2017 October 21 - شنبه 29 مهر 1396
اگر تربت كربلا شفا مي دهد، چرا شيعيان به پزشك مراجعه مي كنند و بيمارستان مي سازند؟
کد مطلب: ٤٩٢٦ تاریخ انتشار: ٠٥ آبان ١٣٩٣ تعداد بازدید: 19208
پرسش و پاسخ » عقائد شيعه
اگر تربت كربلا شفا مي دهد، چرا شيعيان به پزشك مراجعه مي كنند و بيمارستان مي سازند؟

بسم الله الرحمن الرحيم

فهرست مطالب

توضيح سؤال:

پاسخ:

تفاوت بين شفا و دوا

خاك كربلا، شفاي هر دردي است

ديدگاه علماي شيعه

شفا در خاك كربلا از منظر روايات

شفا دادن، تنها به دست خداوند است

اسباب شفا از ديدگاه آيات و روايات اهل سنت

قرآن شفاست

«عسل» شفاست

«فاتحه الكتاب» شفاست

خاك مدينه و آب دهان بعضي از ما شفا است

«بال مگس» شفاست

«آب قارچ (كمأه)» شفاي چشم است

سياه دانه (الحبه السوداء) شفاست

«حجامت» شفاست

«عود هندي » شفاست

تلبينه شفاست

«نماز» شفاست

« ذكر لا حول ولا قوه الا بالله » شفاست

«غبار مدينه» شفاست

«خرماي عجوه منطقه عاليه» شفاست

«دنبه گوسفند اعرابي» شفاست

«بول شتر و شير او» شفاست

«استنجاء با آب » شفاي بواسير است

گياه «سنا» شفاست

«شير گاو» شفاست

هليله سياه (ِالْهِلِيلِجِ الأَسْوَدِ) شفاست

«نمك» شفاست

پرپين (يا الرِّجْلَةِ يا الفرفحينه يا سرمه يا خرفه) شفاست

«بادمجان» شفاست

«پنير به همراه گردو» شفاست

«نوشيدن اضافه وضوء مؤمن » شفاست

«آب زمزم» شفاست

سيره عملي اهل سنت در استشفاء

آب غسل ابن تيميه شفا است

خاك قبر ابن تيميه شفا است

خاك قبر بخاري شفا است

طلب شفاء ابن منكدر از قبر رسول الله

**************

توضيح سؤال:

در يكي از شبكه هاي وهابي شنيديم كه كارشناس اين شبكه، مي گفت:

شيعيان معتقد هستند كه تربت امام حسين عليه السلام براي هر دردي شفا است. اگر واقعا چنين است، چرا شما به پزشك مراجعه مي كنيد؟ چرا آيت الله سيستاني براي مداواي بيماري خود به كشورهاي اروپايي رفت؟ چرا بيمارستان ها و درمانگاه هاي خود را تعطيل نمي كنيد.

لطفا در اين باره توضيح دهيد.

دانلود كليپ كارشناس وهابي

پاسخ:

تفاوت بين شفا و دوا

متأسفانه اين كارشناس وهابي فرق دوا و شفا را تشخيص نداده است، در غير اين صورت چنين اشتباهي را مرتكب نمي شد.

ترديدي نيست كه «شفا» به دست خداوند است؛ و اين خداوند است كه در برخي از چيزها شفا قرار داده است؛ از جمله در قرآن، عسل و... و از جمله در خاك كربلا.

از نظر لغت شفاء؛ يعني رسيدن و آمدن بهبودي است. و به نوعي معناي آن حاصل مصدري است. و مي توان گفت شفاء امري است كه با آمدنش درد پايان مي يابد.

چنانچه راغب اصفهاني در مفردات خود به همين قضيه اشاره كرده است.

ترجمه مفردات راغب ج 2 337.

اما «دوا» كه جمع آن «ادويه» مي شود، به هر چيزي كه بيماري را با آن درمان مي كنند گفته مي شود.

دواء: مايتداوي به، و «دَاوَاهُ » عالجه:

الدَّوَاء- جمع أَدْوِيَة: دارو، آنچه كه بيماري را با آن درمان كنند.

فرهنگ ابجدي عربي- فارسي، متن 400.

خلاصه اين كه شفا يافتن؛ يعني بهبودي از بيماري، حال گاهي بهبودي به وسيله مداوا و معالجه با دوا است و گاهي بدون مداوا و به وسيله معجزه و... است؛

البته گاهي در محاوره به جاي يكديگر نيز به كار برده شده است؛ اما معناي حقيقي اين دو باهم تفاوت دارند.

خاك كربلا، شفاي هر دردي است

همان طور كه گفتيم، خداوند در برخي از چيزها در اين دنيا «شفا» قرار داده است كه در ادامه با سند و مدرك به آن ها اشاره خواهيم كرد. يكي از چيزهايي كه طبق روايات اهل بيت عليهم السلام، خداوند شفا در آن قرار داده است، خاك مقدس و ملكوتي كربلاي معلا است كه خداوند به خاطر جانفشاني هاي سيد الشهداء عليه السلام و ياران وفادار آن حضرت، اين اثربخشي را به خاك كربلا عطا كرده است.

ديدگاه علماي شيعه

رواياتي كه از طريق اهل بيت عليهم السلام در اين باره وارد شده است مستفيض بلكه در حد تواتر است ؛ و براي اثبات آن ابتدا نظر بعضي از علماي بزرگ را درباره روايات اين باب متذكر مي شويم:

شيخ محمد حسن جواهري:

وعلي كل حال (فلا يحل شئ منه) أي الطين (عدا) الطين من (تربة الحسين ( عليه السلام ) فإنه يجوز الاستشفاء) به بلا خلاف بل الاجماع بقسميه عليه، بل النصوص فيه مستفيضة أو متواترة.

و به هر حال خوردن هيچ خاكي حلال نيست ؛ جز خاك و تربت امام حسين عليه السلام كه جايز است خوردن آن به قصد شفا گرفتن و اختلافي در آن نيست، بلكه اجماع به هردو قسمش (لفظي و معنوي) بر جواز استشفاء از آن دلالت مي كند؛ بلكه روايات دال بر آن، مستفيض يا در حد تواتر است.

النجفي، الشيخ محمد حسن (متوفاي1266هـ)، جواهر الكلام في شرح شرائع الاسلام، ج36، ص358، تحقيق وتعليق وتصحيح: محمود القوچاني، ناشر: دار الكتب الاسلامية ـ تهران، الطبعة: السادسة، 1363ش.

شهيد اول، محمد بن جمال الدين مكي:

أجمع الأصحاب علي الاستشفاء بالتربة الحسينية صلوات الله علي مشرفها، وعلي أفضلية التسبيح بها وبذلك أخبار متواترة.

تمام علما اجماع كرده اند، بر جواز خوردن تربت امام حسين عليه السلام به منظور شفا گرفتن، و همچنين بر استحباب درست كردن تسبيح از آن، و رواياتي كه اين مطلب را ثابت مي كند نيز متواتر است.

العاملي الجزيني، محمد بن جمال الدين مكي، الشهيد الأول (متوفاي786 ه ـ)، كتاب الدروس ج2، ص25، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، طبق برنامه مكتبه اهل بيت عليهم السلام.

محقق سبزواري:

وي نيز در كفايه الفقه ادعاي اتفاق اصحاب كرده است:

ويستثني من الطين المحرم التربة الحسينية ( عليه السلام ) للاستشفاء... والأخبار في جواز أكلها للاستشفاء كثيرة. وعليه اتفاق الأصحاب.

خوردن هر خاكي حرام است؛ اما از اين قاعده كلي، خوردن خاك كربلا به قصد شفا گرفتن، استثناء شده است. رواياتي كه اين مطلب را ثابت مي كند، بسيار زياد است و تمام بزرگان شيعه بر اين قضيه اتفاق دارند.

المحقق السبزواري، (متوفاي1090هـ)، كفاية الفقه المشتهر بكفاية الأحكام، ج2، ص612/611، الطبعة: الأولي، تحقيق: الشيخ مرتضي الواعظي الأراكي، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، 1423.

شيخ حرعاملي:

ايشان در كتاب فصول مهمه در باب11 (ان التربه الحسينيه شفاء من كل داء) نيز فرموده است.

اقول: و الاحاديث في ذلك كثيره جدا.

من مي گويم: احاديث وارده در اين زمينه بسيار زياد است.

الحر العاملي، الشيخ محمد بن الحسن (متوفاي1104ه)، الفصول المهمة في أصول الأئمة، ج3، ص34، تحقيق وإشراف: محمد بن محمد الحسين القائيني، ناشر: مؤسسة معارف إسلامي إمام رضا (ع)،چاپ: الأولي، سال چاپ: 1418 - 1376 ش.

آيت الله شيخ هادي نجفي:

الروايات بهذا المضمون أعني: تربته ( عليه السلام ) شفاء من كل داء وأمان من كل خوف كثيرة جدا بل متواترة اجمالا بل معنا.

روايات با اين مضمون؛ يعني اين كه تربت امام حسين عليه السلام شفاي هر دردي و امان از هر خوفي است بسيار زياد است؛ بلكه تواتر اجمالي دارد و داراي تواتر معنوي است.

الشيخ هادي النجفي، معاصر، موسوعة أحاديث أهل البيت (ع)، ج2، ص152، الطبعة: الأولي، 1423 - 2002 م، ناشر: دار إحياء التراث العربي للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان.

آية الله السيد محمد روحاني:

الاستشفاء بتربة الحسين - عليه السلام - وكيف كان فلا يحمل شئ من الطين ( عدا اليسير من تربة الحسين - عليه السلام - للاستشفاء ) فإنه يجوز بلا خلاف بل الاجماع بقسميه عليه والنصوص به مستفيضة أو متواترة.

شفاء خواستن به واسطه تربت امام حسين عليه السلام كه البته حمل بر مقدار كمي از خاك مي شود، به درستيكه جايز است، هيچ كسي در آن اختلاف ندارد؛ بلكه اجماع به هردو قسمش بر آن وجود دارد و روايات دال بر آن مستفيضه يا متواتره اند.

السيد محمد صادق الروحاني، معاصر، فقه الصادق (ع)، ج24 ص172،چاپ سوم،سال چاپ: 1414، ناشر: مؤسسة دار الكتاب - قم.

شفا در خاك كربلا از منظر روايات

روايت سعد بن سعد:

عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ عليه السلام عَنِ الطِّينِ فَقَالَ أَكْلُ الطِّينِ حَرَامٌ مِثْلُ الْمَيْتَةِ وَ الدَّمِ وَ لَحْمِ الْخِنْزِيرِ إِلَّا طِينَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام فَإِنَّ فِيهِ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ أَمْناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ.

سعد بن سعد روايت كرده است: از امام موسي بن جعفر عليه السلام سوال كردم از خوردن خاك؛ فرمودند خوردن آن حرام است و حرمتش مثل حرمت ميته و خون و گوشت خوك است ؛ مگر خاك قبر امام حسين عليه السلام ؛ به درستيكه در آن شفاي از هر دردي و امان از هر خوفي است.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاي367هـ)، كامل الزيارات، ص478تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولي1417هـ

روايت محمد بن اسماعيل بصري:

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْبَصْرِيِّ وَ لَقَبُهُ فَهْدٌ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: طِينُ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ.

محمد بن اسماعيل بصري ملقب به فهد از بعض رجالش از امام صادق عليه السلام روايت كرده است: خاك قبر امام حسين عليه السلام شفاي از هر دردي است.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاي367هـ)، كامل الزيارات، ص461تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولي1417هـ

روايت سليمان بن عمر السراج:

عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ عُمَرَ السَّرَّاجِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: يُؤْخَذُ طِينُ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام مِنْ عِنْدِ الْقَبْرِ عَلَي سَبْعِينَ ذِرَاعاً.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاي328 هـ)، الأصول من الكافي، ج 4، ص: 588، ناشر: اسلاميه ، تهران ، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

روايت محمد بن سليمان بصري:

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ الْبَصْرِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: فِي طِينِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام الشِّفَاءُ مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ هُوَ الدَّوَاءُ الْأَكْبَرُ.

محمد بن سليمان بصري از امام صادق عليه السلام روايت كرده است: در خاك قبر امام حسين عليه السلام شفاي از هردردي است و آن خاك دواي اكبر است.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاي367هـ)، كامل الزيارات، ص462تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولي1417هـ

روايت ابوالصباح كناني:

عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: طِينُ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام فِيهِ شِفَاءٌ وَ إِنْ أُخِذَ عَلَي رَأْسِ مِيلٍ.

ابوالصباح كناني از امام صادق عليه السلام روايت كرده است:خاك قبر امام حسين عليه السلام در آن شفاست گرچه از فاصله يك مايلي از قبر برداشته شود.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاي367هـ)، كامل الزيارات، ص462،تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولي1417هـ

روايت عبد الله بن سنان:

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: إِذَا تَنَاوَلَ أَحَدُكُمْ مِنْ طِينِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام فَلْيَقُلْ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ الْمَلَكِ الَّذِي تَنَاوَلَهُ- وَ الرَّسُولِ الَّذِي بَوَّأَهُ وَ الْوَصِيِّ الَّذِي ضُمِّنَ فِيهِ أَنْ تَجْعَلَهُ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ....

عبدالله بن سنان از امام صادق عليه السلام روايت كرده است: هنگاميكه كسي از شما خاك قبر امام حسين عليه السلام را مي خورد بايد بگويد بار خدايا من به حق ملكي كه از آن خورده است و فرستاده اي كه آنجا ساكن شده است و وصيي كه ضمانت كرده است از تو مسئلت دارم كه در آن شفاء قرار دهي از هر دردي....

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاي367هـ)، كامل الزيارات ،ص469، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولي1417هـ

روايت ابويحيي واسطي:

عَنْ أَبِي يَحْيَي الْوَاسِطِيِّ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: الطِّينُ كُلُّهُ حَرَامٌ كَلَحْمِ الْخِنْزِيرِ وَ مَنْ أَكَلَهُ ثُمَّ مَاتَ مِنْهُ لَمْ أُصَلِّ عَلَيْهِ إِلَّا طِينَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام فَإِنَّ فِيهِ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ

يحيي واسطي از رجال خود از امام صادق عليه السلام روايت كرده است: تمامي خاكها حرام هستند همانند گوشت خوك و هر كسي كه از خاكي خورد و بر اثر آن مرد نماز ميت بر او نمي خوانم، مگر خاك قبر امام حسين عليه السلام، بدرستيكه در آن شفاي از هر دردي است.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاي367هـ)، كامل الزيارات،ص478، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولي1417هـ

جابربن يزيد جعفي:

عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ عليه السلام يَقُولُ : طِينُ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ أَمَانٌ مِنْ كُلِّ خَوْفٍ وَ هُوَ لِمَا أُخِذَ لَه .

جابربن يزيد جعفي از امام باقر عليه السلام روايت كرده است: خاك قبر امام حسين عليه السلام شفاي از هر دردي است و امان از هر ترسي است و به هر نيتي كه خورده شود برآورده شود.

الحر العاملي، الشيخ محمد بن الحسن، متوفاي: 1104،الفصول المهمة في أصول الأئمة، ج3، ص34، تحقيق: تحقيق وإشراف: محمد بن محمد الحسين القائيني، چاپ اول،سال چاپ: 1418 - 1376 ش، ناشر: مؤسسة معارف إسلامي إمام رضا (ع).

روايت ابوبكر حضرمي:

وَ رَوَي أَبُو بَكْرٍ الْحَضْرَمِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ لَوْ أَنَّ مَرِيضاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ يَعْرِفُ حَقَّ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام وَ حُرْمَتَهُ أَخَذَ لَهُ مِنْ طِينِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام مِثْلَ رَأْسِ الْأَنْمُلَةِ كَانَ لَهُ دَوَاءً وَ شِفَاء.

ابوبكر حضرمي از امام صادق عليه السلام روايت كرده است: اگر مريضي از مومنين كه حق و حرمت امام حسين عليه السلام را بشناسد به اندازه سر انگشتي از خاك قبرش بردارد براي او دواء و شفاست.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاي367هـ)، كامل الزيارات، ص465، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولي1417هـ

روايت محمد بن زياد:

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَمَّتِهِ قُلْتُ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَقُولُ إِنَّ فِي طِينِ الْحَائِرِ الَّذِي فِيهِ الْحُسَيْنُ عليه السلام شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ.

محمد بن زياد از عمه اش از امام صادق عليه السلام روايت كرده است در خاك حائري كه امام حسين عليه السلام در آن مدفون است شفاي از هر دردي است و امان از هر ترسي است.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاي367هـ)، كامل الزيارات،، ص467، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولي1417هـ

روايت ابواليسع:

عَنْ أَبِي الْيَسَعِ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ آخُذُ مِنْ طِينِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ ع- يَكُونُ [عِنْدِي ] أَطْلُبُ بَرَكَتَهُ قَالَ لَا بَأْسَ بِذَلِكَ.

ابي يسع روايت كرده است: مردي از امام صادق عليه السلام سوال كرد آيا از خاك قبر امام حسين عليه السلام برگيرم و در نزد خود نگاه دارم و از بركت آن استفاده كنم، فرمودند اشكالي در اين كار نيست.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاي367هـ)، كامل الزيارات، ص466، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولي1417هـ

روايت ابوعبد الله برقي:

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: دَفَعَتْ إِلَيَّ امْرَأَةٌ غَزْلًا فَقَالَتْ ادْفَعْهُ إِلَي حَجَبَةِ مَكَّةَ لِيُخَاطَ بِهِ كِسْوَةُ الْكَعْبَةِ قَالَ فَكَرِهْتُ أَنْ أَدْفَعَهُ .إِلَي الْحَجَبَةِ وَ أَنَا أَعْرِفُهُمْ فَلَمَّا أَنْ صِرْنَا إِلَي الْمَدِينَةِ دَخَلْتُ عَلَي أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ امْرَأَةً أَعْطَتْنِي غَزْلًا فَقَالَتْ ادْفَعْهُ بِمَكَّةَ لِيُخَاطَ بِهِ كِسْوَةُ الْكَعْبَةِ فَكَرِهْتُ أَنْ أَدْفَعَهُ إِلَي الْحَجَبَةِ فَقَالَ اشْتَرِ بِهِ عَسَلًا وَ زَعْفَرَانَ [زَعْفَرَاناً]- وَ خُذْ مِنْ طِينِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام وَ اعْجِنْهُ بِمَاءِ السَّمَاءِ وَ اجْعَلْ فِيهِ مِنَ الْعَسَلِ وَ الزَّعْفَرَانِ وَ فَرِّقْهُ عَلَي الشِّيعَةِ لِيُدَاوُوا بِهِ مَرْضَاهُمْ.

عبد الله برقي از بعضي از اصحاب روايت كرده است: زني بافته اي (ريسمان يا پشم ريسيده شده اي) را به من داد تا به حاجبين كعبه بدهم كه پرده كعبه را با آن بدوزند، اما من ناپسند دانستم كه آن ريسمان را به حاجبين كعبه دهم چون آنان را مي شناختم [به اخلاق ونحوه برخوردشان با اين قضيه آگاهي داشتم]، وقتي به مدينه رسيديم خدمت امام باقر عليه السلام مشرف شديم، به ايشان عرض كردم فدايت شوم زني به من ريسماني داد تا به مكه ببرم تا پوشش كعبه را با آن بدوزند اما من نپسنديدم كه به حاجبين كعبه بدهم.[اكنون كه من از كعبه دورم و نمي توانم به خواسته اش عمل كنم با آن چه كنم] امام عليه السلام فرمودند: با آن عسل و زعفران بخر و از خاك قبر امام حسين عليه السلام را با آب باران مخلوط كن و آن عسل و زعفران را درآن بريز و بين شيعيان تقسيم كن تا با آن مريضيهايشان را درمان كنند.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاي367هـ)، كامل الزيارات، ص461، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولي1417هـ.

روايت يونس بن ربيع

عَنْ يُونُسَ بْنِ الرَّبِيعِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: إِنَّ عِنْدَ رَأْسِ الْحُسَيْنِ عليه السلام لَتُرْبَةً حَمْرَاءَ فِيهَا شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ إِلَّا السَّامَ.

يونس بن ربيع از امام صادق عليه السلام روايت كرده است: در بالاي سر قبر امام حسين عليه السلام خاك قرمزي است كه در آن شفاي از هر دردي مگر مرگ است.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاي328 هـ)، الأصول من الكافي، ج 4، ص: 588، ناشر: اسلاميه ، تهران ، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

روايت ابن ابي يعفور:

عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَأْخُذُ الْإِنْسَانُ مِنْ طِينِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام فَيَنْتَفِعُ بِهِ وَ يَأْخُذُ غَيْرُهُ وَ لَا يَنْتَفِعُ بِهِ فَقَالَ لَا وَ اللَّهِ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ مَا يَأْخُذُهُ أَحَدٌ وَ هُوَ يَرَي أَنَّ اللَّهَ يَنْفَعُهُ بِهِ إِلَّا نَفَعَهُ بِهِ.

ابن ابي يعفور روايت كرده است: به امام صادق عليه السلام عرض كردم انساني از خاك قبر امام حسين عليه السلام برمي گيرد و از آن نفع مي برد و ديگري از آن برمي گيرد و نفعي از آن نمي برد، فرمودند: نه به خدايي كه جزاو خدايي نيست قسم، كسي از آن خاك برنمي گيرد در حاليكه اينگونه مي انديشد كه خداوند به واسطه آن به او نفع مي بخشد مگر اينكه به حال او نفع داشته باشد.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاي328 هـ)، الأصول من الكافي، ج 4، ص: 587، ناشر: اسلاميه ، تهران ، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاي367هـ)، كامل الزيارات، ص461، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولي1417هـ

روايٍت عمر بن واقد:

عَنْ عُمَرَ بْنِ وَاقِدٍ قَال لي موسي بن جعفر عليه السلام:.....

َ لَا تَأْخُذُوا مِنْ تُرْبَتِي شَيْئاً لِتَتَبَرَّكُوا بِهِ فَإِنَّ كُلَّ تُرْبَةٍ لَنَا مُحَرَّمَةٌ إِلَّا تُرْبَةَ جَدِّيَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عليه السلام فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَي جَعَلَهَا شِفَاءً لِشِيعَتِنَا....

عمر بن واقد روايت كرده است:امام موسي بن جعفر عليه السلام به من فرمودند: از خاك قبر من چيزي بر نداريد تا از آن تبرك بجوئيد، بدرستيكه هر خاكي به جز خاك جدم امام حسين عليه السلام بر ما حرام است و خداوند متعال در آن شفاء براي شيعيان ما قرار داده است.

القمي، ابي جعفر الصدوق، محمد بن علي بن الحسين بن بابويه (متوفاي381هـ)، عيون أخبار الرضا (ع)، ج2، ص96، تحقيق: تصحيح وتعليق وتقديم: الشيخ حسين الأعلمي، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت - لبنان، سال چاپ: 1404 - 1984 م

روايت محمد بن مسلم:

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) يَقُولَانِ: إِنَّ اللَّهَ (تَعَالَي) عَوَّضَ الْحُسَيْنَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) مِنْ قَتْلِهِ أَنْ جَعَلَ الْإِمَامَةَ فِي ذُرِّيَّتِهِ، وَ الشِّفَاءَ فِي تُرْبَتِهِ، وَ إِجَابَةَ الدُّعَاءِ عِنْدَ قَبْرِهِ، وَ لَا تُعَدُّ أَيَّامُ زَائِرِيهِ جَائِياً وَ رَاجِعاً مِنْ عُمُرِهِ.

محمد بن مسلم روايت كرده است از امام باقر و امام صادق عليهما السلام شنيدم كه مي فرمودند: خداوند متعال در عوض شهادتش امامت را در ذريه اش و شفاء را در تربتش و اجابت دعا را در نزد قبرش قرار داده و ايامي كه زائر به زيارت او مي آيد و بر مي گردد از عمرش به حساب نمي آيد.

الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاي460هـ)، الأمالي،ص318، تحقيق: قسم الدراسات الاسلامية - مؤسسة البعثة، ناشر: دار الثقافة ـ قم، الطبعة: الأولي، 1414هـ

روايت حارث بن مغيره نصري:

عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ النَّصْرِيِّ، قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ):

إِنِّي رَجُلٌ كَثِيرُ الْعِلَلِ وَ الْأَمْرَاضِ، وَ مَا تَرَكْتُ دَوَاءً إِلَّا تَدَاوَيْتُ بِهِ فَمَا انْتَفَعْتُ بِشَيْ ءٍ مِنْهُ.فَقَالَ لِي: أَيْنَ أَنْتَ عَنْ طِينِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، فَإِنَّ فِيهِ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ، وَ أَمْناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ.

حارث بن مغيره نصري روايت كرده است: خدمت امام صادق عليه السلام عرض كردم من مردي هستم كه زياد مريض مي شوم، و هيچ دوايي نيست كه استفاده نكرده باشم اما هيچكدام به حالم فايده اي نداشته است، ايشان به من فرمودند: آيا خاك قبر حسين بن علي عليهماالسلام را استفاده كرده اي، بدرستيكه در آن شفاي از هر دردي و امان از هر خوفي است.

الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاي460هـ)، الأمالي،ص318 تحقيق: قسم الدراسات الاسلامية - مؤسسة البعثة، ناشر: دار الثقافة ـ قم، الطبعة: الأولي، 1414هـ

روايت زيد ابي اسامه:

عَنْ زَيْدٍ أَبِي أُسَامَةَ، قَالَ: كُنْتُ فِي جَمَاعَةٍ مِنْ عِصَابَتِنَا بِحَضْرَةِ سَيِّدِنَا الصَّادِقِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، فَأَقْبَلَ عَلَيْنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ (تَعَالَي) جَعَلَ تُرْبَةَ جَدِّيَ الْحُسَيْنِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ....

زيد ابي اسامه روايت كرده است به همراه جماعتي از بزرگان در محضر آقايمان امام صادق عليه السلام بوديم، امام صادق عليه السلام به ما رو كرده و فرمودند خداوند متعال تربت جدم حسين عليه السلام را شفاي از هر دردي و امان از هر خوفي قرار داده است.

الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاي460هـ)، الأمالي،ص318، تحقيق: قسم الدراسات الاسلامية - مؤسسة البعثة، ناشر: دار الثقافة ـ قم، الطبعة: الأولي، 1414هـ

روايت سعد بن سعيد اشعري:

سَعْدُ بْنُ سَعِيدٍ الْأَشْعَرِيُّ، عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الطِّينِ الَّذِي يُؤْكَلُ يَأْكُلُهُ النَّاسُ.

فَقَالَ: كُلُّ طِينٍ حَرَامٌ كَالْمَيْتَةِ وَ الدَّمِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ مَا خَلَا طِينَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، فَإِنَّهُ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ.

الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاي460هـ)، الأمالي،ص319، تحقيق: قسم الدراسات الاسلامية - مؤسسة البعثة، ناشر: دار الثقافة ـ قم، الطبعة: الأولي، 1414هـ

روايت ابي حمزه ثمالي:

عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ كُنْتُ بِمَكَّةَ وَ ذَكَرَ فِي حَدِيثِهِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي رَأَيْتُ أَصْحَابَنَا يَأْخُذُونَ مِنْ طِينِ الْحُسَيْنِ عليه السلام لِيَسْتَشْفُوا بِهِ هَلْ فِي ذَلِكَ شَيْ ءٌ مِمَّا يَقُولُونَ مِنَ الشِّفَاءِ قَالَ قَالَ يُسْتَشْفَي بِمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْقَبْرِ عَلَي رَأْسِ أَرْبَعَةِ أَمْيَال .

ابوحمزه ثمالي روايت كرده است: من در مكه بودم ... خدمت امام صادق عليه السلام عرضه داشتم فدايتان شوم من ديده ام ياران ما (شيعيان ) از خاك امام حسين عليه السلام بر مي گيرند تا بوسيله آن شفا يابند آيا شما نيز قائل هستيد كه آن خاك شفا دهنده است فرمودند به فاصله چهار ميل از قبر مطهر از خاك آن براي طلب شفا مي توان استفاده كرد.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاي367هـ)، كامل الزيارات، ص470/471تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولي1417هـ.

يونس بن ربيع:

عَنْ يُونُسَ بْنِ الرَّبِيعِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: إِنَّ عِنْدَ رَأْسِ الْحُسَيْنِ عليه السلام لَتُرْبَةً حَمْرَاءَ فِيهَا شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ إِلَّا السَّامَ.

يونس بن ربيع روايت كرده است: امام صادق عليه السلام فرمودند در كنار سر مبارك امام حسين عليه السلام خاك قرمزي است كه درآن شفاي از هر دردي به جز مرگ است.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاي328 هـ)، الأصول من الكافي، ج4 ص588، ناشر: اسلاميه ، تهران ، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.ج 9 ؛ ص346.

يونس بن رفيع:

عَنْ يُونُسَ بْنِ رَفِيعٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: إِنَّ عِنْدَ رَأْسِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عليه السلام لَتُرْبَةً حَمْرَاءَ فِيهَا شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ إِلَّا السَّامَ.

يونس بن رفيع روايت كرده است: در نزد سر مبارك حسين بن علي عليهما السلام خاك قرمزي است كه در آن شفاي از هر دردي است مگر مرگ.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاي367هـ)، كامل الزيارات،ص468، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولي1417هـ

روايت ابو جعفر موصلي:

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الْمَوْصِلِيِّ أَنَّ أَبَا جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ: إِذَا أَخَذْتَ طِينَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ فَقُلْ اللَّهُمَّ بِحَقِّ هَذِهِ التُّرْبَةِ وَ بِحَقِّ الْمَلَكِ الْمُوَكَّلِ بِهَا وَ الْمَلَكِ الَّذِي كَرَبَهَا وَ بِحَقِّ الْوَصِيِّ الَّذِي هُوَ فِيهَا صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْ هَذَا الطِّينَ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ فَإِنْ فَعَلَ ذَلِكَ كَانَ حَتْماً شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ.

ابي جعفر موصلي روايت كرده است كه امام باقر عليه السلام فرمودند: هنگاميكه خاك قبر امام حسين عليه السلام را برداشتي پس بگو: خداوندا بحق اين تربت مبارك و به حق ملائكه موكل به اين تربت و ملكي كه سخت اندوهگينش كرده و به حق وصيي كه در آن است بر محمد و آل محمد درود فرست و اين خاك را شفا قرارده از هر دردي و امان قرار ده از هر خوفي و ترسي، اگر چنين كني حتما شفاي از هر دردي است و امان دهنده از هرخوف و ترسي.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاي367هـ)، كامل الزيارات،ص469، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولي1417هـ

روايت سماعه بن مهران:

رَوَي سَمَاعَةُ بْنُ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: كُلُّ طِينٍ حَرَامٌ عَلَي بَنِي آدَمَ مَا خَلَا طِينَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام مَنْ أَكَلَهُ مِنْ وَجَعٍ شَفَاهُ اللَّهُ تَعَالَي.

سماعه بن مهران روايت كرده است: امام صادق عليه السلام فرمودند: خوردن هر خاكي بر بني آدم حرام است به جز خاك قبر امام حسين عليه السلام، هر دردمندي آن تربت را بخورد خداي تعالي او را شفا مي بخشد.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاي367هـ)، كامل الزيارات، تحقيق: الشيخ، ص479، جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولي1417هـ.

روايت ابراهيم بن محمد ثقفي:

رَوَي إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدٍ الثَّقَفِيُ[عن ابيه عن الصادق جعفر بن محمد] أَنَّ فَاطِمَةَ عليها السلام بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ، صكَانَتْ مِسْبَحَتُهَا مِنْ خَيْطِ صُوفٍ مُفَتَّلٍ مَعْقُودٍ عَلَيْهِ عَدَدَ التَّكْبِيرَاتِ فَكَانَتْ عليه السلام تُدِيرُهَا بِيَدِهَا تُكَبِّرُ وَ تُسَبِّحُ إِلَي أَنْ قُتِلَ حَمْزَةُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ سَيِّدُ الشُّهَدَاءِ فَاسْتَعْمَلَتْ تُرْبَتَهُ وَ عَمِلَتِ الْمَسَابِيحَ فَاسْتَعْمَلَهَا النَّاسُ فَلَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ عليه السلام عُدِلَ بِالْأَمْرِ إِلَيْهِ فَاسْتَعْمَلُوا تُرْبَتَهُ لِمَا فِيهَا مِنَ الْفَضْلِ وَ الْمَزِيَّة.

ابراهيم بن محمد ثقفي از پدرش از امام صادق عليه السلام روايت كرده است: تسبيح فاطمه دختر رسول خدا صلي الله عليهما و آله تسبيحش از از نخ پشمي پيچيده شده اي كه به عدد تكبيرها بر روي آن گره خورده بود و كه حضرتشان بادستان مباركشان دور مي دادندو تكبيرو تسبيح مي گفتند تا زمانيكه حمزه بن عبد المطلب سيد الشهداء به شهادت رسيدند بعد از آن از تربت او تسبيح درست كردند و مردم نيز به سيره او عمل كردند. آنگاه كه امام حسين عليه السلام به شهادت رسيدند، امر به تربت امام حسين عليه السلام به جاي تربت حمزه سيد الشهداء شد،بعد از آن از تربت امام حسين عليه السلام تسبيح درست كردند؛ به سبب فضيلت ومزيتي كه در تربت امام حسين عليه السلام است.

الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري البغدادي (متوفاي413 هـ)، كتاب المزار مناسك المزار ،ص 150، تحقيق آية الله السيد محمد باقر الأبطحي، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع ـ بيروت، الطبعة: الثانية، 1414هـ ـ 1993م.

طبرسي، حسن بن فضل،متوفاي 548، مكارم الأخلاق،ص281،نشر شريف رضي - قم، چاپ:ششم،1392ق /1970 م.

روايت حنان بن سدير:

وَ رَوَي حَنَانُ بْنُ سَدِيرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام أَنَّهُ قَالَ مَنْ أَكَلَ مِنْ طِينِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام غَيْرَ مُسْتَشْفٍ بِهِ فَكَأَنَّمَا أَكَلَ مِنْ لُحُومِنَا فَإِذَا احْتَاجَ أَحَدُكُمْ لِلْأَكْلِ مِنْهُ لِيَسْتَشْفِيَ بِهِ فَلْيَقُلْ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ اللَّهُمَّ رَبَّ هَذِهِ التُّرْبَةِ الْمُبَارَكَةِ الطَّاهِرَةِ وَ رَبَّ النُّورِ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ وَ رَبَّ الْجَسَدِ الَّذِي سَكَنَ فِيهِ وَ رَبَّ الْمَلَائِكَةِ الْمُوَكَّلِينَ بِهِ اجْعَلْهُ لِي شِفَاءً مِنْ دَاءِ كَذَا وَ كَذَا وَ اجْرَعْ مِنَ الْمَاءِ جُرْعَةً خَلْفَهُ وَ قُلِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ رِزْقاً وَاسِعاً وَ عِلْماً نَافِعاً وَ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ سُقْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَي يَدْفَعُ عَنْكَ بِهَا كُلَّ مَا تَجِدُ مِنَ السُّقْمِ وَ الْهَمِّ وَ الْغَمِّ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَي

حنان بن سدير از پدرش روايت كرده است: امام صادق عليه السلام فرمودند: هر كس خاك قبر امام حسين عليه السلام را بدون نيت شفاء بخورد مثل اين است كه از گوشت بدن ما خورده باشد، پس هر گاه يكي از شما براي شفاء به آن احتياج پيدا كرد بايد بگويد: به نام خدا و با استعانت از خدا، بار خدايا اي پروردگار اين تربت مباركه طاهره، و پروردگار نوري كه بر اين خاك نازل شده است و پروردگار جسدي كه در اين خاك ساكن شده است و پروردگار ملائكه موكل به اين خاك، آن را براي من شفاي از دردم قرار بده، سپس جرعه اي آب بنوشد و بگويد: خداوندا آن را رزق واسع و علم نافع و شفاي از هر دردي و مرضي قرار بده، پس بدرستيكه خداوند متعال دفع مي كند از تو به واسطه اين تربت هر آنچه كه از درد و ناراحتي و اندوه و غم داري، انشاء الله تعالي.

الحر العاملي، محمد بن الحسن (متوفاي1104هـ)، تفصيل وسائل الشيعة إلي تحصيل مسائل الشريعة،ج4 ص265، تحقيق و نشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، الطبعة: الثانية، 1414هـ.

روايت محمد بن مارد عن عمته:

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَارِدٍ عَنْ عَمَّتِهِ قَالَتْ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَقُولُ إِنَّ فِي طِينِ الْحَائِرِ الَّذِي فِيهِ الْحُسَيْنُ عليه السلام شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ أَمَاناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ.

محمد بن مارد از عمه اش روايت كرده است: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمودند: در خاك حائر حسيني عليه السلام شفاي از هر درد و امان از هر خوفي است.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاي367هـ)، كامل الزيارات،ص467، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولي1417هـ

شفا دادن، تنها به دست خداوند است

تا اين جا ثابت شد كه يكي از ويژگي هاي امام حسين عليه السلام اين است كه تربت مباركش شفابخش است و تربت ديگري را جز تربت آن حضرت شفاء دهنده نيست؛ البته از ديدگاه شيعه اين تربت مباركه به خودي خود شفاء نمي دهد؛ بلكه منحصرا به اذن پرودگار شفاء مي دهد؛ يعني اين خداوند است كه در خاك كربلا شفا قرار داده است؛ همانطور كه در آداب خوردن تربت مباركه نيز به آن تصريح شده است كه با گفتن «بسم الله» و بردن نام خداوند و با استعانت از خدا، خورده شود:

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْبَصْرِيِّ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: طِينُ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ إِذَا أَكَلْتَهُ فَقُلْ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ رِزْقاً وَاسِعاً وَ عِلْماً نَافِعاً وَ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ إِنَّكَ عَلي كُلِّ شَيْ ءٍ قَدِيرٌ.

از محمد بن اسماعيل البصري از بعض رجالش از امام صادق (ع) روايت شده است كه خاك قبر امام حسين(ع) شفاي از هر دردي است، در هنگام خوردن بگو: به نام خدا و با استعانت از خدا، خداوندا آن را رزق واسع و علم نافع قرار بده و شفاي از هر دردي قرار بده، بدرستيكه فقط تو بر هر كاري توانا هستي.

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاي367هـ)، كامل الزيارات، ص461تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولي1417هـ

روايات شيعه و سني نيز گوياي اين است كه شفاء، تنها به دست خداوند است و او است شفاء را در آنچه بخواهد قرار دهد.

مرحوم كليني در كافي خود روايتي را ذكر كرده است:

عَنْ حُسَيْنٍ الْخُرَاسَانِيِّ وَ كَانَ خَبَّازاً قَالَ: شَكَوْتُ إِلَي أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام وَجَعاً بِي فَقَالَ إِذَا صَلَّيْتَ فَضَعْ يَدَكَ مَوْضِعَ سُجُودِكَ ثُمَّ قُلْ بِسْمِ اللَّهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، صاشْفِنِي يَا شَافِي، لَا شِفَاءَ إِلَّا شِفَاؤُكَ شِفَاءً لَا يُغَادِرُ سُقْماً، شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ سُقْمٍ.

حسين خراساني از دردي كه در من بود به محضر امام صادق عليه السلام عرض حال كردم فرمودند پس از نماز دستانت را در موضع سجودت قرار بده سپس بگو: بِسْمِ اللَّهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، ص مرا شفاء بده اي شفاء دهنده، شفايي نيست جز شفاي تو ، آنچنان شفايي كه ترك نمي كند هيچ بيماري را، شفاي از هردرد و بيماري.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاي328 هـ)، الأصول من الكافي، ج2، ص567، ناشر: اسلاميه ، تهران ، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

همچنين شيخ حر عاملي در كتاب وسائل الشيعه مي نويسد:

عن محمد بن مسلم، عن أبي جعفر عليه السلام قال:... إنما الشفاء بيد الله.

محمد بن مسلم روايت كرده است: امام باقر عليه السلام فرمودند: شفاء فقط به دست خداست.

الحر العاملي، محمد بن الحسن (متوفاي1104هـ)، تفصيل وسائل الشيعة إلي تحصيل مسائل الشريعة، ج17، ص182، تحقيق و نشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، الطبعة: الثانية، 1414هـ..

و بخاري در صحيح خود از عايشه نقل كرده است:

عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا " أَنَّ النَّبِيَّ (ص) كَانَ يُعَوِّذُ بَعْضَ أَهْلِهِ يَمْسَحُ بِيَدِهِ الْيُمْنَي، وَيَقُولُ: اللَّهُمَّ رَبَّ النَّاسِ، أَذْهِبْ الْبَاسَ اشْفِهِ وَأَنْتَ الشَّافِي، لَا شِفَاءَ إِلَّا شِفَاؤُكَ، شِفَاءً لَا يُغَادِرُ سَقَمًا ".

از عايشه روايت شده است: پيامبر خدا صلي الله عليه و آله بعضي از اهل خود را براي تعويذ با دست راست خود مسح مي كرد و مي فرمود: "خداوندا، اي پرودگار مردم، درد را از او ببر و شفايش ده و تو شفا دهنده اي و شفايي جز شفاي تو نيست، شفايي كه ترك نمي كند هيچ بيماري را».

البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج5، ص2168، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

در نتيجه از ديدگاه شيعه و سني، «شفا» دادن تنها در اختيار خداوند است و البته قادر است كه «شفا» را در هرچه كه بخواهد قرار دهد.

البته اين بدان معني نيست كه خداوند نيازي به واسطه داشته باشد؛ بلكه سنت خداوند اينچنين بوده است كه به واسطه هايي به بندگانش ياري مي رساند؛ همانطوري كه خداوند پيام خود را به وسيله فرشتگان و پيامبران به بندگانش مي رساند؛ بي آن كه نيازمند فرشته يا پيامبري باشد.

اسباب شفا از ديدگاه آيات و روايات اهل سنت

طبق آيات قرآن و روايات، خداوند قادر و حكيم، شفاء را در بعضي از آِيات و اذكار و همچنين اشياء اعم از اطعمه و اشربه قرار داده است.

موارد بسياري را مي توان يافت كه در قرآن و روايات شيعه يا سني تصريح شده است كه خداوند به وسيله آن چيزها شفا مي دهد كه ما به چند مورد به صورت خلاصه اشاره خواهيم كرد:

قرآن شفاست

خداوند كريم در قرآن مي فرمايد:

وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآَنًا أَعْجَمِيًّا لَقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آَيَاتُهُ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آَمَنُوا هُدًي وَشِفَاءٌ وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آَذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًي أُولَئِكَ يُنَادَوْنَ مِنْ مَكَانٍ بَعِيدٍ. فصلت/44.

و اگر [اين كتاب را ] قرآني غير عربي گردانيده بوديم، قطعاً مي گفتند: «چرا آيه هاي آن روشن بيان نشده؟ كتابي غير عربي و ] مخاطب آن ]عرب زبان؟» بگو:«اين ] كتاب ]براي كساني كه ايمان آورده اند رهنمود و درماني است، و كساني كه ايمان نمي آورند در گوشهايشان سنگيني است و قرآن برايشان نامفهوم است، و ] گويي ]آنان را از جايي دور ندا مي دهند! (فصّلت:44 )

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآَنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا. الإسراء/ 82.

و ما آنچه را براي مؤمنان مايه درمان و رحمت است از قرآن نازل مي كنيم، و ] لي ] ستمگران را جز زيان نمي افزايد.

«عسل» شفاست

ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآَيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ. النحل/69.

سپس از همه ميوه ها بخور، و راههاي پروردگارت را فرمانبردارانه، بپوي. ] آنگاه ] از درون [شكم] آن، شهدي كه به رنگهاي گوناگون است بيرون مي آيد. در آن، براي مردم درماني است. راستي در اين ] زندگي زنبوران ] براي مردمي كه تفكر مي كنند نشانه ] قدرت الهي ] است.

«فاتحه الكتاب» شفاست

ابوبكر بيهقي در شعب الإيمان مي نويسد:

عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، أَنَّهُ قَالَ: رَأَيْتُ النَّبِيَّ (ص)... ثُمَّ قَالَ: " يَا جَابِرُ، أَلا أُخْبِرُكَ بِخَيْرِ سُورَةٍ نَزَلَتْ فِي الْقُرْآنِ؟ "، قَالَ: قُلْتُ: بَلَي يَا رَسُولَ اللَّهِ، قَالَ: " فَاتِحَةُ الْكِتَابِ، قَالَ عَلِيٌّ: وَأَحْسَبُهُ، قَالَ: فِيهَا شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ ".

از جابر بن عبدالله انصاري نقل شده است: رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود اي جابر! آيا تو را خبر ندهم به بهترين سوره اي كه در قرآن نازل شده، عرض كردم بلي يا رسول الله صلي الله عليه و آله ، فرمودند: «فاتحه الكتاب» بزرگ است و من آن را بزرگ مي شمارم فرمود: در آن شفاي از هر دردي است.

البيهقي، أحمد بن الحسين بن علي بن موسي ابوبكر (متوفاي458هـ) شعب الإيمان، تحقيق: محمد السعيد بسيوني زغلول، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولي، 1410هـ.، ص797.

خاك مدينه و آب دهان بعضي از ما شفا است

محمد بن اسماعيل بخاري در صحيح خود مي نويسد كه خاك مدينه و آب دهان برخي از افراد شفا است:

عن عَائِشَةَ قالت كان النبي صلي الله عليه وسلم يقول في الرُّقْيَةِ تُرْبَةُ أَرْضِنَا وَرِيقَةُ بَعْضِنَا يُشْفَي سَقِيمُنَا بِإِذْنِ رَبِّنَا.

عايشه از رسول خدا صلي الله عليه و آله روايت كرده است كه با رقيه كردن با خاك زمين ما و آب دهان بعضي از ما شفا مي يابد مريض ما به اذن پروردگار ما.

البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج5، ص2168، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

«بال مگس» شفاست

أَبَا هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، يَقُولُ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): " إِذَا وَقَعَ الذُّبَابُ فِي شَرَابِ أَحَدِكُمْ فَلْيَغْمِسْهُ، ثُمَّ لِيَنْزِعْهُ فَإِنَّ فِي إِحْدَي جَنَاحَيْهِ دَاءً وَالْأُخْرَي شِفَاءً "

اباهريره از رسول خدا صلي الله عليه و آله روايت كرده است: هرگاه پشه در نوشيدني شما افتاد، آن را در نوشيدني خود غرق كنيد ، بعد از آن خارج كنيد، پس به درستيكه در يك بال آن مرض و در يك بال آن شفاست.[شايد بالي كه در آن مرض است در نوشيدني شما فرو رفته باشد]

البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج5ص 2180 تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

«آب قارچ (كمأه)» شفاي چشم است

عن سَعِيدِ بن زَيْدٍ رضي الله عنه قال قال رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم الْكَمْأَةُ من الْمَنِّ وَمَاؤُهَا شِفَاءٌ لِلْعَيْنِ .

سعيد بن زيد روايت كرده است رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود : كماه[كه همان قارچ است] از « منّ » است [من طعامهايي كه خداوند براي بني اسرائيل نازل كرد] و آب قارچ شفاي چشم است.

البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري،ج4، ص1700/ ج5ص 2159 تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

سياه دانه (الحبه السوداء) شفاست

عن خَالِدِ بن سَعْدٍ قال خَرَجْنَا وَمَعَنَا غَالِبُ بن أَبْجَرَ فَمَرِضَ في الطَّرِيقِ فَقَدِمْنَا الْمَدِينَةَ وهو مَرِيضٌ فَعَادَهُ بن أبي عَتِيقٍ فقال لنا عَلَيْكُمْ بِهَذِهِ الْحُبَيْبَةِ السَّوْدَاءِ فَخُذُوا منها خَمْسًا أو سَبْعًا فَاسْحَقُوهَا ثُمَّ اقْطُرُوهَا في أَنْفِهِ بِقَطَرَاتِ زَيْتٍ في هذا الْجَانِبِ وفي هذا الْجَانِبِ فإن عَائِشَةَ حَدَّثَتْنِي أنها سَمِعَتْ النبي صلي الله عليه وسلم يقول إِنَّ هذه الْحَبَّةَ السَّوْدَاءَ شِفَاءٌ من كل دَاءٍ إلا من السَّامِ قلت وما السَّامُ قال الْمَوْتُ.

خالد بن سعد مي گويد به همراه غالب بن ابجر به مسافرت رفته بوديم كه در بين راه مريض شد وقتي هم كه به مدينه رسيديم همچنان مريض بود، ابو عتيق به عيادتش آمد به ما گفت بر شما باد سياه دانه پنج يا هفت دانه از آن را كوبيده و بهمراه روغن زيتون در هر دوسوراخ بيني او بريزيد به درستيكه عايشه از رسول خدا صلي الله عليه و آله براي من روايت كرد: «سياه دانه شفاي تمامي درد هاست مگر از سام، سوال كردم سام چيست؟ فرمودند: مرگ».

البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج5، ص2154،تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

«حجامت» شفاست

أَنَّ جَابِرَ بن عبد اللَّهِ رضي الله عنهما دعا الْمُقَنَّعَ ثُمَّ قال لَا أَبْرَحُ حتي تَحْتَجِمَ فَإِنِّي سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم يقول إِنَّ فيه شِفَاءً

جابر بن عبد الله انصاري مقنع را فراخواند، سپس گفت مفارقت نمي كنم ؛ مگر اينكه حجامت كنم، من از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم شنيدم كه فرمودند در حجامت شفاست.

البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري،، ج5ص 2156،،تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

«عود هندي » شفاست

عَنْ أُمِّ قَيْسٍ بِنْتِ مِحْصَنٍ قَالَتْ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (ص) يَقُولُ: " عَلَيْكُمْ بِهَذَا الْعُودِ الْهِنْدِيِّ، فَإِنَّ فِيهِ سَبْعَةَ أَشْفِيَةٍ: يُسْتَعَطُ بِهِ مِنَ الْعُذْرَةِ، وَيُلَدُّ بِهِ مِنْ ذَاتِ الْجَنْبِ "،....

ام قيس دختر محصن روايت كرده است : رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: برشما باد عود هندي؛ زيرا در آن هفت شفاي از هفت درد است كه از آن جمله است مريضي ذات الجنب (التهاب و تحريك پرده ذات الجنب).

البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج5، ص2155/2160،تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

النيسابوري القشيري، ابوالحسين مسلم بن الحجاج (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم،ج 4ص 1734، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

عَنْ عَائِشَةَ: أَنَّ امْرَأَةً دَخَلَتْ عَلَي رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَمَعَهَا صَبِيٌّ يَسِيلُ مَنْخَرَاهُ دَمًا، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص):" عَلامَ تَدْغَرْنَ أَوْلادَكُنَّ؟ أَلا أَخَذْتِ قُسْطًا بَحَرِيًّا، ثُمَّ أَسْعَطْتِهِ إِيَّاهُ، فَإِنَّ فِيهِ شِفَاءً مِنْ سَبْعَةِ أَدْوِيَةٍ إِحْدَاهُنَّ ذَاتُ الْجُنُبِ ".

از عايشه روايت شده است زني به همراه فرزندش بر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم وارد شدند و از سوراخهاي بيني او خون جاري بود، رسول خدا صلي الله عليه و آله به او فرمودند:

با چه چيزي اولاد خود را بخور مي دهيد (درمان مي كنيد)؟ چرا قسط بحري تهيه نمي كني و در بيني اش نمي گذاري، بدرستيكه در آن شفاء از هفت درد است كه يكي از آن ذات الجنب است.

الهيثمي، ابوالحسن نور الدين علي بن أبي بكر (متوفاي 807 هـ)، كشف الإستار عن زوائد البزار علي الكتب الستة، ص881، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي، ناشر: مؤسسة الرسالة ـ بيروت، الطبعة: الأولي، 1399هـ ـ 1979م.

تلبينه شفاست

عَنْ عَائِشَةَ زَوْجِ النَّبِيِّ (ص) فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: " التَّلْبِينَةُ مُجِمَّةٌ لِفُؤَادِ الْمَرِيضِ تَذْهَبُ بِبَعْضِ الْحُزْنِ "

از عايشه نقل شده است: من از رسول خدا صلي الله عليه و آله شنيدم فرمودند تلبينه دل مريض را قرص و محكم مي كند و اندوه را از بين مي برد.

البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج5، ص2067 تحقيق: د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

التلبينة حساء يتخذ من دقيق أو نخالة ويجعل فيه عسل وإنما سميت تلبينة تشبيهاً باللبن لبياضها ورقتها

ثعالبي گفته است: تلبينه غذاي پخته شده اي است كه از آرد يا نخاله آن وروغن درست شده است كه در آن عسل ريخته شده باشد، و وجه تسميه آن شباهتش به شير است به سبب سفيدي و رقيق بودن آن.

عبد الملك بن محمد بن إسماعيل أبو منصور الثعالبي (متوفاي429، فقه اللغة، ج1، ص58.

عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ أَبِي طَلْحَةَ، عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: " فِي التَّلْبِينَةِ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ ".

از اسحاق بن ابي طلحه روايت شده كه رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند: در تلبينه شفاي از هر درد است.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاي852هـ)، المطالب العالية بزوائد المسانيد الثمانية، ج11، ص38، تحقيق: د. سعد بن ناصر بن عبد العزيز الشتري، ناشر: دار العاصمة/ دار الغيث، الطبعة: الأولي، السعودية - 1419هـ.

«نماز» شفاست

عَنْ أَبِي هُرَيْرَة، قَالَ: مَا هَجَّرْتُ، إِلَّا وَجَدْتُ النَّبِيَّ (ص) يُصَلِّي، قَالَ: فَصَلَّي، ثُمَّ قَالَ: " اشِكَنْبْ دَرْدْ؟ ". قَالَ: قُلْتُ: لَا، قَالَ: " قُمْ فَصَلِّ، فَإِنَّ فِي الصَّلَاةِ شِفَاءً ".

ابوهريره از رسول خدا صلي الله عليه و آله روايت كرده است: رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند: اي ابا هريره! آيا شكمت درد مي كند؟ عرض كردم: بلي. فرمودند: بلند شو نماز بخوان به راستي در نماز شفاست.

الشيباني، ابوعبد الله أحمد بن حنبلتوفاي241هـ)، مسند أحمد بن حنبل،ج2 ص390 ناشر: مؤسسة قرطبة - مصر.

« ذكر لا حول ولا قوه الا بالله » شفاست

عَنْ بَهْزِ بْنِ حَكِيمٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدِّهِ، عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: أَكْثِرُوا مِنْ قَوْلِ: لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ، فَإِنَّهُ كَنْزٌ مِنْ كُنُوزِ الْجَنَّةِ، وَإِنَّ فِيهِ شِفَاءً مِنْ تِسْعَةٍ وَتِسْعِينَ دَاءً، أَوَّلُهَا الْهَمُّ.

از بهز بن حكيم از پدرش و پدرش از جدش از رسول خدا(ص) روايت كرده: آن حضرت فرمودند: ذكر لاحول و لا قوة الا بالله را زياد بگوييد ؛ زيرا اين ذكر گنجي از گنجهاي بهشتي است و در آن شفاي نود ونه درد است كه اولين آنها اندوه است.

ابوالقاسم سليمان بن أحمد بن أيوب (متوفاي360هـ)، المعجم الأوسط، ج1 ص289 ،تحقيق: طارق بن عوض الله بن محمد، عبد المحسن بن إبراهيم الحسيني، ناشر: دار الحرمين - القاهرة - 1415هـ.

«غبار مدينه» شفاست

عَنْ إِسْمَاعِيل بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ ثَابِتِ بْنِ قَيْسِ بْنِ شَمَّاسٍ، عَنْ أَبِيهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): غُبَارُ الْمَدِينَةِ شِفَاءٌ مِنَ الْجُذَامِ.

اسماعيل بن محمد بن ثابت بن قيس بن شماس از پدرش از رسول خدا صلي الله عليه و آله روايت كرده است: گرد وغبار شهر مدينه شفاي از جذام است.

السيوطي، جلال الدين أبو الفضل عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ)، الفتح الكبير في ضم الزيادة إلي الجامع الصغير، ج2 ص242، دار الفكر - بيروت / لبنان - 1423هـ - 2003م، الطبعة: الأولي، تحقيق: يوسف النبهاني.

أبو البقاء محمد بن أحمد بن محمد ابن الضياء المكي الحنفي الوفاة: 854هـ، تاريخ مكه المكرمه و مسجد الحرام تاريخ مكة المشرفة والمسجد الحرام والمدينة الشريفة والقبر الشريف، ج1، ص234، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1424هـ - 2004م، الطبعة: الثانية، تحقيق: علاء إبراهيم، أيمن نصر

«خرماي عجوه منطقه عاليه» شفاست

عَنْ عَائِشَةَ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: " إِنَّ فِي عَجْوَةِ عجوة الْعَالِيَةِ شِفَاءً....

عايشه از رسول خدا صلي الله عليه و آله روايت كرده است كه: به درستيكه در خرماي عجوة منطقه عاليه شفاست....

النيسابوري القشيري، ابوالحسين مسلم بن الحجاج (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج3 ص1619 تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

النسائي، ابوعبد الرحمن أحمد بن شعيب بن علي (متوفاي303 هـ)، السنن الكبري، ج4ص 369، تحقيق: د.عبد الغفار سليمان البنداري، سيد كسروي حسن، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولي، 1411 - 1991.

الشيباني، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاي241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج6 ص105 ناشر: مؤسسة قرطبة - مصر.

«دنبه گوسفند اعرابي» شفاست

أَنَسَ بْنَ مَالِكٍ، يَقُولُ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: " شِفَاءُ عِرْقِ النَّسَا، أَلْيَةُ شَاةٍ أَعْرَابِيَّةٍ تُذَابُ، ثُمَّ تُجَزَّأُ ثَلَاثَةَ أَجْزَاءٍ، ثُمَّ يُشْرَبُ عَلَي الرِّيقِ فِي كُلِّ يَوْمٍ جُزْءٌ "

انس بن مالك از رسول خدا صلي الله عليه و آله روايت مي كند كه شفاي سياتيك، ذوب شده ي دنبه گوسفند اعرابي است، كه سه قسمت شود و در هر روز يك سوم آن ناشتا نوشيده شود.

الحاكم النيسابوري، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاي405 هـ)، المستدرك علي الصحيحين، ج4، ص229 تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولي، 1411هـ - 1990.

«بول شتر و شير او» شفاست

أَنَّ ابْنَ عَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): " إِنَّ فِي أَبْوَالِ الْإِبِلِ وَأَلْبَانِهَا، شِفَاءً لِلذَّرِبَةِ بُطُونُهُمْ "

ابن عباس از رسول خدا صلي الله عليه و آله نقل كرده: در بول و شير شتر شفاي ذربه شكم («ذرب» به تحريك راء دردي است كه عارض بر معده مي شود و غذا هضم نمي شود و در آن فاسد مي شود و «ذرب» به سكون راء دردي است كه عارض بر كبد مي شود.مجمع البحرين / ج 2 /ص 58 ) است.

الطبراني، ابوالقاسم سليمان بن أحمد بن أيوب (متوفاي360هـ)، المعجم الكبير، ج12 ص238تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ناشر: مكتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانية، 1404هـ - 1983م.

«استنجاء با آب » شفاي بواسير است

عَنْ عَائِشَةَ " أَنَّ نِسْوَةً مِنْ أَهْلِ الْبَصْرَةِ دَخَلْنَ عَلَيْهَا، فَأَمَرَتْهُنَّ أَنْ يَسْتَنْجِينَ بِالْمَاءِ، وَقَالَتْ: مُرْنَ أَزْوَاجَكُنَّ بِذَلِكَ، فَإِنَّ النَّبِيَّ (ص) كَانَ يَفْعَلُهُ، وَهُوَ شِفَاءٌ مِنَ الْبَاسُورِ "

از عايشه نقل شده است كه زناني از اهل بصره بر او وارد شدند آنها را امر كرد كه با آب استنجاء كنند. سپس به آنان توصيه كرد كه به شوهرانشان هم امر به استنجاء به آب كنند، استنجاء به آب از سنت نبوي بوده است و استنجاء با آب شفاي از بواسير است.

الشيباني، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاي241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج6ص93، ناشر: مؤسسة قرطبة - مصر.

گياه «سنا» شفاست

عَنْ أَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَيْسٍ، قَالَتْ: قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ (ص): "... فَقَالَ: " لَوْ كَانَ شَيْءٌ يَشْفِي مِنَ الْمَوْتِ كَانَ السَّنَا، أَوِ السَّنَا شِفَاءٌ مِنَ الْمَوْتِ.

از اسماء بنت عميس نقل شده است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله به من فرمود:... اگر چيزي شفاي از مرگ باشد آن چيز گياه «سنا» است، يا سنا شفاي از مرگ است.

الشيباني، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاي241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج6 ص369 ناشر: مؤسسة قرطبة - مصر.

الحاكم النيسابوري، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاي405 هـ)، المستدرك علي الصحيحين،ج4، ص448، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولي، 1411هـ - 1990.

«شير گاو» شفاست

عَنْ طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَآَلِهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: " مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ دَاءٍ إِلا وَقَدْ أَنْزَلَ لَهُ شِفَاءً، وَفِي أَلْبَانِ الْبَقَرِ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ ".

طارق بن شهاب از عبد الله از رسول خدا صلي الله عليه و آله روايت كرده است: خداوند هيچ دردي را خلق نكرده؛ مگر اينكه دوايش را آفريده است و در شير گاو شفاي براي تمامي دردهاست.

الحاكم النيسابوري، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاي405 هـ)، المستدرك علي الصحيحين، 4، ص218، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولي، 1411هـ - 1990،

النسائي، ابوعبد الرحمن أحمد بن شعيب بن علي (متوفاي303 هـ)، السنن الكبري، ج4، ص371، تحقيق: د.عبد الغفار سليمان البنداري، سيد كسروي حسن، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولي، 1411 - 1991.

هليله سياه (ِالْهِلِيلِجِ الأَسْوَدِ) شفاست

عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَآَلِهِ وَسَلَّمَ: " عَلَيْكُمْ بِالْهِلِيلِجِ الأَسْوَدِ، فَاشْرَبُوهُ، فَإِنَّهُ شَجَرَةٌ مِنْ شَجَرِ الْجَنَّةِ، طَعْمُهُ مُرٌّ، وَهُوَ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ ".

ابوهريره از رسول خدا صلي الله عليه و آله روايت كرده است كه بر شماست كه هليله سياه بخوريد ؛ چون هليله سياه يك درخت بهشتي است و طعم تلخي دارد و شفاي براي تمامي دردهاست.

الحاكم النيسابوري، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاي405 هـ)، المستدرك علي الصحيحين، ج4، ص448، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولي، 1411هـ - 1990.

«نمك» شفاست

عَنْ عَلِيٍّ رَضِيَ اللّهُ عَنْهُ، قَالَ: قَالَ لِي رَسُولُ اللَّهِ (ص): " إِذَا أَكَلْتَ فَابْدَأْ بِالْمِلْحِ، وَاخْتِمْ بِالْمِلْحِ، فَإِنَّ الْمِلْحَ شِفَاءُ سَبْعِينَ دَاءً، أَوَّلِهَا الْجُنُونِ وَالْجُذَامِ، وَالْبَرَصِ، وَوَجَعِ الْأَضْرَاسِ، وَوَجَعِ الْحَلْقِ، وَوَجَعِ الْبَطْنِ ".

علي عليه السلام (ع) از رسول خدا صلي الله عليه و آله روايت فرمود: هنگام غذا خوردن با نمك شروع كن و با نمك پايان بده، به درستيكه نمك شفاي هفتاد درد است، از آن جمله است جنون و جذام و پيسي و ورم لثه و ورم حلق و و ورم شكم است.

العسقلاني، ابن حجر ،متوفاي 852 المطالب العاليه بزوائد المسانيد الثمانيه،ج 10، ص705، دار النشر العاصمه - الغيث المملكه العربيه السعوديه محقق عبد الله بن عبد المحسن بن احمد التوجيري الطبعه الاولي، عام 1998 م - 1419 هـ.

پرپين (يا الرِّجْلَةِ يا الفرفحينه يا سرمه يا خرفه) شفاست

إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَسْلَمِيُّ، عَنْ ثَوْرٍ، قَالَ: مَرَّ النَّبِيُّ (ص) بِالرِّجْلَةِ، وَفِي رِجْلِهِ قُرْحَةٌ، فَدَاوَاهَا بِهَا، فَبَرَأَتْ، فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): " بَارَكَ اللَّهُ فِيكِ، انْبُتِي حَيْثُ شِئْتِ، فَأَنْتِ شِفَاءٌ مِنْ سَبْعِينَ دَاءً، أَدْنَاهُ الصُّدَاعُ ".

ابراهيم بن محمد اسلمي از ثور روايت كرده است كه رسول خدا صلي الله عليه و آله از كنار بوته رجله اي (پرپين يا خرفه ) عبور كردند و بوسيله آن كوبيدگي كه در پاي مباركشان بود درمان كردند سپس به آن خطاب كردند رشد كن هرجا كه بخواهي زيرا تو شفا دهنده هفتاد درد هستي كه كمترينش سردرد است.

الحارث بن أبي أسامة / الحافظ نور الدين الهيثمي الوفاة: 282بغية الباحث عن زوائد مسند الحارث، ج2، ص579، دار النشر: مركز خدمة السنة والسيرة النبوية - المدينة المنورة - 1413 - 1992، الطبعة: الأولي، تحقيق: د. حسين أحمد صالح الباكري

«بادمجان» شفاست

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: كُنَّا فِي وَلِيمَةِ رَجُلٍ مِنَ الأَنْصَارِ، فَأَتَي بِطَعَامٍ فِيهِ بَاذِنْجَانُ، فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الْقَوْمِ: يَا رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِنَّ الْبَاذِنْجَانَ يُهَيِّجُ الْمرارَ وَيُيَبِّسُ اللِّسَانَ، فَأَكَلَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) بَاذِنْجَانَةً فِي لُقْمَةٍ، فَأَعَادَ الرَّجُلُ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): " إِنَّمَا الْبَاذِنْجَانُ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ، وَلا دَاءَ فِيهِ ".

از ابن عباس مي گويد ما بر خوان وليمه مردي از انصار بوديم كه غذايي آورد كه در آن بادمحان بود، مردي از قوم گفت يا رسول الله (ص) بادمجان تلخي ها را زياد دارد و زبان را خشك مي كند، پس حضرت بادمجان كوچكي را دريك لقمه خوردند آن مرد باز هم همان حرفها را تكرار كرد، رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: بادمجان شفاي از هر دردي است و مرضي در آن نيست.

عبد الرحمن بن محمد بن احمد بن فضاله النيسابوري، متوفاي 420، فوائد ابي علي بن فضاله،، ص4.

«پنير به همراه گردو» شفاست

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): الْجُبْنُ دَاءٌ فَإِذَا أُكِلَ بِالْجَوْزِ فَهُوَ شِفَاءٌ.

از ابن عباس نقل شده است: «رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند: پنير مرض است؛ اما هنگاميكه با گردو خورده شود شفاست. »

الرافعي القزويني، عبد الكريم بن محمد (متوفاي 623 هـ)، التدوين في أخبار قزوين، ج1،، ص457، تحقيق: عزيز الله العطاري، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1987م.

«نوشيدن اضافه وضوء مؤمن » شفاست

عَبْدَ اللَّهِ بْنَ بِشْرٍ، وَجَمَاعَةً مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ (ص) يَقُولُونَ: سَمِعْنَا النَّبِيَّ (ص) يَقُولُ: " الشُّرْبُ مِنْ فَضْلِ وُضُوءِ الْمُؤْمِنِ فِيهِ شِفَاءٌ مِنْ سَبْعِينَ دَاءً أَدْنَاهُمُ الْهَمُّ".

عبد الله بن شبر و جماعتي از اصحاب پيامبر (ص) از رسول خدا صلي الله عليه و آله نقل كرده اند: خوردن اضافه آب وضوي مومن شفاي از هفتاد درد است كه كوچكترين آنها اندوه است.

ابن الجوزي، عبد الرحمن بن علي بن الجوزي (متوفاي 597 هـ)، العلل المتناهية في الأحاديث الواهية، ج1، ص352، تحقيق: خليل الميس، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولي 1403.

«آب زمزم» شفاست

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): " مَاءُ زَمْزَمَ لِمَا شُرِبَ لَهُ، فَإِنْ شَرِبْتَهُ تَسْتَشْفِي بِهِ شَفَاكَ اللَّهُ، وَإِنْ شَرِبْتَهُ مُسْتَعِيذًا عَاذَكَ اللَّهُ، وَإِنْ شَرِبْتَهُ لِيَقْطَعَ ظَمَأَكَ قَطَعَهُ ".

ابن عباس از رسول خدا صلي الله عليه و آله روايت كرده است آب زمزم براي هر آنچه نوشيده شود (برآورده مي شود ) اگر نوشيدي كه شفا پيدا كني خدا تو را شفاء مي دهد، اگر به نيت استعاذه بنوشي خداوند تورا پناه مي دهد، و اگر براي رفع تشنگي نوشيدي تشنگي ات را رفع مي كند.

الحاكم النيسابوري، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاي405 هـ)، المستدرك علي الصحيحين، ج1، ص646 تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولي، 1411هـ - 1990،

سيره عملي اهل سنت در استشفاء

آب غسل ابن تيميه شفا است

ابن كثير دمشقي، در شرح حال استادش ابن تيميه حراني مي نويسد كه در تشييع جنازه ابن تيميه، مردم كارهاي خارق العاده اي كردند؛ از جمله اين كه تعدادي از مردم آب باقي مانده از غسل ابن تيميه را نوش جان كردند:

وحضَرها نساءٌ كثيرات بحيثُ حُزِرْنَ بخَمْسَةَ عَشَرَ ألفا (امرأة غير اللاتي كن علي الاسطحة وغيرهن الجميع يترحمن ويبكين عليه فيما قيل) وأما الرجال فحُزِرُوا بستين ألفا وأكثر إلي مائتي ألفٍ وشَرِبَ جماعةٌ الماءَ الذي فَضَلَ من غَسْلِه واقْتَسَمَ جماعةٌ بَقِيَّةِ السِّدرِ الذي غُسِّلَ به وقيل: إن الطاقِيّةِ التي كانت علي رأسه دُفِعَ فيها خَمْسُمائةِ درهمٍ وقيل: أن الخَيْطِ الذي كان فيه الزَّئْبَقُ الذي كان في عُنُقِه بسبب القَمْلِ مائة وخمسونَ درهماً....

در تشييع جنازه ابن تيميه زنان زيادي شركت كرده بودند؛ به طوري كه پانزده هزار نفر تخمين زده مي شدند؛ غير از آن ها كه از بالاي بام ها نگاه مي كردند، همه آن ها براي ابن تيميه گريه مي كردند و براي او طلب رحمت مي كردند. اما مرد ها شصت تا دويست هزار نفر تخمين زده مي شدند. گروهي از تشييع كنندگان، باقي مانده آب غسل ابن تيميه را نوش جان كردند، گروه ديگري باقي مانده سدر او را بين خود تقسيم كردند. گفته شده كه گلاهي را كه او بر سر داشت به پانصد درهم خريدند و همچنين گفته شده كه ريسماني را كه به جيوه آغشته كردند و براي دفع شپش هاي او روي جنازه انداخته بودند، شخصي به صد و پنجاه درهم خريد....

ابن كثير الدمشقي، ابوالفداء إسماعيل بن عمر القرشي (متوفاي774هـ)، البداية والنهاية، ج14، ص136، ناشر: مكتبة المعارف - بيروت.

وقتي پيروان ابن تيميه، آب غسل او را به منظور استشفا مي خوردند، چرا به خاك كربلا و... اشكال مي گيرند؟

خاك قبر ابن تيميه شفا است

ابن ناصر الدين دمشقي يكي از فضائل ابن تيميه را شفا دادن خاك قبر او شمرده است. وي در كتاب الرد الوافر مي نويسد:

قال علي بن عبد الكريم ابن الشيخ سراج الدين البغدادي الاصل البطايحي المزي أخبرني بشيء غريب قال: كنت شابا وكانت لي بنت حصل لها رمد وكان لنا اعتقاد في ابن تيمية وكان صاحب والدي ويأتي الينا ويزور والدي فقلت في نفسي لآخذن من تراب قبر ابن تيمية فلأكحلها به فانه طال رمدها ولم يفد فيها الكحل فجئت الي القبر فوجدت بغداديا قد جمع من التراب صررا فقلت ما تصنع بهذا؟ قال أخذته لوجع الرمد أكحل به أولادا لي فقلت: وهل ينفع ذلك؟ فقال: نعم! وذكر أنه جربه فازددت يقينا فيما كنت قصدته فأخذت منه فكحلتها وهي نائمة فبرأت قال وحكيت ذلك لابن قاضي الجبل يعني الامام شرف الدين أبا العباس أحمد ابن الحسن بن عبد الله بن شيخ الاسلام أبي عمر المقدسي قال وكان يأتي الينا فأعجبه ذلك وكان يسألني ذلك بحضرة الناس فأحكيه ويعجبه ذلك.

علي بن عبد الكريم داستان عجيبي را براي من نقل كرد و گفت:

من جوان بودم و دختري داشتم كه چشم درد داشت، ما به ابن تيميه اعتقاد داشتيم، او رفيق پدرم بود و پيش ما مي آمد و با پدرم ديدار مي كرد. با خودم گفتم كه از خاك قبر ابن تيميه بردارم و آن را در چشم دخترم همانند سرمه بمالم؛ چون چشم درد او طولاني شده بود و هيچ سرمه اي نيز فايده نداشت. پس سر قبر ابن تيميه رفتم، ديدم مردي بغدادي خاك هاي قبر ابن تيميه را در كيسه هاي جمع مي كند، گفتم: با اين ها چه مي كني؟ گفت: من آن ها را براي درد چشم بر مي دارم تا آن ها به چشم فرزندان خود همانند سرمه بمالم. گفتم: ايا اين خاك فايده دارد؟ گفت: بلي من آن را تجربه كرده ام.

پس بر يقينم افزوده شد و مقداري از خاك قبر را برداشتم و آن را به چشم دخترم ماليدم؛ در حالي كه او خوابيده بود؛ پس فورا چشمش بينا شد.

اين داستان را شيخ الإسلام ابوعمر مقدسي در ميان گذاشتم او نيز تعجب كرد، اين قضيه را از من در حضور مردم سؤال كرد من نيز داستان را نقل كردم

ابن ناصرالدين الدمشقي، ابو عبدالله شمس الدين محمد بن عبدالله (متوفاي842هـ)، الرد الوافر علي من زعم بان من سمي ابن تيمة شيخ الاسلام كافر، ص39، مطبعة كردستان العلميه ـ مصر، 1329هـ.

وقتي خاك قبر ابن تيميه، شفا باشد، چه اشكالي دارد كه خداوند همين اثر را در خاك قبر سيد الشهداء عليه السلام قرار داده باشد؟

خاك قبر بخاري شفا است

آقاي ذهبي در كتاب خود در مورد وفات و دفن بخاري نوشته است:

«واما التراب، فانّهم كانوا يرفعون عن القبر، حتّي ظهر القبر، ولم يكن يُقدَر علي حفظ القبر بالحراس، وغلبنا علي أنفسنا فنصبنا علي القبر خشباً مُشَّبكاً، لم يكن أحدٌ يقدر علي الوصول إلي القبر».

«اما خاك قبر مردم تمامي آن را برداشتند (بردند) در حدي كه قبر [جسد] آشكار شد به گونه اي كه با وجود نگهبانان نيز نمي شد از قبر محافظت كرد و ما مغلوب [مردم] بوديم تا اينكه ضريحي را بر سر قبر نصب كرديم، طوريكه هيچكس نتواند به قبر دسترسي داشته باشد.

الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاي 748 هـ)، سير أعلام النبلاء، ج12، ص467، تحقيق: شعيب الأرنؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

آيا اهل سمرقند در سال 256 هجري كافر و مشرك بودند كه تبرك مي جستند به خاك قبر محمد بن اسماعيل بخاري؟

آيا كفار تجهيز و كفن و تشييع جنازه و دفن كردند؟

يا اينكه مسلمان بودند و سيره اهل سنت نيز چنين بوده است.

طلب شفاء ابن منكدر از قبر رسول الله

إسماعيل بن يعقوب التيمي قال كان ابن المنكدر يجلس مع أصحابه فكان يصيبه صمات فكان يقوم كما هو حتي يضع خده علي قبر النبي (ص) ثم يرجع فعوتب في ذلك فقال إنه يصيبني خطر فإذا وجدت ذلك استعنت بقبر النبي (ص) وكان يأتي موضعا من المسجد يتمرغ فيه ويضطجع فقيل له في ذلك فقال إني رأيت النبي (ص) في هذا الموضع.

ابن منكدر با اصحاب خود مي نشست پس گاهي زبانش بند مي آمد، سپس برمي خواست در همان حالي كه بود تا اينكه گونه هايش را بر قبر پيامبر صلي الله عليه و آله مي گذاشت و سپس بر مي گشت، وقتي از جانب شاگردانش مورد باز خواست مي شد در جواب مي گفت: براي من سكته اي پيش آمد كه براي برطرف كردن آن استعانت از قبر پيامبر صلي الله عليه و آله جستم و گاهي نيز در جايي از مسجد دراز مي كشيد و غلط مي زد و مي گفت من پيامبر خدا صلي الله عليه و آله را در اين جايگاه ديده بودم.

الذهبي ،محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله، سير أعلام النبلاء، ج5، ص359 /358، الوفاة: 748، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي.

حال سؤال ما از كارشناس وهابي اين است كه وقتي خاك مدينه، خاك قبر اين تيمه، عسل، بال مگي، شير شتر، دبنه گوسفند اعرابي، شير گاو، بادمجان و... بتوانند به اذن پروردگار شفا دهند، چه مانعي وجود دارد كه خاك كربلا نيز چنين خاصيتي داشته باشد؟

چرا ملك عبد الله ! امير المؤمنين حاضر شما كه بارها و بارها به كشورهاي اروپايي و آمريكايي براي مداوا رفته، از اين چيزها استفاده نكرده است تا شفا پيدا كند؟

چرا اصلا شهر مدينه، بيمارستان و درمانگاه دارد؟ با اين كه مردم مي توانند از خاك آن جا براي شفا استفاده كنند.

چرا خاك مدينه را براي ساير پيروان مكتب اهل سنت، صادر نمي كنيد تا آن ها نيز با استفاده از خاك مدينه، شفا پيدا كنند و نيازي به صرف هزينه هاي گزاف نداشته باشند؟

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)





Share
41 | اناسان | , ایران | ١٣:٤٩ - ٠٧ تير ١٣٩٣ |
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمدوال محمدص واخرله علي تابع اللهم عجل لوليك الفرج خداياامام زمانمان عج تعالي فرج الشريف رابرسان واين انسانهارااراشتباه نجات بده امين رب العالمين
42 | مجنون و عاشق سينه چاك اهل بيت سلام الله عليها | , ایران | ٢٠:٣٣ - ٠٤ مرداد ١٣٩٣ |
اگر خدا شفا ميدهد چرا شما وهابي ها پيش مخلوقي ضعيف و غيرمعصوم بنام دکتر ميرويد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مگه خدا از رگ گردن نزديک ترنيست؟مگه نبايد فقط از او خواست؟حتما ميگيد دکتر زندست؟يعني دکتر زنده باشه خدا نزديک تر از رگ گردن نيست؟؟؟؟؟؟
43 | حاجي پرهيز | , ایران | ٢١:٣٨ - ١٠ دي ١٣٩٣ |
به روشنفکران اهل سنت مي گويم
گياه سنا,زعفران,کلپوره.و...چرا براي درمان دردها مفيد است,؟
چه کسي خاصيت شفا بخشي را در آنهاقرار داده است آيا خود به تنهايي شفا مي دهند ياکسي ديگر آن خاصيت درمان را در آنها قرار داده است
بله: درست حدس زده ايد خدا , خدا
همان خدايي که به يک گياه خاصيت درمان دهي مي دهد همان خدا طبق سفارشات پيامبر(ص) به تربت امام حسين نوه ي رسول خدا خاصيت شفا بخشي داده است واستفاده از ديگرخاکها منع کرده است
اگر رسول خدا نمي شنود چرا شما در هر روز پنج با ر بعد ازتشهد سلام مي فرستيد(اسلام عليک ايها النبي ورحمه الله وبرکاته) سلام بر تو اي پيامبر
سوال)به عقيده ي شما پيامبر مرده .و نمي شنود چرا به يک مرده سلام مي فرستيد چرا خدا اعوذ بالله يک کار عبث را داده است که ما بايد انجام دهيم
مرده اي که نمي شنود چرا بايد در نماز به او سلام بگوييم
بدون تعصب لحظه اي فکر کنيم شايد خدا روزنه اي از نور را در دلهايمان قرار دهد وحقيقت را دريابيم به خدا دنيا دقيق به نظم وحکمت است اگر چشم بصيرت داشته باشيم و ايمان وعقيده ي ما درست باشد باور کن دنيا لحظه اي بدون حجت نيست و اگر غير اين باشد همچون گله اي گوسفند است که بدون چوپان باشد درست فکر کن چه بلايي به سر آن گله مي آمد
44 | محمود احمدوند | , ایران | ٠٤:١٧ - ١٢ بهمن ١٣٩٣ |
در قرآن آمده که عسل شفا براي مردم است
پس طبق نظر اون وهابي عاقل تمام بيمارستان ها بايد تعطيل شوند و کلا علم پزشکي از بين بره ، که چه خبره ، توي قرآن نوشته عسل شفا براي مردم است ، درسته که شريعت گرايي خوبه ولي ديگه نه اينجوري ، اينقدر بچه گانه و بهتر بگم با لج بازي به مسائل نگاه کنيم.
ببين آقاي وهابي تمام اتفاقاتي که در دنيا رخ ميدهد از مسائل تلخ و شيرين حکمت خداوند است ، وقتي فلان عالم براي درمان بيماري خود به اروپا ميرود به خاطر مصلحت انديشي است و وقتي ايت الله بروجردي با تربت کربلا خود را شفا ميدهد باز هم نوعي از مصلحت انديشي است و در واقع همراهي با روند حکمت خداوند است ، از نظر شما بيماري تلخ است ولي از نظر فلان عالم هرچه از دوست رسد نيکوست ، حال بعضي وقت ها مصلحت ايجاب ميکند به روش هاي معمول در مان شود و بعضي وقت ها مصلحت نيست که در اينجا موضوع اين نيست که مصلحتشو توضيح بدم
45 | فرزاد | , آمریکا | ٢١:١٣ - ٠٧ اسفند ١٣٩٣ |
با سلام. لطفا آدرس کتبی که می دهید برطبق نرم افزار نور باشد. بسیار متشکرم. عالی بود.
46 | ؟؟؟؟عمر فاروق | , ایران | ٠٠:٥٥ - ٠٣ خرداد ١٣٩٤ |
اگر جرات دارید این کامنت من رو بذارید تا مخاطبین ببینند چه قدر دروغگو هستید.
اخرین روایتی که اوردید خود ذهبی قبول نداره.
در همان کتاب عالم اهل سنت در پاورقی از کتاب خود ذهبی ثابت کرده که روایت ضعیفه ,
إسناد القصة ضعيف، فقد قال المصنف في " ميزان الاعتدال " في ترجمة إسماعيل بن يعقوب التيمي: ضعفه أبو حاتم وله حكاية منكرة عن مالك ساقها الخطيب.
چرا اینقدر دروغ می گید خجالت بکشید.
البته می دونم نظرم رو نشون نمیدید.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
شما که در خصوص اين روايت به قول ذهبي در خصوص تضعيف اسماعيل بن يعقوب استدلال کرديد، اي کاش به ادامه حرف ابن حجر نيز نيز توجه مي کرديد که گفته است ابن حبان در الثقات او را ذکر کرده است
إسماعيل بن يعقوب التيمي عن هشام بن عروة ضعفه أبو حاتم وله حكاية منكرة عن مالك ساقها الخطيب وقيل بينه وبين هشام رجل انتهى وروى عنه يعقوب بن حميد وداود الجعفري وذكره بن حبان في الثقات وقال روى عن بن أبي الزناد روى عنه يعقوب بن محمد
لسان الميزان  ج 1   ص 444
طبق مبناي خودتان وقتي يک راوي هم توثيق داشته باشد و هم تضعيف در اين صورت ، روايت مختلف فيه مي شود  و اين نوع روايت، روايت حسن مي شود:  وقال ابن القطان هو صدوق ولم يثبت عليه ما يسقط له حديثه إلا أنه مختلف فيه فحديثه حسن .
تهذيب التهذيب ، ج 5 ، ص 228
همچنين در خصوص يک رواي که هم تضعيف دارد و هم توثيق آمده است
حديث آخر أخرجه الترمذي ... وقال غريب ورواه أحمد في مسنده قال بن القطان في كتابه وأبو معشر هذا مختلف فيه فمنهم من يضعفه ومنهم من يوثقه فالحديث من أجله حسن انتهى .
نصب الراية ، الزيلعي ، ج 5 ، ص 256 .
ابن حبان، مشهور به سخت‌گيري در توثيق است خود ذهبي در ميزان الإعتدال در‌باره او مي گويد: ابن حبان گاهي آن قدر به شخص مورد اطمينان اشکال مي گيرد، انگار که نمي داند اين چه حرف هايي است که در مورد او مي‌زند!  الذهبي، ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج1، ص274
نکته آخر اينکه يک رواي را اگر فقط ابن حبان توقيق کند حداقل اين است که روايت آن رواي حسن مي‌شود . شوکاني در ذيل يک روايتي که يکي از  راويان آن تضعيف دارد، اما ابن حبان او را توثيق کرده است گويد: «قلنا ومع توثيق ابن حبان له فقد صار من قسم الحسن لا من قسم الضعيف»  ما مي‌گوييم با توثيق آن راوي توسط ابن حبان، روايت از قسم حسن مي‌شود نه از قسم ضعيف.الشوكاني ،:  محمد بن علي بن محمد (متوفاي 1250 )،  تحفة الذاكرين بعدة الحصن الحصين من كلام سيد المرسلين ، ج 1   ص 136
ما نظر شما را ظاهر کرديم تا همه ببينند وحالا اگر واقعا جرات اين را داري اين مطالب ما را نقد کنيد و بگوييد دروغ است؟!!!
البته يک درخواست نيز از شما داريم شما که به صحت و سقم روايت به گمان خودتان مقيد هستيد!!!!!اگر مي شود يک روايت معتبر در خصوص همين لقب فاروق گذاشته ايد (عمر فاروق) نقل کنيد ؟؟ منتظريم
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
1 |مهرتابان||١٢:١٣ - ٠٤ خرداد ١٣٩٤ |
0
 
0
به نام خدا
توسل به رسول الله صلی الله علیه وآله به سند صحیح آمده و لذا ایراد به یک روایت حرفة العاجز است !
اسماعیل بن یعقوب التیمی : ابن حبان نام وی را در الثقات آورده و همچنین أبو الفداء زين الدين قاسم بن قُطْلُوْبَغَا هم نام این راوی را در کتاب « الثقات ممن لم يقع في الكتب الستة » ج2 ص 416 قم 1673 آورده است.
جرح ابوحاتم بر وی ، مفسَّر نیست و تضعیف بی دلیل مقبول نیست علی الخصوص که جارح یعنی ابوحاتم فردی متشدد و سخت گیر در جرح است و بنابر قبول ذهبی وقتی ابوحاتم یک راوی را جرح نماید به جرح وی اعتنایی نیست تا اینکه دیگران در مورد آن راوی نظر بدهند و در اینجا نیز ابن حبان و بن قطلوبغا نیز او را توثیق کرده اند. اساساً غیر از تضعیف غیر مفسّر ابوحاتم ، تضعیفی از سوی متقدمین برای اسماعیل بن تیمی نیست بلکه توثیق ابن حبان در مورد وی وجود دارد.
نکته دیگری که میتوان تعدیل اسماعیل را از آن برداشت کرده نیامدن نام او در کتاب کامل ابن عدی است . آنچنان که معلوم است نام اسماعیل بن یعقوب تیمی در تاریخ بخاری آمده و این کتاب نیز در نزد ابن عدی موجود بوده ولی ابن عدی نام اسماعیل را در کتابش نیاورده و آنچنان که از مقدمه ابن عدی بر کتابش مشخص است اسماعیل بن یعقوب باید ثقه یا صدوق باشد (ولا يبقى من الرواة الذين لم أذكر هم إلا من هو ثقة أو صدوق وان كان ينسب إلى هوى وهو فيه متاول) . ابن عدی در نظر برخی همچون ذهبی بعنوان فردی معتدل و از نظر برخی نیز متشدد است و لذا این عملکرد وی نشان از وثاقت اسماعیل بن یعقوب تیمی دارد.
همچنین این عملکرد ابن المنکدر را نیز علاء الدین مغلطای بن خلیج در اکمال تهذیب الکمال ج10 ص 368 از قول صاحب تاریخ منتجالی (أَبُو عُمَرَ أَحْمَدُ بنُ سَعِيْدِ بنِ حَزْمِ بن يُوْنُسَ الصَّدَفِيُّ ) آورده
وفي " تاريخ المنتجالي ": في آل منكدر صلاح وعلم وعبادة، وكان محمد يجلس مع أصحابه فيصيبه الصمات؛ فيقوم كما هو فيضع خده على قبر النبي صلى الله عليه وسلم، ثم يرجع فعوتب في ذلك فقال: إنه يصيبني خطرة فإذا وجدت ذلك استعنت بقبر النبي صلى الله عليه وسلم.
صاحب تاریخ منتجالی این مطلب را به صورت جزم بیان کرده و این عملکرد وی نشان از صحت این روایت در نزد او دارد همچنان که ابن حجر و نووی و غیره به این امر اشاره کرده اند .
نووی میگوید : صيغة الجزم تقتضي صحته عن المضاف إليه فلا ينبغي ان يطلق الا فيما صح والا فيكون الانسان في معنى الكاذب عليه ( المجموع ج 1 ص 63 )
تضعیف ذهبی در مورد نقل قول راوی نیز دلیل بر ضعف راوی نیست زیرا اولاً فحوای این روایت در روایات دیگر و سیره دیگر علمای عامه آمده و ثانیاً آنچنان که سُبکی (شاگرد ذهبی ) در ابتدای طبقات الشافعیه بیان کرده ، ذهبی فردی متعصب در اعتقادات بوده که از باب همین تعصب اقدام به جرح میکرده و بسیاری از علمای هم زمان وی این عمل او را رد کرده و بلکه نهی از مطالعه کتب وی کرده اند.
خاطر نشان میشود که این روایت را ابن ابی خیثمه در تاریخ کبیر ج 2 ص 258-259 آورده که بر اساس مطالب بیان شده ، سند روایت نیز معتبر است.
با احترام
47 | عمر فاروق | , ایران | ١٣:١٩ - ٠٣ خرداد ١٣٩٤ |
شما هنوز نمی دونید لسان الميزان از ذهبی نیست؟!!
لقب عمر رض موضوع بحث ما نبود لطفا بحث را عوض نکنید.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اشتباها به جاي ابن حجر، ذهبي نوشته بوديم که اصلاح شد . پاسخ شما در خصوص سوالتان داده شد لطفا آن را جواب بدهيد اما در خصوص اينکه گفتيد لقب عمر موضوع بحث ما نبود اين را بخاطر اين گفتيم که چون عمل شما با گفتارتان نمي خورد چون از يک طرف در خصوص ضعف سند حرف مي زنيد از طرف ديگر لقبي را که جعلي هست را ذکر مي کنيد مگر ابن جوزي و ديگران در خصوص روايت لقب فاروق نگفته اند، جعلي است:
هذا باطل موضوع وعلى بن جميل كان يضع الحديث ...
الموضوعات ، ابن جوزي ، ج1 ، ص 336
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
48 | امیرالمومنین علی بن ابی طالب ع | , آمریکا | ١٧:١٨ - ٠٣ خرداد ١٣٩٤ |
سلام
ىر تکمیل سخنان شما اساتید گرامی....
به نظر می رسه امکان ندارد ذهبی در کتاب رجالی خود منکدر رو معرفی بکنه بعد روایت های ضعیف بیاره! یعنی چه نیازی هست روایت ضعیف بیاره , چون کتاب , کتاب حدیثی نیست که ضعیف و قویش را بخواهد مشخص کنه. حتی در کتاب هایی که عالم روایت ها رو تصحیح می کنه در ادامه روایت ضعیف بودنش رو مشخص می کنه نه اینکه هیچ چیزی در مورد روایت نگه محقق ازکتاب دیگه عالم ضعیف بودنش رو مشخص کنه , مگه اینکه عالم قبلش گفته باشه من روایت های ضعیف و قوی رو یک جا اوردم.... و فکر نکنم ذهبی در کتاب خود گفته باشه روایت هایی که اوردم امکان دارد ضعیف باشد! مسلما ذهبی وقتی افراد رو معرفی می کنه چیزهایی رو می گه که قبول داشته نه اینکه چیزی بگه خودش هم قبول نداشته و در ادامه روایت هم نگه روایت ضعیفه!

از نظر عقلی چنین به نظر می رسه که روایت هایی که در کتاب رجالی عالمی اومده باشه حتما ان عالم قبول داشته که اورده وگرنه نیازی به اوردن روایت ضعیف برای معرفی فرد مورد نیست,
1- ایا قاعده علمی هم در این باره وجود داره؟! و
2- ایا با توجه به این سخن (اگر درست باشد) می توان نتیجه گرفت ذهبی هم توثیق ابن حبان رو قبول داشته گرچه در کتاب خودش ميزان الاعتدال نیاورده؟
اگر قبول باشد که بیان روایت در کتاب رجالی نشان از قبول بودن نزد صاحب اثر است
3- ایا میتوان خود کتاب سير أعلام النبلاء رو ملاک گرفت حتی اگر در کتاب میزان الاعتدال روای ضعیف امده باشد (همانند روایت منکدر که اوردید)
روایت رو مورد قبول ذهبی گرفت؟! ایا موردی برخوردید چنین کاری در میان علمای اهل سنت مرسوم بوده از این قاعده استفاده کرده باشند؟


پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
ذهبی فعل ابن منکدر تابعی را دارد نقل می کند که از به عنوان او امام، حافظ، پيشوا، شيخ الاسلام یاد می کند و مانند این مورد فراوان است و نیاز به سند ندارد
در خصوص قاعده ای که ذکر کردید ما مطبی نیافتیم
موفق باشید
گروه پاشخ به شبهات
 
49 | محمد زمانی | , ایران | ١٧:٢٦ - ٠٣ خرداد ١٣٩٤ |
جناب فاروق عزیز میشه بفرمایید این لقب چگونه وچرا به خلیفه دوم نسبت داده شده است ؟ طبق کتب و مدارک خودتان خلیفه چهارم مدعی این لقب شده ودیگران را دروغگو دانسته است ... اینجانب در رابطه خلیفه دوم 200 سوال دارم که میخوام ازشما سوال کنم واز همین لقب شروع میکنم . مستنداتی است که نشان میدهد این لقب را اهل کتاب به خلیفه دوم داده اند و ما براساس سوره مایده آیه 82قوم یهود را دشمن اصلی اسلام میدانیم. اگر سندی میخواهید خدمت شما بیان خواهم کرد . ممنون
 [1] [2]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها