2018 July 17 - سه شنبه 26 تير 1397
آيا در جنگ بني قريظه دستور به كشتن يهودي ها صادر شد؟
کد مطلب: ٥١٨٠ تاریخ انتشار: ٠٩ ارديبهشت ١٣٨٧ تعداد بازدید: 52360
پرسش و پاسخ » امام علي (ع)
آيا در جنگ بني قريظه دستور به كشتن يهودي ها صادر شد؟

سؤال كننده : ناصر خوشنويس

پاسخ:

در كتاب ارشاد شيخ مفيد ج 1 ص 111 بدون ذكر سند اين گونه آمده است ؛ كه بني قريظه بعد از خيانت به رسول خدا و توطئه براي حمله به مدينه ، بعد از محاصره اي شديد و وقتي قدرت اسلام را ديدند ، همگي تسليم شدند و قبول كردند كه هرچه سعد معاذ در مورد آنان حكم كند اجرا شود ؛ سعد نيز حكم كرد كه همه مردان اين قبيله اعدام شده و زنان و كودكان و پيرمردان به اسارت گرفته شوند كه حكم اعدام را به دستور رسول خدا امير مومنان و چند تن ديگر از اصحاب به عهده گرفتند .

اما اين سوال را بايد مطرح كرد كه چرا رسول خدا به جاي آنكه به بني قريظه اجازه دهد كه مانند ساير يهوديان اموال خود را در اختيار مسلمانان گذارده و جلاي وطن كنند ، با نظر سعد معاذ موافقت كرده و دستور قتل همه آنها را دادند ؟

پاسخ روشن است : زيرا هيچ بعيد نبود كه اين گروه مانند بني نضير و بني قين قاع ، وقتي از دسترس مسلمانان بيرون رفتند باز با تحريك نيروهاي عرب بت پرست اسلام و مسلمانان را با خطرات بزرگي مواجه سازند ؛ (زيرا بني قين و قاع بعد از بيرون رفتن از مدينه سبب بروز جنگ احد و كشته شدن بسياري از مسلمانان شده و بني نضير نيز بعد از تبعيد از مدينه مشغول فعاليت بر ضد مسلمانان شده و ايشان بودند كه سبب بسياري از جنگ ها مانند جنگ خندق شدند ) و باعث شوند كه خون عده زيادي ريخته شود ؛ از اين جهت پيامبر با اين نظر موافقت نكرده و نظر سعد را كه خود يهود او را به عنوان حكم قرار داده بودند ، پذيرفتند ؛ و نظر سعد نظري بود كه از روي مدارك و دلائل مستحكم داده شده بود :

1 . يهود بني قريظه با رسول خدا پيمان بسته بودند كه اگر بر ضد مصالح اسلام قيام كنند مسلمانان در كشتن آنان آزاد باشند و در عوض بتوانند در مدينه بدون هيچ گونه محدوديتي رفت و آمد داشته باشند ودر حقيقت نبض اقتصادي مدينه را در دست گرفتند ؛ زيرا مسلمانان نمي توانستند به طور مستقيم با كفار در ارتباط باشند و يهود بني قريظه در بسياري مواقع نقش واسطه را ايفا مي كردند .

2 . يهود بني قريظه با خود فكر مي كردند كه بعد از حمله به مدينه عملي مي شد ، تمامي مردان را اعدام كرده و زنان و كودكان به اسارت مي گيرند و اين عمل سعد دقيقا مطابق با طرحي بود كه ايشان براي مسلمانان داشتند .

3 . در قوانين يهود و تورات چنين آمده است كه : هنگامي كه به قصد نبرد آهنگ شهري نمودي نخست ايشان را به صلح دعوت نما ؛ و اگر آن ها از در جنگ وارد شدند ، شهر را محاصره كن و وقتي بر شهر مسلط شدي مردان را از دم تيغ گذرانده و زنها و كودكان و حيوانات و هرچه در شهر موجود است را به غنيمت بگير .

و در واقع او به همان قانون خود يهود دستور داده است .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)





Share
81 | فارض | , آمریکا | ٠٧:٢٤ - ٢٧ مهر ١٣٩٢ |
با سلام به گروه تحقيقاتى وليعصر اما در خصوص موضوع مورد اختلاف ميشه بر اساس قاعده اصولى -فقهى هردو نظر را جمع كرد يعنى باتوجه به آيات قرآن كريم اصل قضيه كه جنگ با بنى قريظه بوده را پذيرفت وحتى قبول داشت كه تعدادى هم از يهود كشته شده اند اما اين تعداد زيادى را كه بعض از تواريخ ذكر كرده اند و سند محكمى براى آن اذائه نكرده اند رد كرد.مثلاً درجائى قيد شده كه اسرا را-حدود 900 تن - در منزل زينب يا زيد نگهداشته اند تا براى آنها تصميم گرفته شود،خب اينجا اين سؤال طرح ميگردد كه كدام خانه در آنموقع گنجايش اينهمه آدم را داشته است؟ يا اينكه آنها را در بازار مدينه گردن زده و دفن كرده اند كه اين دو موضوع با عقل و قواعد ديگر اسلام نمى خواند.از طرف ديگر خلفاى قبل از امام على در زمان حكومتشان شيفتگى عجيبي به يهديان و علماى آنها داشته اند ضمن اينكه رفاقت با آنها را در زمان حضرت رسول هم داشته اند كه پيامبر بارها آنها را نهى كرده و بعض آيات قران هم مؤيد موضوع است بنابراين علماى يهود و نويسندگان آنها همچون كعب الاحبار در زمان خلفاى سه گانه تا آنجائيكه توانسته اند اسرائيليات را وارد متون ما كرده اند هم با زيركى و نا جوانمردى حوادث زمان پيامبر را تحريف كرده اند. اين اعتقاد(من) قرائن و امارات زيادى دارد منجمله نهى ابوبكر و عمر از نگارش احاديث پيامبر لذا تا توانسته اند در زمان خلفاى مذكور از جهل خلفا و شرائط مورد نظر سوء استفاده كرده اند.والله اعلم
82 | يوسف | , ایران | ١٨:٤٠ - ٢٧ مهر ١٣٩٢ |
اسلام به ذات خود ندارد عيبي هرعيب كه هست ازمسلماني ماست
ماها اسم مون مسلمانه ولي از بي دين هم بدتريم.چون كسي كه اصلا خداروقبول نداره تو عقيده ي خودش پايبنده وهيچ جور هم كوتاه نمياد.ولي متاسفانه ماها فقط اسم شيعه بودن ومسلمان بودنو يدك مي كشيم.تا اونجا هم پيش رفتيم كه به علي(ع)فحش هم ميديم.امروزه ادعاي روشن فكري خيلي زياد شده به خصوص بين جوونا.دليلش اينه كه چون اسلام جلوي بي بندوباري وكثافت كاري بعضي جوونارو گرفته حالا براي اينكه خودشونو ميخوان راحت كنن خودشونو زدن به تريپ روشن فكري.فك ميكنن ديگه هيشكي اندازه ي اونا عقل نداره سواد نداره شعور نداره و...ولي واقعيت اينه كه دچارجهل مركب شده اند ونميخوان واقعيت روبپذيرند كه اگه اززمان حضرت آدم تا حالا ديني در كارنبود بايد مثل حيوان زندگي ميكردنو رفتارميكردن.حرف دين چيه؟زرتشت چي ميگه؟موسي چي ميگه؟عيسي چي ميگه؟حضرت خاتم چي ميگه؟جوابش يك جمله هست:آدم باش نه حيوان.
براي حرف هاي بعضي ازدوستان واقعا جاي تاسف هست.شما ميگين اسلام كامل نيس.من ازشما ميپرسم آيا عقل شما به اون حدرسيده كه بتونين همه چي رودرك كنين؟مسلما تواين دنيا هيشكي نميتونه بگه من ميتونم همه چي روتواين دنيا درك كنم.شماهايي كه ادعاي روشن فكري ميكنين آيا ديني ازاين بهتر سراغ دارين؟آيا مردي به مردي علي(ع)سراغ دارين؟شماها ازدين چي ميدونين؟هيچي.چون فقط ظاهربين هستين.
حالا كه دارن توميانمار همه رو قتل عام ميكنن چرا واسه اونا حرفي ندارين؟چرانميگين حقوق بشر رعايت نشده؟چون نميخواين واقعيت روببينيد.
كامنت78داره حقيقتوميگه چرا برا اونا ناراحت نميشيد؟فرق مبارك علي رو درحين نماز شكافتند.چرابرا اونا ناراحت نميشين.جلوي چشم علي (ع)به روي حضرت فاطمه دست بلند كردن ودرخانه رو به آتش كشيدند.حضرت علي رو ازخونه تامسجد با دست بسته روي زمين كشان كشان بردند.واقعيت اينه عزيزاي من.شماها فقط دنبال يه نقطه ضعف تواسلام (به نظر شما)هستيدكه مطرح كنين وادعاي روشن فكري كنين.خاك برسرما مسلمونا كه اونقدرازاسلام نبوي فاصله گرفتيم كه دنيا داره بهمون ميخنده وكاراي مارو به پاي اسلام مينويسه.همون اسلامي كه به حيوان احترام قائله چه برسه به انسان.
كارما به اينجارسيده كه سنگ اديان ديگرو به سينه ميزنيم.
اسلام به ذات خود ندارد عيبي هرعيب كه هست ازمسلماني ماست.
83 | سعيد جعفري | , ایران | ١٨:٢٧ - ٢٩ مهر ١٣٩٢ |
با سلام
به نظر من كشتن اسيرها و به غنيمت گرفتن زن و بچه ها كار خوبي نبوده و اي كاش در جنگ هاي صدر اسلام اين اتفاقات نمي افتاد. چون من دوست دارم به دينم افتخار كنم.ولي اين حواث جاي سوال وشك را در دل باز مي كند
84 | شمس الدين جليليان | , ایران | ٢١:٣٦ - ٣٠ مهر ١٣٩٢ |
آقاي سعيد جعفري خلاصه ي کلام اينکه شما اگر مسلمان باشيد قطعا نبايد به اتفاقاتي که با تاييد پيامبر افتاده باشد شک کنيد موضوع بني قريظه از چند حالت خارج نيست . يا کشتار آين قبيله واقعيت دارد يا ندارد . شما فرض کنيد که دارد . پيامبر شخصا حضور داشته اند و حکم صادر شده علاوه بر تاييد پيامبر مقبول بني قريظه هم بوده است چه طور است همه ي آزار و اذيت هاي پيامبر از سوي يهود مدينه و راه انداختن جنگ احد عليه مسلمانان و تبليغات وسيع يهود در بسيج مشرکين و تاييد آيين بت پرستي از سوي آنان و قصد قتل رسول اکرم در واقعه ي بني نظير و هزاران دسيسه و نيرنگ عليه حکومت نوپاي اسلامي شما را به تفکر و تعقل وا نمي دارد اما کشتن چند راس جهود عنود و دشمن خدا شما را به شک و شبهه انداخته است و ياوه گويي هاي حقوق بشري ها شما را به آيينت بديبن کرده است ؟ در نهروان بسياري از اصحاب و شب زنده داران که پيشاني هايشان بر اثر سجده هاي طولاني پينه بسته بود به ضرب ذوالفقار اميرمومنان راهي درک اسفل گرديدند اگر مي خواهي شک کني اينجا ها شک کن ولي عاقلانه اين است که شک نکني که هم کشتار بني قريظه و هم مارقين و هم پيروان جمل و صفين بر سنت راستين نبوي و مورد رضاي حق تعالي بوده است .
85 | عليرضا بهزاد | , استرالیا | ١٧:٤٩ - ٠٢ آذر ١٣٩٢ |
با سلام بر شما دوستان و برادران مسلمانم و با نام خدا و درود و صلوات بر محمد و آل محمد و آرزوي ديدار با آنها و فرجشان ، به عنوان يک جوان متعصب بر ايراني بودنم و پايبندي بر منطق پدران ايران هميشه جاويد نظري که من به شخصه دارم خواندن تمامي نظرها و کتب مربوط به سوال مطرح شده بر هر جوان آريايي واجبه چون اگر ما ادعا ميکنيم که مردمي روشن فکر در طول تاريخ باستان و بعد از اسلام هستيم بايد با اطلاعات کامل با يک مسئله برخورد کنيم . به عنوان شخصي که درباره ي اديان سوالات فراواني داشتم و در پايان مسير درست رو در اسلام يافتم مطالعه اي درباره ي قتال در 3 دين ابراهيمي مطرح داشتم در دين يهود يا عهد عتيق به اين متن برخوردم Exodus 21:24 بنابر اين بخش خداوند و پيامبرش به مردم اسرائيل حکم ميکند که بايد از خود دفاع کنيد و هر چيزي را به شکل خودش ادا کنيد که اشره اي صريح به قصاص يا اجراي عدالت و جنگ دربرابر جنگ دارد در Numbers 31:17 به پيامبر دستور قتل عام تمامي زناني که بکارت خود را از دست داده اند و تمامي مذکران چه کودک چه بالغ ميدهد که از لحاظ اسلامي اين قانون رد شده از طرف خداست و تنها کساني که در قتال شرکت داشته اند بايد در حال جنگ کشته شوند و بقيه تجاوز است . در مسيحيت که توسط مدارک جديد بدست آمده ديني ساختگي توسط امپراطوري رم بوده و مسيحيت واقعي را براي منافع خود به مسيحيت دروغي تبديل کرده در Matthew 5:38 مسيح قانون خدا را زير پا ميگذارد و بي عدالتي را ترويج ميدهد به عنوان مثال ميگويد که اگر کسي در گوش چپت سيلي زد گوش راستت را در اختيارش قرار ده که اين به طور واضح سخنيست که از دهان تحريف کنندگان درآمده تا قدرت و نفوذ رمي ها به مردم يهودي بيشتر شه چون بنابر تورات قانون خدا تغيير نميکند بلکه روش عرضه تغيير خواهد کرد از آنجايي که متون قبلي به جنگ در برابر جنگ سفارش کرده مسيحيت قانون خدا را شکسته و ترويج راه ظلم پذيري را ميکند . متوني که مورد بحث قرار داده شد همگي مورد تاييد اسلام نيست چون خداوند در قرآن کريم ميفرمايد که شما بني اسرائيل بر پيامبران خود دروغ بسته ايد به عنوان مثال در قرآن کريم نور چشم مسلمين خدا قتل زن و کودک و مردم پير را تجاوز محسوب ميکند در حالي که تورات در دسترس حضرت موسي عليه السلام را قاتل کودکان پسر بيگناه و جوانان و پيران معرفي ميکند . در اسلام تنها دين برحق کنوني که در ريشه ي خودش يعني قرآن کريم از ابتدا تا کنون راستين است و خواهد ماند قانون خدا مبني بر چشم براي چشم دست براي دست بر اصالت خود باقيست و بنابر آيات بسياري خداوند عزوجل مسلمين را به دفاع از خود فرا ميخواند و جهاد را به عنوان فريضه ي ديني مسلمين معرفي ميکند از آنجايي که در هيچ کجاي تاريخ اسلام تا وفات پيامبر اکرم صلوات الله عليه هيچ جنگي را مسلمين از ابتدا آغاز نکردند و همگي در جواب بوده است عدالت برقرار شده و هيچگاه اعراب تا وفات آن بزرگوار به خاکي تجاوز نکردند . داستان نبرد قوم بني قريظه که اقتدار مسلمين را به يهوديان نشان داد با دستور صريح پيامبر گرامي اسلام مبني بر کشتار جمعي جنگ آوران يهودي نبود بلکه درخواست ايشان از آنها تسليم شدن بي چون و چرا و ترک سرزمينشان بود اما آن ها نپذيرفتند و قضاوت سعد بن معاذ را خواستند اين مسلم گرانقدر که از انصار پيامبر بود به طرز بسيار معجزه آسايي داستان قتل کودکان پسر و برده کردن زنان را براي آنها به طرزي ديگر عملي کرد به روش اسلامي به طوري که هيچ بيگناهي نبايد کشته شوند و کودکان بايد همه زنده بمانند و با زنان و مستمندان به اسارت گرفته شوند آنها که خود دستور اعدام خود را خواستند و روش پيامبر اکرم را نخواستند به هلاکت رفتند . اميدوارم اطلاعاتي که بدست آورده بودم برايتان مفيد بوده باشد و به عنوان جوانان مسلم ايراني بدانيد که بهترين دين را خداوند تبارک و تعالي بر شما عرضه داشته و سعي کنيد هيچگاه اسمي را يدک نکشيد بلکه با مطالعه اي کامل مسلمان بودن خود را در جهان فرياد بزنيد . بعضي دوستان مشکلات ما را از از حمله ي اعراب يا به عبارتي اسلام ميدانند در جواب آنها ميگويم آري اعراب به ما حمله کردند اما به دستور عمر اين کار صورت گرفت که بعد از فوت پيامبر اکرم تشنه ي قدرت شد و به روشي عرب جاهلي و غير اسلامي به خاک ما حمله کردند هيچگاه اسلام به ما تعارضي نکرد و هيچيک از ائمه و خود پيامبر هيچگاه به خاکي حمله نکردند و اينان بودند که مسلمين واقعي و رهبران برحق بودند و نه ابوبکر و عمر و عثمان و مانند آنها که تشنه ي قدرت بودند . با آرزوي فرج امام مهدي و سلامتي و پيروزي براي شما برادران آريايي و مسلمين در جايجاي اين کره ي خاکي و درود فراوان حق يار و نگهدارتان . السلام عليکم و رحمت الله و برکاته
86 | AmirArsalan | , آمریکا | ٢٤:٢٠ - ٢١ آذر ١٣٩٢ |
دوست من عليرضا لطفا انقدر دم ازايراني وآريايي بودن نزن چون خودتم ميدوني که درايران آريايي خالص وجودنداره وهمه ازجمله خودشماخون اعراب,مغول و...جريان داره.,عقايدخرافي خودرابه مسيحيت اين راه عشق وحقيقت ربط نده دوست من چون هيچ دليلي برنحريف وناحق بودن انجيل وتورات پيدانميکني يعني هزاران سال است که کسي پيدانکرده.هميشه بامسيحيت درطول تاريخ به اشکال گوناگون مبارزه شده.به صورت هايي مثل;سکولاريسم درجوامع غربي,نسل کشي دررم قديم,منزوي کردن روزانه مسيحيت درتمامي جوامع به خصوص جوامع مسيحي که بايدحافظ ونگه دارنده اين راه عشق باشندولي خودآنهابدترازهردين ستيزي درحال انزواي مسيحيت هستندوبه همين دليل است که عده اي ازمردم مسيحي به اسلام روي مي آورندچون هيچ وقت مسيح وفداکاري که درحق ماکردرانشناختندوحالاخود دشمن مسيح شده اند.ومسبب تمام اين مسائل دولت هاي مسيحي هستندکه همدست شيطان شده اندتامسيحيت راباعقايدپوچ نابودکنندولي همانطورکه درقديم نيزسعي کردندوشکست خوردند,الان نيزشکست خواهندخوردوننگي برخودخواهندافکند.
87 | رضا | , آمریکا | ١٩:٠٨ - ١٧ دي ١٣٩٢ |
به اميد فرج امام زمان تا واقعيت حقيقي بدون کم و کاست و افراط و تفريط رخنمون شود
لطفا براي سلامتي امام زمان (عج) صلوات بفرستيد
88 | سورنا سپهسالار جاويد | , آمریکا | ١٢:٥٩ - ٠٦ بهمن ١٣٩٢ |
شما بگين ماکه خودمون خداپرست بوديم چرا اعراب بما حمله کردن من ايهو نفهميدم يکم تاريخ بخونين تاريخ طبري وابن اثير نه اين تاريخهاي الان که تحريف شدن حداقل دو قرن سکوت بخونين وفجايعي که اعراب به اسم دين برسرما اوردن همشون هم راضي بودن چون به همه غنيمت ميدادن از کوچيک عرب تا بزرگش تا کي مث کبک سرمون زير برف بکنيم وخودمون به نفهمي بزنيم واعراب بدوي را بزرگ کنيم وبزرگان خودمون خرد
چو خاهي که نامت رود در جهان نکن نام نيک بزرگان نهان
ميدونم که فحش ميدين اشکال ندارد چون هرکس اصل خودش ميگه
89 | كاوه | , آمریکا | ١٣:١٧ - ٠٢ فروردين ١٣٩٣ |
لطفا پاسخ بنده را بدهيد
سال قمري بعلت کسر ۱۰ روز تغير ميکند اعراب قبل از اسلام هر سه سال را بجاي دوازده ماه سيزده ماه ميگرفتند تا اين اشکا ل بر طرف شود . چرا در اسلام اين روش خوب را بهم زدند تا اين بلبشو در تاريخ رخ دهد. يکزمان حج زمستان بيافتد يک زمان در تابستان . در صورتيکه حج قبل از اسلام در زمستان مي افتاد.
ميگويند پيامبر ۲۵ ساله با خديجه ۴۰ ساله ازدواج کرده اگر تاريخ تولد فاطمه (ع) را در نظر بگيريد خديجه در موقع تولد حضرت فاطمه بايد ۶۰ ساله باشد. اين امکان ندارد . ايا هنوز قبول نداريد که خديجه سنش ۴۰ سال نبوده است. يا اصولا فاطمه دختر رسول نبو ده است
تاريخ وفات پيامبر را چرا ۲۸ صفر ميگوئيد. وفات ايشان روز دوشنبه بوده اگر محاسبه کنيد از زمان خروج از مدينه براي اخرين حج و ماههاي تمام و محاسبات رياضي وفات ايشان نه ۲۸ صفر بوده و نه ۱۲ ربيع بلکه دوم ربيع به روز دوشنبه مي افتد که يعقوبي هم در تاريخ خود گفته است. ۲۸ صفر کاملا اشتباه است.

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ سخن شما در مورد اعراب جاهلي اشتباه است ؛ اين محاسبات اخيرا انجام شده و سال شمسي در آن دوران مطرح نبوده است تا چنين کاري بکنند.

اما در مورد سن حضرت خديجه به هنگام ازدواج اختلاف است طبق يک قول ايشان 40 سال داشته اند و طبق قول ديگر 28سال داشته اند که به ازدواج رسول الله در آمدند. طبق قول اول ايشان به هنگام تولد حضرت فاطمه سلام الله سلام الله عليها کمتر از شصت سال و طبق قول دوم ايشان کمتر از 48 سال داشته اند که به هر صورت مشکلي وجود نخواهد داشت.

در مورد روز رحلت رسول الله صلي الله عليه و اله هم سه قول است و هر کدام مستندات خود را دارد، نزد شيعه قول بيست و هشت صفر مشهورتر است. با اين استدلالات نمي توان يک قول مستند را زير سوال برد.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
1 |علی||١٥:١٨ - ٣١ فروردين ١٣٩٤ |
0
 
0
بنده هم به سایت محترم ایراد وفات پیامبر را گفتم. لیکن دوستان در سایت قول دوم ربیع الاول را نمی پذیرند در حالیکه از امام محمد باقر هم همین قول آمده است چرا مسائل درست را نمی پذیرید؟ ممکن است یک قول اشتباه در تاریخ تکرار شود حتما باید آن را پذیرفت؟ مگر وحی منزل است؟
90 | علي اصغر سادات حسيني | , آمریکا | ١٢:١١ - ٠٥ فروردين ١٣٩٣ |
آقاي امير ارسلان البته حضرت عيسي ودين او براي مسلمانان برحق است ولي نه دين تحريف شده شما . اگر ميخواهيد اززبان خود دانشمندان مسيحي وبصورت کاملا مستند بررسي کنيد کتاب صدمقاله از دانشمند بزرگوارمرحوم سلطان الواعظين شيرازي را مطالعه کنيد بدون حتي يک دليل از مسلمانها . وآقاي سورنا سپهسالار جاويد يادتان رفته که مسلمانان تا مسلمان بودند چه عظمتي داشتند و جقدر در علم پيشقدم بودند يادتان رفته که جبر مربوط به جابربن حيان از شاگردان امام ششم شيعيان است که بنام خوداوست ويادتان رفته که کاشف الکل محمد ذکرياي رازي است که مسلمان بود و وجود ميکرب را اولين بار امام صادق عنوان کرده (کتاب مغز متفکر جهان شيعه چاپ زمان شاه ) وزمانيکه اربابان اروپائيت امثال گاليله را بجرم اينکه ميگفت زمين گرد است ميکشتند قرنها قبل قرآن گفته بود زمين گرداست وبه دور خود ميگردد ويا از سفر بشر به فضا سخن گفته بود ؟ کسي ارزشهاي
ايراني را نفي نميکند ولي اسلامي را هم همين طور .
91 | علي زريني | , ایران | ٠٨:٤٧ - ٢٩ خرداد ١٣٩٣ |
سلام.آيا خداوند قادر به خلق همه چيز هست؟ آيا ميتواند سنگي را خلق کند که خودش هم نتواند آنرا جابجا کند؟

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

در خود اين سوال تعارض وجود دارد زيرا از طرفي خداوند را قادر فرض كنيد و از طرف ديگر او را ضعيف ، و اين تناقض است ، نمي شود خداوند هم توانا باشد و هم ناتوان . اين سوال در حقيقت مثل همان سوالي است که شخصي از حضرت علي عليه السلام پرسيد هَلْ يَقْدِرُ رَبُّكَ أَنْ يُدْخِلَ الدُّنْيَا فِي بَيْضَةٍ مِنْ غَيْرِ أَنْ يُصَغِّرَ الدُّنْيَا أَوْ يُكَبِّرَ الْبَيْضَةَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَا يُنْسَبُ إِلَى الْعَجْزِ وَ الَّذِي سَأَلْتَنِي لَا يَكُونُ.

آيا پروردگارت بر اين قدرت دارد كه دنيا را در تخم مرغى داخل كند بى‏آنكه دنيا كوچك شود يا تخم بزرگ شود فرمود كه خداى تبارك و تعالى بسوى عجز منسوب نمي شود و آنچه تو مرا سؤال كردى نميتواند كه باشد. توحيد صدوق ص 130

يعني به اين چيزها که محال هستند قدرت تعلق نمي گيرد بطور مثال شما اگر شما به آدم قدرتنمد يک پري را بدهي و به او بگويي اين پر را پرتاب کن آيا اين پر حرکت مي کند نه پس آن شخص قدرت دارد اما قدرت به اين پر تعلق نمي گيرد و هيچ کس نمي گويد او قدرت نداشت ؟!

لذا قدرت يعني «توانايي فاعل مختار براي كاري كه ممكن است از او سر بزند» پس قدرت مربوط به فاعل است و فاعل فعلي را كه ممكن است انجام شود مي ‏تواند انجام بدهد و مي‏ تواند انجام ندهد، اما متعلق قدرت چيست؟ آيا هر چيزي متعلق قدرت است؟ قطعا چنين نيست، متعلق قدرت، كاري است كه امكان تحقق داشته باشد و چيزي كه ذاتا محال يا مستلزم محال باشد، مورد تعلق قدرت واقع نمي‏ شود؛ زيرا مقدور نيست.

پس وقتي كه مي‏ گوييم خداوند بر هر كاري تواناست، منظور ما اين نيست كه بر چيزهايي كه محال هستند نيز تواناست. زيرا آنها كار نيستند تا قدرت به آنها تعلق بگيرد. اينکه خداوند سنگي را خلق كند كه نتواند بلند كند، نيز محال ذاتي است؛ و اصلاً قدرت خدا بر آن تعلق نمي‏ گيرد.

همچنانکه گفته شد با دقت در خود مثال مشخص مي شود كه اصل سؤال بي معني است يعني خود سؤال خودش را نفي مي کند. وقتي گفته مي شود «خدا سنگي را بيافريند كه نتواند آن را بلند کند» معنايش اين است كه خدا موجودي فراتر از قدرت خود بتواند خلق كند و حال آن مخلوق (همان موجود فراتر از قدرت خدا) نمي تواند از خالق و قدرتش فراتر باشد وگرنه مخلوق نمي تواند باشد زيرا اگر مخلوق است پس نمي تواند فراتر از خالق باشد و اگر فراتر است پس مخلوق نيست، به عبارت ديگر اگر خدا بتواند سنگي را بيافريند حتما مي تواند آن را بلند کند زيرا بلند کردن سنگ از خلقت سنگ كه مهمتر نيست وقتي كه خلقت چنين سنگي ممكن باشد حركت دادن هم به آساني امكان پذير است. مثال تخم مرغ هم چنين است، خدا مي تواند جهان را در تخم مرغ جاي دهد در صورتي كه تخم مرغ را بزرگ كند اما اگر خواست خداوند بر وجود تخم مرغ به همين اندازه فعلي باشد، ديگر معني دارد كه جهان را (با همه بزرگيش) در آن جاي داد زيرا يا جهان بايد كوچك شود و يا تخم مرغ بزرگ شود تا فرود يكي در ديگري امكان پذير گردد.

بنابراين سؤال از اين كه «آيا خداوند تواناست به اين كه سنگي را خلق کند، خودش نتواند بلند كند» سؤال غلطي است

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
92 | مجيدعربيارمحمدي | , ایران | ٢٣:٠٢ - ٢٠ تير ١٣٩٣ |
با سلام
اين حرف کذب است آيا منبع صحيح از اين مطلب داريد آيا منبع تحريف نشده. چرا که رسول خدا حکم را به دست معنمد يهوديان(سعد) سپرد. اما پيامبر رحمت چگونه چنين مي کند. و بعد از آن به عقل رجوع کنيد.
چگونه ممکن است در يک روز خندقي دور از شهر کند و براي گردن زدن تا غروب آن روز زيبر و علي ع ، آن همه آدم را گردن بزنند
93 | محسن | , ایران | ١٥:٣٢ - ٢١ تير ١٣٩٣ |
با سلام
دوستان عزيزي که اداره کننده اين سايت هستيد، در مورد استدلالات شما براي پاسخ به اين مساله چند مورد را عرض ميکنم:
1- اول اينکه يکي از دلايلي که آورده ايد احتمال وقوع دسيسه يا حمله اي از طرف اين قبيله در آينده است، با اين استدلال هر کس هر کجا احتمال دسيسه يا حمله از طرف دشمن را بدهد مي تواند اقدام کند، و اين يعني دقيقاً قصاص پيش از وقوع جرم که تا آنجا که ما مي دانيم در خود اسلام غير قابل قبول است. اگر قابل قبول بود رويه خداوند هم همين مي بود و تمامي بندگان را بخاطر اينکه فکر گناه هم از ذهنشان گذشته مجازات مي کرد و ...
2- گفته ايد که پيغمبر (ص) مستقيماً دستور اين قتل عام را صادر نکرده اند ولي مخالفتي هم نکرده اند چون خود آن قبيله سعد بن معاذ را حکم قرار داده بودند. آيا در آموزه هاي ديني ما سکوت در برابر امر ناحق جايز است؟ آنهم امري که اگر صادر شود هيچ جبران و برگشتي نخواهد داشت و آن جان و زندگي يک انسان است. پس منطق سليم، البته به نظر من، نمي تواند به عدم رضايت پيامبر در اين قضيه راي دهد.
در مورد دليل شماره گذاري شده "1" در متن شما:
شما با من پيمان مي بنديد که اگر قرضي را که از شما گرفته ام در موعد مقرر پس ندهم مرا بکش، آيا اگر وعده شما عملي نشد من مجازم شما را بکشم؟ آيا بين خطا و مجازات نسبتي و توازني نبايد باشد؟ و آيا اگر شما به عهد خود وفا نکرديد و من هم از قضا شما را کشتم قاضي اين استدلال من راه همين امروز که داريم زندگي مي کنيم براي کشتن شما قبول مي کند يا همچين پيماني از ريشه باطل است؟

در مورد دليل شماره گذاري شده "2" در متن شما:
باز هم شما حمايت از قصاص قبل از جنايت کرده ايد. و توجه داشته باشيد که اگر قصاص قبل از جرم درست باشد هر کسي مي تواند به قتل هر کسي کمر ببندد بدون اينکه بخواهد باز خواستي بشود.

در مورد دليل شماره گذاري شده "3" در متن شما:
شما استدلال به قانون يهودو تورات کرده ايد،
1-مگر شما به تحريف شدن تورات اعتقادي نداريد؟؟ پس چطور به يک کتاب تحريف شده مي توانيد استدلال کنيد که معلوم نيست کدام قسمت آن اصل و کدام بخش آن اصل متن دست نخورده کتاب است؟؟
2- اگر بنا بود مسلمانان همچنان بر رويه يهوديان حکم کنند و عمل نمايند چه احتياجي به برانگيخته شدن پيامبر جديدي بود؟؟ در ساير امور هم مسلمانان به يهوديان اقتداء مي کردند. اگر اينگونه بود بايد پيامبر(ص) هم در تمامي موارد به شيوه جاهليت با دشمنان خود برخورد مي کردند ، آيا ايشان اينگونه بودند يا اهل بخشش و پيامبر رحمت؟

در پايان قضاوت را به شما و خوانندگان محترم واگذار مي کنم. اين مساله همچنان ابهام بزرگي در ذهن خود من مي باشد، ولي عذر خواهي ميکنم، اگر حرف قابل قبولي براي گفتن نيست به نظر من سکوت گزينه بهتري است، زيرا در غير اينصورت اين حس دست مي دهد که خداي نکرده نويسنده سطح فهم شنونده را پايين فرض کرده و اين توهيني آشکار است.
با تشکر از شما و همکارن محترمتان

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي

1. يهود بني قريظه پيمان شکني کردند و در موقعيت بسيار حساس جنگ خندق تصميم گرفتند از پشت مقاومت مسلمانان را درهم بشکنند و موجبات شکست آنها را فراهم کنند، و پيمان نامه خود با رسول الله صلي الله عليه و آله را پاره کردند. لذا اين کمترين مجازات آنها مي توانست باشد.

2. آنها به حکم سعد رضايت داده بودند و سعد اين حکم را در مورد آنها نمود.

3. يهوديان قبل از اين نشان دادند که مستحق بخشش نيستند و در جنگها به مسلمانان خيانت کرده بودند. لذا احتمال نبوده بلکه يقين بوده.

4. در آنجا حکم در مورد يهوديان بوده نه هر دشمني.

5. تمام جزئيات اين مساله به ما نرسيده و احتمال تحريف وجود دارد لذا فعلا براي ما روشن نيست و اينها تحليلهايي است که با استفاده از برخي از قرائن داده مي شود. پس نبايد قطعي قلمداد شود.

6. اينطور نيست که خداوند هيچ کس را بخاطر فکر گناه کردن مجازات نکند بلکه خدواند برخي از بندگان خاص خود را بخاطر فکر گناه هم مجازات مي کند ولي عموما چنين کاري نمي کند.

7. اگر پيامبر صلي الله عليه و آله چنين حکمي کرده اند يعني در اسلام چنين مساله اي هست و همين مورد بر آن دلالت دارد فقط بايد شرايط و مختصات صدور چنين حکمي رعايت شود. ولي معلوم است که ايشان مستقيما چنين حکمي ندادند بلکه پيشنهاد حکميت سعد را پذيرفتند.

8. دليل شماره (1) کشتن در مقابل قيام(همان کشتن جمعي) است نه همانند مثال شما! اين تمثيل صحيح نيست.

9. دليل(2) هم برخورد با پيمان شکني آنهاست نه اينکه قصاص قبل از جنايت باشد! خوب است دليل اين جنگ را در منابع تاريخي بخوانيد تا اين توهمات رفع شود.

10. پيمان شکني يهود در آن موقعيت حساس که مي توانست جان همه مسلمانان را به خطر بيندازد مساله کوچکي نبود که بتوان از کنار آن به سادگي گذشت.

11. دليل (3) هم حکم بر اساس معتقدات خود آنهاست خواه الهي باشد يا نه در اين مورد علم منطق را بخوانيد تا با روش بحث با طرف مقابل بر اساس معتقدات و مشهوراتشان آشنا شويد.

12. عمل با فردي بر اساس معتقدات او با عمل خود فرد فرق دارد. در اينجا رسول الله صلي الله عليه و آله با يهوديان طبق معتقدات آنها عمل کردند نه اينکه اعمال خود را همانند يهوديان انجام دهند.

13. آنها مي توانستند اسلام بياورند تا مانند ديگر مسلمانان آزادانه زندگي کنند ولي از اين راه براي زنده ماندن خود استفاده نکردند.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
94 | رحيم | , ایران | ١٨:٠٨ - ١٥ مرداد ١٣٩٣ |
بنده بيشتر با نظر محسن عزيز موافقم تا توجيهاي تکراري و اما دو نکته هست که اميدوارم مورد عنايت عزيزان قرا بگيرد :

1- مسلمان بودن لازمه اش تسليم بي قيد و شرط در برابر حق است و همين مفهوم از واژه " مسلمان " اعاده ميشود، يعني مسلماني به تقليد نيست بلکه به تفکر و اعتقاد و عمل به آن است يعني هر مسلماني در برابر اعمال خود در برابر خداوند پاسخگوست بنابراين مسلمان مامور معزور نيست و بدون شک خداوند عذر صرفا مقلد بودن را نمي پذيرد، مثلا شمر مقلد يزيد بود ولي حر جانب حق را ديد و به آن عمل کرد. بنابراين حر مسلمان بود شمر مقلد.

2-فرض کنيم که عده اي از قوم بني قريظه به مسلمانان خيانت و عهد شکني کردند و حکم اعدام بايد در مورد آنان اجرا مي شد(که اين خود جاي سئوال دارد ) ولي قتل عام کل قوم در دستور کار قرار گرفت، مسلما در ميان اعداميها که بالغ بر چند صد نفر بودند، نوجوانان و جوانان و مردان بسياري بودند که در عهد شکني هيچ دخالتي نداشتند و همينطور دختران و زنان و کودکاني که در يک لحظه خود را برده و اسير ناشناسان و قاتلين پدران و برادران خود مي ديدند.

حالا جدا از توجيهات شرعي و غير شرعي آيا بعنوان مسلمان ميتوانيم اين واقعه تاريخي را توجيح کنيم ؟

به اميد روزهاي بهتر براي همه انسانها در همه عالم

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ به عنوان يک مسلمان که هيچ، بلکه به عنوان يک عرب جاهلي مشرک هم بيعت شکني قابل پذيرش نيست. افرادي که با مسلمانان پيمان بسته اند ولي در موقعيت بحراني جنگ خندق تصميم به خيانت به مسلمانان گرفته و پيمان خود را پاره کرده و شروع به پيمان شکني مي کنند مستحق چنين برخوردي هستند بخصوص که خودشان با انتخاب داوري سعد مسبب اين برخود بودند.

در اين ماجرا آنها مي توانستند با اسلام آوردن از اين برخورد نجات پيدا کنند، لجاجت خود آنها بود که چنين پيامدي را براي آنها بدنبال داشت.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
95 | رحيم | , ایران | ٢٤:٤٩ - ١٧ مرداد ١٣٩٣ |
با سلام
دوست گرامي پاسخ، پاسخ شما را محسن (93) بخوبي ارائه نموده است ولي نکته اصلي مطروحه اينجانب ( افراد بي ارتباط با موضوع پيمان نامه) همچنان بي پاسخ ميباشد.
موفق و مويد باشيد
96 | علي رضا | , ایران | ٢١:٤٨ - ١٩ مرداد ١٣٩٣ |
دوست عزيز كه سوالهاي افتراقي وبيموردمطرح ميىكني شمااسامي ان افرادي كه مدعي هستيافرادبي ارتباطباموضوع پيمان نامه هستنداعلام بفرما تامنشرح حال زندگي انهارابشما بكگويم
97 | بامداد | , ایران | ٠٨:٤٤ - ٠٥ شهریور ١٣٩٣ |
درود بر دوستان عزيز
ظاهرا" گروه داعش دقيقا" رفتار اسلامي داشته و اصولا" سر بريدن جزء لاينفک اسلام مي باشد. من هرچه تاريخ و متون اسلام را بيشتر ميخونم بيشتر پي ميبرم که گروه داعش يا طالبان نصح صريح قران رو پياده ميکنند و ما فقط چون جوابي نداريم هي ميگيم اسلام واقعي يه چيز ديگه است . اما تا بحال هيچکس اون يه چيز ديگه رو نديده

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ آيا اين آيات قرآن با اعمال داعشيان و طالبان سازگاري دارد؟

سوره نساء، آيه 92: وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلاَّ خَطَأً وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْريرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى‏ أَهْلِهِ إِلاَّ أَنْ يَصَّدَّقُوا فَإِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْريرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ إِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ ميثاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى‏ أَهْلِهِ وَ تَحْريرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ عَليماً حَكيما

سوره نساء، آيه 93 وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيما

سوره نساء، آيه 94 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ كَثيرَةٌ كَذلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا إِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبيرا

سوره فتح، آيه 29: مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سيماهُمْ في‏ وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى‏ عَلى‏ سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظيما

و...

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
98 | ساسان | , آمریکا | ١٨:٠٢ - ٠٧ شهریور ١٣٩٣ |
وقتي خدا دستور مي ده که 800 تا يهودي کشته بشن.ما چي مي تونيم بگيم.ما از خدا بهتر مي دونيم.
آيات 26 تا 28 احزاب دقيقا اين مجازات اسلامي رو توضيح داده است.
پيامبر در غزوه بني قينقاع هم چنين قصدي داشتند(که از طرف خدا بود) و مي خواستند آنها را نيز مجازات کنند
اما منافقي بنام عبدالله ابن ابي ، با اصرار زياد پيامبر را منصرف کرد.
و باعث شد يهوديان زنده ماندند و تا الان جنايات غزه را مرتکب شوند.
99 | محقق | , ایران | ١٨:١٩ - ١٨ شهریور ١٣٩٣ |
سلام لطفا متن و آدرس دقيق منبع اين ماجرا را در کتب شيعه و سني ذکر کنيد

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ به منابع ذيل مراجعه نماييد:

منابع اهل سنت:

1. إمتاع ‏الأسماع،ج‏1،ص:244

2. البداية و النهاية،ج‏4،ص:116

3. تاريخ‏ ابن‏ خلدون،ج‏2،ص:443

4. تاريخ ‏الإسلام،ج‏2،ص:307

5. تاريخ ‏الطبري،ج‏2،ص:581

6. تاريخ‏ يعقوبى،ج‏2،ص:52

7. سبل‏ الهدى،ج‏5،ص:3

8. السيرة النبوية،ج‏2،ص:233

9. الطبقات‏ الكبرى،ج‏2،ص:57

10. عيون‏ الأثر،ج‏2،ص:100

11. الكامل ،ج‏2،ص:185

12. المغازى،ج‏2،ص:496

13. المنتظم،ج‏3،ص:238

و... .

منابع شيعي:

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج‏1، ص: 109

مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏1، ص: 186

الدر النظيم في مناقب الأئمة اللهاميم، ص: 168

بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏20، ص: 186

در کتب تفاسير مانند الميزان، ج 16، ص302،بحث روائي مربوط به آيات 9 تا 27 سوره احزاب، چاپ بيروت، مؤسسه اعلمي و ديگر تفاسير ذيل اين آيات در اين مورد بحث شده است.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)

100 | محقق | , ایران | ١٥:٠٤ - ١٩ شهریور ١٣٩٣ |
با سلام و تشکر از آدرس ها
لطفا به طور مختصر هم شده متن عربي مربوطه را از چند آدرس ذکر کنيد

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ ما آدرس دو کتاب را مي گذاريم بقيه کتب را از سايت «مکتبه الشامله» بيابيد و در حوادث سال پنجم، غزوه بني قريظه را پيدا کنيد و مطالعه نماييد.



موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
101 | امير علي | , ایران | ١٣:٣٠ - ٢٣ مهر ١٣٩٣ |
با سلام. آقا محسن پيماني که با بني قريظه بسته شده به اين صورت نبوده که اي قوم بني قريظه شما اگر يک زماني بخواهيد خيانت کنيد ما تعداد خاصي از شما را مجازات ميکنيم بلکه اين پيمان شامل همه آنها ميشده.مگر ميشود در خيانتي که ميخواستند انجام دهند روي تجربه و نقشه بزرگان و پيران و رزم و و نيروي بدني جوانان حساب نکرده باشند که شما ميگوييد چرا گردن جوانان را زدند .مگر قرار بوده که پيرمردها با عصاهايشان با مسلمانان جنگ کنند.
پيامبر اسلام کسي بوده که وحي خدا به او ميشده و همه کارهايي که انجام ميداده در راه رضايت خداوند متعال بوده است.الان اومديد کارهاي پيامبر را به پاي انتقاد گرفتيد عين اين است که به خداوند متعال انتقاد ميکنيد.
102 | رضا | , ایران | ١٧:٠٦ - ١٢ آبان ١٣٩٣ |
حرفاي آقا ساسان خيلي خنده داره
103 | عليرضا | | ١٧:١٠ - ١٦ آذر ١٣٩٣ |
بعضي وقتها توي جنگ ها راهي نمي مونده و پيامبر مجبور بودن بين خوب و خوب تر ، خوب رو انتخاب کنند ، ما بايد اين رو در نظر داشته باشيم که هيچ دين و هيچ حکومتي بدون خون و خون ريزي محقق نشده ، خون ريزي و جنگ اجتناب ناپذيره حال اينکه ،تمام جنگ هاي که پيامبر انجام دادن شروع کننده اش کفار بودند ، اينم بايد در نظر داشت که ما آدم ها ناقص هستيم ، درست پيامبر معصوم بودن ولي خوب مشکل از شرايط ناقص زمين هم هست ، پيامبر براي بقاي اسلام مجبور به انجام اين کار ها بودن .
104 | مجيد | , ایران | ١٤:٤٩ - ٢٩ دي ١٣٩٣ |
متاسفانه علي رقم ميلم ک دوسدارم عاشقانه با عقايد دينيم زندگي کنم ولي اين شبهه جواب قانع کننده اي برام نداشت و با عقل و منطق و انسانيت جور در نمياد لطفا اگ جوابي منطقي و غير از اين موارد داشتيد براي من ايميل کنيد تا بلکه نظرم راجع ب دين اسلام ب حالت قبل برگرده هميشه دعا گوي کسي ک جواب منطقي بده و ازين جواباي الکي ک خدا گفت و...نباشه با تشکر

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

در اصل قضيه بني قريظه اختلافي نيست اما در جزئيات آن و تعداد کشته ها و مسائل ديگر اختلاف وجود دارد . لذا قرآن اين جريان پيمان شکنان قريظه را ذکر و در خصوص آن مي فرمايد: وَ أَنْزَلَ الَّذِينَ ظاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ صَياصِيهِمْ وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً . َ وأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَ دِيارَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ وَ أَرْضاً لَمْ تَطَؤُها وَ كانَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيراً (احزاب26 /27) از اهل كتاب آن گروه را كه به ياريشان برخاسته بودند از قلعه‏ هايشان فرود آورد و در دلهايشان بيم افكند. گروهى را كشتيد و گروهى را به اسارت گرفتيد. و بني نضير را ديده بودندو بايد اين رفتار به شکل عبرت آموزي کيفر داده شود. و غنائم فراوانى از جمله زمينها و خانه و اموالشان به مسلمانان رسيد

از جمله تعبيرات كه در مورد كشته شدگان اين جنگ آمده است «فَرِيقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً» ، يعنى فَرِيقاً، را مقدم بر «تَقْتُلُونَ» مى‏دارد، در حالى كه در مورد اسيران: فَرِيقاً، را از فعل آن يعنى: «تَأْسِرُونَ» مؤخر داشته است، بعضى از مفسران در تفسير آن گفته‏ اند، اين روش به خاطر آن است كه در مساله كشته شدگان، تكيه بيشتر روى اشخاص است، زيرا سران بزرگ آنها در اين گروه بودند، ولى در باره اسارت، افراد سرشناسى نبودند كه روى آنها تكيه كند،

نکته ديگر اينکه «فَرِيقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً» ناظر به کشته و اسارت مردان است و نه کشته شدن همه مردان و اسارت زنان، زيرا براي اسارت زنان و کودکان واژه «سبي» و جمع: «سبايا» به کار مي رود و واژه «اسر» که در آيه فوق به کار رفته، و در آيات ديگري مانند: وَ إِنْ يَأْتُوكُمْ أُسارى‏ تُفادُوهُمْ وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْراجُهُمْ (بقره/85) که در باره اين گروه است، نشان مي دهد که ناظر به مقاتلين و مردان بوده و با آن موضوع تناسب دارد و حاکي از اسارت گروهي از مردان جنگي است و نه زنان اين قبيله. و لذا در تاريخ هم آمده: «و سَبى من لم ينبت منهم مع النساء» واسير کردن کساني که هنوز بالغ نشده اند که اين البته با قرآن نمي سازد زيرا کسي که بالغ نيست، مکلف نيست تا مؤاخذه شود. سخن در باره کساني است که جنگجو بوده چه مرداني که پير بوده و يا نوجوان بوده و يا در معرض جنگ قرار نگرفته اند.

با اين وجود اشکال اساسي که گفته مي شود پيامبر (ص )افراد زيادي را در اين جنگ کشت، رد مي شود

قديمي ترين کتابي كه در دست ماست و بيشترين جزئيات حادثه بني قريظه را مخصوصا تعداد کشته ها را بيان کرده است، سيره ابن اسحاق است كه مورخان بعدي در بيان رويدادهاي متعدد برآن تكيه كرده و از آن اخذ كرده اند، اما ابن اسحاق در سال 151 ، يعني 145سال پس از واقعه بني قريظه از دنيا رفته است. مورخان پس از او گزارش او از واقعه را نقل كرده و به منابع مبهم او توجه نكرده اند. گزارش هاي مربوط به اين جريان بسيار متاخر از اصل واقعه و همچنين غير قابل اعتماد است و بررسي درباره آنها صورت نگرفته ،قرآن اشاره اي به كشتار جمعي نكرده است. خوب است قرآن را به عنوان تنها منبع معتبر و معاصر در برابر مصادر متأخر و مشكوك و راويان متروك قرار دهيم . چنان كه پيش تر گفته شد قرآن به گونه اي بسيار مختصر در آيه 26سوره احزاب به اين حادثه اشاره كرده ، فقط از كساني كه مستقيماً در نبرد شركت داشته اند سخن مي گويد . اگر كشته شدگان در اين حادثه 600 تا900 نفر بودند،رويدادي مهم تلقي و در قرآن به صورت روشن به آن اشاره مي شد كه از آن درس و عبرت گرفته شود.

دلايل ديگري در ردّ اين موضوع مي توان به شرح زير بيان کرد:

احتمال داده شده که اين داستان به شکل خشونت بار توسط خود يهوديان ساخته شده باشد و در جهت مظلوم نمايي بوده باشد، به عنوان نمونه راوي اين اخبار محمد بن کعب قرظي و عطية قرظي در سلسله سند اين روايت و شباهت هاي عناصر داستاني آن با چند حادثه مشابه در تاريخ قوم يهود که در آن چند صد يهودي به قتل رسيده اند، اين احتمال را بيشتر تقويت مي کند که اين روايت برساخته افرادي از اين قبيله بوده و تأثير اين نقل به دليل ايجاد مظلوميت براي آنان و نشان دادن چهره اي خشن و خون ريز از پيامبر اسلام باشد مخصوصا اينکه يهود در اين نوع کارها در گذشته و حال يد طولايي دارند

حكم اسلام در اين موارد آن است كه تنها مسئولان فتنه مجازات شوند، چنان كه تعداد و اسامي آنان در متن واقعه ذكر شده است . كشتن چنين رقم بالايي از افراد ،با عدل اسلامي و قرآن به خصوص آيه «لا تزر وازره وزر اخري» سازگار نيست . مخصوصا با رحمة للعالمين بوده پيامبر نمي سازد هر چند اين نوع کشتن که بخاطر پيمان شکني در دين يهود وجود دارد

لذا چنين مي شود نتيحه گرفت که کساني که در از سران فتنه بودند کشته شدند نه همه آنها البته ما در ابتداي مقدمه گفتيم که اين جريان با اين جزئيات بدون سند ذکر شده است

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

105 | محمد | , ایران | ٢٢:٣٦ - ١٠ بهمن ١٣٩٣ |
من در مورد اين واقعه يک کلمه مي تونم بگم .هر کس اين داستان را قبول کند در واقع داعش رو تاييد کرده.چه کسي باورش مي شود که حضرت علي(ع) با آن هم رحم دلي بياد و در يک روز چند هزار زن و کودک رو يتيم کنه در حاليکه اونا مشغول گريه و زاري بودند و هر پسري که به سن بلوغ رسيده و اصلا کاري به کار ديگران نداشته گردن زده بشه.چرا حوزه ما خوابه و نمي خواد جواب اين اشکالات رو بده و يک عده بيسواد (با عرض معذرت از عوامل سايت) بيان و اينگونه استدلالهاي بيخود و خنده دار ارائه بدهند.پس اين همه پول خمس براي پيشرفت دين کجا خرج ميشه در حاليکه به يک شبهه هم نمي تونند جواب بدهند.

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

در اصل قضيه بني قريظه اختلافي نيست اما در جزئيات آن و تعداد کشته ها و مسائل ديگر اختلاف وجود دارد . لذا قرآن اين جريان پيمان شکنان قريظه را ذکر و در خصوص آن مي فرمايد: وَ أَنْزَلَ الَّذِينَ ظاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ صَياصِيهِمْ وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً . َ وأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَ دِيارَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ وَ أَرْضاً لَمْ تَطَؤُها وَ كانَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيراً (احزاب26 /27) از اهل كتاب آن گروه را كه به ياريشان برخاسته بودند از قلعه‏ هايشان فرود آورد و در دلهايشان بيم افكند. گروهى را كشتيد و گروهى را به اسارت گرفتيد. و بني نضير را ديده بودندو بايد اين رفتار به شکل عبرت آموزي کيفر داده شود. و غنائم فراوانى از جمله زمينها و خانه و اموالشان به مسلمانان رسيد

از جمله تعبيرات كه در مورد كشته شدگان اين جنگ آمده است «فَرِيقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً» ، يعنى فَرِيقاً، را مقدم بر «تَقْتُلُونَ» مى‏دارد، در حالى كه در مورد اسيران: فَرِيقاً، را از فعل آن يعنى: «تَأْسِرُونَ» مؤخر داشته است، بعضى از مفسران در تفسير آن گفته‏ اند، اين روش به خاطر آن است كه در مساله كشته شدگان، تكيه بيشتر روى اشخاص است، زيرا سران بزرگ آنها در اين گروه بودند، ولى در باره اسارت، افراد سرشناسى نبودند كه روى آنها تكيه كند،

نکته ديگر اينکه «فَرِيقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً» ناظر به کشته و اسارت مردان است و نه کشته شدن همه مردان و اسارت زنان، زيرا براي اسارت زنان و کودکان واژه «سبي» و جمع: «سبايا» به کار مي رود و واژه «اسر» که در آيه فوق به کار رفته، و در آيات ديگري مانند: وَ إِنْ يَأْتُوكُمْ أُسارى‏ تُفادُوهُمْ وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْراجُهُمْ (بقره/85) که در باره اين گروه است، نشان مي دهد که ناظر به مقاتلين و مردان بوده و با آن موضوع تناسب دارد و حاکي از اسارت گروهي از مردان جنگي است و نه زنان اين قبيله. و لذا در تاريخ هم آمده: «و سَبى من لم ينبت منهم مع النساء» واسير کردن کساني که هنوز بالغ نشده اند که اين البته با قرآن نمي سازد زيرا کسي که بالغ نيست، مکلف نيست تا مؤاخذه شود. سخن در باره کساني است که جنگجو بوده چه مرداني که پير بوده و يا نوجوان بوده و يا در معرض جنگ قرار نگرفته اند.

با اين وجود اشکال اساسي که گفته مي شود پيامبر (ص )افراد زيادي را در اين جنگ کشت، رد مي شود

قديمي ترين کتابي كه در دست ماست و بيشترين جزئيات حادثه بني قريظه را مخصوصا تعداد کشته ها را بيان کرده است، سيره ابن اسحاق است كه مورخان بعدي در بيان رويدادهاي متعدد برآن تكيه كرده و از آن اخذ كرده اند، اما ابن اسحاق در سال 151 ، يعني 145سال پس از واقعه بني قريظه از دنيا رفته است. مورخان پس از او گزارش او از واقعه را نقل كرده و به منابع مبهم او توجه نكرده اند. گزارش هاي مربوط به اين جريان بسيار متاخر از اصل واقعه و همچنين غير قابل اعتماد است و بررسي درباره آنها صورت نگرفته ،قرآن اشاره اي به كشتار جمعي نكرده است. خوب است قرآن را به عنوان تنها منبع معتبر و معاصر در برابر مصادر متأخر و مشكوك و راويان متروك قرار دهيم . چنان كه پيش تر گفته شد قرآن به گونه اي بسيار مختصر در آيه 26سوره احزاب به اين حادثه اشاره كرده ، فقط از كساني كه مستقيماً در نبرد شركت داشته اند سخن مي گويد . اگر كشته شدگان در اين حادثه 600 تا900 نفر بودند،رويدادي مهم تلقي و در قرآن به صورت روشن به آن اشاره مي شد كه از آن درس و عبرت گرفته شود.

دلايل ديگري در ردّ اين موضوع مي توان به شرح زير بيان کرد:

احتمال داده شده که اين داستان به شکل خشونت بار توسط خود يهوديان ساخته شده باشد و در جهت مظلوم نمايي بوده باشد، به عنوان نمونه راوي اين اخبار محمد بن کعب قرظي و عطية قرظي در سلسله سند اين روايت و شباهت هاي عناصر داستاني آن با چند حادثه مشابه در تاريخ قوم يهود که در آن چند صد يهودي به قتل رسيده اند، اين احتمال را بيشتر تقويت مي کند که اين روايت برساخته افرادي از اين قبيله بوده و تأثير اين نقل به دليل ايجاد مظلوميت براي آنان و نشان دادن چهره اي خشن و خون ريز از پيامبر اسلام باشد مخصوصا اينکه يهود در اين نوع کارها در گذشته و حال يد طولايي دارند

حكم اسلام در اين موارد آن است كه تنها مسئولان فتنه مجازات شوند، چنان كه تعداد و اسامي آنان در متن واقعه ذكر شده است . كشتن چنين رقم بالايي از افراد ،با عدل اسلامي و قرآن به خصوص آيه «لا تزر وازره وزر اخري» سازگار نيست . مخصوصا با رحمة للعالمين بوده پيامبر نمي سازد هر چند اين نوع کشتن که بخاطر پيمان شکني در دين يهود وجود دارد

لذا چنين مي شود نتيحه گرفت که کساني که از سران فتنه بودند کشته شدند نه همه آنها البته ما در ابتداي مقدمه گفتيم که اين جريان با اين جزئيات بدون سند ذکر شده است

اما در خصوص اينکه گفتيد اينهمه پول خمس کجا خرج مي شود، مگر تمام خمس را ميشود در هر جايي خرج کرد!! تصف خمس مال سادات فقير است که در جاي ديگر خرج نمي شود و مابقي نيز در جاهاي ديگر که مشخص است لذا خوب است در اين خصوص زود قضاوت نشود خيلي از اين شبهاتي که شما مي گوييد پاسخ داده نشده است اتفاقا جواب داده شده است شايد شما از آن بي اطلاع هستيد

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
106 | پیرو معاویه | , انگلستان | ١٤:٣٢ - ٠٧ آذر ١٣٩٤ |
بالاخره یک حرف حساب هم از این روافض شنیدیم. بله وقتی حکمیت می شود باید نتیجه ی آن را هر چیزی که باشد بپذیرید. یعنی دیگر نمی توانید بهانه بیاورید که من نمی خواستم این شخص حکم من باشد و این را به زور به من انداختند و می خواستم کس دیگری را بیاورم که حکم من باشد. یا اینکه آخرش جرزنی کنند. بنابراین باید بپذیرید که حضرت معاویه رضی الله عنه امیرالمومنین است.و کاملا هم شرعی و قانونی است.

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
آقای پیرو معاویه شما اصلا قرار داد حکمیت را می دانید که چه بود اینکه آیا واقعا طبق آن چیزی که قرار بود باید انجام بشود، شد؟‍‍!!
 حکمیتی را شما از آن حرف می زنید، آن بر خلاف قرآن و نظر امام علی علیه السلام بود
اگر کلام امام را ملاحظه بکیند امام این حکمیت را اصلا قبول نداشت تا بیاد و به نتیجه آن که بر پایه فریب بنا شده بود، پایند بشود
‏ إِنَّمَا اجْتَمَعَ رَأْيُ مَلَئِكُمْ عَلَى اخْتِيَارِ رَجُلَيْنِ أَخَذْنَا عَلَيْهِمَا أَلَّا يَتَعَدَّيَا الْقُرْآنَ‏ فَتَاهَا عَنْهُ‏ وَ تَرَكَا الْحَقَّ وَ هُمَا يُبْصِرَانِهِ‏ وَ كَانَ الْجَوْرُ هَوَاهُمَا فَمَضَيَا عَلَيْهِ‏ وَ قَدْ سَبَقَ اسْتِثْن
 ما هم از آنان پيمان گرفتيم كه از حدود قرآن تجاوز نكنند، ولى هر دو گمراه شدند و حق را ترك كردند در حالى كه به حق بصيرت داشتند، مقتضاى طبعشان جور و ستم بود و به آن راه رفتند، در صورتى كه قبل از آنكه رأى به باطل بدهند و حكم ظالمانه نمايند با آنان شرط كرديم كه به عدالت حكم كنند و حق را منظور دارند
نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ؛ ص185
علي رضي الله عنه في معنى الحكمين: فأجمع رأي ملئكم على أن اختاروا رجلين، فأخذنا أن يجعجعا عند القرآن، ولا يجاوزاه وتكون ألسنتهما معه، وقلوبهما تبعه. فتاها عنه، وتركا الحق وهما يبصرانه.
ربيع الأبرار  ج 1   ص 371
رأى و موافقت حكمین بر این بود كه كار را به شورا واگذار نمایند در صورتی كه عمرو عاص عملا خلاف رأى و توافق قبلى رفتار كرد و به جاى عزل معاویه خلافت او را تثبیت نمود و همین عمل او میرساند كه توافق قبلى او با ابوموسى صرفا براى گول زدن او بوده است و به همین علل و جهات على علیه السلام و طرفدارانش به آن اعتراض كردند
و اما نتیجه سوئى كه این حكمیت در سپاه على علیه السلام به وجود آورد اختلاف و پراكندگى سپاهیان او را شدیدتر نمود و در حدود دوازده هزار نفر خوارج پیدا شدند كه نه تنها به على علیه السلام كمك نكردند بلكه مانع پیشروى او نیز گردیدند و على علیه السلام ناچار شد كه با آنها در نهروان به جنگ و قتال پردازد.
حتی خود ابوموسی به فریب دادن عمرو بن عاص چنین اشاره می کنید:
اى حیله ‏گر فاسق، تو مانند آن سگى هستى كه قرآن درباره آن فرماید چه آن را چوب بزنى و چه رهایش سازى پارس میكند عمرو عاص خندید و گفت: انما مثلك مثل الحمار یحمل اسفارا ؛ یعنى تو هم مثل آن خر میمانى كه بارش یك مشت كتاب باشد
فقال له أبو موسى : ( مالك ، لا وفقك الله ، غدرت وفجرت ، وإنما مثلك مثل الكلب ، إن تحمل عليه يلهث أو تتركه يلهث ) . فقال له عمرو : ( ومثلك كمثل الحمار يحمل أسفارا )
الأخبار الطوال  ج 1   ص 298
حال شما به حکمیت پر از دروغ و فریب معاویه افتخار بکنید!!
جهت اطلاع بیشتر به این آدرس رجوع کنید
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 
107 | سید علی سیدی | , ایران | ٠٣:٥٦ - ١٤ مرداد ١٣٩٥ |
سلام علیکم
بنده سوالی دارم که تو این نظرات و مطالب جوابم رو ندیدم
آیا ۷۰۰ توسط حضرت امیر المومنین امام علی (ع) کشته شدند یا خیر

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
در قسمت نظرات همین مقاله بیان شده است که قديمي ترين کتابي كه در دست ماست و بيشترين جزئيات حادثه بني قريظه را مخصوصا تعداد کشته ها را بيان کرده است، سيره ابن اسحاق است كه مورخان بعدي در بيان رويدادهاي متعدد برآن تكيه كرده و از آن اخذ كرده اند، اما ابن اسحاق در سال 151 ، يعني 145سال پس از واقعه بني قريظه از دنيا رفته است. مورخان پس از او گزارش او از واقعه را نقل كرده و به منابع مبهم او توجه نكرده اند. گزارش هاي مربوط به اين جريان بسيار متاخر از اصل واقعه و همچنين غير قابل اعتماد است و بررسي درباره آنها صورت نگرفته ،قرآن اشاره اي به كشتار جمعي نكرده است. خوب است قرآن را به عنوان تنها منبع معتبر و معاصر در برابر مصادر متأخر و مشكوك و راويان متروك قرار دهيم . چنان كه پيش تر گفته شد قرآن به گونه اي بسيار مختصر در آيه 26سوره احزاب به اين حادثه اشاره كرده ، فقط از كساني كه مستقيماً در نبرد شركت داشته اند سخن مي گويد . اگر كشته شدگان در اين حادثه 600 تا900 نفر بودند،رويدادي مهم تلقي و در قرآن به صورت روشن به آن اشاره مي شد كه از آن درس و عبرت گرفته شود.
جهت اطلاع بیشتر به قسمت نظرات  همین مقاله رجوع کنید
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
108 | سید علی سیدی | , ایران | ٠٢:٣٨ - ١٨ مرداد ١٣٩٥ |
سلام علیکم
در مورد کشته شدن ۷۰۰ نفر توسط حضرت امیر (ع) اوم در یک روز از حضرت امام خمینی (ره) کلیپی هست با صراحت میگه

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
در اصل جریان فتنه انگیزی بنی قریظه و خیانت آنان به اسلام و مسلمانان، تردیدی نیست هر چند در جزئیات آن مانند تعداد کشته های آنان اختلاف وجود دارد در مورد كشته شدگان اين جنگ در قرآن آمده است «فَرِيقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً» که این ناظر به کشته و اسارت برخی از مردان است نه کشته شدن همه مردان
لذا در این قضیه سران خائن و فتنه گر که مستحق کشته شدن بودند، مجازات شدند البته آنهم طبق قانون خود یهودیان که خودشان قبول داشتند
امام خمینی نیز به این قضیه برای مجازات فتنه گران و خائنین استناد می کند هر چند در تعداد کشته شدگان اختلاف وجود دارد .در ضمن در صحیفه امام نامی از امام علی علیه السلام وجود ندارد بلکه آمده است در حضور پیامبر (ص) این تعداد را کشتند اصل بیانات امام چنین است:، يك مكتب تربيت است، لكن آن روزى كه فهميد قابل تربيت نيست، هفتصد نفرشان را در يك جا، يهودى بنى قريظه را در حضور رسول اللَّه مى‏كشند، گردن مى‏زنند به امر رسول اللَّه. اينها همين حرفهاى غربى را مى‏زنند كه ما بايد اصلاح كنيم. اول همه را اصلاح كنيد بعد حد بزنيد. اين عجيب است كه اول ما بايد اين مملكت را، همه را هدايت كنيم كه همه تربيت بشوند، بعد حد بزنيم. اگر يك كسى حالا شرب خمر كرد، حالا حدش نزنيم، حالا اول چيزش بكنيم تا مغزش اصلاح بشود. اينها يك حرفهاى غلطى است. بايد حدود جارى بشود. بايد وزارتخانه‏ها اصلاح بشود.
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
109 | حامد | , آمریکا | ٠٣:٢٦ - ٢١ خرداد ١٣٩٦ |
برادر گرامي،
در سال ١٣٥٨ اقاي جلال رفيع در مقاله اي طولاني در روزنامه اطلاعات اين داستان را كه خود شما هم اذعان دلريد حديث اش سند ندارد بررسي كردند و عدم صحت ان را اثبات كردند. توصيه مي كنم ان مقاله را مطالعه كنيد.
110 | حامد | , آمریکا | ٠٣:٤٨ - ٢١ خرداد ١٣٩٦ |
با سلام.
در واقع ما با دو نگاه از حضرت علي (ع) مواجه هستيم.
١- أنكه شما به استناد اين حديث بي سند ارائه داده ايد فردي است كه چند صد اسير تسليم شده، نه سر باز در جنگ، را سر مي برد.
٢- أنكه قرأن ارائه مي دهد فردي است كه در انتهاي سه روزه و بدون داشتن غذا براي افطار در دو روز فبلش، تازه در روز سوم افطاري اش را به "اسير" مي دهد.
بنده حضرت علي قران را قبول دارم.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
در قسمت نظرات همین مقاله توضیخ داده شده است
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
111 | شیعه اهل بیت | , ایران | ٠٤:٥٧ - ٢٩ مرداد ١٣٩٦ |
سلام ایا در واقع بنی قریظه جنگی صورت گرفت شمشیری دو طرف کشیده شد . منظورم این اتست برخی ها میگن یهودیان در قلعه محاصره بودند اصلا جنگی رخ نداد شمشیری کشیده نشد .

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
در قسمت نظرات همین مقاله توضیح داده شده است
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
112 | ِشیعه اهل بیت | , ایران | ٠٥:٠٦ - ٢٩ مرداد ١٣٩٦ |
سلام یه نفر گفت در جنگ بنی قریظه دختر رئیس قبیله بدون انکه در جنگ شرکت داشته باشد اسیر شده و پیامبر او را کنیز خود کرد ایا این مسئله حقیقت دارد .

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
هر چند اختلاف است که ریحانه همسر پیامبر صلی الله علیه و آله شد یا اینکه در ملک ایشان باقی ماند، .ولی در مغازی واقدی آمده است که او  از حضرت خواست که همچنان کنیز پیامبر باقی بماند و گفت:«ای رسول خدا برای من و شما راحتتر است که در ملک شما باشم.»
ژل أم المنذر، فقال لها رسول الله: إن أحببت أعتقك وأتزوجك فعلت، وإن أحببت أن تكوني في ملكي أطؤك بالملك فعلت. فقالت: يا رسول الله، إنه أخف عليك وعلي أن أكون في ملكك. فكانت في ملك النبي صلى الله عليه وسلم يطؤها حتى ماتت عنده.
المغازي ص: 207
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
113 | شیعه اهل بیت | , ایران | ٠٥:٢٢ - ٢٩ مرداد ١٣٩٦ |
سلام من تصور میکردم تنها زنان غیر مسلمانی که با اختیار خودشان علیه مسلمانان وارد جنگ بشوند اسیر میشوند اما طبق ماجرای بنی قریضه بعد از پایان جنگ زنان اسیر شدند . ایا زنان در جنگ شرکت مستقیم داشتند یا خیر. ریحانه که همسر پیامبر شد در جنگ سهیم بود که اسیر شد

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
بنی قریظه به عنوان کفار محارب بودند و عهد خود با پیامبر صلی الله علیه و آله را شکستند
وقد حاربت بنو قريظة وقطعت ما بينها وبين رسول الله صلى الله عليه وسلم
السيرة النبوية لابن هشام ، عبد الملك بن هشام بن أيوب الحميري المعافري أبو محمد الوفاة: 213 ، دار النشر : دار الجيل - بيروت - 1411 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : طه عبد الرءوف سعد ج 4   ص 187
با این وجود آنها به عنوان کفار محارب محسوب می شوند و اسیر گرفتن آنها نیز اشکالی ندارد
در خصوص ریحانه نیز بین مورخین اختلاف است برخی دارد که به اختیار خود همسر حضرت شد و در جای دیگر دارد که او کنیز شد
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات 
 [1] [2] [3]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English