مقالات |  سخنراني ها |  موبايل |  آثار منتشره |  محصولات نرم افزاري |  نظرات |  طرح پرسش |  پاسخ ها فروشگاه
تاريخ: 10 ارديبهشت 1387 تعداد بازديد: 12931 
آيا ابن عباس به امام حسن (ع) خيانت كرد؟
گروه متفرقه  

سؤال كننده : ناصر خوشنويس

توضيح سؤال :

در زمان جنگ امام حسن (ع) با معاويه ؛ آيا ابن عباس فرمانده سپاه يا فرمانده يكي از سپاهان امام (ع) بودند ؟ و آيا ابن عباس بدليل نجات دو فرزندش سپاه را به معاويه واگذار كرد ؟ ( يعني آن چيزي كه در سريال امام حسن ع (تنهاترين سردار) نشان داد درست است يا خير ؟ )

با تشكر

پاسخ :

عباس عموي رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله وسلم داراي چنديدن پسر بود. ابن عباس مشهور عبد الله بن عباس است که روايات بسياري را از رسول خدا و امير مومنان عليهما السلام نقل مي کند .

اما فرزند عباس که به عنوان فرمانده سپاه امام حسن عليه السلام برگزيده شد عبيد الله بن عباس است .

نيز بايد گفت که دو فرزند وي در زمان حيات امير مومنان و به دست بسر بن أرطاة از فرماندهان معاويه به شهادت رسيده بودند . و چنين نبود که وي به خاطر گروگان گرفتن دو فرزندش دست از فرماندهي سپاه امام حسن برداشته و به حضرت خيانت کند :

أخبرني أبو الحسن علي بن محمد الكاتب قال : أخبرنا الحسن بن عبد الكريم الزعفراني قال : حدثنا أبو إسحاق إبراهيم بن محمد الثقفي قال : حدثنا جعفر بن محمد الوراق قال : حدثنا عبد الله بن الأزرق الشيباني قال : حدثنا أبو الجحاف ، عن معاوية بن ثعلبة قال : لما استوثق الأمر لمعاوية بن أبي سفيان أنفذ بسر بن أرطاة إلى الحجاز في طلب شيعة أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام ، وكان على مكة عبيد الله بن العباس بن عبد المطلب ، فطلبه فلم يقدر عليه ، فأخبر أن له ولدين صبيين ، فبحث عنهما فوجدهما وأخذهما فأخرجهما من الموضع الذي كانا فيه ... فأمر بذبحهما ، وبلغ أمهما الخبر ، فكادت نفسها تخرج ... قال : ثم اجتمع عبيد الله بن العباس من بعد وبسر بن أرطاة عند معاوية ، فقال معاوية لعبيد الله : أتعرف هذا الشيخ قاتل الصبيين ؟ فقال بسر : نعم ، أنا قاتلهما فمه ؟ فقال عبيد الله : لو أن لي سيفا ! قال بسر : فهاك سيفي وأومأ بيده إلى سيفه فزبره معاوية وانتهره وقال : أف لك من شيخ ، ما أحمقك ! تعمد إلى رجل قد قتلت ابنيه ، تعطيه سيفك ؟ كأنك لا تعرف أكباد بني هاشم ! والله لو دفعته إليه لبدأ بك وثنى بي . فقال عبيد الله : بل والله كنت أبدأ بك ثم أثني به .

امالي شيخ مفيد ص 306 ش 4

وقتي که کار معاويه محکم شد بسر بن أرطاة را به سوي حجاز فرستاده تا شيعيانامير مومنان را بکشد ؛ و نماينده حضرت در مکه عبيد الله بن عباس بود ؛ وي به دنبال عبيد الله آمد ولي نتوانست او را بيابد ؛ پس به وي خبر دادند که عبيد الله دو فرزند کوچک دارد ؛ پس به دنبال آن دو فرستاده ايشان را پيدا کرده و از مخفيگاه بيرون آوردند ... پس دستور داد سر آن دو را از بدن جدا کردند ؛ وقتي که خبر اين ماجرا به مادرشان رسيد نزديک بود که قالب تهي کند ... بعد از مدتي بسر و عبيد الله در نزد معاويه به هم رسيدند ؛ پس معاويه رو به عبيد الله ( وخطاب به بسر) گفت : آيا اين پير مرد را ميشناسي اي کسي که دو پسر بچه را کشتي ؟ گفت : آري من آن دو را کشته ام !! که چه ؟ عبيد الله گفت : اگر شمشير داشتم مي فهميدي !!! بسر گفت : بيا و اين شمشير را بگير و با دستش به شمشيري اشاره کرد ؛ معاويه جلوي او را گرفته و او را بازداشت و گفت : واي بر تو اي پيرمرد ديوانه !!! مي خواهي به کسي شمشير بدهي که دو پسرش را کشته اي ؟ انگار که شيردلان بني هاشم را نمي شناسي ؛ قسم به خدا اگر شمشير را به او بدهي در ابتدا تو را کشته و سپس من را مي کشد ؛ عبيد الله گفت : خير ؛ در ابتدا تو را مي کشتم و سپس به سراغ بسر مي رفتم .

اما  طبق برخي روايات ضعيف وي به امام حسن عليه السلام خيانت کرده و در مقابل گرفتن يک مليون درهم به سپاه معاويه پيوست :

اين مطلب در کتب ذيل نقل شده است :

ثم إن معاوية لما أقبل على الحسن بن علي عليهما السلام وصالحه عبيد الله بن العباس بمسكن ودخل في طاعة معاوية فأكرمه معاوية وأدناه وأوفى له بصلحه وما ضمن له من المال

الغارات ثففي ج 2 ص 644 چاپخانه بهمن و ص 662

معاويه وقتي روي به حسن بن علي آوردن و با عبيد الله بن عباس در مسکن صلح نمود و وي اطاعت معاويه را قبول کرد ، پس معاويه او را اکرام نموده واو را از نزديکان خويش قرار داد و صلحنامه را در مورد او اجرا کرده و  آنچه را از مال به او وعده داده بود به او داد .

فلما كان الليل أرسل معاوية إلى عبيد الله بن عباس أن الحسن قد راسلني في الصلح ، وهو مسلم الامر إلى ، فإن دخلت في طاعتي الان كنت متبوعا ، وإلا دخلت وأنت تابع ، ولك إن أجبتني الان أن أعطيك ألف ألف درهم ، أعجل لك في هذا الوقت نصفها ، وإذا دخلت الكوفة النصف الآخر ، فانسل عبيد الله إليه ليلا ، فدخل عسكر معاوية ، فوفى له بما وعده ، وأصبح الناس ينتظرون عبيد الله أن يخرج فيصلى بهم ، فلم يخرج حتى أصبحوا ، فطلبوه فلم يجدوه

شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج 16 ص 42 چاپ دار احياء الکتب العربية

وقتي که شب شد معاويه به نزد عبيد الله بن عباس فرستاده و به او گفت : حسن بن علي در مورد صلح با من نامه نگاري مي کند ؛ و او کار را به دست من سپرده است ؛ اگر تو الان در اطاعت من وارد شوي از حسن بن علي جلو خواهي افتاد ( و به من نزديک تر خواهي بود ) و گرنه او از تو جلو مي افتد ؛ و اگر الان سخن من را قبول کني يک ميليون درهم به تو خواهم داد که اکنون براي تو نصف آن را پيش مي فرستم ؛ و وقتي به کوفه وارد شدم نيمه ديگر را به تو مي دهم ؛ نيمه شب عبيد الله از لشکر جدا شده و به لشکرگاه معاويه وارد شد ؛ معاويه نيز آنچه را به او وعده داده بود پرداخت کرد ؛ صبح گاه مردم منتظر بيرون آمدن عبيدالله براي نماز بودند اما وي بيرون نيامد تا آفتاب طلوع کرد ؛ پس به دنبال وي گشته اما او را نيافتند !!!

لازم به ذکر است که به گفته برخي محققين اين روايات جداي از ضعف سند ، از جهت مضموني نيز ضعيف بوده و مي خواهند به ياوران و فرماندهان و نيز واليان از طرف امير مومنان و امام حسن ، اتهام ضعف و سستي در دين بزند .

در اين زمينه به کتاب صلح الحسن مرحوم شرف الدين مراجعه فرماييد .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

 



    فهرست نظرات  
1   نام و نام خانوادگي:   کاظم شغانبي     -   تاريخ:  07 دي 89 - 07:52:49
بسمه تعالي زمان خلافت امام حسن عليه السلام عبدالله ابن عباس والي بر مكه وباتوجه به اينكه ابن عباس حبر الائمه لقب داد ولي اين روايات در كتب مخالفين لاهل البيت سلام الله عليهم براي تضعيف ياوران وفرماندهان وواليان از طرف امير مومنان وامام حسن عليهم السلام بس يك اتهام جهت ضعف وسستي در دين بزند واين دسيسيه خط بني اميه واتباع بني اميه وهركز اين چنين اتفاق نيفتاده وبايد تاريخ بدقت خوانده شود
2   نام و نام خانوادگي:  حسين     -   تاريخ:  03 بهمن 90 - 07:10:18
خوب بود
3   نام و نام خانوادگي:  عبدالرضا عبادي     -   تاريخ:  20 شهريور 91 - 11:06:13
''انگار که شيردلان بني هاشم را نمي شناسي'' ... ابن عباس ياور امام علي ع وحسن ع بودند و اين روايات ضعيف جز براي پيشبرد مقاصد دشمنان اهل بيت عليهم السلام هدف ديگري دنبال نميکنند.
4   نام و نام خانوادگي:  داوود     -   تاريخ:  16 مهر 91 - 00:57:23
باسلام. حذف کامنت هائي که باب ميل تان نيست کاردرستي نمي باشدخودتان مي دانيدکه ابن عباس يک انسان خائن بودواهل بيت عليهم السلام راخون به جکرنمودوفقط ادعاداشت "انامن الراسخين"!!!خيانت هاي اودرتاريخ ثبت شده نمي خواهدشمازحمت کشيده وخاک روي افعالش نمائيدشترسواري ودولّا دولّا نمي شود!اگرمي دانستم کامنت من راحذف نمي کنيدخيلي چيزهامي نوشتم ولي نيازي نيست که خودراخسته کنم.چهارتاساده لوح مثل آقاي عبادي درکامنت بالاآمده ورجزهاي توخالي مي خوانندکه"انگار که شيردلان بني هاشم را نمي شناسي'' آقاي عبادي اين شماهستيدکه ازتاريخ خبرنداريدکه بني هاشم ستمکارترين افرادبه اهلبيت عليهم السلام بوده اندازابي لهب وهندجگرخوارگرفته تابسياري ازامام زادگان وبني عباس ملعون وشافعي هاکه درمقابل مکتب امام صادق عليه السلام جبهه گرفت وتابسياري ازفرزندان مستقيم خودائمه که ائمه هدي عليهم السلام رازجردادند! آري بني هاشم همان عموزادهاي يهوداندوخوشابه حال هرکه ازخلائق که ايمان وتقواي الهي راداشت وازبندگان صالح خدابود.خودتان راگول نزنيد...که گفتم کامنتم خذف خواهدشدوگرنه مي گتم آنچه راهمه نمي گويند. انّ اکرمکم عندالله اتقکم.
جواب نظر:
باسلام
دوست گرامي
برخي از نظرات جهت تحقيق و دريافت جواب مناسب به آنها بايگاني شده شايد آنچه مد نظر شماست جزو اين گروه باشد لذا عجله نكنيد بناي ما تا حد امكان بر عدم حذف نظرات مي باشد ميل ما هم ملاك در حذف نيست كما اينكه بسياري از نظرات چنين خصوصيتي دارند ولي علني شده اند.
هند جگر خوار هم از قبيله بني هاشم نبوده است نسب وي طبق كتاب الإصابة في تمييز الصحابة به اين صورت است: «هند بنت عتبة بن ربيعة بن عبد شمس بن عبد مناف القرشية والدة معاوية بن أبي سفيان أخبارها قبل الإسلام مشهورة وشهدت أحدا وفعلت ما فعلت بحمزة...»
الإصابة في تمييز الصحابة  ج 8   ص 11856، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر : دار الجيل - بيروت - 1412 - 1992 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : علي محمد البجاوي
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
5   نام و نام خانوادگي:  داوود     -   تاريخ:  16 مهر 91 - 12:53:48
سلام.اتفاقاًدرموردنسب هندجگرخواريکي ازدانشجويان، ازاساتيدبزرگ سوال نمودوايشان درپاسخ گفتند"عده اي به دروغ وتحريف اينگونه نسب اورامعرفي مي کنند! ولي اوطبق اين آدرس هاي صحيح، بي شک ازبني هاشم است! واي کاش من آدرس هاي اين استادرايادداشت کرده بودم وچه زيباگفت علي عليه السلام که علم رابانوشتن مهارکنيددرعين حال اگرتوانستم سندآن راخدمت شمارائه مي دهم.گرچه اصل مطلب من به هندربطي نداردوهنديکي ازهزاران خائن به اهل ايمان است ديگران راکه گفتم چه مي کنيد؟همچون ابي لهب ها،زيدالنارها،جعفرکذاب ها،بسياري ازامام زادگان ونوادگان بي ايمان وشراب خواروسگ بازوميمون بازوفتنه گران عليه پداران معصوم خودچون داستان نوه امام صادق عليه السلام برعليه امام کاظم عليه السلام درزمان عباسيان وشهادت امام کاظم عليه السلام بخاطراين نوه منفورامام صادق عليه السلام که حتي امام کاظم عليه السلام به اوفرمود"بچه هاي من رايتيم نکن" و...که همه ازبني هاشم بودندومي دانيدکه هميشه ازبهترين ومخلص ترين ياران اهل بيت عليهم السلام ازقبائل غيربني هاشم بوده اندبگذريم موضوع واصل کامنت من درخصوص"ابن عباس" بودکه من درمورداومطالعات زيادي کرده ام بي شک اوشخصي ضعيف الايمان وبلکه خائن بود.
6   نام و نام خانوادگي:  علي عليپور     -   تاريخ:  01 آبان 91 - 16:22:50
سلام و خسته نباشيد در مورد عبيدالله ابن عباس اين قول خيلي مشهور و متواتر نقل شده که به امام حسن خيانت کرد و اين خيانت او باعث شد بسياري از ياران امام از دور او پراکنده شده و به سپاه معاويه ملحق شوند . و اين عامل بود که امام ديد اطرافشان عده ي کمي مانده و لذا ناچار به ببعت با معاويه شد. در حالي که قبل از اين حرکت عبيدالله بن عباس سپاه امام حسن از نظر موقعيت نظامي کاملا در موضع برتر و قوي تر قرار داشت و جنگ با معاويه نتيجه اي جز شکست براي معاويه به همراه نميداشت . در فيلم تنهاترين سردار نيز اين موضوع به اين شکل نشان داده بود . اما اين مطلب شما به شدت در بنده شبهه ايجاد کرد که حقيقت کدام بوده است . لطفا پاسخ دهيد اگر اين ماجرا درست نيست پس چه چيزي باعث صلح امام حسن شد؟
جواب نظر:
باسلام
دوست گرامي
بسياري از اقوال مشهور ضعيفند همانند اين سخن كه اصلاً در منابع شيعي سندي ندارد و سپاه معويه بسيار بيشتر از سپاه امام حسن ع بوده است و اندك سپاه امام حسن ع هم گوش به حرف امام نبوده اند آنها همانهايي بودند كه چندي پيش امام علي ع را خون جگر كرده بودند.
اگر سپاه امام حسن ع زياد بودند چرا ايشان شخصاً براي تكثير لشكر به منطقه مدائن رفتند؟
چرا ايشان را غافلگير كرده و مجروح كردند؟
چرا بعد از چندين روز تنها چهار هزار نفر جمع شدند؟
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
7   نام و نام خانوادگي:  علي للحج     -   تاريخ:  15 ارديبهشت 92 - 19:25:58
سلام اينطوري نميشه که يکي يا بايد خائن باشه که اينطوري ميدان رو خالي کرد يا گيري داشته باشه پسراش که گروگان نبودن . پس خيانت کرده . چه بخاطر پول و چه به خاطر زبان مارگونه معاويه بهرحال امام رو تنها گذاشت و به معاويه پيوست . حالا علت يابي مهمه و نقل از منابع نيز ضروري ولي در هر حال امام تنها ماند و مجبور به صلح شد
8   نام و نام خانوادگي:  دانشجو     -   تاريخ:  01 ارديبهشت 93 - 17:01:09
سلام عليکم
مرحبا به شما
خيلي عذر مي خواهم اگر برايتان ممکن است منبعي برايم ارسال کنيد که موثق باشد و اين روايات را ضعيف شمرده باشد ضمنا اگر نام بزرگاني که فرموده ايد محققين اين روايات جداي از ضعف سند ، از جهت مضموني نيز ضعيف بوده و مي خواهند به ياوران و فرماندهان و نيز واليان از طرف امير مومنان و امام حسن ، اتهام ضعف و سستي در دين بزند برايم بگوييد ممنون مي شوم اگر همراه با آدرس باشد نور علي نور مي شود.
ممنون و سپاسگذار اگه ممکنه در جواب تعجيل کنيد
جواب نظر:
باسلام
دوست گرامي؛ اين روايت در شرح نهج البلاغه و کتاب غارات ثقفي بدون سند ذکر شده است لذا حجيت ندارد.
موضوع تضعيف مضموني اين بحث هم در کتاب صلح الحسن ( ع ) تاليف الشيخ راضي آل ياسين، ص 136 تحت عنوان عبيدالله بن عباس بحث شده است.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
9   نام و نام خانوادگي:  ص     -   تاريخ:  05 ارديبهشت 93 - 00:36:48
با سلام به حضور همۀ عزيزان؛
ما نبايد هرچه مي شنويم باور کنيم. اميرالمؤمنين عليه السّلام فرمودند: باطل آنست که بگويي شنيدم و حق آنست که بگويي ديدم!
در زماني طولاني که حاکمان فاسق و فاسد بني اميه برجان و مال و ناموس مسلمانان حاکم شدند اخبار و شايعاتي چنين راه انداختن که ديگر برايشان کاري نداشت. عبيدالله بن عباس علاوه بر اينکه پسرعموي امام بزرگوارمان حسن بن علي (ع) بود، فرماندهي مؤمن،شايسته و دلير و مورد اعتماد آنحضرت بود و طبق عقايد ما شيعيان امامان ما معصوم از خطا هستند و هرگز در انتخاب کسي اشتباه نمي کنند اگر در انتخابشان مرتکب اشتباه مي شدند که فرقي با باصطلاح خلفايي چون ابوبکر و عمر و عثمان نداشتند، زيرا آنها هم از مثلا عواقب کار خالد بن وليد که به چه کارهايي در جنگ دست مي زند خبر نداشتند بنابراين مي توانستند مثلا بهانه بگيرند که گناهش به گردن آنها که اين فرمانده را انتخاب کردند نباشد. (جريان انتخاب خالد هم توسط پيامبر ص در يکي از نبردها (مسئله ديگري داشت که با خواندن جريان آن مي توانيد به آن پي ببريد و نه اينکه واقعاً پيامبر (ص) به خالد اعتماد داشته باشند.)
در زمان جنگ صفين نيز ، انتخاب از روي ناچاري ابوموسي اشعري در جريان حکميت توسط امام علي (ع) نيز کاملا با اين جريان تفاوت دارد چرا که آنجا خوارج امام را ناچار به پذيرفتن ابوموسي کردند ولي در اينجا امام حسن (ع) خود شخصاً فرمانده را انتخاب کردند و هيچ گونه تحميل يا ملاحظه کاري در ميان نبود و عليرغم وجود فرماندهان شجاع ديگري مانند قيس بن سعد، عبيدالله را ترجيح دادند.
آخر چگونه ممکن است؟! چطور اين همه سپاه تحت فرماندهي وي رفتند که هيچ کس از سپاهيان اسلام بويژه قيس بن سعد اصلاً خبردار نشد!! چرا از ميان اهل بيت هيچ کسي به اين موضوع اشاره اي نکرده و اخباري در اين زمينه نداده اند. چرا برادرش عبدالله که هميشه با امام حسن بود و برادران ديگر قثم ، تمام ، .... چرا اينها هيچ کدام در اين مورد نظري نداده اند . معاويه پس از صلح که از بني هاشم نوعي بازجويي (با ظاهر مسالمت آميز) مي کرد چرا هيچ گاه اين مسئله (چنانچه رخ داده باشد) را به رخشان نمي کشيد؟!
خوشحال مي شوم دست اندرکاران محترم اين سايت نظرشون رو در مورد نظر من بدهند. موفق باشيد. يا علي مدد- اللهم صل علي محمد و آل محمد
جواب نظر:
باسلام
دوست گرامي؛ اينطور نبوده که ائمه طاهرين در مورد انتخاب فرماندهان شهرها و... از امور غيبي استفاده کنند بلکه طبق استعداد و توان افراد و شناختي که از آنها داشتند و مصالح ديگر اقدام به چنين کاري مي کردند، لذا امکان داشت افراد انتخاب شده دچار لغزش شوند که حضرت امير عليه السلام براي نظارت بر کار آنها جاسوساني قرار داده بودند تا اعمال آنها را گزارش کنند و در صورت لزم براي اصلاح آنها نامه مي نوشتند. کارهاي فرماندهان در دوره حضور در اين پست بر عهده خود آنهاست و در صورتي حاکم در اعمال آنها شريک است که در انتخاب آنها دقت لازم را نکرده باشد و يا بعد از ديدن لغزش، اقدامي براي اصلاح يا تغيير او نکرده باشند. ملاک عصمت در حکومت معصومين فقط شخص امام است و الا اگر قرار باشد فرماندهان هم هيچ لغزشي نکنند بايد آنها را هم معصوم بدانيم و معلوم است که چنين اعتقادي صحيح نيست. حالا که معلوم شد که معصوم نيستند پس امکان دارد لغزشي از آنها سر بزند اما فرق آنها با ديگر حکام اين است که امام معصوم فردي را که کمترين لغزش را دارد انتخاب مي کند و در صورت لغزش با او برخورد مي کند و بر حسن اجراي او نظارت دارد.
اما دليل شما در مورد عبيدالله بن عباس زيبا بود. مي تواند يکي از دلايل ساختگي بودن اين جريان باشد.
ممنون از شما
گروه پاسخ به شبهات
(1)
10   نام و نام خانوادگي:  رهام همدانم آرزوست...     -   تاريخ:  24 مرداد 93 - 22:13:24
باسلام بنده خود از زبان آقاي دکتررجبي دواني شنيدم که عبيداله ابن عباس به امام حسن(ع) خيانت کرد.همچنين عبيدالله بن عباس با عبداله بن عباس فرق ميکند و باهم برادرند عبيداله بن عباس در زمان امام علي(ع) حاکم يمن بود ضمن اينکه باتوجه به وسعت قلمرو اسلام و کمبود نيروي مومن و متعهد واقعي که 25 سال پس از رسول خدا به انحراف کشيده و دچار تحريفات فراوان شده بود همين نيروها هم براي امام علي(ع) و امام حسن(ع) غنيمتي بود در عين حال امام حسن(ع) احتياط را از دست نداد و قيس بن سعد و سعد بن قيس را نيز معاون و مشاور او قرار داد.
«وقتي که شب شد معاويه کسي را نزد عبيد الله بن عباس فرستاده و به او گفت: حسن بن علي در مورد صلح با من نامه‌نگاري مي‌کند؛ و او کار را به دست من سپرده است؛ اگر تو الآن در اطاعت من وارد شوي از حسن بن علي جلو خواهي افتاد [و به من نزديک‌تر خواهي بود] و گرنه او از تو جلو مي‌افتد؛ و اگر الآن سخن من را قبول کني يک ميليون درهم به تو خواهم داد که اکنون براي تو نصف آن‌را پيش مي‌فرستم؛ و وقتي به کوفه وارد شدم نيمه ديگر را به تو مي‌دهم؛ نيمه شب عبيد الله از لشکر جدا شده و به لشکرگاه معاويه وارد شد؛ معاويه نيز آنچه را به او وعده داده بود پرداخت کرد؛ صبح‌گاه مردم منتظر بيرون آمدن عبيد الله براي نماز بودند اما وي بيرون نيامد تا آفتاب طلوع کرد؛ پس به دنبال وي گشته اما او را نيافتند!»سپاه عبيد الله به همراه هشت هزار نفر از سپاهيان، اردوگاه امام حسن(ع) را ترک گفت و به قرارگاه سپاه شام پيوستو مسئوليت اين خيانت‏ بزرگ به گردن عبيد الله افتاد و اين انحراف، بقاياى سپاه را سراسيمه کرد و وحدت اردوگاه امام را از هم پاشيد. اين نقشه خائنانه معاويه، موجب از هم پاشيدگى ارتش امام حسن مجتبي(ع) و سستى اراده سپاهيان شد و خيانت و فريب را در نبرد حق و باطل گسترش داد.
عبيد الله يک‌بار پيش از امام حسن(ع) نيز به جهت اين‌که روحيه جنگ‌آوري آن‌چناني نداشت، سپاه را رها کرده بود و آن هنگامي بود که از طرف امام على(ع) فرماندار يمن شد ولى در حمله بُسر بن ارطاة از يمن گريخت و فرزندانش را بجاى گذاشت تا به دست دشمن کشته شدند
منابع:
شرح نهج البلاغة، ج ‏16، ص 42.يعقوبي، احمد بن أبي يعقوب‏، تاريخ اليعقوبي، ج ‏2، ص 214، دار صادر، بيروت، چاپ اول، بي‌تا.کشف الغمة في معرفة الأئمة، ج ‏1، ص 249؛ طبري، محمد بن جرير، تاريخ الأمم و الملوک(تاريخ طبري)، تحقيق: ابراهيم، محمد أبو الفضل، ج ‏5، ص 140، دار التراث، بيروت، چاپ دوم، 1387ق.
در مورد نظرات آقاي داود هم تقريباً با ايشان موافقم چنانکه حديثي داريم که ميفرمايد:يکي از دلايل غيبت امام عصر و عدم ظهور ايشان ترس از کشته شدن توسط سادات ميباشد!!!




   
      ارسال نظر  

صفحه کليد   *:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر
کد امنيتي:        

آموزش رجال | مناظرات | فتنه وهابيت | آرشيو اخبار | آرشيو يادداشت | پايگاه هاي برتر | گالري تصاوير | خارج فقه مقارن | درباره ما | شبکه سلام |  ارتباط با ما