2017 November 24 - جمعه 03 آذر 1396
آيا آيه اي در قرآن كريم در باره جواز توسل به مردگان وجود دارد؟
کد مطلب: ٤٩٧١ تاریخ انتشار: ١٣ ارديبهشت ١٣٩٤ تعداد بازدید: 84550
پرسش و پاسخ » عقائد شيعه
آيا آيه اي در قرآن كريم در باره جواز توسل به مردگان وجود دارد؟

 

سؤال كننده : منصور افتخاري

توضيح سؤال:

در مبحث توسل در فهرست پرسش هاي شيعه متوسل شدن برادران يوسف به حضرت يعقوب و توسل به شخص پيامبر اسلام هر دو مورد به استناد قرآن در زماني اتفاق افتاده كه آن پيامبران حيات ظاهري داشتند و هنوز رحلت نكرده بودند ؛ لذا به دنبال آيه اي مي گردم كه توسل به مرده در آن به نوعي مطرح شده باشد .

لطفا پاسخ دهيد.

پاسخ اول:

آيه 64 سوره نساء، شامل توسل بعد از رحلت پيامبر (ص) نيز مي شود:

آيه ذيل يكي از آياتي است كه در باره توسل به رسول خدا صلي الله عليه وآله وارد شده وعلماي شيعه واهل سنت به آن استناد كرده اند:

وَلَوْ أنَّهُمْ إذْ ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحيماً

اگر ايشان وقتي به خودشان ظلم كردند نزد تو آيند پس از خداوند طلب بخشايش كنند ورسول خدا هم براي ايشان طلب بخشايش كند به تحقيق خداوند را توبه پذير وبخشنده خواهند يافت.

رفتن به نزد رسول خدا صلي الله عليه وآله براي طلب بخشايش در اين آيه عام است ؛ شامل حيات ايشان و بعد از مرگ ظاهري مي شود .

علماي اهل تسنن در مورد اين آيه كلمات بسيار جالبي دارند. نووي در بحث زيارت رسول خدا صلي الله عليه وآله مي نويسد:

ثم يرجع إلي موقفه الأول قبالة وجه رسول الله صلي الله عليه وسلم ويتوسل به في حق نفسه ويستشفع به إلي ربه سبحانه وتعالي ومن أحسن ما يقول ما حكاه الماوردي والقاضي أبو الطيب وسائر أصحابنا عن العتبي مستحسنين له قال ( كنت جالسا عند قبر رسول الله صلي الله عليه وسلم فجاء أعرابي فقال السلام عليك يا رسول الله سمعت الله يقول ( ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما ) وقد جئتك مستغفرا من ذنبي مستشفعا بك إلي ربي ثم أنشأ يقول

يا خير من دفنت بالقاع أعظمه فطاب من طيبهن القاع والاكم

نفسي الفداء لقبر أنت ساكنه فيه العفاف وفيه الجود والكرم

ثم انصرف فحملتني عيناي فرأيت النبي صلي الله عليه وسلم في النوم فقال يا عتبي الحق الاعرابي فبشره بان الله تعالي قد غفر له )

سپس به جايگاه اوليه در مقابل صورت رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم باز گشته وبه وي توسل كند در حق خودش و از وي طلب شفاعت در نزد خدا بنمايد.

از بهترين كلمات آنچه است كه ماوردي وقاضي ابو الطيب وديگر اصحاب ما از عتبي نقل كرده وآن را نيكو شمرده اندكه گفت : نزد قبر رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم بودم كه بيابانگردي آمد وگفت سلام بر تو اي رسول خدا . از خداوند شنيدم( كلام خدا در قرآن) كه اگر ايشان وقتي به خودشان ظلم كردند نزد تو آيند پس از خداوند طلب بخشايش كنند ورسول خدا هم براي ايشان طلب بخشايش كند به تحقيق خداوند را توبه پذير وبخشنده خواهند يافت . ومن به نزد تو آمدم واز گناه خود طلب بخشش كرده و تو را شفيع نزد پروردگارم قرار مي دهم .سپس اين شعر را خواند كه

اي بهترين كسي كه دربهترين جايگاه دفن شده است كه ازبوي خوش آنجاهمه جابوي خوش گرفته است .

جانم فداي قبري كه تو ساكن آن هستي كه در آن اسوه كامل در عفت وجود وكرم مدفون است

سپس بازگشت . پس چشمانم سنگين شده در خواب رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله وسلم را ديدم پس فرمودند كه اي عتبي به سراغ اعرابي برو و به او بشارت بده كه خداوند گناهان او را آمرزيد.

المجموع - محيي الدين النووي - ج 8 - ص 274

دمياطي نيز مي نويسد:

ثم بعد زيارة الشيخين يذهب للسلام علي السيدة فاطمة رضي الله عنها في بيتها الذي داخل المقصورة للقول بأنها مدفونة هناك ، والراجح أنها في البقيع فيقول : السلام عليك يا بنت المصطفي ... ويتوسل بها إلي أبيها ( ص ) . ثم يرجع إلي موقفه الأول قبالة وجهه الشريف ، فيقول : الحمد لله رب العالمين . اللهم صل علي سيدنا محمد ، وعلي آل سيدنا محمد . السلام عليك يا سيدي يا رسول الله . إن الله تعالي أنزل عليك كتابا صادقا ، قال فيه : (ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما) وقد جئتك مستغفرا من ذنبي مستشفعا بك إلي ربي .

بعد از زيارت ابو بكر و عمر براي سلام به فاطمه زهرا به بيت وي كه در داخل ضريح است مي روي چون بنا بر قولي در آنجا مدفون است ولي قول برتر آن است كه در بقيع دفن است .پس مي گويي سلام بر تو اي دختر رسول برگزيده ...پس به وسيله وي بر پدرش توسل مي جويي سپس به همان جاي اول & در روبروي صورت شريف- بازگشته مي گويي الحمد لله رب العالمين خدايا بر سرور ما محمد وبر آل وي درود فرست . سلام بر تو اي رسول خدا. خداوند به درستي بر تو كتاب خود را نازل كرد كه در آن گفت :

كه اگر ايشان وقتي به خودشان ظلم كردند نزد تو آيند پس از خداوند طلب بخشايش كنند ورسول خدا هم براي ايشان طلب بخشايش كند به تحقيق خداوند را توبه پذير وبخشنده خواهند يافت (آيه 64 نساء) پس من به نزد تو آمده ام در حاليكه از گناهانم طلب بخشايش مي كنم واز تو طلب شفاعت به نزد خداوند مي كنم .

إعانة الطالبين - البكري الدمياطي - ج 2 - ص 357

ثم تأتي القبر فتولي ظهرك القبلة وتستقبل وسطه وتقول السلام عليك أيها النبي ورحمة الله وبركاته ... اللهم انك قلت وقولك الحق ( ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما ) وقد اتيتك مستغفرا من ذنوبي ، مستشفعا بك إلي ربي ... ثم يتقدم قليلا ويقول السلام عليك يا أبا بكر.

سپس به نزد قبر رفته پس پشت خود را به سمت قبله مي كني ورو به سمت قبر ومي گويي سلام بر تو اي پيغمبر ورحمت خدا و بركات وي ....خداوندا تو گفته اي وكلامت درست است كه اگر ايشان وقتي به خودشان ظلم كردند نزد تو آيند پس از خداوند طلب بخشايش كنند ورسول خدا هم براي ايشان طلب بخشايش كند به تحقيق خداوند را توبه پذير وبخشنده خواهند يافت (آيه 64 نساء).بدرستيكه من به نزد تو آمده ام در حاليكه از گناهانم طلب بخشايش مي كنم و از تو مي خواهم كه در نزد پروردگارم شفيع من باشي ...سپس كمي جلوتر رفته ومي گويي سلام بر تو اي ابو بكر ...

المغني - عبد الله بن قدامه - ج 3 - ص 590 - 591

همانطور كه مطرح شد حتي اهل سنت از اين آيه چنين فهميده اند كه مي توان از رسول خدا چه در حال حيات ظاهري و چه بعد از آن طلب شفاعت نمود .

پاسخ دوم:

انبيا وشهدا زنده هستند:

پاسخ شما را به نحو ديگري بيان مي كنيم : آيا انبياي الهي مرده اند؟ وآيا ائمه ما مرده اند ؟

به اعتقاد شيعه واهل سنت، انبياء الهي زنده هستند و شهدا نيز طبق آيه قرآن زنده هستند، پس توسل به آنها توسل به يك انسان زنده است نه توسل به مرده.

آلوسي در باره حيات انبياء عليهم السلام مي نويسد:

أما حياة الأنبياء عليهم الصلاة والسلام الحياة البرزخية التي هي فوق حياة الشهداء الذين قال الله تعالي فيهم بَل أحيَاءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقُونَ فأمر ثابت بالأحاديث الصحيحة.

حيات انبيا عليهم السلام حياتي است برزخي وبرتر از حيات شهداست كه خداوند متعال در مورد ايشان فرموده است كه ايشان زنده اند نزد پرورگارشان روزي داده مي شوند . پس اين امر مطلبي ثابت شده با روايات صحيح است

الآيات البينات في عدم سماع الأموات ج1/ص39 للآلوسي النعمان بن محمود

ومن ثم قال الإمام السبكي حياة الأنبياء والشهداء كحياتهم في الدنيا

به همين دليل امام سبكي گفته است كه حيات انبيا و شهدا مانند زندگيشان در دنياست.

السيرة الحلبية ج2/ص432

ائمه ما نيز همگي شهيد هستند و طبق آيه 169 سوره آل عمران :

ولاتَحسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللهِ أموَاتَا بَل أحيَاءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقُونَ

كساني را كه در راه خدا كشته شدند مرده مپنداريد بلكه ايشان زنده اند و در نزد پروردگارشان روزي داده مي شوند .

شارح صحيح بخاري مي نويسد:

أحدها أن الأنبياء أفضل من الشهداء والشهداء أحياء عند ربهم فكذلك الأنبياء.

يكي از مطالبي كه در مورد زندگي انبيا بعد از مرگ گفته شده است اين است كه انبيا برتر از شهدا هستند و شهدا نزد پروردگارشان زنده اند پس انبيا نيز همينطور.

فتح الباري ج6/ص487

همانطور كه گفته شد اهل تسنن اعتقاد دارند كه انبيا بعد از مرگ ظاهري در واقع زنده اند .

در منابع اهل سنت نيز رواياتي وجود دارد كه حيات برزخي انبياء را ثابت مي كند. از جمله در صحيح مسلم نقل شده است كه رسول خدا فرمود: در شب معراج موسي را ديدم كه در قبرش نماز مي خواند:

حَدَّثَنَا هَدَّابُ بْنُ خَالِدٍ وَشَيْبَانُ بْنُ فَرُّوخَ قَالَا حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ سَلَمَةَ عَنْ ثَابِتٍ الْبُنَانِيِّ وَسُلَيْمَانَ التَّيْمِيِّ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ : أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ أَتَيْتُ وَفِي رِوَايَةِ هَدَّابٍ مَرَرْتُ عَلَي مُوسَي لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي عِنْدَ الْكَثِيبِ الْأَحْمَرِ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي قَبْرِهِ

رسول خدا فرمودند كه رفتم يا گذشتم بر موسي در شبي كه من را به آسمان بردند - در كنار جايي كه خاك سرخ زيادي جمع شده بود- واو ايستاده بود و در قبرش نماز مي خواند.

صحيح مسلم ج4/ص1845 كتاب الفضائل باب من فضائل موسي عليه السلام

در اين زمينه همانطور كه نمونه اي از آن نقل شد روايات زيادي حتي در صحيح بخاري ومسلم موجود است وبيهقي عالم مشهور اهل تسنن بعضي از آنها را در كتاب حياة الأنبياء بعد وفاتهم «زندگي پيامبران بعد از مرگ ايشان» جمع آوري نموده است .

وچون در قرآن تصريح به جواز توسل به زندگان شده است پس توسل به ائمه وانبيا بعد از رحلت ايشان جايز است.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

 





Share
241 | امیر بابک | , ایران | ٢١:١٢ - ٠٣ آبان ١٣٩٤ |
سلام
در دلیل اول در مورد توسل کافی است آیه مبارکه 64نسا را کامل بگذارید نه قیچی شده آنگاه خواهید دید که مقصود شما حاصل نمیشود

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
اگر امکان دارد شما آيه را  کامل ذکر کنيد و براي ما توضيح بدهيد که مقصود آيه چيست؟!!
در ضمن ما از بزرگان علماي شما مطالبي را نقل کرديم که آنها با اسناد به اين آيه توسل را فهيمده اند حال شما سخن بزرگان خود را قبول نمي کنيد اين چيزي ديگري است؟!1
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
1 |منتظر14||١٩:١٣ - ١٩ آذر ١٣٩٥ |
1
 
0
در مورددلیل دومتان هم میتوان همان جواب قبل راداد
وقتی درقرآن آمده
قل انما انا بشرمثلکم یوحی الی
شماچرامیخواهیدثابت کنیدکه ائمه مریض شفامیدندوقرض ادا میکنندو...
من خود شیعه هستم
پیامبر)ص)باتاکید بیان کردند انما انا بشر مثلکم
چه جوابی دارید؟
نمونه تاریخی مثال بیاورید که بیماری نزد یکی از ائمه (ع) در زمان حیاتشان رفته باشد وشفای خودرا ازایشان بخواهد وایشان شفادهند!!!!!
من منکر مقام ومنقبت ائمه نزد خدانیستم ولی ما نه نمونه تاریخی ازشفای مریض یا..بدست ائمه داریم نه سفارش شدیم(براساس روایت مستند) که برای حل مشکلات باید نزد ائمه(ع) برویم
برعکس بانگاه کوتاهی روی ادعیه صحیفه سجادیه که سخن مستقیم معصوم است متوجه میشویم برای حل مشکلات باید پیش خداوند برویم
درمورد توسل هم نهج البلاغه رامطالعه کنید
امام علی(ع) ده چیز برای توسل بیان فرمودند که ائمه هدی جزء آنها نیستند
ممنون میشم جوابم را بدهید واگراشتباه میکنم مرا روشن کنید
پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
کسی مگر شک دارد که پیامبر (ص) انما بشر مثلکم است، خوب شما که  در این خصوص آیات این چنینی را ذکر کردید خوب بود  آیات دیگر در خصوص شفا دادن بیماران توسط حضرت عیسی علیه السلام را نیز ملاحظه می کردید مگر حضرت عیسی نیز بشری مثل ما نبود  پس چرا همین شخص قدرت شفا دادن و حتی زده کردن مردگان را داشت؟؟
« َانىّ‏ِ أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْةِ الطَّيرْ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيرْا بِإِذْنِ اللَّهِ  وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْىِ الْمَوْتىَ‏ بِإِذْنِ الله» «و من به اذن خدا، كور مادرزاد و مبتلا به برص (پيسي) را بهبودي مي بخشم» آل عمران 43 
وقتی که حضرت عیسی این اذن را دارد ائمه علیهم السلام نیز چنین اذنی دارند همان کاری که عیسی کرد آنها نیز می توانند همچنانکه در روایات آمده است
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُثَنًّى الْحَنَّاطِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع‏ فَقُلْتُ لَهُ أَنْتُمْ وَرَثَةُ رَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ نَعَمْ قُلْتُ رَسُولُ اللَّهِ ص وَارِثُ الْأَنْبِيَاءِ عَلِمَ كُلَّ مَا عَلِمُوا قَالَ لِي نَعَمْ قُلْتُ فَأَنْتُمْ تَقْدِرُونَ عَلَى أَنْ تُحْيُوا الْمَوْتَى وَ تُبْرِءُوا الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ قَالَ نَعَمْ بِإِذْنِ اللَّهِ‏ ثُمَّ قَالَ لِيَ ادْنُ مِنِّي يَا أَبَا مُحَمَّدٍ فَدَنَوْتُ مِنْهُ فَمَسَحَ عَلَى وَجْهِي‏ وَ عَلَى عَيْنَيَّ فَأَبْصَرْتُ الشَّمْسَ وَ السَّمَاءَ وَ الْأَرْضَ وَ الْبُيُوتَ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ فِي الْبَلَدِ  ثُمَّ قَالَ لِي أَ تُحِبُّ أَنْ تَكُونَ هَكَذَا وَ لَكَ مَا لِلنَّاسِ وَ عَلَيْكَ مَا عَلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَوْ تَعُودَ كَمَا كُنْتَ وَ لَكَ الْجَنَّةُ خَالِصاً قُلْتُ أَعُودُ كَمَا كُنْتُ فَمَسَحَ عَلَى عَيْنَيَّ فَعُدْتُ كَمَا كُنْتُ قَالَ فَحَدَّثْتُ‏ ابْنَ أَبِي عُمَيْرٍ بِهَذَا فَقَالَ أَشْهَدُ أَنَّ هَذَا حَقٌّ كَمَا أَنَّ النَّهَارَ حَق‏
ابو بصير گويد: خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم و عرضكردم: شما وارث پيغمبريد؟ فرمود:
آرى، عرضكردم: پيغمبر وارث انبياء بود و هر چه آنها مى‏دانستند ميدانست؟ فرمود: آرى، عرضكردم شما مى‏توانيد مرده را زنده كنيد و كور مادر زاد و پيس را معالجه كنيد؟ فرمود: آرى باذن خدا. سپس فرمود: ابا محمد! پيش بيا. من نزديكش رفتم، آن حضرت دست بچهره و ديده من ماليد كه من خورشيد و آسمان و زمين و خانه‏ها و هر چه در شهر بود ديدم، آنگاه بمن فرمود: مى‏خواهى كه اين چنين باشى و در روز قيامت در سود و زيان با مردم شريك باشى، يا آنكه بحال اول برگردى و يكسر ببهشت روى؟ گفتم:
مى‏خواهم چنان كه بودم برگردم، باز دست بچشم من كشيد و بحال اول برگشتم. سپس من اين حديث را بابن ابى عمير گفتم، او گفت: من گواهى دهم كه اين موضوع درست است، چنان كه روز روشن درست است.
كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي (ط - الإسلامية)، 8جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.
سند روايت حسن است
الحديث الثالث‏: حسن.
مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول ؛ ج‏6 ؛ ص19
اگر به دنبال نمونه تاریخی هستید به این آدرس رجوع کنید
اما راجع به آن مطلبي که در نهج البلاغه در خصوص توسل ذکر شده است که حضرت علي عليه السلام فرموده است: ان افضل ما توسل به المتوسلون الى اللَّه سبحانه و تعالى الايمان به و برسوله و الجهاد فى سبيله فانه ذروة الاسلام‏ . به چند نکته بايد در اينجا بايد دقت کرد
اولا: اگر شما در متن اين روايت بويژه در لفظ «افضل » دقت مي کرديد متوجه مي شويد که اين عبارت مرادش اين است که بهترين چيزها براي تقرب، اينها هستند. که معني لغوي توسل نيز اين را مي رساند لذا  از اين عبارت استفاده نمي شود که حضرت علي عليه السلام نفي توسل به اشخاصي مرده را نفي کرده باشد؟!  آيا أفضليت چيزي دليل بر حرمت غير أفضل مي کند ؟ اگر اين چنين باشد طبق روايت صحيح بخاري ج ۱ ص۲۵۶ حديث ۷۳۱ برمبناي جامع الکبير : أفضل الصَّلَاةِ صَلَاةُ الْمَرْءِ في بَيْتِهِ إلا الْمَكْتُوبَةَ .نماز أفضل آن نمازي است که  که در منزل خود مي خواند. بنابراين نمازهاي انساني که در غير خانه مي خواند بايد باطل باشد . باز طبق صحيح بخاري ج ۲ ص ۵۵۳ حديث ۲۷۸۴ أفضل الْجِهَادِ حَجٌّ مَبْرُور. بهترين جهاد حج مبرور است
بنابراين جهاد و جنگيدن در راه خدا بايد حرام باشد!
وقتي که گفته مي شود:أفضل الصلوات الصلاة الوسطى،بهترين نماز نماز وسطي هست، به اين معني نيست که بقيه نمازها مطلوب نيست و درست نيست
وقتي که گفته مي شود شب قدر بهترين شب است آيا معني آن اين است که بقيه شبها افضل نيستند؟!
اين سخن حضرت علي  عليه السلام نيز که بهترين وسيله را عمل صالح و تقوي دانستند به اين معني نيست که بقيه وسائل مانند توسل به پيامبر صلي الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام فضيلت ندارد
اصلاً کلمه أفضل دلالت نمي کند که غير او باطل باشد ، بله أفضل توسل ايمان به خدا و جهاد در راه خداست که انسان بتواند خود را به يک مرحله اي برساند که با خداي عالم به نزديکي برسد ، بله اگر بنا باشد که أفضل بودن دليل بر بطلان ديگري باشد خيلي از کارهاي باطل مي شود
از پيامبر صلي الله عليه و آله اکرم سؤال مي کنند که :يا رَسُولَ اللَّهِ أَيُّ الْعَمَلِ أفضل کدام يک از عمل ها أفضل است فرمود :  الصَّلَاةُ على مِيقَاتِهَا نماز در وقتش خوب اين يعني اينکه ديگر عمل ها همه باطل ؟ سؤال کردند : قلت ثُمَّ أَيٌّ بعد از اين کدام عمل أفضل است ؟ قال ثُمَّ بِرُّ الْوَالِدَيْنِ بعد از او هم احترام به والدين قلت ثُمَّ أَيٌّ بعد از اون کدام أفضل است ؟ قال الْجِهَادُ في پيامبراکرم صلي الله عليه و آله مي گويد أفضل نماز اول وقت و بعد أفضل احترام به پدر و مادر و دوباره أفضل جهاد در راه خداست ، پس اين کلمه أفضل دلالت نمي کند که غير أفضل بدعت و باطل است! بويژه اينکه استعمال لفظ «ما » در غير ذوي العقول است يعني حضرت غير ذوي العقولها را  دارد ذکر مي کند اما براي ذوي العقول کلمه «من» بکار مي رود
ثانيا: اگر واقعا اينطور باشد که حضرت دارد توسل بر اشخاص را رد مي کند، در  اين صورت نبايد پيامبر (ص) نيز بر غير اعمال توسل مي کردند در حالي که روايت داريم که پيامبر صلي الله عليه و اله هنگام دفن فاطمه مادر حضرت علي عليه السلام به انبياء توسل کرده و فرمودند: اغفر لأمي فاطمة بنت أسد ولقنها حجتها ووسع عليها مدخلها بحق نبيك والأنبياء الذين من قبلي فإنك أرحم الراحمين . طبراني، المعجم الأوسط  ج 1   ص 68
و روايت فراوان ديگر که توسل به اشخاص را جايز مي داند
 بنابراين اين عبارت حضرت علي (ع) در حقيقت ناظر به معناي لغوي توسل که همان تقرب است دلالت دارد يعني اين اعمال موجب تقرب به خدا مي شوند ثانيا اين عبارت نفي توسل از غير نمي کند همچنانکه توضيح داديم
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات 
242 | محمد سرافراز | , ایران | ٠١:٠٤ - ٠١ آذر ١٣٩٤ |
در جایی که حضرت یعقوب پیامبر ,ع , بر پیراهن خالی یوسف ع توسل بجوید و شفا یابد مگر می شود هر دو ان پیامبران خطا رفته باشند و خدا عمل خطای آنها را به پیامبر ما بیان نماید و نیز در روز مباهله پیامبر ما به خواست خدا اهل بیتش را وسیله قبولی خواسته اش از خدا قرار دهد دیگر جای بحث در این باره باقی نمی ماند مگر بر معاندانی که خود را از خدا و از پیامبر هم عالمتر بدانند
1 |منتظر14||١٣:٤٣ - ٢٣ آذر ١٣٩٥ |
0
 
0
باعرض سلام وتشکرازاینکه وقت گذاشتیدپاسخ مراداریداماقانع کننده نبود
قبل ازتوضیح لازمه بازمتذکرشوم من شیعه هستم امابه حکم (من مات ولم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه)برخودم لازم میدونم سوالم رامطرح کنم تاشناختم بیشترشود
مثالهایی که شمازدیددرموردپیامبران بودمن درمورد12امام عرض کردم نمونه تاریخی مستندومستدرک ومستدل بیاوریدکه درزمان حیاتشان مریضی شفادادندیاچمیدونم کارمعجزه گونه ای انجام داده باشند؟؟؟؟؟؟
درموردپیامبران مخصوصاحضرت عیسی(ع)شفای مریض داریم امامسئله اینجاست که معجزه برای پیامبران بخاطراثبات ادعای نبوتشان است واجازه ای است که خداوندبه آنهاعطاکرده آن هم درمحدوده ای که خودش اجازه داده
درموردآیه ی (قل انماانابشرمثلکم یوحی الی) به تفاسیرمراجعه کنید!!. صراحتاگفته شده درآیه تنهاتفاوت پیامبر(ص)بابقیه دروحی اعلام شده وبه این وسیله خداوند رسول الله (ص) راازادعاهایی که غالین درموردآنهاداشتندمبراکردند. اگرتفاوت دیگری بودلازم بوددرآیه ذکرشود.
وقتی پیامبر ص تفاوتشان بامردم وحی است ائمه ع که برآنهاوحی نمیشود هیچ تفاوتی بامردم ندارند
مسئله این است که بافرستادن مردم پیش ائمه ع برای شفای مریض و... باعث ناامیدی شان میشویم والبته میشویم جزء غالین که امام علی(ع)ازآنان مینالید
ممنون ازراهنماییهاتون
پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
در این خصوص مقاله به شما معرفی کردیم اما دوباره چند روایت را در اینجا برای شما قرار می دهیم تا برای شما این قضیه روش شود
طبري روايتي را نقل مي‌کند که زني فرزند نابيناي خود را نزد امام جواد عليه السلام آورد و آن حضرت دست خود را بر او کشيد و او شفا يافت:
قال أبو جعفر حدثنا أبو محمد عبد الله بن محمد قال قال لي عمارة بن زيد: رأيت امرأة قد حملت ابنا لها مكفوفا إلى أبي جعفر محمد بن علي عليه السلام  فمسح يده عليه فاستوى قائما يعدو كأن لم يكن في عينه ضرر.
عماره بن زيد مي‌گويد: زني فرزندش را که به کوري مبتلا بود نزد امام جواد عليه السلام آورد آن حضرت دست مبارک را بر او کشيد و او بينا شد.
الطبري، ابي جعفر محمد بن جرير بن رستم (متوفاي قرن پنجم)،‌ دلائل الامامة، ص 400، تحقيق: قسم الدراسات الإسلامية - مؤسسة البعثة، ناشر: مركز الطباعة والنشر في مؤسسة البعثة، قم، چاپ: الأولى
ابن شهر آشوب روايتي را نقل مي‌کند که شخص ناشنوا با عنايت امام جواد عليه السلام شفا پيدا کرد:
ابو سلمة قال‏ دخلت على أبي جعفر ع و كان بي صمم شديد فخبر بذلك لما أن دخلت عليه فدعاني إليه فمسح يده على أذني و رأسي ثم قال اسمع و عه فو الله إني لأسمع الشي‏ء الخفي عن أسماع‏ الناس‏ من‏ بعد دعوته
ابو سلمه گفت خدمت حضرت جواد رسيدم. مدتى بود گوشهايم ناشنوا شده بود و چيزى را نمي‌شنيد وقتى وارد شدم ايشان از اين ناراحتى من اطلاع داشت. مرا پيش خواند دست بر گوش و سرم كشيده فرمود بشنو و حفظ كن. به خدا قسم پس از دعاى آن جناب ديگر صداهاى خيلى آرام را هم مي‌شنوم‏
ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على، مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏4 ، ص390، علامه - قم، چاپ: اول، 1379 ق
اگر در آیات و روایات عنایت داشته باشید گفته شده است که حضرت علی عیله السلام نفس پیامبر صلی الله علیه و آله است« انفسنا» یعنی هر آنچه پیامبر (ص) از نظر فضل دارا هست جانشین حضرت یعنی امام علی (ع) نیز دارد 
لذا نمی شود آیات و روایات را نادیده گرفت و تفسیر سلیقه ای ارائه داد!
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
2 |منتظر14||١٤:٠١ - ٢٣ آذر ١٣٩٥ |
0
 
0
درضمن آدرسی که گذاشته بودیدمطالعه کردم
اولا: دلایل اهل سنت است وبنده شیعه هستم و دلایل آنهابرای من غیرقابل قبول است
دوما:داستانهادورازشان ائمه هستندچطورممکنه ائمه ای که فرزندان رحمه للعالمین هستنددعاکنندکه شخصی سرش فلان شودیا آب دهان بیاندازندیاحتی نفرین کنند؟؟
ماخونده ایم که یکی ازتفاوتهای پیامبرماپیامبران قبلی این بودکه نفرین نکردند همینطوردرموردائمه بعدایشان هم همچنین اخلاقی را سراغ داریم(نفرین نکردم مردم)
ازروایات شیعه اگرممکن است دلیل بیاورید
مستدل ومستدرک ومستند
البته اگرفکدمیکنیدسوالهام باعث تخریب افکارمردم میشه تاییدنکنیدولی جوابم رابه ایمیلم بفرستید
ممنون
پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
اگر مرادتان منابع شیعه هست، معجزات ائمه علیهم السلام  فراوان نقل شده است http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=9022
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
3 |منتظر14||١٤:٢٢ - ٢٣ آذر ١٣٩٥ |
0
 
0
باعرض معذرت بنده سلیقه ای تفسیر نکردم بامراجعه به تفسیرالمیزان مطالب رانقل کردم
وباعرض پوزش اگرباتوجه به عبارت "انفسنا" تمام شوون نبوت را برای ائمه اثبات میکنید باید قائل به وحی شدن به ایشان هم باشید که مطمئنا نیستید
پس تمام شوون نبوت را برای ولایت نمیتوان اثبات کرد
درموردلینکی که دادید بعدازمطالعه وبررسی اسنادبرمیگردم
انشالله
پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
این چیز معروفی و ثابت شده است که  نزول به عنوان وحی از ائمه علیهم السلام استثناء شده است اگر ما در نظر قبلی اشاره نکردیم بخاطر این بود که این مسائل مشخص و معلوم است
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
243 | میوند | , افغانستان | ٢٠:٤١ - ١٨ اسفند ١٣٩٤ |
آیا حدثی در باره منع رفع یدین وجود دارد

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
هر چند در اين خصوص رواياتي نقل شده است که رفع اليدين را در نماز جايز نمي داند مانند اين روايت که آمده است
حدثنا أبو بَكْرِ بن أبي شَيْبَةَ وأبو كُرَيْبٍ قالا حدثنا أبو مُعَاوِيَةَ عن الْأَعْمَشِ عن الْمُسَيَّبِ بن رَافِعٍ عن تَمِيمِ بن طَرَفَةَ عن جَابِرِ بن سَمُرَةَ قال خَرَجَ عَلَيْنَا رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فقال مالي أَرَاكُمْ رَافِعِي أَيْدِيكُمْ كَأَنَّهَا أَذْنَابُ خَيْلٍ شُمْسٍ اسْكُنُوا في الصَّلَاةِ
سمره گويد داخل نماز دست هایمان را بلند می کردیم پيامبر وارد شد و فرمودند:
چرا شما را می بینم که در نماز دستهایتان را مانند دم اسب های شرور بلند می کنید .در نماز آرام باشید.
صحيح مسلم  ج 1   ص 322
اما در مقابل اين روايت و يا شبيه آن روايات متواتر وجود دارد که پيامبر صلي الله عليه و آله دستان خود را در نماز بالا مي بردند و حتي صحابه نيز اين چنين مي کردند
و خود بخاري نيز رواياتي که رفع اليدين را منع مي کند صحيح نمي دانست همچنانکه آمده است
الْبُخَارِيُّ ولم يَثْبُتْ عن أَحَدٍ من أَصْحَابِ رسول اللَّهِ أَنَّهُ لم يَرْفَعْ يَدَيْهِ
بخاري گويد از صحابه چيزي ثبت نشده است که دستشان را در نماز بلند نمي کردند
نيل الأوطار  ج 2   ص 190
اما در خصوص رفع اليدين چند روايت را نقل مي کنيم:
1-حدثني محمد بن رَافِعٍ حدثنا عبد الرَّزَّاقِ أخبرنا بن جُرَيْجٍ حدثني بن شِهَابٍ عن سَالِمِ بن عبد اللَّهِ أَنَّ بن عُمَرَ قال كان رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إذا قام لِلصَّلَاةِ رَفَعَ يَدَيْهِ حتى تَكُونَا حَذْوَ مَنْكِبَيْهِ ثُمَّ كَبَّرَ فإذا أَرَادَ أَنْ يَرْكَعَ فَعَلَ مِثْلَ ذلك وإذا رَفَعَ من الرُّكُوعِ فَعَلَ مِثْلَ ذلك ولا يَفْعَلُهُ حين يَرْفَعُ رَأْسَهُ من السُّجُودِ
 2-حدثني محمد بن رَافِعٍ حدثنا حُجَيْنٌ وهو بن الْمُثَنَّى حدثنا اللَّيْثُ عن عُقَيْلٍ  وحدثني محمد بن عبد اللَّهِ بن قُهْزَاذَ حدثنا سَلَمَةُ بن سُلَيْمَانَ أخبرنا يُونُسُ كلاهما عن الزُّهْرِيِّ بهذا الإسناد كما قال بن جُرَيْجٍ كان رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إذا قام لِلصَّلَاةِ رَفَعَ يَدَيْهِ حتى تَكُونَا حَذْوَ مَنْكِبَيْهِ ثُمَّ كَبَّرَ
3. حدثنا يحيى بن يحيى أخبرنا خَالِدُ بن عبد اللَّهِ عن خَالِدٍ عن أبي قِلَابَةَ أَنَّهُ رَأَى مَالِكَ بن الْحُوَيْرِثِ إذا صلى كَبَّرَ ثُمَّ رَفَعَ يَدَيْهِ وإذا أَرَادَ أَنْ يَرْكَعَ رَفَعَ يَدَيْهِ وإذا رَفَعَ رَأْسَهُ من الرُّكُوعِ رَفَعَ يَدَيْهِ وَحَدَّثَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم كان يَفْعَلُ هَكَذَا
4.حدثني أبو كَامِلٍ الْجَحْدَرِيُّ حدثنا أبو عَوَانَةَ عن قَتَادَةَ عن نَصْرِ بن عَاصِمٍ عن مَالِكِ بن الْحُوَيْرِثِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ e كان إذا كَبَّرَ رَفَعَ يَدَيْهِ حتى يُحَاذِيَ بِهِمَا أُذُنَيْهِ وإذا رَكَعَ رَفَعَ يَدَيْهِ حتى يُحَاذِيَ بِهِمَا أُذُنَيْهِ وإذا رَفَعَ رَأْسَهُ من الرُّكُوعِ فقال سمع الله لِمَنْ حَمِدَهُ فَعَلَ مِثْلَ ذلك
صحيح مسلم  ج 1   ص 293
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
244 | پرسشگر | , ایران | ١٢:٢٢ - ١٥ فروردين ١٣٩٥ |
اما ایات ۱۱۶ تا ۱۱۸ سوره مائده ناظر و آگاه بودن پیامبر براعمال ما بعد از مرگشان را رد میکنه?!
وآن گاه(روز قیامت) که خدا به عیسی ابن مریم گفت : آیا تو به مردم گفتی که من ومادرم را دو خدای دیگر سوای خدای عالم اختیار کنید؟ عیسی گفت: خدایا تو منزهی ! هرگز مرا نرسد که چنین سخنی بناحق گویم چنانچه من این را می گفتم تو می دانستی که تو از اسرار من آگاهی ولی من از از اسرار تو آگاه نیستم همانا توئی که به همه ی اسرار غیب آگاهی* من به آن ها چیزی نگفتم الا اینکه تو مرا بدان امر کردی که خدای یکتا را بپرستید که پروردگار من وشماست ومن تا زمانی که زنده و در میان آنها بودم، شاهد آنها بودم اما زمانی که تو مرا میراندی ( وفات یافتم) توخود شاهد ومراقب آنها بودی وتو بر همه چیزشاهدی.»
ممنون میشم در این باره توضیح بدید.

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
در خصوص اين آيات بايد به اين نکته توجه داشت که لفظ وفات در آيه «فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنىِ كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيهِْمْ » به معني از دنيا رفتن و خارج شده روح از بدن نيست تا بگوييم مراد عيسي عليه السلام، بعد از مرگ است بلکه توفيتني در اين آيه به معني بالا بردن به سوي آسمان است
َوَفَّيْتَنِى ( والمراد منه ، وفاة الرفع إلى السماء
التفسير الكبير  ج 12   ص 263
لما توفيتني قبضتني إليك بالرفع والتصيير في السماء
المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز  ج 2   ص 263
ووفاة بالرفع كقوله ) إني متوفيك ورافعك
تفسير الثعلبي  ج 4   ص 129
 فلمّا توفّيتني ( أي قبضتني إلى السماء وأنا حيّ ؛ لأنّ قومه إنّما تنصّروا بعد رفعه لا بعد موته . وعلى هذا القول للتوفّي تأويلان :
تفسير الثعلبي  ج 3   ص 453
فلما توفيتني ( يعني رفعتني إلى السماء كنت الرقيب عليهم
تفسير السمرقندي  ج 1   ص 453
 با اين وجود اين آيه ربطي به از مرگ ندارد تا اشکال شود که مرگان بعد از مرگ از دنيا خبر ندارند
هر چند آيات و روايات فراوان سماع موتي را ثابت مي کند جهت اطلاع به اين آدرس رجوع کنيد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
245 | Saman | , ایران | ١٤:٣٧ - ٢١ تير ١٣٩٥ |
مردگان نميتوانند استجابت دعا نمايند
ليكن رسول الله در زمان حيات دعا براي رفع گناه مي نمود و بنده صراحت قران را قبول دارم نه تواريخي كه امكان جعل وجود دارد

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
شما که ادعا مي کنيد قرآن را فقط قبول دارد پس چرا آيات در خصوص سماع موتي را نديديد!
وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ. زخرف/45
از پيامبران ما كه پيش از تو فرستاده ايم بپرس: آيا جز خداي رحمان ، خدايان ديگري را براي پرستش آنها قرار داده بوديم؟
آيه دارد ثابت مي کند كه پيامبراني كه از دنيا رفته اند صدا را مي شنوند و مي توانند پاسخ دهند
جهت اطلاع در اين خصوص  و روايات دراين باب به اين آدرس رجوع کنيد
http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=6310
همچنين ادعا مي کنيد که دعاي پيامبر براي رفع گناه است، باز اين نشان مي دهد که شما يا قرآن نمي خواند و يا در آيات قرآن دقت نمي کنيد در قرآن در آيه 64 سوره نساء  آمده است:
وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا .و اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند ، پيش تو مى آمدند و از خدا آمرزش مى خواستند و پيامبر [ نيز ] براى آنان طلب آمرزش مى كرد ، قطعاً خدا را توبه پذيرِ مهربان مى يافتند
 اين آيه نشان مي‌دهد كه بايد براي طلب بخشش از خداوند، واسطه و وسيله آبروداري را پيدا  كرد تا خداوند به خاطر او حاجات انسان را برآورده سازد در اين آيه پيامبر به عنوان واسطه معرفي شده است و در آن نيز آمده است که گناهکاران اگر پيش پيامبر (ص) بروند حضرت نيز براي آنان استغفار مي کند که اين بعد از انجام گناه است نه رفع گناه به عبارت ديگر اگر در آيه دقت کنيد اين آيه ربطي به رفع گناه ندارد در اين آيه مشخص است که گناهکاران بعد از انجام گناه براي آمرزش گناه پيش حضرت مي آيند پس دعاي پيامبر (ص) بعد از اين است که آنها گناه مي کنند
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
246 | عرفان | , رومانی | ٢٢:١١ - ٢٠ مرداد ١٣٩٥ |
سلام ممنون از شما . ۱۰۵ سوره توبه مضارع هست؟ اگر هست چه نوع مضارعی است؟ بازم ممنون یا علی

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
در این آیه سه تا فعل مضارع وجود دارد «سَيرََى » «سَترَُدُّونَ» «يُنَبِّئُكم»  و « تعلمون» که دلالت بر استقبال می کنند 
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
247 | پایدار | , ایران | ١٨:٠٦ - ٠٩ شهریور ١٣٩٥ |
سلام ممنون از شما ایا ایه ۸۹ سوره نساء شان نزول داره اگر داره لطفا بگید ممنون

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
در تفسیر قمی آمده است اين آيه درباره دو قبيله اشجع و بنو ضمرة نازل شده،هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله براى جنگ حديبيه از مدينه بيرون رفت از نزديكى شهرهاى آنان گذشت و نيز قبلاً بنوضمرة را از نيت خود آگاه ساخته بود ولى اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله گفتند: يا رسول الله اگرچه ما به طائفه بنوضمرة نزديك شده ايم ولى مي‌ترسيم با ما مخالفت نمايند و بر ضد ما با مشركين قريش همدست شوند.
پيامبر فرمود: طائفه بنوضمرة به عهد و پيمان خويش وفادارتر از ديگرانند و نيز افرادى نيكوكار نسبت به والدين بوده و در صله ا رحام كوشا مى باشند، از طرفى طائفه اشجع كه هم‌پيمان و هم‌سوگند با طائفه بنوضمرة بودند و شهرهاى آن‌ها نزديك يكديگر بوده دچار قحطى و گرانى شده بودند و به طرف بنوضمرة كه در فراوانى و ارزانى نعمت بودند، رفتند.
وقتى كه موضوع رفتن آن‌ها به سوى بنوضمرة به گوش پيامبر رسيد به عنوان احتياط از نكته نظر احتمال همبستگى اين دو طائفه بر ضد مسلمين آماده جنگ با آنان گرديد، سپس اين آيه نازل شد و پس از نزول اين آية طائفه اشجع به وسيله نزول آيه 90 يعنى آيه بعدى استثناء گرديد
وَ قَوْلُهُ‏ وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَما كَفَرُوا فَتَكُونُونَ‏ سَواءً- فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِياءَ حَتَّى يُهاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ- فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ- وَ لا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً فَإِنَّهَا نَزَلَتْ فِي أَشْجَعَ وَ بَنِي ضَمْرَةَ وَ هُمَا قَبِيلَتَانِ- وَ كَانَ مِنْ خَبَرِهِمَا- أَنَّهُ لَمَّا خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى غَزَاةِ الْحُدَيْبِيَةِ [بَدْرٍ] مَرَّ قَرِيباً مِنْ بِلَادِهِمْ- وَ قَدْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص هَادَنَ بَنِي ضَمْرَةَ وَ وَادَعَهُمْ‏  قَبْلَ ذَلِكَ-. َقَالَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ ص يَا رَسُولَ اللَّهِ هَذِهِ بَنُو ضَمْرَةَ قَرِيباً مِنَّا- وَ نَخَافُ أَنْ يُخَالِفُونَا إِلَى الْمَدِينَةِ أَوْ يُعِينُوا عَلَيْنَا قُرَيْشاً فَلَوْ بَدَأْنَا بِهِمْ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص كَلَّا إِنَّهُمْ أَبَرُّ الْعَرَبِ بِالْوَالِدَيْنِ، وَ أَوْصَلُهُمْ لِلرَّحِمِ، وَ أَوْفَاهُمْ بِالْعَهْدِ، وَ كَانَ أَشْجَعُ بِلَادُهُمْ قَرِيباً مِنْ بِلَادِ بَنِي ضَمْرَةَ وَ هُمْ بَطْنٌ مِنْ كِنَانَةَ وَ كَانَتْ أَشْجَعُ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ بَنِي ضَمْرَةَ حِلْفٌ فِي الْمُرَاعَاةِ وَ الْأَمَانِ، فَأَجْدَبَتْ بِلَادُ أَشْجَعَ وَ أَخْصَبَتْ بِلَادُ بَنِي ضَمْرَةَ فَصَارَتْ أَشْجَعُ إِلَى بِلَادِ بَنِي ضَمْرَةَ فَلَمَّا بَلَغَ رَسُولَ اللَّهِ ص مَسِيرُهُمْ إِلَى بَنِي ضَمْرَةَ تَهَيَّأَ لِلْمَصِيرِ إِلَى أَشْجَعَ فَيَغْزُوهُمْ لِلْمُوَادَعَةِ الَّتِي كَانَتْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ بَنِي ضَمْرَةَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ‏ وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَما كَفَرُوا .
تفسير القمي ؛ ج‏1 ؛ ص145
در منابع اهل سنت برای این آیه شان نزولهایی مختلفی مطرح شده است
در تفسیر مارودی پنج علت ذکر شده است از جمله 1- درباره تخلف کنندگان از جنگ احد نازل شده 2- در  خصوص منافین مدنیه 3 مهاجرینی که منافق بودند، 4-کسانی که به مشرکان کمک می کردند در خصوص  قومی از اهل مدینه که به نفاق می خواستند از مدینه خارج شوند 5- درباره اهل افک، آمده است:
اختلف فيمن نزلت هذه الآية بسببه على خمسة أقاويل : أحدها : أنها نزلت في الذين تخلَّفُواْ عن رسول الله صلى الله عليه وسلم يوم أحد , وقالواْ : لو نعلم قتالاً لاتبعناكم , وهذا قول زيد بن ثابت . والثاني : أنها نزلت في قوم قَدِمُواْ المدينة فأظهروا الإسلام , ثم رجعواْ إلى مكة فأظهروا الشرك , وهذا قول الحسن , ومجاهد . والثالث : أنها نزلت في قوم أظهرواْ الإِسلام بمكة وكانواْ يعينون المشركين على المسلمين , وهذا قول ابن عباس , وقتادة . والرابع : أنها نزلت في قوم من أهل المدينة أرادوا الخروج عنها نفاقاً , وهذا قول السدي . والخامس : أنها نزلت في قوم من أهل الإفك , وهذا قول ابن زيد
النكت والعيون (تفسير الماوردي) ، أبو الحسن علي بن محمد بن حبيب الماوردي البصري الوفاة: 450هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - لا يوجد ، الطبعة : لا يوجد ، تحقيق : السيد ابن عبد المقصود بن عبد الرحيم  ج 1   ص 514
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 
248 | حسین | , ایران | ١٣:٤٧ - ١٧ شهریور ١٣٩٥ |
بسم الله الرحمن الرحیم
کسانیکه دعوت می کنید بغیر از خداوند بندگانی همچون خودتان هستند پس دعوتشان کنید پس بشما جواب دهند اگر راست میگویید.
سوره اعراف 194

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
نکته‌اي که بايد در اينجا به آن توجه کرد اين است که مراد از يدعو من دون الله و یا تدعون من دون الله در اين آيات قرآن، عبادت است يعني مشرکين بت هايي را به عنوان خدا قرار داده و عبادت مي کردند که قدرت بر چيزي نيز نداشتند همچنانکه در تفاسير اهل سنت به اين امر اشاره شده است در حالي که توسل اصلا ربطي به عبادت ندارد در اين خصوص اقوال مفسرين را ذکر مي‌کنيم تا بطلان استدلال شما روش شود:
در تفسیر طبری آمده است مراد از تدعون عبادت است که مشرکان بیتها را می پرستیدند
الأعراف : ( 194 ) إن الذين تدعون . . . . .يقول جل ثناؤه لهؤلاء المشركين من عبدة الأوثان موبخهم علي عبادتهم ما لا يضرهم ولا ينفعهم من الأصنام إن الذين تدعون أيها المشركون آلهة من دون الله وتعبدونها شركا منكم وكفرا بالله عباد أمثالكم يقول هم أملاك لربكم كما أنتم له مماليك
تفسير الطبري  ج 9   ص 151
در تفسیر نسفی نیز آمده است
 الذين تدعون من دون الله ( أى تعبدونهم وتسمونهم آلهة
تفسير النسفي  ج 2   ص 51
در اينجا خطاب با مشرکان است که بتها را عبادت مي‌کردند
با اين بيان اين آيات اصلا به بحث نوسل که وهابيت با استناد به آن شيعه و اهل سنت را بخاطر توسل کافر مي‌دانند،ربطي ندارد
در آيات ديگر در خصوص حضرت نوح آمده است:
قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَنَهَارًا
(نوح) گفت: «پروردگارا! من قوم خود را شب و روز (بسوي تو) خواندم( دعوت کردم)
آیا حضرت نوح که قوم خود را دعوت کرد یعنی آنها را پرستید؟!! یا دعوت کرد؟
بنابراین کلمه «تدعون» همه جا به معنی خواندن نیست
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 
249 | Abbas | , ایران | ٢٣:٠٦ - ٠٩ آذر ١٣٩٥ |
جواز توسل به مردگان به غیر از پیامبر و ائمه اطهار را بیان کنید. مانند امامزادگان یا علما.با سپاس

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
توسل به انبیاء و ائمه علیهم السلام از آن جهت است که آنها در نزد پروردگار دارای قرب و منزلت خاصی هستند از این جهت آنها را به عنوان واسطه بین خود و خدا قرار می دهیم تا خداوند بخاطر آنها به ما عنایتی بکند اما بعد از آنها اولیاء و صالحین و امامزادگان هستند که در نزد خدا بعد از معصومین دارای ارزش و قرب هستند لذا از این جهت واسطه قرار دادن آنها نیز که در حد خود جایگاهی نزد خدا دارند، لذا واسطه قرار دادن آنها نیز پسندیده است و هیچ اشکالی در آن نیست
حتی بزرگان اهل سنت نیز به این مسئله اشاره کرده اند
 إنا كنا نتوسل إليك بنبيك صلى الله عليه وسلم فتسقينا وإنا نتوسل إليك بعم نبيك فاسقنا فيسقون انتهى ثم يتوسل بأهل تلك المقابر أعني بالصالحين منهم في قضاء حوائجه ومغفرة ذنوبه ثم يدعو لنفسه ولوالديه ولمشايخه ولأقاربه ولأهل تلك المقابر ولأموات المسلمين ولأحيائهم وذريتهم إلى يوم الدين ولمن غاب عنه من إخوانه ويجأر إلى الله تعالى بالدعا
المدخل ،ج 1   ص 255 أبو عبد الله محمد بن محمد بن محمد العبدري الفاسي المالكي الشهير بابن الحاج الوفاة: 737هـ ، دار النشر : دار الفكر - 1401هـ - 1981م
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 
250 | مجید | , ایران | ١٤:٠٨ - ١٠ ارديبهشت ١٣٩٦ |
باسلام ، لطفا یک نمونه از شفادادن بیماران توسط حضرت رسول ویا امامان درزمان حیات خودشان ذکر فرمایید .

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
در این خصوص به این آدرسها رجوع کنید
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
251 | حسین | , آلمان | ١٦:٢٩ - ٠٢ مرداد ١٣٩٦ |
سلام دستتون درد نکنه حال کردم.موندم چرا بعضی ها با اینهمه دلیل بازم قانع نمیشن.من تو رشته برق قدرت پدر استاد را در میارم تا قانع شم.اما اینجا شما پدر سوال کننده را در میارز بازم قانع نمیشن.
252 | اهل سنت | , آمریکا | ١٨:٢٤ - ٢٤ شهریور ١٣٩٦ |
ببخشید اگر ائمه زنده هستن پس چرا شما عزاداری و سینه میزنید و انقدر خودزنی میکنید؟؟!!!!!!!

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها