2018 November 21 - چهار شنبه 30 آبان 1397
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون
کد مطلب: ١١١٢١ تاریخ انتشار: ٢٥ دي ١٣٩٠ - ١٩:٠٠ تعداد بازدید: 444
سخنراني ها » حبل المتین
عزاداری برای امام حسین(ع) در سیره اهل تسنن و وهابیون

حبل المتین 90/10/25

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 90/10/25

آقای محسنی:

بسم الله الرحمن الرحيم. السلام عليک يا أبا عبد الله و اللأرواح التي حلت بفنائک عليک مني سلام الله أبدا ما بقية و بقيه ليل و النهار و لا جعله الله آخر العهد مني لزيارتکم السلام علي الحسين و علي علی بن الحسين و علي اولاد الحسين و علی أصحاب الحسين.

سلام و عرض ادب دارم خدمت همه ی بینندگان عزیزی که الان پای گیرنده شان هستند و منتظر برنامه ی خودشان هستند. ممنون هستیم که این برنامه را انتخاب کردید و ما را مهمان خانه های خودتان قرار دادید امیدواری که این برنامه مورد استفاده ی شما قرار بگیرد و تا پایان برنامه همراه ما باشید. ان شاء الله، برنامه ای که تقدیم شما می شود در این دهه ی حسنیه که انصافا نام گذاری خیلی به جایی است و از اربعین امام حسین تا شهادت شان و تا آخر صفر این دهه، دهه ی حسنیه نام گذاری بشود، امام حسن عزیز خیلی مظلوم است و خیلی کم صدای ایشان حالا چون تحت شعاع است، رحلت پیامبر گرامی اسلام است و کم تر توجه می شود.

ما وقتی می آییم مباحث را مطرح می کنیم انصافا آن مظلومیت امام حسن مقداری کنار می رود و این واقعا باعث خوش حالی است. ان شاء الله که بتوانیم در این دهه ای که به نام این بزرگوار نام گذاری شده است اسم امام حسن و مظلومیت امام حسن را برای جهانیان عرضه کنیم. برنامه ای که تقدیم شما می شود به نام حبل المتین و به صورت زنده و مستقیم تقدیم شما عزیزان می شود. در این برنامه قصد ما و هم کاران عزیز این است که تاریخ اسلام را برای شما شرح بدهیم و در بوته ی نقد و بررسی قرار بدهیم و ان شاء الله قضاوت اش را هم به عهده ی شما عزیزان خواهیم گذاشت، عمده ی مطالبی که گفته می شود از کتب اهل سنت است و مباحث ما به صورت علمی است، پرهیز نمی کنیم از این که بخواهیم، چون می خواهد مبحث علمی گفته بشود نخواهیم بعضی از مسائل را نگوییم.

اما به هر صورت این طبیعت یک کار عملی است که ما باید خیلی از مسائل را مطرح بکنیم. چون عرض کردم خیلی از این مسائلی که گفته می شود منشأ اعتقادی دارد. اما پرهیز می کنیم از بی ادبی و جسارت و توهین، از شما عزیزان که با ما ارتباط بر قرار می کنید می خواهیم که ان شاء الله این گونه باشید که دستور موالی ما است که با ادب و احترام با طرف مقابل مان بر خورد بکنیم ولی بحث علمی خودمان هم سر جای خودش است گر چه حالا بعضی از دوستان برایشان نا خوش آیند می آید و این را نمی توانند قبول بکنند ولی به هر صورت ما بحث علمی مان را خدمت شما عرض می کنیم ان شاء الله امید واریم که همه ی عزیزان استفاده کنند.

من خواهش می کنم عزیزانی که برنامه ی ما را نگاه می کنند بروند واقعا اهل جست و جو و تحقیق باشند. بی توجه نباشند و بروند وقتی ما مطلب علمی را مثلا حضرت استاد می فرمایند واقعا کتاب را نگاه کنند و مطالعه کنند و فکر کنند و تفکر کنند. قرآن خیلی وقت ها ما را وادار می کند به تفکر، 1 ساعت تفکر برابر است با 70 سال عبادت، خاصیت اش چه است؟ خاصیت اش همین است که من ممکن است یک مطلبی را می شنوم و به واسطه ی این شنیدن می روم تحقیق می کنم و مرا وادار می کند به مطالعه و تحقیق و تفکر و این می تواند خیلی از آثار عجیب و غریب را متراتب کند که ممکن است سعادت انسان را رقم بزند که ما خواهش می کنیم از عزیزانی که با ما ارتباط بر قرار می کنند یا بیننده ی برنامه ی ما هستند این گونه باشند که ان شاء الله مطالعه و تحقیق کنند مسائلی را که ما خدمت شان تقدیم می کنیم. ان شاء الله تا پایان برنامه همراه ما خواهید بود و برنامه مورد استفاده ی شما قرار خواهد گرفت.

مجددا عرض تسلیت دارم ایام دهه ی امام حسن علیه سلام را خدمت شما عزیزان، ان شاء الله که این برنامه ای که تقدیم شما می شود مورد استفاده تان قرار بگیرد. ما در محضر حضرت استاد، حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم. سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزیزم.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته، بنده هم خدمت همه ی بینندگان عزیز و گرامی که در هر کجای این کره ی خاکی بیننده ی برنامه ی ما هستند سلام و درود عرض می کنم. موفقیت همه ی عزیزان را از خدای منان خواهانم. و اربعین حسینی، ایام شهادت جان سوز و مظلومانه ی سبط اکبر امام مجتبی و امام هشتم سلام الله علیه و شهادت آقا رسول اکرم را به همه ی مسلمانان به ویژه پیروان اهل بیت و محبین اهل بیت اسمت و طهارت تسلیت عرض می کنم، خدا را به آبروی پاکان درگاه اش سوگند می دهم پاداش ما را تعجیل در فرج مولایمان بقیه الله العظم قرار بدهد ان شاء الله، همان طوری که عزیزمان اشاره کردند بینندگان عزیز هم کاملا حضور ذهن دارند ما هر گونه اهانت، تندی، ناسزا گویی به پیروان دیگر مذاهب اسلامی و ادیان الهی و نا سزا گویی به مقدسات اهل سنت را گناهی بزرگ و نابخشودنی می دانیم و اگر چنان چه نا خود آگاه از زبان ما یا دیگر کار شناسان مطالبی که استشمام اهانت باشد صادر بشود پیشا پیش من از عزیزان اهل سنت پوزش می طلبم. همت ما و تلاش ما بر این است و عقیده ی ما این است.

بار ها گفته ایم و منتی هم به اهل سنت نداریم، این دستور ائمه ی ما سلام الله علیهم اجمعین است. و توصیه ی اکید مراجع اعظام تقلید مان است که در دوران غیبت سخنان آنان برای ما حجت است، و لذا ما در خواست مان بر این است که آن دسته از عزیزان چه شیعه و چه سنی تماس می گیرند با این برنامه ها یا دیگر برنامه های زنده ی شبکه ی جهانی ولایت این مسائل اساسی و خطوط قرمز را رعایت کنند. من حتی از این بالا تر از عزیزان شیعه که با دیگر شبکه های وهابی تماس می گیرند تلاش کنند در این تماس ها صحبت ها، آن ادبیات لایق به شیعه را و آن فرهنگ اهل بیت را در آن شبکه ها هم به نمایش بگذارند، نه تنها اهانت نکنند اگر چنان چه در دیگر شبکه ها توسط کار شناسان و یا مجریان و یا دیگر تماس گیرنده گان با آن شبکه ها که هوای وهابی گری دارند و توهین می کنند و اهانت می کنند، ناسزا می گویند، بی حرمتی می کنند، از باب،

و إذا خاطبهم الجاهلون قالو سلاما.

عزیزان شیعه ی ما از کوره در نروند، زبان به اهانت و نا سزا گویی نگشایند. من در خدمت شما هستم.

آقای محسنی:

ممنون هستیم حاج آقا از این فرصتی که در اختیار ما و بینندگان عزیز گذاشتید. حاج آقا مباحث ما که باز هم پیرامون مباحث عاشورا و شبهاتی است که آقایان در این شبکه ها دارند مطرح می کنند. امشب هم موضوع بحث مان از بزرگان اهل سنت است که در این زاویه می خواهیم وارد بشویم و این آقایان که می آیند شبهه می اندازند می گویند که عزا داری امام حسین بدعت است و این کار هایی که دارند می کنند نیست. گر چه ما حساب اهل سنت را از وهابیت جدا کردیم و خوش بختانه بینندگان عزیزی که از برادران اهل سنت هستند می آیند و قشنگ خودشان هم اعتراف می کنند و در خواست می کنند که حاج آقا بحث ما را از وهابی جدا کنید. واقعا این گونه اتفاق دارد می افتد و خدا را شاکر هستیم.

ولی به هر صورت آن ها مشغول به کار خودشان هستند و باید بیایند سم پاشی کنند و شبهه افکنی کنند که بله این قضایای عزا داری و کار هایی که دارد صورت می گیرد این ها بدعت است. من می خواستم حاج آقا امشب ورود بحث مان این گونه باشد که حضرت عالی توضیح بدهید که سیره ی اهل سنت در این زمینه چه گونه بوده دار عزا داری های امام حسین؟ حالا مباحث قشنگی شما در آن شب اربعین فرمودید در حرم مطهر خیلی صحبت جذاب و زیبایی بود ما در تلویزیون نگاه می کردیم. بینندگان عزیز هم مشاهده کرده بودند و آن داستان هندوستان هم که وقتی مطرح فرمودید گر چه این جا هم مطرح کردید خیلی جذاب بود. لطف کنید این ها را برای ما توضیح بدهید.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم. بسم الله الرحمن الرحيم. و به نستعين و هو خير ناصر و معين الحمد لله و الصلاة علی رسول الله و علی رسول الله آله آل الله لا سيما علی مولانا علی بقية الله. و لعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله الی يوم لقاء الله. و فوذ امری الی الله ان الله بصير بالعباد. حسبنا الله و نعم الوکيل نعم المولا و نعم النصير. يا ابا صالح المهدی ادرکنا. يا وجيه عند الله إشفع لنا عند الله.

همان طوری که عزیزمان هم اشاره کردند ما در این مسائل کلا حساب اهل سنت را با حساب وهابیت جدا می دانیم در ایام عزا داری امام حسین چه در داخل کشور ایران و چه در خارج غالبا ما می بینیم آقایان اهل سنت در ایام عاشورای حسینی یا دوشا دوش شیعیان و یا در بعضی از کشور ها بهتر از شیعیان مراسم با شکوه عزا داری را اقامه می کنند. بنده اوائل همین سال در افغانستان بودم آن جا هر کجا جلساتی بود علما و بزرگان حتی، بعضی از شخصیت های سیاسی که ما دیدار داشتیم می گفتند عزا داری آقایان اهل سنت در افغانستان واقعا دیدنی است، با شور و شوق و علاقه برای امام حسین عزا داری می کنند. حتی در بعضی از مناطق عزا داری اهل سنت از عزا داری شیعیان هم با شکوه تر است، البته ما از دوستان تقاضا کرده بودیم که یک بخشی از این عزا داری ها را ضبط کنند و ارسال کنند که این جا پخش بشود و ببینند بینندگان، و همچنین در سفری که به هندوستان داشتیم در خود دهلی نو و در شهر های دیگری که رفتیم همه، چون در آستانه ی فرا رسیدن محرم هم بود، بنده یک دفعه هم این جا عرض کردم و پریشب هم در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها که من خودم کم دیدم این جمعیت را در حرم،

آقای محسنی:

خیلی با شکوه بود.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

بله یعنی در حرم واقعا بالای 5 یا 6 هزار جمعیت بود و اضافه در صحن و در خیابان های اطراف حرم مملو بود، چون این وهابی ها هر چه بیش تر تبلیغ می کنند مردم بیش تر علاقه پیدا می کنند. یعنی می دانند بر این که عزا داری ها در حقیقت استخوان گلوی وهابیت است و تیری بر چشم وهابیت است.

آقای محسنی:

 2 تا ثواب دارد، 1 ثواب اش به خاطر عزا داری امام حسین است، و 1 ثواب به خاطر این که چشم این ها را کور بکند.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

بله واقعا الحق و الانصاف از آن روزی که این ها در ماهواره ها شروع کردند علیه عزا داری تبلیغ کردن یک اثر خیلی خاصی داشته که این مراسم را الحمد الله با شکوه تر یعنی واقعا مصداق واقعی است، عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد، آن جا برادر بزرگوار مان جناب آقای مهدوی پور ایشان نقل می کرد که من در یکی از این موارد اختلافی یک زمین گسترده ای بود این را از دولت شیعه ها گرفته بودند اهل سنت می گفتند باید به ما برسد. و در محکمه هم طرح دعوا کرده بودند و پرونده باز بود، این ها به این نتیجه رسیده بودند که به عنوان قاضی داور یا قاضی تحکیم ما باشیم آن جا، ما رفتیم آقایان اهل سنت هم 6 تا نماینده فرستاده بودند، نماینده ی اهل سنت گفت این زمین باید به ما برسد گفتم چرا؟ گفت این زمین در اصل وقف برای عزا داری امام حسین است ما اهل سنت عزا داری مان 3 برابر شیعیان در این شهر است.

گفتم چه طور؟ گفت روز عاشورا ما 3 تا دسته ی مفصل راه می اندازیم ولی آقایان شیعه ها فقط 1 دسته راه می اندازم. من برایم یک مقداری تعجب آور بود، یکی از این دوستان شیعه که بغل من نشسته بود سوال کردم گفتم این راست می گوید؟ گفت بله راست می گوید. در این شهر عز داری اهل سنت از عزا داری ما بیش تر است. همین طور که می گوید این صحیح است. من هم دیگر بدون تأمل گفتم این زمین باید بدهید شما به آقایان اهل سنت، ببینید این است حالا این آقایان وهابی ها آمده اند وکیل مدافع شده اند و یا وکیل اجیر دشمنان اسلام شده اند. البته حق هم دارند من حق می دهم به این ها، پولی که الان فعلا عربستان سعودی و آقای بن طلال اختصاص داده برای این شبکه ها این ها باید گزارش بدهند که حداقل اش این نوار هایشان را می دهند به آن ها که آقا ما همچین کار هایی انجام داده ایم. تا این پول شان ادامه پیدا کند و اگر نه آن اجرت شان و آن پول هایی که دارد می آید قطعا قطع خواهد شد.

اما در این زمینه که واقعا خود بزرگان اهل سنت در مرثیه سرائی در مصائب امام حسین یا دوشا دوش شیعیان و یا در بعضی از موارد سوز ناک تر از شیعیان دارند. من به عنوان نمونه چند مورد را اشاره کنم در رابطه با خالد بن غفران آمده ایشان از تابعین است و از شخصیت های بر جسته است. حتی خود ابن عساکر در تاریخ دمشق از ایشان تعبیر می کند می گوید:

هو من أفاضل التابعين.

جزء فضلایی از تابعین بوده.

دوستان می توانند مراجعه کنند کتاب تاریخ دمشق ج 16 ص 180، ایشان می گوید وقتی اسرا وارد شام شدند این آقای خالد بن غفران چشم اش به سر های بریده ی اهل بیت و این غافله ی اسرا افتاد اصلا بی اختیار اشک اش جاری شد و منقلب شد و اصلا نتوانست تحمل کند. اصلا گفت این جامعه ای که این چنین جنایت بی سابقه را مرتکب شده است خلاصه ایشان دوری کرد و 1 ماه یا 2 ماه اصلا به طور کلی از جمعیت دوری کرد تا دوستان شان خیلی جست و جو کردند این را پیدا کردند.

فسئلوهه أن أضلة.

چه طور شما الان این مدتی است که رفته اید مخفی شده اید؟ و در جامعه نیستید؟

بر گشت گفت:

أما ترون ما نزل بنا.

آیا نمی بینید که واقعا این جنایتی که این ها کردند و عذاب الهی ما در انتظار اش هستیم که با این جنایتی که یزید کرده است منتظر عذاب الهی هستیم.

بعد این چند تا شعر را ایشان سروده بود برای آن ها خواند، من این چند تا شعر را عرض می کنم و ترجمه می کنم و از آقایان اهل سنت تقضا می کنم که به مضمون این اشعار دقت کنند که البته این در کتاب های متعدد آمده است من جمله تاریخ دمشق مال آقای ابن عساکر ج 16 ص 160، این تعبیر این است که می گوید من وقتی چشم ام افتاد به سر های بریده بی اختیار این شعر را سروده ام،

جاء برأسک يابن محمد متمردن بدماء ترميلا.

حسین ای فرزند دختر پیغمبر سر تو را بالای نیزه زدند در حالی که غلطان به خون خویش است.

قتلوک عتشانا و لم يترقبوا في قتلک تمزيل و تعويلا.

حسین جان فرزند پیغمبر تو را عطشان به شهادت رساندند و در شهادت رساندن و کشتن تو نه رعایت قرآن کردند و نه رعایت سنت کردند.

یعنی حسین تویی که آیه ی تطهیر در حق تو نازل شده است تویی که آیه ی مباهله در حق تو نازل شده است این نا مسلمان ها رعایت قرآن را نکردند. و نه رعایت سنت را کردند. مگر پیغمبر نگفت:

الحسن و الحسين سيدا شباب أهل الجنة؟

پیغمبر نگفت من حسن و حسین را دوست دارم هر کس آن ها را دوست داشته باشد خدایا آن ها را تو دوست داشته باش.

فکأنما بک يابن بنت محمد قتلوا جهارا عامرين رسولا.

حسین با شهادت رساندن تو این ها حقا پیغمبر را به شهادت رساندند نه تو را،

و يکبرون بأن قتلة و إنما قتلوا بک تکبير و تحليلا.

دودمان بنی امیه دارند در شهادت رساندن تو تکبیر می گویند، شادی می کنند و در شادی الله اکبر می گویند و با کشتن تو الله اکبر را این ها کشتند، توحید را این ها نابود کردند.

خیلی تعبیر زیبایی است.

 و يکبرون بأن قتلة و إنما قلتوا بک تکبير و تحليلا.

این ها با قتل تو تکبیر دارند می گویند و در حقیقت تکبیر الله اکبر را این ها کشتند لا إله الله الله را این ها نابود کردند.

آقایان در منابع شیعه هم در مناقب آل ابی طالب مال ابن شهر آشوب ج 4 ص 117 آورده است و البته این را آقای ابن کثیر دمشقی سلفی در کتاب البدایه و النهایه ج 6 ص 261، آورده است. البته ایشان این شعر را منتصب می کند به حاکم نیشابوری که در یکی از جلسات بوده ایشان می گوید در شهادت امام حسین مرثیه ها سروده اند و این ها، مفصل در این جا دیگر عنان قلم از دست ابن کثیر دمشقی رفته و می گوید:

و من أحسن ما عورده الحاکم أبو عبد الله نيشابوری و کان فيه تشيع.

یک ذره شیعه گری هم در حاکم نیشابوری بوده، زهر اش را می ریزد.

بعد می آید شعر را می گوید حاکم نیشابوری در مجلس یکی از بزرگان و حکام نشسته بود این را گفت ولی آن چه که محرض است این شعر مال حاکم نیشابوری نیست مال همان خالد بن مقدان است یا خا لد بن غفران است، که در شام به مجرب دیدن سر های بریده این ها را گفت. البته یک نکته ای را برای بینندگان عزیز عرض کنم من که همیشه می گویم وهابیت را ما 2 دسته می کنیم، وهابیت معتدل و وهابیت تکفیری بی عقل و بی تدبیر، که واقعا جزء بل عزل هستند. امسال یکی از ائمه ی جماعت وهابی یعنی امام جماعت مسجد قبا، خیلی بی پرده بگویم شیخ صالح بن عواد ان مقامسی، امام جماعت مسجد قبای مدینه است و یک وهابی است، ایشان در شب عاشورا و یا شب تاسوعا بود، الان دقیق حضور ذهن ندارم، ایشان در یکی از شبکه های وهابی اقرا که مال عربستان سعودی است قبلا مرکز پخش اش مصر بود اخیرا به خود عربستان بر گشته، شبکه ی اقرا، در آن جا که داشت سخن رانی می کرد یک دفعه نسبت به امام حسین سلام الله علیه احساساتی شد و بر گشت گفت: لعنت خدا بر کسی که امام حسین را به قتل رساند. و لعنت خدا بر آن کسانی که از این شهادت امام حسین، شهادت مظلومانه ی امام حسین راضی شدند. لعنت به قاتلین حسین، لعنت به کسانی که رضایت دادند بر این، بعد گفت امام حسین مظلومانه در ماه محرم در حالی که روزه بود به شهادت رسید.

بعد جالب این است که ایشان دو باره ادامه دادند و احساسات اش بیش تر شد. گفت لعنت خدا و ملائکه بر آن کسانی که امام حسین را به قتل رساندند و یا خوش حال شدند، ای پس پیغمبر خدا سر تو را بریدند و غرق در خون کردند در حالی که تشنه بوده، گویا با رسول خدا دشمنی داشتند، جان دادی در حالی که با تقوا بودی، بعد همین آقا شعر خالد بن مقدان را در این شبکه ی وهابی اقرا خواند.

جاء برأسک يا بن محمد مترمل بدماء ترميلا فکأنما بک يا بن بنت محمد قتلوا جهارا عامدين رسولا قتلوک عطشان و لم يترقبوا في قتلک تنزيل و تعويلا و يکبرونا بأن قتلت و إنما قتلوا بک تکبير و تحليلا.

این از چیز های خیلی جالبی بود که همین امسال محرم اتفاق افتاد و تمام سایت های اینتر نتی تحت پوشش قرار دادند، شیعه آن لاین، شیعه نیوز، ما خودمان در ولی عصر گذاشتیم صحبت های ایشان را، در سایت ولایت تیوی ما گذاشتیم، شاید بگویم بالای 500 سایت اینتر نتی صحبت های این عالم وهابی را صالح بن عواد را که در یک شبکه ی جهانی وهابی بیان کرد گرفتند.

آقای محسنی:

حالا خدا از گزند وهابی ها حفظ اش کند.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

بله، حالا دیگر قضایا را یک مقدار باید پیگیری کنیم ببینیم ایشان را به خاطر همین قضایا عزل نکرده باشند از امام جماعت مسجد قبا، این چیزی است که همین امسال اتفاق افتاد.

و کمله من نظير.

ببینید 4 تا وهابی تکفیری، آدم زبان نفهم، آدمی که اصلا ارزش بشری برای خودشان قائل نیستند، آقا پیغمبر اکرم در جنگ ها خودشان هم دارند می گویند، می گویند آقا شما حق کشتن حیوان را ندارید ولی این ها با کمال وقاحت دستور قتل صادر می کنند، مشروعیت به انفجار ها می دهند، مشروعیت به حمله های انتهاری می دهند، ما در همین برنامه کسی که قائل مقام بن لادن بود می گوید ما ارهابی هستیم، ما تروریست هستیم، افتخار هم می کنیم بر این که تروریست هستیم و کار ترور انجام می دهیم. آقا بفرمایید این هم یک وهابی است و این آقای بن عواد هم یک وهابی است. ما بار ها گفته ایم در میان وهابی ها 10 الی 15 در صد شان تکفیری و زبان نفهم هستند، 85 در صد این ها آدم کاملا معتدل، مؤدب، منطقی بر خورد می کنند. حتی اگر به عبارت های تند ابن تیمیه و یا محمد بن عبد الوهاب هم برسند یا اصلا رد می کنند و قبول نمی کنند یا حمل می کنند بر این که یک اجتهادی کرده است.

ما هم به قولی مجتهد هستیم و آن 2 تا هم مجتهدی بودند. فرض اگر مجتهد باشند، اجتهاد کرده اند، اجتهاد آن ها برای خودشان، و لذا این ها کاملا ادب را رعایت می کنند و در ارتباط با سوال شما این را من عرض کنم و بعد اگر سوالی دیگری حضرت عالی دارید من در خدمت تان هستم. مثلا آقای حسن بصری که از بزرگان تابعین است و دارای شخصیت علمی بوده و مذهب فقهی داشته تا قرن 6 و 7، مذهب فقهی او پا بر جا بوده، جناب شرف الدین موسلی کتابی دارد به نام مناقب آل محمد در ص 104،

النير المضاب.

هم مال احمد بن محمد خافی که مال خاف شرق مشهد است، ایشان هم کتابی دارد در ص 90 ایشان این عبارت را نقل می کند از حسن بصری می گوید:

لما بلغ الحسن البصري قتل الحسين فبکا حتی إخترج سکوا.

می گوید وقتی حسن بصری قضیه ی شهادت امام حسین را شنید آن چنان گریه می کرد بدنش می لرزید. شانه هایش تکان می خورد.

و بعد بر گشت گفت که قطعا انتقام خون امام حسین از فرزندان بنی مرجانه و یزید گرفته خواهد شد. این ها قضایایی است که در تاریخ آقایان آورده اند ولی متأسفانه ما می بینیم که این حضرات به این شکل دارند مانور می دهند و این مسائل،

آقای محسنی:

حاج آقا خیلی ممنون هستیم، این مطلبی که فرمودید می خواستم سوال بکنم که آیا از ائمه ی اهل سنت در مصیبت امام حسین داریم که مرثیه سرایی کرده باشند؟

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

آن چه که من در ذهن ام است از امام شافعی یک ابیاتی، حالا نمی خواهیم بگوییم که آن ها ندارند، ولی آن چه که من حضور ذهن دارم از امام شافعی یک اشعاری را خیلی اشعار جان سوزی هم است نقل کرده اند. منافع متعدد شیعه و سنی این قضایا را نقل کرده اند که امام شافعی در شهادت جان سوز امام حسین سلام الله علیه چند تا شعری گفته و تبع شعر داشته،

آقای محسنی:

شعر های عجیب و غریبی گفته اند.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

شعر های خیلی قشنگی هم گفته اند. یک شعر اش اگر من حافظه ام خوب یاری کند به این شکلی است،

طعوا به حمی و الفؤاد کعيب و عرد عيني و رقاد غريبوا.

من اندوه ام با شنیدن شهادت امام حسین، شهادت جان سوز امام حسین بر من بر گشت و تپش قلب من بالا رفت. و چشم ام خواب نمی برد از این مصیبت بزرگ، با این مصیبت بزرگ چه گونه انسان بخوابد؟ مگر این مصیبت انسان را فرصت خوابیدن می دهد؟

و مما نفعا نومی و شي و الأمتي.

آن کسی که خواب را از سر من پرانده و محاسن ام را سفید کرده است.

تصارف أيام لحن خطوبوا.

این مصیبت های گرانی است که بر اهل بیت پیغمبر با مصیبت آقا امام حسین نازل شده است.

بعد می گوید:

تزلزلة دنيا لا آل محمد و کادة لهم ثم جبال تضودوا.

می گوید دنیا برای آل محمد به زلزله افتاده و این مصیبت بزرگ کوه های بلند را سزاوار است که آب کند.

یعنی انقدر مصیبت سنگین است.

و غارت نجوم وبشعرة رباعه و و حتک اسباب و شق جيوبا.

می گوید ستارگان در این شهادت امام حسین بر هم ریختند و نابود شدند و ستارگان لباس های تن شان را پاره کردند و گریبان چاک کردند.

یعنی در مصیبت امام حسین نه تنها مردم زمین بلکه ستارگان اسمان را هم به گریه آورد و عزا دارد کرد، یک جمله ای دارد می گوید:

فمن يبلغ أني الحسين رسالة.

چه کسی است که نامه ی مرا به حسین برساند؟

و إن کرهة ها أنفس و قلبوا.

اگر چه بعضی از قلب ها تحمل این را ندارد.

یعنی می گوید بعضی از اهل سنت افراطی تحمل این جمله ی من که من نامه ای به حسین بنویسم ندارند. یا نه بر این که قلب ها و جان ها تحمل این مصیبت را ندارند. بعد آن جا می گوید:

قتليون بلا جرم کأنه قميسه صبيغ بما إلأرجوانه خضيبوا.

حسینی که بی گناه در صحرای کربلا به شهادت رسید گویا پیراهن او خلاصه به رنگ سرخ آغشته شده است.

تا آن جایی که می آید می گوید.

إن کان ذنبي حب آل محمد.

اگر گناه من این است که من علاقه ای به آل محمد دارم.

فذلک ذنبا لست أنه اتوبوا.

اگر چنان چه گناه من امروز محبت اهل بیت است از این گناه هر گز توبه نخواهم کرد.

نعم شفاعي يوم حشري و موقفي و حبهموا لشافعيه ذنوبی.

می گوید این شفيعان من در قیامت همین آل بیت پیغمبر هستند. گر چه بعضی ها محبت شافعی را گناه شمرده باشند. با همه ی این گناه این گناه را قبول دارم و از این گناه توبه نمی کنم و امید شفاعت به اهل بیت دارم.

آقایان می توانند مراجعه کنند مقتل الحسین جناب اخطب الخواطب خوارزمی چاپ جدید صفحه ی 126، البته جناب قندوزی هم این اشعار را از قول ایشان در ینابی الموده ج 3 ص 199 ایشان آورده است چاپ 3 جلدی است که جدیدا چاپ شده است. چاپ قبلی تقریبا حدود 260 و خورده ای است یک جلدی ها، ولی این که در 3 جلدی است، ج 3 ص 199، و کتاب مقتل الحسین خوارزمی ص 126،

آقای محسنی:

خیلی ممنون حاج آقا، شعری که حضرت عالی فرمودید از امام شافعی بود یکی از ائمه ی اهل سنت که این اشعار را گفتند واقعا آدم وقتی همین طور بخواهد خالی از ذهن باشد نگاه بکند احساس می کند که یک شیعه این را مطرح کرده است. ولی وقتی نگاه می کند یکی از امام های اهل سنت که 4 تا مذهب است یکی از مذاهب شافعی شان امام شان دارد این مطلب را در مورد امام حسین و اهل بیت مطرح می کند. خیلی جذاب و زیبا است برای ما، و این همان چیز هایی است که حاج آقا ما باید حساب آقایان اهل سنت را از وهابی ها جدا بکنیم. این هم یکی از دلائلی که ائمه شان و بزرگان شان این طور می نویسند.

حاج آقا حالا می خواهیم یک ذره بیاییم پایین تر از علمای شاخص و علمای بزرگ اهل سنت آیا باز کسی را داریم که مرثیه سرایی کرده باشد در باره ی امام حسین علیه السلام؟

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

بله این کاملا مسئله واضح و روشن است هیچ شکی ندارد. از امام شافعی که گفته شد من فراموش نکنم این را ما بار ها خوانده ایم، اخیرا دیوان امام شافعی چاپ شده است. در همان ج 1 ص 25 نسبت به اهل بیت پیغمبر که دارد.

آل النبي دريعتي و حموا عليه وسيلة أرجوا بهم أوتا قدا بيد اليمينه صحيفتي.

می گوید ای آل پیغمبر شما تکیه گاه من و پناه گاه من هستید و این آل بیت پیغمبر وسیله ی من در نزد خدا هستند و به وجود این ها متوسل می شوم.

أرجوا بهم أوتا قدا.

امیدوارم به برکت اهل بیت فردای قیامت پرونده ی من به دست راست من باشد.

بيد اليمينه صحيفتي.

این قضایا کاملا واضح و روشن است که در آن هیچ شک و شبهه ای نیست. و امام شافعی الحق نزدیک ترین مذهب شافعی که مذهب شافعی مذهب شیعه است، البته ما نمی خواهیم بگوییم آن ها عداوت دارند. ولی امام شافعی در محبت اهل بیت یک سر و گردن نسبت به دیگران بیش تر است، در شیعه ها هم هستند افرادی که عشق شان از دیگران بالا تر باشد، این البته نمی خواهم در مقام نفع دیگران و یا مزمت دیگران باشم. البته ما ان شاء الله خواهیم خواند خود ابو حنیفه اشعاری در توسل دارد، احمد بن حنبل مطالب خیلی اساسی در توسل به اهل بیت دارد. اما در رابطه با علمای شاخص، آن چه که من در ذهن ام و حافظه ام یاری می کند از جناب امر بن عثمان جاحض، ایشان متوفی 255 هجری است که ایشان کتاب العثمانیه را نوشت علیه شیعه، حتی آن جا منکر شجاعت امیر المومنین شد، ولی بسیاری از بزرگان اهل سنت و شیعه جواب نوشتند و ایشان آدم منصفی بود، و برگشت علیه کتاب خودش کتاب نوشت.

ما دوست داریم که اگر یک عزیز سنی متوجه می شود که اشتباه است و مسیر اشتباه است، محرض شد برایش، این چنین مردانه بیاید میدان اشتباه خودش را استدراک کند. چون در دنیا همه چیز قابل تحمل است ولی فردای قیامت به هیچ وجه این قضایا قابل تحمل نسیت. جاحض یک کتابی که اخیرا چاپ شده است رسائل جاحض آقایان مراجعه کنند رساله ی 11 که البته این در رساله ی 11 الان صفحه اش که در چه قسمتی است، چون صفحه صفحه شده است این ها در صفحه ی 2 دارد، در صفحه ی 12 دارد، در صفحه ی 13 دارد و 14، در رابطه با قضایای امام حسین سلام الله علیه خیلی حماسی حرف زده است. یعنی واقعا برای من خیلی جالب است که اگر چنان چه من این متن اش را بتوانم پیدا کنم و بیاورم برای دوستان قرائت کنم و ترجمه کنم چیز جالبی خواهد بود. عزیزان دقت کنند می گوید:

ثم الذي کان من يزيد إبنه و من أماله و أهل نصرته.

تا آن جا یی که می آید یزید فرزند معاویه که چه جنایت ها انجام داد و زنان مدینه را برای یاران اش و لشگریان اش مباه کرد، مکه را به منجنق انداخت تا آن جایی که می گوید و شهادت امام حسین با اهل بیت اش، حسیني که،

مصابيح الظلام.

در حقیقت این ها ستارگان درخشان در شب تار هستند.

و اوتاد الإسلام.

این ها استوانه ها و پایه ها و رکن اسلام بودند این ها را به شهادت رساند و حرم او را و اهل بیت او را به شهادت رساند و از هر جنایتی نسبت به آن ها فرو گزار نکرد.

بعد جالب این جا است بینندگان عزیز اگر دقت کنند می گوید:

کيف نسمع بنظر القضيب بين سنتي الحسين و حمل بناة رسول الله اللأقطاب العاريا و الإبل.

می گوید اگر همه چیز را ما بتوانیم تحمل کنیم چه کنیم ما این که یزید بن معاویه با چوب بر لب های خشکیده ی امام حسین می زد. و زن و بچه ی امام حسین را بر شتران بی محمل سوار کرد و شهر به شهر این ها را گرداند.

خبرونا ألا ما تدل الهذا الأسوه.

ای مردم به من بگوید این غصاوت و این غلضت بر چه دلالت می کند؟ این می خواست با این کار اش چه کار کند؟

اعتدل ألا نصب و سوء رأی و حدق و بغضاء و نفاقهم.

آیا این کار یزید دلالت می کند که یک ناصبی بوده بعد رای و آن کینه توزی های بد را در دل اش بوده و منافق بوده و به یقین هم این بوده.

أم تضل أللإخلاص و حب نبي و الحفظ له.

یا نه این کاری که یزید کرد نشان گر مخلص بودن اش است، نشان گر این است که به پیغمبر علاقه مند بوده؟ این است واقعا؟ یا نه نشان گر نفاق او است؟

بعد جالب است ایشان می گوید آن چه که ما گفتیم حداقل اش نشان می دهد که یزید فاسق و گمراه است.

و ذلک عدنا منازل.

این دیگر کوچک ترین چیزی است که ما در رابطه با یزید می توانیم تصور کنیم که یک فاسق و گمراه بوده.

بعد می گوید:

في الفاسق ملعون و من لها أن لعن ملعون ملعون.

فاسق ملعون است و کسی که از لعن فاسق جلو گیری کند آن هم ملعون است.

خیلی جالب است. چه قدر زیبا است.

آقای محسنی:

یعنی قبلا جاحض خودش این طور نبوده و تعابیر تندی داشته ولی بعدا بر گشته،

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

بله، مخصوصا جناب آقای اسکافی از علمای بزرگ اهل سنت است و از شخصیت های بر جسته است، ایشان در برابر جاحض ایستاد، یکی از کسانی که ردیه برای جاحض نوشت خود آقای اسکافی است، از شخصیت های بزرگ قرن 3 هجری است یعنی ایشان قبل از آن که مثلا بزرگان شیعه مثل شیخ مفید ردیه بنویسند اسکافی ردیه نوشت برای او، و باعث شد که یک آدم مؤدب و معتدلی بود، آدم متعصبی نبود، و نکته ی دیگری که در این جا، حالا من نمی دانم چه قدر فرصت است، اجازه بدهید من این عبارتی را که باز یکی از استوانه های علمی اهل سنت، که اهل سنت به او می بالد، حتی وهابی ها سخنان او را به عنوان الگو قبول دارند قاضی عبد الجبار معتزلی است، ایشان متوفی 413 هجری است، معاصر بود هم با سید مرتضی و هم با شیخ مفید، کتابی دارد المغنی فی الامامه که علیه شیعه نوشته است سید مرتضی کتاب الشافی فی الامامه را در نقد او نوشته است.

عذر می خواهم گفتم 413، ولی 415 است، متوفی 415 است، شیخ مفید متوفی 413 و سید مرتضی متوفی 435 است، یا 36 است. سید مرتضی همین آقای عبد الجبار معتزلی که ایشان آمده است در رابطه با امام حسین یک تعبیر دارد، اگر دوستان خوب دقت کنند. معتزلی ها امر به معروف و نهی از منکر را یکی از اصول اعتزال می دانند. همان طوری که ما می گوییم امامت از اصول مذهب ما است، معتزله هم رجوع امر به معروف را رکن مذهب شان می دانند. بعد ایشان می آید اهمیت امر به معروف و نهی از منکر را مطرح می کند، می گوید:

و ألا هذا يحمل ما کان من الحسين بن علي،

این که امام حسین آمد در برابر یزید و یزیدیان که گناه و معصیت می کردند.

که همان،

إنما خرجت لک لبالإصلاف بأمة جدي و أن عامر بالمعروف و أنها أن المنکر.

که در منابع شیعه و سنی عبارت امام حسین سلام الله آمده است. می گوید امام حسین با این کارش خواست این اصل بزرگ دینی که امر به معروف باشد احیا کند.

کان في صبره ألی ما صبر إعزاز لدين الله عز و جل.

این مقاومت حسین و امر به معروف حسین و شهادت امام حسین در حقیقت باعث عزت دین شد.

این جا ما باید بگوییم آن کار شناسی که دارد می گوید چه فایده ای داشت شهادت امام حسین؟ بگوییم دهن ات بشکند و خاک بر دهن ات، به اندازه ی یک قاضی عبد الجبار معتزلی هم تو وجدان نداری، انصاف نداری، می گفت چه فایده ای داشت؟ غیر از این که مردم را به کشتن داد. می گوید:

إعزاز لدين الله عز و جل.

شهادت امام حسین دین را عزت بخشید.

یعنی اگر قیام امام حسین نبود اجداد نحص شما بنی امیه اسلام و دین و قرآن را نابود کرده بودند و اثری از دین نمانده بود، این قیام امام حسین بود که حیات دیگری به دین داد. بعد جالب این است که قاضی عبد الجبار معتزلی به کوری چشم وهابی ها می گوید:

و لهذا نباهی به سائر الأمم.

ما به شهادت امام حسین و به وجود امام حسین بر تمام امت ها افتخار می فروشیم.

خیلی جالب است، خیلی زیبا است.

لما کان في صبره ألی ما صبر إعزاز لدين الله و لهذا نباهی به سائر الأمم.

ما به وجود امام حسین به این جان بازی اش نسبت به دیگر ملت ها افتخار می کنیم.

فنقول.

می گوییم.

لم يبق من بغض الرسول إلا سبط واحد.

از زراره ی پیغمبر یک فرزند بیش تر نمانده بود.

فلم يترک الأمر بالمعروف و نهی أن المنکر حتي قتل دون ذلک.

همین تنها فرزند پیغمبر تنها یاد گار پیغمبر امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکرد تا در راه امر به معروف و نهی از منکر به شهادت رسید.

آقایان مراجعه کنند اصول خمسه ی آقای قاضی عبد الجبار معتزلی ص 142،

آقای محسنی:

خیلی ممنون حاج آقا، مچکریم از این صحبت های حضرت عالی، و واقعا ناراحت هستیم که این مطالب از وهابیت گفته می شود که وهابی این حرف ها را می زنند و می گویند چه فایده ای داشت؟ و حضرت عالی هم فرمودید دلیل اش را، این ها با اجداد شان یا با موالی شان وقتی این طور بگویند ما هم باید این حرف ها را بعد از 1400 سال بگویند دیگر، و از آن طرف هم می بینیم که علمای اهل سنت چه کار کردند در باره ی شهادت امام حسین علیه السلام، خیلی ممنون هستیم اگر عزیزان اجازه بفرمایند و حاج آقا هم اجازه بفرمایید یک فرصت کوتاهی از اتاق فرمان بگیریم و ان شاء الله بر گردیم خدمت شما عزیزان،

خیلی ممنون هستیم از شما بیننده ی عزیز که تا این لحظه همراه ما بودید ان شاء الله تا پایان برنامه همراهی بفرمایید، مجددا عرض تسلیت داریم دهه ی حسنیه را که از اربعین امام حسین است تا پایان صفر بسیار نام گذاری زیبایی است برای این که ما یاد و ذکر امام حسن علیه السلام را بر جسته کنیم و به یاد این امام مظلوم باشیم. حاج آقا اگر اجازه بفرمایید ما یک سوال دیگر هم از حضرت عالی بپرسیم، حالا در این فاصله هم عزیزان شماره را هم زیر نویس می کنند و منتظر صدای گرم شما عزیزان هستیم که ان شاء الله پایان سوالاتی که خیلی زود می خواهم جمع اش کنیم صدای گرم شما عزیزان را بشنویم که ان شاء الله برنامه مورد استفاده ی شما قرار بگیرد.

حاج آقا در ادامه ی مباحث مان که حالا بحث را یک ذره من عرض می کنم که شاید بعضی از بینندگان عزیز تازه پای گیرنده یشان نشسته اند بحث مرثیه خوانی بود توسط علما و ائمه ی اهل سنت بود که آیا اهل سنت یا علمای اهل سنت و یا اهل سنت به قضیه ی عاشورای امام حسین اهمیت داده اند؟ آیا تجدید کرده اند؟ مرثیه سروده اند و یا نه؟ و این مباحث که وهابیت دارند تکفیر می کنند و مقابله می کنند و می گویند که این بدعت است و این کاری است که شما دارید انجام می دهید. اصلا این در اسلام نیست و این ها را استاد خیلی زیبا جواب دادند. حالا در تتمه ی مباحث می خواهم سوال بکنم، این طور حاج آقا که مشهور است آقای ابن جوزی بر عزا داری و مرثیه خوانی یل طولایی داشته، ما این طور شنیده ایم. می خواستم از حضرت عالی سوال بکنیم آیا واقعا این عالم اهل سنت که این طور مرثیه سرایی کرده است آیا واقعا این طور است؟

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

بله، یک شعری از ایشان مشهور است که البته الان من مدرک اش دقیق در ذهن ام نیست. این را تقریبا شاید از همان اوائل ما این را از ایشان شنیده ایم و همیشه در ذهن مان بوده که ابن جوزی وقتی می آید ابن جوزی بزرگ صاحب المنتظم، من فرصت هم نداشتم جست و جو کنم که واقعا کجا است، اگر فرصت داشته باشم الان عرض می کنم، می گوید بحث سر این است که سر امام حسین دفن شده است و بدن کجا دفن شده است؟ می گوید سر حسین هر کجا دفن شده است و بدن مطهر هر کجا دفن شده است.

فهو ساکن فلقلوب و ضمائر.

این در قلب های همه ی ما مردم است. در باطن همه ی مردم است.

بعد این شعر را در جا سروده است.

لا تطلبوا المولا حسين بعرض شرق أو بغرب.

ای مردم حسین را در شرق و غرب عالم نجویید.

و دع الجميع.

شرق و غرب عالم را بگذارید کنار.

و أرجوا إليه.

همه بیایید طرف من.

فمشهده بقلبي.

قبر امام حسین در قلب من است. جایگاه حسین در قلب من است.

خیلی شعر قشنگی است.

و لا تطلبوا المولا الحسين بعرض شرق أو بغرب و دع الجميع و أرجوا إليه فمشهده بقلبي.

جایگاه حسین در قلب من است هرکس آمد حسین را زیارت کند بیاید نزد من ببینید واقعا حرم حسین و قبر حسین و جسد حسین و سر حسین در قلب من است.

جالب این است که ابن کثیر دمشقی سلفی ضد علی و ضد حسین در شرح حال ابن جوزی این ها را که می آورد می گوید یک روزی ابن جوزی رفته بود بالای منبر صحبت می کرد از ایشان خواستند که در رابطه با شهادت امام حسین و کیفیت شهادت امام حسین یک صحبتی بکند وقتی اسم شهادت و مقتل حسین را ابن جوزی شنید خلاصه سکوت کرد و دیگر نتوانست حرف بزند، بغض گلویش را گرفت دستمالی از جیبش در آورد بر صورت اش نهاد و شروع کرد بالای منبر گریه کردن. هر کاری کرد بر این که سخنی بگوید نتوانست بگوید فقط این شعر را گفت و از منبر آمد پایین،

ويل لمن شفعاوه خصماوه.

وای بر آن ملتی که شافعین او فردای قیامت خصم او هستند.

یعنی این دودمان آل امیه که امید داشتند پیغمبر از آن ها شفاعت کند ولی پیغمبر فردای قیامت خصم آن ها خواهد بود و مدعی آن ها خواهد بود.

ويل لمن شفعاوه خصماوه و ثور في نشر الخلائق ينفخوا.

آن زمانی که قیامت همه ی مردم ثور اسرافیل دمیده شود بیایند همه به دنبال شفیع می گردند سراغ پیغمبر می روند در سایه سار پیغمبر از آن مشکلات از آن گرفتاری های سخت قیامت نجات پیدا کنند ولی قاتلین امام حسین خواهند دید حضرت رسول اکرم خصم این ها و دشمن این ها خواهد بود.

لا بد أن ترد القيامة فاطمه و قميصها بدم الحسين ملطخوا.

ناگزیر سر انجام حضرت زهرا وارد قیامت می شود و حال آن که در دست او پیراهن آغشته به خون امام حسین است.

البته این تعبیر در منابع شیعه هم است که حضرت صدیقه ی طاهره وقتی می آید قیامت پیراهن خونین سید الشهدا را می آورد به حضرت رسول اکرم شکایت می کند که یا رسول الله حسین چه گناهی کرده بود؟ چه کرده بود که او را عطشان در کنار شریعه ی فرات شهید کردند و او را قطعه قطعه کردند؟ و لذا ابن جوزی هم دارد.

لابد أن ترد القيامة فاطمه و قميصها بدم الحسين ملطخوا.

حالا نمی دانم این شعر را به چه نحوی و به چه نیتی گفته است! ولی ما بر این باور هستیم هر کسی در برابر حسین تعظیم کند، در برابر شهادت حسین سر تعظیم فرود بیاورد و تجلیل کند ولو دشمن هم که باشد در گاه حسین یک دشمن را هم از درگاه اش نا امید نمی کند. حتی برادر بزرگوار مان جناب آقای دکتر نیک نام که الان هم در آمریکا هستند حدود 1 ماه و خورده ای است، در ایالت های مختلف آن جا سخن رانی دارند و امروز صبح هم ما با ایشان تلفنی صحبت داشتیم ایشان نقل می کرد برای من بر این که و یک تعبیر قشنگی داشت گفت من در یکی از این ایالت ها حالا من دقیقا در ذهن ام نیست کدام ایالت را گفتند، جمعیت زیادی آمده بودند پای صحبت من بخشی از این مردم مسیحی ها بودند بعد از این که صحبت من تمام شد یکی از این مسیحی ها که ظاهرا از رهبران مذهبی شان بود آمد نزد من نزدیک تریبون برگشت گفت آقای دکتر نیک نام ببین خدای ما با شما 2 تا است، پیغمبر ما با شما 2 تا است، کتاب ما با شما 2 تا است، ولی امام حسین و ابا الفضل ما یکی است، خیلی جالب بود، یعنی الان حتی خود مسیحی ها نسبت به امام حسین عشق می ورزند.

آقایان یک کتابی را آقای آنتومان بارا یک دانش مند و شاعر مسیحی نوشته است. تقریبا حدود 100 و خورده ای صفحه است، در سایت های مختلف هم گذاشته اند.

الحسين في الفکر المسيحيه.

خدا می داند به قدری زیبا سروده است این کتاب را، به قدری حماسی سروده است ای کاش این کتاب به فارسی ترجمه شده بود من هم تقاضا دارم آن دسته از عزیزانی که قلم فارسی حماسی دارند، حیف است، همان طوری که کتاب آقای جورج مسیحی را آمده اند با قلم خیلی حماسی ترجمه کرده اند بیایند این کتاب،

الحسين في الفکر المسيحيه.

را ترجمه کنند ولی ترجمه ی حماسی کنند. به قدری زیبا، عالی، این مرد در باره ی امام حسین سخن گفته است آدم صفحه ی اول را شروع می کند به خواندن سیر نمی شود. یعنی هر چه آدم می خواهد مثلا کتاب را ببندد آدم دل اش نمی آید. با آن جمله ای هم که من بار ها عرض کردم که ایشان می گوید اگر حسین از ما مسیحی ها بود در تمام کوی و شهر و روستا منبری می زدیم و پرچمی می زدیم به نام حسین، مردم را در زیر این پرچم به طرف دین مسیحیت دعوت می کردیم. این انصاف یک مسیحی است و این هم به قولی بی انصافی این آقایان وهابی ها است. این شعر آقای سبط بن جوزی که در رابطه با حضرت سید الشهدا داشتند آقایان مراجعه کنند ما آدرس خیلی دور هم نمی دهیم از بحار الانوار و این ها هم نمی دهیم. کتاب البدایه و النهایه ی ابن کثیر دمشقی ج 13 ص 207، البته بر مبنای مکتبه ی اهل البیت یا نه حوادث 654 هجری را دوستان داشته باشند اگر چاپ ها مختلف است آن جا کاملا این قضایا است.

آقای محسنی:

حاج آقا به عنوان آخرین سوال خدمت شما عرض بکنم. از این طرف هم می خواهم یک سوالی داشته باشیم که آقایان وهابی به بدعت می شمارند این قضیه ی عزا داری ها را در رسانه ها هم دیدیم حاج آقا وقتی که فحط مرد 3 یا 4 نفر آمدند کنار جنازه را گرفتند و بردند، اصلا بعضی از وهابی ها می آمدند می گفتند ما خیلی ناراحت هستیم و این خیلی عقده شده برای ما که، ما پدر مان فوت می کند نمی توانیم برایش عزا داری بکنیم. بچه ی ما می میرد نمی توانیم عزا داری کنیم در صورتی که حضرت سید الشهدا حمزه وقتی شهید شدند حضرت دستور به عزا داری دادند. ابراهیم فرزند رسول خدا وقتی که رحلت کردند پیغمبر ناراحتی کردند و گریه کردند و اشک ریختند. این مباحث است، اصلا فطرت انسان این طور است که وقتی عزیز اش را از دست می دهد باید ناراحتی کند و عزا دار باشد. این ها که اجازه نمی دهند و با فطرت مخالفت می کنند. من می خواستم بدانم آیا در تاریخ،

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

شما سوال تان را مطرح کنید. بفرمایید سوال تان را در عرض 2 یا 3 دقیقه می شود جواب داد یا نه؟

آقای محسنی:

می خواتم بدانم نمونه ای در تاریخ داریم که عزا داری اهل سنت را، که برای بزرگان شان داشته باشند در تاریخ ثبت شده باشد؟ که ما بگوییم عزا داری برای اهل سنت بوده این طور که این آقایان وهابی این طور دارند از بیخ همه چیز را ریشه کن می کنند.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

من قبل از این که را جواب بدهم، متوجه ی فرمایش حضرت عالی شدم، موارد زیادی ما داریم در قضایای خود ابن جوزی در قضایای خود جوینی استاد ذهبی، که این ها چه کار هایی انجام داده اند. در خود مرگ ابن تیمیه چه کار ها و عزا داری هایی این ها کرده اند این قضایا زیاد است. ولی من در رابطه با همان ابن جوزی نسبت به امام حسین الان یک دفعه زدم الجامع الکبیر اگر دوستان مانیتور من را بتوانند نمایش بدهند من ممنون می شوم. این کتاب السوائق المحرقه است ج 2 ص 361، و از بینندگان عزیز به ویژه از آقایان وهابیون من تقاضا دارم،

آقای محسنی:

ابن حجر هیثمی است؟

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

ابن حجر هیثمی است متوفی 974،

آقای محسنی:

از ابن جوزی؟

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

نه عبارت را ابن جوزی نقل می کند. ایشان می گوید:

قال إبن الجوزي فيما حکاه سبطه عنه،

سبط ابن جوزی از جد اش ابن جوزی نقل می کند.

ليس العجب من قتال ابن زياد للحسين و إنما العجب من خذلان يزيد و ضربه بالقضيب ثنايا الحسين و حمله آل رسول الله سبايا علی أفتاب الجمال.

می گوید تعجب نیست از این که ابن زیاد اقدام کرد به شهادت امام حسین سلام الله علیه بلکه تعجب این است که یزید بن معاویه باعث خزلان اهل بیت شد و نیزران بر لب های خشکیده ی امام حسین زد و آل پیغمبر را بر شتر های بدون محمل سوار کرد و برد.

بعد ایشان می گوید:

ذکر أشياء من قبيح ما اشتهر عنه ورده الرأس إلی المدينة و قد تغيرت.

تا آن جایی که می گوید این جنایاتی که یزید در حق امام حسین کرد.

أفيجوز أن يفعل هذا بالخوارج.

آیا با خوارج جایز است ما همچین کاری بکنیم که یزید با امام حسین و اهل بیت اش کرد؟

با این که به اجماع مسلمین خوارج و بغات این ها کفن می شوند و نماز می خوانند برای آن ها و دفن می کنند. اگر خارجی هم بود امام حسین باید چه کار می کردند جنازه ی او و اهل بیت اش را کفن می کردند و نماز می خواندند و دفن می کردند. ولی تمام دنیا می داند عبید الله بن زیاد و عمر سعد لعنت خدا بر این ها باد این ها آمده اند روز یازدهم جنازه ی لش های خودشان را دفن کردند ولی جنازه ی پاک امام حسین و شهدا را گذاشتند ماند جلوی آفتاب، بعد می گوید.

و لو لم يکن في قلبه أحقاد جاهليه و أضغلان بدرية.

اگر در قلب یزید آن کینه های دوران جاهلیت و کینه های جنگ بدر نبود.

لاحترم الرأس لما وصل إليه.

حداقل سر مطهر امام حسین را بردند جلویش و دید احترام می کرد.

و کفنه و دفنه و أحسن إلی آل رسول الله.

حداقل این سر مطهر امام حسین را دفن می کرد و کفن می کرد و نسبت به آل پیغمبر احترام می کرد.

ولی آن چه که محرض است در قلب یزید آن احقاد جاهلیه و اضغان و کینه های بدر بوده و می خواست این ها را در حق آقا امام حسین سلام الله علیه ابراز کند. ببینید کاش آن بزرگان ما در بدر بودند و شاهد بودند می گفتند یزید دست مریضاد و دست ات درد نکند که همچین جنایتی در حق اهل بیت پیغمبر انجام دادی، حالا من نمی دانم اگر فرصت هست که من سوال شما را جواب بدهم حداقل اش 10 دقیقه یا 1 ربع من وقت می خواهم. در غیر این صورت این هم ما تتمه ی بحث مان باشد و شب جمعه در خدمت جناب آقای محسنی و بینندگان عزیز هستیم.

آقای محسنی:

مچکریم، حاج آقا بینندگان خیلی وقت است که پشت خط هستند و عذر خواهی هم می کنیم از این که پشت خط ماندید. سلام و عرض ادب دارم خدمت جناب آقای خاکی از کاشان،

بیننده:

سلام علیکم.

آقای محسنی:

علیکم السلام.

بیننده:

همچنین سلام دارم خدمت آقای قزوینی گل.

آقای محسنی:

آقای خاکی لطف کنید صدای گیرنده ی تان را ببندید یک مقداری هم خودتان بلند تر صحبت کنید.

بیننده:

حتما عزیز دل من، من دست حضرت آیت الله قزوینی را از راه دور می بوسم.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

لطف دارید شما،

بیننده:

من به خدا، به جده یتان زهرا، مادرتان فاطمه ی زهرا یعنی ساعت شماری می کنم که موقع ای که شما تشریف می آورید. فرمودید که بله این امام جماعت مسجد قبا بله حضرت آیت الله قزوینی گفت بر رخ حق نتوان پرده ی باطل پوشید و تجلی حقیقت همه جا جلوه گر است. من یک سوالی دارم از آن شبکه ی وهابی که آقای خدمتی می فرمایند که قبر پرست و مرده پرست و این ها نباشید و گریه نکنید، می خواهم بگویم آقای خدمتی چه طور شده شما برای مادر تان به اصطلاح ام المومنین گریه کردید؟ چرا ما گریه نکنیم برای مصیبت امام حسین؟ اگر یک ذره غیرت می داشتید همین که شما می آیید در رسانه تان می گویید که امام حسین نمی دانست و رفت کربلا، چرا رفت؟ اگر هم نمی رفت شما می آمدید در همین شبکه هایتا ن می گفتید چرا نرفت؟ دعوت اش کردند چرا نرفت؟ می خواهم بگویم جناب حضرت آیت الله قزوینی من 2 تا سوال از شما دارم، 1 سوال این است که چرا این شبکه ی وهابی ها این قدر، درست است پیغمبر 9 تا همسر داشته، چه طور این ها روی عائشه این قدر مانور می دهند؟ این سوال اول من است.

من حضرت آقای کتاب خیلی خوانده ام فقط می خواهم از 2 لب مبارک شما بشنوم این امام حسین چه کار کرده با این دل ها؟ چه کار کرده است؟ می خواهم بگویم به شبکه های وهابی 15 میلیون به کوری چشم تان دیروز اربعین در حرم امام حسین بودند.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

17 میلیون گفتند حاج آقا،

بیننده:

بله.

آقای محسنی:

بیش از 16 میلیون و حدود 17 میلیون.

بیننده:

امام حسین با این دل ها چه کرده است؟

آقای محسنی:

خیلی مچکرم آقای خاکی، درود بر شما، جناب آقای کمالی از مازندان از برادران اهل سنت،

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

اجازه بدهید سوالاتی که جواب خیلی کوتاه دارد من کم تر از نیم دقیقه عرض کنم. این را ما بار ها جناب آقای خاکی عرض کرده ایم علت این که این ها معاویه را می گویند خال المومنین ولی برادر عائشه محمد بن ابی بکر نه، چون معاویه با علی 18 ماه جنگیده، در میان زنان پیغمبر هم عائشه شده است ام المومنین، ولی خدیجه نیست و حفصه هم نیست، به خاطر این که عائشه توانست یک لشگر انبوهی بیاورد در بصره با علی بجنگد. غیر از این جز اظهار عداوت با امیر المومنین چیز دیگری نیست، و این 17 میلیون که البته آن شب در حرم 5 میلیون گفتند که آمار قبلی را من داشتم. ما واقعا خاک پای این عزا داران امام حسین را طوطیای چشم مان می کنیم و هر چه وهابی ها بیش تر فشار بیاورند، یعنی به فنر هر چه بیش تر فشار بیاید این فنر بیش تر جهش می کند به کوری چشم وهابی ها این را هر چه بیش تر نسبت به شیعه و نسبت به اهل بیت و امام حسین سرمایه گذاری کنند عشق اهل بیت را و آن آتش سوز آقا امام حسین را در قلب ها این ها شعله ور تر می کنند.

آقای محسنی:

خیلی ممنون، جناب آقای کمالی از مازندران از برادران اهل سنت سلام و عرض ادب دارم خدمت شما آقای کمالی،

بیننده:

سلام علیکم.

آقای محسنی:

و علیکم السلام.

بیننده:

السلام علی الحسين و علی علی بن الحسين و علي أولاد الحسين و علي أصحاب الحسين.

من اولا تشکر می کنم از این دوستان و آقایان بزرگواری که این شبکه انصافا شبکه ی علمی، پر بار که حقیقتا من لذت می برم، حالا اولا من یک عذر خواهی بده کار هستیم که اهل سنت نوشته اند، ظاهرا شما به اهل سنت محبت تان بیش تر است.

آقای محسنی:

پس شما هم کلاه سر ما گذاشته اید؟

بیننده:

نخیر، بنده خدمت تان حدودا 10 بار آمدیم عرض ادب بکنیم فقط اگر آن جا بودیم می آمدیم دست این شیر بچه ها را می بوسیدیم که حقیقتا یک انرژی به ما می دهد.

آقای محسنی:

جناب آقای کمالی حالا شما از شیعیان هستید و یا اهل سنت؟

بیننده:

من شیعه که چه طور بگوییم و جسارت بکنیم ولی از محبین اهل بیت هستیم.

آقای محسنی:

یعنی اهل سنت هستید؟

بیننده:

نخیر محب اهل بیت هستیم.

آقای محسنی:

نگاه کنید آقای کمالی وقتی این کار ها را می کنید بعضی از بینندگان دیگر هم این طور کردند. چون این فرصت نوبت اهل سنت است ما یک شیعه وصل می کنیم و یک سنی، واقعا چون نوبت است شما لطف کنید و بزرگواری کنید بگذارید حق یکی از برادر اهل سنت ضایع نشود و استفاده کنیم از صدای ایشان، عذر خواهی می کنم آقای کمالی، جناب آقای علی از هرمزگان از برادران اهل سنت، ان شاء الله که این اهل سنت باشد.

بیننده:

سلام علیکم.

آقای محسنی:

و علیکم السلام.

بیننده:

با عرض سلام و خسته نباشید به شما عزیزان،

آقای محسنی:

درود بر شما،

بیننده:

ببخشید ما یک انتقادی داشتیم.

آقای محسنی:

بفرمایید.

بیننده:

همیشه اولین تماس از برادران اهل تشیع است.

آقای محسنی:

اشکالتان وارد است. ما از تهیه کننده در خواست می کنیم که اولین تماس را اهل سنت قرار بدهند. گرچه در قضاوت با شما همیشه اهل سنت است و دقیقا بر عکس است یعنی اول برادران اهل سنت می آیند روی خط، حالا این جا هم اگر برای شما، یعنی دوست دارید این طور باشد ما از اول می گوییم که آقایان اهل سنت باشند.

بیننده:

در ازحان عمومی شبهه ایجاد نشود.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

بله. ما در خدمت شما هستیم.

بیننده:

سوالی داشتم. می خواستم 10 تا اختلاف اهل سنت و وهابی را بیان کنید.

آقای محسنی:

10 تا اختلاف اهل سنت با وهابیت؟

بیننده:

بله. اختلافاتی را بیان بکنید که برای هر کسی مشخص بشود کدام گروه وهابی هستند و کدام گروه اهل سنت هستند.

آقای محسنی:

سوال خوبی است.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

بله. فرمایش منطقی است.

آقای محسنی:

درود بر شما آقای علی آقا، جناب آقای رحیم سلام عرض می کنم از تهران از شیعیان،

بیننده:

سلام علیکم خدمت آقای محسنی و خدمت حضرت آیت الله قزوینی،

آقای محسنی:

و علیکم السلام.

بیننده:

حاج آقا قزوینی ببخشید من هفته ی گذشته می خواستم جواب نقش صحابه در قتل امام حسین را بدهم. اگر اجازه بدهید اول یک جمله آن را بگویم و بعد ادامه بدهم.

آقای محسنی:

در قضاوت با شما بوده فکر کنم.

بیننده:

نه، نقش صحابه، حالا در هر صورت، ببینید یک شخصی می گویند رفت پای یک دریاچه لجنی، البته ببخشید این تعبیر را به کار می برم، یک زنجیری را دید گفت من عامل لجن زار را پیدا کردم این دانه ی زنجیر را گرفت کشید بالا دید 5 یا 6 تا دانه ی دیگر به این آویزان است، گفت خیلی خوب شد حالا من یک دانه می خواستم 6 تا پیدا کردم. باز هم کشید دید به هر کدام از این دانه ها 6 تا دیگر آویزان است. همین طور کشید، کشید، کشید، تا به یک جایی رسید که 2 تا حالت برایش پیش آمد، یکی این که ترسید دیگر زور اش نرسد این را بکشد بالا، و یکی دیگر این که اگر بکشم بالا چه چیز هایی دیگر می آیند بیرون، حالا الان هم الان در این قضیه همه لعنت به یزید می فرستند ولی بر معاویه می بینید خیلی کم تر می شود. بعد حالا کسان دیگر پایشان بیاید. این اولین نکته، دومین نکته ادامه ی صحبت های ام را می خواهم با یک سوال از حاج آقا قزوینی ادامه بدهم.

من حدیثی را، یک جمله ای را یک جا دیدم که 10 نفر در بهشت هستند که این ها هم سایه های پیامبر هستند. حالا می خواهم بدانم حاج آقا سندی، چیزی در ذهن دارند؟ اولا هابیل و قابیل و دوم ابراهیم و نمرود، سوم موسی و فرعون، چهارم هارون و سامری، پنجم همسر فرعون و حضرت لوت، این 10 نفر می گویند هم سایه های پیامبر هستند.

آقای محسنی:

یعنی فرعون هم همسایه ی پیامبر است؟

بیننده:

همسایه ی پیامبر است.

آقای محسنی:

همسر لوت؟

بیننده:

بله همسر فرعون و همسر حضرت لوت،

آقای محسنی:

همسر فرعون؟

بیننده:

بله آسیه، ذهنیت شما از این چیست؟

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

همچین چیزی بنده نشنیده ام.

بیننده:

نمی شود دیگر، مگر می شود هابیل و قابیل، هر دو تای آن ها باشند!

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

نه.

بیننده:

حالا من نمی دانم این برنامه ای که عشره ی مبشره،

آقای محسنی:

عشره ی مبشر چیز دیگر است.

بیننده:

حالا در هر صورت می گویم که منظور من این بود که نمی شود علی و معاویه، حرف من این است نمی شود علی علیه سلام و معاویه هر دو تای آن ها رضی الله عنه بشوند. به قول معروف خلوت دل نیست جای صحبت عزار دیو چو بیرون رود فرشته در آید.

آقای محسنی:

2 دقیقه ات تمام شد آقای رحیم.

بیننده:

30 ثانیه ی دیگر به من وقت بدهید. در یکی از مراسم می گفتند در عربستان آمده بودند بمب زدند که صدای این ها شنیده نشوند بد تر مردم جلب شدند و شنیدند که مردم دارند چه می گویند. مثلا مرگ بر فلان و این ها، حالا این سر و صداهایی که این شبکه های ما می کنند حداقل اش این است که کمک کردند به من شیعه که تا به حال حساس نبودم به این قضایا بروم تحقیق کنم. خیلی مسائل برای من روشن بشود. اگر الان می گویم شیعه هستم با قدرت بگویم. از هیچ شبهه ای هم نمی ترسم. الان در این شبکه یشان چند روز پیش می گفتند علی انقدر فقیر بوده که اصلا انگشتر نداشته که بدهد.

آقای محسنی:

بله این را خودم هم شنیدم.

بیننده:

یا می گفتند حضرت فاطمه ی زهرا که با 2 تا خلیفه صحبت نکرده، این رسم نبوده، هیچ زنی با مرد صحبت نمی کرده، از آن طرف داریم که خیلی ها می رفتند غسل یاد می دادند به مرد های نا محرم، یا مسائل دیگر، چند وقت دیگر بگذرد حاج آقا وقت من گذشت عیبی ندارد این را بگذارید به حساب آن دوست هایی که 35 دقیقه، 35 دقیقه می گویند اسم خودمان را بلد نیستیم و به آن ها وقت می دهید. به من امروز یک خورده بیش تر وقت بدهید.

آقای محسنی:

نه نگاه کنید گر چه این تهیه کننده ی ما یک ذره خلاصه رفعت اش بیش تر شده است ولی واقعا بیش تر از 30 ثانیه نمی دهد. خیلی ممنون هستیم. جناب آقای قادری از کردستان سلام و عرض ادب دارم از برادران اهل سنت،

بیننده:

سلام خسته نباشید.

آقای محسنی:

ممنون هستیم آقای قادری.

بیننده:

شب شما بخیر باشد.

آقای محسنی:

شب شما هم به خیر باشد.

بیننده:

من ابتدا عرض خسته نباشید دارم خدمت شما و آقای قزوینی.

آقای محسنی:

درود بر شما، ما هم خدمت شما عرض ادب داریم.

بیننده:

عرض شود خدمت شما که من در رابطه با صحبت های آقای قزوینی امروز نشستم امشب داشتم برنامه ی شما را می دیدم، ایشان گفتند که حالا یک طوری می خواستند القا بکنند که خدایی نکرده چیزی که اهل سنت می آورد در باره ی حضرت امام حسین یک طور رابطه ی عداوت آمیز با حضرت امام حسین است، عرض شود خدمت شما که،

آقای محسنی:

یک بار دیگر بفرمایید.

بیننده:

عرض کردم از صحبت های آقای قزوینی این طور بر می آمد که رابطه ای که اهل سنت با حضرت امام حسین دارند یک رابطه ی عداوت آمیز است. اهل سنت یزید را بر امام حسین ترجیح می دهند. من لازم است که این را بگویم که واقعا اصلا همچین چیزی نیست.

آقای محسنی:

کدام برنامه این حرف را زده ایم. ما الان داشتیم از علمای اهل سنت و از ائمه ی اهل سنت صحبت می کردیم.

بیننده:

حالا درست است شاید تفکیک بکنند بگویند که وهابی با اهل سنت فرق دارد.

آقای محسنی:

الان بحثی که این جا شد، حاج آقا گفتند من هندوستان رفتم، افغانستان رفتم، آن ها عزا داری برای امام حسین می کنند. اصلا ما قائل به این هستیم که برادران اهل سنت محب اهل بیت هستند، حالا گر چه قبول ندارند از جهت امامت ولی محب اهل بیت هستند.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

اگر شما شافعی هستید من اشعار امام شافعی را در مصیبت امام حسین خواندم. حتی من خودم گریه ام گرفت این جا،

بیننده:

بله، این را می خواستم خدمت شما عرض کنم در رابطه با مسئله ی عزا داری و این ها، ببینید الان ما در خود کتاب های از برادران اهل تشیع خروار حدیث داریم در رابطه با این که اصلا در هنگام مصیبت و در هنگام رسیدن مصیبت بر انسان، بی تابی و بی تحملی و بر سر و سینه کوبیدن درست نیست و جایز نیست، مثلا من نمونه اش را خدمت شما عرض می کنم. جناب شیخ مفید در کتاب ارشاد ج 2 ص 97 چاپ تهران، ایشان آورده اند که حضرت حسین به خواهر اش زینب،

آقای محسنی:

ما این ها را می دانیم جناب آقای قادری، در این مباحث که گریبان پاره نکنید، دست و صورت تان را نخراشید، این مباحث را داریم.

بیننده:

اختصاصا نصیحت حضرت امام حسین به خواهر شریف شان حضرت زینب است، عرض شود خدمت شماف

آقای محسنی:

ما به همین خاطر در قمه زدن هم می گوییم که قمه زدن جایز نیست و نکنید این کار را، بعضی از علما فتوا دارند می دهند.

بیننده:

امام حسین به خواهرشان حضرت زینب فرمودند ای خواهر جان من تو را سوگند دادم و تو به سوگند من وفا دار باش که چون کشته شدم گریبان بر من چاک مکن و چهره مخراش و در مرگ من وا ویلا مگو، علامه کلینی در کافی به سند خود شان از امام موسی بن جعفر آورده اند که فرمود مردی که به هنگام مصیبت دست خود را بر ران اش بکوبد موجب تباه کردن اجر خویش می شود. از فروع کافی ج 3 ص 225، همچنین شیخ صدوق به سند خودشان، این ها نشان می دهد که اعتقاد اهل سنت در رابطه با این مسئله که عزا داری و بر سر و سینه کوبیدن درست نیست این واقعا اعتقاد بر گرفته است حتی علمای اهل تشیع هم این را قبول دارند و این را باور می کنند.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

فرمایش تان تمام شد آقای قادری؟

بیننده:

بله من صحبت ام تمام شد.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

ما متوجه شدیم که فرمودید که اهل سنت با اهل بیت عداوت دارند مراد حضرت عالی از اهل سنت وهابی هستند. بله ما می گوییم وهابی ها یعنی حضرت عالی هم که دارید می گویید اهل سنت، اهل سنت وهابی، با اهل بیت عداوت داشتند. ولی حساب این ها با مثل امام شافعی، حتی احمد بن حنبل، ابو حنیفه، بزرگانی که ما امشب ذکر کردیم این ها وهابی نیستند که با اهل بیت عداوت داشته باشند. و ثانیا در آن روایت هایی هم که حضرت عالی خواندید که گریبان چاک نکن یا وا ویلا نگو، صورت مخراش، ما هم می گوییم اگر چنان چه یک فردی در مصیبت یک فردی بیاید گریبان چاک کند و صورت اش را بر دارد بخراشد قطعا اشکال شرعی دارد. در آن مسئله ای نیست، اگر کسی آمده گفته است که کسی بیاید در عزای عزیز اش صورت بخراشد، حتی فتوا داده اند اگر کسی در عزای عزیز اش صورت بخراشد کفاره دارد و دیه دارد، ولی ما از این طرف از حضرت عالی یک سوال می کنیم شیعه ها در این جا می خواهند از عائشه تقلید کنند. عائشه خودش دارد که وقتی پیغمبر اکرم از دنیا رفت.

قلت التضم مع النساء.

این را آقایان معنا کردند. یعنی به سینه کوبیدن،

التضم مع النساء و أضرب وجهي.

به صورت ام می کوفتم.

آقای احمد بن حنبل این روایت را در مسند شان ج 6 ص 274، ابو اعلا ج 8 ص 63 و ده ها کتاب دیگر نقل کرده اند. حالا اگر چنان چه یک فرد شیعه آمده می خواهد به سینه اش بزند و به صورت اش بکوبد چه اشکالی دارد؟ این جا از عائشه می خواهد تقلید کند. شما چه می فرمایید؟

بیننده:

آقای قزوینی عزیز عرض به خدمت شما بشود اولا معیار سنجش حدیث مطابقت آن با قرآن است. حدیثی که مخالف با قرآن باشد طبق فرموده ی امام شافعی باید به دیوار کوبیده بشود در ثانی در این جا عرض شود خدمت شما پیامبر اکرم وقتی که مکه را فتح کردند و وارد مکه شدند بیعتی که زنان با ایشان کردند یکی از این بیعت ها این بود که مثل دوره ی جاهلیت سینه زنی و عزا داری نکنند و مطمئنا ام المومنین عائشه بسیار وارد تر بوده به این مسئله، کسانی که حدیث ها را جمع آوری کرده اند این ها امانت را رعایت کردند هر حدیثی صحیح بوده یا ضعیف، آورده اند در کتاب شان ذکر کرده اند. این حدیث قطعا مخالف با قرآن است. حضرت عائشه هم نمی تواند همچین کاری که مخالف با قرآن باشد بکند.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

حضرت عالی یک سوال دیگر، می توانید بفرمایید یکی از علمای اهل سنت آمده گفته این روایت مخالف با قرآن است؟ احمد بن حنبل در مسند اش آورده است. احمد می گوید من تمام تلاش ام این است که روایات صحیح بیاورم اگر دیدید روایتی در کتاب من نیست بدانید آن ریشه ندارد. بفرمایید خود آقای ابن کثیر دمشقی در سیره ی نبویه اش ج 4 ص 474 آورده است، آقای ابن اثیر در کتاب النهایه فی غریب الحدیث این کتاب لغت است که آورده است، آقای ابن منظور در لسان العرب ج 12 ص 540 این را آورده است. یعنی بزرگان شما نه تنها رد نکرده اند بلکه در کتاب های لغت در ماده ی لغمه که آیا معنای التضم چیست؟ این ها همه آورده اند، یک نفر هم نگفته است عائشه همچین کاری نکرده است یا این روایت مخالف قرآن است. اولین بار از جناب آقای قادری بزرگوار ما می شنویم که می گوید این عمل عائشه خلاف قرآن است و عائشه همچین کاری نکرده است.

بیننده:

ببینید آقای قزوینی من این را خدمت شما عرض می کنم.

آقای محسنی:

آقای قادری ما در قضاوت با شما انقدر فرصت می توانیم خدمت شما بدهیم. چون ما رسم بر این است که 2 دقیقه باشد و الان اعتراض شیعیان هم دیدید که چه طور بود. می گویند شما هم به برادران اهل سنت بیش تر وقت می دهید و هم زود تر آن ها را وصل می کنید. الان حضرت عالی غریب 4 یا 5 دقیقه دارید صحبت می کنید.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

 شب 4 شنبه تشریف بیاورید نسبت به این روایتی که عرض کردم یک تحقیقی هم بکنید به ما بفرمایید من 2 تا سوال می کنم از شما، اگر شیعه بخواهد از ام المومنین عائشه تقلید کند به صورت اش بزند و به سینه اش بزند چه اشکالی دارد؟ شما که ام المومنین عائشه را برای خودتان مقتدا قرار داده اید و روایتی هم از پیغمبر نقل می کند که فرمود:

خذوا شطر دينکم يا نصف دينکم من الحميرا.

نصف دین تان را از عائشه بگیرید.

چرا شما در مصائب به صورت تان نمی زنید و به سینه یتان نمی زنید؟ عمل شما مخالف سیره ی قطعی عائشه بوده،

آقای محسنی:

خیلی ممنون هستیم. سلام و عرض ادب دارم خدمت سر کار خانم هاشمی از اردبیل،

بیننده:

سلام عرض می کنم خدمت شما و خسته نباشید.

آقای محسنی:

ممنون هستیم.

بیننده:

جناب آیت الله قزوینی من به این شبکه ی حرمله زنگ زدم می خواستم صحبت کنم نشد، ایشان آقای حیدری می گفتند 7 میلیون زائر رفته اند کربلا، این هم افتخار دارد؟ من به ایشان می گویم که افتخار دارد و ما افتخار مان امام حسین است.

آقای محسنی:

10 میلیون اش را کم کردند.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

گرسنه بودند و خورده اند.

آقای محسنی:

17 میلیون بود. بزرگ ترین اجتماع شیعیان روی کره ی زمین است.

بیننده:

بله، و به ایشان می گویم یک شعر ترکی می گویم:

شعر ترکی.

و من خیلی ممنون از شما واقعا مردم را بیدار کردید.

آقای محسنی:

حاج آقا معنی نمی کنید شعر را؟

بیننده:

مثل این 7 میلیون را که 17 میلیون می کنند اگر تحقیقات شان هم این طور باشد. واقعا همه بیدار می شوند. خیلی ممنون از شما و خیلی ممنون از آن ها، آقای قزوینی من التماس دعا دارم از شما،

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

خواهش می کنم. موفق و مؤید باشید.

آقای محسنی:

تحقیقات شان، البته این ها تحقیقات هایی که دارند خیلی وقت شان را می گیرد و فرصت مطالعه خیلی نیست. حالا اگر آماری اشتباه می شود من از طرف آقایان پوزش می طلبم.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

یک شعر ترکی هم گفتند. من تکمیل حرف های این خواهرمان بگویم.

آقای محسنی:

بله حاج آقا معنا بکنید.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

همان این که ما افتخار می کنیم به وجود حضرت زینب و افتخار می کنیم به وجود امام حسین، حضرت زینب خطاب به یزید که،

شعر ترکی،

یزید و یزیدیان، امثال آقای حیدری بترسید از روزی که با شما حرمله و یزید و عبید الله زیاد با ما هم امام حسین و علی اصغر و علی اکبر باشد. از روی زمین و زیر سقف جای گریزی نخواهید داشت.

آقای محسنی:

خیلی ممنون حاج آقا. جناب آقای حیدری از بوکان سلام و عرض ادب دارم خدمت شما، از برادران اهل سنت،

بیننده:

سلام علیکم خدمت علامه ی قزوینی، من شناسنامه ای اهل سنت هستم. از راه دور اول دست حاج آقا را می بوسم.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

لطف دارید.

آقای محسنی:

آقای حیدری ما چند ماهی مهمان شما بودیم در بوکان،

بیننده:

از ته قلب من ارادت دارم. من چه بگویم خدمت آقای قزوینی، کسی که در مورد حجت ایشان خضوع نداشته باشد واقعا کم دارد. آقای قزوینی می خواستم بدانم می شود من سی دی از کتب و فرمایشاتان تهیه کنم چون این جا این مسائل بسیار محدود است. واقعا این فرمایشات گوهر بار تان جان من را متحول کرده است.

آقای محسنی:

یکی از راه هایش هم سایت ولی عصر را اگر شما ملاحظه بفرمایید همه ی مکتوبات آن جا است. بعضی از کلیپ ها آن جا است و خود شبکه ی ولایت هم است.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

البته ما بعضی از آثار مان تجدید چاپ نشده است. و اگر کتاب خانه ای داشته باشید آن جا که آقایان اهل سنت هم بیایند استفاده کنند ما آثاری که داریم حدود 5 یا 6 جلد کتاب که تألیف شده از بنده که الان نزدیک بیش از 50 جلد هم به خاطر نداشتن امکانات همین طور دارد خاک می خورد این ها را ما برایتان می فرستیم و سی دی ها را هم خدمت تان تقدیم می کنیم. چشم جناب آقای حیدری، به اتاق فرمان آدرس بدهید شما، آدرس دقیق یا همان 30001203 آن جا هم شما پیامک بدهید آدرس تان را، ما خدمت تان تقدیم می کنیم چشم.

بیننده:

امیدوارم قربان،

آقای محسنی:

آقای حیدری لطف کنید با پیامک اس ام اس کنید آن آدرس تان و اسم شریف تان را، که مورد هایی که لازم داشتید.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

اتاق فرمان شماره تلفن جناب آقای حیدری را هم داشته باشند ما می گوییم دوستا نمان تماس بگیرند و هماهنگی کنند.

آقای محسنی:

خیلی ممنون آقای حیدری، درود بر شما،

بیننده:

آقای قزوینی خدمت تان عرض کنم که این آقای افغانی که حرف می زند و آقایی که در شبکه ی المستقله این ها اهل تشیع هستند. این ها چه برداشتی از شیعه دارند که این طور حرف می زنند؟ سوال دوم این که شخصیت شخیصی همچون شما که واقعا نور چشم ما هستید.

آقای محسنی:

آقای حیدری؟

بیننده:

جانم.

آقای محسنی:

آقایانی که نام بردید این ها اصلا مورد تأیید شیعه نیستند و مورد تأیید مراجع هم نیستند. بار ها حاج آقا این جا اعلام براعت کردند و حتی تعابیر تندی فرمودند.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

این آقایی هم که آن جا به نام شیعه می رود در المستقله و عمامه ی سیاه هم به سر اش گذاشته است این مترود شیعه است و بیزار هستند مراجع و رسما من دارم اعلام می کنم مراجع اعظام تقلید به مجموع از این سید نا خلف بیزار هستند، مبرا هستند، این آقا طبق شهادت فضلای لبنان که با ما در این دانش گاه بین المللی آل البیت در هیئت علمی با ما هستند. ایشان اهل لبنان هستند ایشان می گفت این آقا ماهیانه چند سال است از عربستان سعودی حقوق رسمی برایش می فرستند. یعنی حقوق بگیر وهابیت است به نام شیعه می رود در شبکه ی المستقله جفنگیات می بافد. یعنی واقعا آدم هر چه بگوید حالا کلمه ی جفنگیات هم خیلی احترام است به ایشان، ولی حرف های ایشان و برنامه های ایشان مورد نه تنها تأیید شیعه نیست تمام شیعه و مراجع اعظام تقلید از وجود ایشان بری هستند و تمام سخنان ایشان را سخنان ضد شیعه می دانند. این را ما رسما اعلام می کنیم.

آقای محسنی:

خیلی ممنون آقای حیدری، اگر سوالی دارید لطف کنید چون 2 دقیقه ی شما تمام شده است.

بیننده:

جناب آقای قزوینی این آقایی که هجمه های عجیبی مخصوصا قرآن دارد یک شخص شخیصی هم چون شما پاسخ اش را بدهد. و این که واقعا شخصیتی هم چون شما باید درس آسیب شناسی شیعه را واقعا مطرح کند. حالا بلوتوثی در منطقه ی ما پخش شده است در مورد این که در مکه 10 نفر به وهابی روی آوردند واقعا جاذبه هایی داشتند که این ها وهابی شدند؟ آسیب شناسی شیعه از زبان شخصیت های علمی مطرح بشود که مکتبه ی اهل بیت مستحکم تر بشود. هر کسی به خودش اجازه ندهد به نام اهل بیت کاری بکند. این عرض های من بود.

آقای محسنی:

آقای حیدری این طور صحبت کردید من یک ذره شک کردم. شما نکند از شیعیان باشید؟

بیننده:

من اهل تسنن هستم شناسنامه ای،

آقای محسنی:

یک طوری صحبت کردید.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

حالا من ان شاء الله همان برنامه ای که گفتید من ان شاء الله اگر توفیق داشته باشم شب جمعه همان آقایانی که رفته اند آن جا، همین آقای حیدری بار ها می گوید شبکه ی ولایت را نگاه نکنید، شبهه در ذهن شما ایجاد می کند. حرام اعلام کرده است و فتوا داده، حالا کی ایشان به مرجعیت رسیدند، مفتی شده است و یا به قول آقای محسنی مجانی شده است و فتوا صادر می کند! وقتی یک فردی که از شبهات خبر ندارد این طبیعی کار است. الان فرض می کنیم در حوزه ی علمیه ی قم شاید نزدیک 70 هزار روحانی است، همه ی آن ها در حوزه ی پاسخ گویی به شبهات که تخصص ندارند. یکی متخصص فقه است، متخصص وصول است، کلام است، تفسیر است، الان در خود قم 10 یا 12 تا مرکز تخصصی از کار شناسی عادی گرفته شده است، کار شناسی ارشد، دکترا، الان تدریس می شود.

هر کدام در رشته ی خودشان هستند. و من ان شاء الله همان طلبه هایی که رفته بودند آن جا برگشته بودند. این را من از آقای ربانی نقل کردم نه از قول خودم، ولی همان ها را ما جلسه داشتیم و صحبت کردیم گفتم آقا شما چه دیده اید؟ این آقای ربانی دارد این طور می گوید؟ 3 مورد این ها آوردند آقا این 3 مورد برای ما خیلی جالب بوده، من جواب دادم همان جا واقعا از وهابیت متنفر شدند و گفتند هزاران لعنت بر این وهابیت، و با این ظاهر سازی ها و با این مکر هایی که دارند آن جا، حالا ان شاء الله شب جمعه اگر جناب آقای محسنی یاد آوری کنند که باعث شده بود این ها یک مقدار حالت خوش بینی داشتند، جناب آقای ربانی بزرگوار هستند و یک مقدار مبالغه می کردند و این ها، ما گفتیم واقعا اگر این طور باشد باید بگوییم،

إنا لله و إنا إليه راجعون.

بعد دوستان هماهنگی کردند آن دوستان تشریف آوردند این جا، گفتیم قضیه چه بوده؟ مسائل را گفتند. بنده در همین مکه یکی از همین دانش جو های ما تحت تأثیر قرار گرفته بود گفت چنین و چنان است گفتم آن آقای مبلغ تان را بیاور با هم صحبت کنیم. آن دفعه هم عرض کردم 3 شب آورد، حضرت آیت الله صمد بود آیت الله طبسی بود، شب سوم همان روحانی وهابی رفته بود بیرون گریه کرده بود گفته بود آقا من دیگر با این آخوند شیعه حرف نمی زنم ایشان حرف هایی که امشب زد من در عقائد خودم متضلضل شدم. حتی یک آخوند و مبلغ شان آمد یک ساعت من صحبت کردم گفت آقا من در عقائد ام متضلضل شدم. به آن جوان می گفت مبادا بروی در این جا بگویید که من آمده ام با آخوند شیعه صحبت کرده ام. من را بیرون می کنند از این هیئت امر به معروف و نهی از منکر، این قضایا هم است. البته ما داریم می گوییم آن کسی که واقعا اطلاعات قوی ندارد، مبانی فکری اش مستدل نیست و از شبهات خبر ندارد این قطعا گوش دادن به آن ها این طور می شود.

کتب ظاله و مظله خواندن اش حرام است. چرا حرام است؟ برای چه کسی حرام است؟ برای آن کسی که اطلاعات ندارد خواندن کتاب های ظاله و مظله اشکال شرعی دارد. آن کسانی که متخصص هستند نه اشکال شرعی ندارد بلکه واجب است که باید بخوانند.

آقای محسنی:

خیلی ممنون آقای حیدری از این ارتباط بر قرار کردید و انقدر مؤدبانه و خوب صحبت کردید بسیار از شما مچکریم. آخرین تلفن که دیگر نمی توانیم بگیریم چون فرصت مان تقریبا 10 دقیقه به پایان برنامه است از همه ی عزیزان که حالا تلفن هایشان را جواب نداده ایم معذرت می خواهیم.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

همه ی سوال ها را جواب داده ایم. شما تا آخر اش می خواهید بگیرید تلفن بگیرید.

آقای محسنی:

فقط یک سوال است حاج آقا که 10 تا اختلاف بین اهل سنت و وهابی بود که حالا اگر فکر کنم از سراب این را دوستان نقل بکنند بهتر است و اگر حضرت عالی فرصت دارید در 8 دقیقه که تقریبا باقی مانده است بفرمایید. این آخرین تلفن هم بگیریم جناب آقای شریفی است از مشهد، سلام عرض می کنم خدمت آقای شریفی،

بیننده:

سلام آقای محسنی، شب شما به خیر، و سلام عرض می کنم خدمت آیت الله، آقا ما باید نذر و نیازی بکنید تا به شبکه ی شما وصل بشویم. اگر لطف بکنید حداقل یک چهارم وقت که به اهل سنت می دهید به ما هم بدهید ممنون می شویم.

آقای محسنی:

شما این لطف را در حق ما بکنید در جوار ملکوتی امام رضا علیه السلام آن جا دعا بکنید برای دوستان و سلامتی حاج آقا که ان شاء الله خدا به ما توفیق بدهد که بتوانیم خدمت بکنیم به اهل بیت،

بیننده:

خواهش می کنم. من چند تا سوال داشتم از حاج آقا، البته قبل اش مطلبی در باره ی گفتار حاج آقا عرض کنم که این شبکه های وهابی، شبکه ی کلمه هنوز تبلیغ می کند که صحابه به اجماع به امام حسین گفتند که آقا به کربلا نروید کشته می شوید و از آن طرف هم ادعا می کنند که ما و صحابه بار ها گفته ایم خودمان، اهل بیت مان، جان مان، مال مان، در فدای امام حسین، حالا من سوال ام از این آقایان این است که این ها که علم غیب داشتند و می دانستند که امام حسین می رود آن جا کشته می شود این ها خودشان هم می گویند ما فدای اهل بیت امام حسین بودیم چرا همراهی نکردند امام حسین را؟ تناقض در گفتار ایشان است. حالا من سوالاتی که خدمت حاج آقا مطرح می کنم، سوال اول که از شما دارم در رابطه با مطلبی آمده که امام حسین قبل از این که وارد میدان جنگ بشود به حضرت زینب گفت که گریه و شیون نکنید، این یک تناقضی می شود در مسائل، این را حاج آقا اگر می شود یک توضیحی بدهند برای ما، مطلب بعدی در رابطه با بحث تحریف قرآن بود که حاج آقا هفته ی پیش داشتند.

آقای محسنی:

آن بحث مفصلی بود. دیگر گفته شد.

بیننده:

از حاج آقا خواهش می کنم که بعد از این ایام که تمام شد حتما یک روزی در مورد این صحبت بشود که مطلب خیلی مهمی بود. من 2 تا سوال داشتم. حاج آقا اگر می شود که آیه ای نسخ بشود و آن آیه ی نسخ شده از قرآن حذف بشود؟ چون این آقایان می گویند آیه ی رجم که عائشه و جناب عمر قائل بودند از قرآن نسخ شده و از قرآن حذف شده است. و این خودش تناقضی می شود برای قرآن، این یک مسئله،

آقای محسنی:

اگر آن آیه زیر تخت ام المومنین باشد و بز خورده باشد آن آیه را؟ بله شاید آن آیاتی باشد که منصوره شده باشد.

 بیننده:

مطلب شما هم درست بود آقای محسنی، سوال بعدی من این است که خدمت شما عرض کنم آقایان روایت هایی دارند که قرآن بر 7 حرف نازل شده است، اولا این 7 حرف چه است؟ بعد شیعه هم قائل به این مطلب است؟ و این جا یک سوالی برای من پیش می آید اگر این 7 حرف واقعا بوده به چه دلیل جناب عثمان 6 حرف دیگر را حذف کرده است این ها را سوزانده است؟ چون در زمان پیغمبر آقایانی که از برادران اهل سنت بودند می گفتند این 7 حرف در زمان پیغمبر بوده، اگر این بوده جز یک سوال که این جا است که به چه دلیل آن 6 حرف دیگر را سوزانده اند و حذف کرده اند؟ و خدمت شما عرض کنم اگر 7 حرف نازل شده است این خودش تناقض پیدا می کند با قرآن معجزه ی الهی چون خود قرآن از آن حالت واحد بودن اش خارج می شود و خود اش باعث شبهه و سوال می شود. من سوال هایم تمام شد اگر حاج آقا امری ندارند از خدمت تان مرخص بشوم.

آقای محسنی:

مچکر آقای شریفی، درود بر شما،

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

فقط در رابطه با فرمایشات شما تحریف را مفصل آن روز گفته ایم.

و توفي رسول الله و هن تقرأ في القرآن.

پیغمبر که از دنیا رفت این آیات خوانده می شد.

این اصلا با معنای نسخ و امثال این، ما آن شب مفصل جواب دادیم. من فقط یک جمله در رابطه با این که این آقایان می گویند صحابه امام حسین را نهی کردند. بله نهی کردند من فقط یک روایت می خوانم آن هم از البدایه و النهایه مال ابن کثیر دمشقی ج 8 ص 176، از کدام صحابه؟ ابو سعید خدری که آقایان برایش خیلی ارزش قائل هستند، خیلی احترام قائل هستند، می گوید من به امام حسین گفتم نروید، امام حسین گفت می روم،

قلت له إتقه الله في نفسک.

یا حسین تقوا را رعایت کن.

و أرض بيتک.

در خانه ات بمان.

فلا تخرج ألی إمامک.

در برابر امام زمان ات یزید قیام نکن.

من قضاوت را به عهده ی بینندگان می گذارم. عقل و شعور یک صحابه این است که یزید امام زمان امام حسین است، یزید شارب الخمر، یزید سگ باز، یزیدی که با زن پدر اش زنا می کند، با خواهر و دختر اش زنا می کند، از دید گاه جناب آقای ابو سعید خدری شده است امام زمان امام حسین، من اصلا چیزی نمی گویم این شعور صحابه این است این ها آمده اند به امام حسین می گویند نرو، این هم عرض کردم از کتاب های معتبر سطح اول آدرس داده ام، و ما نمی خواستیم کار به این جا بکشد که بگویند شما احترام صحابه را نگه نمی دارید. البته هیچ حرف هم نمی زنم. قضاوت به عهده ی شما، البدایه و النهایه ج 8 ص 176، آقای عبد الله عمر جزء کسانی است که آمده است می گوید یا حسین نروید برای کربلا، چنین و چنان است. نهی می کند. تاریخ الخلفا ص 206، همین آقا وقتی که مردم مدینه قیام کرده بودند در باره ی امام حسین سلام الله علیه می گفت بر این که شما به هیچ وجهی حق ندارید در برابر یزید قیام کنید چون من از پیغمبر شنیده ام هر کسی در برابر امام اش قیام بکند و فردای قیامت بیاید هیچ حجتی ندارد.

و من مات و ليس في عنقه بيعت ما تميتة جاهليه.

این آقای یزید امام زمان ما است هر کس در برابر این امام زمان قیام کند و بمیرد مرگ جاهلی بده است. یعنی 700 نفر از صحابه که در مدینه کشته شدند از دیدگاه آقای آقا زاده عبد الله عمر همه مرتد از دنیا رفتند. صحیح مسلم این را بار ها گفته ایم ج 6 ص 22 ح 4686، آن هایی که امام حسین را نهی می کردند که نرو از این قماش بودند.

آقای محسنی:

حاج آقا 2 دقیقه فرصت داریم، این 10 مورد را حاج آقا می توانید در این فرصت بگویید یا بگذارید در سراب؟

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

این را در برنامه ی سراب بگذاریم، ولی شاخص ترین چیز شان که فرق بین سنی و وهابی، سنی همانند شیعه نه تنها قائل به حرمت توسل نیست بلکه توسل را یکی از بهترین وسیله ی تقرب به خدا می داند، نمونه اش هم است خود امام شافعی و دیگران خواندیم ما، چون همانند شیعه تابع قرآن هستند.

و تقوا عليه وسيله.

این خیلی واضح و روشن است. و همچنین آیه ی 97 سوره ی یوسف،

قالوا يا أبانا استغفر لنا ذنوبنا إنا كنا خاطئين.

64 سوره ی نساء.

و لو عنهم إذ ظلموا أنفسهم استغفر الله.

اهل سنت تابع آقای عمر بن الخطاب هستند در صحیح بخاری حدیث 1010 می گوید:

اللهم إنا کنا نتوسل عليک به نبينا.

ولی آقایان وهابی ها از دیدگاه شان نه عمر مسلمان است چون می گوید هر کس متوسل بشود مشرک است. اول کسی که این ها مشرک می دانند جناب عمر بن الخطاب است. آقای ابو بکر وقتی آمد کنار جنازه ی پاک نبی مکرم بر گشت گفت:

إذکرنا يا محمد إنه ربک و لکن ألا بالک.

این هم از دیدگاه آقایان وهابی ها کافر است. حضرت امیر هم از دیدگاه این ها کافر است. عبد الله عمر وقتی پایش شل شده بود برگشت گفت یا محمد حداقل بعد از 30 سال یا 40 سال بعد از رحلت پیغمبر پایش خوب شد، از دیدگاه آقایان عبد الله عمر هم کافر و مشرک است. شاخص ترین فرق بین سنی و وهابی بحث توسل است. البته توسل، شفاعت، همه چیز را ما یکی بیش تر نمی دانیم. و بعد قضایای دیگر این که اگر کسی برای پیغمبر مراسم عزا داری بگیرد مشرک است و بدعت گذاشته است. اگر چنان چه جشن تولد بگیرد بدعت گذاشته است. این ها از شاخص ترین تفاوت یک سنی با یک وهابی است. ولی ما در همان مسئله ی اول معمولا مسئله ی شاخصی است یک بچه سنی هم می تواند درک کند. آن کسی که واقعا توسل را زیر سوال می برد یعنی قرآن، سنت، سیره ی صحابه را زیر سوال می برد این وهابی است. آن هایی که نه این طور نیست ما این ها را سنی می دانیم.

آقای محسنی:

خیلی ممنون، خیلی مچکریم حاج آقا فرصت مان تمام شده است دیگر ان شاء الله دعا بفرمایید.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

برای دعا فرصت داریم؟

آقای محسنی:

یک دعای کوتاه.

حضرت آیت الله آقای حسینی قزوینی:

خدایا تو را قسم ات می دهیم به آبروی محمد و آل محمد به ویژه به آبروی صدیقه ی طاهره هر چه سریع تر لباس فرج بر اندام ملکوتی مولایمان بقیه الله العظم بپوشان و ما را از یاران خاص و ویژه ی آن بزرگوار قرار بده، رفع گرفتاری از گرفتاران بفرما، حوائج حاجت مندان روا نما، دعا های ما را به اجابت برسان، و سلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

آقای محسنی:

خیلی ممنون حاج آقا، از این فرصتی که به ما دادید و استفاده کردیم از بیانات حضرت عالی، ممنون هستیم از شما بیننده ی عزیز که تا این لحظه همراه ما بودید ان شاء الله که برنامه مورد استفاده ی شما قرار گرفته باشد. از همه ی هم کاران عزیزم که تدارک این برنامه را دیدند بسیار سپاس گذارم و مجددا عرض تسلیت دارم این دهه ی آخر صفر را که منتصب شده است به امام حسن علیه السلام و دهه ی حسنیه است را مجددا در پایان برنامه خدمت شام عزیزان تسلیت عرض می کنیم و پیش گاه مقدس امام زمان علیه السلام عرض تسلیت داریم و می گوییم.

يا بقية الله آجرک الله.

ان شاء الله خداوند فرج امام زمان را نزدیک بگرداند. ان شاء الله تا دیداری دیگر خداوند یار و نگه دار شما عزیزان باشد.





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English