2017 October 20 - جمعه 28 مهر 1396
آيا روايت علي «امام المتقين وسيد المسلمين» با سند معتبر وارد شده؟ (+ تصوير)
کد مطلب: ٤٩٦٥ تاریخ انتشار: ١٤ تير ١٣٩٤ تعداد بازدید: 9381
پرسش و پاسخ » عمومي
آيا روايت علي «امام المتقين وسيد المسلمين» با سند معتبر وارد شده؟ (+ تصوير)

روايت، علي «امام المتقين وسيد المسلمين» با سند معتبر + تصوير كتاب

ابو نعيم اصفهاني در كتاب «معرفة الصحابه» روايت صحيح السندي را از رسول خدا صلي الله عليه وآله نقل كرده است كه خداوند در شب معراج، سه لقب را براي امير مؤمنان عليه السلام اهداء فرموده است:

(3642)- حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ، ثنا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْحَضْرَمِيُّ، ثنا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ، ثنا أَحْمَدُ بْنُ مُفَضَّلٍ، حَدَّثَنَا جَعْفَرٌ الأَحْمَرُ، عَنْ هِلالٍ أَبِي أَيُّوبَ الصَّيْرَفِيِّ، عَنْ أَبِي كَثِيرٍ الأَنْصَارِيِّ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَسْعَدَ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم: " انْتَهَيْتُ لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي إِلَي السِّدْرَةِ الْمُنْتَهَي، فَأُوحِيَ إِلَيَّ فِي عَلِيٍّ بِثَلاثٍ: أَنَّهُ إِمَامُ الْمُتَّقِينَ، وَسَيِّدُ الْمُسْلِمِينَ، وَقَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ إِلَي جَنَّاتِ النَّعِيمِ

رَوَاهُ رَبَاحُ بْنُ خَالِدٍ، وَيَحْيَي بْنُ أَبِي كَثِيرٍ، عَنْ جَعْفَرٍ الأَحْمَرِ مِثْلَهُ، وَرَوَاهُ غَسَّانُ، عَنْ إِسْرَائِيلَ، عَنْ هِلالٍ الْوَزَّانِ، عَنْ رَجُلٍ مِنَ الأَنْصَارِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَسْعَدَ، وَقَالَ عَمْرُو بْنُ الْحُسَيْنِ، عَنْ يَحْيَي بْنِ الْعَلاءِ، عَنْ هِلالٍ الْوَزَّانِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَسْعَدَ بْنِ زُرَارَةَ، عَنْ أَبِيهِ.

عبد الله بن اسعد مي گويد: رسول خدا صلي الله عليه وسلم فرمود: شبي مرا به آسمان بردند، به سدرة المنتهي رسيدم، در باره علي به سه چيز براي من وحي شد:

او (علي) پيشواي پرهيزگاران؛

آقاي مسلمانان؛

و رهبر رو سفيدان تا بهشت هاي پر نعمت است.

اين روايت را رباح بن خالد و يحيي بن ابي كثير، از جعفر احمر نقل كرده اند.

در نقل ديگر، روايت را غسان از اسرائيل از هلال وزان از مردي از انصار از محمد بن عبد الرحمن بن اسعد نقل كرده اند.

در نقل ديگر، عمر بن حسين، از يحيي بن علاء، از هلال وزان، از عبدالله بن اسعد بن زراره از پدرش نقل كرده است.

ابي نعيم الأصبهاني (متوفاي430هـ)، معرفة الصحابة، ج3، ص1587، دار النشر :

عكس 1


عكس 2

عكس 3


بررسي سند روايت

افرادي كه در سند روايت قرار دارند، از ديدگاه علماي اهل سنت موثق و مورد اعتماد هستند. در اين قسمت توثيق آنها را در باره روايت حديث ذكر مي كنيم:

1. مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ

خطيب بغدادي در كتاب «مدينة السلام» كه امروزه به «تاريخ بغداد» معروف است، محمد بن محمد بن احمد را صريحا توثيق كرده و مي نويسد:

1281 محمد بن محمد بن أحمد أبو جعفر المقرئ.

سكن البصرة وحدث بها عن أبي شعيب الحراني والحسن بن علي المعمري والحسين بن الكميت الموصلي وخلف بن عمرو العكبري والاحوص بن المفضل الغلابي حدثنا عنه الحسين بن علي النيسابوري ومحمد بن علي بن حبيب المتوثي وعيسي بن غسان ثلاثتهم بالبصرة وأبو نعيم الأصبهاني وكان ثقة.

محمد بن محمد بن احمد، ابو جعفر مقريء:

وي در بصره مي زيسته و از ابي شعيب حراني و ....

و از او، حسين بن علي نيشابوري، محمد بن علي حبيب متوثي و عيسي بن غسان كه هر سه تن آنها در بصره بودند و ابو نعيم اصفهاني، روايت كرده اند و او ثقه بوده است.

تاريخ بغداد، ج 3، ص 221

تصوير 4

تصوير 5

تصوير 6

2. مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْحَضْرَمِيُّ

اين راوي را ذهبي در كتاب «تذكرة الحفاظ »، معرفي كرده و در پايان، توثيقات علماء را در باره او ذكر كرده و خودش نيز به توثيق او تصريح مي كند:

682 مطين الحافظ الكبير أبو جعفر محمد بن عبد الله بن سليمان الحضرمي الكوفي رأي أبا نعيم وسمع أحمد بن يونس ويحيي الحماني ويحيي بن بشر الحريري وسعيد بن عمرو الأشعثي وكان من أوعية العلم حدث عنه أبو بكر النجاد وأبو القاسم الطبراني وأبو بكر الإسماعيلي علي بن حسان الدمي وعلي بن عبد الرحمن البكائي وعدة وقد صنف المسند وغير ذلك وله تاريخ صغير قال أبو بكر بن أبي دارم الحافظ كتبت عن مطين مائة ألف حديث وسئل عنه الدارقطني فقال ثقة جبل قلت ولد سنة اثنتين ومائتين ومات في شهر ربيع الآخر سنة وعدد له نحوا من ثلاثة أوهام فلا يلتفت إلي كلام الأقران بعضهم في بعض وبكل حال فمطين ثقة مطلقا وليس كذلك العبسي.

مطين، حافظ بزرگ روايات، ابوجعفر محمد بن عبد الله بن سليمان حضرمي كوفي.

وي ابو نعيم را ديده و از احمد بن يونس، يحياي حماني، يحيي بن بشر و سعيد بن عمرو، روايت شنيده است. او از كساني بود كه ظرف علم بود. (كنايه از اين كه داراي علوم بي شماري بود) ...

ابو بكر بن ابي دارم حافظ گفته است: از مطين هزار روايت نوشتم . درباره او از دار قطني سؤال شد، گفت: او موثق است. ... در هر صورت، مطين مطلقا شخص موثقي است.

تذكرة الحفاظ، ج2، ص662

تصوير 8

تصوير 9

3. أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ

يكي از روايان روايت، ابو بكر بن ابي شيبه است. او از اساتيد بخاري است. ذهبي توثيقات علماي رجال را در باره او اين گونه ذكر كرده است:

439 خ م د س ق أبو بكر بن أبي شيبة الحافظ عديم النظير الثبت النحرير عبد الله بن محمد بن أبي شيبة ...

قال أحمد أبو بكر صدوق هو أحب الي من أخيه عثمان وقال العجلي ثقة حافظ وقال الفلاس ما رأيت احفظ من أبي بكر بن أبي شيبة وكذا قال أبو زرعة الرازي

وقال أبو عبيد انتهي الحديث إلي أربعة فأبو بكر بن أبي شيبة اسردهم له وأحمد افقههم فيه وابن معين اجمعهم له وابن المديني أعلمهم به وقال صالح بن محمد اعلم من أدركت بالحديث وعلله علي بن المديني واحفظهم له عند المذاكرة أبو بكر بن أبي شيبة وعن أبي عبيد قال احسنهم وضعا لكتاب أبو بكر بن أبي شيبة وقال الخطيب كان أبو بكر متقنا حافظا صنف المسند والاحكام والتفسير ...

ابو بكر بن ابي شيبه، حافظ، بي نظير، ثابت قدم و متخصص، عبد الله بن محمد بن ابي شيبه ... است. احمد بن حنبل گفته است: ابو بكر صدوق (راستگو) است. وي نزد من محبوب تر از برادرش عثمان است. عجلي گفته: ابو بكر موثق و حافظ است. فلاس گفته: من كسي حافظ تر از ابو بكر بن ابي شيبه نديدم، ابوذرعه رازي نيز چنين گفته است.

ابو عبيد گفته: روايت به چهار تن رسيده است: ابو بكر بن ابي شيبه از همه بيشتر نقل كرده و احمد فقيه ترين آنها و ابن معين جامع ترين و ابن مديني داناترين آنها به روايت است. صالح بن محمد گفته است: دانا ترين كسي را كه در روايت يافتم و حافظ ترين آنها در مباحثه، ابو بكر بن ابي شيبه است.

.... خطيب گفته است: ابو بكر مورد اعتماد و حافظ بوده و مسند و احكام و تفسير تصنيف كرده است.

تذكرة الحفاظ، ج 2، ص 432

تصوير 11

تصوير 12


تصوير 13


4. اَحْمَدُ بْنُ مُفَضَّلٍ الكوفي

ذهبي ايشان را نيز صدوق معرفي كرده است:

88 أحمد بن المفضل الكوفي عن الثوري وإسرائيل وعنه الحنيني وأبو زرعة وطائفة شيعي صدوق د س

احمد بن مفضل كوفي از ثوري و اسرائيل روايت نقل كرده و از او حنيني، ابو ذرعه و گروهي روايت كرده اند. وي شيعه و راستگو است.

الكاشف، ج 1، ص 203

تصوير 15

تصوير 16


و در كتاب «تاريخ الاسلام» توثيق ابن حبان را در باره او آورده است:

( أحمد بن المفضل . أبو عليّ الكوفيّ . عن : وكيع ، وأسياط بن نصر . وعنه : يعقوب الفسويّ ، وأهل الكوفة . قال ابن حبّان : ثقة،

ابن حبان گفته است: احمد بن مفضل موثق است.

تاريخ الإسلام، ج 16، ص 54

تصوير 17

تصوير 18


تصوير 19

5. جَعْفَرٌ الأَحْمَرُ

ابن حجر عسقلاني در كتاب «تقريب التهذيب» اين راوي را نيز بعد از معرفي، به صداقت و راستگويي توصيف كرده است:

940 جعفر بن زياد الأحمر الكوفي صدوق يتشيع من السابعة مات سنة سبع وستين ل ت س .

جعفر بن زياد احمر كوفي، راستگو است كه متمايل به شيعه بود. وي از طبقه هفتم است ...

تقريب التهذيب، ج 1، ص140

تصوير 20

تصوير 21

تصوير 22

مزي از علماي رجال اهل سنت، در كتاب «تهذيب الكمال» نيز مي نويسد:

941 ل ت ص (عس) : جعفر بن زياد الاحمر أبو عَبد الله ، ويُقال : أبو عبد الرحمن ، الكوفي والد علي بن جعفر ، وجد الحسين بن علي بن جعفر الاحمر. ....

قال عَبد الله بن أحمد بن حنبل ، عَن أبيه : صالح الحديث.

وَقَال عَباس الدُّورِيُّ وأبو بكر بن أَبي خيثمة ومحمد بن عثمان بن أَبي شَيْبَة ، عن يحيي بن مَعِين : ثقة ، زاد محمد : وكان من الشيعة. ....

وَقَال يعقوب بن سفيان : ثقة. وَقَال أبو زُرْعَة : صدوق.

جعفر بن زيارت احمر ... عبد الله ابن احمد از پدرش نقل كرده است كه وي صالح الحديث است. عباس دوري، ابو بكر بن ابي خثيمه، محمد بن عثمان از يحيي بن معين نقل كرده است كه وي گفته: جعفر بن زياد ثقه است. محمد بن عثمان اضافه كرده است كه وي از شيعه بوده است.

محمد بن يعقوب بن سفيان گفته است : وي ثقه است. ابو ذرعه گفته: راستگو است.

تهذيب الكمال، ج 5 ، ص 38

تصوير 24


تصوير 25

تصوير 26

6. هِلالٍ أَبِي أَيُّوبَ الصَّيْرَفِيِّ

ابو ايوب صيرفي نيز از سوي ابن حبان توثيق شده و اسم او در شمار موثقات در كتاب «الثقات» آمده است:

11527 هلال الصيرفي أبو أيوب يروي عن أبي كثير روي عنه جعفر الأحمر .

هلال، همان صيرفي ابو ايوب است كه از ابي كثير روايت كرده و او از جعفر احمر روايت نقل كرده است.

الثقات، ج 7 ، ص572

تصوير 27

تصوير 28

تصوير 29

8. أَبِي كَثِيرٍ الأَنْصَارِي

رواي ديگر اين روايت، ابو كثير انصاري است. اسم وي افلح است. ابن حجر ايشان را توثيق مي كند:

549 أفلح مولي أبي أيوب الأنصاري أبو عبد الرحمن وقيل أبو كثير مخضرم ثقة من الثانية مات سنة ثلاث وستين م

افلح غلام ابو ايوب انصاري، ابو عبد الرحمن است. گفته شده است كه ابو كثير مخضرم (كسي كه زمان جاهليت و اسلام را درك باشد) بوده و موثق است.

تقريب التهذيب، ج 1، ص 114

تصوير 30

تصوير 31

تصوير 32


9. عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَسْعَدَ،

آخرين راوي، عبد الله بن اسعد است. ايشان از صحابه پيامبر است و نياز به توثيق ندارد و صحابه از نظر اهل سنت جايگاه خاصي دارند و از نظر آنها عادل هستند.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)






Share
1 | شيعه جنوب | , ایران | ١٥:٣٢ - ٠٧ ارديبهشت ١٣٩٢ |
احسنت برشما ......خيلي دنبال اسکن کتاب گشتم که خدا رو شکر شما گذاشتيد
2 | ميثم خليلي | , ایران | ٢٠:٠٩ - ٠٧ ارديبهشت ١٣٩٢ |
به نام خدا با عرض سلام و خسته نباشيد لطفا آدرس ها رو كامل بديد چون من خودم جايي هستم كه اهل سنت زياد هستن و اگه بخوام اين روايات رو بهشون نشون بدم ازم آدرس كامل مي خوان با تشكر از سايت عاليتون اجرتون با حضرت زهرا

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
تمام آدرسها با نشان دادن تصوير اول كتاب و تصوير دوم كتاب كه در آن محل انتشارات، چاپ و جلد كتاب مشخص است كامل مي باشد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
3 | مهدي شكيبايي | , ایران | ١٧:١٥ - ٠٨ ارديبهشت ١٣٩٢ |
بسم الله الرحمن الرحيم. سلام . خير ببينيد . ان شاالله خير کثير ببينيد .باور مي کنيد نمي دانم اين عشق به مولا اميرالمومنين (صلوات الله و سلام عليه بعدد ما احاط به علم الله في کل حال من الازل الازلين الي ابدالابدين )چه ميزان عشق عميقي است که در يک مخلوق مي تواند جا بگيرد . ما مولا را با همه هستيمان دوست داريم . حضرت بفرمايند هستي بدهيد با کمال ميل افتخار مي کنيم که افتخار پيدا کرده ايم هستي خود را فداي ان اقاي دو جهان کنيم . ان روزي که همه گرفتارند .ان روزي که انسان را پير مي کند .ان روزي که انسانها مست ديده مي شوند از شدت عذاب در حاليکه مست نيستند . ما هستيم و عشق و محبت مولا اميرالمومنين (صلوات الله و سلام عليه بعدد ما احاط به علم الله في کل حال من الازل الازلين الي ابدالابدين).رضايت مولا رضايت الله است .خشم مولا خشم الله است . ان روزي که همه گرفتارند ما ان شاالله که از گرفتاري در امانيم .ما محمد و علي (صلوات الله و سلام عليهما و الهما بعدد ما احاط به علم الله في کل حال من الازل الازلين الي ابدالابدين )داريم . شفيعه روز جزا زهراي اطهر(صلوات الله و سلام عليها بعدد ما احاط به علم الله في کل حال من الازل الازلين الي ابدالابدين) سرپرست ماست .ديگر چه مي خواهيم . اما سخني با انانکه که عشق به مولا را نمي توانند کامل بپذيرند و نمي خواهند کامل بپذيرند . ولايت و سرپرستي و امامت مولا را نمي خواهند بايد به انان گفت : انطلقوا إلى ما كنتم به تكذبون انطلقوا إلى ظل ذي ثلاث شعب لا ظليل ولا يغني من اللهب . اي کساني که اين مطلب را مي خوانيد و ايمان نمي اوريد از خدا بخواهيد مولا اميرالمومنين (صلوات الله و سلام عليه بعدد ما احاط به علم الله في کل حال من الازل الازلين الي ابدالابدين)شما را قبل از خلقتتان ديده باشد و چهره شما را در بين شيعيانش بشناسد وگرنه گرفتاريد . ورنه بايد گفت : انطلقوا إلى ما كنتم به تكذبون انطلقوا إلى ظل ذي ثلاث شعب لا ظليل ولا يغني من اللهب انا انذرناکم عذابا قريبا ﻓَﺄَﻧْذَرْﺗُﮐُمْ ﻧَﺎرًا ﺗَﻟَظﱠﯽ نکند روزي برسد بگوييد ياليتني کنت ترابا . نکند روزي برسد ارزو کنيد و حقيقتا از ته قلب ارزو کنيد اي کاش ذره اي خاک بوديد خدا لعنت کند هر کس که حق مولا را غصب کرد .خدا لعنت کند اولين غاصب و دومين غاصب را و بر لعن و عذاب بر ان دوغاصب بيفزايد .اي دو ملعون . اي دو غاصب . اميدوارم عذاب بر شما افزون شود . مي دانيد يکي از دلايلي که اي ابوبکر و اي عمر ملعون من خدا را بعد از نماز سجده شکر به جا مي اورم چيست ؟ سجده شکر به جا مي اورم براي انکه بگويم شکرا لله که خدا مرا از دشمنان شما دونفر قرار داده است . الحمد لله که دشمن شما هستم و از شما بيزارم و دوست دارم شما را تکه تکه کنم و باز هم اين عذاب بر شما کم است .اين همه مسلمان به جهنم مي روند بخشي از ان بدليل ان است که شما در سقيفه رفتيد . اي کاش مي مرديد .اي کاش پايتان مي شکست . اي کاش قبل از به دنيا امدن سقط مي شديد . نمي دانيد چه جنايتي کرده ايد . الان ميلياردها نفر مومن بودند اگر شما و يارانتان در سقيفه ان تصميم جنايت ساز و گمراه کننده بزرگ تاريخ را مرتکب نمي شديد . نمي رفتيد .؟؟؟ بر شما .واي بر شما . خدا بر عذابتان بيفزايد .
4 | ميثم خليلي | , ایران | ١٨:٠٤ - ٠٩ ارديبهشت ١٣٩٢ |
منظورم اين بود كه هميشه اينجوري آدرس بديد خيلي خوب ميشه با تشكر
5 | ابو قتاده | , انگلستان | ١٣:٢١ - ١١ ارديبهشت ١٣٩٢ |
بسم الله الرحمن الرحيم تمامي اين احاديث ضعيف هستند...به دلايل زير: روايت اول: الرواي:اسعد بن زراره /.//// محدث:ابن عدي.... خلاصه حکم محدث:غير محفوظ....مصدر:کامل في الضعفا روايت دوم: الرواي:اسعد بن زراره.........محدث:خطيب بغدادي.......خلاصه حکم محدث:فيه ابن عقده ليس بعمده و کان بتلاعب بالروايه روايت سوم:الراوي:اسعد بن زراره......محدث:ابن القيسراني......خلاصه حکم محدث:فيه يحيي بن العلاء متروک...مصدر:ذخيره الحفاظ روايت چهارم:الراوي:اسعد بن زراره.....محدث:ذهبي......خلاصه حکم محدث:فيه يحيي بن العلاء بجلي ذکر من جرحه...مصدر:ميزان الاعتدال روايت پنجم:الراوي:اسعد بن زراره.....محدث: ابن کثير......خلاصه حکم محدث:منکرا جدا.......مصدر:جامع المسانيد و السنن روايت ششم:الرواي:ساعد بن زراره.....محدث:ابن حجر العسقلاني....خلاصه حکم محدث:منکرا جدا.....مصدر:انحاف المهره روايت هفتم:الرواي:اسعد بن زراره....محدث:ابن حجر العسقلاني....خلاصه حکم محدث:منکر جدا....مصدر :انحاف المهره روايت هشتم:الراوي:اسعد بن زراره.....محدث:المعلمي.......خلاصه حکم محدث:فيه يحيي بن العلاء الرازي و هو کذاب...مصدر:اوهام جمع التفريق

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
شما گويا اينجا نيستيد! دقت كنيد! اينجا فقط يك روايت ذكر شده و در سند اين روايت هم فردي بنام اسعد بن زراره قرار ندارد.!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
6 | عليرضا | | ١١:٠١ - ١٤ ارديبهشت ١٣٩٢ |
سلام PDF پست بالا: http://www.uploadtak.com/images/j7465________.pdf پيروز باشيد ياعلي
7 | علــــــــي اميـــــري | , انگلستان | ٢٤:٠١ - ٠١ خرداد ١٣٩٢ |
احســنتم جزيــــــــتم خــيـــرا̋
8 | محمد7 | , ایران | ١٥:٥٦ - ١٤ خرداد ١٣٩٢ |
راوي اسعد بن زراره در سطر 9و10 هست ولي...
9 | شهلا | , فرانسه | ١٧:١٩ - ١٦ تير ١٣٩٢ |
من آنچه از زندگي علي در تاريخ بود را نه تنها يک بار و صد بار خواندم بلکه جويدم و هضم کردم. حتي گويي يکي از آنها شدم. پس براي تو مي گويم پيرو واقعي علي کيست: اگر پيرو علي هستي بايد صبور باشي. بايد به جاي نق زدن، با ديگران حتي مخالفين خودت، جهت آباداني کشور و پيروزي بر دشمن واحد، همکاري و همفکري داشته باشي. تا مي تواني با ديگر كشورها وارد جنگ نشوي و راههاي صلح و آشتي را بررسي کني ولي اگر بناچار آتش جنگ، شعله ور شد بدون ذره اي ترس، تا آخرين قطره خون ايستادگي کني ولي اگر دشمن، قصد صلح داشت، بي درنگ صلح کني (به خصوص اگر مسلمان باشد) اگر شيعه هستي محال است يک کلمه حرف زشت و حتي لعنت و نفرين، از دهانت خارج شود زيرا تاريخ، جز ادب و بزرگواري از علي چيز ديگري به خاطر ندارد. اگر پيرو علي هستي ذره اي علاقه به دنيا و آنچه در آن است نداشته باش، بلکه از دنيا متنفر هم باش ولي با تمام توان و نيرو کار کن و اطرافت را تا مي تواني آباد کن و وسايل رفاه و آسايش ملت و خانواده ات را فراهم نما. اگر مي خواهي شيعه باشي بايد بي نهايت صريح و رک باشي و ذره اي دروغ و نيرنگ و توريه و مصلحت و تقيه در تو راه نداشته باشد ولي باز هم مي گويم مراقب باش صراحت، تو را به بي ادبي نکشاند. اگر پيرو علي هستي و عهده دار مسئوليت و سمتي شده اي، بايد نزديکترين افراد به تو منتقد ترين و مخالف ترين آنها به تو باشند . اگر پيرو علي هستي هرگاه باطلي يا سخن نا حقي را ديدي نبايد در بيان حق و حقيقت‌، ذره اي ترديد به خود راه دهي. اگر پيرو علي هستي بايد دوستان تو در غياب يا مرگشان به تو اميدوارتر از لحظه حضورشان باشند! و مي خواستم در انتها بگويم اگر پيرو علي نيستي چنين و چنان کن ولي نمي گويم که: متاسفانه نيازي به گفتن ندارد زيرا اينگونه هستي. از من دلخور نباش. زيرا پيش از اين گفتم: اگر پيرو علي هستي رک و صريح باش و در بيان حق و حقيقت، ذره اي ترديد به خود راه مده. ومن پيرو علي ام. انشاء الله.
10 | فاطمه املشي | , ایران | ١٩:٣٠ - ١٨ تير ١٣٩٢ |
الحمدلله اين شهلا خانم هم انگار به مذهب حقه ي شيعه ي علي عليه السلام روي آوردند
11 | خادم الحسين | , ایران | ١٤:٢٦ - ٣٠ مرداد ١٣٩٢ |
با عرض سلام
اگر ميشه مقداري درباره ي آيه ي 43 سوره ي رعد و روايات آن با تصحيح سندي و آيه ي كونو مع الصادقين و روايات آن در كتب اهل سنت بحث كنيد
با تشكر از سايت بسيار عاليتون
يا علي مدد
12 | سيد مسعود | , ایران | ١١:٥٧ - ٠٨ شهریور ١٣٩٢ |
خدمت خواهر خودم شهلا سلام عرض مي كنم
با اينكه در مطالب شما جملات بسيار زيبايي وجود دارد كه نشان از باطن پاك شما دارد
اما چند ايراد در سخنان شما وجود دارد كه شايان ذكر است و اميدوارم اين ايرادات را به پاي متعصب بودن ما نگذاريد بلكه بياني از سمت يك برادر به خواهر خود بدانيد:
1- اينكه مي فرماييد اگر دشمن با شما وارد جنگ شد با او بجنگيد و به محض اينكه خواست با شما صلح كند صلح كنيد........اين اشتباه است چون با اين استدلال دشمن همواره به شما مي شورد و هنگامي كه احساس شكست كرد اعلام صلح مي كند و با اين كار از پيروزي شما جلو گيري مي كند.........
اين ترفند بسيار آشناست از اين ترفند جناب معاويه در جنگ صفين بر عليه مولا هنگامي كه ديد دارد شكست مي خوره استفاده كرد و با تمام مخالفت حضرت علي با اين كار شمشير بالاي سر حضرت علي گرفتند و مجبور به پذيرشش كردند و عواقب آن را هم در تاريخ ملاحضه كرديد پس اين طرز فكر امام علي نيست............
طرز فكر امام علي اين است :رحماه بينهم و اشدا اللكفار
2-فرموديد حضرت علي از دنيا متنفر بود كه اين كاملا اشتباه است زيرا بزرگترين نعمتي كه خداوند به انسان داد نعمت زندگي در اين دنيا است و همين دنيا است كه آخرت هر كس را مي سازد علي در اين دنيا علي شد پس صحيحش اين است:
علي دنيا دار بود اما دنيا پرست نبود
3- در مورد تقيه من از شما تعجب مي كنم كه چطور اين مسئله رو اشتباه مي دانيد در صورتي كه روايت بسياري راجب آن داريم حتي در صدر اسلام
آنجا كه عمار براي نجات جانش مجبور شد كه جلو كفار به پيامبر توهين كند
خواهر من تقيه يعني اينكه اگر ديدي جايي با بيان اعتقاداتت (ببببببببببببه اين كلمه بسيار توجه داشته باش) بي خودييييييييييييييييي جان خود رو به خطر مي اندازي و اين كار تو هيچ پيشرفتي در اهداف دينت ايجاد نمي كند از بيان اعتقاداتت خود داري كن اما اگر ديدي جاي با حتي از دست دادن جانت مي تواني از دينت حمايت كني و اين كار تو در جامعه انعكاس پيدا مي كند بر تو وظيفه است كه جان خود را فدا كني و در اينجا تقيه حرام است
4-گفتيد اگه صاحب مسوليت باشيد بايد نزديكترين افراد به تو بايد منتقدترين و مخالف ترين افراد به تو باشند كه يك استدلال بي مورد است
نزديكترين افراد به حضرت علي حضرت زهرا بود آيا منتقد حضرت بود يا جانش را در راه آن حضرت فدا كرد
نزديكترين افراد به پيامبر حضرت علي بود آيا منتقدش بود يا در شب هجرت در رختخواب پيامبر خوابيد تا كفار او را بكشند اما پيامبر سالم از مكه خارج شود
نزديكترين افراد به پيامبر حضرت خديجه و حضرت ابوطالب بودند كه تا آخرين لحظه در كنار پيامبر بودند
نزديكترين افراد به امام حسين آقا قمر منير بني هاشم بود ميگن آقا قمر منير بني هاشم قد رشيدي داشت اما اگه تونستيد يه سر بريد كربلا و به قبر ايشان نگاه كنيد كه چگونه ايشان در راه مولايش تمام بدنش تكه تكه شد
پس خواهر من اين طرز فكر شما نيز ايراد دارد
در پايان:
× علي امام من است و منم غلام علي هزار جان گرامي فداي نام علي×

هر چه از زمان مي گذرد مردم افسرده تر مي شوند و اين خاصيت دل بستن به زمان ست
خوشابحال آنانکه بجاي دل بستن به زمان به " صاحب زمانش " دل ميبندند
اللهم عجل لوليک الفرج

به اميد روزي كه تمام عالم به سمت خداوند حركت كنند و آن روز روزي است كه يوسف فاطمه در بين ماست
13 | كلب الزهرا سلام الله عليها | , ایران | ١٣:١٢ - ١٧ شهریور ١٣٩٢ |
با عرض سلام
خداوند به تمام خادمان اهل بيت خير كثير دهد مخصوصا شما كه به دفاع از حريم آن بزرگواران ميپردازيد
آيا روايت من اطاع عليا فقد اطاعني و من عصي عليا فقد عصاني در كتب اهل سنت با سند معتبر نقل شده؟؟؟

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

اين روايت را حاکم نيشابوري نقل کرده و در باره اين روايت گويد: هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه . اين روايت صحيح الاسناد است هر چند در صحيحين نقل نشده است . المستدرك على الصحيحين ج 3 ص 131

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
14 | زضا سلطاني | , ایران | ١٩:٤٧ - ٣١ شهریور ١٣٩٢ |
سلام بر همه عزيزان اهل سنت و دوستان شيعه
سلام بر کارشناسان محترم
چقدر خوب هست اگه انسان در حق جويي و حق بيني، اهل تعصب نباشه.
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسکين بولايه امير المومنين، حبل المتين، صراط المستقيم، قسيم الجنه و النار حضرت سلطان علي بن ابي طالب عليه السلام.
خداوند را شاکريم که ما را از محبين اميرالمومنين علي بن ابي طالب عليه السلام قرار داد.
ابن عباس مىيگويد پيامبر اکرم صلي الله عليه فرمود: «لو انّ الفياض اقلام و البحر مدادٌ و الجنّ حسّابٌ و الانس کتابٌ مااحصوا فضائل علىّ بن ابى طالبٍ
اگر انبوه درختان (و باغها) قلم، و دريا مرکب، و تمام جنّيان حسابگر، و تمام انسان‏ها نويسنده باشند قادر به شمارش فضائل على بن ابى طالب نخواهند بود.
محمد تقى مجلسى، روضة المتقين، ج ۱۳، ص ۲۷۳٫
15 | رفيق قديمي | , ایران | ١٠:٤٩ - ٢٦ تير ١٣٩٣ |
به نام خدا
سلام بر شما دوستان
در مورد راوي « اَحْمَدُ بْنُ مُفَضَّلٍ الكوفي » بايد بيان کرد که چون ابوزرعه از وي روايت کرده پس ثقه است زيرا ابوزرعه فقط از ثقات نقل روايت ميکند ( عبدالرحمن معلمي در الانوار الکاشفه به اين امر تصريح دارد )
در مورد راوي « هِلالٍ أَبِي أَيُّوبَ الصَّيْرَفِيِّ » نيز بخاري در تاريخش در مورد وي سکوت کرده و بنابر اين قاعده در نظر گروهي از علماي عامه ثقه محسوب ميشود همانند احمد شاکر ( محقق مسند احمد ) .
16 | ايرج عاجلي | , ایران | ١٦:٤٦ - ٢٨ تير ١٣٩٣ |
با سلام اگه ممکن هست کتابهايي از زندگي امامان شيعه وماجراهايي که از سوي دشمنانشان پديد امده ديجيتالي معرفي فرماييد . با تشکر فراوان

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي

1. در بخش «آثار منتشره» همين سايت چند موسوعه در مورد چند تن از ائمه وجود دارد.


3. مي توانيد کتابهايي بصورت مجزا در مورد هر يک از معصومين را در سايت «مرکز تعليمات اسلامي» ببينيد.

سه کتاب ذيل هم بصورت خلاصه زندگي همه ائمه عليهم السلام را ذکر کرده اند.


2. «سيره پيشوايان» استاد مهدي پيشوايان

3. «منتهي الامال» شيخ عباس قمي


و...

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
17 | پيام | , ایران | ٢٠:١١ - ٢٨ تير ١٣٩٣ |
با سلام
لطفا مطلبي در مورد مطالب و نقد آراي برقعي و طباطبايي و.... بنويسيد.
بنده سوالي قبلا فرستاده بودم در مورد بهبودي و نقد روايات کافي او . گفتيد آقاي ميلاني اين کتاب بهبودي را نقدد کرده است لطفا بگوييد در کدام کتاب کتاب نقد کرده است.
بنظرم در اينترنت خيلي جاي خالي نقد اين اشخاصي که نام بردم حتي در حد مقاله خالي است در صورتيکه الان سايت ها اهل سنت به کتابهاي آنها زياد احتجاج مي کنند.

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

در خصوص نقد آراء برقعي و طباطبايي به سايت قرآنيان استاد ورجاني که خود از طرفداران طباطبايي بود و بعد برگشت، مراجعه کنيد

اما در خصوص بهبودي گفتيم که آيت الله ميلاني نظريات او را در تصحيح و تضعيف روايت رد کرده است در اين خصوص به سايت ايشان رجوع کنيد

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
18 | شهاب رشيدي | , ایران | ١١:٢٠ - ٢٠ دي ١٣٩٣ |
سلام
بابا به خدا من دارم شاخ در ميارم چرا اينا اينطورن؟
هر حديثي درباره اهلبيت هست از نظر اونا ضعيفه!!!
مطمئنا اگه پيامبر ص هم خودش بياد بگه علي ع جانشينمه بي شک حکم ارتداد و کفرش رو صادر ميکنن!!!!!!!!!
19 | مجتبی | , ایران | ٠٠:٤٩ - ١٢ شهریور ١٣٩٤ |
سلام
منظور از امام در این روایت مقام امامت هست؟

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
اين روايت در حقيقت امامت و ولابتي را ميرساند که در خصوص حضرت ابراهيم آمده است: «اني جاعلک للناس»
که مفسرين گفته اند مراد امامي است که مردم به آنها اقتدا کرده و آنها را هادي خود بدانند
 في الخيرات لمن في عصره ولمن جاء بعده من ذريته وسائر الناس غيرهم يهتدي بهديه ويقتدي بأفعاله وأخلاقه يا رب ومن ذريتي فاجعل أئمة يقتدي بهم كالذي جعلتني إماما يؤتم به ويقتدى بي مسألة من إبراهيم ربه سأله إياها
تفسير الطبري  ج 1   ص 529
 فاجعل مثل الذي جعلتني به من الإمامة للناس
تفسير الطبري  ج 1   ص 529
در تفسير سمرقندي نيز آمده است
من ذريتي ( يعني اجعلهم أئمة يقتدى بهم
تفسير السمرقندي  ج 1   ص 118
با اين بيان روايت امام المتقين صراحت دارد که حضرت علي عليه السلام  رهبر و هادي متقين و بر آنها ولايت دارد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها