2018 September 24 - دوشنبه 02 مهر 1397
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)
کد مطلب: ١٠٨٥٠ تاریخ انتشار: ١٥ اسفند ١٣٩٥ - ١٠:٣٨ تعداد بازدید: 1630
سخنراني ها » عمومي
فضایل منحصر به فرد حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت (2)

سخنرانی عمومی 95/11/24

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 95/12/24

مجری:

جود و صفاست ریزه‌خور خوان نعمتش

شأن و حیاست جلوه‌گر از بوی عنبرش

او را خدای عزوجل داد بر نبی

تا ابتران دهر نخوانند ابترش

عرض سلام و ادب و احترام به محضر همه شما سروران معظم و زائرین و مجاورین و عزاداران حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها).

قبل از اینکه بهره‌مند شویم از بیانات ارزشمند استاد گرانقدر حضرت حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسینی قزوینی هدیه به پیشگاه مقدسه و منوره حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) و حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) صلوات محمدی ختم کنید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی أعدائهم أعداء الله إلی یوم لقاء الله الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله

خدا را بر تمام نعمت‌هایش به ویژه نعمت ولایت سپاس می‌گوییم و شهادت جانسوز، مظلومانه و غریبانه حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را به پیشگاه مقدس مولایمان حضرت بقیة الله الأعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) و همه شیفتگان و دلباختگان اهلبیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) به ویژه شما گرامیان تسلیت و تعزیت می‌گویم.

خدا را به آبروی این بانوی دو سرا سوگند می‌دهم هرچه سریع‌تر فرج موفور السرور فرزندش حضرت بقیة الله الأعظم را نزدیک نموده و همه ما را از یاران فداکار و سربازان جانباز و شهدای رکابش قرار بدهد با ذکر صلواتی بر محمد و آل محمد (علیهم السلام).

در جلسه گذشته بحثی را پیرامون جایگاه رفیع حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در منابع اهل سنت مطالبی را خدمت شما عزیزان و گرامیان تقدیم کردم.

در جلسه گذشته اشاره کردم که این فضایل، فضایلی بی‌نظیر و بی‌بدیل است و این فضایل در حق هیچ یک از صحابه حتی حضرت امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب (سلام الله علیه) هم وارد نشده است.

یکی از مطالبی که عرض شد ماجرای بضعیه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) بود که در منابع دست اول عزیزان اهل سنت همانند «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» این تعبیر با صراحت آمده است:

«فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِی»

فاطمه پاره وجود من است، هرکسی فاطمه را به غضب بیاورد من را به غضب آورده است.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1361، ح 3510

در ادامه به منابع این روایات اشاره کردیم، زیرا این برنامه از رسانه‌ها اعم از رسانه ملی و «شبکه جهانی ولایت» پخش می‌شود.

در حقیقت این مطالب در پنج قاره پخش می‌شود و افراد اعم از شیعه و سنی بیننده این برنامه هستند. به همین جهت بر خود لازم می‌بینم که مصادر روایاتی که عرض می‌کنم را به دقت اشاره کرده باشم.

عرض کردم «صحیح مسلم» در جلد چهارم صفحه 1903 حدیث 2449 آورده است:

«إنما فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی یؤْذِینِی ما آذَاهَا»

فاطمه پاره وجود من است، هرآنچه فاطمه را اذیت کند من را اذیت کرده است.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 4، ص 1903، ح 2449

بعضی از عزیزان عبارت «بَضْعَةٌ مِنِّی» را پاره تن تعبیر کرده‌اند. گرچه تن رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) هم شرافتی دارد که بالاتر و والاتر از تن انبیاء و ملائکه است، اما تعبیر «بَضْعَةٌ مِنِّی» به معنای پاره وجود است.

عرض کردم آقای «آلوسی» متوفای 271 هجری که علمای اهل سنت او را سلفی العقیده نامیده‌اند، به صراحت می‌گوید: "کلمه بضعیه‌ای که در حدیث رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است، موضوع بضعیت و پاره وجود رسول گرامی اسلام بودن جایگاهی است که دست بشر از رسیدن به آن عاجز است."

«إذ البضعیة من روح الوجود وسید کل موجود لا أراها تقابل بشئ؟»

پاره وجود کسی که روح عالم وجود و سید تمام خلایق است، آیا ایشان قابل مقایسه با کسی هستند؟

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 3، ص 155، ح 24

همچنین مطالب دیگری هم عرض شد که یکی از آن‌ها عبارتی از عایشه همسر رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) بود که نقل شد: زمانی که حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) وارد خانه رسول گرامی اسلام می‌شد،

«إذا دخلت علیه قام إلیها فقبلها ورحب بها»

وقتی که حضرت فاطمه زهرا وارد خانه رسول الله می‌شد، پیغمبر اکرم تمام قد در برابر آن بزرگوار می‌ایستاد.

«وأخذ بیدها فأجلسها فی مجلسه»

دستان حضرت فاطمه زهرا را می‌گرفت و بوسه بر دستان آن بزرگوار می‌زد.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 174، ح 4754

همچنین عرض کردیم که آقای «حاکم نیشابوری» از استوانه‌های علمی اهل سنت متوفای 405 هجری در کتاب «المستدرک علی الصحیحین» جلد 3 صفحه 174 نقل کرده است.

بنده امشب می‌خواهم مطلبی را به عرایض شب گذشته‌ام اضافه کنم که شاید خیلی از عزیزان ما این تعبیر را نشنیده باشند. در کتب «صحیح بخاری»، «کافی» و «وسائل الشیعه» روایتی وارد شده است که می‌گوید:

«یا فَاطِمَةُ ألا تَرْضَینَ أَنْ تَکونِی سَیدَةَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ أو سَیدَةَ نِسَاءِ هذه الْأُمَّةِ»

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 5، ص 2317، ح 5928

اما بنده امشب عبارتی را از یکی از علمای بزرگ اهل سنت جناب آقای «ابن مردویه» متوفای 410 می‌آورم. ایشان کتابی به نام «فضائل علی بن أبی طالب (سلام الله علیه)» دارد که در این کتاب صفحه 177 از قول حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) روایتی نقل کرده است.

در این روایت وارد شده است که حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) بر بالای منبر آمد و گفت: من فضایلی از خود بیان می‌کنم که کسی غیر از من دارای این فضایل نیست.

از جمله فضایلی که حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) به آن اشاره کردند، این است که فرمودند:

«أنا سید الأوصیاء و خاتم الأوصیاء»

من سرور تمام اوصیاء و انبیاء گذشته هستم.

تا جایی که می‌فرمایند:

«أنا نکحت سیدة أهل الجنة»

همسر من سرور تمام بهشتیان است.

حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در این روایت بیان می‌کنند که همسر من نه تنها سرور تمام زنان بهشتی، بلکه سرور تمام بهشتیان است.

همچنین جناب آقای «گنجی شافعی» در کتاب «مطالب السئول» صفحه 17 همین تعبیر را از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند که به «حذیفه یمانی» صاحب سرّ نبی اکرم فرمودند: "«حذیفه» الآن ملکی از طرف خداوند عالم نزد من آمد که این ملک برای اولین بار نزد من آمده است و به من بشارت داد که دخترم فاطمه زهرا سرور تمام بهشتیان است."

حال من نمی‌دانم عزیزان مطلب را خوب متوجه شدند، یا نه؟! زمانی که در مورد آن بزرگوار وارد شده است که سرور زنان بهشتی است، نشانگر این است که از تمام زنان بهشتی و أمهات المؤمنین و حضرت خدیجه کبری و حضرت مریم افضل است.

این در حالی است که در این روایت افضلیت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از حضرت خدیجه و عایشه و حضرت مریم نیست، بلکه افضلیت آن بزرگوار از تمام بهشتیان از جمله حضرت آدم و حضرت ابراهیم و حضرت داوود و حضرت عیسی و حضرت موسی بالاتر است.

طبق این روایت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بر تمام بهشتیان افضل است. این تعبیر، تعبیر سنگینی است. این تعبیر، تعبیری است که ساعت‌ها باید درباره آن سخن گفت.

این تعبیر، تعبیری خارج از حالت طبیعی نیست؛ زیرا حضرت فاطمه زهرا پاره وجود رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است.

شیعه و سنی بر این عقیده هستند که رسول گرامی اسلام از تمام انبیاء برتر و افضل است، باید پاره وجود پیغمبر اکرم هم از همه انبیاء و پیامبران افضل باشد.

البته شاید این نکته به ذهن بعضی افراد بیاید که اگر قرار است حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از همه بهشتیان افضل باشد، آیا از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) هم افضل است؟! خیر.

بزرگان اهل سنت از جمله «بدر الدین عینی» در کتاب «شرح صحیح بخاری»، «ابن حجر عسقلانی» در کتاب «فتح الباری»، آقای «قسطانی» در کتاب «ارشاد الساری» می‌گوید: "روایاتی که از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است که فلانی افضل امت است یا افضل خلایق است، تخصصا خود گوینده یعنی رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) خارج است."

این عبارات رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) که می‌فرماید: "فلانی افضل امت است"، شامل خود پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نمی‌شود. این‌ها نکاتی بود که دیشب به برخی از آن‌ها اشاره شد.

پیام اصلی فضائل بی نظیر حضرت زهرا(سلام الله علیها)

نکته دیگری که قابل توجه است و نیاز به اهتمام و دقت و فکر دارد، این است که آیا این فضایلی که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) برای حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نقل می‌کند، آیا به خاطر رابطه ابوت و بنوت است؟!

اگر چنین نیست شاید به خاطر این است که این فضایل پیامی دارد؛ این فضایل برای مسائلی است که در آینده حجت برای همگان تمام شود.

دیشب هم اشاره کردم قطعاً سخنان رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) که در میان خلایق، حکیم علی الاطلاق هست، قطعاً بدون حکمت و بدون پیام نیست.

این فضایل بی‌نظیری که برای حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) نقل می‌شود که حتی برای حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیها) هم نقل نشده، اولین پیامش این است که بعد از رسول گرامی اسلام که جامعه اسلامی از مسیر رسالت منحرف می‌شود و از خلیفه به حق و منصوب رسول گرامی اسلام رویگردان می‌شود، همانگونه که نبی گرامی اسلام بارها و بارها فرمودند:

«افْتَرَقَتْ عَلَی اثْنَتَینِ وَ سَبْعِینَ فِرْقَةً کلُّهَا فِی النَّارِ إِلَّا فِرْقَةً وَاحِدَة»

بعد از من امت من به 73 فرقه منشعب و متفرق می‌شوند. 72 فرقه اهل جهنم هستند و تنها یک فرقه اهل نجات هستند.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 14، ص 348، ح 9

بزرگان اهل سنت این روایت را از غیبیات رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) شمرده‌اند و با سند صحیح در حد متواتر نقل کرده‌اند که برای اولین بار آقای «ترمذی» متوفای 279 هجری در کتاب «صحیح» خود جلد چهار صفحه 134 و 135 با سند صحیح نقل می‌کند.

آقای «ناصر الدین ألبانی» که از او به «بخاری دوران» تعبیر می‌کنند و به قول آقای «بن باز» مفتی اعظم سابق عربستان سعودی می‌گوید: "امام در علم حدیث است"؛ بر صحت این روایت صحه می‌گذارد و می‌گوید: "روایت «تفترق علی أمتی» روایت صحیح و غیر قابل انکار است."

ما می‌بینیم بعد از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) امت به 73 فرقه منشعب می‌شود. آغاز این تفرقه‌ها به تعبیر آقای «شهرستانی» در کتاب «الملل و النحل» از زمان رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) شروع شد.

در قضیه‌ای که نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به «اسامه» دستور داد که برای جنگ با روم حرکت کند. بعضی از صحابه اختلاف کردند؛ عده‌ای گفتند: می‌رویم، عده دیگری گفتند: نمی‌رویم. کار به جایی رسید که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

«لعن الله المتخلف عن جیش أسامة»

خدا لعنت کند کسانی را که از سپاه اسامه تخلف می‌کنند.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 5، ص 486، فصل قال الرافضی

متأسفانه آن‌ها در اردوگاه خارج از مدینه جمع شده بودند و خبرها مرتب از خانه رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از جمله وخیم بودن حال رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و حالت احتضار آن بزرگوار مرتباً به آن‌ها داده می‌شد.

کار به جایی رسید که وقتی رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز دوشنبه از دنیا رفتند، تمام کسانی که در سپاه «اسامه» بودند، به مدینه برگشتند.

بعد از ماجرای جای گرفتن خلافت خلیفه اول و کنار زدن حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) سپاه اسامه تشکیل شد و برای حرکت با جنگ روم حرکت کرد.

دومین جایی که به تعبیر «شهرستانی» اختلاف میان امت اسلامی ایجاد شد، ماجرای حدیث قرطاس است که خود بحث مفصلی دارد.

رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در آخرین لحظات زندگی خود درخواست کردند که قلم و کاغذی بیاورید تا چیزی بنویسم که به واسطه آن هرگز گمراه نشوید، اما به تعبیر «صحیح بخاری» به رسول گرامی اسلام نسبت هذیان دادند!!

اگر فرصت داشته باشم همین امشب مطالبی را در خصوص پیام فضایل حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) تقدیم شما خواهم کرد.

ماجرای افترا به امت و فرقه فرقه شدن امت به 73 فرقه جمله طلایی از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است. از زمان رحلت رسول گرامی اسلام تا قرن حاضر که 14 قرن می‌گذرد، ثمرات تلخ این تفرقه کاملاً به چشم می‌خورد.

موضوع افترا به امت و تفرقه امت اسلامی موضوعی است که امروز دشمنان اسلام حداکثر بهره‌برداری را از اختلاف میان امت اسلامی می‌برند.

امروزه آمریکا و صهیونیسم در منطقه با استفاده از این تفرقه در سوریه و عراق و یمن و دیگر کشورهای اسلامی مسلمانان را به جان هم انداخته، این فرقه را برای تکفیر فرقه دیگر و آن فرقه را برای تکفیر و قتل فرقه دیگر به کار گرفته است.

آقای «نتانیاهو» در ماه رمضان سال گذشته در مجلس صهیونیستی سخنرانی داشت که در آن گفت: "کاری نداشته باشید و بگذارید همدیگر را بکشند. از داعش کشته شود به نفع ما هست، از سنی کشته شود به نفع ماست و از شیعه هم کشته شود به نفع ماست." امروزه مشاهده می‌کنیم که ثمره تلخ افتراق امت کاملاً مشهود است و در طول تاریخ هم وجود داشته است.

بحث اختلاف شیعه و سنی نیست؛ اگر یک روزی اختلاف شیعه و سنی هم تمام شود یا به قول آقایان شیعه‌ای در کره زمین نباشد، آیا این تفرقه میان اهل سنت خاموش شدنی هست؟! هرگز!!

بنده در اینجا مواردی را اشاره کنم برای بعضی از عزیزانی که منادی وحدت هستند. البته به تعبیر «شهید مطهری» ما وحدت را از ضروریات دین می‌دانیم. انکار وحدت امت اسلامی انکار قرآن است.

(وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا)

و همگی به وسیله حبل خدا خویشتن را حفظ کنید و متفرق نشوید.

سوره آل عمران (3): آیه 103

بزرگ منادی وحدت در طول تاریخ حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) بوده است که برای ایجاد وحدت فرمودند:

«فَصَبَرْتُ وَ فِی الْعَینِ قَذًی وَ فِی الْحَلْقِ شَجًا أَرَی تُرَاثِی‌إ نَهْبا»

نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ص 48، خ 3 و من خطبة له ع و هی المعروفة بالشقشقیة و تشتمل علی الشکوی من أمر الخلافة ثم ترجیح صبره عنها ثم مبایعة الناس له!

حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) 25 سال از حق مسلم خود چشم پوشی کرد، درحالی‌که استخوان در گلو و خار در چشم داشت. این قضیه کاملاً مشهود است و اولین قتیل اختلاف امت اسلامی هم حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) بود.

در طول تاریخ دشمنان حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) بر علیه آن بزرگوار جنگ جمل را به راه انداختند که نتیجه آن 30 هزار کشته از طرفین بود. همچنین جنگ صفین را به راه انداختند که 18 ماه به طول انجامید و صد و ده هزار کشته از طرفین برجای گذاشت.

همچنین برای مقابله با حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) جنگ نهروان را به راه انداختند که چهار هزار کشته از طرفین برجای ماند.

عاقبت حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان کشته همین اختلافات شدند. با تمام این احوالات بزرگ‌ترین منادی وحدت حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) بوده است و در این قضیه هیچ شبهه‌ای نیست.

بحث سر این است که در اینجا اختلاف شیعه و سنی نیست، بلکه اختلاف امت اسلامی است. بنده به چند نکته اشاره می‌کنم که شاید بسیاری از عزیزان آن را نشنیده باشند و یا اینکه کم شنیده باشند و یا به طور مستند نشنیده باشند.

آقای «ذهبی» یکی از استوانه‌های علمی اهل سنت است و مشهور است که اهل سنت عیال سفره چهار نفر هستند؛ آقای «ذهبی»، آقای «ابن حجر عسقلانی»، آقای «مزی» و آقای «زین الدین عراقی». اگر این چهار نفر را از اهل سنت بگیرند، دیگر چیزی ندارند.

همچنین که «شیخ مفید» و «سید مرتضی» و «شیخ طوسی» از استوانه‌های شیعه هستند و اگر این علما از شیعه گرفته شود، شیعه چیز دیگری ندارد.

آقای «ذهبی» در کتاب «تاریخ الإسلام» جلد 29 صفحه 330 از آقای «ابو حاتم رازی» از علمای بزرگ اهل سنت است و از او تعبیر به امام می‌کنند، روایتی را نقل کرده است.

واژه «امام» در اصطلاح اهل سنت همان واژه مرجع تقلید جهان تشیع است که ما به کار می‌بریم و بالاتر از آیت الله العظمی است. «ابو حاتم رازی» که از ائمه اهل سنت است، فتوا داده است:

«مَن لم یکن حنبلیاً فلیس بمسلم»

هرکسی حنبلی نباشد مسلمان نیست.

تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان الذهبی، دار النشر: دار الکتاب العربی - لبنان/ بیروت - 1407 هـ - 1987 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. عمر عبد السلام تدمری، ج 29، ص 304، باب أحمد بن الحسین بن محمد

این روایت به معنای این است که شافعی‌ها مسلمان نیستند، حنفی‌ها مسلمان نیستند، مالکی‌ها مسلمان نیستند. از طرف دیگر آقای «شافعی» در کتاب «شذرات الذهب» اثر آقای «ابن عماد» جلد 3 صفحه 252 می‌گوید: «أحمد بن حنبل» و تمام حنابله کافر هستند.

مشاهده کنید که بحث شیعه و سنی نیست. همچنین «محمد بن موسی حنفی» می‌گوید:

«لو کان لی أمر لأخذت الجزیة من الشافعیة»

اگر من قدرت داشته باشم از تمام شافعی‌ها جزیه می‌گیرم.

میزان الاعتدال فی نقد الرجال، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد الذهبی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1995، الطبعة: الأولی، تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود، ج 6، ص 350، ح 8245

این حرف «محمد بن موسی حنفی» به معنای این است که او شافعی‌ها را مسلمان نمی‌داند و معتقد است که آن‌ها اهل کتاب هستند. از طرف دیگر آقای «ابو حاتم بروی» از فقهای شافعی می‌گوید: "اگر من به قدرت برسم، از تمام حنبلی‌ها جزیه می‌گیرم، زیرا حنبلی‌ها مسلمان نیستند."

بنابراین اختلاف شیعه و سنی نیست؛ استعمار در طول تاریخ از این تفرقه حداکثر بهره‌برداری را کرده است.

امروزه ماتریدی‌ها معتقدند که ما مسلمان هستیم، اشعری‌ها مسلمان نیستند. اشعری‌ها معتقدند که ما مسلمان هستیم، ماتریدی‌ها مسلمان نیستند.

همچنین تابعین «احمد بن حنبل» اهل حدیث می‌گویند: "اصلاً مسلمان واقعی ما هستیم؛ معتزله، اشاعره و ماتریدیه همه کافر هستند."

اگر به کتاب «لوامع الأنوار البهیة» جلد اول صفحه 73 مرتب بحث اهل حدیث و اتباع «احمد بن حنبل» که امروزه وهابیت خود را تابع «احمد بن حنبل» می‌دانند، مطرح شده است.

آقای «دکتر طیب» شیخ الأزهر گفت: نه تنها وهابیت حنبلی نیستند، بلکه؛

«هؤلاء نجسوا مذهب أحمد بن حنبل»

وهابیت مذهب احمد بن حنبل را نجس کرده‌اند.

امروزه وهابیت و سلفی‌های جدید خوارج عصر ما هستند. بنده در اینجا به نکته‌ای بپردازم؛ «علامه سبکی» یکی از استوانه‌های اهل سنت است. سخنان «شافعی» برای حنابله حجت است، برای احناف حجت است و برای مالکی‌ها هم حجت است. او کتابی به نام «طبقات الشافعیة» دارد که در جلد 3 صفحه 109 پرده را بالا می‌زند و از اختلاف عمیق میان اهل سنت نکات زیبایی را مطرح می‌کند.

واقعاً جای شگفتی است که یک استوانه سنی این چنین بی‌پرده مطالب را مطرح می‌کند. او می‌گوید:

«وقد وقعت فتنة بین الحنفیة والشافعیة فی نیسابور»

در نیشابور که عده‌ای از مردم حنفی و عده‌ای شافعی بودند، اختلاف ایجاد شد.

عزیزان می‌دانند که تا قبل از قرن نهم و دهم حدود 90 تا 95 درصد ایران سنی بودن و بعد از قرن 9 یا 10 است که ورق برگشت و اکثریت شیعه شدند.

«احرقة الأسواق والمدارس»

آقایان حنفی بازار شافعی‌ها را آتش زدند و خانه‌های آن‌ها را ویران کردند.

«و کثر القتل فی الشافعیة»

عده زیادی از شافعی‌ها را کشتند.

همچنین پس از آن ورق برگشت و شافعی‌ها پیروز شدند. آن‌ها هم عده زیادی از حنفی‌ها را قتل عام کردند. گفتنی است که این اتفاق در سال 554 هجری قمری روی داد.

در سال 716 در اصفهان بین مذاهب اسلامی اهل سنت از جمله شافعی‌ها و حنفی‌ها اختلاف افتاد. آن‌ها بازار یکدیگر را آتش زدند و خانه‌های یکدیگر را ویران کردند. آن‌ها آنچنان از همدیگر کشتند که آمار کشته‌ها به حد نمی‌رسید.

مشابه این اتفاق در بغداد و دمشق صورت گرفت و کشت و کشتاری میان شافعی‌ها، مالکی‌ها، حنفی‌ها و حنبلی‌ها اتفاق افتاد. آقای «حموی» در کتاب «معجم البلدان» جلد اول صفحه 209 می‌گوید: "وقتی که اختلاف میان شافعی‌ها و حنفی‌ها اختلاف افتاد، به قدری جنایت بزرگ بود که اصلاً قلم توانایی نوشتن آن را نداشت.

شافعی‌ها به محله حنفی نشین حمله کردند. خانه‌های آن‌ها را ویران کردند، منازل آن‌ها را آتش زدند، مساجد آن‌ها را ویران کردند. بعد از آن حنفی‌ها به سمت محله شافعی‌ها رفتند و همین اقدامات را علیه آنان انجام دادند."

بنابراین عزیزان دقت کنند که مسئله وحدت میان امت اسلامی به معنای وحدت میان شیعه و سنی نیست، بلکه وحدت میان تمام فرق اسلامی است. عزیزان اهل سنت ما باید بیدار باشند، زیرا امروزه استعمار همانند گذشته میان اهل سنت اختلاف ایجاد می‌کند.

وقتی که «محمد بن عبدالوهاب» روی کار می‌آید، می‌گوید: ما تمام مذاهب اسلامی را کافر می‌دانیم. ما تابعین شافعی را کافر می‌دانیم، تابعین «ابوحنیفه» را کافر می‌دانیم، تابعین «مالک بن أنس» را کافر می‌دانیم؛ مسلمان تنها ما هستیم و بس!!

آقای «زینی دحلان» مفتی مکه مکرمه است، در کتاب «فتنة الوهابیة» صفحه 19 و همچنین در کتاب «الدرر السنیة فی فتنة الوهابیة» جلد اول صفحه 46 می‌گوید: "«محمد بن عبدالوهاب» غیر از خود و تابعین خود را مسلمان نمی‌دانست. زمانی که شخصی سنی می‌خواست مسلمان شود، باید چهار شهادت را به زبان می‌آورد: شهادت به وحدانیت خدا، شهادت به رسالت نبی مکرم اسلام، شهادت به اینکه من کافر بودم و با ورودم به وهابیت مسلمان شدم."

هرچه این شخص می‌گفت: من روزی پنج مرتبه نماز می‌خوانم و شهادت به وحدانیت خداوند متعال و رسالت رسول گرامی اسلام می‌دهم، بارها به مکه رفته‌ام و «لبیک، اللهم لبیک» و «لبیک لا شریک لک لبیک» گفتم؛ آن‌ها می‌گفتند: تو کافر هستی، اما خبر نداری کافری!!

همچنین شخص باید شهادت بدهد پدر و مادرم که از دنیا رفتند، درحالی‌که وهابی نشدند کافر بودند و برای آن‌ها طلب مغفرت نمی‌کنم.

آن‌ها شهادت پنجمی هم اضافه می‌کردند و می‌گفتند: علمای گذشته که وهابی نشدند و مردند، همه در حال کفر مردند و از آن‌ها هم نباید به خوبی یاد کرد. اگر کسی این پنج شهادت را می‌گفت، او را به عنوان مسلمان تلقی می‌کردند. در غیر این صورت به دستور «محمد بن عبدالوهاب» او را می‌کشتند!!

این روایت در کتاب «فتنة الوهابیة» صفحه 19 و همچنین در کتاب «الدرر السنیة» جلد اول صفحه 46 وارد شده است. غالباً این کتب در اینترنت هم وجود دارد.

«زینی دحلان» متوفای 1305 یا 1306 هجری است. این شخص که حدود 130 سال قبل از دنیا رفته است، مفتی مکه مکرمه است و در مهد وهابیت پرورش یافته است. او از هرکسی بیشتر به مرام و عقاید وهابیت آشنایی دارد.

در کلیپ‌هایی که امروزه در فضای مجازی توسط داعش منتشر می‌شود، دیده می‌شود که با تبر گردن یک مسلمان سنی و نه شیعه را می‌زنند، درحالی‌که انسان حتی یک حیوان را جرئت نمی‌کند با این روش بکشد. آن‌ها پس از این اقدام می‌گویند:

«ربنا تقبل منا هذا العمل الخالص لوجهک الکریم»

خدایا این عمل خالص ما را بپذیر.

داعش در همین روز عید قربان کلیپی منتشر کردند که وقتی این کلیپ را مشاهده کردم، تمام وجودم آتش گرفت و چندین هفته آرامش خود را از دست دادم.

آن‌ها حدود 25 نفر از جوانان شیعه را در روز عید قربان آوردند، آن‌ها را خواباندند و همانند گوسفند سر از بدنشان جدا کردند. خون‌های آن‌ها همانند خون گوسفند فواره می‌زد. آن‌ها سپس همانند قصاب‌ها آهنی گذاشته بودند، آن‌ها را با زنجیر بالا می‌کشیدند و پوست بدنشان را می‌کندند همانند اینکه پوست بدن یک حیوان را می‌کنند!!!

آن‌ها در نهایت می‌گویند: "خدایا قربانی‌های روز عید قربان را از ما بپذیر." آن‌ها در ادامه خطاب به داعشی‌ها می‌گویند: "خدا این قربانی‌ها را از شما بپذیرد."

والله العلی الأعلی کارهایی که وهابیت امروزه انجام می‌دهند، وحشی‌ترین ارتش دنیا چنین کاری را مرتکب نشده است. ارتش صهیونیسم جنایتی همانند جنایت امروز وهابیت در منطقه مرتکب نشده است.

دوستان عزیز بدانید بالاترین دردی که وهابیت دارد، این است که در میان همه کشورهای اسلامی و غیر اسلامی ایران کشوری امن است. این مسئله بالاترین درد وهابیت است!!

آن‌ها دارند از غصه می‌میرند که چرا کشورهای اسلامی حتی عربستان سعودی برای مردم امن نیست. من بارها به کشورهای اروپایی سفر کرده‌ام، خدا می‌داند که مردم در آنجا احساس امنیت نمی‌کنند.

امروز مردم در آمریکا احساس امنیت نمی‌کنند. زمانی که شخصی صبح بیرون می‌رود، نمی‌داند که ظهر یا شب به منزل باز می‌گردد یا نه. این در حالی است که ایران تنها کشور روی کره زمین است که بالاترین درجه امنیت را دارد.

از تمام دست اندرکارانی که برای امنیت کشور تلاش می‌کنند، از جمله سربازان گمنام حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از همگی تشکر می‌کنیم؛ اما می‌دانیم که این امنیت محصول عنایت ویژه اهلبیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) است.

من بارها در شبکه‌های مختلف از جمله «شبکه المستقله» که شبکه‌ای وهابی است و من سه شب به دستور آقایان مراجع عظام تقلید در آنجا مناظره داشتم، اعلام کردم: "ایران در ایام فاطمیه خود را بیمه یک ساله می‌کند!!"

ایران تنها کشوری است که مراسم عزاداری فاطمیه، بزرگداشت شهادت حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها)، راهپیمایی‌ها و مراسم بیوتات مراجع از رسانه‌ها رسماً منتشر می‌شود. والله عزاداری‌های فاطمیه و همچنین عزاداری‌های محرم و صفر ملت و کشور ایران را بیمه می‌کند.

مشاهده کنید که حتی در عربستان سعودی تروریست‌ها جنایاتی مرتکب می‌شوند که مردم آنجا آرام نیستند. در حالی که تروریست‌ها یکی پس از دیگری در دام عزیزان اطلاعات و امنیت ما گرفتار می‌شوند.

این مسائل همگی امداد غیبی و عنایت اهلبیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) است. اجازه بدهید امشب روضه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را از زبان یکی از علمای اهل سنت بخوانم.

مصیبت حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از منابع شیعه بارها توسط عزیزان روحانی بیان شده است و شما شنیده‌اید، اما مصیبت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از زبان علمای اهل سنت کمتر شنیده شده است.

در محضر بی‌بی دو سرا حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) ران ملخی به پیشگاه سلیمان هستی عرض کنم.

آقای «موفق الدین مکی» بزرگ سخنور اهل سنت است که از او به «خطیب خوارزم» و «أخطب الخواطب» تعبیر می‌کنند و «ذهبی» و دیگران مدح و ثنای زیادی در مورد او بیان کرده‌اند.

ایشان کتابی به نام «مقتل الحسین» دارد؛ در این کتاب صفحه 85 قضایایی نسبت به حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نقل شده است. اجازه بدهید من بعضی از تعابیر ایشان را عیناً برای شما قرائت کنم. روایت از «ابن عباس» است؛ او می‌گوید:

"حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) احساس کرد لحظات آخر عمرش سپری می‌شود و روزهای دیدارش با رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فراهم می‌شود و لحظات جدایی از حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و بچه‌ها می‌رسد."

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) دست حسن و حسین (علیهم السلام) را گرفت و در کنار قبر رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد، بین منبر و قبر دو رکعت نماز خواندند؛

«ثم ذمته ما الی صدرها و التزمتها»

در کنار قبر رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) حسن و حسین (علیهم السلام) را در آغوش گرفت، آن‌ها را بوسه باران کرد و برای آخرین بار نگاه حسرت به حسن و حسین (علیهم السلام) انداخت و قطرات اشک از دیده مبارکشان جاری است.

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمودند: حسن جان، حسین جان! در این مسجد کنار قبر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آرام بگیرید، پدرتان حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیها) هم در این مسجد مشغول نماز است. من به منزل می‌روم، بعد شما خانه بیایید.

حضرت زهرای مرضیه (سلام الله علیها) می‌خواهند حسن و حسین لحظه جان دادنشان را تماشا نکنند. حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به منزل آمد و «أسماء بنت عمیس» را صدا کردند و فرمودند:

«ای اسماء»! من می‌خواهم با تو عهد و پیمانی ببندم. من داخل این حجره مشغول نماز می‌شوم، بعد از یک ساعتی مرا صدا کن اگر جوابی نشنیدی کسی را بفرست تا پسرعمویم حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و حسن و حسین را به اینجا بیاورد.

«اسماء بنت عمیس» می‌گوید: حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) داخل اتاق مشغول راز و نیاز شد تا اینکه دیدم دیگر صدای تسبیح و نماز حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نمی‌آید.

وقتی که داخل اتاق شدم، دیدم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در سجده است. صدا زدم: یا فاطمة الزهراء! اما جوابی نشنیدم. صدا زدم: ای دختر پیغمبر اکرم! اما جوابی نشنیدم. صدا زدم: ای مادر حسن و حسین! اما جوابی نیامد.

فریاد زدم و گفتم: خدایا من چگونه به دو نازدانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) خبر شهادت مادرشان را بدهم. در این هنگام بود که دیدم حسن و حسین (علیهم السلام) وارد خانه شدند و فرمودند: «أسماء» مادرمان کجاست؟!

من گفتم: عزیزان زهرا مادرتان جان به جان آفرین تسلیم کرده است، بروید و پدرتان را صدا بزنید.

این سخن یک شخص سنی است که این مطالب را نقل می‌کند. او می‌گوید: امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) به مسجد آمدند، درحالی‌که حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) مشغول نماز بود.

صدای گریه و ناله آن بزرگواران بلند شد، سپس حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) فرمودند: حسن جان، حسین جان! چرا گریه می‌کنید؟! آن بزرگواران فرمودند: بابا مادرمان از دست رفت.

وقتی که حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) خبر شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را شنید، افتاد و غش کرد. اطرافیان بر صورت حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) آب ریختند و آن بزرگوار را به هوش آوردند.

من نمی‌دانم آمدن آن بزرگواران به منزل چگونه بود، اما فرمودند:

گل نورسته ما را چیدند

سفره زندگی‌ام برچیدند

شب تاریک شود منزل من

عوض شمع بسوزد دل من

حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) شب‌ها مشاهده می‌کردند که امام حسن (علیه السلام) در گوشه‌ای گریه می‌کند و امام حسین (علیه السلام) در گوشه دیگری گریه می‌کند، حضرت زینب و أم کلثوم هم در گوشه دیگری گریه می‌کنند.

حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) هرچه می‌خواست این بچه‌ها را آرام کند، آن‌ها آرام نمی‌شدند. حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) سر خود را در گوشه دیگری به دیوار می‌گذاشتند و صدا می‌زدند: زهرا جان! بیا و فرزندان خود را آرام کن.

علی لعنة الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون

خدایا به آبروی حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) فرج مولای ما امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را نزدیک بگردان، همه ما را از یاران آن بزرگوار قرار بده، انقلاب ما را به انقلاب جهانی آن بزرگوار متصل بفرما.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته





Share
1 | الف | , ایران | ٢١:٣١ - ٢٥ اسفند ١٣٩٥ |
مستقیما در این پست:
http://www.islamweb.net/maktaba/index.php?flag=1
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English