مقالات |  سخنراني ها |  موبايل |  آثار منتشره |  محصولات نرم افزاري |  نظرات |  طرح پرسش |  پاسخ ها English
تاريخ: 15 دي 1386 تعداد بازديد: 7883 
شرايط در حديث سلسله الذهب وعلت نام گذاري آن چيست؟
گروه عقائد شيعه  

پاسخ:


اصطلاح سلسلة الذهب در بين شيعيان با اهل سنت متفاوت است:


 


نظر اهل سنت: هر حديثي که مالک از نافع از ابن عمر از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم نقل کند سلسلة الذهب ناميده مي شود. ابن حجر اين روايات را در کتابي به همين نام جمع آوري نموده است :


" رسالة فيها سبعة وأربعون حديثا رواها الإمام الشافعي ، عن الإمام مالك ، عن نافع ، عن ابن عمر ، عن النبي صلى الله عليه وسلم ، وتسمى : " سلسلة الذهب " نفعنا الله تعالى ببركتهم .


سلسلة الذهب - أحمد بن علي بن حجر - ص 7


رساله اي که در آن 47 روايت است که آنها را امام شافعي از امام مالک از نافع از ابن عمر از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم نقل کرده است واين روايات سلسلة الذهب ناميده مي شوند . خداوند ما را به برکت ايشان نفع دهد .


همين مطلب در مقدمه كتاب الموطأ  مالک  ص 21 ذکر شده است .


 


نظر شيعه : روايت مشهور حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام که بيش از 20000 نفر آن را از ايشان  از پدر گراميشان از پدرش تا رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم از جبرائيل از خداي متعال نقل نمودند .


اين روايت را به خاطر گرامي بودن سلسله سندش ، سلسلة الذهب ناميدند . احمد بن حنبل در مورد اين روايت گفته است که اگر اين روايت ( به خاطر جلالت کساني که در سندش هستند ) را بر جن زده بخوانيد خوب مي شود :


حدثنا أبو اسحاق ابراهيم بن عبدالله بن اسحاق المعدل ثنا أبو علي احمد بن علي الأنصاري بنيسابور ثنا أبو الصلت عبدالسلام بن صالح الهروي ثنا علي بن موسى الرضا حدثني أبي موسى بن جعفر حدثني أبي جعفر بن محمد حدثني أبي محمد بن علي حدثني أبي علي بن الحسين بن علي حدثني أبي علي ابن أبي طالب رضي الله تعالى عنهم حدثنا رسول الله  صلى الله عليه وسلم  عن جبريل عليه السلام قال قال الله عز وجل إني أنا الله لا إله إلا أنا فاعبدوني من جاءني منكم بشهادة أن لا إله الا الله بالاخلاص دخل في حصني ومن دخل في حصني أمن من عذابي هذا حديث ثابت مشهور بهذاالإسناد من رواية الطاهرين عن آبائهم الطيبين وكان بعض سلفنا من المحدثين اذا روى هذا الاسناد قال لو قرىء هذا الاسناد على مجنون لأفاق


حلية الأولياء ج3/ص191


حضرت علي بن موسي الرضا فرمودند که پدرم فرمود که پدرش امام صادق فرمودند که پدرم امام باقر فرمودند که پدرشان امام سجاد فرمودند که پدرشان امام حسين فرمودند که پدرشان امير مومنان فرمودند که رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم فرمودند که جبرئيل فرمود که خداوند فرمودند من خدايي هستم که هيچ خدايي جز من نيست پس من را عبادت کنيد . هرکس که از شما به نزد من آيد و با اخلاص شهادت دهد که هيچ خدايي جز من نيست وارد در قلعه من مي شود و هرکس که وارد قلعه من شود از عذاب من ايمن خواهد بود . ...بعضي از سلف ما مي گفت که اين سند را اگر بر جن زده بخوانند به هوش مي آيد .


وقال أبو علي قال لي أحمد بن حنبل إن قرأت هذا الإسناد على مجنون برئ من جنونه وما عيب هذا الحديث إلا جودة إسناده


تاريخ أصبهان ج1/ص174


ابو علي گفت که احمد بن حنبل به من گفت اين سند را اگر بر جن زده بخوانيم خوب خواهد شد . ومشکل اين سند نيست مگر ناياب بودن آن .


البته عده اي مي گويند که اين سند را سلسلة الذهب ناميدند چون بعضي از امراء ساماني دستور داد آن را با آب طلا نوشته و بسيار مورد احترام قرار مي داد ، پس وصيت کرد که وقتي از دنيا رفت اين روايت را همراه با وي دفن کنند .پس وقتي مرد او را در خواب ديدند که گفت خداوند من را بخشيد به اين دليل که اقرار به لا اله الا الله کردم و پيغمبر وي را تصديق نمودم و چون اين روايت را با تعظيم و احترام نوشتم :


وبما حكاه الأستاذ الأعظم عن كشف الغمة " أن بعض الأمراء السامانية كتب الحديث الذي رواه الرضا ( عليه السلام ) لأهل نيشابور بسنده عن آبائه ( عليهم السلام ) إلى الرب تعالى بالذهب ، وأمر بأن يدفن معه ، فلما مات رئي في المنام فقال غفر الله لي بتلفظي بلا إله إلا الله ، وتصديقي بمحمد ( صلى الله عليه وآله ) وإني كتبت هذا الحديث تعظيما واحتراما " انتهى


اما اصل روايت سلسلة الذهب در کتب شيعه:


مرحوم شيخ صدوق اين روايت را در کتب مختلف خودشان آورده وبراي آن چندين سند ذکر مي نمايند .تنها در کتاب توحيد براي اين روايت سه سند دارند که ما تنها به يکي از آنها اشاره مي کنيم:


23 - حدثنا محمد بن موسى بن المتوكل رضي الله عنه ، قال : حدثنا أبو الحسين محمد بن جعفر الأسدي ، قال : حدثنا محمد بن الحسين الصوفي ، قال : حدثنا يوسف ابن عقيل ، عن إسحاق بن راهويه ، قال : لما وافى أبو الحسن الرضا عليه السلام بنيسابور وأراد أن يخرج منها إلى المأمون اجتمع إليه أصحاب الحديث فقالوا له : يا ابن رسول الله ترحل عنا ولا تحدثنا بحديث فنستفيده منك ؟ وكان قد قعد في العمارية ، فأطلع رأسه وقال : سمعت أبي موسى بن جعفر يقول : سمعت أبي جعفر بن محمد يقول : سمعت أبي محمد بن علي يقول : سمعت أبي علي بن الحسين يقول : سمعت أبي الحسين ابن علي بن أبي طالب يقول : سمعت أبي أمير المؤمنين علي بن أبي طالب يقول : سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم يقول : سمعت جبرئيل يقول : سمعت الله جل جلاله يقول : لا إله إلا الله حصني فمن دخل أمن من عذابي . قال : فلما مرت الراحلة نادانا . بشروطها وأنا من شروطها .


قال مصنف هذا الكتاب : من شروطها الاقرار للرضا عليه السلام بأنه إمام من قبل الله عز وجل على العباد ، مفترض الطاعة عليهم .


التوحيد - الشيخ الصدوق - ص 25


وقتي امام رضا عليه السلام به نيشابور رسيده و خواستند که از آنجا به سوي مامون بروند اهل حديث دور ايشان گرد آمده و عرض کردند : اي فرزند رسول خدا ، از اينجا مي روي و به ما حديثي نمي گويي تا به وسيله شما از آن حديث استفاده ببريم؟ حضرت در عماره( کجاوه شتر) نشسته بودند . پس سر خود را بيرون آورده و فرمودند از پدرم موسي بن جعفر شنيدم که مي گفت : از پدرم جعفر بن محمد شنيدم که مي گفت : از پدرم محمد بن علي شنيدم که مي گفت : از پدرم علي بن الحسين شنيدم که مي گفت : از پدرم حسين بن علي بن أبي طالب شنيدم که مي گفت : از پدرم امير مومنان شنيدم که مي گفت : از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم شنيدم که مي گفت : از جبرئيل شنيدم که مي گفت : از خداوند جل جلاله شنيدم که مي فرمود : لا اله الا الله دژ مستحکم من است . پس هرکس که داخل آن شود از عذاب من ايمن است . پس وقتي که قافله به راه افتاد ، ما را صدا زده فرمودند البته ( اين مطلب و ايمني از عذاب) با شرائط خودش است . ومن هم از شرائط آن هستم .


مصنف اين کتاب ( شيخ صدوق) مي گويد : از شروط ايمني از عذاب اقرار به اين است که امام رضا عليه السلام ، امام است از طرف خداوند بر بندگانش و اطاعت او بر ايشان لازم است.


موفق باشيد


گروه پاسخ به شبهات


مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)




    فهرست نظرات  
1   نام و نام خانوادگي:  محب الزهرا     -   تاريخ:  21 بهمن 88 - 00:00:00
السلام عليک ياابن رسول الله السلام عليک يا علي ابن موسي الرضا

شهنشهي که نوازد زمهر اهو را . کجا ز درگه لطفش کسي رود مايوس

چقدر ز يبا و لطيف به جان مي نشيند اين حديث گوهربار حضرت هر شيفته امامت احساس شور و شعف مينمايد خداوندا نام ما هم در زمره ثبت شوندگان ومقبول شدگان وپذيرفتگان اين حديث نوراني قرار بده انشا الله بحق محمد وال محمد امين يا رب العالمين
2   نام و نام خانوادگي:  حسن     -   تاريخ:  06 تير 89 - 00:28:57
درود خدا بر شيخ صدوق و ديگر محدثين جهان تشيع باد.
3   نام و نام خانوادگي:  عباس     -   تاريخ:  09 مهر 90 - 20:02:22
خدايا جز توپناهي ندارم
ياريم کن
4   نام و نام خانوادگي:  ابراهيم مروستي     -   تاريخ:  28 آبان 90 - 19:21:55
سلام عليکم خيلي خوب بود با تشکر
5   نام و نام خانوادگي:   رضا مهدويان     -   تاريخ:  23 بهمن 90 - 05:51:32
سلام عليکم برادر / خواهر گرامي‌، والدين مريضي از من خواستند تا متن کامل دعاي سلسته الذهبِ امام رضا عليه السلام را برايشان تهيه کنم. ولي‌ تا کنون هرچي‌ در اينترنت جستجو نمودم، بي‌حاصل بوده. ميشود لطف کنيد آان دعا را در اولين فرصت ممکن، به من ايميل نمائيد. متشکرم از شما عزيزِ گرامي‌، التماس دعا رضا مهدويان
جواب نظر:
باسلام
دوست گرامي
1-حدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مُحَمَّدٍ الْحُسَيْنِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْفَزَارِيُّ  قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ بَحْرٍ الْأَهْوَازِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ عَمْرٍو قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ بِلَالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع عَنِ النَّبِيِّ ص عَنْ جَبْرَئِيلَ عَنْ مِيكَائِيلَ عَنْ إِسْرَافِيلَ عَنِ اللَّوْحِ عَنِ الْقَلَمِ قَالَ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي
 احمد بن حسن قطّان با چند واسطه كه نامشان در متن ذكر شده از علىّ بن بلال روايت كرد كه گفت: حضرت علىّ بن موسى از پدرش از آباء بزرگوارش از علىّ بن ابى طالب عليهم السّلام از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از جبرئيل از ميكائيل از اسرافيل از لوح از قلم روايت كرد كه گفت: خداوند عزّ و جلّ مي فرمايد: ولايت علىّ بن ابى طالب برج و دژ محكم من است، هر كس در آن داخل شود از عذاب من ايمن خواهد بود
2-حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْحُسَيْنِ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْأَسَدِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ الصَّوْلِيُّ «2» قَالَ حَدَّثَنَا يُوسُفُ بْنُ عَقِيلٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ رَاهَوَيْهِ قَالَ: لَمَّا وَافَى أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا ع نَيْسَابُورَ وَ أَرَادَ أَنْ يَخْرُجَ مِنْهَا إِلَى الْمَأْمُونِ اجْتَمَعَ عَلَيْهِ أَصْحَابُ الْحَدِيثِ فَقَالُوا لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ تَرْحَلُ  عَنَّا وَ لَا تُحَدِّثُنَا بِحَدِيثٍ فَنَسْتَفِيدَهُ مِنْكَ وَ كَانَ قَدْ قَعَدَ فِي الْعَمَّارِيَّةِ فَأَطْلَعَ رَأْسَهُ وَ قَالَ سَمِعْتُ أَبِي مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ يَقُولُ سَمِعْتُ أَبِي جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ يَقُولُ سَمِعْتُ أَبِي مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ يَقُولُ سَمِعْتُ أَبِي عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ يَقُولُ سَمِعْتُ أَبِي الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ يَقُولُ سَمِعْتُ أَبِي أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع يَقُولُ سَمِعْتُ النَّبِيَّ ص يَقُولُ سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي قَالَ فَلَمَّا مَرَّتِ الرَّاحِلَةُ نَادَانَا بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا
احمّد بن موسى بن متوكل- رضى اللَّه عنه- با سند مذكور در متن از اسحاق بن راهويه روايت كرد كه گفت: در زمانى كه علىّ بن موسى عليهما السّلام      به نيشابور وارد شد، روزى كه از آنجا بسوى مأمون خارج مي شد، محدّثينى كه در اين ديار بودند جمله فرا راه او آمده، گفتند: يا ابن رسول اللَّه! از ميان ما مي روى و ما را به حديثى از احاديث جدّت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله كه از آن بهرمند شويم آگاه نمى‏ سازى؟- اين در حالى بود كه آن حضرت در عمارى نشسته بود- سر خويش از عمارى بيرون آورد و فرمود: شنيدم از پدرم موسى بن جعفر كه گفت: شنيدم از پدرم جعفر بن محمّد كه گفت: شنيدم از پدرم محمّد بن علىّ كه گفت:شنيدم از پدرم علىّ بن الحسين كه گفت: شنيدم از پدرم حسين بن علىّ كه گفت:شنيدم از پدرم امير مؤمنان علىّ بن ابى طالب عليهم السّلام كه گفت: شنيدم از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله كه فرمود: شنيدم از جبرئيل كه مي گفت: شنيدم خداوند عزّ و جلّ فرمود: كلمه «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» حصار و قلعه منست، پس هر كس به قلعه من داخل گردد از عذاب من ايمن خواهد بود، ابن راهويه گويد: هنگامى كه عمارى حركت كرد آن جناب به آواز بلند فرمود: اين شروطى دارد، و من خود از جمله شروط آن هستم. عيون اخبار الرضا عليه السلام ج2 ص135-136
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات


 
6   نام و نام خانوادگي:  سيد عبدالرحمن     -   تاريخ:  26 بهمن 90 - 23:13:20
سلام عليکم . جزاکم الله خيرا . استفاده کرديم . در پناه خداوند و خلفاي به حق خداوند مؤيد باشيد انشاء الله
يا علي
7   نام و نام خانوادگي:  احمد يوسفي     -   تاريخ:  27 مهر 91 - 13:45:19
خيلي خوب نبود
8   نام و نام خانوادگي:  پارسا صدوق     -   تاريخ:  27 مهر 91 - 13:48:28
دستتون درد نكونه
9   نام و نام خانوادگي:  آمنه آذري     -   تاريخ:  09 آذر 91 - 15:04:25
با سلام مي خواستم بدونم كدام حديث در مورد ولادت امام حسين (ع) نقل شده است؟ حديث سلسله الذهب يا حديث لوح؟
جواب نظر:
 با سلام
خواهر گرامي
حديث لوح كه جبرئيل به حضرت پيغمبر صلي الله عليه وآله آورده در آن لوح، اسماء و القاب ائمّه اثنى عشر مكتوب بوده و آن حضرت آن لوح را به حضرت فاطمه- صلوات اللّه عليها- سپرده، واين حديث روشن مي كند كه خلفاى دوازده‏ گانه همان أئمه اهل‏بيت (عليهم السلام) مى‏ باشند؛ و اين همان باور شيعه است
اما آن چه در حديث سلسلة الذهب لازم است مورد توجه واقع شود،اين است كه: گفتن «لا اله الا الله» اقرار به توحيد و يگانگي خداوند عالم است و در واقع شعار مومن مي باشد، و نكته اي را كه امام ـ عليه السلام ـ به آن اشاره مي فرمايد اين است كه صرف گفتن كلمه توحيد در مومن شدن انسان كافي نيست، يعني مقبول نخواهد بود بلكه اعتراف به ولايت ولي امر و امام مفترض الطاعة زمان شرط آن است چنان چه در حديث مفصلي از امام صادق و امام باقر ـ عليهما السلام ـ آمده است كه: لا يقبل الله عمل عبدهٍ و هو يشك فينا.» خداوند عمل بنده را قبول نمي فرمايد كه درباره «ولايت» ما شك دارد.
بنابر اين مراد از اين كه امام رضا عليه السلام فرمود من از شرايط آن هستم «من» نوعي است يعني ولايت و امامت همه ائمه شرط قبولي ايمان مي باشد، پس اگر كسي فقط به يك امام و يا چند نفر از ائمه معتقد باشد، مومن واقعي نخواهد بود. پس مومن واقعي كسي است كه در زمان حيات خود ولايت همه امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ را پذيرفته باشد كه ولايت امام زمانش و اعتراف و معرفت به او مظهر تام و كامل همه امامان مي باشد و لذا اين كه امام رضا ـ عليه السلام ـ فرمود من از شرايط آن هستم چون ولايت آن حضرت در زمانش مظهر تام و تمام ولايت خدا و رسول و همه ائمه طاهرين ـ عليهم السلام ـ مي باشد و هر كس ولايت او را پذيرفته باشد ولايت امير المؤمنين را پذيرفته است.
بنابراين هردوحديث دلالت بر امامت امام حسين عليه السلام و باقي ائمه مي كند
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات




   
      ارسال نظر  

صفحه کليد   *:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر
کد امنيتي:        

RSS | مناظرات | فتنه وهابيت | آرشيو اخبار | آرشيو يادداشت | پايگاه هاي برتر | گالري تصاوير | خارج فقه مقارن | درباره ما | شبکه سلام |  ارتباط با ما