2018 April 27 - جمعه 07 ارديبهشت 1397
آيا خانه هاي مدينه دَرِ چوبي داشت؟
کد مطلب: ٥٠٩٦ تاریخ انتشار: ٢٩ آبان ١٣٩٦ تعداد بازدید: 15144
پرسش و پاسخ » عقائد شيعه
آيا خانه هاي مدينه دَرِ چوبي داشت؟

طرح شبهه:

منازل مسكوني مردم مدينه و مكه در صدر اسلام به شكل ساختمان ها و منازل مسكوني دوران ما نبوده است كه افزون بر ديوارهاي نسبتا بلند داراي بخش ورودي با درهاي محكم وقفل هاي متنوع باشد؛ بلكه براي پوشاندن و محفوظ نگه داشتن درون منزل از ديد اغيار، تنها از  پرده، حصير و... استفاده مي كردند. در روايتي علي رضي الله عنه تصريح مي كند كه خانه هاي ما اهل بيت در نداشته است. وَنَحْنُ أَهْلُ بَيْتِ مُحَمَّدٍ (ص) لا سُقُوفَ لِبُيُوتِنَا وَ لا أَبْوَابَ وَ لا سُتُورَ؛ خانه هاي ما اهل بيت، نه سقف دارد و نه در. اين روايت را بسياري از كتاب هاي شيعه نقل كرده اند از جمله:

الخصال، شيخ الصدوق، ص 364 _ 382 و شرح الأخبار، قاضي النعمان المغربي، ج 1 ص 345 - 362 و الاختصاص، شيخ المفيد، ص 163 180 و بحار الأنوار، علامة المجلسي، ج 38 ص 167 و 186 و....

بنابراين، چگونه ممكن است كه فاطمه زهرا سلام الله عليها بين در و ديوار قرار گرفته باشد؟ و يا چگونه ممكن است كه اين در آتش گرفته باشد؟

نقد و بررسي:

يكي از شبهاتي كه اخيراً برخي از وهابي ها آن را با مانور فراوان و سر وصداي زياد مطرح كرده اند همين شبهه است.

اما با بررسي روايات موجود در كتاب هاي شيعه و سني اين نتيجه به دست مي آيد، كه در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله خانه هاي مدينه داراي درهاي چوبي بوده است. موارد بسياري مي توان به عنوان شاهد نقل كرد كه ما به چند نمونه اشاره مي كنيم. شما خواننده محترم براي اطلاع بيشتر به كتاب مأساة الزهراء عليها السلام، و خلفيات مأساة الزهراء، نوشته سيد جعفر مرتضي مراجعه فرماييد.

ما ابتدا پاسخ علامه سيد جعفر مرتضي را در پاسخ اين شبهه نقل و سپس به پاسخ تفصيلي آن خواهيم پرداخت:

پاسخ علامه سيد جعفر مرتضي:

علامه سيد جعفر مرتضي در پاسخ اين روايت مي گويد:

فأمير المؤمنين إذن يصف حالة الفقر المدقع الذي كان يعاني منه أهل البيت ( عليهم السلام )، ويذكر إيثار رسول الله ( صلي الله عليه وآله وسلم ) حتي أهل النعم والأموال بما يتوفر لديه منها، مع ملاحظة: أن أبواب أهل البيت ( عليهم السلام ) بيوتهم كانت من جريد النخل الذي هو أصل السعفة بعد جرد الخوص عنها، أما غيرهم ( عليهم السلام ) فكان لبيوتهم ستائر، وكانت أبوابها من غير جريد النخل أيضا، ومنها الأخشاب لا مجرد ستائر ومسوح كما يدعون.

علي عليه السلام از فقر ناراحت كننده اي كه خاندان پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم با آن دست و پنجه نرم مي كردند سخن مي گويد و از بذل و بخشش رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم از اموال و نعمت هاي كه نزدش جمع شده بود ياد مي كند، با اين كه دَرِ خانه هاي اهل بيت از چوب خرما؛ پس از پاك كردن از شاخ و برگش بود؛ ولي ديگران دَرِ خانه هايشان از غير چوب خرما بود و افزون برآن بر درهايشان پرده نيز آويزان كرده بودند.

العاملي، السيد جعفر مرتضي (معاصر)، مأساة الزهراء عليها السلام شبهات وردود، ج 2 ص 232، ناشر: دار السيرة بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية، 1418هـ ـ 1997 م

باز كردن درب خانه با كليد، چه معنايي دارد؟

خداوند در قرآن كريم به صحابه و ديگر مسلمانان اجازه مي دهد كه از خانه هايي كه كليد آن در اختيار آنان هست ، غذا بخورند . بي ترديد خانه اي كه در چوبي و يا آهني نداشته باشد، داشتن كليد براي آن بي معنا خواهد بود:

لَيْسَ عَلَي الْأَعْمي حَرَجٌ وَلا عَلَي الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلا عَلَي الْمَريضِ حَرَجٌ وَلا عَلي أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبائِكُمْ ... أَوْ ما مَلَكْتُمْ مَفاتِحَهُ أَوْ صَديقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَميعاً أَوْ أَشْتاتاً. (النور / 61 .)

بر نابينا و افراد لنگ و بيمار گناهي نيست (كه با شما هم غذا شوند)، و بر شما نيز گناهي نيست كه از خانه هاي خودتان [بدون اجازه خاصّي ] غذا بخوريد و همچنين خانه هاي پدرانتان ... يا خانه اي كه كليدش در اختيار شماست، يا خانه هاي دوستانتان، بر شما گناهي نيست كه به طور دسته جمعي يا جداگانه غذا بخوريد .

در حديث ذيل نيز با صراحت سخن از باز كردن دَرِ اتاق به وسيله كليد است و اين نشان مي دهد كه ورودي هاي منازل واتاق ها محصور و محفوظ بوده است.

حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحِيمِ بْنُ مُطَرِّفٍ الرُّؤَاسِيُّ حَدَّثَنَا عِيسَي عَنْ إِسْمَاعِيلَ عَنْ قَيْسٍ عَنْ دُكَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ الْمُزَنِيِّ قَالَ أَتَيْنَا النَّبِيَّ،صلي الله عليه وسلم، فَسَأَلْنَاهُ الطَّعَامَ فَقَالَ « يَا عُمَرُ اذْهَبْ فَأَعْطِهِمْ ». فَارْتَقَي بِنَا إِلَي عِلِّيَّةٍ فَأَخَذَ الْمِفْتَاحَ مِنْ حُجْزَتِهِ فَفَتَحَ.

از دُكَين بن سعيد مزني نقل شده است كه گفت: خدمت پيامبر رفتيم و تقاضاي غذا كرديم، به عمر فرمود: برو و به آنان غذا بده. عمر ما را به اتاق بالا برد، سپس كليد را از كمربندش بيرون آورد و در را باز كرد.

السجستاني الأزدي، سليمان بن الأشعث أبو داود (متوفاي275هـ)، سنن أبي داود، ج 2 ص 527، ح 5240، تحقيق: محمد محيي الدين عبد الحميد، ناشر: دار الفكر.

الباني در صحيح و ضعيف سنن ابوداوود، شماره 5238 آن را تصحيح كرده است.

پيامبر دستور داد، شب ها دَرِ منازل را ببندند:

مسلم نيشابوري در صحيحش مي نويسد:

10. قَالَ أَبُو حُمَيْدٍ إِنَّمَا أُمِرَ بِالأَسْقِيَةِ أَنْ تُوكَأَ لَيْلاً وَبِالأَبْوَابِ أَنْ تُغْلَقَ لَيْلاً.

ابو حميد مي گويد: پيامبر به ما امر كرد كه شب ها ظروف آب را در گوشه اي قرار دهيم و نيز دستور داد كه شب هنگام درها را ببنديم.

النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج 3، ص 1593، ح2010، كتاب الأشربة (والاطعمة)، باب فِي شُرْبِ النَّبِيذِ وَتَخْمِيرِ الإِنَاءِ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

خانه هاي پيامبر (ص) از چوب درخت سرو بود:

ابن كثير دمشقي به نقل از حسن بصري مي نويسد:

وكانت حجره من شعر مربوطة بخشب من عرعر قال وفي تاريخ البخاري أن بابه عليه السلام كان يقرع بالاظافير فدل علي أنه لم يكن لابوابه حلق.

اتاق هاي رسول خدا (ص) از شاخه و چوب عَرعَر به وسيله مو بافته شده بود، و در تاريخ بخاري آمده است: دَرِ خانه پيامبر را با نُك انگشتان و ناخن ها مي زدند و اين دلالت بر اين دارد كه حلقه هايي براي كوبيدن بر در نداشته است.

القرشي الدمشقي، إسماعيل بن عمر بن كثير أبو الفداء (متوفاي774هـ)، البداية والنهاية، ج 3، ص 221، ناشر: مكتبة المعارف - بيروت.

خانه عائشه از چوب درخت سرو بود:

بخاري در ادب المفرد مي نويسد:

عن محمد بن هلال أنه رأي حجر أزواج النبي صلي الله عليه وسلم من جريد مستورة بمسوح الشعر فسألته عن بيت عائشة فقال كان بابه من وجهة الشام فقلت مصراعا كان أو مصراعين قال كان بابا واحدا قلت من أي شيء كان قال من عرعر أو ساج.

محمد بن هلال خانه هاي همسران پيامبر را ديده است كه پوششي بافته شده از مو بوده است. از وي در باره خانه عائشه پرسيدم، گفت: درِ خانه اش به طرف شام باز مي شد، پرسيدم: يك لنگه داشت يا دو لنگه؟ گفت: يك لنگه بيشتر نداشت، گفتم: جنسش از چه بود؟ گفت از چوب درخت عرعر يا ساج.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، الأدب المفرد، ج 1، ص 272، تحقيق: محمد فؤاد عبدالباقي، ناشر: دار البشائر الإسلامية - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1409هـ ـ 1989م

عاصمي شافعي( متوفاي 1111) مي نويسد :

كان باب عائشة مواجه الشام وكان بمصراع واحد من عرعر أو ساج.

درِ خانه عائشه به طرف شام بود و يك لنگه داشت كه از چوب درخت عرعر يا ساج بود.

العاصمي المكي، عبد الملك بن حسين بن عبد الملك الشافعي (متوفاي1111هـ)، سمط النجوم العوالي في أنباء الأوائل والتوالي، ج 1، ص 367، تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود- علي محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمية.

ابوالبقاء مكي حنفي (متوفاي 864) مي نويسد:

وكان لبيت عائشة رضي الله عنها مصراع واحد من عرعر أوساج.

تاريخ مكة المشرفة والمسجد الحرام والمدينة الشريقة والقبر الشريف، ج 1، ص 268، ناشر: دار الكتب العلمية، بيروت، 1424هـ، 2004م، الطبعة: الثانية، تحقيق: علاء إبراهيم، أيمن نصر

براي خانه عائشه يك در بود كه يك لنگه داشت و از چوب عرعر يا ساج بود.

المكي الحنفي، أبو البقاء محمد بن أحمد بن محمد ابن الضياء (متوفاي854هـ)، تاريخ مكة المشرفة والمسجد الحرام والمدينة الشريفة والقبر الشريف، ج 1، ص 268، تحقيق: علاء إبراهيم، أيمن نصر، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الثانية، 1424هـ ـ 2004م.

محمد بن اسماعيل بخاري در صحيح خود مي نويسد:

حدثنا محمد بن عبد اللَّهِ بن حَوْشَبٍ حدثنا عبد الْوَهَّابِ حدثنا يحيي بن سَعِيدٍ قال أَخْبَرَتْنِي عَمْرَةُ قالت سمعت عَائِشَةَ رضي الله عنها تَقُولُ لَمَّا جاء قَتْلُ زَيْدِ بن حَارِثَةَ وَجَعْفَرٍ وَعَبْدِ اللَّهِ بن رَوَاحَةَ جَلَسَ النبي صلي الله عليه وسلم يُعْرَفُ فيه الْحُزْنُ وأنا أَطَّلِعُ من شَقِّ الْبَابِ.

از عائشه نقل است: هنگامي كه خبر شهادت جعفر بن ابو طالب و عبدالله بن رواحه را آوردند؛ پيامبر بر زمين نشست و آثار حزن و اندوه در صورتش  نمايان شد، و من ازشكاف در (شق الباب) او را مي نگريستم.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج 1، ص 440، ح 1243، بَاب ما يُنْهَي عن النَّوْحِ وَالْبُكَاءِ وَالزَّجْرِ عن ذلك، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

شكاف يا سوراخ دَر دليل بر مدعاي ما است كه خانه ها بدون دَر نبوده است؛ بلكه درهايي كه از «تخته » يا «سعف  نخل» ساخته مي شدند بر ورودي هاي منازل وخانه ها نصب مي كرده اند.

خانه علي (ع) داراي دَر بود:

همچينن در برخي از روايات شيعه و سني آمده است كه خانه حضرت علي عليه السلام داراي دَرِ چوبي از نوع: سَعَفٍ (شاخه درخت خرما) عرعر، (درخت سرو) ساج و... بوده است.

در داستان ازدواج فاطمه زهرا و اميرمؤمنان عليهما السلام آمده است:

ثُمَّ دَعَا عَلِيّاً عليه السلام فَصَنَعَ بِهِ كَمَا صَنَعَ بِهَا ثُمَّ دَعَا لَهُ كَمَا دَعَا لَهَا ثُمَّ قَالَ قُومَا إِلَي بَيْتِكُمَا جَمَعَ اللَّهُ بَيْنَكُمَا وَ بَارَكَ فِي نَسْلِكُمَا وَ أَصْلَحَ بَالَكُمَا ثُمَّ قَامَ فَأَغْلَقَ عَلَيْهِ بَابَه .

رسول خدا (ص ) علي بن ابوطالب (ع) را احضار نمود و همان عملي را كه با فاطمه انجام داده بود با علي نيز انجام داد. آنگاه همان دعائي را براي علي خواند كه براي فاطمه خوانده بود. سپس به علي و فاطمه عليهما السّلام فرمود: برخيزيد بسوي خانه خود رويد، خدا شما را نسبت به يك ديگر مهربان كند! و به نسل شما بركت دهد! و عاقبت شما را بخير نمايد! رسول خدا (ص) پس از اين دعاها برخاست و دَرِ خانه را بست.

الصنعاني، أبو بكر عبد الرزاق بن همام (متوفاي211هـ)، المصنف، ج 5 ص 489، تحقيق حبيب الرحمن الأعظمي، ناشر: المكتب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الثانية، 1403هـ؛

الطبراني، سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم (متوفاي360هـ)، المعجم الكبير، ج 22 ص 412، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ناشر: مكتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانية، 1404هـ - 1983م؛

التميمي المغربي، أبو حنيفة النعمان بن محمد (متوفاي363 هـ)، شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار، ج 2 ص 359، تحقيق: السيد محمد الحسيني الجلالي، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي ـ قم، الطبعة: الثانية، 1414 هـ؛

المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 43 ص 142، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403 - 1983 م.

امام كاظم از پدرش امام صادق عليهما السلام نقل كرده است كه فرمود:

جَمَعَ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله وسلم) أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ وَفَاطِمَةَ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَوَأَغْلَقَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ الْبَابَ وَقَالَ يَا أَهْلِي وَأَهْلَ اللَّه ....

پيامبر اكرم؛ علي بن ابوطالب، فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام را جمع كرد و درب را بر روي آن ها بست و فرمود:

اي خانواده من كه پيوستگان خدائيد، پروردگار به شما سلام مي رساند....

المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 24 ص 219، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403 - 1983 م.

و در حديثي ديگر از پدرش امام صادق عليهما السلام نقل مي كند كه فرمود:

لَمَّا كَانَتِ اللَّيْلَةُ الَّتِي قُبِضَ النَّبِيُّ (صلي الله عليه وآله وسلم) فِي صَبِيحَتِهَا دَعَا عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ (عليهم السلام) وَ أَغْلَقَ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ الْبَابَ وَ قَالَ يَا فَاطِمَةُ وَأَدْنَاهَا مِنْهُ فَنَاجَاهَا مِنَ اللَّيْلِ طَوِيلًا فَلَمَّا طَالَ ذَلِكَ خَرَجَ عَلِيٌّ وَ مَعَهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ أَقَامُوا بِالْبَابِ وَ النَّاسُ خَلْفَ الْبَاب .

شبي كه رسول خدا صلي الله عليه وآله صبح آن از دنيا رفت، علي و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را فراخواند و دَرِ خانه را بست و فرمود: فاطمه جانم! سپس او را نزديك خودش برد و با دخترش مدتي طولاني مشغول گفتگو شد و چون مدت طولاني شد، علي و دو فرزندش حسن و حسين عليهم السلام از خانه بيرون آمدند و پشت در همراه با مردم به انتظار ماندند.

المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 22 ص 490، باب 1، وصيته ص عند قرب وفاته و فيه، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403 - 1983 م.

بستن دَر دليل بر چه چيزي مي تواند باشد؟

محمد بن جرير طبري شيعي مي نويسد :

قَالَ سَلْمَانُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فَمَضَيْتُ إِلَيْهَا فَطَرَقْتُ الْبَابَ وَ اسْتَأْذَنْتُ فَأَذِنَتْ لِي بِالدُّخُولِ فَدَخَلْتُ فَإِذَا هِيَ  جَالِسَة.

سلمان مي گويد: به خانه فاطمه رفتم، در را كوبيدم و اجازه ورود گرفتم، به من اجازه داد تا وارد شوم. هنگامي كه وارد شدم ديدم نشسته است.

الطبري ، أبي جعفر محمد بن جرير بن رستم (قرن5هـ) ، دلائل الامامة ، ص 107 ، نشر و تحقيق : مؤسسة البعثة ـ قم ، الطبعة الأولي ، 1413هـ ؛

المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 91 ص 226، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403 - 1983 م.

در اين حديث سلمان مي گويد: دَر را كوبيدم، آيا كوبيدن دَر مفهومي غير از معناي رايج آن دارد؟

شكستن در خانه حضرت زهرا در هجوم:

در روايت هجوم به خانه فاطمه سلام الله عليها آمده است:

قَالَ عُمَرُ قُومُوا بِنَا إِلَيْهِ فَقَامَ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ وَ عُثْمَانُ وَ خَالِدُ بْنِ الْوَلِيدِ وَ الْمُغِيرَةُ بْنُ شُعْبَةَ وَ أَبُو عُبَيْدَةَ بْنُ الْجَرَّاحِ وَ سَالِمٌ مَوْلَي أَبِي حُذَيْفَةَ وَ قُنْفُذٌ وَ قُمْتُ مَعَهُمْ فَلَمَّا انْتَهَيْنَا إِلَي الْبَابِ فَرَأَتْهُمْ فَاطِمَةُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهَا أَغْلَقَتِ الْبَابَ فِي وُجُوهِهِمْ وَ هِيَ لا تَشُكُّ أَنْ لا يُدْخَلَ عَلَيْهَا إِلا بِإِذْنِهَا فَضَرَبَ عُمَرُ الْبَابَ بِرِجْلِهِ فَكَسَرَهُ وَ كَانَ مِنْ سَعَفٍ.

عمر گفت: ما را نزد وي ببر، ابوبكر و عمر و عثمان و خالد بن وليد و مغيرة بن شعبه و ابوعبيده جراح و سالم مولي ابوحذيفه و قنفذ حركت كردند و من نيز با آنان به راه افتادم. هنگامي كه به خانه رسيديم، فاطمه آن ها را ديد، در را بر روي آنان بست، فاطمه شك نداشت كه آنان بدون اجازه وي داخل نخواهند شد؛ اما عمر با لگد در را كه از چوب درخت خرما بود، شكست.

المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار، ج 28 ص 227، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403 - 1983 م.

در روايت ابن قتيبه آمده است:

ثم قام عمر، فمشي معه جماعة، حتي أتوا باب فاطمة، فدقوا الباب، فلما سمعت أصواتهم نادت بأعلي صوتها: يا أبت يا رسول الله، ماذا لقينا بعدك من ابن الخطاب وابن أبي قحافة...

عمر وگروهي همراه وي به خانه فاطمه رسيدند، دقّ الباب كردند، فاطمه هنگامي كه صداي آنان را شنيد، فرياد زد: اي پدر بزرگوارم، اي رسول خدا! پس از تو از دست پسر خطاب (عمر) و ابوقحافه ( ابوبكر) چه رنجها كه نديدم.

الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ)، الإمامة والسياسة، ج 1، ص 16، تحقيق: خليل المنصور، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م، با تحقيق شيري، ج1، ص37، و با تحقيق، زيني، ج1، ص24.

نتيجه:

استدلال به روايت و فرمايش علي عليه السلام: « لا سُقُوفَ لِبُيُوتِنَا وَ لا أَبْوَابَ» اهل سنت را به مقصودشان نمي رساند؛ زيرا: اولاً: طراح شبهه سخن علي عليه السلام را ناقص نقل كرده است؛ به گونه اي كه خواننده احساس مي كند كه اهل بيت عليهم السلام منزل مسكوني به شكل متعارف نداشته اند؛ چون خانه اي كه نه سقف دارد و نه دَر و نه ديوار، قابل تصور نيست؛ در حالي كه متن حديث چنين است: نحن اهل بيت محمد (ص) لا سقوف لبيوتنا ولا أبواب ولا ستور ( در نقل شيخ مفيد، ستور به معناي ديوار آمده است) الا الجرائد وما اشبهها.

جمله پاياني اين حديث گوياي استفاده از چوب حاصل شده از برگه هاي درخت خرما است؛ چون جريده به معناي چوب باقي مانده پس از تراشيدن اضافات آن است كه با بستن آن چوبها كنار يكديگر براي پوشش و ديوار كشي و در ورودي و غير آن استفاده مي شده است؛ بنابراين از اين روايت و روايات ديگر استفاده مي شود كه خانه اهل بيت عليهم السلام از جمله خانه فاطمه زهرا و علي عليهما السلام مانند خانه هاي افراد ديگر داراي در ورودي بوده است كه باز و بسته مي شده و از استحكام مخصوصي هم برخوردار بوده است.

همچنين روايات ديگري از مصادر اهل سنت نقل شد كه خانه هاي مدينه و نيز خانه امير مؤمنان عليه السلام دَر داشته است و اين دَرها نيز چوبي بوده است.

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)


 





Share
41 | روح الله | , ایران | ١٠:٤٢ - ٢٤ آذر ١٣٩٦ |
سلام
نکته ای که فراموش شده این است که درب های آن زمان کاملاً درز بندی نشده بود یعنی از پشت در داخل حیاط یا خانه هم معلوم بوده
از طرفی چون حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از پشت در معلوم بوده‌اند که یک نفر پشت در هست و با امید به این که ؟؟؟ این آیه از قرآن مجید را که گفته بدون اجازه صاحب خانه وارد خانه کسی نشوید پشت مانده
اما عمر که از قرآن بی خبر است آن ضربه را به در می زند
آن فاجعه رخ می دهد
42 | نفیسه بوربور | , روسیه | ١٠:١٩ - ٠١ دي ١٣٩٦ |
بسیار استفاده کردم ممنون که زحمت می کشید و با منابع اهل سنت پاسخ می دهید
43 | سلام | , انگلستان | ٠٩:٥٠ - ٠١ بهمن ١٣٩٦ |
سلام خیلی ممنون از سایت بسیار عالیتون
لطفا این دو آیه رو هم اضافه کنید ممنون.
1- يوسف : 23 وَ راوَدَتْهُ الَّتي‏ هُوَ في‏ بَيْتِها عَنْ نَفْسِهِ وَ غَلَّقَتِ الْأَبْوابَ وَ قالَتْ هَيْتَ لَكَ قالَ مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُون‏.
2- القصص : 76 إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ فَبَغى‏ عَلَيْهِمْ وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحين.
در مورد روایتی هم که نقل شده که خانه های ما سقف نداشت ظاهرا مراد این است که سقفش عرش الهی است
 [1] [2]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English