2018 April 26 - پنج شنبه 06 ارديبهشت 1397
ایمان حضرت ابوطالب
کد مطلب: ١٠٩٥٠ تاریخ انتشار: ٢٣ فروردين ١٣٩٧ - ٢٢:٠١ تعداد بازدید: 1089
مقالات » عمومي
ایمان حضرت ابوطالب

مقدمه

راه اول؛ بررسي آثار علمي

راه دوم؛ طرز رفتار و کردار او در ميان جامعه

موضع ابوطالب در آغاز بعثت

راه سوم؛ عقيده دوستان و نزديکان

روایت اول

روایت دوم

روایت سوم

روایت چهارم

روایت پنجم

روایت ششم

روایت هفتم

روایت هشتم

روایت نهم

روایت دهم

روايت يازدهم

روايت دوازدهم

روايت سيزدهم

روايت چهاردهم

جمع بندي

 


مقدمه

اعمال و رفتار و موضع گيري هاي اجتماعي هر فردي حكايت از باورهاي اعتقادي او دارد. حال اگر اين جهت گيري ها در راستاي تحقق آرمانهاي ديني در جوي مملو از خفقان صورت پذيرد، به طور قطع كاشف از عمق باورهاي ديني فرد مذكور است؛ در چنين شرايطي نسبت دادن عدم پايبندي به دين و كفر و شرك به چنين شخصي، نشان از جهل و يا غرض ورزي و كينه توزي اشخاص نسبت دهنده، مي باشد. حضرت ابوطالب عليه السلام شخصيتي است كه از ناحيه بعضي از افراد مورد بي مهري قرار گرفته است.

وقتي دين مبين اسلام در شبه جزيره توسط رسول خدا صلي الله عليه وآله ظهور نمود، با مخالفت هاي سران مشركان مكه مواجه شد زيرا مواضع خود را در خطر مي ديدند و اسلام به طور مستقيم جايگاه و فرهنگ غلط آنها را هدف قرار داده بود؛ مشركان براي مقابله با پيامبر رحمت صلي الله عليه وآله از هيچ راهي فروگذار نكردند و براي خاموش كردن نور پر فروغ اين دين الهي راههايي همچون تطميع و تهديد را پيش گرفتند. در اين بين حضرت خديجه و حضرت ابوطالب عليهما السلام تنها حاميان محكم حضرت محمد صلي الله عليه وآله بودند كه به انحاء مختلف براي به ثمر رساندن نهال نوپاي اسلام از هيچ تلاشي دريغ نكردند.

در برخي از کتب مخالفان تشيع، جملاتي در مورد حضرت ابوطالب ديده مي شود، که حکايت از کم لطفي يا سياست ورزي نويسندگان آن کتاب ها؛ نسبت به شخصيت حضرت ابو طالب «عليه السلام» دارد. جاي شک نيست که اگر يک دهم گواه هايي که بر ايمان و اسلام حضرت ابوطالب عليه السلام نقل شده است، درباره هر فرد ديگري آمده بود، همگي بالاتفاق اسلام و ايمان او را تصديق مي کردند؛ ولي چگونه است که با وجود ده ها شاهد محکم بر ايمان او، باز گروهي وي را تکفير کرده اند و حکم به کفر و عذاب او نموده اند و گفته اند که برخي از آيات که درباره عذاب است، در حق ابوطالب نازل گرديده است؟

 

به راحتي مي توان فهميد که هدف از طرح اين مسأله، جز طعن فرزندان ابوطالب، به ويژه اميرمؤمنان «علي عليه السلام» چيز ديگري نيست. برخي از نويسندگان اهل تسنن براي اين که بهتر بتوانند ابوطالب را تکفير کنند، دامنه بحث را به پدران پيامبر «صلي الله عليه و آله وسلم» کشانيده اند و پدر و مادر آن حضرت را نيز كافر قلمداد نموده اند. 

مسلم است که در موضوع نسب و نژاد، بعد از شخص خاتم الانبياء «صلي الله عليه و آله وسلم» کسي به شرافت امیر المومنین «عليه السلام» نمي رسد. روایتی در کتب اهل سنت نقل شده است که به همین مضمون اشاره می  کند:

 

أبا الحسن أحمد بن القاسم بن الريان قال: سمعت عبد الله بن أحمد بن حنبل, يقول: حدث أبي بحديث سفينة فقلت: يا أبة, ما تقول في التفضيل؟ قال: في الخلافة أبو بكر وعمر وعثمان. فقلت: فعلي بن أبي طالب؟ قال: يا بني, علي بن أبي طالب من أهل بيتٍ لا يقاس بهم أحد.

ابن الجوزي، أبو الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد بن علي (متوفاي597هـ)،  مناقب الإمام أحمد ج1 ص219، تحقيق: د. عبد الله بن عبد المحسن التركي، دار النشر: دار هجر،‌ الطبعة : الثانية، 1409 هـ

 

  أحمد بن القاسم بن الريان مي گويد: از عبداللّه بن احمد بن حنبل شنيدم که گفت:« پدرم به حدیث سفینه سخن گفت، وقتي در مورد فضيلت صحابه از پدرم، احمدبن حنبل سؤال کردم، گفت: ابوبکر، عمر و عثمان. گفتم: پس جايگاه علي ابن ابي طالب عليه السلام کجاست؟

پدرم گفت: علي عليه السلام ازاهل بيت پيامبر است وصحابه را نبايد با او قياس کرد

از طرف ديگر، طبق آنچه که از کتب تاريخي و انساب استخراج مي شود، نياکان حضرت امیر المومنین «عليه السلام» برخلاف ديگران، همگي تا آدم ابوالبشر «عليه السلام» موحد و خدا پرست بودند و در صلب و رحم ناپاکي قرار نگرفتند.

طرز تفکر و عقيده هرشخصي را ازچند راه مي توان به دست آورد:


 الف: بررسي آثار علمي و ادبي که از او مانده است

  ب: طرز رفتار و کردار او در ميان جامعه

  ج: عقيده دوستان و نزديکان او    

عقيده و ايمان ابوطالب را از سه راه ياد شده مي توان اثبات کرد

راه اول؛ بررسي آثار علمي

اشعار و سروده هاي حضرت ابوطالب عليه السلام کاملاً بر ايمان و اخلاص او گواهي مي دهد. اشعار ابوطالب گنجينه اي علمي و ادبي است که داراي مضامين عالي توحيدي مي باشد. براي نمونه به چند بيت آن اشاره مي شود:

ليعلم خيار الناس أنّ محمّدا  *** وزير لموسى و المسيح بن مريم‏

أتانا بهدي مثل‏ ما أتيا به‏ *** فكلّ بأمر اللّه يهدي و يعص

الطبرسي، أبي منصور أحمد بن علي بن أبي طالب (متوفاى 548هـ)، الاحتجاجج1ص233، تحقيق: تعليق وملاحظات: السيد محمد باقر الخرسان، ناشر: دار النعمان للطباعة والنشر - النجف الأشرف، 1386 - 1966 م.

اشخاص شريف و فهميده بدانند که محمد «صلي الله عليه و آله وسلم» بسان موسي و مسيح، پيامبر است. او هدايت را براي ما به ارمغان آورد، همان گونه که مسيح و موسي و تمام پيامبران به فرمان خدا مردم را راهنمايي و از گناه باز مي دارند

 

تمنّيتم ان تقتلوه و انّما *** امانيّكم‏ هذى‏ كأحلام نائم‏

نبىّ اتاه الوحى من عند ربّه‏ *** و من قال: لا يقرع بها سنّ نادم‏

الطرائف ؛ ص454

سران قريش! تصور كرده‏اند، كه مى‏توانيد بر او دست بيابيد، در صورتى كه آرزوئى را كه در سر مى‏پرورانيد، كمتر از خوابهاى آشفته نيست! ... او پيامبر است وحى از ناحيه خدا بر او نازل مى‏گردد و كسى كه بگويد نه، انگشت پشيمانى به دندان خواهد گرفت

 

وَ اللَّهِ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ بِجَمْعِهِمْ‏ *** حَتَّى أُوَسَّدَ فِي‏ التُّرَابِ‏ دَفِيناً

فَاصْدَعْ بِأَمْرِكَ مَا عَلَيْكَ غَضَاضَةٌ *** وَ انْشُرْ بِذَاكَ وَ قَرَّ مِنْكَ عُيُونا

ابن شهرآشوب، رشيد الدين أبي عبد الله محمد بن علي السروي المازندراني (متوفاى588هـ)، مناقب آل أبي طالب ج1 ص85، تحقيق: لجنة من أساتذة النجف الأشرف، ناشر: المكتبة والمطبعة الحيدرية، 1376هـ ـ 1956م.

 اي برادر زاده ام هرگز قريش به تو دست نخواهند يافت و تا آن روزي که لحد را بستر کنم و در ميان خاک بخوابم، دست از ياري تو برنخواهم داشت. آنچه را مأموري، آشکار کن و از هيچ چيز مترس و بشارت ده و چشماني را روشن ساز.

 

وَ دَعَوْتَنِي وَ زَعَمْتَ أَنَّكَ‏ نَاصِحِي‏ *** وَ لَقَدْ صَدَقْتَ وَ كُنْتَ قَبْلُ أَمِيناً

وَ عَرَضْتَ دِيناً لَا مَحَالَةَ أَنَّهُ‏ *** مِنْ خَيْرِ أَدْيَانِ الْبَرِيَّةِ دِينا

الحلي، يحي بن الحسن السدي المعروف بابن البطريق، (متوفاي600هـ) عمدة عيون صحاح الاخبار في مناقب امام الأبرارص411، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة: جمادي الأولى 1407

مرا به آئين خود خواندي و مي دانم تو پند دهنده من هستي و در دعوت خود امين و درستکاري. حقا که کيش محمد صلي الله عليه و آله از بهترين آيين هاست! 

 

از اشعار معروف ابوطالب که دلالت بر ايمان او دارد، قصيده هاي «لاميه» و «ميمنه» او مي باشد:

لعمري لقد كلفت وجدا بأحمد *** و أحببته حب‏ الحبيب‏ المواصل‏

وجدت بنفسي دونه و حميته *** و دارأت عنه بالذرا و الكلاكل‏

فأيده رب العباد بنصره‏ *** و أظهر دينا حقه غير باطل

 الكراجكي، الامام العلامة أبي الفتح محمد بن علي بن عثمان (متوفاي449هـ)،‌  كنز الفوائد ؛ ج‏1 ؛ ص179،‌ ناشر: دارالذخائر، قم – ايران، سال چاپ:141

به جان خودم! به قدري به واسطه وجود احمد صلي الله عليه و آله در وجد و سرور غوطه ورم که وجد را به زحمت آورده ام؛ زيرا او را به قدري دوست مي دارم مانند کسي که دوست خود را به سينه گرفته باشد. جان خود را نثار او کنم و حمايت از او نمايم به اعضاي رئيسه و غير رئيسه خود. خداوند او را پاينده بدارد که جمال اهل دنيا است و نقمت دشمنان و زينت هر کوي و محفل است. پروردگار بندگان او را با توفيقات خود تأييد و ياري نمود و ظاهر و محقق کرد دين حقي را که باطل در او راه نداشت.

 

از ديگر اشعار او که صراحت بر ايمان ابوطالب دارد، شعري است که ابن ابي الحديد در جلد سوم شرح نهج البلاغه آورده است:

انّي علي دين النّبيّ احمد

يا شاهد اللّه عليّ فاشهد

من ضلّ في الدّين فانّي مهتد

ابن ابی الحدید، وفات: 656، شرح نهج البلاغه ج2ص278، محقق: ابراهيم، محمد ابوالفضل‏، ناشر: مكتبة آية الله المرعشي النجفي

اي گواهان! شاهد باشيد که من بر دين پيغمبر خدا احمد صلي الله عليه و آله استوارم. هرکس از آن خارج است، باشد. من به او هدايت شدم.

 

هر بخش از اين اشعار، حكايت از عقائد استوار حضرت ابوطالب دارد که هر يک به تنهايي در اثبات ايمان و اخلاص گوينده آن کافي است. 

 

راه دوم؛ طرز رفتار و کردار او در ميان جامعه

راه دوم، نوع رفتار حضرت ابوطالب عليه السلام با پيامبر «صلي الله عليه و آله وسلم» و نحوه فداکاري ودفاع او از ساحت اقدس رسول خداست. هر کدام از آن خدمات مي تواند آيينه فکر و روشنگر روحيات او باشد.

پايه اعتقاد او به فرزند برادر، تا آن حد است که او را همراه خود به مصلّي برد و خدا را به مقام او قسم داد و باران رحمت طلبيد. وي در راه حفظ رسول خدا «صلي الله عليه و آله وسلم» از پاي ننشست و سه سال زندگي در شکاف کوه و اعماق دره را بر رياست و سيادت مکه ترجيح داد، تا آن جا که اين وضعيت او را فرسوده ساخت و باعث رحلت او گرديد.

ايمان ايشان به رسول خدا «صلي الله عليه و آله وسلم» به قدري محکم بود که راضي شد تمام فرزندانش کشته شوند، ولي پيامبر «صلي الله عليه و آله وسلم» زنده بماند.

ابوطالب شب ها علی «علیه السلام» را در رختخواب پيامبر «صلي الله عليه و آله وسلم» مي خوابانيد تا اگر سوء قصدي در کار باشد، به پيامبر «صلي الله عليه و آله وسلم» اصابت نکند. او حاضر شد تمام سران قريش به عنوان انتقام کشته شوند و طبعاً تمام قبيله بني هاشم نيز کشته مي شد.

 موضع ابوطالب در آغاز بعثت

روزي که پيامبر «صلي الله عليه و آله وسلم» تمام خويشاوندان خود را جمع کرد و آيين اسلام را بر آنان عرضه نمود، ابوطالب به او گفت: «برادر زاده ام! قيام کن! تو والامقامي! حزب تو گرامي ترين حزب هاست! تو فرزند مرد بزرگي هستي! هرگاه زباني تو را آزار دهد، زبان هاي تيزي به دفاع تو برمي خيزد. به خدا سوگند! اعراب مانند خضوع بچه حيوان نسبت به مادرش در پيشگاه تو خاضع خواهند شد.»

فروغ ابديت، ج 1، ص 303.

 

ايشان در هر حالتی از حضرت رسول اکرم «صلی الله علیه واله وسلم »، دفاع می کردند، و اسناد تاریخی بهترین گواه وشاهد بر این ادعا می باشد، کتب اهل سنت نیز بر این مدعا مهر تایید زده و پشتیبانی ابوطالب «علیه السلام» را از پیامبر «صلی الله علیه واله وسلم» را با اسناد متعددی نقل کرده اند.

ابويعلي در اين زمينه چنين نقل مي كند:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ نُمَيْرٍ، حَدَّثَنَا يُونُسُ بْنُ بُكَيْرٍ، حَدَّثَنَا طَلْحَةُ بْنُ يَحْيَى، عَنْ مُوسَى بْنِ طَلْحَةَ، حَدَّثَنَا عَقِيلُ بْنُ أَبِي طَالِبٍ قَالَ: جَاءَتْ قُرَيْشٌ إِلَى أَبِي طَالِبٍ فَقَالُوا: إِنَّ ابْنَ أَخِيكَ يُؤْذِينَا فِي نَادِينَا، وَفِي مَسْجِدِنَا، فَانْهَهُ عَنْ أَذَانَا، فَقَالَ: يَا عَقِيلُ: ائْتِنِي بِمُحَمَّدٍ، فَذَهَبْتُ فَأَتَيْتُهُ بِهِ، فَقَالَ: يَا ابْنَ أَخِي، إِنَّ بَنِي عَمِّكَ يَزْعُمُونَ أَنَّكَ تُؤْذِيهِمْ فِي نَادِيهِمْ، وَفِي مَسْجِدِهِمْ، فَانْتَهِ عَنْ ذَلِكَ قَالَ: فَحَلَّقَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بَصَرَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَقَالَ: «أَتَرَوْنَ هَذِهِ الشَّمْسَ؟». قَالُوا: نَعَمْ قَالَ: «مَا أَنَا بِأَقْدَرَ عَلَى أَنْ أَدَعَ لَكُمْ ذَلِكَ عَلَى أَنْ تَسْتَشْعِلُوا لِي مِنْهَا شُعْلَةً». قَالَ: فَقَالَ أَبُو طَالِبٍ: مَا كَذَبَنَا ابْنُ أَخِي، فَارْجِعُوا

[حكم حسين سليم أسد] : إسناده قوي

أبو يعلي الموصلي التميمي، أحمد بن علي بن المثني (متوفاى307 هـ)، مسند أبي يعلي ج12ص176، تحقيق: حسين سليم أسد، ناشر: دار المأمون للتراث - دمشق، الطبعة: الأولى، 1404 هـ – 1984م.

عقيل بن ابي طالب مي گوید: عده ی از قریش نزد حضرت ابوطالب عليه السلام آمدند و گفتند: پسر برادر تو ما را در مسجد و محل اجتماعمان آذار می دهد، از او بخواه از اذیت ما خودداری کند، ابوطالب عليه السلام فرمود ای عقیل محمد «صلي الله عليه واله وسلم»  را برای من بیاور، عقیل گوید محمد«صلي الله عليه واله وسلم» را آوردم، ابوطالب فرمود؛ ای پسر برادرم، پسر عموهای تو گمان می کنند که شما آنها را آذار می دهی پس از آن اجتناب کن، سپس حضرت رسول اکرم نگاه به آسمان کردند، وگفتند  آیا خورشید را می بینید؟ گفتند بله، فرمودند من نمی توانم آنچه را برای شما آوردم ترک کنم حتی در مقابل اینکه شعله ی از این خورشید را برای من بیاورید، پس ابوطالب فرمود برادر زاده ی من دروغ نمی گوید، برگردید.

 

همچنین در بعضی از سروده های ابوطالب که در کتب اهل سنت نقل شده، این مساله به روشنی نمایان شده و حکایت از دفاع مجدانه ابوطالب از برادر زاده خویش دارد:

 

فلسنا و رب البيت نسلم أحمدا * لعزاء من عض الزمان و لا كرب

ابن كثير الدمشقي، ابوالفداء إسماعيل بن عمر القرشي (متوفاى774هـ)، البداية والنهاية ج3ص310، ناشر:دار ابن کثير

قسم به خداي بيت الله الحرام كه ما رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم را تسليم شما نخواهيم كرد. هرچه كه بر ما فشار بياوريد و مشكلات بر ما افزوده شود.

راه سوم؛ عقيده دوستان و نزديکان

از آن جا که اهل خانه بهتر مي دانند که درخانه چيست و چه مي گذرد، ايمان ابوطالب را بايد از زبان اهل بيت عليهم السلام شنيد:

روایت اول

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ الْآدَمِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ ثَابِتٍ عَنْ حَبِيبِ بْنِ أَبِي ثَابِتٍ رَفَعَهُ قَالَ: دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله عليه واله وسلم عَلَى عَمِّهِ أَبِي طَالِبٍ وَ هُوَ مُسَجًّى فَقَالَ يَا عَمِّ كَفَّلْتَ‏ يَتِيماً وَ رَبَّيْتَ صَغِيراً وَ نَصَرْتَ كَبِيراً فَجَزَاكَ اللَّهُ عَنِّي خَيْراً ثُمَّ أَمَرَ عَلِيّاً عليه السلام بِغُسْلِهِ.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاى381هـ)، الأمالي ص404، تحقيق و نشر: قسم الدراسات الاسلامية - مؤسسة البعثة - قم، الطبعة: الأولى، 1417هـ.

حضرت رسول اكرم بر ابوطالب وارد شدند وفرمودند: اي عمو در کوچکي مرا تربيت نمودي و در يتيمي مرا کفالت کردي و در بزرگي ام مرا ياري نمودي پس خداوند بهترين پاداشها رابه تو عنايت کند.سپس به حضرت امیر المومنین «علیه السلام» امر فرمودند که او را غسل دهند.

روایت دوم

حضرت امیر المومنین «علیه السلام» فرمودند:

عن الصادق عن آبائه عليهم السلام ان امير المؤمنين کان ذات يوم جالسا في الرحبة، والناس حوله مجتمعون، فقام اليه رجل فقال: ياامير المؤمنين انت بالمکان الذي أنزلک الله به وأبوک معذب في النار؟ فقال له علي بن أبي طالب: مه فض الله فاک، والذي بعث محمدا بالحق نبيا لو شفع أبي في کل مذنب علي وجه الارض لشفعه الله فيهم، أبي معذب في النار وابنه قسيم الجنة والنار؟ ! والذي بعث محمدا بالحق نبيا ان نور أبي يوم القيامة ليطفئ أنوار الخلايق کلهم الا خمسة أنوار: نور محمد صلي الله عليه واله، ونوري، ونور الحسن، ونور الحسين، ونور تسعة من ولد الحسين، فان نوره من نورنا خلقه الله تعالي قبل ان يخلق آدم عليه السلام بالفي عام

الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاى460هـ)، الأمالي ص305، تحقيق : قسم الدراسات الاسلامية - مؤسسة البعثة، ناشر: دار الثقافة ـ قم ، الطبعة: الأولى، 1414هـ

امام صادق از پدر گراميشان نقل کرد که روزي امير المومنين در فضاي مسجد نشسته بود ومردم گرد او جمع بودند که مردي برخاسته و گفت : اي امير المو منين چگونه است که شما در مکاني هستي که خداوند شما را در آن مکان قرار داده ، در حاليکه پدرت به آتش دوزخ در غذاب است؟

حضرت فرمود: خدا زبانت را ببرد ! به خدايي که محمد را به پيامبري مبعوث فرمود، اگر پدرم تمام گناهکاران زمين را شفاعت کند خداوند آن را بپذيرد، مگر مي شود پدرم در آتش عذاب باشد و پسرش تقسم کنند بهشت وجهنم باشد؟قسم به آنکه محمد را به پيامبري مبعوث فرمود بي شک نور پدرم در روز قيامت همه انوار خلائق جز نور پنج نور: نور محمد ، نور من ونور حسن ونور حسين و نور نه فرزند از اولاد حسين را خاموش وبي اثر مي کند، زيرا نور او از نور ماست و خداوند آن را دوهزار سال قبل از خلق آدم آفريده است

 روایت سوم

حضرت امام صادق «علیه السلام» فرمودند:

وَ اللَّهِ إِنَ‏ إِيمَانَ‏ أَبِي‏ طَالِبٍ‏ لَوْ وُضِعَ فِي كِفَّةِ مِيزَانٍ وَ إِيمَانُ هَذَا الْخَلْقِ فِي كِفَّةِ مِيزَانٍ لَرَجَحَ إِيمَانُ أَبِي طَالِبٍ عَلَى إِيمَانِهِم‏

المجلسي، محمد باقر (متوفاى1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏35 ؛ ص112، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403هـ - 1983م.

 اگر ايمان ابوطالب را در يک کفه ترازو و ايمان اين مردم را در کفه ديگر قرار دهند ايمان ابوطالب فزوني خواهد داشت. 

روایت چهارم

حضرت امام باقر «علیه السلام» فرمودند:

كَانَ وَ اللَّهِ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ يَأْمُرُ أَنْ يُحَجَّ عن أبي طالب فِي حَيَاتِهِ،

المجلسي، محمد باقر (متوفاى1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏35 ؛ ص112، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403هـ - 1983م.

  اميرمؤمنان دستور مي داد از طرف ابوطالب حج به جا آورند.  

روایت پنجم

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيه عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه عليه السلام إِنَّ مَثَلَ أَبِي طَالِبٍ مَثَلُ أَصْحَابِ الْكَهْفِ‏، أَسَرُّوا الْإِيمَانَ‏ و أَظْهَرُوا الشِّرْكَ، فَآتَاهُمُ اللَّهُ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْن

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)،الكافي ج2ص462، ناشر: دار الحديث‏، قم-ايران، الطبعة الاولى،1429هـ

  حضرت ابوطالب؛ بسان اصحاب کهف است که در دل ايمان داشتند و تظاهر به شرک مي نمودند. از اين جهت دوبار مأجور خواهند بود.

 روایت ششم

  عن ابي عبداللّه الصادق عليه السلام قال: نزل جبرئيل عليه السلام علي النبي صلي الله عليه و آله فقال: يا محمد! انّ ربّک يقرئک السلام و يقول: انّي قد حرّمت النّار علي صلب اَنزلک و بطن حملک و حجرکفلک فالصلب صلب ابيک ابيه عبداللّه بن عبدالمطلب و البطن الذي حملک آمنة بنت وهب و اما حجر کفلک فحجر ابي طالب.  

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الكافي ج1ص446، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

امام صادق «عليه السلام» فرمود: جبرئيل بر پيامبر نازل شد و گفت: اي محمد! خداوند به تو سلام مي رساند و مي فرمايد: «من حرام کردم آتش را بر صلبي که تو را حمل کرد و شکمي که تورا پروراند و دامني که تو را متکّفل شد؛ پس صلب يعني پدرت عبداللّه و شکم يعني مادرت آمنه و دامن يعني عمويت ابوطالب.   

روایت هفتم

وَ أَخْبَرَنِي مُحَمَّدُ بْنُ إِدْرِيسَ بِإِسْنَادِهِ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ الطُّوسِيِّ عَنْ رِجَالِهِ عَنِ الثُّمَالِيِّ عَنْ عِكْرِمَةَ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ أَخْبَرَنِي الْعَبَّاسُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ‏ أَنَّ أَبَا طَالِبٍ شَهِدَ عِنْدَ الْمَوْتِ‏ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله

المجلسي، محمد باقر (متوفاى1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏35 ؛ ص113، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403هـ - 1983م.

عباس بن عبدالمطلب گوید: همانا ابوطالب هنگام مرگ شهادتین را گفت

روایت هشتم

امام صادق «علیه السلام» فرمودند:

مَا مَاتَ أَبُو طَالِبٍ حَتَّى أَعْطَى رَسُولَ اللَّهِ صلی الله عليه واله وسلم مِنْ نَفْسِهِ‏ الرِّضَا

المجلسي، محمد باقر (متوفاى1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏35 ؛ ص113، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403هـ - 1983م.

ابوطالب وفات نیافت مگرآنکه رسول اکرم را از خود راضی کرد

 

روایت نهم

وَ بِإِسْنَادِهِ إِلَى أَبَانِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ يُونُسَ بْنِ نُبَاتَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ «عليه السلام» أَنَّهُ قَالَ‏ يَا يُونُسُ مَا يَقُولُ النَّاسُ فِي إِيمَانِ أَبِي طَالِبٍ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَقُولُونَ هُوَ فِي ضَحْضَاحٍ مِنْ نَارٍ يَغْلِي مِنْهَا أُمُّ رَأْسِهِ فَقَالَ كَذَبَ أَعْدَاءُ اللَّهِ إِنَّ أَبَا طَالِبٍ مِنْ‏ رُفَقَاءِ النَّبِيِّينَ‏ وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقا

 

 الكراجكي، الامام العلامة أبي الفتح محمد بن علي بن عثمان (متوفاي449هـ)،‌  كنز الفوائد ؛ ج‏1 ؛ ص183،‌ ناشر: دارالذخائر، قم – ايران، سال چاپ:141

«محمد بن يونس» از پدرش از امام صادق (عليه السلام) نقل مى‏كند كه آن حضرت به من فرمود: اى يونس مردم در باره ابو طالب چه مى‏گويند؟ عرض كردم فدايت شوم مى‏گويند: «هو في ضحضاح من نار و في رجليه نعلان من نار تغلى منهما امّ رأسه»: ابو طالب در مايعى از آتش و در پاهايش كفشى از آتش است كه مغزش را مى‏جوشاند. 

ایشان فرمودند: دروغ مى‏گويند دشمنان خدا، ابو طالب از رفقاى پيامبران و صديقين و شهداء است كه نيكو رفقائى هستند.  

روایت دهم

  أَبَانُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ‏ كَتَبْتُ إِلَى الْإِمَامِ الرِّضَا عَلِيِّ بْنِ مُوسَى جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدْ شَكَكْتُ‏ فِي‏ إِيمَانِ‏ أَبِي طَالِبٍ قَالَ فَكَتَبَ‏

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ أَمَّا بَعْدُ فَمَنْ‏ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى‏ إِنَّكَ إِنْ لَمْ تُقِرَّ بِإِيمَانِ أَبِي طَالِبِ كَانَ مَصِيرُكَ إِلَى النَّار

الكراجكي، الامام العلامة أبي الفتح محمد بن علي بن عثمان (متوفاي449هـ)،‌  كنز الفوائد ؛ ج‏1 ؛ ص182،‌ ناشر: دارالذخائر، قم – ايران، سال چاپ:141

ابان بن محمد گفت: به امام رضا «علیه السلام» نامه ی نوشتم و گفتم؛ جانم فدای شما من به ایمان ابوطالب شک کردم، پس امام فرمودند: بسم الله الرحمن الرحیم «فمن یتبع غیر سبیل المومنین نوله ماتولی» اگر به ایمان ابوطالب اقرار نکنی راه تو به سوی جهنم و آتش می باشد.

روايت يازدهم

الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ ومُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الأَزْدِيِّ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيه ع قَالَ قِيلَ لَه إِنَّهُمْ يَزْعُمُونَ أَنَّ أَبَا طَالِبٍ كَانَ كَافِراً فَقَالَ كَذَبُوا كَيْفَ يَكُونُ كَافِراً وهُوَ يَقُولُ:

أَلَمْ تَعْلَمُوا أَنَّا وَجَدْنَا مُحَمَّداً * نَبِيّاً كَمُوسَى خُطَّ فِي أَوَّلِ الْكُتُبِ

وفِي حَدِيثٍ آخَرَ كَيْفَ يَكُونُ - أَبُو طَالِبٍ كَافِراً وهُوَ يَقُولُ

لَقَدْ عَلِمُوا أَنَّ ابْنَنَا لَا مُكَذَّبٌ * لَدَيْنَا ولَا يَعْبَأُ بِقِيلِ الأَبَاطِلِ

وأَبْيَضُ يُسْتَسْقَى الْغَمَامُ بِوَجْهِه * ثِمَالُ الْيَتَامَى عِصْمَةٌ لِلأَرَامِلِ.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الكافي ج1ص448- 449، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

اسحاق فرزند امام صادق عليه السلام نقل مي كند: نزد پدرم برخي گفتند آنها [مخالفان شيعه] گمان مي كنند حضرت ابوطالب [عليه السلام] كافر بوده است؛ پدرم فرمود: دروغ مي گويند، چگونه ايشان كافر است درحالي كه اين اشعار را سروده است:

مگر نمي دانيد ما محمد را پيامبري همچون [حضرت] موسي مي دانيم كه در كتابهاي نخستين نيز بشارت به ايشان داده شده است.

در حديث ديگري نقل شده است، چگونه ايشان كافر است درحالي كه اين اشعار را بيان نموده است:

 آنها [مشركان] مي دانند كه ما فرزندمان را تكذيب نمي كنيم و توجهي به گفتارهاي باطل نيست

او سفيد رويي [آبرومند در درگاه الهي] است كه ابرها به واسطه و بركت صورت ايشان طلب باران مي كنند. وي فرياد رس يتيمان و پناه زنان مسكين است.

 

روايت دوازدهم

عَلِيٌّ عَنْ أَبِيه عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الأَشْعَرِيِّ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه ع قَالَ لَمَّا تُوُفِّيَ أَبُو طَالِبٍ نَزَلَ جَبْرَئِيلُ عَلَى رَسُولِ اللَّه ص فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ اخْرُجْ مِنْ مَكَّةَ فَلَيْسَ لَكَ فِيهَا نَاصِرٌ وثَارَتْ قُرَيْشٌ بِالنَّبِيِّ ص فَخَرَجَ هَارِباً حَتَّى جَاءَ إِلَى جَبَلٍ بِمَكَّةَ يُقَالُ لَه الْحَجُونُ فَصَارَ إِلَيْه.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الكافي ج1 ص 449، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

عبيد بن زراره از امام صادق عليه السلام نقل مي كند كه فرمود: وقتي حضرت ابوطالب عليه السلام از دنيا رفت، جبرئيل بر رسول خدا  صلي الله عليه وآله نازل شد و عرضه داشت: اي محمد از مكه خارج شو زيرا در اين شهر ديگر ياور و ناصري نداري؛ قريش نيز قصد حمله بر پيامبر  صلي الله عليه وآله را داشتند، حضرت با ترس خارج شده و به سمت كوهي در مكه كه نامش حجون بود، حركت كرد، و در آنجا توقف نمود.

 

روايت سيزدهم

عن علي بن حسان ، عن عمه قال : قلت لأبي عبد الله عليه السلام . إن الناس يزعمون أن أبا طالب في ضحضاح من نار ، فقال : كذبوا ، ما بهذا نزل جبرئيل على النبي صلى الله عليه وآله ، قلت : وبما نزل ؟ قال : أتى جبرئيل في بعض ما كان عليه فقال : يا محمد إن ربك يقرؤك السلام ويقول لك : إن أصحاب الكهف أسروا الايمان وأظهروا الشرك فآتاهم الله أجرهم مرتين ، وإن أبا طالب أسر الايمان وأظهر الشرك فأتاه الله أجره مرتين ، وما خرج من الدنيا حتى أتته البشارة من الله تعالى بالجنة - ثم قال عليه السلام : كيف يصفونه بهذا وقد نزل جبرئيل ليلة مات أبو طالب فقال : يا محمد اخرج عن مكة فمالك بها ناصر بعد أبي طالب.

المجلسي، محمد باقر (متوفاى1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏35 ص 111- 112، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403هـ - 1983م.

علي بن حسان از عمويش نقل مي كند كه گفت: به امام صادق عليه السلام عرض كردم ، مردم مى گويند : ابو طالب در داخل تنگنايي از آتشهاى جهنم است. حضرت فرمود : دروغ مي گويند، جبرئيل اين سخنان را بر پيامبرش نازل نكرده است. راوى مى گويد : گفتم جبرئيل چه گفته است؟

حضرت فرمود : روزى جبرئيل بر پيامبر خدا نازل شد و گفت : اى محمد ، خداى تو بر تو سلام مى رساند و مى فرمايد : اصحاب كهف ايمان خود را پنهان داشتند و شرك را ظاهر مى كردند، خداوند مزد آنها را دو مرتبه داد . ابو طالب هم ايمانش را پنهان كرد و شرك را ظاهر نمود . خداوند به او هم دو مرتبه پاداش داد. ابوطالب از دنيا خارج نشد تا اينكه از ناحيه خداوند بشارت بهشت به او داده شد؛ سپس حضرت فرمودند: چگونه ابوطالب را اينگونه توصيف مي كنند در حالي كه در شب وفات ايشان جبرئيل نازل شد و گفت :

اى محمد ، از مكه بيرون برو . چون پس از ابو طالب ، ديگر در مكه ياور و ناصر ندارى.

 

روايت چهاردهم

عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّه ومُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّه رَفَعَه عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّه ع قَالَ إِنَّ أَبَا طَالِبٍ أَسْلَمَ بِحِسَابِ الْجُمَّلِ قَالَ بِكُلِّ لِسَانٍ

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى328 هـ)، الأصول من الكافي ج1 ص 449، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

امام صادق عليه السلام فرمودند: حضرت ابوطالب به حساب حروف ابجد و بلكه به هر زبان كه تصور شود، ‌مسلمان شده بود.

البته، تصریح به ایمان ابوطالب «علیه السلام» محدود به روایات اهل بیت «علیهم السلام» نیست، بلکه در بعضی از کتاب های علمای اهل سنت  نیز می توان شواهد واعترافات روشنی بر ایمان ابوطالب علیه السلام یافت

ازجمله این شواهد سروده های است که در کتب اهل سنت نقل شده:

أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ من كلّ طاعن *** علينا بسوء او يلوح بباطل‏

الصالحي الشامي، محمد بن يوسف (متوفاى942هـ)، سبل الهدي والرشاد في سيرة خير العباد ج2ص506، تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود وعلي محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1414هـ.

   پناه مى‏برم به خالق مردم از گروهى كه به بدى بر ما طعن مى‏زنند و يا ما را نسبت به باطل مى‏دهند  

 

شیخ مجد مکی از علمای معاصر اهل سنت، در کتاب «عقاید اهل سنت» چنین می نویسد:

مسلما اسلام وایمان مترادف نیستند بلکه از حیث معنا متغایرند، واز حیث مصداق بین آنها عموم وخصوص من وجه است؛ چون این دو در کسی مثل ابوبکر صدیق می یابند و در کسی چون ابی بن ابی سلول، اسلام از ایمان جدا می شود و در شخصی مانند ابوطالب، ایمان از اسلام جدا می شود

مجد مکی، عقائد اهل سنت ج 1ص 79، ترجمه: فيض محمد بلوچ.

جمع بندي

از آنچه در اين نوشتار ذكر گرديد، مشخص شد كه حضرت ابوطالب عليه السلام در انتشار اسلام و حمايت از رسول خدا  صلي الله عليه وآله نقش جدي و بسزائي داشت و نه تنها مسلمان و مؤمن بوده است بلكه در درجه بالايي از ايمان بوده به گونه اي كه ايمان ايشان بر تمامي مردم برتري دارد. بنابراين تمامي افرادي كه نعوذ بالله به ايشان نسبت كفر و شرك مي دهند ، اين تفكرشان تنها محصول جهل و يا كينه نسبت به امير مؤمنان علي عليه السلام است.

 

 

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف






Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English