براي شما؛ چون ما در اين شبكه ها ديديم كه كساني كه به پيغمبر توهين كردند اصلاً مخالفتي نكرده اند و برخوردي نكردند؛ ولي وقتي به ابن تيميه توهين مي شد اين آقاي كارشناس رگهاي گردنش نزديك بود تا عدسي دوربين بيايد و برگردد. چقدر فرق بين پيغمبر و ابن تيميه است؟

بيننده:

ما مقام پيغمبر را بسيار بالاتر مي دانيم.

استاد قزويني:

برادرم شما شافعي هستيد يا حنيفي؟

بيننده:

شافعي هستيم.

استاد قزويني:

اسم آقاي حصني شافعي را شنيدي يا نه؟

بيننده:

شنيدم.

استاد قزويني:

ايشان وقتي به ابن تيميه مي رسد در كتاب دفع الشبهه، صراحتا مي گويد: ابن تيميه شيطان است و آن كساني كه تابع ابن تيميه هستند، تابع شيطان هستند.

بيننده:

آن فرد خودش شيطان بوده است و از شيطان پست تر است.

استاد قزويني:

شما فرموديد كه من قبول دارم و شافعي هستم يا نه؟ بنابراين شما آن كساني را قبول داريد كه به عقيده فاسد شما نسبت به ابن تيميه احترام بگذارد.

بيننده:

شما داريد به ما توهين مي كنيد.

استاد قزويني:

من مي گويم: آقاي حصني شافعي از علماي بزرگ است و از شخصيت هاي برجسته اهل سنت و خود ذهبي و ابن حجر و ديگران تعريف و تمجيد كردند.

مجري:

شايد حصني شيعه باشد.

استاد قزويني:

ايشان، صراحتا مي گويد:

كما، صنع إمامه الشيطان.

دفع شبه من شبه وتمرد، ج1، ص 95

اين كه شوخي بردار نيست.

آقاي ابن حجر عسقلاني را قبول داريد يا نه اگر ايشان هم بر عليه ابن تيميه حرف بزند ايشان هم شيطان است؟

بيننده:

هر كس به حضرت ابن تيميه توهين كند از شيطان هم پست تر است.

استاد قزويني:

شيطان هم همين عقيده را داشت هر كس به شيطان توهين كند شيطان مي گويد: از من بدتر است.

بيننده:

پيشنهادي كه دادم را قبول كنيد و يك خط هم براي ما بگذاريد.

مجري:

خط برادران وهابيت از آقايان اهل سنت كاملا جدا است. همانگونه كه برادران اهل سنت هميشه روي خط مي آيند و شما را از خودشان جدا مي دانند.

استاد قزويني:

ابن حجر هيثمي به ابن تيميه مي رسد مي گويد:

ضالّ ومُضِّلّ.

الفتاوي الحديثية، ج1، ص 84

هم گمراه است و هم گمراه كننده است.

آقاي ابن عبد ربه كه از علماي الازهر است و متوفاي 1377 است مي گويد:

ابن تيمية الذي اجمع عقلاء المسلمين أنه ضال مضل.

فيض الوهاب جلد ه، صفحه 151

عقلاي مسلمان ها اجماع كرده اند كه هم گمراه است و هم گمراه گر و كسي كه دنبال ابن تيميه است:

هم حزب الشيطان.

اين ها همه حزب شيطان هستند.

فيض الوهاب جلد ه، صفحه 151

افراد ديگري مثل آقاي ابن حجر عسقلاني در كتاب درر الكامنة جلد 1، صفحة 155، صراحتا مي گويد: مسلمان ها نسبت به ابن تيميه سه دسته بودند: يك دسته مي گفتند: كه اين زنديق و ملحد است، يك دسته مي گفتند: مجسم است و يك دسته مي گفتند: ايشان منافق است و نسبت به اميرالمؤمنين اهانت كرده است و ناسزا گفته است و توهين كرده است.

معلوم مي شود شما براي اميرالمؤمنين ارزش قائل نيستيد، حتي نسبت به ابوبكر و عمر جسارت كرده است و نسبت به نبي مكرم جسارت كرده است.

شما يك مقداري اين كله تان را باز كنيد و قفلي كه زديد به عقل عزيزت كه خدا به تو داده است رها كن و برو كتاب هاي كساني كه عليه ابن تيميه حرف زده اند بخوان عزيزم.

نمي شود كه شما بگوييد: من اين يك نفر را قبول دارم و آسمان شكاف خورده است و فقط يك ابن تيميه از آن افتاده است.

بيننده:

هر كس به ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب توهين كند از اسلام خارج است.

استاد قزويني:

95 در صد مسلمان ها از اسلام خارج هستند.

مجري:

ما از اين كه به اين پيامبر شما شهادت نداده ايم عذر خواهي مي كنم.

استاد قزويني:

امام جمعه سنندج جناب راستي به اينجا آمدند و آبرو و حيثيتي براي ابن تيميه نگذاشتند. خود ذهبي در نامه كه براي ابن تيميه مي نويسد مي گويد: پيروان تو همه كم عقل و بي خرد و نادان و جاهل و سبك عقل و احمق هستند.

ما بارها اين ها را نشان داده ايم. خود ذهبي كه رفيق ابن تيميه و شاگردش است اين چنين مي گويد. ما كه قضاوت نمي كنيم.

مجري:

ما انتظار داشتيم دوستاني كه پيروي پيغمبرشان ابن تيميه هستند و تماس مي گيرند، با استدلال، صحبت كنند و فقط نگويند: ما ابن تيميه را دوست داريم.

اين بحث علمي نيست.منطقي سؤال كنيد تا منطقي پاسخ بشنويد.

بيننده آقا مسعود از قم:

تشكر مي كنم از حضرت آيت الله، پهلوان ميدان علم و بحث كه واقعا به اين گرمي و به اين روشني مطالب را بيان مي دارند و يك تعبيري كه گفتند از قول مولايمان كه فرمودند:

تلك شقشقة:

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) ، ج1، ص 37

بنده اجازه مي خواهم كه عرض كنم حضرت آيت الله همين كلمه گوياي دل درد مند مولاي ما علي است كه جان ما به فداي اوست.

يكي از آقايان اخيرا كه عنوان فيلم ساز مستند دارند در شبكه وهابي شركت كردند، رسانه ها و وسائل ارتباط جمعي اسمش رويش است و هركسي مي تواند در اين رسانه اظهار نظر كند؛ ولي همدلي و هم نوايي با اين شبكه به خصوص كسي كه سخن از آزادي و حق و هنر و انسانيت مي زند، من مي خواهم چند نكته خدمت ايشان عرض كنم.

ما اهل بحث سياسي نيستيم و حرف سياسي نمي زنيم؛ اما جهت اطلاع ايشان عرض مي كنم كه اين شبكه اي كه شما به آن پيوسته ايد، آيا مي دانيد كه اين شبكه هر روز و شب انباري از فحش و ناسزا را به هموطنان شما به جرم اين كه اين ها خودشان را علاقمند و محب اهل بيت پيغمبر مي دانند، انباري از عناوين زشت را مثل مشرك، يهود، مجوس، عقده اي و صفوي نثار شيعيان ايران مي كنند، همان هايي كه هموطنان شما هستند.

و شما براي آن ها آزادي و سر بلندي مي خواهيد.

آيا شما از ميزان علم كارشناسان اين شبكه خبر داريد؟

آيا مباحثي را كه مطرح مي كنند در طول ماه هاي گذشته كه مشتريان دائم اين شبكه بوديم و شنوندگان اين شبكه، مي دانيد كه در تحليل هاي تاريخي وقتي سؤال مي كنيم كه چرا حضرت مولي حضرت فاطمه را شبانه دفن فرمودند، مي دانيد كه كارشناس محترم شان گفتند: حضرت مي خواستند كه مزاحم مردم نشوند.

آيا مي دانيد (از همه عذر مي خواهم) وقتي يكي از اين ها به شيعيان فحش ناموسي مي دهد، هر چه كه ما اصرار مي كنيم كه اگر واقعا اين آقا توهين نكرده است و قصد ايشان عموم نبوده است پس بگوييد (من معذرت مي خواهم از همسران شان و از خواهرانشان من شرمم مي آيد اين كلمه را بگويم اين ها خواهران ما هستند و محترم هستند در نزد ما، همسران و برادران اين ها انسان را وادار مي كنند كه با كمال تأسف و پوزش عرض مي كنم) ما يك كلمه از اين ها خواستيم كه بگوييد ما هم با شما همراه هستيم و ما عموم شيعيان را مخاطب سخن آقاي حيدري نمي دانيم.

آقاي خدمتي مي گويد: چرا اين مسئله را بزرگ كرديد.

اگر كسي فحش ناموس به شما بدهد شما اين مسئله را بزرگ نمي كنيد؟

به آن فيلم ساز محترم عرض مي كنم، شما مي دانيد كه اين ها (من به اسلام كار ندارم و فرض كنيد كه شما مسلمان نيستيد) نسبت به همان ايراني كه شما علاقمند به آن هستيد، خليج فارس را زبان شان لال است كه فارسش را بگويد.

آيا مي دانيد كه اين ها، صدام ملعون را سردار قادسيه مي دانند؟

آيا مي دانيد كه گلايه هاي امام از بي كسي در سقيفه در نهج البلاغه را با تحريف تاريخ (واقعا از مصاديق كساني كه تحريف كننده كلام از واضع اش هستند) وانمود مي كنند كه اين گلايه ها مربوط به زمان حكومت و خلافت در كوفه است؟

راجع به ساختن مسجد مي فرماييد؛ به خدا برادران و خواهران اهل سنت، بنده كوچك شما به عنوان يك معلم (به خدا قسم نه عضو حزبي هستم و نه عضو گروهي هستم) كه مي گوييد: مسجد اهل سنت در تهران، اهل سنت مشكلي ندارند.

ما اهل سنت را ديده ايم كه در حرم امام رضا سلام الله عليه مي آيند با خضوع با دست بسته نماز مي خوانند.

در همين قم در حرم حضرت معصومه بنده ديده ام كه اهل سنت نماز مي خوانند.

ما اختلاف عقيده داريم؛ اما مشكل ندايم.

آقاي عزيز اين ره كه تو مي روي به تركستان است. اين ها واقعا پناهگاه شما و آزادي خواه شدند.

شنيده ام كه به پيري كشيش دير شدي مبارك است عجب عاقبت به خير شده اي

بيننده آقاي دربندي از اهل سنت:

تماس قطع شد.

استاد قزويني:

ما از اين برادران عزيز اهل سنت كه فريب وهابيت را مي خوردند، چشم و گوش بسته حرف هاي يك فردي كه ناصبي است و دشمن اهل بيت است، اصلاً علماي شيعه هر چه كه درباره ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب دروغ گفته اند، آيا اين همه علماي اهل سنت كه نزديك 147 كتاب از علماي اهل سنت در رد عقيده ابن تيميه نوشتند اشتباه كرده اند؟

كتاب خود ابن تيميه را بخوانيد، وقتي كه آقاي سقاف كه از بزرگان اهل سنت است به ابن تيميه مي رسد مي گويد: ابن تيميه نسبت به حضرت زهرا جسارت كرده است و مي گويد: در حضرت زهرا شعبه اي از نفاق بوده است.

نمي دانم شما حضرت زهرا سلام الله عليها را چقدر قبول داريد.

اين اندازه وجدانت را زير پا گذاشتيد. يك كسي كه نسبت به حضرت زهرا سيدة نساء اهل جنت و دختر پيغمبر شما است جسارت مي كند، پيغمبر فرمود:

فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي

صحيح البخاري، ج3 ، ص 1361 و، صحيح مسلم، ج4، ص 1903

فاطمه پاره تن من است.

نسبت به ايشان مي گويد: شعبه اي از نفاق در او بوده است.

اين آقاي سقاف اين تعبير را در مجموعه رسائلش جلد 2، صفحه 737 مي گويد:

فهو ناصبي خبيث.

ابن تيميه ناصبي و خبيث است و نسبت به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است و آمده گفته: شعبه اي در نفاق در او است.

از يزيد بن معاويه دفاع كرده است و مي گويد: اسلام يزيد از اسلام علي بهتر بوده است و تواترش بالاتر بوده است.

اينقدر شما عقل و هوشت را بسته اي.

مي گويد: حضرت علي و همه مسلمان ها كه از مكه به مدينه هجرت كردند، مسلمان ها براي اسلام هجرت كردند و علي هجرت كرد براي اين كه به وصال فاطمه دختر پيغمبر برسد.

مي گويد:

كان قصده أن يتزوج عليها فله في أذاها غرض.

منهاج السنة النبوية ، ج4 ، ص 255

علي با فاطمه ازدواج كرد كه زهرا را اذيت كند و به وسيله اذيت زهرا پيغمبر را اذيت كند.

هدف حضرت علي از ازدواج با حضرت زهرا اين بوده است.

چشم و گوشت را باز كن و كتاب منهاج السنة را بخوان و ببين كه اين مطالب هست يا نه؟ مي گويد:

وقد أنزل الله تعالي في علي يا أيها الذين آمنوا لا تقربوا الصلاة وأنتم سكاري.

منهاج السنة النبوية ، ج7 ، ص 237

آيه شريفه اي كه مي فرمايد:

لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَي

سوره نساء آيه 43

در رابطه (نستجير بالله) علي نازل شده است.

چقدر آدم بايد وقيح باشد كه اين تعبير را نسبت به اميرالمؤمنين به كار ببرد.

اين آقاي شوكاني از محمد بن محمد بخاري حنفي نقل مي كند: هر كس به ابن تيميه مي گويد شيخ الاسلام كافر است.

ايشان كه دايي يا عموي ما نبوده است و علامه مجلسي و حلي هم نيست.

حنفي مذهب است و از علماي بزرگ اهل سنت است.

اين قضيه در كتاب البدر الطالع آقاي شوكاني جلد 2، صفحه 260 آمده است.

اين آقاي حسن بن فرحان مالكي از علماي بزرگ عربستان سعودي است و الان هم در قيد حيات است كه كتابي دارد به نام الصحبة والصحابة مي گويد: ابن تيمية:

عرف تماما أنه منحرف عن علي وأهل بيته متوسعا في جلب شبه النواصب.

الصحبة والصحابة - حسن بن فرحان المالكي، ص 113

از علماي معاصر عربستان سعودي است.

ما به تمام كمال ابن تيميه را مي شناسيم كه منحرف از علي و اهل بيتش است و شبهات نواصب را نسبت به علي بن ابي طالب گسترش داده است.

اين چيزي نيست كه ما بگوييم.

وقتي كه ابن حجر عسقلاني و ذهبي كه از استوانه هاي علمي اهل است كنار بگذاريد اهل سنت چيزي ندارند.

همان طوري كليني و شيخ طوسي را از شيعه بردارند شيعه چيزي ندارد و هرچه هست آثار اين دو بزرگوار است كه به شيعه آبرو داده است.

ابن حجر در كتاب الدرر الكامنة جلد 1، صفحه 155 مي گويد: ابن تيميه را منافق مي دانند؛ چون نسبت به علي بن ابي طالب جسارت و اهانت و توهين كرده است.

اگر واقعاً علي و فاطمه زهرا سلام الله عليهما را قبول داري يقين داشته باش محبت اين علي و فاطمه سلام الله عليهما با محبت ابن تيميه در يك جا نمي گنجد.

اگر اين قدر فدائي ابن تيميه هستيد خدا را قسم مي دهيم به آبروي اميرالمؤمنين حضرت عالي را با ابن تيميه محشور كند و ما را هم با علي و زهرا محشور كند.

ما همه عزيزان اهل سنت را دوست داريم حتي همين عزيزاني كه فريب وهابيت را خورده اند. والله ما اين ها را دوست داريم و دلمان براي اين ها مي سوزد و واقعاً علاقه داريم كه اين ها چشم و گوششان را باز كنند و تحقيق و بررسي و مطالعه كنند و بعد از آن تصميم بگيرند.


پايان.

 




Share
1 | محب | , ایران | ٢٣:٥٦ - ٠٩ ارديبهشت ١٣٩٢ |
انشاالله هنگامه ظهور مولا مهدي عليه السلام ف ژوز همه ي دشمنان اهل بيت به خاك ماليده ميشه
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English