2016 August 24 - چهار شنبه 03 شهرويور 1395
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
کد مطلب: ٥١٣٧ تاریخ انتشار: ١٣ تير ١٣٩٤ تعداد بازدید: 286752
پرسش و پاسخ » امام علي (ع)
چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟

طرح شبهه:

شيعيان ادعا مي كنند كه خليفه اول و دوم به خانه فاطمه (رضي الله عنها) حمله كرده اند؛ در حالي كه همه مي دانيم علي رضي الله عنه چند تن از فرزندان خود را به نام هاي خلفا ـ همان هايي كه ادعا مي شود قاتل فاطمه بوده اند ـ نام گذاري كرده است. اين نشان مي دهد كه خلفا از اين تهمت ها بري هستند. آيا كسي نام فرزندانش را از نام قاتل زنش مي گذارد؟

نقد و بررسي:

پاسخ اجمالي:

نام گذاري به نام ابوبكر:

اولاً: اگر قرار بود كه امير مؤمنان عليه السلام نام فرزندش را ابوبكر بگذارد، از نام اصلي او (عبد الكعبه، عتيق، عبد الله و... با اختلافي كه وجود دارد) انتخاب مي كرد نه از كنيه او؛

ثانيا: ابوبكر كنيه فرزند علي عليه السلام بوده و انتخاب كنيه براي افراد در انحصار پدر فرزند نمي باشد؛ بلكه خود شخص با توجه به وقايعي كه در زندگي اش اتفاق مي افتاد كنيه اش را انتخاب مي كرد.

ثالثاً: بنا بر قولي، نام اين فرزند را امير مؤمنان عليه السلام، عبد اللّه گذارد كه در كربلا سنّش 25 سال بوده است.

ابو الفرج اصفهاني مي نويسد:

قتل عبد الله بن علي بن أبي طالب، وهو ابن خمس وعشرين سنة ولا عقب له.

عبد الله بن علي 25 ساله بود كه در كربلا به شهادت رسيد.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 22.

بنا براين سال ولادت عبد الله در اوائل خلافت حضرت علي عليه السلام بوده كه حضرت در آن دوره تندترين انتقاد ها را از خلفاي پيشين داشته است.

نام گذاري به نام عمر:

اولاً: يكي از عادات عمر تغيير نام افراد بود و بر اساس اظهار مورخان شخص عمر اين نام را بر او گذازد و به اين نام نيز معروف شد.

بلاذري در انساب الأشراف مي نويسد:

وكان عمر بن الخطاب سمّي عمر بن عليّ بإسمه.

عمر بن خطاب، فرزند علي را از نام خويش، «عمر» نام گذاري كرد.

البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر (متوفاي279هـ)، أنساب الأشراف، ج 1، ص 297.

ذهبي در سير اعلام النبلاء مي نويسد:

ومولده في أيام عمر. فعمر سماه باسمه.

در زمان عمر متولد شد و عمر، نام خودش را براي وي انتخاب كرد.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 4، ص 134، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

عمر بن الخطاب، اسم افراد ديگري را نيز در تاريخ تغيير داده است كه ما فقط به سه مورد اشاره مي كنيم:

1. إبراهيم بن الحارث بـ عبد الرحمن.

عبد الرحمن بن الحارث.... كان أبوه سماه إبراهيم فغيّر عمر اسمه.

پدرش اسم او را ابراهيم گذاشته بود؛ ولي عمر آن را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 5، ص 29، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

2. الأجدع أبي مسروق بـ عبد الرحمن.

الأجدع بن مالك بن أمية الهمداني الوادعي... فسماه عمر عبد الرحمن.

عمر بن الخطاب، اسم اجدع بن مالك را تغيير داد و عبد الرحمن گذاشت.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 1، ص 186، رقم: 425، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

4 ثعلبة بن سعد بـ معلي:

وكان إسم المعلي ثعلبة، فسماه عمر بن الخطاب المعلي.

نام معلي، ثعلبه كه عمر آن را تغيير داد و معلي گذاشت.

الصحاري العوتبي، أبو المنذر سلمة بن مسلم بن إبراهيم (متوفاي: 511هـ)، الأنساب، ج 1، ص 250.

ثانياً: ابن حجر در كتاب الاصابة، باب «ذكر من اسمه عمر»، بيست و يك نفر از صحابه را نام مي برد كه اسمشان عمر بوده است.

1. عمر بن الحكم السلمي؛ 2. عمر بن الحكم البهزي؛ 3 . عمر بن سعد ابوكبشة الأنماري؛ 4. عمر بن سعيد بن مالك؛ 5. عمر بن سفيان بن عبد الأسد؛ 6. عمر بن ابوسلمة بن عبد الأسد؛ 7. عمر بن عكرمة بن ابوجهل؛ 8. عمر بن عمرو الليثي؛ 9. عمر بن عمير بن عدي؛ 10. عمر بن عمير غير منسوب؛ 11. عمر بن عوف النخعي؛ 12. عمر بن لاحق؛ 13. عمر بن مالك؛ 14. عمر بن معاوية الغاضري؛ 15. عمر بن وهب الثقفي؛ 16. عمر بن يزيد الكعبي؛ 17. عمر الأسلمي؛ 18. عمر الجمعي؛ 19. عمر الخثعمي؛ 20. عمر اليماني. 21. عمر بن الخطاب.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج4، ص587 ـ 597، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

آيا اين نام گذاري ها همه به خاطر علاقه به خليفه دوم بوده؟!.

نام گذاري به نام عثمان:

اولاً: نام گذاري به عثمان، نه به جهت همنامي با خليفه سوم و يا علاقه به او است؛ بلكه همانگونه كه امام عليه السلام فرموده، به خاطر علاقه به عثمان بن مظعون اين نام را انتخاب كرده است.

إنّما سمّيته بإسم أخي عثمان بن مظعون.

فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون ناميدم.

الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي356)، مقاتل الطالبيين، ج 1، ص 23.

ثانياً: ابن حجر عسقلاني بيست و شش نفر از صحابه را ذكر مي كند كه نامشان عثمان بوده است، آيا مي شود گفت: همه اين نام گذاري ها چه پيش و چه پس از خليفه سوم به خاطر او بوده است

1. عثمان بن ابوجهم الأسلمي؛ 2. عثمان بن حكيم بن ابوالأوقص؛ 3. عثمان بن حميد بن زهير بن الحارث؛ 4. عثمان بن حنيف بالمهملة؛ 5. عثمان بن ربيعة بن أهبان؛ 6. عثمان بن ربيعة الثقفي؛ 7. عثمان بن سعيد بن أحمر؛ 8. عثمان بن شماس بن الشريد؛ 9. عثمان بن طلحة بن ابوطلحة؛ 10. عثمان بن ابوالعاص؛ 11. عثمان بن عامر بن عمرو؛ 12. عثمان بن عامر بن معتب؛ 13. عثمان بن عبد غنم؛ 14. عثمان بن عبيد الله بن عثمان؛ 15. عثمان بن عثمان بن الشريد؛ 16. عثمان بن عثمان الثقفي؛ 17. عثمان بن عمرو بن رفاعة؛ 18. عثمان بن عمرو الأنصاري؛ 19. عثمان بن عمرو بن الجموح؛ 20. عثمان بن قيس بن ابوالعاص؛ 21. عثمان بن مظعون؛ 22. عثمان بن معاذ بن عثمان؛ 23. عثمان بن نوفل زعم؛ 24 . عثمان بن وهب المخزومي؛ 25. عثمان الجهني؛ 26. عثمان بن عفان.

العسقلاني، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل الشافعي، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 4، ص 447 ـ 463، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412 - 1992.

پاسخ هاي تفصيلي

1. هيج اسمي (غير از نام هاي خداوند باري تعالي) انحصاري نيست كه مختص يك نفر باشد؛ بلكه گاهي يك اسم براي افراد زيادي انتخاب مي شد كه با همان نام هم شناخته مي شدند و هيچ محدوديتي در اين زمينه در بين اقوام و ملل وجود نداشته است؛ بنابراين، نام هايي از قبيل ابوبكر و عمر و عثمان از نام هاي مرسومي بوده است كه بسياري از مردم زمان پيامبر و ياران واصحاب آن حضرت، و نيز ياران و دوستان و اصحاب امامان شيعه به همين نامها معروف و مشهور بوده اند، مانند:

أبوبكر حضرمي، ابوبكر بن ابوسمّاك، ابوبكر عياش و ابوبكر بن محمد از اصحاب امام باقر و صادق عليهما السلام.

عمر بن عبد اللّه ثقفي، عمر بن قيس، عمر بن معمر از اصحاب امام باقر عليه السلام. و عمر بن أبان، عمر بن أبان كلبي، عمر بن ابوحفص، عمر بن ابوشعبة! عمر بن اذينة، عمر بن براء، عمر بن حفص، عمر بن حنظلة، عمر بن سلمة و... از اصحاب امام صادق عليه السلام.

عثمان اعمي بصري، عثمان جبلة و عثمان بن زياد از اصحاب امام باقر عليه السلام، و عثمان اصبهاني، عثمان بن يزيد، عثمان نوا، از اصحاب امام صادق عليه السلام.

2. شكي نيست كه شيعيان از يزيد بن معاويه و اعمال زشت او تنفر شديدي داشته و دارند؛ ولي در عين حال مي بينيم كه در بين شيعيان و اصحاب ائمه عليهم السلام كساني بوده اند كه نام شان يزيد بوده است؛ مانند:

يزيد بن حاتم از اصحاب امام سجاد عليه السلام. يزيد بن عبد الملك، يزيد صائغ، يزيد كناسي از اصحاب امام باقر عليه السلام؛ يزيد الشعر، يزيد بن خليفة، يزيد بن خليل، يزيد بن عمر بن طلحة، يزيد بن فرقد، يزيد مولي حكم از اصحاب امام صادق عليه السلام.

حتي يكي از اصحاب امام صادق عليه السلام، نامش شمر بن يزيد بوده است.

الأردبيلي الغروي، محمد بن علي (متوفاي1101هـ)، جامع الرواة وإزاحة الاشتباهات عن الطرق والاسناد، ج 1 ص 402، ناشر: مكتبة المحمدي.

آيا اين نام گذاري ها مي تواند دليل بر محبوبيت يزيد بن معاويه نزد ائمّه و شيعيان آنان باشد؟

3. نامگذاري فرزندان روي علاقه پدر و مادر به افراد و شخصيت ها صورت نمي گرفت و گر نه بايد همه مسلمانان، نام فرزندان خود را به نام رسول اكرم صلي الله عليه وآله نامگذاري مي كردند.

اگر نامگذاري به خاطر ابراز محبت به شخصيت ها بود، چرا خليفه دوم به سراسر ممالك اسلامي بخشنامه كرد كه كسي حق ندارد فرزندش را به نام رسول خدا صلي الله عليه وآله نامگذاري كند؟

ابن بطال و ابن حجر در شرحشان بر صحيح بخاري مي نويسند:

كتب عمر إلي أهل الكوفة الا تسموا أحدًا باسم نبي.

إبن بطال البكري القرطبي، أبو الحسن علي بن خلف بن عبد الملك (متوفاي449هـ)، شرح صحيح البخاري، ج 9، ص 344، تحقيق: أبو تميم ياسر بن إبراهيم، ناشر: مكتبة الرشد - السعودية / الرياض، الطبعة: الثانية، 1423هـ - 2003م.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 10، ص 572، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت.

عيني در عمدة القاري مي نويسد:

وكان عمر رضي الله تعالي عنه كتب إلي أهل الكوفة لا تسموا أحدا باسم نبي وأمر جماعة بالمدينة بتغيير أسماء أبنائهم المسمين بمحمد حتي ذكر له جماعة من الصحابة أنه أذن لهم في ذلك فتركهم.

العيني، بدر الدين محمود بن أحمد (متوفاي 855هـ)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج 15، ص 39، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

4. نام يكي از صحابه «عمر بن ابوسلمة قرشي» است كه پسر خوانده رسول اكرم صلي الله عليه وآله از امّ سلمه بوده است، از كجا اين نام گذاري به خاطر علاقه حضرت امير عليه السلام به اين پسر خوانده پيامبر گرامي صلي الله عليه وآله نبوده است؟

5. بنا به نقل شيخ مفيد نام يكي از فرزندان امام مجتبي عليه السلام عمرو بوده است، آيا مي شود گفت: كه اين نامگذاري به خاطر همنامي با اسم عمرو بن عبدود و يا عمرو بن هشام (ابوجهل) بوده است؟

الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري، البغدادي (متوفاي413 هـ)، الإرشاد في معرفة حجج الله علي العباد، ج 2، ص 20، باب ذكر ولد الحسن بن علي عليهما ، تحقيق: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لتحقيق التراث، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية، 1414هـ - 1993 م.

6. با توجه به آن چه كه در صحيح مسلم از قول عمر بن خطاب آمده است، نظر حضرت امير عليه السلام نسبت به ابوبكر و عمر اين بود كه آنان دروغگو، گنهكار، فريبكار و خائن بوده اند، وي خطاب به علي عليه السلام و عباس مي گويد:

فَلَمَّا تُوُفِّيَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- قَالَ أَبُو بَكْرٍ أَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِيرَاثَكَ مِنَ ابْنِ أَخِيكَ وَيَطْلُبُ هَذَا مِيرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِيهَا فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- « مَا نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ ». فَرَأَيْتُمَاهُ كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْرٍ وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلي الله عليه وسلم- وَوَلِيُّ أَبِي بَكْرٍ فَرَأَيْتُمَانِي كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا.

پس از وفات رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) ابوبكر گفت: من جانشين رسول خدا هستم، شما دو نفر (عباس و علي ) آمديد و تو اي عباس ميراث برادر زاده ات را درخواست كردي و تو اي علي ميراث فاطمه دختر پيامبر را.

ابوبكر گفت: رسول خدا فرموده است: ما چيزي به ارث نمي گذاريم، آن چه مي ماند صدقه است و شما او را دروغگو، گناه كار، حيله گر و خيانت كار معرفي كرديد و حال آن كه خدا مي داند كه ابوبكر راستگو، دين دار و پيرو حق بود.

پس از مرگ ابوبكر، من جانشين پيامبر و ابوبكر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن، دروغگو حيله گر و گناهكار خوانديد.

النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج 3، ص 1378، ح 1757، كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ، بَاب حُكْمِ الْفَيْءِ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

و در روايتي كه در صحيح بخاري وجود دارد، امير مؤمنان عليه السلام، ابوبكر را «استبدادگر» مي داند:

وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالْأَمْرِ وَكُنَّا نَرَي لِقَرَابَتِنَا من رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم نَصِيبًا.

تو به زور بر ما مسلط شدي، و ما بخاطر نزديك بودن به رسول اكرم (ص) خود را سزاوار تر به خلافت مي ديديم.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

و در روايت ديگري خود شيخين نقل كرده اند كه امير مؤمنان عليه السلام حتي دوست نداشت، چهر عمر را ببيند:

فَأَرْسَلَ إلي أبي بَكْرٍ أَنْ ائْتِنَا ولا يَأْتِنَا أَحَدٌ مَعَكَ كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407هـ - 1987م.

آيا با توجه به اين موضعگيري هاي تند امير مؤمنان عليه السلام در برابر خلفا، مي شود ادعا كرد كه حضرت به خاطر علاقه به خلفاء اسم فرزندان خود را همنام آنان قرار داده است؟

7. اهل سنت ادعا مي كنند كه اين نامگذاري ها همگي به خاطر روابط خوب امام علي عليه السلام باخلفا بوده است. اگر چنين است، چرا خلفاء نام حسن وحسين را كه فرزندان رسول خدا صلي الله عليه وآله نيز بوده اند، براي فرزندان خويش انتخاب نكرده اند؟

آيا دوستي مي تواند يك طرفه باشد؟

نتيجه:

نامگذاري فرزندان امير مؤمنان عليه السلام به نام هاي خلفا، خدمتي به حُسن روابط ميان امير مؤمنان و خلفا نمي كند و از آن نمي توان براي انكار شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها استفاده كرد.

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)





Share
881 | عبدالله | , افغانستان | ١٣:٣٠ - ٢١ فروردين ١٣٩٥ |
۱:- زینب دختر محمّد از خدیجه و همسر ابوالعاص پسر ربیع بود. زینب در سال هشتم پس از هجرت در مکه درگذشت.
۲:- رقیه دختر محمد بن عبدالله و خدیجه بنت خویلد بود. او نخست به عقد عتبة بن ابولهب درآمد. پس از آن که محمّد دعوی پیامبری کرد، عتبه او را طلاق داد. محمّد، دخترش رقیه را بهعثمان بن عفان تزویج کرد و از او پسری به نام عبدالله بن عثمان بدنیا آورد. رقیه سال دوم هجرت، در بیست و دو سالگی در مدینه درگذشت، محمد بر پیکر او نماز گزارد و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.
۳:- ام‌کلثوم بنت محمد، دختر محمد پیامبر اسلام از خدیجه بنت خویلد بود.[نیازمند منبع] امّ کلثوم نخست با عتیبه پسر ابولهب ازدواج کرد. وقتی محمّد اعلام پیامبری کرد، ابولهب پسرش عتیبه را واداشت که ام کلثوم را طلاق دهد.پس از مرگ رقیه دختر محمد در سال ۲ هجری، ام کلثوم در سال سوم هجرت، به عقد عثمان پسر عفان درآمد. ام کلثوم در سال نهم پس از هجرت در مدینه درگذشت و در بقیع مدفون گشت.
۴:- فاطمه بنت محمد (۶۰۵ م. در مکّه - ۶۳۲ م. در مدینه)[۱] دختر محمد و خدیجه، همسر علی بن ابی‌طالب و مادر حسن ابن علی و حسین ابن علی سه امام نخست شیعه و یکی از پنج عضو آل عبا است.[۲] او از شخصیت‌های بسیار محترم برای تمامی مسلمانان داشت.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
غير از حضرت فاطمه عليها اسلام، دختراني که ذکر کرديد هيچ كدامشان دختر پيامبر نبودند ؛ بلكه ربيبه آن حضرت و دختران خواهر حضرت خديجه بوده اند
جهت اطلاع بيشتر به اين آدرس رجوع کنيد
گروه پاسخ به شبهات
1 |بهروز||١٦:٢٦ - ١٧ مرداد ١٣٩٥ |
3
 
1
جای تعجب است واقعا.خداوند در قرآنش از به صورت جمع از دختران محمد یاد میکند آنوقت شما میگویید رقیه و ... دختران پیامبر نبودند.شما برای اثبات دشمنیتان با ابوبکر و عمر و عثمان حتی حاضرید قرآن را تحریف کنید.تنها شمایید که این دروغ بزرگ را بر پیامبر میبندید.وای بر شما
پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
اولا: اگر مرادتان لفظ «بناتک»  در  آیه «يا أيها النبي قل لأزواجك وبناتك ونساء المؤمنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلك أدنى أن يعرفن فلا يؤذين وكان الله غفورا رحيما ) ( الأحزاب : 59 ) هست، بايد بگوييم لفظ جمع هميشه دلالت بر کثرت افراد نمي کند چه بسا لفظ جمع مي ايد اما مراد يک نفر است که مصاديق آن در قرآن فراوان است از جمله آيه مباهله است که در خصوص حضرت زهراء عليه السلام با لفظ« نسائنا» آمده است که به صورت جمع آمده است درحالي که مصداقش يک نفر است پس به صرف جمع آمدن لفظ  بناتک، دلالت بر وجود دختران زیاد نمی کند حال شما از یک قاعده در قرآن، تحریف برداشت می کنید، این عدم دقت شما را می رساند!!  
ثانیا: اینکه پیامبر ( ص) غیر از حضرت فاطمه علیها السلام دختری نداشتند، این چیزی است که از منابع خود شما برداشت شده و ثابت است
در مقاله ای در خصوص آن بحث شده است
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات

 
882 | محمدرضا | , ایران | ٢٠:١١ - ٣١ فروردين ١٣٩٥ |
بنظر من بعضی چیز هاش غلط بود

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اگر غلطي در مقاله وجود دارد به صورت علمي مطرح کنيد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
883 | مهدی | , هلند | ١٠:٠٤ - ٠٤ ارديبهشت ١٣٩٥ |
با سلام
وتشکر بخاطر زحمت شما
884 | مظفر | , ایران | ٠٩:٣١ - ٠٦ ارديبهشت ١٣٩٥ |
خوب حالا یه سوال. چرا چیعه ها از این اسامی برای فرزندانشون استفاده نمیکنن؟

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
اينکه اشکال مي کنند که چرا شيعيان نام فرزندان خود را به نام خلفاء نمي گذارند ما نيز از آنها سوال مي کنيم چرا خلفاي شما نام هيچ يک از اولاد خود را به اسم علي، حسن ، حسين و فاطمه نگذاشتند آيا اين دليل بر بغض نسبت به اهل بيت است؟!
نام دو تن از فرزندان امام سجاد عليه السلام وعبد الرحمن و عمرو بوده است آيا اين
نامگذاري در هر اجتماعي، بسته به فرهنگ و سنت آن است. عرب‏ها براي خود يك سري نام‏هاي متداول داشته‏اند كه بعضاً "عَلَم" بوده و معناي خاصي نداشته و بعضي از آنها معنا داشته مانند معاويه و حارث كه مربوط به فرهنگ آن زمان جامعه بوده است، كه از جمله آن: ابوبكر، عثمان، عمر، معاويه، عمر، يزيد و ... مي‏ باشد. اين اسامي در فرهنگ زمان پيشين مرسوم بوده و امروز هم در بسياري از كشورها و مناطق عرب‌نشين، اين اسامي مورد پسند مردم است و مردم فرزندانشان را بدينگونه نامگذاري مي‏ كنند.
اما در بين شيعيان يک تحولي در اين خصوص بوجود آمد. اينکه بعد از حادثه كربلا و ستم‏هاي‏ بني‌اميه، فاصله فرهنگي بين شيعه و ديگران روز به روز بيشتر گرديد و رفته رفته در فرهنگ شيعيان يك سري اسامي رواج يافت و يك سري نامها از رونق افتاد. شيعيان در قرن‌هاي بعد كوشيدند با نامگذاري فرزندان خويش به نام‏هاي پيامبر و اهل بيت و صحابه با وفايشان، به نوعي در پي زنده كردن ارزش‏ها برآيند البته اين فرهنگ برگرفته از فرمايشات ائمه عليهم السلام مي‏ باشد
بنابراين نامگذاري‏ها برگرفته از فرهنگ اجتماعي است و در زمان  ائمه عيهم السلام به خصوص در زمان امام علي عليه السلام نامگذاري به آن اسامي مذموم و متروك نبود
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
1 |محمدزمانی||١٢:١٢ - ٠٦ ارديبهشت ١٣٩٥ |
2
 
3
برادر محترم در صحیح بخاری نقل شده است که حضرت علی (ع) از دیدن عمر کراهت داشت ودر صحیح مسلم آمده است امام علی (ع) خلفا را غاصب وخیانتکار و گنهکار میدانسته در حالیکه امام علی مصداق آیه تطهیر بودند شش ماه بیعت نکردند ما نیز پیرو ایشان هستیم پس دلیلی ندارد که نام فرزدمان را نام خلفا بگذاریم
2 |بهروز||١٦:٣١ - ١٧ مرداد ١٣٩٥ |
0
 
0
جواب بسیار خنده داری بود.شما میگید آن سامی عرف جامعه بوده.پس عمر و عثمان و ابوبکر و فاطمه و زینب عرف بوده درسته؟؟؟ پس شما چرا حاضر نیستید مثل امامان که اسم دخترانشون عایشه یا پسراشون عمر و ابوبکر بوده رو فرزندانتون بذارید.چرا فقط به حسین و زهرا و فاطمه و.. اکتفا میکنید.شما هم مثل امامانتون از اسامی عمر و ابوبکر و عایشه استفاده کنید.
پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
اولا: این را ما در پاسخ قبلی از امثال شما نیز پرسیدیم که اگر نامگذاري نشانه روابط خوب هست، چرا خلفاء هيچ کدام از فرزندان خود را علي و حسن و حسين، نامگذاري نكردند؟! شما قبل از اینکه ما را متهم کنید که چرا نام فرزندان خود را به نام خلفای شما نمی گذاریم، لطفا اول خودتان به سوال ما جواب بدهید  که چرا خلفای شما اینکار را نکردند؟!!! منتظر پاسخ هستیم 
ثانیا: یک حدیث صحیح در کتب شیعه و سنی برای ما بیاورید که، اهل بیت علیهم السلام یا آل خلفا گفته باشند علت این نامگذاری ها ، محبت امام علی (ع) به خلفا بوده است.:
ثالثا: خوب است بدانيد نام فرزند حضرت علی علیه السلام، عمرو بوده نه عمر همچنانکه در کتب اهل سنت به آن شاره شده است. مناوي در اين خصوص گويد: الشافعي في مسنده عن محمد بن عمرو بن علي بن أبي طالب مرسلا هو في التابعين متعدد فكان ينبغي تمييزه ... المناوي، محمد عبد الرؤوف بن علي بن زين العابدين (متوفاى 1031هـ)، فيض القدير شرح الجامع الصغير، ج 6   ص 283 ، ناشر: المكتبة التجارية الكبري - مصر، الطبعة: الأولى، 1356هـ.
هر چند بعدها این نام نیز تحریف شده است ابوبکر نیز کنیه هست نه نام
رابعا: هیچ روایت معتبری دال بر وجود شخصیتی به نام عایشه در میان فرزندان  ائمه علیهم السلام وجود ندارد
در ضمن منتظر پاسخ شما هستیم چرا ابوبکر و عمر نام فرزندانش را به نام حسن و حسبن نگذاشتند؟؟؟
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
885 | داع | , ایران | ١٠:١٥ - ٠٧ ارديبهشت ١٣٩٥ |
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله تعالی فی مدح حبیبه : ان الله وملائكته يصلون علي النبي يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه وسلموا تسليما.
قال رسول الله(ص) : کل بدعة ضلاله و کل ضلالة فی النار.
886 | فریباخانم | , ایران | ١٩:١٩ - ٢٢ مرداد ١٣٩٥ |
سلام.مقاله و همه کامنت هارو خوندم.آدم اگر کافر هم باشه وقتی این ادله محکم و مباحث رو می خونه میفهمه حق فقط و فقط با شیعیان امیرالمومنین است.کامنت های برادران اهل سنت یا شبهات نخ نمای قدیم بود که شبکه کلمه مطرح میکنه هزاربارم جواب گرفته،یا دلایل غیر علمی مثل اینکه سعدی و مولانا سنی بودن یا شریعتی فلان گفت و...جانم فدای امیرالمومنین علی که از دست بزرگان اینا ابوبکر و عمر چه کشیده؟؟
یاعلی
887 | فریبا خانم | , ایران | ٢١:٢٧ - ٢٢ مرداد ١٣٩٥ |
علی راه ، علی نصر من الله
علی زمزمه ی هر دل آگاه
علی حصن حصین است و
علی عین یقین است و
علی جبل متین است ...
بعضی دوستان مصراع دومو دقیق بخونن"هردل آگاه""
یعنی تا وقتی هرچی مولوی محله تون میگه بی تحقیق قبول میکنید و جبهه میگیرید نمیتونید بفهمید علی جان ما که جونمون به این اسم بسته است،کیه؟
888 | تشویق نکنین حح.. | , ایران | ١٥:٢١ - ٢٣ مرداد ١٣٩٥ |
وقتی میدانی نور روشن است روشن اس واگر انکار شود دروغ اس و اخرت دروغ سوختن و واقعیت که این اس اگر میخواهی مانند ذلیل شدگانتان بسوزی؟؟؟باش اما واقعیت ..حح
 [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] [13] [14] [15] [16] [17] [18] [19] [20] [21] [22] [23]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها