مقالات |  سخنراني ها |  موبايل |  آثار منتشره |  محصولات نرم افزاري |  نظرات |  طرح پرسش |  پاسخ ها فروشگاه
تاريخ: 06 مرداد 1388 تعداد بازديد: 15228 
نظر علماي اهل سنت در باره كيفيّت نماز چگونه است؟
گروه  

اظهار بندگي خداوند و راز و نياز با معبود با روشها و شيوه هاي گوناگون در بين اديان و مذاهب رواج دارد كه پيروان هر يك بر اساس دستور و برنامه اي خاص به عبادت مي پردازند، اما هيچ يك به زيبائي و جامعيت نوع عبادت و پرستش مسلمانان نيست، زيرا نماز در بين عبادتها‌ي مشروع، مظهر بندگي و پرستش خداوند متعال است كه در اصل وجوب آن بين فِرَق مسلمين اختلافي نيست، همچنين در تعداد ركعات هم اختلافي وجود ندارد، بلكه تنها اختلاف در بخش محتوائي آن و برخي از اعمال ظاهري آن است كه در حقيقت بايد گفت اختلاف در شكل ظاهري اندك است و آنچه كه در آن اختلاف دارند برخي از اذكار نماز است، به عنوان مثال سجده در نماز كه اوج خضوع و خشوع در برابر پروردگار متعال است بعضي در شكل انجام سجده هيچ شرطي براي آن لازم نمي دانند و بعضي با شرائطي آن را مكمّل نماز مي دانند.

راستي اين اختلافها و تفاوتها چرا و از كجا است؟

آيا شارع مقدس كه خود ترجمان اعمال ديني و بيانگر دستورات ديني بود به ياران و دوستان و شاگردانش نياموخت؟

اگر پاسخ مثبت است پس اين همه اختلاف در سخنان و فتاواي سردمداران فقه و شريعت چرا ديده مي شود؟ 

آيا مسير راهيابي براي فهم درست شريعت و آشنائي با وظايف فردي و جمعي گنگ و مبهم است، يا روشن؟ 

آيا مبلّغ و پيام آور آسماني و مأمور ارشاد و راهنمائي مردم راه و روشي را براي ادامه راه مقرر نموده است يا اينكه آنان را آزاد و رها گذاشت؟

اكنون و پس از گذشت قرنها از تأسيس اين شريعت مقدس كدام راه را بايد بر گزينيم و از كدام روش بايد پيروي كنيم؟

اهل سنت مي گويد: مراجعه به سنت پيامبر و آنچه اصحاب از آن حضرت نقل كرده و به آن عمل كرده اند ملاك مسلماني و معيار اسلام است.

تشيع مي گويد: مراجعه به اهل بيت رسول خدا صلي الله عليه و آله كه در رأس آن علي سپس دو فرزندش حسن و حسين و همسرش فاطمه عليهم السلام قرار دارند دقيق ترين و سالم ترين راه براي رسيدن به حقيقت است چرا كه علاوه بر ستايش اين گروه از طرف خداوند در قرآن به عنوان خانداني پاك ، شخص رسول خدا نيز در دهها سخن دستور به مراجعه و همراهي و پيروي از آنان را صادر فرموده است كه براي توضيح بيشتر به شرح و توضيح حديث ثقلين و ديگر احاديث بايد مراجعه نمود.

 

نماز رسول خدا صلي الله عليه و آله

احمد حنبل پيشوا و مرجع فقهي حنبليها و ديگر محدثان و فقيهان با تفاوتهائي نماز رسول خدا را نقل كرده اند كه در ادامه متن آن را مشاهده مي نمائيد:

حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا يحيى بن سَعِيدٍ عن عبد الْحَمِيدِ بن جَعْفَرٍ قال حدثني محمد بن عَطَاءٍ عن أبي حُمَيْدٍ الساعدي قال سَمِعْتُهُ وهو في عَشَرَةٍ من أَصْحَابِ النبي صلى الله عليه وسلم أَحَدُهُمْ أبو قَتَادَةَ بن ربعي يقول انا أَعْلَمُكُمْ بِصَلاَةِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قالوا له ما كُنْتَ أَقْدَمَنَا صُحْبَةً وَلاَ أَكْثَرَنَا له تَبَاعَةً قال بَلَى قالوا فأعرض قال كان إذا قام إلى الصَّلاَةِ اعْتَدَلَ قَائِماً وَرَفَعَ يَدَيْهِ حتى حَاذَى بِهِمَا مَنْكِبَيْهِ فإذا أَرَادَ ان يَرْكَعَ رَفَعَ يَدَيْهِ حتى يُحَاذِى بِهِمَا مَنْكِبَيْهِ ثُمَّ قال الله أَكْبَرُ فرفع ثُمَّ أعتدل فلم يَصُبَّ رَأْسَهُ ولم يَقْنَعْهُ وَوَضَعَ يَدَيْهِ على رُكْبَتَيْهِ ثُمَّ قال سمع الله لِمَنْ حَمِدَهُ ثُمَّ رَفَعَ وَاعْتَدَلَ حتى رَجَعَ كُلُّ عَظْمٍ في مَوْضِعِهِ مُعْتَدِلاً ثُمَّ هَوَى سَاجِداً وقال الله أَكْبَرُ ثُمَّ جَافَى وَفَتَحَ عَضُدَيْهِ عن بَطْنِهِ وَفَتَحَ أَصَابِعَ رِجْلَيْهِ ثُمَّ ثَنَى رِجْلَهُ الْيُسْرَى وَقَعَدَ عليها وَاعْتَدَلَ حتى رَجَعَ كُلُّ عَظْمٍ في مَوْضِعِهِ ثُمَّ هَوَى سَاجِداً وقال الله أَكْبَرُ ثُمَّ ثَنَى رِجْلَهُ وَقَعَدَ عليها حتى يَرْجِعَ كُلُّ عُضْوٍ إلى مَوْضِعِهِ ثُمَّ نَهَضَ فَصَنَعَ في الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ مِثْلَ ذلك حتى إذا قام مِنَ السَّجْدَتَيْنِ كَبَّرَ وَرَفَعَ يَدَيْهِ حتى يُحَاذِىَ بِهِمَا مَنْكِبَيْهِ كما صَنَعَ حين افْتَتَحَ الصَّلاَةَ ثُمَّ صَنَعَ كَذَلِكَ حتى إذا كَانَتِ الرَّكْعَةُ التي تنقضي فيها الصَّلاَةُ أَخَّرَ رِجْلَهُ الْيُسْرَى وَقَعَدَ على شِقِّهِ مُتَوَرِّكاً ثُمَّ سَلَّمَ.

ابو حميد ساعدي در حضور ده نفر از اصحاب رسول خدا صلي الله عليه و آله كه ابو قتاده ربعي يكي از آنان بود گفت: من در بين شما به نماز خواندن رسول خدا صلي الله عليه و آله آگاه ترم، گفتند: تو نه سابقه ات از ما بيشتر است و نه متابعت و پيروي ات، گفت: سخن شما درست است. گفتند: نماز رسول خدا را تشريح كن، گفت: وقتي كه به نماز مي ايستاد بدنش صاف و آرام مي گرفت دستها را تا نزديك گوشها بالا مي آورد سپس تكبير مي گفت و چون ركوع مي رفت دستها را تا نزديك گوشها بالا مي آورد و تكبير مي گفت و در ركوع دستها را بر زانوها مي گذاشت و هنگام سر از ركوع بلند كردن مي گفت: سمع الله لمن حمده، و صبر مي كرد تا بدنش آرام بگيرد، سپس تكبير مي گفت و به سجده مي رفت در حالي كه دستها را از بدنش فاصله مي داد و انگشتهاي پا را باز مي گذاشت، آنگاه بر زانوي چپ مي نشست و آرام مي گرفت، سپس تكبير مي گفت و سجده دوم را انجام مي داد و ركعت دوّم را مانند اول به جا مي آورد و ركعات بعد را هم به همين صورت انجام مي داد و در ركعت آخر سلام مي داد. 

مسند الإمام أحمد:  ج 5   ص 424، رقم 23647، دار النشر : مؤسسة قرطبة – مصر. 

و در سنن دارمي در پايان حديث آمده است

قالوا: صَدَقْتَ هَكَذَا كانت صَلَاةُ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم.

گفتند: راست گفتي، نماز رسول خدا چنين بود.

سنن الدارمي:  ج 1   ص 361 رقم 1356، دار النشر : دار الكتاب العربي - بيروت - 1407 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : فواز أحمد زمرلي , خالد السبع العلمي

سند حديث

ترمذي پس از نقل حديث مي نويسد:

وفي الْبَاب عن أَنَسٍ قال أبو عِيسَى حَدِيثُ أبي حُمَيْدٍ حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ وهو الذي اخْتَارَهُ أَهْلُ الْعِلْمِِ.

حديث ابو حميد حديثي حسن و صحيح است كه دانشمندان آن را پذيرفته و به آن عمل كرده اند.

سنن الترمذي: ج 2   ص 45، 79 رقم 260، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت -  - ، تحقيق : أحمد محمد شاكر وآخرون

همانگونه كه در اين نقل ملاحظه نموديد از اذكار و اوراد و بقيه واجبات و مستحبات نماز خبري نيست، اگر چه در احاديث ديگر با اختلاف فراوان بيان شده است.  

بخاري در كتاب قرّة العينين تصوير كوتاهي از نماز رسول خدا را كه پس از تكبير به قرائت نيز اشاره دارد آ نرا به نمايش گذاشته است.

حدثنا عبيد بن يعيش حدثنا يونس بن بكير أن بن إسحاق عن العباس بن سهل الساعدي قال كنت بالسوق مع أبي قتادة وأبي أسيد وأبي حميد كلهم يقولون: أنا أعلمكم بصلاة رسول الله صلى الله عليه وسلم، فقالوا لأحدهم: صلّ، فكبّر، ثمّ قرأ، ثمّ كبّر وركع، فقالوا: أصبت صلاة رسول الله صلي الله عليه وسسلّم.

عباس بن سهل ساعدي مي گويد: در بازار همراه ابو قتاده و ابو اسيد و ابو حميد بودم كه هر يك به ديگري مي گفت: من از شما داناتر به نماز پيامبر هستم، به يك نفر پيشنهاد كردند تا مانند رسول خدا نماز به خواند، آن فرد تكبير گفت سپس سوره اي خواند و تكبير گفت و به ركوع رفت، گفتند: همانگونه كه رسول خدا نماز مي خواند تو نماز خواندي.

محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، قرة العينين  ج 1   ص دار النشر : دار الأرقم - الكويت - 1404 - 1983 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : أحمد الشريف.

اين حديث هم نمي تواند بيانگر نماز جامع و كامل رسول خدا باشد.

ابن حبان با تفصيل بيشتر همين حديث را نقل كرده و مي نويسد:

أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْحَاقَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ مَوْلَى ثَقِيفٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْوَلِيدُ بْنُ شُجَاعٍ السَّكُونِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِيُ قَالَ حَدَّثَنَا أبُو خَيْثَمَةَ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ الْحُرِّ قَالَ حَدَّثَنِي عِيسَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَالِكٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ عَطَاءٍ أَحَدُ بَنِي مَالِكٍ عَنْ عَبَّاسِ بْنِ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ السَّاعِدِيِّ أَنَّهُ كَانَ فِي مَجْلِسٍ كَانَ فِيهِ أَبُوهُ وَكَانَ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم وَفِي الْمَجْلِسِ أَبُو هُرَيْرَةَ وَأَبُو أُسَيْدٍ وَأَبُو حُمَيْدٍ السَّاعِدِيُّ مِنَ الأَنْصَارِ وَأَنَّهُمْ تَذَاكَرُوا الصَّلاةَ فَقَالَ أَبُو حُمَيْدٍ أَنَا أَعْلَمُكُمْ بِصَلاةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَالُوا فَأَرِنَا قَالَ فَقَامَ يُصَلِّي وَهُمْ يَنْظُرُونَ فَبَدَأَ يُكَبِّرُ وَرَفَعَ يَدَيْهِ حِذَاءَ الْمَنْكِبَيْنِ ثُمَّ كَبَّرَ لِلرُّكُوعِ فَرَفَعَ يَدَيْهِ أَيْضًا ثُمَّ أَمْكَنَ يَدَيْهِ مِنْ رُكْبَتِهِ غَيْرَ مُقَنِّعٍ وَلا مُصَوِّبٍ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ وَقَالَ سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ اللَّهُمَّ رَبَّنَا لَكَ الْحَمْدُ ثُمَّ رَفَعَ يَدَيْهِ ثُمَّ قَالَ اللَّهُ أَكْبَرُ فَسَجَدَ فَانْتَصَبَ عَلَى كَفَّيْهِ وَرُكْبَتِهِ وَصُدُورِ قَدَمَيْهِ وَهُوَ سَاجِدٌ ثُمَّ كَبَّرَ فَجَلَسَ وَتَوَرَّكَ إِحْدَى رِجْلَيْهِ وَنَصَبَ قَدَمَهُ الأُخْرَى ثُمَّ كَبَّرَ فَسَجَدَ الأُخْرَى فَكَبَّرَ فَقَامَ وَلَمْ يَتَوَرَّكْ ثُمَّ عَادَ فَرَكَعَ الرَّكْعَةَ الأُخْرَى وَكَبَّرَ كَذَلِكَ ثُمَّ جَلَسَ بَعْدَ الرَّكْعَتَيْنِ حَتَّى إِذَا هُوَ أَرَادَ أَنْ يَنْهَضَ لِلْقِيَامِ كَبَّرَ ثُمَّ رَكَعَ الرَّكْعَتَيْنِ الأَخِيرَتَيْنِ فَلَمَّا سَلَّمَ سَلَّمَ عَنْ يَمِينِهِ سَلامٌ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَسَلَّمَ عَنْ شِمَالِهِ سَلامٌ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ قَالَ الْحَسَنُ بْنُ الْحُرِّ وَحَدَّثَنِي عِيسَى أَنَّ مِمَّا حَدَّثَهُ أَيْضًا فِي الْمَجْلِسِ فِي التَّشَهُّدِ أَنْ يَضَعَ يَدَهُ الْيُسْرَى عَلَى فَخِذِهِ الْيُسْرَى وَيَضَعَ يَدَهُ الْيُمْنَى عَلَى فَخِذِهِ الْيُمْنَى ثُمَّ يُشِيرُ فِي الدُّعَاءِ بِإِصْبَعٍ وَاحِدَةٍ

سهل ساعدي در مجلسي كه اصحاب رسول خدا از جمله ابو هريره بودند گفت: من از شما با نماز رسول خدا بيشتر آشنا هستم، گفتند: نماز او را به ما نشان ده، ايستاد و تكبير گفت سپس دستها را تا بالاي شانه ها بلند كرد و تكبير گفت و هنگام ركوع رفتن دستها را بلند كرد و در ركوع دستها را بر زانوهايش قرار داد سپس سر از ركوع بر داشت و گفت: سمع الله لمن حمده...دستها را بلند كرد و تكبير گفت و به سجده رفت، سر از سجده بلند كرد و بر يكي از پاهايش‌ تكيه زد و پاي ديگرش را آزاد گذاشت و تكبير گفت و به سجده رفت و تكبير گفت و بلافاصله بلند شد و ركعت بعدي را ادامه داد و در هر ركتي مانند ركعت اول عمل كرد و در پايان اول به سمت راست سلام كرد سپس به سمت چپ، حسن بن حر مي گويد: از عيسي بن عبد الله بن مالك شنيدم كه گفت: در همان مجلس گفته شده است كه در وقت تشهد خواندن با يكي از انگشتان دست اشاره نمايد.

سند حديث

قالَ أَبُو حَاتِمٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ سَمِعَ هَذَا الْخَبَرَ مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرِو بْنِ عَطَاءٍ عَنْ أَبِي حُمَيْدٍ السَّاعِدِيِّ وَسَمِعَهُ مِنْ عَبَّاسِ بْنِ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ السَّاعِدِيِّ عَنْ أَبِيهِ فَالطَّرِيقَانِ جَمِيعًا مَحْفُوظَانِ

هر دو طريق در نقل اين حديث محفوظ است.

صحيح ابن حبان: ج 5   ص 181 رقم 866، بترتيب ابن بلبان ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1414 - 1993 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : شعيب الأرنؤوط

تكفير يا قبض در نماز

از مشخصه هاي نماز اهل سنت گذاشتن دستها و قرار دادن آن روي شكم يا بالاي شكم است به اين شكل كه كف دست راست را روي دست چپ قرار مي دهند، و عموم نماز گزاران اهل سنت مقيد به اين روش هستند، اگر چه لازم به بر رسي و تحقيق است كه آيا اين عمل را همه فقيهان اهل سنت لازم و واجب مي دانند، يا خير؟ و از سوئي ديگر نيازمند اين تحقيق است كه مبناي چنين فتوا و عملي چيست؟ آيا سنت پيامبر است يا دوست داشتن ديگران؟

حديث ذيل از معتبر ترين كتابها نزد اهل سنت نقل شده است، خوب به فرازها و تعابير آن دقت كنيد، همه چيز روشن مي شود.

 بَاب وَضْعِ الْيُمْنَى على الْيُسْرَى.

حدثنا عبد اللَّهِ بن مَسْلَمَةَ عن مَالِكٍ عن أبي حَازِمٍ عن سَهْلِ بن سَعْدٍ قال كان الناس يُؤْمَرُونَ أَنْ يَضَعَ الرَّجُلُ الْيَدَ الْيُمْنَى على ذِرَاعِهِ الْيُسْرَى في الصَّلَاةِ قال أبو حَازِمٍ لَا أَعْلَمُهُ إلا يَنْمِي ذلك إلى النبي صلى الله عليه وسلم قال إِسْمَاعِيلُ ينمي ذلك ولم يَقُلْ يَنْمِي.

سهل بن سعد مي گويد: مردم وادار مي شدند تا دست راست را بر ذراع دست چب قرار دهند، ابو حازم گفته است سهل اين دستور را به پيامبر نسبت مي داد ولي من نمي دانم..

صحيح البخاري  ج 1 ص 259 رقم 707، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا

در اين نقل اضطراب موج مي زند چرا كه راويان خود ترديد دارند كه فرمان دهنده چه كسي بوده است.

تكتّف در سخنان و آراء فقيهان و بزرگان اهل سنت

قبض يا تكتّف همانگونه كه پيش از اين توضيح داده شد با كف دست راست پشت دست راست را گرفتن است.

حنفيها براي مرد افضل آن مي دانند كه مرد دست راست را روي دست چپ و زير نافش بگذارد و براي زن بهتر آن است كه دستهايش را روي سينه قرار دهد.

شافعيها تكتف را براي زن و مرد يكسان مي دانند يعني هر دو بايد دستها را زير سينه و بالاي ناف بگذارند.

حنبليها هم گفته اند هنگام قبض دستها بايد زير ناف قرار بگيرد.

مالكيها افتادن دستها را دو طرف پهلو هنگام نماز مستحب مي دانند و بر خلاف سه گروه از فقهاي اهل سنت قبض و تكتف را لازم نمي دانند.

علاوه بر مالكيها افرادي مانند عبد الله بن زبير، سعيد بن مسيّب، سعيد بن جبير، عطاء، ابن جريج، نخعي، حسن بصري، ابن سيرين و گروهي ديگر از فقها تكتّف را لازم نمي دانند، در اين ميان اوزاعي معتقد به تخيير بين قبض و ارسال دستها است.

نقد و بر رسي مسأله تكتّف و قبض

در بين مذاهب چهارگانه اهل سنت فقط مالكيها و برخي از چهره هاي سر شناس علمي و تاريخي قبض و تكتّف را لازم نمي دانند، ولي سه مذهب ديگر يعني حنبلي و شافعي و حنفي آن را مستحب و عملا ترك آن را ناروا مي دانند، و امروز به گونه اي است كه گويا ترك آن معادل با ترك واجب است.

اكنون نوبت به اين پرسشها مي رسد كه:

اولا: آيا دليل و مدركي بر اين عمل مستحب وجود دارد، يا خير؟

ثانيا: اگر دليلي وجود دارد آيا دليل محكم و قانع كننده اي است يا رَسمي است تقليدي و برگرفته از ديگران؟

در پاسخ بايد گفت: نه تنها دليلي بر اثبات تكتّف ندارند بلكه دليل بر خلاف آن وجود دارد:

ا- نمازهائي كه از رسول خدا صلي الله عليه و آله نقل كرده اند عمل قبض و تكتّف در آن نيست، زيرا حديثي كه قبل از اين نقل كرديم حتي به برخي از جزئيات در آن اشاره  شده بود ولي از اين عمل سخني نيست.

حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا يحيى بن سَعِيدٍ عن عبد الْحَمِيدِ بن جَعْفَرٍ قال حدثني محمد بن عَطَاءٍ عن أبي حُمَيْدٍ الساعدي قال سَمِعْتُهُ وهو في عَشَرَةٍ من أَصْحَابِ النبي صلى الله عليه وسلم أَحَدُهُمْ أبو قَتَادَةَ بن ربعي يقول انا أَعْلَمُكُمْ بِصَلاَةِ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قالوا له ما كُنْتَ أَقْدَمَنَا صُحْبَةً وَلاَ أَكْثَرَنَا له تَبَاعَةً قال بَلَى قالوا فأعرض قال كان إذا قام إلى الصَّلاَةِ اعْتَدَلَ قَائِماً وَرَفَعَ يَدَيْهِ حتى حَاذَى بِهِمَا مَنْكِبَيْهِ فإذا أَرَادَ ان يَرْكَعَ رَفَعَ يَدَيْهِ حتى يُحَاذِى بِهِمَا مَنْكِبَيْهِ ثُمَّ قال الله أَكْبَرُ فرفع ثُمَّ أعتدل فلم يَصُبَّ رَأْسَهُ ولم يَقْنَعْهُ وَوَضَعَ يَدَيْهِ على رُكْبَتَيْهِ ثُمَّ قال سمع الله لِمَنْ حَمِدَهُ ثُمَّ رَفَعَ وَاعْتَدَلَ حتى رَجَعَ كُلُّ عَظْمٍ في مَوْضِعِهِ مُعْتَدِلاً ثُمَّ هَوَى سَاجِداً وقال الله أَكْبَرُ ثُمَّ جَافَى وَفَتَحَ عَضُدَيْهِ عن بَطْنِهِ وَفَتَحَ أَصَابِعَ رِجْلَيْهِ ثُمَّ ثَنَى رِجْلَهُ الْيُسْرَى وَقَعَدَ عليها وَاعْتَدَلَ حتى رَجَعَ كُلُّ عَظْمٍ في مَوْضِعِهِ ثُمَّ هَوَى سَاجِداً وقال الله أَكْبَرُ ثُمَّ ثَنَى رِجْلَهُ وَقَعَدَ عليها حتى يَرْجِعَ كُلُّ عُضْوٍ إلى مَوْضِعِهِ ثُمَّ نَهَضَ فَصَنَعَ في الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ مِثْلَ ذلك حتى إذا قام مِنَ السَّجْدَتَيْنِ كَبَّرَ وَرَفَعَ يَدَيْهِ حتى يُحَاذِىَ بِهِمَا مَنْكِبَيْهِ كما صَنَعَ حين افْتَتَحَ الصَّلاَةَ ثُمَّ صَنَعَ كَذَلِكَ حتى إذا كَانَتِ الرَّكْعَةُ التي تنقضي فيها الصَّلاَةُ أَخَّرَ رِجْلَهُ الْيُسْرَى وَقَعَدَ على شِقِّهِ مُتَوَرِّكاً ثُمَّ سَلَّمَ.

ابو حميد ساعدي در حضور ده نفر از اصحاب رسول خدا صلي الله عليه و آله كه ابو قتاده ربعي يكي از آنان بود گفت: من در بين شما به نماز خواندن رسول خدا صلي الله عليه و آله آگاه ترم، گفتند: تو نه سابقه ات از ما بيشتر است و نه متابعت و پيروي ات، گفت: سخن شما درست است. گفتند: نماز رسول خدا را تشريح كن، گفت: وقتي كه به نماز مي ايستاد بدنش صاف و آرام مي گرفت دستها را تا نزديك گوشها بالا مي آورد سپس تكبير مي گفت و چون ركوع مي رفت دستها را تا نزديك گوشها بالا مي آورد و تكبير مي گفت و در ركوع دستها را بر زانوها مي گذاشت و هنگام سر از ركوع بلند كردن مي گفت: سمع الله لمن حمده، و صبر مي كرد تا بدنش آرام بگيرد، سپس تكبير مي گفت و به سجده مي رفت در حاليكه دستها را از بدنش فاصله مي داد و انگشتهاي پا را باز مي گذاشت، آنگاه بر زانوي چپ مي نشست و آرام مي گرفت، سپس تكبير مي گفت و سجده دوم را انجام مي داد و ركعت دوّم را مانند اول به جا مي آورد و ركعات بعد را هم به همين صورت انجام مي داد و در ركعت آخر سلام مي داد. 

مسند الإمام أحمد:  ج 5   ص 424، رقم 23647، دار النشر : مؤسسة قرطبة – مصر. 

و در سنن دارمي در پايان حديث آمده است

قالوا: صَدَقْتَ هَكَذَا كانت صَلَاةُ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم.

گفتند: راست گفتي، نماز رسول خدا چنين بود.

سنن الدارمي:  ج 1   ص 361 رقم 1356، دار النشر : دار الكتاب العربي - بيروت - 1407 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : فواز أحمد زمرلي , خالد السبع العلمي

سند حديث

ترمذي پس از نقل حديث مي نويسد:

وفي الْبَاب عن أَنَسٍ قال أبو عِيسَى حَدِيثُ أبي حُمَيْدٍ حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ وهو الذي اخْتَارَهُ أَهْلُ الْعِلْمِِ.

حديث ابو حميد حديثي حسن و صحيح است كه دانشمندان آن را پذيرفته و به آن عمل كرده اند.

سنن الترمذي: ج 2   ص 45، 79 رقم 260، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت -  - ، تحقيق : أحمد محمد شاكر وآخرون

اگر استحباب تكتّف ثابت بود بيقين رسول خدا آن را انجام مي داد و براي او شايسته نبود كه فعل مستحبي را در دوران عمر مباركش ترك نمايد.

2- اين نماز در حضور بزرگان از اصحاب انجام شد با اين ادعا كه گفته بود من از شما به نماز رسول خدا آشناترم و در نماز وي از تكتّف خبري نيست با اين حال  هيچ كس به او اعتراض نكرد بلكه مورد تاييد قرار گرفت و اگر جزء نماز رسول خدا بود مانند ديگر مستحبات بايد مراعات مي شد.

3- اصل در حالت نماز افتادن دستها به پهلو است و تكتف بر خلاف حالت عادي و طبيعي است.

4- هيچ كس نمي تواند بگويد اين حديث عام است و روايات ديگر مخصص، زيرا شكل و هيئت كامل نماز، از واجب و مستحب به نمايش گذاشته شده و مورد تصديق حضار هم قرار گرفته است.

5- اگر مستحبي مؤكد از طرف شارع معرفي شده بود و خود او نيز آن را انجام داده بود فرقه مالكيها و ديگر بزرگان اهل تسنن آن را انكار نمي كردند.

تكتّف و قبض از نگاه فقه شيعه

فقهاي اهل بيت عليهم السلام از جمله امام باقر و صادق عليهما السلام با استفاده از دو روش سخن و عمل به توضيح و بيان نماز پرداخته اند كه به عنوان نمونه حديث ذيل را ملاحظه مي كنيد.

علي بن ابراهيم عن أبيه عن حماد بن عيسى قال: قال لي أبو عبد اللّه عليه السلام يوما: يا حمّاد تحسن أن تصلّي؟ قال: فقلت: با سيّدي أنا أحفظ كتاب حريز في الصلاة، فقال: لا عليك يا حمّاد، قم فصلّ، قال: فقمت بين يديه متوجها الي القبلة فاستفتحت الصلاه فركعت و سجدت، فقال: يا حمّاد لا تحسن أن تصلّي، ما أقبح بالرجل منكم يأتي عليه ستّون سنة أو سبعون سنة فلا يقيم صلاة واحدة بحدودها، قال حمّاد : فأصابني في نفسي الذلّ، فقلت : جعلت فداك فعلمّني الصلاة ، فقام أبو عبد الله مستقبل القبلة منتصبا، فأرسل يديه جميعا على فخذيه قد ضمّ أصابعه وقرّب بين قدميه حتّى كان بينهما قدر ثلاث أصابع مفرّجات ، واستقبل بأصابع رجليه جميعا لم يحرفهما عن القبلة و قال بخشوع : الله أكبر ، ثم قرأ الحمد بترتيل ، وقل هو الله أحد ، ثم صبر هنيّة بقدر ما يتنفّس وهو قائم ، ثم رفع يديه حيال وجهه وقال : الله أكبر ، وهو قائم ثم ركع وملأ كفّيه من ركبتيه منفرجات ، وردّ ركبتيه إلى خلفه حتّى استوى ظهره ، حتّى لو صبّ عليه قطرة من ماء أو دهن لم تزل لاستواء ظهره، ومدّ عنقه ، وغمّض عينيه ثم سبّح ثلاثا بترتيل وقال : سبحان ربي العظيم وبحمده ، ثم استوى قائما ، فلما استمكن من القيام قال : سمع الله لمن حمده ، ثم كبر وهو قائم ، ورفع يديه حيال وجهه ثمّ سجد وبسط كفّيه مضموتي الاصابع بين يدي ركبتيه حيال وجهه فقال: سبحان ربي الأعلى وبحمده ، ثلاث مرات ، ولم يضع شيئا من جسده على شئ منه ، وسجد على ثمانية أعظم : الكفين والركبتين وأنامل إبهامي الرجلين والجبهة والأنف وقال: سبعه منها فرض يسجد عليها وهي التي ذكرها اللّه في كتابه فقال: «وانّ المساجد للْه فلاتدعوا مع اللّه احدا» وهي الجبهه و الكفان و الركبتان والابهامان ووضع الانف علي الارض سنّه، ثم رفع رأسه من السجود فلما استوى جالسا قال : الله أكبر ، ثم قعد على فخذه الأيسر وقد وضع ظاهر قدمه الايمن على بطن قدمه الايسر، وقال : أستغفر الله ربي وأتوب إليه ، ثم كبر وهو جالس وسجد سجـده الثانية ، وقال كما قال في الأولى ولم يضع شيئا من بدنه على شئ منه في ركوع ولا سجود ، وكان مجنّحا ، ولم يضع ذراعيه على الأرض ، فصلى ركعتين على هذا ويداه مضمومتا الاصابع وهو جالس في التشهد فلما فرغ من التشهد سلّم، فقال: ياحماد هكذا صلّ.

حماد بن عيسي مي گويد: امام صادق عليه السلام به من فرمود: نماز بلدي به خواني؟ گفتم" كتاب حريز كه در باره نماز است همراه من است، فرمود عمل به آن اشكالي ندارد، اكنون بر خيز و نماز به خوان، بلند شدم و رو به قبله شروع به نماز كردم . ركوع و سجود رفتم، فرمود: تو نماز درستي نخواندي، چقدر زشت است كه شصت يا هفتاد سال از عمر انسان بگذرد و لي يك نماز با شرائطش نخواند، حماد مي گويد: از سخن امام احساس شرمندگي كردم و گفتم: قربانت شوم نماز را به من بياموز. 

امام عليه السلام رو به قبله ايستاد و دستها را پس از جمع كردن انگشتها روي رانهايش گذاشت و پاها را نزديك به هم نمود به نحوي كه به اندازه سه انگشت باز بيشتر فاصله نبود و انگشت پاهايش نيز رو به قبله بود و با حالت خشوع تكبير گفت سپس سوره حمد را با ترتيل خواند و بعد از آن سوره توحيد را تلاوت نمود، اندكي مكث كرد، دستها را تا مقابل صورت بالا آورد و تكبير گفت سپس به ركوع رفت، كف دستها را در حال باز بودن انگشتها روي زانو گذاشت و پشت و كمرش را صاف و كشيده قرار داد بگونه اي كه اگر قطره آب يا روغني بر پشتش مي چكيد فرو نمي غلطيد، گردنش را كشيده و چشمها را بسته نگه داشت و سه مرتبه گفت: «سبحان ربّي العظيم و بحمده» آنگاه ايستاد و در حالت آرامش گفت: سمع الله لمن حمده، سپس دو دستش را بالا آورد و تكبير گفت  و به سجده رفت به اين صورت كه دو كف دست را با انگشتان بسته در دو طرف بناگوشش گذاشت و سه دفعه گفت: «سبحان بي الاعلي و بحمده» هنگام سجده هشت جاي بدنش را بر زمين گذاشت: پيشاني، دو كف دست، دو زانو، سر دو انگشت بزرگ پا و نُك بيني، سپس سر از سجده بلند كرد و بر ران چپش نشست و پشت پاي راست را بر كف پاي چپ قرار داد و گفت: استغفر الله ربي واتوب اليه، سپس تكبير گفت و سجده دوم را به جا آورد، دو ركعت به همين صورت به جا آورد و تشهد خواند و سلام داد و گفت: اي حماد اينگونه نماز بخوان.

الكافي: ج 3 ص 311 ح 8 .

علامه مجلسي(ره) در شرح حديث مي گويد: اين حديث حسن است و شيخ صدوق در كتاب فقيه آن را صحيح دانسته است.

مرآه العقول: ج 15 ص 130.

در اين حديث همانگونه كه ملاحظه نموديد كسي كه نماز را آموزش داده است شخص امام صادق عليه السلام است و او از نوادگان رسول خدا و اهل بيت عليهم السلام است كه در حقيقت نماز رسول خدا صلي الله عليه و آله را به نمايش گذاشته است.

ولي در آن از قبض و تكفيف خبري نيست، بنا بر اين اگر تكتف و قبض سنت بود و شارع آن را تجويز كرده بود امام صادق عليه السلام كه ملقب به عالم آل محمّد است بايد آن را انجام مي داد، پس انجام آن در نماز بدعت است كه بايد با آن مبارزه نمود.

بسم الله در آغاز سوره

يكي از نشانه هاي بارز و آشكار در تفاوت بين نماز اهل سنت وشيعه شروع و آغاز آن با بسم الله است، زيرا شيعه بسم الله را آيه اي مستقل و آن را اولين آيه از هر سوره قرآن مي داند و در نمازهاي واجب چه جهريّه (نماز صبح و مغرب و عشاء) و چه اخفاتيّه (نماز ظهر و عصر) خواندن آن را لازم مي داند با اين تفاوت كه در جهريه بلند گفتن بسم الله واجب و در اخفاتيه مستحب است.   

و اما اهل سنت برخي بسم الله را جزء سوره و آيه اي مستقل مي دانند و برخي نه، به همين جهت هم در آغاز نماز بعضي سوره حمد را با بسم الله شروع مي كنند و بعضي نه، بنا بر اين در بين فقيهان اهل سنت در جزء بودن و خواندن در نماز اختلاف است.

جصاص در أحكام القرآن مي نويسد:

قال أبو بكر: لا خلاف بين المسلمين في أن بسم الله الرحمن الرحيم من القرآن في قوله تعالى: (إنه من سليمان وإنه بسم الله الرحمن الرحيم)...

ثم اختلف في أنها من فاتحة الكتاب أم لا فعدها قراء الكوفيين آية منها ولم يعدها قراء البصريين وليس عن أصحابنا رواية منصوصة في أنها آية منها...وقال الشافعي هي آية منها وإن تركها أعاد الصلاة... وما سبقه إلى هذا القول أحد لأن الخلاف بين السلف إنما هو في أنها آية من فاتحة الكتاب أو ليست بآية منها ولم يعدها أحد آية من سائر السور...

در اينكه بسم الله در اين آيه: (إنه من سليمان وإنه بسم الله الرحمن الرحيم) جزء قرآن است اختلافي نيست...ولي جزء سوره فاتحه باشد اختلاف است، قراء كوفي بر خلاف قراء بصره آن را آيه اي از سوره دانسته اند، با اين كه روايتي از اصحاب بر جزء بودن آن نرسيده است...شافعي بسم الله را آيه اي مستقل مي داند كه اگر در نماز ترك شود نماز باطل خواهد بود...او در اين عقيده تنها است، زيرا در بين علماي گذشته فقط نسبت به سوره فاتحه اين اختلاف وجود داشته است كه آيا بسم الله جزء و آيه اي از آيات آن است، يا خير؟ در حالي كه در نفي آن از سوره هاي ديگر اختلافي نداشته اند.       

أحكام القرآن للجصاص  ج 1   ص 8،  أحمد بن علي الرازي الجصاص أبو بكر الوفاة: 370 ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت - 1405 ، تحقيق : محمد الصادق قمحاوي.

ابن حبان در كتابش به نام صحيح داستان نماز خواندن فردي را پشت سر ابو هريره نقل كرده است كه مي گويد: من پشت سر ابوهريره نماز خواندم كه پس از تكبير بسم الله گفت و سپس سوره فاتحه را شروع كرد...

- أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ قُتَيْبَةَ قَالَ حَدَّثَنَا حَرْمَلَةُ بْنُ يَحْيَى قَالَ حَدَّثَنَا ابْنُ وَهْبٍ قَالَ أَخْبَرَنِي حَيْوَةُ قَالَ أَخْبَرَنِي خَالِدُ بْنُ يَزِيدَ عَنْ سَعِيدِ بْنِ أَبِي هِلالٍ عَنْ نُعَيْمٍ الْمُجْمِرِ قَالَ صَلَّيْتُ وَرَاءَ أَبِي هُرَيْرَةَ فَقَالَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ثُمَّ قَرَأَ بِأُمِّ الْكِتَابِ...

صحيح ابن حبان: ج 5 ص 100، رقم 1797، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1414 - 1993 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : شعيب الأرنؤوط.

علاوه بر موارد فوق روايات متعددي در كتب اهل سنت آمده است كه نشان مي دهد رسول خدا صلي الله عليه و آله و نيز اصحاب نماز را با بسم الله شروع مي كرده اند، اكنون چه شده است كه فقط بايد شافعي بسم الله را لازم و واجب بداند و ترك آن را موجب بطلان.

براي اطلاع بيشتر به كتابهائي مانند: معجم الكبير طبراني ج 11 ص 185،

و سنن بيهقي ج 2   ص 185، و...مراجعه فرمائيد.

نتيجه اين قسمت

نماز شروع آن با تكبير و خواندن سوره حمد است كه البته تنها شافعي بسم الله را واجب دانسته و ديگر فقيهان اهل سنت لازم نمي دانند. در صورتي كه روايات فراواني نقل كرده اند كه رسول خدا نماز را با بسم الله شروع مي كرد و اصحاب نيز چنين مي كردند.

محل سجده در نماز

ركوع كردن پس از قرائت و سپس سجده بعد از ركوع از اركان نماز است كه بدون آن نماز تحقق پيدا نمي كند و لذا از نگاه فقيهان سنت و تشيع در آن اختلافي نيست، فقط در مكان و جائي كه پيشاني هنگام سجده بايد قرار گيرد اختلاف وجود دارد كه به برخي از اين اختلافها اشاره مي كنيم.

مكان سجده از نگاه فقيهان شيعه

فقهاي شيعه با استناد به مدارك نقل شده از رسول خدا صلي الله عليه و آله و ائمه اطهار سلام الله عليهم مي گويند: پيشاني و محل سجده علاوه بر پاك بودن آن بايد از جنس زمين يا چيزيكه از آن مي رويد باشد وماكول وملبوس نباشد،  و سجده بر چيزي كه از اسم زمين بيرون باشد مثل معادن طلا ونقره وعقيق وفيروزه وقير وزفت وامثال آنها وهم چنين جايز نيست سجده كردن بر چيزيكه از اسم روئيده شده از زمين خارج شده باشد مانند: خاكستر وذوغال وامثال آنها، وجايز نيست سجده بر خوراكى ولباس مثل نان وپنبه وكتان وامثال آنها وجايز است سجده بر هر سنگي كه معدنى نباشد.

مكان سجده از نگاه فقيهان اهل سنت

و اما در بين فقيهان اهل سنت و ديگر بزرگان آنان در محل سجده اختلافات فراواني ديده مي شود كه متن ذيل گوشه اي از اين اختلافات را نشان مي دهد.

شارح صحيح بخاري مي نويسد:

قال مجاهد : لا بأس بالصلاة على الأرض وما أنبتت .

سجده بر زمين و آنچه از آن مي رويد اشكالي ندارد.

ومذهب مالك : لا بأس أن يسجد على الخمرة والحصير وما تنبت الأرض ، ويضع كفيه عليها . والسجود على الأرض أفضل عنده ، وعند كثير من العلماء .

مالك از پيشوايان چهارگانه اهل سنت گفته است: سجده بر خمره و حصير و آنچه از زمين مي رويد صحيح است و لي بر زمين افضل است، كه در اين افضليت بسياري از دانشمندان با او هم راه هستند.

وكان ابن مسعود لا يصلي على شيء إلا على الأرض .

ابن مسعود جز بر زمين بر چيز ديگري سجده نمي كرد.

وروي عن أبي بكر الصديق ، أنه رأى قوما يصلون على بسط ، فقال لهم : أفضوا إلى الأرض . وفي إسناده نظر .

ابوبكر عده اي را ديد كه بر فرش سجده مي كردند به آنان گفت: فرش را كنار بزنيد و بر زمين سجده كنيد. اگر چه در سند اين نقل بايد تامل نمود.

وروي عن ابن عمر ، أنه كان يصلي على الخمرة ويسجد على الأرض . ونحوه عن علي بن الحسين .

در باره فرزند عمر نقل شده است كه او نيز بر خمره و زمين سجده مي كرد و همچنين علي بن الحسين چنين مي كرد.

وقال النخعي في السجود على الحصير : الأرض أحب إلي . وعنه ، أنه قال : لا بأس أن يصلي الحصير ، لكن لا يسجد عليهِ .

نخعي سجده بر زمين را بيشتر دوست مي داشت و مي گفت: هنگام نماز روي حصير ايستادن اشكالي ندارد ولي سجده بر آن روا نيست.

ونقل حرب ، عن إسحاق ، قال : مضت السنة من النبي ( أنه صلى على الخمرة والبساط ، وعلى الثوب الحائل بينه وبين الأرض . قال : وأن سجد الرجل على الأرض فهو أحب إلي ، وأن أفضى بجبهته ويديه إلى الأرض فهو أحب إلينا . وأكثر صلاة النبي كانت على الأرض...

از اسحاق نقل است كه گفت: سنت پيامبر سجده بر خمره و فرش و پارچه اي است كه بين نماز گذار و زمين حائل شده باشد.

وقال ابن المنذر : كرهت طائفة السجود إلا على الأرض ، كان جابر بن زيد يكره الصلاة على كل شيء من الحيوان ويستحب الصلاة على كل شيء من نبات الأرض.

گروهي از سجده بر غير زمين اكراه داشتند، جابر بن يزيد از سجده بر چيزي كه از حيوانات باشد اكراه داشت، و بر هر چيزي كه از روئيدنيها باشد سجده مستحب است.

فتح الباري في شرح صحيح البخاري: ج 2 ص 254 ، دار النشر : دار ابن الجوزي - السعودية / الدمام - 1422هـ  ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : أبو معاذ طارق بن عوض الله بن محمد

سجده گاه رسول خدا صلي الله عليه و آله

به اعتقاد شيعه و سني، سيره و روش رسول خدا صلي الله عليه و آله در همه اعمال ملاك و معيار پيروي و اقتدا به او در انجام اعمال ديني است و در اين سخن هيچ اختلافي وجود ندارد و نكته مهم كه سر آغاز بحث و گفتگو بين اين دو گروه از مسلمانان است روش اثبات سنت و سيره آن حضرت است.

به ديگر سخن، ناقلان و راويان سنت نقش اصلي را در انتقال دارند پس بايد اين افراد نيز شرائطي را داشته باشند كه در جاي خود مباحث آن با دقت پي گيري شده است.

نماز در اسلام ستون دين و نمايشگر بندگي در برابر معبود است كه شيوه اجراي آن را بايد از مربي و مبلغ آن آموخت، همانگونه كه خودش فرمود: «صلوا كما رأيتموني أصلي»

آنگونه كه من نماز مي خوانم شما به خوانيد.

روايات و نقلهاي فراواني در آثار حديثي و فقهي اهل سنت وجود دارد كه رسول خدا يا بر زمين سجده مي كرد و يا بر حصيري كه زير پايش قرار داشت.

رسول خدا صلي الله عليه و آله بر زمين سجده مي كرد

بخاري مي نويسد:

حدثنا أبو الْوَلِيدِ قال حدثنا شُعْبَةُ قال حدثنا سُلَيْمَانُ الشَّيْبَانِيُّ عن عبد اللَّهِ بن شَدَّادٍ عن مَيْمُونَةَ قالت كان النبي صلى الله عليه وسلم يُصَلِّي على الْخُمْرَةِ.

ميمونه يكي از همسران پيامبر گفته است: رسول خدا صلي الله عليه و آله بر خمره نماز مي خواند.

محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، صحيح البخاري  ج 1   ص  149 و ص 150، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا.

ترمذي در كتاب سننش با نقل بخشهائي از احاديث و با ذكر نام تعدادي از همسران و اصحاب رسول خدا از قول آنان مي نويسد:

وفي الْبَاب عن أُمِّ حَبِيبَةَ وبن عُمَرَ وَأُمِّ سُلَيْمٍ وَعَائِشَةَ وَمَيْمُونَةَ وَأُمِّ كُلْثُومٍ بِنْتِ أبي سَلَمَةَ بن عبد الْأَسَدِ ولم تَسْمَعْ من النبي صلى الله عليه وسلم وَأُمِّ سَلَمَةَ قال أبو عِيسَى حَدِيثُ بن عَبَّاسٍ حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ وَبِهِ يقول بَعْضُ أَهْلِ الْعِلْمِ وقال أَحْمَدُ وإسحاق قد ثَبَتَ عن النبي صلى الله عليه وسلم الصَّلَاةُ على الْخُمْرَةِ قال أبو عِيسَى وَالْخُمْرَةُ هو حَصِيرٌ قَصِيرٌ.

از ام حبيبه و عبد الله بن عمر و ام سليم و عائشه و ميمونه و ام كلثوم و ام السلمه و ابن عباس (كه حديث او حسن و صحيح است) و همچنين احمد و اسحاق نقل شده است كه شهادت داده اند كه رسول خدا صلي الله عليه و آله بر خُمره نماز مي خواند.

ابو عيسي گفته است: خُمره حصير كوچك است.

محمد بن عيسى أبو عيسى الترمذي السلمي الوفاة: 279 ، سنن الترمذي:  ج 2 ص 151 و 152، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت -  - ، تحقيق : أحمد محمد شاكر وآخرون.

احمد حنبل پيشواي حنبليها مي نويسد:

18884 حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا عبد الصَّمَدِ قال ثنا عبد الْعَزِيزِ بن مُسْلِمٍ ثنا الأَعْمَشُ عن عبد الْجَبَّارِ بن وَائِلٍ عن أبيه قال رأيت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَسْجُدُ على الأَرْضِ وَاضِعاً جَبْهَتَهُ وانفه في سُجُودِهِ.

عبد الجبار بن وائل از پدرش نقل مي كند كه گفت: رسول خدا را ديدم كه هنگام سجده پيشاني و بيني اش را بر زمين مي گذاشت.

مسند الإمام أحمد بن حنبل: ج 4   ص 317 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة – مصر، و المعجم الكبير للطبراني: ج 22 ص 29رقم 62 ، دار النشر : مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : حمدي بن عبدالمجيد السلفي

ابن تيميه نيز مي نويسد:

عن أبى حميد الساعدى أن النبى صلى الله عليه وسلم كان إذا سجد مكن جبهته بالأرض...

رسول خدا هنگام سجده پيشاني را بر زمين مي گذاشت...

رواه أبو داود والترمذى وقال حديث حسن صحيح.

اين روايت را ابو داود و ترمذي نقل كرده اند و حسن و صحيح است.

كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية: ج 22 ص 171 دار النشر : مكتبة ابن تيمية ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي.

خُمره چيست؟

ابن تيميه مي نويسد:

قالوا ( الخُمرة) كالحصير الصغير تعمل من سعف النخل وتنسج بالسيور والخيوط وهى قدر ما يوضع عليه الوجه والأنف فإذا كبرت عن ذلك فهي حصير.

خُمره مانند حصير كوچكي است كه از برگ درخت خرما بافته مي شود و به اندازه اي است كه صورت و بيني بر آن قرار گيرد و اگر از اين بزرگتر باشد حصير است.

كتب ورسائل وفتاوى ابن تيميه: ج 22  ص 176، دار النشر : مكتبة ابن تيمية ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي.

عمر بن عبد العزيز بر خاك سجده مي كرد

بيقين سجده بر خاك و آنچه زمين بر آن صدق مي كند نزديكتر به دستور شارع مقدس است كه اتفاقا هر دو گروه از فقيهان تشيع و تسنن آن را قبول دارند، مي ماند موارد اختلافي مانند فرش و يا هر چيزي ديگر كه در اين صورت با شك در مصداق زمين بودن از محور بحث خارج مي شوند زيرا با سجده بر زمين و آنچه مصداق زمين است يقين به اطاعت امر مولي حاصل مي شود و در موارد مشكوك چنين نيست از اين روي مي بينيم عمر بن عبد العزيز دستور مي دهد تا بر محل سجده اش خاك قرار دهند تا نمازش بدون اشكال باشد.

ابن حجر عسقلاني شارح صحيح بخاري مي نويسد:

قال بن بطال لا خلاف بين فقهاء الأمصار في جواز الصلاة عليها الا ما روى عن عمر بن عبد العزيز أنه كان يؤتى بتراب فيوضع على الخمرة فيسجد عليه ولعله كان يفعله على جهة المبالغة في التواضع والخشوع فلا يكون فيه مخالفة للجماعة.

ابن بطال گفته است بين فقهاي شهرها در سجده بر حصير اختلافي نيست مگر آنچه كه از عمر بن عبد العزيز نقل شده است كه وي مقداري خاك بر سجاده اش مي گذاشت تا هنگام سجده پيشاني را بر آن بگذارد وشايد اين عمل او بجهت تواضع و خشوع بيشتر در نماز بوده است نه مخالفت با روش اهل سنت.

فتح الباري شرح صحيح البخاري : ج 1   ص 488، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر : دار المعرفة - بيروت ، تحقيق : محب الدين الخطيب.

خلاصه سخن

از مباحث پيشين و در موضوع محل سجده كه اختلاف در فقه شيعه و سني در آن بسيار مشهور و آشكار است اين نتيجه حاصل مي شود كه بر اساس اعتراف همسران و برخي از اصحاب رسول خدا صلي الله عليه و آله آن حضرت بر خاك و بر حصير بافته شده از برگ خرما سجده مي كرده است و اگر در مواقع استثنائي و ضرورت بر گِل و يا فرش و لباس سجده مي كرده است نمي تواند محملي براي همه جا و همه شرائط باشد.

و از طرفي نتيجه و عصاره مباحث گذشته ما را به اين نكته مي رساند كه آنچه امروز به نام سنت در باب نماز جريان دارد هيچ شباهتي به روش عبادي رسول خدا ندارد بلكه افزوده هائي است كه در طول زمان بر آن افزوده شده است، و تنها ملاك براي رسيدن به واقعيت همان مراجعه به فقيهان خاندان عصمت و فرزندان رسول خدا است.

 


گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتى حضرت ولى عصر

 



    فهرست نظرات  
1   نام و نام خانوادگي:  صادق محمدي     -   تاريخ:  06 مرداد 88 - 00:00:00
سلام عليكم باتبريك اعياد شعبانيه خدمت همه شما عزيزان جناب اقاي قزويني خدا شمارا براي جوانان شيعه نگه دارد واميدوارم كه هميشه سالم ودر كمال صحت وعافيت باشيد بحق شما ذخيره شيعه در عصرپر از شبهات و ترديد هستيد كه وجود مبارك شما را خداي متعال به ما هديه كرده است
من از راه دور دستان مبارك شما ميبوسم وانشالله كه در اين كار بسيار مقدس وارزشمند موفق باشيد حالا با اين مطالب مستند ازكتابهاي اهل سنت سني واقعي كيست ايا انها دنبال سنت پيغمبر خدا هستند يا دنبال سنت بني اميه مانند معاويه هستند وبنده حقير كه شاگرد كوچك استاد قزويني عزيز هم نميشوم حاضرم از صحيح بخاري ومسلم ادعايم را ثابت كنم با تشكر از همه شما عزيزان
2   نام و نام خانوادگي:  صبح اميد     -   تاريخ:  08 مرداد 88 - 00:00:00
صحبتهاي شما کاملا درست است.اميدوارم تا دوستان سني هم استنادهاومدارک خودشان را قبول داشته باشند.با آرزوي توفيق براي شما.اللهم عجل لوليک الفرج
3   نام و نام خانوادگي:  سيد حفيظ رهسپار از افغانستان     -   تاريخ:  12 مرداد 88 - 00:00:00
با سلام و خسته نباشيد. متاسفانه برادران بي خبر كه فقط اسما به (سني) مشهور شده اند، از سنت رسول الله صلي الله عليه و آله كاملا به دور نگهداشته شده اند. اينان فريب علماي شانرا خورده اند كه هيچگاهي حقيقت را برايشان نگفته اند. خدا لعنت كند آن اشخاصي را كه در لباس عالم دين در حقيقت به دشمني با دين كمر بسته اند و مليونها مسلمان را به گمراهي ميكشانند. اهل سنت در حقيقت خواسته و ناخواسته ترك سنت پيامبر اكرم (ص) كرده و پيروي از سنت اشخاص بيعت شكن، شيطان منش و دشمنان خدا و رسولش ميكنند.
ببينيد نماز اهل بيت عترت و طهارت سلام الله عليهم اجمعين را كه نماز شخص پيامبر اكرم است و نماز آنهايي را كه استنجا را بلد نيستند، قضاوت كنيد تفاوت ره را كه از كجاست تا به كجا. فاعتبرو يا اولي الابصار
يا علي
4   نام و نام خانوادگي:  رضا محمداف     -   تاريخ:  14 مرداد 88 - 00:00:00
سلام عليكم لطفا براي من دلايل بيشتري در اين كه نماز ما عينا همين نماز است كه رسول الله مي خواند ارسال فرمايد رضا محمداف باكو آذربايجان مقصود من باز گذاشتن دستها است بر عكس سنيها كه نماز آنها گذاشتن دستها و قرار دادن آن روي شكم يا بالاي شكم است يا علي
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
مي‌توانيد به آدرس ذيل مراجعه نماييد :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1252
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
5   نام و نام خانوادگي:  حميد رضا هدايتي     -   تاريخ:  19 مرداد 88 - 00:00:00
با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت شما محبين اهل بيت سلام الله عليهم
اميدوارم در ظل توجهات حضرت وليعصر موفقيت روزافزوني را كسب نماييد.
6   نام و نام خانوادگي:  مريم     -   تاريخ:  24 مرداد 88 - 00:00:00
سلام بر مهدي به هنگام نمازش سلام بر شما يكي از برادران اهل سنت در باره دكتر تيجاني اين كامنت رو برام گذاشته ( شكست كذاب الاشر تيجاني در المستقله كسي كه ادعاي مالكي بودن ميكند ولي هنوز نمي داند كه اب را بايد با دست راست خورد نه چپ ومولانا ابومنتصر خوب مچش را مي گيرد .تيجاني سماوي كه از صوفيه زنادقه تونس بود خود را به اشراف مالكي بچسباند. علماي شيعه به اندازه كافي در المستقله آبرويتان را برده اند و .....) لطفا در صورت امكان در اين مورد توضيح ميديد؟ ممنون
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
سني بودن جناب آقاي تيجاني اظهر من الشمس است !
اما در مورد آب خوردن با دست چپ ! در كداميك از مذاهب اربعه آمده است كه بايد با دست راست آب خورد ؟ در همه مذاهب آمده است كه مستحب است با دست راست و اين مطلب ربطي به سني يا شيعه يا مالكي و يا ... بودن ندارد !
جداي از اينكه بر فرض با دست چپ آب خورده باشد ، طبق نظر شيعه كه اين كار جايز است خورده است و ديگر نظر مالكي را (طبق ادعاي طرف سني شما) قبول نداشته است !
البته اگر اهل سنت اين گونه مطالب را دليل بر شكست بدانند ، جاي تعجب نيست ! زيرا در مناظرات هيچگاه نمي‌توانند جواب مطالب علمي شيعه را بدهند !
برفرض كه اصلا آقاي تيجاني سني نبوده است ! آيا اين سبب مي‌شود كه شبهاتي كه مطرح مي‌كند ، جواب داده‌ نشود ؟!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
7   نام و نام خانوادگي:  هادي -ت-ب     -   تاريخ:  27 مرداد 88 - 00:00:00
با سلام و تشكر . لطفا مدارك و مستندات آداب نماز شيعيان را هم بطور خلاصه ارائه نمائيد .
8   نام و نام خانوادگي:  مسعود     -   تاريخ:  10 شهريور 88 - 00:00:00
با سلام اهل سنت مدعي هستند كه بر روي مهر سجده كردن از زماني شروع شده كه حضرت علي (ع) در جنگ بدليل خونين بودن زمين از تكه اي گلي براي سجده استفاده نمودند و لذا سجده بر روي مهر از سنت پيامبر نبوده است . در صورت امكان توضيح دهيد . موفق باشيد
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
اين ادعاي اهل سنت ، هيچ دليل و مدركي ندارد ، در مورد سجده بر روي مهر در آدرس ذيل به صورت مفصل پاسخ داده شده است :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=490
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
9   نام و نام خانوادگي:  ع-- كلانتري (دلاور)     -   تاريخ:  14 شهريور 88 - 00:00:00
باسلام و قبولي طاعات با توجه به فرمايش بزرگان دين علي الخصوص مقام عظيم ولايت دامه بركاته و بركاتهم ما با برادران اهل سنت در اصول وحدت داريم سعي گردد با مديريت خوب شما در فروع نيز به اختلافات دامن زده نشود چرا كه"ما در اين زمان حساس بيش از حد به وحدت نياز داريم و وظيفه همه ما انجام اين تكليف الهي است . موفق باشيد...
10   نام و نام خانوادگي:  قبلي     -   تاريخ:  20 شهريور 88 - 00:00:00
سلام. در اين سايت پست هايي داريد به اسم (( چه کسي به ابوبکر لقب صديق و به عمر لقب فاروق داد )) اين پست سر تا پا اشکال است. جواب آن در وبلاگ ؟؟؟؟ داده شده . با خواندن مطالب آن وبلاگ نقدي بر آن بنويسيد و پست خود را اصلاح کنيد . اين دومين بار است که تذکر ميدهم. شيعه را تضعيف نکنيد . ما که افتخار مذهب جعفري را يدک مي کشيم . آنگونه كه ابوحنيفه گفته : چشمي نديده فقيه تر از جعفر بن محمد (عليه السلام) پس خواهشا پشت گوش ننداخته و رسيدگي و تحقيق کنيد .
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
اين مقاله اشكالي ندارد ، بلكه آنچه در جواب اين مقاله نوشته شده است ، پر است از مغالطات كه ان شاء الله بعد از تكميل جواب ، به بحث ضميمه خواهد شد .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

11   نام و نام خانوادگي:  جواد     -   تاريخ:  22 شهريور 88 - 00:00:00
سلام عليکم و رحمة الله نمي دانيد که پس از دريافت هر جواب براي سوالهايم تا چه اندازه دعاگوي شما برادران بزرگوار هستم . خداوند شما عزيزان را در اين راه ثابت قدم تر و موفق تر بدارد . ان شاء الله سوال ديگري براي اين حقير پيش آمده بود که اميد است آنرا همچون ديگر سوالها پاسخ گوئيد . زماني که عثمان بن عفان به آن کيفيت مرد تمامي امت به حضرت امير المومنين عليه السلام روي آورده و از ايشان تقاضاي قبول حکومت نمودند . اما ايشان در جواب فرمودند مرا رها کنيد و کسي ديگر را برگزينيد . چرا حضرت اميرالمومنين عليه السلام با داشتن ولايت از طرف خداوند بر مردم از اين امر سر باز زدند ؟ در حالي که در آن زمان هم مشروعيت داشتند و هم مقبوليت . با تشکر
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
به اين سوالات در ادرس ذيل پاسخ داده شده است :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=40
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=56
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
12   نام و نام خانوادگي:  احمد     -   تاريخ:  27 شهريور 88 - 00:00:00
باسمه تعالي با عرض سلام و طلب توفيقات روزافزون لطفا درباره سلام نماز هم توضيح دهيد که ايا رسول خدا (صلي الله عليه واله)نيز مانند ما شيعيان سلام هاي سه گانه را ميدادند؟وايا خطاب به خود نيز سلام ميدادند؟با ذکر سند والسلام
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
1- سلام‌هاي سه‌گانه نماز ، مختص به شيعه نيست و اهل سنت نيز در سلام نماز چنين مي‌گويند و حتي وهابيون نيز فتوا به صحت چنين سلامي داده‌اند .
(علت مطرح كردن اين شبهه عموما آن است كه وهابيون در پاسخ به اين سوال كه چرا در نماز خود مي‌گوييد «السلام عليك أيها النبي» و آن حضرت را مورد خطاب قرار مي‌دهيد ، مگر ان حضرت زنده‌اند ، دچار مشكل شده‌اند) و در سايت هاي رسمي خود نيز چنين مطلبي را مطرح كرده‌ و اقرار كرده‌اند اين همان سلامي است كه خود رسول خدا (ص) به اصحاب خويش ياد داده‌اند :
http://www.islamqa.com/ar/ref/34535
http://www.binbaz.org.sa/mat/14962
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
13   نام و نام خانوادگي:  مجيد ز     -   تاريخ:  28 شهريور 88 - 00:00:00
ايا پيروان مذهب مالكي در حالضر با توجه به گفته انس ابن مالك كه قبض دستان در نماز مكروه است اين عمل را انجام ميدهند؟ و اگر انجام ميدهند چرا؟
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
بسياري از اتباع مذاهب ، از فتاواي علماي مذهب خويش به درستي آگاهي نداشته و از آنها به خوبي تبعيت نمي‌كنند .
اما در حال حاضر بسياري از مالكيان در كشورهايي كه عموما مالكي هستند (تعدادي از كشور‌هاي آفريقايي)‌ با دست باز نماز مي‌خوانند .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
14   نام و نام خانوادگي:  مصطفي     -   تاريخ:  30 شهريور 88 - 00:00:00
دوست داشتم نحوه نماز خواندن يک سني را به صورت فيلم ببينم.!!
15   نام و نام خانوادگي:  احمد     -   تاريخ:  04 مهر 88 - 00:00:00
باسمه تعالي
از جواب شما متشکرم
حفظکم الله و عجل الله فرجه
16   نام و نام خانوادگي:  هادي     -   تاريخ:  08 مهر 88 - 00:00:00
تفسير آيه قرآن در منابع سلفي ها: «قُلْ مَنْ كانَ عَدُوّاً لِجِبْريل فانّهُ نَزّلَهُ عَلى قَلْبِكَ بإذْنِ اللّهِ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدى وَبُشْرى لِلْمُؤْمِنين».[2] «بگو هر كس با جبرئيل دشمن باشد] دشمن خداست[، و او مأموري بيش نيست كه به اذن خدا قرآن را بر قلب تو نازل كرده، كتاب‌هاي پيشين را تصديق مي‌كند، و مؤمنان را هدايت نموده و مايه بشارت است». بر همگان روشن است که اين آيه در مورد يهودي ها نازل شده که با جبرئيل دشمن بودند. وهابي ها معتقد اند شيعيان پس از هر نماز سه بار مي گويند خان الامين خان الامين خان الامين يعني خيانت کرد جبرئيل که مي خواست وحي براي حضرت علي بياورد ولي براي پيامبر آورد!
17   نام و نام خانوادگي:  مالك اشتر     -   تاريخ:  08 مهر 88 - 00:00:00
جناب هادي وهابي .
وهبيان غلط كرده اند با جناب عالي كه همچين چيز هايي را به زبان نجستان مي آوريد كه از قول شيعيان چنين است!!!!!!!!!!1
من كه شيعه هستم اولين بار است كه اين مطلب باطل را از زبان شما ميشنوم.
بله اگه اين هارو بهتون نگن ميخوايين چه جوري قانعشون كنين كه بين سر شيعه رو ببرن و ذبحشون كنن.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خداوند رسواتان كنه.!

يا سيف الله.
18   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  09 مهر 88 - 00:00:00
با سلام حماقت مخالفين شيعيان از همين يك شعار مشخص ميشود , يعني واقعاً خداوند چشم دل اين احمقها را كور كرده . يكي از اينها نيست از خودش بپرسه اخه خيانت و امين ؟؟؟؟ خدايا شكرت كه دشمنان ما را از اين احمقها افردي كه حتي شعور يك شعار منفي ساختن هم ندارند . يا علي
19   نام و نام خانوادگي:  fatema     -   تاريخ:  11 مهر 88 - 00:00:00
دوست گرامي كلانتري{دلاور} منظورت از وحدت يعني چي؟ وحدت يعني هماهنگي كه معمولا بين گروه ها يا هر چيز ديگري صورت ميگيره ولي وقتي كه خود اهل تسنن اين وحدت را قبول ندارند وروز به روز با هم دستي با وهابي ها و ظالمان شيعيان بيگناه را به شهادت مي رسانند آيا باز هم جايي براي وحدت وجود دارد؟ آيا ما بايد صمم بكم دست روي دست گذاشته و بگذاريم هر غلطي مي خواهند انجام بدهند هر چند افرادي مثل شما به اسم وحدت گذاشته اند سني ها بيش از اندازه پاي خودشون از گليمشون درازتر کنند. ولي ما بايد به اين ايمان داشته باشيم که دين ما کامل ترين دين است و حق هميشه با تشيع است بنابراين به جاي اين برادر بازي ها و وحدت وحدت کردن بياييم بيشتر در روايات اهل بيت ومعصومين (ع) را مطالعه کرده وآن را ترويج داده چرا که اديان ديگر بر آنند تا شيعه را نابود کنند براي آنکه آنان بهتر از من وتو ميدونن که اگر شيعه ترويج پيدا کننه دخلشون در مياد. مرسي يازهرا
20   نام و نام خانوادگي:  علي اكبر حسني پور     -   تاريخ:  23 مهر 88 - 00:00:00
با تشكر از اقاي دكتر و هم كاران ارجمندشون و خسته نباشيد خدمت همه برادران شيعه و سني
يه سوال داشتم خدمت آقايون اهل سنت
اول اينو بخونيد:

,,,, وقد روى : أن عمر خرج في شهر رمضان ليلا فرأى المصابيح في المسجد ، فقال : ما هذا ؟ فقيل له : إن الناس قد اجتمعوا لصلاة التطوع ، فقال : بدعة فنعمت البدعة ! فاعترف كما ترى بأنها بدعة ، وقد شهد الرسول صلى الله عليه وآله أن كل بدعة ضلالة . وقد روى أن أمير المؤمنين عليه السلام لما اجتمعوا إليه بالكوفة فسألوه أن ينصب لهم إماما يصلى بهم نافلة شهر رمضان ، زجرهم وعرفهم أن ذلك خلاف السنة فتركوه واجتمعوا لأنفسهم وقدموا بعضهم فبعث إليهم ابنه الحسن عليه السلام فدخل عليهم المسجد ومعه الدرة فلما رأوه تبادروا الأبواب وصاحوا وا عمراه !
شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد از علماي اهل سنت ج 12ص 283
روايت شده است که عمر در ماه رمضان شب هنگام بيرون آمده پش در مسجد چراغ هايي را ديد ؛ پس گفت : اين چيست ؟ به او گفتند : مردم براي نماز مستحبي جمع شده اند (تا آن را جماعت بخوانند) ؛ پس گفت بدعت است اما خوب بدعتي است .
پس اعتراف کرده است که اين کار بدعت است و رسول خدا شهادت داده اند که هر بدعتي گمراهي است .
و از امير مومنان عليه السلام روايت شده است که وقتي در کوفه گرد ايشان جمع آمدند ، و از حضرت خواستند که براي ايشان امامي قرار دهد که با او نماز مستحب ماه رمضان را بخوانند ، ايشان را از اين کار منع کرده و ايشان را آگاه نمود که اين کار بر خلاف سنت رسول خداست ؛ پس امير مومنان را رها کرده و خودشان گرد هم جمع شدند و يکي را جلو انداختند ( تا امام جماعت شود ) ؛ پس حضرت امام حسن مجتبي را به نزد ايشان فرستادند ؛ حضرت وارد مسجد شدند در حاليکه شلاقي به همراه داشتند ؛ وقتي مردم ايشان را ديدند فرار کرده و فرياد مي زدند اي واي سنت عمر از بين رفت!!!

اين چه حرفيه كه حضرت عمر زدن مگه بدعت هم خوب و بد داره بعدش از جمله آخر روايت معلومه كه اهل سنت اهل سنت پيامبر نيستن واهل سنت عمر هستند
در مورد جنايات زير آقايون سني جواب بدين كه چرا از اين آقا تبعيت ميكنين

جنايت .... به حدي بود که در حضور رسول خدا (ص) با همه وقاحت وزشتي و بي پروائي در
مقابل خدا ورسولش گفت: (ان الرجل ليهجر)...همانا اين مرد هذيان مي گويد ...
آيا مردي هذيان مي گويد که خداي تعالي درباره او فرمود: ((( وما ينطق عن الهوي*ان هو الا وحي يوحي)))
(((و او سخن نمي گويد از سر هواي نفس سخن غير از وحي از جانب خدا نيست)))
وباز فرموده: (((ما أتا کم الرسول فخذوه)))
((( آنچه رسول خدا به شما فرمان دهد آنرا بپذيريد)))
گرچه فتنه ها و بدعتهاي عمر کم نيست به طوريکه دنيا را پر کرده است ,ولي ما بنا بر
احتضار به گوشه اي از آنها اشاره مي کنيم :
1.آتش زدن به درب خانه حضرت زهرا(س)(1)
2.غصب خلافت امير المومنين(ع) (2)
3.غصب فدک حضرت زهرا (س) (3)
4.ريسمان به گردن امير مومنان(ع)افکندن و به مسجد کشيدن
5.رد کردن شهادت امير المومنين
6.نسبت بطاله(بيهوده کاري)و فکاهة(بسيار مزاح کن)دادن به مولاي علي (ع) (4)
7.نسبت دروغ به حضرت زهرا (س)تا جايي که آن حضرت را غضبناک کرد(5)
8.تصميم براي نبش قبر حضرت زهرا(س) (6)
9.اول کسي بود که لقب ((امير المومنين))را غصب کرد وبه خود نسبت داد(7)
10.مانع گرفتن ذو القربي شد از خمس بعد از آنکه خداي متعال براي آنان حلال فرموده
بود در حاليکه آن ... هر ساله به عايشه و حفصه دههزار در هم مي داد. (8)
11.نافله هاي ماه رمضان را که بدستور پيامبر فرادي خوانده مي شد به نام نماز تراويج به جماعت قرار
داد و جالب اينکه خودش اعتراف کرد و گفت :اينکار بدعت است و چه بدعت خوبي است!در حاليکه
پيامبر فرمود:"هر بدعت در ضلالت و گمراهي است و هر گمراهي در دوزخ خواهد بود. (9)
12.اذيت و آزارهايي که با همداستانش ابوبکر نسبت به حضرت فاطمه سلام الله عليها روا داشتند و محسن او را سقط کردند(10)
13.عدم اجراي حد بر مغيره ابن شعبه (11)
14.فرار کردن عمر و عثمان از جنگ احد و تنها گذاشتن رسول خدا بين دشمنان(12)
15.طواف نساء را تحريم کرد. (13)
16.صيغه زنها را تحريم کرد و از احکام برداشت.
مولي اميرالمومنين فرمود(ع):اگر عمر متعه زنها را حرام نميشمرد جز آدم شقي کسي زنا نمي کرد. (14)
17.جمله((حي علي خير العمل))را از اذان برداشت .
18جمله((الصلاة خير من النوم)) را داخل اذان کرد. (15)
19.مسح روي کفش (16)
20.ترک کردن نماز به خاطر نبودن آب
21.گريه کردن بر مرده ها را حرام شمرد. (17)
22قنوت را بعد از رکوع انجام داد.
23بسم الله الرحمن الرحيم را از قرائت نماز حذف کرد .
24 مقام ابراهيم را به جائي که در جاهليت بود بر گرداند. (18)
25حد بلوغ در پسران را هنگامي که قامت آنان به شش وجب برسد قرار دادو اگر يک بند انگشت کمتر از اين مقدار بود آن پسر هنوز به تکليف نرسيده بود!!!بنابراين کساني که قد و اندازه آنان کوتاه بود چه تکليفي خواهند داشت و اين ها هيچ گاه به حد بلوغ نميرسيدند!! .(19)
26به خاطر جهلي که به احکام داشت امر کرد زن ديوانه اي و زن حامله اي را که زنا کرده بودند س-ن-گ-س-ا-رکنند (20)
27شراب خواري اوحتي بعد از نزول آيه حرمت شراب تا آخرين لحظه عمرش شراب خورد .(21)
28 ميگفت :براي رفع حرمت شراب آب در آن بريزيد!وميگفت:براي هضم گوشت شتر تنها
شراب انگور مفيد است!!(22)
29تخلف از لشکر اسامه .(23)
بر همه سادات از فرزندان حضرت زهرا{س} لازم است بدانند:
که عمر باعث مخفي بودن قبر مادر شهيده ومظلومه يشان فاطمه زهرا سلام الله عليها مي باشد .
............................................................................................................................................
پاورقي:
1.بحارالانوار ج 31 ص 59/اثبات الوصيه ص142/انتساب الاشراف ج 1 ص 586/عقد الفريد ج 3 ص 63.
2.بحارالانوار ج 36 ص20
3.مسند احمد حنبل ج 1 ص 355
.5و4.زاد المعاد
6.بحار ج 43 ص 175
7.الفاروق عمر بن خطاب ص28
8.شرح ابن ابي الحديد
9.سنن ابن ماجه ج 1 ص 20.سنن ابو داوود ج 1 ص261 .سنن دارمي ج1 ص45.تاريخ طبري ج5ص22.مستدرک حاکم ج1ص 69
33

10.تاريخ طبري ج 4 ص 52والعقد الفريد ج 2 ص254.
11.تاريخ طبري ج 4 ص 229.انساب الشراف ج5ص16و 18.
12.طبقات ابن سعد ج 2 ص 41.تاريخ ابن عساکر ج2 ص 392.کنزالعنال ج5 ص 312.الکامل ابن اثير ج 2 ص 120. تاريخ طبري ج3 ص 188. شرح ابن ابي الحديد ج3 ص20 و 21.ملل و نحل شهرستاني مقدمه چهارم ص 20 و ....
13.
14.مسند احمد ج 1 ص49و50.صحيح مسلم ج 1 ص 467.صحيح بخاري ج 1 ص 187.
15.شرح موطا زرقاني ج 1 ص25.
16.صحيح بخاري ج 1 ص 170والدر المنثور ج 2 ص 462 و 465.
17.صحيح بخاري ج 1 ص 255و مسند احمد ج 1 ص 355و شرح ابن ابي حديد ج 3 ص 111
و مستدرک حاکم ج 1 ص 381.
18.طبقات ابن سعد ج 3 ص 204وتاريخ خلفا سيوطي ص 53وشرح ابن ابي حديد ج3 ص 113.
19.کنز العمال متقي هندي ج 3 ص 116.
20.سنن ابن داوود ج 2 ص 227و مستدرک حاکم ج 2 ص 59وسنن بيهقي ج 8 ص 264و...
21.کشف الغمه ج 2 ص 154واحکام القران ج 1 ص 388و شرح ابن ابي الحديد ج 3 ص 264.
22.تاريخ خطيب بغدادي ج 6 ص 156.
23.طبقات ابن سعدو تاريخ ابن عساکر وکنز العمالو تاريخ طبريو شرح ابن اب الحديد.
24.براي ديدن مدارک اين جنايات به پست پاسخ به شبکه المستقله مراجعه نماييد
منبع: سايت نشر اعتقادات
حالا آيا بازم آرزوي محشور شدن با حضرت عمر رو دارين
22 /7/ 88
21   نام و نام خانوادگي:  عابد     -   تاريخ:  18 آبان 88 - 00:00:00
حداقل نماز به فتوا و راي ابوحنيفه:

با آب انگور يا خرما وضو بگيري و پوست سگ دباغي شده را بپوشي و تکبيره الاحرام را به هر زباني که مي خواهي از ترکي و کردي و فارسي و عربي و اردو و غيره بگويي مثلا خدا بزرگ است و حمد را به فارسي و عوض از سوره يک آيه و بگويي «دو برگ سبز» به جاي «مدهامتان» سپس مانند کلاغ سر به زمين بکوبد و جلوس بين دو سجده نداشته باشد و تشهد نخواند پس عمدا ضرطه اي در کند به جاي سلام.( مخفي نماند که اين نماز ابوحنيفه را اعلام و بزرگان اهل سنت نقل کرده اند مانند فخر رازي در رساله ترجيح مذهب شافعي و ابن خلکان در ترجمه سلطان محمود سبکتکين ،يافعي در مرآت الجنان در حوادث سنه 402 ، عبد الرزاق حنفي سيف مسلول ،سيوطي در جزيل المواهب ، ابن تيميه در منهاج السنه ، ملا علي قاري در تمهيد، دميري در حيوه الحيوان و غزالي در منخول).

و حال آنکه به قطع و يقين چنين نمازي در شرع اسلام وضع نشده بلکه اين استهزاء به نماز و رکن رکين دين و عمود اسلام و عمود فسطاط دين است و پيغمبر (ص) مي فرمايد « من استخف با الصلوه فليس مني ». کسي که سبک بگيرد نماز را از دين من نيست و در حديث ديگر اگر بميرد يهودي و يا نصراني مرده است.

امام الحرمين مي گويد با اينکه ابوحنيفه قطب اسلام و پيشواي حنفيين است فتوا داده که اقل واجب نماز همين است بقيه آداب و مستحبات است سپس حکايت قفال مروزي را مي گويد.
22   نام و نام خانوادگي:  سيد حفيظ رهسپار از افغانستان     -   تاريخ:  20 آبان 88 - 00:00:00
با سلام وخسته نباشيد
خواهر عزيز فاطمه شماره 19. دست مبارک تان درد نکند. آفرين بر پدر و مادر بزرگوارت که اسم شما را فاطمه انتخاب کرده اند. به راستي شجاعت، فصاحت، بلاغت و شيوايي کلامتان آدم را به ياد شجاعت بانوي بانوان بهشت، حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها مي اندازد. همانگونه که آن بانوي بزرگوار در دفاع از حق خود ابوبکر را شرمنده دو عالم ساخت، شما نيز با اين سخنان متين و سراپا محتوا، پيروان ابوبکر را سر جاي خود شان نشانديد تا ديگر جرات جسارت با آل پيامبر عليهم السلام را نداشته باشند.
خداوند از شما خواهر گرامي راضي باشد و اجر تان با زهراي اطهر سلام الله عليها.
يا علي
23   نام و نام خانوادگي:  سعيد حسيني     -   تاريخ:  20 آبان 88 - 00:00:00
سلام عليکم
بنده هم با صحبتهاي ارزشمند خواهر بزرگوارمان سرکار خانم فاطمه
نگارنده کامنت شماره 20 موافقم
هرگاه به اهل بدعت چراغ سبز نشان داده ايم جري تر شده اند
شاه اسماعيل صفوي زبان اين جانوران وحشي را خوب بلد بود
به نظر حقير واژه وحدت برآزنده شيعه با شيعه است ولا غير، چرا که بقول خواهرمان همه اديان موجود سعي در از بين بردن شيعه دارند و وحدت شيعيان واقعي با يکديگر جزو ضروريات اصلي و هميشگي ماست.
در طول تاريخ هر گاه شيعه از مواضع بر حق خود کوتاه آمده است اهل بدعت وحشي تر شده اند.
به اميد تعجيل در ظهور صاحبمان حضرت ولي عصر عج
جا, الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا
اللهم لعن الجبت والطاغوت
يا علي مدد
24   نام و نام خانوادگي:  سيد حفيظ رهسپار از افغانستان     -   تاريخ:  24 آبان 88 - 00:00:00
با سلام و خسته نباشيد.
آفرين آقاي سعيد حسيني، احسنت. به نقطه بسيار خوبي اشاره کرديد. هر وقت از جانب شيعيان به اينها (سني هاي ناصبي) ميدان داده شده است، اين ها وحشي تر از گذشته شده اند.
منهم با نظر برادرم آقاي حسيني و خواهر عفيفه مان، فاطمه خانم صد در صد موافقم. اصلا وحدت بين شيعه و سني معني ندارد و به جمع ضدين ميماند.
به نظر بنده کلمه وحدت تنها ميان شيعيان موحد قابل قبول و استفاده است و از همه نور چشمانم (شيعيان) ميخواهم تا بيش از پيش بر اين وحدت تاکيد کنند عليه دشمنان مکتب شان چرا که گروه نواصب اعم از حنفي و شافعي و حنبلي و مالکي و وهابي هميشه در کمين اند تا با ايجاد تفرقه بين شيعيان مولا امير مومنان علي عليه السلام، براي رسيدن به اهداف شوم خود خود شان بهره برداري کنند.
عده اي از شيعيان نميدانم روي چه عواملي بر وحدت با فرقه هاي بدعت اصرار ميورزند که انشاالله به زودي به خود بيايند و متوجه زيان هاي اين موضوع شوند.
به اميد جهان گستر شدن مکتب حقه تشيع
يا علي
25   نام و نام خانوادگي:  توبه     -   تاريخ:  19 دي 88 - 00:00:00
در جواب پست شماره 20
اشهد ان علي ولي الله
فکر کنم براي شما اين از بدعت هاي خوبش باشه
26   نام و نام خانوادگي:  momen abdullah     -   تاريخ:  20 دي 88 - 00:00:00
جناب توبه
«الصلاه خير من النوم»
يا علي
27   نام و نام خانوادگي:  محمود     -   تاريخ:  29 دي 88 - 00:00:00
دوستان عزيز پيشنهاد ميكنم كه يه سري به سايت http://www.mosalman.net/ بزنيد و جواب بيشتر سوالاتتون رو در رابطه با عقايد اهل سنت بگيريد. در اين سايت همونطور که اينجا بر سر مسايل اختلافي بحث شده در آن سايت هم بدين شکل بحث شده که اين قضاوت را براي ما در انتخاب مسير آسانتر ميکند.چرا که يه طرفه شبهه ايجاد کردن و پاسخ دادن از لحاظ عقلي پسنديده نيست . همانطور که در اين سايت از عقايد شيعه دفاع شده در آن سايت هم از عقايد سني دفاع شده .
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
اگر مقصود شما انجمن اينترنتي مسلمانات است ، بهتر است بدانيد بسياري از دوستان ما بعد از شركت در اين انجمن و پاسخ دادن به سوالات اهل سنت ، مسدود شدند و حق پاسخگويي از آنان گرفته شد !
اگر واقعا منظور شما اين است كه به آنجا برويد و سخنان يكطرفه اهل سنت را ببينيد !(آنهم نه پاسخ ، بلكه عموما اهانت و جسارت) خوشحال مي‌شويم دوستان سري هم به آنجا بزنند !
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
28   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  25 ارديبهشت 89 - 00:00:00
با سلام
جناب محمود مطمئن باشيد ما در امامت حضرت علي عليه صلوات و سلام هيچ شكي نداريم .
اين بارها در كتابهاي اهل سنت كه براي ما اصلاً حجت نيستند ديده ايم كه حق با علي بوده .
مثلاً شما ادعا ميكنيد كه حضرت محمد صلي الله عليه و اله و سلم قبل از رحلتشان چونكه ابوبكر را براي نماز انتخاب كرد پس او را به خلافت نيز انتخاب كرد . حال اگر اينطور بود چرا اجتماع در سقيفه ؟؟ چرا ابوبكر اول به عمر پيشنهاد خلافت داد . برويد ماجراي سقيفه را خوب بخوانيد .
سوال دوم اينكه خطبه غدير خم را چه ميگوئيد انهم براي بيش از صد هزار نفر از حجاج يعني چي .
سوال سوم حديث دار كه گبري به ان نيز اشاره كرده يعني چي ؟؟؟
جواب اين سوالها براي ما روشن است .
اين بقول معروف وب كوگ هم كه معرفي كرديد ايا تضمين ميدهيد كه صادق باشند .
اگر ميدهيد بفرمائيد تا من چند نظريه قوي براي انها بفرستم تا ببينيم جوابشان چگونه خواهد بود .

جناب توبه 25 تو چرا ناراحتي و حرف عمر را قبول نداري . جناب اين دوست ما از قول عمر يك چيزي نوشته اگر اشتباهه كه هست از جانب عمره نه اين دوست ما .
ميگه بدعت خوبيه , اخه مگر بدعت خوب هم ميشه .

يا علي اشهد ان انت ولي الله

يا علي

يا علي
29   نام و نام خانوادگي:  SHAHED     -   تاريخ:  05 آبان 89 - 04:07:10
ايول . مطالب خوبي مينويسيد. چند تا سايت ديگر هم مثل شما بود ، هيچ کس روش نميشد طرف شيعه ها بيايد. من هم به نوبه خودم اين سايت را معرفي ميکنم چون در رد شبهات ساخته شده .
30   نام و نام خانوادگي:  SHAHED     -   تاريخ:  02 آذر 89 - 14:04:28
سلام اول اينکه من شيعه هستم. در ثاني اگر حديثي در مورد گذاشتن دست راست روي چاپ نيست، چرا اينقدر حديث (!) وجود دارد؟ به اين يکي توجه کنيد : 726ـ حدثنا مسدد، ثنا بشر بن المفضل، عن عاصم بن كليب، عن أبيه، عن وائل بن حجر قال: قلت لأنظرن إلى صلاة رسول اللّه صلى الله عليه وسلم كيف يصلي قال: فقام رسول اللّه صلى الله عليه وسلم فاستقبل القبلة فكبر فرفع يديه حتى حاذتا أذنيه، ثم أخذ شماله بيمينه، فلما أراد أن يركع رفعهما مثل ذلك، ثم وضع يديه على ركبتيه، فلما رفع رأسه من الركوع رفعهما مثل ذلك، فلما سجد وضع رأسه بذلك المنزل من بين يديه، ثم جلس فافترش رجله اليسرى ووضع يده اليسرى على فخذه اليسرى وحدَّ مرفقه الأيمن على فخذه اليمنى وقبض ثنتين وحلق حلقة، ورأيته يقول هكذا، وحلق بشر الإِبهام والوسطى وأشار بالسبابة. سنن ابي داوود ، کتاب صلاه
31   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  02 آذر 89 - 16:59:09
با سلام
خوب خدا را شكر كه يك برادر شيعي سوالي خوب كرد .
جناب SHAHED متشكرم از سوالت .
مسلماً شما اين حديث را شنيده ايد كه حضرت محمد صلي الله عليه و اله و سلم فرمودند ""الأعمش عن مجاهد عن ابن عباس عن النبي (ص) : " أنا مدينة العلم وعلي بابها ، فمن أراد العلم فليأتها من بابها " ، """
وليكن كساني بر اين باورند كه حديث اينگونه است :أنا مدينة العلم وعلي بابها وأبو بكر جدرانها وعمر سقفها .
براي ما همين بس كه ائمه اطهار شيعيان را از اين كار منع مي كردند, .

والنهي في صحيح محمد بن مسلم عن أحدهما ( عليهما السلام ) قلت له : الرجل يضع يده في الصلاة وحكى اليمنى على اليسرى فقال : ذلك التكفير لا تفعله.

وسائل الشيعة (آل البيت): 265/7،ح 9295، التهذيب: 84/2 ح 310.

محمد بن مسلم از امام باقر يا امام صادق عليهما السلام نقل كرده است كه به حضرت گفتم : شخصي در نماز دست راست را روي دست چپ مي گذارد پس حضرت فرمودند : اين تكفير است آن را انجام نده.

ودر حسنه زراره از امام باقر عليه السلام آمده است :

لا تُكَفِّر فإنما يصنع ذلك المجوس.

وسائل الشيعة (آل البيت): 266/7، ح 9296، الكافي: 299/3 ح 1، التهذيب: 84/2 ح 309.

در نماز تكفير نكن كه تكفير كار مجوس است .

وعن حريز عن رجل عن أبي جعفر (ع) لا تُكَفِّر إنما يصنع ذلك المجوس.

وسائل الشيعة (آل البيت): 266/7، ح 9297، الكافي: 336/3 ح 9.

امام باقر عليه السلام فرمودند: تكفير نكن كه تكفير كار مجوس است.

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++==
قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم : صلوا کما رايتموني اصلي

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند :‌ نماز بخوانيد همانگونه كه مي بينيد من نماز مي خوانم.

صحيح البخاري ج 1 ص 155 , کتاب الاذان باب الاذان للمسافر اذا کان جماعة ....

================================================================
كي بهتر از ائمه اطهار عليهما السلام براي اين كار .

لبيك يا علي
32   نام و نام خانوادگي:  ارشد سيدزاده     -   تاريخ:  25 بهمن 89 - 09:27:52
اقا الان هر کي هر چي ميگه و نميگه شماها قانع نميشين خلاصه
ان شاالله اخرت همديگرو رويت ميکنيم و هممون خوب خوب تلتيف ميشيم.
33   نام و نام خانوادگي:  سيد هادي حسيني     -   تاريخ:  01 مهر 90 - 18:54:10
مرده باد جهل شرک خرافات دروغ///////////سيد هادي حسيني
34   نام و نام خانوادگي:  علي محمد خزاني     -   تاريخ:  04 مهر 90 - 21:41:31
با سلام و خسته نباشيد خدمت بزرگواران دست اندر كار پاسخ به شبهات ديني
تقريبا خوب بحث شده اما من فكر مي كنم بررسي كامل و همه جانبه اي انجام نگرفته همه روايات اين موضوع احضا’ نشده و هنوز جا براي توضيح و تبيين بيشتر با استفاده از دلايل عقلي و نيز متون تاريخي وجود دارد با تشكر و تقديم احترام .
35   نام و نام خانوادگي:  سيد حسين بارزانى     -   تاريخ:  10 اسفند 90 - 23:20:08
]سلام عليكم اياكفتن اين سه دكر در ركوع درست است سبحان ربى العظيم3وسبوح قدوس رب الملائكته وروح وسبحانك الهم ربنا وبحمدك الهمغفرلى وهمين سه دكر درسجده به جاى سبحان ربى العظيم بكوئيم سبحان ربى العلى من از كردستان غراق ويك سنى موحد شده ام خيلى ممنون از شما
جواب نظر:

با سلام

دوست عزيز به گفته همه مراجع عظام تقليد، در ركوع يا سه مرتبه «سبحان الله»  و يا يك مرتبه «سبحان ربي العظيم و بحمده» و در سجده يا سه مرتبه «سبحان الله» و يا يك مرتبه «سبحان ربي الاعلي و بحمده» كافي است و مي توانيد آن اذكار را هم اضافه كنيد، البته به گفته برخي از مراجع اذكار بالا و هر ذكري كافي است كه اگر مي خواهيد همان اذكار را به تنهايي بگوييد بايد مرجع تقليد خود را معرفي كنيد و يا به سايت مرجع تقليد مورد نظر خود مراجعه فرماييد .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

36   نام و نام خانوادگي:  عليرضا خاک     -   تاريخ:  10 خرداد 91 - 06:37:48
به قول مولوي:هيچ ترتيبي و آدابي مجو هر چه مي خواهد دل تنگت بگو با خدا به هر شکلي و به هر صورتي وبه هر طريقي و به هر جهتي سخن بگويي و رازو نياز کني قبول است. التماس دعا خيلي خدا سخت نمي گيرد من نكردم خلق تا سودي كنم بلكه تا بربندگان جودي كنم ما برون را ننگريم و قال را ما درون را بنگريم و حال را
37   نام و نام خانوادگي:  ميثم     -   تاريخ:  27 دي 92 - 19:57:28
خوووووووووووووووووب بود
38   نام و نام خانوادگي:  محمدي     -   تاريخ:  23 بهمن 92 - 16:23:34
برادر محترم.آقاي عليرضا(کامنت 36).السلام عليکم و رحمت الله و برکاته.
..قطعا" همه ما چه عزيزان اهل سنت و چه اهل تشيع معتقديم که بايد به دنبال يافتن سنت حقيقي آقايمان رسول الله_صلوات الله عليه و آله_ باشيم.چون خود حضرت(ص) فرمودند که هرکس از سنت من روي گردان باشد از من نيست.
پس فهميدن اين که طرز صحيح نماز خواندن در سنت حبيبمان رسول الله(ص) چيه قطعا" مهمه.




   
      ارسال نظر  

صفحه کليد   *:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر
کد امنيتي:        

آموزش رجال | مناظرات | فتنه وهابيت | آرشيو اخبار | آرشيو يادداشت | پايگاه هاي برتر | گالري تصاوير | خارج فقه مقارن | درباره ما | شبکه سلام |  ارتباط با ما