مقالات |  سخنراني ها |  موبايل |  آثار منتشره |  محصولات نرم افزاري |  نظرات |  طرح پرسش |  پاسخ ها فروشگاه
تاريخ: 31 ارديبهشت 1388 تعداد بازديد: 9554 
پاسخ به شبهات قتل عثمان
 پخش صوت  پخش صوت
   دان لود   دان لود 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

موضوع: پاسخ به شبهات قتل عثمان

شبكه سلام : 31 / 02 / 88

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آقاي ياسيني

آقاي کلباني پس از جنجال‌هايي که به راه انداختند، از واکنشي که شيعيان نسبت به سخنان او داشتند، ابراز تعجب کرده و مجددا گفته است:

شيعيان کافر هستند. من واقعا تعجب مي‌کنم که چرا شيعيان اين موضوع را عجيب تلقي مي‌کنند. کافر بودن شيعيان، چيز جديدي نيست و علماء اهل سنت و خلفاء راشدين، سال‌ها قبل گفته‌اند که کساني که شيعه شوند، کافر هستند.

لطفا در اين مورد توضيح دهيد.

استاد حسيني قزويني

آقاي کلباني، ضمن بهت زده شدن از عکس العمل بزرگان شيعه، حتي بزرگان اهل سنت، مدعي شده که خلفاء راشدين هم شيعيان را کافر مي‌دانستند. بينندگان عزيز اين را بدانند که اين يک افتراء فاحش و دروغ بيّن است. اين آقايان از يک طرف معتقدند که شيعه در زمان عثمان تأسيس شد و از طرفي هم ايشان مي‌گويد که خلفاء راشدين، شيعه را کافر مي‌دانستند. ايشان حتي يک جمله هم نمي‌تواند از خلفاء راشدين راجع به شيعه بياورد.

* * * * * * *

آقاي ياسيني

با توجه به اين که وهابيت، عبد الله بن سبأ را مؤسس مذهب شيعه مي‌دانند، در ادامه افتراء و تهمتي که وهابيت مي‌زنند، قتل عثمان را به دست عبد الله بن سبأ مي‌دانند. در بحث‌هاي گذشته، ثابت کرديم که عامل قتل عثمان، جز صحابه، کس ديگري نبوده است.

آيا در کتاب‌هاي اهل سنت، مطالبي مبني بر دخالت زبير در قتل عثمان ذکر شده است يا خير؟

استاد حسيني قزويني

آقايان وهابيت، اصرار دارند که موسس مذهب شيعه، عبد الله بن سبأ است و انگيزه اين را هم عرض کرديم که چون اينها مي‌بينند اتفاقاتي در صدر اسلام از صحابه سر زده است و اين اتفاقات، عدالت و قداست صحابه را زير سوال مي‌برد و دنبال اين هستند که بهانه‌ها را به سوي او متوجه کنند و کاسه و کوزه را بر سر او بشکنند. لذا مي‌گويند در قضيه قتل عثمان ـ که صحابه، نقش اول را بازي مي‌کردند ـ عامل اصلي، عبد الله بن سبأ بوده است.

با اين که ما عرض کرديم که عبد الله بن سبأ، اگر اين قدرت را داشته باشد که هزاران صحابه را بسيج کند و ده‌ها شخصيت علمي را تحث تأثير قرار بدهد، قطعا اين صحابه به درد مرجعيت علمي نمي‌خورند.

نکاتي را به عنوان نمونه از تاريخ طبري و کامل ابن اثير گفتيم که خود صحابه نامه نوشتند و تمام صحابه خارج مدينه را دعوت کردند و قيام کردند و تا آخرين لحظه هم محاصره خانه عثمان را ادامه دادند تا منجر به قتل او شد.

در جلسه گذشته، نکاتي را از منابع اهل سنت آوردم که آقاي طلحه ـ که به بهانه خون‌خواهي عثمان، يکي از پرچم‌داران جنگ جمل بود ـ جزء کساني بود که در قتل عثمان نقش بسزايي داشت.

اما آيا زبير هم در قتل عثمان نقش داشت يا خير؟ در تاريخ يعقوبي، جلد2، صفحه175 صراحت دارد:

و كان أكثر من يؤلب عليه طلحة و الزبير و عائشة.

کساني که مردم را عليه عثمان، تحريک مي‌کردند، طلحه و زبير و عايشه بودند.

آقاي ابن حجر عسقلاني نقل مي‌کند از مطرّف بن عبد الله و مي‌گويد:

قلنا للزبير يعني في قصة الجمل: يا أبا عبد الله! ما جاء بكم ضيعتم الخليفة الذي قتل يعني عثمان بالمدينة ثم جئتم تطلبون بدمه يعني بالبصرة؟ فقال الزبير: أنا قرأنا على عهد رسول الله صلى الله عليه و سلم: «و اتقوا فتنة لا تصيبن الذين ظلموا منكم خاصة» لم نكن نحسب أنا أهلها حتى وقعت منا حيث وقعت.

چه چيزي باعث شد که شما خليفه مسلمين ـ عثمان ـ را اين‌چنين ضايع کرديد و او را کشتيد و سپس به بصره آمده‌ايد و خون‌خواه او هستيد؟! زبير گفت: ما اين آيه را در زمان پيامبر صلي الله عليه و سلم مي‌خوانديم که قرآن مي‌فرمايد: «بترسيد از فتنه‌اي که همه‌گير است و مخصوص ستمگران نيست» و باور نمي‌کرديم که ما اهل اين آيه هستيم تا اين که اين قضيه عثمان پيش آمد و قتل عثمان اتفاق افتاد و متوجه شديم که مشمول اين آيه شريفه هستيم.

فتح الباري لإبن حجر، ج13، ص2 ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج3، ص504 ـ مسند احمد، ج1، ص165 ـ تفسير ابن كثير، ج2، ص311 ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج1، ص274 ـ الدر المنثور للسيوطي، ج3، ص177 - إمتاع الأسماع للمقريزي، ج13، ص222 ـ فتح القدير للشوكاني، ج2، ص300

در کتاب الفتوح ابن أعثم آمده است:

و أقبل طلحة و الزبير حتى دخلا على عثمان، ثم تقدم إليه الزبير ... ، قال الزبير: فلم استعملت الوليد بن عقبة على الكوفة؟ قال عثمان: استعملته كما استعمل عمر بن الخطاب عمرو بن العاص والمغيرة بن شعبة ، ... ، قال: فلم تشتم أصحاب رسول الله صلى الله عليه و سلم و لست بخير منهم؟ قال عثمان: أما أنت فلست أشتمك و من شتمته فما كان به عجز عن شتمي، فقال: مالك و لعبد الله بن مسعود هجرت قراءته و أمرت بدوس بطنه، ... ، فما لك و لعمار بن ياسر أمرت بدوس بطنه حتى أصابه الفتق؟ ... ، فما لك و لأبي ذر حبيب رسول الله صلى الله عليه و سلم، سيرته حتى مات غريبا طريدا؟ ... فقال الزبير: يا عثمان! إن هذه الاحداث التي عددتها عليك هي أقل أحداثك و لو شئت أن أرد عليك جميع ما تحتج به لفعلت و أراك تقرأ صحيفتك من حيث تريد و أخاف عليك يوما له ما بعده من الأيام.

طلحه و زبير وارد خانه عثمان شدند و شروع کردند به اعتراض به عثمان ... ، زبير به عثمان گفت: چرا وليد بن عقبه ـ فاسد و شارب الخمر ـ را والي کوفه کردي؟ عثمان گفت: عمر بن خطاب هم عمرو بن عاص و مغيرة بن شعبة را والي کرده بود. زبير گفت: چرا صحابه پيامبر صلي الله عليه و سلم را ناسزا مي‌گويي و حال آنکه تو بهتر از آنان نيستي؟ عثمان گفت: من که تو را ناسزا نمي‌گويم و هر کس را که ناسزا مي‌دهم، استحقاق بالاتر از ناسزاي مرا هم دارد. زبير گفت: به چه مجوّزي دستور دادي که عبد الله بن مسعود را در جامعه منزوي کردند و مردم از قرائت عبد الله بن مسعود ممانعت شدند و دستور دادي که با لگد بر شکم او بکوبند؟ چرا دستور دادي که لگد بر شکم عمار بن ياسر زدند و در شکمش، فتق ايجاد شد؟ ... ، چرا دستور دادي که ابوذر، حبيب پيامبر صلي الله عليه و سلم را تبعيد کردي و در غربت، غريبانه جان داد؟ زبير گفت: اي عثمان‌! اين بدعت‌ها و خيانت‌هايي که شمردم، کمترين بدعت‌هاي توست. اگر بخواهم، موارد زيادي از کارهاي خلاف تو را بيان مي‌کنم. پرونده‌ات را بازخواني کن. مي‌ترسم فردايي برسد که ديگر در آن فردا، نتواني هيچ عکس‌العملي از خودت نشان بدهي.

كتاب الفتوح لإبن أعثم الكوفي، ج2، ص393

* * * * * * *

آقاي ياسيني

آيا معاويه در قتل عثمان، نقشي داشته است؟

استاد حسيني قزويني

اين از نکات خيلي ظريفي است. شايد براي خيلي از جوانان، مخصوصا جوانان اهل سنت، اين نکات، تازگي داشته باشد. ولي من تقاضا دارم از بينندگان عزيز، مدارکي را که بنده ارائه مي‌دهم، يادداشت بفرمايند و مراجعه کنند. اگر بينندگان ثابت کنند که يکي از مدارکي را که بنده اعلام مي‌کنم، دروغ بوده، جايزه مي‌دهم و رسما در اين شبکه، پوزش مي‌طلبم و عذرخواهي مي‌کنم و اعلام مي‌کنم که من اشتباه کردم.

در رابطه با نقش معاويه در قتل عثمان، آقاي ابن قتيبه دينوري در کتاب الإمامة و السياسة مي‌نويسد:

و كتب إلى أهل الشام عامة و إلى معاوية و أهل دمشق خاصة: ... فيا غوثاه يا غوثاه و لا أمير عليكم دوني، فالعجل العجل يا معاوية و أدرك ثم أدرك و ما أراك تدرك.

عثمان، نامه نوشت به مردم شام و معاويه و اهل دمشق: ... ، به فرياد من برسيد که مردم مدينه، تصميم به قتل من گرفته‌اند. بشتاب بشتاب اي معاويه، به داد من برس، به داد من برس، گمان نمي‌کنم که به داد من برسي.

الإمامة و السياسة لإبن قتيبة الدينوري، تحقيق الشيري، ج1، ص54

در تاريخ يعقوبي، جلد2، صفحه 175 آمده است:

معاويه با 12 هزار نيرو براي ياري عثمان از شام به طرف مدينه حرکت کرد. در 30 کيلومتري مدينه، لشکر را در آنجا نگه‌داشت تا خودش بيايد به مدينه و خبر بگيرد. وقتي به مدينه آمد، عثمان از او سوال کرد: اي معاويه، پس نيروهايت کجايند؟ معاويه گفت: آمده‌ام خبر بگيرم تا ببينم در مدينه چه خبر است. عثمان گفت: من که نامه نوشتم و قضايا را مطرح کردم. ... . بعد از مشاجراتي، عثمان گفت:

لا والله و لكنك أردت أن أقتل فتقول: أنا ولي الثأر. إرجع، فجئني بالناس! فرجع، فلم يعد إليه حتى قتل.

به خدا سوگند! تو مي‌خواهي من کشته شوم تا به بهانه خون‌خواهي من، قيام کني. برو و با نيروهايت بيا. معاويه رفت و برنگشت تا اين که عثمان کشته شد.

آقاي بلاذري در کتاب أنساب الأشراف، جلد6، صفحه 188 و آقاي ابن شبة در تاريخ مدينه، جلد4، صفحه 1289 از قول آقاي يزيد بن اسد صراحت دارد:

معاويه، نيروهاي کمکي را که از شام آورده بود، به مدينه نياورد و در وسط راه، معطل کرد؛ زيرا:

و إنما صنع ذلك معاوية ليقتل عثمان، فيدعو إلى نفسه.

معاويه مي‌خواست که عثمان کشته شود تا مردم را به بيعت خودش فرا بخواند.

آقاي طبري در تاريخش از شبث بن ربعي نقل مي‌کند و صراحت دارد:

به معاويه مي‌گويند:

و قد علمنا أن قد أبطأت عنه بالنصر و أحببت له القتل لهذه المنزلة التي أصبحت تطلب.

ما مي‌دانيم که تو در ياري عثمان، کوتاهي کردي و مي‌خواستي که او کشته شود تا بعد از او، خلافت را براي خودت قرار بدهي.

تاريخ الطبري، ج3، ص570 ـ کامل لإبن الأثير، ج3، ص286

آقاي ابو الطفيل از صحابه پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است و با معاويه، گفتگويي دارد و معاويه به او مي‌گويد:

چرا شما عثمان را ياري نکرديد؟ ابو الطفيل مي‌گويد:

ما منعك من نصره أو تربصت به ريب المنون و كنت في أهل الشام و كلهم تابع لك فيما تريد؟ قال معاوية: أو ما ترى طلبي بدمه؟ قال: بلى، و لكنك كما قال أخو جعفي:

لا ألفينك بعد الموت تندبني                  و فى حياتي ما زودتني زادي

تو چرا ياري نکردي؟ تو که در شام بودي و همه، پيرو تو بودند. معاويه گفت: نمي‌بيني که من براي خونخواهي عثمان قيام کرده‌ام؟ ابو الطفيل گفت: بله، مي‌بينيم، ولي به قول شاعر:

شما در زمان حيات من، يک بار هم به ديدار من نيامدي

ولي بعد از مرگ من، ناله و سر و صدا مي‌کني و به سينه مي‌زني؟!

أسد الغابة لإبن الأثير، ج5، ص234 ـ الإستيعاب لإبن عبد البر، ج4، ص1697 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج26، ص116 ـ الامامة و السياسة لإبن قتيبة الدينوري، تحقيق الشيري، ج1، ص215

يعني اين که در زمان حيات عثمان، عکس‌العملي نشان ندادي، ولي امروز براي او، فرياد مي‌زني وا مظلوما؟!

مانند همين درگيري، ميان عمرو بن عاص و معاويه بود و عمرو بن عاص به معاويه گفت:

قاتل حقيقي عثمان، تو بودي.

أنساب الأشراف للبلاذري، ص288 ـ الإمامة و السياسة لإبن قتيبة الدينوري، تحقيق الزيني، ج1، ص88

اميرالمؤمنين (عليه السلام) در نهج‌البلاغه در چند جا صراحت دارد:

اي معاويه! قاتل واقعي عثمان، تو بودي و بس.

فأما إكثارك الحجاج في عثمان و قتلته، فإنك إنما نصرت عثمان حيث كان النصر لك و خذلته حيث كان النصر له.

روزي که ياري تو براي عثمان به درد مي‌خورد، ياري نکردي.

نهج‌البلاغه، نامه37

در جاي ديگر آمده است که اميرالمؤمنين (عليه السلام) به معاويه نامه نوشت:

فوالله ما قتل ابن عمك غيرك.

غير از تو، کسي قاتل عثمان نبود.

العقد الفريد، ج3، ص333

اميرالمؤمنين (عليه السلام) در نهج‌البلاغه مي‌گويد:

و لعمري! ما قتله غيرک.

قسم به جان خودم! غير از تو، کسي عثمان را نکشت.

نهج‌البلاغه، نامه10 ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد، ج15، ص84

يعني شما آمديد کوتاهي کرديد و مردم آمدند عثمان را به قتل رساندند.

* * * * * * *

آقاي ياسيني

مشهور است که در رابطه با کشته شدن عثمان، معاويه، تعدادي از صحابه را به همين بهانه کشت. آيا در کتب اهل سنت در اين مورد، مطلبي آمده است يا خير؟

استاد حسيني قزويني

منابع اهل سنت، مملوّ است از اين مطلب. اگر بخواهيم در رابطه با اين موضوع بحث کنيم، چند جلسه نياز داريم تا مسئله براي مردم روشن شود. ولي من به عنوان نمونه‌، چند مصداق را عرض مي‌کنم و إن شاء الله اگر قرار شد روزي در اين زمينه، مفصل بحث کنيم، مطالب را تقديم مي‌کنم.

 

1. عمرو بن حَمِق

يکي از کساني که در قتل عثمان شرکت داشت، صحابه جليل القدر پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، عمرو بن حمق بود که در سال حجة الوداع يا بعد از حديبيه مسلمان شد و اين اختلافي است.

أسد الغابة، ج4، ص100 - الإصابة، ج4، ص514

در منابع آقايان اهل سنت آمده است:

و أما عمرو بن الحمق فوثب على عثمان فجلس على صدره و به رمق فطعنه تسع طعنات و قال أما ثلاث منهن فإني طعنتهن لله و أما ست فإني طعنت إياهن لما كان في صدري عليه.

عمرو بن حمق روي سينه عثمان نشست و 9 خنجر بر بدن او زد و گفت: 3 ضربه براي خدا بود و 6 ضربه ديگر به خاطر کينه‌اي بود که از عثمان در دل داشتم.

الطبقات الكبرى لإبن سعد، ج3، ص74 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج39، ص409 ـ تاريخ الطبري، ج3، ص424 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج7، ص207 ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج3، ص179

در اين زمينه، تاريخ طبري مي‌نويسد:

فاطعنه تسع طعنات كما طعن عثمان، فأخرج فطعن تسع طعنات، فمات في الأولى منهن أو الثانية.

معاويه دستور داد عمرو بن حمق را دستگير کنند و به عامل او گفت: همان‌طوري که او 9 ضربه بر عثمان زد، 9 ضربه بر او بزن. عمرو بن حمق در ضربه اول يا دوم از دنيا رفت.

تاريخ الطبري، ج4، ص197 ـ تاريخ مدينة دمشق، ج45، ص499 ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج3، ص477

شعبي ـ که از بنيان‌گذاران مسائل فقهي اهل سنت است ـ مي‌گويد:

أول رأس حمل في الإسلام رأس عمرو بن الحمق.

اولين سري که در اسلام بريده شد و شهر به شهر گردانده شد، سر عمرو بن حمق بود.

الطبقات الكبرى لإبن سعد، ج6، ص25 ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج4، ص83 ـ أسد الغابة لإبن الأثير، ج4، ص101 ـ أنساب الأشراف، ج5، ص282 ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج4، ص88 ـ تهذيب الکمال للمزي، ج21، ص597 ـ التاريخ الصغير للبخاري، ج1، ص131 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج45، ص503 ـ الإستيعاب لإبن عبد البر، ج3، ص1174 ـ المصنف لإبن أبي شيبة، ج8، ص357 ـ الثقات لإبن حبان، ج3، ص275 ـ كتاب الأوائل للطبراني، ص107 ـ المنتخب من ذيل المذيل للطبري، ص46

ابن حجر عسقلاني مي‌گويد:

و بعث برأسه إلي معاويه.

سر عمرو بن حمق را به طرف معاويه بردند.

تهذيب التهذيب، ج8، ص22

اين کثير دمشقي مي‌گويد:

فكان أول رأس طيف به.

اولين سر بريده‌اي که در شهرها گردانده شد، سر عمرو بن حمق بود.

البداية و النهاية لإبن كثير، ج8، ص52

آقاي ابن اثير و ابن کثير مي‌گويند:

همسر عمرو بن حمق ـ آمنه بنت شريد ـ را زنداني کرده بودند و وقتي سر بريده شوهرش را به شام آوردند، معاويه دستور داد سر بريده همسرش را ببرند و در دامن او قرار بدهند.

حتي وجه إليها رأس عمرو بن حمق، فألقي في حجرها، فارتاعت لذلك، ثم وضعته في حجرها و وضعت كفها على جبينه، ثم لثمت فاه، ثم قالت: غيبتموه عني طويلا ثم أهديتموه إلي قتيلا، فأهلا بها من هدية.

وقتي او سر بريده شوهرش را ديد، شوکه و ناراحت شد و سر بريده را در دامنش قرار داد و با دستش بر سر بريده کشيد و لب‌هاي خونينش را پاک کرد و گفت: مدت‌ها، شوهرم را از من مخفي کرديد و امروز هم سر بريده‌اش را براي من هديه آورديد. چه زيبا هديه‌اي بود که معاويه براي من آورد.

اسد الغابة لإبن الأثير، ج4، ص101 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج8، ص52 ـ تاريخ مدينه دمشق لإبن عساکر، ج69، ص40

 

2. عبد الرحمن بن عُدِيْس

عبد الرحمن بن عديس هم در قتل عثمان، دخيل بوده است و معاويه دستور داد ايشان را در منطقه بعلبک دستگير کردند و به جرم دخالت در قتل عثمان، به شهادت رساندند.

تاريخ مدينه دمشق لإبن عساکر، ج35، ص108

 

3. محمد بن أبي حذيفة

او هم از قاتلين عثمان و صحابه پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بود و معاويه دستور داد به جرم قتل عثمان، به شهادت رساندند.

الإصابة لإبن حجر، ج6، ص9

چندين نمونه از اين موارد داريم که معاويه، کساني را که در قتل عثمان شرکت داشتند، دستور داد اينها را گرفتند و کشتند.

* * * * * * *

آقاي ياسيني

قتل عثمان، مقدمات و مؤخرات زيادي داشت و افراد زيادي در آن دست داشتند. اولين کسي که اعتراض بر عثمان را آغاز کرد، چه کسي بود؟

استاد حسيني قزويني

يکي از صحابه پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به نام جبلة بن عمرو صاعدي که از انصار و بدر بود. يک روزي نشسته بودند و عثمان آمد عبور کرد و در دست اين صحابه پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، يک زنجير بود و گفت:

به خدا سوگند!‌ يک روزي اين زنجير را بر گردنت آويزان خواهم کرد؛ مگر اين که خيانت‌کارهايي را که در مسند امور قرار داده‌‌اي، بر کنار کني. عثمان گفت:

أي بطانة فوالله إني لأتخير الناس، فقال: مروان تخيرته و معاوية تخيرته و عبد الله ابن عامر بن كريز تخيرته و عبد الله بن سعد تخيرته، منهم من نزل القرآن بدمه و أباح رسول الله صلى الله عليه و سلم دمه، قال: فانصرف عثمان فما زال الناس مجترئين عليه إلى هذا اليوم.

من خيانت‌کاري را در رأس کار قرار ندادم. از توده مردم و صحابه پيامبر و افراد خيّر و خوب را در رأس امور قرار داده‌ام. جبلة بن عمرو گفت: تو، مروان و معاويه و عبد الله بن عامر و عبد الله بن سعد را انتخاب کرده‌اي که همه‌شان پرونده سياهي دارند. از آنهايي که انتخاب کرده‌اي، کساني هستند که قرآن آنها را مهدور الدم مي‌داند و پيامبر اکرم صلي الله عليه و سلم خون آنها را مباح مي‌داند. عثمان رفت و بعد از آن، مردم جرأت پيدا کردند که به عثمان اعتراض کنند.

تاريخ الطبري، ج3، ص400 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج7، ص197

همين آقاي جبلة بن عمرو صاعدي از کساني است که:

لما أرادوا دفن عثمان فانتهوا إلى البقيع فمنعهم من دفنه جبلة بن عمرو الساعدي فانطلقوا إلى حش كوكب

بعد از قتل عثمان، از دفن او در قبرستان بقيع ممانعت کرد و عثمان را در قبرستان مخصوص يهوديان دفن کردند.

الإصابة لإبن حجر، ج1، ص566

* * * * * * *

آقاي ياسيني

يکي از مواردي که در منابع اهل سنت در خصوص عثمان آمده، اين است که عثمان، اهل مدينه را کافر مي‌دانست و صحابه را نفرين کرده بود. در خصوص صحت و سقم اين مطلب، توضيح بفرمائيد.

استاد حسيني قزويني

در اين خصوص در تاريخ طبري آمده است ـ همان تاريخ طبري که ماجراي عبد الله بن سبأ را از آن نقل مي‌کنند ـ عثمان، نامه‌اي به معاويه نوشت:

بسم الله الرحمن الرحيم أما بعد فإن أهل المدينة قد كفروا و أخلفوا الطاعة و نكثوا البيعة.

اهل مدينه، همگي کافر شدند ... .

تاريخ الطبري، ج3، ص402

در مورد نفرين عثمان، آقاي ابن سعد در طبقات کبري آورده است:

وقتي مردم، عثمان را محاصره کردند، عثمان گفت:

يا قوم! لا تقتلوني، فإني وال و أخ مسلم، فلما أبوا، قال: اللهم أحصهم عددا و اقتلهم بددا و لا تبق منهم أحدا.

اي مردم! مرا نکشيد، من، حاکم و برادر ديني شما هستم. وقتي مردم اقدام به قتل او کردند، عثمان، صحابه را نفرين کرد: خدايا! بلايت را بر اينها بباران و اينها را به بدترين قتل، گرفتار کن و يکي از اينها را زنده نگه ندار.

الطبقات الکبري لإبن سعد، ج3، ص67

آقاي مجاهد ـ از مفسران بزرک اهل سنت ـ مي‌گويد:

نفرين عثمان، صحابه را گرفت و:

فقتل الله منهم من قتل في الفتنة و بعث يزيد إلى أهل المدينة عشرين ألفا فأباحوا المدينة ثلاثا يصنعون ما شاؤوا.

خداوند به برکت نفرين عثمان، تعداد زيادي از صحابه را کشت. وقتي يزيد بن معاويه، 20 هزار نيرو در واقعه حره به مدينه فرستاد، يزيد دستور داد که ناموس مردم، سه شبانه روز بر لشکريانش مباح باشند و هرچه مي‌خواستند، مي‌کردند.

الطبقات الکبري لإبن سعد، ج3، ص68 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج13، ص86

ابن کثير مي‌گويد:

در حمله‌اي که لشکريان يزيد به مدينه کردند، 700 نفر از مهاجرين و انصار کشته شدند و از مردم عادي هم 10 هزار نفر و در همان سال در اثر تجاوز لشکر يزيد به ناموس مردم:

ولدت ألف إمرأة من اهل المدينة بعد وقعة الحرة من غير زوج.

هزار فرزند نامشروع و زنا بعد از واقعه حره در مدينه به وجود آمد.

البداية و النهاية لإبن كثير، ج8، ص241

فکر کنم به عنوان جوک امشب، چيز جالبي براي بينندگان باشد.

يعني آقاي عثمان نفرين مي‌کند و خدا هم يزيد را وادار مي‌کند به حمله تا 700 نفر از مهاجرين و انصار کشته شوند و ناموس مردم مورد تجاوز قرار بگيرد.

عزيزان! برادران و خواهران! جوانان و عزيزان اهل سنت و وهابي که صداي بنده را مي‌شنويد! بينيد که هم‌چنين وحشي‌گري در تاريخ بشريت سابقه داشته است؟! از زمان حضرت آدم (عليه السلام) تا عصر ما. وحشي‌ترين ارتش‌هاي جهان مانند ارتش هيتلر و بعضي ديگر، هم‌چنين جرأتي نمي‌کنند که اگر بر يک شهر يا قبيله‌اي مسلط شدند، ناموس مردم را براي سربازان‌شان مباح کنند. آن وقت اين آقايان اسم اين را نفرين آقاي خليفه سوم گذاشته‌اند!

* * * * * * *

آقاي ياسيني

از ديدگاه اهل سنت، انگيزه قتل عثمان چيست؟

استاد حسيني قزويني

اين که چه عواملي باعث شد عثمان کشته شود، اگر بخواهيم خوب بررسي کنيم، يک ترم دانشگاهي مي‌طلبد که در حدود 18 جلسه، عوامل قتل عثمان را از منابع اهل سنت بررسي کنيم. اما من خلاصه‌اي فهرست‌وار را از زبان خود اهل سنت عرض مي‌کنم.

طلحه به عثمان مي‌گويد:

إنک أحدثت أحداثا لم يکن الناس يعهدونها.

بدعت‌هايي را گذاشتي که سابقه نداشت.

أنساب الأشراف، ج5، ص29

زبير در حق عثمان مي‌گويد:

اقتلوه فقد بدّل دينکم.

او را بکشيد که دين شما را تغيير داد.

شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد، ج9، ص36

عبد الله بن مسعود مي‌گويد:

ما أري صاحبکم إلا و قد غيّر و بدّل.

عثمان، دين الهي را تغيير داد و تبديل کرد.

أنساب الأشراف، ج5، ص36 - حلية الأولياء، ج1، ص138

عبد الله بن مسعود در جاي ديگر مي‌گويد:

إن دم عثمان حلال.

خون عثمان حلال است.

تاريخ الطبري، ج3، ص341

به عمار گفتند:

لم قتلتموه؟ قال: ‌لإحداثه.

چرا عثمان را کشتيد؟ گفت: به خاطر بدعت‌هايش.

وقعة صفين لإبن مزاحم، ص319

عمار مي‌گويد:

أراد أن يغير ديننا فقتلناه.

عثمان مي‌خواست دين ما را تغيير بدهد و ما هم او را کشتيم.

وقعة صفين لإبن مزاحم، ص339 ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد، ج8، ص22

سعد بن أبي وقاص گفت:

عثمان غيّر و تغيّر.

عثمان، هم خودش تغيير کرد و هم دين إلهي را تغيير داد.

الامامة والسياسة لإبن قتيبة الدينوري، تحقيق الزيني، ج1، ص48

هاشم مرقال مي‌گويد:

أحدث الأحداث و خالف حکم الکتاب.

بدعت‌ها گذاشت و حکم إلهي را مخالفت کرد.

تاريخ الطبري، ج4، ص30 ـ وقعة صفين لإبن مزاحم، ص354

در مورد عايشه هم قبلا گفتيم:

فرفعت نعل رسول الله صلى الله عليه و سلم و قالت: تركت سنة رسول الله.

نعلين پيامبر اکرم صلي الله عليه و سلم را بلند کرد و گفت: عثمان! تو، سنت پيامبر اکرم صلي الله عليه و سلم را ترک کردي.

أما آنچه که خيلي مهم و اساسي است، اين است:

مردم مصر آمدند به مدينه و از حاکم مصر به عثمان شکايت کردند که يکي از صحابه را به قتل رسانده و جنايت کرده. مردم هجوم آوردند به خانه عثمان و محاصره اول شروع شد تا اين که عثمان آمد و تسليم شد با وساطت امير المؤمنين (عليه السلام) و طلحه و زبير و نامه نوشت و حاکم مصر را عزل کرد و به جاي او، محمد بن أبي بکر را به عنوان خليفه معرفي کرد. اينها که با خوشحالي به مصر مي‌رفتند، يک وقت ديدند که يک نفر نامه‌رسان، از کوه‌ها و بيابان‌ها مي‌رود. محمد بن أبي بکر دستور داد او را دستگير کردند و از او پرسيدند:

به کجا مي‌روي؟ گفت: به مصر. گفتند: براي چه؟ گفت: پيام دارم. گفتند: پيامت چيست؟ گفت: نمي‌توانم بگويم.

بدن او را بازجويي کردند و ديدند که چيزي نيست. بعد ديدند که يک مَشک خشکي است که يک چيزي در داخل آن صدا مي‌کند. آن را در آوردند و ديدند که عثمان نامه نوشته به حاکم مصر و مُهر زده که:

اگر محمد بن أبي بکر و ... آمدند، اينها را به بدترين وجه، به قتل برسان و هر کس خواست از من شکايت و اعتراض کند، به قتل برسان.

اينهايي که به مصر مي‌رفتند، شگفت زده شدند و برگشتند به مدينه و آمدند خدمت امير المؤمنين (عليه السلام) که تو واسطه شدي، پس اين نامه چيست؟ نزد طلحه و عمار و زبير هم رفتند و اينها آمدند نزد عثمان و گفتند:

اين چيست؟ عثمان گفت: من خبر ندارم. گفتند: آيا اين غلام توست؟ گفت: بله. گفتند: آيا اين شتر براي توست که او سوار شده است؟ گفت: بله. گفتند: آيا مُهر اين نامه براي توست يا نه؟ گفت: مُهر براي من است، ولي من خبر ندارم.

لذا، بعد از آن بود که مردم احساس کردند که عثمان، قابل اصلاح نيست و تصميم به قتل او گرفتند.

الطبقات الکبري لإبن سعد، ج3، ص65 ـ تاريخ مدينه دمشق لإبن عساکر، ج39، ص323 ـ تاريخ المدينة لإبن شبة، ج4، ص1154 ـ تاريخ الطبري، ج3، ص401 ـ اخبار مدينه، ج2، ص13

* * * * * * *

سوالات بينندگان

سوال:

حضرت علي (عليه السلام) خطاب به معاويه گفت:

با من بيعت کردند کساني که با ابوبکر و عمر و عثمان بيعت کردند.

آيا اين نمي‌تواند تأئيد هر 3 خليفه باشد؟

جواب:

يکي از مواردي که استدلال مي‌کنند بر اين که امير المؤمنين (عليه السلام)، خلافت خلفاء را مشروع مي‌دانست، نامه 6 نهج البلاغه به معاويه است که مي‌فرمايد:

إنه بايعني القوم الذين بايعوا أبا بكر و عمر و عثمان على ما بايعوهم عليه.

همان‌هايي که با ابوبکر و عمر و عثمان بيعت کردند، با من هم بيعت کردند.

يکي از مواردي که آقايان اهل سنت و وهابيت در ماهواره‌هاي‌شان بر روي آن مانور مي‌دهند، اين است که امير المؤمنين (عليه السلام) خلافت خلفاء را مشروع مي‌دانست. إن شاء الله ما قول مي‌دهيم که در آينده، يک شب مفصل، فقط درباره نامه 6 نهج البلاغه با بينندگان صحبت کنيم. اين آقايان اشتباه فکر کرده‌اند و سوراخ دعا را گم کرده‌اند. امير المؤمنين (عليه السلام) در اينجا که با معاويه حرف مي‌زند از اين باب است:

وَ جَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ

سوره نحل/125

و به معاويه مي‌گويد:

تو که خلافت ابوبکر و عمر و عثمان را به خاطر اين که مردم با او بيعت کردند، پذيرفته بودي، حالا که همين مردم با من بيعت کردند، چرا زير بار نمي‌روي؟ اگر به من مي‌گويي که منصوص الخلافة بودن مرا قبول نداري، ولي همان مردمي که خلفاء را قبول داشتند، مرا هم قبول دارند؛ پس چرا باز هم از زير بار خلافت من فرار مي‌کني.

جالب اين که در آغاز نامه آمده است:

إن بيعتي بالمدينة لزمتک و أنت بالشام.

همان‌طوري که با ابوبکر در مدينه بيعت کردند و در تمام شهرها و بلاد اسلامي، بيعت او را پذيرفتند، حال که مردم مدينه با من بيعت کردند و تو در شام هستي، بايد بيعت مرا بپذيري.

وقعة صفين لإبن مزاحم، ص29

اين، در حقيقت، مجادله و از باب الزام است. إن شاء الله در آينده در اين مورد با عزيزان بحث خواهيم کرد.

* * * * * * *

سوال:

من در جايي خواندم:

آقاي ابوبکر و عمر و عثمان از طرف پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) تبعيد شده بودند.

پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به حضرت علي (عليه السلام) فرمود:

اين 3 نفر در ظاهر اسلام آورده‌اند نه در باطن.

آيا اين صحّت دارد؟

جواب:

ما هم‌چنين روايتي را نداريم. امير المؤمنين (عليه السلام) اسلام و ايمان را از ابوبکر و عمر و عثمان نفي نکرده است. منطق امير المؤمنين (عليه السلام)، منطق قرآن و پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است و کسي که شهادتين را بر زبان جاري کند، مسلمان و مورد احترام است.

امير المؤمنين (عليه السلام) صريحا انتقاد مي‌کرد و در خود صحيح مسلم، جلد5، صفحه152، کتاب الجهاد، باب الفيء از قول خود آقاي‌خليفه دوم نقل مي‌کند:

نظر امير المؤمنين (عليه السلام) اين بود که آقاي‌ابوبکر و عمر، کاذب و آثم و خائن و غادر ـ دروغگو و گنه‌کار و خائن و حيله‌گر ـ بودند.

* * * * * * *

سوال:

حديث ثقلين مورد تأئيد اکثر علماي اهل سنت است. صحابه رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم در آن زمان بودند. پس چه شد که حضرت علي (عليه السلام) کنار زده شد؟

جواب:

خود امير المؤمنين (عليه السلام) اين قضيه را در خطبه 162 نهج البلاغه بيان کرده است. يکي از افراد بني اسد از امير المؤمنين (عليه السلام) سوال کرد:

كيف دفعكم قومكم عن هذا المقام و أنتم أحق به؟ فقال: يا أخا بني أسد! ... ، أما الاستبداد علينا بهذا المقام و نحن الأعلون نسبا و الأشدون برسول الله صلى الله عليه و آله نوطا، فإنها كانت أثرة شحت عليها نفوس قوم و سخت عنها نفوس آخرين.

تو با اين که شايسته بودي، چرا تو را کنار زدند؟ فرمود: ... ، کساني که در حق من استبداد کردند و مرا کنار زدند، ... ، به خاطر اين بود که بعضي‌ها به خاطر انحصار طلبي و خودخواهي مرا کنار زدند و بعضي هم سخاوت‌مندانه از کنارش گذشتند و از من دفاع نکردند.

خود رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم فرمودند:

يا علي! ضغائن في صدور اقوام لا يبدونها لک إلا من بعدي.

علي جان! كينه‌هايي در سينه‌ها مي‌بينم كه بعد از من به ظهور خواهد رسيد.

مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص118 ـ مسند ابو يعلي، ج1، ص427 - المعجم الكبير للطبراني، ج11، ص61 - شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد، ج4، ص107 - کنز العمال للمتقي الهندي، ج13، ص176 ـ المناقب للخوارزمي، ص65

حاكم نيشابوري از قول امير المؤمنين (عليه السلام) نقل مي‌كند:

مما عهد إليّ النبي أن الأمة ستغدر بي بعده.

پيامبر به من گفت: امت من، بعد از من، در حق تو حيله و خيانت مي‌كنند.

حاكم نيشابوري هم مي گويد:

هذا حديث صحيح الاسناد.

اين حديثي است كه از نظر سند، صحيح است.

 مستدرک الصحيحين للحاکم النيشابوري، ج3، ص140

* * * * * * *

سوال:

يکي از اهل سنت گفت:

حضرت علي (عليه السلام) که خيلي قدرت داشت، چطور شد که وقتي به همسرش توهين کردند، چيزي نگفت؟

در اين مورد توضيح بدهيد.

جواب:

ما قبلا با سند صحيح ثابت کرديم که خليفه دوم به خانه حضرت علي (عليه السلام) هجوم آورد و قسم خورد که اگر بيرون نياييد، خانه را به آتش مي‌کشم. به خاطر اين هجوم به خانه، چرا حضرت علي (عليه السلام) دفاع نکرد؟ به ما جواب بدهيد.

امير المؤمنين (عليه السلام) دفاع کرده و از منابع اهل سنت و تفسير آلوسي و ديگران آورديم.

امير المؤمنين (عليه السلام) فکرش براي اسلام بود و ديد که اگر بخواهد در برابر اينها شمشير بکشد، آن چند مسلماني هم که هستند، از بين مي‌روند و منافقين بر جامعه اسلامي سيطره پيدا مي‌کنند و يهوديانِ سيلي خورده و دولت روم غربي و ايران شرقي هم به دنبال فرصت هستند تا اسلام را از بين ببرند و آن وقت، ديگر نه اسلامي خواهد بود و نه حضرت علي (عليه السلام).

* * * * * * *

سوال:

در يکي از مجالسي که ما شرکت کرده بوديم، يکي از دوستاني که در تاريخ اسلام مطالعه دارد، گفت:

در قضيه ترور کردن پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، عده‌اي از اکابر صحابه، از جمله خلفاء هم حضور داشتند.

آيا خلفاء هم جزء اين افراد بودند؟

جواب:

آقاي ابن حزم در کتاب المحلي نقل مي‌کند:

ان أبا بكر و عمر و عثمان و طلحة و سعد بن أبي وقاص رضي الله عنهم أرادوا قتل النبي صلى الله عليه و سلم و إلقاءه من العقبة في تبوك.

المحلي لابن حزم، ج11، ص224

مال خوب يا بد، بيخ ريش صاحبش. البته ابن حزم دفاع هم مي‌کند.

* * * * * * *

سوال:

در مزار شريف، زياد صحبت مي‌کنند که:

شيعيان از قرآن پيروي نمي‌کنند؛ خصوصا در اوقات (پنجگانه) نماز.

من هم که قرآن را با سواد خودم بررسي کردم، فقط نماز صبح و ظهر و مغرب را پيدا کردم و نماز عصر را پيدا نکردم. در اين مورد توضيح دهيد.

جواب:

من بارها گفته‌ام که عزيزان شيعه، اين روايتي را که من عرض مي‌کنم، حفظ کنند. چون اين را به کرّات از ما سوال مي‌کنند. در کتاب صحيح مسلم، جلد2، صفحه152، حديث1517 ابن عباس مي‌گويد:

جمع رسول الله صلى الله عليه و سلم بين الظهر و العصر و المغرب و العشاء بالمدينة في غير خوف و لا مطر. قال: قلت لابن عباس: لم فعل ذلك؟ قال: كي لا يحرج أمته.

پيامبر صلي الله عليه و سلم نماز ظهر را با نماز عصر و نماز مغرب را با نماز عشاء، يک‌جا در مدينه خواند و نه هوا باراني بود و نه مشکل ترس بود و نه مسافر بود. وکيع مي‌گويد: به ابن عباس گفتم: چرا پيامبر اكرم صلي الله عليه و سلم نمازها را با هم جمع کرد؟ ابن عباس گفت: براي اين که پيامبر اكرم صلي الله عليه و سلم، أمت خودش را به مشقت نياندازد.

اگر شيعيان، نمازها را در سه وقت مي‌خوانند، به اين سنت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) عمل مي‌کنند. چرا شما اهل سنت به اين سنت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) عمل نمي‌کنيد؟ به ما جواب بدهيد.

و اين آيه:

أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ

سوره إسراء/آيه78

اشاره است به نماز ظهر و عصر.

إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ

سوره إسراء/آيه78

اشاره است به نماز مغرب و عشاء.

وَ قُرْآَنَ الْفَجْرِ

سوره إسراء/آيه78

اشاره است به نماز صبح.

تفسير الآلوسي، ج15، ص133

* * * * * * *

سوال:

در بعضي از مداحي‌ها ذکر مي‌شود:

زماني که حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مورد هتک حرمت قرار گرفت، دست‌هاي حضرت علي (عليه السلام) بسته بود.

آيا اين درست است؟

جواب:

ما هم‌چنين قضيه‌اي را نداريم. مداحاني که اين را مطرح مي‌کنند، خودشان مسئول هستند و بايد بيايند جواب بدهند. بنده رسما اعلام مي‌کنم اين قضيه که دست امير المؤمنين (عليه السلام) را بسته باشند و ريسمان به گردنش انداخته باشند و غيره، در روايات صحيح شيعه نداريم. فقط در قضيه نامه 28 نهج البلاغه به معاويه، آمده است:

إني كنت أقاد كما يقاد الجمل المخشوش حتى أبايع.

مرا کشان کشان به طرف مسجد مي‌بردند، همان‌طور که شتر را کشان کشان به محل مورد نظر مي‌برند.

غير از اين چيزي نداريم. در بعضي از روايات داريم که أباي ايشان را به گردنش پيچاندند و کشان کشان بردند. قضيه ريسمان و زنجير، جسارت به ساحت مقدس آقا امير المؤمنين (عليه السلام) است.

* * * * * * *

سوال:

برادران اهل سنت خيلي روي اين مسئله مانور مي‌دهند که:

در زمان عثمان، آقاي عثمان قرآن را جمع آوري کرد.

آيا اين مسئله صحت دارد؟

جواب:

من گمان مي‌کنم که اين، نشان‌گر بي‌توجهي آقايان اهل سنت به روايات خودشان است. صحيح بخاري و صحيح مسلم نقل مي‌کند:

جمع القرآن علي عهد النبي صلي الله عليه و سلم أربعة کلهم من الأنصار،‌ أبي بن كعب و معاذ بن جبل و زيد بن ثابت و أبو زيد.

4 نفر در زمان پيامبر صلي الله عليه و سلم قرآن را جمع آوري کردند و همه از انصار بودند؛ ... .

صحيح بخاري، ج4، ص229 و جلد6، صفحه103، حديث3857 ـ صحيح مسلم، ج7، ص149

اين چيزي است که صحيح بخاري و صحيح مسلم آورده‌اند و ما نرفتيم کتاب‌هاي دست دوم و سوم آقايان اهل سنت را بياوريم. هم‌چنين بزرگان اهل سنت مانند علامه رافعي در اعجاز القرآن، صفحه 36 و آقاي زرقاني در کتاب مناهل العرفان، جلد 1، صفحه 242 و سيوطي در الإتقان، جلد 1، صفحه 62 صراحت دارند که قرآن در زمان پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) جمع شد.

إن شاء الله اگر قرار شد روزي درباره جمع‌آوري قرآن ـ که يکي از مصاديق تاريخ پنهان است ـ با بينندگان صحبت کنيم، اينها را مطرح خواهيم کرد.

* * * * * * *

سوال:

همان‌طور که حضرت علي (عليه السلام) به شهادت رسيد، حضرت عثمان هم به شهادت رسيد. اگر کسي دشمن کسي باشد و او را بکشد، به آن، قتل گفته مي‌شود. چرا در رابطه با عثمان، کلمه شهيد را استعمال نمي‌کنيد؟

جواب:

ما اين عقيده را داريم که افرادي که در راه خدا کشته مي‌شوند مانند امير المؤمنين (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) و ديگر ائمه (عليهم السلام)، تعبير به شهيد مي‌کنيم. خود آقايان اهل سنت در منابعي که قبلا ذکر کرديم، هيچ کدام از طبري، ابن کثير، ابن عبد البر، ذهبي و ابن حجر، واژه شهيد را در رابطه با عثمان به کار نبرده‌اند. اگر واژه شهيد به کار برده بودند، والله! بنده عين عبارت آنها را به کار مي‌بردم. فقط گفته‌اند:

قتل عثمان.

يعني اينکه عثمان کشته يا فلاني عثمان را به قتل رساند.

اگر هم گلايه دارند، از بزرگان خودشان گلايه کنند که چرا واژه شهيد را به کار نبرده‌اند. اگر همين عزيزان، يکي از منابع معتبر قبل از قرن دهم را ببينند و در يک جا گفته باشد که عثمان را شهيد کردند، بنده قول مي‌دهم در جلسه بعد، عين عبارت او را قرائت کنم.

 

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

 

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»



دکتر سيد محمد حسيني قزويني
    فهرست نظرات  
1   نام و نام خانوادگي:  سيد حسين     -   تاريخ:  06 خرداد 88 - 00:00:00
با سلام .من يك سوال از برادران اهل سنت و كساني كه افسانه عبد الله بن سبا را مطرح مي كنند و يا باند عبد الله بن سبا را عامل قتل عثمان معرفي مي كنند دارم . مگر كساني كه عثمان را به قتل رساندند هواپيما و هلي كوپتر و تانك داشتند كه ناگهان وارد شهر مدينه شده عثمان را به قتل برسانند و بعد از دفن او در قبرستان مسلمين جلوگيري كرده و بدون هيچ تلفاتي راه خود را گرفته و به خانه خود برگردند ؟؟؟؟؟. بر هيچ مسلماني پوشيده نيست كه شهر مدينه محل اجتماع چندين هزار نفر از صحابه بوده است حال كدام انسان عاقلي مي پذيرد كه با وجود اين همه صحابه يك عده غريبه وارد شهري كه حرم رسول الله (صلي الله عليه و اله) است شده چهل و نه روز خانه عثمان را محاصره كنند واو را به قتل برسانند و هيچ يك از صحابه هم به آنها معترض نشوند ؟؟؟؟؟؟ اگر واقعا چنين چيزي باشد بايد گفت كساني كه اجازه دادند حرم رسول الله(ص) توسط يك عده غريبه يهودي هتك شود و بيت المال ان غارت شود بي غيرت گفت !!! اگر واقعا صحابه خواهان قتل عثمان نبودند بايد همه دست به دست هم داده و از عثمان دفاع مي كردند.پس اگر دلائل روايي و تاريخي را هم كنار گذاريم مطمئنا چنين چيزي با عقل هيچ انساني سازگار نيست و اثبات مي كند كه عده زيادي از صحابه در قتل عثمان بن عفان نقش داشته اند .
2   نام و نام خانوادگي:  سيد علي     -   تاريخ:  28 مرداد 88 - 00:00:00
سلام خداوند انشاالله به آقاي كلباني شفاي عاجل عنايت كرده وكلبيت را از او دور گرداند
3   نام و نام خانوادگي:  امين     -   تاريخ:  20 شهريور 88 - 00:00:00
سلام به مديران اين سايت. روي سخنم با سازندگان خداجوي اين سايت و جناب دکتر قزويني ( حفظ الله عنه) است. از شما سوال دارم که چرا بخش مربوط به : شبه ي ازدواج ام کلثوم با عمر لعنه الله را برداشتيد؟ مگر اهل تسنن از اين شبه براي ابراز نزديکي و اخوت علي (ع) با عمر استفاده نميکنند؟ پس چرا آن را حذف کرديد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من از شما بزرگواران تقاضامندم که لطفا به خاط همان بي بيه بزرگوار آن بخش را دو باره اضافه کنيد . باز هم از شما تشکر ميکنم و از طرف جمعي بچه شيعه مدافع و براي دانش و داشتن مدرک بيشتر از شمايان خواهشمندم که دوباره اين بخش را احيا کنيد. منتظر جوابتان هستم! اجرتان با حضرت ام کلثوم.
جواب نظر:
با سلام
بخش مربوطه که شما مي فرماييد همان مقاله ي است که تحت عنوان «بررسي شبهه ازدواج ام كلثوم با عمر (ويرايش جديد)» در بخش کتب و مقالات مي باشد که وجود دارد و برداشته نشده بلکه به دليل ارائه مقالات جديد نرم افزار سايت اتوماتيک در ليست مذکور مقالات قديمي تر را در پايين ليست نمايش مي دهد و طبيعتا در صفحه اول نيز ده عنوان مقاله اول نمايش داده مي شود .
شما با مراجعه به فهرست مقالات مي توانيد مقاله مذکور را مشاهده نماييد
موفق و مؤيد باشيد
معاونت اطلاع رساني

4   نام و نام خانوادگي:  امين     -   تاريخ:  21 شهريور 88 - 00:00:00
سلام عليكم. واقعا بسيار خرسند شدم كه هنوز هم هست. و از راهنمايي موثرتان كمال تشكر را دارم و آرزو مندم كه با حضرت ابو لولو محشور شويد يا علي ....
5   نام و نام خانوادگي:  علي از تهران     -   تاريخ:  01 مهر 88 - 00:00:00
واقعا واي بر ما خودمان را پيرو حضرت علي ميدانيم در حالي كه همانند حضرت علي به نزديكترين ياران پيامبر توهين ميكنيم شما ها كه سنگ طرفداري شيعه را ميكنيد دشمنان واقعي ما شيعيان هستيد با حرفهاي واهي توهين به شعور پيامبر در انتخاب ياران وحضرت علي ميكنيد شما ها همان شكست خوردگان نهروان هستين همان كساني كه زمان حمله اعراب به ايران قسم خوردين كه ضربه به اسلام بزنيد و من خدا رو شكر ميكنم كه اگاه شدم
6   نام و نام خانوادگي:  علي از تهران     -   تاريخ:  01 مهر 88 - 00:00:00
حالا كه امام علي خليفه چهارم شده است آيا اختلاف برادران سني وشيعه چيزي را حل مي كنه؟ مگه مي شه به عقب برگشت اين رويداد را عوض كرد اگر نه اختلاف چرا؟ وحدت تنها راه خشنودي خدا ورسول >ص< وامامان مخلص است ...
7   نام و نام خانوادگي:  momen abdullah     -   تاريخ:  02 مهر 88 - 00:00:00
جناب عمر از سفارت سعودي در تهران
(نگارنده کامنت &#1781;)
يکي از دردناک ترين و زشت ترين و پست ترين رذالت هاي اخلاقي که تنها قابل مقايسه با رذالت مفعول بودن مرد است ذلت و خواري «جبري» بودن است.
قرآن اين خصلت زشت وکريه‌ و ننگين را اين گونه بيان کرده است:
«وَ إِذا فعلوا فاحشةً قالوا وَجدْنا عليها آباءنا و اللّهُ أَمرَنا بِها قلْ إِنَّ اللّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفحشاءِ أَتقولُونَ علي اللّهِ ما لا تعلمونَ »
قرآن کريم پاسخ هاي فراواني به اين سخن پوچ و ياوه داده است:
«وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَوَلَوْ كانَ الشَّيْطانُ يَدْعُوهُمْ إِلي عَذابِ السَّعيرِ»

اصولا جبرگرايي يک بيماري رواني وخيم است که مبتلايان به آن سرانجامي جز بردگي و غلامي و سرسپردگي صد درصد شيطان را ندارند:
«وَمَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِّن دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِينًا»
«فَرِيقًا هَدَى وَفَرِيقًا حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ اللَّهِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ»

اما طاغوت هاي زمان از فرمانروايان آزتک گرفته تا عمر و ابوبکر و معاويه ملعون و حتي صهيونيسم قرن بيستم به خوبي از اين نقص عقلي و رذالت اخلاقي بهره برده اند.
«و الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطّاغُوتُ »

آري عمر و صهيونيسم و پادشاه اينکا و آزتک را يک برهان بيشتر نبود:
«اين تقدير شما است که من بر شما مسلط باشم پس با سلطه من مخالفت نکنيد که با خداي تقدير مخالفت کرده ايد»

ولي چرا گروهي از مردم به اين درجه از رذالت و پستي مي‌رسند؟
بر طبق فرمايش قرآن «ظلم» يک از دلايل است:
«وَ كَذلِكَ نُوَلّي بَعْضَ الظّالِمينَ بَعْضًا بِما كانُوا يَكْسِبُونَ»
ديگر دوري از فضل خداوند است:
وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِه و لَوْ رَدُّوهُ إِلَي الرَّسُولِ وَ إِلي أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لعَلِمَهُ الَّذينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْلا فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلّا قَليلًا
ديگر بي تقوايي است:
«لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ و مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللّهِ في شَيْءٍ إلّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَي اللّهِ الْمَصيرُ»
ديگري ترس از غير خدا است:
«إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ»
ديگري زينت دادن گناهان بوسيله شيطان است:
«تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ»

آري. اين خصلت کفار به خالق کهکشانها است که چون موجود بي اراده اي و چونان مرده اي در برابر
استبداد و شقاوت و خسران و ضلالت تسليم شوند و بگويند:
«مگه مي شه به عقب برگشت اين رويداد را عوض كرد اگر نه اختلاف چرا»

آخر مردک گمراه و شقي. اگر به قرآن خردلي اعتقاد داري آن را بگشا و بخوان داستان انبيا را.
اندکي تعقل کن که چرا خداوند علي و اعلي قصه موسي (عليه السلام) و فرعون را بيان کرده.
قصه حضرت عيسي (عليه السلام) و يهود را بيان کرده.
آيا آنها رويدادهاي سابق نيستند؟
تو بيمار هستي و بيماري تو جبر گرايي است و انتهاي جبرگرايي ولايت شيطان است.
از ظلم دست بردار مگر شفا يابي و ديگر چون يک «شارلاتان» کلمه «صحابه» را با «يار» و «دوست» يکي نکني.

علي ولي الله
لعنت خدا بر کساني که زن لوط را به مادري گرفتند.
8   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  03 مهر 88 - 00:00:00
با سلام
جناب علي ؟؟؟؟؟؟ از طهــــــــــران
بقول معروف :
بقول معروف "
*** اگر بينى كه نابينا و چاه است*** اگر خاموش بنشينى گناه است ****
بقول معروف :
ماهي را هرموقع از اب بگيري تازه است .
بقول معروف :
راه توبه و برگشت هميشه بازه .
بقول معروف :
ترسم نرسي به مقصد اي طهــــــــــــــــــــــــراني , اين ره كه تو ميروي به خدمت انگلستان است .

يا علي
9   نام و نام خانوادگي:  سيد محسن از ساري     -   تاريخ:  07 مهر 88 - 00:00:00
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات از استاد قزويني و مسئولين سايت درخواست دارم در صورت صلاحديد ،به اين چند سوال ،پاسخ کامل و مستندي ارائه بفرمايند : آيا حضرت خديجه سلام الله عليهادر هنگام ازدواج با پيامبر باکره بودند ؟ آيا رحمي که قرار است نطفه حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها در ان منعقد شود قبلاً با دو ازدواج قبلي حضرت خديجه نجس شده است ؟ آيا همسران عثمان دختران پيامبر بودند يا خواهر زادگان حضرت خديجه که تحت تکفل حضرت خديجه بودند و پس از ازدواج حضرت خديجه با رسول خدا ، دختر خوانده پيامبر شدند ؟ آيا حضرت سکينه بنت علي عليه السلام که در دمشق مدفون هستند از اولاد امير المومنين عليه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله و خواهر حسنين و زينبين هستند ؟ به عنوان آخرين سوال آيا امّ کلثومي که با عمر ازدواج .... همان امّ کلثوم دختر ابوبکر و اسماءبنت عميس و خواهر محمد بن ابوبکر است ؟ در ضمن پاسخ به شبهاتي که پيرامون معجزه شقّ القمر پيامبر (ص) وارد مي کنند توضيحاتي را در سايت قرار دهيد .... با تشکر .... پاسخ اين سوالات برام خيلي مهمّه و براي در يافت جواب از طرف مسئولين سايت منتظرم .
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
1- در اين زمينه در كتب اهل سنت آمده است كه :
وكانت خديجة امرأة باكرة ذات شرف ومال كثير وتجارة
كتاب دلائل النبوة ج 1   ص 178، اسم المؤلف:  إسماعيل بن محمد بن الفضل التيمي الأصبهاني الوفاة: 535 ، دار النشر : دار طيبة - الرياض - 1409 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد محمد الحداد
2- اهل سنت نمي‌توانند ادعا كنند كه همسران عثمان ، دختران رسول خدا (ص) بوده‌اند ، زيرا طبق روايات صحيحه آنان جمع بين دختر دشمن خدا ، و دختر رسول خدا (ص) حرام است ، و يكي از همسران عثمان ، دختر يكي از سران كفار كشته شده در جنگ بدر است ! چگونه ادعا مي‌كنند كه عثمان با دختر رسول خدا (ص)‌ نيز ازدواج كرده‌ است !
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=140
3- در مورد حضرت سكينه بايد به نسب شناسان مراجعه نماييد .
4- ما ثابت كرده‌ايم كه اميرمومنان جز حضرت زينب عليها سلام ، دختري به نام ام كلثوم از فاطمه زهرا سلام الله عليها نداشته‌اند ؛ همچنين در كتب اهل سنت آمده است كه ام كثوم همسر عمر ، دختر ابوبكر بود ؛ حال يا خواهر محمد بن ابي بكر از پدر ، و يا از پدر و مادر هر دو است .
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?frame=1&bank=maghalat&id=83
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
10   نام و نام خانوادگي:  الهي     -   تاريخ:  18 آبان 88 - 00:00:00
استدلال هاي اقاي قزويني در نوع خود جالب است.عايشه در نظر ايشان هم به علت قيام براي خون خواهي عثمان فتنه کرده و گناه کار است.وهمزمان منتقد خليفه بوده و او را سب کرده و بر عليه خليفه اقدام کرده .و طلحه وزبير صحابي پيامبر هم قاتل عثمان هستند و هم بر عليه قاتلين او خروج کرده اند.به زعم ايشان چون صحابه ي رسول الله در اين فتنه دست داشتند پس اين يک اقدام انقلابي بوده است.ودر عين حال چون طلحه وزبير و عايشه در اين قتل سهيم بوده اند گناهکار ومنافقند.البته مالک اشتر نخعي وچند تن از افراد شورشي که بعد از قتل خليفه در صف لشکر حضرت علي قرار گرفته اند بي گناه بوده اند در حالي که به اذعان خودشان اين افراد از کوفه فقط براي شورش وعزل خليفه امده بودند.خوب اگر قتل عثمان کار ثوابي بود وتدبير صحابه بود پس امام علي بايد پيشقدم به اين امر مي شدند.ولي اگر اين اقدام فتنه بود چرا عثمان را شهيد وقرباني خشونت نمي دانيد واز قاتلين او براعت نمي جوييد.؟ ؟؟؟
جواب نظر:
جناب الهي (!)
موضع ما در برابر فتنه كشتن عثمان ، همان موضع اميرمؤمنان عليه السلام ، ما نه كار آن دسته از ياران رسول خدا صلي الله عليه وآله را تأييد مي‌كنيم كه به خانه عثمان ريختند ، به همسر او دست‌درازي و خليفه را كشتند و نه كار عثمان را كه با جمع آوري و اندوختن بيت المال و دادن آن به اطرافيانش ، و همچنين بدعت‌هايي كه در دين اسلام نهاد، سبب شورش و فتنه شدند .
اميرمؤمنان عليه السلام با هر دو طرف صحبت كرد ، هم با عثمان و هم با ياران رسول خدا ؛ اما هيچ كدام از موضع خود عقب نشيني نكردند .
قاتل اصلي عثمان ، طلحه ، زبير و عائشه بودند كه با تحريك مردم و نامه نگاري با ديگر مسلمان ، سبب اين شورش شدند و جالب اين است كه همين افراد بعد از چند روز وقتي به مقاصد شوم خودشان نرسيدند ، عليه اميرمؤمنان عليه السلام قيام كردند و او را قاتل عثمان معرفي كردند .
نه كار ياران رسول خدا ثواب بود و نه كار عثمان . اگر عثمان به سخنان اميرمؤمنان عليه السلام گوش مي‌كرد ، هيچگاه چنين اتفاقاتي نمي‌افتاد .
جناب استاد قزويني حفظه الله هر آن چه گفته‌اند ، دليل آن را از كتاب‌هاي سني نقل كرده‌اند ، اگر ايرادي به اين مطالب داريد ، لطف كنيد به صورت موردي ذكر كنيد تا پاسخ شما داده شود .
والسلام علي من اتبع الهدي
11   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  18 آبان 88 - 00:00:00
با سلام
جناب الهي عزيز دل برادر مثل اينكه متوجه نشديد بگذار با يك زبان عاميانه تري برايت صحبت كنم تا متوجه بشوي .
بابا اينها كه اسمشان بالا امده علماي اهل سنت انهم طراز اولشون هستند كه جناب استاد قزويني حفظه الله سرور و استاد بنده از انها نقل ميكنند .
حالا يا اونها دروغ گفتند يا واقعا اين اتفاقات افتاده .

يا علي

12   نام و نام خانوادگي:  محب علي     -   تاريخ:  10 اسفند 88 - 00:00:00
من يك شيعه هستم اين جور كه شما مي نويسيد كه حتي عمار هم قتل عثمان را تاييد كرده پس حضرت عمار از حضرت علي پيروي نمي كرده چون حضرت علي عليه السلام تمام تلاش خود را براي جلوگيري از قتل عثمان كرد پس علت آن چه بود ؟
جواب نظر:

با سلام

دوست گرامي

بهتر بود به عنوان سوال دقت مي‌كرديد :«از ديدگاه اهل سنت، انگيزه قتل عثمان چيست؟»!

تمامي مطالب مطرح شده ، منابع اهل سنت است ، و حتي در برخي منابع ديگر ،اميرمومنان را نيز به دخالت در كشتن عثمان متهم كرده‌اند !

ما نبايد پاسخگوي اهانت‌ها و دروغ‌هاي آنان باشيم ! خود بايد پاسخ بگويند !

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

13   نام و نام خانوادگي:  مصطفي درياب     -   تاريخ:  23 ارديبهشت 89 - 00:00:00
از مطالب ذكر شده بسيار استفاده كرديم اميدوارم محبت اهل بيت رسول الله را خداوند ازما ونسلهاي ما نكيرد
14   نام و نام خانوادگي:  فرشاد     -   تاريخ:  08 شهريور 91 - 01:53:08
باسلام محضر استاد عزيزم اهل سنت ادعاهايي دارن مبني برپناه دادن حضرت علي به چندنفرازقاتلين عثمان ونجات آنان.لطفادراين موردتوضيح بيشتري بدين
جواب نظر:
باسلام
دوست گرامي
اين نسبت پناه دادن قاتلين عثمان به حضرت علي عليه السلام، توسط  معاويه در يكي از سخنراني هاي خود در مدينه مي باشد كه از  حضرت حضرت علي عليه السلام بدگويي مي كرد، عن قتادة قال: خطب معاوية بالمدينة فحمد الله وأثنى عليه، وذكر علياً فنال منه ونسبه إلى قتل عثمان وإيواء قتلته، والحسن بن علي تحت المنبر،امعاويه در سخنراني خودش در شهر مدينه ، پس از ستايش خداوند ، يادي از علي (عليه السلام) كرد و از او بدگويي نمود ، سپس قتل عثمان و پناه دادن به قاتلين عثمان را به آن حضرت نسبت داد ؛ با اين كه امام حسن بن علي (عليهما السلام) در مجلس حاضر بود .انساب الاشراف بلاذري ج2 ص116
معاويه بخاطر اينكه مورد اتهام در اين قتل نباشد، قتل عثمان را به حضرت علي عليه السلام نسبت مي دهد در حالي كه  در مقاله بالا مواردي ذكر شد كه مقصر اصلي قتل عثمان خود معاويه بوده است همچنان كه حضرت علي عليه السلام در نامه اي كه به معاويه نوشت فرمدند: فوالله ما قتل ابن عمك غيرك.غير از تو، کسي قاتل عثمان نبود.العقد الفريد، ج3، ص333 ونيز فرمودند: و لعمري! ما قتله غيرک قسم به جان خودم! غير از تو، کسي عثمان را نکشت.در اين خصوص اگر مدركي وجود دارد ارائه دهيد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
15   نام و نام خانوادگي:  amir alipur     -   تاريخ:  12 ارديبهشت 92 - 12:20:41
با سلام لينک دانلود پاسخ به شبهات قتل عثمان خراب است و دانلود نميشود لطفا اصلاح کنيد و يا ادرس ديگري معرفي کنيد . بسيار حياتي ميباشد . ممنون
جواب نظر:
باسلام
دوست گرامي؛ براي اصلاح به اطلاع مسئولين مربوطه رسانده خواهد شد ولي اگر عجله داريد مي توانيد مطالب را كپي پيس كنيد .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
16   نام و نام خانوادگي:  علي رضا     -   تاريخ:  08 مرداد 92 - 16:12:08
و إنما صنع ذلك معاوية ليقتل عثمان، فيدعو إلى نفسه. کجاي انساب الاشراف هست؟ گشتم نبود
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
 سيد محمد بن عقيل العلوي، صاحب  النصائح الكافية عبارتي ( اين عبارت در نسخه انساب الاشراف که در دست ما بود يافت نشد) را درباره قتل معاويه از کتاب انساب الاشراف نقل کرده و گويد:  واللفظ للبلاذري - إن معاوية لما استصرخه عثمان تثاقل عنه وهو في ذلك يعده حتى إذا أشتد به الحصار بعث إليه يزيد بن أسد القشيري وقال له : إذا أتيت ذا خشب فأقم بها ولا تقل الشاهد يرى ما لا يرى الغائب فأنا الشاهد وأنت الغائب قالوا فأقام بذي خشب حتى قتل عثمان فأستقدمه حينئذ معاوية فعاد إلى الشام بالجيش الذي كان معه فكان في الظاهر نصرة لعثمان ببعث الجيش وهو في الحقيقة خذلان له لحبسه الجيش كي يقتل عثمان فيدعو إلى نفسه كما وقع بالفعل
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
17   نام و نام خانوادگي:  علي رضا     -   تاريخ:  08 مرداد 92 - 16:37:20
و لعمري! ما قتله غيرک. کجاي نهج البلاغه است؟!!!!!!!!!
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
اين عبارت در شرح نهج البلاغه به اين صورت خطاب معاويه آمده است:  ولعمري ما قتله غيرك ، ولا خذله سواك . شرح نهج البلاغة ،  دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1418هـ - 1998م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد عبد الكريم النمريج ، ج15   ص 51 در کتاب بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج‏33 ؛ ص125 نيز نقل شده است.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
18   نام و نام خانوادگي:  عاشق علي_ع_و آل علي_ع_     -   تاريخ:  03 شهريور 92 - 18:49:35
واقعا نميدانم که چرا برخي از عزيزان فرق بين انتقاد(گفتن حقيقت) و توهين رو نميدونن؟؟؟حضرت علي(ع)طبق آيه تطهير=فقط(به درستي که)خداوند ميخواهد هرگونه رجس و پليدي را از شما اهل بيت دور کند و شما را پاک و پاکيزه گرداند.احزاب....حضرت علي طبق اين آيه معصوم و دور از هرگونه خطا و اشتباه هستند...............
آيا واقعا کساني هستند که فرق بين علي و پيروانش و خلفاي سه گانه(ابي بکر و عمر و عثمان)و پيروانشان را نميدانن؟؟و فرق بين قبول کردن ولايت علي پس از رسول_ص_رو با قبول نکردن آن نميدانن؟
آيا از علي شخصي نزديکتر به رسول خدا ميشناسيد؟؟و پس از علي و ديگر اهل بيت اشخاصي مانند سلمان و ابي ذر و مقداد و عمار به رسول نزديک تر بودندو ايشان همان هايي هستند که به شيعه علي مشهورند و کساني بودند که زير بار بيعت با خليفه اول نرفتند........
چطور شد که حقيقت گويي شيعيان شد برهم ريختن وحدت؟! ولي تعصب برخي از اهل سنت نسبت به برخي نشد برهم ريختن وحدت؟!
19   نام و نام خانوادگي:  ............     -   تاريخ:  03 شهريور 92 - 19:00:38
هل دين الا الحب و الا البغض؟................آيا دين جز دوست داشتن خوبان و بغض بدان است؟؟.....آيا دين جز حب خوبي و بغض بدي است؟؟
قصد بنده توهين به عزيزان اهل سنت و مقدساتشان نيست.....اما اگر الآن بخواهيم خليفه دوم رو به عنوان بزرگ دينمون به جهان غرب معرفي كنيم......غربي ها نميگن كه=بزرگ مسلمانان خشن بود....در نتيجه اسلام رو خشن خواهند ديد.....جناب خليفه دوم در روز حديبيه گفت=در هيچ روزي مانند امروز نسبت به نبوت محمد شك نكردم.(اين جمله در جوامع روايي اهل سنت آمده).....آيا غربيان نميگن كه حتي اين شخصي كه او رو به عنوان دين به ما معرفي كرديد در نبوت محمد_ص_شك داشت!!.......جناب خليفه دوم از جنگ ها فرار ميكرد.....نسبت به رسول خدا جسارت ميكرد كه مشهورترينشان ماجراي يوم الخميس است..........
چطور شد كه=شيعه كشي نه تنها عامل برهم ريختن وحدت نيست بلكه مايه تقرب به خدا حساب ميشه؟!!
چطور شد كه=تكفير شيعه باعث برهم ريختن وحدت نيست؟
20   نام و نام خانوادگي:  .............     -   تاريخ:  05 شهريور 92 - 13:18:12
ما شكست خوردگان نهروان نيستيم.....لكن عده اي نتيجه ابن تميمه ناصبي و محمدبن عبدالوهاب و امثالهم هستن.....
كنار زدن علي پس از پيامبر نتيجه اش شد=حمله به خانه فاطمه دختر رسول خدا.....ووه!زماني كه رسول_صلي الله عليه و آله_تازه به رحمت الهي رفته بود اهل بيتش يعني علي همان كسي كه از كودكي با رسول خدا و يار و ياور شجاع و مهربان او بود.....يعني فاطمه كه ام ابيها يعني مادر پدرش رسول خدا و پاره تن او و عزيز او بود.......يعني حسن و حسين كه علاقه بي نهايت نبي_ص_به ايشان بر هيچ كسي پوشيده نيست.....ووه!كه چه عجيب!اهل بيت رسول رو تهديد به آتش زدن كردند!
كنار زدن علي پس از رسول يعني=حمله وحشيانه به خانه اي كه باعظمت ترين خانه هابود.....و رسول خدا هيچ گاه بي اجازه وارد آن خانه نشد....
كنار زدن علي پس از رسول يعني=قتل محسن....محسن فرزند پيغمبر.....
كنار زدن علي پس از پيغمبر يعني=قتل خانمي كه سيده نسا’العالمين من الاولين و الآخرين است يعني بانويي كه خدا با خشم او خشم ميگيرد و بارضايت او راضي ميشود....همان خانمي كه آزار و اذيت او آزار و اذيت خدا و رسول است......همان خانمي كه ام الحسنين و زوجه ولي الله است....همان خانمي كه رسول_ص_دست او را ميبوسيد.....همان خانمي كه صديقه راضيه مرضيه مباركه محدثه فاضله صابره بتول و طاهره است....يعني فاطمه دختر رسول خدا.....
كنار زدن علي پس از پيغمبر يعني=سرآغاز فتنه......سرآغاز بدعت گزاري......يعني قتل مالك بن نويره و تجاوز به همسر او توسط خالد بن وليد.....يعني قصاص نكردن خالد توسط ابي بكر.....
يعني كه در زمان عمر هيچ غير عربي جز ابولولو و سلمان و بلال و هرمزان اجازه ماندن در مدينه كه پايتخت اسلام بود رو نداشت.........يعني فتواي عمر كه =هركسي با زن عجم ازدواج كرد اگر فرزندشان در سرزمين عرب به دنيا آمد از پدرش ارث ميبرد ولي اگر در سرزمين غير عرب به دنيا آمد از پدرش ارث نميبرد!!
يعني=تحريم ازدواج موقتي كه خدا درقرآن اجازه آن رو داده.......و گفته حضرت علي(ع)كه =اگر عمر متعه را تحريم نميكرد جز شقي كسي زنا نميكرد....
يعني غصب فدك همان سرزميني كه خدا براي فاطمه_سلام الله عليها_قرار داده بود....
كنار زدن علي پس از رسول يعني=به جكومت رسيدن معاويه همان شخصي كه رسول درباره او فرموده بود كه=نشيمنگاه معاويه در آتش است...و قتل وحشيانه صدها نفر از عاشقان اسلام و علي..........
يعني كه =معاويه در آغاز جايگاهي نزد مسلمين نداشت اما حكومت شام توسط عمر به او رسيد و تعريف و تمجيد عمر از معاويه كه=اين مرد كسراي عرب است!!
و پس از آن يعني به حكومت رسيدن يزيد بن معاويه.....يعني همان جنايتكار تاريخ.....قتل وحشيانه حسين_س_در كربلا’ و ياران و اهل بيتش.....يعني اسارت و رنج دختران پيغمبر......يعني واقعه حره ........حمله وحشيانه به مكه....و به دنيا آمدن صدها فرزند نامشروع.....
و......................
و...............
و
21   نام و نام خانوادگي:  محمدي     -   تاريخ:  21 دي 92 - 15:23:36
قرآن ميگه که از اهل مدينه عده اي منافق هستند....اون وقت ما بايد تمام کساني رو که پيامبر رو ديدند عادل بدونيم؟! خداوند در آيه آخر سوره فتح ويژگي همراهان واقعي پيامبر رو فرموده..
22   نام و نام خانوادگي:  رها     -   تاريخ:  09 شهريور 93 - 00:35:24
با سلام و خسته نباشيد
ميخواستم بدونم ما چطور ميتونيم به اصل تاريخ طبري و صحيح بخاري و... دسترسي پيدا کنيم آخه هرچي از اونا واسه دوستان سني ميگيم ميگن کتب جديد تحريف شده و....
من دارم تحقيق ميکنم تا با عقل خودم راه رو انتخاب کنم لطفا راهنمايي کنيد ممنون
جواب نظر:
باسلام
دوست گرامي؛ در اين زمينه براي اينکه چنين عذري نياورند به کتبي که چاپ کشور عربستان يا ديگر کشورهاي عربي سني مثل مصر و بيروت است آدرس دهيد و يا از نرم افزار جامع کبير که توسط اهل سنت تهيه شده آدرس دهيد. براي اطمينان بيشتر مي توانيد اسکن پي دي اف آن را هم از سايتهاي مختلف مانند «سايت آرشيو» تهيه کنيد.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)




   
      ارسال نظر  

صفحه کليد   *:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر
کد امنيتي:        

آموزش رجال | مناظرات | فتنه وهابيت | آرشيو اخبار | آرشيو يادداشت | پايگاه هاي برتر | گالري تصاوير | خارج فقه مقارن | درباره ما | شبکه سلام |  ارتباط با ما