* ســـــــايـــــت جــــــديــــــد *
سايت فعلي (قديم) ديگر بروزرساني نمي شود جهت مشاهده اطلاعات بروز به سايت جديد مراجعه نماييد
  مقالات |  سخنراني ها |  موبايل |  آثار منتشره |  محصولات نرم افزاري |  نظرات |  طرح پرسش |  پاسخ ها فروشگاه
تاريخ: 11 اسفند 1388 تعداد بازديد: 11064 
شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02
 پخش صوت  پخش صوت
   دان لود   دان لود 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

موضوع: شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) 02

شبكه سلام :  29 ارديبهشت 1387

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آقاي هدايتي

به مناسبت شهادت حضرت فاطمه (سلام الله عليها)، به طور خلاصه و فشرده بفرماييد نظر ابن تيميه در مورد حضرت فاطمه (سلام الله عليها) چيست؟

استاد حسيني قزويني

 در رابطه با حضرت فاطمه (سلام الله عليها) و أمير المؤمنين (عليه السلام) و أهل بيت (عليهم السلام) كسي كه آثار ابن تيميه را خوانده باشد در منهاج السنة كه بهتر است بگوئيم منهاج البدعة، بغض و كينه‌اش به أهل بيت (عليهم السلام) كاملا روشن است. إن شاء الله در فرصت‌هاي آينده، نظر شخصيت‌هاي علمي علماي أهل سنت معاصر و بعضي از اساتيد دانشگاه و مولفان و نويسندگان نامي را جمع مي‌كنم كه همگي به صراحت مي‌گويند بخاطر جسارت‌هايي كه ابن تيميه به أمير المؤمنين (عليه السلام) و أهل بيت (عليهم السلام) و حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) دارد، شكي در ناصبي و منافق بودن او نيست. يكي از مواردي كه برخي از انديشمندان أهل سنت، حتي برخي معتدلين مثل حسان بن فرهان مالكي او را نقد مي‌كند و نمي‌تواند زبان خود را از بدگوئي به ابن تيميه باز دارد، عبارتي است كه ابن تيميه در منهاج السنة، جلد 4، صفحه 245 با كمال وقاحت مي‌گويد:

اين‌كه فاطمه آمد پيش ابوبكر و فدك را طلب كرد و ابوبكر هم فدك را به او نداد، از مصاديق منافقين است كه قرآن درباره آنها مي‌گويد:

وَ مِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَ إِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ

سوره توبه/آيه58

 

و مي‌گويد:

فمن مدح فاطمة، بما فيها اشتبه من هولاء.

كساني كه مدح فاطمه تلاش مي‌كنند، در او شباهتي از منافقين است.

وقتي آقاي محمد زكي الدين ابراهيم از علماي بزرگ مصر و الازهر به اين تعبير مي‌رسد، مي‌گويد:

ابن تيميه كسي است كه بغض أهل بيت (عليهم السلام) در سينه دارد و نسبت به حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) جسارت كرده تا جايي كه او را منافق مي‌نامد العياذ بالله.

و مع أن إبن تيمية إنحرافات شتي فلعل من أوقحها هذا الإنحراف اللئيم.

ابن تيميه انحرافات زيادي داشته و از وقيحترين انحرافاتش، همين جسارت به حضرت فاطمه (سلام الله عليها) است.

كلمة الرائد، ج2، ص546

استاد حسن سقاف ـ از دانشمندان معاصر اردن ـ مي‌گويد:

ابن تيمية يحتج كثير من الناس بكلامه و يسميه بعضهم شيخ الاسلام و هو ناصبي عدو لعلي (عليه السلام) و وسمها فاطمة بأن فيها شعبة من النفاق.

بعضي از افراد به سخنان ابن تيميه استدلال مي‌كنند و او را شيخ الاسلام مي‌نامند. او يك فرد ناصبي و دشمن أمير المؤمنين (عليه السلام) است و گفته كه حضرت فاطمه (سلام الله عليها) شعبه‌اي از نفاق در او است.

التنبيه و الرد، ص7

هم‌چنين حافظ احمد بن محمد صديق كه از علماي معاصر بوده و در سال 1380 از دنيا رفته، ايشان مي‌گويد:

و كيف لا يلزم بالنفاق مع نطقه قبحه الله تعالي بما لا ينطق به مؤمن في حق فاطمة سيدة نساء العاملين رضي الله عنها ... فقد قال في السيدة فاطمة البتول: أن فيها شبها من المنافقين الذين وصفهم الله تعالي في قوله: "فان أعطوا منها رضوا و ان لم يعطوا منها إذا هم يسخطون" قال لعنة الله عليه: فكذلك فعلت هي إذ لم يعطها أبو بكر رضي الله عنه من ميراث والدها صلي الله عليه و سلم

چطور ابن تيميه را منافق ندانيم، با اين‌كه نسبت به حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) وقيحترين عبارت را آورده است و گفته كه در حضرت فاطمه (سلام الله عليها) شباهتي از نفاق هست كه قرآن در مورد آنان مي‌گويد:

فان أعطوا منها رضوا و ان لم يعطوا منها إذا هم يسخطون.

در ادامه مي‌گويد لعنت خداوند بر ابن تيميه باد....

البرهان الجلي، ص53، چاپ اول سال 1389

البته سخن زياد است، ولي قرار شد به اختصار پاسخ‌ها را عرض كنيم و به همين مقدار اكتفاء مي‌كنيم.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

در يكي از نماز جمعه‌هاي استان سيستان و بلوچستان، يكي از همين دلدادگان وهابيت كه دل در گروه وهابيت داده، منكر شهادت حضرت فاطمه (سلام الله عليها) شده است. در اين‌باره توضيحي بفرمائيد.

استاد حسيني قزويني

در اين رابطه، چند روز پيش ديدم كه پيام‌هاي متعددي براي من آمده از استان سيستان و بلوچستان كه در نماز جمعه به حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) و أمير المؤمنين (عليه السلام) جسارت شده است. من معمولا مقيد هستم كه نماز جمعه‌هاي اين استان و مدينه را گوش مي‌دهم، ولي به خاطر كسالتي كه داشتم نتوانستم گوش كنم، ولي متن نوار را برايم پياده كردند و آوردند.

اينها از دل‌دادگان وهابيت و پس‌مانده‌هاي خوارج و منافقين هستند كه اين‌چنين متهورانه نسبت به ساحت مقدس حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) و أمير المؤمنين (عليه السلام) جسارت مي‌كنند و احساسات 400 ميليون شيعه را با اين سخنان ياوه خود، جريحه دار مي‌كنند و هدفشان جز ايجاد فتنه و اختلاف ميان مردم نيست. همانطوري هم كه شما گفتيد، من تلفن‌هاي متعددي از زابل و زاهدان و شهرهاي ديگر داشتم و گفتم كه هيچ عكس‌العمل تندي نشان ندهند. چون هدف دشمن اين است كه يك سري افراد ياوه را بفرستند تا با ياوه گوئي‌ها، زمينه اختلاف ميان شيعه و سني و مسلمانان را ايجاد كنند.

البته ما با برادران أهل سنت، چه در خارج و چه داخل كشور، هيچ مشكلي نداريم. حتي در استان سيستان و بلوچستان، 95% أهل سنت استان، كاملا با شيعه همگام است. ولي 5% دل‌داده وهابيت هستند و رابطه تنگاتنگي ميان حوزه علميه‌شان با عربستان دارند. با پول‌هايي كه از عربستان يا امارات و پاكستان مي‌آيد، اينها خود را مي‌بازند.

آقاي عبدالمجيد اسماعيل شه‌بخش امام جمعه زاهدان وقتي در خطبه‌هاي قبل از نماز جمعه صحبت مي‌كند، در مورد حضرت فاطمه (سلام الله عليها) كه حضرت علي (عليه السلام) با او ازدواج كرد، اين تعبير را به كار مي‌برد:

پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، حضرت فاطمه را به حضرت علي كه يك فقير به تمام معنا بود داد.

در حقيقت ما اين را جسارتي مي‌دانيم به ساحت مقدس آقا أمير المؤمنين (عليه السلام).

بعد مي‌گويد:

اين صحبت‌هايي كه در مورد شهادت حضرت فاطمه مطرح است، دروغ محض است و هدف آنها تخريب ابوبكر و عمر نيست، بلكه مي‌خواهند شخصيت علي را تخريب كنند. علي كه شير خدا و اسد الله الغالب بود و درب خيبر را با يك دست بلند كرد، چگونه حاضر مي‌شود ببيند كه حضرت فاطمه را جلوي چشمش مضروب كنند و بعد دخترش را به عقد ضارب (عمر) در بياورد... با اين‌كه مي‌گويد قبر حضرت فاطمه نامشخص است، مگر قبر عايشه و سه دختر ديگر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) مشخص است. بين اينها، قبر حضرت فاطمه حدودش معلوم است... مي‌گويند حضرت فاطمه را شبانه دفن كردند و ...

در جواب ايشان مي گوييم كه اين آقايان يا خودشان به مدينه نرفته‌اند و خداوند توفيق را از اينان گرفته يا مي‌توانستند از افراد ديگري كه به مدينه رفته‌اند سوال كنند و ببينند كه قبر زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مشخص و واضح است. وقتي وارد قبرستان بقيع مي‌شويم، قبر زوجات نبي مكرم (صلي الله عليه و آله): ام‌سلمه، سوده، عايشه، حفصه، ام‌حبيبه، زينب، ام‌ميمونه، صفيه و ماريه قبطيه همه در يك رديف است. خود وهابي‌ها هم توصيه مي‌كنند كه اينجا محل قبر زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است و سلام بدهيد و دعا بخوانيد و.... حتي قبر عمه‌هاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كاملا مشخص است. يعني اينها واضح و روشن است. 

من هم بر خودم لازم مي‌دانم كه از مسئولين محترم استان سيستان و بلوچستان تشكر كنم و بگويم كه دعاي حضرت فاطمه (سلام الله عليها) و امام زمان (عليه السلام) بدرقه راه‌تان، كه جناياتي كه همين مولوي‌ها در ايران‌شهر انجام دادند و يك حوزه علميه را مركز مهمات كردند براي عمليات تروريستي در ميان اجتماعات شيعه و سني. حتي رسما در اعترافات خود گفتند كه مي‌خواستند چند مولوي را بكشند و به گردن نظام بياندازند. الحمدلله كه عنايات أهل بيت (عليهم السلام) اينها را مفتضح كرد و من اين را از جناب‌عالي تقاضا دارم كه اعترافات اينها را و جملاتي از شخصيت‌هاي برجسته استان سيستان و بلوچستان كه اينها را محكوم كرده‌اند، بارها پخش كنيد تا مردم بدانند حساب أهل سنت از وهابيت جدا است. حساب 5% دل‌دادگان وهابيت با 95% أهل سنت فرق مي‌كند.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

نكته مهمي كه ايشان گفته، منكر شهادت حضرت فاطمه (سلام الله عليها) شده است. بي‌پايه و اساس بودن اين حرف‌ها كاملا مشخص است. از شما مي‌خواهيم كه با توجه به اسناد موجود در كتب أهل سنت و نمونه‌هايي از سخن علماي شيعه، شهادت حضرت فاطمه (سلام الله عليها) را ارزيابي كنيد.

استاد حسيني قزويني

از استان سيستان و بلوچستان و ساير مناطق زنگ زدند و شايد بيش از 200 مورد در مورد شهادت حضرت فاطمه (سلام الله عليها) سوال شد كه در يكي از دانشگاه‌ها، يكي از دانشجويان دلداده وهابيت بر ديوار دانشگاه اطلاعيه‌اي چسبانده كه هر كس ثابت كند حضرت فاطمه (سلام الله عليها) شهيد شده، به او فلان قدر جايزه مي‌دهيم.

ما عطاي او را به لقايش مي‌بخشيم و جايزه‌اش را پست مي‌دانيم. اگر شيعه در طول تاريخ سخن از شهادت حضرت فاطمه (سلام الله عليها) مي‌زند، عقيده ثابت در ميان أهل بيت (عليهم السلام) و فقهاء شيعه بوده است. خود مرحوم كليني (ره) به سند صحيح از آقا امام كاظم (عليه السلام) نقل مي‌كند:

إن فاطمة صديقة شهيدة

حضرت فاطمه (سلام الله عليها) همه صديقه است و هم شهيده.

كافي، ج1، ص458

هم‌چنين آقاي سيد مرتضي (ره) از علماي بزرگ شيعه، صراحت دارد بر اين‌كه حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) شهيد شده است.

الشافي، ج3، ص241

سليم بن قيس كه از اصحاب امام سجاد (عليه السلام) است، در كتاب سيلم بن قيس، صفحه 150 صراحت دارد بر شهادت حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها).

از نظر شيعه، با توجه به روايت صحيح كافي و شهادت بزرگان، احدي شك در شهادت حضرت فاطمه (سلام الله عليها) ندارد.

اما از ديدگاه أهل سنت: از برادران أهل سنت كه عناد ندارند و دنبال حقيقت هستند و بهانه‌جو نيستند، تقاضا مي‌كنم كه به اين نكات توجه كنند.

جناب جويني، متوفاي 730 هجري و از شخصيت‌هاي برجسته أهل سنت است. آقاي ذهبي كه از استوانه‌هاي علم رجال است از او تعبير مي‌كند:

الإمام المحدث الأوحد الأكمل فخر الاسلام

او امام و پيشوا و محدث يگانه و فخر اسلام بوده است.

تذكره الحفاظ للذهبي، ج4، ص1505

ايشان با اين ويژگي‌هايي كه بزرگان أهل سنت در مورد او دارند، كتابي دارد به نام فرائد السمطين و در آنجا مي‌گويد:

روزي پيامبر نشسته بود و امام حسن وارد شد. ديدگان پيامبر كه بر او افتاد، ديدگانش اشك آلود شد. سپس امام حسين وارد شد و باز هم گريست. علي و فاطمه هم وارد شدند و باز هم پيامبر گريست. وقتي از پيامبر علت گريه را پرسيدند، اين‌چنين فرمود:

لما رأيتها ذكرت ما يصنع بها بعدي كأني بها قد دخل الذل في بيتها ...

و إني لما رأيتها ذكرت ما يصنع بها بعدي، كأني بها و قد دخل بيتها، و إنتهكت حرمتها، و غصب حقها، و منع إرثها، و كسر جنبها، و أسقط جنينها و هي تنادي: وا محمداه! فلا تجاب، و تستغيث فلا تغاث... فتقدم عليّ محزونة، مكروبة، مغمومة، مغصوبة، مقتولة.

وقتي فاطمه را ديدم، به يادم افتاد آنچه كه بعد از من، امت من در حق فاطمه مي‌كنند. گويا مي‌بينم كه ذلت وارد خانه او شده، حرمت او را پايمال كرده‌اند، حقش را غصب كرده‌اند، ارث او را منع كرده‌اند، پهلويش را شكسته‌اند، جنين او را سقط كرده‌اند در حالي‌كه دخترم فرياد مي‌زند يا محمدا! ولي كسي او را جواب نمي‌دهد. هر چه استغاثه مي‌كند كسي او را پاسخ نمي‌دهد. اول كسي كه از أهل بيت من به من ملحق مي‌شود فاطمه است. پيش من خوهد آمد در حاليكه ناراحت و غمگين و حقش غصب شده و شهيد شده است.

در عرب، واژه مقتول غير از مات است، يعني كشته شده نه اين‌كه مرده.

آقاي جويني در ادامه مي‌گويد:

پيامبر دستش را بلند كرد و گفت:

اللهم العن من ظلمها و عاقب من غصبها و أذل من أذلها و خلّد في النار من ضرب جنبها حتي ألقت ولدها، فتقول الملائكة: آمين.

خدايا! لعنت كن هر كس به فاطمه ظلم كرده؛ و مجازات كن كسي كه حقش را غصب كرده؛ و ذليل كن هر كس كه زمينه ذلت او را فراهم كرده و در آتش خودت جاودانه نگهدار كسي را كه بر پهلوي فاطمه زد و فرزندش سقط شد. در اين هنگام ملائكه گفتند: آمين.

فرائد السمطين للجويني، ج2، ص34 و 34

از اين عبارت خيلي از قضايا روشن مي‌شود.

گر خانه كس است، يك حرف بس است.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

چرا أمير المؤمنين (عليه السلام) با آن همه قدرت خود كه اسد الله الغالب بود، از حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) دفاع نكردند؟

استاد حسيني قزويني

در رابطه با اين قضيه، سال گذشته در همين شبكه سلام اين سوال مطرح شد و مفصل در اين زمينه جواب داديم. خلاصه جواب اين بود كه خود أمير المؤمنين (عليه السلام) در نهج البلاغه، خطبه 3، معروف به شقشقيه، مفصلا توضيح مي‌دهد و مي‌گويد:

و طفقت أرتأي بين أن أصول بيد جذاء أو أصبر علي طخية عمياء، يهرم فيها الكبير و يشيب فيها الصغير و يكدح فيها مؤمن حتي يلقي ربه فرأيت أن الصبر علي هاتا أحجي فصبرت و في العين قذي و في الحلق شجا أري تراثي نهبا حتي مضي الأول لسبيله فأدلي بها إلي فلان بعده.

بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نمي‌دانستم كه از حق خودم دفاع كنم، ولي تنها بودم و دست خالي و ياري و ياوري نيافتم؛ يا در يك محيط خفقان‌زا و تاريك، صبر پيشه سازم. اين محيطي كه پيران را فرسوده مي‌كند، و جوانان را پير، و مردان مومن را تا قيامت اندوهگين مي‌سازد. بعد از ارزيابي درست، صبر كردم، در حاليكه خار در چشم و استخوان در گلو داشتم و مي‌ديدم كه جلوي چشمم ميراث مرا به غارت بردند.

هم‌چنين در خطبه 217، أمير المؤمنين (عليه السلام) مي‌فرمايد:

فنظرت فإذا ليس لي رافد و لا ذاب و لا مساعد إلا أهل بيتي، فضننت بهم عن المنية فأغضيت علي القذي، و جرعت ريقي علي الشجي، و صبرت من كظم الغيظ علي أمر من العلقم، و آلم للقلب من حز الشفار.

در برابر ظلم‌هايي كه بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در حق من كردند، به اطرافم نگاه كردم و ديدم كه نه ياوري دارم، نه كسي از من حمايت مي‌كند جز خانواده‌ام؛ و مايل نبودم كه جان آنها را به خطر بياندازم چون نسل پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) براي هميشه قطع مي‌شد. در حاليكه خار بر چشمم بود، چشمم را بر هم نهادم و با استخوان در گلو گير كرده، جام تلخ را جرعه جرعه نوشيدم و صبر كردم بر خشم خود، بر امري كه تلخ‌تر از زهر و دردناك‌تر از شمشير بر قلب بود.

آقاي ابن ابي احديد معتزلي در شرح نهج البلاغه، جلد 1، صفحه 307 مي‌گويد كه أمير المؤمنين (عليه السلام) مي‌فرمايد:

و أيم الله لولا مخافة الفرقة بين المسلمين، و أن يعود الكفر، و يبور الدين، لكنا علي غير ما كنا لهم عليه....

به خدا قسم! اگر نمي‌ترسيدم از اين‌كه اختلاف افتد بين مسلمانان و دوباره كفر به جامعه اسلامي برگردد و دين نابود مي‌شود، مي‌فهميديد كه من چه ضربه شستي بر شما نشان مي‌دادم....

حتي مرحوم علامه مجلسي (ره) در جلاء العيون مي‌گويد:

وقتي وارد خانه أمير المؤمنين (عليه السلام) شدند و حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) را مورد ضرب و شتم قرار دادند و او نيز ناله زد، أمير المؤمنين (عليه السلام) از اتاق در آمد و از كمربند يكي از مهاجمين گرفت و بلند كرد محكم بر زمين زد و روي سينه‌اش نشست. در همين هنگام صداي موذن بلند شد كه اشهد ان محمدا رسول الله. علي (عليه السلام) فرمود: زهراء (سلام الله عليها) جان! اگر من بخواهم اينها را از بين ببرم، ديگر نام پدرت بر بالاي مأذنه‌ها گفته نمي‌شود.

يعني با ايجاد تفرقه و سوء استفاده منافقين و دشمنان، اصل دين از بين مي‌رود.

حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) عرض كرد: يا أمير المؤمنين (عليه السلام)! من حاضرم هر مصيبتي را بپذيرم، ولي حاضر نيستم نام پدرم رسول الله از زبان‌ها بيفتد.

حتي خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وصيت كرد به علي (عليه السلام):

فإن وجدت اعوانا فجاهدهم و ان لم تجد اعوانا فكف يدك و احقن دمك، فإن الشهادة من وراءك.

اگر نيرو و كمك داشتي، با اينها جهاد كن. اگر ياور نيافتي، دست نگهدار و خونت را حفظ كن كه شهادت پشت سر توست.

مستدرك الوسائل للنوري، ج11، ص74 ـ الغيبة للطوسي، ص193 ـ شرح نهج البلاغه لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج20، ص326

در برخي منابع آمده كه از خود أمير المؤمنين (عليه السلام) سوال كردند كه چرا دفاع نكردي از همسرت و حق خود؟ حضرت فرمود:

إقتداءا برسول الله.

نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در 13 سال در مكه، جلوي چشمش، عزيزانش مثل عمار و ياسر و سميه و بلال را شكنجه مي‌دادند و برخي هم شهيد مي‌شدند. چون نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) بنا نبود كه با معجزه كار را جلو برد و چون كمك و ياور و مدافع نداشت، لب فرو بست، حتي دستور دفاع هم به كسي نداد. در برابر بدترين جسارت‌هايي كه به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) كردند در مكه، از خودش دفاع نكرد. لذا آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) هم در اين زمينه صبر مي‌كند.

از آقا امام رضا (عليه السلام) سوال مي‌كنند كه چرا جدت علي (عليه السلام) از حقوق مسلم خود و همسرش دفاع نكرد؟

حضرت فرمود كه همان‌گونه كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در مكه دفاع نكرد:

اقتدي برسول الله في ترك جهاد المشركين بمكة بعد النبوة ثلاث عشر سنة.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) 13 سال در مكه لب فرو بست و با مشركان جهاد نكرد.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

با توجه به اين همه فضائل و مناقبي كه در مورد حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) آمده و علماي شيعه و سني هم زياد از اين روايات نقل كرده‌اند، چگونه اينها منكر فضائل اين بزرگوار شدند و احترامش را پس از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نگه نداشتند و حتي در نهايت بي‌حرمتي كردند به ساحت مقدس ايشان؟

به تعبير يكي از بزرگان، حتي اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) سفارش مي‌كرد تا آنجايي كه مي‌توانيد و از دست‌تان بر مي‌آيد در حق اين بزگوار ظلم كنيد، بيش از ايني كه ظلم كردند، نمي‌توانستند ظلم كنند.

استاد حسيني قزويني

آقاي ذهبي كه از استوانه‌هاي علمي أهل سنت است، از ابوحامد غزالي در كتاب السر العالمين، نقل مي‌كند:

از ايشان سوال كردند كه آيا «من كنت مولاه فعالي مولاه» صراحت در امامت و حقانيت علي (عليه السلام) دارد يا خير؟ گفت: بله. گفتند: آيا خود خليفه دوم اولين نفري نبود كه در روز غدير گفت «بخ بخ لك يا علي، اصبحت مولاي و مولا كل مومن و مومنة». گفت: بله. گفتند كه اين در حقيقت تسليم و رضايت است به دستور پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نسبت به خلافت أمير المؤمنين (عليه السلام).

 

ثم بعد ذلك غلب عليه الهوي. حبا للرياسه... فحملهم علي الخلاف. فنبذوه وراء ظهورهم و اشتري به ثمنا قليلا، فبئس ما يشترون.

بعد ازاين قضيه، هوا و هوس بر خليفه دوم غلبه كرد. بخاطر رسيدن به رياست... اين هواپرستي و رياست طلبي، آنها را وادار بر مخالفت دستور پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كرد. سخنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را پشت سر انداختند و به اندك چيزي (رياست چند روزه دنيا) فروختند. چه معامله بدي كردند.

گرچه آقاي ذهبي، از اين جملات غزالي تعجب مي‌كند و مي‌گويد:

إن الرجل من بحور العلم.

آقاي غزالي، درياي علم است.

از آقاي ذهبي سوال مي‌كنيم كه اگر كسي از بحور علم شد و نيامد وجدانش را مانند جناب عالي زير پا بگذارد و تمام روايات مربوط به أهل بيت (عليهم السلام) را به نوعي خدشه وارد نكند؛ حتي اگر نتوانست مناقشه كند و اشكال رجالي وارد كند، بيايد بگويد:

قلب من شهادت مي‌دهد كه اين روايتي كه در فضيلت علي (عليه السلام) است، باطل است.

وقتي هم‌چنين مطلبي را آقاي ذهبي مي‌گويد و نمي‌تواند اشكال رجالي و سندي كند، چه انتظاري است كه آقاي ابو حامد غزالي هم مثل شما اين‌چنين بكند.

اين قضايا كاملا روشن بوده و حتي خود أمير المؤمنين (عليه السلام) در خطبه شقشقيه مي‌گويد:

خلفاء موقعيت مرا مي‌دانستند، نسبت به حقانيت من كاملا اذعان داشتند، ولي بخاطر چند روز دنيا اين مسائل را ايجاد كردند.

در قضيه خلافت أمير المؤمنين (عليه السلام)، تنها خودش كه مخالف اين قضيه نبود، افراد زيادي مخالف بودند. حتي تا 6 ماه، نه بني‌هاشم و نه تعدادي از مهاجرين و انصار، زير بار خلافت ابوبكر نرفتند. خود أمير المؤمنين (عليه السلام) تا وقتي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) زنده بود بيعت نكرد، بني هاشم هم همينطور. البته ما شيعيان معتقديم كه تا ابد هم بيعت نكرد. به تعبير شيخ مفيد:

و الذي عليه محقق الشيعة لم يبايع علي ساعة قط.

آنچه كه محققان شيعه بر آن هستند، علي (عليه السلام) حتي يك ساعت هم با خلفاء دست بيعت نداد.

اولين كسي كه مي‌توانست از قداست و موقعيت و محبوبيت خودش در جامعه است علي (عليه السلام) دفاع كند، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) است. ابوذر آمد اعتراض كرد، دست و پايش را شكستند و از مسجد بيرون انداختند. سلمان آمد از علي (عليه السلام) دفاع كرد، او را هم زدند و بيرون انداختند. عمار ياسر را هم زدند و بيرون انداختند. عباس عموي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اعتراض كرد، شبانه رفتند منزلش و گفتند كه هر چه بخواهي از مقام و مال به تو مي‌دهيم، ولي وارد صحنه نشو. ولي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) نه كسي است كه تطميع شود و نه تهديد، آمدند و به قول خودشان ضرب شست اولشان را به حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) نشان دادند تا ديگران هم حساب خود را بكنند كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) كه فرزند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است، در برابر ما ايستاد و ما چنين معامله‌اي كرديم با او.

بخاطر همين قضايا، اول آمدند نسبت به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) اين مسائل را پيش آوردند تا ديگران درس عبرت بگيرند.

إن شاء الله فرداي قيامت، حقائق روشن خواهد شد. گرچه الان هم براي منصفان شيعه و سني و حتي وهابيت، حقيقت روشن شده است. فوج فوج و دسته دسته، اساتيد و محققان و دانشجويان و علماء، يكي پس از ديگري، پس از سال‌ها مذهب خود را رها كرده و به مذهب أهل بيت (عليهم السلام) مي‌پيوندند.

* * * * * * *

سوالات بينندگان

 

سوال

حديثي از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) كه فرمود: كساني كه نسبشان به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مي‌رسد، چه از طرف مادر و چه از طرف پدر، سادات محسوب مي‌شوند. آيا اين حديث درست است؟

جواب

ما بر اين عقيده هستيم كه كسي اگر مادرش از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) باشد، از سادات است و فرزند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها). فقط بين مراجع تقليد اختلاف است كه آيا كسي كه مادرش سيد است، به او مي‌شود خمس داد يا خير. برخي مانند سيد مرتضي علم الهدي (ره) معتقدند كه بر كسي كه پدر يا مادرش سيد باشد، مي‌شود خمس داد؛ ولي اغلب فقهاء ما معتقدند كه بايد حتما پدرش سيد باشد نه مادرش. ولي از نظر فضيلت و مقام، هيچ تفاوتي بين اين دو نيست، چه مادرش سيد باشد و يا پدرش.

* * * * * * *

سوال

ديروز يك برنامه‌اي در مورد حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) شبكه سلام پخش مي‌كرد، ولي اشعاري در اين برنامه پخش شد كه ايشان را به مقام خدائي مي‌رساند. چرا اينگونه است؟ شرك به خدا جائز نيست و كسي كه قدرت خدا را به غير خدا نسبت بدهد شرك است.

جواب

اي كاش اين عزيز نمونه‌اي از اين اشعار را مي‌خواند و ما با توجه به آن جواب مي‌داديم. ايشان گفت كه اگر كسي قدرت خدا را به غير از خدا نسبت بدهد شرك است. اگر چنانچه بگوئيم كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) قدرت خدائي داشته، شرك است؛ ولي اگر كسي بگويد:

كه خليفه دوم قدرت خدائي داشته و در مدينه بالاي منبر بوده و گفته:

يا ساري الجبل، يا ساري الجبل.

مردم پرسيدند كه چه شده؟ گفت: من مشغول خطبه خواندن بودم. ديدم لشكر اسلام كه براي فتح نهاوند رفته بودند، دشمن اينها را محاصره كرده و من به اينها گفتم: در كوه پناه بگيريد. بعد از چند ماه كه لشكر برگشت، گفتيم: چه خبر بود؟ گفتند: چند ماه قبل كه آنجا بوديم، صداي جناب عمر را شنيديم كه گفت به طرف كوه پناه ببريد و رفتيم و پيروز شديم.

البداية و النهاية لإبن كثير، ج7، ص147

جالب اين است كه آقاي ابن تيميه، بزرگ نظريه پرداز وهابيت، اين را به عنوان يك عقيده قطعي و مسلم، در كتاب مجموع فتاوا، جلد 11، صفحه 276 و منهاج السنه، جلد 8، صفحه 204 نقل مي‌كند.

هم‌چنين آقاي ابن كثير دمشقي سلفي در رابطه با سيره عمر بن الخطاب مي‌گويد امور زيادي در رابطه با اين‌كه عمر از غيب خبر مي‌دهد ثبت شده است.

البداية و النهاية لإبن كثير، ج6، ص201

هم‌چنين همين آقاي ابن تيميه حراني نقل مي‌كند بعضي از علماء و بزرگان بودند كه اينها الاغ مرده را بعد از مردن، زنده مي‌‌كردند؛ يعني همان قدرت خدائي.

النبوات لإبن تيميه، ص213

در كتاب مجموع فتاوا، جلد 11، صفحه 281 مي‌گويد كه مردي الاغش مرده بود و آمد يك بسم الله گفت و گفت الاغ بلند شو. الاغ زنده شد و راه رفت. در رابطه با شخص ديگر كه اسبش مرده بود و به اذن خدا زنده كرد.

چرا اگر ما نسبت به صحابه مثل جناب عمر و ابوبكر و خالد قدرت خدائي بدهيم، عين توحيد است؟ ولي اگر همين ها را براي أئمه (عليهم السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) كه پاره تن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است و با رضايت او راضي و با غضب او غضبناك مي‌شود، ثابت كرديم، شرك است.

* * * * * * *

سوال

چرا قبر حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مخفي است؟

جواب

چون خودش وصيت كرده است. ما در اين رابطه، در فاطميه سال گذشت مفصل صحبت كرديم. چون راضي نبود كساني كه نسبت به او ظلم كرده‌اند، در تشييع جنازه او شركت كنند.

* * * * * * *

سوال

برادران روحاني كه در استان سيستان و بلوچستان منبر مي‌روند، بجاي اين‌كه از مصائب أهل بيت (عليهم السلام) بگويند، از مسائل أهل سنت مي‌گويند. ما با اينها چه كنيم؟ جواب بدهيم يا ساكت بمانيم؟

جواب

به اين صورت كلي گفتن، گمان نمي‌كنم كه صلاح باشد. در استان سيستان و بلوچستان رفتن و منبر رفتن، كار ساده‌اي نيست. چه بسا يك جمله را بالاي منبر بگويد و همان را بعضي از معاندين و مغرضين بردارند و فتنه تفرقه را در منطقه ايجاد كنند.

* * * * * * *

سوال

آيا واقعا حقمان هست كه از حقانيت آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) دفاع بكنيم يا نه؟

جواب

اين‌كه ما بايد از حق أمير المؤمنين (عليه السلام) دفاع كنيم، هيچ شبهه‌اي نيست و در اين مورد هيچ حد و حصر و تقيه‌اي نداريم. از حق أمير المؤمنين (عليه السلام) و حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) با تمام توان دفاع مي‌كنيم. ولي بايد مقدسات أهل سنت را محترم بدانيم. شخصيت‌هاي مورد نظر آنان را احترام بگذاريم. هرگونه بي‌احترامي به معتقدات أهل سنت را جرم نابخشودني مي‌دانيم.

* * * * * * *

سوال

اين بدعت‌هايي كه أهل سنت در دين گذاشتند، مانند دست بسته نماز خواندن و وضو گرفتن و...، در زمان كدام خليفه اتفاق افتاده و گناهش بر گردن كيست؟

جواب

نماز خواندن بصورت دست بسته، از زمان خليفه دوم و شستن پا در وضو از زمان عثمان تأسيس شده و دلائل اين عمل را هم إن شاء الله سر فرصت عرض خواهيم كرد.

* * * * * * *

سوال

صحيفه فاطمه چيست؟

جواب

برخي از مغرضين، به ويژه دكتر قرضاوي، با اين‌كه چندين بار به ايران مسافرت كرده بود، در يكي از صحبت‌هاي خود گفته كه ايراني‌ها معتقد به صحيفه فاطمه هستند و قرآني كه نزد حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بوده، 2 يا 3 برابر قرآن رسمي اينها است.

اينها دروغ محض است. منظور از صحيفه، كتاب است. كتابي كه در اختيار حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بود. مطالبي كه بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، جبرئيل امين نازل مي‌شد و بر حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) املاء مي‌كرد و أمير المؤمنين (عليه السلام) مي‌نوشت و بعدا به صورت صحيفه ثبت شده است.

* * * * * * *

سوال

در نهج البلاغه، علي (عليه السلام) يك مرتبه از سه خليفه تعريف و تمجيد و تحسين مي‌كند و بار ديگر مخالف است. توضيح دهيد كه چرا؟

جواب

اي كاش ايشان، مواردي از تمجيد أمير المؤمنين (عليه السلام) در مورد خلفاء را ذكر مي‌كردند تا ما جواب مي‌داديم. ما هفته گذشته چندين مورد سوال داشتيم كه آيا واقعا أمير المؤمنين (عليه السلام) از خلفاء تمجيد كرده‌اند يا نه؟ پاسخ اين را، واحد پاسخ به شبهات موسسه‌مان به من دادند و من آن را كنترل كردم و قرار است روي سايت قرار بگيرد. تمام مواردي كه به أمير المؤمنين (عليه السلام) نسبت داده‌اند كه از خلفاء تمجيد كرده، دروغ محض است و تمام اينها را با دليل متقن و محكم و دندان‌شكن جواب داديم.

* * * * * * *

سوال

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) يك كلام سري را به يكي از همسران خود گفته و در سوره تحريم آمده است. آيا اين سر اين بود كه بعد از من ابوبكر خيلفه مي‌شود يا نه؟

جواب

امام جمعه چابهار هم، اين روايت را در كتاب راز دلبران آورده‌اند و ما هم آن را جواب داده‌ايم. روايت ضعيف است. روايت را مرحوم قمي در تفسيرش آورده به عنوان شأن نزول آيه. نه سندي دارد و نه انتسابي به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) دارد. مضافا به اين‌كه اين روايت، متن تندي دارد كه ما نقل آن روايت را توسط دوستان در منابر حرام مي‌دانيم؛ چون موجب مي‌شود كه احساسات و عواطف برادران أهل سنت جريحه‌دار شود. اين روايت، عبارات تندي دارد. مثلا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به يكي از زنانش برگشت گفت:

أنا افشي إليك سرا، فإن أنت أخبرت به فعليك لعنة الله و الملائكة و الناس أجمعين ...

ما، هم‌چنين قضيه‌اي را قبول نداريم و ضعيف است و به مضمون اين روايت هم ملتزم نيستيم.

* * * * * * *

سوال

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه فرزندان زيادي داشتند، چرا حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از همه عزيزتر بوده است؟

جواب

ما از اين عزيزمان سوال مي‌كنيم كه چرا از حدود 10 فرزند ابوطالب، أمير المؤمنين (عليه السلام) يا از چندين فرزند حضرت ابراهيم (عليه السلام)، فقط حضرت اسماعيل (عليه السلام) لايق اين مقام شد؟ اينها چيزي نيست كه بخواهيم در كار خداوند، چرا بگوئيم. ولي آنچه كه محرز است، در مورد قبل از ولادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، روايات متعدد داريم. حتي نطفه ايشان با خوردن ميوه بهشتي منعقد شده و از روز اول نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) اين قضيه را خبر داده بود. وقتي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در رحم مادر بود، قرآن خواندنش در كتاب‌هاي شيعه و سني نقل شده است. ايشان نمونه و الگو بوده و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در حق ايشان فرمود:

سيدة نساء العالمين يا فاطمة بضعه مني من آذاها فقد آذاني يا فداها ابوها

وقتي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) وارد منزل مي‌شد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به احترام ايشان بلند مي‌شد و روي او را مي‌بوسيد. اين قضايا در رابطه با ايشان وارد شده و خداوند اين‌چنين كرد ايشان را، تا ميزاني براي تشخيص حق از باطل باشد.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

آخرين سوال: در مورد قضيه هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از ديدگاه كتب أهل سنت، توضيحي بفرمائيد.

استاد حسيني قزويني

اين قضيه، يك مسئله قطعي و غير قابل انكار است. حتي ابن تيميه حراني، بزرگ نظريه‌پرداز وهابيت، با آن همه عناد به أهل بيت (عليهم السلام) و جسارتي كه به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) دارد، صراحت دارد در كتاب منهاج السنه، جلد 4، صفحه 221 كه هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را قطعي مي‌داند. ولي توجيه مي‌كند و مي‌گويد:

غاية ما يقال انه كبس البيت، لينظر هل فيه شيء من مال الله الذي يقسمه و أن يعطيه لمستحقه.

اينها به خانه فاطمه هجوم بردند و وارد خانه ايشان شدند. مي‌خواستند ببينند كه آيا در خانه فاطمه اموالي از بيت المال هست كه ذخيره كرده باشند يا دزدي كرده باشند تا آنها را مصادره كنند و ميان مردم توزيع كنند.

اين توجيه به قدري احمقانه است كه من گمان نمي‌كنم ديوانه‌هاي تيمارستان بپذيرند.

آقاي ابن عبد ربه، متوفاي 463 هجري، در كتاب عقد الفريد، جلد 3، صفحه 63 اين قضيه را مفصل آورده است. آقاي بلاذري كه از شخصيت‌هاي برجسته أهل سنت است و متوفاي 270 هجري، مي‌گويد:

فجاء عمر و معه فتيلة، فتلقته فاطمة علي الباب فقالت فاطمة:يابن الخطاب! أتراك محرقا علي بابي؟ قال نعم و ذلك اقوي فيما جاء به ابوك.

عمر آمد در حاليكه وسائل آتش سوزي در دستش بود و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در درب خانه با عمر مواجه شد. اي پسر خطاب! آيا آمده‌اي خانه مرا به آتش بكشي؟ گفت: بله، ما مي‌خواهيم با آتش زدن خانه تو، دين پدرت را حفظ كنيم.

أنساب الأشراف للبلاذري، ج1، ص586

خود آقاي طبري در تاريخ طبري، جلد 2، صفحه 233 با سند صحيح اين مطلب را نقل مي كند و هم‌چنين آقاي شهرستاني شافعي مذهب و متوفاي 548 هجري، نقل مي‌كند:

إن عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتي القت الجنين من بطنها و كان يصيح أحرقوا دارها بمن فيها و ما كان الدار غير علي و فاطمه و الحسن و الحسين.

خليفه دوم آنچنان در روز بيعت بر شكم حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) زد كه بچه در شكم او سقط شد. خليفه دوم فرياد مي‌زد كه آتش بزنيد خانه را با تمام ساكنانش؛ در حاليكه در خانه، غير از علي و فاطمه و حسن و حسين كسي ديگر نبودند.

الملل و النحل للشهرستاني، چاپ جديد بيروت، ص83 و چاپ قبلي، ج1، ص57

هم‌چنين مقاتل بن عطيه مي‌گويد:

جمع عمر الحطب علي دار فاطمة و احرق باب الدار.

عمر وسائل آتش سوزي و هيزم را درب منزل حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) جمع كرد و خانه او را آتش زد.

مؤتمر علماء بغداد، ص181

إن شاء الله اميدواريم كه اين حركت ما و زحمت‌هاي شما و گوش دادن بينندگان عزيز، به عنوان ران ملخي به پيشگاه سليمان هستي، آقا ولي عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) باشد.

 

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

 

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»



دكتر سيد محمد حسيني قزويني
    فهرست نظرات  
1   نام و نام خانوادگي:  علي رضا     -   تاريخ:  17 خرداد 87 - 00:00:00
عليها افضل سلام الله.
و عليه رحمة الله الواسعة.
2   نام و نام خانوادگي:  محمد     -   تاريخ:  19 خرداد 87 - 00:00:00
از اين سايت و دست اندكارانش كمال تشكر را داريم خداوند به همه شما توفيق بيشتر عنايت كنيد تا بيشتر حقايق را براي حق جويان روشن كنيد
3   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  14 تير 87 - 00:00:00
باسلام
از اينكه مزاحم ميشوم واقعاً معذرت مي خواهم . چند لحظه پيش براي مدت كوتاهي برنامه شبكه منافقين المستقله را تماشا كردم .
واقعا از اراجيف انها خونم بجوش امد .
تقاضائي از شما دارم كه اميدوارم مورد قبول واقع شوى . از استاد محترم جناب اقاي آيت الله قزويني تقاضا دارم كه جوابيه ئي تلوزيوني بزبان عربي با نشان دادن سندهاي قوي از محققين مهم و سطح بالا اهل سنت كه بروي صفحه تلوزيوني قابل خواندن باشد تهيه كرده و انرا از شبكه سلام و در صورت امكان از شبكه هاي الزهرا و الانوار پخش كنيد ( البته بعد از تبليغات زياد حتي با مطرح كردن ان بروي شبكه هاي ( يعني ) اسلامي غير شيعي مانند خود شبكه منافقين المستقله بوسيله تلفن و طرح اين سوال كه ايا ميدانيد كه شبكه سلام برنامه اي در رد برنامه شما در مورد شهادت حضرت زهرا ( ع ) بزبان عربي پخش ميكند ؟ ).
در ضمن بايد اين برنامه بصورت مكرر و با اعلام زير نويس پخش شود و گذاردن فايل صوتي قابل دانلود ان بروي سايتهاي وابسته خود بسيار مفيد خواهد بود .
اميدوارم كه طلب اينجانب مورد قبول واقع شود
و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
جواب نظر:
برنامه اين هفته استاد دکتر حسيني قزويني (شب جمعه 13 تير 87) در رابطه با شهادت حضرت زهرا (س) و همچنين ادامه مباحث مربوطه مي باشد
در رابطه با جوابيه استاد به زبان عربي ، متن کامل صحبتهاي ايشان و شبهاتي که آقايان علماء شبکه المستقله در آنجا جلسات مطرح کرده و جوابيه استاد (به همراه پاورقي ها و رد شبهات آنان) بصورت عربي و فارسي به همراه فايل صوتي آنان به زودي در سايت گذاشته خواهد شد.
موفق و مؤيد باشيد
معاونت اطلاع رساني
4   نام و نام خانوادگي:  سيد حبيب الله شاكري پور     -   تاريخ:  17 تير 87 - 00:00:00
جناب آقاي دكتر قزويني
باسلام
خلاصه كنم :هميشه براي جنابعالي دعاي خير ميكنم و عرض مكنم چرا ؟
تاخودرا و اهل بيت را درحدودي شناخته ام نتوانستهام واقعا بخندم چون نميتوانستم صداي حقانيت اهل بيت را به دنيا برسانم و بعنوان يك شيعه ( انشا’الله) بار 1400 سال مظلوميت شيعه را بدوش ناتوان خود احساس ميكردم و شرمنده از اينكه كاري نميتوانم انجام دهم .
و اكنون با توجه به مجاهدتهاي جنابعالي در تمام محورهاي مربوطه به خصوص همكاري بسيار مفيد شما با شبكه سلام كه حدود دو سال است مرتبا پيگيري ميكنم از صميم قلب مشعوفم كه حداقل صداي حقانيت شيعه به اقصي نقاط جهان ميرسد . و اينجانب همواره مبلغ اين سايت و شبكه سلام در محيط پيرامون بوده ام و انشا’الله خواهم بود .روش جنابعالي بسيار مستدل منطقي محكم و مدلل ميباشد. اينجانب در تهران زندگي ميكنم چنانچه از اين حقير كاري ساخته باشد در خدمت تبليغ اهل بيت عليهمالسلام هستم .
خداوند سايع عالي را مستدام بدارد .
والسلام : سيد حبيبالله شاكري پور
5   نام و نام خانوادگي:  آرين     -   تاريخ:  13 فروردين 88 - 00:00:00
با سلام اگر شهادت حضرت زهرا را به دست عمر خطاب بپذيريم و سكوت علي بن ابي طالب را از روي تقيه بدانيم. چگونه ازدواج ام كلثوم دختر علي و فاطمه با عمر خطاب را آنهم پس از قتل مادر ام كلثوم بدست عمر! توجيه كنيم؟ آيا مشاورت هايي كه در سالهاي بعد علي به عمر مي دادهم توجيه پذير است؟ شايد بفرماييد كه مصالح اسلام اقتضا مي كرد. اما مشاورت هايي مانند پيشنهاد پاره پاره كردن فرش ابريشمي مداين براي تقسيم غنائم ايران را كه علي به عمر مي داد هم در راستاي اقتضاي مصالح اسلام بود؟ (رك تاريخ طبري جلد 5 صفحه 1824) حد اقل علي نبايد درصدد قصاص قاتل دختر رسول خدا بر مي آمد؟ يعني علي اينقدر در موضع ضعف بوده و اينقدر بي تدبير بوده كه نمي توانسته از اين فرصت يعني فرصت خونخواهي دختر رسول خدا آنهم تنها بين 2 تا 6 ماه پس از فوت پيامبر استفاده كند؟ و هم قاتلان دختر رسول خدا را قصاص كند و هم فتنه غصب خلافت را فرو نشاند؟ يعني ثمره 23 سال نزول وحي و زحمت پيامبر در جزيره العرب اين بود كه پيامبر 40 نفر حق طلب نتوانست تربيت كند كه به ياري خليفه برحق بيايند؟ديني كه 70 روز نتوانست دوام بياورد بعد 1400 سال از آن چه مي ماند؟ ديگر اينكه سلمان و ابوذر و عمار و امثالهم كجا بودند؟ و چرا اين ها بعدها كارگزاران قاتل دختر رسول الله شدند؟ ديگر اينكه نقل مي كنيد علي با دست بسته و طناب بر گردن با ابوبكر بيعت كرد. آيا براي ابوبكر رسوايي ازين بالاتر مي توانست ايجاد شود كه با زور و با طناب بيعت بگيرد؟ كه خليفه مسلمين طناب بر گردن يكي از نزديك ترين صحابه رسول خدا بيندازد و او را بكشد تا بيعت بگيرد؟ از اسناد تاريخي تنها يك مورد اختلاف بين ابوبكر و فاطمه بر سر فدك نقل شده كه در آن قضيه هم فاطمه تنها وارث رسول خدا نبوده و ايشان 4 دختر داشته اند.
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
بهتر است بدانيد كه طبق مدارك معتبر ، ام كلثوم همسر عمر ، دختر ابوبكر بوده است و نه امير مومنان  علي عليه السلام :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=83
اما در مورد مشورت ها ،‌ انچه در كتب شيعه آمده است ،‌همان است كه گفته شد ،‌اما آنچه در كتب اهل سنت آمده است ، مربوط به شيعه نمي شود ؛ اهل سنت روايت روايات دروغ در كتب معتبر خويش بسيار دارند كه خود بايد پاسخگو باشند و نه شيعه .
اما در مورد قصاص قاتلين ، اين مطلب مانند بحث خلافت است ، كه فرع بر قدرت داشتن است ،‌ وقتي با مدارك اهل سنت ثابت شد كه حضرت ،‌ قدرت طبيعي بر گرفتن خلافت نداشتند ، ديگر نمي توان اين مطلب را به بي تدبيري و... حمل كرد .
اما در مورد زحمات پيامبر در جزيرة العرب !!! اگر تعداد كم ياور دلالت بر ضعف پيامبر باشد ، سير پيامبران نيز ضعيف بوده اند !!! «وما آمن معه الا قليل» يا «وما يومن اكثرهم بالله الا وهم مشركون» و لابد خود خداوند نيز ضعيف است كه جهان را خلق كرد تا او را عبادت كنند «ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون» اما بيشتر مردم كافر شدند !!!
اما در مورد سلمان و ابوذر و مقداد و امثالهم ، انها اتباع واقعي امير مومنان علي عليه السلام بودند (وبه همين سبب در كتب اهل سنت ايشان را شيعه امير مومنان معرفي مي كنند) و به دستور حضرت ، دست به قيام مسلحانه نزدند ، تا همين اندك ياوران دين نيز نابود نشوند .
اما در مورد به زور بيعت گرفتن براي ابوبكر ،‌ اين مطلبي است كه در صحيح بخاري آمده است كه براي بيعت نكردن سعد بن عباده ، عمر و عده اي بر سر او ريخته و تا حد مرگ او را زدند ؛ و تنها و تنها براي امير مومنان علي عليه السلام چنين نشده است !!!
مي توانيد براي فهميدن حقيقت ماجرا به آدرس هاي ذيل مراجعه كنيد :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=909
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=4949
اما در ماجراي فدك و ارث بردن فاطمه زهرا سلام الله عليها ، آيا شما خبر نداريد كه ساير دختران حضرت (البته محققين شيعه و سني گفته اند كه غير از حضرت زهرا ، سايرين دختر پيامبر نبوده و ربيبه آن حضرت بوده اند) در زمان رحلت آن حضرت زنده نبودند ، و تنها و تنها فاطمه زهرا سلام الله عليها در قيد حيات بود ؟ لابد شما مي خواهيد براي رفع تهمت از ابوبكر بگوييد مرده نيز ارث مي برد ؟
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
6   نام و نام خانوادگي:   آرين     -   تاريخ:  16 فروردين 88 - 00:00:00
با سلام و با تشكر از پاسخ شما اما چند سوال در اينجا مطرح مي شود . اولا به نظر بنده قسمت عمده هم روايات شيعه و هم سني داراي تضاد هاي عقلي فراوان هستند و عمدتا به حكم عقل مردود هستند. حتي در كتب به اصطلاح معتبر مانند صحيح بخاري و اصول كافي كليني مطالب متناقص با عقل و قرآن فراوان ديده مي شود. شما هرچه سند بياوريد كه اصلا ام كلثومي وجود نداشته بنده انواع سند مي آورم كه وجود داشته است. شما ادعا داريد كه اسناد اهل سنت عمدتا نا معتبر است در حالي كه بسياري روايات شيعه در كتب به اصطلاح معتبر هستند كه اگر نقل شوند مايه رسوايي خواهند بود و ما از آن مي گذريم چون از موضوع خارج است.البته روايات نادرست اهل سنت هم كم نيست. موضوع ارث فاطمه هم گرچه شواهد تاريخي خلاف حرف شما است و فاطمه تنها وارث نبوده ولي هرچه بوده مساله ابوبكر و فاطمه بوده. به هر حال فاطمه هم سهمي از آن را داشته است و محق بوده . ما كه ادعا نكرديم هرچه ابوبكر انجام داده صحيح بوده يا او معصوم بوده. يا به فرض عمر خطاب كه به گواه تاريخ مردي عجول و سختگير بوده و بارها اشتباه كرده و حتي اقرار كرده . كما اينكه علي عليه السلام هم خطاهايي داشته كه حتي نمونه هايي از آن را در نهج البلاغه مخصوصا در مورد نصب واليان سرزمين هاي مختلف مشاهده مي كنيد. اگر مايل بوديد آدرس اين موارد را ارائه كنم گرچه خود شما بهتر از ما مي دانيد. خلاصه اينكه ابوبكر به فرض حق ارث فاطمه را غصب كرده باشد چه ربطي به آتش زدن خانه و شهيد كردن فاطمه و دروغسرايي هاي خلاف عقل دارد؟ اين داستان البته حكايت 1 كلاغ و 40 كلاغ است. بله نقل شده كه عمر تهديد كرد كه خانه علي را آتش مي زنيم اگر بيعت نكرد . اما عمر ازين گزافه گويي ها زياد داشته است. از جمله وقتي محمد وفات كرد و خبر آن رسيد فرياد بر آورد كه محمد خود مي آيد و شايعه كنندگان را مجازات مي كند و رجز خواني كرد تا آنكه ابوبكر سخنش را قطع كرد و باقي ماجرا ... ضمنا سعد بن عباده هم در سقيفه بيمار بود كه در اثر هجوم بيعت كنندگان زير دست و پا مانده بود . كسي او را نزد و كسي از او به زور بيعت نگرفت . با اسناد متعدد در تاريخ طبري داستان او نقل شده است. در موردآيات وما آمن معه الا قليل» يا «وما يومن اكثرهم بالله الا وهم مشركون» هم خدمتتان عرض شود اين آيات در شان اقوام گذشته (مانند قوم نوح و...) نازل شده است و در شان امت محمد آمده است كه " كنتم خير امة اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و تؤمنون بالله ". ديني كه ادعا مي كند جهاني است اگر پيامبرش سر بر زمين گذاشت حد اقل 40 نفر بايد تربيت كرده باشد كه پيام نبي آن نابود نشود . شما كه سند صحيحه داريد كه علي فرمود اگر 40 نفر همراهي مي كردند قيام مي كردم!
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
1- در مورد عدم صحت بعضي از روايات صحيح بخاري ، اين مطلب به اعتقاد اهل سنت ضرر مي زند ، زيرا اهل سنت ، همه روايات صحيح بخاري را صحيح مي دانند .
اما عدم صحت بعضي از روايات اصول كافي ، ضرري به اعتقاد شيعه نمي زند ؛ زيرا علماي شيعه اعتقاد ندارند كه همه روايات اصول كافي صحيح است و براي استفاده از تك تك روايات ، جداي از بحث سندي ، بحث دلالي را نيز مد نظر قرار داده كه مبادا با قرآن و يا سنت قطعيه مخالف باشد .
2- در ساير نظرات نيز گفته ايم كه يك روايت صحيح از شيعه براي ما بياوريد كه اثبات كند ام كلثوم دختر امير مومنان از فاطمه زهرا سلام الله عليها با عمر ازدواج كرده است ؛ تا استدلال احساسي اهل سنت در مورد اينكه دختر نمي تواند در خانه قاتل مادرش زندگي كند ، صحيح باشد .
3- اما در مورد ارث ، مقصود شما از شواهد تاريخي چيست ؟ آيا كسي ادعا كرده است كه دختري ديگر غير از فاطمه زهرا سلام الله عليها در زمان رحلت رسول خدا (ص) زنده بوده است ؟ يا پدر و مادر پيامبر (ص)‌ زنده بوده اند تا از حضرت ارث ببرند ؟
4- قبول كرده ايد كه فاطمه زهرا سلام الله عليها در مورد ارث محق بوده است ، و اين يعني خلاف اجماع اهل سنت .
5- اما در مورد نصب واليان ، در بسياري موارد ائمه عليهم السلام به حجت ظاهري عمل كرده اند ؛ تا اين امر ، حجت را بر ديگران تمام كند ؛ اما اگر پيامبر و ائمه عليهم السلام مي خواستند در همه جا از علم الهي استفاده كنند ، ديگر بحث مومن و منافق معني پيدا نمي كرد ، و همه مردم يا مومن و يا كافر مي شدند . در واقع عمل كردن به علم غيب ، احتياج به دستور از خداوند متعال دارد ؛هر جا اين دستور صادر شود ، به اين علم ، عمل مي شود اما اگر دستور صادر نشود خير .
6- اصل ماجراي هجوم ، با روايات صحيحه نزد اهل سنت ثابت شده است و خود ابوبكر اعتراف به هجوم به خانه فاطمه زهرا سلام الله عليها كرده است ؛ و همين قدر براي اثبات بطلان ادله  اهل سنت و مدعاي آنها كافي است .
7- فروعات ماجراي هجوم در كتب شيعه آمده است و به خلاف ادعاي شما يك كلاغ و چهل كلاغ نيست .
8- در مورد سعد بن عباده ، خود عمر مي گويد نزونا علي سعد بن عباده ، و نزو به معني پريدن است و نه افتادن . يعني به سر او ريختيم ، و نه اينكه او زير دست و پا ماند ؛ همچنين وقتي به عمر گفتند كه سعد را كشتيد ، در پاسخ گفت : خدا او را بكشد ؛ و اين مطلب در صحيح بخاري آمده است و مريض بودن سعد و زير دست و پا افتادن او ، از جمله خرافاتي است كه برخي مولويان ، به خاطر دور بودن عوام اهل سنت از حقايق مطرح شده در صحيح بخاري مطرح مي كنند .
9- در مورد اينكه آيات مذبور در مورد اقوام گذشته است ، اين مطلب صحيح است ؛‌اما خود رسول خدا (ص) فرمودند هر اتفاقي در امت هاي گذشته افتاده ، براي شما نيز خواهد افتاد و اين مطلب با سند صحيح در كتب اهل سنت ذكر شده است .
10- آيه كنتم خير امة‌ ، مقصود كل امت پيامبر (ص) نيست ، و اين تفسير به خاطر دوري اهل سنت از قرآن است ؛ زيرا چند آيه قبل از اين آيه مي فرمايد «ولتكن منكم أمة يدعون الي الخير ويامرون بالمعروف وينهون عن المنكر» يعني بايد از بين مسلمانان گروهي باشند كه چنين مي كنند ؛ وقتي آعده اي از مومنين به اين كار مبادرت ورزيدند، آيه نازل شد كه «كنتم خير امة اخرجت للناس تامرون بالمعروف و...» يعني اين گروهي كه اين كار را كرد (كه تنها تعدادي از صحابه بودند و نه همه آنها) بهترين امت هستند .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
7   نام و نام خانوادگي:  آرين     -   تاريخ:  18 فروردين 88 - 00:00:00
با سلام در پاسخ قبلي فرموده بوديد : "بهتر است بدانيد كه طبق مدارك معتبر ، ام كلثوم همسر عمر ، دختر ابوبكر بوده است و نه امير مومنان علي عليه السلام " شما بهتر است به ترجمه تاريخ طبري جلد 5 صفحات 2034 و 2035 مراجعه كنيد و ببينيد كه هم علي و هم ابوبكر هر دو دختري بنام ام كلثوم داشته اند و عمر از هر دو خواستگاري كرده و دختر ابوبكر به علت تندخو بودن عمر نپذيرفته و عمرعاص با حيلتي عمر را منصرف كرد. اما دختر علي موافقت كرده است. ضمنا روايات تاريخي شيعه و سني هر دو مخدوش هستند به علت آنكه هر دو ايدئولوژيك هستند و مي خواهند خود را ثابت كنند. اسناد تاريخي بي طرف بايد معيار قرار گيرند كه نقل قول ها را بدون غرض بياورند. و تازه در همان ها هم عدم قطعيت وجود دارد ولي معتبر ترند. ضمنا در متن فوق ادعا شده بود كه : "خود آقاي طبري در تاريخ خود، ج2، ص443 با سند صحيح و همچنين آقاي شهرستاني شافعي مذهب و متوفاي 548 هجري، نقل مي‌کند که: إن عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتي القت الجنين من بطنها و کان يصيح أحرقوا دارها بمن فيها و ما کان الدار غير علي و فاطمه و الحسن و الحسين." جلد دوم تاريخ طبري تا جايي كه من مي دانم در باب تاريخ قبل از اسلام است و هنوز به دوره پيامبر نرسيده است چه رسد به بعد از مرگ پيامبر . شايد شماره جلد اشتباه درج شده است. اما من تاريخ بعد از مرگ پيامبر را كه مرور كردم هرگز چنين ماجرايي را نديدم كه نقل كند. لطفا توضيح دهيد.
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
1- اگر شما تنها تاريخ طبري را ديده ايد ، ما تمامي مداركي را كه در آن سخني در مورد ام كلثوم آمده باشد ، ديده ايم ؛ اهل سنت ادعا مي كنند كه عمر به خواستگاري دختر ابوبكر رفته و دختر ابوبكر به خاطر خشونت عمر ، از اين ازدواح سر باز زد . عمر نيز براي آزرده نشدن خاندان ابوبكر ، به خواستگاري دختر امير مومنان رفت !!!
آيا اهل سنت اين روايت را قبول مي كنند ؟
آيا ممكن است كه دختر ابوبكر احترام داشته باشد ، اما دختر فاطمه زهرا كه اهل سنت از قول عمر در مورد او نقل مي كنند كه «لقرابة‌ رسول الله احب الي من قرابتي» احترام ندارد ؟
و اشكالات سندي و دلالي ديگر در مورد اين روايت .
نيز روايت مي گويد تنها خواستگاري صورت گرفت و ازدواجي رخ نداد ؛ اما مدرك ما ، كتاب نووي است كه صريحا مي گويد عمر با دختر ابوبكر ازدواج كرد (ونه خواستگاري)‌كه اين مطلب در بحث ام كلثوم به صورت مفصل آمده است .
2- در مورد متني كه اشاره فرموديد ، از شما متشكريم ، زيرا در اين متن اشتباهي صورت گرفته بود كه بايد اصلاح مي شد .
الف) متن چنين بوده است :
«خود آقاي طبري در تاريخ خود ج 2 ص 233 با سند صحيح اين مطلب را نقل مي كند ، و همچنين آقاي ...»
ب) آدرس صفحه 233 بود و نه 433 (البته جلد دوم صحيح است) :
حدثنا ابن حميد قال حدثنا جرير عن مغيرة عن زياد بن كليب قال أتى عمر بن الخطاب منزل علي وفيه طلحة والزبير ورجال من المهاجرين فقال والله لأحرقن عليكم أو لتخرجن إلى البيعة فخرج عليه الزبير مصلتا السيف فعثر فسقط السيف من يده فوثبوا عليه فأخذوه
تاريخ الطبري  ج 2   ص 233، اسم المؤلف:  لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310 ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
8   نام و نام خانوادگي:  آرين     -   تاريخ:  19 فروردين 88 - 00:00:00
با سلام لطفا بفرماييد قديمي ترين نسخه هاي مكتوب روايات كه نزد شيعه و سني معتبر هستند چه كتاب هايي هستند ؟ و مربوط به چه سالي مي باشند و و اكنون اصل نسخه خطي آن ها كجاست ؟ بسيار ممنون مي شوم اگر پاسخ اين سوال را جامع بفرماييد.
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
كتب تاريخي ، هر كدام درجه اي از اعتبار دارند ؛ البته آنچه بيشتر به آن استدلال مي شود كتاب هاي تاريخ طبري ، تاريخ يعقوبي ، مروج الذهب و تاريخ ابن اثير است . البته كتاب هايي قبل از آن نيز وجود دارد كه عموما به آنها استدلال نمي شود ، قديمي ترين كتب تاريخي ،‌ براي حدود سال 100 است كه كتاب هاي فضائل مكة و كتاب سليم بن قيس و... است .
در زمينه تخصصي كتب خطي ، بايد به مراكز تخصصي آنها از جمله كتابخانه ملي مجلس و كتابخانه آية الله مرعشي نجفي و كتابخانه حرم رضوي بخش اسناد خطي مراجعه نماييد .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
9   نام و نام خانوادگي:  مصطفي احمدزاده     -   تاريخ:  26 شهريور 88 - 00:00:00
باسلام مجددخدمت استاد باتشکرازجواب سوالهاي قبلي 1گفته بوديکه درحضور رسول کرم(ص)دوتن اززنان ايشان به همديگه دشنام ميدادند وپيغمبر(ص)يکيرا تشويق ميکرد ,ناراحت نشويدولي چنين چييزي بعيداست راوي بخاري باشه يامسلم ويا...2اينکه ميگوييدحضرت علي(رض)حصرت عثمان (رض)لعن کرذه است معقول نيست مگرهنگام شهادت حضرت عثمان خودحضرت علي حضرت امام حسن وامام حسين عليهم السلام نگهبان ايشان نگذاشته بود اگرشماچنين چيزي بگوييدبهانه اي بدست معاويه دادي تا به خون خواهي عثمان بياد 3درقران،خداوندبه فرد لعن نميکنه به گروه مثل ظالمين ،کافرين تاسوال بعدي خدانگهدار
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
1- ما نيز مي‌دانيم چنين چيزي معقول نيست ! اما اين مطلب در معتبرترين كتب اهل سنت امده است و از باب جدل براي آنان حجت است .
2- در مدارك صحيح ، مطلبي درمورد دفاع اميرمومنان علي و حسنين عليهم السلام از عثمان وجود ندارد .
3- اگر اصل لعن از شيطان باشد ، چه فرقي مي‌كند كه شخص لعن شود ، يا گروه ؟
4- خداوند در قرآن فرعون را نيز لعنت كرده است ! فرعون يك گروه است ؟ شيطان را نيز لعنت كرده است ، شيطان يك گروه است ؟
5- در روايات رسول خدا (ص) لعن افراد به صورت مشخص و نه به صورت گروهي نيز آمده است .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
10   نام و نام خانوادگي:  نوكر حضرت زهرا(س)     -   تاريخ:  03 ارديبهشت 90 - 21:56:46
وقتي در خانه را آتش زدند حضرت فاطمه(س) نميتوانست كنار برود كه پشت در نماند؟؟
11   نام و نام خانوادگي:  عاشق امپراطور اسلام و حيدر کرار     -   تاريخ:  03 مهر 90 - 14:53:37
سلام شما كه اين همه به قرآن استناد ميفرماييد لطف بفرماييد آيه 6 سوره مايده چه ميگويد در مورد وضو؟ با رعايت كل قواعد عربي
جواب نظر:

با سلام

دوست گرامي

مقصود از شما كيست ؟ كارشناسان گروه پاسخ به شبهات ، يا برادران اهل سنت ؟
ما اين آيه را بارها و بارها در بخش نظرات بررسي كرده و ترجمه دقيق آن را با توجه به آيات قرآن نوشته‌ايم .

مي‌توانيد با جستجوي قسمتي از اين آيه در بخش نظرات (بخش پاسخ نظر) جواب خود را بيابيد .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

12   نام و نام خانوادگي:  شفيعي     -   تاريخ:  05 فروردين 92 - 16:56:06
ازشمابدليل پاسخهاي مستندتان متشکرم
13   نام و نام خانوادگي:  يك بنده خدا     -   تاريخ:  07 فروردين 92 - 13:36:11
دس شما دردنكند




   
آموزش رجال | مناظرات | فتنه وهابيت | آرشيو اخبار | آرشيو يادداشت | پايگاه هاي برتر | گالري تصاوير | خارج فقه مقارن | درباره ما | شبکه سلام |  ارتباط با ما