2018 August 18 - شنبه 27 مرداد 1397
آيا جبرئيل و ميكائيل، خادمان اميرمؤمنان عليه السلام بوده اند؟ (+ تصوير)
کد مطلب: ٤٩٦٧ تاریخ انتشار: ١١ خرداد ١٣٩٧ - ٠٣:٠٠ تعداد بازدید: 17921
پرسش و پاسخ » امام علي (ع)
آيا جبرئيل و ميكائيل، خادمان اميرمؤمنان عليه السلام بوده اند؟ (+ تصوير)

بسم الله الرحمن الرحيم

جبرئيل و ميكائيل ، خادمان اميرمؤمنان عليه السلام

فتح خيبر و كشتن پهلواني همچون عمرو بن عبدود ، يكي از افتخارات بي بديل اميرمؤمنان عليه السلام به شمار مي رود . ارزش اين افتخار زماني روشن مي شود كه بدانيم جبرئيل و ميكائيل دو فرشته مقرب درگاه خداوند در اين جنگ در خدمت اميرمؤمنان عليه السلام بوده اند و با ايشان همكاري مي كرده اند.

احمد بن حنبل در مسند خود با سند صحيح اين چنين نقل كرده است:

1719 حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا وَكِيعٌ عن شَرِيكٍ عن أبي إِسْحَاقَ عن هُبَيْرَةَ خَطَبَنَا الْحَسَنُ بن عَلِيٍّ رضي الله عنه فقال لقد فارقكم رَجُلٌ بِالأَمْسِ لم يَسْبِقْهُ الأَوَّلُونَ بِعَلْمٍ وَلاَ يُدْرِكُهُ الآخِرُونَ كان رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم يَبْعَثُهُ بِالرَّايَةِ جِبْرِيلُ عن يَمِينِهِ وَمِيكَائِيلُ عن شِمَالِهِ لاَ يَنْصَرِفُ حتي يُفْتَحَ له .

از هبيره نقل شده است كه حسن بن علي عليهم السلام خطبه خواند و فرمود: شما ديشب مردي را از دست داديد كه گذشتگان از او پيشي نگرفتند و آيندگان نيز به او نخواهند رسيد. رسول خدا صلي الله عليه وآله پرچم را به دست او داد ؛ در حالي كه جبرئيل از طرف راست و ميكائل از طرف چپ آن حضرت را همراهي مي كردند، او باز نمي گشت؛ مگر اين كه فتح و پيروزي نصيبش مي شد.

مسند أحمد بن حنبل ج 2 ص 344

احمد محمد شاكر، محقق كتاب مسند احمد سند اين روايت را صحيح دانسته است

محمد ناصر الدين الباني نيز اين روايت را در كتاب سلسلهء الأحاديث الصحيحه آورده است:

در روايتي كه محمد بن اسماعيل بخاري نقل كرده است، رسول خدا صلي الله عليه وآله در شبي كه قرار بود پرچم را به دست مبارك اميرمؤمنان عليه السلام بسپارد ، فرمود:

فردا پرچم را به دست كسي خواهم داد كه خداوند فتح و پيروزي را به دست او نصيب ما مي كند، كسي كه خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبرش نيز او را دوست دارند.

لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ غَدًا رَجُلًا يُفْتَحُ علي يَدَيْهِ يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيُحِبُّهُ الله وَرَسُولُهُ...

صحيح البخاري ، ص741 ، ح3009 .

يعني اميرمؤمنان عليه السلام، خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و پيامبر صلي الله عليه وآله نيز او را دوست دارند.

اهميت اين روايت زماني روشن تر مي شود كه بدانيم روزهاي قبل رسول خدا صلي الله عليه وآله، ابوبكر و عمر را براي فتح خيبر فرستاده بود؛ اما آن ها بدون هيچ دستاوردي فرار را بر قرار ترجيح داده بودند.

حاكم نيشابوري در المستدرك در باره فرار ابوبكر مي نويسد:

از أبو ليلي نقل شده است كه اميرمؤمنان عليه السلام به او گفت: اي ابو ليلي ! آيا در خيبر با ما نبودي؟ گفت: بلي به خدا سوگند همراه شما بودم. اميرمؤمنان عليه السلام فرمود: رسول خدا صلي الله عليه وآله ابوبكر را به سوي خيبر فرستاد، او همراه مردم رفت و شكست خورده برگشت.

سند اين روايت صحيح است اما بخاري و مسلم نقل نكرده اند .

4338 أَخْبَرَنَا أَبُو قُتَيْبَةَ سَالِمُ بْنُ الْفَصْلِ الآدَمِيُّ بِمَكَّةَ، ثنا مُحَمَّدُ بْنُ عُثْمَانَ بْنِ أَبِي شَيْبَةَ، ثنا عَلِيُّ بْنُ هَاشِمٍ، عَنِ ابْنِ أَبِي لَيْلَي، عَنِ الْحَكَمِ، وَعِيسَي، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، عَنْ أَبِي لَيْلَي، عَنْ عَلِيٍّ، أَنَّهُ قَالَ: يَا أَبَا لَيْلَي أَمَا كُنْتَ مَعَنَا بِخَيْبَرَ؟ قَالَ: بَلَي وَاللَّهِ كُنْتُ مَعَكُمْ، قَالَ: فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ بَعَثَ أَبَا بَكْرٍ إِلَي خَيْبَرَ، فَسَارَ بِالنَّاسِ وَانْهَزَمَ حَتَّي رَجَعَ ".

هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحُ الإِسْنَادِ، وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ

المستدرك علي الصحيحين ج 3 ص 39

شمس الدين ذهبي نيز در تلخيص المستدرك گفته است كه سند اين روايت صحيح است.

و در باره فرار عمر مي نويسد:

أَخْبَرَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ الْمَحْبُوبِيُّ بِمَرْوَ، ثنا سَعِيدُ بْنُ مَسْعُودٍ، ثنا عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَي، ثنا نُعَيْمُ بْنُ حَكِيمٍ، عَنْ أَبِي مُوسَي الْحَنَفِيِّ، عَنْ عَلِيٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: " سَارَ النَّبِيُّ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ إِلَي خَيْبَرَ، فَلَمَّا أَتَاهَا بَعَثَ عُمَرُ رَضِيَ اللَّهُ تَعَالَي عَنْهُ، وَبَعَثَ مَعَهُ النَّاسَ إِلَي مَدِينَتِهِمْ أَوْ قَصْرِهِمْ، فَقَاتَلُوهُمْ فَلَمْ يَلْبَثُوا أَنْ هَزَمُوا عُمَرَ وَأَصْحَابَهُ، فَجَاءُوا يُجَبِّنُونَهُ وَيُجَبِّنُهُمْ، فَسَارَ النَّبِيُّ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ " الْحَدِيثُ.

هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحُ الإِسْنَادِ، وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ

حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ أَحْمَدُ بْنُ سَلْمَانَ الْفَقِيهُ بِبَغْدَادَ، ثنا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ، ثنا الْقَاسِمُ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ، ثنا يَحْيَي بْنُ يَعْلَي، ثنا مَعْقِلُ بْنُ عُبَيْدِ اللَّهِ، عَنْ أَبِي الزُّبَيْرِ، عَنْ جَابِرٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، " أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ دَفَعَ الرَّايَةَ يَوْمَ خَيْبَرَ إِلَي عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، فَانْطَلَقَ، فَرَجَعَ يُجَبِّنُ أَصْحَابَهُ وَيُجَبِّنُونُهُ ".

هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحٌ عَلَي شَرْطِ مُسْلِمٍ، وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ.

اميرمؤمنان عليه السلام فرمود: رسول خدا صلي الله عليه وآله به خبير رفت، هنگامي كه به آن جا رسيد، عمر را به همراه مردم به سوي شهر و يا قصر اهل خبير فرستاد ، عمر جنگيد؛ اما طولي نكشيد كه عمر و همراهانش شكست خوردند . وقتي برگشتند ، مردم عمر را به ترسيدن متهم مي كردند و عمر آن ها را متهم مي كرد.

سند اين روايت صحيح است؛ اما بخاري و مسلم نقل نكرده اند .

از جابر بن عبد الله نقل شده است كه در روز خبير ، رسول خدا صلي الله عليه وآله پرچم را به دست عمر داد، پس عمر رفت و برگشت؛ در حالي كه يارانش او را متهم به ترس مي كردند و او يارانش را .

اين روايت صحيح است و شرايط صحيح مسلم را دارد ؛ اما او نقل نكرده است.

المستدرك علي الصحيحين ج 3 ص 40

شمس الدين ذهبي نيز در تلخيص المستدرك ، صحت اين دو روايت را تأييد كرده است.

نتيجه گيري:

آن چه از اين دو دسته روايت استفاده مي شود ، اين است كه اميرمؤمنان عليه السلام خدا و پيامبرش را دوست دارد و خدا و رسولش نيز او را دوست دارند. جبرئيل و ميكائيل خادم اميرمؤمنان عليه السلام است و او را در فتح خبير ياري كرده اند.

اما ابوبكر و عمر نه خدا و پيامبرش را دوست داشتند و نه خدا و پيامبر براي اين دو نفر ارزشي قائل بودند ؛ چون اگر چنين بود، آن ها جان خود را فداي راه اسلام مي كردند و فرار را بر قرار ترجيح نمي دادند.

جبرئيل و ميكائيل نيز تنها خدمت به اميرمؤمنان عليه السلام را براي خود افتخار دانسته اند و آن حضرت را ياري كرده اند ؛ اما به ابوبكر و عمر هيچ كمكي نكرده اند.

حال اي وجدان هاي بيدار ! چه كسي شايسته پيروي است؟ كسي كه محبوب خدا و رسول خدا است يا كساني كه ...

آيا اميرمؤمنان عليه السلام شايسته پيشوايي است كه جبرئيل و ميكائيل خادم او به حساب مي آيد يا كساني كه ...

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)





Share
41 | در راه حق | , ایران | ٠٣:٥٧ - ١٩ مرداد ١٣٩٣ |
3
 
32
پاسخ نظر
من ديگر دليلي بر سني ماندن خودم پيدا نمي کنم از همينجا شيعه شدن خود را اعلام ميکنم
اشهد ان لا اله الا الله ، اشهد ان محمدا رسول الله ، **اشهد ان علي ولي الله**
1 |سیدمجید||٢٣:٠٣ - ٢٥ ارديبهشت ١٣٩٤ |
1
 
8
بهتون تبریک میگم برادرم
2 |مجتبی دهقانی شورکی||٠٢:٥٧ - ١٠ خرداد ١٣٩٤ |
1
 
8
ورود شما را به مذهب حق تبریک میگم
3 |وئداذبی||١٩:١٦ - ١٧ آبان ١٣٩٥ |
0
 
0
اگه جو گیر شی همینا که نظر دادن میخورنت
42 | اميرطاها | , ایران | ١٩:٠٦ - ١٩ مرداد ١٣٩٣ |
خطاب به (در راه حق)
اگر حرفي که زديد واقعا بهش اعتقاد داريد بهتون تبريک ميگم. خدا انشالله نور ايمان را در قلب شما بيشتر از هميشه روشن کند وخوشحالم راه حق را پيدا کرديد
43 | امين انصاري | , ایران | ١٦:١٢ - ٢٠ مرداد ١٣٩٣ |

بجز از علي که آرد پسري ابوالعجائب که علم کند به عالم شهداي کربلا را
چو به دوست عهد بندد ز ميان پاکبازان چو علي که ميتواند که بسر برد وفا را
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت متحيرم چه نامم شه ملک لافتي را

44 | خالد | , ایران | ١٠:٤٧ - ٠٥ شهریور ١٣٩٣ |
من ديگر دليلي نميبينم که به مذهبم(اهل سنت و جماعت)شک کنم زيرا تمام احاديثي که در بالا آمده از کتاب ما اهل سنت هست و افتخار ميکنم که همچين فضاءلي درباره حضرت علي (کرم الله وجهه )در کتاب ما آمده و قطعا راه بهشت از اين مذهب ميباشد...الحمدلله رب العالمين

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ مطمئن هستيد که تمام روايات را خوانده ايد و در مورد آنها تفکر کرده ايد؟!!!

احتياطا يک بار ديگر مقاله را تا پايان بخوانيد!

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
1 |مهدی||٠٥:٢٧ - ٢٨ تير ١٣٩٤ |
0
 
4
با سلام
دوست عزیز اینکه عقیده A رو با توجه به کتب و روایاتش نقد کنی یا عقیده B را که مقابل آن است بر اساس همان روایات اثبات کنی دلیل بر حقانیت عقیده A نیست.
مثلاً ما عقاید یهودیت و مسحیت را بر اساس تورات و کتاب مقدس نقد میکنیم یا نبوت حضرت رسول را بر اساس آیات تورات و انجیل اثبات میکنیم و این روش دلیلی بر حقانیت یا صداقت یهودیت و مسیحیت نیست.
حتی موقع بحث با یهود و مسیحی معمولاً به قرآن استناد نمیکنیم. آیا یک یهودی یا مسیحی میتواند بگوید چون شما به کتب ما استناد کردی پس ما بر حق هستیم؟
ضمنا در کتب شیعه روایات معتبر بسیاری در مورد فضایل علی علیه السلام و برخی صحابه وجود دارد.
والسلام
45 | خالد | , ایران | ١٦:٢٨ - ٠٦ شهریور ١٣٩٣ |
بله خوانده ام...نتنها احاديث بالا بلکه تمام روايات بخاري و مسلم و ديگر کتب رو خوانده ام.من مثل شماها بي انصاف نيستم که فقط احاديثي که بنفعتون هست رو ببينم و ديگر احاديثي که در فضاءل اصحاب اومده رو ناديده بگيرم...
خدا جنت فردوس نصيب علماي اهل سنت بکنه که بدور از تعصب تمام احاديث رو نقل کرده اندو به ما رساندند...چه زيبا احاديثي که در فضاءل علي و اصحاب اومده نقل کردند...دقيقا برعکس شما،زيرا شما احاديثي رو به مردم ميگيد که بنفع خودتون و مذهبتون هست.خدا اخلاص و تقوا نصيب من و شما بکنه تا فرداي قيامت شرمنده علي و خداي علي نشويم.

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي

در کتب روايي تصريح شده است که بسياري از اين روايات، جعلي و دروغند مثلاً از حماد بن زيد روايت شده که مي گويد: از اعمش شنيدم وقتي مرگش نزديك شده بود مي گفت: أستغفر الله وأتوب إليه من أحاديث وضعناها في عثمان. از خداوند در مورد احاديثي كه در مورد عثمان وضع كرده ام طلب بخشش و توبه دارم. (أحوال الرجال، جوزجاني، ج 1، ص 192 ، مؤسسة الرسالة بيروت)

در اين مورد به کتاب الموضوعات، ج 1، ص 206، دار الكتب العلمية بيروت، كتاب الفضائل مراجعه نماييد تا ببينيد که روايات موضوعه چقدر زيادند.

در مورد معاويه و ابن ملجم و... هم فضائل زيادي ساخته شده است آيا آنها را هم قبول داريد؟

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
46 | اميرطاها | , ایران | ١٩:١٦ - ١٢ شهریور ١٣٩٣ |
خطاب به خالد:
دوست عزيز بااينکه حقايق رو از کتب خودتون ميبينيد بازهم در ماندن دينت پافشاري ميکني؟ حضرت علي کسي بود که حقش را غصب کردند اما بخاطر اسلام سکوت کرد اما بازهم از غاصبين حمايت ميکنيد؟ لطفا به حرف عده اي از مولويهاتون نکنيد که همه چيز را وارونه نشونتون ميدن
47 | علي پسنديده | , ایران | ٢١:٢٠ - ١٤ شهریور ١٣٩٣ |
امير طاها عزيز يه نکته رو هم جاگذاشتي از قلم اون اين بود که امام علي فقط بخاطر اسلام سکوت نکرد،واسه اين هم بود که پيامبر اکرم(ص)بهش اون حرفو زده بوده بود
خالد عزيز شما هم يکم درمورد فرقتون فکر کنيد و کتاباي گوناگونو مطالعه کنيد
48 | خالد | , ایران | ٢٤:٣٤ - ٢١ شهریور ١٣٩٣ |
اميرطاهاي عزيز،در کتب ما هم فضيلت صحابه قيد شده و هم اشتباهاتشون.اما فضايل صحابه خيلي بيشتر از اشتباهاتشون هست.من ياد گرفتم که هميشه نيمه پر ليوان رو در نظر بگيرم نه نيمه خالي.
شما در مقاله بالا فضيلت حضرت علي رو از کتب ما اهل سنت ذکر کرديد...خب درهمين کتبي که فضيلت حضرت علي ذکر شده فضيلت ديگر خلفا و اصحاب هم ذکر شده...اين منصفانه نيست که من فقط فضيلتهاي حضرت علي رو در نظر بگيرم و چشم روي فضايل ديگر صحابه ببندم...
چرا پيامهاي منو نميذاريد؟

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي

سعي کنيد تقابل، جنگها و درگيريهاي ميان صحابه را هم بينيد و بعد عاقلانه آنها را با هم جمع کنيد!

بررسي مي شود در صورتي که نظري از شما ارسال شده باشد و شبهه پراکني يا توهين و... نداشته باشد علني مي شود.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
49 | اميرطاها | , ایران | ١٩:٣٨ - ٠٣ مهر ١٣٩٣ |
آقا خالد شما اگر آيه 124 سوره بقره رو نگاه کنيد بعدازينکه حضرت ابراهيم پس از امتحانات گوناگون به مقام امامت رسيد واز خداوند خواست که از نسل ايشان پيامبراني برگزيده شود وخداوند به او فرمود پيمان ما به ستمکاران نميرسد. اين آيه نشون ميده پيامبري يا خلافت يا امامت هرگز به بت پرستان نميرسد. اما خلفاي شما يک عمر در بت پرستي آشکار بودند. پس چطور خيلي راحت خلافت را غصب کردند؟ هرگز امام علي به بت سجده نکرد.
50 | يا حق | , ایران | ٠٧:٤١ - ١٩ مهر ١٣٩٣ |
خالد داداش راستشو بخواي تازگي ها به اين نتيجه رسيدم که اهل سنت ديگه به اعمال اشتباه صحابه و ايات قران درباره ي مجازات گناهکاران وکسايي که پيامبر خدا و اهل بيتش رو اذيت کردن اهميت نميدن و فقط بخاطر اينکه پدر و مادرشون سني بودن باز سني ميمونن...در حالي که بارها شيعه از کتب اهل سنت گناهان پياپي بعضي از صحابه رو نقل کردن باز رو مذهبشون پافشاري ميکنن.و الان خالد جان حرف عيجيبي زد و اعتراف کرد که بعضي صحابه گناه کردن ولي باز ميگه من سني ميمونم ...چرا؟؟؟؟؟؟شما چقد تعصبي هستين؟؟ واقعيت جلو چشاته داداش؟؟ چرا نميبيني؟؟اينا که شما بهشون ميگين امام و ازشون دفاع ميکنين پر از اشتباه وگناهن؟؟
و خداوند هرکس را که بخواهد هدايت ميکند...
51 | كريم | , ایران | ١١:٣٠ - ٣٠ مهر ١٣٩٣ |
با سلامي دوباره
و اما در جواب (در راه حق) عزيز من چرا خودتو سني جا ميزني تو امثال تو رو خوب ميشناسم!!!!
1 |سیدمجید||١٥:٣٥ - ٢١ مرداد ١٣٩٥ |
0
 
2
سلام
دعامیکنم خداتورو وامثال تورو هم به راه راست هدایت کنه .الهی آمین یارب العالمین.تا دست از عناد ودشمنی بارسول خدا واهل بیت مطهرش برداری و بدونی که دوستی باغاصبان و دشمنان اهل بیت پیامبر دوستی باشیطان رجیم است.
52 | سيد | , آلمان | ١٦:٣٠ - ٢٧ دي ١٣٩٣ |
سلام و عرض خسته نباشيد خدمت زحمت کشان سايت حضرت ولي عصر (عج)

همين روايتي را که مطرح فرموديد در معجم الاوسط طبراني هم امده البته با تفضيل بيشتر که در ان امام حسن (ع) به ايه تطهير و ذي القربي هم استناد فرمودند .. در روايت طبراني شخصي به نام ( سَلام بن أبي عمْرَة الْخُرَاسَانِي ) امده که ابن حبان در ثقات اورده و يحيي ابن معين در موردش گفته : ليس حديثه بشيءٍ .... ايا اين حرف ابن معين موجب تضعيف اين راوي محسوب ميشود يا خير ! و ايا توثيق ديگري از اين راوي در کتب رجالي يافت ميشود يا خير ؟

متن حديث : 2155 - حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زُهَيْرٍ قَالَ: نا أَحْمَدُ بْنُ يَحْيَى الصُّوفِيُّ قَالَ: نا إِسْمَاعِيلُ بْنُ أَبَانَ الْوَرَّاقُ قَالَ: نا سَلَّامُ بْنُ أَبِي عَمْرَةَ، عَنْ مَعْرُوفِ بْنِ خَرَّبُوذَ، عَنْ أَبِي الطُّفَيْلِ قَالَ: خَطَبَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى عَلَيْهِ، وَذَكَرَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيًّا رَضِي اللَّهُ عَنْهُ خَاتَمَ الْأَوْصِيَاءِ، وَوَصِيَّ خَاتَمِ الْأَنْبِيَاءِ، وَأَمِينَ الصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ. ثُمَّ قَالَ: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ، لَقَدْ فَارَقَكُمْ رَجُلٌ مَا سَبَقَهُ الْأَوَّلُونَ وَلَا يُدْرِكُهُ الْآخِرُونَ، لَقَدْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُعْطِيهِ الرَّايَةَ، فَيُقَاتِلُ جِبْرِيلُ عَنْ يَمِينِهِ، وَمِيكَائِيلُ عَنْ يَسَارِهِ، فَمَا يَرْجِعُ حَتَّى يَفْتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِ، وَلَقَدْ قَبَضَهُ اللَّهُ فِي اللَّيْلَةِ الَّتِي قَبَضَ فِيهَا وَصِيَّ مُوسَى، وَعُرِجَ بِرُوحِهِ فِي اللَّيْلَةِ الَّتِي عُرِجَ فِيهَا بِرُوحِ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ، وَفِي اللَّيْلَةِ الَّتِي أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ فِيهَا الْفُرْقَانَ. وَاللَّهِ، مَا تَرَكَ ذَهَبًا وَلَا فِضَّةً وَلَا شَيْئًا يُصَرُّ لَهُ، وَمَا فِي بَيْتِ مَالِهِ إِلَّا سَبْعُمِائَةِ دِرْهَمٍ وَخَمْسِينَ دِرْهَمًا فَضَلَتْ مِنْ عَطَائِهِ، أَرَادَ أَنْ يَشْتَرِيَ بِهَا خَادِمًا لِأُمِّ كُلْثُومٍ» ، ثُمَّ قَالَ: «مَنْ عَرَفَنِي فَقَدْ عَرَفَنِي، وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْنِي فَأَنَا الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ قَوْلَ يُوسُفَ: {وَاتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبَائِي إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ} ، [ص:337] ثُمَّ أَخَذَ فِي كِتَابِ اللَّهِ فَقَالَ: أَنَا ابْنُ الْبَشِيرِ، وَأَنَا ابْنُ النَّذِيرِ، وَأَنَا ابْنُ النَّبِيِّ، وَأَنَا ابْنُ الدَّاعِي إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ، وَأَنَا ابْنُ السِّرَاجِ الْمُنِيرِ، وَأَنَا ابْنُ الَّذِي أُرْسِلَ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ، وَأَنَا مِنْ أَهْلِ الْبَيْتِ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهَّرَهُمْ تَطْهِيرًا، وَأَنَا مِنْ أَهْلِ الْبَيْتِ الَّذِينَ افْتَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ مَوَدَّتَهُمْ وَوِلَايَتَهُمْ، فَقَالَ فِيمَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: {قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى} [الشورى: 23] »

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
 اصطلاح «ليس بشي» و « ليس حديثه بشي» که از ابن معين نقل مي شود، غالبا هردو يک معني را مي رسانند .ليس حديثه بشيء : انظر (ليس بشيء) فإن معناهما واحد غالباً لا مطلقاً . لسان المحدثين (معجم مصطلحات المحدثين) 4/ 380
اما مراد از اين اصطلاح چيست آيا دلالت بر ضعف مي کند يا نه در بين علماي رجالي اختلاف است ولي غالبا گقته اند مراد از اين اصطلاح ، قلت و کي حديت راوي است و اين عبارت دلالت بر ضعف راوي نمي کند
همچنانکه لکنوي در اين خصوص گويد:
 مراد ابن معين من قوله في الراوي ليس بشيء
كثيرا ما تجد في ميزان الاعتدال وغيره في حق الرواة نقلا عن يحيى بن معين انه ليس بشيء فلا تغتر به ولا تظنن ان ذلك الراوي مجروح بجرح قوي فقد قال الحافظ ابن حجر في مقدمة فتح الباري في ترجمة عبدالعزيز بن المختار 6 البصري ذكر ابن القطان الفاسي ان مراد ابن معين من قوله ليس بشيء يعني ان احاديثه قليلة انتهى
الرفع والتكميل  ج 1   ص 212
ابن قطان نيز گويد: عَن ابْن معِين من قَوْله فِيهِ: " لَيْسَ بِشَيْء " إِنَّمَا يَعْنِي بذلك قلَّة حَدِيثه،
بيان الوهم والإيهام في كتاب الأحكام 3/ 281
مناوي نيز گويد مراد قلت روايت است: قول ابن معين ليس بشيء أراد به قلة حديثه
فيض القدير  ج 5   ص 118
البته برخي در اين خصوص تفصيل قائل شده اند به اين صورت که اگر راوي را که اين اصطلاح را يک رجالي در خصوص او بکار برده است، غير اين شخص توثيق کرده است در اين صورت روايتش مشکلي ندارد و و به آن احتجاج مي شود و روايتش يا بخاطر اعتبار و يا به عنوان استشهاد، نوشته مي شود اما اگر اين اصطلاح در خصوص يک راوي بکار رفت که مشهور به ضعف است و کسي او را توثيق نکرده در اين صورت روايتش اعتبار ندارد و او متروک الحديث است
(وأما قولهم (فلان ليس بشيء) ، ويقولون مرة : (ليس حديثه بشيء) ؛ فهذا ينظر فيه :
فإن كان الذي قيل فيه هذا قد وثقه غيرُ هذا القائل واحتج به ، فيحتمل أن يكون قولُه محمولاً على أنه ليس حديثُه بشيء يحتج به ، بل يكون حديثه عنده يكتب للاعتبار والاستشهاد وغير ذلك .
وإن كان الذي قيل فيه ذلك مشهوراً بالضعف ولم يوجد من الأئمة من يحسن أمره فيكون محمولاً على أنه حديثه ليس بشيء يحتج [به] ولا يعتبر به ولا يستشهد به ؛ ويلتحق هذا بالمتروك والله عز وجل أعلم)
تحرير علوم الحديث لعبدالله الجديع 1/ 286
البته برخي نيز گفته اند در برخي موارد اين اصطلاح اين معين براي جرح است
همچنين در اعتبار اين روايت که نشان از توثيق راوي نيز دارد، همين بس که هيثمي اين روايت را نقل و سند روايت را حسن دانسته است
وإسناد أحمد وبعض طرق البزار والطبراني في الكبير حسان
مجمع الزوائد  ج 9   ص 146
لذا تصحيح يک روايت توسط عالم حديث، مورد احتجاج و قبول است
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
53 | سیدمجید | , ایران | ١٤:٤٤ - ٢٨ ارديبهشت ١٣٩٤ |
2
 
12
پاسخ نظر
اَمیرالمُومِنینَ عَلی وَلیُّ الله


چراغى در تاريكى



مثلى بينكم كمثل السراج فى الظلمة ، يستضى ء به من ولجها


***


مثل من ميان شما مانند چراغ در تاريكى است آن كس كه به حيطه روشنايى آن داخل شود از نور آن برخوردار گردد.


***


خطبه 187 .

يگانگى امام با رسول


اءنا من رسول الله كالضوء من الضوء، و الذراع من العضد

***

يگانگى من با رسول خدا همچون نورى است روشنى يافته از نورى ديگر و همچون يگانگى ساعد و بازو.

***

نامه 35.

دزد واقعى


فى خطبة له يذكر فيها فضائل اءهل البيت عليه السلام : نحن اشعار و الاصحاب ، و الخزنُة و الابواب ؛ و لا تؤ تى البيوت الا من اءبوابها، فمن اءتاها من غير اءبوابها سمى سارقا

***

در خطبه اى پيرامون فضايل اهل بيت عليه السلام مى فرمايد: ماييم خاصان و اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و خزانه داران و درها. به هر خانه اى جز از در آن نشايد وارد شد و هر كه جز از آن درها وارد گردد دزد ناميده شود.

***

خطبه 154.

فرمان بردن از اولياى امر


اءن اءطعتمونى فانى حاملكم اءن شاء الله على سبيل الجنة ، و اءن كان ذا مشقُة شديدة و مذاقُة مريرة

***

اگر شما مرا اطاعت كنيد من شما را به خواست خداوند به بهشت رهنمون مى كردم ، اگر چه اين تلاش داراى مشقت سخت و طعم تلخى است .

***

خطبه 239.

مثل آل محمد (ص )


اءلا اءن مثل اءل محمد صلى الله عليه و آله كمثل نجوم السماء؛ اذا خوى نجم طلعت نجم فكانكم قد تكاملت من الله فيكم الصنائع ، و اءراكم ما كنتم تاءملون

***

آگاه باشد و بدانيد كه مثل آل محمد صلى الله عليه و آله مانند مثل ستارگان آسمان است كه هرگاه ستاره اى نهان گردد، ستاره اى ديگر طلوع مى كند. پس گويى كه نعمت هاى خدا درباره شما كامل گرديده و آنچه را آرزو داشته ايد خداوند به شما نشان داده است .

***

خطبه 100 .

وزير پيامبر (ص )


اءنك تسمع ما اءسمع ، وترى ما اءرى ، الا اءنك لست بنبى ، و لكنك لوزير و اءنك لعلى خير

***

خطاب پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام : تو مى شنوى آنچه را كه من مى شنوم و مى بينى آنچه را من مى بينم ؛ ولى تو پيامبر نيستى ، بلكه تو وزير من هستى و تو در مسير خير قرار گرفته اى .

***

خطبه 192
مرجع
نهج البلاغه

وبلاگ(عشق به الله)
54 | شهاب | , ایران | ٠٢:٤٢ - ١٥ تير ١٣٩٤ |
سلام .. تا به حال فکر می کنم اهل سنت از مولا علی ع چیزی نمی گفتند ! اما با دیدن این احادیث پی بردم که خیلی امام را دوست دارند . من ترجیح میدم یک سنی باشم تا یک شیعه زاده که ادعا کنم علوی و سید هستم و مثل امامم نیستم . تعجب کردم از روایت البانی چرا که سایت شما او را دشمن امام ع خوانده بود در حالیکه از اماممون به این شکل تعریف کرده .

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
اگر در آیات قرآن دقت کنید مودت اهل بیت از ما خواسته شده است (قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى)
 واژه «مودّت» با واژه «محبت» فرق دارد مراد از مودّت، صرفِ محبت نيست. بلکه مراد وجوب اطاعت از اهل بیت است
لرابعة: قوله تعالى: (قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى) ... ووجوب المودّة، يستلزم وجوب الطاعة
دليل چهارم آيه (قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى)... و وجوب مودّت مستلزم وجوب اطاعت است.
نهج الحق وكشف الصّدق: 175
پس مودّت اهل بيت عليهم السلام محبت صرف نيست، بلكه ايجاد نوعى ارتباط ولايى با اهل بيت عليهم السلام است
با این وجود آیا امثال البانی مودت این چنینی که مطیع امام باشند، هستند؟!!
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
55 | علی | , ایران | ٢٣:٥٨ - ١٥ تير ١٣٩٤ |
برادر سنی که میگویید صحابه خوبیهایی داشتن و بدی. وشما همیشه نیمه پر لیوان رو نگاه میکنید. شیعه هرگز منکر خوبیهای صحابه نبوده.معلومه که همه صحابه خوبیهایی داشتند.حرف شیعه اینه که چه کسی بدی نداشته؟؟ شیعه دنبال کسی گشته که اصلا بدی نداشته باشد. من از شما عزیزم 1 سوال دارم.تورو به پیامبر قسم جوابشو به دلت بده. آیا علی بن ابیطالب به کسی یا به خودش یا به خدا بدی کرده؟ آیا شمایی که تمام کتب رو خوندی میتونی یک فعل حرام که هیچ یک فعل بیهوده از ایشان نام ببری؟ وقتی به جوابش رسیدی اونوقت بین تموم گزینه ها باید یکی رو انتخاب کنی.چون گزینه همه موارد وجود نداره.
56 | سید حسین | , ایران | ٠١:٠٨ - ١٦ تير ١٣٩٤ |
آیا ممکن است معنای پیشی نگرفتن فقط مربوط به اولین مسلمان بودن امام علی علیه السلام باشد ؟

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
اگر در روایات در این خصوص دقت کنید متوجه می شوید که مراد تنها اسلام نبوده بلکه در فضائل دیگر مانند علم نیز از همه مقدمتر بود «لم يَسْبِقْهُ الأَوَّلُونَ بِعَلْمٍ وَلاَ يُدْرِكُهُ الآخِرُونَ »
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
57 | یا نبی | , ایران | ١٥:٣٤ - ١٧ تير ١٣٩٤ |
سلام علیکم جناب خالد شما با توجه به دقت بالاتون به کتاب هاتون حتما این روایت را درصحیح بخاری خوانده اید : فغضبت فاطمه بنت رسول الله فهجرت ابابکر فلم تزل مهاجرته حتی توفیت( صحیح البخاری ج3 ص29 26)
58 | رسول | , آمریکا | ٢٣:٠١ - ٢٠ تير ١٣٩٤ |
یه مطلبی خوندم راجع به اینکه ذهبی اسم امیرالمومنین رو به خاطر حفظ آبروی ابوداود تحریف کرده و بجاش گفته فلان فکر کنم همون ماجرای ناخن باشه میخوام بدونم معنیش چی میشه چرا ذهبی سانسور کرده
حفيت أظافير فلان، من كثرة ما كان يتسلق على أزواج النبي -صلى الله عليه وسلم

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اين روايت از ابن داود نقل شده است که او دشمن حضرت  علي عليه السلام بود و حتي خود ذهبي اين روايت را باطل مي داند البته ذهبي در تاريخ اسم حضرت علي عليه السلام را ذکر مي کند اما در سير اعلام النبلاء بجاي اسم فلان را ذکر کرده است
قال الذهبي : هذه حكاية باطلة ، لعلها من كذب النواصب ، قبحهم الله .
تاريخ الإسلام  ج 23   ص 517
در سير نيز گويد:
قلت هذا باطل وإفك مبين وأين اسناده إلى الزهري ثم هو مرسل ثم لا يسمع قول العدو في عدوه وما اعتقد أن هذا صدر من عروة أصلا وابن أبي داود إن كان حكى هذا فهو
سير أعلام النبلاء  ج 13   ص 229
موفق باشيد 
گروه پاسخ به شبهات
 
59 | مسلم | , ایران | ٠٠:٣١ - ٠٢ مرداد ١٣٩٤ |
دوستان عزیز من سالها در این موضوع شیعه و سنی فکر کرده ام . سالها در وسط دو گروه ایستاده و به دلایل هر دو توجه کرده ام. تنها حبل متینی که پیدا کردم قران بود که متاسفانه عده ای یک صدا می گویند قران برای همه قابل فهم نیست و نمی توان به آن استناد کرد. و چون به تفاسیر رجوع کردم خیانت ها مفسرین که طبق مذهب خود آن را تفسیر کرده اند من را بکلی از بحث کردن منصرف کرد. خدا در باره یهود می فرماید : آیا به ایمان آوردن آنها امید دارید در حالی که کلام خدا را شنیدند و بعد از آن که آن را فهمیدند تحریفش کردند. با یک نفر بحث می کردم .به او گفتم در قران آیه ای هست که نظر تو را کاملا رد می کند. گفت اگر چنین آیه ای باشد من قران را رد می کنم و اگر خدا هم چنین آیه ای نازل کرده باشد خدا را هم قبول نخواهم داشت. باور کنید این حرف دل خیلیها است ولی به این وضوح نمی گویند. اما راه ساده این است که شخص آشنایی به زبان عربی داشته باشد و قران را از اول تا به آخر یکبار با دقت بخواند ویا حد اقل ترجمه کلمه به کلمه آن را با تعمق بخواند. باور کنید
اگر از خدا باصیمم قلب هدایت را بخواهد هدایت می شود.

پاسخ:
باسلام
شما که ادعا دارید اهل تحقیق هستید این نوع سوء ظن نسبت به بزرگان که آنها را متهم به خیانت می کنید،روش علمی نیست بزرگان ما هر وقت نسبت به عالمی نقدی داشتند ابتدا او را ستوده بعد سخن او را نقد  می کردند نه اینکه هر چه بر وفق آنها نیست، آنها را متهم به کفر و یا ضلالت بکنند در این خصوص اگر اشکالی در موردی دارید مطرح و نقد کنید
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
60 | سید سجاد موسوی | , ایران | ١٥:٥٧ - ١١ مرداد ١٣٩٤ |
سلام
با تشکر از شما
مقاله ی خوبی بود اما در نتیجه گیری به نظرم زیاده روی کره اید
چون در جایی که می گویید:( اما ابوبكر و عمر نه خدا و پيامبرش را دوست داشتند و نه خدا و پيامبر براي اين دو نفر ارزشي قائل بودند)
در آن زمان فقط حضرت علی و عمر و ابوبکر در سپاه پیامبر نبوده اند صدها نفر دیگر هم بودند بنا به تعبیر شما چون پیامبر چنین گفته و فردای آن روز به حضرت علی پرچم راداد پس عمر و ابوبکر این چنین هستند که شما میگویید پس بقیه کسانی که در سپاه بودند نیز چنین اند
بنده نخواستم از عمر وابوبکر دفاع کنم اما باید انصاف را رعایت کرد ولو فقط در این روایت شاید در روایت های دیگر چنین امده باشد بنده خبر ندارم اما در این روایت چنین چیزی دیده نمشود
باتشکر
؟؟؟؟؟
به ما هم سری بزنید

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اگر در روايات در خصوص فرار شيخين دقت کنيد آنها به عنوان فرمانده و  پرچمدار بودند لذا وقتي آنها فرار مي کردند از بقيه چه انتظار!!! آيا آنها اسباب فرار ديگران نشدند ؟!! آيا  آنها اصحاب خود را نمي ترسانيدند؟!!
دفع الراية يوم خيبر إلى عمر رضي الله عنه فانطلق فرجع يجبن أصحابه ويجبنونه
الحاكم النيسابوري،  ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاى 405 هـ)، المستدرك علي الصحيحين، ج 3   ص 40، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.
وي در ادامه روايت گويد:
هذا حديث صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه
اگر در اين مقاله ما چيزي گفتيم در حقيقت برداشت از روايات آنها بوده است
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
 
61 | صادق | , سنگاپور | ٢٠:٠٠ - ١١ مرداد ١٣٩٤ |
سلام
فتح خیبر توسط امیرالمومنین در مصادر شیعه هم سند صحیح داره؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
روايت در خصوص فتح خيبر توسط حضرت علي عليه السلام فراوان است جهت اطلاع بيشتر به اين آدرس رجوع کنيد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
62 | محمد | , ایران | ٠٨:٢١ - ١٥ مرداد ١٣٩٤ |
سلام.در حدیث فرار عمر در جنگ خیبر معنی جمله،"فَجَاءُوا يُجَبِّنُونَهُ وَيُجَبِّنُهُمْ "چیست؟کدام کلمه در این حدیث حکایت از متهم کردن صحابه و عمر به ترسیدن دارد.با تشکر

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
بعد از فرار عمر و يارانش در خيبر آنها همديگر را به ترس متهم مي کردند که از همين عبارتي که شما آورديد استفاده مي شود
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
63 | علی | , ایران | ٢١:٢٦ - ٠٥ مهر ١٣٩٤ |
آیا میدانید خداوند ابوبکر را عزل کرد؟
در زمان نزول آیات سوره برائت پیامبر، ابوبکر را مامور ابلاغ آیات کردند اما جبرئیل نازل شد و ابوبکر را عزل کرد و فرمود به جایش یا خودت یا کسی که از تو باشد این آیات را ابلاغ کند.
پیامبر امیرالمومنین را انتخاب کرد.
سوال: ابوبکر که لیاقت رساندن تنها چند ایه از قرآن را ندارد آیا میتواند تمام شئون پیامبری را به عهده بگیرد؟
64 | منوچهر از کردستان | | ٠٠:٠٣ - ٠٥ تير ١٣٩٥ |
سلام حضرت علی خلیفه چهارم ما اهل سنت است تمام بی خودی زحمت زیاد نکشید

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
ما نیز شکی نداریم که حضرت علی علیه السلام را شما به عنوان خلیفه چهارم قبول دارید، ولی سوال ما این است که چرا با وجود روایات فراوان که از پیامبر (ص) نقل شده است و حضرت فرمودند حضرت علی (ع) خلیفه بلافصل من است :َأَنْتَ خَلِيفَتِي فِي كُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِي،  شما این خلیفه را به عنوان خلیفه چهارم قبول دارید؟!!
تعجب از اینجاست چرا حرف پیامبر (ص) را زیر پا گذاشته و کسان دیگر قبل از حضرت علی (ع) خلیفه می دانید؟‍!!
همچنین پیامبر (ص) فقط اهل بیت را به عنوان خلیفه معرفی  کردند:
«إِنِّي تَرَكْتُ فِيكُمُ الْخَلِيفَتَيْنِ كَامِلَتَيْنِ: كِتَابَ اللَّهِ، وَعِتْرَتِي، وَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّي يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ» چطور  شما، غیراهل بیت را به عنوان خلیفه قبول کرده و کلام پیامبر را نادیده گرفتید؟!!
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
65 | سپهر | , ایران | ٠٨:١٥ - ٠٥ تير ١٣٩٥ |
مديران محترم سايت ، دستتون درد نكنه اما براى روشنى چشمهامون از احاديث شيعه هم در مناقب مولا كار كنيد، رويه سايت و ايضاً تلويزيون ولايت در كشمكش با وهابيت و سلفيون را اصلاً نميپسندم، من بعنوان يك كاربر و بيننده قديمتون انتظار دارم از معارف خود شيعه هم برامون بذاريد فقط صرف لج و لجبازى با وهابيون و اهل تسنن نباشه ، واقعاً حيف عمر شما محققين عزيز نيست كه شب و روزتون فقط در انديشه پاشخ به عقيل و ملازاده و.. هستيد ، يعنى انصافاً شما هنوز اينها رو نشناختيد ؟ نميدونيد اينها در وهله اول هيچگونه درد دين ندارند و شيادند ؟ چهار تا آدم نخاله جمع شدند دور هم و دارند شيوخ ابله عربستان رو ميدوشند، خدا گواهه در شأن شما حتى بعنوان يك شيعه معمولى نيست با اين جماعت دهن به دهن بشيد متوجهيد چى ميگم ؟ اصلاً كار شما با اين شكل به اختلافات دامن ميزنه، وگرنه در قياس با شبكه هاى ديگه مثلاً اگر فحاشى ها و گستاخى هاى الله يارى رو حذف كنيم ميشه همون چيزى كه شما ارائه ميديد تازه برخى مواقع تندروى هم ميكنيد! بنظر من شيوه آيه الله موسوى زنجانى كه ريشه اى و محققانه بحث ميكنه بهتر جواب ميده، بهرحال خواهش ميكنم در باره نظرات بنده يه مقدار فكر كنيد و از مشاورين و اساتيد صاحب فن كه در اين امور صاحبنظرند كمك بگيريد من نه وقت دارم و نه حوصله وگرنه دلائل لازم رو يكى يكى احصاء و ارائه ميكردم، باز دستتون درد نكنه و موفق باشيد

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
اولا: این طور نیست که تمام بحثها در شبکه ولایت از کتب اهل سنت است خیلی از برنامه ها نیز روایات شیعه نیز نقل می شود اما اثبات مثلا ولایت از کتب اهل سنت خود دلیل بر حقانیت اهل بیت است لذا نقل آن برای احتجاج است
ثانیا: امثال شبکه کلمه که در شبهه پراکنی بر علیه شیعه تاسیس شده است آیا باید در مقابل آنها سکوت اختیار کرد و ساکت بود تا ذهن جوانان شیعه پر از این شایهات و شبهات شود !! آیا  اگر به این شبهات پاسخ داده نشود، اعقتاد آنها سست نمی شود!!!
خوب است در این خصوص کلام امام معصوم را نیز در نظر داشته باشید
وَ قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ ع قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع‏: مَنْ كَانَ هَمُّهُ‏ فِي‏ كَسْرِ النَّوَاصِبِ‏ عَنِ‏ الْمَسَاكِينِ مِنْ شِيعَتِنَا الْمُوَالِينَ حَمِيَّةً لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ يَكْسِرُهُمْ عَنْهُمْ وَ يَكْشِفُ عَنْ مَخَازِيهِمْ وَ يُبَيِّنُ عَوَارَهُمْ‏ «1» وَ يُفَخِّمُ أَمْرَ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ جَعَلَ اللَّهُ تَعَالَى هِمَّةَ أَمْلَاكِ الْجِنَانِ فِي بِنَاءِ قُصُورِهِ وَ دُورِهِ يَسْتَعْمِلُ بِكُلِّ حَرْفٍ مِنْ حُرُوفِ حُجَجِهِ عَلَى أَعْدَاءِ اللَّهِ أَكْثَرَ مِنْ عَدَدِ أَهْلِ الدُّنْيَا أَمْلَاكاً قُوَّةُ كُلِّ وَاحِدٍ يَفْضُلُ عَنْ حَمْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ فَكَمْ مِنْ بِنَاءٍ وَ كَمْ مِنْ نِعْمَةٍ وَ كَمْ مِنْ قُصُورٍ لَا يَعْرِفُ قَدْرَهَا إِلَّا رَبُّ الْعَالَمِين‏
 حضرت صادق عليه السّلام فرموده: هر كه تمام كوشش و تلاشش اين باشد كه شرّ مخالفين ما را از سر دوستان ناتوان ما كوتاه كند و ما را در شكست و كشف نقائص و نقاط ضعفشان يارى و حمايت نموده، و مقام پيامبر خدا و اهل بيت پاكش را تجليل و تعظيم نمايد، خداوند نيز به فرشتگان بهشت فرمان دهد كه در ساختن قصرها و عمارات ويژه او همّت گماشته، و به عدد هر سخنى كه با دشمنان خدا احتجاج مى‏كند، جمعى از فرشتگان مقتدر و توانا در بناى قصرهاى او كار و فعاليّت كنند، و آنقدر براى او عمارت و قصر مهيّا شود كه مقدار آن را جز خداوند متعال نمى‏داند!.
الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) ؛ ج‏1 ؛ ص19
موافق باشید
گروه پاسخ به شبهات


 
66 | ابوحمزه | , مجارستان | ٠٠:١٤ - ١٢ تير ١٣٩٥ |
سلام
آیا درسته که روایات ابن محبوب از ابوحمزه مرسله چون علامه مجلسی خیلی از روایات ابن محبوب رو از ابوحمزه تو مرآة تصحیح کرده

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
مطابق نظر برخی رجالیون، حسن بن محبوب تا زمان امام کاظم علیه السلام بوده است [الرجال - أحمد بن محمد بن خالد البرقي - ص 49] در اینکه ابو حمزه ثمالی تا زمان امام کاظم علیه السلام بوده یا نه، اختلاف است. [واختلف في بقائه إلى وقت أبي الحسن موسى عليه السلام - خلاصة الأقوال - العلامة الحلي - ص 86 ]اگر بگوییم ابو حمزه تا آن روزگار بوده، بنا بر این حسن بن محبوب می تواند از او روایت کند.
علاوه بر آنکه حسن بن محبوب روایات فراوانی را از ابو حمزه نقل کرده است و این خود می تواند شاهدی بر روایت کردن او از ابو حمزه باشد و بعید است بگوییم تمام این روایات را با واسطه از او نقل کرده است.
 موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات                                                       

 
67 | سیدمجید | , ایران | ١٩:٠١ - ١٢ تير ١٣٩٥ |
علی ولی الله
متن حدیث
وَ خَلَّفَ فیكُمْ ما خَلَّفَتِ الاَْنْبِیاءُ فى اءُمَمِها اِذْلَمْ یَتْرُكُوهُمْ هَمَلاً.
ترجمه حدیث
پیامبر اسلام (ص ) در میان شما جانشینى گذاشت كه همه پیامبران در امت هاى خود گذاشتند زیرا پیامبران مردم را هرگز بى سرپرست رها نكردند.
مرجع
نهج البلاغه ، خ 1، ص 35.
فرجام بی ولایتی
متن حدیث
مَنْ رَكِبَ غَیْرَ سَفینَتِنا غَرِقَ
ترجمه حدیث
هر كسى بر غیر كشتى ما (اهل بیت ) سوار شود غرق مى شود.
مرجع
شرح غررالحكم ، ج 5، ص 184.
پیامبر و ولایت على(ع)
عن ابى سعید قال:
لما كان یوم غدیر خم امر رسول الله(ص) منادیا فنادى: الصلوة جامعة، فاخذ بید على(ع) و
قال:
اللهم من كنت مولاه فعلى مولاه،اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه.
***
ابو سعید گوید:
در روز غدیر خم رسول خدا(ص) دستور داد: منادى ندا دهد كه: براى نماز جمع شوید. بعد
دست على(ع) را گرفت و بلند كرد و فرمود:
خدایا كسى كه من مولاى اویم پس على هم مولاى اوست، خدایا دوست بدار كسى را كه على
را دوست بدارد و دشمن بدار كسى را كه با على دشمنى كند.
***
بحارالانوار 37: 112، ح 4.
روز پیام و ولایت
قال رسول الله(ص):
یا معشر المسلمین لیبلغ الشاهد الغائب، اوصى من آمن بى و صدقنى بولایة على، الا ان ولایة
على ولایتى و ولایتى ولایة ربى، عهدا عهده الى ربى و امرنى ان ابلغكموه.
***
رسول خدا(ص) (در روز غدیر) فرمود:
اى مسلمانان! حاضران به غایبان برسانند: كسى را كه به من ایمان آورده و مرا تصدیق كرده
است، به ولایت على سفارش مى‏كنم، آگاه باشید ولایت على، ولایت من است و ولایت من،
ولایت‏خداى من است. این عهد و پیمانى بود از طرف پروردگارم كه فرمانم داد تا به شما
برسانم.
***
بحارالانوار 37: 141، ح 35.
68 | شیعه اهل بیت | , ایران | ١١:٢٩ - ٣٠ تير ١٣٩٥ |
سلام علیکم خسته نباشید . ایا در کتب شیعه روایتی به طور مستقیم و صرییح از زبان پیامبر هست که فرموده باشند حضرت علی قسیم الحنة و النار هست . اگر هست لطفا حداقل حداقل دو منبع معرفی کرده و هر دو را بررسی رجالی کنید .

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
در این خصوص به این آدرس رجوع کنید
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
69 | شیعه اهل بیت | , ایران | ٢٢:٤٧ - ٣١ تير ١٣٩٥ |
سلام علیکم در پست قبلی بنده به ادرس داده شده وارد شدم اما رمز ورود میخواهد . نمیدانم چه کار کنم .

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
در این خصوص از قسمت « تماس با ما» در جریان بگذارید
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
70 | عباس | , ایران | ٢١:٥٠ - ١٩ مرداد ١٣٩٦ |
جنگ خیبر
قطب زمین قوس زمان اسدالله العالب امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب صلوات الله علیه
مرحب یهودی رو به درک واصل کرد
عمرو ابن عبدود در جنگ خندق به دست مولا علی به درک واصل شد.
 [1] [2]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English