2016 August 24 - چهار شنبه 03 شهرويور 1395
چرا پيامبر اسلام (ص) با عايشه و حفصه ازدواج كردند ؟
کد مطلب: ٥١٢٤ تاریخ انتشار: ٠٣ بهمن ١٣٨٨ تعداد بازدید: 124924
پرسش و پاسخ » نبوت
چرا پيامبر اسلام (ص) با عايشه و حفصه ازدواج كردند ؟

سؤال كننده : يداله تبرائي

پاسخ :

در مورد اين ازدواج پاسخ هاي فراوان داده شده است :

پاسخ نقضي و اجمالي :

در ابتدا مي توان پاسخي نقضي داد كه :

رسول خدا طبق نظر اهل سنت علم غيب ندارد :

طبق نظر اهل سنت پيغمبر علم غيب ندارد و ازدواج و يا دوستي وي با كسي نمي تواند دليل بر صحت عقايد و رفتار وي باشد .

علت همان علت ازدواج حضرت نوح و لوط با همسرانشان بوده است :

حتي اگر بگويند رسول خدا وي را مي شناخته و با وي ازدواج كرده است ، علت ازدواج را همان علت ازدواج حضرت نوح و حضرت لوط با همسرانشان مي دانيم . با اينكه در قرآن كريم آمده است كه همسر ِ حضرت نوح و نيز همسر حضرت لوط ، همراه و همنظر با دشمنان ايشان بوده اند .

پاسخ تفصيلي :

علت امتحان رسول خدا صلي الله عليه وآله و مردم بوده است :

در شعر زيباي حافظ مي خوانيم :

من كه ملول گشتمي از نفس فرشتگان قيل ومقال عالمي مي كشم از براي تو

رسول گرامي اسلام در نهايت توجه به عالم بالا و مقام اقدس الهي بوده اند ؛ و حتي به قول شاعر نفس فرشتگان و هم صحبتي با ايشان براي رسول گرامي اسلام سخت بوده است ؛ زيرا نوعي اشتغال به غير خداست .

اما خداوند هر كسي را به نوبه خود آزمايش مي كند و براي آزمايش رسول خدا از ايشان خواست كه با عايشه ازدواج كند و با اين دستور ، در خانه وي كسي را قرار داد كه مي توانست مايه آزمايش ايشان باشد ؛ زيرا امتحان مردان بزرگ بايد به بزرگي خود ايشان باشد .

اما چون اين آزمايش مي توانست سبب اشتباه برخي ، در مورد شخصيت واقعي همسران رسول گرامي اسلام باشد ، خداوند هم در قرآن با بيان برخي اشكالات و اشتباهات همسران رسول خدا و همسران پيغمبران گذشته ، راه هدايت را براي مردم باز گذاشته است .

به عنوان مثال در سوره تحريم آيه ده همسر حضرت نوح و همسر حضرت لوط را به عنوان دو نمونه براي كفار معرفي مي نمايد كه با وجود حضور در خانه پيغمبران الهي ، باز گمراه شدند .

و در همين سوره در آيه 4 در مورد دو تن از همسران رسول خدا مي فرمايد :

إِنْ تَتُوبَا إِلَي اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ

سوره تحريم آيه 4

اگر ( شما دو همسر رسول خدا) به درگاه خدا توبه كنيد ، دل هاي شما به سوي او ميل پيدا كرده است ، اما اگر عليه او بر يكديگر كمك كنيد در حقيقت خدا خود سرپرست اوست و جبرئيل و صالح مومنان (نيز ياور اويند) و گذشته از اين فرشتگان نيز پشتيبان او خواهند بود .

و نيز در مي بينيم كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم در در مورد ِ آينده ي برخي از همسران خويش سخناني فرموده اند كه مي تواند ملاك تشخيص حق از باطل در موارد نياز باشد . به عنوان نمونه مي توان به روايتي كه بخاري آن را نقل كرده است اشاره نمود كه گفته است :

رسول خدا به خانه عايشه اشاره فرمودند و سه بار گفتند : فتنه ( آزمايش ) در اينجاست ؛ فتنه در اينجاست ، فتنه در اينجاست .

2873 - حَدَّثَنَا مُوسَي بْنُ إِسْمَاعِيلَ حَدَّثَنَا جُوَيْرِيَةُ عَنْ نَافِعٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ قَامَ النَّبِيُّ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ خَطِيبًا فَأَشَارَ نَحْوَ مَسْكَنِ عَائِشَةَ فَقَالَ هُنَا الْفِتْنَةُ ثَلَاثًا مِنْ حَيْثُ يَطْلُعُ قَرْنُ الشَّيْطَانِ

صحيح بخاري كتاب فرض الخمس باب ما جاء في بيوت ازواج النبي صلي الله عليه وسلم

رسول خدا به سخن ايستادند ، پس به سمت خانه عائشه اشاره كردند و سه بار فرمودند اينجاست فتنه ؛ همان جايي كه امت شيطان ظهور مي كنند .

علت ازدواج حضرت با ايشان سياسي بوده است :

يكي از اهداف ازدواجهاي پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) جهت سياسي - تبليغي بود ؛ يعني با ازدواج موقعيتش در بين قبايل مستحكم گردد و بر نفوذ سياسي و اجتماعيش افزوده شود و از اين راه براي رشد و گسترش اسلام استفاده نمايد.

حضرت به خاطر دست يابي بر موقعيتهاي بهتر اجتماعي و سياسي ، در تبليغ دين خدا و استحكام آن و پيوند با قبايل بزرگ عرب و جلوگيري از كارشكني هاي آنان و حفظ سياست داخلي و ايجاد زمينه مساعد براي مسلمان شدن قبايل عرب ، به برخي ازدواج ها رو آورد .

در راستاي اين اهداف پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) با زنان ذيل ازدواج كردند :

عايشه دختر ابوبكر از قبيله «تيم».

حفصه دختر عمر از قبيله بزرگ «عدي».

ام حبيبه دختر ابوسفيان از قبيله نامدار بني اميه.

ام سلمه از قبيله بني مخزوم .

سوده از قبيله بني اسد.

ميمونه از قبيله بني هلال.

صفيه از بني اسرائيل .

ازدواج مهمترين پيوند و ميثاق اجتماعي است، به ويژه در آن فرهنگ تأثير بسياري از خود به جا ميگذارد.

در آن محيطي كه جنگ و خونريزي و غارتگري رواج داشت، بلكه به تعبير "ابن خلدون" جنگ و خونريزي و غارتگري جزو خصلت ثانوي آنان شده بود، ( مقدمه ابن خلدون (ترجمه)، ج 1، ص 286) بهترين عامل بازدارنده از جنگها و عامل وحدت و اُلفت ، پيوند زناشويي بود.

از اين روي، پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) با قبايل بزرگ قريش ، به ويژه با قبايلي كه بيش از ديگران با پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) دشمن بودند ، مانند بني اميه و بني اسرائيل ، ازدواج نمود . اما با قبايل انصار كه از سوي آنان هيچ خطري احساس نميشد و آنان نسبت به پيامبر(ص) دشمني نداشتند، ازدواج نكرد.

گيورگيو ، نويسنده مسيحي مي نويسد:

محمد (صلي الله عليه وآله وسلم) ام حبيبه را به ازدواج خود درآورد تا بدين ترتيب داماد ابوسفيان شود و از دشمني قريش نسبت به خود بكاهد. در نتيجه پيامبر با خاندان بني اميه و هند زن ابوسفيان وساير دشمنان خونين خود خويشاوند شد و ام حبيبه عامل بسيار مؤثري براي تبليغ اسلام در خانواده هاي مكه شد.

محمد پيامبري كه از نو بايد شناخت، ص 207.

در بعضي از تواريخ مي خوانيم كه پيامبر با زنان متعددي ازدواج كرد و جز مراسم عقد انجام نشد، و هرگز آميزش با آنها نكرد، حتي در مواردي تنها به خواستگاري بعضي از زنان قبائل قناعت كرد.

و آنها به همينقدر خوشحال بودند و مباهات مي كردند كه زني از قبيله آنان به نام همسر پيامبر (صلي اللّه عليه و آله و سلّم ) ناميده شده ، و اين افتخار براي آنها حاصل گشته است ، و به اين ترتيب رابطه و پيوند اجتماعي آنها با پيامبر (صلي اللّه عليه و آله و سلّم ) محكمتر، و در دفاع از او مصممتر مي شدند.

ام سلمه از طايفه بني مخزوم - طايفه ابوجهل و خالد بن وليد - بود، وقتي كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) وي را به همسري خويش درآورد ، خالد بن وليد موضعگيري شديد خود را در برابر مسلمانان مورد تجديد نظر قرار داده و پس از مدتي نه چندان طولاني اسلام آورد.

پس از ازدواج رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) با جويريه و صفيه هيچگونه تحركي را از سوي بني نضير و بني مصطلق در برابر آنحضرت مشاهده نمي كنيم . از سوي ديگر، مشاهده مي كنيم كه جويريه از جهت بركت آفريني براي قوم و قبيله اش يك زن نمونه شناخته مي شود، و صحابه رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) يكصد خانوار از اسيران قوم و قبيله وي را بخاطر ازدواج پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) با او آزاد مي كنند و مي گويند: اينان خويشاوندان رسول خدايند! و پرواضح است كه چنين منت گذاري بر يك طائفه و قبيله از سوي مسلمانان چه تاثير بسزايي در عمق جان آنان داشته است.

بنابراين ، ازدواج پيامبر با عايشه و حفصه ، نه به خاطر نبودن زني بهتر در آن جامعه و بلكه به خاطر مصالح مهمي بوده است كه جز با ازدواج پيامبر با آن دو تحقق نمي يافته است .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

موسسه تحقيقاتي وليعصر عج الله تعالي فرجه الشريف





Share
281 | سید علی | , آلمان | ٠٩:٣٢ - ١٨ مهر ١٣٩٤ |
سلام، بنده یه سوالی برام پیش اومده، خواستم از حضورتون بپرسم تا من رو از گمراهی دربیارید.
در قرآن داریم ک ردان خبیث برای زنان خبیث هستند و مردان مومن برای زنان مومن، با توجه به این فرمایش الهی، شبهه ی من اینه که چرا پیامبر به این امر قرآن عمل نکردن و با وجود مومن بودنشون، با کس یا کسانی ازدواج داشتن که حالا اگه نگیم خبیث، میشه گفت خیلی هم مومن نبودن.
این عمل بر خلاف دستور قرآن حساب نمیشه؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
مراد از «الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ» ايه 26 نور، غير از آن چيزي است که برخي به نفع خود در خصوص ازدواج برخي از زنان پيامبر استفاده مي کنند و با استدلال به اين آيه معتقدند اگر زنان پيامبر و يا کسان ديگر بد بودند ممکن نبود با پيامبر ازدواج کنند در اين خصوص بايد بگوييم
اولا: بيشتر مفسرين اهل سنت گفته اند که مراد از اين آيه کلمات است نه چيز ديگر که برداشت ازدواج مي کنند يعني سخنان نيکو براي زنان و مردان پاک و سخنان تهمت گونه و ناپاک براي مردان و زنان ناپاک و خبيث است .همچنانکه قرطبي گويد:
وأكثر المفسرين : المعنى الكلمات الخبيثات من القول للخبيثين من الرجال وكذا الخبيثون من الناس للخبيثات من القول وكذا الكلمات الطيبات من القول للطيبين من الناس والطيبون . تفسير القرطبي  ج 12   ص 211
ثانيا: توجه به معاني آيات قبل از اين آيه شريفه كه بحث تهمت ناسزاي زنا به زنان پيامبر گرامي اسلام در آن بيان شده و اين آيه نيز دنباله همان مطلب است معلوم مي‏ شود كه منظور از خبائث عمل زنا مي‏باشد كه معني آيه اينچنين مي‏شود: «الخبيثات للخبيثين و الخبيثون للخبيثات و الطيبات للطيبين و الطيبون للطيبات اولئك مبرؤن مما يقولون لهم مغفرة و رزق كريم»، زنان پليد لايق براي مردان پليد و مردان پليد لايق براي زنان پليد هستند. و زنان پاكيزه لايق مردان پاكيزه و مردان پاكيزه لايق زنان پاكيزه هستند آن گروه منزه هستند از آنچه تهمت زده شده ‏اند. فخر رازي به اين مطلب اشاره کرده است .التفسير الكبير  ج 23   ص 169
لذا آيه زنا را مي گويد نه صفات ديگر را
ثالثا: خداوند در آيه «الخبيثات للخبيثين و الخبيثون للخبيثات و الطيبات للطيبون و الطيبون للطيبات» حکم اجباري براي همراهي زنان پاک با مردان پاک و خبيث با خبيث نداده است بلکه خداوند در اين ايه لياقت و شايستگي آنها را مطرح کرده است که پاک لياقت ازدواج با پاک و خبيث لياقت ازدواج با خبيث را دارد.
وجود همسراني خبيث براي افرادي مانند حضرت نوح و لوط و امام حسن عليهم السلام و همسران پاک براي افرادي خبيث مانند فرعون و يزيد و... حقيقت معناي اين آيه را نشان مي دهد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
282 | زراره | , انگلستان | ١١:٢٥ - ١٩ مهر ١٣٩٤ |
سلام
در مورد این حرف مرحوم علامه مجلسی در مرآة العقول اگه میشه توضیح بدید
وروى الصدوق في كتاب ثواب الأعمال بإسناده عن عبد الله بن سنان عن أبي عبد الله عليه‌السلام قال : سورة الأحزاب فيها فضائح الرجال والنساء من قريش وغيرهم ، يا بن سنان إن سورة الأحزاب فضحت نساء قريش من العرب وكانت أطول من سورة البقرة لكن نقصوها وحرفوها.
ولو سلم عدم السقوط أيضا كما ذهب إليه جماعة قلنا : لا يرتاب
و بعدش هم علامه مجلسی رد نکرده و چون بهش استدلال کرده یعنی میشه فهمید قبول کرده ولی از متن روایت تحریف لفظی فرآن برداست میشه و نه تحریف معنوی یا نسخ یا چیزی شبیه اون جون عبارت ( وكانت أطول من سورة البقرة لكن نقصوها وحرفوها) تقریبا استدلال صریح به تحریف معنوی و کلمات قرآن داره
ممنون

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
اين روايت از که اصلش در ثواب الأعمال نقل شده است، سندش ضعيف مي باشد مثلا در  در سندش محمد بن حسّان وجود دارد که ضعيف است غير اين روايتي که با قرآن مخالف باشد در نزد شيعه مردود است
اما در خصوص علامه مجلسي بايد بگوييم مراد تحريف در لفظ قران نيست چون ايشان در موارد عباراتي را در خصوص نفي تحريف نقل کرده است که عقيده او را روشن مي کند
نحن نزلنا الذكر أي القرآن‏ و إنا له لحافظون‏ عن الزيادة و النقصان‏ و التغيير و التحريف‏  و قيل نحفظه من كيد المشركين فلا يمكنهم إبطاله و لا يندرس و لا ينسى و قيل المعنى و إنا لمحمد حافظون.
بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏9 ؛ ص113
با توجه با اين مي شود برداشت کرد که مراد ايشان تاويل و آن تفسيرهايي بوده است که در مصحف حضرت علي عليه السلام بوده است که نگذاشتند بين مسلمين باشد
 ولكنّ حذف ما كان مثبتاً في مصحف أمير المؤمنين عليه السّلام من تأويله وتفسير معانيه على حقيقة تنـزيله ، وذلك كان ثابتاً منـزلاً ، وإن لم يكن من جملة كلام الله تعالى الذي هو القرآن المعجز ، وقد يسمّى تأويل القرآن قرآناً ، قال الله تعالى {وَلاَ تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا}(طه/114). فسمّى تأويل القرآن قرآناً ، وهذا ما ليس فيه بين أهل التفسير اختلاف ثم يقول : وعندي أن هذا القول أشبه من مقال من ادعى نقصان كلم من نفس القرآن على الحقيقة دون التأويل. وإليه أميل والله أساله توفيقه للصواب
اوائل المقالات: 81
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
283 | کوروش | , هلند | ١٦:٥٣ - ٠٥ بهمن ١٣٩٤ |
با سلام، بنده یه شیعه هستم که خیلی سوال ها ذهنم را مشغول میکنه و پاسخ های شما گاهی سوالات بیشتری ایجاد میکنه، از جمله اینکه چرا میلیون ها مسلمان درگیر مسائل کوچکی چون پرخاشگری عایشه به پیامبر و تبسم پیامبر به ایشان هستند!! و اینکه چگونه پیامبری که نتونسته همسر خویش را الگو باشه و درست تربیت کنه که این موارد کوچک پیش نیاد میتونه الگو و رهنمای میلیون ها مسلمان باشه؟!!
لطفا توضیح دهید

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
طرح برخي مسائل بخاطر سولاتي است که ذهن عده اي را به خود مشغول کرده است
مثلا اين سوال که برخي از همسران پيامبر صلي الله عليه و آله به عنوان الگو و به عنوان منبع شرع براي عده اي هستند در حالي که اين زنان برخي از مسائل مانند ادب را در برابر پيامبر رعايت نمي کردند حال با توجه به اين آيا اين زن مي تواند به عنوان منبع اخذ دين باشد؟!!
در خصوص سوال دوم شما نيز بايد بگوييم :
حضرت نوح (عليه السلام) 950 سال در ميان قومش تلاش كرد و قرآن مي‌فرمايد: وَ مَا آَمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ (سوره هود/آيه40)
جز تعداد اندكي به ايشان ايمان نياوردند.آيا اين نقص بر حضرت نوح (عليه السلام) است يا نقص مردم است كه نپذيرفتند؟!
حضرت شعيب و لوط و ابراهيم و موسي (عليهم السلام) اين همه تلاش كردند و عيسي (عليه السلام) آن همه تلاش كرد و در آخر هم براي كشتن او جمع شدند. اين نقص بر ملت‌هاست كه پذيرش نداشتند
اين همه مردم کافر شدند آيا مي‌شود گفت احکام و راهنمايي ‌هاي خدا داراي نقص است؟!!
با اين بيان بايد به اين نکته توجه داشت که طرف ديگر قضيه پذيرش مردم با اختار خودشان است .  در کنار پيامبر بودن مصونيت که نمي‌آورد اگر اين طور باشد که جبر پيش مي‌آيد انسان با اختيار خود بايد به جايي برسد نه با جبر
پيامبربا ارشادات خود توانست خيلي از مردم را از جاهليت نجات بدهد و آنها را به بلندترين مقام انسانيت رهنمون کند مگر عمار، سلمان، مقداد، ابودجاجه، و غير اصحاب تربيت شده حضرت نبودند شما ببينيد در قران صحابه خوب حضرت چطوري توصيف شده‌اند
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا  وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ 
مؤمنان واقعى تنها كسانى هستند كه به خدا و رسولش ايمان آورده‏اند، سپس هرگز شكّ و ترديدى به خود راه نداده و با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كرده‏اند آنها راستگويانند
سوره حجرات، آيه 15
اويس قرني پيامبر را نديد اما از بهترين ياران پيامبر بود در حالي که حضرت را اصلا نديد پس قابليت خود شخص نيز در هدايت شرط است و اگر کسي هدايت نشد نقص بر پيامبر نيست
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
284 | مجتبی | , ایران | ٢٣:٣١ - ١٠ خرداد ١٣٩٥ |
ببخشید. یه سوالی برام پیش اومده. چرا قران درباره همسران رسول خدا صحبت کردن
بعنوان مثال شما آیه آوردید با ترجمه و گفتید.
إِنْ تَتُوبَا إِلَي اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ
سوره تحريم آيه 4
(اگر ( شما دو همسر رسول خدا) به درگاه خدا توبه كنيد ، دل هاي شما به سوي او ميل پيدا كرده است ، اما اگر عليه او بر يكديگر كمك كنيد در حقيقت خدا خود سرپرست اوست و جبرئيل و صالح مومنان (نيز ياور اويند) و گذشته از اين فرشتگان نيز پشتيبان او خواهند بود .)
نعوذبه الله باعث کفر گناه نشم. اما ممکن نیست در ترجمه دچار اشتباه شده باشید.اخه چرا قران باید درباره همسران پیامبر اسلام که در عین حیات بودن اون زمان صحبت کنه؟ یکم عجیب نیست و یا ترجمه اشتباه نکردید و یا توضیحی میدید من ایمان تضیعف نشه

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اگر در آيات ديگر قرآن دقت کنيد چنين مواردي يافت مي شود مانند ابولهب که وي زنده نيز بود، در خصوص او يک سوره نازل شده است لذا چنين مواردي در حقيقت براي تشخيص راه درست از نادرست است تا مردم دچار گمراهي نشوند و بدانند که بايد از چه کساني پيروي کنند و از چه کساني نبايد پيروي کرد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
 
 
285 | کبری | , ایران | ١٥:٤٦ - ١٧ خرداد ١٣٩٥ |
سلام.لطفا در این مورد رفع شبه نمایید: اینکه حضرت پیامبر به خاطر مصلحت های سیاسی گاهی ازدواج می کردند درست ولی این که حتی از یک دختر 8 ساله خاستگاری بشه با هیچ مصلحتی توجیه نمیشود و حتی اگر در آن زمان این شیوه مرسوم بوده یک عادت جاهلیست که باید با آن مبارزه میشد مثل خیلی از عادات نادرست دیگر .

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
به نظر مي شود مقصود شما در اين خصوص عايشه مي باشد، که علماي اهل سنت تلاش کرده اند تا ثابت بکنند که عايشه باکره و سن او نيز کمتر از ده سال بوده
در حالي که اين واقعيت ندارد؛ زيرا در منابع خود اهل سنت نقل شده است که اصلا عايشه قبل از پيامبر (ص) با شخص ديگري ازدواج کرده بود
ابن سعد در الطبقات الكبري مي نويسد:
عن عبد الله بن أبي ملكية قال خطب رسول الله صلي الله عليه وسلم عائشة بنت أبي بكر الصديق فقال إني كنت أعطيتها مطعما لابنه جبير فدعني حتي أسلها منهم فاستسلها منهم فطلقها فتزوجها رسول الله صلي الله عليه وسلم.
عبد الله بن أبي مليكه مي گويد: رسول خدا صلي الله عليه _ وآله _ وسلم از عايشه دختر ابوبكر خواستگاري كرد، ابو بكر گفت: من عايشه را به جبير بن مطعم داده ام، اجازه بده تا آن ها را منصرف كنم. ابوبكر آن ها را منصرف كرد و طلاقش را گرفت، سپس رسول خدا با او ازدواج كرد.
الزهري، محمد بن سعد بن منيع ابوعبدالله البصري (متوفاي230هـ)، الطبقات الكبري، ج 8 ص 59، ناشر: دار صادر - بيروت؛
العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاي852هـ)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 8 ص 17، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولي، 1412هـ - 1992م.
در ثاني طبق شواهد به دست مي آيد که در  22 سالگي يا 24 سالگي با حضرت ازدواج کرده است 
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
286 | علی | , ایران | ١١:٤٢ - ١٣ تير ١٣٩٥ |
علماي اهل سنت تلاش کرده اند تا ثابت بکنند که عايشه باکره و سن او نيز کمتر از ده سال بوده..... والا ما هر منبعی خوندیم همه جا دیدیم ایشون 9 سال یا کمتر بوده که با پیامبر ازدواج کرده. نه سالگی گرفتتش الکی با منابع هپروتی تاریخو عوض نکنید

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
در این خصوص به این آدرس رجوع کنید
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
287 | ابوالفضل | , ایران | ٢٠:٣٣ - ٢٧ تير ١٣٩٥ |
با سلام
درباره این روایت که از صحیح بخاری نقل کرده اید،،
قَامَ النَّبِيُّ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ خَطِيبًا فَأَشَارَ نَحْوَ مَسْكَنِ عَائِشَةَ فَقَالَ هُنَا الْفِتْنَةُ ثَلَاثًا مِنْ حَيْثُ يَطْلُعُ قَرْنُ الشَّيْطَانِ
در یک سایت سنی جواب داده بودند که منظور پیامبر طرف شرق بوده، نه خونه ی عایشه، و به احادیث زیر استدلال میکنند،
عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا ، قَالَ : ( رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُشِيرُ إِلَى المَشْرِقِ فَقَالَ : هَا إِنَّ الفِتْنَةَ هَا هُنَا ، إِنَّ الفِتْنَةَ هَا هُنَا ، مِنْ حَيْثُ يَطْلُعُ قَرْنُ الشَّيْطَانِ ) رواه البخاري (3279) ومسلم (2905) .
وقد روى الحديث أيضا - سوى نافع - جماعة من تلاميذ عبد الله بن عمر رضي الله عنهما ، كعبد الله بن دينار ، وسالم بن عبد الله بن عمر ، وبشر بن حرب ، وغيرهم ، كلهم يرويه بلفظ : ( يشير إلى المشرق ) رواه البخاري (3279، 3511) ومسلم (7400) ، ومسند أحمد ، وغيرهما ، ينظر " المسند الجامع " (10/833-834) ، " السلسلة الصحيحة " (رقم/2494) .

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
در این خصوص اگر به قرائن موجود در روایت دقت کنید متوجه می شوید که مراد پیامبر صلی الله علیه و آله مکان خاص یعنی خانه عایشه بوده است
1- روایت «فَأَشَارَ نَحْوَ مَسْكَنِ عَائِشَةَ..» در ذیل «باب ما جاء في بُيُوتِ أَزْوَاجِ النبي صلى الله عليه وسلم وما نُسِبَ من الْبُيُوتِ إِلَيْهِنَّ وَقَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى ) وَقَرْنَ في بُيُوتِكُنَّ ( وَ ) لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النبي إلا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ » آمده است صحيح البخاري  ج 3   ص 1129
یعنی موضوع روایات در خصوص بیوت ازواج النبی است نه در خصوص فتنه که بگوییم مقصود روایت فقط بیان فتنه است بلکه روایت در بابی آمده است که دارد خانه های زنان پیامبر (ص) را تشریح می کند لذا در روایت بالا نیز مراد بیان خانه عایشه می باشد
ثانیا: در روایت لفظ « نحو » آمده است اگر مراد حضرت بیان جهت بود باید می آمد« الی» نه «نحو » چون معنی نحو به معنی قصد و میل کردن است همچنانکه در لغت آمده است
( نحا ) الى الشيء نحوا مال إليه وقصده فهو ناح وهي ناحية و الشيء قصده وكذا عنه أبعده وأزاله
المعجم الوسيط  ج 2   ص 908
با این وجود پیامبر (ص) قصد آن خانه را کردند و چنین گفتند....
ثالثا: قاعده اولیه در لفظ « هنا » این است که برای اشاره به نزدیک «قریب» دارد نه بعید لذا در روایت هنا آمده که اشاره به مکان نزدیک دارد
هنالك في اللغة للبعيد ، وهنا للقريب ، وهناك للوسط
تفسير السمعاني  ج 4   ص 264
بنابراین طبق این قرائن، مقصود روایت مشخص است و توجیه بر خلاف ظاهر روایت، کار بی اساسی است در ضمن این منافات ندارد که پیامبر (ص) در روایات دیگر فتنه های دیگران را نیز اشاره کرده باشد مثلا در برخی روایات خوارج را اهل فتنه دانسته و در برخی موارد کسان دیگر
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها