2018 February 26 - دوشنبه 07 اسفند 1396
رسالت اصلی دانشگاه های کشور
کد مطلب: ١١٧٨١ تاریخ انتشار: ٠٩ بهمن ١٣٩٦ - ٠٨:١١ تعداد بازدید: 76
سخنراني ها » عمومي
رسالت اصلی دانشگاه های کشور

سخنرانی عمومی 96/09/29

بسم الله الرحمن الرحیم


 96/09/29


موضوع: رسالت اصلی دانشگاه های کشور

«قاضی مغربی» رئیس دانشگاه آزاد اسلامی شهرری:

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین إنه خیر ناصر و معین

خوشحال هستیم که فرصتی به ما داده شد تا خدمت حضرتعالی و مجموعه «شبکه جهانی ولایت» برسیم و با فعالیت‌هایی که عزیزان در این مجموعه کار می‌کردند آشنا بشویم. بنده «قاضی مغربی» رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد یادگار امام شهرری به همراه معاونین آموزشی، پژوهشی، عمران، اداری و مالی در خدمت شما هستیم. همچنین رؤسای دانشکده‌های معماری، فنی مهندسی، مدیریت و حسابداری، آموزش معلمان و علوم پایه نیز در خدمت شما هستند.

دانشگاه ما دارای بیست و پنج هزار دانشجو و هزار و پانصد استاد است که یک دانشگاه جامع محسوب می‌شویم. ما در حوزه‌های مختلف مهندسی، علوم پایه، کشاورزی و علوم انسانی فعالیت داریم. تنها رشته‌هایی که نداریم پزشکی است.

قدمت دانشگاه ما به اوایل تأسیس دانشگاه آزاد برمی‌گردد و از ابتدا در شهرری بودیم. مجتمع یادگار امام که در واقع به نام «مرحوم حاج سید احمد خمینی» نامگذاری شده برای ما برکتی ایجاد کرده است. به واسطه اینکه در شهرری هستیم بافت مذهبی در آنجا حاکم است و مسائل مذهبی برای ما هم مهم است.

ما در اینجا قصد داریم خدمت مراجع عظام تقلید هم برسیم. امروز بعد از اینکه از خدمت حضرتعالی مرخص شدیم خدمت آیت الله علوی گرگانی می‌رسیم و از فیوضات ایشان بهره‌مند شویم.

به واسطه اینکه بنده سابقاً در «خبرگذاری ایرنا» مسئولیت داشتم و مدتی هم «ایسنا» و «ایکنا» زیرمجموعه خود من بود با مفاهیم خبری و شبکه‌های مختلف آشنایی اولیه دارم، اما از باب اینکه هیئت رئیسه هم با این مجموعه آشنا شوند خوشحالیم این فرصت اختصاص داده شد. ما به این واسطه می‌توانیم با مجموعه فعالیت‌ها آشنا شویم و در صورتی که لازم باشد می‌توانیم تعاملی را با هم شروع کنیم.

در هر صورت پتانسیلی که در دانشگاه هست و حدود 1500 نفر استاد داریم که در حوزه‌های مختلف هم مشغول به کار هستند. چه بسا بعضی از مواقع بعضی از فعالیت‌ها و نیازهای شما در قالب پروژه‌های کارشناسی ارشد، پروژه‌های دکترا و کارشناسی قابل تحقق باشد. مضافاً اینکه همکاری مشترک می‌تواند انجام شود.

ما می‌توانیم تیم ورک‌هایی را تشکیل بدهیم که بتوانیم با هم همکاری کنیم. ما دانشگاه خود را به سمت دانشگاه حل مسئله بردیم. ما نمی‌خواهیم تنها دانشجو بگیریم آموزش بدهیم، در دانشگاه ما چندین سال مشغول تحصیل شود و بعد برود در جامعه ببیند هیچ کاری بلد نیست.

ما از لحاظ قطب هم قطب حمل و نقل و ترافیک شدیم. ما در دانشگاه آزاد این قطب را به خود اختصاص دادیم. شما مستحضر هستید مسائل حمل و نقل و ترافیک تنها مسائل فنی نیست؛ بلکه اخلاق در حمل و نقل و ترافیک، حقوق در حمل و نقل، روانشناسی، مدیریت و مسائل اجتماعی معضلی است که روزانه همه با حمل و نقل با آن مواجه هستند.

تأکید ما بیشتر بر مباحث علوم انسانی حمل و نقل است. علی رغم اینکه بنده فنی هستم، اما تأکیدم بیشتر روی مسائل علوم انسانی حمل و نقل است که می‌خواهیم وارد این قضایا هم شویم.

بنده بیشتر از این مصدع اوقات شما نمی‌شوم. از اینکه این فرصت به ما اختصاص داده شد سپاسگذار شما هستم. در ضمن «حاج آقا یاری‌خانی» مسئول دفتر نهاد رهبری در دانشگاه هستند. و «حاج آقا فرهادیان» معاون فرهنگی و دانشجویی بنده هستند. در خدمت شما هستیم. بر محمد و آل محمد صلوات بفرستید.

آیةالله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله

ما هم خوشحال هستیم که بزرگواران و گرامیان را زیارت می‌کنیم. «و لا جَعَلُ الله آخِرَ العَهد لِزیارتِکُم»؛ نکاتی که حضرتعالی فرمودید نکات و سرمایه بسیار باارزشی است. 25 هزار دانشجو و 1500 استاد ظرفیت بسیار مبارکی است.

بنده چند نکته خدمت شما بزرگواران اشاره داشته باشم؛ با توجه به اینکه فرمودید تعاملی هم در رابطه با بعضی از رساله‌های ارشد و دکترا هم باشد.

عزیزان ما مستحضر هستند تمام تلاش‌هایی که ما در حوزه‌های مختلف انجام می‌دهیم در صورتی می‌تواند مفید و ثمربخش باشد که زیربنای اصلی جامعه ما که همان «امنیت» است مستقر باشد. به بیان بهتر اگر در جامعه‌ای امنیت نباشد، دلهره و استرس و مشکلات همان‌طور که در بعضی از کشورهای همسایه مشاهده می‌کنیم در کشور حاکم باشد قطعاً دیگر تلاش‌های ما هم ثمربخش نخواهد بود.

در حال حاضر با توجه به حوادثی که در طول هشت سال اخیر ایجاد شد گرچه ریشه از اول پیروزی انقلاب اسلامی دارد، ولی تلاش‌ها بر این است که امنیت ما را در داخل کشور به هر نحوی که می‌توانند زیر سؤال ببرند.

دانشگاه‌های ما بهترین ظرفیت برای نهادینه کردن امنیت و جلوگیری از هرگونه مسائلی که امنیت ما را هدف گرفته‌اند، هستند.

دو اتفاقی که در مجلس شورای اسلامی و حرم امام خمینی (رحمة الله علیه) افتاد در حقیقت اعلام خطری برای همه ما، مسئولین، مراکز امنیتی و چه بسا مراکز آموزشی ما بود.

درخواست بنده از حضرتعالی و مسئول محترم نهاد مقام معظم رهبری و دیگر عزیزان این است که مقداری این قضیه را جدی بگیرید. لازم است در کنار دیگر آموزش‌ها وقت بگذارید، فراخوان مقاله داشته باشید، همایش داشته باشید و به این موضوع اختصاص دهید که چطور شد کشور سوریه، عراق، یمن و بحرین امنیت خود را از دست دادند؟ همچنانکه در کشور مصر و کشورهای بسیاری دیگر، امنیت چندانی وجود ندارد.

همان‌طور که امروزه در شمال اروپا و آمریکا هم مشاهده می‌کنیم مردم زمانی که از منزل بیرون می‌آیند احساس ناامنی می‌کنند و امنیتی که 50 سال در این کشورها حاکم بود دیگر وجود ندارد.

چه اتفاقاتی در عصر حاضر افتاده است که یک مرتبه از 130 کشور نیرو در سوریه و عراق تحت عنوان جهادگر و مجاهد بسیج می‌شود!؟

روزی مفتی اعظم قرقیزستان که مشاور رئیس جمهور آنجا نیز هست همینجا نشسته بودند و به من گفتند:

"می‌خواهم بی‌پرده صحبت کنم؛ ما اهل سنت غفلت کردیم و شما شیعیان هم غفلت کردید!! سلفی‌ها حدود 25 سال در فضای مجازی و رسانه‌ها شروع به تبلیغات کردند، اما ما اهمیت ندادیم. در حال حاضر بنده خجالت می‌کشم به شما بگویم که 20 هزار نیرو از منطقه من در سوریه می‌جنگد. اگر فردا این افراد به کشور برگردند و فرهنگ تکفیر و قتل را در کشور ما برگردانند چه خواهیم کرد؟! سلفی‌ها 20 سال کار فرهنگی کردند، تبلیغ کردند، نیرو ساختند و بعد از 20 سال از 140 کشور بیش از 80 هزار نیرو برای جنگ در سوریه جمع کردند."

بنده دیشب که با تعدادی از فرماندهان سپاه همین‌جا جلسه داشتیم، گفتم: "دوستان عزیز مقداری دقت کنید. ما ابتدا به سوریه مشاور یا مستشار نظامی می‌فرستادیم. بعد با چه مشکلاتی تعدادی از عزیزان پاکستانی، افغانستانی و هندی را تحت عنوان زینبیون، فاطمیون به سوریه می‌فرستادیم و چه امتیازاتی برای این افراد قائل بودیم تا به سوریه تحت عنوان «مدافعین حرم» بجنگند!؟

ولی اینها چکار کردند که 80؛ 90 هزار نیرو، عاشقانه و با میل خود به سوریه آمدند. این افراد نیامدند تا پول و مقام برای کشور خود بیاورند، بلکه غالباً اولین کاری که در سوریه کردند این بود که پاسپورت خود را آتش زدند و گفتند: «ما آمدیم بمانیم، نیامدیم برگردیم!!» این افراد در تبلیغات خود چه مطالبی ارائه دادند که این جوانان از پدر و مادر و فرزند و زن و بچه خود گذشته و در سوریه می‌جنگند!! چرا ما نتوانستیم؟!

آیا مذهب و ایدئولوژی ما مشکل دارد و مذهب و ایدئولوژی آن‌ها قوی است یا اینکه مشکل این است که این افراد در مسیر باطل با تمام تلاش زحمت می‌کشند و نتیجه زحمت خود را هم می‌گیرند!! قرآن کریم می‌فرماید:

(وَ أَنْ لَیسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعی)

و اینکه برای انسان بهره‌ای جز سعی و کوشش او نیست.

سوره نجم (53): آیه 39

مرتاض هندی که معتقد به هیچ چیزی نیست زمانی که 20 سال ریاضت می‌کشد به جاهایی از نظر قدرت روحی می‌رسد. این سنت الهی است، اما ما دست روی دست گذاستیم و با خیال اینکه بر حق هستیم و اهلبیت با ما هستند و کمکمان می‌کنند هیچ کاری نمی‌کنیم.

اگر چنین خیالی سودمند بود رسول گرامی اسلام از ما مستحق‌تر بودند که در منزل بنشینند و خداوند ایشان را کمک کند. امیرالمؤمینن (سلام الله علیه) دعا کند و از خداوند کمک بگیرد، در منزل خود بنشیند و پیروز شود!!

تقاضای بنده از عزیزان و بزرگواران این است که مقداری مصاحبه‌های داعشی‌ها و سلفیونی که از ایران رفتند را مطالعه و انگیزه‌هایی که آن‌ها را به سوریه کشانده بررسی کنید. ببینیم چه عواملی باعث شد که این افراد به سوریه رفتند؟ آن عوامل را مورد مطالعه قرار دهیم!!

باید ببینیم نقاط قوتی که دواعش مورد استفاده قرار دادند چه بود؟ و سعی کنیم آن نقاط قوت را مورد حمله قرار دهیم. باید ببینیم نقاط ضعف دواعش چیست و سعی کنیم آن‌ها را مورد مطالعه قرار دهیم.

در حال حاضر در سوریه و عراق به ظاهر بساط داعش برچیده شده است، اما مرتب به طرف افغانستان نیرو می‌آورند. چه بسا فردا یا پس فردا آمریکا «ابوبکر البغدادی» را که در اختیار خودش است به افغانستان بفرستد.

دقت داشته باشید افغانستان دیگر عراق و سوریه نیست؛ اگر بخواهند در این کشور آشوب به پا کنند خطر آن برای ما چندین برابر عراق و سوریه است. طالبان و دیگر گروهک‌ها در افغانستان ظرفیتی قوی است که می‌توانند از این ظرفیت استفاده کنند.

تقاضای بنده این است که در کنار بحث‌ها، آموزش‌ها و رساله‌های ارشد و دکترا ببینیم عوامل موفقیت این افراد در این قضایا چه بوده است!؟ این را بررسی کنیم.

ما باید این موضوعات را در خدمت اساتید عزیز و دانشجویان قرار دهیم تا یکی دو سال روی این موضوعات کار کنند، این عوامل را استخراج کنند و راهکارهای مبارزه با این عوامل را بررسی کنند.

ما باید ببینیم اگر در آینده چنین اتفاقی افتاد تکلیف ما چیست!؟ همان‌طور که عرض کردم دانشگاه ظرفیت مبارک و توانمندی است که می‌تواند در این حوزه کار کند.

نکته دیگر در رابطه با «شبکه جهانی ولایت» است؛ ما از 20 سال قبل در رسانه‌های جهانی حضور داشتیم.

«شبکه المستقله» که در لندن است و با هزینه‌های عربستان سعودی اداره می‌شود. داستان مفصلی دارد. صاحب این شبکه به ایران آمد و به مسئولین جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که حاضرم این شبکه را در اختیار شما قرار بدهم.

او به مسئولین ایران بیان کرد که شما بیایید این شبکه را حمایت مالی کنید، زیرا عربستان سعودی برای حمایت مالی این شبکه التماس می‌کند. ولی یکی از این آقایان مسئول، در فرودگاه امام خمینی برخورد بسیار زشت و سخیفی با این شخص کرد. زمانی که او از ایران برگشت با بغض و عداوت برگشت و ما او را به دامن عربستان سعودی هل دادیم.

مسئولین این شبکه ماهواره‌ای در آن زمان مدعی بودند 80 میلیون مخاطب داریم. آن‌ها چهارده سال قبل مناظراتی از شیعیان و وهابی‌ها منتشر می‌کردند. خود ما هم چندین جلسه مناظره داشتیم و بعد از آن مشاهده کردیم که تأثیرگذاری زیادی دارد.

«علامه شهید مطهری» تعبیری دارند که می‌گویند: "اگر ما امروز بخواهیم کالای نورانی اهلبیت را در بازار فرهنگی بین الملل ارائه بدهیم از کلاس 20 نفره، مسجد 600 نفره و حسینیه 400 نفره کاری ساخته نیست." ما باید از ابزار و ظرفیت‌هایی که امروزه مخالفین و دشمنان ما استفاده می‌کنند استفاده کنیم. امروزه دشمنان از این ابزارها حداکثر استفاده را می‌برند.

بنده به خاطر دارم سال اول که «نتانیاهو» در فلسطین اشغالی انتخاب شد، به کنگره آمریکا رفت، سخنرانی کرد و گفت: "من نه از کنگره آمریکا کمک مالی می‌خواهم و نه کمک نظامی و اقتصادی می‌خواهم. ما از کنگره تقاضا داریم که ما را یاری کنند فضای مجازی یا رسانه فارسی تأسیس کنیم و بتوانیم افکار جوانان ایرانی و شیعه را طوری که دلمان می‌خواهد هدایت کنیم."

این افراد بعد از چند سال شبکه ماهواره‌ای «فارسی وان» را راه اندازی کردند. آن‌ها ابتدا سریال‌های جذابی در آنجا پخش کردند تا مشتری جمع کنند، سپس شروع به القاء بعضی از شبهات برای تزلزل عقاید جوانان و کشاندن فساد و فحشا به خانواده‌ها کردند.

مدیر این شبکه در اولین سالگرد تأسیس شبکه خود گفت: "ما در یک سال توانستیم در ایران، پاکستان، افغانستان و تاجیکستان بیش از 110 میلیون مخاطب جذب کنیم."

آن‌ها ظرفیتی را فراهم کردند که بتوانند با 110 میلیون نفر صحبت کنند. ما هم وقتی می‌خواهیم حرف بزنیم با چه امکاناتی سخن بگوییم؟! با کدام مخاطبین صحبت کنیم؟! آیا ما باید به همان سخنرانی‌های سنتی در مساجد و حسینیه‌ها و تکایا بسنده کنیم یا از ظرفیت‌های روز هم استفاده کنیم؟!

بنده گمان نمی‌کنم به غیر از مذهبی‌های سنتی، کمتر خانه‌ای باشد که رسیور داشته باشد و «شبکه من و تو» را نگیرد. جناب آقای «سرافراز» که مدیر رسانه ملی بود خدمت مراجع عظام تقلید آمده بود. ایشان جمله‌ای بیان کردند و گفتند: "طبق بررسی‌های ما «شبکه بی‌بی‌سی» و «صدای آمریکا» هم از «شبکه من و تو» تغذیه فکری می‌گیرند."

این شبکه مادربزرگ شبکه‌های معاند و ضد نظام و ضد اهلبیت شده است. اگر عملکرد این شبکه‌ها را ملاحظه کنید خواهید دید که بحث‌های سیاسی محض نیست.

آن‌ها هر هفته کاریکاتور طراحی می‌کنند و مراجع ما را مسخره می‌کنند. همچنین مساجد ما، عزاداری‌های ما و اعتقادات شیعه را مسخره می‌کنند.

این افراد قدم به قدم جلو رفتند، مقدسات ما را مورد حمله قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که اگر بخواهند در دنیا موفق و پیروز شوند باید تعصب مذهبی را از جوانان ما بگیرند و به همین خاطر هم کار می‌کنند.

عربستان سعودی چندین شبکه ماهواره‌ای به زبان فارسی راه انداخته است. این افراد امکانات دارند و عربستان سعودی پول‌های کلانی در اختیار این افراد قرار می‌دهد.

این افراد دو سال پیش یکی از تحلیل‌گران «شبکه بی‌بی‌سی» که 28 سال تحلیل‌گر بوده با بودجه‌های کلان آوردند و مشغول کارشناسی هستند تا ببینند چکار کنیم بچه شیعه‌ها را جذب کنیم، اهل سنت را به سلفی تبدیل کنیم و چکار کنیم تا از داخل ایران نیرو جذب داعش کنیم!؟

این افراد علناً اعلام می‌کنند که هدف ما براندازی نظام جمهوری اسلامی است. مشاهده کنید کیفیت برنامه‌های این شبکه‌ها به مراتب از برنامه‌های شبکه‌های جمهوری اسلامی جذاب‌تر و قوی‌تر است، زیرا امکانات و پول در اختیار دارند و کار می‌کنند.

شما ببینید که در برابر این افراد، عزیزان ما در رسانه ملی چه فعالیت‌هایی دارند!؟ از همان ابتدا که ما «شبکه جهانی ولایت» را تأسیس کردیم جناب آقای «ضرغامی» که خداوند ایشان را حفظ کند با تمام توان ما را یاری کردند. ایشان هم به ما مشورت دادند و هم هرچه خواستیم از آرشیو در اختیار ما قرار دادند. شاید آرشیو رسانه ملی برای شبکه‌های داخلی آن‌طور باز نبود که این آقایان برای ما باز کردند.

چندین مرتبه آقای «ضرغامی» با بنده تماس گرفتند و گفتند: "من از شما تشکر می‌کنم؛ بسیاری از مسائلی که با توجه به بافت جمعیتی کشور نمی‌توانیم در رسانه ملی مطرح کنیم شما بار سنگین آن را به دوش می‌کشید و آنچه وظیفه ماست انجام می‌دهید."

البته این قضیه برای ما اسقاط تکلیف نمی‌کند. در حال حاضر بر فرض در «برنامه نود» تنها بیش از دو میلیون پیامک می‌دهند. اگر قرار باشد طبق قانونی که دارند از 5 هزار نفر یک نفر پیامک بدهد یا در برنامه‌های دیگر 50 هزار نفر یک نفر پیامک بدهند ببینید چقدر بیننده دارند. همچنین برنامه‌های دیگر هم ببینید که چقدر بیننده دارند!؟

متأسفانه در قضایای اخیر هم رسانه ملی ما ورود نکرد. دو روز پیش مشاهده کردم که روحانی بزرگواری در شبکه یک صحبت می‌کند و می‌گوید: "جناب یزید چنین فرمودند"، "جناب معاویه این کار را کردند" همین را کم داشتیم که به یزید لقب «جناب» بدهیم که الحمدلله این را هم به آن اضافه کردند!!!

در حال حاضر «شبکه جهانی ولایت» در طول هشت سال تمام توان خود را برای مبارزه با تفکر تکفیری به کار گرفت و الحمدلله رب العالمین موفق هم بودیم.

معاون وزیر محترم اطلاعات پارسال بعد از عید نوروز به منزل ما آمد و گفت: "من آمده‌ام تا یک جمله بگویم و بروم. ما بررسی کردیم که فاصله بین فرانسه تا داعش بیش از 5 هزار کیلومتر است و تاکنون بیش از سه هزار نفر از فرانسه به داعش پیوستند. ولی فاصله ایران با داعش کمتر از چهل کیلومتر است، اما یک سوم این تعداد هم به داعش ملحق نشده است. پس از اینکه بررسی میدانی کردیم مشاهده کردیم یکی از عواملی که باعث شده مردم ایران به داعش ملحق نشوند برنامه‌های «شبکه جهانی ولایت» بوده است."

بنده همانجا به این آقایان گفتم در برنامه‌ای که خود بنده داشتم شخصی از اهل سنت از شهر سنندج روی خط آمدند و گفتند: "ما از برنامه‌های «شبکه جهانی ولایت» تشکر می‌کنیم. اگر این اطلاع‌رسانی‌ها نبود شاید الآن من در سوریه در کنار داعش می‌جنگیدم."

تبلیغ اثرگذار است؛ در حال حاضر در عراق حدود هفتاد رسانه شخصی و دولتی فعالیت دارند. پارسال آقایان عراقی تقدیرنامه‌ای از اتحادیه رسانه‌های ملی تحت عنوان «نشانه قهرمانی و شجاعت» برای ما آوردند. این مدال را به گردن ما انداختند، فیلم گرفتند و بردند.

ایشان گفتند: "ما آمدیم تنها به شما بگوییم که نقش «شبکه جهانی ولایت» در عراق در اتحاد میان شیعه و سنی و تشویق مردم برای پیوستن به «حشد الشعبی» از تمام رسانه‌های محلی ما موفقیت‌آمیزتر بوده است."

بنده گفتم: "این نتیجه توفیقاتی است که خداوند عالم به بنده عنایت کرده است." در داخل کشور بعضی از قضایایی وجود دارد که گفتنی نیست و نمی‌توان به خاطر مسائل امنیتی آن را مطرح کرد، اما جوانان اهل سنت بیدار شوند.

الحمدلله این برنامه‌ها سبب شد جوانان اهل سنت که در معرض پیوستن به داعش و سلفیون بودند از این کار منصرف شوند. همچنین بعضی از جوانانی که مستعد فهم حقیقت بودند الحمدلله روشن شدند.

در حال حاضر در داخل کشور نزدیک 50 تن از علمای اهل سنت وجود دارند که مولوی و ماموستا بودند، اما مذهب شیعه را انتخاب کردند و مبلغ تشیع در کشور هستند.

شاید بیش از 200 نفر از کسانی که دکتر، مهندس، استاد دانشگاه و تکنیسین هستند به مذهب اهلبیت پیوستند و مذهب تشیع را تبلیغ می‌کنند.

بنابراین اگر ما از این ظرفیت و امکانات استفاده کنیم آینده خوبی داریم، اما اگر بخواهیم غفلت کنیم چشممان سیاه‌تر از مردم عراق و سوریه نیست. خدای ناکرده اگر غفلت کنیم شاید در آینده گرفتار مشکلاتی شویم که مردم عراق و سوریه گرفتار آن هستند.

من از همه شما بزرگواران و گرامیان عاجزانه تقاضا می‌کنم روی مسائل فرهنگی و اعتقادی جوانان مقداری بیشتر کار کنید. در این خصوص می‌توانید فراخوان بدهید، مسابقه کتابخوانی برگزار کنید، همایش تشکیل بدهید یا کارهای دیگری از این قبیل.

در رابطه با موضوعاتی که می‌خواهیم برای پایان‌نامه‌های ارشد یا رساله‌های دکترا بدهیم در خدمت آقایان هستیم. می‌توانیم با آقایان جلساتی برگزار کنیم و موضوعات مختلفی را تهیه کنیم. همچنین می‌توانیم کتاب یا فایلی که در اختیار داریم را در اختیار عزیزانمان قرار بدهیم.

امیدواریم این جلسه، جلسه مبارکی باشد و همکاری‌های گسترده‌ای را میان ما در آینده آغاز کند.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

یکی از حضار جلسه:

حاج آقا خدمت حضرتعالی عرض کنم همان‌طور که جناب آقای «دکتر قاضی مغربی» بیان کردند مجموعه دانشگاه آزاد واحد یادگار امام 25 هزار دانشجو دارد که در بعضی از رشته‌های آن از قبیل دکترای ادیان و عرفان می شود با «شبکه جهانی ولایت» مرتبط شد.

ما این رشته‌های تخصصی و هیئت علمی این رشته‌ها را در دانشگاه خود داریم. می‌توان موضوعاتی که شما درخواست می‌دهید یا موضوعاتی که مبتلابه هست را بفرمایید تا ان‌شاءالله در جلسات بعد خدمت شما برسیم.

ویژگی من و «حاج آقا یاری‌خانی» این است که ما در قم زندگی می‌کنیم. ما صبح‌ها به دانشگاه می‌رویم، اسلام را نشر می‌دهیم و سپس بازمی‌گردیم.

ما افتخار می‌کنیم که در سال 1390 در خدمت شما درایه را خواندم و در کلاس‌های شما شرکت کردم. خوب است که پای علما به «شبکه جهانی ولایت» باز شود.

آیةالله دکتر حسینی قزوینی:

ما در خدمت شما هستیم و افتخار می‌کنیم که در خدمت شما باشیم. بنده معتقدم که اگر دانشگاه‌ها ورود پیدا کنند آینده روشنی داریم. اگر ما خدای نکرده افکار دانشجو و اساتید خود را از الآن آماده نکنیم در آینده با مشکل مواجه خواهیم شد.

پرسش:

حاج آقا تعامل «شبکه جهانی ولایت» با علمای اهل سنت ایران چطور است؟! در سفری که به زاهدان داشتیم مشاهده کردیم که دانشگاه آزاد واحد زاهدان مقالاتی تحت عنوان: «ویژگی‌ها و خصوصیات امام حسین (علیه السلام) در کلام پیامبر اسلام در منابع اهل سنت» داده بودند. این موضوعی بود که دانشگاه به آن فراخوان داده بود.

دوستان مقالات خود را نوشتند و مقاله ما هم پذیرفته شد. ما به آنجا رفتیم، اما مولوی آنجا که برای خود اسم و رسمی هم پیدا کرده پشت تریبون اعلام کرد: "ما اعتقاد داریم یزید فاسد بوده و حسین بن علی راه و چاره‌ای جز شهادت نداشت. آن بزرگوار با شهادت خود نشان داد که راه یزید اشتباه بوده است. من اگر در آن زمان بودم، آرزو می‌کردم که در رکاب ایشان به شهادت برسم.

اما آموزه‌های مذهب من می‌گوید: کسی که سه روز از دنیا رفتن او می‌گذرد دیگر برای او عزاداری نمی‌کنیم. ما در رحلت پیغمبر اکرم هم عزاداری نمی‌کنیم. ما به همین دلیل در عزاداری حسین بن علی شرکت نمی‌کنیم. وگرنه ما او را به عنوان یک انسان وارسته و شهید قبول داریم."

آیا این مطلب در کلام آن‌ها هست، یا به خاطر مسائل دیگر آن را مطرح می‌کنند؟!

پاسخ:

در حال حاضر اهل سنت دو دسته هستند؛ دسته اول اهل سنتی هستند که نسبت به اهلبیت علاقه‌مند هستند، آن بزرگواران را دوست دارند و حتی عزاداری هم می‌کنند. در سنندج و گلستان در ایام عاشورا هر سال عزاداری می‌کنند.

دسته دوم اهل سنتی هستند که تفکرات سلفی دارند. بنده پای ماهواره بودم و گوش می‌کردم که مفتی اعظم عربستان سعودی «آل شیخ» که در طائف سال 1382 یک ساعت با ایشان گفتگو داشتیم مصاحبه می‌کرد.

شخصی از «آل شیخ» پرسید: نظر شما نسبت به یزید و امام حسین چیست؟! او گفت: ما معتقدیم یزید امیرالمؤمنین، خلیفه و ولی امر مسلمین بوده است. امام حسین اشتباه کرد که در برابر او قیام کرد!!

ما تلاش می‌کنیم در «شبکه جهانی ولایت» هرچه می‌گوییم مطالب را مستند بیان کنیم. دلیل موفقیت ما در «شبکه جهانی ولایت» این بوده که هر حرفی می‌زنیم به صورت مستند است.

همچنین مشاهده کنید «ابن تیمیه» که مغز متفکر وهابیت است و زمانی که اهل سنت نام او را می‌آورند او را (رضی الله عنه) و (رحمه الله) می‌خوانند در کتاب «مجموع الفتاوی» وقتی به نام یزید می‌رسد، می‌نویسد:

«أنه کان ملکا من ملوک المسلمین له حسنات وسیئات»

او پادشاهی از پادشاهان مسلمین بوده که هم کارهای خوبی داشته و هم کارهای بدی داشته است.

کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیة، اسم المؤلف: أحمد عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مکتبة ابن تیمیة، الطبعة: الثانیة، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ج 4، ص 483

در حقیقت وقتی از معصوم پایین‌تر بیایید همه به این صورت هستند. او همچنین در کتاب «منهاج السنة النبویة» که قانون اساسی وهابیت است جلد چهارم صفحه 571 می‌نویسد:

«فمن أین یعلم الإنسان أن یزید أو غیره من الظلمة لم یتب من هذه»

از کجا می‌دانیم یزید از جنایاتی که کرده توبه نکرده باشد؟

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 4، ص 571

او امام حسین (علیه السلام) را به شهادت رسانده است و در ماجرای حره هفتصد صحابه را کشته است، اما از کجا معلوم که توبه نکرده باشد؟! اگر بنابر این باشد ما نمی‌دانیم «فرعون»، «شداد» یا افراد دیگر هم توبه کردند یا خیر!؟

پرسش:

استاد زمانی که به دریا افتاد شاید توبه کرده باشد!!؟؟

پاسخ:

بله، او در آن لحظه گفت: "ایمان آوردم"، اما خداوند متعال فرمود: الآن توبه می‌کنی!!

و همچنین «ابن تیمیه» در کتاب «منهاج السنة النبویة» به صراحت می‌گوید:

«لا یخرج علی ولاة أمور المسلمین بالسیف»

بر ولی امر مسلمین نباید قیام کرد.

«وأن من لم یکن مطیعا لولاة الأمور مات میتة جاهلیة»

هرکسی تابع ولی امر نباشد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 1، ص 111

او عملاً شهادت حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) را مرگ جاهلیت می‌خواند!! زیرا برخلاف سنت پیغمبر اکرم نسبت به امام زمان خود خروج کرده است!! او همچنین در کتاب «مجموع الفتاوی» می‌گوید:

«أنه مسلم ولی أمر الأمة»

یزید ولی امر امت بوده است.

کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیة، اسم المؤلف: أحمد عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مکتبة ابن تیمیة، الطبعة: الثانیة، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ج 4، ص 486، باب سؤال فی یزید بن معاویة

همچنین از قول «غزالی» در کتاب «قید الشرید من أخبار یزید» اثر «شمس الدين بن طولون » نقل شده است که وقتی از او سؤال می‌کنند: آیا می‌شود یزید را لعن کرد یا خیر؟! می‌گوید: نه، یزید مسلمان بوده است؛ لعنش جایز نیست!!

« أنه لا ينبغي لعن يزيد ابن معاوية، ولا الحجاج، لأن النبي صلى الله عليه وسلم نهى عن لعن المصلين ومن كان من أهل القبلة»

لعن یزید و لعن حجاج جایز نیست. زیرا پیامبر از لعن نمازگزاران نهی کرده است.

قيد الشريد من أخبار يزيد؛ تأليف: محمد بن طولون؛ 953 هـ؛ تحقيق؛ د. محمد زينهم محمد عزب؛ دار الصحوة للنشر؛ الطبعة الأولى، 1406 هـ - 1986م؛ ص 69

در حال حاضر این تفکرات در میان اهل سنت وجود دارد. البته در کنار آن هم افراد زیادی وجود دارند که مطالب دیگری بیان کردند که از آن جمله می‌توان به «ابن جوزی» اشاره کرد.

«ذهبی» که یکی از استوانه‌های علمی اهل سنت است در کتاب «سیر أعلام النبلاء» زمانی که به یزید می‌رسد، می‌گوید:

«وکان ناصبیا فظا غلیظا جلفا یتناول المسکر ویفعل المنکر»

یزید ناصبی، بداخلاق، جلف، احمق، شارب الخمر بود و کارهای منکر انجام می‌داد.

سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج 4، ص 37، باب 8 یزید بن معاویة

همچنین در کتاب «تاریخ الإسلام» اثر «ذهبی» جلد پنجم صفحه 30 وارد شده است: یزید اهل شراب بود، کارهای منکر انجام می‌داد، مردم او را دشمن می‌داشتند و جنایاتی مرتکب شده است.

همچنین در کتاب «سیر أعلام النبلاء» جلد سوم صفحه 324 وارد شده است زمانی که «عبدالله بن حنظله» به شام رفت یزید را دید، برگشت و گفت: اگر ما در برابر یزید قیام نکنیم می‌ترسیم که از آسمان سنگ بر سر ما ببارد.

یزید انسانی است که با مادرانش نکاح می‌کند، با دخترانش همبستر می‌شود، با خواهرانش همبستر می‌شود، شراب می‌خورد و نماز را هم رها کرده است!!

این تفکری است که در میان اهل سنت وجود دارد. متأسفانه در داخل کشور ما به جهت بعضی کج سلیقگی‌ها و یا عقب نشینی بیش از حد عزیزان تقریبی ما، سبب شده که طرف مقابل سنگر به سنگر جلو بیاید.

بنده در جلسه‌ای که در کنگره تکفیر برگزار شده بود و دوستانی که از سپاه قدس و وزارت اطلاعات حضور داشتند گفتم: من به این نتیجه رسیدم که در حال حاضر در قسمت غرب کشور بیش از 40 درصد از طلبه‌های اهل سنت ما جذب سلفیت شدند.

بعضی از دوستان گفتند: این حرف مبالغه است، و چنین نیست!! «دکتر زمانی» که از بیت امام خمینی در تمام سفرهای حج حضور دارد و مدتی هم در مصر بود، گفت: نظر بنده این است که بیش از 60 درصد از طلبه‌های اهل سنت ما جذب سلفیت و وهابیت شدند.

ما دائماً عقب نشینی می‌کنیم. هیچ شک و شبهه‌ای نیست که توهین به اهل سنت و جریحه‌دار کردن احساسات اهل سنت خلاف شرع است و در آن هیچ شکی نیست، اما وظیفه و تکلیف ماست که حقایق را برای مردم بیان کنیم.

تا به حال بیش از پانصد نفر از بزرگان اهل سنت در «شبکه جهانی ولایت» برنامه زنده داشتند. ما موارد متعددی از استان‌های سیستان و بلوچستان، کردستان و گلستان داشتیم. مفتیان بزرگ کشورهای عربی در شبکه ما برنامه داشتند. ما برنامه‌های مختلفی از «بدرالدین حسون» مفتی اعظم سوریه داشتیم.

همچنین «تاج الدین هلالی» مفتی اعظم استرالیا به «شبکه جهانی ولایت» آمد و چندین برنامه زنده از ایشان داشتیم. ما چندین برنامه با «دکتر خالد ملأ» رهبر اهل سنت عراق داشتیم.

غالباً تلاش ما بر این بوده از اهل سنتی که با نظام همخوانی دارند و روحیه ضد سلفی دارند استفاده کنیم. متأسفانه جو به گونه‌ای است که هرکسی به اینجا می‌آید و علیه سلفیت و وهابیت بحث می‌کند با مشکلات زیادی مواجه می‌شود.

زمانی که یکی از علمای سیستان و بلوچستان را به اینجا آوردیم، گفت: "من هفتصد مورد اختلاف میان حنفی‌ها و وهابیت را ثبت کردم." زمانی که این شخص به منطقه برگشت به قدری او را ترور شخصیتی کردند و به او توهین کردند که مراحل بعد نتوانست بیاید.

افرادی که به اینجا می‌آیند و شروع به بحث می‌کنند با این موارد مواجه می‌شوند. این در حالی است که او بعد از بردن اسامی خلفا عبارت (رضی الله عنه) را به کار می‌برد و ما هم به او نمی‌گفتیم که چنین نگوید.

ما کاملاً او را آزاد گذاشته بودیم و تنها از او درخواست کردیم که بیاید منطقی در مورد تفکر سلفی که خلاف نظر اهل سنت است مطالبی را بیان کند. زمانی که این افراد به منطقه برمی‌گشتند علیه آن‌ها برخورد شدیدی می‌شد و تبلیغات سنگینی علیه آن‌ها شروع می‌شد.

در مورد اینکه این افراد ادعا می‌کنند: "ما برای کسانی که بیش از سه روز از درگذشتن آن‌ها می‌گذرد عزاداری نمی‌کنیم" اگر به سنت آن‌ها مراجعه کنید خواهید دید که ادعای نابجایی است. تمام بزرگان اهل سنت در رابطه با حمزه سیدالشهداء نوشتند که بعد از شهادت ایشان رسول اکرم فرمودند:

«لکن حمزة لا بواکی له»

ولی حمزه عزادار ندارد.

المصنف، اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1403، الطبعة: الثانية، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي؛ ج3، ص 561، ح 6694

«شیبانی» شاگرد «ابوحنیفه» در کتاب «السیر الکبیر» می‌نویسد: پیغمبر اکرم بعد از قضیه شهدای احد مشاهده کردند که هرکدام از شهدا گریه‌کن دارد، اما «حمزه» فرزندی نداشت تا برای او گریه کند. به همین خاطر فرمودند:

«لکن حمزة لا بواکی له»

بعد از این فرمایش پیغمبر اکرم زنان جمع شدند و برای حمزه عزاداری کردند. او سپس می‌گوید:

«ومن ذلک الوقت جری الرسم بالمدینة أنه إذا مات منهم میت یبدءون بالبکاء لحمزة رضی الله عنه»

بعد از آن در مدینه رسم شد که هرکسی عزیز خود را از دست می‌داد ابتدا برای حمزه عزاداری می‌کرد و بعد برای عزیز خودشان عزاداری می‌کردند.

السیر الکبیر، اسم المؤلف: محمد بن الحسن الشیبانی، دار النشر: معهد المخطوطات – القاهرة، الطبعة: -، تحقیق: د. صلاح الدین المنجد، ج 1، ص 108، باب البکاء علی القتلی

«احمد بن حنبل» متوفای 241 هجری می‌گوید: در عصر ما بعد از گذشتن سه قرن زنان انصار، مهاجرین، زنان تابعین، اتباع تابعین و بعد از آن یک سیره ثابت ایجاد شد که وقتی می‌خواستند عزاداری کنند ابتدا برای حمزه و بعد برای عزیز خودشان عزاداری می‌کردند.

یکی از حضار:

حاج آقا این مطالب را به علما برسانید تا در دانشگاه‌ها بیان کنند.

پاسخ:

ما حرفی نداریم. به طور کلی روش ما بر این است وقتی که تلفن‌ها باز می‌شود فرقی نمی‌کند شیعه باشد، سنی باشد، وهابی باشد یا مسیحی باشند. دوستان ما به قدری مسلط هستند که وقتی سؤال می‌کنند بلافاصله کتاب را روی آنتن می‌آورند.

بنده عرض کردم بحث وحدت از ضروریات دین اسلام است. وحدت ضرورت قرآنی است و ربطی به شیعه و سنی ندارد.

(وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا)

و همگی به ریسمان خدا (قرآن و اسلام و هر گونه وسیله ارتباط دیگر) چنگ زنید و پراکنده نشوید.

سوره آل عمران (3): آیه 103

ولی باید ببینیم «وحدت» به چه معناست. بنده به دوستان توصیه می‌کنم کتاب «مرحوم مطهری» به نام «امامت و رهبری» را مطالعه کنند. ایشان از صفحه 20 به بعد بیان می‌کند که معنای وحدت چیست!؟

ایشان می‌نویسد: "ما معتقد به وحدت هستیم و ضرورت وحدت را درک می‌کنیم، اما حاضر نیستیم به خاطر وحدت از یک مستحب کوچک یا مکروه کوچک دست برداریم و توقع نداریم اهل سنت به خاطر وحدت از اصلی از اصول خود دست بردارند."

ما باید حقایق را بگوییم، اما مطالبی که احساسات اهل سنت را جریحه‌دار می‌کند را نباید مطرح کنیم. فحش، اهانت و ناسزا ممنوع باشد؛ اما بیان حقایق آزاد است. به تعبیر مقام معظم رهبری ما در دفاع از امیرالمؤمنین برای خودمان حد و مرزی نمی‌شناسیم.

روزی یکی از آقایانی که نمی‌خواهم نام او را ببرم، گفت: "آن‌طور که شما ثابت می‌کنید امیرالمؤمنین حق بوده و فضائلی مخصوص داشته که دیگران نداشتند اهل سنت ناراحت می‌شوند و با خود می‌اندیشند که امیرالمؤمنین فضایلی داشته که ابوبکر و عمر نداشته و لذا دلخور می‌شوند!!"

من گفتم: توهین و اهانت نمی‌کنیم، بلکه مطالبی را از کتب اهل سنت بیان می‌کنم. در کتاب «مستدرک» و دیگر کتب معتبر اهل سنت وارد شده که «ابن عباس» می‌گوید: خداوند عالم بیش از ده ویژگی به علی بن أبی طالب داده که برای احدی غیر از پیغمبر اکرم آن‌ها را نداده است.

آیا درست است که ما روایاتی که در کتب اهل سنت است بیان نکنیم که آن‌ها ناراحت می‌شوند؟! اگر می‌توانند این مطالب را از کتب خود بردارند!! ما تا چه اندازه باید برای وحدت سرمایه‌گذاری کنیم؟! چقدر باید عقب‌نشینی کنیم؟!

الحمدلله از زمانی که جناب آقای «اراکی» در تقریب آمدند تحولات خوبی ایجاد شد. ایشان دو سال گذشته در «شبکه جهانی ولایت» در ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) برنامه زنده داشتند و مطالبی تندتر از ما هم در این قضیه بیان کردند.

قبل از ایشان جناب آقای «تسخیری» خدمت مقام معظم رهبری نامه نوشتند و بیان کردند که وقتی به کشورهای مختلف می‌رویم به ما اعتراض می‌کنند که دهه فاطمیه و شهادت حضرت فاطمه زهرا به وحدت ضرر می‌زند. کاری کنید که فاطمیه جمع شود و مطالبی مطرح نشود!!

اگر وحدت چنین است نه امام چنین وحدتی را قبول دارد، نه مقام معظم رهبری چنین وحدتی را قبول دارد و نه مراجع ما چنین وحدتی را قبول دارند.

بنیانگذار وحدت آیت الله العظمی بروجردی و امام خمینی (رحمة الله علیه) بودند. مقام معظم رهبری هم همان مسیر را ادامه می‌دهند. ما باید ملتزم باشیم به وحدتی که از بزرگان، مراجع عظام تقلید و مقام معظم رهبری فرا می‌گیریم نه اینکه از خود مطلبی بیان کنیم.

موفق و مؤید باشید. خداوند به شما جزای خیر بدهد.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها