2022 January 17 - دوشنبه 27 دي 1400
آيا اسلام با خريد و فروش انسان ها به صورت كنيز و غلام موافق بوده است ؟
کد مطلب: ٥٢٥٥ تاریخ انتشار: ٢٨ مرداد ١٣٨٦ تعداد بازدید: 27571
پرسش و پاسخ » عقائد شيعه
آيا اسلام با خريد و فروش انسان ها به صورت كنيز و غلام موافق بوده است ؟

سؤال كننده : مصطفي يوسفي رامندي

دين مبين اسلام ، هرگز با برده داري موافق نبوده است ؛ اما از آن جايي كه اسلام در عصري ظهور كرد كه قضيه برده داري يك امر رايج در جامعه بود ، اسلام بجاي مبارزه مستقيم با برده داري كه چه بسا مشكلاتي در جامعه ايجاد مي كرد و يا با مخالفت تفكر جاهلي مواجه مي گرديد ، برنامه هاي مختلفي را در راستاي از بين بردن برده داري ارائه داد و به صورت تدريجي به مبارزه با آن پرداخت ؛ مانند : آزاد كردن بردگان به هنگام ارتكاب گناه مثل : خوردن روزه ماه رمضان و كفارات احرام حج و مخالفت با قسم و عهد و ده ها موارد ديگر و همچنين براي كسي در راه خدا برده اي را آزاد نمايد ، پاداش بزرگي قرار داد و اين برنامه به قدري مؤثر بود كه در كمتر از يك قرن و نيم ، برده داري از جامعه اسلامي رخت بر بست .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)



Share
1 | محمد رضا | | ١٢:٠٠ - ١٥ اسفند ١٣٨٧ |
اگر اسلام د رمرحله اول نميتوانست برده داري را ريشه كن كند ايراد ندارد و قابل قبول است .اما چرا پيامبر و يا امامان هم كنيز و غلام داشتند ايا بهتر نبود انها در عمل اينكار را نفي مي كردند لطفا توضيح بدهيد

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- در زمان رسول خدا (ص) خود حضرت با وجود داشتن غلام و كنيز ، جدا از بحث تربيت آنها ، تكفل خرجي آنها را به عهده داشتند ، زيرا همه مردم نمي توانستند خرج اسرايي را كه دستگير مي شدند ، تامين كنند ، به همين علت بود كه رسول خدا عده اي از انها را خريداري كرده و پس از تعليم و تربيت ، و اطمينان از استقرار وضعيت معيشتي انها ، آزاد مي كردند .
2-در جامعه اي كه كنيز داشتن و برده داري ،‌ به سبب منحرف شدن دين در زمان خلفا از مسير طبيعي اش ، امري رايج شده بود و دشمنان دين با استفاده از اين برده ها ،‌ كه از تعاليم ديني به دور بوده و مدتي كم بود كه وارد جامعه اسلامي شده بودند ،‌ خواسته هاي خود را عملي مي كردند ، در چنين اوضاعي اهل بيت با خريدن بردگان و تعليم آنها و سپس آزاد كردن آنها ، معلماني خوب براي ساير بردگان در جامعه تربيت كردند .
مي توانيد به عنوان نمونه در اين زمينه به سيره عملي امام سجاد عليه السلام مراجعه كنيد كه حضرت 1000 برده را خريده و سپس ، بعد از آموزش آزاد كردند كه همين بردگان (موالي)‌ نيروي تبليغي مهمي براي اسلام ناب شدند .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
2 | هادي | | ١٢:٠٠ - ١٦ فروردين ١٣٨٨ |
سلام دوستان عزيز يك مساله مهم - جرا صاحب كنيز حق همبستر شدن با او داره؟؟ جرا با او ازدواج معمولي نمي كند؟؟؟؟؟؟؟ اكر خدا تفرقه نمي كند جرا همبستري با كنيز بدون ازدواج هست؟؟ ايا اين عبوديت نيست؟؟ واصلا زنا نيست؟؟ جرا اسلام ضد اين جيز نبود بس دليل ان اينكه اسلام موافق عبوديت هست واصلا جرا خدا به كفار توجه كند بايد از همان اول عبوديت را تحريم مي كرد جون خلاف اخلاق هست جرا توي قرانو ما ملكت ايمانهم كفتهجرا خدا براي كنيز حق ازدواج نداده؟؟؟ ايا او انسان نيست؟؟؟ حتما جيز اشتباهي هست جرا مثلا با كنيز ازدواج كند عادي بعدا با او همبستر مي شودنه اينكه بدون ازدواج خوب معناي اينكه خدا تملك انسان توسط انسان قبول دارد و اين قبيح هست و غير ممكن براي خداي عادل من خيلي نيازمند كمك شما جون عقيده من متزلزل شد ثانيا - عقوبات هاي جسدي توي اسلامي جرا هست مكر توبه كافي نيست؟؟؟ ايا اين نشان بي رحمتي از سوي خدا نيست؟؟ ثالثا - ايا عادلانه هستكه كسي مسيحي خلق شود و كسي مسلمان خوب براي مسلمان اسانتر هست ايمان جون او از اول مسلمان بود اما اديان ديكر كه خانواده انها تابع مذهبي غير اسلام هستند حتما خيلي سخت خواهد بود بس معيار مساوي نيست در نتيجه منافات با الخلاق الله هست؟؟؟ و خيلي متشكرم و مخصوصا عالم بزرك القزويني سلام

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- در مورد كنيز ، ظاهرا در اطلاعات شما اشتباهي رخ داده است ؛ زيرا كنيز حق ازدواج دارد (البته با اجازه مولا) و مولا نيز مي تواند با او ازدواج كند ؛ اما به اين سبب كه مولا بايد او را حفاظت كرده و خرجي او را بدهد و او را تربيت اسلامي نمايد ، اسلام به او حق همبستري بدون ازدواج را نيز (در صورتي كه شوهري نداشته باشد) داده است .
اگر اشكال شما در اصل علت كنيز گرفتن است ، در همين مقاله به آن پاسخ داده شده است .
2- در مورد عقوبت بدني :
توبه كافي است و طبق نظر شيعه ، اگر ثابت شود كه كسي قبل از اثبات جرم ، توبه كرده است ، حد از او برداشته مي شود .
اما عقوبت بدني براي كسي است كه توبه او ثابت نشده است و به همين سبب او را تنبيه بدني مي كنند تا در همين دنيا سختي را كشيده و بداند كه عذاب آخرت سخت تر است و توبه كند (يعني اين كار زمينه توبه او است) و يا اگر توبه نكرد ، اقلا از عقوبت دنيوي بترسد و دست از اين كار بردارد .
3- در مورد سخت تر بودن مسلمان شدن مسيحيان :
اگر مسلمان شدن براي او محال باشد ، خداوند از او مسلمان شدن را نمي خواهد و تنها مي خواهد به وظايفي كه عقل و شرعش به او دستور داده عمل كند ؛ اما اگر محال نبود و اسلام آوردن براي او مشكل بود و اسلام آورد ، پاداش او چند برابر ساير مسلمانان است .
و اگر اسلام نياورد عقاب او كمتر از ساير كساني كه به جهنم مي روند .
و لازمه عدالت خداوند همين است .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
3 | سيد عليرضا | | ١٢:٠٠ - ١٧ فروردين ١٣٨٨ |
باسلام مطلب فوق را كه فرموديد :به اين معنا است كه وقتي فردي را به كنيزي ميگيري با شرايطي كه فرموديد بدون متعه يا هرگونه محرميت ميتوانند همبستر شوند(بدون هيچ محرميت)آيا در قران صراحتا ذكر شده؟ در حالي كه در قران امده افرادي كه حس شهوت از انها خارج شده به شما محرم هستندوايا اين حكم در حال حاضر جاري است؟در اين باره توضيحاتي بفرماييد. در حالي كه حضرت يوسف(ع)با داشتن تمام شرايط فوق اين كار را انجام نداد؟ باتشكر

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- «وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ *إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ»
(سوره مؤمنون آيات5 و6)
در اين آيات نزديكي با كنيز ، بدون اينكه كنيز با شخص ارتباط زوجيت داشته باشد ، ثابت شده است .
2- محرميت به معني جواز لمس بدن ، و بدون جواز ديدن عورت و نيز بدون جواز ديدن ساير اعضاي بدن با شهوت است ؛ همانطور كه در مورد خواهر و مادر اين حكم جاري است . و به معني جواز نزديكي نيست .
3- اين حكم نيز در فتاواي مراجع موجود است كه مي توان با زناني كه ديگر اميد به ازدواج آنها (به خاطر كهولت سن) نمي رود ، دست داد .
4- در مورد حضرت يوسف نيز ، پاسخ از جواب شماره دو مشخص مي شود
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
4 | حسين | | ١٢:٠٠ - ٢٠ فروردين ١٣٨٨ |
با سلام
در مورد برده گيري در اسلام(كه البته فقها در آن اتفاق نظر ندارند)توضيح كوتاهي لازم است چرا كه در جواب فوق به آن پرداخته نشده:
اين نوع از برده گيري در مورد اسراي جنگي است.
بحث پيرامون اين موضوع را با سوالي آغاز مي كنم:
وقتي دشمن به سرزميني حجوم برد و اسيري بر جاي گذاشت با اين اسرا چه مي شود كرد؟
چند فرض را مي شود مطرح كرد:
1- همه را آزاد كنيم (اگر اين كار را بكنيم برمي گردد و خود را تجهيز مي كند و اين بار سخت تر بر ما مي تازد)
2- همه را بكشيم! (با منطق انساني سازگاري ندارد)
3- در اردوگاه ها آن ها را زنداني كنيم(اين كار مضرات كمتري دارد اما براي ما هزينه در بر دارد يعني دشمن خود را با مالياتهايمان و از جيبمان بپروريم)
4- از آن ها به عنوان برده استفاده كنيم كه هم از منافعشان سود مي بريم و هم اگر فرهنگ اسلامي بر ما حاكم باشد آن ها را نيز به اسلام در مي آوريم و به فلاح نزديك مي كنيم.
5 | شهريار | | ١٢:٠٠ - ١٧ تير ١٣٨٨ |
دوست عزيز شما در جواب نخست اين صفحه طوري وانمود ميسازيد که گويا خداوند از بندگان خود ترس داشته که مبادا از امر اش خلاف ورزي کنند، وقتي يک کار خلاف انسانيت باشد بايد دقيقاً و واضحاً گفته شود که اين کار را نبايد کرد، وقتي دين اسلام دين خدا است و تمام قوانين زندگي را از طرف خدا در بر دارد پس چرا خداوند به صورت واضح به مردم نگفت که برده نگيريد؟ کنيز نگيريد، پسر کسي را به نام برده و يا کنيز نفروشيد و از فاميلش جدا نکنيد، چرا حکم مطلق نيست که برده هاي تان را پس از يک مدت مشخصي زاد کنيد؟ آيا خداوند بندگان خود را نمي شناسد که به بحانه اين و آن چه ظلم هاي بالاي مردم ميکنند در صورتي که امر قطعي در آن مورد نباشد، اين که شما ميگويد که مسلاحتاً به مرور زمان گذاشته شده پس در آن مدت زماني که بالاي برده ظلم ميشود چه؟ چرا نگفته که اصلاً برده نگيريد، شما نميدانيد که در کشور من از سالها به اين طرف يک گروه، گروه مخالف خود را کافر گفته ميکشد، پس مقتدران آن گروها ميتوانند زنان و مردان آنها را کنيز و يا غلام بگيرند چون به نظر خود با کافر روبرو هستند، در حالي که هر دو طرف مسلمان ميباشد، ايا به اين شکل مشکل مردم حل شده است؟ من ميخواهم که جواب اين متن را که نوشتم از شما در يافت کنم چون سوالي است که در فکرم هميشه چرخ ميزند، اصالاً امروز هم در جنگ اسير جنگي ميگيرند ولي هيچ کشوري اسيران جنگي خود را در بازار ها به شکل اموال خريد و فروش نميکند، چرا اسلام در اين مورد قانون درست بيان نکرده؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- شما موقعيت فعلي و امكانات فعلي را با اوضاع زمان پيامبر (در مورد برده داري) قياس نكنيد ؛ خود به خوبي مي‌دانيد كه اين روش نگهداري اسيران و زندانيان ، در آن زمان مقدور نبوده است . و بهترين راه در آن زمان همان راهي بوده است كه اسلام پيشنهاد كرده است و همين راه سبب شد كه ديگر برده داري منسوخ شده است .
2- اسلام به صورت واضح نگفت برده نگيريد ، چون اين كار در آن زمان ممكن نبود ؛ بسياري از احكام اسلام احكام تدريجي هستند ؛ مانند احكامي كه اسلام در مورد شرابخواري فرستاد ؛ مرحله اول بد بودن شراب ، مرحله دوم : در حال مستي نماز نخوانيد ، مرحله سوم حرمت مطلق شرابخواري .
و اين مراحل ، براي اين بود كه مردم بتوانند از شرابخواري دست بردارند .
حكم اسلام در مورد برده داري نيز چنين بود .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
6 | مجيد م علي | | ١٢:٠٠ - ٢٠ تير ١٣٨٨ |
با سلام
دوست و برادر گرامي جناب اقاي شهريار , علب الظاهر حرف شما را بايد تصديق كرد , اما اينكه چرا اين امر بصورتي كه شما دوست داشتيد اتفاق نيفتاد بايد گفت :
1 ) شما فكر ميكنيد كه بسياري از تازه مسلمانان ( صحابه ) 100 % مطيع حضرت رسول بودند . در همين امر شراب همان دومي چه كارها نكرد .
2 ) بهترين وسيله نگه داري از اسراي جنگي چه بود .
3 ) اين رسم و رسوم در اين جامعه را ميشد يكدفعه برداشت .
4 ) تا چند صد سال پيش رسما در كشورهاي غربي و شرقي اين امر رواج نداشت وليكن در خانوادهاي اسلامي بسيار كمتر .
5 ) ايا برده داري الان نيست , در سطوح بسيار بالا مغرهاي متفكر را با پول ميخرند و از انها ميخواهند كه برايشان ايدهاي علمي اقتصادي هنري بوجود بياورند .
اين روايت را بجاي روايت خريد پيراهن حضرت علي مهمان باش
امام على عليه السلام در موارد متعدّدى به اين دو مهمّ توجّه كرده و مسائل را گوشزد فرموده اند، كه ما فقط به يك نمونه از سفارش هاى ايشان اشاره مى كنيم .
شيخ طوسى با اسناد خود نقل مى كند :
مَرَّ شَيخٌ مَكفُوفٌ يُسئَلُ،
فَقَالَ اءمي رالمؤ مني ن عليه السلام : مَا هذا ؟
قالُوا : يَا اءمي رالمُؤ مِني ن ، نَصرَانِىُّ.
فقالَ اميرالمؤ منين صلى الله عليه و آله : اِستَعمَلتُمُوهُ فَاِذَا كَبُرَ وَ عَجَزَ مَنعتُمُوهُ ؟ اَنفِقُوا عَلَيهِ مِن بَيتِ المَالِ
((پيرمردى نابينا مى گذشت و از مردم سئوال (گدائى ) مى كرد، اميرالمؤ منين فرمود :
اين چيست ؟ (گدائى يعنى چه ؟)
گفتند : يا اميرالمؤ منين ! مردى است مسيحى .
فرمود : اين مرد را در جوانى به كار وادار كرده ايد، (يعنى جوانى اش را در كار سپرى كرده است )، اكنون كه پير شده و ناتوان گشته است ، از معاش محرومش ساخته ايد!
هزينه زندگى او را از بيت المال بپردازيد.)
بله اسلام اينه
يا علي
7 | momen abdullah | | ١٢:٠٠ - ٢١ تير ١٣٨٨ |
جناب حجت الاسلام آقاي مجيد م. علي
مانند هميشه ورح و عقل ما را از معرفت اسلام سيراب کردي.
برادر عزيز در خور سواد ناچيزم سوالي از شما داشتم.
آيا ترجمه «اَنفِقُوا عَلَيهِ مِن بَيتِ المَال» مي‌شود : «هزينه زندگى او را از بيت المال بپردازيد.»؟
8 | momen abdullah | | ١٢:٠٠ - ٢٢ تير ١٣٨٨ |
سرور گرامي حجت الاسلام آقاي مجيد م. علي

اجرتان با مولايتان امام الانس و الجان
برادر عزيز بنده حقير نه از لحاظ معرفتي و نه از لحاظ ديني به گرد شما عزيزان نمي‌رسم و صحبت شما از مقام شامخ اينجانب نيز بابت مزاح چيز خوبي است!
منتهي چون در امور اقتصادي کمي دقت داشته‌ام اين مساله براي من قدري اهميت پيدا کرده است.
بنابراين اگر اجازه دهيد بازهم چند سوال در اين رابطه از شما بپرسم:

اول آنکه در حکومت اميرالمومنين اصولا اهل کتاب و يا پيروان ديگر فرق از بيت المال سهمي دريافت مي‌کرده‌اند؟ اگر بله. آيا به همان ميزان مسلمانان؟

دوم اين مسيحي آيا قبل از آن از بيت المال چيزي دريافت مي‌کرده و بعد اميرالمومنين علي (عليه السلام) اضافه بر سهم عادي او و يا برخلاف باقي اهل کتاب به او سهمي را معين فرمودند؟

سوم فرموديد که در حکومت اميرالمومنين علي (عليه السلام) گدا وجود نداشت. برادر نمي‌خواهم از لفظ گدا استفاده کنم و دور از شان مي‌دانم ولي همه ما از فقر عقيل با خبر هستيم.
پس اين چگونه قابل جمع است با اين فرمايش که : «حكومت اسلامى كسى را فقير نمى گذارد.»
آيا ممکن است که رفرانس اين حديث را به بنده حقير نشان دهيد.

کلا برادر عزيز علت تاکيد من روي اين مسايل مشخص شدن حد و حدود وظيفه حکومت اسلامي در رفع نيازهاي فقرا است.
برادر حکومتي هم که تبديل شود به دايه مردم و ادعاي رساندن رزق مردم را کند سرانجامي چون اقتصادهاي سوسياليستي خواهد يافت و تبديل به هيولايي عظيم با اشتهاي سيرناپذير خواهد شد.

عقيده شخصي اينجانب اين است که هرچند حکومت اميرالمومنين علي (عليه السلام) سعي در رفع فقر را داشت ولي هيچ گاه به يک فقير بيشتر از يک ثروتمند سهمي از بيت المال نداد.

برادر عزيز لطفا به من جهت دانستن حقيقت اين نقطه از علم اقتصاد اميرالمومنين علي (عليه السلام) ياري فرماييد.



9 | مخلص شيعيان علي مجيد م علي | | ١٢:٠٠ - ٢٢ تير ١٣٨٨ |
با سلام
برادر عزيز و مومن حقگو , جناب اقاي momen abdullah به نكته بسيار ظريف و زيبائي اشاره كرده ايد كه اين خود مقام شامخ و علم والاي شما را نشان ميدهد و من جداً متشكرم .
اينجا هم همان روايت و ترجمه صحيح ان كه مورد نظر جناب عالي :

چيزى كه نبايد فراموش بشود اين است كه حضرت على (ع ) فرمودند: حكومت اسلامى كسى را فقير نمى گذارد.
.................قال : مر شيخ مكتوف كبير يسال فقال اميرالمومنين : ماهذا؟ قالوا: يا اميرالمؤ منين نصرانى . فقال اميرالمؤ منين : استعملتموه حتى اذا كبر و عجزه منعتموه . انفقوا عليه من بيت المال .
.........اميرالمؤ منين - سلام الله عليه - ديد پير نابينائى تكدى مى كند فرمود: اين كيست . گفتند يك مسيحى است كه پير شده و از كار افتاده است و گدائى مى كند. حضرت فرمود: تا قدرت داشت به اين مردم خدمت كرد و اكنون كه از كار افتاده است بايد اين چنين باشد: انفقوه من بيت المال حكومت اسلامى بايد اينها را تامين كند تا كسى گدائى نكند. اگر كسى توان كار دارد، كار؛و اگر توان ندارد از بيت المال تاءمين بشود (تهذيب الاحكام ، ج 2، ص 88وسائل الشيعه ، ح 11، ص 49؛باب 19 از ابواب جهادالعدو.

2 )
كتاب «الغارات» تقريبا صد سال قبل از نهج البلاغه نوشته شده است، مى‏گويد: حضرت امير عبور مى‏كرد، ديد يك سالمند نابينا، تكدى ميكند.حضرت فرمود: او كيست؟ عرض كردند: يك مسيحى نابيناست.فرمود: وقتى جوان بود، به اين جامعه خدمت كرد، حالا كه پير شده، بايد گدايى كند؟ «أنفقوه من بيت المال» .در حكومت من نبايد يك مسيحى گدايى كند! ! و از بيت المال، تأمين‏اش كنيد. آيت الله علامه جوادى آملى و پلوراليزم دينى
منبع: مجله كتاب نقد، ش 4 ,,,, اسلام و اديان
نويسنده: آيت الله جوادى آملى


يا علي
10 | مجيد م علي | | ١٢:٠٠ - ٢٧ تير ١٣٨٨ |
با سلام بر تمامي مومنان خصوصا برادر عزيز جناب اقاي momen abdullah .
البته متشكرم از نظراتتان كه بمن فرصتي داد با مشغله زياد كه گرفتار ان هستم ساعاتي پيرامون سوالات شما دنبال جوابي بگردم و به اين نتيجه رسيدم كه :
فرو رفتم به دريايي که نه پاي و نه سر دارد*******ولي هر قطره‌اي از وي به صد دريا اثر دارد
ز عقل و جان و دين و دل به کلي بي خبر گردد*******کسي کز سر اين دريا سر مويي خبر دارد
چه گردي گرد اين دريا که هر کو مردتر افتد*******ازين دريا به هر ساعت تحير بيشتر دارد

اما چرا بنده حقير با اين همه فقر علمي خصوصا در مورد مذهبمان همچنان مصر به حضور در ميان شما ميباشم مثل ان مور است كه ران ملخي براي حضرت سليمان ( ع ) است.

گفت : مشق نام ليلي مي کنم******* خاطر خود را تسلي مي کنم . . .
مي نويسم نامش اول از وفا ******* مي نگارم نامه ي عشق و صفا . . .
نيست جز نامي از او در دست ِ من*******زان بلندي يافت جان ِ مست ِ من . .
.
برادر عزيز همانطور كه ملاحظه ميفرمائيد من اين روايتها را از قول اساتيد بزرگ شيعه نقل قول كرده ام بنابراين استفاده كردن از كلمات گدا , فقير مسكين تغير چنداني در رساندن منطورم كه همان عدل حكومت علوي بود ندارد .
* *اما اينكه «حكومت اسلامى كسى را فقير نمى گذارد.» اآيا ممکن است که رفرانس اين حديث را به بنده حقير نشان دهيد.
جواب : چه كسي بهتر از حضرت فاطمه الزهرا سلام الله عليها كه براى زنان عيادت كننده فرمودند :
خساره الامه بغصب حق على عليه السلام :و تالله لو تكافوا عن زمام نبذه اليه رسول الله صلى الله عليه و آله لا عتلقه ، و لسار بهم سيرا سجحا لا يكلم خشاشه و لا يكل سائره و لا يتعتع راكبه ؛ و لا وردهم منهلا نميرا رويا صافيا فصفاضا تطفح ضفتاه و لايترنق جانباه ؛ و لا صدرهم بطانا قد تخير لهم الرى ، غير متحمل منه بطائل الا بغمر الناهل و ردعه سوره الساغب ؛ و لفتحت عليهم بركات من السماء و الارض .
و لكنهم نغوا فسيا خذهم الله بما كانوا يكسبون ، و الذين ظلموا من هوالا سيصيبهم سيئات ما كسبوا و ما هم بمعجزين .
خسارت امت در عدم قبول ولايت حضرت ( ع ): به خدا سوگند، اگر از گرفتن مهارى كه پيامبر صلى الله عليه و آله آن را به او (على عليه السلام ) سپرده بود خوددارى مى كردند با او انس مى گرفت و آنان را چنان به آرامى سير مى داد كه محل بستن مهار زخمى نكند و حركت دهنده آن خسته نشود و سواره آن به اضطراب نيفتد. و آنان را بر سر آبى فراوان و گوارا و زلال و وسيع مى برد كه آب آن از دو طرف نهر لبريز باشد و دو سوى آن گل آلود نشود، و آنان را از آنجا سيراب بيرون مى آورد. در حالى كه براى آنان سيرابى را پسنديده ، خود از آن استفاده نمى كرد مگر بقدر رفع عطش سيراب و دفع شدت گرسنگى .
و اگر خلافت را به او مى سپردند بركات آسمان و زمين بر آنان گشوده مى شد، ولى آنان از حق روى گردانيدند، پس به زودى خداوند آنان را به آنچه براى خود كسب كرده اند مواخذه مى نمايد و به زودى مى رسد به كسانى كه ظلم نمودند سزاى آنچه كسب كرده اند و نمى توانند مانع چنين عاقبتى شوند.
ايا اگر ان بركات بر ما نازل ميشد فقير مي بوديم ؟؟؟
* * فرموديد <<ولي همه ما از فقر عقيل با خبر هستيم.>>>
بايد پرسيد كه ايا جناب عقيل از بيت المال سهمي داشته اند يا نه , و ايا حضرت علي ( ع ) حاضر نشدند از سهم خودشان از بيت المال و ان مقداري كه جدا از حق خانواده براي مصاريف خودش داشتند به جناب عقيل بدهند , بله اما احتياجات جناب عقيل حتما خيلي بالاتر از اينها بوده و اين را نميتوان فقر قلمداد كرد .
* * و الله! لقد رأيْتُ عقيلاً و قد أملق حتّى استَماحَني من بُرِّكم صاعاً، و رأيتُ صبيانَه شُعْثَ الشعُورِ، غُبْرَ الألوان من فَقْرِهم ......[ نهج البلاغه، خطبه 224]
به خدا سوگند! برادرم، عقيل، را ديدم كه به شدت، تهيدست شده و از من، درخواست داشت تا يك مَنْ از گندمهاى بيت المال را به او ببخشم. كودكانش را ديدم كه از گرسنگى، داراى موهاى ژوليده و رنگشان تيره شده بود، گويا با نيل، رنگ شده بودند. پى در پى، مرا ديدار و درخواست خود را تكرار مى كرد. چون گفته هاى او را گوش فرا دادم، پنداشت كه دين خود را به او واگذار مى كنم و به دلخواه او، رفتار، و از راه و رسم عادلانه خود، دست برمى دارم. روزى، آهنى را در آتش گداخته به جسمش نزديك كردم تا او را بيازمايم. پس چونانِ بيمار، از درد فرياد زد و نزديك بود از حرارت آن بسوزد. به او گفتم: «اى عقيل! گريه كنندگان بر تو بگريند! از حرارت آهنى، مى نالى كه انسانى، به بازيچه، آن را گرم ساخته، اما مرا، به آتش دوزخى مى خوانى كه خداى جبارش، با خشم خود، آن را گداخته است؟ تو از حرارت ناچيز، مى نالى و من از حرارت آتش الهى ننالم؟».
* * امام على عليه السلام خطاب به عبدالله بن زمعه (از پيروان و ياران آن حضرت) آن هنگام كه از او، درخواست كمك مى كند، ماهيّت بيت المال را براى او روشن مى كند. او، بيت المال را نه مال شخصى امام مى داند و نه مالِ فردى از مسلمانان، بلكه بيت المال، از آنِ مسلمانان است كه در اختيار امامِ مسلمانان گذاشته مى شود تا به عدل، به مصرف مسلمانان برسد.
حضرت مى گويد:
إنَّ هذا المال ليس لي و لا لك! و انَّما هو في ءٌ لِلمسلمين و جَلْبُ أسيافهم. فإنْ شَرَكْتَهم في حربهم كانَ لكَ مثلُ حظهم ...ْ[ـ نهج البلاغه، خطبه 232]؛
اين اموال، نه مال من و نه از آنِ توست، بلكه غنيمتى گِردآمده از مسلمانان است كه با شمشيرهاى خود به دست آورده اند. اگر تو، در جهاد، همراهشان مى بودى، سهمى چونان سهم آنان مى داشتى و گرنه، دسترنج آنان، خوراك ديگران نخواهد بود.
* * اما در مورد اينكه ايا اقليتها از بيت المال هم سهمي ميبرند يا نه بنده فقط به چند روايت از حضرت علي ( ع ) بسنده ميكنم :
أيُّها الناس! إنَّ لي عليكم حَقّاً و لَكم علَّي حقٌ فأمّا حقُّكم علَّي فالنصيحةُ لكم و توفيرُ فيئكم عليكم؛[ نهج البلاغه، خطبه 34]
اى مردم! مرا بر شما و شما را بر من، حقى واجب شده است: حقِ شما بر من، آن است كه از خيرخواهى شما، دريغ نورزم، و بيت المال را ميان شما عادلانه تقسيم كنم.
آن حضرت، و اصل عدل و انصاف در بيت المال، مى نويسد:
ألْاو إنَّ حَقَّ مَنْ قِبَلَكَ و قِبَلَنا، من المسلمين، في قسمةِ هذا الفي ء، سَواءٌ يَرِدون عندي عليه و يَصدُرونَ عنه؛
آگاه باش! حقِ مسلمانانى كه نزد من يا پيش تو هستند، در تقسيم بيت المال، مساوى است! همه بايد به نزد من آيند و سهم خود را از من بگيرند.[ نهج البلاغه، نامه 43]
آن حضرت، به خوارج، خطاب فرمودند كه :
و قد علمتم أنَّ رسولَ الله صلى الله عليه و آله ... قَطَعَ السارقَ و جلد الزاني غيرَ الْمُحْصَنِ ثمَ قَسَمَ عليهما من الفي ءِ( نهج البلاغه، خطبه 127.)
شما مى دانيد همانا، رسول خدا صلى الله عليه و آله دست دزد را بريد و زناكارى را كه همسر نداشت، تازيانه زد و سپس آنان را از غنائم (بيت المال)، بهره داده است.

فإنصفوا الناس من إنفسكم نهج البلاغه, نامه 51; در روابط با مردم (گرفتن ماليات) انصاف و مدارا را پيشه كنيد.
و تفقد إمر الخراج بما يصلح إهله! فان فى صلاحه و صلاحهم صلاحا لمن سواهم و لا صلاح لمن سواهم الا بهم; لان الناس كلهم عيال على الخراج و إهله; نهج البلاغه, نامه 53
خراج (بيت المال) را به گونه اى كه وضع ماليات دهندگان را سامان دهد, وارسى كن! زيرا, بهبودى وضع ماليات و ماليات دهندگان, سبب بهبودى امور ديگر اقشار جامعه است و تا امور ماليات دهندگان اصلاح نشود, كار ديگران نيز سامان نخواهد گرفت; زيرا, همه مردم, نان خور ماليات و ماليات دهندگانند.
و لا تمسن مال إحد فى الناس مصل و لا معاهد الا إن تجدوا فرسا إو سلاحا يعدى به على إهل الاسلام; فانه لا ينبغى للمسلم إن يدع ذالك فى إيدى إعدإ الاسلام. نهج البلاغه, نامه 51
دست اندازى به مال كسى نكنيد,[ آن كس, چه] نمازگزار باشد و يا معاهد (كافر در پناه اسلام) مگر اسب يا اسلحه اى كه براى تجاوز به مسلمانها به كار گرفته مى شود; زيرا, براى مسلمان, جايز نيست آنها را در اختيار دشمنان اسلام قرار دهد تا نيرومندتر از سپاه اسلام گردند.
لو كان المال لى, لسويت بينهم, فكيف و انما المال مال الله! إلا و ان اعطإ المال فى غير حقه تبذير و اسراف و هو يرفع صاحبه فى الدنيا و يضعه فى الاخره و يكرمه فى الناس و يهينه عند الله;
اگر اموال (بيت المال) از خودم بود, به گونه اى مساوى, در ميان مردم تقسيم مى كردم, تا چه رسد كه جزء اموال خداست! آگاه باشيد! بخشيدن مال به آنان كه استحقاق ندارند, زياده روى و اسراف است,( هرچند) ممكن است در دنيا, ارزش دهنده آن را بالا برد, اما در آخرت, پست خواهد كرد! و(هرچند) ممكن است كه در ميان مردم, گراميش دارند, اما در پيشگاه خدا, خوار و ذليل است.
همان گونه كه ملاحظه مى شود, امام على عليه السلام از جمله آثار و پيامدهاى خيانت در بيت المال را خوارى در محضر مقام ربوبى و پستى در عالم آخرت, دانسته است.
و تَفَقَّدْ أمرَ الخراجِ بما يُصْلِحُ أهلَه! فإنَّ في صلاحه و صلاحهم صلاحاً لِمَنْ سِواهم و لا صَلاحَ لِمَنْ سِواهم إلّا بهم؛ لأنَّ الناسَ كُلُّهم عِيالٌ على الخراج و أهله
خراج (بيت المال) را به گونه اى كه وضع ماليّات دهندگان را سامان دهد، وارسى كن! زيرا، بهبودى وضع ماليّات و ماليّات دهندگان، سبب بهبودى امور ديگر اقشار جامعه است و تا امور ماليّات دهندگان اصلاح نشود، كار ديگران نيز سامان نخواهد گرفت؛ زيرا، همه مردم، نانْ خورِ ماليّات و ماليّات دهندگانند. نهج البلاغه نامه 53.
بكلمه الناس در عبارتهاي فوق عنايت فرمائيد .
اين را هم بعنوان هديه بتمامي دوستداران ال ياسين هديه :

سحرگاهي شدم سوي خرابات******که رندان را کنم دعوت به طامات
عصا اندر کف و سجاده بر دوش******که هستم زاهدي صاحب کرامات
خراباتي مرا گفتا که اي شيخ ******بگو تا خود چه کار است از مهمات
بدو گفتم که کارم توبه‌ي توست******اگر توبه کني يابي مراعات
مرا گفتا برو اي زاهد خشک****** که تر گردي ز دردي خرابات
اگر يک قطره دردي بر تو ريزم ******ز مسجد بازماني وز مناجات
برو مفروش زهد و خودنمائي ****** که نه زهدت خرند اينجا نه طامات
کسي را اوفتد بر روي، اين رنگ ****** که در کعبه کند بت را مراعات
بگفت اين و يکي دردي به من داد******خرف شد عقلم و رست از خرافات
چو من فاني شدم از جان کهنه******مرا افتاد با جانان ملاقات
چو از فرعون هستي باز رستم****** چو موسي مي‌شدم هر دم به ميقات
چو خود را يافتم بالاي کونين ******چو ديدم خويشتن را آن مقامات
برآمد آفتابي از وجودم ******درون من برون شد از سماوات
بدو گفتم که اي داننده‌ي راز******بگو تا کي رسم در قرب آن ذات
مرا گفتا که اي مغرور غافل******رسد هرگز کسي هيهات هيهات
بسي بازي ببيني از پس و پيش******ولي آخر فروماني به شهمات
همه ذرات عالم مست عشقند******فرومانده ميان نفي و اثبات
در آن موضع که تابد نور خورشيد******نه موجود و نه معدوم است ذرات
چه مي‌گويي تو اي عطار آخر******که داند اين رموز و اين اشارات

يا علي
11 | حميد | | ١٢:٠٠ - ٢٥ شهریور ١٣٨٨ |
با سلام خدمت دستندركاران موسسه تحقيقاتي ولي عصر-عج- پاسخ شما به اين شبه ناقض است و قانع كننده نيست!! بنده خود اين شبه را داشتم ليكن پاسخ شرعي و عقلي آن بر من آشكار شد... اصلاً بحث برده داري مطرح نيست. بحث بر سر اسيران جنگي است كه در مقابل اسلام شمشير كشيدند ... بايد با آنها چه كرد؟ پاسخي كا در ذيل مي آيد در سايت واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي آمده است : در عرف آن زمان که به ناچار در جنگ اسير مي گرفتند و اسيران را به صورت کنيز و غلام در خدمت نيروهاي پيروز مي گذاشتند: غلامان و کنيزان به عنوان خدمت‌گزاران نيروهاي فاتح بودند و البته بهرة جنسي از کنيزان را نيز روا مي شمردند. اسلام بهترين برنامه را در مورد رهايي اسيران به اجرا در آورد. آزادي بي چون وچراي آنان باعث تقويت کفر و قرار گرفتن دوبارة آنان در صف گمراهي مي شد؛ اسارت دائمي نيز به مصلحت آنان نبود. اسلام گفت: مدتي به عنوان اسير در خانه هاي مسلمانان باشند تا از نزديک آداب و اخلاق اسلامي را بياموزند و پذيراي حق و هدايت گردند و سپس آزاد شوند. اسلام براي اين دورة انتقالي يک سري مقررات را وضع کرد که با توجه به آن مرد مي‌تواند همانند همسر خويش با کنيز رابطه برقرار کند. در عرف آن زمان، مردان افزون بر بهره بردن از همسران قانوني، از کنيزان بهره مي‌بردند. در زندگي امامان نيز اين امر وجود دارد و اشکالي ندارد. برخي از امامان(ع) به علت وجود خفقان و شرايط سخت حتي يک همسر دائم اختيار نکردند و به بهرة مشروع از کنيزان اکتفا نمودند، مانند امام هادي و عسکري(ع). برخي ديگر غلامان و کنيزان متعدد مي خريدند، چند ماهي در خانه نگه مي داشتند و آنان را به آداب اسلامي خوب تربيت مي کردند و بعد در راه خدا آزاد مي کردند. اين حرکت نه با هدف کامجويي از کنيزان،‌ بلکه با هدف مقدس الهي و به عنوان يک روش تربيتي، انجام مي شد. امامان غلامان و کنيزان را مي خريدند تا بعد از يک دورة آموزشي آنان را از قيد اسارت آزاد سازند. در زندگاني امام چهارم(ع) اين موضوع به روشني ديده مي‌شود. امام در هر شب از ماه رمضان يک يا چند برده آزاد مي کرد، و در آخر ماه رمضان به تعداد کل شب هاي ماه رمضان آزاد مي‌کرد و مي گفت: «دوست دارم خداوند ببيند که من در دنيا بردگان خود را آزاد مي کنم تا بلکه مرا در روز رستاخيز از آتش دوزخ آزاد سازد». امام سجاد(ع) هيچ کنيز يا غلامي را بيش از يک سال نگه نمي داشت. همه را در شب عيد فطر آزاد مي‌کرد. حضرت با هر مناسبتي برده اي را آزاد مي‌کرد. اين يکي از کارهاي مستمر حضرت بود که کنيزان و غلامان را بخرد و مدّتي به تعليم و تربيت آنان بپردازد و سپس در راه خدا آزاد کند. مورخان نوشته اند: در مدينه گروه عظيمي از بندگان و کنيزان آزاد شده بودند که توسط امام سجاد (ع) رهايي يافته بودند. اهداف و برنامه هاي ديگري نيز مي‌تواند دراين مسئله وجود داشته باشد که نياز به تحقيقات گسترده تر دارد.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
شبيه همين پاسخ در بخش نظرات ، به سوال مزبور داده شده است .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
12 | علي | | ١٢:٠٠ - ١٥ آبان ١٣٨٨ |
بنام خدا سلام بعضي بي دينان غير از اين قضيه برده داري مي گويند چرا نمي دونم يک کنيز مثل يک ازاده حق نداره موهاي خودش را بپوشاند يعني علاوه بر محروميت از ازاد شدن از پوشش هم محروم است اگر توضيحي در اين باره بديد ممنون هستم و نظر شما در مورد اينکه حد عورت کنيز همانند حد عورت مردان است چيست ؟ متشکرم

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اين مسائل قبل از اسلام رواج داشت و اسلام هم نمي‌توانست بلا فاصله آن را از بين ببرد ، به همين خاطر به آرامي با آن مبارزه كرد و با وضع قوانين خاص سبب شد كه مسأله كنيز و عبد براي هميشه از جامعه بشري رخت بربندد .

موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
13 | كوروش رضايي | | ١٢:٠٠ - ١٩ آذر ١٣٨٨ |
بحثي که در اينجا بسيار مطرح مي شود و بسيار هم مضحک به نظر مي رسد اين است که شرايط زمانه و سنت هاي حاکم بر جامعه عرب اجازه نمي داد که پيغمبر اسلام برده داري را تحريم کنند در حالي که پيغمبر اسلام با آوردن دين اسلام و از بين بردن بت پرستي در سراسر جزيره العرب بزرگ ترين سنت شکني را انجام داد همينطور در بسياري از موارد ديگر اين اتفاق رخ داد بنابراين اين گفته عزيزان تنها بهانه اي است براي توجيه اين حکم غير انساني است در واقع اين عزيزان نه تنها به دنبال حقيقت نيستند بلکه تنها سعي در آرام کردن آتش تناقضات اعتقادي خود هستند البته اين احکام غير عقلي و انساني تنها به اين مسئله محدود نمي شود ضمن اينکه بد نيست دوستان نگاهي به تاريخ و رفتارهاي وحشيانه مسلمانان با ايرانيان بعد از ورود آنان و احکام ظالمانه جزيه و نيز احکامي که در مورد زن دراين دين متعالي وجود دارد بيندازند ومقايسه کنند که کوروش کبير که پيش از آن چگونه متن منشوري را زمينه سازي کرد در حالي که ايشان در حدود هزار سال پيش ازظهور اسلام نه تنها برده داري را ممنوع کردند بلکه با بسياري از سنت هاي رايج را لغو کرد و برابري انسانها را در 2500 سال پيش صرف نظر از نوع اتقاداتشان بنيان نهاد

پاسخ:

با سلام
دوست گرامي
1- فرموده‌ايد «بحثي که در اينجا بسيار مطرح مي شود و بسيار هم مضحک به نظر مي رسد اين است که شرايط زمانه و سنت هاي حاکم بر جامعه عرب اجازه نمي داد که پيغمبر اسلام برده داري را تحريم کنند در حالي که پيغمبر اسلام با آوردن دين اسلام و از بين بردن بت پرستي در سراسر جزيره العرب بزرگ ترين سنت شکني را انجام داد»!
پاسخ سوال شما قبلا داده شده است ! بسياري از كارها ، در اسلام به صورت تدريجي برداشته شد ، از جمله شرابخواري و قمار و ربا و...
يكي از اين موارد برده داري بود !
سنت شكني اسلام در مورد بت پرستي نيز ، امري بود كه به راحتي براي مردم قابل اثبات بود ، يعني اثبات بي‌جان و قدرت بودن بتها كه البته همين امر ،‌ 23 سال سختي و رنج و جنگ براي پيامبر داشت !و امري ساده نبود ! و به همين علت بعد از رحلت پيامبر دوباره گروه‌هاي بسياري از عرب مرتد شدند !
2- فرموده‌ايد «ضمن اينکه بد نيست دوستان نگاهي به تاريخ و رفتارهاي وحشيانه مسلمانان با ايرانيان بعد از ورود آنان»!
ما نيز با رفتار ظالمانه خلفايي كه به زور حق اميرمومنان را گرفتند ، و سپس براي كشورگشايي به ايران و... حمله كردند ، مخالفيم و اين مطلب دليلي بر ضد اسلام نيست !
3- فرموده‌ايد « و احکام ظالمانه جزيه»!
جالب است كه شخص غير مسلمان ، تنها بايد جزيه بدهد تا از تمام بركات حكومت اسلامي بهره‌مند شود ، اما مسلمان بايد خمس و زكات و ... بدهد ، و اين مي‌شود ظلم به غير مسلمان !
4- فرموده‌ايد « و نيز احکامي که در مورد زن دراين دين متعالي وجود دارد بيندازند ومقايسه کنند»!
بهتر است چند نمونه معرفي كنيد ! تا مشخص شود آيا احكام زن در اسلام سخت است ،‌يا احكام مرد ! مردي كه بايد به جهاد برود ، نفقه زن و مهريه و... را بدهد تا همسرش هم آسايش روحي و رواني داشته باشد و هم آسايش ديني !
5- فرموده‌ايد « کوروش کبير که پيش از آن چگونه متن منشوري را زمينه سازي کرد در حالي که ايشان در حدود هزار سال پيش ازظهور اسلام نه تنها برده داري را ممنوع کردند بلکه با بسياري از سنت هاي رايج را لغو کرد»!
اگر سخن شما درمورد كار كوروش صحيح باشد ، بهتر است نگاهي به اثر منشور او (به ادعاي شما) داشته باشيم ! تا زمان اسلام ، يعني هزار سال بعد از منشور كوروش ، هنوز برده داري رواج داشت ! اما اسلام بدون تحريم برده داري كاري كرد كه برده داري به سرعت منقرض شد !
اين است فرق بين فرهنگ اسلام و ساير فرهنگ‌ها
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

14 | مهدي | | ١٢:٠٠ - ١٢ فروردين ١٣٨٩ |
با سلام همه ما قبول داريم که در حيات پيامبر آيه نازل شد و اعلام گشت که امروز دينتان را کامل کردم و همچنان کنيز را حلال دانست بنده معتقدم خدا و پيامبرش از کسي ترس نداشته اند و مصلحت انديشي نکرده اند و اگر اين کار ناپسند مي بود الحکم لله و بايست اعلام مي شد مثل همان شراب که سومي در حين تحريم شراب چند ده شتر شراب خريداري شده اش را ريخت و از بين برد.
15 | آريايي | | ١٥:١٧ - ٢٧ خرداد ١٣٨٩ |
با سلام خدمت همگي واقعا از اينکه اين امکانات رو براي رفع شبهات تهيه کرديد تشکر ميکنم. راستش با جوابهايي که تا اينجا داده شده قانع نشدم. 1.گفتيد که: "در مورد كنيز ، ظاهرا در اطلاعات شما اشتباهي رخ داده است ؛ زيرا كنيز حق ازدواج دارد (البته با اجازه مولا) و مولا نيز مي تواند با او ازدواج كند ؛ اما به اين سبب كه مولا بايد او را حفاظت كرده و خرجي او را بدهد و او را تربيت اسلامي نمايد ، اسلام به او حق همبستري بدون ازدواج را نيز (در صورتي كه شوهري نداشته باشد) داده است ." واقعا اين احکام براي برده داران وجود داره که بايد برده شون رو تربيت اسلامي کنن؟ به هر حال نمي تونيد اين رو انکار کنيد که چه ظلم هايي که به برده ها و کنيزها نشده. 2.چه دليلي داره که وقتي يه جايي رو تصرف کرديم حتي زنهاشون رو هم اسير کنيم؟ اسلام بي شک نسبت به ظرافت طبع زن و ... آگاه بوده و از خيلي از احکامي که توش هست ميشه اين رو فهميد ولي فروختن يک زن و اجازه همبستر شدن خريدار با حرفاي ديگه ي اسلام متناقض به نظر مياد. گفتيد که اسلام برده داري رو ميخواسته که به تدريج از بين ببره و به مسئله شراب خوردن اشاره کرديد. در مورد شراب هم حکم هاي اسلام رو که به تدريج به سمت حرام اعلام کردن اون حرکت ميکرد رو مثال زديد. چرا در مورد برده داري همچين رفتاري نشد؟ 3.برخورد با يک انسان به عنوان يک کالا توي هيچ منطقي نمي گنجه. بهتر نبود لا اقل امامان ما با دوري کردن از برده داري زشت بودن اين عمل رو به جامعه تلقين کنن؟ به هرحال اينها الگوهاي جامعه بودن. کارهاشون براي ديگران سرمشق بوده. نميشه که بگيم اماما برده ميخريدن که مسلمونشون کنن. همين که برده ميخريدن به منزله تاييد برده داريه. حتي اگه معنيش اين هم نباشه توي جامعه اين طور تلقي ميشه. مطمئنا ائمه معصوم ما (عليهم السلام) از اين موضوع هم آگاه بودن. بازم تشکر ميکنم.

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

1- در اسلام تربيت تمامي افراد تحت سرپرست ، حقي است كه بر گردن متولي آنان قرار داده شده است . (اگر بسياري كوتاهي مي‌كنند دليل بر نبود اين حق نيست !)

2- هيچ دليلي براي به اسارت گرفتن زنان وجود ندارد ! (همانطور كه در ساير نظرات گفته شده است ، تنها گروه خاصي از زنان را مي‌توان به كنيزي گرفت ! وگرنه اگر جايي تصرف شد ، كساني كه در جنگ شركت نداشته‌اند ، به بردگي گرفته نمي‌شوند)

3- تدريج در برده داري ، چيزي نبود كه در زمان رسول خدا (ص) محقق شود ، لذا رسول خدا (ص) با وضع قوانين خاص زمينه از بين رفتن آن را تا چند وقت بعد از خود فراهم آوردند .

4- علت برخورد كالا گونه با برخي انسان‌ها در بخش نظرات به صورت اجمالي پاسخ داده شده است .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

16 | حاج علي | | ٠٢:٣٠ - ١١ مرداد ١٣٩٠ |
چرا برده داري منحصراً براي بت پرستان حربي جايز شمرده نشده؟ آيا صحيح است افرادي که مسلمان نيستند را به اسارت گرفت؟ حتي اگر مستقيماً به جنگ مسلمين نرفته باشند؟

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

چنين كاري جايز نيست و تنها به بردگي گرفتن كساني كه مستقيما در منطقه جنگي بوده و به كفار كمك كرده‌اند جايز است .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

17 | رضا | | ٠٦:٣١ - ١٦ مرداد ١٣٩٠ |
با سلام
پاسخهاتون در مورد کنيزان اصلا قانع کننده نيست!!
سرپرست بودن دليلي بر همبستري نيست!!!
18 | حسين خوشرو | | ١٩:٠٢ - ٣٠ مرداد ١٣٩٠ |
با سلام فرموديد فقط کساني که با مسلمانها بجنگند بايد اسير شوند اين براي وقتي است که انها به سرزمينهاي اسلامي حمله کنند نه وقتي که انها در خانه خود نشسته ااند و مسلمانها به کشور انها حمله ميکنند گناه انها چيست که در جايي به دنيا نيامده اند که پيامبر ظهور کرده ايا بهتر نبود به جايي لشکر کشي کردن به کشورهاي ديگر مانند مسيحيان صدر مسيحيت رسولاني به کشورهاي ديگر فرستاد تا اسلام را به مردم بشناسانند کسي به ايرانيان نگفت که اسلام چطور ديني است بلکه يکباره به انها حمله شد خوب معلوم است که هر انسان غيرتمندي براي دفاع از ناموس و اب و خاکش به جنگ ميرود تنها رسولي که به ايران فرستاده شد به دربار نزد خسرو بود اين اطلاع رساني به مردم ميشود . دوم گفتيد که امامان کنيز و غلامان را براي تربيت کردن وشناساندن اسلام ميخريدند شما قضاوت کنيد حال ان زني را که به شهر و خانه اش حمله کرده شوهرش را کشته به اسيري برده ميشود و به او تجاوز ميکنند به اسم اسلام ان وقت ميخواهيد ان زن اسلام را دوست داشته باشد از کجا معلوم که ان زن فرزند کوچکي نداشته که از جدايش نکرده اند چه کسي از اعراب اين زنان را با بچههايشان ميخريدند اين شد تربيت ايا نهي اين کار از طرف پيامبر و امامان بهتر نبود حداقل مسلمانان واقعي اين کار به خاطر پيامبر انجام نميدادند اما وقتي پيامبر و امامان خود نيز کنيز و برده داشتند اين تاييد بر بردهداري نبود بر فرض اينکه پيامبر و امامان رفتار خوبي با برده گان داشتند در مقابل بقيه چه کاري با بردگان انجام ميدادند
19 | سلام | | ١٠:٣٥ - ٠٦ آذر ١٣٩٠ |
با سلام
چرا هيچ كسي به اين نكات توجه نمي كنه؟
1- قبل از جنگ با كشورهاي غير مسلمان ابتدا دين اسلام به آنها معرفي مي شد و افرادي هم براي مذاكره فرستاده مي شدند.
2- اگر ديني حق باشد آيا نبايد گسترش يابد و موانعي كه از آگاه شدن ديگر انسان ها و نائل شدن به حقيقت وجود دارد برداشته شود.
3- زنان و فرزندان افرادي كه با مسلمانان جنگ كرده اند و در جنگ هم شكست خورده اند توسط چه كساني سر پرستي شوند مردان انها كه يا مرده اند يا اسير شده اند.
4- فرزندي كه پدرش به دست مسلمانان كشته شده و زني كه شوهرش به دست مسلمانان كشته شده آيا در صورت رها شدن و مبتلاشدن به بي سرپرستي آيا كينه بزرگي از اسلام و مسلمانان نخواهند داشت و در صدد تجديد قوا و حمله به مسلمانان نخواهد بود.
5-ايثار و انصاف و تبليغ دين اسلام جزو ارزش هاي اسلامي هستند و مسلمانان بايد هنگام گرفتن اسرا با آنان با انصاف برخورد كنند و در واقع سرپرستي آنان را بكنند.
6-با زني كه به اسارت گرفته شده و شوهرش پيش اوست و اسير شده شرعا نمي توان همبستر شد و شوهرش موجود است.
7- زني كه به اسارت گرفته شده ميل جنسي دارد و بايد ميل او از طريق مشخصي ارضا شود و مكررا هم با سرپرست خود در ارتباط است و در منزل اوست و كارهاي او را انجام مي دهد و سرپرستش به وي اتاق و غذا مي دهد بر طبق غريزه جنسي به هم متمايل مي شوند و همچنين مي تواند با اذن سرپرت خود با كس ديگري نيز ازدواج كند.
8-يكي از مسائلي كه قبل از ظهور اسلام مطرح بود فساد جنسي زنان اسير شده بود كه به اجبار توسط مولا به زنا تن در مي دادند و از اين طريق براي مولاي خود كسب در امد مي كردند كه در قرآن نيز اين كار نهي شده است.
9-همبستري سرپرست و رفتار نيك او با وي باعث مي شود اين دو به هم علاقمند شده و مهر محبت در ميان ايشان ايجاد شود در نتيجه تمايل بيشتري به دين حق پيدا ميكندد.
10-آزاد كردن برده در راه خدا به خودي خود مستحب است و در موادي هم واجب مي شود پس ممكن است يكي از حكمت هاي اسارت و سرپرستي و ازاد كردن آنان- نجات آنان از غربت پس از جنگ و فرونشاندن كينه هاي آنان و در معرضيت اخلاق والاي اسلامي و انساني قرار دادن آنها مي باشد.
11-بسياري از قوانين چيز هاي خوبي هستند ولي از آنان استفاده هاي بد هم مي توان كرد مثلا ازدواج كه قايده بسيار خوبي است ولي اساسا مرد از زن قوي تر است و مي تواند همين ازدواج ظلم هاي فراواني را به زن بكند.
12- كليه ولايت هايي كه در اسلام داده شده است اعم از ولايت فقيه ولايت شوهر بر زن و ولايت عاقل بر ديوانه و ولايت مرد بر اطفال - مولي و سر پرست در قبال تمامي رفتار خود مسئول است و روز قيامت از وي سوال مي شود و بايد جواب بدهد و اين گونه نيست كه هر كاري بخواهد بكند و اين هم حكم اسلام است و قرآن است و عقل است و اخلاق است و فطرت است چنانكه داريم كلكم را و كلكم مسئولون عن رئيته يعني همه ما در هر مكان و در هر زمان هر اختياري داريم در قبال آن مسئوليم چه آن اختيارات را اسلام به ما داده باشد يا كفار داده باشند يا زمانه داده باشد يا موقعيت اجتماعي داده باشد همه بايد بر اساس انصاف عمل كنيم و انصاف حكم عقل و شرع و اخلاق و فطرت است. پس اين گونه نيست كه اگر اجازه همبستري با كنيز داده شد سرپرست وي بدون انصاف با وي برخورد كند و شبانه روز بر وي بتازد.و سيره پيامبر گرامي و ائمه اطهار رحمت شفقت مهرباني با اسرا بوده است.
13- حكمت احكام الهي را فقط خود او مي داند و پيامبران و اوصيا آنها و اين گونه نيست كه ما به تمام جوانب عالم خلقت آگاه بوده باشيم و برنامه زندگي براي خود تدوين كنيم و عقل خود مي گويد چون تمام اطلاعات را ندارم پس نمي توانيم نتيجه صد در صد بدهم يعني نمي توانم يك حكم وضع كنم و يا حكمي را كه از تمام جوانب آن آگاهي ندارم
20 | مي ترسم | | ١٣:٣٣ - ١٩ آذر ١٣٩٠ |
با سلام
قد تبين الرشد من الغي
بفرماييد به كشورهاي مسيحي حمله كنيد و آيين خودتون رو كه از عرب به ارث رسيده ترويج دهيدو احكام انسانيت را ارئه دهيد. ما آزاديم در مورد فضيلت انسان اظهار نظر كنيم!
چرا قبل از اينكه ايمان بياوريد مسلمان مي شويد؟ايمان به كلمه نه كه به حقيقت و به آنچه بايد باشد.
21 | بخت النصر | | ١٦:١٦ - ١٩ آذر ١٣٩٠ |
جناب مي‌ترسم
چرا نصاري به ما مسيحيان حمله ور شدند و جوانان ما را به بردگي ارتش سرخ بردند؟
22 | سلمان | | ٢٢:١٠ - ٢١ مرداد ١٣٩١ |
اين توجيهات قابل قبول نيست و با حقوق بشر سازگاري ندارد چرا بعد از خريد كنيز را بلافاصله آزاد نميكردند همه انسانها با هم برابرند همه آزادند و هيچ كس بنده ديگري نيست بهره كشي جنسي صحيح نيست و آيا دين چيزي غير از اخلاق است شما مورد را خوب استنباط نكرده ايد كه جوابي قانع كننده بدهيد نظام اسلام نظامي برابري و ضد بهره كشي انساني است
23 | مهدي | | ٠١:٠٠ - ١٠ آذر ١٣٩١ |
خانم يا آقاي سلام
طبق پاسخ هاي داده شده زني که در جنگ هيچ دخالتي نداشته نبايد به اسارت و کنيزي برده بشه.
24 | ناخدا باخدا | | ١٤:٠١ - ٢٠ آذر ١٣٩١ |
با سلام اينکه بعضي ميگن اسيرا رو به بردگي ميبردن چون سرپرست نداشتن توجيح مناسبي براي برده داري نيست به چند علت 1 اگر قرار بود هر بي سرپرستي را به بردگي بگيريم و بدون ازدواج با اون بهش تجاوز کنيم که سنگ روي سنگ بند نميشد 2 اگر قرار بود که هر کسي که خرج فرد ديگه اي رو ميده بهش تجاوز کنه يا مالکش بشه که ديگه خودتون تصور کنيد چه ميشد 3 فرض کنيد که شما يه بسته اسکناس تو خيابون پيدا کني که صاحب نداره يا معلوم نيس که صاحب داره يا نه.ايا اين توجيح خوبيس که بگوييم چون ممکن است اين پول دست نا اهلان بيفتد و به صاحبش نرسد ما اين پول را بر ميداريم با ان به مسلمانان شير کيک ميديم تا خدا از ما راضي باشد..؟؟؟ 4 از همه مهمتر اينکه اينها اسکناس نبودند انسان بودند شعور داشتند و به حکم انسانيت حق انتخاب کردن سرپرست هم داشتند به فرض که قرار بود کسي سرپرستي اين اسيران را بعهده بگيرد ايا بهتر نبود که خودشان انتخاب کنند. 5 خريد و فروش انسان در تمام مکان ها و زمانها چه قبل و چه بعد از اسلام امري کريه و خلاف انسانيت است و اين را هر ذهن سليمي قبول دارد.همانطور که دروغ کفتن بد است .پس اگر کسي بگويد من کمتر دروغ ميگويم تا کم کم دروغ گفتن را ريشه کن کنم حرفي مضحک و خنده دار است.
25 | ازاد | | ٢٠:١٢ - ٢٤ آذر ١٣٩١ |
دوستان عزيز اطلاعات بنده بسيار ناچيز است ولي از شما دوستان غني از علم چند سوال دارم 1- ايا زرتشت دين ظاله بوده است 2- اگر بوده دلايل ان را بنويسيد چون به گواه تاريخ غير از اين بوده 3- اگر نبوده پس ميپذيريم ديني به انديشه هاي الهي و يكتا پرستي بوده 4- با ديني كه انديشه ان اعتقاد به مبدا الهي است و توحيدي است جنگيدن چه توجيهي دارد 5-كوروش زماني كه به بابل حمله كرد پس از فتح هيچ زن و مردي را كنيز و غلام نكرد و گفت هر زن و مردي كه تحت امپراطوري او هستند ازاد و هيچ كس حق بهره كشي از انها را ندارد ( منشور كوروش ) 6-مسلمانان به گواه تاريخ روستاها را اتش و مردم را كشتار كردند اثار تمدني را از بين بردند (مثال كوچك فرش بهارستان كه توسط حضرت علي تكه تكه شد به جهت جلوگيري از درگيري ) ايا خدا به انها يا پيامبر اينچنين دستوري داده مثال قوم صبا كه كافر بودند حضرت سليمان با لطائف الحيل انها را به اسلام دعوت كرد نه با جنگ و غارت 7- دلايل شما در خصوص كنيز و غلام و جنگ قانع كننده نيست

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
دين زردشت دين الهي بوده ولي با آمدن رسول خاتم منسوخ شده و بايد به دين پيامبر پس از خود ايمان مي آوردند. سخن كورش هم مستند قطعي ندارد و در منشور كورش حرف و حديث فراوان است كه بنظر مي آيد ساخته بريتانيا و ... است.
كشتار و خونريزي پس از تسليم هيچ توجيهي ندارد و كساني كه اين اعمال را انجام داده اند نظر شخصي خودشان يا فرمانده و يا خليفه بوده استو ربطي به اسلام ندارد.
فرش بهارستان هم توسط حضرت علي عليه السلام تقسيم نشده است.
كنيز و غلام هم براي محافظت از زنان شوهر مرده بوده است تا سرپناهي داشته باشند و اين كار، آنها را از بلاتكليفي در مي آورده است و باعث تشرف آنها به اسلام مي شده است. همچنين در صورت بچه دار شدن به او ام ولد گفته مي شده كه با مرگ مولا كنبز خود بخود آزاد مي شده است. تصاحب زن كسي كه در صورت توانايي جان فرد را مي گرفته و او را مي كشته بهاي بسيار كمي در مقابل جانفشاني اوست. شما توام جوانب مساله را ببينيد نه آنكه همين يك قسمت را ديده و براي خود تحليل مي كنيد.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
26 | ازاد | | ١٩:٤٦ - ٢٨ آذر ١٣٩١ |
دوست عزيز قبول داريد كه الهي است حالا حتما ميدانيد كه دين از ادم تا خاتم يكي است و انبيا يكديگر را نسخ نكرده اند بلكه راه انها را ادامه داده اند و منسوخ شدن مربوط به چيزي يا در اينجا ديني است كه ديگر كارايي ندارد و اگر چنين بباشد ژيروان عيسي و موسي نيز بايد دين غير قابل قبول داشته باشند كه همه ميدانيم انچنين است و انها اهل كتاب ميباشند كه اين مصداق ايه مباركه لا اكراه و في الدين وقد تبين رشد و .... ميباشد و هم چنين اينكه در قيامت هر كسي را به عقده خود او باز خواست ميكنند يا به ديني كه دارد ژس اجبار در ژذيرش اسلام محمدي غير قابل قبول ميباشد 2- منشور كوروش قطعي و توسط كارشناسان اهل فن درست و اصلي بوده و لجاجت در تحريفي بودن ان قابل پذيرش نيست رجوع كنيد به كتب معتبر تا اگاه شويد بايد به اينچنين فرهنگي افتخار كنيد نه انكار دوست عزيز 3-ربط تمام مسائل در جنگ بعهده فرمانده و رهبر ان كشور ميباشد و گناه به گردن ديگران انداختن باب توجيه المسائل باز كردن است دوست عزيز چنانكه لشكر كوروش ميتوانست ولي به فرمان رهبر اين كار را نكرد عرب جاهلي هيچگاه تغيير ماهيت نداده فقط در زمانهايي مثل زمان حضرت رسول مكرم اسلام تغيير روش داده ولي دوباره به خوي خود برگشته چنانكه بعد از 1400 سال هنوز رگه هاي ان را ميتوان ديد در كشورهاي عربي 4- بگذريم از توجيه غير منطقي جنابعالي در خصوص كنيزان جنگي ميشود بفرمائيد كنيزان ارسالي مقوقس پادشاه مصر در زمان پيامبر كه هديه شدند از بابب كدام توجيه نزد حضرت رسول بعنوان پيشكش پذيرفته شدند يا انها هم بواسطه جلوگيري از فساد قبول گرديدند يا در اسلام برده داري نيز بابب بوده كدام دوست عزيز بفرمائيد

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
نسخ اديان با آمدن دين جديد، مساله قطعيي است. و نسخ به معني عدم قبول پيامبر قبلي نمي باشد، بلكه تمام انبيا(ع) محترم و از مقام رفيعي برخوردار هستند؛ اما وقتي خداوند، پيامبر جديدي مي فر ستد، كه خود پيامبر قبلي هم به نبوت او بشارت داده و از پيروان خود خواسته است تا از او تبعيت كنند چه توجيهي براي پيروانش براي بقاء بر دين قبلي مي باشد؟ در اين مورد فرقي بين يهود و مسيح و زردشت نيست.
جمله «لا اكراه في الدين» مي گويد: در انتخاب دين هيچ اكراهي نيست. نه اينكه وقتي دين انتخاب كردي و آن دين با آمدن پيامبر جديد غير قابل عمل شد دوباره بر ماندن بر آن دين پافشاري كني و به پيامبر جديد ايمان نياوري. درست است كه اجباري براي افراد در انتخاب اسلام نيست ولي رستگاري تنها در گرو پذيرش اين دين است و بس. ما نمي توانيم افراد را مجبور كنيم كه شما حتماً بايد مسلمان شويد چون قرآن مي فرمايد: «قد تبين ارشد من الغي» راه از بيراهه پيداست و خود فرد در قيامت بايد جوابگوي انتخاب خود باشد.
مسائل جنگ هم درست است كه بدست فرمانده آن است ولي اين جريان در زمان رسول الله (ص) نبوده بلكه در زمان عمر بوده و او را غاصب مي دانيم لذا نه عمل او و نه فرمانده اي كه براي جنگ نهاده را قبول نداريم بناحق بر مسند خلافت نشسته و به ناحق حكم كرده.
هديه دادن كنيز در آن زمان رايج بوده ولي رسول الله با او ازدواج كرده و از او صاحب فرزند شدند و بين او و ديگر زنان فرق نگذاشتند و با او رفتار انساني داشتند نه اينكه به چشم يك كالا به او نگاه كنند. برده داري از زمان قبل از اسلام در جامعه رايج بوده ولي اسلام طبق يك برنامه حساب شده آن را از جامعه حذف كرده است.
آيت الله مكارم شيراز ي مي فرمايند: «هر نوع برده‏ دارى در عصر و زمان ما اشكال شرعى دارد.»(استفتائات جديد، ج‏1، ص: 526)
در پايان نظر شما را به سخنان آيت الله مكارم شيرازي در برنامه اسلام براي نفي برده داري جلب مي كنم:
« در مورد اينكه چرا انسانى مملوك انسان ديگرى باشد؟ و آزادى را كه بزرگ‏ترين عطيه الهى است، از دست دهد؟! در يك جمله كوتاه، بايد گفت: اسلام طرح و برنامه دقيق و زمان‏بندى شده‏ اي براى آزادى بردگان دارد، كه بالمال همه آنها تدريجاً آزاد مى ‏شوند، بى ‏آنكه اين آزادى، عكس العمل نامطلوبى در جامعه به وجود آورد.
ولى، پيش از آنكه به توضيح اين طرح دقيق اسلامى بپردازيم، ذكر چند نكته را مقدمتاً لازم مى ‏دانيم:
1- اسلام هرگز ابداع‏ كننده بردگى نبوده است‏:
بلكه در حالى ظهور كرد كه مسأله بردگى سراسر جهان را گرفته بود، و با تار و پود جوامع بشرى آميخته بود، حتى بعد از اسلام نيز، در تمام جوامع، مسأله بردگى ادامه يافت، تا حدود يكصدسال قبل كه «نهضت آزادى بردگان» شروع شد؛ چرا كه به خاطر دگرگون شدن نظام زندگى بشر، مسأله بردگان به شكل قديمى ديگر قابل قبول نبود.
الغاى بردگى، نخست از اروپا شروع شد، سپس در ساير كشورها از جمله آمريكا و آسيا، گسترش يافت.
در «انگلستان» تا سال 1840 ميلادى، و در «فرانسه» تا سال 1848، و در «هلند» تا سال 1863، و در «آمريكا» تا سال 1865 بردگى ادامه داشت، و سپس كنگره «بروكسل» ضمن اعلاميه ‏اى، تصميم به الغاى بردگى در سراسر جهان گرفت، و اين در سال 1890 بود (حدود يك قرن قبل).
2- تغيير شكل بردگى در دنياى امروز
درست است كه غربى ‏ها به اصطلاح پيش‏قدم در الغاى بردگى بودند، اما وقتى دقيقاً مسأله را بررسى مى ‏كنيم مى ‏بينيم بردگى نه تنها ريشه ‏كن نشد، بلكه به صورت خطرناك‏تر و وحشتناك‏ ترى يعنى در شكل استعمار ملت‏ها، و بردگى مستعمرات آشكار گشت، به طورى كه هر قدر بردگى فردى، رو به ضعف مى ‏گذاشت، بردگى دسته‏ جمعى و استعمار، قوى ‏تر و نيرومندتر مى ‏شد،امپراطورى «انگلستان» كه پيش‏قدم در الغاى بردگى بود، پيش‏قدم در امر استعمار نيز محسوب مى ‏شود!.
جناياتى كه استعمارگران غربى در طول مدت استعمار خود، انجام دادند نه تنها كمتر از جنايات دوران بردگى نبود، بلكه از شدت و گسترش بيشترى برخوردار بود.
حتى، بعد از آزاد شدن مستعمرات، باز بردگى ملت‏ها ادامه يافت؛ چرا كه اين آزادى، آزادى به اصطلاح سياسى بود، ولى استعمار اقتصادى و فرهنگى هنوز در بسيارى از مستعمرات آزاد شده و غير آن، حكم‏فرما است.
مخصوصاً كشورهاى كمونيستى كه براى مسأله الغاى بردگى، بيش از همه سينه چاك مى ‏كنند، خود گرفتار يك نوع برده‏ دارى شرم‏ آور عمومى هستند، و مردمى كه در اين كشورها زندگى مى ‏كنند مانند بردگان كمترين اختيارى از خود ندارند، و همه چيز آنها را گردانندگان «حزب كمونيست» تعيين مى ‏كنند، و اگر كسى اظهار نظر مخالفى كند، يا به اردوگاه‏هاى كار اجبارى فرستاده مى‏ شود، يا در سياه‏چال زندان مى ‏افتد، و يا اگر از دانشمندان باشد، به عنوان «بيمار روانى»! روانه تيمارستان‏ها مى ‏گردد.
خلاصه اين كه: بردگى تابع اسم نيست، آنچه زشت و ناپسند است مفهوم و محتواى بردگى است، و مى ‏دانيم اين مفهوم و محتوا در كشورهاى استعمار زده و در ممالك كمونيستى، به بدترين اشكال پياده مى ‏شود.
نتيجه اين كه: الغاى بردگى در جهان امروز، صورى بوده و در حقيقت تنها يك تغيير شكل است!.
3- سرنوشت دردناك بردگان در گذشته‏
بردگان در طول تاريخ، سرنوشت بسيار دردناكى داشته‏ اند، به عنوان نمونه، بردگان «اسپارت‏ها» را كه به اصطلاح قومى متمدن بودند در نظر مى‏ گيريم، به قول نويسنده «روح القوانين»: غلامان اسپارتى، به قدرى بدبخت بودند كه تنها غلام يك نفر نبودند، بلكه غلام تمام جامعه، محسوب مى ‏شدند، و هر كس بدون ترس از قانون، مى ‏توانست هر قدر بخواهد غلام خود يا ديگرى را آزار و شكنجه دهد، و در حقيقت زندگانى آنها از حيوانات نيز بدتر بود.
از زمانى كه بردگان را از كشورهاى عقب‏ افتاده، صيد مى ‏كردند تا هنگامى كه در بازارهاى فروش، عرضه مى ‏شد، بسيارى از آنها مى ‏مردند، و باقيمانده وسيله ‏اى بودند، براى بهره‏گيرى برده‏ فروشان طمّاع، و اندك غذائى كه به آنها مى ‏دادند براى زنده ماندن و كار كردن بود، و به هنگام پيرى و بيمارى ‏هاى صعب، آنها را به حال خود، رها مى ‏كردند، تا به شكل دردناكى جان دهند!
لذا، نام بردگى در طول تاريخ با انبوهى از جنايات هولناك همراه است.
با روشن شدن اين چند نكته به صورت فشرده، به طرح اسلام در زمينه آزادى تدريجى بردگان بازمى ‏گرديم.
4- طرح اسلام براى آزادى بردگان‏
آنچه غالباً مورد توجه قرار نمى ‏گيرد، اين است كه اگر نظام غلطى در بافت جامعه‏ اى وارد شود، ريشه ‏كن كردن آن احتياج به زمان دارد، و هر حركت حساب نشده، نتيجه معكوسى خواهد داشت، درست همانند انسانى كه به يك بيمارى خطرناك، مبتلا شده و بيماريش كاملًا پيشرفت نموده است، و يا شخص معتادى كه دهها سال، به اعتياد زشت خو گرفته، در اين گونه موارد حتماً بايد از «برنامه‏ هاى زمان بندى شده»، استفاده كرد.
صريح‏تر بگوئيم: اگر اسلام، طبق يك فرمان عمومى دستور مى ‏داد، همه بردگان موجود را آزاد كنند، چه بسا، بيشتر آنها تلف مى ‏شدند؛ زيرا گاه نيمى از جامعه ‏اى را بردگان تشكيل مى‏ دادند، آنها نه كسب و كار مستقلى داشتند، و نه خانه و لانه و وسيله ‏اى براى ادامه زندگى.
اگر در يك روز و يك ساعت معين، همه آزاد مى ‏شدند، يك جمعيت عظيم بى ‏كار ظاهر مى ‏گشت كه هم زندگى خودش با خطر مواجه بود، و هم ممكن بود نظم جامعه را مختل كند، و به هنگامى كه محروميت به او فشار مى ‏آورد، به همه جا حمله ‏ور شود و درگيرى و خونريزى به راه افتد.
اينجا است كه بايد تدريجا آزاد شوند، و جذب جامعه گردند، نه جان خودشان به خطر بيفتد، و نه امنيت جامعه را به خطر اندازند، و اسلام درست اين برنامه حساب شده را تعقيب كرد.
اين برنامه، مواد زيادى دارد كه رئوس مسائل آن، به طور فشرده و فهرست‏ وار در اينجا مطرح مى ‏شود، و شرح آن نياز به كتاب مستقلى دارد:
ماده اول- بستن سرچشمه‏ هاى بردگى‏
بردگى در طول تاريخ، اسباب فراوانى داشته، نه تنها اسيران جنگى و بدهكارانى كه قدرت بر پرداخت بدهى خود نداشتند به صورت برده درمى ‏آمدند، كه زور و غلبه، نيز مجوز برده گرفتن و برده‏ دارى بود، كشورهاى زورمند نفرات خود را با انواع سلاح‏ها به ممالك عقب افتاده آفريقائى و مانند آن، مى ‏فرستادند، و گروه، گروه از آنها را گرفته، اسير كرده و با كشتى ‏ها به بازارهاى ممالك آسيا و اروپا مى ‏بردند.
اسلام، جلو تمام اين مسائل را گرفت، تنها در يك مورد اجازه برده‏ گيرى داد، و آن در مورد اسيران جنگى بود، و تازه آن نيز جنبه الزامى نداشت، بلكه اجازه مى ‏داد طبق مصالح، اسيران را بى ‏قيد و شرط يا پس از پرداخت «فديه»، آزاد كنند.
در آن روز، زندان‏هائى نبود كه بتوان اسيران جنگى را تا روشن شدن وضعشان، در زندان نگهداشت، و راهى جز تقسيم كردن آنها در ميان خانواده‏ ها و نگهدارى، به صورت برده وجود نداشت.
بديهى است، هنگامى كه چنين شرائطى تغيير يابد، هيچ دليلى ندارد كه امام مسلمين حكم بردگى را درباره اسيران بپذيرد، مى ‏تواند آنها را از طريق «منّ» و «فداء» آزاد سازد؛ زيرا اسلام، پيشواى مسلمين را در اين امر، مخير ساخته تا با در نظر گرفتن مصالح، اقدام كند، و به اين ترتيب، تقريباً سرچشمه‏ هاى بردگى جديد، در اسلام بسته شده است.
ماده دوم- گشودن دريچه آزادى‏
اسلام برنامه وسيعى براى آزاد شدن بردگان، تنظيم كرده است كه اگر مسلمانان به آن عمل مى ‏كردند در مدتى نه چندان زياد، همه بردگان تدريجاً آزاد و جذب جامعه اسلامى مى ‏شدند.
رئوس اين برنامه چنين است:
الف- يكى از مصارف هشتگانه زكات در اسلام، خريدن بردگان و آزاد كردن آنها است(توبه، آيه 60.) و به اين ترتيب يك بودجه دائمى و مستمر، براى اين امر، در بيت المال اسلامى در نظر گرفته شده كه تا آزادى كامل بردگان، ادامه خواهد داشت.
ب- براى تكميل اين منظور، مقرراتى در اسلام وضع شده كه بردگان طبق قراردادى كه با مالك خود مى‏بندند، بتوانند از دست‏رنج خود آزاد شوند (در فقه‏ اسلامى فصلى در اين زمينه تحت عنوان «مكاتبه» آمده است).
ج- آزاد كردن بردگان، يكى از مهم‏ترين عبادات و اعمال خير در اسلام است، و پيشوايان اسلام در اين مسأله، پيش‏قدم بودند، تا آنجا كه در حالات على عليه السلام نوشته‏ اند: اعْتَقَ الْفَ مَمْلُوكٍ مِنْ كَدِّ يَدِهِ: «هزار برده را از دست‏رنج خود آزاد كرد»! (« بحار الانوار»، جلد 41، صفحه 43.)
د- پيشوايان اسلام، بردگان را به كمترين بهانه‏ اى آزاد مى ‏كردند تا سرمشقى براى ديگران باشد، تا آنجا كه يكى از بردگان امام باقر عليه السلام كار نيكى انجام داد امام عليه السلام فرمود: فَاذْهَبْ فَأَنْتَ حُرٌّ فَإِنِّي أَكْرَهُ أَنْ أَسْتَخْدِمَ رَجُلًا مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ: «برو، تو آزادى كه من خوش ندارم مردى از اهل بهشت را به خدمت خود درآورم». (« وسائل الشيعه»، جلد 16، صفحه 38.)
در حالات امام سجاد على بن الحسين عليه السلام آمده است: «خدمتكارش، آب بر سر حضرت مى ‏ريخت، ظرف آب افتاد و حضرت را مجروح كرد، امام عليه السلام سر را بلند كرد، خدمتكار گفت: «وَ الْكاظِمِيْنَ الْغَيْظَ»، حضرت فرمود: «خشمم را فرو بردم»، عرض كرد: «وَ الْعافِيْنَ عَنِ النَّاسِ»، فرمود: «خدا تو را ببخشد»، عرض كرد: «وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِيْنِ»، فرمود: «برو براى خدا آزادى». (تفسير« نور الثقلين»، جلد 1، صفحه 390.)
ه-- در بعضى از روايات اسلامى آمده است: بردگان بعد از هفت سال، خود به خود، آزاد مى ‏شوند، چنان كه از امام صادق عليه السلام مى‏ خوانيم: مَنْ كَانَ مُؤْمِناً فَقَدْ عُتِقَ بَعْدَ سَبْعِ سِنِينَ أَعْتَقَهُ صَاحِبُهُ أَمْ لَمْ يُعْتِقْهُ وَ لَا يَحِلُّ خِدْمَةُ مَنْ كَانَ مُؤْمِناً بَعْدَ سَبْعِ سِنِينَ: «كسى كه ايمان داشته باشد، بعد از هفت سال آزاد مى ‏شود، صاحبش بخواهد يا نخواهد، و به خدمت گرفتن كسى كه ايمان داشته باشد بعد از هفت سال حلال نيست». (« وسائل الشيعه»، جلد 16، صفحه 36.)
در همين باب، حديثى از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نقل شده كه: وَ مَا زَالَ جَبْرَئِيلُ يُوصِينِي بِالْمَمْلُوكِ حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُ سَيُضْرَبُ لَهُ أَجَلًا يُعْتَقُ فِيهِ: «پيوسته جبرئيل سفارش بردگان را به من مى‏ كرد، تا آنجا كه گمان كردم به زودى، ضرب الاجلى براى آنها مى ‏شود، كه به هنگام رسيدن آن آزاد شوند». (« وسائل الشيعه»، جلد 16، صفحه 60.)
و-- كسى كه سهم خود را از برده مشتركى آزاد كند، موظف است بقيه را نيز بخرد و آزاد كند. (« شرايع»، كتاب العتق.)
و هر گاه، بخشى از برده ‏اى را كه خود مالك تمام آن است آزاد كند، اين آزادى سرايت كرده و خود به خود همه، آزاد خواهد شد!
ز- هر گاه كسى پدر يا مادر و يا اجداد و يا فرزندان يا محارم خود را مالك شود، فوراً آزاد مى ‏شوند.
ح-
هر گاه مالك از كنيز خود، صاحب فرزندى شود فروختن آن كنيز، جائز نيست و بايد بعداً از سهم ارث فرزندش آزاد شود.
اين امر وسيله آزادى بسيارى از بردگان مى ‏شد؛ زيرا بسيارى از كنيزان به منزله همسر صاحب خود، بودند و از آنها فرزند داشتند.
ط- كفاره بسيارى از تخلفات در اسلام آزاد كردن بردگان قرار داده شده، (كفاره قتل خطا- كفاره ترك عمدى روزه- و كفاره قسم را به عنوان نمونه در اينجا مى ‏توان نام برد).
ى- پاره‏اى از مجازاتهاى سخت است كه اگر صاحب برده نسبت به برده ‏اش‏ انجام دهد خود به خود آزاد مى ‏شود. (« وسائل الشيعه»، جلد 16، صفحه 26.)
ماده سوم- احياى شخصيت بردگان‏
در دوران برزخى كه بردگان مسير خود را طبق برنامه حساب شده اسلام به سوى آزادى مى ‏پيمايند، اسلام براى احياى حقوق آنها اقدامات وسيعى كرده است، و شخصيت انسانى آنان را احياء نموده، تا آنجا كه از نظر شخصيت انسانى، هيچ تفاوتى ميان بردگان و افراد آزاد، نمى ‏گذارد و معيار ارزش را همان تقوا قرار مى ‏دهد، لذا به بردگان، اجازه مى ‏دهد پست‏هاى مهم اجتماعى را عهده‏ دار شوند، حتى بردگان مى ‏توانند مقام مهم قضاوت را عهده‏ دار شوند.(« شرايع»، كتاب القضاء.)
در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله نيز، مقامات برجسته‏ اى، از فرماندهى لشكر گرفته تا پست‏ هاى حساس ديگر به بردگان يا بردگان آزاد شده سپرده شد.
بسيارى از ياران بزرگ پيامبر صلى الله عليه و آله، بردگان و يا بردگان آزاد شده بودند، و در حقيقت بسيارى از آنها، به صورت معاون براى بزرگان اسلام انجام وظيفه مى ‏كردند.
سلمان و بلال و عمار ياسر و قنبر، را در اين گروه مى ‏توان نام برد، بعد از «غزوه بنى المصطلق»، پيامبر صلى الله عليه و آله با يكى از كنيزان آزاد شده اين قبيله، ازدواج كرد و همين امر بهانه آزادى تمام اسراى قبيله شد.
ماده چهارم- رفتار انسانى با بردگان‏
در اسلام دستورات زيادى درباره رفق و مدارا با بردگان، وارد شده تا آنجا كه آنها را در زندگى صاحبان خود، شريك و سهيم كرده است.
پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله مى ‏فرمود: «كسى كه برادرش زير دست او است بايد، از آنچه مى ‏خورد به او بخوراند و از آنچه مى ‏پوشد، به او بپوشاند، و زيادتر از توانائى به او تكليف نكند».(« بحار الانوار»، جلد 74، صفحه 141( حديث 11).)
حضرت على عليه السلام به غلام خود «قنبر» مى ‏فرمود: «من از خداى خود شرم دارم كه لباسى بهتر از لباس تو بپوشم؛ زيرا رسول خدا صلى الله عليه و آله مى ‏فرمود: از آنچه خودتان مى ‏پوشيد بر آنها بپوشانيد و از غذائى كه خود مى ‏خوريد به آنها بدهيد». (« بحار الانوار»، جلد 74، صفحه 144( حديث 19).)
امام صادق عليه السلام مى ‏فرمايد: «هنگامى كه پدرم به غلامى دستور انجام كارى مى ‏داد، ملاحظه مى ‏كرد، اگر كار سنگينى بود بسم اللَّه مى ‏گفت، و خودش وارد عمل مى ‏شد، و به آنها كمك مى ‏كرد». (« بحار الانوار»، جلد 74، صفحه 144( حديث 19).)
خوشرفتارى اسلام نسبت به بردگان در اين دوران انتقالى، به اندازه ‏اى است كه حتى بيگانگان از اسلام، نيز روى آن تأكيد و تمجيد كرده ‏اند.
«جرجى زيدان» در «تاريخ تمدن» خود چنين مى ‏گويد:
«اسلام نسبت به بردگان فوق العاده مهربان است پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله درباره بردگان سفارش بسيار نموده، از آن جمله مى ‏فرمايد: «كارى كه برده تاب آن را ندارد به او واگذار نكنيد، و از هر چه خودتان مى ‏خوريد به او بدهيد».
در جاى ديگر مى‏ فرمايد: «به بندگان خود كنيز و غلام نگوئيد، بلكه آنها را «پسرم» و «دخترم» خطاب كنيد»!
قرآن نيز درباره بردگان سفارش جالبى كرده، مى ‏گويد: «خدا را بپرستيد، براى او شريك مگيريد، با پدر و مادر و خويشان و يتيمان و بينوايان همسايگان نزديك و دور و دوستان، و آوارگان، و بردگان، جز نيكوكارى رفتارى نداشته باشيد، خداوند از خودپسندى بيزار است».(« تاريخ تمدن»، جلد 4، صفحه 54.)
ماده پنجم- بدترين كار انسان‏ فروشى است!
اصولًا در اسلام، خريد و فروش بردگان، يكى از منفورترين معاملات است تا آنجا كه در حديثى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده است: شَرُّ النَّاسِ مَنْ باعَ النَّاسَ!: «بدترين مردم كسى است كه انسان‏ها را بفروشد»! (« مستدرك»، جلد 13، صفحه 95، كتاب تجارت، باب 19( باب كراهة الصرف و بيع الاكفان و ...)، حديث 1.)
همين تعبير كافى است كه نظر نهائى اسلام را در مورد بردگان روشن سازد، و نشان دهد، جهت‏ گيرى برنامه‏ هاى اسلامى به كدام سو است.
و از اين جالب‏تر اين كه: يكى از گناهان نابخشودنى در اسلام سلب آزادى و حريت از انسان‏ها و تبديل آنها به يك متاع است، چنان كه در حديثى از پيغمبر گرامى اسلام آمده است: انَّ اللَّهَ غافِرُ كُلِّ ذَنْبٍ الَّا ما جَحَدَ مَهْراً، اوِ اغْتَصَبَ اجِيْراً اجْرَهُ، اوْ باعَ رَجُلًا حُرّاً: «خداوند هر گناهى را مى ‏بخشد جز (سه گناه):
كسى كه مهر همسرش را انكار كند، يا حق كارگرى را غصب نمايد، و يا انسان آزادى را بفروشد»! (« بحار الانوار»، جلد 103، صفحه 168( حديث 11).)
طبق اين حديث، غصب حقوق زنان، و حق كارگران، و سلب آزادى از انسان‏ها، سه گناه نابخشودنى است.
همان گونه كه در بالا آورديم: اسلام تنها در يك مورد اجازه برده‏ گيرى مى‏ دهد، و آن در مورد اسيران جنگى است، آن هم هرگز جنبه الزامى ندارد، در حالى كه در عصر ظهور اسلام، و قرن‏ها بعد از آن، برده‏ گيرى از طريق زور و حمله به كشورهاى سياه‏پوستان، و دستگير كردن انسان‏هاى آزاد، و تبديل آنها به بردگان، بسيار زياد بود، و گاهى در مقياس‏هاى وحشتناك روى آن معامله مى ‏شد، به طورى كه در اواخر قرن 18 ميلادى دولت «انگلستان» هر سال دويست هزار برده را معامله مى ‏كرد، و هر سال، يك‏صد هزار نفر را از «آفريقا» گرفته و به صورت برده به «آمريكا» مى ‏بردند. (« الميزان»، جلد 6، صفحه 368.)
كوتاه سخن اين كه: كسانى كه به برنامه اسلام، در مورد بردگان خرده‏ گيرى مى ‏كنند، از دور سخنى شنيده‏ اند، و از اصول اين برنامه و جهت‏گيرى آن- كه همان «آزادى تدريجى و بدون ضايعات بردگان» است- اطلاع دقيقى ندارند، و يا تحت تأثير افراد مغرضى قرار گرفته ‏اند، كه به گمان خود اين را نقطه ضعف مهمى براى اسلام شمرده، و روى آن تبليغات دامنه‏دارى به راه انداخته ‏اند.»
(تفسير نمونه، ج‏21، ص: 431 الي 442)
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
27 | آرش | | ٢٤:٣٠ - ٠٤ ارديبهشت ١٣٩٢ |
آقا تا کي ميخواين سرپوش بذارين خب بنده خداها دارن با دليل و مدرک و برهان تضادها رو در دين نشون ميدن ، تورو خدا اينقد کورکورانه دفاع نکن از ... بهترين گواه تاريخه چرا که تاريخ مکتوبه ، هرآنچه واقعيت داشته روايت شده ، بنظرم همه پرسش کنندگان درست ميگن و پاسخ دهنده به تمام مسائل فوق داره کورکورانه دفاع ميکنه. بس کن ديگه بابا از پاسخ دهنده دعوت ميکنم با هم بحث کنيم ( ايميل من هم که هست)
28 | فاطمه | | ٠١:٤٢ - ٠٥ ارديبهشت ١٣٩٢ |
بسمه تعالي باتشکر از مباحثتون مخصوصا مباحثي که در قسمت جواب نظرات مطرح کرديد ، سئوالي داشتم که تقاضا دارم گروه پاسخگويي جوابي فقهي به اين مسأله بدهند آيا مرد آزاد يا زن آزاده به اختيار خودشون به خاطر علاقه شديد به اهل البيت عليهم السلام مي تونستند غلام يا کنيز ايشان بشوند ؟

پاسخ:
باسلام
خواهر گرامي؛ عبد و كنيز فقط از طريق اسارت در جنگها يا با خريد و فروش حاصل مي شده است و اينطور نبوده كه فرد آزادي بخواهد عبد يا كنيز فردي شود البته به عنوان خدمتكار مي توانسته چنانكه انس بن مالك را مادرش خدمت رسول الله آورد و گفت خدمتكار شما باشد و رسول الله صلي الله و عليه و آله قبول كردند. يا افرادي تقاضا مي كردند كه رسول الله صلي الله عليه و آله با آنها ازدواج كند و افتخار همسري ايشان را داشته باشند مانند ميمونه دختر حارث هلالي.
در مورد مسائل فقهي به سايت مرجع تقليد خود مراجعه كنيد جهت سهولت دسترسي شما پيوند استفتاء از دو تن از مراجع را ذيل قرار داده ايم.
استفتا از دفتر مقام معظم رهبري: www.leader.ir/langs/fa/index.php
استفتا از دفتر آيت الله مكارم شيرازي: makarem.ir/Question/question.aspx
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
29 | سودابه از فنلند | | ١٦:٤٦ - ٢٣ ارديبهشت ١٣٩٢ |
باتشکراز جوابات تان من انقدرازسوالات وجوابات لذت بردم که بZ اندازه.من هم چون در Zک جامعه مسZحZ زندگZ مZکنم به اZن Zوالات برمZخورم اما فکرمZکنم قسمت کمZ از جواب هاراالهام شده براZ کسانZکه پرسZده اندجواب داده ام.اماازجناب شما خواهشمندم که وقتZ سوالZ مطرح مZشودبه سوال کننده منحZث کسZکه درجستجوZ حقZقت است جوا بدهZدنه بادZدZ که فکرکنZداZمانش ضعZف است.اسلام دZن عقل است نباZدکورکورانه همه چZز راقبول کنZم لذاجوابات باتفصZل باشدبهتراست چراکه جوا باتفصZل مZتواندشک وشبه مومن را کاملا رفع کندوجواب کوتاه به شک اش مZ افزاZد.
دوستZ که گفته بودندکه چرامثل عZسوZت مبلغZن به دZاردورنفرستادند فکرمZکنندکه دZن عZسوZت توسط تبلZغ پخش شده درحالZ دZن عZسوZت توسط زوروان هم ازطرZق امپراطورZ روم قبولانده شده وحالاهم توسط پول خرZارZ پZرومZکنند مثلا من مZدانم درافغانستان وقتZ نهادZ Zک بورZ اردکمک مZکنددربZن ان نسخه انجZل هم مZباشد...
بازهم تشکر
سودابه
فنلند
30 | سيد | | ١٦:٠٦ - ٢٧ ارديبهشت ١٣٩٢ |
سلام عليکم مي‌توانم بپرس برده داري در کدام آيه حرام شده است؟ و آيه‌ي ناسخ آيات اول سوره‌ي مومنون، آيه 24 سوره‌ي نساء و چندين آيه ديگر که در باب حليت کنيز است کدام آيه است؟ و مگر جز اين است که حلال پيامبر حلال تا قيامت است و حرام پيامبر حرام تا قيامت؟ پس اگر تا انتهاي حيات پيامبر برده داري حرام نشده، برده داري تا قيامت حرام نخواهد بود. و مگر نه اين است که تا زمان آخرين امام حاضر شيعه خريد و فروش کنيز وجود داشته است؟ و حتي ائمه نيز کنيز هم مي‌خريدند؟ (يعني حدود دو قرن و نيم بعد از بعثت پيامبر) و اگر ائمه مخالف حکم کنيز بودند نبايد کنيز مي‌خريدند، همانطور که پيامبر هيچ‌گاه شراب نخورد هر چند شراب به تدريج حرام شد. شراب در زمان حيات پيامبر حرام شد و بنابر اين تا قيامت حرام خواهد ماند. لطفا در دين خدا تغيير ايجاد نکنيد و حلال و حرام را آنگونه که هست بيان کنيد. حتي اگر باعث شود همگان از دور شما پراکنده شوند. استحباب آزاد کردن کنيز تضادي با حلال بودن کنيز ندارد و حتي نشان از مخالفت با برده داري نيست. برده داري از زمان‌هاي بسيار قديم (به طور مثال زمان حضرت ابراهيم ع) تا زمان پيامبر وجود داشته و ادامه پيدا کرده تا تقريبا 200 سال پيش که در اروپا و حدود 100 پيش در آمريکا مبارزاتي عليه برده داري انجام گرفت.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
آيين اسلام‌، آيين آزادي و آزادگي است‌. و شيوه‌هاي برخورد اسلام‌، با مسألة برده‌داري نيز يكي از مصاديق همين آزادي و آزادي‌خواهي است‌. چون در عصر ظهور اسلام‌، برده‌داري در سراسر جهان معمول بوده است‌ و با تار و پود جوامع بشري آميخته بود، بخاطر همين اسلام روش تدريجي را براي مبارزه با برده گي برگزيد، كه با موفقيت هم روبرو شد،و اگر طريق مبارزه يکباره را پيش مي گرفت، علاوه بر اينکه زيان بزرگي به جامعه نوپاي اسلامي مي زد، با موفقيت هم قرين نمي شد. همچنين اگر اسلام طبق يک فرمان عمومي دستور مي داد همه بردگان را آزاد کنند، چه بسا بسياري از آنان تلف مي شدند، زيرا نه کسب و کار مستقلي داشتند و نه خانه و وسيله‏اي براي ادامه زندگي.از اين رو بايد تدريجاً آزاد مي شدند و جذب جامعه مي گرديدند تا نه جان خودشان به خطر بيافتد و نه امنيت جامعه را به خطر اندازند، اسلام اين برنامه حساب شده را تعقيب کرد. و اگر نظام غلطى در بافت جامعه‏اى وارد شود، ريشه‏كن كردن آن احتياج به زمان دارد، و هر حركت حساب نشده، نتيجه معكوسى خواهد داشت، درست همانند انسانى كه به يك بيمارى خطرناك، مبتلا شده و بيماريش كاملًا پيشرفت نموده است، و يا شخص معتادى كه دهها سال، به اعتياد زشت خو گرفته، در اين گونه موارد حتماً بايد از «برنامه‏هاى زمان بندى شده»، استفاده كرد.
از اينجا است كه بايد بردگان تدريجا آزاد شوند، و جذب جامعه گردند، نه جان خودشان به خطر بيفتد، و نه امنيت جامعه را به خطر اندازند، و اسلام درست اين برنامه حساب شده را تعقيب كرد. اين برنامه، مواد زيادى دارد كه مهمترن موارد آن در جواب از چند نظر قبل، بيان شد.
بنابراين اسلام 1- با تأمين حقوق افراد با وضع قوانين در مورد كيفيت استرقاق (بنده گرفتن) و تحريم آن جز در موارد خاص. 2- وضع قوانين در جهت حمايت از حقوق بردگان و تنظيم روابط صحيح بين مالك و برده . 3- ترغيب مردم به آزادسازي بردگان و وضع قوانيني براي حصول اين مقصود (مانند كفارات و شرايط عتق )، در مجموع شرايطي را براي بردگان فراهم ساخت كه آنان به مقامات و درجات مهم علمي و سياسي در جامعه اسلامي دست يافتند و حتي مدت ها حكومت ((مماليك )) بر بسياري از نقاط كشورهاي اسلامي پديدار شد. در حقيقت اسلام با فراهم آوردن شرايط انساني و عاطفي براي زندگي بردگان , بردگان را از سراسر دنيا مشتاق به پيوستن به جامعه اسلامي نمود و آنان در بازگشت به موطن خود همراه با آزادي، مبلغ و مروج اسلام مي شدند. اسلام راه برده شدن افراد آزاد را مسدود كرد و از سوي ديگر راه آزادي بردگان را گشود و مسلما" يكي از عوامل دگرگوني نظام بردگي در جهان , نقش اسلام در اين زمينه بوده است . كنيزها نيز در اين بين مشمول همين قاعده و قانون بوده اند. آنان از كشورهاي ديگر كه در جنگ با مسلمانان اسير مي شدند, و يا به صورت تجاري وارد ممالك اسلامي مي گشتند, با فرهنگ اسلامي و مزاياي نجات بخش آن آشنا شده و بسياري از آنان همانند ديگر مردم در جامعه اسلامي زندگي مي كردند و مالكيت كنيز در حكم عقد ازدواج بود و موجب محرميت به مالك آن مي گرديد. سخن در اين مقوله بسيار گسترده مي باشد. اما توجه به اين نكته مهم است كه تنها عاملي كه در اسلام مجوز استرقاق (گرفتن بنده و كنيز) است موردي است كه كساني در جنگ با اسلام به عنوان دين حق اسير شده باشند. (استفاده شده از تفسير نمونه، ج‏21، ص: 431 به بعد)
توجّه به آنچه در بالا گفته شد طرح انسانى اسلام در اين زمينه روشن مى‏گرد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
31 | بنZامZن سلامZ | | ٢٣:٠٨ - ١٦ مرداد ١٣٩٢ |
سلام.باتشکر از پاسخگوئZ شما.اما جواب شما به سوال آقا سZد کامل نبود.اگه برده دارZ نسخ شده باZد Zه آZه بر نسخش وجود داشته باشه.مثل شراب که آZه بر نسخش نازل شد.لطفا جواب قانع کننده تر بدZد.باتشکر

اجرتون با بZ بZ دو عالم فاطمه زهرا(سلام الله علZها)
32 | رودباري | | ١٤:٢٩ - ٠١ شهریور ١٣٩٢ |

جواب سوال 30 اينكه چرا خريد و فرش كنيز تا زمان آخرين امام معصوم ادامه داشت داده نشده است
با تشكر

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

بهترين راه براي ريشه کن ساختن برده داري، آزاد ساختن آنان بود. ائمه اطهار عليهم السلام در حقيقت با خريدن کنيزان و بردگان به نحو مناسب و اقتضاي زمان با برده داري مبارزه مي كرده اند؛ زيرا آنها برده و کنيز را از دست فروشندگان و تاجران مي خريده اند و در بهترين شرايط آنها را نگاه داري مي كرده اند و تمام حقوقي كه براي يك انسان وجود داشته از نظر مسكن، تغذيه و مانند آن براي آنها فراهم مي کردند و بعد رفته رفته زمينه را براي آزادي آنها فراهم مي کردند .همچنين بهترين راه براي تأمين زندگي برده ها، خريدن آنها بوده است؛ چون آنها نياز به غذا و مسكن و زندگي داشته اند و شرايط آن زمان بگونه اي بوده است كه زندگي انساني براي برده اصلاً رسميت نداشته و تنها افراد معصوم و برخي پيروان آنها بوده اند كه رازهاي مختلف، از جمله از طريق خريدن و نگاه داري زمينه‌اي آزادي برده ها و زندگي انساني را براي آنها فراهم مي‌ساخته اند. و اگر آنها برده ها را نمي خريدند و به منزل نمي آوردند خيلي از آنها به همان زندگي غير انساني مجبور بودند تا آخر ادامه بدهند.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
33 | حاج سيد غلامعلي سادات | | ٢١:١٩ - ٠١ شهریور ١٣٩٢ |

ميگم با توضيحات شما من از نيم ساعت ديگه ميخوام مسلمان بشم. خدا رو شکر که اين توضيحات رو خوندم ، شکر.
34 | مرتضي | | ٠٨:٣٦ - ١٣ شهریور ١٣٩٢ |
واقعا از نظرات و پاسخ ها استفاده کردم
بسيلر عالي
در پناه حق
ياعلي
35 | نرجس بهزادي مقدم | | ١٣:٤٢ - ١٦ مهر ١٣٩٢ |
سلام.
ممنون از پاسخ هاي خوب و کامل.
بنده فقط يک سوال دارم و آن اينکه چرا خداوند براي اين کنيز داشتن ها حد قائل نشده؟ يعني من مسلمان، امروز ميتونم با توجه به آيه قرآن، بعد از جنگ برم کنيز بگيرم. آيا خداوند جايي مشخص کرده که اين کنيز گرفتن ها براي همين مواقع هست و بعداً ديگه انجام نديد؟

پاسخ:
باسلام

كاربر گرامي؛ قرار نيست خداوند در قرآن تمام مسائل را بيان نمايد چون اگر قرار بر اين كار بود بايد قرآن چندين جلد مي بود ولي باز هم جوابگوي تمام مسائل نبود و هر روز مسائل جديد مردم را نيازمند بيان بيشتري از قرآن مي كرد و بايد جلد ديگري نازل مي شد! خداوند در قرآن مي فرمايد: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (نحل/44)» مبين قرآن پيامبر است، قرآن عموماً به كليات مسائل مي پردازد و تبيين و تفسير آنها را به عهده رسول الله صلي الله عليه و آله مي گذارد.

خواهر گرامي! اگر در مسائل مربوط به كنيز دقت نماييد مي بينيد كه در سخنان معصومين حد آن مشخص شده و اتفاقاً در مورد آن سخت گيري هم شده است مثلاً كنيز گرفتن فقط در مواقع جنگ با كفار است و فقط شامل زناني است كه در جنگ عليه مسلمانان شركت داشته اند نه ديگر زناني كه در خانه هاي خود بوده اند. و راه ديگر هم خريداري زن از مناطق كفار است كه آنها را در بازار مسلمانان مي فروختند. به هيچ وجه نمي توان زن مسلمان را به اسارت درآورد يا بعد از مسلمان شدن او نمي توان او را به عنوان كنيز فروخت. كنيز آزاد شده مانند ديگر زنان در جامعه آزاد است و كسي حق اسارت دوباره او را ندارد. در برخي از كفارات در صورت وجود عبد و كنيز، آزاد كردن آنها واجب است. اگر مالك از كنيز بچه دار شد ديگر حق فروش ندارد بلكه بعد از مرگ او آزاد مي شود. اگر اجازه داد به ازدواج كسي درآيد ديگر حق ارتباط زناشويي با او ندارد و... اينها همه محدود كردن است و عدم وجود كنيز و عبد در جامعه ما بهترين دليل روشن بر مديريت خوب اسلام در حذف اين پديده از جامعه است هرچند كه باز هم ممكن است به وجود آيد كه اگر چنين كاري شود باز هم دستورات اسلامي وارد عمل شده و در نهايت به حذف آن از جامعه خواهند انجاميد.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
36 | رضا | | ٠٩:٤٨ - ٢٣ مهر ١٣٩٢ |
سلام طبق مطالعاتي كه در اين صفحه داشتم به اين نتيجه رسيدم كه در زمان پيامبران و امامان به يك باره نمي شده كه برده داري را حذف كرد ولي الان كه برده داري تقريباً صفر شده چرا فقها حكم حرمت آن را صادر نمي كنند؟

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ اولاً اگر چنين كاري در اين ايام انجام نمي شود چرا ما سر آن بحث كنيم و چه نيازي كه فقها در مورد آن حكم كنند. ثانياً از اونجا كه بازهم ممكن است اين مساله اتفاق بيفتد و جنگي صورت بگيرد بخصوص در زمان ظهور صاحب الامر عجل الله تعالي فرجه الشريف وجود اين مساله در حكومت اسلامي محتمل است لذا چاره اي جز بردگي براي زنان حاضر در جنگهاي مسلحانه نيست(چون ازدواج با آنها قبل از اسلام حرام است) كه در آن زمان اين راهكار عملي اسلام دوباره اجرا خواهد شد و آن را از جامعه حذف خواهد كرد و يا راهكار بهتري از سوي حضرت صاحب بيان خواهد شد. به هرحال در اين مورد هيچ محذوري ديده نمي شود اگر جنابعالي سخني و دليلي غير از آنچه كه بيان شد و جواب آنها بازگو گرديد براي رد اين حكم داريد بفرماييد تا در مورد آن گفتگو شود.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
37 | محمدي | | ٢٢:٢٤ - ٠٤ فروردين ١٣٩٣ |
7 تن از مادران گرامي ائمه معصومين_سلام الله عليهم_ کنيز و غير عرب بودن....اين تو دهني بزرگ خدا به اعرابي بود که متعصب و نژاد پرست بودن...
حتي اقا امام سجاد(عليه السلام) هم به خاطر ازدواجشون با يک کنيز مورد ملامت قرار گرفتن....اين ها همه نشان از تعصب اعراب داشت.اما معصومين(ع) امدن و اين تفکر نژاد پرستانه رو نفي کردن..
خداوند انسان ها رو به ازاد کردن برده ها تشويق فرموده..._البلد/13
نيکي به مملوکان _نساء/36
بازهم در سوره نساء دستوراتي راجع به رعايت حقوق مملوکان امده...
والسلام عليکم.
38 | harim313 | | ١٣:٢٠ - ٠٢ ارديبهشت ١٣٩٣ |
سلام.من تازه با سايت مفيدتون آشنا شدم.به همين خاطرمجبورم حالا سوالمو بپرسم.(بعد گذشت حدود شش سال از طرح سوال). شما فرموديد برده داري جهت تربيت اسيران بوده واين منو قانع کرد.ولي با اينکه همه ي مطالب و نظراتو خوندم با اينهمه اين سوالم بي جواب موند که دليل حلال بودن همبستر شدن چي هست؟

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

قران کريم در مومنون مي فرمايد: «بسم الله الرحمن الرحيم قد افلح المومنون الذين هم في صلاتهم خاشعون و الذين هم عن الغو معرضون و الذين هم لزکوه فاعلون و الذين هم لفروجهم حفظون الا علي ازواجهم او ما ملکت ايمانهم فانهم غير ملومين»؛آيات 1-6 يعني تنها با همسران و کنيزان (ماملکت ايمانهم )مي توان رابطه جنسي برقرار نمود.

مراد از کنيزان, زنان غير آزادي بودند که با خريدن يا اسير شدن در جنگ با کافران به دست مسلمانان مي افتاد با اين گونه زنان, بدون خواندن عقد ازدواج, مي توان رابطه زناشويي داشت. رجوع کنيد به تفسير نمونه, ج 14, سوره مؤمنون, آيات مربوطه جهت توضيح بيشتر توجه شما را به مطالب زير جلب مي كنيم: پيش از اسلام، جنگ و خونريزى‏ها به ميدان جنگ محدود نمى‏شد، بلكه اين ظلم و ستم به پس از زمان جنگ نيز كشيده مى‏شد؛ دو قبيله يا شهر يا كشور كه با هم نبرد مى‏كردند، تعدادى اسير نيز در كنار خيل كشته‏ها بر جاى مى‏گذاشتند.

به اين صورت كه كافرِ مرد، عبد ناميده شد و كافر زن، اَمَه يا كنيز، نامگذارى گرديد و هر يك تابع مقرراتى جداگانه گرديدند.

امّا اين كه، چگونه براى محرم شدن با كنيزها، نيازى به صيغه نيست؟ اولاً در اسلام، ازدواج(=نكاح) نياز به قراداد و پيمان(=عقد) دارد.

اين قرارداد، كاملاً رسمى بوده و چگونگى مقررات، الفاظ، آداب و محدوده‏ى آن را «خدا» تعيين مى‏كند. به اصطلاح، هر عقد نكاحى به «سبب» نياز دارد؛ و مهم داشتنِ آن سبب است نه اين كه سبب‏ها يكسان باشد.

مثلاً عقدِ ازدواج موقت و دائم متفاوتند امّا هر دو «سبب» براى محرم شدن‏اند. به همين ترتيب، گفته مى‏شود كه اين سبب و عقد در مورد كنيزها (به عنوان زنانِ كافرى كه اسير جنگى‏اند) نيز وجود دارد به نحوى كه اسلام، ازدواج دائم با غيرمسلمان را اجازه نداده، ولى ازدواج موقت را تجويز كرده (مطابق نظر اكثر فقهاء و مراجع تقليد). ولى در مورد زنِ كافرى كه در جنگ اسير مى‏شود، يك نوع سبب ديگرى قرار داده كه هر چند با ساير صيغه‏ها متفاوت است (همچنان كه در عُرف انسان‏ها نيز شكل تمام قراردادها يكسان نيستند) امّا در «سبب بودن» اشتراك دارند؛ و آن سبب، «مالكيت» نام دارد.

ثانياً: وقتى اسلام، برده‏ها را از مرگِ حتمى نجات داد و با تعالمى و قوانين‏اش موجبات آزادى آن‏ها را از مرگ فراهم نمود، در مقابلِ اين تسهيلات، به تنظيم ساير حالات و شئون نيز پرداخته. به عبارتى: وقتى جانِ آن‏ها را نجات داد، به طريق اولى اين حق را نيز دارد كه به سيستم‏سازى در مورد امور حقوقى و چگونگى زنده بودنِ آن‏ها بپردازد. به اين انگيزه كه با حفظِ حرمتِ اسيران، منفعت مالكان را نيز تضمين كند.

از اين رو حتّى به مالكان نيز اجازه نداده تا تعدّى و زياده‏طلبى كنند و در قالب قانونى 9 ماده‏اى، مكانيزم بهره‏گيرى از كنيز را مشخص نموده.

از اين توضيح مختصر به دست مى‏آيد كه:

كنيز، زنِ كافرى است كه در جنگ با مسلمين به اسارت درآمده

كلفت يا مستخدم، يك زنِ كارگر است كه جهت انجام كارهاى خانه، استخدام شده(بدون اين كه حرف از جنگ، كفر يا ايمان و... باشد).

اگر كنيز بخواهد نسبت به مالكِ خود، محرم بماند، بايد شرايط زير حفظ شود:

1. مالك، كنيزش را به ازدواج شخص ديگر درنياورده باشد.

2. مالك، كنيز را به ديگرى نبخشيده باشد.

3. اگر كنيز با شخصِ ديگرى ازدواج كرده باشد يا او را به ديگرى بخشيده باشند، پس از سپرى شدن مدّت زمان عده‏ى طلاق با شوهرش يا تمام شدنِ زمان بخشش، مجدداً كنيز بر مالكش حلال مى‏شود.

4. كنيز در حالِ گذراندن ايّام عدّه (عدّه‏ى طلاق از شوهر قبلى‏اش) يا ايام استبراء(در آنجا كه محلّل واقع شده)، نباشد.

5. قبلاً پدر مالك كنيز با كنيز، نزديكى نكرده باشد.

6. كنيز، بين چند صاحب مشترك نباشد.

7. قبلاً فرزند مالك و صاحب كنيز با او نزديكى نكرده باشد.

8. كنيز با مولايش قرارداد نبسته باشد كه پول خود را بدهد تا آزاد شود (در اصطلاح مُكاتَب نباشد).

9. كنيز، كاملاً تحت تصرّف مالك باشد.

در شرايط فعلي استرقاق و کنيز گرفتن مصداق ندارد.

توضيح بيشتر اين که نظام هاي اجتماعي در هر دوران تابعي از مجموعه شرايط اقتصادي , سياسي , فرهنگي و ... مي باشد. همان گونه كه امروزه نظام كارگري و كارفرمايي و ... در جهان حاكم است و شرايط اقتصادي , اجتماعي , فرهنگي خاص آن را ايجاب نموده است . تا چند قرن پيش در تمامي جهان نظام برده داري روش مناسب براي اداره امور آن دوران بوده است ; به گونه اي كه هيچ نظامي در شرايط آن روز امكان جايگزيني آن را نداشته است . از اين رو مناسب ترين شيوه در شرايط آن روز, شيوه برده داري بوده است . بررسي زمينه هاي اين موضوع بسيار وسيع و گسترده و از مجال اين پاسخ خارج است . اسلام نيز با توجه به اينكه تغيير اساسي در سيستم اجتماعي آن روز نه ضروري بوده و نه ممكن , به اصل اين مسائله صحه گذاشت , ولي با وضع قوانين در چند جهت حركت كرده است :

1- تأمين حقوق افراد با وضع قوانين در مورد كيفيت استرقاق (بنده گرفتن) و تحريم آن جز در موارد خاص.

2- وضع قوانين در جهت حمايت از حقوق بردگان و تنظيم روابط صحيح بين مالك و برده .

3- ترغيب مردم به آزادسازي بردگان و وضع قوانيني براي حصول اين مقصود (مانند كفارات و شرايط عتق ). در مجموع اسلام شرايطي را براي بردگان فراهم ساخت كه آنان به مقامات و درجات مهم علمي و سياسي در جامعه اسلامي دست يافتند و حتي مدت ها حكومت ((مماليك )) بر بسياري از نقاط كشورهاي اسلامي پديدار شد. در حقيقت اسلام با فراهم آوردن شرايط انساني و عاطفي براي زندگي بردگان , بردگان را از سراسر دنيا مشتاق به پيوستن به جامعه اسلامي نمود و آنان در بازگشت به موطن خود همراه با آزادي، مبلغ و مروج اسلام مي شدند. اسلام راه برده شدن افراد آزاد را مسدود كرد و از سوي ديگر راه آزادي بردگان را گشود و مسلما يكي از عوامل دگرگوني نظام بردگي در جهان , نقش اسلام در اين زمينه بوده است . كنيزها نيز در اين بين مشمول همين قاعده و قانون بوده اند. آنان از كشورهاي ديگر كه در جنگ با مسلمانان اسير مي شدند, و يا به صورت تجاري وارد ممالك اسلامي مي گشتند, با فرهنگ اسلامي و مزاياي نجات بخش آن آشنا شده و بسياري از آنان همانند ديگر مردم در جامعه اسلامي زندگي مي كردند و مالكيت كنيز در حكم عقد ازدواج بود و موجب محرميت به مالك آن مي گرديد. بجاست بدانيم كه مادر برخي از ائمه ما كنيز بوده اند, حتي مادر امام زمان (عج ) نيز كنيزي رومي بوده است . سخن در اين مقوله بسيار گسترده مي باشد. اما توجه به اين نكته مهم است كه تنها عاملي كه در اسلام مجوز استرقاق (گرفتن بنده و كنيز) است موردي است كه كساني در جنگ با اسلام به عنوان دين حق اسير شده باشند و پرواضح است كسي كه به خداوند رحمان كفر ورزيده است و باز به اين حد هم بسنده نكرده است بلکه با دين حق مبارزه مي نمايد. آيا حق حيات براي اين گروه قائل شدن , جز از روي تفضل الهي است ؟! معذ لك , اسلام حق حيات اينان را تضمين كرده، كشتن اسير را جز در شدت درگيري و در معركه جنگ روا ندانسته است , لكن بايد اين افرادي كه از آزادي عمل خود سوء استفاده نموده عليه دين خدا قيام نموده در نبرد عليه دين خدا و مؤمنين به آن شركت جسته است , دايره فعاليت هايشان و آزادي آنها محدود گردد. با وجود اين آموزه هاي بسياري در اسلام براي رهايي آنان ارائه نموده است و براي تحقق اين آموزه ها نيز پاداش بسيار زيادي قرار داده است . برگرفته شده از سايت http://porseman.org/q/show.aspx?id=97696

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
39 | حسين | | ١٥:٢٩ - ١٦ خرداد ١٣٩٣ |
با سلام.جوابها واقعا قانع کننده بود خيلي از شما ممنونم
ضمنا اگه کتاب تاريخي سينوحه(پزشک مخصوص فرعون )را خونده باشيد. اونجا نتيجه به يکباره آزاد کردن برده ها را ميبينيد.که شهر را غارت کردن و به زنان تجاوز ميکردن و ...
و در نتيجه فرمانده لشکر مجبور به کشتار همون برده هاي آزاد شده کرد تا بقيه تسليم شدن.
من خودم اين سوال را از چند تا آخوند پرسيده بودم ولي متاسفانه نه سوادش را داشتن نه جنبه اش را.تا با کمال ادب(خواهش ميکنم ما اينيم ديگه)ميپرسيدم فکر ميکردن من مرتد شدم و خودشون را در حد معصومين بالا ميبردن.
واقعا ازتون ممنونم.
بسيجي هم نيستم ولي پاش بيفته بهتر از خيليها ميتونم از اسلام دفاع کنم(ما اينيم ديگه ولي شما بهترين)
40 | باور باران | | ١٧:٥٢ - ٠٧ مهر ١٣٩٣ |
سلام و عرض ادب

حقيقت چيست؟
حقيقت کجاست؟
چرا انسان هاي عاقل بدنبال حقيقت ميگردند؟
چرا حقيقت گران بهاست؟
بهاي آن چيست ؟
اينها سوال هايي است که ما ميخواهيم به آن پاسخ دهيم
(گروه باور باران).
منتظر حضور سبزتان هستيم....
  بعدی [1] [2]  
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها