2017 October 21 - شنبه 29 مهر 1396
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت
کد مطلب: ٥٢٧٧ تاریخ انتشار: ٢٧ بهمن ١٣٩٠ تعداد بازدید: 1881
سخنراني ها » شبکه ولايت
تكفير شيعه از طرف وهابيون و بعضي از علماي اهل سنت

حبل المتین 90/11/27

 

 

 بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ 90/11/27

مجري:

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام عرض مي كنم خدمت بيندگان عزيز. انشاءالله تا پايان برنامه همراه ما باشيد. ما در خدمت استاد عزيز حضرت آيةالله دكتر حسيني قزويني هستيم سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزيز.

استاد حسيني قزويني:

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام عليكم و رحمة الله و بركاته بنده هم خدمت همه بينندگان عزيز و گرامي سلام عرض مي كنم

و من دو سه روزي كه توفيق نداشتم در خدمت بينندگان باشم در مشهد مقدس مشرف بودم. به نيابت از تمام بينندگان عزيز در حرم ملكوتي حضرت رضا سلام الله عليه دعا كردم حتي براي وهابيون هم دعا كردم.

براي سردمدارانشان هم دعا كردم انشاءالله باشد كه اين دعاها به اجابت برسد و خداي عالم ما را به آن راهي كه رضاي خودش و وليّش در آن است راهنمايي فرمايد.

و من به عنوان يك برادر كوچك اين نكته را خدمت بينندگان عزيز ، عزيزان اهل سنت و يا حتي وهابيها عرض مي كنم كه دنيا مي گذرد چه خوب چه بد، چه با ادب چه بي ادب. ولي همينقدر ما بايد بدانيم روزي كه جناب ملك الموت به سراغ ما آمد و حقايق روشن شد و ما از خواب بيدار شديم. ديگر آنجا جاي برگشت نيست. در اين دنيا كه خداي عالم به ما توفيق داده است بايد هرچند يك ساعت يا يك روز از همين يك ساعت و يك روزمان استفاده كنيم و فقط يك آيه قرآن ملاك ما باشد:

فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه.

سوره زمر، آيه 17و 18

سخنان مختلف را بشنويم و بهترين، زيباترين و منطقي ترين سخن را گزينش كنيم . مبادا بعد از اينكه ملك الموت سراغ ما آمد و برگ ترخيص از اين دنيا امضا شد و مأموريت ما به دنياي ديگر محول شد به خود بياييم. زيرا آن هنگام ديگر جاي توبه و استغفار نيست.

نكته ديگر اينكه -بارها ما عرض كرديم- رسول اكرم در روز غدير يك دعا كرده و يك نفرين. و ما در طول اين پانزده قرن هم اثرات دعاي پيغمبر را ديده ايم كه فرموده اند:

اللهم انصر من نصره.

مسند احمد، ج1، ص119

خدا كساني كه در راستايي نصرت و ياري علي كار كرده اند را ياري كرده و امروز نامشان به بزرگي و بلندي برده مي شود. فرمودند:

و اخذل من خذله.

خدايا هركس عليه علي قدم بردارد او را با خذلان و ذلت قرين بگردان.

شما ببينيد دودمان نحس بني اميه شجره ملعونه در قرآن امروز به چه نحوي از آنها نام برده مي شود. آنها هم كه رهرو اينها هستند امروز با چه وضعي از آنها تعبير مي شود .

تلاش كنيم كه روز اول مرگ ما، روز پشيماني ما و ندامت ما نباشد. آنهايي كه اين حرف را قبول ندارند انشاءالله خواهند ديد و يقين داريم كه لحظات اول مرگشان لحظات تأسف، افسوس، حسرت، پشيماني و ندامت خواهد بود.

ما باز هم تأكيد مي كنيم كه اهانت به مقدسات اهل سنت را گناهي نابخشودني مي دانيم. بعضي از عزيزان بخشهايي از برنامه هفته گذشته ما را ديده بودند و تصور كرده بودند كه ما يك موضع گيري تندي نسبت به علماي اهل سنت داريم.

نه برادران عزيزم! اصرار مي كنيم علماي اهل سنت در اين شبكه حضور پيدا كنند و مطالب خودشان را بيان كنند ما مي دانيم حضور اهل سنت در شبكه ولايت قبل از اينكه به نفع اهل سنت باشد به نفع شيعه است.

چون اينها به هر عزيزي كه مي رسند آن اعتقادات و مباني فكر خودشان را بيان مي كنند و چون مردم مي دانند كه وهابيت يك تافته جدا بافته از اهل سنت هستند به دروغ خود را اهل سنت و يا نماينده اهل سنت معرفي مي كنند.

چون اهل سنت از اعتقادات وهابيت بيزار هستند از عملكرد وهابيت متنفر هستند من هفته گذشته حتي به بعضي از ترورهايي كه توسط علماي اهل سنت انجام گرفته بود اشاره كردم ما حساب فريب خورده هاي وهابيت را از علماي اهل سنت كاملا جدا مي دانيم. فرقي نمي كند يك عالم شيعي به فكر براندازي و توطئه و قانون شكني بيفتد يا يك عالم اهل سنت بحث ما در اينجا نه بحث سياسي بود و نه بحث شخصي. بحث ما اين بود كه اگر يك فردي به فكر توطئه و براندازي در جمهوري اسلامي و يا حتي در حكومتهاي كفر مي افتد، همه اين كشورها براي خودشان خط قرمزي دارند. اگر كسي در اروپا به فكر براندازي بيفتد به او التماس نمي كنند و هدايايي به او نمي دهند بلكه مطابق قانون با او برخورد مي كنند. در امريكا اگر كسي به فكر براندازي بيفتد با او برخوردي مي كنند كه در قانون معين شده است.

آقايان انتظار دارند اگر عالمي چه شيعه و چه سني به فكر توطئه و ترور افتاد، كسي نگويد بالاي چشمت ابرو است ولي اين انتظار بيهوده و فكرشان فكر ياوه است.

ما ضمن احترام به علماي اهل سنت و عزيزان اهل سنت عملكرد تعداد اندكي كه از وهابيت فريب خورده اند را محكوم مي كنيم ولي بقيه علماي اهل سنت بيدار و روشن هستند براي همين علماي اهل سنت حتي دارالعلوم زاهدان ترورهاي آنها را محكوم كردند. اينطور نيست كه عملكرد آنها فقط از نگاه شيعه و نظام محكوم باشد.

اگر اهل سنت از بعضي عبارات ما مطالب ديگري را فهميده بودند اولا پوزش مي طلبيم و ثانيا ما قصد جسارت نداريم بلكه با تمام تلاش از حضور اهل سنت در شبكه جهاني ولايت استقبال مي كنيم الآن شما ببينيد بين اين همه شبكه هاي شيعي و شبكه هاي وهابي هيچ كدام اين فضاي بازي كه شبكه ولايت ايجاد كرده است را باز نكرده اند. شبكه المستقله را ببينيد شبكه هاي وصال عربي وصال فارسي - كه اصلا شبكه نيست بلكه فحش خانه است - شبكه نور و شبكه كلمه را ببينيد كه چنين فضاي بازي را دارند يا نه؟

در كجاي دنيا شما سراغ داشتيد در كدام مسجد چنين تريبوني است براي شيعه و سني در كدام حسينيه در كدام دانشگاه اين منبر آزاد وجود دارد كه شيعه بيايد حرفش را بزند سني هم بيايد حرفش را بزند. مخصوصا در برنامه قضاوت با شما دو تا شيعه و سني مي آيند آزادانه حرفشان را مي زنند. يعني ما آمده ايم تمام خانه هاي شيعه و سني را در حقيقت يكي كرده ايم تا اينها آزادانه حرف بزنند، انتقاد بكنند. ما هم نه سانسور مي كنيم و نه حرفشان را قطع مي كنيم.

البته اگر شيعه يا سني پرخاشگري كنند ما پرخاشگري شيعه را قطع مي كنيم ولي پرخاشگري سني را براي اينكه متهم به سانسور نشويم پخش مي كنيم . بعضي حتي به خود ما يا به شبكه يا به شيعه اهانت مي كنند مي گوييم اين منطق اينهاست. البته ما حساب آنهايي كه اهانت مي كنند را هم از حساب اهل سنت جدا مي نماييم. آن برادر سني كه مثلا از زابل زنگ مي زند و آن شب به جناب مولوي مرادزهي هم جسارت كرد اصلا حسابش از اهل سنت جداست.

وقتي كه مي گويند احترام امام زاده را بايد متولي داشته باشد آن روز خود جناب آقاي مرادزهي واقعا متأثر شد ولي ما گفتيم بگذاريد اگر شيعه چنين جسارتي مي كرد حتما قطع مي كرديم.

البته به نام سني است ما اينها را سني نمي دانيم سني يعني كسي كه تابع سنت پيغمبر است. در سنت پيغمبر هم چنين جسارتي آن هم به يك ميهماني كه اين همه راه را طي كرده تا اينجا رسيده است اصلا دور از شأن يك انسان است تا چه رسد به يك مسلمان.

مجري:

حاج آقا! ما همه مسلمان هستيم و در كنار هم هستيم فقط يك سري اختلافها هست كه اين اختلافها علمي است و به هر صورت ما شرط بلاغ را عرض مي كنيم همانطوري كه حضرتعالي مطالب را مي فرماييد . ما با كسي دعوا نداريم و نمي خواهيم كه اهل سنت را شيعه كنيم بلكه آنچه كه وظيفه ماست را تبليغ مي كنيم.

إنا هديناه السبيل إما شاكرا و اما كفورا.

سوره انسان، آيه 3

بحث قبل ما در مورد مسئله وحدت بود كه بخشي از مباحث باقي ماند. من از شما مي خواهم كه يك بيوگرافي از گذشته علماي اهل سنتي كه تحت تأثير وهابيت قرار گرفتند و حكم تكفير شيعه را صادر كردند بفرماييد كه ما لااقل اين موانع را بفهميم و اينها را كنار بگذاريم و انشاءالله بياييم آن مشتركاتمان را مطرح كنيم.

استاد حسيني قزويني:

ما در گذشته اشاره كرديم كه اگر بخواهيم امت اسلامي را در صف واحد و دركنار سفره واحد جمع كنيم ، عواملي لازم است و البته موانعي هم وجود دارد كه بايد برطرف بشود. خداي ما يكي است قرآن ما و قبله ما يكي است.

و يك سري موانعي هم هست و بايد اين موانع برداشته بشود تا اين موانع برداشته نشود زمينه براي عوامل وحدت به هيچ وجهي امكان پذير نخواهد بود. يك كشاورز كه مي خواهد در زمين بذري بپاشد تا موانع زمين را برطرف نكند قطعا اين بذر يك بذر بازده براي او نخواهد بود.

شبكه هاي وهابي بجاي اينكه براي وحدت امت اسلامي تلاش كنند، تفرقه افكني مي كنند. اگر در كتاب مجلسي يا كتاب سيد نعمت الله جزائري يك اهانتي به اهل سنت شده است، اينها ملاك نيست. ملاك فقهاي هر عصر هستند چه شيعه و چه سني. در رابطه با خود سيد نعمت الله جزائري من اين را بارها گفته ام دوستان مراجعه كنند به جلد دوم انوار النعماييه ص 108 از قول حضرت آيةالله انگجي مي گويد بعضي از بزرگان شيعه خواندن بعضي از كتابهاي سيد نعمت الله جزائري را تحريم كرده اند. جالب است كه من در يكي از سفرهايي كه در مكه مكرمه بودم يك شب خدمت آقاي هاتف كه يكي از علماي طراز اول مكه مكرمه است تعدادي از اين وهابيهاي تندرو يك بحث خيلي تندي با ما داشتند. بعد يكي از اينها رفت و بعد از نيم ساعت با سي چهل تا برگ فتوكپي برگشت و گفت بفرماييد اينها را جواب بدهيد. و من هم برداشتم و اولين برگه از يكي از كتابهاي نعمت الله جزائري بود. به جناب شيخ هاتف گفتم شيخنا! در همين كتاب، جلد دوم ص 108 مي گويد بعضي از فقهاي ما خواندن كتابهاي سيد نعمت الله جزائري را حرام كرده اند.

ايشان خيلي عصباني شد اين كاغذها را گرفت و پرت كرد به طرف آن وهابي تندرو و گفت اين چه منطقي است كه شما داريد؟! اين آقا با آدرس دقيق جلد و صفحه مي گويد اين كتاب از ديدگاه ما معتبر نيست بلكه اشكال شرعي دارد. شما رفته ايد يك كتابي كه از ديدگاه آقايان غير معتبر است را آورده ايد تا عليه آنها استفاده كنيد؟! يك مقداري منطق داشته باشيد. قوانين ادب و گفتگو را رعايت كنيد! با اينكه جناب آقاي شيخ هاتف ما را دعوت كرده بودند براي سحري ماه رمضان، به آن وهابيهاي تندرو برخورد و آنها بدون خوردن سحري رفتند.

اينها كتابي را روي آنتن مي آورند كه ايها الناس! اين كتاب شيعه و اين مدرك از علماي شيعه است. حداقل كمي انصاف داشته باشيد ما هر روايتي از كتابهاي شما مي آوريم دقيق بررسي سندي مي كنيم يا راويهايش را بررسي مي كنيم يا گواهي علماي شما را بر صحت روايت بررسي مي كنيم .

شما واقعا اگر راست مي گوييد اين رواياتي كه مي آوريد از سيد نعمت الله جزائري يا از علامه مجلسي يا غيره يك مقدار اينها را بررسي كنيد. وقتي كه يك شيعه به شبكه شما زنگ مي زند مي گوييد اين روايت صحيح است يا صحيح نيست؟!

اصلا اين ديگر كمال بي منطقي است. چون آن بيننده علم غيب ندارد كه شما مي خواهي كدام روايت را مطرح كني. شما داريد از اين روايت عليه شيعه استفاده مي كنيد آن وقت اين بيننده شيعه بيايد يك بررسي سندي هم بكند؟! به جاي اينكه جواب صحيح بدهند شروع مي كنند به اهانت و جسارت كردن!!

من امشب از آقايان اهل سنت عذر مي خواهم هرچند بخاطر بافت جمعيتي داخل كشور ايران بعضي از مباحث را من فاكتور مي گيرم ولي بعضي از مسائل كه قابل بيان كردن است عرض مي كنم.

مردم قضاوت كنيد آقايان اهل سنت قضاوت كنيد اگر بنا است كه نبش قبري صورت بگيرد ما قبرهاي بيشتري سراغ داريم و براي نبش قبر از شما زرنگتر هستيم ولي اينها را مطرح نمي كنيم . بنده در طول اين بيست و هفت يا بيست و هشت سال در هيچ جلسه اي مطالبي را كه امشب مي خواهم مطرح كنم مطرح نكرده ام . حتي در آن مدتي كه در شبكه سلام بودم .

ولي بخاطر بي حيايي كه بعضي از شبكه ها دارند و كليپهايي را پخش مي كنند و حرفهاي درست و نادرست از بنده و ديگر دوستان نقل مي كنند، ناگزير از بيان برخي مطالب هستم.

آقاي شعبي از علماي بزرگ و فقهاي نامي شماست. عامر بن شرحبيل متوفي 105 هجري است. ايشان به شاگردش جناب مالك مي گويد:

أحذرك الأهواء المضلة شرها الرافضة فإنها يهود هذه الأمة يبغضون الإسلام

از تو مي خواهم كه از هواهاي گمراه كننده اجتناب كني. بدترين فرقه باطله، رافضه و شيعه ها هستند. شيعه ها يهود امت هستند. با اسلام دشمني دارند.

جناب ابن عبد ربه در عقد الفريد ج 2 ص 234 اين قضيه را نقل مي كند. شعبي از شخصيتهاي برجسته و از تابعين است و مي گويد من 500 نفر از صحابه را درك كردم و از آنها استفاده كردم و قاضي القضات عمر بن عبد العزيز و مفتي رسمي كوفه بوده است.

ابن كثير دمشقي از خود امام مالك (متوفي 179 هجري) نقل مي كند در آيه آخر سوره فتح

محمد رسول الله و الذين معه اشداء علي الكفار.

مي گويد:

إنتزع الإمام المالك في رواية عنه بتكفير الروافض.

تفسير ابن كثير، ج4، ص219

از اين آيه امام مالك استفاده كرده كه شيعه ها همه كافر هستند.

معناي رافضي هم اينست كه كسي علي را مقدم بداند بر ابو بكر ، عمر و عثمان و معتقد باشد كه علي خليفه اول است و خلافت ابوبكر و عمر و عثمان را قبول نكند.

من گمان نمي كنم شيعه اي در دنيا باشد كه اين عقيده را نداشته باشد بعضيها كه معناي ديگري براي رافضي نقل مي كنند و به رافضي فحش مي دهند، آن بحث ديگري است ، بحث غلات و غيره هستند. ولي رافضي كسي است كه خلافت ابو بكر و عمر و عثمان را رفض كند و قائل به خلافت علي بن ابي طالب باشد.

امام مالك مي گويد شيعه ها كافر هستند و بغض صحابه در دل شيعه ها هست. امام مالك آدم كوچكي هم كه نيست. شما مي آييد از علامه مجلسي و سيد نعمت الله جزائري و غيره نقل مي كنيد كه اينها هيچ كدامشان از مراجع و فقها نبودند. محدث يا مؤلف بوده اند.

البته ما احترام زيادي براي علامه مجلسي قائل هستيم هر كجا كه آمده نظر داده است براي نظرات علمي ايشان احترام قائل هستيم ولي نه به اين معنا كه نظر او صددرصد مورد تأييد ماست. چه بسا نظري داده كه ما آن را از نظر علمي رد مي كنيم . ادله اي هم بر بطلان نظريه اين بزرگوار داريم اهانت هم به او نمي كنيم . اجازه هم نمي دهيم كه كسي به اين بزرگانمان اهانت كند. ولي امام مالك كه ديگر جايگاه خيلي بالاتر از اين قضايا دارد. ايشان صراحتا فتوا مي دهد به كفر شيعه.

پس از نظر امام مالك دليل كافر بودن شيعه ها چه بود؟

ألذين يبغضون الصحابه.

چون شيعه بغض صحابه را دارد كافر است.

اين ملاك آقاي امام مالك است.

حالا نظر ابن تيميه را در همين مورد ببينيم . شما وهابيت، ابن تيميه را از پيغمبر هم بالاتر مي دانيد همانطور كه يكي از شما در سايت گفته بود چون ابن تيميه توسل را حرام كرده است اگر پيغمبر هم زنده بشود و بگويد توسل جايز است ما قبول نمي كنيم!!

ابن تيميه در كتاب منهاج السنه ج 7 ص 137 و 138 با تحقيق محمد رشاد سالم مي گويد: شيعه ها بخاطر اينكه صحابه را دوست ندارند و ابو بكر و عمر را قبول ندارند و اهانت مي كنند ما همه آنها را كافر مي دانيم!

و المعلوم أن الله قد جعل للصحابه مودة في قلب كل مسلم لا سيما الخلفا رضي الله عنهم لا سيما أبوبكر و عمر فإن عامة الصحابه و التابعين كانوا يودونهم و لم يكن كذلك علي. فإن كثيرا من الصحابه و التابعين كانوا يبغضونه و يسبونه و يقاتلونه

تمام صحابه ابوبكر و عمر را دوست مي داشتند ولي علي اينطوري نبود صحابه علي را دوست نداشتند. بسياري از صحابه و بسياري از تابعين بغض علي در دلشان بوده است و به علي ناسزا مي گفتند و با او مي جنگيدند.

سه تا مطلب آورده است: هم نسبت به علي بن ابيطالب بغض داشتند و هم سب مي كردند و هم با او مي جنگيدند.

آقايان مراجعه كنند ببينند در منهاج السنه ج7 ص137 و 138 واقعا چنين چيزي وجود دارد و يا وجود ندارد. اگر واقعا وجود ندارد ما حرفمان را پس مي گيريم ولي اگر چنين مسائلي هست و صحابه و تابعين اميرالمونين علي عليه السلام را دشمن مي دانستند و بغض آقا اميرالمومنين در دل اينها بوده است، اگر كسي بغض علي را در دل داشته باشند حكمش چيست؟

شما مي گوييد چون كه شيعه بغض ابوبكر و عمر در دلشان است. بغض صحابه در دلشان است كافر هستند. ابن تيميه مي گويد بسياري از صحابه و تابعين بغض علي را داشتند. آيا علي عليه السلام جزء صحابه هست يا جزء صحابه نيست؟! پس بنابراين طبق اين فتوا

كثير من الصحابه و التابعين كانوا يبغضونه

طبق فتواي آقاي مالك همه بايد كافر باشند.

و يسبونه و يقاتلونه.

علي را ناسزا مي گفتند. با او مي جنگيدند.

بعد مي گويد :

ابوبكر و عمر رضي الله عنهما قد ابغضهما و سبهما الرافضه و النصيريه و الغاليه.

ولي در مورد ابوبكر و عمر صحابه با آنها دشمن نبودند بلكه شيعه ها با آنها دشمن بودند و آنها را سب مي كردند.

اولا اگر واقعا چنين است كه بسياري از صحابه و تابعين با حضرت علي دشمن بودند، در صحيح مسلم ج1 ص 120 ح 144 خودتان نقل كرده ايد كه پيغمبر درباره حضرت علي فرموده است:

لا يحبني إلا مؤمن و لا يبغضني إلا منافق.

علي جان تو را جز منافق كسي دشمن نمي دارد.

يعني هر كس بغض علي در دلش است. منافق است. آقاي ابن تيميه هم كه افاضه فرمودند كثيري از صحابه بغض علي را در دل داشتند.

مجري:

پس مهر نفاق را به صحابه چسبانده اند.

استاد حسيني قزويني:

آيا اين توهين به صحابه نيست؟! ابن تيميه يا راست مي گويد يا دروغ مي گويد اگر راست مي گويد پس بسياري از صحابه و تابعين را كافر دانسته است و اگر دروغ مي گويد پس بياييد از ابن تيميه اعلام برائت كنيد.

چرا به او شيخ الاسلام مي گوييد؟!

كار به اينجا كه مي رسد مي گوييد اشتباه كرده است! يك فردي كه اينطور بي گدار به آب مي زند و اينگونه نسبت به صحابه جسارت مي كند به فرض اگر برخي از شيعيان هم نسبت به ابابكر و عمر دل خوشي نداشتند، آيا بخاطر همين بايد تمام شيعيان را تكفير كنيد؟ اگر بنا است تكفير بشود بايد اول حضرت زهرا سلام الله عليها را تكفير كنيد.

فغضبت فاطمة بنت رسول الله صلي الله عليه وسلم فهجرت أبا بكر فلم تزل مهاجرته حتي توفيت

صحيح بخاري، ج4َ، ص42

خلال در كتاب السنه در ج 2 ص 557 و 558 بعد از نقل روايات زيادي در تكفير شيعه مي گويد شيعه ها صحابه را شتم مي كنند

من شتم أخاف عليه الكفر مثل الروافض.

ما آنهايي كه شتم مي كنند را كافر مي دانيم مثل شيعه ها.

جناب بخاري ديگر گل سر سبد علماي اهل سنت است. در كتاب خلق افعال العباد ص 125 مي گويد:

لا ابالي صليت خلف الجهمي و الرافضي أم صليت خلف اليهود و النصاري!

براي من فرقي نمي كند پشت سر يهود و نصارا نماز بخوانم كه نمازم باطل است يا پشت سر شيعه نماز بخوانم كه نمازم باطل است.

يعني نماز خواندن با شيعه مثل نماز خواندن با يهود و نصارا است.

و لا يسلّم عليهم و لا يعادون و لا يناكحون

كسي حق ندارد كه به شيعه ها سلام بدهد. اگر يك شيعه مريض بشود كسي حق ندارد به عيادتش برود. كسي حق ندارد با شيعه ازدواج كند از شيعه زن بگيرد و به شيعه زن بدهد.

من از اينطور قضايا 200 مورد ثبت كرده ام كه بزرگان اهل سنت به صراحت شيعه را تكفير كرده اند. جالب اين است كه اين تكفيرها در مواردي است كه مورد ابتلاي طرفين است. اگر بنا باشد نسبت به ابوبكر و عمر حساس شوند، ما نسبت به اميرالمومنين حساس مي شويم. الا اينكه بگويند ما علي را اصلا از صحابه نمي دانيم مسلمان هم نمي دانيم!

ناسزا گفتن به علي بن ابي طالب عبادت است! انكار خلافت اميرالمومنين هيچ مشكلي ايجاد نمي كند و ثواب هم دارد! ولي اهانت به ابوبكر و عمر تكفير آور است و انكار خلافت ابوبكر و عمر هم كفر است!

مجري:

اين مطلب جالب بود كه از ابن تيميه نقل فرموديد كه

كثير من الصحابه يبغضونه.

بسياري از صحابه بغض علي را در دل داشتند.

از آن طرف هم داريم مي بينيم صحيح مسلم مي گويد:

لا يحبك الا مسلم و لا يبغضك إلا منافق.

در اين تعبير از پيغمبر درباره اميرالمومنين اين تناقض را چطوري بايد حل كنيم؟ آيا صحابه بيشترشان علي عليه السلام را دشمن مي داشتند و بغض علي را در دل داشتند اگر اينطوري باشد طبق روايت پيغمبر از آن طرف مشكل جدي پيش مي آيد كه دوستان بايد توجه كنند از اين مسئله و اين به هر صورت لكه است. بايد لكه هايي را پاك كنند كه براي بينندگان عزيز ما روشن بشود. خيلي مباحث هم خيلي زيبا و قشنگ بود.

استاد حسيني قزويني:

من خيلي از قضايا را نخواندم (ابن حزم ظاهري)، همه قبول دارند كه ابن تيميه هزاران مطلب از او نقل كرده در كتاب الفصل در ج2 ص 220 به صراحت مي گويد:

فإن الروافض ليسوا من المسلمين.

اصلا ما شيعه ها را مسلمان نمي دانيم .

ابو حامد غزالي مي گويد كه شيعه ها كارشان كفر است. سمعاني مي گويد:

و اجتمعت الامه علي تكفير الإماميه.

امت اسلامي اجماع دارند بر كفر شيعه دوازده امامي.

الانصار، ج6 ص 341

اگر اين آقايان عباراتي از علامه مجلسي يا صاحب حدايق و يا سيد نعمت الله جزائري نقل مي كنند، ما از استوانه هاي علمي و از ائمه اينها مطالبي داريم. ما خيلي از قضايا را فاكتور گرفته ايم. من ديدم كه چه بسا شنيدنش هم براي بعضي از اهل سنت قابل تحمل نباشد. ولي اگر اينها يك مقدار بي حيايي را از حد بگذرانند آن وقتي است كه ما ديگر بخاطر دفاع از خودمان ناگزير هستيم كه پرده را بالا بزنيم و فردا همين اهل سنت به جان شما مي افتند. به جان شما كارشناسها به جان شما ماموستاها به جان شما مولويها مي افتند كه آقا اين قضايا چيست؟

ما كه هيچ كاري نداشتيم شروع كردند به حضرت زهرا جسارت كردن به حضرت خديجه جسارت كردن، به ابو طالب جسارت كردن. به حضرت ولي عصر جسارت كردن.

ما هم يكي دو تا روايت از صحيح مسلم درباره عايشه آورده ايم اصلا بساط كشور به هم ريخت. الآن خود مولويها و ماموستاها در استيصال گير كرده اند كه چرا چنين قضايايي را نقل كرده ايد آيا واقعا اين در كتابهاي ما هست؟! آن روز يكي از دوستان نقل مي كرد در مشهد بوديم يكي از اين آقايان مي گفت در يك مسجد اهل سنت بوديم اصلا به جان علماي آنها يك زلزله 12 ريشتري افتاده است كه در كتابهاي ما، در صحيح مسلم ما چنين جسارتي به عايشه شده و ما خبر نداشتيم؟! اگر شما خبر داريد چرا به ما نمي گفتيد اينها را؟!

الآن خود علماي اهل سنت زير سوال رفته اند. اگر علماي اهل سنت بيايند جواب ياوه سراييهاي اين شبكه ها را بدهند ما كاري نداريم. هر چند به ما و مقدسات ما فحش بدهند ما هم فقط مي آييم روي وهابيت زوم مي كنيم . ولي مادامي كه اهل سنت و علماي اهل سنت در برابر اين جسارتها ساكت نشسته اند پس اينها راضي هستند. اگر راضي نيستند چرا اعلان برائت نمي كنند؟

و لذا ما داريم مي گوييم اگر مقدسات ما هدف قرار بگيرد ما هم مقدسات اينها را هدف قرار مي دهيم جسارت نمي كنيم . اهانت هم نمي كنيم كتابهايتان را مي آوريم همين عبارتهاي صحيح مسلم را مي آوريم روي آنتن بعد آن وقت ببينيد چه مي شود! خدا مي داند مطالبي در اين كتابها هست كه ما صلاح نمي دانيم ولي اگر واقعا اينها وقاحت را يك مقدار از حد بگذرانند ما ديگر حوصله مان سر مي رود.

همانطور كه در حضور جناب مولوي مرادزهي كه اينجا بود گفتيم هر وقت اينها اين حمله ها و اهانتها را متوقف كردند، ما هم متوقف مي كنيم .

مجري:

ما آرزو مي كنيم به اين زمان نرسد و به اين مباحث نكشد. در هر صورت ما دوست داريم كه اين مباحث دوستانه مطرح بشود. و علماي اهل سنت نسبت به اين قضايا موضع بگيرند. ما نمي خواهيم اين مباحث را كه تفرقه انگيز هم است مطرح كنيم. ولي به قول حاج آقا اگر مباحث به جايي برسد كه كارد به استخوان برسد و بخواهند اين بي ادبيها و جسارتها را از حد بگذرانند متأسفانه مباحث ما هم به اينجا كشيده مي شود و گويا فقط دشمن از اين قضيه بايد استفاده كند.

اميدواريم كه دوستان كمي توجه كنند و اجازه بدهند كه مباحث در روال خودش طي بشود و به آنجاها كشيده نشود.

استاد حسيني قزويني:

در ايام ولادت نبي مكرم بعضي از دوستان از ما مي خواستند كه بعضي از اين روايات - عذر مي خواهم- زشت در كتابهايشان را بياوريم روي آنتن. ولي چون هفته وحدت بود من جلوگيري كردم. مطالبي است كه خدا مي داند بعضا در خانه در يك جمع خانوادگي انسان خجالت مي كشد بعضي از روايات را مطرح كند. اگر بنا شود عبارتهاي بحار و سيد نعمت الله جزائري هر روز بيايد روي آنتن بدانند به يك جاهايي نوبت مي رسد كه قطعا به صلاح شما نيست.

مجري:

خيلي ممنون هستيم. فرصتمان كم است . لطف كنيد در اين مورد ديدگاههاي بزرگان وهابي را مطرح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني:

در رابطه با سردمداران وهابيت مثل ابن تيميه كه امروز از او به عنوان شيخ الاسلام تبليغ مي كنند، بايد بگويم ايشان كتابي دارد به نام الصارم المسلول در ص 586 اين كتاب نسبت به كفر شيعه شروع مي كند قلم فرسايي كردن و در نهايت مي گويد:

من يشك في كفر مثل هذا فإن كفره متعيّن

اگر كسي شيعه را كافر نداند ما يقين داريم كه او كافر است.

خيلي عجيب است! يعني آن دسته از آقايان اهل سنتي كه شيعه را كافر نمي دانند از ديدگاه آقاي ابن تيميه كافر هستند. در مجموع فتاوي ج 28 ص 482 به صراحت مي گويد با شيعه بايد جنگيد و اينها را بايد از بين برد. اينها مستحق تر از خوارج هستند به قتل و نابودي!

همانطور كه

و احق بالقتال من الخوارج

همانطوري كه خوارج مستحق قتل بودند و كشته شدند. شيعه هم همان ملاك را دارد و بايد كشته شود. يا در زيارت قبور مي گويد كه هر كسي به قبر پيغمبر و صالحي متوسل بشود كافر است و واجب است و بايد كشته بشود.

اهل سنت توسل را قبول دارند. ما بارها گفته ايم كه آقايان بيايند راجع به توسل بحث كنند.

ابن تيميه مي گويد توسل به مرده ها حرام است و موجب قتل مي شود! ولي محمد بن عبدالواهاب مي گويد هركس به ملائكه متوسل شود، قتلش واجب است! و اموالش را هم بايد مصادره كرد !

اين آقايان مي گويند

الأنبياء أحياء في قبورهم.

فتح الباري، ج6، ص352

در صحيح مسلم نسبت به حضرت موسي داريم اگر پيغمبر مي گويد من موقع رفتن معراج

رأيت موسي يصلّي في قبره.

صحيح مسلم، ج7، ص102

موسي را در قبرش ديدم كه دارد نماز مي خواند.

و نماز خواندن از ويژگيهاي يك آدم زنده است. آدم مرده كه نماز نمي خواند. مي گويد هركس كه به ملائكه يا پيامبران متوسل بشود

هو الذي أحل دماءهم و أموالهم.

كشف الشبهات، ص 58

دقت كنيد! يعني توسل به يك ملك يا توسل به انبياء باعث مي شود كه يك انسان

حلال الدم و حلال المال

در كتاب مجموع المؤلفات محمد بن عبدالوهاب -كه در ديداري كه با مفتي اعظم داشتيم اين را هديه به ما داد- در ج6 ص 115 اين عبارت محمد بن عبد الوهاب را آورده است.

بعد جالب است در مجموعه مؤلفات ج 6 ص 124 مي گويد مشركين زمان ما حالا اعم از شيعه و سني آنها كه متوسل مي شوند اينها خطرشان بدتر و شركشان قوي تر است از مشركين زمان پيغمبر اكرم!

اين آقايان اهل سنت در برابر اين قضايا موضع بگيرند اين مسائل يك مسائلي نيست كه ما بخواهيم از كنارش به سادگي رد بشويم. در كتاب تضاد عقائد حنفيت با وهابيت ص 133 جناب آقاي مولوي عبدالرحمن سربازي كه امام جمعه چابهار و رئيس حوزه علميه چابهار و شخصيت ممتازي در كشور است مي گويد: پس برادران شيعه ما ناراحت نشوند از اينكه اگر وهابيها - بلا تشبيه- به آنها مشرك گفتند. آنها به ما هم مشرك گفته اند! يعني ما اهل سنت را هم مشرك مي دانند اين نظر علامه شامي است

يستحلون دماءنا و أموالنا و يسبون نساءنا.

وهابيها خون ما و اموال ما اهل سنت را مباح دانسته اند. حتي اينها زنان ما را هم جايز السبي دانسته اند.

يعني از نظر آنان جائز است كه زنان ما اهل سنت را اسير بگيرند. تا آنجا كه مي گويد:

حكمهم حكم البغاة.

در حقيقت وهابيت همان خوارج هستند.

و بعد ايشان مطالب ديگري از جناب ابن عابدين و غيره دارد كه ايشان از مولانا خليل احمد مي گويد : حكم آقايان وهابيها در نزد ما مثلا همان فرمايش آقاي صاحب در المختار است كه اينها خوارج زمان ما هستند.

مجري:

آقاي سربازي قائل به اين هستند كه وهابيت خوارج زمان ما هستند.

استاد حسيني قزويني:

بله. اينها مي گويند وهابيها خوارج عصر ما هستند. و اين مقاله اي است كه جناب آقاي عبدالرحمن سربازي داده و در اينجا نوشته شده است. حالا من انشاءالله در جلسات بعدي مطالب زيادي از بزرگان اهل سنت از مولوي محمد يوسف حسين پور، مولوي مقيمي، مولوي كاشاني مطالب خيلي زيادي كه به قلم خودشان نوشته شده و در اين كتاب چاپ شده است را نقل خواهم كرد.

ما از همينجا مي خواهيم كه آقاي عبد الرحمن سربازي اگر خودشان مي توانند براي تجديد چاپ اين كتاب اقدام كنند و اگر نه اجازه بدهند ما آمادگي داريم كه اين كتاب را چاپ كنيم.

اين كتاب با ارزشي است و دامن اهل سنت را از هر گونه گرايش و محبت به وهابيت مبرا مي كند . همچنين مؤسسه آموزش اسلامي حاضر هستند كه اين كتاب را چاپ كنند. و به نظر من در اين زمينه كتاب خيلي خوبي است.

تماس بينندگان

مجري:

جناب آقاي صمدي از تهران سلام و عرض ادب دارم.

بيننده:

سلام عليكم جميعا.

بسم الله الرحمن الرحيم.

اللهم صل علي محمد و آل محمد.

ناداني براي ديگران توليد زحمت مي كند از حذيفة اليماني نقل شده است كه در بين راه عمر بن الخطاب را ملاقات نمود. عمر پرسيد حال شما چطور است؟

جواب داد: مي خواهي چگونه باشم؟

هم اكنون در حالي هستم كه حق را دوست نمي دارم ولي فتنه را دوست دارم. به چيزي كه نديده ام گواهي مي دهم خير مخلوق را حفظ مي كنم و بدون وضو نماز مي خوانم من در زمين چيزي دارم كه خدا در آسمان ندارد.

مجري:

آقاي صمدي براي اين آدرسي هم داريد و يا نه همينطوري است.

بيننده:

بله. آدرس هم مي دهم به شما.

عمر از سخنان حذيفه خشمگين شد. و چون عجله داشت از آنجا گذشت ولي تصميم گرفت كه حذيفه را بخاطر اين گفتار كيفر نمايد.

همينطور كه مي رفت به علي عليه السلام رسيد آن جناب آثار خشم را در چهره عمر مشاهده نمود پرسيد كه چه چيزي تو را اينطور به غضب آورده است؟

جواب داد در بين راه حذيفة بن اليماني را ديدم پرسيدم كه چگونه صبح كردي؟

گفت صبح كرده ام در حالي كه حق را دوست نمي دارم.

حضرت فرمود:

كه درست گفته است.

گويا مرگ با اينكه حق است دوست ندارد. عمر گفت:

حذيفه باز مي گفت فتنه را دوست دارم. حضرت فرمود:

راست گفته زيرا اموال و اولاد خود را دوست مي دارد. خداوند مي فرمايد:

إنما أموالكم و أولادكم فتنه.

سوره انفال، آيه 28

اموال و فرزندانتان براي شما فتنه است.

عمر گفت كه حذيفه مي گفت :

گواهي مي دهم به آنچه كه نديده ام.

حضرت فرمود:راست گفته گواهي به وحدانيت خدا و مرگ و انگيزش از قبرها و قيامت و بهشت و جهنم و صراط مي دهد با اينكه آنها را نديده است.

عمر گفت مي گويد :

غير مخلوق را حفظ مي كنم . باز حضرت فرمود:

راست مي گويد زيرا كه قرآن مخلوق نيست ولي آن را حفظ مي نمايد.

عمر گفت حذيفه مي گويد :

نماز را بدون وضو مي خوانم -خليفه خودش اينطور ترجمه مي كرد- . حضرت فرمود:

راست مي گويد زيرا بدون وضو بر پسر عمويم رسول خدا صلوات مي فرستد و صلوات فرستادن بدون وضو جايز است.

گفت:

يا أبا الحسن چيز ديگري هم گفت از همه بالاتر مي گويد كه من در زمين چيزي دارم كه خدا در آسمان ندارد. حضرت فرمود:

راست گفته زيرا او در زمين زن و فرزند دارد ولي خداوند منزه است از داشتن زن و فرزند.

مناقب گنجي شافعي.

من مي خواهم بگويم اينهايي كه اين حرفها را مي زنند حالا اينهايي كه نتيجه گرفته اند مثل خود من از آقا اميرالمومنين به گوش آنها برسانيد.

من خودم سال گذشته رفتم نجف شب جمعه بود در حرم آقا اميرالمومنين سه تا حاجت طلبيدم. هر سه تا حاجت من برآورده شد. يكي از رفقاي ما دكتر داروساز است دو سال شيمي درماني مي كرد سرطان داشت غده اي بدخيم درآورده بود. من او را خيلي دعا كردم . يك پسر عمو هم داشتم آن هم در اصفهان بود و آن هم سرطان داشت و حدود يك سال و نيم سرطاني بود كه شيمي درماني مي كرد .

من به تهران برگشتم ديدم كه بار آخر كه نزد دكتر رفته است ، دكتر به او گفته كه شما هيچ مشكلي نداري! برو دنبال كارت!

گفته كه پس مدتي است كه من را مسخره كرديد. دكتر گفته كه هر چه كه ما سند و مدارك داشتيم سرطان بدخيم بوده الآن شده خوش خيم!

مجري:

متشكريم. جناب آقاي ابوماهر از برادران اهل سنت سلام و عرض ادب داريم خدمت شما.

بيننده:

و عليكم السلام و رحمه الله و بركاته.

من گله اي دارم كه يك عده اي از برادران زنگ مي زنند به نام اهل سنت يكي به نام آقاي فاروقي از تايباد كه اصلا سني نيست. و آقاي رضايي از بهبهان و چندين نفر را ما شاهد و ناظر هستيم كه اينها اصلا اهل سنت نيستند و تمسخر مي كنند . آنها سوالهايشان تمسخر آميز است. اين يك مسئله و مسئله ديگر اينكه قرار بود كه ديگر نبش قبر نشود.

تلك امة قد خلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم و لا تسئلون عمّا كانوا يعملون.

سوره بقره، آيه 134 و 141

خدا بازخواست نمي كند از ما كه آنها چكار كرده اند و چرا تكفير كردند چرا تكفير نكردند.

ما بايد امروز مسائل خودمان را حل كنيم و بايد ببينيم كه چكار كنيم. الآن اگر قضاياي 1200 يا 1300 سال قبل را نبش قبر كنيم كه چرا اينطور شد و چرا آنطور شد و در سر خود بزنيم كه چرا آنها اينطور كردند

تلك امة قد خلت

اين را خداوند فرمود از ما باز خواست نمي كنند كه آنها چكار كردند. همين سوال من بود دست شما هم درد نكند.

استاد حسيني قزويني:

من تشكر مي كنم از شما جناب آقاي أبو ماهر بزرگوار. وقتي كه افراد زنگ مي زنند مي گويند ما سني هستيم ما كه علم غيب نداريم اين سني است يا چيز ديگر.

الآن حضرتعالي زنگ زديد ما از كجا بدانيم كه خود حضرتعالي از اهل سنت هستيد يا نيستيد ما مأمور به ظواهر هستيم و اگر (در شك هستيد) تلفن اينها همه ثبت شده است ، ما آمادگي داريم كه اگر جناب آقاي مولوي مرادزهي يا يكي از علماي ديگر شما گفتند كه اين واقعا سني نيست، اين دفعه اين آقاي رضايي و آقاي فاروقي وقتي كه آمدند ما مي گوييم شما سني نيستيد و علماي شما، شما را قبول ندارند. و يا در تايباد اگر حوزه علميه تايباد بخواهد ما شماره تلفن آقاي فاروقي را مي دهيم.

ما كه واقعا از قضيه خبر نداريم اما اينكه مي فرماييد

تلك امة قد خلت

برادر بزرگوارم ما قبلا هم اينها را مطرح كرديم ولي من همان آيه 119 سوره توبه را كه قرآن مي گويد:

يا أيها الذين آمنوا إتقوا الله و كونوا مع الصادقين.

مومنين تقوا پيشه كنيد و با صادقين باشيد.

ما مي خواهيم كه ببينيم الآن وظيفه ما اين است كه راهي كه اميرالمومنين ، امام حسن، امام حسين و صديقه طاهره رفته اند درست است و يا آن راهي كه جناب آقاي ابوبكر و عمر و عثمان و خالد و ديگران رفته اند.

از آن طرف درباهر حضرت زهرا مي گويد:

غضبت علي ابي بكر و لم تكلمه حتي توفيت.

غضب كرد بر ابوبكر تا آخرين لحظه هم با او حرف نزد.

اين سوال است ما از شماست. يك طرف شما مي فرماييد فاطمه زهرا.

سيدة نساء اهل الجنه

از اين طرف مي فرماييد كه نسبت به ابوبكر غضب كرده است. از آن طرف امروز حكم كفر شيعه را ثابت مي كنيد بخاطر اينكه با ابوبكر ميانه اي ندارد و ابوبكر را قبول ندارد. اين حرفها را به جاي اينكه به ما بزنيد شما برويد در اين شبكه ها و يا در اين كتابها به علماي بزرگتان اعتراض كنيد. من امشب از مالك، از شعبي نقل كردم كه مي گويند شيعه كافر است.

من أنكر امامة ابي بكر فهو كافر.

هر كسي امامت ابي بكر را انكار كند كافر است.

آيا واقعا اينكه مي گويند

من أنكر إمامة ابي بكر

اين امامت أبي بكر از كجا آمده است؟

بيننده:

جناب آقاي قزويني! امامت أبوبكر كه منصوب من عندالله نيست. ما اعتقاد داريم كه ايشان را اهل شورا اختيار كردند. اين واجب نيست. مردم خودشان يك شورايي تشكيل دادند و مردم رأي دادند حالا يك عده اي هم مخالف بودند. اصلا نمي خواهند كه رأي بدهند.

مجري:

خليفه دوم هم همينطور شد؟!

استاد حسيني قزويني:

حالا شما اجازه بدهيد! جناب آقاي أبوماهر حضرتعالي از كجا زنگ مي زنيد.

بيننده:

من از جنوب زنگ مي زنم.

استاد حسيني قزويني:

مذهب حضرتعالي چيست؟

بيننده:

من شافعي هستم.

استاد حسيني قزويني:

خدا اموات شما را بيامرزد. حتما با جناب محيي الدين نووي با اسمش آشنا هستيد از علماي بزرگ شافعي است كتابي دارد به نام روضة الطالبين كتاب فقهي هم است. من اين آدرس را مي دهم خواهش مي كنم حضرتعالي مراجعه كنيد ببينيد اين عبارت در كتاب جناب محيي الدين نووي هست يا نيست.

روضة الطالبين ج 8 ص 215 مي گويد :

من أنكر إمامة أبي بكر رضي الله عنه ردّت شهادته.

هر كسي امامت ابي بكر را قبول نكند شهادتش پذيرفته شده نيست.

آقاي سبكي هم باز از علماي شافعي است. از بزرگان علماي شافعي است و معاصر ابن تيميه هم بود. كتابي دارد به نام فتاوي السبكي ج 2 ص 576 مي گويد:

و في من أنكر إمامة أبي بكر و عمر أن الصحيح أنه يكفّر.

جناب آقاي أبو ماهر! هر كسي امامت أبي بكر -نه خلافت ابي بكر-

هركسي امامت ابي بكر و إمامت عمر را انكار كند صحيح اين است كه اين كافر است.

من در خدمت شما هستم.

بيننده:

اين نظر خود ايشان است. نظر ايشان براي ما ملزم نيست.

استاد حسيني قزويني:

حضرتعالي هم نظر خودتان براي خودتان محترم است. فرقي كه نمي كند.

بيننده:

اينها كه وحي منزل نيست كه اينها يك حرفي زدند. براي خودشان حالا چرا ما بياييم حرف اينها را ما ملزم كنيم. كه اينها اينطور گفته اند

امام مالك هم گفت:

كل يوخذ من كلامه و يرد الا صاحب هذا القبر

فتاوي ابن باز، ج6، ص291

همه حرفها گرفته مي شود و همه سخنها برگشته مي شود جز صاحب اين قبر رسول الله صلي الله عليه آله و سلم.

اگر كسي يك حرفي زد ما ملزم نيستيم كه حرفش حتما بگوييم كه واجب الاطاعه هستيم و ما بايد از او پيروي كنيم. نه اين يك حرفي زد براي خودش و عده اي هم اصلا قبول ندارند اين حرفها را و شايد عده اي هم قبول داشته باشند.

ما ملزم نيستيم به اينكه اين آقا فرموده اگر كسي منكر امامت ابوبكر بشود كافر است. اينها يك شورايي تشكيل دادند. مشورت و انتخاباتي شد و مردم هم به هر كس دلشان خواست رأي دادند و هر كس هم كه نخواست بيعت نكرد.

و السلام تمام شد ما همين را مي گوييم. ديگر بيشتر از اين چيزي نداريم.

استاد حسيني قزويني:

اگر آنجا

تلك امة قد خلت.

حكم مي كند يا نمي كند جناب آقاي أبو ماهر

درباره همين قضاياي أبوبكر خلافتش هر چه كه بوده درست بوده يا نبوده. الآن ما بياييم در شبكه ها جهاني مان اينها را ملاك قرار بدهيم و بر كفر شيعه اقدام كنيم آيا اين درست است يا درست نيست؟

بيننده:

نه اين درست نيست.

استاد حسيني قزويني:

خدا اموات شما را بيامرزد. ما از افراد عوام اهل سنت انتظار نداريم جناب آقاي أبو ماهر ولي از علماي اهل سنت از حوزه هاي علميه شافعي در غرب كشور از حوزه هاي علميه حنفي در شرق كشور از حوزه هاي علميه ديگر در استان گلستان و در استان خراسان ما انتظارمان اين است كه امروز با هم جمع بشويم. شبكه ولايت هم زبان گوياي همه آقايان است.

ديديد كه نمونه اش هم جناب آقاي مرادزهي با اينكه ما اختلاف سليقه و اختلاف نظر با ايشان زياد داريم. يعني اگر من با يك عالم و ماموستاي شافعي مثلا پنج مورد اختلاف داشته باشم با جناب آقاي مرادزهي 20 مورد اختلاف دارم. ولي اين اختلاف مانع گفتگوي ما نشد و از اين عزيز درخواست كرديم ايشان هم زحمت كشيدند اين همه راه را تشريف آوردند.

و ما هم تقدير كرديم باز هم داريم تقدير مي كنيم . علماي بزرگوار اهل سنت بيايند اينجا بنشينيم در حضور همه مردم با هم ببينيم كه امروز چه كار بايد كرد؟

اگر بنا است خرمنهاي گذشته را پارو كنيم و به هوا بدهيم ما هم مي گوييم آنها بگويند بنده هم مي گويم حضرتعالي هم مي گوييد چه كسي در اين وسط استفاده مي كند؟

شيعه، سني و يا نه دشمنان مسلمانها سوء استفاده مي كنند ما هم يقين داريم كه از اين اختلافات آنهايي كه به دنبال نابودي اسلام هستند بيش از همه استفاده مي كنند.

جناب آقاي ابوماهر! وقتي يك كسي به خانه اش حمله كردند و او شمشير، چاقو، سنگ و يا چوبي برمي دارد و دشمن را از خانه اش بيرون مي كند شما نبايد به اين بدبخت تو سري بزنيد و مذمتش كنيد كه چرا به دستت چوب گرفته اي و اينها را مي زني؟! چون به خانه او حمله كرده اند و اموالش را دارند غارت مي كنند.

ما خواهشمان اين است كه لااقل حق دفاع را به ما بدهند.

اين شبكه هايي كه اينطور حرفها را مي زنند ارتباطي به اهل سنت ندارد. اگر بعد از او آقايان ديدند كه ما از صحيح بخاري و از صحيح مسلم و مسند احمد و غيره مطلبي كه موجب رنجش قلب عزيزان اهل سنت يك حديث برديم روي آنتن هر چه خواستند در حق ما بگويند ما حرفي نداريم.

مجري:

ممنون هستيم جناب آقاي ابوماهر به هر صورت تلفن شما هم خيلي طولاني شد.

استاد حسيني قزويني:

و واقعا مؤدبانه بودند و ما واقعا به وجود چنين دوستاني از اهل سنت افتخار مي كنيم.

مجري

بله. جناب آقاي اصغرنژاد از اروميه. سلام و عرض ادب دارم خدمت شما.

بيننده:

سلام عليكم. دو تا سوال داشتم يكي قضيه غدير خم بعد از آيه اكمال اتفاق افتاده يا قبل از آن؟

استاد حسيني قزويني:

قضيه غدير خم قبل از نزول آيه بوده است. خطيب بغدادي در كتاب تاريخ بغداد روايتي را نقل مي كند كه صحيح و تمام راويانش ثقه هستند:

لما أخذ النبي بيد علي بن ابي طالب عليه السلام فقال ألست ولي المومنين قالوا بلي يا رسول الله! فقال النبي: من كنت مولاه فعلي مولاه. فقال عمر بن الخطاب بخ بخ لك يابن ابيطالب! اصبحت مولاي و مولي كلّ مسلم. فأنزل الله اليوم اكملت لكم دينكم.

تاريخ بغداد ج8 ص 284

بعد از اينكه پيامبر دست اميرالمومنين را در غدير خم گرفت، فرمود: آيا من ولي امر مسلمين نيستم؟ مردم گفتند:بله يا رسول الله! بعد فرمود: هركس من مولاي او هستم علي بن ابيطالب هم مولاي اوست. عمر آمد و به حضرت علي بن ابيطالب تبريك گفت.

بيننده:

در مورد حجت خدا از وقتي كه به دنيا مي آيد حجت خدا است و يا وقتي كه مقام به او داده مي شود؟

استاد حسيني قزويني:

بعد از رحلت حجت قبلي، اين مي شود حجت خدا.

بيننده:

دين ما مي گويد زمين خالي از حجت خدا نمي شود. قبل از پيامبر اسلام چه مي شود؟

استاد حسيني قزويني:

هر پيغمبري از پيغمبران اوصيائي داشتند مثلا ما در روايات داريم كه خود ابوطالب سلام الله عليه يكي از اوصياء حضرت عيسي بوده است. ولي اينكه اسامي اوصياء در روايات كاملا مشخص شده باشد در كتاب اثبات الوصيه مسعودي اسامي تمام اوصياء انبياء آمده است.

مجري:

خيلي ممنون. جناب آقاي نعيم از افغانستان.

سلام و عرض ادب داريم جناب آقاي نعيم.

بيننده:

سلام و عرض ادب دارم خدمت شما. فقط سوال من اين است كه شخصي به نام الله ياري جايگاه ايشان كجاست. من از شبكه شما خيلي تعريف مي كنم واقعا دوست دارم شبكه شما را. من از وقتي كه برنامه شما را ديدم توهيني از شما به اهل سنت نشنيده ام هميشه تعريف و تمجيد كرده ايد از اهل سنت.

آن شخص كه توهين مي كند و حتي اگر شخصي هم زنگ بزند همان مشاوري كه او دارد مي گويد بگو لعنت به اهل سنت بگو لعنت به عمر واقعا توهين مي كند به اهل سنت.

فقط مي خواستم بدانم نظر شما درباره اين شخص كه خود را عالم مي داند چيست؟

استاد حسيني قزويني:

در اين مورد ما بارها و بارها نظرمان را گفته ايم. مراجع عظام تقليد هم نظرشان را گفته اند. ما همين امروز در دفتر يكي از مراجع عظام تقليد كه اين آقا خيلي از او دم مي زند جلسه داشتيم غالب مديران شبكه شيعه هم آنجا بودند. نظرشان همه همان نظر ما بود. ايشان بطور كلي نظرش نظر شيعه نيست. نظر دشمنان شيعه است.

شما خيلي زياد دلخور نشويد عزيز دل من. نه تنها به خود خلفا فحش مي دهد الآن به مراجع ما ركيكترين فحشها را مي دهد كه در اين پانزده قرن اصلا سابقه نداشت كه يك آدم هتاك بي حيا بيايد نسبت به مراجع اينطور جسورانه اهانت كند.

ديشب و پريشب نسبت به حوزه هاي علميه قم و نجف شروع كرد به توهين كردن. اصلا چنين چيزي سابقه نداشت.

مگر تو در همين حوزه درس نخوانده اي؟! تو هم فارغ التحصيل همين حوزه هستي ديگر.

مجري:

خيلي ممنون هستيم. جناب آقاي حسن از شهريار. سلام و عرض ادب.

بيننده:

سلام عليكم و رحمه الله. من يك سوالي داشتم راجع به اين روايتهايي كه در كتابهاي شيعه و در كتابهاي سني هست مي خواستم اين را خدمت شما عرض كنم آيا اين را قبول داريد كه تاريخ را هميشه حكام نوشته اند.

يعني كتابهايي كه چه توسط شيعه و چه توسط سني نوشته شده است آيا حكام نمي توانستد به دست ديگران بگويند چهار تا روايت و حديث ناروا را وارد كن آن موقع هم كه عصر حالا نبود كه خودتان هم مي دانيد كسي كه مي خواست دنبال تحقيق برود سالها بايد مي دويد تا بتواند مطلبي را ثابت كند. آيا اين را قبول داريد شما حضرت آيةالله؟

استاد حسيني قزويني:

ببينيد برادر بزرگوارم! نسبت به اينكه تاريخ شيعه را حكام نوشته اند، نه!

چون در طول اين پانزده قرن يك مدت خيلي كوتاهي مثل زمان آل بويه و مثل فاطميها آن هم در يك مقطع خاصي از زمان و در يك نقطه خاصي از كره زمين حكومت دست شيعه بوده و ديگر بعد از اميرالمومنين و امام حسن سلام الله عليه حكومت در دست شيعه ها نبوده تا اين حكومت به يك عالم شيعي بگويد فلان روايت را در كتابت وارد كن.

حكومتها به دست آقايان اهل سنت بوده به صورت كلي هم ما قبول نداريم در رابطه با موطأ مالك كه تقريبا بنا به نقلي جزء صحاح سته است. بعضيها موطا مالك را جزء صحاح سته مي دانند و بعضي ديگر سنن ابن ماجه قزويني -همشهري ما- را.

حاكم وقت مالك دستور داد كه چنين كتابي بنويس و طبق عبارتي كه ابن تيميه دارد حاكم وقت شرط كرده بود كه از علي و از اهل بيت علي روايتي در كتاب نياوري!

ولي اينكه كتابهاي ديگري مثل صحيح بخاري و صحيح مسلم و مسند احمد به دستور حكام نوشته شده باشد را قبول نداريم.

بيننده:

بله من هم همين را عرض مي كنم خدمت شما جناب حضرت آيةالله مطلب من هم همين است. كه وقتي كه حكومت دست شيعيان نيست. و حاكم آن زمان هم از برادران اهل سنت بودند آن روايتهاي ناصحيح كه وارد كتب ما شده از كانال اين حكام بوده است.

استاد حسيني قزويني:

نه! جناب حسن آقاي بزرگوار! به اين صورت نمي توان گفت. ما بايد براي حرفمان مصدر و مدرك هم داشته باشيم. ما دوست داريم عزيزان ما كه بيننده شبكه ما هستند حداقل اين يادگاري را از ما داشته باشند.

ما هر روايت و مطلبي كه مي گوييم آدرس كتاب، جلد و صفحه را هم مي دهيم. روي حدسيات مطلبي را نقل نمي كنيم. اگر ما بگوييم بعضي از روايات ضعيف به دستور حكام اهل سنت در كتابهاي ما وارد شده است، اين به ضرر شيعه است و در اين صورت تمام كتابهاي شيعه زيرسوال مي رود.

زماني يكي از اين آقايان اهل سنت گفت اين حديث قرطاس و اين حديث حوض توسط شيعه ها وارد كتابهاي ما شده است!

خود آقايان اهل سنت اعتراض كردند و گفتند كه شما كتابهاي ما را زير سوال برديد. اگر در صحيح بخاري دو روايت توسط شيعه وارد شده باشد، تمام روايات صحيح بخاري زير سوال مي رود.

مرحوم كليني در گوشه ري بوده 22 سال زحمت كشيد اين كتاب كافي را از كتابهاي مختلف جمع آوري كرد.

مرحوم شيخ طوسي در بغداد مرحوم شيخ صدوق به همين شكل اينها خيلي كاري با حكومتها نداشتند و نه حكومتها با آنها.

و اين كتابها هم كه نوشته شد در اختيار همه شيعه قرار گرفت اينطوري نبود كه اين كتاب فقط در خانه آقاي كليني باشد. حاكم بيايد به زور چهار تا روايت در آن وارد كند. بلكه اين كتاب در اختيار همه شيعه ها بود در خانه شيعه ها مملو از اين كتابها بود اگر يك جا حاكم مي آمد يك روايتي مي خواست به كتاب وارد كند كتابها در خانه هاي ديگر شيعه ها هم بوده است.

مجري:

جناب آقاي آزاد از هشتگرد سلام و عرض ادب دارم خدمت شما.

بيننده:

سلام عليكم. آيا سنيها به غير از قرآن مثل شيعه ها كتاب برادر قرآني هم دارند يا نه؟

و اگر دارند آيا همين است كه قبول دارند كه خدايي كه دست و پا و كمربند و كمر دارد؟!

آيا اينها كه اين اعتقادات را دارند سني محسوب مي شوند و يا وهابي؟

و اين كتابهاي صحيح مسلم و صحيح بخاري كتابهاي سنيها است يا وهابيها ؟

استاد حسيني قزويني:

البته شما بهتر است كه اين سوال را زنگ بزنيد از اين شبكه هاي وهابي سوال كنيد. بايد ديد آنها چه جوابي به شما مي دهند!

آقايان اهل سنت چيزي به عنوان برادر قرآن ندارند و ما هم نداريم. در السنه مشهور شده است كه نهج البلاغه برادر قرآن است. ولي اينطوري نيست. بزرگان و مراجع ما چنين عقيده اي ندارند. ضمن اينكه خطبه هاي حضرت امير عليه السلام كه در اينجا جمع شده است. شايد اين خطبه ها خدا بيامرزد جناب آقاي غروي نجفي را ايشان مي گفت اين نهج البلاغه اي كه از اميرالمومنين بدست ما رسيده شايد ده درصد روايات و خطبه هاي اميرالمومنين است. ايشان مي گفت من چهل هزار روايت در طول بيست يا سي سالي كه در نجف بودم از اميرالمومنين ثبت كردم ولي متأسفانه اين آثار گرانسنگ چاپ نشد.

و من نمي دانم آيا آقازاده هايشان توانسته اند اين آثار را چاپ كنند يا نه.

ما چند باري از اين بزرگوار خواهش كرديم و يك بار تشريف آوردند از موسسه ديدن كردند. گفتيم ما براي چاپ چنين تراث گرانسنگي كه شما زحمت كشيده ايد آماده هستيم.

وهابيت با اهل سنت يك سري مشتركاتي دارند ما اصلا نمي خواهيم روي اين مشتركات وارد بشويم. اينكه خلفا را قبول دارند علي را خليفه چهارم مي دانند صحيح بخاري و صحيح مسلم را قبول دارند و خيلي از قضاياي ديگر.

و تفاوت وهابيت با اهل سنت هفت يا هشت مورد بيشتر نيست. آن را هم بارها اشاره كرده ايم بحث توسل است و بحث تبرك است و زيارت قبور است كه وهابيت مي گويند: توسل باطل و بدعت است و طلب شفاعت بدعت است. دست زدن به ضريح و پرده كعبه بدعت است. هر كسي براي بچه اش جشن تولد يا سالگرد ازدواج بگيرد بدعت است! زيارت اهل قبور بدعت است و يك سري از اين مطالب باطل كه اينها را اهل سنت قبول ندارند.

مجري:

جناب آقاي ابراهيم از زابل سلام و عرض ادب دارم خدمت شما.

بيننده:

سلام عليكم. جناب آقاي دكتر قزويني در آخرين جنگي كه حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و سلم با روميان داشت لشكر انبوهي مهيّا كرد و أسامةبن زيد را به فرماندهي لشكر معرفي كرد.

آيا آن كسي كه امتناع كرد از رفتن به لشكر و لشكر را از هم گسيخت آيا آن را خداوند لعنت كرد پيغمبر خدا لعن كرد يا نكرد؟

مجري:

ممنون . جناب آقاي نادري از قم. سلام عرض مي كنم.

سلام عليكم. دوستان و برادران اهل سنت زنگ زدند و به آيه

و ان طائفتان من المؤمنين اقتتلوا

سوره حجرات، آيه 9

استناد كردند كه اهل سنت در خيلي از جاها با حضرت مولا در آن سه جنگ آمدند شركت كردند. خدواند صريحا مي گويد اينها مومن هستند.

حضرت آية الله پذيرفتند اين را و استناد كردند به قسمت بعد آيه و فرمودند كه اينها بغي كردند.

حضرت آيةالله خيلي سعه صدر دارند با اهل سنت مماشات دارند ولي اينجا ديگر از مماشات هم بالاتر است. من نظرم اين است كه بر مبناي فرق اهل سنت و نيز بر مبناي شيعه اين قضيه جنگ با حضرت مولا مشمول اين آيه نمي شود.

فقط با مبناي خوارج اين آيه سازگار است. چه نظر آنها را بگيريم كه آن حضرت ولي امر بوده و چه نظر شيعه را بگيريم. بايد ببينيم كه مفسرين چه مي گويند آيه انصراف قطعي دارد از اين مورد و اصلا شامل اين نمي شود و جنگ با حضرت مشمول اينها نمي شود كه ما بخواهيم بپذيريم.

مجري:

حضرت استاد لطفا در مورد لعن متخلفان از جيش اسامه و شمول آيه

و ان طائفتان من المؤمنين اقتتلوا

بر جنگهاي حضرت امير توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني:

در يكي دو جلسه قبل براي دوستان مفصل گفته ايم كه جناب شهرستاني از علماي شافعي و بزرگ اهل سنت در در كتاب ملل و نحل ج 1 ص 29 چاپ دار العرفه نقل مي كند كه پيغمبر فرمود:

جهزّوا جيش أسامه لعن الله من تخلف عنه.

و خدا لعنت كند آنهايي را كه از جيش أسامه تخلف كنند.

اما اينكه در آن جيش چه كساني بوده اند از آقاي ابن حجر عسقلاني نقل كرديم كه جناب عمر و ابابكر و عثمان اينها همه در جيش بودند.

در اين مسئله هيچ شك و شبهه اي نيست. ابن تيميه در منهاج السنه ج 4 ص 277 به صراحت مي گويد كه اينها در جيش أسامه بودند.

عسقلاني در فتح الباري ج8 ص 124 مي گويد :

و ممن انتدب مع اسامه كبار المهاجرين و الأنصار منهم ابوبكر و عمر و أبو عبيده و سعد و سعيد و قتاده .

اما اينكه

و إن طائفتان من المومنين اقتتلوا

در رابطه با چه كساني است؟

شما مراجعه كنيد به تفسير عز بن عبدالسلام ج3 ص 214 مي گويد:

و إن طائفتان من المؤمنين اقتتلوا

مربوط به اوس و خزرج بوده است. اگر اين باشد كه يك مسائل ديگري است. اصلا ربطي به اين قضايا ندارد. ما هم جواب اين آقايان را داده ايم . اين آيه شريفه

و إن طائفتان من المؤمنين اقتتلوا.

مربوط است به دو دسته از مومنين

و إن طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فاصلحوا بينهما فإن بغت إحداهما

اگر دو دسته از مومنين با هم جنگ مي كنند اگر يكي از اينها بغي كردند (يعني از ايمان دارد خارج مي شود)

ديگر مربوط به رابطه دو تا مومن نيست.

فإن بغت إحداهما علي الاخري فقاتلوا الذي تبغي.

آنها كه بغي كردند آنها را بكشيد.

دستور قرآن است كه اينها را بكشيد. آيا اينها بعد از كشته شدن به جهنم مي روند يا به بهشت؟ اهل بهشت هستند يا اهل جهنم؟

اگر اينها اهل بهشت هستند خدا چگونه دستور مي دهد كه اهل بهشت را بكشيد؟! و اگر اهل جهنم هستند كه به حق هم اهل جهنم هستند در اين صورت از دائره مومن و ايمان خارج مي شود.

اگر واقعا اين مومن باشد آيا خداي عالم مي گويد مومن را بكشيد؟!

من يقتل مؤمنا متعمدا فجزاءه جهنم خالدا فيها.

سوره نساء، آيه 93

اگر يك مومني را عمدا بكشد جزا و پاداشش وارد آتش جهنم شدن است.

و اضافه بر اين در صحيح بخاري ج 1 ص 115 حديث 447 آمده است كه

پيغمبر اكرم فرمود:

ويح عمار! تقتله الفئة الباغيه.

يدعوهم إلي الجنه و يدعونه إلي النار.

ويژگي بغات دعوت به آتش جهنم است.

مجري:

خيلي ممنون. انشاءالله تا برنامه اي ديگر خداوند يار و نگهدار شما عزيزان باشد.

 





Share
1 | علی | , ایران | ٠٧:٢٩ - ١٤ اسفند ١٣٩٣ |
جناب آقای قزوینی بزرگوار!!!این هایی که شیعه راتکفیر می کنند هیچ کدام سنی نیستند،وهابی هستندوازنسل خوارج!!!منتهی جرات گفتن اینکه وهابی هستندراندارندوپشت سر اهل سنت پناه گرفته اند.همه ی اینان مریدان شیطان هستند.
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها