![]() | ||
![]() ![]() |
مقالات | سخنراني ها | موبايل | آثار منتشره | محصولات نرم افزاري | نظرات | طرح پرسش | پاسخ ها | English (New) |
| فهرست نظرات |
| 41 |
نام و نام خانوادگي: عليرضا ن -
تاريخ: 12 دي 91 - 13:20:03
با سلام گروه پاسخ به شبهات، به اين سوالاتي که چندين بار ارسال شد، احتياج دارم . دوباره مي فرستم: 1)ملاک تعيين مکي و مدني بودن ايات و سور قران چيست؟ ايا در تقسيم قران به مکي و مدني بودن ، معيار زماني مطرح است يا اينکه معيار مکاني و خطابي نيز مطرح است؟ و اينکه اجماع امت اسلام بر چيست؟ و همچنين اگر سوره اي مدني باشد ، امکان دارد اياتي از ان در مکه نازل شده باشد، و در صورت نازل شدن ايا ايه مکي مي شود يا مدني؟ و در اخر اينکه علائم شناخت سوره هاي مدني و مکي چيست؟ 2) در سوره نسا ايه 15خداوند مي فرمايد که : ( وَ الَّتـى يـَأْتـِيـنَ الْفـَحـِشـةَ مـِن نِّسـائكـمْ فـَاسـتَشهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِّنكمْ فَإِن شهِدُوا فَأَمْسِكُوهُنَّ فى الْبُيُوتِ حَتى يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْت أَوْ يجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سبِيلاً=و كـسـانـى از زنان شما كه مرتكب زنا شوند، چهار نفر از مسلمانان را بعنوان شاهد بـر آنـهـا بطلبيد! اگر گواهى دادند، آنان ( زنان ) را در خانه ها(ى خود) نگاه داريد تا مرگشان فرا رسد؛ يا اينكه خداوند، راهى براى آنها قرار دهد). و در سوره نور ايه2 مي فرمايد:(الزَّانِيَةُ وَ الزَّانى فَاجْلِدُوا كلَّ وَحِدٍ مِّنهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَ لا تَأْخُذْكم بهِمَا رَأْفَةٌ فى دِينِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الاَخِرِ وَ لْيَشهَدْ عَذَابهُمَا طائفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ=زن و مرد زناكار را هر يك ، صد تازيانه بزنيد، و هرگز در دين خدا رافت (و محبت كاذب ) شما را نگيرد اگر به خدا و روز جزا ايمان داريد، و بايد گروهى از مؤ منان مجازات آنها را مشاهده كنند). گروه پاسخ به شبهات، با توجه به اينکه طبق ايه15سوره نسا لازم بود که زن زنا کار در خانه حبس شود. و انگاه خداوند در ايه 2سوره نور اين حکم در سوره نسا را نسخ نمود. ايا اين حکم نيز نسخ شده است يا نه؟ همچنين ديگر حکم رجم براي چيست، با توجه به اينکه حکم رجم در تورات محرف نيز امده است؟ 3) مقصود از (اسماعيل صادق الوعد) در ايه ( وَ اذْكُرْ فى الْكِتَبِ إِسمَعِيلَ إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ كانَ رَسولاً نَّبِيًّا) چه کسي است، ايا پيامبري غير از اسماعيل فرزند حضرت ابراهيم است يا نه؟ من به تفسير نمونه مراجعه نمودم و حضرت ايت الله مکارم شيرازي ايشان را اسماعيل فرزند حضرت ابراهيم دانسته اند. و مرحوم علامه طباطبائي ، اسمعيل صادق الوعد را اسماعيل بن حزقيل دانسته اند. گروه پاسخ به شبهات، با توجه به اينکه از ايه41 تا49سوره مريم از حضرت ابراهيم گفتگو شده است، انگاه در ايه49 چنين امده است:( فَلَمَّا اعْتزَلهَُمْ وَ مَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسحَقَ وَ يَعْقُوب وَُكلاً جَعَلْنَا نَبِيًّا)، انگاه در سه ايه بعد، از حضرات موسي و هارون گفتگو مي شود، سپس در ايه54 نام اسماعيل صادق الوعد برده شده است. بر اين اسا اگر مقصود از اين پيامبر همان حضرت اسماعيل فرزند حضرت ابراهيم باشد، مي بايست در همان رديف حضرات اسحاق و يعقوب از او سخن به ميان مي امد. چنانکه در ايه 39سوره ابراهيم از اسماعيل و اسحاق در کنار يکديگر ياد شده است.(الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِى وَهَب لى عَلى الْكِبرِ إِسمَعِيلَ وَ إِسحَقَ إِنَّ رَبى لَسمِيعُ الدُّعَاءِ). و از طرف ديگر يادکرد اسماعيل صادق الوعد پس از حضرات موسي و هارون، نشانگر ان است که اسماعيل مورد بحث از پيامبران بني اسرائيل بوده است، نه اسماعيل فرزند ابراهيم. تفسير کداميک از اين دو مفسر بزرگ جهان تشيع درست است؟ جواب نظر: باسلام
دوست گرامي لطفاً سؤالات تفسيري خود را از راههاي كه قبلاً به شما پيشنهاد شده مطرح كنيد.
1. ملاك مكي يا مدني بودن سور و آيات:
هرآيه اي كه قبل از هجرت پيامبر ص از مكه به مدينه , نازل شده , مكي است , اعم از اين كه در خود مكه يا اطراف آن ويا هنگام هجرت و قبل از رسيدن به مدينه نازل شده باشد. هر آيه اي كه بعد از هجرت نازل شده , مدني است , اعم ازاين كه در خود مدينه نازل شده باشد يا در خارج از آن , مثل آياتي كه در صلح حديبيه و سال فتح مكه يا در جنگ هاو برخي سفرها مثل حجة الوداع نازل شده است.
دو تفاوت مهم بين سوره هاى مكّى و مدنى وجود دارد كه به آن اشاره مى كنيم:
1. تفاوت محتوايى سوره هاى مكّى غالباً درباره مبدأ، معاد، توحيد، خداشناسى، صفات خدا، قيامت، بهشت، جهنّم، عالم برزخ و مانند آن سخن مى گويد. و به تعبير ديگر به اصلاح اعتقادات مسلمانان پرداخته و اين كار مقتضاى عقل و حكمت و قاعده لطف است. زيرا دوران پيامبرى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در مكّه، دوره سازندگى زيربناهاى اعتقادى است. بدين جهت طبق روايتى تمام تلاش آن حضرت در مدت ده سال مكّه تبليغ شعار لا اله الا اللَّه بود. همه زحمتها، شكنجه ها، محروميّت ها، محاصره ها، سرزنش ها، تهمت ها و تحمّل ساير مشكلات براى جا انداختن اين شعار اساسى وبنيادى بود. امّا سورههاى مدنى چنين هدفى را پى نمى گيرد، بلكه به مسائل اجتماعى، اخلاقى، احكام، آداب، جنگ و صلح، فروع دين و امورى كه مربوط به تشكيل حكومت اسلامى است، مى پردازد. 2. تفاوت شكلى آهنگ و چينش سوره هاى مكّى كوتاه و كوبنده است. يعنى آيات آن كوتاه و لحن آيات داغ و كوبنده است، برخلاف سوره هاى مدنى كه آياتش طولانى ولحن آيات آن ملايمتر است؛ و اين يكى از ابعاد فصاحت وبلاغت قرآن مجيد به شمار مىرود. به تعبير ديگر، خداوند متعال آيات را به تناسب اوضاع و شرايط نازل كرد؛ در مكّه كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله با مشركان و دشمنان اسلام درگيرى و برخورد بيشترى داشت، آيات كوبنده و كوتاه نازل مى شد، ولى در مدينه كه بيشترين برخورد پيامبر صلى الله عليه و آله با مسلمانان بود لحن آيات تغيير كرد، لحنى نرم و ملايم و آياتى نسبتاً طولانى و بلند. براى اثبات اين مطلب سوره صافّات را، كه از سوره هاى مكّى است، با سوره بقره كه از سوره هاى مدنى است مقايسه اى كوتاه مى كنيم:
سوره صافّات كه 182 آيه دارد تنها هفت صفحه است، امّا سوره بقره كه 48 صفحه از قرآن را فرا گرفته، 286 آيه دارد؛ يعنى تعداد آيات سوره بقره دو برابر آيات سوره صافّات هم نيست، امّا تعداد صفحات اين سوره مدنى تقريباً هفت برابر سوره صافّات است. و اين نشان مى دهد كه آيات سوره بقره نسبت به سوره صافّات طولانى تر است. ساير سوره هاى مدنى نيز چنين هستند. نتيجه اينكه سوره هاى مكّى پيرامون مبدأ و معاد سخن مى گويد، امّا سوره هاى مدنى به مسائل ديگرى مى پردازد. علاوه بر اين، آيات سوره هاى مكّى كوتاه و كوبنده، امّا آيات سوره هاى مدنى بلند و ملايمتر است.(سوگندهاى پر بار قرآن، ص 253، آيت الله مكارم شيرازى) آقاي سعيدي روشن در مورد راههاي شناخت آيات مكي از مدني سه راه زير را بيان مي دارد:
1ـ با مراجعه به سياق آيات و سورههاي قرآن ميتوان به مكي و مدني بودن آيات پي برد. بنابراين، براي فهم اين نكته لازم است شأن نزول آيه و تفسير آن ديده شود.(الميزان، علامه طباطبايي، ج 13، ذيل آية 106 اسرأ، ص 235.)
2ـ با مراجعه به سخنان نقل شده از صحابه و تابعين صحابة پيامبر ص، چرا كه اينها از شاهدان نزول بوده و ميدانستند كه چه آيه اي در كجا نازل شده است.
3ـ از طريق ويژگيهاي آيات; كه از نظر محتوي هر يك از آيات مكي و مدني داراي ويژگيهايي هستند.
ويژگيهاي آيات مكي:
الفـ بيشتر آيات مكي كوتاه، كوبنده و گاه همراه با سوگند و خطابهاي ناس، بنيآدم و امثال اين واژهها هستند.
بـ اكثر آيات مكي در اثبات مسايل اعتقادي و نفي شرك ميباشند.
جـ محتوي مسايل اخلاقي هستند.
دـ محتوي داستانهاي پيامبران هستند.
ويژگيهاي آيات مدني:
1ـ محتوي بسياري از احكام شرعي هستند.
2ـ در رد بر يهود و نصاري نازل شدهاند.
3ـ اوصاف منافقين در اين آيات آمده است.
4ـ جنگهاي پيامبر9 در اين آيات است.
5ـ بيشتر آيات طولاني هستند.
(علوم القرآن عند المفسرين، آيتا... معرفت، ص 307 / علوم قرآن، محمدباقر سعيدي، ص 147 و 148.)
امكان دارد سوره اي را مكي بدانند و تعدادي از آيات آن در مدينه نازل شده باشد و آن آيات را در اين سوره قرار داده باشند مانند سوره شوري ولي بخاطر اينكه اغلب آيات آن در مكه نازل شده سوره را مكي گفته اند.
قسمت اعظم سوره ها در مكه نازل شد. گر چه در شمار سوره هاى مكى و مدنى خلاف هست، اما به گفتار درست از يك صد و چهارده سوره قرآن، هشتاد و شش سوره در مكه آمده ( الاتقان، البرهان، مقدمتان في علوم القرآن) طبق تحقيق ديگري بيست سورهء قرآن به اتفاق دانشمندان علوم قرآني , مدني است . و هشتاد و دو سوره مكي است و اختلاف نظر فقط در دوازده سورهء قرآني است .(سيد محمد باقر حجتي , تاريخ قرآن كريم , ص 81 ) البته بيشتر سوره هاى مكى كوتاه است و گاه از سه يا چهار آيه بيشتر نيست، اما اگر شمار آيات را مقياس كنيم از شش هزار و... بيشتر آيه قرآن به تقريب هزار و ششصد و چند آيه يعنى كمى بيشتر از ربع، مدنى و ما بقى مكى است. اما در غالب سوره هاى مكى آيه ها كوتاه است و اگر شمار كلمات را مقياس كنيم به تقريب، كمى بيش از يك ثلث قرآن در مدينه و دو ثلث كمتر در مكه آمده.(نهج الفصاحة مجموعه كلمات قصار حضرت رسول؛ ص 41؛ مقدمه چاپ دوم)
2. آيه 15 نساء نسخ نشده بلكه يك حكم موقت بوده و آيه 16 اين سوره هم با آيه 2 سوره «نور» كه حدّ زنا را يكصد تازيانه براى هر يك از طرفين بيان كرده، نسخ نشده بلكه مى تواند، تفسير و توضيحى براى اين آيه بوده باشد.( ر.ك: تفسير نمونه، ج3، ص: 390 و ديگر تفاسير ذيل آيات مذكور)
حكم رجم هم يكي از حدود الهي بر جنايتكاران و خلاف پيشه گان، است. حد (رجم) در موارد زير اعمال ميشود:
الف) در صورتي كه مرد يا زن همسرداري با مرد يا زن ديگر، زنا كند، آن را زناي محصنه ميگويند و حد آن رجم يعني سنگسار كردن است؛ مثلاً اگر مردي كه زن دائمي دارد، عاقل و بالغ است، زنش در اختيارش ميباشد و مريض هم نيست، با زني زنا كند، حد اين مرد رجم است. هم چنين زني كه شوهر دارد و شوهرش در اختيار او است، اگر با مرد ديگري زنا كند، حد آن رجم است. البته سنگسار كردن در صورتي است كه جرم آن ها ثابت شود، يعني يا خودشان اعتراف نمايند(آن هم چهار بار)، يا چهار شاهد عادل به زناي حقيقي آنها دقيقاً شهادت دهند. طريقه رجم نيز اين است كه حاكم به آن مرد يا زن دستور ميدهد كه با آب سدر و كافور و آب مطلق غسل كند و كفن بپوشد. بعد او را سنگسار ميكنند و بر او نماز ميخوانند و دفنش مينمايند. مورد ديگر: اگر پيرمرد يا پيرزني كه محصن هستند زنا بكنند، حكم آنها ابتدا تازيانه و بعد رجم است.(تحرير الوسيلة،امام خميني، ج 2، ص 425.) البته تمام اين احكام در صورتي است كه جرم ثابت شود كه اين هم به سادگي امكانپذير نيست، زيرا تجسّس در امور اخلاقي و زندگي افراد حرام است. لذا اثبات چنين جرمي نزد حاكم شرع به ندرت اتفاق ميافتد و شايد جعل و وضع چنين حكم سختي براي ايجاد رعب و ترس در دل افراد باشد تا مرتكب چنين جرمهايي نشوند. در قرآن، آيهاي كه صريحاً دلالت بر رجم بكند نيامده؛ ولي از طريق شيعه و سنّي حدّ رجم از حدود مجازاتهاي مسلّم شمرده شده است. مثلاً در مسند احمد حنبل آمده است: ابن عباس گفت عمر بن خطاب خليفه دوم، رجم (سنگسار) را از حدود الهي ميدانست و ميگفت شخصي را پيامبر(ص) رجم كرد و ما هم بعد از ايشان سنگسار كرديم. (اين مطلب گر چه در قرآن نيامده) ولي اگر نميترسيدم كه مردم بگويند: عمر در كتاب خدا مطالبي را اضافه كرده است، در گوشهاي از قرآن حدّ رجم را مينوشتم... و پيامبر (ص) نيز فرمود: به زودي بعد از شما مردمي خواهند آمد كه مسائلي از قبيل رجم، دجال، شفاعت، عذاب قبر و خروج از آتش جهنم را منكر خواهند شد.(مسند احمد حنبل، ج 1، ص 23. ) از طريق شيعه نيز عبدالله بن سنان ميگويد: امام صادق(ع) فرمود: رجم "حد الله الاكبر" است و جَلْد (تازيانه) "حدّ الله اصغر" است. پس هنگامي كه مرد محصن زنا كند رجم ميشود.(كافي، ج 7 ، ص 177.) امّا اين كه چرا حكم سنگسار در قرآن نيامده، با اينكه اين حكم بين تمامي مسلمين قطعي است و پيامبر و خلفا و اميرالمؤمنين(ع) اين حكم را اجرا كردهاند؟ در پاسخ بايد گفت: برخي از احكام و بسياري از جزئيات در قرآن نيامده است، گر چه در بطن و حقيقت قرآن هست. در چنين مواردي سنّت قطعي پيامبر (اگر صحيح به دست ما رسيده باشد)، بيانگر بطن قرآن است. 3. در مورد اسماعيل صادق الوعد تفاسير اهل سنت مانند: «طبري، فخر رازي، آلوسي، قرطبي، زمخشري، ابن كثير، بيضاوي و سيوطي» اجماع دارند كه منظور حضرت اسماعيل بن ابراهيم عليهما السلام مي باشد. دلايلي كه بيان كرده ايد هم قابل اعتنا نيست چنانكه در همين سوره قبل از حضرت ابراهيم از حضرت عيسي عليهمالسلام نام مي برد پس نمي توان اين تقديم و تاخير را در زمان هم اخذ كرد.
موفق باشيد.
گروه پاسخ به شبهات
(1) |
| 42 |
نام و نام خانوادگي: عليرضا ن -
تاريخ: 13 دي 91 - 15:16:32
با سلام گروه پاسخ به شبهات، بي نهايت از جواب کامل شما سپاس گذارم. و فقط يک نکته کوچک ماند اينکه در ويژگي هايي که براي سوره هاي مکي اورديد ، يکي از موارد اين بود که : محتوي داستانهاي پيامبران هستند. گروه پاسخ به شبهات، ايا سوره هاي مدني نيز مي توانند اين ويژگي را داشته باشند. مثلاً در سوره بقره که مدني هست در مورد حضرت ادم و قوم بني اسرائيل نيز اياتي مي باشد. يا به طور کل ايا سور مدني علاوه بر ويژگي خودشان، مي توانند ويژگي هاي سور مکي را داشته باشند؟ با تشکر جواب نظر: باسلام
دوست گرامي
اين نشانه ها بعد از آنكه مدني بودن و مكي بودن سور مشخص شده در مطالعه اين سوره ها بدست آمده و نظر به عموم آنها دارد لذا مي تواند استثنا داشته باشد مانند همان مثالي كه خودتان زديد.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1) |
| 43 |
نام و نام خانوادگي: عليرضا ن -
تاريخ: 06 اسفند 91 - 10:32:11
با سلام خدمت گروه پاسخ به شبهات سوالي در مورد واژه رقاب داشتم که در چندين جاي قران معناي بنده و برده به کار رفته است، ولي در ايه 4سوره محمد واژه رقاب به گردنها تر جمه شده است؟ همچنين براي معناي گردن در قران لفظ اعناق يا جيد به کار رفته است، لطفاً در اين مورد توضيحاتي ذکر کنيد. با تشکر جواب نظر: باسلام
دوست گرامي؛ آيت الله طباطبايي ره در اين مورد مي فرمايند: كلمه رقبه به معناى گردن است ، و ليكن استعمال آن مجازا در نفس انسان مملوك شايع شده ، آزاد كردن برده را ( عتق رقبه ) گفته اند. (ترجمة الميزان ج : 5 ص : 60)
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1) |
| 44 |
نام و نام خانوادگي: عليرضا ن -
تاريخ: 17 ارديبهشت 92 - 07:55:59
سلام عليکم گروه پاسخ به شبهات، در جايي کاربري در مورد ايه 3سوره اسرا نوشته بود که اين ايه مربوط به مردمان نجد مي باشد نه بني اسرائيل. چون ذريه منصوب است و "اى ذريه مردمى که با نوح در کشتيشان نشانديم..." معني مي شود. در حاليکه خطاب هاي قبل و بعد که به بني اسرائيل است بصورت غايب است. ايا اين برداشت درست است؟ جواب نظر: باسلام
دوست گرامي
حضرت نوح به پدر دوم انسان معروف است؛ چون در طوفان نوح، همهى مردم غرق شدند، جز آنان كه در كشتى همراه نوح بودند. از اين رو معناى «ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنا» همانند جملهى «يا بَنِي آدَمَ» است. اما اينكه چرا بنى اسرائيل را به عنوان فرزندان همراهان نوح شمرده،در تفسير نمونه چنين آمده است كه شايد بخاطر آن است كه طبق تواريخ معروف، نوح داراى سه فرزند بنامهاى" سام" و" حام" و" يافث" بود كه مردم روى زمين پس از طوفان نوح از آنها گسترش يافتند از جمله مخصوصا بنى اسرائيل. نمونه ج12 ص24 برخي از مفسرين نيز گفتهاند مقصود از (مَنْ حَمَلْنا) (سام) است و آن جدّ ابراهيم عليه السّلام بود و ابراهيم جدّ بنى اسرائيل است كه يعقوب نبيره ايشان است كه همه بني اسرائيل به او منسوبند يعنى اى اسرائيل ياد كنيد و متذكر گرديد وقتى كه خداى تعالى آباء و اجداد شما را از طوفان نوح (ع) نجات داد. بنابراين طبق اين تفسير خداوند نعمت نجات دادن پدران بني اسرائيل را متذكر مي شود .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
|
| [1] [2] | صفحه قبل |
| |||||||||||||||