2022 June 25 - شنبه 04 تير 1401
آیا قیام امام حسین علیه¬السلام با آیه:«وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» (بقره: 195)تنافی دارد؟
کد مطلب: ١٤٢٤٠ تاریخ انتشار: ٠١ اسفند ١٤٠٠ - ١٦:٥٠ تعداد بازدید: 1232
پرسش و پاسخ » عمومي
آیا قیام امام حسین علیه¬السلام با آیه:«وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» (بقره: 195)تنافی دارد؟

بسم الله الرحمن الرحیم

1. تقریر شبهه :

شیعیان بر این اعتقاد هستند که امام حسین علیه­السلام آگاهانه و از روی علم غیب به کربلا رفت و خودش و همراهانش شهید شدند. این در حالی است که خداوند در قرآن فرموده است:

«وَ أَنْفِقُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَيْديكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنين‏» (بقره/195).

«و در راه خدا انفاق كنيد و خويشتن را به دست خود به هلاكت نيفكنيد و احسان كنيد كه خدا نيكوكاران را دوست دارد».

طباطبايى، سيد محمد حسين، سيد محمد باقر موسوى همدانى‏، ترجمه تفسير الميزان‏، ج2، ص 87، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم‏، قم‏، 1374 ش‏، پنجم

با توجه به این آیه، چند سوال پیش می­آید:

نخست: چرا امام حسین علیه­السلام مخالف دستور خداوند متعال عمل نموده است؟

دوم: چرا امام حسین علیه­السلام که از سرنوشت خود خبر داشت، زنان و فرزندان را با خود به کربلا برد؟

2. پاسخ به شبهه

چکیده پاسخ: برای پاسخ به شبهه فوق، ابتدا به سازنده شبهه و اهداف آن اشاره می شود. در ادامه پاسخ­های انتقادی، نقضی و حلی را بیان می­کنیم. پاسخ انتقادی و مقایسه­ای شامل نقد عملکرد عبدالله بن عمر، انس ­بن مالک، و عبدالله بن زبیر در ارتباط با وقایع تاریخی زمان امام حسین علیه­السلام است. پاسخ نقضی نیز بر پایه­ی آگاهی عمر از هلاکتش توسط یک غیر عرب است. هم­چنین پاسخ حلی را در دو محور نخست: خروج موضوعی قیام امام حسین علیه­السلام از مفهوم «تهلکة» و دو: مهم تر بودن حفظ دین اسلام و لزوم فداکاری امام حسین علیه­السلام برای پاسداشت آن، پیگیری می­کنیم.

2/1. طراح شبهه:

سازنده چنین شبهه­ هایی بیشتر شبکه­ های ماهواره­ای و اجتماعی «وهابی _ صهیونیستی» هستند که توسط دلارهای نفتی آل­سعود تغذیه می­شوند.

­2/2. اهداف شبهه:

هدف از طرح این شبهه را می­توان در دو سطح «اهداف آشکار» و «اهداف ضمنی» رصد کرد. در بسیاری از مواقع، اهداف ضمنی اهمیت بیشتری نسبت به اهداف روشن شبهه دارند.

اهداف بیان شده این شبهه، نفی عصمت اهل­بیت علیهم­السلام و تشکیک در درستی و قیام امام حسین علیه­السلام است.

اهداف ضمنی نیز، تبرئه یزید بن معاویة لعنة ­الله­ علیه از جنایاتش و جلوگیری از الگو­شدن قیام حسینی برای جوانان اهل­سنت در برابر حکومت­های ظالم، مستبد، موروثی و سرسپردگان استکبار جهانی است.

2/3. پاسخ مقایسه­ای و انتقادی:

یکی از مهم­ترین شیوه ­های دشمنان اهل­بیت علیهم­السلام در فضای مجازی و شبکه­ های اجتماعی، تحلیل­های غلط و مغرضانه از مسائل تاریخی است. بررسی مقایسه­ای و منتقدانه از حوادث و اتفاقات تاریخی، یکی از بهترین راه­ های کشف حقیقت و مقابله با روش‌های غلط و شیطانی است. جریان‌های وهابی، بیشترین تلاش را در جهت تشکیک در قیام امام حسین علیه‌السلام انجام می­دهند؛ در حالی که بررسی مقایسه­ای و منتقدانه رفتار صحابه می­تواند حقایق تاریخی را با وضوح بیشتری نشان دهد. برای روشن شدن اهمیت قیام امام حسین علیه­السلام و آثار آن و همچنین عاقبت سوء و تاریک برخی از صحابه، به بررسی مقایسه­ای و انتقادی رویکرد آن­­ها _ که با حکومت یزید همراهی نموده و در مقابل جنایاتش سکوت کردند _ می­پردازیم:

2/3/1. بررسی عملکرد عبدالله بن عمر در برابر یزید

«عبدالله بن عمر» از شاخص­ترین افراد صحابی نزد اهل­سنت است که در کنار عایشه بیشترین روایت را در تراث روایی اهل­سنت نقل نموده است. او کسی است که با امیر­مومنان علی علیه­السلام بیعت نکرد اما در عوض، در برالبر دریافت رشوه از معاویه، با یزید ملعون بیعت کرد! ابن­حجر در این زمینه می­نویسد:

«....أَنَّ مُعَاوِيَة أَرَادَ اِبْن عُمَر عَلَى أَنْ يُبَايِع لِيَزِيدَ فَأَبَى وَقَالَ لَا أُبَايِع لِأَمِيرَيْنِ ، فَأَرْسَلَ إِلَيْهِ مُعَاوِيَة بِمِائَةِ أَلْف دِرْهَم فَأَخَذَهَا ، فَدَسَّ إِلَيْهِ رَجُلًا فَقَالَ لَهُ مَا يَمْنَعك أَنْ تُبَايِع ؟ فَقَالَ : إِنَّ ذَاكَ لِذَاكَ - يَعْنِي عَطَاء ذَلِكَ الْمَال لِأَجْلِ وُقُوع الْمُبَايَعَة - إِنَّ دِينِي عِنْدِي إِذًا لَرَخِيصٌ ، فَلَمَّا مَاتَ مُعَاوِيَة كَتَبَ اِبْن عُمَر إِلَى يَزِيد بِبَيْعَتِهِ...»

«.... همانا معاویة خواست تا عبدالله بن عمر، با یزید، برای خلافت بعد از خودش بیعت کند. عبدالله بن عمر امتناع کرد و گفت همزمان با دو امیر بیعت نمی کنم [چون او در بیعت معاویه بود همزمان با یزید نمی توانست بیعت کند]. معاویه صد هزار درهم رشوه برای عبدالله بن عمر فرستاد و او آن پول را پذیرفت. معاویه با دسیسه فردی را نزد عبدالله بن عمر فرستاد. آن فرد به بن عمر گفت: چرا با یزید بیعت نکردی؟ او گفت: این پول (رشوه) برای همین بیعت من با یزید است! اگر آن­وقت با او بیعت نموده بودم، دین خویش را بسیار ارزان و بی­ارزش کرده بودم. زمانی که معاویه مرد، عبدالله بن عمر با یزد برای بیعت نامه نگاری کرد...»

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 13، ص: 70، ناشر : دار المعرفة - بيروت ، 1379، 13 جلدي

چرا از دین فروشی عبدالله بن عمر مطلبی نمی­نویسند؟ آیا دین فروش قابل اعتماد است؟ عبدالله بن عمر آن­قدر در بیعت خود با یزید راسخ بود که در قیام مردم مدینه علیه یزید شراب­خوار، از او طرفداری کرد! بخاری در صحیح خود می­نویسد:

«... عَنْ نَافِعٍ قَالَ لَمَّا خَلَعَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَزِيدَ بْنَ مُعَاوِيَةَ جَمَعَ ابْنُ عُمَرَ حَشَمَهُ وَوَلَدَهُ فَقَالَ إِنِّي سَمِعْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ يُنْصَبُ لِكُلِّ غَادِرٍ لِوَاءٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَإِنَّا قَدْ بَايَعْنَا هَذَا الرَّجُلَ عَلَى بَيْعِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِنِّي لَا أَعْلَمُ غَدْرًا أَعْظَمَ مِنْ أَنْ يُبَايَعَ رَجُلٌ عَلَى بَيْعِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُنْصَبُ لَهُ الْقِتَالُ وَإِنِّي لَا أَعْلَمُ أَحَدًا مِنْكُمْ خَلَعَهُ وَلَا بَايَعَ فِي هَذَا الْأَمْرِ إِلَّا كَانَتْ الْفَيْصَلَ بَيْنِي وَبَيْنَه...»

« نافع غلام عبدالله بن عمر روایت می کند: هنگامى که مردم مدینه یزید بن معاویه را از حکومت خلع نمودند، ابن عمر فرزندان و خدمتکارانش را جمع نمود و به آنان گفت: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: «در روز قیامت بر بالاى سر هر پیمان­شکنى پرچمى برافراشته می­گردد [به جهت طرفداری از یزید]». او افزود: و همانا ما با این مرد، یعنی یزید، بر اساس بیعت خداوند و رسولش بیعت نموده‏ایم! و من بزرگترین پیمان­شکنى را همین مى‏دانم که با شخصى این­گونه بیعت شود و سپس بر علیه او اعلان جنگ گردد. عبداللّه بن عمر در ادامه گفت: اگر بدانم که یکى از شما، بیعت او را شکسته و یا با مخالفانش بیعت نموده است، اقدام او موجب قطع رابطه بین من و او خواهد گردید ...».

بخاري جعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله، الجامع الصحيح المختصر، ج:6، ص 2603،ح: 6694، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة – بيروت، چاپ سوم ، 1407 – 1987، شش جلد، به همراه تعلیقات دکتر مصطفى ديب البغا

آیا بیعت کردن با فردی تارک الصلاة و قمار باز صحیح است؟ آیا اصرار بر این بیعتی نامشروع، خیانت نیست؟

2/3/2. بررسی عملکرد عبدالله بن زبیر

پیامبر صلی الله علیه و آله بارها نسبت به خطر دنیا طلبی هشدار داد. دنیاطلبان گرگ­هایی در لباس گوسفند هستند که برای رسیدن به مطامع دنیوی خود از لباس و نقاب دین استفاده می کنند. دنیاطلبی، کار جامعه اسلامی را به آن جایی رساند که واقعه تلخ و بی­سابقه­ عاشورا رخ داد. نوامیس مسلمانان در شهر مدینه _ در جنایت حرّة _ هتک و خانه خدا، با نجاست، به آتش کشیده شد!

«ابوبرزه اسلمی» یکی از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله به توصیف وضعیت آن روز جامعه اسلامی می پردازد که در شام عبیدالله بن زیاد و مروان بن حکم، صاحب اختیار مسلمین شده­اند. در مدینه عبدالله­ بن زبیر بر قدرت نشسته است. قرّاء [اشاره به خوارج] در بصره تحرکاتی دارند در حالی که:

«... وهذه الدنيا التي أفسدت بينكم إن ذاك الذي بالشأم والله إن يقاتل إلا على الدنيا وإن هؤلاء الذين بين أظهركم والله إن يقاتلون إلا على الدنيا وإن ذاك الذي بمكة والله إن يقاتل إلا على الدنيا...»

«دنیاگرایی میان مسلمانان فساد ایجاد کرده است. به خداوند سوگند؛ مروان و عبیدالله فقط برای دنیاطلبی جنگ می کنند. قراء که در بصره هستند نیز _ به خدا قسم _ برای دنیا می جنگند. آن فردی که در مکه است [عبدالله بن زبیر] به خدا سوگند، تنها برای دنیا به نبرد می­پردازد!».

بخاري جعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله، الجامع الصحيح المختصر، ج:6، ص 2603،ح: 6695، ناشر: دار ابن كثير ، اليمامة – بيروت، چاپ سوم، 1407 – 1987، شش جلد، به همراه تعلیقات دکتر مصطفى ديب البغا

آری قلم­های خائن از دنیاطلبان سخنی نمی­نویسد. سیاست شیطانی آن­ها فقط تشکیک در شهادت جگرگوشه رسول­خدا صلی الله علیه و آله است. شهادتی که با آن دین اسلام زنده شد. عده­ای چگونه دین خود را از دنیاطلبانی همچون عبدالله بن زبیر می­گیرند؟ از همان دنیاطلبانی که برای رسیدن به ریاست دنیوی، خون هزاران مسلمان را ریخته­اند!

2/3/3. حقایق تلخ مرتبط با همکاری انس بن مالک با امویان

«انس بن مالک» یکی از مشهورترین صحابه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نزد اهل­سنت است که جایگاه بسیار بالایی نزد آن­ها دارد. با نهایت تاسف، او زمانی که سر نورانی امام حسین علیه­السلام، در مجلس شراب عبیدالله بن زیاد ملعون بود و او با چوب خیزران بر لب و دندان و صورت نورانی و مبارک آن امام شهید می­نواخت، هیچ اقدام و اعتراضی نکرد! بخاری در صحیحش نوشته است:

«... أُتِيَ عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ زِيَادٍ بِرَأْسِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَام فَجُعِلَ فِي طَسْتٍ فَجَعَلَ يَنْكُتُ وَقَالَ فِي حُسْنِهِ شَيْئًا فَقَالَ أَنَسٌ كَانَ أَشْبَهَهُمْ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَكَانَ مَخْضُوبًا بِالْوَسْمَةِ»

سر [بریده] امام حسین علیه­السلام را نزد عبیدالله بن زیاد[ملعون]آوردند و در طشتی قرار داده شد و او شروع به نواختن نمود[با چوب بر لب و دندان، چشم و صورت امام علیه­السلام، به گونه ای که اثر آن ضربه باقی بماند]. عبیدالله درباره زیبایی سر مبارک امام حسین علیه­السلام مطلبی گفت. انس [بن مالک] [که در مجلس بود] گفت: امام حسین علیه­السلام شبیه­ترین مردم به رسول ­الله صلی الله علیه و آله بود. و او محاسن خویش را خضاب بسته بود.

بخاري جعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله، الجامع الصحيح المختصر، ج:3، ص: 1370، ح: 6695، ناشر: دار ابن كثير ، اليمامة – بيروت، چاپ سوم ، 1407 – 1987، شش جلد، به همراه تعلیقات دکتر مصطفى ديب البغا

او با آنکه سال­ها در دربار کارگزاران اموی هم­چون عبیدالله بن زیاد خدمت کرد، سرانجام مزد چاپلوسی­ها و زحماتش را گرفت! و در ماجرای فتنه عبدالله ­بن ­زبیر از سوی حجاج بن یوسف ثقفی، خونخوارترین کارگزار امویان، متهم به خیانت شد! بر اساس نقل­های تاریخی علمای اهل­سنت، حجاج بر أنس صحابی منت نهاد و او را نکشت! ولی در عوض با هدف خوار و ذلیل کردنش، او را به بردگی گرفت و بر دست و گردنش داغ گذاشت! علامت این داغ «عتیق الحجاج» به معنی آزاد شدة حجاج بود! «مزّی»، شاگرد ابن­تیمیه و از علمای بزرگ اهل­سنت، می­نویسد:

«...ان الحجاج أرسل إلى سهل بن سعد يريد اذلاله في سنة أربع وسبعين فقال ما منعك من نصر أمير المؤمنين عثمان قال قد فعلت قال كذبت ثم أمر به فختم في عنقه وختم أيضا في عنق أنس حتى ورد كتاب عبد الملك فيه...»

همانا حجاج در سال 74 هجری، با هدف خوار و ذلیل ساختن سهل بن سعد [از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله] او را احضار کرد و گفت: «به چه دلیل امیرالمومنین عثمان را یاری نکردی؟ [البته صدها صحابی در راس آن­ها طلحه و زبیر و دیگران با تحریک عائشه، در کشتن عثمان نقش داشتند]. سهل در پاسخ گفت: «عثمان را یاری کردم!». حجاج گفت: «دروغ می­گویی!». سپس حجاج دستور داد که بر گردن سهل داغ بزنند. حجاج همچنین بر گردن انس بن مالک نیز داغ گذاشت تا این­که دستور عبدالملک درباره او صادر شد.

أبو الحجاج مزي، يوسف بن الزكي عبدالرحمن، تهذيب الكمال، ج12، ص 189، ناشر: مؤسسة رسالة – بيروت، چاپ اول، 1400 – 1980، 35 جلد، تحقيق : د. بشار عواد معروف

اما در سوی دیگر، امام حسین علیه­السلام با قیام خود باعث زنده شدن اسلام و رسوایی امویان شد و تا روز قیامت الهام بخش همه­ی آزادگان و مظلومان عالم برای مقابله با ظلم و ستم گردید. در مقابل امثال انس و عبدالله بن عمر دین خود را به درهم و دینار فروختند که داغ ننگ آن، تا ابد بر پیشانی آنها باقی می­ماند.

2/4. پاسخ نقضی:

بسیار روشن است که علم به مرگ از طرق غیر متعارف مثل علم غیبی و یا رویا هیچ ملازمه­ای با به مهلکه انداختن ندارد. احمد بن حنبل روایت می­کند که عمر بن خطاب چند روز پیش از هلاکتش بدان علم داشت:

«... رَأَيْتُ رُؤْيَا لَا أُرَاهَا إِلَّا لِحُضُورِ أَجَلِي رَأَيْتُ كَأَنَّ دِيكًا نَقَرَنِي نَقْرَتَيْنِ قَالَ وَذَكَرَ لِي أَنَّهُ دِيكٌ أَحْمَرُ فَقَصَصْتُهَا عَلَى أَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَيْسٍ امْرَأَةِ أَبِي بَكْرٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا فَقَالَتْ يَقْتُلُكَ رَجُلٌ مِنْ الْعَجَمِ...»

« ... عمر می­گوید: رویایی دیدم که آن را غیر از رسیدن اجل و مرگم نمی­بینم. در رؤیا دیدم که خروسی با نوک خود دوبار بر من ضربه وارد کرد. یادم می آید که همانا آن خروسی قرمز رنگ بود. این خواب را برای اسماء دختر عمیس همسر ابوبکر گفتم او در تعبیر آن گفت: مردی از عجم تو را به قتل می رساند...».

أحمد بن حنبل، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج1؛ ص:250، محقق : شعيب الأرنؤوط و همكاران، ناشر : مؤسسة رسالة، چاپ دوم، 1420هـ ، 1999م

اگر صرف علم داشتن به زمان و کیفیت مرگ ملازمه با به مهلکه انداختن آن فرد داشته باشد، عمر نیز با رفتن به مسجد و در معرض ترور قرار گرفتن، خود را به هلاکت انداخته است!!

2/5. پاسخ حلی:

پاسخ حلی شامل« بررسی مفهوم القای نفس در هلاکت و خروج موضوعی شهادت و فداکاری امام حسین علیه­السلام از آن» و« اثبات مهم تر بودن نجات دین اسلام از حفظ جان» است:

2/5/1. خروج موضوعی قیام و شهادت امام حسین علیه‌السلام از مفهوم «القای نفس در هلاکت»

آیا قیام بر علیه فساد، ظلم، ستم و اصلاح انحرافات کلان امت اسلامی هلاکت است؟ اگر این هلاکت است، پس سازش و بیعت با یزید با مبلغی رشوه چه می­تواند باشد؟! شما چه تعریفی از جهاد، ایثار، فداکاری و گذشتن از جان برای اسلام و اعتلای دین دارید؟ مگر نه این­که این مفاهیم از کلیدی­ترین مفاهیم قرآنی است؟ خداوند در قرآن می فرماید:

1. Gلا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدينَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدينَ دَرَجَةً وَ كُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى‏ وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدينَ عَلَى الْقاعِدينَ أَجْراً عَظيماF (نساء: 95).

مؤمنان خانه‌نشين كه زيان‌ديده نيستند با آن مجاهدانى كه با مال و جان خود در راه خدا جهاد مى‌كنند يكسان نمى‌باشند. خداوند، كسانى را كه با مال و جان خود جهاد مى‌كنند به درجه‌اى بر خانه‌نشينان مزيت بخشيده و همه را خدا وعده [پاداش‌] نيكو داده، و[لى‌] مجاهدان را بر خانه‌نشينان به پاداشى بزرگ، برترى بخشيده است.

2. الَّذينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُون‏(توبه: 2)

(آرى) كسانى كه ايمان آورده و (از وطن مالوف) مهاجرت نموده و در راه خدا با اموال و جان­هاى خویش مجاهدت نمودند، نزد خدا از نظر درجه و منزلت بزرگ‏ترند و تنها ايشانند رستگاران.

3. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُون‏(حجرات: 15)

مؤمنين تنها آن­هايى هستند كه به خدا و رسولش ايمان آورده و ديگر شك به خود راه ندادند و با اموال و جان­هاى خود در راه خدا جهاد كردند تنها اينان راستگویانند.

تهلکه و هلاکت در استعمال قرآنی رفتارهایی را گفته می شود که آن فرد علم و آگاهی نسبت بدان ندارد و از عاقبت و نتیجه آن خبر ندارد و باعث سقوط و نابودی خواهد شد. علامه طباطبایی در توضیح تهلکة می گوید:

«... و التهلكة و الهلاك‏ واحد و هو مصير الإنسان بحيث لا يدري أين هو...».

تهلكه به معناى هلاكت است، و هلاكت به معناى آن مسيرى است كه انسان نمى‏تواند بفهمد كجاست، و آن مسيرى كه نداند به كجا منتهى مى‏شود.

علامه طباطبايى، الميزان في تفسير القرآن، ج2، ص 64 - قم، چاپ: پنجم، 1417ق.

فخر رازی، از علمای اهل­سنت نیز، در تفسیر این آیه می­نویسد:

«... أي لا تقتحموا في الحرب بحيث لا ترجون النفع، و لا يكون لكم فيه إلا قتل أنفسكم فإن ذلك لا يحل...»‏

وارد جنگی که امید به سودی از آن ندارید و فقط باعث کشته شدن شما می شود، وارد نشوید این جنگ حلال نیست.

رازى، محمد بن عمر، مفاتيح الغيب‏،ج5، ص:295، ناشر: دار احياء التراث العربي‏، مكان چاپ: بيروت‏، سال چاپ: 1420 ق‏، نوبت چاپ: سوم‏

اين در حالی است که امام حسین علیه­السلام کاملا از جوانب قیام خود خبر داشت و نفع این قیام را اصلاح فسادهای وارد شده در دین معرفی کرد. از همین رو، آن حضرت در وصیتش به برادرش: محمد بن حنفیه فرمود:

«... وَ أَنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ‏ لِطَلَبِ‏ الْإِصْلَاحِ‏ فِي أُمَّةِ جَدِّي ص أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أَسِيرَ بِسِيرَةِ جَدِّي وَ أَبِي‏ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ...»

همانا من از روى سبكسرى و گردنكشى، و نيز براى ايجاد فساد و ستمگرى دست به اين قيام نزدم، بلكه براى اصلاح اوضاع امّت جدّم قيام كردم، و مى‏خواهم «امر به معروف» و «نهى از منكر» كنم، و به روش جدّم و پدرم على بن ابى طالب عمل كنم ...

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج44، ص 329 - بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

نیز در تفاسیر اهل سنت تهلکة به ناامیدی از رحمة الهی تفسیر شده است:

«وقال محمد بن سيرين وعبيدة السلماني: الإلقاء إلى التهلكة هو القنوط من رحمة الله تعالى»

محمد بن سیرین و عبیده سلمانی می­گویند: القای در تهلکه ناامیدی از رحمت خداوند متعال است.

بغوي، أبو محمد الحسين بن مسعود، معالم التنزيل، ج1، ص: 217، محقق : محمد عبد الله النمر - عثمان جمعة ضميرية - سليمان مسلم الحرش، ناشر: دار طيبة للنشر والتوزيع، هشت جلد، چاپ چهارم، 1417 هـ - 1997م

از سوی دیگر، برخی وهابیون در حالی این آیه را بر قیام حسینی منطبق کرده­اند که رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره امام حسین علیه­السلام می فرماید:

«... حُسَيْنٌ مِنِّي وَأَنَا مِنْ حُسَيْنٍ أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْنًا حُسَيْنٌ سِبْطٌ مِنْ الْأَسْبَاطِ».

«حسین علیه­السلام از من و من از حسین علیه­السلام هستم؛ خداوند را دوست دارد هر کسی که امام حسین علیه­السلام را دوست دارد. او سبطی از اسباط است.

ترمذي السلمي، محمد بن عيسى أبو عيسى، سنن الترمذي، ج:5؛ ص:658، ناشر: دار إحياء التراث العربي، بيروت، تحقيق : أحمد محمد شاكر و همکاران، پنج جلدی، به همراه تحقیقات ناصرالدین البانی

در ترجمه و توضیح این حدیث باید گفت:

· رسول الله صلی الله علیه و آله، امام حسین علیه‌السلام را از خود و خود را از امام حسین علیه­السلام می­داند. این نشانگر اوج وابستگی و ارتباط حقیقت محمدیه و حقیقت حسینیه است. اگر در یک جامعه، امام حسین علیه­السلام حاضر باشد، گویی پیامبر خدا صلی­الله علیه و آله حاضر است. آیا با حضور رسول الله صلی­الله علیه و آله، تبعیت از یزید و یزیدصفتان جایز است؟

· هر کس امام حسین علیه­السلام را دوست بدارد، خداوند تبارک و تعالی را دوست داشته است. محبت به امام تشنه لب، باب و جلوه­ای از محبت به خداوند است. آیا دین اسلام هدفی جز آشنا کردن بندگان با محبت الهی دارد؟ آیا چنگ زدن به غیر باب محبت الهی جایز است؟

· امام حسین علیه­السلام سبطی از اسباط است! اسباط در قرآن دوازده نفر می­باشند. این مطلب گویای همان امامان دوازده­گانه از عترت رسول­الله صلی­الله علیه وآله است که روایات آن در کتب شیعه و اهل­سنت متواتر و قطعی است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله حسین علیه­السلام را باب محبت و غفران الهی معرفی کرده، ولکن دشمنان دین و وهابیت او را ناامید از رحمت الهی معرفی می­نماید! تفاوت دیدگاه و عمق دوری و دشمنی وهابیت را با رسول الله صلی الله علیه و آله بنگرید! در تفاسیر روایی اهل­سنت «تهلکة» در آیه مورد بحث، به «عذاب الله» تفسیر شده است:

«وأخرج ابن جرير وابن المنذر وابن أبي حاتم عن ابن عباس قال : التهلكة عذاب الله».

ابن جریر، ابن منذر و ابن ابی حاتم [از مفسرین بزرگ اهل­سنت]از عبدالله بن عباس روایت می­کنند که «تهلکة» عذاب خداوند است.

سيوطي، عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين، الدر المنثور،ج1، ص 501، ناشر : دار الفكر، بيروت ، 1993، هشت جلد

سازندگان این شبهه نیز، قیام امام حسین علیه‌السلام در برابر ستم و فساد یزید شراب­خوار را، مصداق تهلکة تلقی کرده! که نتیجه آن (العیاذ بالله) جهنمی بودن امام حسین علیه­السلام است. این در حالی است که جابر بن عبدالله انصاری، صاحب سرّ رسول­خدا صلی الله علیه وآله، روزی در مسجد مشغول عبادت بود که امام حسین علیهالسلام وارد مسجد شد. جابر به اطرافیان گفت:

«... مَن أَحَبَّ أن يَنظرَ إلى سيدِ شبابِ الجَنّةَ فَليَنظر إلى هذا سَمعته مِن رسولِ اللهِ صلی الله علیه و آله...»

... هر کس دوست دارد به سرور و آقای جوانان بهشتی نگاه کند، به این جوان [یعنی امام حسین علیه­السلام] نگاه کند! این را از پیامبر خدا صلی الله علیه وآله شنیدم.

أبو عبد الله الشيباني، أحمد بن حنبل، فضائل الصحابة، ج: 2، ص 775، ناشر: مؤسسة الرسالة – بيروت، چاپ اول، 1403 – 1983، دو جلد، تحقيق : د. وصي الله محمد عباس،

نیز حاکم نیشابوری در مستدرک روایت کرده است:

«... قال رسول الله صلى الله عليه و سلم الحسن و الحسين سيدا شباب أهل الجنة و أبوهما خير منهما...»

امام حسن و حسین علیهما­السلام سید و سرور جوانان اهل بهشت هستند و پدر و مادر آن دو از آن­ها برتر می­باشد.

حاكم النيسابوري، محمد بن عبدالله أبو عبدالله، المستدرك على الصحيحين به همراه تعلقيات ذهبی، ج3، ص 182، دار الكتب العلمية، بيروت، چاپ اول، 1411 – 1990، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا، چهار جلد

اهل انصاف و حقیقت تفاوت و تناقض دیدگاه وهابیت را مشاهده کنند. رسول خدا صلی الله علیه و آله و همه علمای اسلام، امام حسین علیه­السلام را سرور بهشتیان معرفی می کنند ولی وهابیون اتهامی را به امام نسبت می­دهند که با جهنمی بودن آن حضرت علیه­السلام (العیاذ بالله) ملازمه دارد.

2/5/2. برون رفت از تزاحم با قاعده اهم و مهم

یکی از مهم ترین دستورات اسلام آن است که در تزاحم یک امر مهم با یک امر اهم، انسان باید اهم را انتخاب کند. این مطلب امری بسیار روشن است که قرآن و سنت عقل و اجماع بدان گواهی می دهد.

مازندرانى، علي اكبر سيفى، مباني الفقه الفعال في القواعد الفقهية الأساسية، ج‌3، ص: 182، 3 جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم - ايران، اول، 1425 ه‍ ق

شهید مطهری در این باره می­گوید:

«همين مطلب[قانون اهم و مهم] به اسلام يك خاصيت جاويدان داده است كه دستورها انعطافى پيدا مى‌كنند، به اصطلاح فقها حساب اهمّ و مهم در كار مى‌آيد؛ يعنى اگر در مقابل دو دستور از دستورهاى دين قرار مى‌گيرى و در آنِ واحد قادر نيستى هر دو را اطاعت كنى، بايد فكر كنى كه از ميان آن دو دستور كداميك مهمتر است، آن را كه اهميت كمترى دارد فداى آن كه اهميت بيشترى دارد بكنى.

مثال معروفى است كه هميشه براى طلبه‌ ها اين مثال را ذكر مى‌كنند، مى‌گويند زمينى است كه صاحبش راضى نيست كه شما در آن قدم بگذاريد. شما مى‌بينيد در داخل اين زمين حوضى است و بچه‌اى در آن حوض افتاده است و غير از شما شخص ديگرى نيست كه او را نجات بدهد. در اينجا شما يكى از اين دو كار را مى‌توانيد انجام دهيد: يا على رغم راضى نبودن صاحب اين زمين داخل آن بشويد براى اينكه جان بچه را نجات بدهيد، يا اينكه همان جا بايستيد تا بچه تلف بشود. در اينجا مى‌گويند شما بايد ببينيد احترام مال بيشتر است يا احترام جان؟ البته احترام جان بيشتر است. پس شما بايد آن كوچكتر را فداى بزرگتر كنيد.»
مطهرى، شهيد مرتضى، فقه و حقوق (مجموعه آثار)، ج‌21، ص: 168 3 جلد، قم - ايران، اول، ه‍ ق

ملاک و علت بسیاری از احکام قطعی دینی همانند اضطرار و ضرورت، تقیه، نفی حرج و نفی ضرر رعایت قانون اهم و مهم است. برای مثال خداوند در قرآن می­فرماید:

«مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ» (نحل: 106)

هر کس پس از ايمان آوردن خود، به خدا كفر ورزد [عذابى سخت خواهد داشت‌] مگر آن كس كه مجبور شده ولى‌ قلبش به ايمان اطمينان دارد.

بر اساس این آیه شریفه، انسان در مقام اضطرار و نداشتن چاره، حتی می­تواند تظاهر به کفر نماید، در حالی که اقرار به توحید و نگفتن سخنان کفرآمیز، بسیار در اسلام مهم است. به بیان دیگر، اگر میان یک مهم: اقرار به توحید و نراندن سخن کفر بر زبان و یک مهم: حفظ جان و فرار از اضطرار و سختی، جان تزاحم برقرار شود، بر اساس این آیه به جهت اضطرار، رعایت مصلحت اهم مقدم می­شود.

از سوی دیگر، یکی از مهم­ترین و محوری ترین ویژگی­های رهبران الهی آن است که تمام توان خود را برای حفظ دین الهی و پاسداشت آن به کار می­برند. حفظ دین الهی در هر بره ه­ای و با توجه به نوع خطرات و دشمنی­ها، عکس العملی خاص می­طلبد. اگر جامعه اسلامی در شرایطی قرار بگیرد که تنها راه چاره برای حفظ دین، بذل جان و فداکاری باشد، امام از آن دریغ نخواهد کرد. به عبارت دیگر اگر امام میان دو مصلحت متزاحم قرار گیرد، باید مصلحت اهم را برگزیند.

امام حسین علیه­السلام از یک سو باید مصلحت حفظ جان خود و عترت رسول الله صلی الله علیه و آله را رعایت می کرد و از سوی دیگر مصلحت حفظ دین و از بین بردن بدعت­ها و احیای سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله! هیچ مسلمانی تردیدی ندارد که حفظ دین مصلحت اهم است و بر مصلحت مهم مقدم می­شود. آری حفظ جان واجب است ولی تا جایی که حفظ دین و جلوگیری از فساد همه جانبه در دین منوط به آن نباشد.

در آخر باید گفت که حکمت همراهی نوامیس و اهل حرم بیت رسول الله صلی الله علیه و آله نیز همین حفظ دین و جلوگیری از بدعت­ها بوده است. حضور آن­ها در کربلا و قیام فرهنگی و فکری عترت رسول خدا صلی الله علیه و آله در اسارت، مشروعیت خلافت بنی­امیه و بالاتر تفکر سقیفه را تا روز قیامت باطل کرد.



Share
1 | محمد | Finland - Helsinki | ١٧:٠٦ - ٢٤ آذر ١٤٠٠ |
سلام بسیار زیبا و عالی اجرکم عندالله حتما مقالات بیشتری هم بگذارید ممنون
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها