![]() | ||
![]() ![]() |
مقالات | سخنراني ها | موبايل | آثار منتشره | محصولات نرم افزاري | نظرات | طرح پرسش | پاسخ ها | English |
| فهرست نظرات |
| 1 |
نام و نام خانوادگي: خادم المهدي -
تاريخ: 09 خرداد 87
سلام بر شما : در حديث متواتر در نزد اهل سنت و شيعه آمده است : اني تارك فيكم ثقلين ... كتاب الله و عترتي و در حديث جعلي اهل سنت هم آمده است : كتاب و سنتي در هر دو حديث : كتاب الله ، موجود است . آيا مي شود كه تمسك به قرآني مورد دستور پيامبر باشد كه هنوز جمع نشده ؟؟؟؟ و هنوز تكه تكه در دست اصحاب است ؟!؟!!؟؟! يا علي |
| 2 |
نام و نام خانوادگي: محسن -
تاريخ: 13 مرداد 87
ويرايش سخن خادم المهدي! « مگر مي شود که تمسک به عترتي مورد دستور پيامبر باشد که هنوز جمع نشده؟؟؟؟ سه چار تايي موجود است چندتايي در سه قرن آتي خواهد آمد يکي هم تا قيامت گم و گور است و مردم را سرگردان کرده ؟!؟!؟؟» |
| 3 |
نام و نام خانوادگي: امير -
تاريخ: 15 شهريور 87
آقا محسن همه ي ائمه نور واحد بودند. در هر زماني وجود يکي از آنها کافي است. |
| 4 |
نام و نام خانوادگي: سعيد -
تاريخ: 23 مهر 87
با تشکر از مطالب زيباي شما |
| 5 |
نام و نام خانوادگي: يوسف -
تاريخ: 26 اسفند 87
اگر قران در زمان حضرت رسول اکرم (ص) جمع اوري نشده باشد چرا عمر ؟؟؟؟ هنگام وفات ان حضرت گفت: ... کتاب خدا براي ما کافي است ؟ |
| 6 |
نام و نام خانوادگي: يوسف -
تاريخ: 29 اسفند 87
محسن برات متاسفم. لابد خدا همه ي پيامبران را هم همزمان با هم بايد ميفرستاده و اشتباه کرده است (نعوذ بالله) |
| 7 |
نام و نام خانوادگي: م-د -
تاريخ: 01 فروردين 88
باسمه تعالي سلام عليكم احتراما باعنايت به متن نوشته اينچنين فهميده ودريافت ميشودكه " موقوفي بودن آيات قرآن كريم " رانيز كاملا موردتائيدقرارداده ايد. جواب نظر: با سلام اگر منظور شما اين است كه محل تمامي آيات به دستور رسول خدا (ص) بوده است ، آري چنين است و شيعه چنين اعتقادي دارد . موفق باشيد گروه پاسخ به شبهات |
| 8 |
نام و نام خانوادگي: تتبيتت -
تاريخ: 14 خرداد 88
اگر قرآن را مطالعه كني مشخص مي شود كه از نظم خاصي پيروي نمي كند و خواندن آن خسته كننده است و شخص بعد از اينكه چند آيه را خواند از خواندن آن خسته مي شود. به نظر من نظريه جمع آوري قرآن درست است و به احتمال زياد در دوره عثمان جمع آوري شده است. جواب نظر: !!! يعني براي اينكه ثابت كنيد عثمان قرآن را جمع آوري كرده است ، خود قرآن را هم زير سوال مي بريد !!! به عكس براي كسي كه معاني قرآن را درك كند ، قرآن هر لحظه جاذبه بيشتري ايجاد مي كند . گروه پاسخ به شبهات |
| 9 |
نام و نام خانوادگي: ح صفايي -
تاريخ: 05 مهر 88
بسيار عالي بود ممنونم |
| 10 |
نام و نام خانوادگي: رقيه -
تاريخ: 25 مهر 88
قرآن را بخوانيد مانند يک کتاب معمولي است اينقدر بزرگش نکنيد شما حافظ را ميتوانيد تفسير کنيد گلستان و....................... |
| 11 |
نام و نام خانوادگي: momen abdullah -
تاريخ: 25 مهر 88
سرکار خانم رقيه لطفا يک آيه مانند اين: «أو لمْ ير الذينَ كفروا أنَّ السماواتِ وَ الأرض كانتا رتقًا ففتقناهما و جعلنا من الماءِ كلَّ شيءٍ حيٍ أفلا يؤمنون» «آيا كسانى كه كفر ورزيدند ندانستند كه آسمانها و زمين هر دو به هم پيوسته بودند، و ما آن دو را از هم جدا ساختيم، و هر چيز زندهاى را از آب پديد آورديم؟ آيا [باز هم] ايمان نمىآورند؟» در هر کتابي به غير از قرآن که مايل هستيد به من نشان دهيد. بي ناموس هستم اگر از دين اسلام برنگردم. يا علي |
| 12 |
نام و نام خانوادگي: مريم -
تاريخ: 28 آذر 88
خيلي ممنون,از مطلباتئن تو دانشگا لكچر دادم,استاد حال كرد و نمره داد,بازم ممنوننننننن............... |
| 13 |
نام و نام خانوادگي: عليرضا رسولي پور -
تاريخ: 15 دي 88
سلام و خسته نباشيد در مورد اين كه فرموديد كتاب به صفحات جمع آوري شده اطلاق مي شود سوالي براي من ايجاد مي شود كه در بعضي آيات قرآن براي اشاره به خود قرآن از واژه ي كتاب استفاده شده در صورتيكه هنوز قرآن كاملا نازل نشده بود كه جمع آوري شود البته نزول تدريجي و نزول كامل آن بحث ديگريست فكر مي كنم كلمه كتاب را نمي توان دليلي بر جمع آوري شدن آن در زمان پيامبر صلي الله عليه و آله دانست لطفا بيشتر توضيح دهيد با تشكر از زحمات شما جواب نظر: با سلام دوست گرامي ما ادعا نكرديم كه قرآن در همان ابتداي بعثت به صورت كامل جمع شده است ! كتاب ممكن است كامل باشد و ممكن است ناقص و در حال جمع آوري ! اما همين اطلاق لفظ كتاب دلالت بر اين دارد كه آيات در زمان رسول خدا (ص)در حال جمع اوري بوده است . موفق باشيد گروه پاسخ به شبهات |
| 14 |
نام و نام خانوادگي: عليرضا رسولي پور -
تاريخ: 15 دي 88
سلام و خسته نباشيد در قسمت 2 دلايل جمع آوري قرآن در زمان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم (زير حديث ثقلين ) اينگونه نوشته ايد : طبق آنچه که از عرف عرب به دست مي آيد ، کتاب به نوشته اي گفته مي شود که خصوصيت معيني داشته باشد ؛ پس بر آنچه مردم در سينه هاي خود حفظ داشتند کتاب گفته نمي شود ؛ اما رسول خدا در روايت خويش به چيزي اشاره مي کنند که مي توان به آن گفت که اين کتابي است که براي امتش باقي گذارده است.... و لازمه اين روايت ، مکتوب بودن تمام قرآن در زمان ابلاغ اين روايت بوده است. با اين استدلال سوال من اينست كه : كلمه (( كتاب )) كه بسيار زياد هم در قرآن تكرار شده با تعريف بالا همخواني دارد يا نه ؟ جواب نظر: با سلام دوست گرامي با توجه به دو نكته استدلال فوق صحيح است : 1- آنچه پيامبر (ص)براي مردم باقي گذاشت همين قرآن كنوني است و نه كمتر و نه بيشتر 2- در آن زمان رسول خدا فرمودند كه من اين كتاب را (كه قبلا گفته شد به معني نوشته شده و جمع آوري شده است) در ميان شما باقي مي گذارم . پس در واقع قرآن به صورت كامل در زمان رسول خدا (ص) مكتوب شده و جمع آوري شده است . موفق باشيد گروه پاسخ به شبهات |
| 15 |
نام و نام خانوادگي: آرمان آريا -
تاريخ: 21 دي 88
اسلام گرايان گرامي ! يعني شما آگاه نيستيد که در زمان محمد زبان عربي تنها يک زبان محاوره اي قوي بدون قواعد مشخص دستوري با يک خط بسيار ابتدائي بود ؟ يعني شما آگاه نيستيد در اين خط که به ندرت هم مورد استفاده قرار مي گرفت تمام حروف نقطه دار مشابه مانند ب ت ث ويا ج ح خ ويا د ذ ..... همگي بدون نقطه نوشته ميشدند ؟ يعني شما آگاه نيستيد که دليل اصلي اختلاف در قرائات قران از همين جا شروع شده؟ بايد توجه داشت که بعد ها هم براي تدوين دستور زبان عربي مهمترين سندي که بسيار هم مورد استفاده قرار گرفت همين قران بود، به همين دليل براي بررسي مطالب قران نمي توان به قواعد زبان عربي استناد کرد. يکي از لغاتي که قبلا در زبان عربي به معني امروز نبود لغت " کتاب " است. فعل "کتب" معني "مقرر شدن" را داشت (در بسياري از آيات قران هم از آن استفاده شده). لفظ "کتاب" معني مجموعه اي از دستورات و مقررات را داشته. کتاب الله هم يعني مجموعه دستورات و قوانين الله. قران هيچگاه توسط محمد تنظيم نشد و به علت پراکنده گوئي در مدت 23 سال ترتيب خاصي هم بر آن متصور نبود تا اينکه در زمان خليفه اول (بررسي علل مستلزم فرصت بيشتري است ) مسلمين به فکر گرد آوري قران افتادند که در نهايت در زمان خليفه سوم اين کار عملي شد و کتاب الله مصحف شد و لغت کتاب معني عام به خود گرفت. جواب نظر: به نام خدا برادر عزير مطالب ياد شده را دوباره مطالعه كنيد و آن چه را از كتب معتبر اهل سنت نقل كرده ايم به دقت ملاحظه كنيد شايد پرده تعصب كنار رفته و حقيقت را آن گونه اي كه هست ببينيد. گروه پاسخ به شبهات |
| 16 |
نام و نام خانوادگي: momen abdullah -
تاريخ: 29 دي 88
جناب آرمان آريا حقيقت اسلام و قرآن چنان درخشنده و تابناک است که از هرجهتي که به آن بنگريد جز نورانيت و عظمت نخواهيد ديد. «يعني شما آگاه نيستيد که دليل اصلي اختلاف در قرائات قران از همين جا شروع شده؟» نخير. شما دروغ ميگوئيد. در کل طول تاريخ به جز چند مورد انگشت شمار کسي در قرائت قرآن به اين دليل اختلاف نکرده است. که به معجزه الهي اثري از اين اختلافات نمانده است. ***** اتفاقا اين خود يکي از بزرگترين دلايل معجزه بودن قرآن است که با وجود چنين نقص عظيمي در نگاشتن اين چنين سالم و بدون اختلاف به دست ما رسيده است ****** «بايد توجه داشت که بعد ها هم براي تدوين دستور زبان عربي مهمترين سندي که بسيار هم مورد استفاده قرار گرفت همين قران بود، به همين دليل براي بررسي مطالب قران نمي توان به قواعد زبان عربي استناد کرد.» دروغ ميگوييد. اولا اشعار و نامه ها و نوشته اي زيادي از دوران جاهليت موجود است که قواعد زبان عربي آن منطبق با قرآن است. دوما حتي اگر خود قرآن منبع کل گرامر عربي باشد باز خود نشان گر عظمت قرآن مجيد است که چگونه از ابتدا تا انتهاي آن دچار تعارض گرامري نشده است. سوما آيا در قرآن کريم فعل و يا قاعدهاي ذکر شد که متضاد لغت عربي آن زمان بود؟ آيا قرآن افعال جديد ساخت؟ چرا ما حتي يک نمونه از تعجب کافرين از يک فعل نو در قرآن مجيد نداريم؟ ******** «فعل "کتب" معني "مقرر شدن" را داشت (در بسياري از آيات قران هم از آن استفاده شده)» چرت و پرت مطلق: فعل کتب از همان ابتدا به معني نگاشتن بود. معني مجازي آن ميتواند مقرر کردن يک سري قوانين باشد. ******** «قران هيچگاه توسط محمد تنظيم نشد و به علت پراکنده گوئي در مدت 23 سال ترتيب خاصي هم بر آن متصور نبود » بله. بلکه توسط خداوند تنظيم شد. واضح است که هيچ گاه بشر توان انجام آن را ندارد. ********* «تا اينکه در زمان خليفه اول (بررسي علل مستلزم فرصت بيشتري است ) مسلمين به فکر گرد آوري قران افتادند » دروغ است و چرت و پرت. چرا که به گواهي تاريخ خود غاصب دوم شانزده سال وفت صرف حفظ سوره مبارکه بقره کرد. *************** در نهايت جناب آرمان خود قرآن جواب بسيار خوبي براي شما کافرين دارد: «و إِن كنتم في ريبٍ مما نزَّلْنا علي عبدنا فأْتُوا بِسُورةٍ من مثله و ادعوا شهداءكم من دون اللّهِ إِن كنتم صادقين» در پايان بنده هم يک سوال از شما داشتم: دين شما چيست؟ يهودي؟ آگنوستيک؟ زرتشتي؟ ايتئيست؟ يا علي |
| 17 |
نام و نام خانوادگي: محمد جوادسعيدي -
تاريخ: 03 ارديبهشت 89
خيلي خوب |
| 18 |
نام و نام خانوادگي: علي ناصري -
تاريخ: 29 ارديبهشت 89
چرا تا يک نظر مخالف معلمين شيعه ايراني داده ميشود همه جبهه ميگيرند؟ نحوه ٔ جمع آوري قرآن، ترتيب آيات، اينکه چرا تعدادي کلمه به عنوان يک آيه در نظر گرفته شده است و اين که چرا مجموعه اي از آيات و کلمات يک سوره است تماماً محل شک و ترديد است. چطور ميتوان اثبات کرد ۱۰۰٪ اين جمع آوري درست بوده(هيچکس آنزمان حضور نداشته). نکته همين است که خداوند نگران نيست که کلماتش ۱۰۰٪ درست به دست ما برسد، اگر اينطور بود همان زمان پيامبر معجزه ميشد و تمام وحي به صورت يک کتاب معجزه آميز جلو نظر مردم و چه بسا نه يکبار بلکه چندين بار در سالهاي مختلف از آسمان فرود ميآمد يا اين کار با يک معجزهٔ بزرگ ديگر مثل باز شدن رود نيل هم همراه ميشد تا گواه ۱۰۰٪ باشد. همچنانکه نگران نيست الزاماً پيامبري براي هدايت تمام مردم دنيا بيايد. مثلاً مردم سرخپوست بومي آمريکا در چند هزار سال قبل که پيامبر نداشتند و اصلاً پيام پيامبران خاورميانه را نشنيده بودند، آيا خدا آنها را دوست نداشت و تفاوت قائل شد؟ اين مطلب در قرآن هم هست که صحبت از گذشتگاني ميکند که پيامي از وحي نداشتند و حکمشان با خدا است. اشکال ما انسانها اينست که با عقل ناقص خود داريم يک موجود ناشناختهٔ قدرتمند به نام خدا را تفسير ميکنيم و ميگوئيم بايد چنين کند و چنان اگر نه غلط است. بايد قرآن ۱۰۰٪ درست باشد اگر نه غلط است! از کجا ميداني غلط است؟ تو خداوند رانميشناسي، خدا ممکن است برنامه ها و اهداف ديگري براي بشر داشته باشد، بطوريکه اگر ۹۰٪ قرآن هم درست باشد اين منظور حاصل شده است. مثلاً در اثبات معاد ميگويند خدا بايد عدالت را رعايت کند، مثلاً کسي که چندين قتل کرده بايد معاد باشد که مجازات ببيند. چرا خداوند بايد عدالت را که به نظر انسان صحيح است الزاماً بايد رعايت کند. عقل و درک ما از جهان هستي و رموز آن محدود است ، خداوند موجود پيچيده ائي است که بشر هرگز حتي بعد از مرگ خود هم نميتواند او را درک کند. چرا بايد چنين کند و چنان نکند! او به ما راز و اسرار اين اتفاقات را نشان خواهد داد. من ميخواستم بگم عدالت دليل معاد نمي شود. البته من مخالف مجازات قاتل نيستم و معتقدم قصاص بايد رعايت شود، هدف من جنگ عقلي است، من ميخواه بگم که تمام استدلالات معلمين شيعه غلط و يک نوع اعتقاد هستند که ريشه در احساس آنها دارد نه واقعيت محض. (حتي در اثبات ۱۰۰٪ خداوند هم جاي اشکال هست، انسان موجودي محدود است که هرگز خدا را اثبات شده نخواهد يافت،خدا تنها در حيطهٔ خرد محض جاي دارد ولي آيا علاوه بر عقل با آنچه ما تجربه ميکنيم سازگار است؟ پس چطور ۱۰۰٪ درک ميشود؟ چه برسد به قرآن) آوردن توجيهات خصوصاً توسط معلمين شيعه اهداف ارضاي غرور و گرفتن احترام مردم، ديکتاتوري، خشم، پول و سياسي را دنبال ميکند. نمونه اش اکثر توجيه کنندگان که نميشه با اونها حرف زد، بسکه اعصابشان دربً و داغون است و هيشه بحث با آنها به جنجال و دعوا ميکشه. پيام کلي کتاب قرآن مهم است، وجود روز قيامت، وجود نيروي عظيمي به نام خدا که فرمانده و پادشاه آسمانها و زمين است و وجود گناهان و سعي در اجتباب از آنها که باعث گرفتن پاداش ميشود. موجودي که همتائي ندارد و هرگز ديده نشده است. خوشبخت کسي است که با دلي پاک روي به درگاه خدا کند و از روي ترس و اميد او را بخواند. اين ها همه يک مقدار زيادي حسي هستند و با عقل محض اثبات نميشوند. اگر اينطور بود مردم همه هدايت ميشدند چون به غلط بودن کار هايشان به صورت ۱۰۰٪ عقلي پي ميبردن. هدف همين است که اين امور پوشيده باشند و اسرار بعد از مرگ آشکار شود. اين حکمت خداست که دليلي ما نميتوانيم بياوريم همچانکه براي آفرينش هم نمي توانيم دليلي بياوريم. |
| 19 |
نام و نام خانوادگي: momen abdullah -
تاريخ: 30 ارديبهشت 89
جناب ناصري «چرا تا يک نظر مخالف معلمين شيعه ايراني داده ميشود همه جبهه ميگيرند؟» چون «همه» تجربه بدي از مخالفين اسلام همانند کشتارهاي خالد و تيمور و استالين زن يهودي دارند. عقلا بر ما واجب است که مقابل دشمنان اسلام بايستيم تا کشتارهاي ميليوني مخالفين اسلام تکرار نشود ********** «تماماً محل شک و ترديد است» بنده در شک و ترديد شما «شک» دارم. آيا شما در «شک» بنده در «شک» شما «شک» نداريد؟ ********* «يک کتاب معجزه آميز جلو نظر مردم و چه بسا نه يکبار بلکه چندين بار در سالهاي مختلف از آسمان فرود ميآمد» اولا))) الواح موسي (عليه السلام) کجاست؟؟؟ دوما))) در «نظر» کدام مردم؟؟؟ آيا شما عقلتان نميرسد که در آن صورت «فقط» يکبار معجزه بود؟؟؟؟ آيا در آن صورت مردمان هر عصر نبايد تقاضاي تجديد معجزه «نزول» را ميکردند؟؟؟ سوما)) کدام معجزه عظيم تري است؟؟؟ حفظ اطلاعات بر الواح سنگي غير قابل تخريب و يا حفظ اطلاعات به صورت شناور؟؟ ********** «همچنانکه نگران نيست الزاماً پيامبري براي هدايت تمام مردم دنيا بيايد. مثلاً مردم سرخپوست بومي آمريکا در چند هزار سال قبل که پيامبر نداشتند و اصلاً پيام پيامبران خاورميانه را نشنيده بودند، آيا خدا آنها را دوست نداشت و تفاوت قائل شد؟» آيا شما مطمئن هستيد که آنها پيام پيامبران خاورميانه را نشنيدهاند؟؟؟؟ از کجا چنين مطمئن هستيد؟؟ آيا شما به نوشته ها و جملات سرخپوستان واقف هستيد؟؟؟ اينهمه اسراري که در متون باقي مانده آنها است را شما دانا هستيد؟؟ «...چون خطبه را به پايان رساند، مردم مضطرب شدند و سخنان گوناگونى در مورد آن جناب گفتند: بعضى از آنها را، خداوند ايمان و يقين افزود و بعضى را كفر و طغيان . عمار گفت : ابر، ما را در هوا به پرواز در آورد تا اين كه پس از مدت اندكى بر شهر بزرگى مشرف شديم ، شهر بزرگى كه اطراف آن را درختان و رودخانه ها احاطه كرده بود. ابر در آن جا پايين آمد و ما (خودمان را) در شهر بزرگى يافتيم كه مردم آن به زبان غير عربى سخن مى گفتند. پس اطراف اميرالمؤ منين (ع ) جمع شدند و به او پناه آوردند. حضرت آنان را پند داد و به زبان و لغت خود آنان اندرزشان داد. سپس فرمود: اى عمار سوار شو. آن چه فرمود، اطاعت كردم و به مسجد جامع كوفه رسيديم . سپس فرمود: اى عمار آيا شهرى را كه در آن بودى مى شناسى ؟ گفتم : خدا و رسولش و ولى او داناترند. فرمود: ما در جزيره هفتم چين بوديم . همان طور كه ديدى ، خطبه خواندم . همانا خداوند و رسولش را به سوى همه مردم فرستاد و بر پيامبر است كه مردم را دعوت كند و مؤ منان آن ها را به صراط مستقيم راهنمايى نمايد. به خاطر آن (نعمتى ) كه تو را به آن سزاور نمودم ، شكرگزارى كن و از نااهلان پنهان دار. به راستى كه براى خداوند در ميان خلقش الطاف پنهانى دارد كه آن را جز او و پيامبر برگزيده اش كس ديگرى نميداند.» ******************************* «کال ما انسانها اينست که با عقل ناقص خود داريم يک موجود ناشناخته قدرتمند به نام خدا را تفسير ميکنيم » ما از اين کارها نميکنيم. عمري ها و يهودي ها خيلي علاقه به اين اعمال باطل دارند. ولي حساب ما از آنها جدا است، انشاالله. ******************************* «من ميخواستم بگم عدالت دليل معاد نمي شود.» بله. مسلم است. عدالت «شما» دليل معاد نميشود. چنانچه علم شما به وجود خود دليل وجود شما نميشود!!! ولي آن عدالتي که خداوند به ما آموزش و الهام کرد دليل بسيار خوبي براي معاد است، چرا که عادل، عدالت را براي ما روشن کرد و از ما خواست که به سمت آن رويم. آنان که عدالت را نپسنديدند ظلم بر خود را پسنديدند. ************* «استدلالات معلمين شيعه غلط و يک نوع اعتقاد هستند که ريشه در احساس آنها دارد نه واقعيت محض. (حتي در اثبات خداوند هم جاي اشکال هست، انسان موجودي محدود است که هرگز خدا را اثبات شده نخواهد يافت،» اون معلمي که خدا را براي شما اثبات ميکرد معلم نبود، انگلي بود به نام کاهن معبد دولت پرستي. اون خدايي هم که اثبات ميشود بدرد بازي در نقش فيلم هاي پورنو ميخورد. البته اگر ريشش را بزند!! ********************* «آوردن توجيهات خصوصاً توسط معلمين شيعه اهداف ارضاي غرور و گرفتن احترام مردم، ديکتاتوري، خشم، پول و سياسي را دنبال ميکند. نمونه اش اکثر توجيه کنندگان که نميشه با اونها حرف زد، بسکه اعصابشان دربً و داغون است و هيشه بحث با آنها به جنجال و دعوا ميکشه.» معلمين شيعه به چه کسي؟؟ معلمين شيعه به مامون زمان يا معلمين شيعه به حضرت اميرالمومنين علي (عليه السلام)؟؟؟ ما يک معلم شيعه ميشناختيم که او را هم از کردستان آمدند تيرش زدند و رفتند. ************** و اما سخن آخر شما «وجود نيروي عظيمي به نام خدا» اولا)) بنده دقيقا نميدانم پدر شما يا کارمند بانک بوده است و يا شغلش خرد کردن آرواره جوانان شيعه در پادگان و يا چيز ديگري. فقط همين را ميدانم که بدجوري لعن و نفرين پشت سرش بوده است. دوما)) اون خدايي که نيرو هست را لطفا هر چه سريعتر به بيمارستان بهروز معرفي نماييد. ويا لطفا با آتش نشاني تماس بگيريد و گزارش دهيد تا بيايند و بگيرندش قبل از آنکه به کسي صدمهاي بزند و يا دست کسي را گاز بگيرد. فقط اميدوار هستم «اون خدايي که نيرو هست»، هار نباشد!!!! راستي بنده دفعه آخري که اون «خدايي که نيرو» هست را ديدم کنار هتل شرايتون ايستاده بود و لباس زنانه هم تنش بود!!! يا علي |
| |||||||||||||