2017 October 21 - شنبه 29 مهر 1396
روايتي جامع و ... در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه
کد مطلب: ٥٢٨٢ تاریخ انتشار: ٢١ مهر ١٣٩٢ تعداد بازدید: 1339
سخنراني ها » شبکه ولايت
روايتي جامع و ... در افضليت علي (عليه السلام) بر ساير صحابه

حبل المتين 92/07/21

 
 
بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ : 92/07/21

مجري:

بسم الله الرحمن الرحيم.

سلام و صلوات بر محمد و آل محمد سلام عرض مي كنم خدمت شما بينندگان عزيز در هركجاي عالم هستيد. در خدمت كارشناس عزيز حضرت آيةالله دكتر حسيني قزويني هستيم. سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزيزم.

استاد حسيني قزويني:

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام عليكم و رحمةالله و بركاته.

بنده هم خدمت شما و همه بينندگان عزيز و گرامي خالصانه ترين سلامم را تقديم مي كنم و موفقيت همه را از خداي منان مي خواهم.

مجري:

ممنون هستيم. مباحث ما، سلسله مباحث امامت است و از امشب مي خواهيم اين مباحث را شروع كنيم و انشاءالله تا شب غدير هم ادامه پيدا كند حاج آقا! من سؤالم را اينگونه مطرح مي كنم:

با توجه به ادله متعدد نقلي و عقلي كه بر امامت الهي و خلافت بلافصل حضرت علي عليه السلام مطرح كرديد و با توجه به نزديكي غدير، يك روايت كامل و جامع با سند صحيح كه نشانگر افضليت حضرت علي عليه السلام بر كل صحابه باشد را براي ما و بينندگان عزيز مطرح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني:

من درخواست دارم همه عزيزان مخصوصا كوچولوهاي عزيز كه سربازان كوچك حضرت ولي عصر و مدافعان كوچك حريم ولايت و امامت هستند، بحث امشب ما را خوب دقت كنند. اگر همين يك روايت را انشاءالله خوب حفظ كنند من گمانم در هر بحثي، با هر شبكه اي، با هر كارشناسي وارد بشوند همان لحظه اول او را ضربه فني مي كنند.

روايت در كتاب مسند احمد بن حنبل و در كتاب مستدرك حاكم نيشابوري ج3، ص132 است كه مي گويد روايت صحيح است. همچنين آقاي ذهبي ، ابن حجر عسقلاني در الاصابه و ابن كثير دمشقي در البدايه روايت را آورده اند.

روايت از اين قرار است كه جناب ابن عباس در جمع عده اي از افراد نشسته بودند -حالا كاري نداريم كه اين افراد از صحابه بودند يا از تابعين- اينها مي خواستند نسبت به اميرالمومنين سلام الله عليه جسارت كنند. اين هم اوج مظلوميت اميرالمومنين سلام الله عليه است كه ما بارها گفته ايم كه آيا اميرالمومنين خليفه چهارم نبود؟! داماد پيغمبر نبود؟! اول من اسلم نبود؟! حداقل يك مسلمان نبود؟! يك مسلمان كه بود! آيا در حق يك مسلمان بايد اينچنين اهانت و ناسزاگويي بشود؟! اينچنين لعن در بالاي منابر كه به صورت سنت دربيايد؟! به هر حال به ابن عباس گفتند:

امّا ان تقوم معنا و امّا أن تخلو بنا.

مي خواهي همراه ما باش يا مي خواهي بلند شو برو!

ما مي خواهيم به علي فحش بدهيم! به علي توهين كنيم! - اين ديگر نهايت وقاحت و بي حيايي اينها و نهايت مظلوميت اميرالمومنين را مي رساند.

گفت: نه من با شما مي نشينم.

و هو يومئذ صحيح قبل أن يعمي فابتدؤا فتحدثوا فلا ندري ما قالوا قال فجاء ينفض توبه و يقول افّ و تف وقعوا في رجل له بضع عشره فضائل ليست لأحد غيره.

هنوز نابينا نشده بود. بعد شروع كردند به صحبت كردن چه اهانتهايي به اميرالمومنين كردند ابن عباس از جا برخاست. از عصبانيت لباسش را داشت تكان مي داد. و مي گفت: اف و تف بر شما! شما نسبت به مردي داريد توهين مي كنيد كه ده فضيلت دارد كه براي احدي نيست.

من از عزيزان بيننده تقاضا دارم اين تعبير را خوب دقت كنند. حدود ده تا فضيلت دارد كه براي احدي اين فضيلتها نيست. كه البته متأسفانه در بعضي از مصادر

ليست لأحد غيره.

را حذف كردند. حالا ما كاري با آن نداريم بعد اولين بحثي كه مطرح مي كند حديث رايت را مطرح مي كند مي گويد پيغمبر اكرم در حق علي گفت:

من مردي را فردا به جنگ با يهود مي فرستم كه

لا يخزيه الله ابدا يحبّ الله و رسوله.

هرگز خداي عالم خاري او را نمي خواهد و هرگز او را خار نمي كند. هم خدا را دوست دارد هم پيغمبر را دوست دارد.

در بعضي از روايات هست كه خدا و پيغمبر هم او را دوست دارند. بعد فردا كه شد پيغمبر اكرم نگاه كرد اين طرف و آن طرف گفت علي كجاست؟

گفتند علي بن ابيطالب چشمهايش درد مي كند و در فلان جاست. بعد حضرت فرمود كه علي را صدا كنيد.

علي را صدا كردند پيغمبر اكرم پرچم را به دست او داد. سپس حضرت علي رفت و خيبر را فتح كرد و اسيراني از يهود آورد كه من جمله صفيه بنت حيّ كه افتخار همسري نبي مكرم صلي الله عليه و سلم را داشت و اين اولين فضيلتي است كه ابن عباس نسبت به اميرالمومنين سلام الله عليه مطرح مي كند.

مجري:

خيلي ممنون هستيم. حاج آقا بعد از اين جمله كه فرموديد

فأعطاه اياه فجاء علي بصفيه بنت حيي.

اين جمله

يحب الله و رسوله.

اشاره به جنگ خيبر است كه در برخي روايتها آمده است: خدا هم او را دوست دارد پيغمبرش هم او را دوست دارد. در جنگ خيبر همه مي دانند و در كتب تاريخي هم هست كه خليفه اول و دوم ناكام شدند و شكست خوردند. ولي جنگ به دست حضرت امير فتح شد و آن قلعه خيبر گرفته شد در اين زمينه هم لطف كنيد توضيح بدهيد ممنون مي شويم.

استاد حسيني قزويني:

اين نكته جالبي است. اولا قضيه حديث رايت كه در اينجا مطرح است و مربوط به فتح خيبر است متأسفانه در صحيح بخاري حديث 3702 در آنجا خيلي ناقص آورده فقط مي گويد:

لأعطين الراية أو قال ليأخذن الراية غدا رجلا يحبه الله و رسوله او قال يحب الله و رسوله

صحيح بخاري، ج4، ص12

فردا پرچم را به دست كسي خواهم داد كه خدا و پيغمبرش او را دوست دارند.

شايد خيليها بگويند ما خدا و پيغمبر را دوست داريم ولي اين جمله كه خدا او را دوست دارد و پيغمبر هم او را دوست دارد ، خيلي مهم است و امتياز دارد. فردا نبي مكرم پرچم را به دست اميرالمومنين داد و جالب اين است كه صحيح مسلم از قول خليفه دوم مي گويد:

ما احببت الإماره الّا يومئذ.

صحيح مسلم، ج7، ص121

گمان نمي كنم كه فضيلتي از اين بالاتر باشد كه پيغمبر درباره فردي بفرمايد من فردا پرچم را به دست كسي مي دهم كه خدا و پيغمبر او را دوست دارند. اين آقايان آيه رضوان را دارند مطرح مي كنند با اينكه آيه رضوان مشروط است و در آيه 10 و 11 سوره فتح مي فرمايد:

فمن نكث فإنما ينكث علي نفسه

يعني نشانگر اين است كه بعضيها بيعت شكني خواهند كرد ولي در اينجا ديگر محبت خداي عالم مطلق است. بحث رضايت نيست. محبت خيلي بالاتر از رضايت است شايد راضي باشد ولي مجبورا راضي باشد. جناب خليفه دوم مي گويد:

ما احببت الإماره الّا يومئذ.

من خيلي علاقه به رياست و فرماندهي نداشتم ولي با توجه به سخن نبي مكرم آن روز دنبال اين بودم كه اين قرعه به نام من بيفتد بعد مي گويد :

خيلي حواسم بود گردن را دراز و سرم را بلند كرده بودم.

رجاء أن ادعي لها.

صحيح مسلم، ج7، ص121

به اميد اينكه پيغمبر اين پرچم را به دست من بدهد.

اينها خيلي مفصل اين را نقل نكردند اما جناب آقاي ابن ابن شيبه متوفي 235 استاد بخاري در المثني جلد 7 ص 497 و همچنين جناب آقاي ذهبي در تاريخ اسلام جلد 2 ص 412 اين قضيه را نقل مي كنند كه روز قبل نبي مكرم پرچم را به دست خليفه اول داد . او رفت و شكست خورد و برگشت سپس به دست خليفه دوم عمر داد ، او هم رفت و شكست خورد و برگشت. وقتي اين دو نفر شكست خوردند پيغمبر اكرم فرمود:

لأعطين الرأيه رجل يحبه الله و رسوله و يحب الله و رسوله يفتح الله له كرار غير فرار.

خدا به دست او پيروزي را نصيب مسلمانان مي كند. همواره مقاوم است هرگز از جنگ فرار نمي كند.

هم حاكم در المستدرك ج3 ص 37 و هم ذهبي مي گويند اين روايت صحيح است. اين نكته اولي است كه ابن عباس از نبي مكرم مطرح مي كند و به عنوان يك فضيلت بي نظير است. خليفه دوم درباره اش مي گويد من دوست داشتم اين قرعه به نام من بيفتد.

اما نكته بعد: ابن عباس در ادامه مي گويد:

ثم بعث رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم فلانا بسوره التوبه فبعث عليا خلفه فأخذها منه.

-اين هم يك سند ديگر از تعريف آقايان- پيغمبر اكرم فلاني را فرستاد كه سوره توبه را براي مردم بخواند سپس علي بن ابيطالب را دنبال او فرستاد و از دست آن فلاني گرفت.

البته همه آقايان اهل سنت مي دانند شيعه ها نيز از همان بچگي حفظ كرده اند كه منظور از فلانا خليفه اول، ابوبكر است كه سوره برائت را گرفت ببرد بعد علي بن ابيطالب رفت و آن را گرفت. سپس پيامبر فرمود:

لا يذهب بها الّا رجل هو منّي و انا منه.

كسي نبايد اين آيات را ببرد مگر يك مردي كه او از من است و من از او هستم.

اين تعبير خيلي تعبير ظريفي است و واقعا نمي توان از كنار آن به سادگي گذشت.

مجري:

حاج آقا من يك عبارت ديگر هم مي خواستم بگويم. در بعضي از روايتهاي ما آمده است كه يا بايد خودم باشم يا رجلي از اهل من باشد ولي حضرتعالي به اين روايت اشاره كرديد و بسيار جالب است. وقتي آيات سوره برائت نازل شد حضرت رسول، آن را به دست خليفه اول دادند كه برود براي مردم مكه قرائت كند كه در وسط راه حضرت جبرئيل نازل شد و دستور داد كه يا خودت بايد بروي و يا يك كسي از اهل بيت خودت باشد.

حالا من مي خواستم بدانم بعد از اين جمله اي كه حضرتعالي فرموديد:

لا يذهب بها الا رجل هو منّي و انا منه.

اين حديث مربوط به آيه سوره برائت است كه به حضرت علي عليه السلام داده شد كه برود از دست آقاي ابوبكر آن آيات را بگيرد و براي مردم قرائت كند در اين باره هم براي مردم توضيح بدهيد.

استاد حسيني قزويني:

ما بارها گفته ايم كه اهانت به مقدسات اهل سنت را گناهي بزرگ مي دانيم همان فرمايش آيةالله العظمي سيستاني براي ما ملاك است. -حالا اين وهابيها مي خواهند از غصه بميرند و يا بتركند. ما كاري نداريم-! كه فرمودند:

لا تقولوا اخواننا السنة بل قولوا انفسنا اهل السنة.

نگوييد برادران اهل سنت بلكه بگوييد عزيزان اهل سنت.

ما گفته ايم اگر كسي يك نمونه بياورد كه ما به اهل سنت جسارتي كرده ايم، جايزه مي دهيم و همين جا رسما مي گوييم آقايان اهل سنت بنده فلان روز چنين جمله اي گفتم اشتباه شده است. ما مثل كارشناسان وهابي نيستيم كه آنقدر فلك زده هستند و تعصب جلوي چشمشان را گرفته كه اين تعصب جز با گرزهاي آتشين ملائكه غضب از جلوي چشمشان كنار نمي رود. اينها تنها عداوت و نفاق خودشان را ثابت مي كنند همانطور كه پيامبر صلي الله عليه و آله به حضرت علي عليه السلام فرمود:

لا يبغضك الّا منافق

مسند احمد، ج1، ص95

وقتي ما هفته گذشته در رابطه با برگزاري كنگره تكفير توسط آيةالله العظمي مكارم شيرازي و آيةالله سبحاني صحبت كرديم اين آقايان آتش گرفتند. الان هم دارند داد و فرياد مي زنند كه كنگره تكفير يعني چه؟! چون مي دانند اگر يك كنگره جهاني عليه تكفير تشكيل شود اينها رسوا مي شوند. البته اين اولين كنگره نيست و در اين يكي دو سال اخير چندين كنگره در رابطه با محكوميت تكفير و اين وهابيهاي پليد و تكفيري كه غير از تكفير و كشتن مسلمانهاي شيعه و سني چيزي در آنها نيست برگزار شده است. اينطور كنگره ها اينها را رسوا مي كند.

البته شايد 5 درصد از وهابيت، تكفيري هستند 95 درصدشان مخالف تكفيريها هستند.

افرادي مانند مولوي عبدالقدوس و يا يا عبدالمالك ريگي اينها تربيت شده حوزه علميه هستد. همين آخوندهاي تكفيري كه در كتابهاي درسيشان مباحث تكفير و شرك شيعه و دستور قتل شيعه را صادر مي كنند. روي كتابهاي درسي انشاءالله در آينده با اينها كار داريم. اينها بايد موضعشان را مشخص كنند. اگر واقعا بخواهند به اين شكل در حوزه هاي علميه شان در كتابهاي درسشان بحثهاي تكفير و زمينه سازي قتل شيعه را تدريس كنند ما اينها را به حول و قوه الهي رسوا مي كنيم و تك تك كتابهاي درسشان را اينجا مي آوريم و به مردم نشان مي دهيم كه حداقل اهل سنت عزيز متوجه بشوند كه اين آقايان جزء اهل سنت نيستند.

حتي جزء وهابيت معتدل هم نيستند آن آقايي كه با كمال وقاحت مي نويسد توسل شرك است كساني كه معتقدند خدا و پيغمبر از دور صداي ما را مي شنوند مشركند، در حقيقت در تمام كشت و كشتارهايي كه انجام مي شود سهيم است بايد در محكمه عدل الهي و در محكمه عدل قضاوت مسلمانان شيعه و سني محاكمه شود و جواب بدهد.

يك غلطي مي كنند بعد مي گويند عقيده اهل سنت اين است. ما عقيده اهل سنت را بطور مفصّل آورده ايم. ما شبكه سياسي نيستيم در سياست هيچ كشوري هم دخالت نمي كنيم . نه در ايران، نه در عراق، نه در سوريه حتي در عربستان و حتي در بحرين در امور كشورداري دولتها دخالت نمي كنيم و معتقديم در هر كشوري مردم آن كشور بايد سرنوشت خودشان را معين كنند ما حتي نسبت به وهابيت هم توهين نمي كنيم. عبارتهايي را بيان مي كنيم كه بزرگان اهل سنت گفته اند مثلا ابن عابدين مي گويد وهابيها منافقند ما هم همان تعبير را داريم آقاي دكتر طيب شيخ الازهر مي گويد اين سلفيهاي امروز همان خوارج هستند يا دكتر علي جمعه مي گويد اين سلفيها سگهاي جهنمي هستند. ما اينها را نقل مي كنيم . اگر نقل اين مطالب اشكال دارد ، بزرگان اهل سنت نقل كرده اند.

البته در خيلي موارد، در چاپهاي جديد مطالبي كه عليه ابن تيميه و درباره تكفير وهابيت آورده است را حذف كرده اند كه انشاءالله ما در اينجا نشان خواهيم داد.

مطلب ديگر اينكه شيعيان موظفند از مراجع زنده تقليد كنند. شما ببينيد مراجع ما آيةالله العظمي وحيد خراساني، آيةالله العظمي سيستاني، آيةالله العظمي خوئي، آيةالله العظمي مكارم شيرازي و ديگران در رابطه با اهل سنت نظرشان چيست. نسبت به صحابه نظرشان چيست.

چند روز پيش آيةالله العظمي وحيد خراساني دوباره اشاره كردند كه هرگونه اهانت به مقدسات اهل سنت و صحابه خلاف شرع و حرام است.

آيةالله مكارم شيرازي چندين بار اين بحث را در برنامه هاي زنده شان گفتند در نامه اي كه براي شيخ الازهر نوشتند، كاملا اين مسئله را مطرح كردند. ملاك ما مراجع هستند. اگر بناست كه نبش قبر بشود در قبرهاي شما مرده خيلي زياد است!

من انكر خلافة ابي بكر فهو كافر.

امتاع الاسماع، ج9، ص218

من انكر امامة ابي بكر فهو كافر.

الصواعق المحرقه، ص52

يا رواياتي كه شما در قتل شيعه داريد

آقاي شيخ مفيد گفته است:

من أنكر إمامة أحد الأئمة و جحد ما أوجبه الله تعالي من فرض الطاعة فهو كافر

اوائل المقالات، ص44

هر كس يكي از ائمه را انكار كند يعني اگر كسي امامت حضرت علي و ائمه عليهم السلام از كتاب و سنت برايش ثابت شود ولي انكار كند ما مي گوييم كافر است بلكه همه مي گويند چه شيعه و چه سني اگر يك شيعه بعد از آنكه امامت اميرالمومنين و ائمه از كتاب و سنت برايش ثابت شد، آن را انكار كرد، مثل اين است كه قرآن يا نماز را انكار كرده است. اين آقايان وقتي اين روايات يا نظر مراجع را مي خوانند به وجه صدور روايت يا آن فتوايي كه آقايان صادر كرده اند دقت نمي كنند .

فرض كنيم شيخ مفيد اجتهاد كرده و چنين فتوايي داده است، شما مي گوييد اشتباه است. اگر يك مجتهد فتوا بدهد و اشتباه كند يك پاداش هم مي برد و امروز الحمدلله شيعيان در هيچ كجاي دنيا نمي آيند به استناد سخن آقاي شيخ مفيد يك سني و حتي يك وهابي را بكشند.

ولي الآن شما وهابيت تكفيري به استناد سخن ابن تيميه داريد جنايت مي كنيد جنايتي كه وحشي ترين وحشيهاي دنيا نمي كند كه بيايد قلب يك انساني را درآورد جلوي تمام مردم به دندان بكشد شما روي بدترين وحشيها را سفيد كرديد! ولي شما يك مورد به ما نشان بدهيد كه يك شيعه آمده به استناد فتواي شيخ مفيد و شيخ طوسي و ديگران يك سني يا حتي يك وهابي را كشته است.

در رابطه با سوره برائت جناب احمد بن حنبل در مسندش جلد 1 ص 151 و در فضائل الصحابه جلد 2 ص 703 مي گويد:

لما نزلت عشر آيات من براء ه علي النبي

ده تا آيه از سوره برائت كه برپيغمبر نازل شد پيغمبر ابوبكر را خواست و به او گفت كه اين ده تا آيه را ببر و بر اهل مكه بخوان. بعد اميرالمومنين مي گويد:

ثمّ دعاني النبي فقال لي أدرك أبابكر فحيثما لحقته فخذ الكتاب منه فاذهب به إلي أهل مكة فاقرأه عليهم فلحقته بالجحفة فأخذت الكتاب منه و رجع أبو بكر رضي الله عنه إلي النبي صلي الله عليه وسلم فقال يا رسول الله نزل فيّ شئ؟ قال لا و لكن جبريل جاءني فقال لن يؤدي عنك الا أنت أو رجل منك

پيغمبر من (علي) را خواست و فرمود: برو خود را به ابابكر برسان هر كجا رسيدي اين ده تا آيه را كه بنا بود ابوبكر بخواند تو بگير و براي مردم بخوان. حضرت علي مي فرمايد: من رفتم و در جحفه به ابابكر رسيدم كتاب را از آقاي ابابكر گرفتم. ديگر ابوبكر به طرف مكه نرفت و به طرف پيغمبر برگشت و به ايشان عرض كرد: آيا در مذمت من آيه اي نازل شد كه علي بن ابيطالب از طرف شما آمد و اين آيات را از من گرفت؟ حضرت فرمود: نه! چيزي در مذمّت تو نيامده بود. جبرئيل آمد به من گفت: يا خودت بايد بروي و اين ده آيه از سوره برائت را بخواني يا مردي كه از تو هست.

و جالب اينست كه در مسند احمد، جلد 3 ص 283 مي گويد :

ثم دعاه فبعث بها عليا قال لا يبلغها إلا رجل من أهلي.

پيغمبر اكرم حضرت علي را خواست و او را براي ابلاغ آيات فرستاد و فرمود: حتما بايد يك كسي كه از اهل من و يا اهل بيت من است برود و سوره برائت را براي مردم بخواند.

اما نكته سومي كه در روايت ابن عباس از فضائل منحصر به فرد اميرالمومنين است:

قال النبي صلي الله عليه و آله و سلم لبني عمّه أيّكم يواليني في الدنيا و الآخره.

اشاره به حديث دار و اولين موردي است كه پيغمبر بحث خلافت اميرالمومنين را مطرح مي كند.

مجري:

اما جمله اي كه حضرتعالي فرموديد:

انت وليي في الدنيا و الآخره.

كه در اين حديث هم هست و مربوط به حديث دار است. حديث دار از اتفاقاتي است كه از صدر اسلام يعني سال سوم بعثت بوجود آمده است. يعني از همان ابتدا حضرت رسول، مباحث امامت را مطرح كردند. در اينباره توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني:

در رابطه با حديث وصايت و حديث دار و يوم الإنذار كه سند آن هم صحيح است طبري در تفسير طبري، ج19، ص149 مي گويد: نبي اكرم بعد از نزول آيه 214 سوره شعراء تعدادي از قريش را كه آمار آنها به چهل نفر مي رسيد را جمع كرد و فرمود: اي مردم! من به عنوان پيغمبر مبعوث شدم

فأيّكم يؤازرني علي هذا الامر؟

چه كسي مي خواهد وزير من باشد.

مثل همان تعبيري كه حضرت موسي به هارون دارد.

وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي هَارُونَ أَخِي

سوره طه، آيات 29 و 30

بعد مي گويد در آنجا آن جمعيت نسبت به نبي مكرم جسارت كردند باز روز دوم و روز سوم رسول اكرم اين مسئله را عنوان فرمود و در هر سه روز جز علي بن ابيطالب هيچ كس به سخنان پيغمبر پاسخ نداد.

يعني پيعمبر حجت را بر همه تمام كرد. ديگر كسي نمي تواند بگويد كه اگر اين آزادي بود و پيغمبر به ما هم گفته بود و ما به عنوان وزارت و خلافت انتخاب مي شديم ، حاضر بوديم از پيغمبر دفاع كنيم. با اينكه پيغمبر مي داند خدا هم مي داند ولي اين براي اتمام حجت است براي اينكه ديگر دهان اينها بسته بشود. بعد پيغمبر فرمود:

إن هذا أخي و وصيي و خليفتي فيكم. فاسمعوا له و أطيعوا.

اين برادر من، وصي من و خليفه من در ميان شماست. از او حرف شنوي داشته باشيد و از او اطاعت كنيد.

اين روايت از ديدگاه آقايان اهل سنت كاملا صحيح است. آقاي ذهبي و آقاي حاكم تصحيح كرده اند. آقاي ألباني هم در سلسلة الاحاديث الصحيحه و هم در ظلال الجنه تصحيح مي كند كه در ذيل كتاب السنه ابن ابي عاصم است.

مجري:

سن حضرت علي در آنجا حدود سيزده سال است و حضرت رسول چهل و سه سال دارد و ايشان كه سيزده سال دارد وزير و جانشين پيامبر گرامي اسلام است.

استاد حسيني قزويني:

نكته چهارم كه آقاي ابن عباس مي گويد اين است كه اين كسي كه شما به او ناسزا مي گوييد:

أول من أسلم من الناس.

اول كسي است كه بعد از حضرت خديجه اسلام آورده است.

مجري:

من هم اگر بخواهم اينجا يك سؤال مطرح كنم. فكر كنم بجا باشد شما كه همين عبارت را مي فرماييد:

أول من أسلم من الناس.

ما از آن طرف يك روايتي داريم از جناب آقاي ابو بكر خليفه اول مسلمين كه ايشان اول مسلمين بوده اينها با هم تعارض ندارد؟

استاد حسيني قزويني:

ابن ابي شيبه در كتاب المصنّف جلد7 ص 272 صراحت دارد كه ابوبكر اول مسلمان نبوده است و طبري در تاريخ طبري ج 2 ص 60 نقل مي كند كه آيا ابوبكر اولين مسلمان بوده يا نه ؟ سپس جواب مي دهد محمد بن سعد مي گويد آقاي ابوبكر بعد از پنجاه نفر اسلام آورد. راويانش هم توثيق شده هستند. آقاي ابن كثير دمشقي سلفي در البدايه ج 3 ص 39 به صراحت مي گويد كه از محمد بن سعد بن ابي وقاص سوال مي كنند آيا جناب ابوبكر اولين مسلمان بوده است؟

مي گويد: نه.

لقد اسلم قبله اكثر من خمسين.

بيش از پنجاه نفر قبل از جناب ابوبكر اسلام آورده بودند و البته مي گويد:

و لكن كان افضلنا اسلاما

اسلام آقاي ابوبكر اسلام خوبي بود.

در اين زمينه آقازاده آيةالله طبسي، آقا محسن يك كتابي نوشته اند تحت عنوان اولين مسلمان. ايشان كل رواياتي كه در رابطه با اسلام ابوبكر آمده است را بررسي سندي كرده است و شايد بيش از سي روايت از پيغمبر اكرم آورده است كه اشاره دارد علي بن ابيطالب اولين كسي بود كه اسلام آورد.

از جمله اينكه هنگام ازدواج حضرت زهرا پيغمبر اكرم فرمود:

زهرا جان من تو را به عقد مردي درآوردم كه اولين كسي است كه اسلام آورد و اولين كسي است كه به من ايمان آورد البته بايد توجه كنيم كه وقتي حضرت مي فرمايد اسلام آورد، از باب ضيق كلام است، اميرالمومنين سلام الله عليه نستجير بالله كافر نبوده است تا بخواهد اسلام بياورد. علي بن ابيطالب از اول طفوليت در ركاب پيغمبر و در دامن پيغمبر بزرگ شده و ما عقيده داريم كه نبي مكرم از اول طفوليتش به دين اسلام عمل مي كرده است و نه به آيين حضرت ابراهيم يا حضرت مسيح حالا براي اين هم از كتب اهل سنت دليل داريم و هم از كتب شيعه. دليل محكم داريم كه نبي مكرم از همان اوائل بلوغشان حتي قبل از بلوغشان به آيين مقدس اسلام عمل مي كرده اند. علي بن ابيطالب هم در ركاب و در محضر پيغمبر، اسلام آورده. بله در سال نزول آيه قرآن و اعلان رسالت، اميرالمومنين اولين كسي بود كه اسلامش را ظاهر كرد.

اول من اسلم؛ اول من آمن

يعني

اول من اظهر الايمان. اول من اظهر الاسلام.

نكته پنجم: ابن عباس مي گويد:

و اخذ رسول الله صلي الله عليه و آله ثوبه فوضعه علي علي و فاطمة و حسن و حسين و قال إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و يطهركم تطهيرا

(اي مردم!) شما داريد نسبت به يك مردي جسارت مي كنيد كه اولين و آخرين كسي است كه نبي مكرم او را زير عبا قرار داده و نبي مكرم اين كار را براي احدي نكرده است. نه براي آقاي ابوبكر و نه عمر و نه عثمان و نه حتي براي عايشه و حفصه و ام سلمه. اين فضيلت جز براي اميرالمومنين سلام الله عليه براي احدي نبوده است.

مجري:

اين جمله كه فرموديد:

اهل البيت و يطهّركم تطهيرا.

آيا نزول آيه تطهير در صحيح مسلم يا صحيح بخاري آمده است؟

استاد حسيني قزويني:

انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهّركم تطهيرا.

سوره احزاب، آيه33

جناب مسلم در صحيح خود جلد 7 ص 130 ح 6155 از عايشه نقل مي كند كه نبي مكرم يك عبايي از موي سياه -ظاهرا شتر يا بز - داشت حسن بن علي آمد او را زير عبا قرار داد بعد حسين آمد او را زير عبا قرار داد حضرت زهرا آمد، بعد اميرالمومنين آمد اين چهار تا بزرگوار وقتي زير عبا قرار گرفتند با خودش كه پنج نفر شدند اين آيه نازل شد:

انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهّركم تطهيرا.

اين قضيه در كتابهاي متعدد ديگري هم آمده است. جالب اينجا است كه ام سلمه جلو مي آيد مي گويد:

و انا معهم يا رسول الله؟ قال: إنك علي خير

سنن ترمذي، ج5، ص361

يا رسول الله! آيا من هم جزء اهل بيت هستم؟ حضرت مي فرمايد: تو آدم خوبي هستي.

نه! تو جزء اهل بيت نيستي! اينكه بعضي از بزرگواران ما اصرار دارند كه زنان پيغمبر بايد حتما جزء اهل بيت باشند و اين آيه شامل حال آنها بشود حداقل صحيح مسلم ج7، ص123 ح 6122 را ببينيد كه زنان پيامبر را جزء اهل بيت آن حضرت نمي داند. حالا اگر كارشناسان هتّاك بگويند مسلم اشتباه كرده است! زيد بن أرقم هم معصوم نبوده! اگر بنا شد مسلم اشتباه كند پس چرا در روايات ديگرش اشتباه نكرده است؟! شما كه مي گوييد صحيح مسلم بعد از قرآن (از صحيحترين كتابها) است!

از آقاي زيد بن أرقم صحابه پيغمبر كه در تمام مسائل با نبي مكرم بوده سوال مي كنند

من أهل بيته؟ نساؤه؟ قال: لا و أيم الله ان المرأة تكون مع الرجل العصر من الدهر ثم يطلقها فترجع إلي أبيها و قومها

چه كساني اهل بيت پيامبر هستند؟ آيا زنانش هم جزء اهل بيت هستند؟ زنان پيغمبر جزء اهل بيت نيستند. به خدا سوگند يك زني با يك مردي يك عمري زندگي مي كند بعد طلاق مي گيرد مي رود به طرف اهل بيت خودش.

به صراحت مي گويد زنان پيغمبر جزء اهل بيت پيامبر نيستند.

اگر بنا باشد زن انسان اهل بيت او باشد، بچه پيغمبر كه بايد به طريق اولي جزء اهل بيتش باشد. چرا خدا به حضرت نوح مي گويد :

انه ليس من اهلك

سوره هود، آيه46

اين آقايان وقتي كه به آيه 40 سوره توبه مي رسند ده تا روايت مي آورند كه مراد آقاي ابوبكر است ولي در آيه تطهير بيش از 40 روايت با سند صحيح وجود دارد كه نبي مكرم فرمود اين آيه تطهير شامل زنان من نمي شود اين آيه تطهير فقط در حق من و علي و فاطمه حسن و حسين نازل شده است و حتي بزرگان اهل سنت هم در اين زمينه به صراحت گفته اند كه آيه تطهير شامل زنان پيغمبر نيست. آلوسي سلفي وهابي مي گويد :

ان النساء المطهرات غير داخلات في اهل البيت الذين هم احد الثقلين.

تفسير آلوسي جلد 22 ص16.

اينها شامل زنان پيغمبر به هيچ وجه داخل در آيه تطهير نيستند.

مجري:

حضرت استاد! خيلي ممنونيم از شما. انشاءالله در فرصتهاي بعد پنج فضيلت ديگر حضرت امير عليه السلام در اين حديث را بفرماييد.

تماس بينندگان

جناب آقاي مير جليلي از يزد اولين بيننده ما هستند كه روي خط مي آيند سلام و عرض ادب داريم خدمتشان.

بيننده:

سلام و خسته نباشيد خدمت تمام دست اندركاران شبكه ولايت و آقاي دكتر حسيني قزويني.

عذر مي خواهم من يك سوال داشتم شما كه مي گوييد عزيزان اهل سنت اين سوال را داشتم كه آقاي حنفي و آقاي شافعي و ديگر مذاهب اسلام آنها اهل سنت هستند آنها سنت پيغمبر را حفظ كردند پس چطوري است يعني علي سنت نيست. سني سنت پيغمبر است.

استاد حسيني قزويني:

ببين عزيز من! اولا جناب آقاي دكتر تيجاني كتابي دارد با عنوان:

الشيعه هم اهل السنة

يعني شيعه ها اهل سنت هستند.

يعني اهل سنت واقعي كه به سنت پيغمبر عمل مي كنند شيعه ها هستند كتاب خوبي هم هست ما تقريبا هفتاد و پنج درصد كتاب را تأييد مي كنيم حالا بيست و پنج در صد هم سليقه اي بوده. بر خلاف آن، كتاب ثم اهتديت صد در صد مورد تأييد است.

برادر بزرگوارم ببينيد خود ائمه عليهم السلام به ما چه گفته اند. ما بايد تابع ائمه عليهم السلام باشيم. كتاب كافي، جلد 2 ص 636 حديث شماره 4 و حديث شماره 5 هر دو روايت هم صحيح است. معاويه بن وهب از امام صادق عليه السلام سوال مي كند ما تعاملمان با اهل سنت چطوري باشد حضرت مي فرمايد كه شما اگر مرا قبول داريد و از من تبعيت مي كنيد و به من اقتدا مي كنيد (بدانيد) من (كه امام شما هستم) به خدا سوگند اگر همسايه سني من مريض بشود عيادتش مي روم، از دنيا برود تشييع جنازه اش مي روم، امانت به من بسپارد امانتداري مي كنم ... برويد در مساجد اينها نماز بخوانيد برادر بزرگوارم اگر واقعا نستجير بالله اينها كافر و بي دين و نجسند، آيا امام صادق مي فرمايد برويد تشييع جنازه و عيادت كافر؟! برادر بزرگوارم! از ائمه جلوتر حركت نكنيم و من هم بارها گفته ام اگر ما احترام به اهل سنت مي گذاريم منت به اهل سنت نداريم اين دستور ائمه ماست كه توصيه كرده اند. البته حساب نواصب جدا است. نواصب يعني آنهايي كه نسبت به اميرالمومنين و ائمه عليهم السلام جسارت مي كنند. ما اصلا كساني كه به اميرالمومنين ناسزا بگويند را سني بلكه مسلمان هم نمي دانيم. آنها را از يهود و نصارا هم بدتر مي دانيم.

مجري:

متشكر. جناب آقاي حيدر از سنندج سلام عليكم.

بيننده:

بسم الله الرحمن الرحيم.

با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت مجري گرامي و كارشناس محترم حضرت آيةالله دكتر حسيني قزويني

من مي خواستم درباره امامت صحيت كنم. ببخشيد اين حديثي كه پيامبر فرمود هر كس من مولاي اويم بعد از من علي مولاي او است. اين سوال براي من مهم است كه آيا زماني كه پيامبر اين فرمايش را فرمودند كه شيعيان محترم مي فرمايند صد و بيست هزار نفر آنجا بوده حالا اگر واقعا اينطور بوده چرا بعد از وفات پيامبر اين صد و بيست هزار نفر آن بزرگان و صحابه اعتراض نكردند و از بزرگان قريش كسي بلند نشد بگويد كه جناب ابو بكر! جناب عمر! اين محراب جاي شما نيست. بلكه جاي علي است. چرا وصيت پيامبر را زير پا گذاشتيد. چرا صحابه و بزرگان اعتراض نكردند اگر عيد غدير خم اين طوري بوده.

استاد حسيني قزويني:

آيا شما خود حضرت علي را جزء صحابه مي دانيد يا نه؟

بيننده:

من حضرت علي را جزء صحابه مي دانم.

استاد حسيني قزويني:

در صحيح بخاري ج 5 ص 82 حديث 4240 مي گويد علي بن ابيطالب تا شش ماه با ابوبكر بيعت نكرد و خود اميرالمومنين خطاب به ابوبكر مي گويد :

انك استبددت علينا بالامر

در امامت در حق ما استبداد كردي.

صحيح بخاري ج 5 ص 83

كراهية لمحضر عمر

صحيح بخاري ج 5 ص 83

علي بن ابيطالب كراهت داشت در يك مجلسي كه عمر هست حضور داشته باشد.

اگر شما دنبال صحابه مي گرديد به قول خودتان بعد از سه خليفه افضل صحابه علي بن ابيطالب است اميرالمومنين تا شش ماه بيعت نمي كند و خودش هم آن وقتي كه بيعت مي كند بيعت مصلحتي است مي گويد:

انك استبددت علينا بالامر.

شما اين را چطور ارزيابي مي كنيد جناب آقا حيدر عزيز.

بيننده:

اگر حضرت علي بيعت نكردند با ابوبكر و عمر بخاطر همين غدير خم بوده

استاد حسيني قزويني:

نبي اكرم در غدير خم معرفي كرده در حديث منزلت معرفي كرده، در حديث ولايت معرفي كرده، در حديث خلافت معرفي كرده ديگر آخر به چه زباني معرفي كند؟! نبي اكرم مي گويد:

يا علي انت خليفتي في كل مؤمن بعدي

شما كتاب مستدرك حاكم را باز كن ج 3 ص 133 حاكم نيشابوري مي گويد صحيح است آقاي الألباني هم در سلسة الاحاديث الصحيحه ج5، ص222 روايت را صحيح مي داند. آيا پيغمبر از اين واضحتر بگويد؟!

پيغمبر در روايت ديگري مي فرمايد:

عليّ امام المتقين.

مستدرك حاكم ج 3 ص 138 حاكم مي گويد روايت صحيح است. برادر بزرگوار! فقط غدير كه نبوده است بلكه دهها مورد بوده است كه پيغمبر در رابطه با خلافت اميرالمومنين مطرح كرده است. برادر بزرگوارم! شما يك قداست ويژه اي براي صحابه قائل هستيد كه بالاتر از عصمت امامان ماست! ما اگر مي گوييم ائمه معصوم هستند ، با توجه به عملكرد خودشان است كه خداي عالم به آنها اين عنايت را كرده كه گناه نكنند.

ولي شما مي گوييد صحابه گناه مي كنند اما چون اجتهاد مي كنند يك ثواب هم مي برند! مشكل اصلي ما با عزيزان اهل سنتمان همين هاله عصمت يا فوق عصمتي است كه براي صحابه قائل هستند. حالا شما حديث غدير را درست (توجيه) كرديد؛ اما با اين حديث چه مي كنيد كه پيغمبر اكرم مي فرمايد قلم و كاغذي براي من بياوريد تا چيزي بنويسم كه هرگز گمراه نشويد. مگر صحابه نبودند كه گفتند:

ان الرجل يهجر!

سرّ العالمين، ص40

پيغمبر دارد هذيان مي گويد!

مگر همين صحابه نبودند كه وقتي پيغمبر اكرم خطبه نماز جمعه مي خواند در هنگام ديدن لهو و لعب پيغمبر را وسط خطبه خواندن رها كردند و سراغ خريد و لهو رفتند.

انفضوا اليها و تركوك قائما

سوره جمعه، آيه 11

اين ديگر آيه قرآن است.

آن وقت شما انتظار داريد با اين سوابقي كه اين صحابه داشتند در رابطه با حديث غدير و غيره بلافاصله بگويند بله يا رسول الله شما كه گفتيد علي خليفه است ما هم مي گوييم به روي چشم!؟ ما در خدمت شما هستيم!؟

بيننده:

بله. حاج آقا در عيد غدير خم اين وصيت پيامبر با وفات پيامبر چقدر تفاوت داشته است؟

استاد حسيني قزويني:

حدود دو ماه.

بيننده:

بعد از دو ماه يعني قانون شكني شده.

استاد حسيني قزويني:

ببين برادر عزيزم من ديگر نمي خواهم خيلي زياد وارد بعضي از مباحث بشوم. ولي حضرتعالي من را وادار مي كنيد كه يك مقداري بيشتر براي شما توضيح بدهم. مخالفت صحابه با پيامبر اكرم متعدد است. از جمله مخالفت در جنگ احد؛ مگر پيغمبر نگفت اگر كلاغها ما را تكه تكه كردند و تمام گوشتهاي ما را بردند شما حق نداريد از آن گردنه احد پايين بياييد؟ چطور شد؟ مخالفت كردند عزيز من!

اين هم ديگر صحيح بخاري است فرمود:

إن رأيتمونا تخطفنا الطير فلا تبرحوا مكانكم هذا

صحيح بخاري، ج4، ص26

اگر ديديد ما را كشتند و پرنده ها آمدند جنازه ما را برداشتند و بردند، از جاي خود تكان نخوريد.

ولي مخالفت كردند آمدند و باعث شكست اسلام و شهادت هفتاد نفر از صحابه شدند.

در قضيه حديبيه؛ پيغمبر اكرم در حديبيه فرمود: ما كه ديگر نتوانستيم برويم مكه هر كس با خودش قرباني آورده قربانيش را بكشد تا به مدينه برگرديم. يك نفر به حرف پيغمبر گوش نكرد پيغمبر درحاليكه غضبناك بود آمد پيش ام سلمه. ام سلمه عرض كرد:

من أغضبك ؟ أغضبه الله ! قال و مالي لا أغضب و أنا آمر أمرا فلا أتبع ؟

سنن ابن ماجه، ج2، ص993

يا رسول الله چه كسي تو را به غضب آورده خدا بر او غضب كند. حضرت فرمود: چرا غضبناك نشوم؟! من دستور مي دهم اين صحابه حرف من را گوش نمي دهند.

در قضيه روزه؛ پيغمبر دارد به مسافرت مي رود مي فرمايد: مسافر بايد روزه اش را بخورد ولي صحابه اطاعت نمي كنند! پيغمبر مي فرمايد:

أولئك العصاة! أولئك العصاة.

صحيح مسلم، ج3، ص142

آيا از اين واضحتر باز هم خدمتتان بگويم يا همين قدر كفايت مي كند؟

من از انصاف شما تشكر مي كنم . اين صحيح بخاري است حديث 6587 ابوهريره هم نقل مي كند پيغمبر مي گويد صحابه من فرداي قيامت دسته دسته مي آيند به طرف حوض ولي ملائكه آنها را به طرف آتش جهنم مي برند.

قلت أين قال إلي النار والله قلت ... فلا أراه يخلص منهم الا مثل همل النعم

صحيح بخاري، ج7، ص208

مي پرسم اينها را كجا مي بريد؟ مي گويند: بخدا سوگند به طرف آتش جهنم مي بريم. (وقتي به آنها نگاه مي كنم) مي بينم كه از اصحاب من جز تعداد اندكي از آتش جهنم خلاصي نمي يابند.

جناب آقا حيدر! اگر اين روايت در كتابهاي شيعه بود اين آقايان وهابيها هفت آسمان را بر سر شيعه ويران مي كردند! ولي اين روايت صحيح بخاري است ! به قول يكي از اين بزرگان مي گويد اي كاش مسلم و بخاري حديث حوض را نياورده بودند! ما تشكر مي كنيم از جناب آقا حيدر عزيز.

بيننده:

خيلي ممنون و متشكرم آقاي قزويني.

مجري:

خدانگهدار. جناب آقاي عليرضا از زاهدان. سلام عليكم و رحمةالله.

بيننده:

من هم سلام عرض مي كنم يك سوالي داشتم از آقايان اهل سنت معمولا آدم محتضر هر چه كه به لحظه مرگ نزديكتر مي شود شرايط جسميش يك مقدار وخيمتر مي شود آخر پيامبري كه سه يا چهار روز قبل از مرگش قلم و كاغذي خواست كه نعوذبالله گفتند:

ان الرجل ليهجر

چطور شد سه چهار روز بعدش كه جناب خليفه اول را تعيين كرد كه براي نماز برود به مسجد آيا در آنجا اين (ان الرجل ليهجر) صدق نمي كند؟! با اينكه شرايط جسم پيامبر هم روز به روز بدتر مي شد تا سه چهار روز قبلش در اين مورد كه خليفه اول را تعيين مي كند آقايان استناد مي كنند ولي در موقعي كه قلم و كاغذ مي خواهد اين را رد مي كنند و اعتنايي نمي كنند .

مسئله ديگر اينكه در مورد فرمايشات حاج آقاي قزويني با آن تماسهايي كه آقايان داشتند كه مردم اين استان را آدمهاي بي فرهنگ و كم عقل معرفي كردند و ما بايد خوشحال باشيم كه آيةالله سليماني نماينده ولي فقيه در استان كه سعي مي كنند سوتي هاي آقايان را يك طوري رفع و رجوع كنند چون با شبكه شما تماس داشتند به ايشان اعتراض كردند كه شما نبايد فرمايشات حاج آقاي قزويني را با اين كارتان تأييد مي كرديد و فشارهايي هم به آن بنده خدا آوردند. بحث اين است كه انصاف خوب چيزي است! قبل از اينكه حاج آقاي قزويني خبر اين سايتها را مطرح كنند علماي اهل سنت اين استان هيچ واكنشي نسبت به اين سايتها و اين خبري كه منتشر شده بود نشان ندادند ولي زماني كه حاج آقاي قزويني مطرح كردند اعتراضاتشان شروع شد كه حاج آقا ما مردم بلوچ را آدمهاي بي غيرت معرفي كرديد. من تشكر مي كنم .

مجري:

خيلي متشكريم آقاي علي رضا .

استاد حسيني قزويني:

در سايت تابناك در تاريخ20/ 2 / 92 است. اينجا بحث جهاد نكاح را مطرح كرده است. اولين بار زاهدان پرس كه مال وهابيها است گفته است: دختراني از سيستان و بلوچستان كه هوادار عبدالمالك ريگي بودند به امارات رفته اند.

از اين جهت نماينده مردم سيستان جناب آقاي حميد رضا و همچنين جناب آقاي شهرياري اينها مفصل اين بحث را آورده اند. بعد ايشان مي گويد اگر آقاي آيةالله قزويني در شبكه ولايت اين خبر را نقل كرده فقط گزارشي خوانده و تأكيد كرده دروغ بوده ما از اينكه اين نمايندگان بزرگوار كه اهل سنت هم هستند دقت مي كنند و بحثها را پيگيري مي كنند سپاسگذاري مي كنيم.

مجري:

ممنونيم. جناب آقاي موسي پور از زاهدان. از برادران اهل سنت.سلام عليكم.

بيننده:

عليكم السلام . آقاي محسني عزيز! در مورد غدير من خيلي مطالب جمع كردم و كتابهاي زيادي مطالعه كردم. من مي خواهم ثابت كنم كه اين حديث غدير حب و دوستي حضرت علي عليه السلام را مي رساند. از حاج آقا هم خواهش دارم كه اگر سوالي يا اشكالي عليه بنده بود به بنده هم يك وقتي بدهند يكي دو شب ديگر تماس بگيرم و جواب بدهم.

استاد حسيني قزويني:

ايرادي ندارد.

مجري:

مشكلي ندارد ما به اعتقادات شما احترام مي گذاريم ولي اگر بحث حبّ بود آن حضرت چرا كلمه مولا را بكار برد؟ بايد كلمه حب را بكار مي برد و مي فرمود:

من كان يحبّني فليحبّ عليّا.

بيننده:

پيامبر گرامي اسلام فرمودند.

من كنت مولاه فعليّ مولاه.

سنن ترمذي، ج5، ص297 ؛ تاريخ بغداد، ج8، ص284

و در مصراع دومش فرمودند:

اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.

مي شود فهميد كه اين بحث محبت و دوستي بود و گرنه حضرت دعا مي كردند خدايا هر كس كه حضرت علي را بعد از من جانشيني من بداند دوست بدار و هر كس كه نداند دوست ندار.

استاد حسيني قزويني:

اولا ابن تيميه مي گويد كه ذيل روايت ضعيف است. دروغ و جعلي است و پيغمبر نفرموده است:

اللهم وال من والاه و عاد من عاداه.

مجموع فتاوي، ج4، ص417

بيننده:

نه! نه! صحيح است.

استاد حسيني قزويني:

ايشان مي گويد ضعيف است به ما ارتباطي ندارد! علاوه بر اين چرا شما قبل از آن را مطرح نمي كنيد كه پيغمبر مي فرمايد:

الست اولي بكم من انفسكم؟

كتاب السنه، ص592

اليس الله اولي بالمومنين؟

مسند احمد، ج1، ص118

چرا قبل از آنكه اين مسئله را مطرح كند مثلا نفرمود:

الست محبّكم؟ الست ناصركم؟

اما مي بينيم كه قبل از عبارت

من كنت مولاه فعلي مولاه

ولايت خودش و ولايةالله را به رخ مردم مي كشد و از مردم اعتراف مي گيرد

مجري:

آقاي موسي پور! من يك سؤال از شما بپرسم. حضرت علي يك صحابه كه بيشتر نبوده است؛ چه دليلي دارد پيامبر همه مردم را جمع كند در آن صحراي گرم و بگويد آقا شما محبت به ايشان داشته باشيد مگر ايشان چه فرقي با بقيه مي كرد.

بيننده:

من چند روز است كه اينها را مي نويسم.

مجري:

چه فرقي با بقيه صحابه داشت؟ به قول شما هيچ دليلي نداشت كه همه مردم را معطل كند در آن گرماي سوزان و بگويد حالا شما علي را دوست داشته باشيد حضرت علي هم يك صحابه بود.

بيننده:

در شبكه كارشناس محترم فرمودند كه حضرت علي عليه السلام شير خدا در همه جنگهاي پيامبر به غير از قضيه تبوك كه جانشين حضرت بود حضور داشتند و خيلي از مشركين و اعراب از قبائل مختلف را به تيغ خودشان به هلاكت رساندند و در ركاب ديگر صحابه هم مي جنگيدند من اصلا نمي خواهم آن قضيه تكراري جيش يمن را استناد كنم پيامبر مي دانست كه خيليها بغض و عداوت علي عليه السلام را دارند بخاطر اينكه بعدا براي حضرت علي مشكلي ايجاد نشود پيامبر مي خواست به قول معروف قضيه را محكم كند و قضيه حب حضرت علي را براي همه واجب بداند حديث هم داريم از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم كه

انّ عليا منّي و انا منه.

مستدرك حاكم، ج3، ص111

من از علي هستم و علي از من.

من به عنوان يك اهل سنت اين را مي گويم كه حب و دوستي حضرت علي مانند روزه و نماز واجب است.

استاد حسيني قزويني:

آقاي موسي پور عزيز! من يك سوال مي پرسم الآن جواب ندهيد انشاءالله در ويژه برنامه غدير جواب بدهيد بعد از اين پيغمبر اكرم آمد گفت:

من كنت مولاه فعلي مولاه

جناب خليفه دوم گفت:

اصبحت اليوم وليّ كل مومن.

البدايه و النهايه، ج7، ص350

اصبحت مولاي و مولي كل مسلم

تاريخ بغداد، ج8، ص284

امروز تو مولاي من و مولاي همه مسلمين شدي.

اصبحت اليوم.

آيا خليفه دوم تا قبل از روز غدير كه مي گويد امروز تو مولاي من و دوست من شدي، دشمن حضرت علي بوده است؟

بيننده:

آقاي قزويني اين چه حرفي است من الآن مي گويم آقاي قزويني شما را من دوست دارم در برنامه قبلي كه تماس گرفتم خداي نكرده اصلا دشمن شما بودم.

مجري:

اين پاسخ شما است. خوب دقت نكرديد.

استاد حسيني قزويني:

اگر شما به من گفتيد: آقاي قزويني من از امروز شما را دوست دارم معلوم مي شود كه تا امروز با من مشكل داشته ايذ. ولي اگر گفتيد آقاي قزويني من شما را دوست دارم يعني تا الان با شما دشمن نبوده ام.

اصبحت اليوم مولي كل مسلم.

از امروز تو مولاي من شدي. از امروز تو مولاي مسلمين شدي.

آيا يعني تا ديروز علي بن ابيطالب دشمن مسلمين بوده؟ من الآن نمي خواهم به اين سوال جواب بدهي. قطعا اگر الآن بخواهي جواب بدهي شايد جواب شما پخته نباشد. ما شش تا سوال براي عزيزان اهل سنت آماده كرده ايم. من حضرتعالي را يك آدم منصف مي دانم و الحق و الانصاف به شخص شما علاقه خاصي دارم و با توجه به انصافي كه حضرتعالي داريد و در برنامه هايي كه ما داشتيم حضرتعالي بزرگواري كرديد و با دقت ويژه اي تشريف آورديد روي خط من از حضرتعالي تشكر ويژه دارم.

مجري:

آقاي موسي پور! پس شما كه مي فرماييد بحث عيد غدير درباره حبّ است آيا حضرت رسول بعد از خودشان خليفه اي را مشخص نكردند؟

بيننده:

خليفه اي مشخص نكردند اين حرف درستي نيست نمي شود كه امت را بي سرپرست رها كرد من گفتم اصلا احاديث زياد ديگري است كه براي جانشيني حضرت علي خيلي بيشتر مي شود به آن استناد كرد تا اين حديث غدير.

مجري:

اشكال ندارد بفرماييد.

بيننده:

مثلا كانديد شد و حضرت علي را پيشنهاد كرد حضرت ابوبكر را براي نماز فرستاد. بزرگان هستند و مردم خودشان انتخاب كنند.

مجري:

پس يعني به مردم واگذار كرد؟

بيننده:

آنطور هم نه!

مجري:

نه ديگر! اسلام ملاكي دارد يعني شاخص دارد مي گويد آقا بياييد اين كار را انجام بدهيد اينطوري بر اساس قرآن ملاكهاي قرآن مشخص است ملاكهاي اسلام مشخص است ملاكي براي اين قضيه مشخص شده آيا به مردم واگذار شده يا از طرف خدا و پيغمبر بايد مشخص باشد؟

استاد حسيني قزويني:

آقاي موسي پور عزيز! ما شش تا سوال طرح كرديم. الآن هم ما نمي خواهيم جواب بدهيد شما كه آدم منصفي هستيد و با علماي بزرگوار هم ارتباط داريد پاسخ شما از اين استدلال چيست و حديث غدير بر امامت حضرت علي و قرائن مرتبط به آن سخن حضرت قبل از ولايت تامه خودش

الست أولي بالمومنين من أنفسهم.

براي چه اين جمله را فرموده؟

پيغمبري كه

و ما ينطق عن الهوي إن هو الّا وحي يوحي .

سوره نجم، آيه4 و 5

بعضي از علماي اهل سنت مثل ابن جوزي مي گويند:

و هذا نص صريح في اثبات إمامته.

تذكرة الخواص، ص39

ابن جوزي هم از آدمهاي عادي نيست از علماي بزرگ است كه ذهبي درباره او مي گويد :

كان اماما علّامه في التاريخ.

تاريخ الاسلام، ج48، ص184

اول: در مورد استدلال حضرت علي عليه السلام به حديث غدير جواب شما چيست

دوم: تبريك خليفه دوم به علي در غدير خم با جمله

اصبحت مولاي و مولي كل مسلم.

امروز هم مولاي من و هم مولاي همه مسلمانان شدي.

آيا به اين معناست كه عمر تا ديروز دشمن علي بن ابيطالب و دشمن همه مسلمانها بود؟ و يا

اصبحت اليوم ولي كل مؤمن.

آيا دلالت حديث غدير براي خلافت قوي تر است يا نماز خواندن جناب خليفه اول بجاي پيامبر؟ شما كدام يك را انتخاب مي كنيد؟

حضرت رسول در غدير خم فرمودند:

من كنت وليّه فعلي وليّه.

اين را مسند احمد آورده و همه هم تصحيح كرده اند. آيا با گفتن كلمه ولي اشاره به ولايت تامه حضرت علي نكرده است؟ چه فرقي است ميان اين جمله پيامبر اكرم با سخن خليفه دوم كه مي گويد:

فلما توفي رسول الله قال ابوبكر أنا وليّ رسول الله.

صحيح مسلم، ج5، ص152

سوال بعد:

آيا كلمه مولي با توجه به موارد استعمال قرآني دلالت بر ولايت حضرت علي نمي كند؟ از جمله اين موارد استعمال قرآني است:

ثم ردّوا الي الله مولاهم الحق الا له الحكم

سوره انعام، آيه62

جمعيت يا كفار به طرف خدا مي روند خدايي كه مولاي حق آنها است آيا يعني خدايي كه دوست مردم است؟!

الا له الحكم.

حاكميت با آن است.

آيا اين الا له الحكم دلالت نمي كند كه مولي در اينجا به معناي ولايت تامه است. يا در سوره تحريم مي فرمايد:

و الله مولاكم.

سوره تحريم، آيه2

آيا يعني خدا رفيق و دوست شما است؟!

يا در سوره حديد مي گويد:

مأواكم النار هي مولاكم.

سوره حديد، آيه15

مأواي شما جهنم است.

آيا معنايش اين است كه جهنمي كه شما را عذاب مي دهد دوست شماست؟!

سوال بعد:

آيا اين درست است كه پيامبر اكرم ماجرايي در سطح غدير را تنها براي اثبات دوستي حضرت علي بيان كند؟! اگر نظر پيامبر اثبات دوستي بود چرا از كلمه حبّ استفاده نكرد و نفرمود:

من كان يحبني فليحب عليا.

لطفا بعدا پاسخ اين سوالات را بدهيد. ما از دور دست شما را مي فشاريم. و از اين كه اينطور آزادانه حرفتان را مي زنيد و استدلال مي كنيد من به نوبه خودم تشكر مي كنم .

مجري:

خيلي ممنونم شما چون سوالات استفهامي داريد واقعا در طلب اين هستيد كه مسئله برايتان مشخص شود و قصد جدل نداريد الحمدلله شما صد تا سوال هم كه داشته باشيد هر شب مهمان برنامه ما خواهيد بود.

بيننده:

جناب آقاي محسني به خدا قسم من خدا را شاهد مي گيرم اين بحثها و سوالها از علم است از حاج آقا قزويني استفاده كنيم به علم خودمان بيفزاييم و اين حرفهايي را هم كه حاج آقا زدند من در هر صورت در حدّ يك درصد آن هم نيستم و من مثل برادر كوچك شما مسائل اختلافي را بحث مي كنم و به هيچ مزدوري اعم از شيعه و سني ربطي ندارد. انشاءالله هفته هاي آينده هم تماس مي گيرم.

استاد حسيني قزويني:

ما از اين برخورد شما و رك بودن شما و شهامت شما تشكر مي كنيم . حداقل با اين صراحتي كه شما داريد ديگر وهابيها نمي گويند آقاي موسي پور از شيعه ها است و به نام سني روي خط مي آيد.

مجري:

ممنون. جناب آقاي نظري از تهران سلام عليكم.

بيننده:

سلام عليكم. من منتظر بودم كه فرصتي پيش بيايد با استاد حسيني قزويني صحبت كنم . من از شما بابت اينكه نسبت به برنامه اخير شبكه هاي وهابي موضعگيري شديد نمي كنيد گله مندم. مثل همين برنامه هايي كه شبكه هاي وهابي از طريق تاريخ ايران و بخش هويتي ايران پخش مي كنند كه ايرانيان شيعيان صفوي هستند! اخيرا هم آقاي ظواهري مطرح كرد. با توجه به اينكه شبكه شما پتانسيل و امكانتش را دارد اميدواريم از افراد صاحب نظر و صاحب انديشه تاريخ ايران هم دعوت كنيد تا مانع از اين بشوند كه اين شبكه هاي وهابي نظر جوانها درباره تاريخ ايران را تشويش بكنند.

من با همين تلفن تا آنجايي كه در توانم بود از سلسله شاهان صفوي دفاع كردم كه اگر ما امروز ايران و تشيع را داريم، اگر امروز ما حوزه هاي علميه را داريم انصافا مي شود گفت كه همه بابت زحمات آنها و دلاوران قزلباش بود كه امروز كيان ايران از آنها به ما ارث رسيد.

اميدوارم حضرت استاد شما صرفا يك بعدي عمل نكنيد بخصوص در مورد تاريخ ايران كه حساسيتهاي خاصي دارد و بخصوص براي نسل جوان يك سري مطالب را اميدوارم لحاظ بفرماييد .

نكته بعدي من در مورد غدير است من يك سند پيدا كردم من احساس مي كنم تأكيد شما در برنامه هاي اين شبها بر احاديث است. در كتاب الكامل في التاريخ ابن اثير -چون من فارسيش را دارم و عربي آن را ندارم- شما بزرگواري كنيد آن جمله معروف ابو سفيان كه غدير به معناي دوستي است و به معناي محبت است نه به معناي خلافت و مخصوصا حكومت آن جمله ابو سفيان كه بعد از وفات پيامبر و انتخاب ابوبكر به جانشيني ايشان به امام علي عرض مي كند كه اي پسر ابو طالب دستت را در دست من بگذار تا مدينه را پر از سرباز كنم. اگر امكان دارد متن عربي آن را بفرماييد كه اين جمله ابوسفيان چيست و بر چه چيزي دلالت مي كند. من در كتاب سلمان فارسي علامه اميني اين زخم زباني را كه ابوسفيان به ابوبكر مي زند به ياد دارم.

استاد حسيني قزويني:

در الجامع الكامل في التاريخ جلد 2 ص 325 اين قضيه بصورت مفصّل آمده است و در تاريخ طبري نيز آمده است.

لما اجتمع الناس علي بيعة أبي بكر أقبل أبو سفيان وهو يقول والله اني لاري عجاجة لا يطفئها إلا دم يا آل عبد مناف فيما أبو بكر من أموركم

تاريخ طبري، ج2، ص449

وقتي كه مردم با ابوبكر بيعت مي كردند ابوسفيان آمد و گفت: من در ميان مسلمانها يك انحرافي را مي بينم كه فقط با خون قابل خاموش شدن است. اصلا ابوبكر چه ارزشي دارد بيايد خليفه بشود؟!

بيننده:

درود بر شما! من همين را مي خواهم.

استاد حسيني قزويني:

بعد مي گويد:

قال يا أبا الحسن ابسط يدك حتي أبايعك.

دستت را دراز كن تا من با تو بيعت كنم.

و علي بن ابيطالب گفت من نيازي به بيعت تو ندارم.

فزجره علي و قال: إنك و الله ما أردت هذا إلا الفتنه.

علي با او برخورد تندي كرد. اميرالمومنين به ابو سفيان فرمود: به خدا سوگند با اين كار مي خواهي فتنه ايجاد كني.

يعني مي خواهي به ظاهر با من بيعت كني و آن دشمني كه با اسلام داشتي را بوسيله جنگ بين طرفداران من و طرفداران ابوبكر اظهار كني و از اين مسئله سوء استفاده كني تا اسلام از بين برود. سپس فرمود:

و إنك و الله طال ما بغيت الإسلام شرا لا حاجه لنا في نصيحتك.

تو همواره براي اسلام جز شر چيز ديگري نداشتي. ما نيازي به خير خواهي (دروغين) تو نداريم!

اميرالمومنين چقدر زيبا مي فرمايد: اي ابو سفيان! تو از ابتدا فقط براي اسلام شر مي خواستي و تا به حال خيرخواه اسلام نبودي.

اين قضيه را علماي متعددي از اهل سنت در كتابهايشان آورده اند از جمله: حاكم نيشابوري در مستدرك ج3 ص 78 ؛ عبد الرزاق صنعاني متوفي 211 در المصنّف ج 5 ص 451 ؛ ابن عبد البر كه در حقيقت از استوانه هاي علمي اهل سنت است در كتاب الاستيعاب في معرفه الأصحاب ج 4 ص1679.

مجري:

حاج آقا! اين جواب خوبي هم براي آقاي حيدر از سنندج است كه اگر واقعا بحث خلافت مطرح نبوده چرا ابوسفيان با آن همه افكار بدي كه داشت بايد بيايد به سمت حضرت امير و در مقابل خليفه اول صف آرايي كند و بگويد من مي خواهم لشكر جمع كنم؟ چرا مي گذاريد اين كار را بكند پس اين نشان مي دهد كه اين قضايا اتفاق افتاده ولي به هر صورت حضرت علي حامي نداشته و اصحاب نيامدند و اين كار پيغمبر را زمين گذاشتند.

بيننده:

حاج آقا شبكه كلمه صحبت مي كرد كه چرا تا به حال امام علي هيچ نوع احتجاجي به حديث نداشته اند. واقعا آيا احتجاج و دلالتي بالاتر از اين است كه ابوسفيان نه سراغ عبدالرحمن بن عوف و نه سراغ ديگران مي رود بلكه فقط به سراغ حضرت علي عليه السلام مي رود و بيعت با ايشان را اظهار مي كند. جداي از اينكه شيعه هستيم يا سني هستيم به عنوان يك مسئله تاريخي بايد مطرح بشود. آن زخم زبانها و سرزنشهاي شديدي كه ابوسفيان به ابوبكر و حتي به عمر دارد، دلايلي است كه دوستان شبكه كلمه اگر برنامه را مي بينند به اين دلائل پاسخ بدهند آيا واقعا اين دلالت بر ولايي بودن غدير نيست چه برسد به اينكه غدير را رد بكنيم. پيامبر دلالت داشته كه غدير يك امر الهي است . سوال آخر هم اينكه نظر شخص جنابعالي درباره ابن تيميه و علت كينه و نفرتش از اهل بيت چيست؟ اگر در يك جمله بگوييد خوشحال مي شوم.

استاد حسيني قزويني:

اين ديگر مشخص است خود نبي مكرم صلي الله عليه و آله وسلم در روايات متعددي كه حضرات اهل سنت آورده اند فرموده اند: كساني كه نطفه ناپاكي دارند نسبت به اميرالمومنين اهانت مي كنند خود آقاي ابن حجر عسقلاني كه از استوانه هاي علمي اهل سنت است كتابي دارد به نام ردع الاصر عن قضاء مصر در جلد اول اين كتاب ص 273 مي گويد:

من يبغض عليّا لغير رشده.

آن كساني كه بغض علي دارند نطفه ناپاكي دارند.

اينها زنا زاده هستند ما نمي گوييم اين عبارت خود ابن حجر عسقلاني است. بزرگان اهل سنت به صراحت مسئله را بيان كرده اند. از جمله جناب آقاي ابن ماكولا كه از علماي بزرگ اهل سنت در كتاب اكمال الإكمال جلد 4 صفحه 200 نقل مي كند:

قالت الانصار كنّا لنعرف الرجل لغير أبيه ببغضه علي بن ابيطالب.

انصار بر اين عقيده بودند و مي گفتند: اگر ما مي خواستيم ببينيم يك نفر از ما زنا زاده است و از نسل پدرش نيست او را بوسيله دشمني علي بن ابيطالب مي شناختيم!

مي گويد اين عبارتي است كه مالك بن انس و ديگران دارند. روايات متعدد آمده است. شايد بيش از چهل روايت در منابع اهل سنت ما پيدا كرده ايم. اهل سنت دقت كنند من هميشه گفته ام يك نفر اهل سنت در كره زمين پيدا نمي شود كه دشمن علي باشد همه محبّ علي هستند. همه افتخار به حب اهل بيت مي كنند و چون محبت اهل بيت يك دستور قرآني است.

قل لا اسئلكم عليه اجرا الّا المودّة في القربي.

سوره شوري، آيه23

ولي حساب اين ناصبيها، حساب اين وهابيها و فرزندان ابن تيميه از اهل سنت كاملا جداست يعني بنده تاكنون حتي در كتابها هم نديده ام يك نفر از اهل سنت كه كتاب نوشته باشند بيايند بگويند ما اهل بيت را دوست نداريم. ولي اين آقايان نسل بني اميه و شجره ملعونه و به قول خودشان فرزندان ابن تيميه اينها اينگونه اند.

مجري:

خيلي ممنون از برادر عزيزم آقاي نظري. وقتمان تمام شد. التماس دعا و خدانگهدار.





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها