![]() | ||
![]() ![]() |
مقالات | سخنراني ها | شبکه سلام | آثار منتشره | محصولات نرم افزاري | نظرات | طرح پرسش | پاسخ ها | English |
| فهرست نظرات |
| 1 |
نام و نام خانوادگي: گل مكاني -
تاريخ: 21 ارديبهشت 87
عمر حتي يك لحظه هم به اسلام ايمان نياورد بلكه به دليل اخباري كه از پيشينيان شنيده بود تسليم شد تا بعدها از قدرت و شوكت اسلام براي رسيدن به اهداف خود استفاده كند. شاهد اين ادعا هم توطئه ترور رسول اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) و اتهام نسبت هذيان به پيامبر در لحظات آخر عمر شريف ايشان و حمله به خانه يگانه دختر رسول كه جان پيمبر هستند. |
| 2 |
نام و نام خانوادگي: عبداللهي -
تاريخ: 21 ارديبهشت 87
اگر فقط يک لحظه، و فقط يکبار، به اعتقاداتمان و به حقانيت آن شک کنيم، و بعد براي رسيدن به حقيقت قدري تتبع و کنکاش کنيم، خيلي آسان آن را بدست مي آوريم. اهل سنت را عرض مي کنم. آنها که فسق و فجور و کفر خلفايشان اظهر من الشمس است ولي با پيروي کورکورانه از مفتيان و امامان غاصب خويش، در تاريکي خودساخته، بي پروا به سوي آتش دوزخ مي روند فقط چند دقيقه فکر کنيد. ... نه اصلاً بيايد چند دقيقه همه با هم (چه سني و چه شيعه) به اين مطلب فکر کنيم که دنباله رو چه کساني هستيم. امامان ما براي آنکه ما را هدايت کنند واجد شرايطي که خدا در قرآن بيان کرده است هستند يا نه؟ کداميک پاک و معصوم بدنيا آمدند و پاک و معصوم از دنيا رفتند؟ کداميک با اعمال و گفتار و افکار خود رضايت خدا و پيامبر او را کسب کردند و کداميک خشم خدا و پيامبر را برانگيختند؟ کداميک شايسته پيروي هستند و با دنباله روي کداميک به بهشت و يا دوزخ خواهيم رفت؟ اگر براي زندگي ابدي خود در آن دنيا ارزش قائليم، بايد بترسيم از اين که نکند در انتخابمان اشتباه کرده باشيم!!! و اگر بترسيم حتماً در جستجوي حقيقت خواهيم رفت. و اگر به جستجوي حقيقت برويم، بايد از تمامي گفته ها و منابع موجود (چه موافق و چه مخالف) استفاده نموده و بعد با عقل و درايت خود به جمع بندي و حقيقت مطلب برسيم چرا که در اعتقادات جاي تقليد نيست. مبادا با تعصب و جانبداري، و يا عدم شهامت، خود را بيچاره و بدبخت نمائيم. |
| 3 |
نام و نام خانوادگي: شيعه احمق -
تاريخ: 24 ارديبهشت 87
عليکسلام بر شما جايز نيست اي روافض احمق سايت پر متحوا شيعه احمق. |
| 4 |
نام و نام خانوادگي: سني کوچولو -
تاريخ: 24 ارديبهشت 87
يکي شيعه ها هاي احمق تو دنيا راست مي گن اين هم کشورشان همش دروغ و کلک و اون هم از امام زمانشون قول مي شدهم اگر امام زمان به دنيا بيايد اولين کارش اين 10 % شيعه را ريشه کن مي کند تا اسلام واقعي بماند. روافض احمق |
| 5 |
نام و نام خانوادگي: روافض احمق -
تاريخ: 24 ارديبهشت 87
اي روافض زياد تحقيق نکنيد چون احمق هستيد |
| 6 |
نام و نام خانوادگي: عبداللهي -
تاريخ: 24 ارديبهشت 87
چشمها را روي هم گذاشتن و فحش و دشنام دادن و ناسزاگويي خيلي آسان و براي عده اي لذت بخش است!! اما خدا نکند مصداق آن عده باشيم که خدا در قرآن فرموده است که بر گوش و چشم و دلهايشان پرده اي قرار داده است که نه چيزي مي بينند و نه چيزي مي شنوند و نه چيزي مي فهمند!! اگر نمي ترسيد - که به والله مي ترسيد- برويد و در کتابهاي مختلف تحقيق کنيد و ببينيد که حقيقت چيست و حق کيست. مگر به مذهب خودتان ايمان نداريد و به آن پايبند نيستيد؟ پس از چه مي ترسيد؟ براستي چرا شما و علمايتان از حقايق ترسان و گريزانيد؟!!! تا به حال فکر کرده ايد که چرا ما شيعيان و علما و بزرگانمان کليه منابع سنيها را مطالعه و بررسي کرده ايم و لي شما با تفکرات قرون وسطايي خود از روبرو شدن با هر انديشه اي غير از آنچه که از کودکي با آن بزرگ شده ايد، پرهيز مي کنيد و وحشت داريد؟؟؟ |
| 7 |
نام و نام خانوادگي: مهدي ذ -
تاريخ: 25 ارديبهشت 87
با سلام : احمق آنكسي است كه با سر و يا پا از راه پائين تنه وارد فرج زنش شود (حاشية الشرح الصغير على أقرب المسالك للصاوي / ج2 / ص 164 / ط مصر1392 ه / كذلك في حاشية الدسوقي على الشرح الكبير / ج1 / ص5 و حواشي الشرواني - دار الكتب العلمية / ج1 / ص 259 / كذلك في حاشية السجا - دار الفكر / فصل في موجبات الغسل ). احمق آن قومي هستند كه سوسك و كرم خوردن را جايز مي دانند (المغني لابن قدامة 11 / 65، رحمة الأمة في اختلاف الأئمة ، ص 251 .). احمق آنكساني هستند كه مي گويند با خوردن شير گاو و گوسفند مي توان برادر و خواهر رضاعي شد (المبسوط 30 / 297 ، 1 / 139 .). احمق آن فرقه اي هستند كه ميگويند سگها و خوكها طاهر وپاك هستند و نيم خورده آنان نيز پاك است و مى شود با آن وضو گرفت و آن را نوشيد واگر پوزه آنان با غذا تماسّ پيدا كرد آن غذا حرام نيست و دستور به شستن ظرف غذا صرفاً از روى تعبّد است نه دليل شرعى. (المغني لابن قدامة: 1 / 70). و... هر چه گفتيم از منابع اهل سنت بود و اگر حماقتي در آن ديديد بدانيد كه خودتان به آن اعتقاد داريد .فحش و توهين وكلام غير مستدل كار انسان مسلمان و حلالزاده نيست. قل هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين |
| 8 |
نام و نام خانوادگي: حسين قديري -
تاريخ: 25 ارديبهشت 87
اين بيجاره ها اگر کار ديگري غير از فحش دادن بلد بودند کارشان به جايي نمي رسيد که سالروز تشکيل رژيم جعلي و غير قانوني صهيونيستي را به اين دشمنان خدا ورسول با وقاحت تمام تبريک بگويند. به واقع ديديم و ميبينيم مصاديق آيه شريفه "ولن ترضي عنک اليهود ولن نصاري حتي تتبع ملتهم" بيخود نيست که دشمنان اسلام از شما راضي و خوشنودند . لابد چو ن عاقليد شما را دوست دارند و ما هم چون بي عقليم از ما بيزارند. عاقبت دوري از محمد و آل محمد صلي الله عليه وآله و داشتن محبت مخالفين و دشمنان اهل بيت عليهم السلام اگر غير از اين باشد مايه تعجب است. |
| 9 |
نام و نام خانوادگي: نادر -
تاريخ: 25 ارديبهشت 87
اين مطلب را مندر چند سايت ووبلاگ اهل سنت نوشته ام اما چونكه ديده اند نمي توانند جواب بدهند و يا شايد آن جواناني كه اهل مطالعه و تحقيق هستند شايد اين مطلب رابخوانند آن را باك كردند . مطلب اين است در خانه اگر كس است...يك حرف بس است . ماروايتي داريم كه هم سني وهم شيعه انرا نقل كرده اند.. قال رسول الله (ص):من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتتا الجاهليه... هركس كه بميرد وامام زمانش را نشناسد مرده است به مرگ جاهليت.. نمي خواهم بگويم كه الآن امام زمان اهل سنت كيست؟ اين خود جاي بحث بسيار مفصلي دارد... سوال من اين است كه حضرت فاطمه زهرا (س) دنيا را كه وداع گفتند امام زمانش كه بود_1- علي بن ابي طالب (ع)2-خليفه اول 3-نعوذ بالله امامي نداشتند ... . اين درحالي است كه رسول الله ايشان را سيده ي نسا ئ بهشت ميداند ونمي تواند بدون امام باشد با باسخ دادن به اين سوال خيلي چيزهاي ديگر هم مشخص مي شود . |
| 10 |
نام و نام خانوادگي: رافضي از قم -
تاريخ: 26 ارديبهشت 87
با سلام اگر ميشود در باره اين جمله قدري بيشتر توضيح دهيد " عمومي و يا خصوصي براي بنده احمق آنكسي است كه با سر و يا پا از راه پائين تنه وارد فرج زنش شود اميدوارم از نوشتن اين گونه سخنان ابايي نداشته باشيد خداوند يار و ياور نيکوکاران جواب نظر: بسمه تعالى بازديد کننده محترم رافضي از قم (هرچند بهتر بود با همان نام قبلي (طلبه اي از کردستان) نظر خود را ثبت مي کرديد) اين مطلب را بازديد کننده ديگري تحت نام مهدي ذ مطرح کرده است وليکن ايشان هم در پايين مطلب خود آدرس موردنظر از کتب اهل سنت را ذکر کرده ولي جهت توضيحات تکميلي ايشان مي توانيد به دو لينک ذيل مراجعه نماييد. ليست فتاواي شنيعه http://www.vahhabi.com/main.htm?id=1&bankname=vahhabi_fatva و مطلب مورد اشاره: http://www.vahhabi.com/pages.php?bank=vahhabi_fatva&id=147 |
| 11 |
نام و نام خانوادگي: شيعه علي -
تاريخ: 27 ارديبهشت 87
من تعجب مي کنم که چرا سنيها خودشان را ابوبکري يا عمري يا عثماني نناميدن و امدن اماماني براي خود انتخاب کردن که با پيامبر دويست سال فاصله زماني دارند نه از اصحاب هستند و نه از تابعين اصلا اکثرشان عجمي هستند مثل مالکي وحنفي شافعي حنبلي دحالي که درصحاحشان امده که پيامبر فرمود: خالفائ بعد از من 12 نفر خواهند بود که همه قريشي ودر بعضي دارد همه هاشمي هستندبراي نمونه متن روايات را ذکر مي کنم: صحيح البخاري: في الجزء الرابع في كتاب الأحكام في باب جعله قبل باب إخراج الخصوم، وأهل الريب من البيوت بعد المعرفة (صفحة 175 طبعة مصر سنة 1355 هجري )، حدَّثني محمد بن المثنى حدثنا غندر حدثنا شعبة عن عبد الملك سمعت جابر بن سمرة قال: سمعت النبي (صلى الله عليه وآله) يقول: " يكون اثنا عشر أميراً فقال كلمة لم أسمعها فقال أبى: انه يقول:" كلهم من قريش ". - صحيح الترمذي: ( صفحة 45 الجزء الثاني طبعة دهلى سنة 1342 هجري ) في باب ما جاء في الخلفاء حدثنا أبو كريب ناعمر بن عبيد عن سماك بن حرب عن جابر بن سمرة قال: قال رسول الله (صلى الله عليه وآله) " يكون من بعدي اثنا عشر أميراً ثم تكلم بشيء لم أفهمه فسألت الذي يليني فقال: قال: كلهم من قريش (قال الترمذي) هذا حديث حسن صحيح، و قد روي من غير وجه جابر بن سمرة حدثنا أبو كريب ناعمر بن عبيد عن أبيه عن أبى بكر بن أبى موسى عن جابر بن سمرة عن النبي (صلى الله عليه وآله) مثل هذا الحديث . صحيح مسلم: في كتاب الإمارة في باب الناس تبع لقريش والخلافة في قريش ( صفحة 191 الجزء 2 ق 1 طبعة مصر سنة 1348 هجري ) حدثنا قتيبة بن سعيد حدثنا جرير عن حسين عن جابر بن سمرة قال: قال: سمعت النبي يقول:- ح وحدثنا رفاعة بن الهيثم الواسطي، واللفظ له حدثنا خالد يعني ابن عبد الله الطحان عن حصين عن جابر بن سمرة قال: دخلت مع النبي فسمعته يقول: " ان هذا الأمر لا ينقضي حتى يمضى فيهم اثنا عشر خليفة ثم تكلم بكلام خفي عليَّ فقلت لأبي: ما قال ؟ قال: كلهم من قريش . ينابيع المودة: ( صفحة 445 طبعة اسلامبول ) عن كتاب مودة القربى عن عبد الملك بن عمير عن جابر بن سمرة قال: كنت مع أبى عند النبي (صلى الله عليه وآله) فسمعته يقول: " بعدي اثني عشر خليفة ثم أخفى صوته فقلت لأبي ما الذي أخفى صوته ؟ قال: قال: " كلهم من بني هاشم " . وقد جاء في ينابيع المودة للقندوزي الحنفي الباب (94) عن المناقب بسنده عن جابر بن عبد الله الأنصاري قال: قال رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم): يا جابر إن أوصيائي وأئمة المسلمين من بعدي أولهم علي ثم الحسن ثم الحسين ثم علي بن الحسين ثم محمد بن علي المعروف بالباقر ستدركه يا جابر فإذا لقيته فأقرئه مني السلام ثم جعفر بن محمد ثم موسى بن جعفر ثم علي بن موسى ثم محمد بن علي ثم علي بن محمد ثم الحسن بن علي ثم القائم اسمه اسمي وكنيته كنيتي محمد بن الحسن بن علي " المهدي " ذلك الذي يفتح الله تبارك وتعالى على يديه مشارق الأرض ومغاربها http://www.14masom.com/aqaeed/etarat/75/75.htm الأدلة على أن الأئمة، اثنى عشر، في صحاح اهل السنه |
| 12 |
نام و نام خانوادگي: حامد -
تاريخ: 27 ارديبهشت 87
نحوه اسلام آوردن عمر بن خطاب در منابع اهل تسنن چگونه آمده است ؟ به نظر بنده اين جمله اشكال دارد و آن اينكه مگر اين آقاي عمر اسلام آورد؟ بابا ايشون در اون نقطه اوج ايمانش فرموده كه (العياذ بالله) پيامبر دارد هزيان مي گويد. در آخرين لحظه عمرشم كه نوشيدني مورد علاقه اش رو خواست كه بنا به گفته همه اهل سنت و شيعه مشروبه و مست كننده. خوب ديگه بسه بيشتر بگم ميگن دعوا راه نندازين. |
| 13 |
نام و نام خانوادگي: م ر مغيث -
تاريخ: 27 ارديبهشت 87
عمر از ابتدا هم نور ايمان در دلش روشن نشده بود فرق ايمان او و علي (عليه السلام) در اين دو عبارت به روشني مشخص مي شود علي (عليه السلام) فرمود: از زمانيكه حق را به من نشان دادند لحظه اي شك نكردم ؛ اما از عمر اين جمله نقل شده كه هنگاميكه پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم) صلح حديبيه را با مشركان مكه امضا نمود عمر گفته بود: هيچ وقت به اندازه ي زمان صلح حديبيه بر پيامبري پيامبر شك نكرده بودم. پس معلوم مي شود كه ايشان هميشه در پيامبري پيامبر اكرم شك مي كرده هر چند در صلح حديبيه خيلي شديد شك نموده است |
| 14 |
نام و نام خانوادگي: حامد -
تاريخ: 06 خرداد 87
سلام مگر شماها كي هستين كه دين و مذهب را تمسخر مي كنيد خدا ناظر و شاهده كه عمر چگونه بوده هست انهايي كه به حضرت عمر توهين مي كنند كافر هستند و خواهند بود اي مذهب فروشان بدانيد واگاه باشيد كه خداوند عذابي سخت به انهايي كه به صحابه توهين مي كنند مي فرستد جواب نظر: جناب حامد ! بلي "خداوند عذابي سخت به انهايي كه به صحابه توهين مي كنند مي فرستد " و بيش از همه خداوند كسي را عذاب خواهد كرد كه نخستين بار به اصحاب رسول خدا صلي الله عليه ؤاله وسلم توهين كرد و اين مطلب را رواج داد و او كسي نيست جز معاوية بن أبي سفيان كه به امير المؤمنين عليه السلام ناسزاگويي ميكرد و به تمامي خطيبان نماز جمعه دستور داده بود كه امير المؤمنين عليه السلام را لعن كنند . ما اين مطلب را پيش از اين بررسي كردهايم ، لطفاً به اين آدرس مراجعه بفرماييد : http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=104 ما هيچ گاه به كسي توهين نميكنيم ؛ بلكه طبق دستور مولايمان امير المؤمنين عليه السلام به جاي فحاشي به كسي ، اوصاف و كردار آنها را بررسي و براي روشن شدن اذهان مردم بازگو ميكنيم . و در اين مقاله نيز با استناد به صحيحترين روايات اهل سنت از صحيحترين كتاب اهل سنت بعد از قرآن ، نحوه اسلام آوردن عمر را بررسي كردهايم . والسلام علي من اتبع الهدي گروه پاسخ به شبهات |
| 15 |
نام و نام خانوادگي: عباس سالاري -
تاريخ: 07 خرداد 87
به نام خدا با يکي از برادران اهل سنت صحبت مي کرديم که مي گفت به ما اجازه نمي دهند که با شما هم صحبت باشيم ؛ چون ميترسند شما مغز ما را به سوي خود بکشيد . الان که با هم صحبت مي کنيم اين حديثها من اولين بار دارم مي شنوم . |
| 16 |
نام و نام خانوادگي: اسماعيل -
تاريخ: 09 خرداد 87
باسلام آنها خودشان را به خواب زدند و شخص خواب زده را هيچ وقت نميشود بيدار کرد . به نظر بنده برادران اهل سنت تمام واقعيتها را ميدانند ولي جرات پذيرش حقيقت راندارند. به اين دليل که پدران آنها و يا بزرگان آنها نميگذارن که زنده بمانند و آنها را با تکبير و ذکر خداوند سرميبرند . به همين راحتي پايان عمر . يکي از دوستان بنده که اهل زاهدان بود قصد ازدواج با يک دخترشيعه را داشت ولي ان دختر به دوستم گفت اگر شيعه شدي با تو ازدواج ميکنم . دوستم در جواب گفت خيلي دلم ميخواهد شيعه شوم و ميدانم که شيعه حقيقت است ولي جرات پذيرش ندارم ؛ چون پدرم و برادرانم و عمويم اگر بدانند مرا ميکشند... . |
| 17 |
نام و نام خانوادگي: هيچكس -
تاريخ: 10 خرداد 87
فعلا كه داريم حكومت شيعه رو ميبينيم پيروان اين مذهب رو ميبينيم نمونه هاش كشورهاي ايران سوريه وعراق ........... !!! |
| 18 |
نام و نام خانوادگي: محصل -
تاريخ: 11 خرداد 87
به نام خدا ادب از که آموختي ، از بي ادبان! اگر بدون دليل مطلبي را رد کني نشانه تعصب کورکورانه توست. خدا قوت، به تمام کساني که براي زنده نگه داشتن راه فرزندان پيامبر زحمت مي کشند. |
| 19 |
نام و نام خانوادگي: حامد -
تاريخ: 18 خرداد 87
سلام علي من اتبع الهدي از تلاش بي نظير شما متشكرم حقايق هميشه براي اهل باطل تلخ بوده است برادران اهل تسنن! بياييد اهل باطل نباشيم كه مرگ و ورود به محضر حضرت اله براي پاسخگويي بسيار نزديكتر از آنست كه مي انديشيم. والسلام |
| 20 |
نام و نام خانوادگي: سيد عبدالخالق هاشمي -
تاريخ: 20 خرداد 87
سلام ائمه معصومين عليهيم السلام كشتي نجات هستند ، برادران اهل سنت بايد عينك تعصب و بد بيني را از جلو چشم بردارند وحقيقت را دريابند و بر دشمنان اهلبيت و نبوت لعنت بفرستند . |
| 21 |
نام و نام خانوادگي: سيد عبدالخالق هاشمي -
تاريخ: 21 خرداد 87
سلام ا’يمه معصومين عليهيم السلام كشتي نجات است برادران اهل سنت بايد عينك تعصب و بد بيني را از جلو چشم بردارند وحقيقت را دريابند و بر دشمنان اهلبيت ونبوت لعنت بفرستند. |
| 22 |
نام و نام خانوادگي: يارعلي -
تاريخ: 02 تير 87
از وبلاگ جواب شبهات دانش آموزان با اجازه مقاله را لينك به شما بزنم |
| 23 |
نام و نام خانوادگي: محمد -
تاريخ: 05 تير 87
خدا قبول کنه |
| 24 |
نام و نام خانوادگي: بيژن -
تاريخ: 14 تير 87
با سلام هر انساني چه شيعه و چه سني بايد اول از همه بنا را بر اين گذارد كه هر چه كه من ميدانم لزوما حق نيست و ممكن است من در اشتباه باشم من شيعه و من سني نبايد به خاطر اينكه پدرم شيعه يا سني و يا هر دين ديگري دارد من نيز پيرو همان دين شوم بايد بنا را بر تحقيق گذاشت بدون تعصب ديني بايد ابتدا بنا را بر عقل گذاشت بايد ياد گرفت كه هر كسي ممكن است در اشتباه باشد ولي مهم اين است كه بعد از دريافتن اشتباه خود چه ميكنيم ؟ نسبت به حق تعصب ميورزيم و در پي توجيه اشتباه خود بيشتر در آن فرو ميرويم ؟ و يا در پي جبران آن بر مياييم و راه درست را پيش ميگيريم ؟ من شيعه هستم.ولي شيعه نشدم براي اينكه پدرم شيعه بود بلكه تا حدي تحقيق كردم كه مطمين شدم شيعه بر حق است. ولي هيچگاه از حقيقت فرار نميكنم. فردا اگر من دريافتم كه اهل تسنن بر حق هستند و ما اشتباه ميكرديم با كمال ميل سني ميشوم و يا حتي اگر دريافتم كه مسيحيت يا يهوديت و يا هر دين ديگري بر حق است آن دين را بر ميگزينم مهم اين است كه انسان هميشه در جست جوي حقيقت باشد و هيچگاه به يك حقيقت قانع نشود چون ممكن اين حقيقت او را از رسيدن به حقيقت هاي بزرگتر باز دارد بزرگترين حق و حقيقت خداست به همه شما برادران و خواهران چه سني و چه شيعه توصيه ميكنم از خدا بخواهيد شما را هدايت كند اگر هدايت يافته ايد در مسير راست تر و استوار تري قرار گيريد و اگر گمراه هستيد براه راست هدايت شويد . ان شا الله |
| 25 |
نام و نام خانوادگي: جوادراستگو -
تاريخ: 21 تير 87
حالا خودتون قضاوت كنيد.ايمان اوردن علي چطوري بود ايمان اوردن عمر چطور!!!!!!!!!!!!! |
| 26 |
نام و نام خانوادگي: محمود -
تاريخ: 22 تير 87
از برادران اهل سنت كه جناب عمر را به خوبي مي شناسند خواهشمنديم قدري راجه به نسب عمر و چگونگي تولد ايشان توضيح دهند. يا حد اقل براي آگاهي خودشان تحقيق كنند. |
| 27 |
نام و نام خانوادگي: محمود -
تاريخ: 22 تير 87
در حال حاضر دو نمونه بارز از تربيت شدگان اهل سنت و شيعه را مي بينيم بن لادن و گروه القاعده از اهل سنت و شيخ حسن نصر الله و گروه حزب الله از شيعه القاعده با ترورهاي كور در كل دنيا و به ويژه در دنياي اسلام زن ها و بچه ها را قتل عام مي كند و حزب الله تنها قدرتي است كه در مقابل هجوم صهيونيست ها مقابله مي كند. آنكه هنوز قلب روشن و ديدگان باز دارد فقط با توجه و نگاه به اين دو گروه متوجه حقيقت مي شود. |
| 28 |
نام و نام خانوادگي: پيمان موسوي -
تاريخ: 28 تير 87
با سلام اينكه بعضي از برادران اهل سنت با ديدن اين براهين خونشون به جوش مياد و فحش ميدن هم طبيعيه و هم اميدوار كننده ! طبيعيه چونكه هر كسي كه به عقيده اي سخت پابنده در لحظه’ مواجهه با نادرستيش عصبي ميشه... و اميدوار كننده است چونكه نخست علامت شروع تلاطم در دل اين افراده كه شايد در صورت حق طلب بودن اونها راه نجات شون باشه ...و بعد لينكه در مورد كساني كه جاهل و متعصب هستند نشانه ’ درستي وصحت مدعاي ماست كه اونها تحمل شنيدنش رو ندارن ... در مورد دولتها و جوامع شيعه هم بايد گفت ما ادعا نداريم كه كه شيعيان همه درست كردارند بلكه ادعاي ما درستي اعتقادات شيعه است و مگر نه اينكه اهل سنت هم اعمال همشون طبق عقيده و مرام اونها نيست و هميشه صالحين در جامعه كمتر از مردم جاهل يا گمراه هستند به اين دليل واضح كه هميشه جنس گرانبها كميابه ! زيرا شرايط حاصل شدنش سخته و كار همه نيست ... بهتره كه همه تسليم حق باشيم برادران !! ... يا حق تعالي ... وصل الله محمدا وآل محمد |
| 29 |
نام و نام خانوادگي: خادم خدا -
تاريخ: 01 مرداد 87
در مورد حضرت عمربن خطاب مي خواستم بگويم: مگر ميشودكسي كه هم پدر زن رسول اكرم(ص) است وهم داماد حضرت علي است.اينچنين كه بعضي از كور دلان مراجعه كننده به اين سايت اظهار مي كنند باشد,مسلما نمي توانيم اظهار كنيم كه از اين بزرگان بيشتر مي فهميم. جواب نظر: دوست گرامي راجع به بحث پدر زن رسول اکرم (ص) دقت داشته باشيد که ابوسفيان نيز پدر زن پيامبر بودند آيا براي ايشان نيز شما فضيلتي قائل هستيد (پس اينگونه نيست که با چنين نسبتهاي به دنبال داشتن فضيلت براي افراد بگرديم) در ضمن راجع به بحث داماد حضرت علي (ع) بودن نيز مي توانيد به مقاله کاملي که در اين زمينه ارائه شده مراجعه نماييد تا صحت و سقم موضوع برايتان روشن گردد. http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=83 والسلام علي من التبع الهدي معاونت اطلاع رساني |
| 30 |
نام و نام خانوادگي: محمد مهدي كيانپور -
تاريخ: 03 مرداد 87
سلام عليكم برادران موسسه حضرت ولي عصر(عج الله تعالي و فرجه الشريف ضمن عرض سلام و تشكر و سپاس از زحمات شما در نشان دادن چهره واقعي وهابيت خبيث و تلاش در را ستاي ترويج مكتب اهل بيت مي خواستم اين نكته را متذكر شوم كه ضرورت حفظ وحدت ميان مسلمانان بايد خط قرمز همه اين فعاليت ها باشد. لطفا برادران اهل سنت كه تحت تا ثير جريانات سلفي و تكفيري نامسلمان مطالب سخيفي را به شيعه نسبت ميدهند نگاهي به منابع تاريخي و روايي اهل سنت مراجعه كنند مرحوم علامه اميني (ره) بيست جلد كتاب الغدير نوشته است كه اكثريت منابع اين كتاب از منابع اهل سنت است . تعداد سايت هاي اهل سنت در فضايل امير المومنين علي عليه السلام از تعداد سايت هاي شيعه بيشتر است. اما در پاسخ به آن برادر طلبه سني اهل كردستان كه مطلب سخيفي را مطرح كرده بود جاي تعجب است كه ايشان كه احتمالا از برادران شافعي هستند از ميزان نزديكي مذهب شافعي به شيعه بي اطلاع است و نمي داند شارح شافعي نهج البلاغه جناب ابن ابي الحديد در وصف حضرت علي عليه السلام چه اشعاري سروده است متاسفانه طلاب اهل سنت فاقد سواد كافي هستند در حوزه مسايل فقهي براي ديدن غناي فقه شيعه و مقايسه آن با فقه اهل سنت كافيست به مطالب سخيفي كه فقه حنفي آمده است مانند مجاز بودن لواط و بعضي مطالب سخيف ديگر مراجعه كنيد. ومن الله توفيق |
| 31 |
نام و نام خانوادگي: بنده خدا غلام علي -
تاريخ: 04 مرداد 87
ابتدا لازم مي بينم كه در جواب اين سني هاي كوردل برايشان آرزوي همنشيني دائم وابدي با پيشواي روسياهشان عمر بن بني اسرائيل را داشته باشم الهي آمين. و در ادامه خدمت برادران عزيز شيعه مولا از خوانده هايم عرض مي كنم كه عمر ?? از سران مشركان مكه بود كه از دشمنيهاي او با اسلام قبل از اسلام آوردن دروغينش همين بس كه يكبار در حين طواف پيامبر با سنگ قصد جان ايشان را مي كند كه البته اين توطئه ناكام مي ماند و بعد هم از روي دورانديشي و فرصت طلبي زبان زدش به اسلام روي مي آورد و البته نفرت او از علي بيش از هرچه بدليل قلع و قمع يهوديان پيمان شكن يثرب بدست حضرت ايشان است. يا علي |
| 32 |
نام و نام خانوادگي: پيمان -
تاريخ: 15 مرداد 87
من نميدانم كه اين برادران اهل سنت چرا تا اين حد كور كورانه و از روي تعصب در مورد قضايا برخورد مي كنند؟ من از برادران اهل سنت ميخواهم فقط براي يك لحظه هم احتمال اشتباه بودن مسير شان را بدهند و بعد با ادله مسيرشان را انتخاب كنند؟ چه ايمان تقليدي در آخرت بدرد كسي نخواهد خورد. و در اخير هم اين را بگويم كه حجت براي شما تمام است و در آخرت نميتوانيد بگوئيد نميدانستيم يا فلان پس از روي خيرخواهي عاجزانه از شما خواهشمندم اندكي از وقتتان را براي تحقيق در مورد مذهب خويش كنار بگذاريد. تا مصداق خاسرين نباشيد. |
| 33 |
نام و نام خانوادگي: سيدمحمدرضاحقيقت -
تاريخ: 21 شهريور 87
درود بر مناديان حق وحقيقت شماپيروان شيرخدا به شما خداقوت ميگويم سني ها هم همانند مولايشان عمر خنگ واحمق وديرفهم هستندچون تودنيا هيچ چيزي نميدانند |
| 34 |
نام و نام خانوادگي: ميثم -
تاريخ: 29 شهريور 87
با سلام خدمت شما عزيزاني که وقت خويش راصرف کشف حقيقت واشاعه هرچه خوبيهاست ميکنيد بايد عرض کنم علي عليه السلام مولود کعبه وحق است وبرادران اهل تسنن نيز ميدانند وحتي در روز فوت درگذشتگانشان در گوششان ميگويند براستي حق با علي است |
| 35 |
نام و نام خانوادگي: ع -
تاريخ: 08 مهر 87
سلام عليكم مقاله ي خوبي بود ولي اگر كه عمر به اين شكل اسلام آورد .اون حرفي كه خواهرش بهش ميگه كه ديشب پيامبر اين دعا رو راجع به تو كرد و و مجدد خود پيامبر اين رو به عمر ميگن و بعد عمر اسلام مياره آيا اين دعا رو ميشه پذيرفت ؟ جواب نظر: دوست گرامي سلام ! اهل سنت براي دفاع از آبروي خلفا ، دست به هر كاري مي&zwnjزنند . بي ترديد همه اين ها از دروغ&zwnjهايي است كه توسط بني اميه ساخته شده&zwnjاند . |
| 36 |
نام و نام خانوادگي: mmj -
تاريخ: 11 مهر 87
اين سايت باعث تفرقه ميشود بهرحال عمربن خطاب هم کمک هاي زيادي به اسلام کرده اند يه روايت هم هست که عمر هنگام شنيدن قران مسلمان شد لحن قران را که شنيد . در ضمن عمر بن خطاب از پهلوانان عرب بود که با ميل خود و در سال پنجم بعثت مسلمان شد.. هرچند عمربن خطاب اشتباهاتي داشته است . علي از حق خود گذشت شما از حق علي نمي گذريد.. بسياري از احاديث شيعه در مذمت خلفاي راشدين جعلي است جواب نظر: خوب بهتر است که شما هم روايت موردنظر خود را با سند ذکر کنيد تا خوانندگان بيشتر روشن شوند واز تفرقه جلوگيري شود!!! دقت داشته باشيد که در اين پاسخ ما از منابع اهل سنت ذکر حديث و روايت کرده ايم !!! در باب پهلوان بودن عمر نيز بهتر است کمي بيشتر در تاريخ دقت نماييد و بخصوص در منابع اهل سنت نيز به اين مقوله تحقيق نماييد. ويا در باب شناخت بهتر جناب عمر بن خطاب و کليه موارد مربوطه بهتر است به مطالب موجود در لينک ذيل که از صحيح ترين کتب اهل سنت نقل قول شده نيز مراجعه نماييد: http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=102 و اما راجع به بحث گذشت علي بن ابي طالب از حق خود و نظر حضرت علي (ع) راجع به خلفاء نيز به لينکهاي ذيل مراجعه نماييد: http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1866 http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=449 http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=700 البته خوب است که تا حدي شما هم به اشتباهات جناب عمر بن خطاب پي برديد و همچنين چه بهتر بود که جعلي بودن احاديث شيعه در باب مذمت خلفا را با ذکر سند عنوان مي کرديد معاونت اطلاع رساني |
| 37 |
نام و نام خانوادگي: عاشق عل -
تاريخ: 02 آبان 87
سلام.اميدوارم روز محشر هركس با مولاي خود محشور شود |
| 38 |
نام و نام خانوادگي: اسماعيل -
تاريخ: 19 آبان 87
سلام بر علي و اولاد علي وهر كه مهر علي را در سينه دارد |
| 39 |
نام و نام خانوادگي: ابوبكر -
تاريخ: 20 آبان 87
من خودم يك سني هستم وبه حماقت اهل تسنن معترفم |
| 40 |
نام و نام خانوادگي: همايون -
تاريخ: 21 آبان 87
به اميد روزي كه تمام سني هاي عالم به حقانيت علي (ع) پي ببرند وشيعه شوند وبر روي زمين حتي يك سني نماند والبته اين آرزو دست نيافتني نيست چون با ظهور مهدي (ع) محقق مي شود |
| 41 |
نام و نام خانوادگي: رضا خندان -
تاريخ: 22 آبان 87
با شخصي از اهل سنت صحبت مي كردم او دو همسر داشت و در صدد گرفتن سومي بود به او گفتم شما فكر مي كنيد هرچه از ذهن وهابيت به شما ديكته شود مگر براي شما باقي مي ماند. پرسيد منظورت چيست؟ گفتم كلا همينكه شما دستور داريد كه ازدواجهاي متعدد بكنيد و بر تعداد خود بيفزاييد و در نقاط مختلف كشور هرجايي كه احساس مي كنيد سني كمتر هست خانواده هاي خود را كوچ مي دهيد تا به قول وهابيان عملكرده باشيد و فردا بتوانيد بر اساس اين مملكت اسلامي چنگ بيندازيد. در ادامه به او گفتم من يك چيز به شما مي گويم و بدانيد كه هرچه بر نسل خود بيفزاييد و به حساب خودتان به جمع اهل سنت بخواهيد اضافه كنيد همه آنها در آينده بچه شيعه هاي اين مرز و بوم خواهند بود. شما ناخواسته داريد با بار مشكلات زندگي پر رنجي را براي خود رقمي مي زنيد ولي من به شما قول مي دهم كه كه تمامي بچه هاي شما در آينده بچه شيعه ها خودمان خواهند بود. |
| 42 |
نام و نام خانوادگي: روشنفكر مسلمان -
تاريخ: 07 آذر 87
(( ان دين عند الله اسلام )) چرا خدا درقرآن نگته همانا مذهب در نزد خدا سنت يا تشيع است.چون اصلا اين اراجيف ساخته دست دشمنان قسم خورده اسلام و هم پيمان شيطان است . اي مسلمانان جهان بياييد حقيقت بيني را اختيار كرده و به تاسي از آيه (( ان اكرمكم عند الله اتقاكم )) تقواي الهي را پيشه كنيد بياييد قبل از آنكه آفتاب زندگيمان غروب كند عقلمان را قاضي كرده و به حقيقت واحد يعني اسلام ناب محمدي (نه سني نه شيعه ) دست يابيم . در ضمن اين را هم بايستي بگويم كه من دانشجوي پزشكي و به ظاهر سني مذهب هستم و اينكه افرادي مثل ابوبكر عمر و علي افرادي عادي بوده كه هركدام كه پرهيزگارتر بوده جايگاهي والاتر داشته ( الله اعلم ). |
| 43 |
نام و نام خانوادگي: علي -
تاريخ: 15 آذر 87
سي دي هاي سيد احمد اصفهاني را بگيريد و گوش دهيد مي گفت زماني كه مشركان و كافران مسلمانان را اذيت مي كردند در هيچ جا ديده نشده كه اين دو تن را هم مورد آزار قرار دهند چون از خود آنها بودند. .... .... .... |
| 44 |
نام و نام خانوادگي: علي -
تاريخ: 16 آذر 87
سلام و خسته نباشيد . گروه تحقيقات عزيز مگر دروغ گفتم درباه ي ايمان عمر كه او مسلمان نيست . مگر خدا آيه ي انقلاب 144 سوره ي آل عمران را نفرستاد كه آيا اگر محمد صلي الله عليه و اله بميرد و يا كشته شود شما به اين جاهليت خود رجوع خواهيد كرد . آنها در جاهليت چه ديني داشتند آيا مسلمان بودند يا كافر و مشرك و از اين قبيل . خب شما هم قبول داريد كه اين ايه در مورد صحابه ي رسول خدا نازل شد. به خدا يك شيعه ي تند رو نيستم . تا حقايق را نبينم و نفهمم قبول نمي كنم . خود رسول الله به نقل از صحيح بخاري و صحيح مسلم در روايت حوض فرموده اند كه : در كنار حوض پيش شما هستم هر كسي بر من بگذرد ، آب مي نوشد و كسسي كه نوشيد هرگز تشنه نمي شود . گروه هايي از مردم از كنار من مي گذرند؛ آنها را مي شناسم آنها هم مرا مي شناسند آنگاه بين من و آنها مانعي به وجود مي آيد . مي گويم اينها اصحاب من هستند ! گفته مي شود : نمي داني بعد از تو چه ها كردند ! و من مي گويم دور باد از رحمت خدا كسي كه بعد از من ، اوضاع را تغيير داده باشد . خود اميرالمومنين به نقل از الغدير جلد 1 فرموده اند : بدانيد بعد از عثمان معويه و فرزندش ، و بعد از او هفت نفر از اولاد حكم بن ابي العاص يكي پس از ديگري ، تا آخر دوازده امام ضلالت خلافت را با گمراهي به دست خواهند گرفت . اينان همان كسي هستند كه پيامبر در خواب آنان را در منبر خود ديده بود كه امت را به عقب بر مي گردانند . ده نفر از آنها از بني اميه و دو مردي (ابوبكر و عمر) كه اين اساس را بر آنان بنيانگذاري كردند تمام گناه اين امت را به گردن دارند . علي عليه السلام مي فرمايد كه : و او (عمر) بود در روز غدير خم وقتي پيامبر مرا به ولايت و خلافت منصوب كرد ، او و رفيقش چنين گفتند : عمر گفت: چقدر قدرت پيدا كرده كه خسيسه ي خودش را بالا مي برد . آن يكي (ابوبكر) گفت : چقدر قدرت نمايي مي كند با بلند كردن پسر عمش براي بيعت . آن هنگام كه منصوب شده بودم به رفيقش گفت : اين كرامت و بزرگداشتي براي اوست . رفيقش با ترشرويي گفت : نه به خدا قسم ! نه گوش مي كنم و نه اطاعت مي كنم و با حال تبختر و افتخار به سرعت به راه افتادند و رفتند و خدا درباره ي وي اين آيه را نازل كرد : فلا صدق و لا صلي ولكن كذب و تولي ثم ذهب الي اهله يتمطي اولي لك فاولي ثم اولي لك فاولي . پس تصديق نكرد و نماز نخواند بلكه تكذيب كرد و رو گردانيد آنگاه با تكبر و نخوت بسوي اهل خويش روي آورد واي بر تو و صد واي بر تو . پس واي بر تو و صد واي بر تو . اين آيه از طرف خدا براي او وعده ي عذاب و هلاكت بود (كتاب اسرار آل محمد ـ فصل 11ـ پيشگويي از خلفاي جور) مگر عمر در صلح حديبيه نگفت كه تا آن موقع اين چنين به پيامبري محمد شك نكرده بودم . معلوم مي شود كه هميشه شك داشت و اين بار شكش قوت گرفت . ايا كسي كه بر پيامبري رسول الله شك كند مسلمان است . والله نيست. به خدا اي گروه پاسخ به شبهات طوري شده است كه حتي در خانواده خود هم نمي توانيم از عمر و ابوبكر و كارهاي آنها و ظلمشان بگوييم چون مسخره مي كنند . چشمم هر روز گريان است به مظلوميت اميرالمومنين . تا سخن از خلفا به ميان مي آيد برادرانم مي گويند ول كن اينها را آنها مردند و رفتند با آنها كاري نداشته باش . يعني چه كه مردند و رفتند هنوز هم كه هنوز است چوب آنها را مي خوريم جامعه ي بدون امام حق شيعيان نبود آنها آوردند هر بلايي كه آوردند . چه بگويم بيش تر از اين . انشاالله خدا اجرتان را بدهد كه اين چنين تلاش مي كنيد . |
| 45 |
نام و نام خانوادگي: بابك -
تاريخ: 18 آذر 87
سلام بچه هاي عزيز بجاي اينكه ميگيد كه فلاني چه كرد و ديگري چه كرد به فكر عمل كردن به قرآن و سنت رسول الله(ص) باشيد كه تمامي اون عزيزان بزرگواربراي اسلام زحمت كشيدند و لطفا كم چرت و پرت بنويسيد و ام در مورد توسل؟؟؟؟؟ اگر دلايل قرآني راجب به توسل داريد لطفا به اين آدرس ميل كنيد بنده در حال حاضر هيچ فرقه اي را قبول ندارم نه شيعه و نه سني چون هر كدوم بدعتهاي ضاله وارد دين اسلام كردند من خط به خط قرآن رو جستجو كردم ولي راجب به توسل نيست بلكه توسل در حال حاضر به مردگان براي دعا و عبادت و نزديكي به خدا شرك است وخدا مشرك رو هرگز نميبخشد .(اياك نعبد و اياك نستعين)و سوره زمر آيه 3 و ...... |
| 46 |
نام و نام خانوادگي: ابوالحسني -
تاريخ: 18 آذر 87
بابک عزيز، اينکه قرآن خوانده ايد خوب است ولي اميد است که با تدبر توام باشد. در مورد توسل هم اگر شما به همان توسلي که در قرآن آمده ملتزم باشيد کفايت مي کند. 1)آيا شما در قرآن کريم اين آيه را خوانده ايدکه: قَالَ يَا أَيُّهَا المَلَأُ أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ (38نمل)قَالَ عِفْريتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ (39نمل)قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ(40نمل) آيا طبق اين آيه درخواست حضرت سليمان (ع) از کسي که "علم من الکتاب" داشته العياذ بالله شرک به خدا بوده؟ آيا اگر در امت خاتم النبيين فرد يا افرادي علم کل کتاب را داشته باشند، ما طبق اين آيه مي توانيم از ايشان درخواست نماييم؟ آيا ايشان قادرند در چشم بر هم زدني درخواست ما را اجابت نمايند؟ 2) شما توسل به مردگان را شرک دانستيد، آيا توسل به زندگان هم شرک است؟ آيا توسل به شهدا هم شرک است؟ آيا اين آيه را در قرآن ديده ايد که: وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ في سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ (154بقره) آيا شما به همين ميزان از توسل ايمان داريد؟ |
| 47 |
نام و نام خانوادگي: علي -
تاريخ: 18 آذر 87
سلام بابك . اگر نه شيعه هستي نه سني مسلمان كه هستي پس عيد قربان را به تو تبريك مي گويم گفتي همه اش چرت و پرت است ؟ به خدا نيست همه ي اينها براي روشن شدن حق است مگر دنبال حق نيستي ؟ اگر خط به خط قران را جستجو كرده اي حتما لا به لاي قران ديده اي كه خداي عزيز مي فرمايد : سخنان را بشنويد و از بهترين آنها پيروي كنيد . اما گفتي در مورد توسل هيچ چيزي در قران پيدا نكردم . پس حتما آيه ي 64 سوره ي مائده را نخوانده اي . اصلا در اين جا خدا خودش دستور به توسل را مي دهد چون مي فرمايد اگر آن منافقان كه به خود ستم كردند ، توبه نموده و به تو رجوع مي كردند كه بر آنها استغفار كني ( دقت كن خدا گفت به تو رجوع مي كردند كه بر آنها استغفار كني) در اين حال خدا را توبه پذير مي يافتند . آيا اين آيه به غير از توسل چيز ديگري گفت . ما هم در توسلهايمان به ائمه ، به آنها رجوع مي كنيم تا براي ما استغفار طلبند . عين متن صريح دعاي توسل كه مي گوييم : انا توجهنا واستشفعنا و توسلنا بك الي الله . بابك به من بگو در كجاي اين توسل به خدا شريك قرار دادم .اصلا مي داني شرك يعني چه ؟ يعني غير از خداي يگانه خداي ديگري را هم بپرستم آيا من در اينجا ائمه را پرستيدم گفتي توسل به مردگان ؟ آيا بر اين باوري كه رسول خدا مرده ؟ آيا گمان كردي شهيدان زنده نيستند و در پيشگاه پروردگارشان روزي نمي خورند ؟ اگر بگويي بله . قرآن را قبول نكرده اي. چون آنها زنده اند . پس توسل بر آنها جايز است و اما شيعه را هم قاطي سني كردي و گفتي كه در دين بدعت مي گذارد ؟ مي خواهم بدانم در كجاي دين بدعت گذارده ؟ ولي اگر مايل باشي و بخواهي ليستي از بدعت هاي عمر در اختيارت مي گذارم . و اينکه مي گويي به جاي اينکه بگويي فلاني چه کرد و چه کرد به قران و سنت رسول عمل کن . آيا نشنيده اي حديت ثقلين را که پيامبر فرمود من در ميان شما دو چيز گرانبها به امانت مي گذارم قران و اهل بيتم را . اين دو هيچ وقت از هم جدا نمي شوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند و در جاي ديگر هم فرمود هرگز نه از اينها جلو بيفتيد و نه هرگز عقب بمانيد که در هر صورت از هلاک شدگانيد . در قران هم خداوند مزد رسالت پيامبر را دوستي به آل محمد اعلام کرد و فرمود که اين مزد هم به خاطر خود شماست تا هدايت يابيد . پس من چرا نگويم و بررسي نکنم که فلاني چه کرد و چه کرد تا حق برايم روشن شود و بدانم مزد رسالت رسول خدا را چگونه ادا کنم تا به گفته ي قران هدايت يابم . اتفاقا بيشتر شبيه سني ها هستي که مي گويند تو چه کار داري عايشه با علي جنگيد يا نه ؟ تو چه کار داري عمر در خانه ي فاطمه بضعه ي رسول را آتش زد يا نه ؟ تو کارتو بکن . يعني چه که چکار داشته باشم خب حتما يکي از اين گروه ضالين هستند و ما هر روز در نماز مي خوانيم که خدايا مرا به فرقه ضالين هدايت مکن. پس بايد بدانم چه کرده اند . در ضمن پيامبر در حديث ثقلين گفته قران و اهل بيت از يکديگر جدا نمي شوند پس تو چگونه بين آنها جدايي انداختي و گفتي که شيعه هم نيستي در حالي که قران مي گويد فاسقان کساني هستند که ... قطع ميکنند آنچه را که خدا امر به پيوند آن کرده و آنها در زمين فساد مي کنند و آنها زيانکاران هستند . پس بابک از زيانکاران نباش و موضع خود را معلوم کن . تا هيچ وقت گمراه و سرگردان نشوي . و درست گفت رسول خدا که آنها هرگز از يک ديگر جدا نمي شوند و الان هم جدا نمي شوند چون هر جا که قران هست امام هم هست . حتما امام زنده ي ما را که از نسل رسول خداست ميشناسي. بابک جان آرزوي موفقيت برايت دارم. با تشکر از گروه پاسخ به شبهات |
| 48 |
نام و نام خانوادگي: عليرضا -
تاريخ: 21 آذر 87
خداوند در قران فرموده به بتهاي مشرکان اهانت نکنيد تا آنها به خداي شما اهانت نکنند .در اين سايت و سايتهاي مشابه افراد سبک سر و سست ايمان که مطالب ان را تهيه مي کنند فقط از روي هوي و هوس و پيروي از دستورات شياطين زمان اقدام به نوشتن و اهانت به مسلمين ميکنند و نه تنها بويي از ايمان نبرده اند بلکه تمام توان خد را براي در هم کوبيدن پايه هاي اسلا م و ايمان ساير مسلمين به کار مي برند شيعيان علي آنهايي هستند که قلبو روحشان نوراني و مملو از ايمان به خداست و بر هيچ مسلماني لعنت نمي فرستند چرا که تنها معيار تشخيص حق از باطل ترازوي حضرت حق است و خداوند مسلمين را به يکتا پرستي دعوت نمده نه به خرافه گويي و ياوه پرستي و گفتن دشنام .شما با تشکيل اين سايت مسلمانان را فقط به لعنت و دشنام الفاظ رکرک و بدگويي و شيطان پرستي دعوت مي کنيد خداوند ريشه ي شما خائنين را بخشکاند |
| 49 |
نام و نام خانوادگي: عبد 114 -
تاريخ: 21 آذر 87
آقاي عليرضا ! اولآ: از اين كه عزيزان اين مؤسسه همه نظرات را از جمله امثال شما را منعكس ميكنند خوشحالم . و خوشحالتر اين كه نظر شما را بدون پاسخ به نمايش گذارده و علني كردند به اين معنا كه «اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما». و وقت اين بزرگواران ارزشمندتر از اين است كه بخواهند به پاسخ به امثال تو بپردازند. من هم ابتدا ميخواستم به مصداق همين آيه كريمه از كنار موضوع بگذرم ولي ديدم خودت كه به ديگران از قرآن احتجاج كردهاي كه به ديگران اهانت نكنيد از ابتدا تا انتهاي نظرت سراپا اهانت و دشنام است. ولي ما تاكنون از اين مؤسسه تاكنون يك مورد اهانت و يا بي ادبي نسبت به كسي نديدهايم و اگر هم مطالبي كه مورد نظر شماست و شما را اين گونه آشفته كرده از كتابهاي خودتان است كه بايد بري يقه علما و بزرگان خودتان را بچسبي. اي مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست عِرض خود ميبري و زحمت ما ميداري |
| 50 |
نام و نام خانوادگي: سلامات -
تاريخ: 21 آذر 87
چكار بت عليرضا داريد . اينقدر به بت آنها حمله نشود. اگر بت پرستان ادعاي مسلماني بكنند بايد كاري كرد. |
| 51 |
نام و نام خانوادگي: علي -
تاريخ: 21 آذر 87
عليرضا اگر خدا گفته به بت هاي آنها يا بزرگان آنها اهانت نكنيد پس اين همه برائت و لعنت كه خدا درقران مي كند از آن كيست ؟ گفتي معيار تشخيص حق از باطل ترازوي حق است من اين ترازوي حق را از كجا پيدا كنم مگر خدا در قران نفرمود كه اگر در مورد موضوعي اختلاف كرديد به خدا و رسولش و اولوالامرتان مراجعه كنيد . همان ترازويي كه گفتي رسول و ائمه هستند عليرضا اگر يك نمونه شيطان پرستي در اين سايت پيدا كني من خودم غلامت مي شوم . گفتي شيعيان علي كسي هستند كه دشنام نمي فرستند خواهش مي كنم نظري را كه دادي دوباره بخوان غير از دشنام چيزي در آن پيدا نمي كني . عليرضا شيعيان علي به راحتي تهمت نمي زنند . با تشكر از ولي عصريها. |
| 52 |
نام و نام خانوادگي: اسماعيل -
تاريخ: 01 دي 87
اين پسره (علي رضا) يكي از اين سني هاي ؟؟؟ است اسمش هم علي رضا نيست دروغ مي گويد شما عزيزان هم نظراتش رادرج نكنيد |
| 53 |
نام و نام خانوادگي: علي كليائي -
تاريخ: 01 دي 87
چند اشكال اساسى بر عملكرد عمر و همراهان او : 1 - هنگامى كه پيامبر ( ص ) در بستر بيمارى فرمودند : « دوات و قلم بياوريد تا چيزى برايتان بنويسم كه هرگز گمراه نشويد » . چرا عمر گفت : « درد بر اوغلبه كرده و كتاب خدا ما را بس است » ؛ « إنّ النبيّ - صلى اللّه عليه وسلم - قد غلب عليه الوجع ، وعندكم القرآن حسبنا كتاب اللّه » صحيح البخاري ، ج 7 ص 9 ، كتاب المرضى باب قول المريض قوموا عنّى ؛ و ج 5 ص 137 كتاب المغازي ، باب مرض النبي - صلى اللّه عليه وسلم - ووفاته ؛ صحيح مسلم فى آخر كتاب الوصيّة ، ج 5 ، ص 76 . . وياگفتند : رسول گرامى ( ص ) هذيان مىگويد : « إنّ رسولاللَّه - صلى اللّه عليه وسلم - يهجر » ، نستجير باللّه ، ( كبرت كلمة تخرج من أفواههم ) الكهف : 5 . . و اين قضيّه به قدرى درد آور بود كه وقتى ابن عبّاس به ياد آن مىافتاد ، اشك چشمانش همانند دانههاى مرواريد از گونههايش سرازير مىگشت عن ابنعبّاس قال : « يوم الخميس وما يوم الخميس ، ثمّ جعل تسيل دموعه حتّى رأيت على خدّيه كأنّها نظام اللؤلؤ قال : قال رسول اللّه : ائتونى بالكتف والدواة ( او اللوح والدواة ) اكتب لكم كتاباً لن تضلّوا بعده أبداً فقالوا : إنّ رسول اللّه - صلى اللّه عليه وسلم - يهجر » . صحيح مسلم ، ج 5 ، ص 76 كتاب الوصيّة باب ترك الوصية لمن ليس عنده شيء ، صحيح البخارى ، ج 4 ص 31 ، كتاب الجهاد والسير . . در رابطه با اين حديث كه در صحيح بخارى و مسلم وساير كتب صحاح آمده چند سؤال مطرح است : 1 - آيا اين سخن عمر ، مخالف با قرآن نيست كه مىفرمايد : ( ما ينطق عن الهوى إن هو إلّا وحي يوحى ) عن ابنعبّاس قال : « يوم الخميس وما يوم الخميس ، ثمّ جعل تسيل دموعه حتّى رأيت على خدّيه كأنّها نظام اللؤلؤ قال : قال رسول اللّه : ائتونى بالكتف والدواة ( او اللوح والدواة ) اكتب لكم كتاباً لن تضلّوا بعده أبداً فقالوا : إنّ رسول اللّه - صلى اللّه عليه وسلم - يهجر » . صحيح مسلم ، ج 5 ، ص 76 كتاب الوصيّة باب ترك الوصية لمن ليس عنده شيء ، صحيح البخارى ، ج 4 ص 31 ، كتاب الجهاد والسير . النجم : 4 . ؛ پيامبر گرامى ( ص ) از روى هواى نفس سخن نمىگويد و تمام سخنان او بر مبناى وحى الهى است . 2 - عمر كه گفت : كتاب خداوند براى ما كافى است « حسبنا كتاب اللّه » ، اين مخالفت عملى عمر ، با سنّت رسول اكرم ( ص ) نيست؟ چون سخن رسول اكرم ( ص ) كه فرمود : چيزى بنويسم كه شما را از گمراهى مصون بدارد ، مربوط به مطالب عادى و شخصى نبود ، بلكه داراى اهمّيّت ويژه بود و از بهترين مصاديق سنّت به شمار مىرفت . 3 - آيا مخالفت عمر و همراهان وى با دستور رسول اكرم ( ص ) ، مخالفت با قرآن نيست كه مىگويد : از اوامر پيامبر اطاعت و از نواهى حضرت اجتناب نماييد : ( ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا ) الحشر : 7 . . 4 - آيا سخن بخارى كه مىگويد : مردم در كنار بستر رسول اكرم ( ص ) سر و صدا كردند و اختلاف كردند ، آيا مخالفت با قرآن نكردند كه از هر گونه سرو صدا در كنار حضرت ، نهى نموده و آن را باعث حبط و نابودى اعمال مىداند : ( يا أيّها الذين آمنوا لا ترفعوا أصواتكم فوق صوت النّبى ولا تجهروا له بالقول كجهر بعضكم لبعض أن تحبط أعمالكم وأنتم لا تشعرون ) الحجرات : 2 . . 5 - آيا اختلاف صحابه و تن ندادن به سخن رسول اكرم ( ص ) مخالفت با قرآن نيست كه دستور مىدهد در موارد اختلاف بر همگان واجب هست كه تسليم نظريّه پيامبر ( ص ) باشند و كسانى را كه نظر آن حضرت را نمىپذيرند ، مؤمن نمىداند : ( فلا وربّك لا يؤمنون حتّى يحكّموك فيما شجر بينهم ثمّ لا يجدوا فيأنفسهم حرجاً ممّا قضيت ويسلّموا تسليماً ) النساء : 65 . . 6 - پيامبر گرامى ( ص ) تصميم داشت چيزى بنويسد كه مانع گمراهى امّت باشد ، آيا ممانعت از نوشتن چنين مطلب مهمّى ، سبب گمراهى مردم نشد؟ آيا سخن حضرت را تصديق نمىكنيد و يا آن را پذيرفته و تصديق مىكنيد ، در صورت دوّم آيا ضلالتى صورت گرفته يا منكر آن هستيد؟ و اگر قبول داريد ، چه ضلالتى دامنگير جامعه اسلامى ، جز انحراف از امر خلافت منصوص صورت گرفته است؟ 7 - در برابر عمر و همداستانهايش كه مخالف با وصيّت نوشتن رسول خدا ( ص ) بودند ، افرادى هم بودند كه تلاش در نوشتن اين وصيّتنامه داشتند : « منهم منيقول : قرّبوا يكتب لكمالنبي -صلىاللَّه عليه وسلم- كتاباً لا تضلّوا بعده ومنهم من يقول : ما قال عمر » صحيح البخارى ، ج 7 ، ص 9 ، كتاب المرضى باب قول المريض قوموا عنّى ؛ صحيح مسلم ، ج 5 ، ص 75 ، آخر كتاب الوصية . . وحتّى زنان پيامبر ( ص ) نيز به همفكران عمر اعتراض كردند كه با اهانت عمر و دفاع رسول ( ص ) مواجه شدند : « فقالت النسوة من وراء الستر : ألا تسمعون ما يقول رسول اللّه؟! قال عمر : فقلت إنّكنّ صواحبات يوسف ، إذا مرض رسول اللّه ، عصرتنّ أعينكنّ ، وإذا صحّ ، ركبتنّ عنقه! قال : فقال رسول اللَّه : دعوهنّ فإنهنّ خير منكم » الطبقات الكبرى لابن سعد ، ج2 ، ص 244 ، المعجم الأوسط للطبراني ، ج 5 ص 288 ؛ مجمعالزوائد للهيثمى الشافعى ، ج 9 ص 34 ؛ كنز العمال ، ج 5 ص 644 ، ح 14133 . ؛ زنان از پشت پرده صدا زدند : مگر سخن رسول گرامى ( ص ) را نمىشنويد؟ عمر گفت : شما همانند دلباختگان يوسف هستيد كه به هنگام مريضى پيامبر ( ص ) اشگ شما جارى مىشود ، و به وقت سلامتى حضرت ، برگردن او سوار مىشويد . رسول گرامى ( ص ) فرمود : متعرّض آنان نشويد وآنها را به حال خود واگذاريد ، زيرا آنان از شما بهتر هستند . راستى ، چه شدكه عمر و همراهان او ، بر تيم مقابل غلبه كردند؟ و كار كداميك از اين دو گروه مخالف قرآن و سنّت پيامبر بود؟ |
| 54 |
نام و نام خانوادگي: اسماعيل -
تاريخ: 03 دي 87
پيشا پيش فرا رسيدن ماه محرم را به همه هم وطنان تسليت عرض مي كنم |
| 55 |
نام و نام خانوادگي: عثمان -
تاريخ: 03 دي 87
براساس روايات عمر در چند روز آخر عمرش اين چنين مي گويد:اي كاش هيچ وقت نبودم اي كاش مادرم مرا به دنيا نياورده بود اي كاش بافنده اي بودم واز دست رنج خود مي خوردم |
| 56 |
نام و نام خانوادگي: عباس ميرزائي نيا -
تاريخ: 02 بهمن 87
ما شيعيان در كشور اسلامي هستيم و فرصت خوبي بدست آورده ايم ولي بر روي سني ها كار نميكنيم ولي بالعكس آنها اعتقادات ما را هدف قرار داده و به آن حمله ور ميشوند. ما بايد از قدرت مانور خود در تبليغ در مناطق سني نشين اقدام به عوض كردن اعتقادات اشتباه آنان كنيم. سني ها با قدرت اقتصادي اعراب خيانتكار در بهترين حالات درس ميخوانند و مدارك تحصيلي بالائي را كسب ميكنند. و اين براي كشور و مملكت امام زمان خطرناك است. همچنين آنها تعداد اولادشان زياد بوده و نسبت به ما بيشتر در حال رشد جمعيت هستند. كه اين هم بسيار خطرناك است. |
| 57 |
نام و نام خانوادگي: بهزاد -
تاريخ: 09 بهمن 87
با سلام خدمت امام زمان و تمام شيعه هاي اميرالمومنين علي(ع) يه سوال داشتم از سني ها ايا امام زمان متولد ميشود؟ايا نميدانيد كه زمين ازحجت خدا خالي نيست ؟ به حق اذاني كه الان شروع كرد اشهدان لاالله الا اله واشهدان محمد رسول الله اشهدان امير المومنين عليا حجت الله با ال علي هر كه در افتاد ور افتاد سلامتي امام زمان صلوات |
| 58 |
نام و نام خانوادگي: مجيد -
تاريخ: 15 بهمن 87
من چند سالي رادر ميان اين سني ها به عنوان دانشجو زندگي كردم مدرك كارشناسي را كه بايد در عرض 4سال مي گرفتم 6 سال به طول كشيد تمامي استادهاي دانشگاه كردستان نسبت به دانشجويان شيعه كينه عجيبي داشتند وطوري امتحانات را بگزار مي كردند كه ما نتوانيم نمره قبولي بياوريم |
| 59 |
نام و نام خانوادگي: مجيد -
تاريخ: 15 بهمن 87
جان من فداي هر كه محبت علي و اولاد علي را در سينه دارد به شيوه آنها عمل مي كند باشد |
| 60 |
نام و نام خانوادگي: بنده خدا -
تاريخ: 18 بهمن 87
واقعيات در مورد خلفاي اول تا سوم را برگرفته از کتابهاي اهل سنت وصحاح انها بنويسيد تا بدانند شيعه اهل تحقيق وپژوهش وبدون دليل مذهب خود را اتخاب نکرده واين درحالي است که اهل تسنن چشمان خود رابسته اند حقانيت شيعه را در کتابهاي نويسندگان سني مثل ابن ابي الحديد وبخاري و مسلم و.... بيابند. |
| 61 |
نام و نام خانوادگي: عليدوست -
تاريخ: 21 بهمن 87
لعن علي عدوک يا علي |
| 62 |
نام و نام خانوادگي: مجيد حقي -
تاريخ: 23 بهمن 87
آيا صحيح ميباشد که اهل سنت هرکس را که در کشور اسلامي به حکومت رسيد خليفه اي ميدانند که حق است اگر صحيح نيست که هيچ اگر صحيح ميباشد بايد حرف آن خليفه را گوش کنيم که ميگويد نماز نخوانيد (آتاتورک)يا حرف خدا را گوش کنيم که ميگويد اعمالتان در گرو نمازتان است |
| 63 |
نام و نام خانوادگي: يك مرد اهل سنت -
تاريخ: 26 بهمن 87
شما يك مشت دروغ سر هم كرده ايد ان را تصحيح كنيد وگرنا از سايت شما شكايت مي كنم من اين صفحه را كپي كرده ام جواب نظر: !!! دوست گرامي ، اگر شما اين صفحه را كپي كرده ايد ما اصل كتب اهل سنت را كه از ايشان اين مطالب نقل شده است ، داريم ؛ بنا بر اين بايد راويان اين روايت از علماي اهل سنت را نيز دروغگو بدانيد (پس برويد نزد مولويان از ايشان شكايت كنيد) . موفق باشيد گروه پاسخ به شبهات |
| 64 |
نام و نام خانوادگي: حسيني از سرزمين مسلمانان -
تاريخ: 02 اسفند 87
من به عنوان يک مسلمان براي هم سني ها و هم شيعه ها متاسفم که با تعصبي کورانه و چشم از دنيا بسته سرکول هم مي پرند . بنظر همه ما قرآن کلام اول و آخر است پس جدل و خود برتر بيني و بر خلاف حجرات عمل کردن کار و کلام مسلمان نيست . تو را به خدا قسم توطئه هاي دشمنان آيين محمد (ص) را مطابق خواسته ها و اميال شمشير بدستان کفر که امروز با فکر و قلم به جنگ ما و دينمان آمده اند عمل نکنيد و مايه ي خرسندي و قه قه اي انها نشويم اصل تمام اديان و مذاهب انسانيت است و بس پس شيعه و سني و کرد و فارس و غيره همه ابزار دشمنان قسم خورده است . خداوند متعال انشا اله با رحم و مغفرت خود همه اي ما را ببخشايد و بيامرزد . امين يا رب العالمين |
| 65 |
نام و نام خانوادگي: اسماعيل -
تاريخ: 06 اسفند 87
آقاي حسيني عزيز ما نه تنها با برادران اهل سنت مشكلي نداريم بلكه با مسيحان واديان ديگر هيچ دشمني اي نداريم اين سني ها هستند كه به ما اهانت مي كنند |
| 66 |
نام و نام خانوادگي: محمد -
تاريخ: 07 اسفند 87
اخيرا حجت الاسلام! مهدي نظريه پرداز و موعظه خوان جمهوري اسلامي كه شبكه ماهواره اي تکفيري تلويزيون سلام سخنراني هاي او را پخش مي كند، در يكي از خطبه هاي خود، از بالاي منبر “اسلام ناب محمدي” نه تنها عمر خليفه دوم مسلمانان جهان را به باد بدترين و زشت ترين ناسزاها قرار مي دهد بلكه با سند فقهي و حديث پيامبر و علي که از کتب اهل تشيع نقل مي کند مدعي مي شود كه از نظر “شرع” همه مسلمانان سني مذهب حرامزاده هستند!، و بر طبق فقه اسلام و فقه نبوي زنان سني ها بر آنان حرام است!. بنده وارد جزئيات افاضات اين آخوند درازآستين نمي شوم. از خواننده محترم استدعا دارم كه فيلم كوتاه ويديويي مربوطه را در يوتيوب مشاهده كنند (لينك شماره يك در پايان اين نوشتار). البته اين اولين بار نيست كه اين شيخ دانشمند اينگونه سخاوتمندانه در مورد سني ها اظهار محبت مي كنند! و کسي هم جلوگير ايشان نيست که مشوق هم هستند. مدتي پيش، نوشتاري از اين حقير به همراه لينك ويدئويي مربوطه در مورد توهين اين رافضي به مردم بلوچ و اهل سنت، در سايت هاي مختلف منتشر شد. انگيزه من از نوشتن و بر ملاء كردن اين شيخ عزيز و دردانه بيت رهبري، در آستانه سي سالگي سالگرد بقدرت رسيدن آخوندها، جلب توجه هموطنان به حقايق بسيار تلخ و ناگواري است كه در ايران به زور سر نيزه ميگذرد. بيان اين حقايق، به قول شاملو، زبان انسان را مي سوزاند و نگفتن آن مغز استخوان را. در سال گذشته ميلادي جمهوري اسلامي دو مولوي (رهبر مذهبي) سني مذهب به نام هاي مولوي عبدالقدوس ملازهي و مولوي محمد يوسف سهرابي را به جرم ” قصد ايجاد تفرقه بين سني و شيعه” اعدام نمود ( لينك شماره دو). در طي سال هاي اخير تعداد زيادي از رهبران سني مذهب بلوچ؛ كرد؛ تركمن صحرا، هرمزگان؛ خراسان؛ طالش؛ آذربايجان و ديگر مناطق ايران، به همراه صدها طلبه سني و فعال مدني اهل سنت ؛ به اتهام تفرقه پراكني بين سني و شيعه دستگير؛ زنداني؛ شكنجه و حتي اعدام شده اند. مولانا احمد نارويي ؛ رهبر مذهبي شماره دو سيستان و بلوچستان؛ فقط به جرم گفتن كلماتي بدين مضمون كه توهين به مقدسات اهل سنت كمكي به وحدت بين شيعه و سني دركشورايران اسلامي نمي كند، دستگير و روانه زندان نامعلومي جهت شكنجه و بازجويي شد. سركوب و اعدام هاي بيرحمانه اهل سنت در حالي صورت مي گيرد كه امثال حجت الاسلام مهدي دانشمندها نه تنها مجاز هستند كه از جايگاه منبر و مسجد به اهل تسنن توهين كنند، بلكه با صرف پول هنگفت بيت المال اين نظريات خود را از طريق شبكه هاي جهاني نظير تلويزيون ماهواره اي تكفيري سلام روزانه تكثير و منتشركنند. ترور و سركوب اهل سنت از يك طرف و تبليغات جمهوري اسلامي در مورد “وحدت شيعه و سني” از طرف ديگر همچنان بي وقفه ادامه دارد. عليرغم متانت، مواضع نرم و مسالمت آميز رهبران مذهبي اهل تسنن و همسويي آنها با حکومت جمهوري اسلامي (لينك شماره سه)، متعصبين ولايت فقيه به چيزي كمتر از تسليم كامل اهل تسنن در مقابل “اسلام ناب ولايت مطلقه فقيه” راضي نخواهند شد. هفته پيش مولانا عبدالطيف حيدري از علماي اهل سنت تايباد خراسان به قتل رسيد. درهمان هفته سازمان تبليغات جمهوري اسلامي اعلام نمود كه ۲۴ هزار مبلغ به مساجد مناطق محروم سيستان و بلوچستان اعزام شدهاند (لينك شماره چهار). هدف اين مبلغين بيشمار تغذيه فكري و اعتقادي مردم سني مذهب بلوچ اعلام شده است. اما بلوچ هاي سني و گرسنه فقط تغذيه فكري و اعتقادي مي شوند. حقيقتا جاي آن است كه خون موج زند در دل، مخصوصا در مملكتي كه اينگونه بطور علني و بي پروا سنگ ها را بسته و سگ ها را رها كرده اند. دكتر عبدالستار دوشوكي بيست و يكم بهمن ۱۳۸۷ Doshoki@gmail.com (Link No. ۱): http://www.youtube.com/watch?v=H_eD۹۵ZaXA۴ (Link No. ۲): http://www.autnews.us/archives/۱۳۸۷,۰۱,۰۰۰۸۶۴۷ (link No. ۳): http://www۲.irna.ir/fa/news/view/menu-۱۵۵/۸۷۰۹۲۹۵۰۲۷۱۵۲۹۲۸.htm (Link No. ۴): http://sb.isna.ir/mainnews.php?ID=News-۲۱۰۹۱ |
| 67 |
نام و نام خانوادگي: HALWEST -
تاريخ: 10 اسفند 87
اسلام عليكم در مورد عمربن خطاب بس نيست كي پيامبر (ص)فرموده اگربعد من پيامبري وجود داشت عمر بود حالا شماها کي هستيد که بر ان بزرگوار لعنت بفرستيد در اهل تسنن علي هم مثل همه خلفا هستن شما داريد تفرفه بين مسلمونا ميندازين |
| 68 |
نام و نام خانوادگي: علي -
تاريخ: 30 اسفند 87
سلام دوستان هر كس به تمناي كسي قدر نياز است هر كس به سوي قبله خود رو به نماز است هر كس به زبان دل خود زمزمه ساز است باعشق در آميخته در راز و نياز است با بيشتر شدن اين نوشته ها و ناسزا نوشتن از هر دو طرف دلهامون داره سياه تر ميشه ، حضرت علي عليه اسلام و حضرت عمر رضي الله عنه هر دو علي الالقل صحابه بودند دوستان ، هر كجا و به هر فرقه اي كه معتقديد خدار و فراموش نكنيد تا صد سال هم اكر سني براي شيع دليل بياره و شيعه براي سني دليل بياره جز بد بيني به طرفين حاصلي به دست نمياد . معبود حقيقي رو بايد جست و او را فراموش نكرد همين و بس |
| 69 |
نام و نام خانوادگي: sjs -
تاريخ: 20 فروردين 88
مرگ بر شيعه رافضي |
| 70 |
نام و نام خانوادگي: mostafa -
تاريخ: 26 فروردين 88
ميخواستم به اين سني ها بگم که براي يکبار هم که شده کتابهاي خودشان را که بهش اعتقاد دارند بخونند که وقتي از روي کتابهاي خودشان مطلبي گفته مي شه بهشون بر نخوره |
| 71 |
نام و نام خانوادگي: مسافر کوچولو -
تاريخ: 29 فروردين 88
ما شيعه ها هرچي هم باشيم ديگه دست رو زن بلند نميکنيم با ما نگوييد که شيعه و سني برادرن×ما بيخياله سيلي زهرا(س)نميشويم |
| 72 |
نام و نام خانوادگي: مسافر کوچولو -
تاريخ: 29 فروردين 88
ميگن هر ديني الگو يش امام آن است.درهمين صفحه ببينين جواب سني ها با فحش است ولي شيعه ها نه. خب طبيعي هم هست.چون آقاي ما علي(ع) است و عشق ما حسن فاطمه. ميگم شما سنيها به عمر بنازيد ما به امام حسين.فردا قيامت 2×2 جوابش معلوم ميشه. |
| 73 |
نام و نام خانوادگي: ميلاد م -
تاريخ: 07 خرداد 88
با سلام و احترام من با دليل خدمت شما اهل تسنن را رد مي كنم و شيعه اثني عشري را به حق ثابت مي كنم با دليل ! 1. انجيلي به نام صحيفه غزل الغزلات چاپ لندن سال 1980 باب 5 آيه 1-10 اشاره به پيامبر خاتم و اميرالمومنين علي (ع) دارد : پيامبر خاتم را با نام محمديم (يم : محبوب) و وصي او را "ايلي" معرفي مي كند بنابر تحقيق كشيش با انصاف مسيحي به نام Mr.j.bagalidon مي گويد : "ايلي" نام شخصي است كه بعد ها خواهد آمد . 2. پيامبر فرمودند حجت هاي خدا بعد از من بر بندگان 12 نفر از قريش هستند --- خوب اگر تفكر كنيم مي بينيم به عدد 12 در قرآن تاكيد شده به عنوان مثال اهل بيت يعقوب (ع) دوازده نفر بودند --- موسي با عصايش يه سنگي زد و دوازده چشمه از سنگ جوشيد -- حواريون عيسي (ع) دوازده نفر بودند-- امامان بعد از پيامبر دوازده نفر هستند -- رمزي در عدد 12 نحفته است الله اعلم ! 3. آياتي زياد از قرآن كريم در شان مولا علي(ع) است كه خود اهل سنت هم اين آيات را تاكيد كرده اند : 1.آيه 55 سوره مائده كه نمونه بارزي است . 4. امامي كه بايد جامعه اسلامي را هدايت كند بايد خود معصوم باشد تا مردم بتوانند او را الگو قرار دهند -- كه در اشخاصي كه حق علي(ع) را خوردند اين قضيه صدق نمي كند (خلافت را غصب كردند). 5. حديثي از پيامبر است كه مي فرمايد امت من بعد از من 73 فرقه مي شوند يك گروه از آن نجات يافته و بقيه در آتش خواهند بود كه در كتب اهل تسنن هم هست . 6. آيه تطهير در شان محمد(صلي الله عليه و اله) و علي (ع) و حسن (ع) و حسين (ع) و بي بي دو علم فاطمه زهرا (س) مي باشد كه مفسرين اهل تسنن هم اين را قبول دارند . يوحنا در انجيل معروفش به دوازده امام بعد از پيامبر اشاره مي كند . اگر كسي بخواهد واقعا" تعصب را كنار بگذارد و بينديشد مي تواند حقيقت را بيابد --- درود و رحمت خداوند بر محمد و آل محمد -- |
| 74 |
نام و نام خانوادگي: عزيز -
تاريخ: 18 تير 88
سلام مكتبي كه پيروانش به اين راحتي فحش و ناسزا ميگويند مكتب شياطين است نه شيعه . آيا امامانتان اينگونه به شما آموخته اند كه بعيد است يا اينكه خود فاسد و احمقيد كه به اين راحتي هركسي را فحش و ناسزا مي گوييد . شما نمايندگان جامعه تشييع هستيد و عاقل ترين شان زيرا با مطالب روز دنيا سرو كار داريد آيا شما واقعا عاقل ترينيد يا فاسد ترين با اين مكتب چرتتان كه مالامال از فحش و فساد است شما اينطوريد واي به حاي ديگران واقعا خوب مكتبتان را به جهانيان معرفي مي كنيد زيرا بجز اين چيز ديگري نداريد اگر داشتيد كه اين حرف ها را نمي زديد . از كوزه همان برون تراود كه در اوست . جواب نظر: با سلام دوست گرامي اميدواريم كه تمامي نظرات چه شيعه و چه سني (و همچنين نوشته هاي ما در ذيل انها) را ديده باشيد و اينگونه سخن بگوييد ! در مورد بي ادبي و بد دهاني ، قطعا اين از روش هاي اسلامي نيست ! البته به شما توصيه ميكنيم نگاهي به آدرس ذيل داشته باشيد تا بدانيد كه « با اين مكتب چرتتان كه مالامال از فحش و فساد است شما اينطوريد واي به حاي ديگران واقعا خوب مكتبتان را به جهانيان معرفي مي كنيد زيرا بجز اين چيز ديگري نداريد اگر داشتيد كه اين حرف ها را نمي زديد»! http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=shobheh&id=69 موفق باشيد گروه پاسخ به شبهات |
| 75 |
نام و نام خانوادگي: momen abdullah -
تاريخ: 18 تير 88
در رابطه با کامنت هفتاد و چهار: عجب!!!!!!!! من ديده بودم بعضي ها با خودشان صحبت کنند و به خود نهيب و ناسزا بگويند ولي نديده بودم کسي با خودش نگارش کند و در نوشته هايش اين چنين خود را محکوم کند!!!!!!!!!! به راستي که اين محب عمر لايق همان نوشته هاي خود است!!!! يک توصيه هم به شيعيان: از اين پس اگر از کنار سطل زباله اي عبور کرديد و بوي گندي استشمام کرديد مبادا بگوييد: پيف پيف چه بوي گندي!!! چرا که ممکن است مگسها آزرده خاطر شوند!!! هر چي باشي جناب مگس حب سطل زباله را دارد!!! |
| 76 |
نام و نام خانوادگي: شيعه -
تاريخ: 20 تير 88
طف به گورهرچه دروغگو شيعه است لعنت خدابرهمه شما کافران |
| 77 |
نام و نام خانوادگي: momen abdullah -
تاريخ: 21 تير 88
سبحان الله!!!! من در عمرم هيچ گاه اين قدر تناقض در گفتار نديده بودم: اولش ميگويند که فحش کار شيعه نيست: «مكتبي كه پيروانش به اين راحتي فحش و ناسزا ميگويند مكتب شياطين است نه شيعه » بعد يارو خودش شروع ميکند به فحاشي: «خود فاسد و احمقيد كه به اين راحتي هركسي را فحش و ناسزا مي گوييد . شما نمايندگان جامعه تشييع هستيد» بعد يکي از همپالگي هايش خود را شيعه مينامد و شروع ميکند به فحاشي به شيعه: «طف به گورهرچه دروغگو شيعه است لعنت خدابرهمه شما کافران» حال واقعيت چيست؟ واقعيت اين است که اين شيعيان عايشه و معاويه درمانده شده اند. بعد از هزار و چهارصد سال که بزرگانشان حقايق را از آنها کتمان ميکرده اند حال خود را با انبوهي از سوالات مواجه ميبينند. |
| 78 |
نام و نام خانوادگي: momen abdullah -
تاريخ: 21 تير 88
راستي جناب شيعه عمر «طف» به معناي توسعه و گشادگي است. |
| 79 |
نام و نام خانوادگي: مجيد م علي -
تاريخ: 21 تير 88
با سلام يا دروغگو نام جعل كن وهابي. اولا مي فهمي چي ميگي شيعه كه دروغگو نميشه ؟ دوما معناي كلمه (طف كه يك كلمه عربيه ) = (در اصل ) آزادانه گردش كردن ، پرسه زدن 2- به تفصيل بحث كردن يا نگاشتن ، شرح و بسط دادن ، داد سخن دادن. سوما من محاله به روي تو تف كنم چرا : براي اينكه تو وهابي هستي نه چي.ي بيشتر و نه چيزي كمتر , دروغ هم در ذاتتونه نجسيد , بنابراين من تف خودم را نجس نميكنم . جناب HALWEST پس چرا حضرت علي او و ابوبكر را ,,,,, خواند «فلمّا توفّي رسول اللّه صلى اللّه عليه وآله، قال أبو بكر: أنا ولي رسول اللّه... فرأيتماه كاذباً آثماً غادراً خائناً ... ثمّ توفّي أبو بكر فقلت: أنا وليّ رسول اللّه صلى اللّه عليه وآله، ولي أبي بكر، فرأيتماني كاذباً آثماً غادراً خائناً» (( صحيح مسلم ج 5 ص 152، كتاب الجهاد باب 15 حكم الفئ حديث 49، فتح الباري ج 6 ص 144 وكنز العمال ج 7 ص 241. )). پس از رحلت رسول گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) ابوبكر گفت: من خليفه پيامبرم ولى نظر شما دونفر اين بود كه وى دروغگو، گنهكار، فريبكار و خائن هست و همچنين پس او فوت ابوبكر من گفتم: خليفه پيامبر و ابوبكر هستم، شما نيز مرا دروغگو، گنهكار، فريبكار و خائن دانستيد. جناب sjs اجر شما در اخرت با ( ميخواسنم بگم معاويه ولي نميدانم باباش كيه ) با همون عنتر يزيد ملعون . تادرتن خسته ام بود تاب وتوان××××××× جزنام على مرانيايد به زبان از آتش دوزخم نباشدباكى×××××××××چون مهر على بود مرا در دلوجان يا علي |
| 80 |
نام و نام خانوادگي: اصحاب -
تاريخ: 26 تير 88
سلام به اهل دين.اي مردم شيعه که در دام گمراهي افتاده ايد.آيا شما ميدانيد که پيامبر در لحظات عمر مبارکشان قلم را براي نوشتن اسم علي مي خواست؟آيااز خود نپرسيديد که شايد بخواهد اسم ابوبکر يا کسه ديگري را بنويسد؟آيا پيامبر (دور باد و هزار بار دور باد)از عمر مي ترسيد؟آيا شما از خدا و پيامبر بهتر ميدانيد که خدا اسلام را که تنها راه نجات بشر است به دست از قول شما کفار ميداد؟آيا پيامبر اصحابي را تربيت کرد که باز به کفر رو بياورند؟آيا اين توهين به پيامبر نيست؟آيا شما بهتر از خدا ميدانيد که خدا در کتاب الهي فرموده من از اصحاب راضي هستم و در بهشت ميروند؟آيا خدا کاري ميکرد که بهترين پيامبرش از ابوبکرو عمر به قول شما کافر همسر بگيرد؟آيا شما در حوض پيامبر راهي داريد مگر اينکه توبه کنيد که خدا توبه پذير است.آيا علي آن مرد دلير خيبر از چوب دستي عمر ميترسيد؟اي داد که چه ننگي به علي بستيد.آيا علي باز بعد شهادت عمر باز از پيکر بي جان و مبارک عمر مي ترسيد که اسم فرزندانشو عمرو ابوبکر و عثمان نهاد؟به فرموده ي علي:هر کس که در راه کفر قدم بردارد کافر است.آيا علي که در حکومت 3 خليفه مشاور بود و حکومت به قول شما کفر آميز آيا غلي هم قدم در کفر نهاده؟اي ننگ باد دشمنانه اسلام را برادران شيعه بيدار شويد و از گمراهي نجات يابيد.شما که ميگوئد امامان غيب ميدانند و از زمان مرگشان با خبرن و ميدانند که چه کسي آنهارا ميکشد.مگر در اسلام خود کشي گناه کبيره نيست؟پس چرا امامان که ميدانستن که بعضي اعمال آنهارا ميکشد و بعضي اشخاص آنهارا ميکشند باز اين کارا کردن؟آيا اين خود کشي نيست؟اما امامان پاک تر از اين افترا هستن که شما ميبنديد آنها نه معصوم بودن نه از غيب مطلع همان گونه که خودشان مي فرمايند ما هم دچار گناه مي شويم.خدا مي فرمايد فقط من از غيب مي دانم و از هر گونه نقص به دورم.شما ميگوئد که خلافت علي از جانب خدا بوده و آنرا گرفتن.پس اين نتيجه ميشود که خلافت علي با پيامبري محمد(ص)يکي بوده چون الهي است.اگر خلافت علي که الهي بوده و گرفته شده پس چرا پيامبري رو نگرفتن؟پس چرا اسم علي در قرآن نيست؟حتما جواب اين است که اسم همه پيامبرانم نيست.آيا خلافت علي از پيامبران ديگر بالاتر بوده که مقايسه شود؟يا اينکه هنوز بر اين نظر هستيد که قرآن تحريف شده يا هنوز قرآن اصلي موجود نيست؟اگر به نظر شما قرآن تحريف شده پس آن فرموده ي خدا که مي فرمايد:ما قرآن را حفظ و نگهداري ميکنيم .چي؟يا اينکه ميگوئد قرآن اصلي موجود نيست و اين فرموده ي خدا که مي فرمايد:ما به وسيله ي پيامبر و قرآن دينتان را کامل کرديم چي؟اگر هر کس اين عقيده را داشته باشد مرتد است.خوب از يه طرف ديگه شما ميگوئد اسم تمامه پيامبران در قرآن نيست ما هم قبول داريم اما اسم تمامه پيامبران ماله گذشتست اگر در قرآن نباشه سينه به سينه به نسل هاي بعدي مي رسد اما امامت علي که به قول شما به اين مهمي که اگر کسي قبول نکند کافر است و در قرآن برنامه ي زندگي انسان در آئنده آمده است پس چرا باز اسم علي نيس همان گونه که اسم خلفا و امامان نيست؟شما نماز ظهر و عصر را باهم ميخوانيد آيا علي اينگونه خوانده آيا خدا اينگونه دستور داده؟خدا ميفرمائد نمازتان را سر وقت خوانده و در 5نوبت که در آن حکمتي است.اگر اينگونه باشد که شما ميگوئد پس خدا مي فرمود نمازتانرا بزاريد همش آخر شب بخوانيد.شما ميگوئد که به علي ظلم شده و به خاطر يا (دور باد و هزاران بار دور باد)ترس از عمر يا به خاطر اسلام چيزي نگفتن.آيا بهد شهيد شدن عمر و عثمان باز از پيکر مبارکشان ميترسيد يا اينکه هيچ ظلمي نبوده؟شما ميگوئد که قرآن اصلي پيامبر بر علي و فاطمه دخت نبي خوانده و مکتوب شده.پس چرا حضرت علي بعد رسيدن به حکومت اين سند مهم را رو نکرد باز به خاطر دوري از تفرقه بود يا ترس از حضرت عمر؟چرا از امام زمان در قرآن سخني نيست باز به دليله اينکه اسم تمامه پيامبران نيست؟فقط يک فرموده از پيامبر است که در حضور ايشان مي پرسن علامت قيامت چيست؟و ايشان مي فرمايد يک شخص از نسل من و هم اسم من که اسم پدر و مادرش هم اسم پدر و مادر من است متولد مي شود وخدا در کارهايش به او توفق عطا ميکند.اما شما ميگوئد که اما زمان اول کاري که ميکند شيعه هارو ميکشه به اندازه اي که دجله و فرات خون ميشه بهد به کعبه حمله کرده و آنجارا با خاک يکسان کرده و قبله را به کربلا ميبرد و بر کتاب داوود حکومت ميکند!!!آيا اين گونه است؟آيا اهل سنت به اهل بيت بي احترامي ميکند يا تشيع؟اهل سنت که علي و امامان را افراد تکرار نشدني و ستارگان آسمان و نماد اسلام ميداند اما تشيع آن خيبر شکن و دلير مرد اسلام رو از يه چوب دستي ميترساند.ننگ باد دشمنانه اسلام را برادران شيعه شما در دينتان تحريف شده بيائد همانند علي شيعه پيامبر شيد .آيا پيامبر هنگام نماز مهر ميگذاشت؟حتما در جواب مي گوئد در عربستان هوا گرم بود و سجده زدن باعث سوختن پيشاني مي شد؟آيا حرارت سنگ زود تر از بين ميرود يا خاک؟يا اينکه ميگوئد تبرک حسين است آيا حسين مهر خودشو ميگذاشت؟يا اينکه مي گوئد براي دوري از زمين نشاندن سجدهگاه است؟اما سجده گاه فقط پسشاني نيست 7قسمت سجده گاه است 1پيشاني .2کف دو دستان .3 دوتا زانو 4دوتا انگشتان پا.پس بايد 7تا مهر باشه!!!!اگر هر عزيزي تمايل به بحث مودبانه دارد به آديه farshadsaratan بياد.اي تشيع بيدار شويد که کوتاهي از جانب اهل سنت است که در مقابل انحرافات تشيع سکوت کرد.بنده هم شيعه علي هستم هم شيعه ابوبکر و عمر عثمان هم اهل سنت پيامبر.هيچ کدام از اينها فرقي نميکنه چون همشون از طرف پروردگار جل و جلال آمده به اميد رستگار شدن انسان و نوشيدن از حوض پيامبر الهم و صلي علي محمد و علي عالي اصحابي و ال محمد.درودو سلام خدا به پيامبر و اصحاب و اهل بيت ايشان |
| 81 |
نام و نام خانوادگي: اصحاب -
تاريخ: 26 تير 88
با سلام.آيا شما از کتاباني که در ايران به اسم کتابان و نويسندگان اهل تسنن چاپ ميشود و پر از تحريفاتي که در آن است استناد ميکنيد مرد مومن؟آيا اين شما نيستيد که اهل سنت و اهل رفتار پيامبر را مورده ناسزا قرار ميدهيد م حرامزاده ميکوئد؟آيا مي خواهيد کسي به شما چنين توهيناتي بکند برايش گل بفرستيد په بسا که اهل سنت اين کارا کرده است اما باز ناسزا شنيده شده.خوش باد آن غيرتي که پيامبر.ابوبکر.عمر.عثمان.علي و امامان داشتن.شما يه زحمتي بکشيد اگر دنباله حق هستيد به اين سايت مراجعه بفرمايد بعد دست به تکذيبات بزنيد البته که اين سايت را وهابيت ندانيد چون امروزه هر کس حرف از حق ميزند وهابي شده و طناب اعدام بوسه بر گردنش ميزند www.aqeedah.com. از سايتي که درست کرديد بسيار ممنونم که باعث شده به اهل تسنن بيشتر بي احترامي شه و در مقابل اهل تسنن مقابل مثل ميکنن.انشاالله که پرده بر چشمان کنار رود.خدا پشتو پناه هر سني و شيعه ي راستين |
| 82 |
نام و نام خانوادگي: كميل -
تاريخ: 27 تير 88
جناب آقاي اصحاب ما كسي رو مورد ناسزا قرار ميديم كه سنت پيامبرو زير پا ميذاره. نه اهل سنت واقعي رو(البته اگه باشن). در ضمن اين سايت ساخته شده كه بچه شيعه ها بيان و راجع به مذهب قشنگشون مطالعه كنن و مذهب گنديده عمر و دوستاشو بهتر بشناسن. حالا شما و بقيه سني ها اومدين وارد سايت شدين و... كامنت شماره 3 و4 و5 همين صفحه رو بخون تا ببيني كيه كه به ديگران توهين ميكنه.در مقابل اين اهانتها انتظار داري واستون گل بفرستيم؟كسي كه شيعه علي بن ابيطالب رو احمق ميدونه از آشغال بيخودتره. |
| 83 |
نام و نام خانوادگي: مجيد م علي -
تاريخ: 27 تير 88
با سلام برادر عزيز ( شايد برادران ) اقا ( شايد اقايان ) اصحاب كلي مرا خندانديد من نمي دانستم شما برادران اهل سنت با هفت جاي خود سجده ميكنيد بهرحال خوب بود . اما برادر عزيز ما براي سجده همان پيشاني را بر خاك ميساتيم ( البته به كسي نگو بين من شما حديثش توي بخاريه البته نه اين بخاري بلكه اون بخاري . اشكال كردي كه ما كتابهاي حديثي اهل سنت چاپ ايران را استفاده ميكنيم , گفتم برايت عنوان كتابها را از سايت سني مشكائ الاسلام اوردم . اما بازهم بين خودمون بمونه بعضي حرفهاي توش يك كمي بي تربيتي بود واسه همينه كه خودم از اونها نقل نميكنم , پوزش ها http://www.almeshkat.net/books/open.php?cat=44&book=404 السيرة النبوية الحافظ ابن كثير http://www.almeshkat.net/books/open.php?cat=44&book=408 السيرة النبوية ابن هشام http://www.almeshkat.net/books/open.php?cat=45&book=3275 تاريخ الإسلام (الإمام الذهبي http://www.almeshkat.net/books/open.php?cat=44&book=408 السيرة النبوية ابن هشام http://www.almeshkat.net/books/open.php?cat=13&book=428 الكامل في التاريخ ابن الأثير يا علي |
| 84 |
نام و نام خانوادگي: اصحاب -
تاريخ: 29 تير 88
در جواب اين دوستان که خود را شيعه علي مي دانند (که اين گونه نيست)اگر يه کم به حرفائي که ميگن توجه کنن ميبينيم که شما سجده گاه رو فقط پيشاني ميبينيد.شما ميفرمايد که فقط پيشانيتون به خاک ميسايد يعني پيشاني که به خاک سائيد شه پس دستو زانو پاتون به خاک سائيد نميشه!!!!چه جوريه اين نماز خوندن؟پس شما بهتره دنبال ازدواج موقت بريدو گوش به فرمان تقيه باشيد شمارو چه به نور و روشنائي شما که شيعه نيستيد شيعه نما هستيد فقط.آيا دلير مرد اسلام علي بن ابي طالب مهر ميگذاشت؟آيا مهر حسينو مي گذاشت؟اي داد از اين بدعت ها که نه تنها گريبان گير شيعه شده بلکه اهل سنت هم گرفتارشان.هيچ کس شيعه علي رو بي خود نميدونه بلکه اين بدعت ها که وارد شده بايد از بين بيره.اگر عمر فارق نبود ما هنوز آتش پرست بوديم.آيا امامانتون هم اين گونه بودن؟!!!حيف که اين بزرگان مرده و بدعت پرستان زنده |
| 85 |
نام و نام خانوادگي: مجيد م علي -
تاريخ: 03 مرداد 88
با سلام جناب صحابي مهم پيشانيه كه بايد بر خاك يا مهر گذاشته , حال اگر كف دست يا زانو و يا انگشتهاي پا بر روي زمين باشه يا روي فرش اشكالي ندارد . جناب اصحاب اينكه حضرت علي ( ع ) بر مهر سجده ميكرد يا نه؟ بهتر اينجور بگم ايا حضرت علي تمامي اعمالشان مطابق سنت حضرت رسول انجام ميداد , من ميگم بله صد در صد . تو چه يگوئي ؟؟؟ حال بخوان : سجدۀ رسول خدا بر زمين : شيعه و سني اتفاق دارند كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم بر زمين سجده ميكرده و ميفرموده است : 1 ) أعطيت خمسا لم يعطهن أحد قبلي ... وجعلت لي الأرض مسجدا وطهورا .صحيح البخاري ، البخاري ، ج 1 ، ص 86 . يعني : پنچ چيز به من داده شده است كه به هيچ كس قبل از من داده نشده است ... زمين براي من محل سجده و پاك كننده قرار داده شده است . 2 ) رأيت النبي ( ص ) إذا سجد وضع جبهته وأنفه على الأرض . أحكام القرآن ، الجصاص ، ج 3 ، ص 36 ، و مسند احمد ، ج 4 ، ص 315 ، 317 . يعني :پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله را ديدم كه وقتي سجده ميكرد ، پيشاني و بينياش را بر زمين مينهاد . 3 ) وعن أبي عبيدة أن ابن مسعود كان لا يصلي أو لا يسجد إلا على الأرض . رواه الطبراني في الكبير . يعني :ابي عبده نقل كرد : ابن مسعود نماز نميخواند و سجده نميكرد ؛ مگر بر زمين ... طبراني اين روايت را در الكبير نقل كرده است . مجمع الزوائد ، الهيثمي ، ج 2 ، ص 57 . 4 )از ابن عباس نقل شده است كه ميگفت :أن النبي صلى الله عليه وآله وسلم سجد على الحجر . يعني ) پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم بر سنگ سجده ميكرد . اين روايت را حاكم نيشابوري در المستدرك ، ج 3 ، ص473 نقل و آن را تصحيح ميكند و ذهبي نيز در تلخيص المستدرك صحت آن را تأييد ميكند . 5 ) امير المؤمنين عليه السلام :إذا كان أحدكم يصلي فليحسر العمامة عن جبهته .السنن الكبري ، ج2 ، ص105 . هر گاه خواستيد سجده كنيد ، بايد عمامه را از پيشاني تان كنار بزنيد . اين نشان ميدهد كه در موقع سجده هيچ مانعي نبايد بين پيشاني و زمين باشد و سجده كردن بر عمامه ، فرش و ... باطل است . و و و اب در كوزه ما تشنه لبان ميگرديم . يار در خانه ما تشنه لبان ميگرديم . براي معلومان بيشتر :http://www.valiasr-aj.net/fa/page.php?bank=question&id=490 اما اگر جناب عمر نبود ما هنوز اتش پرست بوديم بايد بگويم . اما اگر امام علي ( ع ) از حقشان محروم نميشدند ما الان يك اتش پرست در ايران نداشتيم يا بهتر بگويم يك غير مسلمان در دنيا نبود . چونكه اسم خودتو اصحاب گذاشتي از يك صحابي جليل لقدر يك حديث برايتان نقل ميكنم . قال ابن عباس : يوم الخميس وما يوم الخميس ، ثمّ بكى حتّى بلّ دمعه الحصى ، فقلت يا بن عباس وما يوم الخميس ؟ قال : اشتدّ برسولاللَّه ( صلى الله عليه و سلم ) وجعه فقال ائتوني اكتب لكم كتاباً لاتضلّوا بعدي فتنازعوا وما ينبغي عند نبىّ تنازع ، وقالوا ما شأنه أهجر استفهموه ، قال : دعوني . . . » ( ابن عباس گفت : روز پنجشنبه ، چه روز پنجشنبهاى سپس گريست تا آب ديدگانش ريگها را تر كرد . پس گفتم : روز پنجشنبه چيست ؟ گفت : بيمارى رسول خدا ( ص ) شديد گشت ، پس فرمود : بياوريد تا براى شما نوشتارى بنويسم كه بعد از من گمراه نشويد . پس نزاع كردند ، ونزاع در نزد پيامبر سزاوار نيست ، و گفتند او را چه شده است ، هزيان مىگويد ، از او جوياشويم ، فرمود ، رها كنيد مرا . . . ) صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 455 ، كتاب الوصيّه باب 5 الوقف ح 22 . حال بگو بودش بهتره يا نبودش. يا علي |
| 86 |
نام و نام خانوادگي: خرمشهري -
تاريخ: 04 مرداد 88
با سلام اين حرفها فايده اي ندارد الذين في قلوبهم مرض اينها قلبشون مريضه و هيچ دليلي را نميپذيرن چقدر مباحثه و مناظره شد و هر بارش اهل تسنن محكوم شدند بس نيست عمر كيه عثمان كيه ابوبكر كيه بابا بيدار بشيد عمري كه در سن 35 سالگي مسلمان شود اونم اسما اقايان سني اگر نميدانيد برويد بيشتر مطالطعه كنيد خلافت بر مسلمين شامل كسي نميشود الا از طرف خدا تعيين شود و معصوم باشد و نسل اندر نسل خدا پرست باشد بريد خدا بهتون بيشتر عقل بده و به ما كمي پول. والسلام. و اما انتم يا اهل التسنن والله كلكم علي باطل لماذا هذه العناد الي اين تريدون تصلون نصيحه مني ك اخ كثرو مطالعاتكم مش من كتب الشيعه من كتبكم البخاري و المسند ووو بعد المطالعه مع عقل سليم باحثوا مع انفسكم و بدون عناد و خوف والله توسلون الي مذهبنا و شريعتنا و تفهمون الي ما كنتم الي علي باطل الله يهدي من يشا. اينم براي دوستان عربمون كه فارسي بلد نيستند اخه منم عربمو والسلام. |
| 87 |
نام و نام خانوادگي: بيدار -
تاريخ: 17 شهريور 88
به نظر من خداوند متعال تمامي پيامبران را فرستاد كه اصل را به بندگان نشان دهد نه عمر و علي را و اصل شناختن خود خداوند است و حالا شما اصل را فراموش كرده ايد. انشاالله كه خداوند تمام بنده هايش را به راه راست هدايت كند. |
| 88 |
نام و نام خانوادگي: vistful -
تاريخ: 30 شهريور 88
از سايت حضرت ولي عصر عج بسيار تشكر دارم.اي اهل سنت شما را به عمر قسم بيشتر در منابع خود تامل كنيد باشد كه هدايت شويد |
| 89 |
نام و نام خانوادگي: هادي نظام آبادي -
تاريخ: 04 مهر 88
سلام بر همگي پاسخ به اصحاب فرموديد: شما ميگوئد که اما زمان اول کاري که ميکند شيعه هارو ميکشه به اندازه اي که دجله و فرات خون ميشه بهد به کعبه حمله کرده و آنجارا با خاک يکسان کرده و قبله را به کربلا ميبرد و بر کتاب داوود حکومت ميکند خب اين که دروغ محض است و شيعيان چنين اعتقادي ندارند. ولي در مورد مهر: بحث ما اين است که سر را نمي توان روي چيز هاي تغيير شکل يافته نظير فرش و ... گذاشت از اين رو يک قطعه خاک يا سنگ به اين شکل درست مي کنيم. ولي در مورد سب و لعن: به شما توصيه مي کنيم تاريخ بخوانيد. زيرا اولين نفري که لعن صحابه را رايج ساخت معاويه پسر ابوسفيان بود که تا زمان عمر بن عبدالعزيز اموي حضرت علي(ع) را در تمام منابر کشور هاي اسلامي لعن مي کردند. در مقابل حضرت علي(ع) به اصحابش توصيه کرد که به کسي دشنام ندهند و براي هدايت دشمنان دعا کنند. لعن شيعيان تا پايان دوره ي سلجوقي در منابر جهان رايج بود. علمي اهل حديث و حتي جامي شاعر اعمال معاويه و يزيد را توجيح مي کردند و در فضايل ايشان کتاب ها مي نوشتند. آن ها امام حسين(ع) را مذمت مي کردند و در مراسم عاشورا به دسته جات عزاداري حمله مي کردند. ولي خود براي مصعب بن زبير و کشته هاي جنگ جمل عزاداري برپا مي کردند.دولت ايوبيان در مصر روز عاشورا را جشن مي گرفت. مي بينيد که اگر لعن و سبي بوده دو سويه بوده و اتفاقن غير شيعيان در آن پيشقدم هم بوده اند. ولي در مورد خلفا من نمي دانم خليفه به چه معناست و اساسا چرا شما اکنون خليفه نداريد چرا بايد 4 خليفه داشت و چرا اگر خليفه اي توسط مسلمين آن زمان انتخاب شده چرا ما بايد آن را قبول کنيم؟ من نمي دانم مذهب سني يعني چه و چه زماني به وجود آمد؟ ما مذهب شيعه ي علوي داشتيم و مذهب عثماني و اموي. زمان بني اميه بعد از خلفاي 3 گانه بلافاصله معاويه و خاندانش خليفه بودند زمان زبيريان مشروعيت بني اميه زير سوال رفت ولي آن ها هم مانع صلوات بر محمد و خاندان محمد شدند زيرا مي دانستند خاندان محمد کيست. زمان بني عباس اول گفتند شما هيچ امامي نداشتيد مگر علي بن ابي طالب و سفاح بعد زمان منصور حتي قبر امام حسين ع را خراب کردند . با اين که ابوحنيه شافعي و مالک بن انس به علوي شهرت داشته و اهل بيت را قبول دارند باز حرفي از خلافت حضرت علي نيست. احمد بن حنبل ابتدا گفت ما بر کسي که علي را به عنوان خليفه را چهارم انتخاب کند عيبي نمي گيريم ولي خشم اهل حديث را برانگيخت. در همين زمان متوکل آشکارا به حضرت علي ع توهين مي کرد و وي را به مسخره مي گرفت. همين اهل حديث بود که بر خود نام سني گذاشت زيرا باقي مذاهب را بدعت گذار مي دانست در حالي که چنان چه ديديم بعد از همه ي مذاهب به وجود آمده بود بار ها در اصول و عقايد خود تجديد نظر کرد و شايد بهتر باشد نام مذهب سني را اسلام دولتي گذاشت زيرا هر خليفه که عوض مي شد اعتقادات نيز دگرگون مي شد. ولي در مورد مظلوميت ائمه، آيا پيامبران و حتي حضرت محمد نيز مورد ستم قوم خويش واقع نشدند چطور داستان کتک خوردن و آزار ايشان را نشنيده ايد؟ ولي در مورد بدعت مي دانيد نخستين بار چه کسي ازدواج متعه، متعه حج،خمس،حق اقربا، گريه بر مردگان، ساختن بارگاه، جمع بين دو نماز، نوشتن چيزي غير از قرآن و... را ممنوع کرد. بيش از 93 حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال کرد. منتظتونم: shiairanshia.blogfa.com |
| 90 |
نام و نام خانوادگي: عاشق مولا امير المومنين -
تاريخ: 05 مهر 88
سلام لطفن منبع شيعي اين جريان رو بزارين جواب نظر: با سلام دوست گرامي در اين زمينه ميتوانيد به كتاب مرحوم شيخ صدوق «كمال الدين» مراجعه نماييد . موفق باشيد گروه پاسخ به شبهات |
| 91 |
نام و نام خانوادگي: هادي -
تاريخ: 08 مهر 88
با سلام دوست گرامي اين داستان اسلام آوردن عمر جعلي است. جناب عاملي در کتاب سيره ي صحيح پيامبر اسلام ثابت کرده است اين داستان را جعل کرده اند تا بگويند اسلام آوردن عمر قبل از هجرت بوده است. نکته ي جالب اين جاست که خواهر عمر به اون مي گه غسل جنابت کن تا قرآن را به تو بدهم. در حالي که غسل جنابت در پاک يا نجس بودن مشرک تأثيري ندارد. حوشمزه تر اين که مشرکين هم غسل جنابت داشته اند داريم که ابوسفيان بعد از جنگ احد تصميم مي گيرد غسل جنابت نکند. حال داستان به ما مي گويد عمر تا زماني که مشرک بوده غسل نمي کرده |
| 92 |
نام و نام خانوادگي: جانم فداي علي -
تاريخ: 09 مهر 88
به نام حق.بايد به ان(عزيز) كه اناني كه نظراتشان را با فحش و ناسزا درج كرده اند چه كساني هستند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اگر كمي با تامل و تعمق بنگري مي بيني كه همگي اهل تسنن اندفقط يك نگاه به خصايل نيكوي علي(ع) شما را به حرارت ما شيعيان نسبت به علي (ع) اشنا ميسازد.من شيعه اي هستم كه حاضرم سرم را در راه علي (ع) بدهم و اي كار را با تمام وجودم ميكنم تو چطور ايا حاضري سرت را در راه عمر بدهي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
| 93 |
نام و نام خانوادگي: عبد الغفار -
تاريخ: 09 مهر 88
سلام عليكم. برادر عزيز جناب (( جانم فداي علي )) مگر ما ها مرده باشيم كه بذاريم سر شيعه رو تو مملكت خودمون ببرن.!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! آره درسته. حرف بسياااااااااااار بجايي زدي. اما اين باعث نشه بعضيا فكر كنن ما ......... هستيما.! نذارن كاري كه نبايد بشه بشه كه ............. خلاصه.! يا سيد علي! از تو به يك اشاره. از ما به سر دويدن.! جواب هايي هوي........................ اگه فحشت دادن فحش ميشنون! (( كعبه دنبال حسينه.)) (( سندش مال حسينه)) (( ميزنم به سيم آخر )) (( امسال سال حسينه)) (( كعبه در سوگ حسينه)) (( در تب و سوز حسينه)) (( كاش اينو همه بفهمن)) (( هر روز روز حسينه)) (( گره خورده ي حسينم)) (( سر سبرده ي حسينم)) (( همه ي عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالم بدونه)) (( كشته مرده ي حسيننننننننننننننننننم))!!! ( همه هستيم حسينه) ( مي و مستي ام حسينه) ( سرود لبم حسينه) ( خواب هر شبم حسينه) (( همه عمر و بر ندارم) ( سر از اين خمار و مستي) (( كه هنوز و من نبودم)) (( كه تو در دلم نشتي)) (( گره خورده ي حسينم)) (( سر سبرده ي حسينم)) (( همه افتخارم اينه ..... كشته مرده ي حسينم)) يا ثار الله. |
| 94 |
نام و نام خانوادگي: (يک مسلمان) -
تاريخ: 10 مهر 88
سلام برهمگي حرص و جوش الکي نخوريد . تمام آن کسانيکه شما حرفشانرا ميزنيد و جر و بحث مي کنيد الان نزد خدايند چون انا لله و انا اليه راجعون درنتيجه به آيات قرآن و تذکراتش گوش فرا دهيد و عمل کنيد دست از سر هم برداريد که مرگ خبر نمي کند و آن دنيا ان اکرمکم عندالله اتقيکم است نه هر کس فحش و دري وري بيشتر بدهد نزد خدا عزيزتر است . از همديگر خوبيها را بياموزيد و خوب باشيد نه بد و زشت . |
| 95 |
نام و نام خانوادگي: عبد الغفار!!! -
تاريخ: 12 مهر 88
و اذا خاطبهم الله الجاهلون قالوا سلاما ........... جناب : يك مسلمان (( يك وهابي)) ما حرص و جوش الكي نزنيم يا شما كه دارين براي كشتن شيعيان ثانيه شماري ميكنيد.! حالا غم مولايمان ابا عبد الله الحسين عليه السلام و و صلاه شده حرص و جوش الكي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دم خروست آشكاره. كل حرفات حرف وهابيت. يني انقدر ........... هستي كه ........ يا خودتو زدي به .........؟ ما دست از سر هم برداريم يا شما دست از سر شيعيان مظلوم بر نميدارين نا مومن كافر.....؟ دست از سر ما برداريد كه مرگ خبر نميكنه هاااااااااااا!!!!!!!!!!! يه هو ميري نزد عمر جانتااااااااااااااااا.!!!!!!!؟ ان اكرمكم عند الله اتقيكم همان علي ابن ابي طالب است . علي است متقي ترين بنده ي خدا. علي است زاهد ترين بنده ي خدا. روزي شخصي نزد امير المومنين. اسد الله الغالب علي ابن ابي طالب ( ع) آمد. عرض كرد : يا امير المونين .! شما كه برترين زاهد نزد خداوند هستيد. چرا رنگ و روي صورتتان مثل ديگر زاهدان زرد و زار نيست و سفيد رويي هستيد؟ مولاي متقيان در جواب فرمودند: آنان كه چنينند يا زهد ميورزند فقط از ترس خدا.! يا زهد ميورزند فقط به شوق بهشت خدا.! اما من نه از شوق وارد شدن به بهشت و نه فقط از ترس جهنم اينگونه نيستم. بلكه فقط و فقط براي رضاي خدا و به عشق ذات اقدس حق زهد ميكنم. براي همين ايشان را سيد و بيشواي سفيد رويان و نورانيان عالم لقب داده ان يعني ....: قاعد الغر المحجلين.! حال كه ديدي شيعيان از همديگر حمايت ميكنند با اسم يك مسلمان وارد شدي ......!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟ يا مولانا ابا عبد الله. |
| 96 |
نام و نام خانوادگي: momen abdullah -
تاريخ: 12 مهر 88
برادر و معلم عزيز جناب عبد الغفار اولا تشکر که به من لقبي از القاب اسدالله غالب را آموختي. دوما به اين جناب «يک مسلمان» نيست بلکه «يک ضد مسلمان» است. چرا؟ چون بنا برگفته او تعداد زيادي از آيات قرآن را بايد آتش زد!! کدام آيات؟ آياتي که از جدال نوح و ابراهيم و موسي و صالح(عليهم السلام) با کفار و نمرود و فرعون ها سخن ميراند. علي ولي الله |
| 97 |
نام و نام خانوادگي: عبد الغفار -
تاريخ: 12 مهر 88
سلام عليكم بر شما برادر شيعه ي عزيز تر از جانم. جناب momen abdullah اولا مرا شرمنده نفرمايد بزرگوار.! اينكه من نامها و القاب مولا امير المومنين . غالع كفار. شير دادار. اسد الله الغالب . مولانا و مقتدانا علي ابن ابي طالب . را ميبرم لازم است كه بدانيد اين كار هر روز و هر شب من است. من قسم خورده ام. با خداي خويش عهد بسته ام كه در هر مجلسي كه وارد ميشوم بيرون نميروم مگر آنكه حد اقل يك فضلت آقايم. مولايم. جانم . عمرم. عشقم. حضرت مولا المتقين. مولا الموحدين. قاعد الغر المحجلين. وجه الله. سيف الله. يد الله. اسد الله الغالب . علي ابن ابي طالب رانبرم.! و اين را در همه جا نشر ميدهم. و خداوند نظر لطفي به بنده ي حقيرش كرده كه در كلام من عاشق علي يك سوزي نهاده كه تا در هر جا نام مولايم علي ابن ابي طالب ( عليه السلام و و صلاه . صلوات الله و سلامه عليه) را ميبرم در دلشان اثر ميكند . چون من مديون علي ابن ابي طالبم. كه مرا در خانواده ي شيعي و متعصب به حضرت مولا بزرگ كرد و توفيق داد تا در رحم مادري باشم كه همچون وهابيان و اعدا الله در نطفه ام مشكل نباشد كه امروز اين چنين نام مولا امير المومنين را ميبرم.! از قديم گفته اند : دستم را جمع كرده ام بايم دراز است. بله در آنوقت كه والدين قصد مقربت دارند. و مادراني كه به همسري شوهرانشانند شيعيان واقعي همچون سلمان ها . مقداد ها. عمار ها. مالك اشتر ها و ... مشخص ميشوند و در همان وقت هم دشمنان خدا و دشمنان دين خداوند مشخص ميشوند.!!!! رسول الله فرمودند اتقوا من الخضرائ الدمن. دروري كن از آن سبزه اي كه در خاكروبه رشد كرده است و اين مصداق بارزي است براي ............. يا الله ما كه عمل مقبولي به درگاهت نداريم. فقط و فقط همين عشق وافر به رسول الله و خاندان طاهرش است كه دلگرمي دل ما شيعيان است.! يا علي........... به خداوند عز و وجل قسم ياد ميكنم. قسم يااااااااااااااد ميكنم كه تا زنده ام ميثم وار مدح و فضيلتت را براي همگان بازگو ميكنم. گرچه كه اين زبان از گفتن خيلي چيز ها غافل و قاصر است كه فقط رسول الله ميداند و فاطمه ( س) و الله تبارك و تعالي. يا معصومين ( سلام الله عليهم اجمعين) ! فرموديد : بشناسيد شيعيان واقعي مارا در آن زمان كه نام مقدس حضرت علي مرتضي را بياورند. ببينيد چه حالي دارند؟ اگر شاد دل و مفرح و عاشق دل شدند از ما هستند و اگر رنجش كشيدند از دشمنان ما هستند. علي جااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان همين براي من گنهكار روسياه در دگاه حق بس كه عشقت را كه از طرف خداوند سبحان است در دل من نهادي مولا جااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان. بلا تشبيه من در زندگي خود خط كش بسيار دقيقي دارم به نام خط كش محبت به خاندان رسول. هر كس كه قسد دوستي با من دارد را اول با اين خط كش بر انداز ميكنم. اگر او هم عاشق شما بزركواران بود منم دوست اويم و سر و جانم را هم برايش ميدهم. اما وا ويلا اگر بر عكس بود. و به شما خاندان طيب و طاهر و معصوم بي تفاوت بود. آنوقت حتي براي يك لحظه هم در كنارش نميمانم و براي هميشه از همنشيني با چنين افراد خودداري ميكنم. حتي اگر از نزديكترين بستگانم باشد. يا حيدر كرار.!!! |
| 98 |
نام و نام خانوادگي: مطيعي -
تاريخ: 25 مهر 88
من در ارتباط با نظرات و اعتقادات شيعه مطالعه كردم البته خودمم شيعه بودم ولي الان به اين نتيجه رسيدم كه شيعه يك فرقه ساختگي و انحرافي و خرافي است با توجه به اينكه از اصل اسلام بسيار فاصله دارد به نظر در حال حاضر مسيحيت بهتر است تا زمانيكه حوزهها از بين برود و مملكت ازاد شود و دانشگاههاي سالم جهت بررسي و استنتاج ، دين را استخراج كنند تا انزمان بهتر است خداي مسيحيت كه با خداي اسلام يكي است پرستش شود. |
| 99 |
نام و نام خانوادگي: مجيد م علي -
تاريخ: 25 مهر 88
با سلام جناب اقاي مطيعي چه دليل سبكي , حالا اقلاً ميگفتي سني شدم باز يك چيزي از شيعه مينالي ميري مسيحي ميشي ؟؟؟ درضمن خداي مسيحي در كدام مذهبشان است ؟ ايا ميدانيد ؟؟ كمي بيشتر شرح بدهيد . |
| 100 |
نام و نام خانوادگي: momen abdullah -
تاريخ: 25 مهر 88
جناب مطيعي اکنون بيش از يک قرن است که علم ثابت کرده است که فضا و زمان نيز مانند ديگر اشياء محدوديت دارند. انفجار بزرگ نه تنها به پيدايش مکان منجر شد بلکه باعث به هم پيوستگي اين بعد زمان و مکان با يکديگر شد. اصولا تمامي ابعاد مخلوق هستند و پديده. حال بنده از شما سوال ميکنم که چگونه خداي خالق ابعاد قابل تصور و توهم است؟؟ اين نصاري چگونه به خود جرآت داده اند که خالق ابعاد را به تصوير کشند؟ http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/d/d0/ reation_of_the_Sun_and_Moon_face_detail.jpg http://en.wikipedia.org/wiki/Sistine_Chapel يا در ديگر تابلوهاي مايکل آنجلو؟؟ ذره اي عقل . ذره اي شعور. آخر اين توهمات عمر و سنت پوليس ملعون چيست که معبود قرار گرفته است؟ تنها دين و مذهبي که با هر کشف و اکتشاف علمي به نورانيت آن افزوده ميشود تشيع است و بس. آخر چگونه ممکن است که فوتون با خالق خود تعامل کند؟ چگونه ممکن است که خدا محدود به ابعاد شود؟ آخر چگونه ممکن است که خالق زمان در بعد زمان محدود شود؟ آيا از عقل و انديشه تهي هستي؟ و يا نان حرام ربا عقل و فهمت را زدوده است؟ آيا ناراحت هستي که اکتشافات علمي اين اديان احمقانه و يهود زده نصاري و عمري را خرد و خمير کرده است؟؟ ما حاضر هستيم،با مدد و ياري از امام زمان (عليه السلام) آن ولي بر حق خدا، پاسخ گوي تمام ياوه گويي هاي تو بر ضد تشيع باشم. اگر مرد هستي شروع کن. عليا ولي الله عليا حجة الله عليا وصي رسول الله |
| 101 |
نام و نام خانوادگي: هادي نظام آبادي -
تاريخ: 02 آبان 88
جناب مطيعي اي کاش نتايج خود را براي ما بيان مي کرديد. شيعه يعني گفتن نه نه در مقابل تحريف اسلام محمدي در قابل سني يعني اسلام دولتي يعني ديني که با تغيير هر خليفه به کلي باور ها عوض مي شه. سني اموي يه چيزه تسنن عمر يه چيزه تسنن عباسي ها يه چيز ديگس. |
| 102 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 05 آذر 88
درود خداوند بر عمر ابن خطاب و لعنت بر دشمنان او و دشمنان اسلام . اگه عمر نبود الان اسلامي تو ايران وجود نداشت . |
| 103 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 05 آذر 88
سلام من يه آدم اهل تشيع هستم . اينايي که اين بالا يه جملاتي در مورد سني نوشتن . من يه سوال از اهل تشيع ميپرسم ؟؟؟؟ به نظر شما کشوري مثل عربستان که حضرت محمد و علي و ......هزاران پيغمبر ديگر اونجا زندگي کردن اينقدر قدرت نداشتن که حتي 10 درصد اون مردم رو شيعه کنن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خودتون يه لحظه فکر کنيد ؟؟؟ آيا حضرت محمد شيعه بود ؟؟؟؟؟؟ اگر شيعه بود پس چرا تو کشوذ خودش ياري نداره که شيعه باشه و 90 درصد کشور و حتي بيشتر اهل سنت هستن ؟؟؟؟؟؟؟ شما ها فکر کرديد که فقط خودتون آدمين و ميفهمين ؟؟؟؟ عربها همه نفهمن ؟؟؟؟ اگر نفهمن پس داريم کفر ميگيم چون پيامبران ما هم اکپرا عرب بودن ؟/؟؟؟ اصلا تا حالا فکر کردين شيعه يعني چي ؟؟؟؟ فوش رو هم به کسي ميدن که لياقتش رو داشته باشه . به هر کسي فوش داده نميشه / موفق باشيد . لعنت بر مشرک . درود بر اهل سنت . |
| 104 |
نام و نام خانوادگي: momen abdullah -
تاريخ: 05 آذر 88
جناب mohamad سخن شما در تعارض کامل با قول خدواند متعال است «لَيْسَ عَلَيْكَ هُداهُمْ و لكِنَّ اللّهَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ » البته شايد شما عمراللهي باشيد و به قرآن ديگري اعتقاد داشته باشيد عليا ولي الله |
| 105 |
نام و نام خانوادگي: مجيد م علي -
تاريخ: 05 آذر 88
با سلام mohamad خان شايد بهتر بود بگي اگر او نبود در دنيا غير از اسلام ديني نبود . لعنت خدا بر دشمنان علي ( ع ) بگو امين يا علي |
| 106 |
نام و نام خانوادگي: momen abdullah -
تاريخ: 06 آذر 88
جناب mohamad بنده واقعا در حيرت هستم که چگونه ممکن است پيروي از يک مذهب خاص انسان را چنين به پرت و پلاگويي و مبارزه با قوه تفکر وادارد!!!! البته وقتي کسي با شقاوت تمام شخصي را جانشين عقل کل بداند که از او حتي بيست صفحه هم روايت نداريم، بايد چنين در تنگناي فکري هم به سر برد. «چون پيامبران ما هم اکپرا عرب بودن » جناب mohamad اولا «اکثر» پيامبران عرب نبودند و از بني اسرائيل بوده اند. کشور بنياسرائيل کجا بود؟ فلسطين و اطراف آن. اکنون چند درصد مردم اسرائيل پيرو دين موسي (عليه السلام) هستند؟ کشور حضرت عيسي مسيح (عليه السلام) کجا بود؟ اسرائيل. اکنون چند درصد مردم اسرائيل مسيحي هستند؟؟؟ دوما اجازه دهيد شما را با بهترين کتب، کتابي از جانب خالق همه ما،قرآن مجيد آشنا کنم. اين کتاب زيباترين کتب و مفيد ترين کتب است. اجازه دهيد دو آيه اين کتاب را براي شما بازگو کنم: «إِلّا تَنْفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذابًا أَليمًا و يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَ لا تَضُرُّوهُ شَيْءًا وَ اللّهُ عَلي كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ» «... و اللّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ» سوما سرزمين حجاز در طور تاريخ قرنها تحت تسلط شيعيان بوده است. احتمالا شما حتي تاکنون يکبار نام سلسله فاطميون را نشنيده ايد. چهارما مثل اينکه شما خبر نداريد که دعوت محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) يک دعوت جهاني بود و کشور ايشان نه تنها تمام کره زمين بلکه کل کائنات است. پنجما اين که گفته ايد شيعه يعني چه را خداوند پاسخ داده است: «وَ إِنَّ مِنْ شيعَتِه لَإِبْراهيمَ» ششم درصد بسيار کثيري از شيعيان را اعراب تشکيل ميدهند. هفتم چرا شما اهل سنت «ايران» اينقدر علاقمند به دفاع از «عربستاني» هستيد سي ميليارد دولار در اختيار صدام قرار داد؟ ***************** و اما جناب آقاي mohamad بنده از شما سوالي داشتم. مگر به نص صريح قرآن خداوند تمامي علوم را بر محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) نازل نکرد؟ « كُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْناهُ تَفْصيلًا» حتما علم فيزيک و پزشکي و شيمي نيز جزو اين علوم بوده اند. ميشود بفرماييد آيا عمر فيزيک و يا شيمي بلد بود؟ اگر بلد نبود چگونه ادعاي جانشيني کسي را کرد برزگترين دانشمند تمام اعصار بوده است؟ عليا ولي الله عليا حجة الله عليا وصي رسول الله |
| 107 |
نام و نام خانوادگي: محمد امين -
تاريخ: 06 آذر 88
سلام من يه اهل سنت هستم. حالا يه سوالي از برادران اهل سنتي كه در اين سايت نظر ميذارن ميبرسم؟ يه نگاه به عربستان بيندازين. ببينيد چه ها كه بر سر شيعيان نمي آورند. و در جواب آن برادر كه گفت : به نظر شما کشوري مثل عربستان که حضرت محمد و علي و ......هزاران پيغمبر ديگر اونجا زندگي کردن اينقدر قدرت نداشتن که حتي 10 درصد اون مردم رو شيعه کنن ؟؟؟ جواب: جناب محمد آيا قرآن را نخواندي؟ اين كه دليل نميشود چون اكثريتند بايد حق با اونا باشه و با عمر فاروق؟ نه نه نه. يا گفتي كه خودتون يه لحظه فکر کنيد ؟؟؟ آيا حضرت محمد شيعه بود ؟؟؟؟؟؟ اگر شيعه بود پس چرا تو کشوذ خودش ياري نداره که شيعه باشه و 90 درصد کشور و حتي بيشتر اهل سنت هستن ؟؟؟؟؟؟؟ آخه مرد نا حسابي اصلا ملاك حق و باطل همينه . تا باطل نباشه حق معلوم نميشه. تشيع وقتي تشيع ناميده شد كه ياران و اولاد رسول با دشمنانش جدا شدند. قرآن ميفرمايد: و اكثرهم لا يعقليون. و اكثرهم لا يعملون. بس الان كه وهابيت و ما اهل سنت در اكثريتيم .......................!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خليفه ي دوم عمر خطاب ( فاروق) هم بسيار اشتباهات كرد و معصوم نبود. او هيچ وقت مثل حضرت علي (ع) نميشود. براي اينكه در حد و اندازه ي ايشان نبوده. اين را سني هم قبول داراد همان طور كه حضرت محمد(ص) ميفرمودند: در روايات عامّه، اين ويژگيها از سوي پيامبر(ص) براي اميرمؤمنان(ع) موجود است، مانند اينكه: ـ تو وصيّ من هستي؛ ـ ذرية هر پيغمبري در صلب او است و ذرية من در صلب علي(ع) است؛ ـ كسي كه بغض علي(ع) را داشته باشد، بغض رسول خدا(ص) را دارد؛ ـ كسي كه علي را سبّ كند و ناسزا بگويد، رسول خدا(ص) را ناسزا گفته است؛ ـ قاتل علي، شقيترين مردمان است؛ ـ طينت علي از طينت پيغمبر و علي و رسول خدا از شجرة واحده هستند؛ ـ خدا از اهل زمين دو مرد را برگزيد: نبي اکرم(ص) و علي(ع) را؛ ـ علي نزد من مانند نفس من است»؛ كسي كه نفس رسول خدا(ص) است و رسول خدا از او و او از رسول خدا است پس روز شهادت او، روز شهادت رسول خدا است و عزاي او عزاي رسول خدا است اين هم منابع در اهل سنت و برادران اهل تشيع : رجوع كنند. 1. شواهد التّنزيل، ج 1، ص 24. 2. همان، ص 30. 3. همان، ص 22. 4. شرح نهج البلاغة ابن ابي الحديد، ج 19، ص 60. 5. الصواعق المحرقـة، ص 127. 6. فضائل الصّحابـة، ص 13. 7. سورة لقمان (31)، آية 13. 8. سورة بقره (2)، آية 124. 9. المستدرك علي الصحيحين، ج 3، ص 133. 10. تاريخ مدينـة دمشق، ج 42، ص 341. 11. سورة مائده (5)، آية 55. 12. شرح نهج البلاغة ابن ابي الحديد، ج 9، ص 168. 13. حليـ[ الأولياء، ج 1، ص 66. 14. سورة يونس(10)، آية 62. 15. بحارالأنوار، ج 95، ص 226. 16. سورة بقره (2)، آية 2. 17. سورة حجرات (49)، آية 13. 18. سورة مائده (5)، آية 115. 19. شرح نهج البلاغة ابن ابي الحديد، ج 9، ص 168. 20. علل الشّرايع، ج 1، ص 151. 21. بحارالأنوار، ج 1، ص 90. 22. سنن الترمذي، ج 5، ص 300. 23. مستدرك الوسائل، ج 10، ص 389. 24. الكافي، ج 4، ص 569. 25. المستدرك علي الصحيحين، ج 3، ص 113. 26. بحارالأنوار، ج 42، ص 282. 27. ينابيع المودّة، ج 1، صص 11، 167، 235، 242، و 253 و مصادر عامّه. 28. مجمع الزّوائد، ج 9، ص 172. 29. المستدرك علي الصحيحين، ج 3، صص 130 و 142. 30. مسند احمد، ج 6، ص 323. 31. همان، ج 4، ص 263. 32. تاريخ بغداد، ج 6، ص 56. 33. المستدرك علي الصحيحين، ج 2، ص 120. ميتوانيد رجوع كنيد. آيا نعوذ با الله ميخواهي بگويي حضرت رسول دروغ ميگويد؟ بس اگر ميتواني اين را رد كن. تا بفهمم مسلماني يا كافر؟ قال رسول الله : 1. پيامبر(ص): ذکــرعلـي عبــــــاده علـي وشيـعه هم الفائزون لايبغضک يا علـي إلا منافق حب علــي ايمـان وبغضـه کفـــر انا مديـــنه العــــلم وعلــــي بابــها ياعلـــي انت صـــــــــراط المســــــــتقيم علـــــي مع الحــــــق والحـــــق مع العلــــي لافتــــــــــي الاعلـــي لاســــيف الاذوالفــــقـــــار زينتـــوامجالســـكم بذكرعلــــي ابن ابي الطــــــــــالب. فانت ياعلــي اميـر من في الارض واميـرمـن في الــــــسماء ولايت علي بن ابي الطالب حصني فمن دخل حصني امن من عذابي ولايت امام علي كه همان ريسمان الهي است جوازعبورازپل صراط است وطبق گفته ي پيامبرباداشتن آن ازهرعذابي مصون هستيد حالا مخالفت سني ها سخن پيامبررانقض مي كند. سرتونو ازبرف بكشيد بيرون اي اهل سنت چشم به هم بزني محشرپاشده آيا چنين تعريفي را حضرت رسول الله (ص) در مورد خلفاي راشدين (رضي الله عنهم ) داشته؟ معلوم است كه نه...................... آري آنها هم صاحب مرتبت بو ده اند و مقامات بسيار بالايي داشته اند كه وصفش بسيار است اما نه مثل علي ابن ابي طالب (ص) بس اول برو تحقيق كن بعد بيا اينجا مارا نزد شيعيان ضايع كن. والسلام. يا صمد. |
| 108 |
نام و نام خانوادگي: momen abdullah -
تاريخ: 06 آذر 88
جناب محمد امين بنده از شما خواهشي داشتم. لطفا اگر وقت داريد سه انتقاد عمده که به شيعيان داريد و سه انتقاد مهمي که مذهب تشيع داريد را به ما بفرماييد تا ما بهتر خودمان را بشناسيم. يا علي |
| 109 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 06 آذر 88
به نظر من شيعه ها بعضيها ??? . ملاکتون همون آخوند باشه اون دنيا ميبينمتون . درود خدا بر خلفاي راشدين . ابوبکر و عمر و عثمان و علي و لعنت خدا بر مشرک الان وقت ندارم جواب پي ام هاتونم ميدم منتظر باشيد >>>>>> |
| 110 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 06 آذر 88
آقاي محمد امين اول سوال من رو بخون بعد جواب بده من علي رو با عمر مقايسه نکردم يه سوال پرسيدم |
| 111 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 06 آذر 88
من يه سوال ديگه از شما دارم آقاي محمد امين شما فکر کنم حتي وضو گرفتنتم از اهل تشيع ياد گرفتي و تشيع هم هستي !!! شما که داري ميگي ملاک اين نيست پس يعني شما ميگين الان خانه خدا تو دست کسايي غير از مسلمان واقعيه ؟؟؟؟؟؟؟ اگه هست پس چرا خدا کاري نميکنه ؟؟؟؟ نکنه از شما اهل تشيع ها ميترسه ؟؟؟؟؟ چرت و پرت هم نگو درست جواب بده حاشيه هم نرو |
| 112 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 06 آذر 88
جناب آقاي momen abdullah من درتعجبم که اهل شيعه بيشتر تو کشورهاي عقب افتادس نه تو کشور هايي که پيامبري توش بوده مثل ايران و عراق و روسيه سوال ديگه آيا شما اصلا عمر رو ميشناسيد .؟؟ من 4 خليغه رو قبول دارم .و هيچکدوم رو بر اون يکي برتر نميدونم . شما هم فکر کنم اين تشيع بودنتون رو به ارث بردين . يه سوال ديگه ؟ شما اهل تشيع چرا هميشه کمکتون رو از امام رضا و حسين و ...... ميخواين مگه خدا رو از خدتون دور ديدين ( که دور هم هست از اهل شيعه ) ميشه معني اياک نعبد و اياک نستعين رو واسه خودتون تفسير کنيد پروفسور |
| 113 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 07 آذر 88
و شما آقاي مجيد م علي لطفا اين چيزي که گفتين رو يه بار خودتون بخونين ميخوام يه کمي بهش فکر کني آخه من خيلي خنديدم موفق باشي |
| 114 |
نام و نام خانوادگي: momen abdullah -
تاريخ: 07 آذر 88
جناب mohamad سوال کرده ايد: «سوال ديگه آيا شما اصلا عمر رو ميشناسيد .؟» جداي از کتب و روايات مختلف ، بنده عمر را از شاگردان و پيروانش که شما باشيد ميشناسم. پيرواني که به تبعيت از پيشواي خود چرندياتي مانند اين جمله را تحرير ميکنند: «اهل شيعه بيشتر تو کشورهاي عقب افتادس نه تو کشور هايي که پيامبري توش بوده مثل ايران و عراق و روسيه»!!!!!!! مثل اينکه شما خبر نداريد حضرت نوح و ابراهيم و دانيال و ... (عليهم السلام) از کدامين کشور هستند؟؟ البته اين ندانستنها براي پيروان عمر امري طبيعي است. ********* «من 4 خليغه رو قبول دارم .و هيچکدوم رو بر اون يکي برتر نميدونم» اولا شما خود بهتر ميدانيد که بر خلاف سه خليفه حضرت اميرالمومنين علي (عليه السلام) هيچگاه مشرک و کافر نبوده است. دوما همين جمله شما نشانگر اين است که شما نسبت به معاويه ديد منفي داريد. چرا که حتي او را در رديف سه خليفه اول نيز نميآوريد. اين معاويه را چه کسي بر مسند قدرت نشاند؟ آيا او هم در جنايات معاويه شريک نيست؟ ********* با اينکه شما سوالات ما را پاسخ نميدهيد ما به تمام سوالات شما پاسخ ميدهيم(انشاء الله) «شما اهل تشيع چرا هميشه کمکتون رو از امام رضا و حسين ...» جناب mohamad دين تشيع دين قرآن است و عترت. تمام اعمال ما مطابق قرآن کريم است و ما پيروي قرآن مجيد را ميکنيم. اين داستان قوم بني اسرائيل را دقت بفرماييد: «وَلَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قَالُواْ يَا مُوسَى ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ لَئِن كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَلَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرَائِيلَ» بني اسرائيل از حضرت موسي (عليه السلام) درخواست ميکنند که براي آنها به سوي خداوند دعا کند تا از آنها مصيبت دور شود. آيا حضرت موسي کليم الله درخواست آنها را رد ميکند و به آنها ميگويد: برويد از خدا خود درخواست کنيد! اين عمل شما شرک است!!! بر عکس. حضرت موسي عليه السلام به سوي خدا دعا ميکنند و خدا نيز دعاي ايشان را مستجاب ميکند: «فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلَى أَجَلٍ هُم بَالِغُوهُ إِذَا هُمْ يَنكُثُونَ» البته طبق عادت يهود انها دوباره از موسي عليه السلام رويگردان ميشوند. اشتباهي که ما نبايد آن را تکرار کنيم. دوما ما منبعي و مبداي جز خدا براي هيچ چيز نميدانيم. کمک و مدد و نصرت و ياري همه فقط از او است. دقيقا به همين دليل است که اولياء او را صدا ميزنيم. چرا که اولياء الهي به خدا معرفت کامل تر و تقرب بيشتر دارند. به تناقض گفتاري خود که ناشي از تناقض فکر شما است توجه کنيد: «ميخواين مگه خدا رو از خدتون دور ديدين ( که دور هم هست از اهل شيعه ) » جداي از فحاشي روزمره شما اهل عمر، شما از طرفي ميگوييد که مگر خدا را دور ديديد و از طرف ديگر ميگوييد از عده اي خدا دور هم است!!! البته به کساني که به حديث عشره مبشره باور دارند ايرادي نيست اگر چنين جملات غير معقولي بگويند ولي جناب درست است که خدا از همه به ما نزديک تر است ولي آيا ما نيز به او نزديک هستيم؟ آيا اين تقريب دوطرفه است؟ اگر هست پس چرا فقط عده قليلي از بندگان او به مقام قرب به الله ميرسند؟ «عيسَي ابْنُ مَرْيَمَ وَجيهًا فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبينَ » مثال آن کودکي است که والدينش به او توجه دارند ولي او به والدينش توجهي ندارد. ************** گفته ايد «پس يعني شما ميگين الان خانه خدا تو دست کسايي غير از مسلمان واقعيه ؟؟؟؟؟؟؟ اگه هست پس چرا خدا کاري نميکنه ؟؟؟؟ نکنه از شما اهل تشيع ها ميترسه ؟؟؟؟؟ چرت و پرت هم نگو درست جواب بده حاشيه هم نرو» جناب mohamad مگر قبله اول مسملين بيت المقدس محل معراج پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) اکنون در چنگال چه کساني است؟ جز يهود غاصب و ظالم؟ بنده واقعا علت دفاع شما از دولت غاصب و ظالم عربستان را متوجه نميشوم. اگر ايراني هستيد کمي به تاريخ رجوع کنيد و جنايات عمر و اموي و بنيعباس را بر ضد مردم ايران مطالعه کنيد. و يا حداقل به اخبار روزانه توجه کنيد تا از همکاري و هم پيماني آشکار عربستان و آمريکا آگاه شويد. گرچه محب عمر را با تاريخ و اخبار و تحقيق چه کار؟ ايمان به «عشره مبشره» که از قرآن و عقل و تاريخ ميسر نميشود. عليا ولي الله عليا حجة الله عليا وصي رسول الله |
| 115 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 07 آذر 88
جناب آقاي momen abdullah شما فکر کنم يه آدم مرده رو با يه ادم زنده اشتباه گرفتيد اون موسي اي که ميگيد مردم ازش درخواست کردن اون موقع زنده بود نه مثل امامان ما که همه مردن . شمايي که به جاي عشره مبشره که بارها تو قران اومده معلوم نيست چي رو قبول دارين البته بعيد نيست چون يه سال ميگين وفات فاطمه سال ديگه کم ميارين ميگين شهادت تقويم امسالتو با چند سال پيش مقايسه کنيد . کالبد شکافيتون قويه مشکل شما عمر نيست مشکل شما خودتونين که داستان و روياپردازيتون قويه به جاي قران ميريد سراغ نميدونم يه يزي مثل ...... من نميدونم چرا اذانتون هم تحريف کردين !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! در ضمن من از عربستان دفاع نميکنم من از خانه خدا دفاع ميکنم و مردمانش که مسلمان واقعي اونان نه شمايي که از پشت سر ميبرين . چون با اهل شيعه مخالفن غاصب و ظالم هستن واقعا خنده داره . به نظر شما فرق بين مسيحي با مسلمان ايران چيه ؟؟؟؟ مسيحي ها ميرن به عيسي و مريم ميگن که پيش خدا براشون دعا کنه من و شما ميريم امام زاده که هر سال 10 تا جديدشو تو ايران ميزنن . شما به کايي که مردن صفات خدا رو نسبت ميدين سميع و بصير و ..... کسي رو که ميخواني و ازش کمک ميخوايي واقعا تو رو ميبينه و صداتو ميشنوه ؟؟؟؟؟ اگه بگين نه که واقعا ديوانه اين که ......... اگرم بگين آره که صفات خدا رو به کسي ديگه هم نسبت دادين پس مشرکين . منتظر باشين من تو همين روزا دلايلي از قران براتون ميارم که کاملا آشکار و واضح هستن و همه چي رو بهتون ثابت ميکنم نه مثل شما که همش ميرين يه آيه از قران ميارين ميگين به فلاني اشاره کرده .... و..... منتظر باشين هر چند واسه شما چه از قران چه از هر جاي ديگه اي دليل و مدرک بيارن از رو نميرين صدق الله العظيم جواب نظر: با سلام جناب mohamad اون قرآني كه در آن «عشره مبشره» آمده ، احتمالا قرآن جديدي است كه بر پيامبر جديدتان محمد بن عبد الوهاب نازل شده است . اين روايت نه در قرآن كه در صحيح بخاري و مسلم نيز نيامده و بقيه صحاح اهل سنت نيز با سند ضعيف آن را نقل كردهاند . امامان شما مردهاند ، بلي اين مطلب را قبول داريم و صد در صد به آن اعتقاد داريم ، درخواست از چنين امامان مرده را شرك محض ميدانيم ؛ اما ائمه شيعه همگي شهيد شدهاند و شهيد به نص صريح قرآن كريم زنده هستند . پيامبر شما مرده است ؛ اما پيامبر ما زنده است و هر روز حد اقل پنج مرتبه در نماز به او سلام ميدهيم ، او قطعا سلام ما را ميشنود و جواب ميدهد و گر نه نماز همه مسلمانان به خاطر اين عمل عبث باطل ميشد . اذان را خليفه دوم تحريف كرد كه به صراحت علماي اهل سنت جمله «حي علي خير العمل» را از آن حذف و به جاي آن «الصلاة خير من النوم» را افزود . براي اطلاع بيشتر در اين زميه به آدرس ذيل مراجعه فرماييد : http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=moqaren&id=2 http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=652 اگر توسل به انبياء و صالحان شرك باشد ، خليفه دوم نخستين مسلماني است كه مشرك شده است ؛ چون او حتي بعد از وفات رسول خدا صلي الله عليه وآله به آن حضرت متوسل ميشد . همچنين بقيه اصحاب كه همواره بعد از آن حضرت به ايشان توسل ميكردند ، مشرك هستند . اگر توسل شرك باشد ، حضرت يعقوب عليه السلام و فرزندان او قطعا مشرك هستند ؛ چرا كه به نص صريح قرآن آنها به پدرشان متوسل شدند و ايشان نيز قول داد كه پيش خدا واسطه شود تا خداوند آنها را ببخشد . اگر توسل شرك باشد ، بايد قرآن كريم را كتاب مشركان بنماميم ؛ چرا كه در اين كتاب صراحتا به مسلمانان دستور ميدهد كه به پيامبر متوسل شويد تا او از خداوند براي شما طلب مغفرت كند . جالب است كه همين كتاب كساني را كه از توسل به پيامبر خودداري ميكنند ، مشرك مينامد . براي اطلاع بيشتر در اين زمينه به آدرس ذيل مراجعه فرماييد : http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=87 ما منتظر شما هستيم تا دلائلي از قرآن براي ما بياوريد ؛ البته اگر از قرآني است كه حديث «عشره مبشره» در آن آمده ، فقط به درد وهابيها ميخوره و تلاش شما براي استدلال به چنين قرآني بي فايده است . والسلام علي من اتبع الهدي گروه پاسخ به شبهات |
| 116 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 08 آذر 88
خواب ديدي خير باشه . فکر کنم فيلم حرت يوف خيلي رو شما تاثير گزاشته !!!!!!!!!!!! مگه شما خودتون درستش نکردين اين فيلمو . متوسل بشين به قول معروف اين شا الله که جواب ميده که ميده . خنده داره . تازه بازم اون دوران يعقوب زنده بود سر خاکش که ازش نخواستن . در مورد قراني که عشره مبشره توش باشه هم بايد خدمتتون عرض کنم واسه شما دستکاري قران هم کاري غير ممکن نيست چون راحت ميتونين بگين که پيامبر جانشين داشته . درسته قران ما با شما يکي نيست چون قران ما قران ناب محمديست نه . بعد از محمد . چون ما جانشيني براي قران و محمد نميبينيم . ايني که تو قران اومده به پيامبر متوسل شويد براي گرفتن شفاعت از پيغمبر است که شما اين هم باز با توجه به تفکر منفي خودتون عوض کردين و ميگين که کار شفاعت دست 12 امام است و..... فکر کردين اين دنياست اونم از نوع ايرانش پارتي بازيه . کلي خنديدم زيادم عجله نکن دارم واستون آمادش ميکنم اون دلايلي که پشتتون رو بشکنه . از قران واستون ميارم . ولي اميدوارم دلت نکنين چون بعيد نيست . شمايي که کتاب صحيح و بخاري رو مسخره ميکنيد که ...... ازتون هيچي بعيد نيست . |
| 117 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 08 آذر 88
پايين جملاتتون هم يه جوري مينويسين گروه پاسخ به شبهات که اگه کسي ندونه فکر ميکنه يه چيزي حاليت ميشه |
| 118 |
نام و نام خانوادگي: مجيد م علي -
تاريخ: 08 آذر 88
با سلام جناب mohamad خان . نظر خودم را خواندم و بحالت گريه كردم . حلا يك خواهش ازت ميكنم : بدون واسطه از خداوند متعال بخواه كه خداوند مرا در اخرت با عمر ابن خطاب محشور نكنه . منهم به همين طريق از خداوند متعال ميخواهم كه ترا با عمر و اكثريت عشره مبشره محشور كنه . ايجوري خوبه نه . در يك جا گفتي .... شما فکر کنم يه آدم مرده رو با يه ادم زنده اشتباه گرفتيد اون موسي اي که ميگيد ..... خوب حالا شما كدام وقت از حضرت عيسي مسيح ( ع ) و يا حضرت خضر ( ع ) طلب شفاعت كرده ايد , و يا علماي وهابي شما كجا گفته اند كه ميشود از عيسي مسيح ( ع ) و يا حضرت خضر ( ع ) طلب شفاعت كرد . در يك جا گفتي .... دارم آقاي محمد امين شما فکر کنم حتي وضو گرفتنتم از اهل تشيع ياد گرفتي ,,,, اين وضو كه شعيان ميكيرند مطابقت كامل دارد با قران كريم , وضوي شما با چي مطابقت دارد ,, در ضمن در صورت نبودن اب ما تيمم ميكنيم شما چكار ميكنيد ايا بازهم خاك را بر سر خود ميماليد و كمي هم در گوشهايتان ميماليد , خاك بر ياهايتان هم ميماليد . در يك جا گفتي .... زيادم عجله نکن دارم واستون آمادش ميکنم اون دلايلي که پشتتون رو بشکنه ... نترس ما اهل عجله كه نيستيم چونكه اهل حق هستيم پس اهل صبر هم هستيم ,,,,, إلا الذين آمنوا وعملوا الصالحات وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر . ميگي نه يك نگاه به مقالات اين سايت بنداز ميبني كه اين اراجيفي كه تو در نظراتت اوردهاي بارها و بارها با متانت و صبر جواب داده شده است بجاي وقت تلف كردن و بقول عربها " قص " " نص" كردن مقالات وهابيت يك مقدار مطالعه كن خصوصا در همين يك سايت تمامي جوابهايت داده شده است اونهم در بسياري از وقتي از صحيح بخاري و مسلم ....... در جائي ديگه نوشتي : """" شمايي که کتاب صحيح و بخاري رو مسخره ميکنيد که ..... " نه بخدا ما اونها را مسخره نميكنيم بلكه اين خودشونند كه خودشون مسخره ميكنند .ميگي نه اين چند مقاله را بخوان : 1 ) خدا در صحاح : http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=48 2 )پيامبر (ص) در صحاح سته اهل سنت: http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=23 3 ) عايشه در صحاح سته اهل سنت: http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=96 4 ) عمر در صحاح : http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=102 5 ) اصحاب در صحاح : http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=99 نه خير جناب mohamad ما نه ميخواهيم شما را مسخره بكنيم و نه از حركات شما بخنده ميافتيم بلكه دوست داريم كه شما و همه بصراط مستقيم هدايت شويد . بقول معروف : چو مي بيني که نابينا و چاه است --------- اگر خاموش بنشيني گناه است . موافقي يا نه : يا علي |
| 119 |
نام و نام خانوادگي: مجيد م علي -
تاريخ: 08 آذر 88
با سلام در جواب به جناب اقاي mohamad قسمت دوم : نظر شماره 103 : نام و نام خانوادگي: mohamad - تاريخ: -5 آذر 88 گفتي : سلام من يه آدم اهل تشيع هستم . ميگم : يك شيعه وقتي خواست از كلمه تشيع استفاده كنه ميگه من شيعي هستم . گفتي : اينايي که اين بالا يه جملاتي در مورد سني نوشتن . من يه سوال از اهل تشيع ميپرسم ؟؟؟؟ به نظر شما کشوري مثل عربستان که حضرت محمد و علي و ......هزاران پيغمبر ديگر اونجا زندگي کردن اينقدر قدرت نداشتن که حتي 10 درصد اون مردم رو شيعه کنن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ميگم بي ادب بنويس حضرت محمد ( ص ) و علي ( ص ) ,,, گفتي: هزاران پيغمبر ؟ ميگم :قبل از نبوت حضرت محمد ( ص ) اون كفار و مشركين در حجاز و مكه و يثرب چكار ميكردند؟؟ مگر نه اينكه هزاران پيعمبر ... گفتي :خودتون يه لحظه فکر کنيد ؟؟؟ آيا حضرت محمد شيعه بود ؟؟؟؟؟؟ ميگم :خودت يك لحظه فكر كن شيعه چه معني داره ميدوني ؟؟؟ شيعه يعني پيرو , دنبال رو متوجه شدي يا نه ؟؟؟ گفتي : اگر شيعه بود پس چرا تو کشوذ خودش ياري نداره که شيعه باشه و 90 درصد کشور و حتي بيشتر اهل سنت هستن ؟؟؟؟؟؟؟ ميگم : جوابتو بالا دادم .قبل از نبوت حضرت محمد ( ص ) اون كفار و مشركين در حجاز و مكه و يثرب چكار ميكردند؟؟ مگر نه اينكه هزاران پيعمبر ... گفتي : شما ها فکر کرديد که فقط خودتون آدمين و ميفهمين ؟؟؟؟ ميگم : نگفتيم فكر ميكنيم نه باور داريم گفتي : چون پيامبران ما هم اکپرا عرب بودن ؟/؟؟؟ ميگم : منبع نور را به جاي تاريك ميبرند اينطور نيبست ؟؟؟ گفتي : اصلا تا حالا فکر کردين شيعه يعني چي ؟؟؟؟ ميگم : اگرنميدانستيم از امثال تو جويا نمي شديم گفتي : فوش رو هم به کسي ميدن که لياقتش رو داشته باشه .به هر کسي فوش داده نميشه. ميگم : 1 ) فوش هم كه بلد نيستي بنويسي صحيحش " فحش است " ميگم : 2 ) فحش به هيچكس نده غير اسلاميه به هيچكس حتي كفار, اما لعنت جايزه مثل اينكه بگي " لعنت خدا به كسي كه وصيت اخرين رسول خدا حضرت محمد ( ص ) را انكار كرد .. تو هم بلند بگو امين رب العالمين . گفتي : موفق باشيد . لعنت بر مشرک . درود بر اهل سنت . ميگم : چخان تو كه گفتي " من يه آدم اهل تشيع هستم " توي همين چهار خط رنگ عوض كردي خون اشعث ابن قيس توي رگهات جريان داره . يا علي |
| 120 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 08 آذر 88
بد نيست يه بار هم درست ياد بگيريد . پ اينجا رو حتما بخوانيد عمر بن الخطاب رضى الله عنه در عصر جاهليت عمر بن الخطاب رضى الله عنه از بارزترين و بزرگترين شخصيتهاي اسلام است و اولين مردي است كه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم او را نابغه لقب داده و فرموده: ((لم أر عبقرياً يفري فريه)) (من هيچ نابغه اي را نديده ام كه قدرت انجام دادن كارهاي او را داشته باشد). حضرت عمر رضى الله عنه به قبيله بني عدي منسوب است كه اين طايفه از بزرگان و اشراف قبيله ي قريش بودند. از نظر ظاهري گفته شده كه قد بلندي داشت بطوري كه وقتي راه مي رفت گويي سوار بر مركبي است و بدن نيرومند و شانه هاي كشيده داشت، نيروي دست چپ و راستش مساوي بود و با هر دو دست كار مي كرد و مي نوشت بطوري كه بعضي مورخين نوشته اند كه وي چپ دست بوده است، چشمهاي نافذ و بزرگي داشت و در بين مردها كمتر كسي بود كه قدرت تيز بيني او را داشته باشد. مورخين مي گويند: در زمان جاهليت مانند بسياري از مردم آن دوران، شراب مي نوشيده و با وجود آن در همان زمان نيز با داشتن توانايي جسمي و هيبت ظاهري كه در دل مردم ايجاد ترس و رعب مي كرد، مردي خيرخواه و در اجراي عدالت و حق طلبي مشهور بوده است. يكي از لطيفه هايي كه قبل از اسلام در مورد حضرت عمر رضى الله عنه نقل شده اين است كه: روزي از آرايشگري خواست تا موهاي سرش را كوتاه كند، در آن زمان به آرايشگر حجامت كننده مي گفتند و هنگامي كه كوتاه كردن موها به پايان رسيد آن حضرت سرفه اي كرد و با نگاه نافذش به چهره ي آرايشگر نگريست، آن مرد پنداشت كه موهاي سر ايشان را خوب كوتاه نكرده است و از ترس نتوانست چيزي بگويد و بي درنگ بر زمين افتاد، آن حضرت و همراهانش با سعي و تلاش او را به هوش آوردند و آنگاه حضرت او را آرام كرد و با نرمي و لطف دستي بر شانه اش كشيد و دستور داد پنجاه درهم به او بدهند. يكي از محاسن اخلاقي آن بزرگوار بي توجهي به زيبايي ظاهريش بود، چنانچه در ابتداي جواني موهاي سرش ريخته بود اما اهميتي به آن نمي داد و سعي نمي كرد كه با گذاشتن عمامه آن را بپوشاند، بلكه بيشتر اوقات عمامه را از سرش بر مي داشت، به زيبايي لباسش نيز بي توجه بود، اما در مورد نظافت آن بسيار مي كوشيد، نقل شده است كه پيش از اسلام و بعد از اسلام لباسهايي به رنگهاي تيره مي پوشيد و پيوسته نسبت به دنيا پارسا بود، بويژه بعد از وفات حضرت ابوبكر صديق رضى الله عنه كه خلافت را به دست گرفت، در بين ورزشها به كشتي علاقهء زيادي داشت و بيشتر مورخين به مبارزهء او و خالد بن وليد در مسابقهء كشتي اشاره كرده اند كه نتيجه به نفع خالد بود و در اين جريان استخوان پاي آن حضرت ترك برداشت بطوري که مدت زيادي لنگ لنگان راه مي رفت، بعضي از مورخين تاثير منفي اين واقعه را در ذهن خليفه سبب عزل خالد بن وليد رضى الله عنه در ابتداي حكومت خليفه دوم مي دانند. اين ادعاي بي اساس است و عقل سليم آن را نمي پذيرد، زيرا شخصيت آن خليفه عادل بزرگتر از آن است كه چنين ماجرايي سبب عزل يكي از فرمانداران شده باشد، بلكه اقدام وي براي بر كناري او علتي ديگر دارد كه آن را بيان خواهيم كرد (در كتابهاي ديگر مولف بيان شده است - مترجم). عمر بن خطاب رضى الله عنه رزمنده نيرومندي بود كه با هر دو دست شمشير مي زد، او و خالد در ابتداي ظهور دعوت پيامبر از مخالفان اسلام بودند و هر كدام آرزو مي كردند پيامبر را به قتل برسانند. ابن اسحاق رضى الله عنه روايتي را در اين مورد نقل كرده است كه: حضرت عمر قبل از اينكه دين اسلام را بپذيرد تنفر شديدي نسبت به پيامبر و دين جديد داشت، اين نفرت زماني به اوج خود رسيد كه شنيد عده اي از مردان و زنان مسلمان در منزلي نزديك صفا جمع شده و به تلاوت آياتي از قرآن كريم كه توسط پيامبر قرائت مي شود گوش فرا مي دهند، در اين اجتماع ((حمزه عموي پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم ، حضرت علي رضى الله عنه و حضرت ابوبكر صديق رضى الله عنه )) حضور داشتند. او در حالي كه شمشير بدست گرفته بود به طرف دارالاقم كه مسلمانان براي عبادت دور هم جمع شده بودند روانه شد. مردي كه نعيم پسر عبدالله نام داشت او را ديده و پرسيد كجا مي روي؟ در حالي كه عصباني بود و به طرف منزل نگاه مي كرد با صداي بلند فرياد زد ((مي خواهم محمد را كه از دينش برگشته، و در بين قريش تفرقه ايجاد كرده، و ما را بي عقل ناميده و از دين پدرانمان عيب گرفته و معبودهاي ما را دشنام داده است بكشم!!)) نعيم مرد دلاور بود و افراد قبيله قريش برايش احترام خاصي قايل بودند پس از شنيدن اين سخنان گفت: ((آيا مغرور نفس خود شده اي؟)) حضرت عمر كه انتظار شنيدن چنين سخني را نداشت با تعجب پرسيد: چرا اين حرف را مي زني؟ نعيم با لحني تهديد آميز گفت: آيا خاندان عبد مناف پس از كشتن محمد خواهند گذاشت كه بر روي زمين راه بروي؟ او كه تصميمش را گرفته بود به اين تهديد نيز توجهي نكرد، دستهء شمشير را محكم فشرد و با قدمهاي كشيده به طرف خانه اي كه محل اجتماع مسلمانان بود حركت كرد، در اين هنگام خداوند متعال اين عبارت را بر زبان نعيم جاري ساخت و او با لحني تمسخر آميز فرياد زد: بهتر است پيش از آنكه به فكر كشتن محمد باشي به ميان افراد خانواده ات برگردي و آنها را اصلاح كني! پس از شنيدن اين سخنان عمر از تصميمش منحرف شده، ايستاد و دستش را از روي شمشير برداشت و با چهره اي درهم كشيده پرسيد منظورت چيست؟ كدام خانواده من؟ نعيم گفت: مگر نمي داني خواهرت فاطمه و شوهرش مسلمان شده اند و از دين محمد پيروي مي كنند؟ حضرت عمر رضى الله عنه آنچه را كه شنيده، برايش باور كردني نبود، به فكر فرو رفت و از خودش پرسيد چگونه اين موضوع اتفاق افتاده است؟ آيا خواهرم و همسرش فريب محمد را خورده و معبودهايشان را انكار كرده و تابع دين جديد شده اند؟ اين ننگ بزرگي براي او و خاندانش بود! در حالي كه بشدت عصباني بود پرسيد آيا آن دو نفر در همين منزل همراه با فريب خوردگان هستند؟ نعيم گفت نه من پيامبر و يارانش را ديدم كه وارد منزل شدند اما اعضاي خانوادهء تو در ميان آنان نبودند. حضرت عمر رضى الله عنه پس از شنيدن اين سخنان، خشمگين و ناراحت به طرف خانهء خواهرش به راه افتاد، در حالي كه مرتب دسته ي شمشير را مي فشرد. شجاعت شگفت انگيز حضرت عمر رضى الله عنه اسلام آوردن حضرت عمر رضى الله عنه از اهميت خاصي برخوردار است، زيرا او پس از مسلمان شدن قهرمان بي نظير و دلاوري بي همتا شد كه تاريخ عرب آن لحظات گران قدر را براي امت اسلامي ثبت كرده است. مورخين روايات مختلفي در مورد علل و شرايطي كه باعث شد حضرت عمر رضى الله عنه به دين اسلام مشرف شود بيان كرده اند و من ترجيح مي دهم آنچه را ابن اسحاق پيرامون اين مساله ذكر كرده نقل كنم، اين روايت متمم آن مطلبي است كه در فصل سابق اين كتاب ذكر كرديم. حكايت رفتن حضرت عمر رضى الله عنه به سوي خانهء خواهرش مانند روز هيجان انگيز است كه شايد پر شورتر از رفتن او به صفا براي حمله به مسلمانان باشد زيرا اين دو ماجرا تاثير فراواني در روحيه ي او گذاشت كه زمينه ي اسلام آوردنش را فراهم كرد. ادامه داستان نعيم رضى الله عنه را رها كرد و با گامهاي استوار به سوي خانه خواهرش به راه افتاد تا اين ننگ را از وجود قريش و خاندان بني عدي و خودش پاك سازد. فاطمه و همسرش در خانه بودند و مردي بنام (خباب) كه اسلام را پذيرفته و از مسلمانان نخبه بود و بخوبي مي توانست قرآن را بخواند، آياتي از سوره ((طه)) را كه بر روي پوست نوشته شده بود براي آنان مي خواند، در اين هنگام فاطمه صداي گامهاي برادرش را شنيد صداي قدمهاي او نزد دوستان و آشنايان شناخته شده بود. ترس شديد وجودش را فرا گرفت، زيرا از مخالفت برادرش با پيامبر و اسلام خبر داشت. خباب كه غرق در قرائت قرآن بود متوجه جريان نشد و فاطمه با ترس گفت: برادرم به سوي ما مي آيد! آنگاه با عجله صحيفه اي را كه آيات قرآن بر روي آن نوشته شده بود از دست خباب گرفت و پنهان کرد و همان جا نشست در اين هنگام عمر در حالي كه از شدت خشم بر افروخته بود وارد اتاق شد. همه منتظر بودند كه چه واكنشي نشان خواهد داد، او به ديگران اهميتي نداد بلكه به طرف خواهرش رفت. در اين موقع خباب از فرصت استفاده كرد و براي نجات جانش پشت يكي از ستونهاي منزل مخفي گرديد. عمر با صدايي بلند و پر از هيبت فرياد زد: اين صداي آهسته اي كه شنيدم چه بود؟ فاطمه با صدايي لرزان پرسيد! كدام صدا؟ مگر تو چيزي شنيده اي؟ از شنيدن اين پاسخ بر شدت خشم عمر افزوده شد و بر سر خواهرش فرياد زد. تو مي داني كه من هرگز دروغ نمي گويم! من با خبر شده ام كه شما دين محمد را پذيرفته ايد! سعيد و همسرش به هم نگاهي كردند، گويا هر كدام در جستجوي پاسخي بودند. او دوباره سوالش را تكرار كرد. همسر فاطمه پاسخ داد: بلي ما مسلمان شده ايم. با شنيدن اين پاسخ، حضرت عمر رضى الله عنه به سوي سعيد رفت و شروع كرد به كتك زدن. فاطمه ترسيد كه مبادا برادرش از فرط ناراحتي به سعيد آسيبي برساند. در اين هنگام او فراموش كرد كه صحيفه اي را كه آيات قرآن بر روي آن نوشته شده پنهان كرده است، از جا برخاست تا نگذارد كه به شوهرش آسيبي برساند دو بازويش را از پشت محكم گرفت و شوهرش سعيد كه روي زمين افتاده بود برخاست. در اين درگيري ضرباتي به سر و صورت فاطمه وارد شد و خون زيادي از بيني و دهانش جاري گشت، ولي شدت خون ريزي اين زن شجاع را نترساند، بلكه سرش را با شهامت بلند كرد، دو قدم به عقب برداشت و فريادي همراه با تهديد به برادرش گفت: چرا با شمشيرت ما را نمي كشي؟ بله ما مسلمان شده ايم و به خداي يگانه و پيامبرش ايمان آورده ايم! شجاعت بي نظير فاطمه ذهن عمر را به خود مشغول كرد. تاكنون سابقه نداشت كه فاطمه با صداي بلند با برادرش صحبت كند. در اين لحظه نگاهي به صورت خواهرش انداخت و ديد كه خون زيادي از دهان و بيني اش جاري شده و بر زمين مي ريزد. لباسش نيز خون آلود شده بود. حضرت عمر از شجاعت او شگفت زده شده، احساس كرد كه بايد وجدانش را ملامت كند. اين موضوع از سرزنش و عذاب وجدان نيز سنگين تر بود. شايد در اين لحظات از خود پرسيد: اين دين جديد چيست كه براي پيروانش اين همه شجاعت و شهامت به ارمغان آورده است؟ اين چه ديني است كه خواهرم نه تنها به خوني كه از صورتش جاري است توجهي ندارد، بلكه در راه دستيابي به آن از مردن هم نمي ترسد! در اين افكار غرق بود كه چشمش به صحيفه اي افتاد كه از جنس پوست بود. و روي زمين در محلي كه خواهرش قبلاً نشسته بود قرار داشت. فهميد صداي آهسته اي را كه شنيده مربوط به خواندن نوشته هاي روي آن بوده است. او و ديگران مي دانستند كه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم بعضي از ياران خود را موظف كرده كه آيات قرآن را بر روي قطعه هايي از پوست يا برگهايي از درخت خرما بنويسند، قبل از آنكه تصميمش را براي برداشتن نوشته عملي كند خواهرش فاطمه متوجه او شد و با سرعت صحيفه را برداشت. حضرت عمر رضى الله عنه با صداي آرامي گفت: نوشته اي را كه مي خوانديد به من بده تا ببينم، محمد صلى الله عليه وآله وسلم چه پيام (ديني) آورده است؟ خواهرش با صداي بلند فرياد زد هرگز آن را لمس نمي كني! برادرش با شگفتي پرسيد چرا؟ فاطمه با كمال شجاعت و ايمان فرياد زد ﴿لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ﴾ (الواقعة: 79) (به راستي اين قرآن را جز پاكان لمس نمي كنند) و تو نجس هستي! حضرت عمر رضى الله عنه از شنيدن اين جملات خشمگين نشد بلكه، با تعجب بسيار پرسيد من نجس هستم؟! چرا؟ خواهرش گفت: (زيرا كه تو بتها را مي پرستي و خداي يكتا را كه آفريننده ي آسمانها و زمين است ستايش نمي كني) اين سخنان او را به فكر فرو برد و سرش را پايين انداخت لحظاتي سكوت بر آنها حاكم شد. خباب كه پشت يكي از ستونها پنهان شده بود، از سكوت بين آنها شگفت زده شد. سرش را از پشت ستون بيرون آورد پسر خطاب را ديد كه سرش را پايين انداخته و در حال فكر كرده است. حضرت عمر در اين لحظات سكوت به فكر اتفاقي كه چند روز پيش برايش روي داده بود، فرو رفت و بعد از آنكه دين اسلام را پذيرفت ماجرا را اين گونه بيان كرد: (من از اسلام دوري مي كردم و ما مجلس شب نشيني داشتيم كه مردان قريش در آن جمع مي شدند. شبي براي ديدن آنان از خانه بيرون رفتم ولي كسي را نيافتم. با خودم گفتم نزد فلان مي فروش مي روم، زيرا من در جاهليت شراب مي نوشيدم و آن را دوست داشتم. آن شب مرد مي فروش را نيافتم و تصميم گرفتم كه به كعبه بروم و طواف كنم. رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم را ديدم كه ايستاده و مشغول عبادت است. پيامبر در حين نماز رويش را به طرف سرزمين شام مي كرد و خانه كعبه را بين خود و شام قرار مي داد و جايش را بين ركن اسود و ركن يماني انتخاب مي كرد. هنگامي كه او را ديدم با خودم گفتم خوب است امشب به آنچه محمد مي خواند گوش فرا دهم و بشنوم كه چه مي گويد. زيرا مي دانستم كه اگر براي شنيدن به او نزديك شوم از خواندن منصرف مي شود نزديكتر رفتم بطوري كه بين من و محمد صلى الله عليه وآله وسلم (پوش كعبه) حائل بود وقتي آياتي از قرآن را شنيدم قلبم نرم شد و بر خلاف ميلم گريستم. آنگاه آهسته از آنجا دور شدم بطوري كه محمد صلى الله عليه وآله وسلم احساس نكند. اين واقعه نشان مي دهد كه با وجود مخالفت شديدي كه او نسبت به پيامبر داشت، هنگامي كه آيات خدا را مي شنود و فصاحت پند و اندرز آن را مي فهمد، قلبش متاثر مي شود، زيرا او از معدود كساني بود كه خواندن و نوشتن مي دانست، در آن لحظات او بخوبي فهميد كه هيچ انساني يا جني، توانايي و قدرت آوردن الفاظي مانند قرآن را ندارد اگر چه يكديگر را ياري كنند . پس از لحظاتي حضرت عمر رضى الله عنه سكوت را شكست و با صداي آرام به خواهرش گفت: ((اين صحيفه را به من بده مي خواهم بدانم آنچه محمد صلى الله عليه وآله وسلم آورده چيست؟)) فاطمه مخالفتي نكرد و با قلبي سرشار از ايمان احساس كرد كه خداوند توانا و دانا برادرش را بسوي نور اسلام هدايت كرده است، او صحيفه را از خواهرش گرفت و با صدايي بريده و لرزان شروع به خواندن كرد.( اين واقعه بعد از وضوء ويا غسل کردن عمر رضى الله عنه صورت ميگيرد.) او نسبت به فرهنگ و فصاحت و بلاغت عرب آشنايي كامل داشت و همين امر باعث مي شد كه هميشه در بالا بردن سطح فرهنگ فرزندانش بكوشد. دخترش حضرت حفصه ام المومنين رضي الله عنهما خواندن و نوشتن را به خوبي مي دانست، و در جمع كردن قرآن سهم بزرگي داشت آياتي كه بر روي پوست نوشته شده بود آيات 1 تا 8 بود كه آن روز خباب براي سعيد و فاطمه مي خواند. حضرت عمر شروع به خواندن كرد ((بسم الله الرحمن الرحيم)) بنام خداوند بخشنده و مهربان. ﴿طه (1) مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى (2) إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشَى (3) تَنْزِيلاً مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى (4) الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى (5) لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَى (6) وَإِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفَى (7) اللَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى (8)﴾. «اي پيامبر ما قرآن را براي تو نفرستاديم تا خويشتن را خسته و رنجور كني ليكن آن را براي پند و اندرز كساني فرستاده ايم كه از خدا مي ترسند و از او اطاعت مي كنند از سوي كسي نازل شده است كه زمين و آسمانهاي بلند را آفريده است خداوند مهرباني قرآن را فرو فرستاده است كه بر عرش مستولي است و قدرتش سراسر كائنات را احاطه كرده است. از آن اوست آنچه در آسمانها و زمين و آن چه در ميان آن دو و هر چه در زير خاك (از معادن) است. اي پيامبر! اگر آشكارا سخن بگويي يا در نهان، خدا آن را مي داند او خداست و جز خدا معبودي نيست او داراي نامهاي نيكو است». با خواندن آيات قرآن، چشمانش از اشك پر شد، به خواهرش نگاهي كرد و گفت: چقدر اين سخن زيبا و پر معني است! هنگامي كه خباب اين سخن را شنيد، از مخفي گاه بيرون آمد، به طرف عمر رضى الله عنه رفت و گفت: (به خدا اين واقعه يكي از كرامات رسول خدا است.) ديروز از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم شنيدم كه در دعايش فرمود: ((خدايا! اسلام را به وسيله يكي از اين دو عمر نصرت بفرما). من اميدوارم كه خداوند به خاطر دعاي پيامبر تو را برگزيده باشد. از شنيدن اين سخنان قطرات اشك بر گونه هاي حضرت عمر رضى الله عنه جاري شد، اين اولين بار بود که فاطمه اشكهاي برادرش را مي ديد. با سرعت بسوي او رفت. قلبش از خوشحالي مي تپيد در حالي كه از شوق اشك مي ريخت با مهرباني بوسه اي بر گونه ي برادرش زد. ابن اسحاق بقيه ماجرا را اين گونه روايت مي كند: ابن خطاب شمشيرش را حمايل كرد و آنگاه به طرف دارالارقم به راه افتاد. وقتي به خانه ي محل اجتماع پيامبر و يارانش رسيد، دروازه را كوبيد. مردي از ياران رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم برخاست و از فاصله ي بين دو لنگه درب خانه نگاهي به بيرون انداخت و وقتي عمر را ديد كه شمشيرش بر پهلويش آويزان دارد با بيم و هراس موضوع را به حضرت محمد صلى الله عليه وآله وسلم خبر داد. حضرت حمزه رضى الله عنه عموي پيامبر كه مسلمان دلاور و شجاعي بود برخاست و گفت: به او اجازه بدهيد وارد شود، اگر نيت خير داشته باشد شايسته احترام است و اگر قصدي بدي داشت او را با شمشيرش مي كشيم. پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم فرمودند: به او اجازه ي ورود بدهيد و آنگاه برخاسته و به طرفش رفتند تا او را ملاقات كنند. پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم پس از ديدنش پرسيدند، اي پسر خطاب چه عاملي باعث آمدن تو به اينجا شده است؟ حضرت عمر رضى الله عنه با صداي بريده و لرزان كه همراه با حس پند پذيري بود، گفت: (اي رسول خدا! به خدمت شما آمده ام تا به خدا و پيامبر خدا و آنچه كه از نزد خدا آورده ايد ايمان بياورم). بدين ترتيب داستان اسلام آوردن حضرت عمر رضى الله عنه به پايان رسيد. |
| 121 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 08 آذر 88
مجيد م علي خان که ميگين ,,, اين وضو كه شعيان ميكيرند مطابقت كامل دارد با قران كريم , وضوي شما با چي مطابقت دارد ,, کجاي قران گفته کونت رو نشوري و رو جوراب مسح بکشي قربان حتما تو قران شما همون مفاتيح نوشته درسته ؟؟؟ دمت گرم کلي خنديديم |
| 122 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 08 آذر 88
به نظر من کسي که صحيح و بخاري رو که احاديث آخرين پيغمبر هست مسخره ميداند لياقتش همينه که جاهل بميره |
| 123 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 08 آذر 88
چرا پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم جانشيني برنگزيد؟ كي از ايرادهاي مهم اين است كه مي گويند: چگونه مي توان پذيرفت كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم در امري چنين مهم سكوت كرده باشند و امت را مانند رمه اي بي چوپان بحال خود واگذارند. اين يك اصل غير قابل بحث پيش ايشان است كه هرگز كره زمين از حجت خدا خالي نمي شود پس مي گويند محال بود كه پس از مرگ پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم اين قانون دستخوش تغيير شود دلايل زيادي داريم كه عدم انتخاب جانشين توسط پيامبر را توضيح ميدهد از آن جمله. - پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم قوم را بدون راهنما رها نكرد زيرا در بين آنها قرآن باقي ماند و اين كتاب آسماني داراي اين خصوصيت بود و هست و خواهد بود كه كتابي آسان و قابل فهم و استفاده براي همه است خداوندجل جلاله 4 بار در يك سوره اين آيه را تكراراً آورده است. (وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ «و براستيكه آسان گردانيديم قرآن را براي پند گيري پس آيا هست كسي كه پند گيرد؟». و اين هم ويژگي خاص قرآن است كه نه دستخوش تحريف شده و نه مي شود و نه خواهد شد گمان نمي كنيم در اين باره كسي جرات كند حرف ديگري بزند پس قرآن و عملكرد رسول خدا كه در كتب حديث جمع شده چراغي فروزان براي راهنمايي امت بودند و اين سخن اساساً غلط است كه بگوييم: امت چون رمه اي بي چوپان رها شده اند. 2- دوماً در قرآن و سنت امر شده كه مسلمانها در امور خويش با يكديگر مشورت كنند خداوند جل جلاله در قرآن ميفرمايدأَمْرُهُمْ شُورَي بَيْنَهُمْ « مومنان) كارهايشان را در بين خويش با مشوره انجام ميدهند». و آنها نيز پس از رحلت رسول صلي الله عليه وآله وسلم چنين كردند وعملاً نيز موفق شدند. بايد دقت كنيم كه در عدم انتخاب جانشين مستقيم، حكمت بزرگي وجود دارد براي درك آن نياز به توجه و فهم است: هنگاميكه حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم در قيد حيات بودند چند بار براي خود جانشين و نائب برگزيدند مثلاً وقتي براي غزوه اي تشريف ميبردند كسي را به جانشيني در مدينه ميگذاردند يا برعكس هنگاميكه خودشان با لشكر نمي رفتند كسي را از جانب خود امير لشكر ميكردند. دريكي از اين جنگها خالد بن وليد فرمانده سپاه بود او به كفار حمله كرد يكي از كفاركه مرگ خود را نزديك ميديد داد زد: ( لااله الاالله محمد رسول الله ) اما حضرت خالد اعتنايي نكرد و او را كشت وقتي حضرت خالد برگشت پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم واقعه را كه شنيدند بشدت ناراحت شدند و چهره شان سرخ شد و بارها به خالد فرمودند اي خالد آيا قلبش را شكافته بودي و ديده بودي كه دروغ مي گويد! آنقدر اين جمله را تكرار كردند تا حضرت خالد در دلش گفت: اي كاش بس ميكردند. بعد حضرت رسول صلي الله عليه وآله وسلم دستور دادند كه ديه خون آن فرد را به اهلش بدهند بعد فرمودند: خدايا من ذمه خون آن شخص را قبول نمي كنم. چرا حضرت اين حرف را زدند؟ از اول نيز ذمه خون آن شخص بگردن حضرت خالد بود از اول هم به حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم ربطي نداشت؟ نه, اينطور نيست بهرحال خالد امير منتخب حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم بود و به زبان ديگر جانشين ايشان در بين لشكر بود پس دستور خالد مثل دستور پيامبر بود و عمل او عين عمل رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم. لذا حضرت خالد خطا كرد حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم عكس العمل نشان دادند و خطاي خالد را اصلاح كردند حالا تصوركنيد خالد جانشين آن حضرت پس از وفات نيز مي بودند و فرض كنيد كه اين واقعه پس از رحلت پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم اتفاق مي افتاد هيچكس نمي توانست به خالد اين برگزيده پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم اعتراض كند و اين عمل حتي بصورت قانون درميايد. و تصور كنيد خالد نيز براي خود جانشيني برميگزيد و او هم فقط يك خطا ميكرد و به همين ترتيب تا امروز اين جانشينان رسمي بنظر شما چند خطا ميكردند همه اين خطاها قانون ميشد؟!!! شيعه متوجه اين نكته شده كه سعي كرده جانشينان پيامبر را معصوم از خطا معرفي كند اما اين نادرست است زيرا اولاً: عملاً خلاف اين اتفاق افتاده و خالد رضي الله عنه برگزيدة رسمي پيامبر اشتباهي كرد كه رسول خدا را به خشم آورد و ثانياً: انسان درصورتي مي تواند از خطا مصون بماند كه بوحي مرتبط باشد و پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم هم اگر با وحي سر وكار نداشت دچار خطا مي شدند بطور مثال ايشان مي خواستند سر قبر منافقين نماز بخوانند كه اين آيه نازل شدوَلا تُصَلِّ عَلَي أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَداً وَلا تَقُمْ عَلَي قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ) «و (اي محمد) برسرمرده هيچيك از ايشان (منافقان) نماز مگذار و نايست بر سر قبرشان بدرستيكه آنها كافر به خدا و رسولش شدند و مردند در حاليكه فاسق بودند». يا اين آيه نازل شد: (عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ] «خدا ترا ببخشد چرا تا زماني كه برايت واضح نشده بود كه از بين اجازه گيران كي راست گو و كي دروغگو است به آنها اجازه دادي كه به جنگ نيايند!». و مثل اين زياد است. خداوند جل جلاله چون كه عمل رسول خود را اسوه مؤمنان مقرر فرموده بود لهذا در هر مورد ايشان را مخاطب ميكرد و رفتارشان را درست و بي خطا و صاف مي كرد تا براي ما مرجع باشد و مرجع شد و ما ميگوييم ايشان معصوم بودند، يعني ازخطاء وگناه بري بودند. اما جانشين پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم اين امتياز را نداشت و مثلاً اگر علي جانشين رسمي ايشان مي شد اين احتمال وجود داشت كه خطايي كند كه بعداً بصورت قانون در آيد و تازه گاهي خطاها در سلسله جانشينها مي توانست 180 درجه با هم فرق كند و ما را دچار سردرگمي نمايد به اين صورت كه اين احتمال وجود داشت كه امام حسن كاري كند كه امام علي خلاف آنرا كرده و يا امام حسين كاري كند كه حسن نكرده و به اين صورت عوض يك رهبر 100 رهبر داشتيم كه هركسي به فتواي خود عمل ميكرد و مسلمانان حيران مي شدند وعملاً هم تاريخ شيعه با اين مشكل روبروست كه توضيح دهد. چرا علي با معاويه جنگيد و پسرش با معاويه صلح كرد تشيع براي توجيه اين رفتار متضاد مجبور شدند كتب قطوري بنويسند كه تازه خواننده كنجكاو را قانع نميكند. به اين دليل ساده است كه پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم كسي را پس از خود برنگزيد تا مبادا خطايش بنام اسلام تمام شود امروز ما در يك مسئله خلافي به قرآن و سنت مراجعه مي كنيم و رأي هيچ شخصيت ديگري حتي شخصيتي چون ابوبكر رضي الله عنه در مقابل قرآن و سنت براي ما سند نيست و خود را ملزم به پيروي صد در صد ازهيچكس جز قرآن و سنت نمي دانيم. خدا به راه راست هدايتمان کند جواب نظر: با سلام جناب mohamad در ابتدا بايد بگويم كه كپي كردن مطالب ديگران خيلي مهارت داريد . مطالبي را كه شما COPY& paste كردهايد ، بارها و بارها در وبلاگهاي سني نوشته شده است . اما پاسخ ادعاهاي شما : شيعيان جمله «ممكن نيست كه رسول خدا امت را بدون چوپان رها كرده باشد» را از عبد الله پسر ارشد عمر آموخته است ؛ چرا كه ايشان براي نخستين بار در هنگامي كه پدرش عمر در حال مرگ بود ، اين مطلب را به او گوشزد كرد كه مبادا امت مسلمان را بدون چوپان رها كني . مسلم نيشابوري در صحيح خود مينويسد: أخبرني سَالِمٌ عن بن عُمَرَ قال دَخَلْتُ على حَفْصَةَ فقالت أَعَلِمْتَ أَنَّ أَبَاكَ غَيْرُ مُسْتَخْلِفٍ قال قلت ما كان لِيَفْعَلَ قالت إنه فَاعِلٌ قال فَحَلَفْتُ أَنِّي أُكَلِّمُهُ في ذلك فَسَكَتُّ حتى غَدَوْتُ ولم أُكَلِّمْهُ قال فَكُنْتُ كَأَنَّمَا أَحْمِلُ بِيَمِينِي جَبَلًا حتى رَجَعْتُ فَدَخَلْتُ عليه فَسَأَلَنِي عن حَالِ الناس وأنا أُخْبِرُهُ قال ثُمَّ قلت له إني سمعت الناس يَقُولُونَ مَقَالَةً فَآلَيْتُ أَنْ أَقُولَهَا لك زَعَمُوا أَنَّكَ غَيْرُ مُسْتَخْلِفٍ وَإِنَّهُ لو كان لك رَاعِي إِبِلٍ أو رَاعِي غَنَمٍ ثُمَّ جَاءَكَ وَتَرَكَهَا رَأَيْتَ أَنْ قد ضَيَّعَ فَرِعَايَةُ الناس أَشَدُّ قال فَوَافَقَهُ قَوْلِي ... سالم از ابن عمر نقل كرده است كه : «بر حفصه وارد شدم، از من پرسيد: مىدانى كه پدرت كسى را به خلافت برنگزيده است؟ گفتم: او چنين نكرده است. حفصه پاسخ داد: او خود چنين كرده است. من سوگند خوردم كه در اين باره با پدرم سخن بگويم. تا صبح سكوت كردم و سخنى نگفتم، ولى گويا كوهى را بر دوش نهاده بودم. سرانجام نزد او رفتم و عمر از مردم پرسيدن گرفت و من پاسخ مىدادم تا پرسيدم: از خلق شنيدهام كه تو به خلافت وصيت نكردهاى حال آنكه اگر چوپانى رمه خود را بىسرپرست رها كند، آنها را هلاك ساخته، پس چگونه در رعايت حال مردم اين گونه اهمال رواست؟ عمر با نظر من موافقت كرد و سر به زير افكند... . صحيح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، ج 3 ، ص 1455، ح 1823، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي. اين در حالي است كه قرآن هنوز در ميان مسلمان بود و به قول جناب عالي كتاب هدايت و همه فهم خدا در ميان مردم بود . در اين روايت عبد اللَّه بن عمر به يك امر عقلانى اعتراف كرده است و آن اينكه فرمانرواى مردم نبايد آنها را بدون وصيت رها كند؛ اما با كمال تعجب ميبينيم كه اهل سنت معتقدند رسول خدا به اندازه عبد الله بن عمر نيز فهم و درك نداشته است و امت اسلامي را بدون سرپرست رها كرده است . اما اين كه گفتهايد : « پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم قوم را بدون راهنما رها نكرد زيرا در بين آنها قرآن باقي ماند ... » اين سخن شما در حقيقت مخالفت صريح با سخن رسول خدا صلي الله عليه وآله است ؛ چرا كه رسول خدا ميفرمايد كه «كتاب خدا و اهل بيت من چراغ هدايت و دو جانشين من هستند، اين دو از هم جدا نميشود تا زماني كه بر حوض كوثر بر من وارد شوند ، اگر شما از اين دو تا اطاعت و پيروي كرديد ، هرگز گمراه نخواهيد شد» ؛ اما جناب عالي به پيروي از خليفه دوم اين سخن رسول خدا را هذيان ميدانيد و فقط قرآن كريم را براي هدايت مردم كافي ميدانيد . بلي ، قرآن كتاب هدايت است ؛ اما با وجود همين كتاب هدايت در ميان مسلمان، از همان روز نخست وفات پيامبر خدا اختلاف در ميان مسلمانان ايجاد شد و قرآن به تنهائي نتوانست اختلاف ميان مسلمانان را حل نمايد . قرآن كتاب هدايت است ؛ اما به شرطي كه ثقل ديگر آن؛ يعني اهل بيت عليهم السلام آن را تفسير كنند . وجود قرآن در ميان مسلمان در اين چهارده قرن هيچ كمكي به حل اختلاف نكرده است ؛ بلكه همه مذاهب اسلامي با استناد به آيات قرآن مشروعيت مذهب خود را مطرح و هفتاد سه فرقه شدهاند . رسول خدا صلي الله عليه وآله ، دقيقا متوجه اين نكته بود ، به همين خاطر اهل بيت خود را در كنار قرآن بر مردم حجت قرار داد كه اگر حقيقتا مردم به اين سفارش پيامبر عمل ميكردند و همانند خليفه دوم آن حضرت را به هذيان گويي متهم نميكردند ، هيچ اختلافي در ميان مسلمانان پيش نميآمد و همه مردم جهان راه هدايت را طي ميكردند . پس در حقيقت سرمنشأ ضلالت و گمراهي مردم و عدم ايمان آنها به خداوند، خليفه دوم است كه شعار «حسبنا كتاب الله» را سرداد و اجازه نداد كه مردم هم به قرآن و هم به اهل بيت عليهم السلام تمسك كنند . اما دليل دوم شما . خداوند به مردم دستور داده است كه در امور خودشان با يكديگر مشورت كنند؛ علامه شوكاني صراحت دارد كه مشورت مورد نظر در اين آيات ، مشورت در امور غير ديني است : والمراد هنا المشاورة في غير الأمور التي يرد الشرع بها. فتح القدير 1 : 393 . در حالي كه همين قرآن امامت را امر الهي مينامد و جعل آن را به خداوند نسبت ميدهد : وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا ( الأنبياء / 73) ؛ وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثين ( القصص / 5) ؛ وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا (السجده/24) ؛ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً (البقرة/30) ؛ يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَليفَةً فِي الْأَرْضِ (ص26) ؛ َ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمين (البقره/124) . و آيات بسيار ديگري كه خداوند جعل امام را به خود نسبت ميدهد ؛ در حالي كه حتي يك آيه در قرآن وجود ندارد كه انتخاب امام را به عهده مردم گذاشته باشد . بر فرض كه اين مطلب شما درست باشد ، چرا مردم در انتخاب ابوبكر نقش نداشتند؟ چرا مردم در انتخاب عمر نقش نداشتند؟ چرا مردم در انتخاب عثمان هيچ نقشي نداشتند و فقط عبد الرحمن بن عوف فاميل خود را به عنوان خليفه انتخاب كرد؟ خود عمر صراحت دارد كه انتخاب ابوبكر ناگهاني و عدم مشورت با مردم صورت گرفته است و اگر چنين بيعتي در آينده اتفاق افتاد ، بايد آن شخص كشته شود . ثُمَّ إِنَّهُ بَلَغَنِي أَنَّ قَائِلاً مِنْكُمْ يَقُولُ وَاللَّهِ لَوْ مَاتَ عُمَرُ بَايَعْتُ فُلاَنًا. فَلاَ يَغْتَرَّنَّ امْرُؤٌ أَنْ يَقُولَ إِنَّمَا كَانَتْ بَيْعَةُ أَبِي بَكْر فَلْتَةً وَتَمَّتْ أَلاَ وَإِنَّهَا قَدْ كَانَتْ كَذَلِكَ وَلَكِنَّ اللَّهَ وَقَى شَرَّهَا، وَلَيْسَ مِنْكُمْ مَنْ تُقْطَعُ الأَعْنَاقُ إِلَيْهِ مِثْلُ أَبِي بَكْر، مَنْ بَايَعَ رَجُلاً عَنْ غَيْرِ مَشُورَة مِنَ الْمُسْلِمِينَ فَلاَ يُبَايَعُ هُوَ وَلاَ الَّذِي بَايَعَهُ تَغِرَّةً أَنْ يُقْتَلاَ. البخاري ، صحيح البخاري ج 8 ص 26 ، ح 6830 ، كتاب الحدود، ب 31 ، باب رَجْمِ الْحُبْلَى مِنَ الزِّنَا إِذَا أَحْصَنَتْ. بيعت با عمر نيز كه واضح است كه مردم هيچ نقشي در آن نداشتند ؛ بلكه به شدت با آن مخالف بودند كه ما اين مطلب را در آدرس ذيل به صورت كامل بررسي كردهايم : http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1475 از همه اينها مهمتر اين كه اميرمؤمنان عليه السلام در هيچ يك از اين انتخابها نقشي نداشت و بلكه مخالف صد در صد آن بود . با انتخاب ابوبكر به شدت مخالف بود و تا شش ماه از بيعت كردن با او سر باز زد كه ما اين مطلب را در آدرس ذيل بررسي كردهايم : http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=4949 با انتخاب عمر نيز به شدت مخالف بود و مخالفت خود را با آن نشان داد كه پيش از آن آدرس اين مطلب داده شد . در انتخاب عثمان نيز نقش نداشت و اصل خلافت او را غير مشروع ميدانست . اما برهان ديگر شما : بلي اگر رسول خدا صلي الله عليه وآله ميخواست شخصي همانند خالد بن وليد را انتخاب كند ، اين شبهه قطعا به وجود ميآمد ؛ اما رسول خدا خالد و عمر را انتخاب نكرد ؛ بلكه كساني را انتخاب كرد كه خداوند آنها را همانند خودش از هر گونه رجس و پليدي پاك كرده بود . تمامي پيامبران پيش از رسول خدا جانشين داشتهاند، آيا آنها به اندازه شما نميفهميدند كه ممكن است جانشين آنها اشتباهي كند و اين اشتباه به پاي خود آن پيامبر نوشته شود؟ از اين گذشته، از سخن شما اين گونه استفاده ميشود كه رسول خدا در زمان حياتش با انتخاب چندين جانشين اشتباه كرد و مردم جنايت زشت خالد و ... را به پاي پيامبر نوشتند ، پيامبر نيز به اشتباه خود پي برد و بعد از آن از انتخاب جانشين صرف نظر كرد . اين مطلب توهين زشتي به رسولخدا صلي الله عليه وآله است و شما بايد به خاطر اين توهين به رسول خدا استغفار كنيد . گفتهايد كه « و تصور كنيد خالد نيز براي خود جانشيني برميگزيد و او هم فقط يك خطا ميكرد و به همين ترتيب تا امروز اين جانشينان رسمي بنظر شما چند خطا ميكردند همه اين خطاها قانون ميشد؟!!!» بلي، متأسفانه همين اتفاق افتاد و جانشينان ناحق رسول خدا صلي الله عليه وآله همان مقاماتي را كه رسول خدا دارا بود ، براي خود قائل شدند و دين اسلام را صد در صد تحريف كردند . نخستين دروغ را ابوبكر به رسول خدا بست و به آن حضرت تهمت زد كه انبياء ارث بجا نميگذارند ؛ در حالي كه نص صريح قرآن از ارث انبياء سخن گفته است ، فدك را غصب كرد، خانه دختر رسول خدا را آتش زد و تنها يادگار رسول خدا را به شهادت رساند و ... . عمر كه خود را پيامبر جديد ميدانست ، بسياري از احكام الهي را تغيير داد ، دستور داد كه اذان را تحريف و جمله «حي علي خير العمل» را حذف و به جاي آن جمله «الصلاة خير من النوم» را بگويند . صراحتا اعلام كرد كه دو متعه در زمان رسول خدا حلال بود و من آنها را حرام ميكنم ، دستور داد كه در هنگام نماز دست بسته بإيستيد ، نماز تراويح را اختراع كرد و... صدها مورد ديگر كه تقريبا شامل تمام احكام اسلامي ميشود . هر آن چه پيامبر گفته بود ، او عكس آن را انجام داد ؛ تا جايي كه الآ ميبينيم عمل اهل سنت صد در صد بر خلاف سنت رسول خدا است . خليفه سوم نيز همين رويه را ادامه و هر آن چه از قلم خليفه دوم افتاده بود ، او تغيير داد ، دستور داد كه مسافران نماز را تمام بخوانند ، به جاي مسح پا آن را بشويند و ... . براي اطلاع بيشتر از بدعتهاي خلفاي سگانه به آدرس ذيل مراجعه فرماييد : http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=132 بنابراين محذوري را كه شما از آن نام برده و آن را دليل عدم اعلام جانشين از طرف رسول خدا اعلام كردهايد ، عملا اتفاق افتاده است . اما اين كه گفتهايد : « و تازه گاهي خطاها در سلسله جانشينها مي توانست 180 درجه با هم فرق كند و ما را دچار سردرگمي نمايد» بلي در بسيار از موارد همين اتفاق نيز افتاد و خليفه دوم فتواهاي داد كه ابوبكر خلاف آن را قائل بود ؛ از جمله در بحث متعه . مسلم نيشابوري به نقل از جابر بن عبد الله انصاري مينويسد كه : حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ رَافِعٍ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ أَخْبَرَنَا ابْنُ جُرَيْجٍ أَخْبَرَنِي أَبُو الزُّبَيْرِ قَالَ سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ يَقُول كُنَّا نَسْتَمْتِعُ بِالْقَبْضَةِ مِنْ التَّمْرِ وَالدَّقِيقِ الْأَيَّامَ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَأَبِي بَكْرٍ حَتَّى نَهَى عَنْهُ عُمَرُ فِي شَأْنِ عَمْرِو بْنِ حُرَيْثٍ از جابر بن عبد الله الأنصاري شنيدم که مي گفت : ما در زمان رسول خدا و ابو بکر در مقابل يک مشت خرما يا آرد متعه مي کرديم . تا اينکه عمر در قضيه عمرو بن حريث از آن نهي کرد . صحيح مسلم ج2 ص 1023 باب نكاح المتعة الجمع بين الصحيحين ج2 ص399 - سنن البيهقي الكبرى ج7 ص237 - مسند أبي عوانة ج3 ص33- مصنف عبد الرزاق ج7 ص500 - معرفة السنن والآثار ج5 ص375 - التمهيد لابن عبد البر ج10 ص112 - عون المعبود ج6 ص101 و... به نقل از شيعيان گفتهايد كه : « پس از حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم ازطريق فرشتگان با جانشينان او درتماس است همانگونه كه با جانشينان موسي عليه الصلاة والسلام تماس داشت». بلي، متأسفانه خليفه دوم اعتقاد داشت كه جبرئيل بر او نازل ميشود و به جاي نازل شدن به رسول خدا و ياد دادن احكام به آن حضرت به خليفه دوم نازل ميشد و دستورات الهي را ابلاغ ميكرد ؛ چنانچه در بحث اذان اهل سنت اعتقاد دارند كه جبرئيل بر عمر بن خطاب نازل شد و اذان به او آموخت : أَوَّلُ مَنْ أَذَّنَ فِي السَّمَاءِ جِبْرِيلُ فَسَمِعَهُ عُمَرُ وَبِلالٌ فَأَقْبَلَ عُمَرُ فَأَخْبَرَ النَّبِيَّ بِمَا سَمِعَ ثُمَّ أَقْبَلَ بِلالٌ فَأَخْبَرَ النَّبِيَّ بِمَا سَمِعَ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ سَبَقَكَ عُمَرُ يَا بِلالُ أَذِّنْ كَمَا سَمِعْتَ قَالَ ثُمَّ أَمَرَهُ رَسُولُ اللهِ أَنْ يَضَعَ أُصْبُعَيْهِ فِي أُذُنَيْهِ اسْتِعَانَةً بِهِمَا عَلَى الصَّوْتِ اولين كسي كه در آسمان اذان گفت جبرائيل بود. عمر و بلال هر دو از جبرئيل شنيدند و عمر اين موضوع را به اطلاع رسول خدا صلّي الله عليه و آله رسانيد، ولي وقتي بلال آمد نزد رسول خدا و قضيه را به عرض رسول خدا رسانيد پيامبر اكرم فرمود: قبل از تو عمر آمد و اين خبر را اطلاع داد، تو به همان شكل كه شنيدي اذان بگو. و رسول خدا صلّي الله عليه و آله بلال را امر نمود تا به هنگام اذان گفتن دستهاي خود را در گوشهاي خود بگذار تا به صدايت كمك شود. مسند الحارث (زوائدالهيثمي)، ج 1، ص 245، بغية الباحث عن زوائد مسند الحارث، اسم المؤلف: الحارث بن أبي أسامة / الحافظ نور الدين الهيثمي الوفاة: 282، دار النشر: مركز خدمة السنة والسيرة النبوية - المدينة المنورة - 1413 - 1992، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. حسين أحمد صالح الباكري المطالب العالية بزوائد المسانيد الثمانية، ج 3، ص 70، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر العسقلاني الوفاة: 852، دار النشر: دار العاصمة/ دار الغيث - السعودية - 1419هـ ، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. سعد بن ناصر بن عبد العزيز الشتري. البته در اين روايت اسمي هم از بلال آوردهاند تا كمي از حساسيت آن كم شود و شبههاي در جعلي بودن روايت پيش نيايد. اما بحث عصمت جانشينان پيامبر: عصمت جانشينان پيامبر امري است قطعي و با آيات قرآن و روايات متواتر قابل اثبات است . كه ما اين مطلب را در آدرس ذيل بررسي كردهايم : http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=7661 خالد بن وليد ، فرمانده سپاه بود نه جانشين پيامبر ، هيچ كس ادعا نكرده است كه فرماندهان سپاه نيز بايد معصوم از خطا و اشتباه باشند ، صحبت از ولايت عامه و جانشيني مطلق رسول خدا است نه فرماندهي سپاه . طبيعي است كه اگر شخصي همانند خالد بخواهد جانشين رسول خدا شود ، اصل دين خدا منحرف ميشود ؛ همان طوري كه همين قضيه اتفاق افتاد و خالد بن وليدها دين اسلام را به صورت كامل تحريف كردند . خالد بن وليد به دستور خليفه اول ، صحابي رسول خدا را بدون هيچ دليل و مدركي كشت و همان شب با همسر او زنا كرد ، خليفه دوم نيز به جاي تقبيح عمل خالد ، آن را توجيه كرد و مستحق پاداش نيز دانست . براي اطلاع بيشتر در اين زمينه به آدرس ذيل مراجعه كنيد : http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1984 عصمت پيامبر ، نه به خاطر ارتباط با وحي ؛ بلكه به وسيله تقوا و قوهاي است كه خداوند در درون آنها نهاده است . ما اين مطلب را در آدرس ذيل به صورت كامل بررسي كردهايم : http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=475 در باره صلح امام حسن عليه السلام نيز به آدرس ذيل مراجعه كنيد : http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=820 گفتهايد كه : « امروز ما در يك مسئله خلافي به قرآن و سنت مراجعه مي كنيم و رأي هيچ شخصيت ديگري حتي شخصيتي چون ابوبكر رضي الله عنه در مقابل قرآن و سنت براي ما سند نيست و خود را ملزم به پيروي صد در صد ازهيچكس جز قرآن و سنت نمي دانيم». اين نيز دروغ بزرگي است ؛ چرا كه شما اعتقاد به عدالت تمامي اصحاب داريد و سخن همه آنها را حجت ميدانيد و حتي سخنان آنها را بر سخنان رسول خدا ترجيح مي دهيد . رسول خدا ميفرمايد كه من دو جانشين در ميان شما نهادهام ، يكي كتاب خدا و ديگري اهل بيت من ؛ ولي شما به پيروي از عمر ميگوييد : حسبنا كتاب الله ؛ خدا و رسولش متعه را حلال اعلام ميكنند ؛ ولي شما آن را به پيروي از عمر حرام ميدانيد ؛ خدا و رسولش دستور ميدهد كه نماز را دست باز بخوانيد ؛ اما شما به پيروي از عمر دست بسته ميخوانيد ؛ خدا و رسولش دستور داده است كه در اذان «حي علي خير العمل» بگوييد ؛ اما شما به پيروي از عمر به جاي آن «الصلاة خير من النوم» ميگوييد ؛ خداوند كشتن مسلمان را حرام ميداند ؛ اما شما به پيروي از خليفه اول كه اصحاب رسول خدا را كشت ، خون مسلمانان را حلال ميدانيد و هر روز با بستن بمب زنان و كودكان مسلمان را ميكشيد ؛ خداوند لواط را حرام اعلام ميكند و حد آن را قتل ميداند ؛ در حالي كه شما به پيروي از ابوحنيفه لواط دهنده و لواط كننده را فقط تعزير ميكنيد ؛ خدا و رسول خدا سه طلاق در يك مجلس را باطل ميداند ؛ در حالي كه شما آن را جايز ميدانيد و زنان و مادرانتان به همين صورت طلاق ميگيرند ؛ خدا و رسول خدا جماعت خواندن نماز جماعت را باطل ميداند ؛ در حالي كه شما به پيروي از خليفه دوم آن را به جماعت ميخوانيد ؛ خدا و رسول او دستور ميدهد كه در وضو بايد پاي را مسح كنيد ؛ اما شما به پيروي از عثمان آن را ميشوييد . و هزاران مورد ديگر كه در حقيقت ثابت ميكند كه مذهب شما با آن چه خدا و رسول او فرموده است ، صد در صدر در تضاد است . ما نيز از خداوند ميخواهيم كه شما را هدايت كند . گروه پاسخ به شبهات |
| 124 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 08 آذر 88
جناب مجيد م علي (((( ميگم بي ادب بنويس حضرت محمد ( ص ) و علي ( ص ) ,,, )))) يه بار جملات قبلي خودتون رو بخونيد |
| 125 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 08 آذر 88
جناب مجيد م علي ((( ميگم :خودت يك لحظه فكر كن شيعه چه معني داره ميدوني ؟؟؟ شيعه يعني پيرو , دنبال رو متوجه شدي يا نه ؟؟؟ ))) پيروان حضرت محمد اگر شمايين واي بر امت مشرک |
| 126 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 08 آذر 88
جناب مجيد م علي گفتين لعنت خدا به كسي كه وصيت اخرين رسول خدا حضرت محمد ( ص ) را انكار كرد .. تو هم بلند بگو امين رب العالمين . منم ميگم آمين يارب العالمين . تو ضيخاتشم دادم بخونيد لطفا تو پي ام هاي قبلي من بخونيد . گفتي :::: چخان تو كه گفتي " من يه آدم اهل تشيع هستم " توي همين چهار خط رنگ عوض كردي خون اشعث ابن قيس توي رگهات جريان داره . بله من اهل تشيع بودم ولي از بس از اهل تشيع شرک و امام زاده پرستي ديدم الان با افتخار ميگم اهل سنت هستم . و هيچ وقت جايگاه خدا رو به هيچ کس حتي پيغمبر هم نميدم به جاي يا علي گفتنتون بنويسيد يا الله |
| 127 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 08 آذر 88
جناب مجيد م علي گفتين ::: خون اشعث ابن قيس توي رگهات جريان داره ؟؟؟!!!! تعجب ميکنم شما که نميدونيد ريشتون از کجا اومده ؟؟؟؟ من که فکر کنم بيشتر خونتون مال دوره شاه عباس و انگليسيهاست . 100% |
| 128 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 09 آذر 88
جناب مجيد م علي گفتين ::: خون اشعث ابن قيس توي رگهات جريان داره ؟؟؟!!!! تعجب ميکنم شما که نميدونيد ريشتون از کجا اومده ؟؟؟؟ من که فکر کنم بيشتر خونتون مال انگليسيهاست . 100% من حرف ديگه اي ندارم تا چند روزديگه که بهتون ثابت کنم شرک معنيش چيه ختم کلامم ميگم ايران نمونه ي کشور اهل تشيع هستش که . 90 درصدشون دزدن و مثل شما خودشون رو سر کار گزاشتن اون 10 درصد ديگه هم معلومه ديگه سوني هستن . خدا به دادتون برسه و انشاالله که خدا به راه راست هدايتتون کنه والسلام |
| 129 |
نام و نام خانوادگي: مجيد م علي -
تاريخ: 09 آذر 88
با سلام جناب mohamad نميدانستم اين صحابي شما " اشعث ابن قيس " اينقدر پيش شما منفوره كه ناراحت شدي بالاخره صحابي بود ؟؟؟ تعجب ميكنم كه خودت هنوز معني شرك را نمي داني بايد بري تحقيق كني . لازم نيست چيزي بنويسي قبلاً اين چرنديات از وهابي لندن نشين " عبد الشيطان ملحدزاده لندني " شنيده ام . نظرات ديگرت هم نشانه ايمانت به شيطان است نه به خداي متعال . منهم صادقانه از خداوند طلب ميكنم كه تو را براه راست هدايت كنند . يا علي |
| 130 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 09 آذر 88
جناب مجيد م علي اين يزايي که از اخوندهاي دوره گرد ياد گرفتي ( اونايي که ميان با نوحه خوندنشون شما رو ر کار ميزارن و تا پول نگيرن اين کارو نميکنن ) فق به درد کايي ميخوره که مثل خود شما شم دل و مغز و بان و ظاهرش رو با خرافات بستن !!!!!!!! باز هم ميگم اين چيزايي که گفتم چيزايي هست که به شما کمک ميکنه راهتون رو پيدا کنيد / تازه هنوز آيات قران رو نياوردم که چرا هول ميکني خلاصه ميکني حرفاتو ....... !!!!! ؟؟؟؟؟ يه بار چيزايي که من ميگم با جوابهايي که ميدين رو بخونين کلي خنده داره . بد نيست شماي جاهل هم يه خورده شاد زندگي کني واسه يه لحظه هم بد نيست والسلام |
| 131 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 09 آذر 88
جناب مجيد م علي شمايي که من آيه قران بهتون ميدم دليل و منطق براش مياري که دروغه .. ديگه ادامه ندي بهتره . چون شبها احتمالا خوابت نگيره .... يه بار ديگه اين مطلب رو بخونيد ... چرا پيامبر جانشيني ندارد . توضيحاتش 123 |
| 132 |
نام و نام خانوادگي: عبد الغفار -
تاريخ: 09 آذر 88
بسم الله القاسم الجبارين. يا منتقم ...!!! يا جبار ...!!! يا متکبر...!!! يا الله جل جلاله.!!! يا علي ما احبك الا مؤمن طاهر الولادة وما بغضك الا منافق خبيث الوده! خب جناب با ادب Mohammad خان که نوشتي>>>>>> :کجاي قران گفته کونت رو نشوري و رو جوراب مسح بکشي قربان حتما تو قران شما همون مفاتيح نوشته درسته ؟؟؟ ؟؟؟؟ اي رو سياه در درگاه خدا. اي سياه دل آواره و همج الرعا. ؟؟؟ ؟؟؟ مثل اينکه شما علاقه ي زيادي به مق........؟ دارين مثل سرورت و مولات عمر ابن صهاک.!!!! آره.؟ ببين جواب هايي هوي . من حتي يک فحش هم ندادم فقط اون چه که هستي رو بدون فحش آشکار کردم. خداوند متعال جلت عظمته خوب کلامي که واقعا در دلت هست رو به زبانت مياره که همه بشناسنتون. يا مهيمن......... |
| 133 |
نام و نام خانوادگي: مجيد م علي -
تاريخ: 09 آذر 88
با سلام جناب mohamad فرموديد كه :بد نيست يه بار هم درست ياد بگيريد . پ اينجا رو حتما بخوانيد: عمر بن الخطاب رضى الله عنه در عصر جاهليت منهم ميگم بد نيست دوبار كاملتر بخوان : رفتار عمر با پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و مسلمانان در مكّه <===================================> 1 ) عمر بن الخطاب مى گويد روزى كه در شب آن رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) را دنبال مى كردم (قبل از مسلمان شدن عمر) به من فرمود: اى عمر، شب و روز مرا رها نمى كنى؟ عمر مى گويد: پس ترسيدم مرا نفرين كند. و روزى كه عمر قصد كرد رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) را در مكه بكشد، هنگامى كه به منزل آن حضرت رسيد، رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) را به همراه اصحابِ وى يافت، پس رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) بطرف او رفت و گريبان و حمايل شمشير او را گرفت و فرمود: اى عمر دست بر نمى دارى، ميخواهى خداوند همان رسوائى و عذابى را كه بر وليد بن مغيرة نازل كرد بر تو نازل كند. بزار و طبرانى و ابونعيم در كتاب «الحليه» و بيهقى در كتاب «دلائل» از اسلم نقل كرده اند كه: عمر به ما گفت: سخت ترين مردم بر رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) بودم، در روز نيمروز بسيار گرمى در يكى از راههاى مكّه ناگاه مردى مرا ديد و گفت: اى فرزند خطاب از تو تعجّب مى كنم، تو گمان مى كنى كسى هستى و من من مى كنى در حاليكه امر ]اسلام[ در خانه ات وارد شده است. جمله ى «تو گمان مى كنى كسى هستى و مَن مَن مى كنى»، كه توسط آن مرد به عمر گفته شد بر شدت تصميم و عمل عمر بر ضد پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و مسلمانان و افتخار كردن او بر چنين مخالفتى دلالت مى كند. عمر در زمان خلافت بر قساوت خود نسبت به رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)اعتراف كرده مى گويد: من شديدترين مردم بر رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)بودم.( تاريخ الخلفاء، سيوطى 110- 111 و بزار و طبرانى و ابونعيم در حليه و بيهقى در دلائل همين حديث را نقل كرده اند.) 2 )عمر با اين جمله فتوى به قتل كسانى را داد كه زير درخت ]بيعت[ رضوان نماز مى خوانند: آگاه باشد، از امروز نمى آورند برايم كسى را كه به چنين كارى برگردد مگر آنكه او را با شمشير بكشم همانطوريكه مرتد كشته مى شود، سپس دستور داد و درخت را قطع كردند.( شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد 1/59) اين درخت همان درختى بود كه مسلمانان زير آن با رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) بيعت كردند و بر دفاع از او و اهل بيت او عهد بستند! 3 )ابن قتيبه در كتاب خود ذكر مى كند كه: مردى به عمر گفت: نزديك شوم; من به تو حاجتى دارم؟ عمر گفت: نه مرد گفت: بنابراين مى روم و خداوند مرا از تو بى نياز مى كند و از آنجا فرار كرد. پس عمر به دنبال او رفت و لباس او را گرفت و گفت: چه حاجتى دارى؟ مرد گفت: مردم تو را مبغوض مى دارند، مردم تو را مبغوض مى دارند، مردم تو را نمى پسندند ـ سه مرتبه اين كلام را تكرار كرد ـ . عمر گفت: چرا، واى بر تو؟ مرد گفت: بخاطر زبان و عصاى تو.( الامامة و السياسة، ابن قتيبة 1/20) 4) ابن ابى الحديد مى گويد: در اخلاق و سخن گفتن عمر، جفا، بى حيائى، سنگدلى شديد، سختگيرى، خشونت برخورد و ترشروئى دائمى وجود داشت.( شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد 1/61، صحاح، جوهرى 5/2108) تازه اينها در مقابل ان هجوم به خانه دختر حضرت محمد ( ص ) خيلي كوچكند باشه اين دفعه بار خوشحال كردنت نمينويسم يا علي يا اميرالمؤمنين يا مولا المتقيان . يا امام الدين. يا عين الله. يا مولا المتقين يا امام المتّقين يا ولي الله يا خليفه الله يا حجه الله يا وصي رسول الله يا اسدالله يا حيدر کرار يا سيد عرب يا سيدالمسلمين يا ابو تراب يا فاروق الأمة يا صديق الاكبر و و و و نه پوزش همان بهتر است مثل سابق بنويسم چراكه بعضي از دزدان القاب بعضي از اين القاب را دزديده اند و بروي غاضبان امامت گذارده اند . و اينكه اين اسمي است كه الله سبحان تعالي براي ايشان انتخاب كرده اند . وقتيكه حضرت علي ( ص ) كه در داخل كعبه متولد شده بودند پيش اخرين وصي حضرت ابراهيم ( ع ) حضرت عمران بن عبدالمطلب ( ع ) جناب ابوطالب اوردند بعد از شكر الله سبحان و تعالي چنين فرمودند : يا رب هذا الغسق الدجى و القمر المبتلج المضىء بين لنا من حكمك المقضى ماذا ترى فى اسم ذا الصبى اى پروردگار صاحب شب تاريك و ماه نور دهنده از حكم مقضى خود براى ما آشكار كن كه اسم اين كودك را چه بگذاريم. بعد هاتفى ندا كرد: خصصتما بالولد الزكى و الطاهر المنتجب الرضى فاسمه من شامخ على على اشتق من العلى شما دو نفر (ابوطالب و فاطمه) اختصاص يافتيد بفرزند پاكيزه و برگزيده و پسنديده پس نام او على است و على از نام خداوند على الاعلى مشتق شده است. پس يا علي |
| 134 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 09 آذر 88
جناب آقاي عبد الغفار برو پيش آخوند سر کوچتون بگو بهت ياد بده چطوري جواب سوال رو ميدن ؟؟؟ در ضمن دعاي کافران مشرک نزد خدا ...... پس زياد به خودت فشار نيار |
| 135 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 09 آذر 88
جناب مجيد م علي واسه اين بچه ها حاشيه نرين درست و حسابي پي ام هاي من رو بخونين بعد جواب بدين چرا داري به خدا فشار مياري . حداقل به چيزي اين همه لقب بچسپون که من خودم قبولش نداشته باشم . من که اين القاب علي رو ميدونم . هدف من چيز ديگه ايست حاشيه بسه ديگه به خودتونم فشار نيارين واستون خوب نيست . يه وقت ديدي ..... لعنت خدا بر مشرکان . چون پست تر از مسيحيانند . در ضمن جناب عبد الغفار جواب سوال من رو ندادي تو هم که مثل دوستات حاشيه ميري . |
| 136 |
نام و نام خانوادگي: مجيد م علي -
تاريخ: 09 آذر 88
با سلام جناب mohamad كدام حاشيه اخوي ؟؟؟ كسي كه هدفي دارد بايد چشمشو باز كنه كوشش باز كنه با زبان خوش حرف بزنه نباشه . گفتي فشار يك نگاه به نظرات خودت بنداز خدا وكيلي ترا به اولي و دومي و اون سومي قسمت ميدم ببين كي بخودش فشار مياورد ؟؟ ميگي فشار نياوردي بيا برايت اثبات ميكنم : خودت گفتي : من که اين القاب علي رو ميدونم . اولاً بيتربيت نباش حضرت علي ( كرم الله وجهه ) حداقل . در ثاني اگر ايت القاب را براي حضرت علي ( ص) قبول داري پس چرا به اونهائي كه از اين القاب براي خودشان استفاده كردند تبري نميجوئي . مخصوصاً لقب امير المومنين . الصديق الاكبر , الفاروق . لعنت خداوند بر كافران. لعنت خداوند بر مشركان. و لعنت خداوند بر منافقين . و لعنت خداوند بر دشمنان حضرت محمد (ص ) و خانواده پاكش . يك حديث مهمان من باش تا فشارت را بياورد پائين : ابن عساكر از علماي اهل در تاريخ مدينه دمشق ، از ابن عباس نقل مى كند كه ميگفت : فتنه اي در پيش است ، هركس از شما با آن روبرو شد ، به دو چيز تمسّك جويد : كتاب خدا و على ابى طالب عليه السلام ؛ زيرا شنيدم كه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم در حالى كه دست علي عليه السلام را گرفته بود ، ميفرمود: « اين ( علي ) نخستين كسي است كه به من ايمان آورد و اوّل كسي است كه در روز قيامت با من مصافحه مى كند و او فاروق اين امّت است كه ميان حق و باطل جدايي مى افكند. او ( علي ) آقا و رييس و مولا مؤمنان است و مال پناه و دشمت ستمگران . او صديق اكبر بزرگترين راستگو و او درِ « مدينه علم » من است كه از آن مى توان به سوي من آمد و او خليفه و جانشين من بعد از من است . » تاريخ مدينه دمشق ج42 ص 42 و 43 يا علي |
| 137 |
نام و نام خانوادگي: momen abdullah -
تاريخ: 09 آذر 88
بسم الله الرحمان الرحيم جناب mohamad بنده نميدانم شما در چه محيطي و توسط کدام مربي رشد يافته اي و تربيت يافته اي. و همچنين نميدانم که در طول زندگي خود از چه کساني آزار و اذيت ديدهاي. فقط امري که واضح است اين است که شما اکنون قصد انتقام داري.و به تنها چيزي که ميانديشي مسخره کردن و استهزاء تشيع است. اين روش شما مصداق بارز اين آيه شريفه است: «الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَهُمْ لَهْوًا وَ لَعِبًا و غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا فالْيَوْمَ نَنْساهُمْ كَما نَسُوا لِقاءَ يَوْمِهِمْ هذا وَ ما كانُوا بِآياتِنا يَجْحَدُونَ» «همانان كه دين خود را سرگرمى و بازى پنداشتند، و زندگى دنيا مغرورشان كرد. پس همان گونه كه آنان ديدار امروز خود را از ياد بردند، و آيات ما را انكار مىكردند، ما [هم] امروز آنان را از ياد مىبريم.» حال انتخاب با شما است. يا به جک گويي و متلک گويي و سخنان غير علمي و غير قرآني و غير عقلاني ادامه ده و يا از خداي خود شرم کن و قبل از نوشتن انديشه کن. ********************************** جناب mohamad اين را بدان که شما اول شخصي نيستي که از در تمسخر بر شيعه وارد شده اي. سالها قبل از تو عمر از اين در وارد شد: «عمر مي گويد: در زمان نبي اکرم مردي بنام عبدالله كه ملقب به حمار (الاغ) بود، وجود داشت. او رسول الله را مي خنداند. آنحضرت او را بخاطر شراب خواري، حد زده بود. روزي، همين شخص را (بخاطر شراب خواري) نزد رسول خدا آوردند. پيامبراکرم دستور داد تا او را حَد بزنند. يکي از حاضران گفت: خدايا! او را لعنت کن. چقدر شراب مي خورد. نبي اکرمفرمود: «او را لعنت نکنيد. بخدا سو گند تا جاييکه من مي دانم او خدا و رسولش را دوست دارد»» (بخاري: كتاب حدود: باب زدن با شاخة درخت خرما وكفش) آيا يک عقل سليم قبول ميکند که جناب خاتم النبيين (صلي الله عليه و آله) چون در سلاطين در رکاب خود دلقک و منجيک داشته است؟ آيا عقل سليم قبول ميکند که ايشان مردم را از لعنت کردن يک نفر بازدارد و در عين حال از ملقب شدن و بيآبرويي او بواسطه لقبش (حمار) جلوگيري نکند؟ آيا ممکن است چنين شخص بيآبرويي را که دائم شراب ميخورد را خداوند چنان دوست بدارد که پيامبر براي او سوگند ياد کند؟ >>>>> آيا اين حديث جز براي تمسخر مقام بلند مرتبه خير البشر است؟ (نعوذ بالله) <<<<<< حال به اين حديث توجه کن: «عمر ميگويد: در سه مورد، نظر من با وحي پروردگار موافق گرديد: يكي اينكه گفتم: اي رسول خدا! چقدر خوب است كه در مقام ابراهيم نمازبخوانيم. خداوند اين آيه را نازل كرد: وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى دوم اينكه گفتم: اي رسول خدا! چقدر خوب بود كه شما همسران خود را دستور مي داديد تا حجاب نمايند. زيرا انسانهاي خوب و بد با آنان سخن ميگويند. آنگاه، آية حجاب نازل شد. سوم، زماني كه همه همسران رسول الله با وي درگير شدند، من به آنها گفتم: اگر رسول الله همة شما را طلاق دهد، خداوند متعال همسران بهتري از شما به او عنايت خواهد فرمود. آنگاه، آية معروفِ عَسَى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبَدِّلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِنْكُنَّ در اين باره نازل شد.»( کتاب نماز: باب آنچه در باره قبله آمده است) آيا يک انسان سليم النفس ميتواند قبول کند که غيرت عمر در مورد همسران رسول اکرم( صلي الله عليه و آله) بيشتر از خود ايشان بوده است؟ آيا خيرالبشر نعوذبالله در غيرتش نقصي بود که عمر قبل از <خدا> و قبل از <رسول> متوجه آن شد؟ >>>>>>>>>> آخر توهين و ياوه گويي و تمسخر شيعه تا کجا؟ <<<<<<<<<<< فحاشي هاي شما اهل عمر به تشيع حد و مرزي نميشناسد تا جايي که حتي حاضر هستيد براي توهين به تشيع به صنم خود نيز توهين کنيد: « ابوهريره مي گويد: روزي، نزد رسول الله نشسته بوديم كه فرمود: «خواب ديدم كه در بهشت هستم. در آنجا چشمم به زني افتاد كه كنار قصري، وضو مي گرفت. پرسيدم: اين قصر، مال چه كسي است؟ (فرشتگان) گفتند: از آنِ عمر است. بياد غيرت عمر افتادم. پس پشت كردم و رفتم». عمر با شنيدن اين سخنان، به گريه افتاد و گفت: اي رسول خدا! آيا در مورد تو هم به غيرت مي آيم؟! » (صحيح بخاري:كتاب آغاز آفرينش:باب(6): وصف بهشت و اينكه هم اكنون وجود دارد) واقعا معني اين حديث چيست؟ آيا اگر آن کاخ متعلق به شخص ديگري بود نعوذبالله پيامبر اکرم از در بيغيرتي وارد ميشد؟ معني جمله عمر چيست؟ آيا غيرت رسول و غير رسول ميشناسد؟ يعني واقعا عمري که به پيامبر توصيه ميکرد حجاب زنانش را تصحيح کند حال خود حاضر است که اجازه دهد پيامبر به تماشاي زنان او بيايد؟ >>>>> آيا بي غيرتي و بيشرفي و بيناموسي دشمنان شيعه حد و مرزي هم دارد؟؟ <<<< براستي آيا ممکن است عمري که به احکام الهي واقف نبود حاکم جهان اسلام باشد؟ « از عمر روايت است كه او يك سال قبل از شهادتش به مردم بصره، چنين نوشت: مجوسيهايي را كه با محارم خود، ازدواج كرده اند، از يكديگر جدا كنيد. بايد گفت: كه عمر از مجوس، جزيه نمي گرفت تا زماني كه عبد الرحمن بن عوف گواهي داد كه رسول الله از مجوس هجر، جزيه گرفت. (آنگاه عمر دستور داد تا از آنها جزيه بگيرند).»(صحيح بخاري:كتاب جهاد :صلح با ذمي ها) پس عمر تا يک سال مانده به پايان کارش احکام خدا را اشتباه اجرا ميکرده است؟؟؟؟؟ آنهم عمري که شما اعتقاد داريد که به او الهام ميشده است؟ «مي گويد: نبي اكرم فرمود: «در ميان بني اسرائيل كه قبل از شما مي زيسته اند، مرداني وجود داشت كه پيامبر نبودند ولي به آنها الهام مي شد. اگر در ميان امت من، يكي از آنها وجود داشته باشد، آن شخص، عمر خواهد بود» (صحيح بخاري:مناقب عمر) کجا بود الهام به عمر هنگامي که از او تفسير آيات را ميپرسيدند؟؟ اين غلو گويي ها براي کدامين منظور است؟؟ البته اين توهين ها و غلوگويي ها و گزافه گويي ها فقط محدود به عمر نميشود: «اشتكى رسول الله ثلاثة عشر يوما ، فكان إذا وجد خفة صلى ، وإذا ثقل صلى أبو بكر» ****************************** احاديث حيرت آور شما بس نبود ترجمه هاي شگفت انگيز نيز به آن افزوده شد: «او را نابغه لقب داده و فرموده: ((لم أر عبقرياً يفري فريه)) (من هيچ نابغه اي را نديده ام كه قدرت انجام دادن كارهاي او را داشته باشد).»؟؟؟؟؟!!!!!! اولا عبقريا به هيچ عنوان معني «نابغه» را نميدهد. عبقري به معني سيد و رئيس است. دوما اين چگونه رئيسي است که مرئوس عمر وعاص در واقعه ذات السلاسل ميشود؟؟؟ چگونه است که پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) اسامه جوان را بر او رئيس ميگرداند؟ سوما اصل اين حديث جعلي اين است: «وثبت في الصَّحيحين من حديث ابن عمر وأبي هريرة أنَّ رسول الله صلَّى الله عليه وسلَّم قال: ((بينا أنا نائم رأيتني على قليب فنزعت منها ما شاء الله ثمَّ أخذها ابن أبي قحافة فنزع منها ذنوباً أو ذنوبين وفي نزعه ضعف - والله يغفر له - ثمَّ أخذها ابن الخطَّاب فاستحالت غرباً فلم أر عبقرياً من النَّاس يفري فريه حتى ضرب النَّاس بطعن)» http://www.al-eman.com/Hadeeth/viewchp.asp?BID=12&CID=623 عجب!!!! توانايي عمر از ابوبکر و پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) نيز بيشتر ميشود!!! *************** در ادامه شما گفته ايد: «مردي خيرخواه و در اجراي عدالت و حق طلبي مشهور بوده است.» عجب!!! اين گفته شما در تعارض کامل با اين آيه شريفه است: «وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لِابْنِه وَ هُوَ يَعِظُهُ يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظيمٌ » طبق نص صريح قرآن شرک ظلم است حال چگونه عمر مشرک عدالت طلب و حق طلب بوده است؟؟؟ جناب mohamad عجب آنکه شما حتي براي عمر قبل از اسلام از واژه «حضرت» استفاده ميکنيد. آيا واقعا يک مشرک شراب خوار لايق اين کلمه بوده است؟ آيا واقعا انديشيده اي که اين متن شما دفاع از عمر است؟ متني که در آن شرک و کفر و شراب خواري و فساد عمر پيش از اسلام سخن گفته اي؟ راستي اين عمر «چهار شانه» چرا هيچگاه سواري کردن را به خوبي نياموخت؟ آيا ممکن است چنين شخصي بر حضرت اميرالمومنين علي (عليه السلام)برتري داشته باشد؟ ************** بعد از روزها تهديد به «شکستن پشت ما» متني را کپي و پيست کرده اي که خود بزرگترين گواه بر شخصيت فاسد عمر است. عليا ولي الله عليا حجة الله عليا وصي رسول الله |
| 138 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 10 آذر 88
بازم حاشيه رفتين اين نشانه کم آوردن است . و من ديگه کاري با اين مطلب ندارم / موفق باشيد و خدا هدايتتون کنه . وقتي مکه رفتين اونجا بيشتر بينديشيد . من ديگه پي ام نميدم چون خودمم نميدونم چي ميپرسم چي جواب ميگيرم . همش ميگين علي . عمر و.... من چي ميگم شما چي ميگين . |
| 139 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 10 آذر 88
بد نييست که اين همه ميگين صحابه اين و اونه آيه 100 از وره توبه رو خودتون برين و ترجمش رو بخونين . وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۚ ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿توبه آيه ١٠٠﴾ و پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار و کساني که با نيکوکاري از آنها پيروي ميکنند و..... ادمه اين ترجمه رو بد نيست يه بار هم قران رو بخونيد .... |
| 140 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 10 آذر 88
اشکال نداره واستون معني ميکنم وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۚ ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ و پيشگامان نخستين از مهاجران و انصار، و كسانى كه با نيكوكارى از آنان پيروى كردند، خدا از ايشان خشنود و آنان [نيز] از او خشنودند، و براى آنان باغهايى آماده كرده كه از زير [درختان] آن نهرها روان است. هميشه در آن جاودانهاند. اين است همان كاميابى بزرگ |
| 141 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 11 آذر 88
موفق و مويد باشيد . درود بر اسلام . درود بر خلفاي راشدين من هر چي ميگم باز ميام اول خط . هرف ديگه اي ندارم چون وقت ندارم به اين چرنديات بيش از اين گوش بدم . خدا به راه راست هدايتتون کنه . خدا همه مسلمين را به راه راست هدايت کنه . به اميد روزي که اسلام واقعي سراسر جهان را بگيرد . فقط اين رو بگم من اوليا رو با هم مقايسه نميکنم . و همه براي من يکسانند . اينم بدونيد . اسلام ريزه کاريهاي زيادي داره . لطفا ديگه هم شما مطالب قبليتون رو کپي پست نکنين واسه من چون من به هيچ کدوم توجهي ندارم . من ديگه به اين سايت هيچ وقت سر نميزنم . از خدا ميخوام که کمکتون کنه . والسلام |
| 142 |
نام و نام خانوادگي: متا -
تاريخ: 12 آذر 88
شماها همه حيوونيد که به خلفاي راشدين توهين ميکنيد اکر اين مزخرفات شمادرست باشه بس جرا رسول خدا داماد عمر است |
| 143 |
نام و نام خانوادگي: عبد الجبار!!! -
تاريخ: 17 آذر 88
علي داماد پيغمبر ............. براي فاطمه همسر براي شادي و غمها ............ علي از هر کسي بهتر سلام بر موحدان ........... و لعنت خدا بر مشرکان و کافران جناب (( متا )) که گفتي : شماها همه حيوونيد که به خلفاي راشدين توهين ميکنيد اکر اين مزخرفات شمادرست باشه بس جرا رسول خدا داماد عمر است جواب : اي که گفتي بر ابي بکر و عمر لعنت مکن ------------------------ زان که شايد حق تعالي کرده باشد رحمتش آنجه با آل نبي کردند گر بخشد خداي -------------------------------- هم ببخشايد ترا گر کرده باشي لعنتش بر قاتلان دخت گرامي رسول. سيده ي بتول. حضرت فاطمه ي مرضيه ( سلام الله عليها) ...... لعنت.لعنت لعنت. اگر حيوان به کسي ميگن که بر افراد قاتلي که به دختر رسول الله (ص) بي حرمتي کردند و کشتنش لعنت ميکنه. خيلي ببخشيدا پس تمامي ملائک به قول شما حيوانند که اين قاتلان ملعون را لعن ميکنند؟! بر غاصبان ولايت و خلافت بر حق حضرت مولا الموحدين. مولا المتقين. سيد الاوليا. اسد الله. عين الله. وجه الله. سر الله. يد الله.نور الله. سيف الله. صديق اکبر. فاروق اعظم. قسيم النار والجنه. قاعد الغر المحجلين. قالع کفار. شير دادار. حيدر کرار.( صلوات الله و سلامه عليه.)........لعنت. يا الله. |
| 144 |
نام و نام خانوادگي: مسلمان -
تاريخ: 23 آذر 88
و اعتصيمو به حبل الله جميعا و لا تفرقوا قرآن را خوب بخوانيد و عمل كنيد چون نه شيعه نه سني جايي در امت واحد ندارد واي بر هر دو گروه |
| 145 |
نام و نام خانوادگي: پيرو سنت رسول الله - يعني سوني -
تاريخ: 26 آذر 88
درود بر تو اي مسلمان ولي من بهت توصيه ميکنم نه به تو به همه مسلمانان کتابهايي که تو اين سايت هست رو دانلود کنيد تو گوگل سرچ کنيد کتاب هاي سايت عقيده |
| 146 |
نام و نام خانوادگي: پيرو سنت رسول الله - يعني سوني -
تاريخ: 26 آذر 88
اهل شيعه توجه کنن به جاي شبکه سلام شبکه نور رو نگاه کنيد بلکه يه کمي از راه کج به راه راست هدايت بشيد اين شبکه که افرادي دارن مديريتش ميکنن که نافشون رو اهل شيعه زده همش خرافه گويي و کفري بيش نيست . به قول معروف جم کنيد کازه کوزتون رو . بزاريد مردم عبادتشون رو بکنن . نه بت رو واسطه بين خودشون و خدا بکنن و ...... درود بر اهل سنت که خودشون رو به خدا اينقدر نزديک ميبينن که نيازي به شرک و واسطه ندارند و امامان و فرستاده هاي خدا رو فقط يه وسيله ميدونن نه واسطه .. درود بر مردم مکه . درود بر امت مسلمان سوني . لعنت بر مشرک و کافر و کساني که به اوليا تو هين ميکنن بريد قران بخونيد نه مفاتيح .... بدبخت هاي بي چاره .. شما کلام قمي رو از کلام خدا بيشتر مطالعه ميکنيد واسه همين انتظار زيادي ازتون نميره والسلام صدق الله العظيم |
| 147 |
نام و نام خانوادگي: مهدي. اسرين -
تاريخ: 02 دي 88
برادر ديني من عزيز دل .شما كه قرآن خدارو خوب ميخوني چرا اين حرفرو ميزني ..حتما متوجه مفاهيم قرآن نشدي چون اگه متوجه ميشدي به اينصورت حرف نميزدي ..... براي همگي تون متاستفم...................................... |
| 148 |
نام و نام خانوادگي: سيد کميل قبادي -
تاريخ: 10 دي 88
تمام آيات قرآن همين است به قرآن حرف يزدان اين جنين است به کوري دو چشم اهل سنت فقط مولا علي امير المومنين است عبادت بي ولايت حقه بزيست اساس مسجد ساختنش بتخانه سازيست چرا سني نمي خواهد بفهمد وضوي بي ولايت اب بازيست |
| 149 |
نام و نام خانوادگي: امير حسين -
تاريخ: 29 دي 88
خاک تو سر همتون, دنيا داره 4 نعل پيشرفت ميکنه شماها هنوز در بند خليفه و امام زمان و مکان موندين بازم خاک تو سر همتون خاک تو سر همتون خاک تو سر همتون خاک تو سر همتون |
| 150 |
نام و نام خانوادگي: ص.صالح -
تاريخ: 30 دي 88
با سلام به آقاي امير حسين اينو بدون اگه امام زمان(عج)نباشه نميتوني 4نعل پيشرفت كني بلكه 4نعل ميان رو سر تو رژه ميرن تا بفهمي دنيا دست كيه اومدي نشستي و بعد با خودت گفتي بذار منم يه حرفي بگم فكر كردي اين حرفا يعني اينكه شما خيلي در حال پيشرفت و به روز شدني نه بابا شما خيلي از دنياپرتي بهت توصيه ميكنم يكم مطالعه كني بعد اظهار وجود كني ياعلي |
| |||||||||||||