2018 September 22 - شنبه 31 شهرويور 1397
شعاع نور چهره فاطمه (س) به روايت عائشه
کد مطلب: ٥٠٣١ تاریخ انتشار: ٠١ بهمن ١٣٩٤ تعداد بازدید: 11463
پرسش و پاسخ » عمومي
شعاع نور چهره فاطمه (س) به روايت عائشه

مقدمه :

حضرت زهرا سلام الله عليها از ديدگاه روايات فريقين، داراي نامها و القاب متعدد است.

با دقت در روايات، به دست مي آيد كه انتخاب نامها و القاب آن حضرت بر اساس حكمت ها و مناسبت هايي است كه در فضائل وجودي آن حضرت، ريشه دارد.

يكي از نامهاي آن حضرت، «زهراء» است كه در روايات شيعه و اهل سنت براي ايشان ذكر شده است.

از ديدگاه لغت، واژه «زهراء» از ريشه «زهر» مؤنث كلمه «ازهر» است.

ابن اثير مي نويسد:

الْأَزْهَرُ: الأبيض المستنير، و الزَّهْرُ و الزَّهْرَةُ: البياض النيّر، و هو أحسن الألوان.

«ازهر» سفيدي روشن كننده، « زهر و زهرة» سفيدي نوراني است و رنك سفيد، بهترين رنگها است.

ابن أثير الجزري، ابوالسعادات المبارك بن محمد (متوفاي606هـ)، النهاية في غريب الحديث والأثر، ج 2، ص321، تحقيق طاهر أحمد الزاوي - محمود محمد الطناحي، ناشر: المكتبة العلمية - بيروت - 1399هـ - 1979م.

ابن منظور نيز مي نويسد:

و الزَّاهِرُ و الأَزْهَرُ: الحسن الأَبيض من الرجال، ... و رجل أَزْهَرُ أَي أَبيض مُشْرِقُ الوجه. و الأَزهر: الأَبيض المستنير. و الزُّهْرَةُ: البياض النَّيِّرُ، و هو أَحسن الأَلوان.

واحدتهما زَهْرَاءُ.

و المرأَة زَهْرَاءُ؛ و كل لون أَبيض كالدُّرَّةِ الزَّهْراءِ،..

«زاهر و ازهر» به معناي مردي است كه صورت نيكو و چهره سفيدي دارد. «رجل ازهر» ؛ يعني مردي كه صورت او همانند سفيدي مشرق مي درخشد. «ازهر» به معناي سفيدي درخشنده و «زهره» سفيدي نوراني است و اين بهترين رنگهاست.

مؤنث آن، «زهراء» است.

به زن «زهراء» مي گويند. و هر رنگي سفيدي همانند در، زهراء است.

الأفريقي المصري، جمال الدين محمد بن مكرم بن منظور (متوفاي711هـ)، لسان العرب، ج 4، ص 332، ناشر: دار صادر - بيروت، الطبعة: الأولي.

حكمت نامگذاري حضرت فاطمه، به زهرا (س) در روايت عايشه

در روايات شيعه، دليل و حكمت نامگذاري حضرت فاطمه سلام الله عليها به «زهراء» به صورت مفصل بيان شده است كه نقل اين روايات مجال ديگري مي طلبد.

در اين مختصر به روايتي از عايشه، همسر رسول خدا صلي الله عليه وآله در اين باره اشاره مي كنيم.

احمد بن سنان قرماني دمشقي، در كتاب «الاخبار الدول وآثار الاول في التاريخ» گوشه اي از فضائل حضرت زهرا سلام الله عليها را بيان كرده و از جمله اين سخن عايشه را در باره حكمت نامگذاري آن حضرت به «زهراء» نقل كرده است:

ذكر فضائل فاطمة الزهراء البتول رضي الله عنها

بنت رسول الله صلي الله عليه وآله، كان صلي الله عليه وسلم يحبها، لانها كانت عابدة زاهدة ، وكانت تذكرة له من خديجة، وكانت لها اسماء لها تدعي بها: احدها البتول، والثاني زهراء، والثالث طاهرة، والرابع مطهرة، والخامس فاطمة.

قالت عائشة : كنا نخيط ونغزل وننظم الإبرة بالليل في ضوء وجه فاطمة وقالت : إذا أقبلت فاطمة كانت مشيتها مشية رسول الله صلي الله عليه وسلم وكانت لا تحيض قط لأنها خلقت من تفاحة الجنة ، ولقد وضعت الحسن والحسين بعد العصر ، وطهرت من نفاسها فاغتسلت وصلت المغرب ولذلك سميت الزهراء .

بيان فضائل فاطمه زهرا، بتول كه خداوند از او راضي باد.

وي دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله است، رسول خدا او را دوست مي داشت؛ زيرا او يك انسان عابد و زاهد بود. او ياد آور مادرش خديجه بود.

حضرت زهرا نامهايي داشت كه به آن ها خوانده مي شد:

اول: بتول؛

دوم؛ زهرا؛

سوم؛ طاهره،؛

چهارم: مطهره؛

پنجم: فاطمه.

عايشه مي گويد: ما در شعاع نور صورت فاطمه، در شب تاريك خياطي ، پشم ريسي و سوزن نخ مي كرديم.

عايشه گفته است: هنگامي كه فاطمه به سوي ما مي آمد، راه رفتن او همانند راه رفتن رسول خدا صلي الله عليه وسلم بود. فاطمه هرگز حيض نمي شد؛ زيرا او از سيب بهشتي آفريده شده بود.

فاطمه، فرزندانش حسن و حسين را بعد از نماز عصر به دنيا آورد، و از نفاس پاك شد و غسل نمود و نماز مغرب را پاك انجام داد؛ از اين جهت است كه فاطمه ، «زهرا» ناميده شده است.

القرماني، احمد بن يوسف، (متوفاي 1019هـ)، الاخبار الدول وآثار الاول في التاريخ، ج1، ص256، تحقيق : الدكتور فهمي سعد و الدكتور احمد حطيط، عالم الكتب.

 

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر(عج)
 




Share
41 | مريم مرادي | , ایران | ١٥:٤٦ - ١٩ آذر ١٣٩٣ |
باسلام ممنون ازاين اطلاعات خوبتون.واقعا خيلي عالي است.براي ظهورامام زمان خيلي دعاکنيد.
42 | ساراعشقي | , ایران | ١٥:٥١ - ١٩ آذر ١٣٩٣ |
اطلاعات خيلي خوبي روبه من داديد.واقعا ممنون.
باتشکر.
براي ظهورامام زمان صلوات.
43 | سيد جواد | , ایران | ١٣:٤٢ - ١٠ شهریور ١٣٩٤ |
باسلام و عرض خسته نباشيد روايتى رو شنيدم از يكى از علما كه يكى از دلايل بغض عايشه نسبت به زهراى مرضيه سلام الله عليها اين بود كه درزمان بعد از وفات حضرت خديجه وقبل از ازدواج ايشون با اميرالمؤمنين پيامبر شبها هميشه كنار حضرت زهرا ميخوابيدنند و حضرت رو با خودشون به خانه زنان خود ميبردند و هميشه رو به حضرت زهرا و پشت به زنانشون ميخوابيدن واز اين رو اين كار رسول الله صل الله عليه واله عايشه رو شديداً خشمگين ميكرد البته فكر كنم منبعش كتاب سليم ابن قيس بود ايا اين قضيه صحت داره

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
چنين چيزي صحت ندارد البته در روايات آمده است که علت حسادت  و دشمني عايشه به حضرت فاطمه عليها السلام بخاطر جايگاه او در نزد پيامبر صلي الله عليه و آله بود
وعن النعمان بن بشير قال استأذن أبو بكر على رسول الله صلى الله عليه وسلم فسمع صوتا عائشة عاليا وهي تقول والله لقد عرفت أن عليا وفاطمة أحب إليك مني ومن أبي مرتين أو ثلاثا فاستاذن أبو بكر فأهوى إليها فقال يا بنت فلانة لا أسمعك ترفعين صوتك على رسول الله صلى الله عليه وسلم قلت رواه أبو داود غير ذكر علي وفاطمة رواه أحمد ورجاله رجال الصحيح
مجمع الزوائد  ج 9   ص 201 ، اسم المؤلف:  علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807 ، دار النشر : دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت - 1407
دلالت روايت :
 محبوب‌ترين فرد نزد رسول خدا (ص) حضرت علي (ع) و حضرت زهرا سلام الله عليها بوده‌اند عائشه نسبت به اين دو شخص حسادت داشته است و حسادت منجر شد که  كه وي عمل حرام انجام دهد (لا ترفعوا اصواتكم فوق صوت النبي)
البته علت هاي ديگر نيز در دشمني او با حضرت وجود دارد مانند عدم بيعت با پدرش ابوبکر  و مخالفت با او
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
44 | سلیم | , هلند | ١٢:١١ - ٠٣ آذر ١٣٩٤ |
سلام در مقابل این شبهه که حضرت زهراء(ع) با امام حسین(ع) وقتی باردار بودند حرف میزدند یه مطلبی از کتب اهل سنت شبیه به این بود که مثل اینکه یکی از بزرگان اهل سنت در حالی که در شکم مادرش بوده حرف زده و حتی جواب یک مساله فقهی رو هم گفته اگه این مطلب صحت داره تو کجا اومده

پاسخ:
با سلام
در اين خصوص در منابع اهل سنت، موارد گوناگون وجود دارد که نه تنها انبياء و يا حضرت فاطمه عليها السلام در شکم مادر سخن گفته اند بلکه در خصوص کسان ديگر نيز نقل شده است که در شکم مادر حرف زده اند
از جمله قضيه جريج راهب است که به او تهمت زنا زدند و را مورد آزار و اذيت قرار دادند و گفتند تو از يک زن زانيه بچه دار شدي او نيز اين قضيه را انکار کرد. رفتند پيش آن زن و جريج از بچه داخل شکم مادرش سوال کرد او شروع به حرف زدن کرد و گفتن پدرم من فلان چوپان بوده است
بجنب صومعته قال جريج أخرجوا إلى تلك الشجرة ثم قال يا شجرة أسألك بالذي خلقك أن تخبريني من زنا بهذه المرأة فقال كل غصن منها راعي الغنم ثم طعن بأصبعه في بطنها وقال يا غلام من أبوك فنادى من بطنها أبي راعي الضأن فاعتذر الملك إلى جريج الراهب وقال إيذن لي ابني صومعتك بالذهب قال لا قال بالفضة قال لا ولكنه بالطين كما كانت فبنوه بالطين وفي كتاب البر والصلة لعبد الله بن المبارك من حديث الحسن أن اسمه كان جريا وأنهم لما أحاطوا به قال بالله أما أنظرتموني ليالي أدعوا الله عز وجل فأنظروه ليالي الله أعلم كم هي فأتاه آت في منامه فقال له إذا اجتمع الناس فاطعن في بطن المرأة وقل أيتها السخلة من أنت ومن أبوك فإنه سيقول راعي الغنم فلما أصبح طعن في بطن المرأة وقال أيتها السخلة من أبوك قالت راعي الغنم قال الحسن ذكر لي أن مولودا لم يتكلم في بطن أمه إلا هذا وعيسى عليه الصلاة والسلام
عمدة القاري  ج 7   ص 282
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
45 | مهدي | , آلمان | ١١:٢١ - ٣١ فروردين ١٣٩٥ |
با عرض سلام و خسته نباشید
سوالی داشتم٬ آیا در منابع اهل سنت روایاتی با این مضمون آمده که \" في كل خلف من أمتي عدول من أهل بيتي ينفون عن هذا الدين تحريف الضالين وانتحال المبطلين وتأويل الجاهلين ألا وإن أئمتكم وفدكم إلى الله عز وجل فانظروا من توفدون \" نشان دهد نشان دهد افرادی از اهل بیت پرچمداران هدایت هستند و به قولی پیشوا بودنشون ثابت بشه .تشکر

پاسخ:
با سلام
اين روايت يا روايات شبيه به اين مضمون در منابع اهل سنت نقل شده است
روايت مذکور به اين صورت در الصواعق آمده است
 ( في كل خلف من أمتي عدول من أهل بيتي ينفون عن هذا الدين تحريف الغالين وانتحال المبطلين وتأويل الجاهلين . . ) الحديث
الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة  ج 2   ص 676
اما روايات به اين مضمون که داراي سند معتبر هستند نيز نقل شده است
طبري روايتي را در اين خصوص چنين نقل مي‌کند
«زياد بن مطرف قال سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول من أحب أن يحيا حياتي ويموت ميتتى ويدخل الجنة التى وعدني ربى قضبانا من قضبانها غرسها في جنة الخلد فليتول على بن أبى طالب عليه السلام وذريته من بعده فانهم لن يخرجوهم من باب هدى ولن يدخلوهم في باب ضلالة وجنادة»
«زياد گويد از پيامبر (ص) شنيدم که فرمود: هر كس مي‌خواهد حيات و مماتش، زندگيش و مرگش مانند منِ پيامبر باشد و وارد بهشت هم بشود، علي و ذريه او را به عنوان ولي و امام انتخاب بكند. زيرا آنها مردم را در هدايت خارج نمي‌کنند و در گمراهي نيز داخل نمي‌کنند»
  البته اين روايت را ابن حجر نقل کرده و به يکي از روايان آن يعني يحيي بن يعلي محاربي اشکال گرفته و گفته است او به شدت ضعيف بوده است   و بخاطر اين، روايت را تضعيف کرده است. اين در حالي است:
اولا: خود ابن حجر اين رواي را در کتاب ديگرش اين چنين توثيق کرده است: «يحيى بن يعلى بن الحارث المحاربي الكوفي ثقة ».تقريب التهذيب، ج1، ص598.
  وي همچنين در تهذيب التهذيب گويد:  ابوحاتم گفته است او ثقه مي‌باشد و ابن حبان نيز او را الثقات آورده است  .ذهبي نيز او را توثيق کرده است .
قال أبو حاتم ثقة وذكره ابن حبان في الثقات. تهذيب التهذيب، ج 11، ص 265.
 ثانيا: اين راوي از روايان صحيح مسلم و بخاري  است و طبق قاعده رجالي اهل سنت راويان اين دو کتاب از پل جرح عبور کرده‌اند و تضعيف آنها فايده‌اي ندارد .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
46 | محمد | , ایران | ١٥:٥٧ - ٠١ ارديبهشت ١٣٩٥ |
با عرض سلام و خسته نباشید و ممنون از پاسخگویی
روایتی هست در کتاب دلائل شیخ طبری از امام صادق ع : حدثني أبو الحسين عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَارُونَ بْنِ مُوسَى التَّلَّعُكْبَرِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَمَّامٍ عَنْ أَحْمَدَ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قُبِضَتْ فَاطِمَةُ عليها السلام فِي جُمَادَى الْآخِرَةِ يَوْمَ الثَّلَاثَاءِ لِثَلَاثٍ خَلَوْنَ مِنْهُ سَنَةَ إِحْدَى عَشْرَةَ مِنَ الْهِجْرَةِ وَ كَانَ سَبَبُ وَفَاتِهَا أَنَّ قُنْفُذاً مَوْلَى عُمَرَ لَكَزَهَا بِنَعْلِ السَّيْفِ بِأَمْرِهِ فَأَسْقَطَتْ مُحَسِّناً وَ مَرِضَتْ مِنْ ذَلِكَ مَرَضاً شَدِيداً وَ لَمْ تَدَعْ أَحَداً مِمَّنْ آذَاهَا يَدْخُلُ عَلَيْهَا وَ كَانَ الرَّجُلَانِ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ صلي الله عليه وآله سَأَلَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام أَنْ يَشْفَعَ لَهُمَا إِلَيْهَا فَسَأَلَهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام فَلَمَّا دَخَلَا عَلَيْهَا قَالا لَهَا كَيْفَ أَنْتِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَتْ بِخَيْرٍ بِحَمْدِ اللَّهِ ثُمَّ قَالَتْ لَهُمَا مَا سَمِعْتُمَا النَّبِيَّ يَقُولُ فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِي وَ مَنْ آذَانِي فَقَدْ آذَى اللَّهَ قَالا: بَلَى. قَالَتْ: فَوَ اللَّهِ لَقَدْ آذَيْتُمَانِي قَالَ فَخَرَجَا مِنْ عِنْدِهَا عليه السلام وَ هِيَ سَاخِطَةٌ عَلَيْهِمَا.
دلائل الامامة، ص135
وهابیا میگن در سند روایت راوی هست به اسم محمد بن هارون بن موسی که ایت الله خوئي گفته مجهوله .
اگر قول كسانى كه ايشون توثيق كردند بياريد ممنون ميشم .
ياعلي

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
غير از اينکه روايت اين دو راوي را علماي شيعه معتبر دانسته اند، در بين بزرگان اين دو رواي مورد اعتمادتند
محمد بن هارون از مشايخ نجاشي است لذا همين دلالت بر وثاقت مي کند
علامه بحر العلوم مي نويسد:
 أبو الحسين محمد بن هارون بن موسى التلعكبري شيخ النجاشي ومنهم، أبو عبد الله المعروف بابن الخياط القمي، من مشايخ الشيخ الطوسي، والطبري الامل
الفوائد الرجالية - السيد بحر العلوم ج 4ص 115
سيد بن طاووس نيز درباره او گويد:
 الشيخ الصدوق هارون بن موسى التلعكبري قدس الله روحه
ونور ضريحه كلما رواه وكان ذلك الشيخ الصدوق قد اشتملت روايته
فلاح السائل، ص14
آيت الله خويي نيز گويد:
 أبوالحسين ، مضى في ترجمة أحمد بن محمد بن الربيع ، عن ذكره النجاشي وترحم عليه ، وروايته عن أبيه ( التلعكبري ) .)
معجم رجال الحديث ج18ص336
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 [1] [2]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English