مقالات |  سخنراني ها |  موبايل |  آثار منتشره |  محصولات نرم افزاري |  نظرات |  طرح پرسش |  پاسخ ها فروشگاه
تاريخ: 12 تير 1391 تعداد بازديد: 89657 
آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند ؟
گروه عقائد شيعه  

ازدواج امام زمان (عليه السلام)

مقدّمه

 

يكى از مباحث پيرامون شخصيّت حضرت مهدى (عج)، زندگى شخصى و خانوادگى آن حضرت است، سخن از ازدواج يا عدم آن و داشتن فرزند و مكان زندگى و وضعيّت زندگى اولاد او و كيفيّت زندگى آن حضرت از بحثهاى جذّابى است كه احياناً در اذهان بسيارى از معتقدان به او ابهاماتى وجود دارد، كه معمولا با جوابهاى ضدّ و نقيضى نيز مواجه ميشوند.

اساساً غيبت طولانى آن حضرت از نگاه زندگانى شخصى و خصوصى وى اين سؤال را بوجود ميآورد كه آيا در اين مدّت، حضرت مهدى(عليه السلام)ازدواج كرده است يا خير؟

برخى اين سؤال را به صورت اشكال مطرح كرده و ميگويند: اگر ازدواج كرده و همسر دارد، لازمهاش داشتن فرزند است، و لازمه اين نيز فاش شدن اسرار و شناسايى آن حضرت است، كه با حكمت و فلسفه غيبت منافات دارد.

و اگر ازدواج نكرده است، پس به سنّت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) و به امر شرعى مستحب عمل نكرده است، كه اينهم با مقام و شأن آن حضرت نميسازد، زيرا وى رهبر دينى مردم است و در عمل به مستحبات همچون واجبات، بايد پيشقدم باشد، و فرضِ وجود امامي كه مستحب مؤكّد شرعى را ترك كند، و در واقع عمل مكروهى را انجام دهد بسيار مشكل، و جاى استبعاد دارد.

پس اگر ازدواج نكرده باشد اشكال ترك مستحبّ از طرف معصوم، و اگر ازدواج كرده باشد اشكال فاش شدن اسرار و تضادّ با فلسفه غيبت پيش مي آيد، و چون طرفين قضيّه با اشكال مواجه است، عدّهاى چنين نتيجهگيرى ميكنند كه اصلا آن حضرت وجود ندارد.

نكته ديگر اين كه اصل ازدواج يا عدم ازدواج آن حضرت جزء اعتقادات ما نيست، بلكه از مسائل شخصى است كه در روايات نيز به آن تصريح نشده، و مورد بحث امامان قبلى نيز نبوده است، و كسانى هم كه در دوران غيبت توفيق درك حضور آن حضرت را داشته اند آن قدر سؤالات و مشكلات در ذهنشان بوده است كه به اينگونه سؤالات نرسيدهاند.

در دوران غيبت صغرى نيز از نائبان خاصّ، در اين زمينه سخنى شنيده نشده است.

از سوى ديگر ذهن انسان در كنار سؤال از ازدواج حضرت مهدى(عليه السلام)، سؤالات ديگرى نيز ميسازد از جمله اين كه:

آيا امام مهدى(عليه السلام) داراى فرزند است؟

آيا مكان خاصّى براى زندگى وى و فرزندانش وجود دارد؟

آيا فرض وجود فرزند و همسر براى آن حضرت با حكمت و فلسفه غيبت سازگارى دارد؟

و در صورت ازدواج نكردن، آيا بر خلاف سنّت و دستور پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) عمل نكرده است؟

و سؤالات ديگرى كه اين مقاله در صدد جواب دادن به بعضى از آنهاست.

بنابراين، پس از طرح سؤال اصلى و بيان ديدگاههاى متفاوت و دلائل آنها، و نيز بررسى دلائل، سعى ميشود تا به نتيجهاى مناسب و جامع برسيم.

آيا حضرت مهدى(عليه السلام) ازدواج كرده و داراى فرزند ميباشد؟

در پاسخ به اين پرسش، با توجّه به مسائل اعتقادى مانند: حكمت يا فلسفه غيبت، و نيز مسائل فقهى همچون استحباب شرعى ازدواج، و متونى كه مستقيم يا غير مستقيم دلالت بر ازدواج آن حضرت دارند، سه نظريّه وجود دارد:

ـ نظريّه أوّل: عدّهاى معتقدند كه حضرت مهدى(عليه السلام) ازدواج كرده است، و براى اثبات اين نظريّه به دلائل ذيل استناد جسته اند.

الف: استحباب ازدواج:

ازدواج و نكاح در اسلام مستحبّ مؤكّد و سنّتى نبوى است، پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) نسبت به امر ازدواج و ترويج آن تأكيد داشته، و امّت خود را به اين امر تشويق و ترغيب ميكردند، و بارها فرمودهاند: «نكاح كنيد و با تشكيل خانواده بر تعداد خود بيافزاييد، كه من در روز قيامت به شما اگر چه فرزندى سقط شده باشد مباهات ميكنم([1]

در احكام دين ازدواج سنّتى حسنه و مورد تأييد، و عزوبت (همسر نداشتن و مجرّد بودن) مكروه است.

و ازطرفى ازدواج نكردن، اعراض از سنّت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) است، چرا كه آن حضرت(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود: «نكاح سنّت من است، و هر كس از آن اعراض كند (روى برگرداند و ازدواج نكند) از من نيست([2])

اكنون كه ساليان متمادى از عمر حضرت مهدى(عليه السلام) ميگذرد، آيا مي توان گفت: او مستحبّ مؤكّد را ترك، و مرتكب مكروه شده است؟

هرگز نميتوان اينگونه نتيجه گرفت، چرا كه او امام است، و در عمل به مستحبّات شرعى از همه مردم سزاوارتر است، پس او ازدواج كرده و داراى همسر ميباشد.

در كتاب «النجم الثاقب» در پاسخ منكرين وجود اهل و عيال براى امام مهدى(عليه السلام) چنين آمده است: «چگونه ترك خواهند كرد، چنين سنّت عظيمه جدّ اكرم خود را با آن همه ترغيب و تحريص كه در فعل آن و تهديد و تخويف در ترك آن شده، و سزاوارترين امّت در اخذ به سنّت پيغمبر امام هر عصر است، و تاكنون كسى ترك آن سنّت را از خصائص آن حضرت نشمرده است([3])

و نيز در كتاب «الشموس المضيئة» آمده است: «اگر در اين زمينه (داشتن همسر و خانواده) هيچ نقل روايى وجود نداشت، و فقط همين مطلبى كه آن حضرت با وجود سنّ زياد از نظر جسمي جوانى قويّ البنيه است... و نيز ميدانيم كه آن حضرت به سنّت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) عمل ميكند، در قبول اين مطلب كه آن جناب همسر و فرزندانى دارد كافى بود»([4]).

ـ نقد و بررسى:

دليل مزبور شامل دو قسمت است:

قسمت اوّل: ازدواج سنّت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)، و امرى نيكو و مستحبّ شرعى است.

قسمت دوّم: امام زمان(عليه السلام) لزوماً به اين سنّت و امر شرعى عمل ميكند.

هر دو مقدّمه نيازمند بررسى و تأمّل است.

امّا استحباب ازدواج([5]) از آيات و روايات فراوانى استفاده ميشود مانند: آيه شريفه (فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَآءِ)([6]) و آيه (وَأَنكِحُواْ الاَْيَـمَى مِنكُمْ وَالصَّــلِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَآلـِكُمْ )([7]) و همچنين در حديثى رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) ازدواج را سنّت خود ميداند([8])، و در حديثى ديگر ميفرمايد: هر كسى از آن اعراض كند از من نيست.([9])و در رواياتى ديگر ازدواج امرى پسنديده و ممدوح دانسته شده([10]) و بر توليد نسل و بقاء آن توصيه شده و كثرت مسلمين مايه مباحات پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) شمرده شده است.

در اهميّت و تشويق به ازدواج چنين آمده است: «هر كس ازدواج كند نصف دينش را بدست آورده است»([11])، و نيز امام صادق(عليه السلام) مي فرمايد: «دو ركعت نماز كسى كه ازدواج كرده با فضيلتتر است از هفتاد ركعت نماز كسى كه بدون همسر است»([12])، و همچنين در روايات فراوانى نقطه مقابل ازدواج يعنى ترك ازدواج مذمّت شده و از ناحيه ائمّه(عليهم السلام) امرى مكروه و ناپسند شمرده شده است.([13]) كه اين روايات نيز به قرينه مقابل دلالت بر استحباب ازدواج دارند.

با توجّه به آيات و روايات فوق و وجود كلمات امر مانند «انكحوا» در آيات، و تشويق به ازدواج در روايات، و توصيه كردن در عمل به سنّت رسول خدا، فقهاى بزرگوار اسلام، استحباب شرعى ازدواج را استنباط كرده و بر طبق آن به استحباب([14])، و بعضى به استحباب مؤكّد فتوى دادهاند، و برخى آن را در شرايطى واجب ميدانند([15]).

و از سوى ديگر از عمومات و اطلاقات ادلّه استحباب ازدواج بدست ميآيد كه

اوّلا: ازدواج چه به صورت دائم و چه به صورت غير دائم (موقّت) مستحب شرعى است.

ثانياً: استحباب ازدواج مخصوص مشتاقان و كسانى كه نيازمند به همسر ميباشند نيست، بلكه شامل غير مشتاقان و كسانى كه در خود احساس نياز به همسر نميكنند نيز ميباشد.([16])

چرا كه علّت اين حكم شرعى در اشتياق به جنس مخالف و يا اطفاء (خاموش كردن) غريزه جنسى خلاصه نشده است، تا گمان شود ازدواج براى غير مشتاقان استحباب ندارد، بلكه مواردى از قبيل: تكثير نسل، و ابقاء نوع انسانى، و كثرت تعداد موحّدين، در استحباب شرعى ازدواج دخالت دارند.([17])

پس اگر ازدواج براى تأمين اين اغراض هم باشد، از جهت شرعى مستحب است، و داراى مطلوبيّت شرعى است.

بديهى است كه استحباب ازدواج فقط مختصّ به ازدواج دائم نيست، بلكه شامل غير دائم و مِلك يمين (كنيزان) نيز ميشود.([18]) و به همين جهت اينگونه به نظر ميرسد كه تحقّق يك مرتبه از ازدواج در طول عمر براى عمل كردن به اين مستحبّ شرعى كافى است، اگر چه بنا به عللى([19]) بين زوج و زوجه جدايى حاصل شده باشد.

امّا با تأمّل در رواياتى كه در آن عزوبت (همسر نداشتن) مكروه دانسته شده است حتّى براى مدّتى اندك([20])، معلوم ميشود كه مقصود از استحباب ازدواج، استمرار آن تا پايان عمر است.

پس عمل كردن به استحباب ازدواج در صورتى كافى است كه استمرار و دوام داشته باشد نه فقط صرف تحقّق آن، همانطور كه اين استحباب فقط به داشتن يك همسر نيست بلكه تعدّد آن نيز مستحب شرعى است.([21])

بنابراين در باره مقدّمه أوّل (ازدواج سنّت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)، و امرى مستحب است) چنين نتيجه ميگيريم:

1 . ازدواج مستحب شرعى است، خواه نياز به ازدواج باشد و خواه نباشد، خواه دائم و خواه موقّت.

2 . اين استحباب دوام و استمرار دارد، و شامل تمام عمر انسان ميشود.

3 . تعدّد همسر نيز مستحب شرعى است.

و امّا مقدّمه دوّم (لزوم عمل امام(عليه السلام) به امر شرعى و سنّت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) ) در اذهان سؤالاتى را به وجود ميآورد، از جمله اينكه:

با كثرت امور مستحبّى، آيا امام(عليه السلام) به همه آنها عمل ميكند؟ يا اينكه از آن امور انتخاب كرده و گزينشى عمل ميكند؟ آيا لزوم عمل به امور مستحب براى امام ضرورى است؟

بدون ترديد امامان مانند پيامبران چون هدايت مردم را بعهده دارند، و رهبران الهى محسوب ميگردند، هميشه در عمل به احكام الهى پيشقدم بودهاند، و اساساً رسالت آنان ايجاب ميكرد كه أوّل خودشان عامل به احكام الهى باشند، و از دستورات الهى سرپيچى نكنند، و در صحنه عمل براى ديگران الگو و نمونه باشند، لذا عمل نكردن به اوامرى كه حكايت از محبوبيّت نزد خداوند دارد (خواه واجب و خواه مستحب) براى رهبران دينى مذموم است، و شأن و رسالت آنان اقتضاء دارد كه آنها به دستورات واجب و مستحب عمل كنند، پس امام(عليه السلام) نيز به آنها عمل ميكند.

بنابراين، دو نكته در لزوم عمل كردن امام به مستحبّات وجود دارد.

1 . هدايت و رهبرى و الگوى كامل بودن براى مردم كه ايجاب ميكند امام در زندگى و معاشرت و در برخورد با ديگران به نحو احسن عمل كند، و در عمل به دستورات دينى (واجب و مستحب ) پيشقدم باشد.

2 . اقتضاى شأن و منزلت انسان كامل ايجاب ميكند كه به مستحبّات عمل كند، بدون ترديد نكته أوّل در زمان غيبت امام(عليه السلام) موضوعيّت ندارد، زيرا امام(عليه السلام) در مرأى و منظر مردم نيست، و امامت وى در باطن است، نه در ظاهر.([22]) ولى نكته دوّم در رسيدن به مطلوب (امام پايبند به مستحبّات شرعى است، و سزاوارتر از ديگران است) كافى است.

با توجّه به دو مقدّمهاى كه گذشت، عدّهاى معتقدند كه امام زمان(عليه السلام) در عصر غيبت ازدواج كرده و صاحب همسر و فرزند است.

ب: استدلال به روايات:

دليل ديگر معتقدين به ازدواج حضرت مهدى(عليه السلام) تمسّك به بعضى از روايات است، از جمله:

1 ـ مفضّل بن عمر از امام صادق(عليه السلام) نقل كرده است كه فرمود: &laquo... از مكان او هيچ يك از اولاد و ديگران اطلاع نمييابد، مگر مولايى كه متولّى امر اوست»([23])، در اين روايت وقتى كه سخن از جا و مكان و محلّ زندگى آن حضرت ميشود، امام صادق(عليه السلام) ميفرمايد: كسى از مكان او اطلاع ندارد حتّى اولادش، پس معلوم ميشود او اولادى دارد، و داشتن اولاد حاكى از ازدواج امام است.

امّا با تأمّل در اين روايت نكاتى به نظر ميرسد كه مانع از استدلال بر ازدواج آن حضرت است، آن نكات عبارتند از:

الف ـ اين روايت در كتاب الغيبه نعمانى نيز نقل شده است، با اين تفاوت كه به جاى كلمه «ولد» كلمه «ولى» آمده است : «ولا يطّلع على موضعه أحد من وليّ ولا غيره([24]) از مكان او كسى از ولى و غير ولى اطّلاع نمييابد»، يعنى دوست و غير دوست، آشنا و غير آشنا، از مكان او خبرى ندارند، و نميدانند او كجاست.

در اين روايت هيچ سخنى از فزرند و فرزندان نيست، بنابراين، با توجه به اين نقل اعتمادى بر آن روايت نيست.

ب ـ در روايت سخن از فرزند است، ولى از اين جهت كه بگوييم الآن امام(عليه السلام) داراى فرزند و همسر باشد نيست، و به اصطلاح مجمل است، چرا كه امكان دارد منظور فرزندانى باشند كه در آستانه ظهور و يا پس از ظهور امام(عليه السلام) به دنيا ميآيند.

ج ـ ممكن است اين روايت و امثال آن بيانگر مبالغه در خفاى شخص باشد، يعنى هيچ كس نميداند كه او در كجاست، حتّى اگر داراى فرزند هم باشد، فرزندانش نيز از جايگاه او اطّلاع ندارند.([25])

د ـ از جهت سند مخدوش است، زيرا يكى از راويان آن ابراهيم بن مستنير و در جاى ديگر عبد اللّه بن مستنير است و هر دو مجهولاند.

با توجّه به نكات فوق، استدلال بر ازدواج امام(عليه السلام) در عصر غيبت مشكل، بلكه بعيد به نظر ميرسد.

ن ـ سيّد ابن طاوس از امام رضا(عليه السلام) نقل كرده است، كه آن حضرت فرمود: ... خدايا، مايه چشم روشنى و خوشحالى امام زمان(عليه السلام) را در او و خانواده و فرزندان و ذرّيه و تمام پيروانش فراهم فرما»([26]).

در اين روايت سخن از خانواده و فرزندان آن حضرت است، ولى چون معلوم نيست كه وجود اين فرزندان پيش از ظهور است يا پس از آن، از اين جهت مجمل است، و نميتوان به آن استناد كرد.

و ـ ابو بصير از امام صادق(عليه السلام) نقل كرده است كه فرمود: «گويا ميبينم كه قائم ما با خانوادهاش در مسجد سهله اقامت گزيده است، ابو بصير مي گويد: گفتم منزلش آنجاست؟ فرمود: آرى. گفتم: فدايت شوم! قائم هميشه در آن مسجد است؟ فرمود: آري... ([27]

اين روايت نيز دلالت بر وجود فرزند براى امام(عليه السلام) پيش از ظهور ندارد، و چه بسا مرادش اولاد آن حضرت پس از ظهور باشد، همانطور كه از سياق كلام در اكثر روايات كه به نمونه هايى از آنها اشاره خواهيم كرد، اين گونه استفاده ميشود.

2 ـ روايتى مرحوم مجلسى(رحمه الله) در بحار الأنوار از على بن فاضل نقل كرده است، كه در آن به مكان و جزيرهاى اشاره شده كه نسل و فرزندان آن حضرت، زير نظر وى جامعه نمونه اسلامي تشكيل داده و براى خود حكومت دارند([28])، اين مكان نامعلوم است، و هر كس نميتواند به آنجا برود، و دسترسى براى عموم مردم ممكن نيست.

تمسّك به اين روايت نيز نميتواند اثبات كند كه آن حضرت ازدواج كرده و در نتيجه فرزندانى دارد و لازمه آن نيز زندگى در مكان خاصّ است، زيرا اولاًّ: از نوع بيان روايت به دست ميآيد كه اين روايت اعتبار قابل ملاحظهاى در نزد مرحوم مجلسى(رحمه الله)نداشته است، زيرا ميگويد:

«چون اين حديث را در كتابهاى معتبر نيافتم آن را به طور مستقل و جدا ميآورم»([29]).

ثانياً اين داستان با وجود تناقضات فراوان و سخنان بىاساس و نيز مجهول بودن عدّهاى از روات آن، قابل استناد نيست، حتّى بعضى از محقّقين با بررسىهاى گستردهاى كه انجام دادهاند، معتقدند جزيره خضراء افسانهاى بيش نيست و واقعيت ندارد.([30])

و برخى همچون آقابزرگ تهرانى ميگويند: اين داستان تخيّلى است.([31])

3 ـ روايتى كه ابن طاووس از امام رضا(عليه السلام) نقل كرده است. كه فرمود: «اللّهمّ صلّ على ولاة عهده والأئمّة من ولده .

ابن طاووس ميگويد: روايت فوق اينگونه نيز نقل شده «اللّهمّ صلّ على ولاة عهده والأئمّة من بعده([32])

اين روايت نيز نميتواند اثبات كند كه آن حضرت داراى فرزند است.

زيرا با وجود دو گونه نقل معلوم نيست مقصود فرزندان بعد از آن حضرت است، يا امامان پس از او، بنابراين روايت مجمل است، علاوه اين دو روايت ناظر به پس از ظهور حضرت است نه پيش از آن.

هــ صاحب كتاب الشموس المضيئة پس از نقل هفت روايت در باره اقامتگاه و خانواده داشتن آن حضرت كه بعضى از آن را آوردهايم، چنين نتيجه ميگيرد. «از مجموع اين روايات معلوم مي شود كه حضرت حجّت(عليه السلام) خانواده و اقامتگاه دارد، هر چند كه جزئيّات آن را نميدانيم([33])

سپس اضافه ميكند كه داستان جزيره خضراء به نقل از مرحوم علامه مجلسى(رحمه الله) و داستانى قريب به آن در اثبات الهداة با اين قيد كه شيعيان آن جزيره از تمام مردم دنيا تعداد شان بيشتر است و هر يك از فرزندان امام(عليه السلام) در آن جزيرهها حكومتى دارند، چنين آورده است: «با توجه به عمر طولانى و مبارك ايشان ممكن است آن حضرت همسر و فرزندان متعدّدى داشته باشد كه بعضى مرده و برخى زنده اند .

بنابراين، آن حضرت فرزندان و نوادگان زيادى خواهد داشت كه شمارش آنها به سادگى ممكن نيست([34])

با عنايت و دقّت در مطالب كتاب مذكور توجّه به چند نكته ضرورى است:

اوّلا: نميتوان به آن هفت روايت در اثبات ازدواج آن حضرت و در نتيجه وجود فرزندان و داشتن اقامتگاه استناد كرد، چرا كه برخى از آن روايات همان رواياتى است كه قبلا به آنها اشاره شد.([35])

و برخى ديگر گوياى وجود همسر و فرزند براى آن حضرت نيست. و بعضى ديگر با خفاى شخصى و عدم اطلاع از مكان او سازگارى ندارد.

ثانياً: وجود فرزندان بىشمار آن حضرت با فلسفه غيبت منافات دارد، زيرا ممكن است فرزندان در صدد تشخيص هويّت خود برآيند، و خواهان دانستن حسب و نسب خود باشند.([36])

ثالثاً: چطور ممكن است شيعيان آن جزيره (بنابر نقل وى از كتاب إثبات الهداة)([37]) تعدادشان از تمام مردم دنيا بيشتر باشد. با اينكه علم پيشرفتهى نقشهبردارى و جغرافياى امروز در شناسايى نقاط اين كره خاكى چيزى را از قلم نينداخته است، و امروزه جايى وجود ندارد كه ناشناخته باشد، حتّى مثلث برمودا،([38]) كاملا شناخته شده و اسرارش (خواص مغناطيسى) آشكار گشته و تعداد زيادى به آن مكان رفتهاند و گزارشهاى متعدّدى ارائه كردهاند. بنابراين معقول نيست كه جمعيّتى چند ميلياردى بيش از جمعيّت فعلى جهان در مكانى زندگى كنند و كسى هم از آنها هيچگونه اطلاعى نداشته باشد.([39])

به هر جهت اينگونه مطالب نميتواند دليلى قاطع بر اثبات ازدواج و در نتيجه فرزندان و مكان اقامت خاصّى براى آن حضرت باشد.

ىــ برخى ممكن است براى اثبات ازدواج و فرزند داشتن حضرت مهدى(عليه السلام) به كنيه مشهور آن حضرت يعنى «أبا صالح» استدلال كنند، و بگويند اين كنيه به معناى پدر صالح است. و اين دلالت بر وجود فرزندى بنام صالح براى آن حضرت دارد.

اين نيز سخن درستى نيست زيرا:

اوّلا: با جستجو و تفحّص در ميان كنيههاى نقل شده براى حضرت مهدى(عليه السلام) در كتابهاى معتبر، چنين كنيهاى نقل نشده است، بلكه به نظر ميرسد اين كنيه بر اثر كثرت استعمال در ميان مردم، معروف شده است، و در بعضى از مجلاّت([40]) و كتابها كه در پاسخ از اين سؤال مطالبى گفته شده است، بيشتر جنبه هاى ذوقى و استحسانى، با احتمالاتى بدون ذكر سند و دليل در نظر گرفته شده است، مثلا: گفته شده است كه اين كنيه ممكن است از آيه شريفه (وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِى الزَّبُورِ مِنم بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الاَْرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ الصَّــلِحُونَ)([41]) گرفته شده باشد.([42])

و يا ميگويند: چه مانعى دارد كه ما به آن حضرت بگوئيم أبا صالح يعنى پدر تمام نيكىها و خوبيها؟

وممكن است برخى استدلال كنند به احاديثى كه در آنها واژه أبا صالح و صالح بكار رفته است.

مرحوم مجلسى(رحمه الله) نيز در اين رابطه داستانى در بحار الأنوار نقل كرده است،، در حاليكه با رجوع به آن احاديث و دقّت در آنها معلوم ميگردد، صالح يا أبا صالح نام جنّى است كه مأموريت دارد تا اشخاص گمشده را هدايت و راهنمايى كند.

در كتاب من لا يحضره الفقيه چنين آمده است: «امام صادق(عليه السلام)فرمود: هرگاه راه را گم كردى صدا بزن يا صالح! يا بگو: يا أبا صالح راه را به ما نشان دهيد، خداوند شما را رحمت كند([43]).

امّا مرحوم مجلسى(رحمه الله) در حكايات و داستانهاى اشخاصى كه امام زمان(عليه السلام) را ديدهاند «قضيهاى را از پدرش نقل ميكند و او نيز از شخصى بنام امير اسحاق استرآبادى كه چهل مرتبه با پاى پياده به حجّ مشرّف شده بود نقل ميكند كه در يكى از سفرهايش قافله را گم كرد و متحيّر با حالت عطش و بىآبى مانده بود، سپس صدا زد يا صالح يا أبا صالح ما را راهنمايى بفرما، ناگاه شخص سوارهاى را از دور ديد كه آمد و او را راهنمايى كرد و به قافلهاش رساند، وى ميگويد: پس از آن قضيّه من متوجه شدم كه او حضرت مهدى(عليه السلام) بوده است([44])

روشن است كه اين قضيه ارزش علمي و استدلالى ندارد، و صرفاً داستانى بيش نيست، زيرا معلوم نيست كه شخص مورد نظر واقعاً امام(عليه السلام)را ديده باشد.

ثانياً: با توجّه به معانى مختلف كلمه «أب» در لغت عرب كه تنها به معناى پدر نيست، بلكه به معناى صاحب و غير آن نيز آمده است([45])، و همچنين در روايتى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)آمده است كه فرمود: «من و على پدران اين امتيم»، مي توان استفاده نمود كه مقصود از اين كنيه معناى پدرِ فرزندى به نام صالح نيست، بلكه أبا صالح يعنى كسى كه افراد صالح و شايسته در اختيار دارد.

ونيز ممكن است كنيه ابا صالح بدين جهت باشد كه امام زمان(عليه السلام)پدر و مجرى اصلاح جامعه است، يعنى او تنها كسى است كه به اذن خدا جامعه بشرى را اصلاح خواهد نمود.

بنابراين با عنايت به مطالب فوق و احتمالات متعدّد، نميتوان از اين كنيه بر ازدواج و داشتن فرزند براى آن حضرت استفاده كرد.

پس دليل دوّم قائلين به ازدواج آن حضرت كه روايات است مخدوش مي شود، و جايى براى استفاده واستدلال به آن باقى نمي ماند، لذا نميتوانيم به آن روايات تمسّك كنيم.

امّا دليل أوّل كه براى ازدواج آن حضرت به استحباب شرعى ازدواج، و سنّت بودن آن استدلال شده بود، دليل محكم و قابل قبولى است، چون مقتضى موجود است، اگر چه زمان استنتاج هنوز نرسيده، و زود است تا قضاوت قطعى بشود، چرا كه بايد ديدگاه مقابل را نيز بررسى كرد و از نبودن مانع و يا وجود امرى مهمتر از ازدواج نيز مطمئن شد.

آيا ازدواج امام(عليه السلام) با فلسفه غيبت سازگارى دارد؟

ـ نظريه دوّم: برخى معتقدند كه اساساً آن حضرت ازدواج نكرده است.

 

و تنها دليل آنان اين است كه:

ازدواج امام(عليه السلام) با فلسفه غيبت سازگارى ندارد، زيرا لازمه ازدواج داشتن همسر و فرزند است، و اين امر باعث ميشود كه حضرت شناخته شده و اسرارش فاش شود.

و از سوى ديگر غيبت به معناى خفاى شخص است، يعنى ناشناس بودن نه نامرئى بودن، در حالى كه با ازدواج كردن شناخته ميشود، و حد اقلّ شناخته شدن شناسايى وى توسط همسرش ميباشد.

امّا فلسفه غيبت بنا بر آنچه در روايات آمده است خوف از كشته شدن است، امام صادق(عليه السلام)درباره آن حضرت ميفرمايد: «براى غلام (مهدى(عليه السلام)) غيبتى است قبل از اين كه قيام كند، شخصى پرسيد: براى چه؟ فرمود: ميترسد. سپس با دست مباركش به شكمش اشاره كرد([46])

مقصود امام صادق(عليه السلام) از اين حركت احتمال كشته شدن آن حضرت است، و همچنين از امام سجّاد(عليه السلام) نقل شده است كه فرمود: «در قائم ما سنّتهايى از پيامبران گذشته وجود دارد... و سنّتى كه از موسى(عليه السلام) در او هست، خوف و غيبت است([47])

بنابراين، فلسفهى غيبت، دورى و پنهان بودن از مردم است تا اينكه صدمه و گزندى به او نرسد، و از شرّ دشمنان در امان بوده و هر چيزى كه خلاف آن باشد، بر آن حضرت روا نيست، و ازدواج با اين امر و فلسفه منافات دارد.

در نتيجه ميتوان گفت: ازدواج كردن امرى است مستحب و پسنديده و مهمّ، و حفظ اسرار و پنهان زيستى و حفظ جان از گزند دشمنان امرى است اهمّ و مهمتر، و هر گاه امرى دائر شود بين مهمّ و اهمّ، عقل اهم را برميگزيند.

به عبارت ديگر مصلحت اهمّ و فلسفه غيبت بيشتر است از مصلحت ازدواج، لذا فلسفه غيبت مانعى است براى ازدواج و ميتواند از فعليّت ازدواج جلوگيرى كند، و حال كه ازدواج مانع دارد، ازدواج نكردن آن حضرت نميتواند به عنوان اعراض از سنّت تلّقى شود، چون كه وى اعراض نكرده، بلكه امر اهمّ را اختيار كرده است.

ـ نقد و بررسى: با عنايت به دليل فوق ممكن است برخى در مقام جواب بگويند: پنهان زيستى و خوف آن حضرت از كشته شدن مانع از ازدواج نمي تواند باشد، زيرا در روايات موارد ديگرى نيز وجود دارند كه به عنوان فلسفهى غيبت شناخته ميشوند، مانند:

الف) به دنيا آمدن مؤمنانى كه در صلب افراد كافر هستند، درباره اين مطلب امام صادق(عليه السلام)فرموده است: «قائم ما اهل بيت تا تمام كسانى كه (مؤمنان) در اصلاب پدران خود به وديعت نهاده شدهاند، خارج نشوند ظهور نخواهد كرد، و هنگامي كه همه خارج شدند آن حضرت بر دشمنان خدا پيروز شده و آنها را ميكشد([48])

ب) امتحان الهى: امام كاظم(عليه السلام) به برادرش على بن جعفر فرمود: «براى صاحب اين امر (امام مهدى(عليه السلام) ) غيبتى است، كه عدّهاى از معتقدين به وى برميگردند، اين غيبت محنت و سختى از طرف خداوند است كه با آن خلقش را امتحان ميكند([49])

ج) سرّى از اسرار الهى: در روايتى از امام صادق(عليه السلام) چنين نقل شده است: «صاحب اين امر غيبتى دارد كه گريزى از آن نيست... راوى پرسيد: چرا؟ فرمود: به دليل امرى كه ما اجازه بازگو كردنش را نداريم. راوى پرسيد: پس حكمت غيبت او چيست؟ فرمود: همان حكمتى كه در غيبت حجّتهاى ديگر خداوند بوده است كه پس از ظهورش كشف خواهد شد، همان طور كه فلسفه كارهاى خضر نبى(عليه السلام) براى موسى(عليه السلام) تا هنگام جدايى آنها كشف نشد، سپس امام فرمود: اى پسر فضل! اين امر از امور خداوند و از اسرار الهى و غيبى از غيبهاى خداست([50])

با توجّه به موارد مذكور، و موارد ديگرى كه به عنوان فلسفه غيبت شمرده شده است، نميتوان فلسفه غيبت را فقط در خوف از كشته شدن دانست كه با ازدواج آن حضرت منافات داشته باشد، شهيد سيّد محمّد صدر در اين رابطه مينويسد: «اگر بپذيريم كه غيبت آن حضرت به معناى مخفى شدن شخص وى است بدين معنا كه جسم مبارك او از ديدهها مخفى شده و با اينكه ميان انبوه جمعيّت بوده و آنها را ميبيند اما آنها او را نميبينند، در اين صورت بايد گفت آن حضرت ازدواج نكرده و تا زمان ظهور مجرّد خواهد بود.

و اين مسأله هيچ بعدى هم ندارد زيرا هر چيزى كه با غيبت در تضادّ باشد و آن حضرت را با خطر مواجه كند بر وى جايز نيست، چرا كه ازدواج باعث كشف شدن امر آن حضرت ميگردد.

علاوه بر آن براى ازدواج لزوماً بايد آن حضرت ظاهر شده و در معرض ديد مردم قرار گردد، و اين همان چيزى است كه بايد از آن اجتناب كند.

و اين فرض كه فقط براى همسر خود آشكار شود، اگر چه عقلا ممكن است ولى فرض آن بسيار بعيد است بلكه فرض باطلى است، زيرا چنين زنى با خصوصيات خاصّ به طورى كه امام(عليه السلام)هويّت واقعى خود را از او مخفى نكند، و هيچ خطرى هم از ناحيهى او متوجّه امام(عليه السلام) نباشد، چنين زنى بين زنان عالم يافت نميشود، چه رسد به اينكه بگوييم در هر عصرى چنين زنى وجود دارد

امّا اگر غيبت را به معناى پنهان بودن و پوشيدگى عنوان آن حضرت بدانيم بدين معنا كه او به صورت ناشناس در بين مردم زندگى ميكند، در اين صورت هيچ اصطكاكى با ازدواج ندارد و از آسانترين كارهاست، زيرا ازدواج به صورت ناشناس صورت گرفته و همسر وى نيز در طول عمر خود بر هويت واقعى او آگاه نخواهد شد، و اگر به علّت عدم مشاهده پيرى در چهرهى آن حضرت به هويت وى گمانى برد، حضرت او را طلاق داده و يا در شهرى ديگر، دورِ جديدى از زندگى خود را آغاز كرده و دوباره ازدواج ميكند .

سپس شهيد صدر ميگويد: «حال كه ثابت شد كه ازدواج آن حضرت در عصر غيبت ممكن است، امكان دارد بگوئيم اين امر تحقّق يافته است، چون مهدى(عليه السلام) به تبعيّت از سنّت اسلامي سزاوارتر است، خصوصاً اگر معتقد شديم كه معصوم تا جايى كه ممكن است به مستحبّات عمل كرده و مكروهات را ترك مي كند.

بنابراين التزام به اين كه ازدواج وى در عصر غيبت ممكن است در اعتقاد به آنكافى است»([51]).

با عنايت و دقّت در دليل قائلين به ازدواج نكردن آن حضرت و جواب مذكور، و كلام شهيد سيّد محمّد صدر نكاتى قابل تأمّل است. از جمله:

1 . مواردى كه به عنوان فلسفهى غيبت از روايات قابل استفاده است كه به چند نمونهى آن اشاره شد، در عرض يكديگر نيستند، به اين معنا كه اگر غيبت براى امتحان باشد، ديگر مسألهى خوف و ترس از كشته شدن در آن نيست. بلكه اينها در طول يكديگرند، لذا نميتوان با بيان موارد ديگر فلسفه غيبت قائل به ازدواج امام(عليه السلام) شد. چون در عين اين كه غيبت براى ترس از كشته شدن است، براى امتحان كردن بندگان و معتقدين به آن حضرت نيز ميباشد، كه اين هم جاى استبعاد ندارد، به عبارت ديگر فرضيّه ترس از كشته شدن در تمام موارد ديگر نيز جارى است.

2 . سخن شهيد صدر در معناى غيبت به دو صورت ناشناسى (مردم او را ميبينند ولى نميشناسند) و ناپيدايى (جسم و شخص او ديده نميشود) و بنا كردن مسألهى ازدواج را بر ناشناسى، سخن جامع و فراگيرى نيست، چون نميتوانيم به ناشناسى به تنهايى و يا به ناپيدايى آن حضرت قطع پيدا كنيم، چرا كه ممكن است آن حضرت گاهى ناشناس باشد و گاهى ناپيدا، همانطور كه اين برداشت از روايات نيز قابل استفاده است.([52])

3 . شهيد صدر معتقد است زنى كه لياقت و شايستگى و به اصطلاح هم كفو آن حضرت باشد در عالم وجود ندارد، صدور اين سخن از ايشان جاى تعجب است، چرا كه زنان شايسته و بايسته با فضائل اخلاقى و معنوى بالا در هر دورهاى وجود داشته و هست، زنانى همچون حضرت مريم(عليها السلام) و آسيه همسر فرعون كه در قرآن كريم الگوى ديگران شمرده شدهاند([53]) و يا مانند حضرت خديجه همسر پيامبر گرامي اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم) بودهاند و هستند، و از سوى ديگر در روايات وارده در شأن و خصوصيات اصحاب و ياران خاصّ امام زمان(عليه السلام) آمده است كه پنجاه نفر آنان زن ميباشند.([54])

آيا اينگونه زنان كه لياقت واقع شدن در زمره اصحاب خاص را دارند، و محرم خيلى از اسرار هستند، لياقت همسرى آن حضرت را ندارند؟ چه مانعى دارد كه امام(عليه السلام) از ميان آنان زنى را به همسرى برگزيند؟

4 . به نظر ميرسد كه ازدواج آن حضرت به صورت ناپيدايى امرى ممكن باشد برخلاف شهيد صدر كه آن را غير ممكن ميداند، زيرا ناپيدايى امرى هميشگى براى امام(عليه السلام) نيست، و از سوى ديگر همانطور كه براى همراهان و خواصّ غائب نيست([55]) براى همسر خود نيز ميتواند غائب نباشد.

ـ نتيجه گيرى: كسانى كه مي گويند حضرت مهدى(عليه السلام) ازدواج نكرده است، تنها دليلشان فلسفهى غيبت است، كه آنهم ترس از كشته شدن و افشاء سرّ امام است.

ولى با توجّه به موارد ديگر در فلسفهى غيبت كه در طول يكديگربودند نه در عرض، اين امر نميتواند مانع ازدواج آن حضرت باشد، گرچه در اين بحث فقط به عدم اثبات مانع پرداخته شده است. چون اثبات عدم المانع نياز به اطلاعاتى كافى و جامع و احاطهى كامل بر زندگى شخصى آن حضرت دارد، و اين نيز در حدّ توان ما نيست.

از سوى ديگر در مباحث تحقيقى و علمي نياز به دليل داريم، و براساس مدارك و ظواهر به نتيجه ميرسيم، بنابراين، گرچه با وجود اين گونه مدارك، ازدواج آن حضرت امرى ممكن است، ولى نميتوانيم با قطع و يقين به آن حكم كنيم، همانطور كه نميتوانيم به عدم ازدواج قطع پيدا كنيم.

آيا سكوت بهتر نيست؟

ـ نظريّه سوّم: گروهى ديگر مي گويند نبايد به اينگونه مباحث پرداخت و نهايتاً بايد توقّف كرد، و در جواب اين نوع سؤالات كلمه «نميدانم» و «نميدانيم» را بر زبان جارى مي كنند، چرا كه اصل ازدواج يا عدم ازدواج حضرت جزء اعتقادات ما نيست، زيرا در مباحث اعتقادى ما نيامده است كه بايد معتقد شويم به امام زمانى كه ازدواج كرده يا نكرده است، اين نوع موضوعات از مسائل شخصى است كه معمولا در روايات نيامده و كسى هم به آن نپرداخته است، حتّى امام عسكرى(عليه السلام) نيز در رابطه با ازدواج فرزندش چيزى نفرموده است.

نگاه اجمالى به تاريخ غيبت صغرى و كبرى حاكى از وجود نداشتن چنين مسائلى است، و حتّى كسانى كه توفيق لياقت ملاقات با آن حضرت را يافتهاند، هيچگونه سؤالى درباره ازدواج آن حضرت از آنها صادر نشده است، و غالباً به دليل مشكلات فراوان يا نيازهاى مادّى و معنوى و يا پرسيدن مسائل علمي از اين گونه سؤالات غافل بودهاند، گرچه اساساً سؤال نكردن از ازدواج طبيعى است چرا كه خيلى اوقات پيش ميآيد كه سالها با اشخاص و دوستان زيادى آشنا هستيم ولى لزومي نميبينيم كه از زندگى شخصى او سؤال كنيم، مثلا بگوييم آيا همسر داريد؟ اگر داريد دختر چه كسى است؟ آيا فرزند داريد؟ جنسيّت آنها چيست؟ و... لذا اساساً لزومي ندارد كه از اين گونه امور مطّلع شويم و اين مسائل در زندگى ما نيز هيچ تاثيرى ندارد، و به دليل اطّلاع نداشتن مورد مؤاخذه قرار نميگيريم.

ـ نقد و بررسى:

درست است كه اينگونه مسائل جنبه شخصى دارند، و دانستن يا ندانستن آن تأثيرى در زندگى ما ندارد، ولى امامان ما مانند انسانهاى عادى نبودهاند كه بىتفاوت از كنارشان بگذريم، زيرا آنها هاديان و رهبران دينى و اجتماعى مردم هستند كه طبق نصوص متعدّد از آيات و روايات، داراى مقام عصمت و مصونيّت از خطا و اشتباه مي باشند.

لذا دوستان و شيعيان آن حضرت دوست دارند سيره و روش آن امام را در مسائل خانوادگى و شخصى نيز بدانند و به ابهامات و يا سؤالات احتمالى ذهن خويش پاسخى مناسب بدهند. و اين مسأله مختص به امام مهدى(عليه السلام) نيست، همانطور كه هنوز عدّهاى ميپرسند: چرا امام حسن مجتبى(عليه السلام) با جعده ازدواج كرد؟ يا چرا امام جواد(عليه السلام) با امّ الفضل دختر مأمون يعنى كسى كه قاتل پدرش بود ازدواج كرد؟ آيا از آنها فرزندى باقى ماند؟ و... امام عصر(عليه السلام) نيز ا ز اين قاعده مستثنى نيست، بلكه قضيه برعكس است، و حسّاسيّت در امام زمان(عليه السلام) كه مهدى موعود است، و قيام خواهد كرد، و حكومت جهانى را تشكيل خواهد داد، و... بيشتر است.

بنابراين، اساس بحث از زندگانى شخص آن امام مانعى ندارد، گرچه به علّت موقعيّت استثنايى وى كه همان در غيبت به سربردن باشد، ما اطّلاع چندانى نداريم. و ناچاريم به همان مقدار از ادلّه و ظواهر و عمومات اكتفاء كنيم.

ياد آورى يك نكته:

لازم به ياد آورى است كه بحث اصلى ما ازدواج امام زمان(عليه السلام) است، كه مطالب مذكور پيرامون همين عنوان است. ولى از مباحثى پيرامون فرزندان و ويژگىهاى همسر آن حضرت كه لازمه ازدواج است خوددارى كرديم، و سعى بر اين بود كه به مقدار نياز اكتفاء، و از زياده گويى پرهيز نماييم.

نتيجه گيرى كلّى:

دلايل نظريّهى اوّل (قائلين به ازدواج آن حضرت) يا مخدوش است و رسا نيست و يا غالباً ناظر به زمان ظهور آن حضرت است، و از بيان ازدواج وى در زمان غيبت ساكت است.

 

و دلائل نظريّه دوّم (قائلين به ازدواج نكردن آن حضرت) كه فلسفهى غيبت يعنى ترس از كشته شدن بود با احتمالات و ذكر موارد ديگر فلسفه غيبت و اين كه آن موارد در طول يكديگرند، نتوانست مدّعاى خود را به طور كامل ثابت كند. و دليل نظريّهى سوّم (قائلين به توقّف) كه عدم اعتقادى بودن موضوع و عدم اطّلاع از مسائل شخص آن حضرت بود، با سير تحقيقات علمي و اشتياق شيعيان بر اطّلاع از اين مسائل و پيدا كردن جوابى براى سؤالات و ابهامات ذهنى خود، سازگار نبود.

بنابراين، با توجّه به عمومات در استحباب ازدواج و مكروه بودن عزوبت و ترك آن در هر حالى و مانع نبودن فلسفهى غيبت، ميتوان نتيجه گرفت كه وى ازدواج كرده است، و لازم نيست كه اين امر باعث افشاء سرّ آن حضرت شود، و با فلسفهى غيبت منافات داشته باشد، بلكه همسر وى ميتواند زنى پاكدامن و خودساخته همچون ياران خاصّ و يا ابدال آن حضرت باشد.

و همچنين لازم نيست كه اين ازدواج، از نوع دائم آن باشد بلكه با ازدواج موقّت (غير دائم) نيز ميتواند به امر مستحب عمل كند، همانطور كه لازم نيست حتماً عمر همسر وى مانند عمر خود آن حضرت طولانى باشد.

و نيز لازمه ازدواج، داشتن فرزند هم نيست كه سؤال شود فرزندانش در كجا زندگى ميكنند؟ بلكه ممكن است ازدواج كرده باشد ولى داراى فرزند هم نباشد، و نداشتن فرزند نيز براى آن حضرت نقص نيست، چرا كه وى ميتواند صاحب فرزند شود ولى به دليل انجام مأموريت الهى و حفظ خود از شناسايى ديگران، ميتواند با اختيار خود صاحب فرزند نشود.

پس اگر چه دليل محكم و قاطعى بر ازدواج آن حضرت در اختيار نداريم، ولى مانعى هم براى ازدواج نميبينيم، لذا با شواهد و قرائن و عمومات ادلّه استحباب ازدواج ميتوانيم معقتد شويم، كه آن حضرت ازدواج كرده است.

واللّه اعلم.

كتابنامه :

1 . مجلسى، محمدباقر، بحار الأنوار،مؤسسه الوفاء، بيروت / 1404.

2 . نورى طبرسى، ميرزا حسين، نجم الثاقب، انتشارات مسجد جمكران، چ دوم / 77.

3 . سعادتپرور، على، الشموس المضيئة، نشر احياء كتاب، چ أوّل / 80، مترجم: سيد محمدجواد وزيرى.

4 . حرّ عاملى، محمّد بن الحسن، وسايل الشيعه، مؤسسه آل البيت، قم / 1409.

5 . مكى عاملى، محمّد بن جمال، اللمعة الدمشقية، 10 جلدى، دار العالم الاسلامي بيروت.

6 . نجفى، محمّد حسن، جواهر الكلام.

7 . طباطبايى يزدى، محمّدكاظم، عروة الوثقى.

8 . طباطبايى، محمّد حسين، شيعه در اسلام، انتشارات جامعه مدرسين، چ دوازدهم / 76.

9 . نعمانى، ابن أبي زينب، الغيبة، انتشارات صدوق.

10 . رضوانى، على اصغر، موعودشناسى، انتشارات مسجد جمكران، چ أوّل / 84.

11 . سيّد ابن طاووس، جمال الاسبوع، انتشارات رضى، قم.

12 . حرّ عاملى، محمّد بن الحسن، اثبات الهداة، 3 جلدى، مكتبة العلمية قم.

13 . عاملى، جعفر مرتضى، دراسة في علامات الظهور والجزيرة الخضراء، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي قم ترجمه محمّد سپهرى.

14 . تهرانى، آغابزرگ، الذريعة إلى تصانيف الشيعة، دار الاضواء، بيروت.

15 . قمي، عباس، مفاتيح الجنان، ناشران قم، چ أوّل .

16 . باقى، محمدرضا، مجالس حضرت مهدى(عليه السلام)، نشر صدر، چ أوّل / 78.

17 . طوسى، محمّد بن حسن، الغيبة، انشتارات بصيرتى، چ دوم.

18 . صدوق، محمّد بن عليّ، كمال الدين، نشر اسلامي 2 جلدى.

19 . صدوق محمّد بن عليّ علل الشرايع، دار احياء التراث العربى، چ دوم.

20 . صدر، سيّد محمّد، تاريخ الغيبة الكبرى، دار التعارف سوريه.

21 . عياشى، محمّد بن مسعود، تفسر القرآن، نشر علميه قم.

22 . كلينى، محمّد بن يعقوب، اصول كافي، دار التعارف، لبنان.

23 . افتخارزاده، سيّد حسن، گفتارهايى پيرامون امام زمان(عليه السلام)، نشر شفق، چ چهارم / 79.

24 . سيّد ابن طاووس، الامان، مؤسسه آل البيت(عليهم السلام)، قم / 1409 هـ.

25 . شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، انتشارات جامعه مدرسين، 4 جلدى، 1413 هـ.

26 . إبراهيم بن عليّ، كفعمي، المصباح، انتشارات رضى، قم / 1405 هـ.

 

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

 

 



    فهرست نظرات  
81   نام و نام خانوادگي:  هادي     -   تاريخ:  22 آذر 92 - 00:30:41
سلام اول بگم كه تو همه دين ها يه اعتقاد بزرگي به نام ناجي هست كه با اومدنش جهان از ظلم پاك ميشه تو دين يهود و مسيح اشاره اي به اسم و چگونگي ظهور اشاره نشده اما تو دين اسلام اين منجي حضرت مهدي عج ناميده شده به قولي اتمام حجت با انسانها پس اگر اين قضيه نقض ميشد پس همه دينها اشتباه ميكنن كه اين تفكر باطل است.اللهم عجل الوليكل فرج
82   نام و نام خانوادگي:  عرفان     -   تاريخ:  16 دي 92 - 22:23:34
دوستان فقط به قرآن و ائمه تسمک جود بقه وللل
83   نام و نام خانوادگي:  12     -   تاريخ:  21 دي 92 - 13:31:02
لطفا بيشتر در اين باب توضيح دهيد
جواب نظر:
باسلام
دوست گرامي؛ در اين ارتباط چند نكته اضافه مي كنيم:
1. ايشان اگر الان ازدواج نكرده باشند بعد از ظهور ازدواج خواهند نمود لذا با سنت رسول الله صلي الله عليه و آله مخالفت نكرده اند.
2. سنت رسول الله ازدواج است اعم از ازدواج دائم و موقت لذا ممكن است ازدواج موقت نموده باشند كه در اين صورت هم ايشان خلاف سنت رسول الله صلي الله عليه و آله عمل نكرده اند.
3. برخي از افراد مورد اعتماد كه امام زمان عجل الله تعالي را ديده اند مي گويند ايشان داراي ذريه بوده و آنها افرادي از خانواده ايشان را ديده اند.
4. در مورد انبيايي كه ادعاي زنده بودن آنها در ميان شيعه و اهل سنت شايع است مانند حضرت عيسي و حضرت خضر و حضرت ادريس و حضرت الياس عليهم السلام هم كسي ادعاي ازدواج و همسر و فرزند نكرده است.
5. وقتي مصلحت بزرگي مانند حفظ جان وصي خاتم و نبودن بيعت حكام بر ذمه ايشان و آماده شدن جهان براي تشكيل حكومت جهاني و... بتواند نسلهاي فراواني از انسانها را از ديدار امام زمانشان باز دارد چگونه نمي تواند يك عمل مستحبي را براي او تا زماني از استحباب بيندازد؟
6. امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف داراي دوران حمل استثنايي و تولد استثنايي و زندگي استثنايي و عمر استثنايي بوده اند چه بسا در اين مورد هم استثنا باشند كه خداوند از آن خبر دارد بعد از ظهور حقيقت آن براي ما روشن خواهد شد.
7. وقتي بخاطر مخفي بودن محل امام زمان لازم است فقط يك نفر در دوران غيبت صغري با ايشان در ارتباط باشد و بقيه از آن محروم باشند چطور نشود به همين خاطر ايشان از ازدواج فعلاً محروم باشند و يا طوري باشد كه اين مشكل ايجاد نشود.
8.  نكته آخر سخني از محدث نوري در نجم الثاقب در اين مورد است ايشان مي گويد:
برخي بخاطر نديدن در اخبار و نشنيدن آن از اخيار منكر وجود زن و فرزند براي حضرت شده اند كه جواب آن بر ناقد بصير پوشيده نيست و در اخبار بسيار اشاره به آن شده با آن‏كه مجرد نرسيدن و عدم اطّلاع بر آن، دليل نشود بر نبودن و چگونه ترك خواهند فرمود چنين سنّت عظيمه جدّ اكرم خود را صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با آن همه ترغيب و تحريص كه در فعل آن و تهديد و تخويف كه در تركش شده و سزاوارترين امّت در اخذ به سنّت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، امام هر عصر است و تاكنون كسى ترك آن را از خصايص آن جناب نشمرده و ما به ذكر دوازده خبر قناعت مى ‏كنيم.
اول: شيخ نعمانى تلميذ ثقة الاسلام كلينى در كتاب غيبت «ص 171- 172.» و شيخ طوسى در كتاب غيبت «ص 161- 162» هر دو به سند معتبر روايت كردند از مفضل بن عمر كه گفت: شنيدم كه حضرت ابى عبد اللّه عليه السّلام مى ‏فرمايد: «به درستى كه از براى صاحب اين امر، دو غيبت است: يكى از آن دو طول مى ‏كشد تا اينكه مى ‏گويند بعضى از ايشان كه او مرده و مى ‏گويند بعضى از ايشان كه او كشته شده و مى‏ گويند بعضى از ايشان كه رفته است تا آن‏كه ثابت نمى ‏ماند بر امامت او از اصحابش، مگر نفرى اندك و مطّلع نمى ‏شود بر موضع او احدى از فرزندان او و نه غير او، مگر كسى را كه به او فرمان دهد.»
دوم: شيخ طوسى و جماعتى به اسانيد متعدّده روايت كردند از يعقوب بن يوسف ضرّاب اصفهانى كه  در اين خبر مي فرمايد: هرگاه خواستى صلوات بفرستى بر ايشان، به اين نحو بفرست و آن طولانى است و در موضعى از آن مذكور است:  «اللّهم اعطه في نفسه و ذريّته و شيعته و رعيته و خاصّته و عامته و عدوّه و جميع اهل الدنيا ما تقر به عينه ... و الخ.» «الغيبة، شيخ طوسى، ص 277- 279.»
سوم: در زيارت مخصوصه‏ اى كه در روز جمعه بايد خواند و سيّد رضى الدين على بن طاوس در كتاب جمال الاسبوع «صص 41- 42» نقل فرموده، مذكور است: «صلّى اللّه عليك و على آل بيتك الطيبين الطاهرين
و نيز در موضعى از آن است كه: «صلوات اللّه عليك و على آل بيتك هذا يوم الجمعة ....»
و در آخر آن فرموده: «صلوات اللّه عليك و على اهل بيتك الطاهرين.» ...
پنجم: سيّد بن طاوس و غيره (ره) زيارتى براى آن جناب نقل كردند و يكى از فقرات دعاى بعد از نماز آن زيارت، اين است: «اللّهم اعطه في نفسه و ذريّته و شيعته و رعيته و خاصّته و عامّته و جميع اهل الدنيا ما تقرّ به عينه و تسرّ به نفسه الخ.» «الغيبة، شيخ طوسى، ص 280»...
هفتم: شيخ ابراهيم كفعمى در مصباح خود نقل كرده كه زوجه آن حضرت كه يكى از دختران ابى لهب است.
هشتم: سيّد جليل، على بن طاوس در كتاب عمل شهر رمضان روايت كرده از ابن ابى قره، دعايى كه بايد در جمع اوقات دهر خواند، به جهت حفظ وجود مبارك حضرت حجت عليه السّلام از فقرات آن دعا است «و تجعله و ذريّته من الائمّة الوارثين.»
نهم: شيخ طوسى به سند معتبر از جناب صادق عليه السّلام روايت كرده خبرى كه در آن مذكور است بعضى از وصاياى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه در شب وفات به امير المؤمنين عليه السّلام و از جمله فقرات آن اين است كه آن جناب فرمود: «و چون اجل قائم عليه السّلام در رسد، آن حضرت اين وصيّت را به فرزند خود، اول مهديين بدهد ... «همان، ص 151 و نيز ر. ك: مختصر بصائر الدرجات، ص 40؛ بحار الانوار، ج 36، ص 261.» الخ.»...
يازدهم: در مزار «ص 134» محمّد بن مشهدى مروى است كه حضرت صادق عليه السّلام به ابى بصير فرمود: «گويا مى ‏بينم نزول قائم عليه السّلام را در مسجد سهله با اهل و عيالش ...» الخ.
دوازدهم: علّامه مجلسى در مجلّد صلات بحار در اعمال صبح روز جمعه از يكى از اصول قدما، دعايى طولانى نقل كرده كه بايد بعد از نماز فجر خواند و از فقرات دعاى براى حضرت حجّت عليه السّلام در آنجا، اين است: «اللّهم كن لوليّك فى خلقك وليّا و حافظا و قائدا و ناصرا حتّى تسكنه ارضك طوعا و تمتّعه منها طولا و تجعله و ذريّته فيها الائمة الوارثين ... الدعا.» «بحار الانوار، ج 86، ص 340»
خبرى منافى اين اخبار به نظر نرسيده مگر حديثى كه ثقه جليل، فضل بن شاذان نيشابورى روايت كرده در غيبت خود به سند صحيح از حسن بن على خزّاز گفت: درآمد به مجلس حضرت امام رضا عليه السّلام ابن ابى حمزه و با آن حضرت گفت: تو امامى؟
آن حضرت فرمود: «بلى، من امامم.»
گفت: «من از جدّت، جعفر عليهما السّلام شنيدم كه مى ‏گفت: امام نمى ‏باشد، مگر آن‏كه او را فرزند مى ‏باشد.»
امام عليه السّلام فرمود كه: «آيا فراموش كرده‏ اى يا خود را فراموشكار مى ‏نمايى اى شيخ!؟ اين چنين نگفته جدّم، جز اين نيست كه جدّم فرمود: امام نمى ‏باشد الّا آن‏كه او را فرزند مى ‏باشد، مگر آن امامى كه حسين بن على بن ابى طالب عليهما السّلام بيرون خواهد آمد بر او و رجعت خواهد كرد در زمان او؛ پس به درستى كه او را فرزند نخواهد بود.»
ابن ابى حمزه چون آن سخن را از آن حضرت شنيد، گفت: راست گفتى فداى تو شوم! از جدّت همچنين شنيدم كه بيان فرمودى. «كفاية المهتدى [گزيده‏]، ص 317.»
(نجم الثاقب، محدث نورى، ج‏2، ص474 الي 479)
موفق باشيي
گروه پاسخ به شبهات
(1)
84   نام و نام خانوادگي:  حديده     -   تاريخ:  21 دي 92 - 14:32:21
تشکر از گرداورنده واقعا جالب بود .حالا دوس عزيز خودتو نرنجون دين ما کامل ترين دينه .
85   نام و نام خانوادگي:  سرباز آقا     -   تاريخ:  14 بهمن 92 - 21:49:45
واقعا که خسته نباشيد مطالب جالبي داريد.اشکالي نداره اين متنو در وبم قرار بدم؟بهمون سر بزنيد
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
اشکالي ندارد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
86   نام و نام خانوادگي:  مرتضي     -   تاريخ:  07 اسفند 92 - 10:08:55
فرض کن حضرت مهدي به تو ظاهر گردد
ظاهرت هست چناني که خجالت نکشي؟
باطنت هست پسنديده ي صاحب نظري؟
خانه ات لايق او هست که مهمان گردد؟
لقمه ات در خور او هست که نزدش ببري؟
پول بي شبهه و سالم ز همه داراييت
داري آنقدر که يک هديه برايش بخري؟
حاضري گوشي همراه تو را چک بکند؟
باچنين شرط که در حافظه دستي نبري؟
واقفي بر عمل خويش تو بيش از دگران
ميتوان خواند تو را شيعه ي اثنا عشري؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
87   نام و نام خانوادگي:  حسين مستوفي     -   تاريخ:  21 اسفند 92 - 09:06:24
ممنون از مطالب مفيدتون..................................
88   نام و نام خانوادگي:  الهام تاريزاده     -   تاريخ:  24 اسفند 92 - 13:42:54
خداوند همانطوركه توانسته امام رادراين مدت طولاني نگهداري كند كه كسي ازبود آن حضرت باخبر نشود پس حتما ميتواند ازهمسروفرزندانش نگهداري كندحتي اين حضرت ياراني دارد پس چطورشده كه دراين مدت يارانش راز رافاش نكنندخدااين راز راتوانسته نگهداري كند
89   نام و نام خانوادگي:  ک، غ     -   تاريخ:  25 اسفند 92 - 23:49:06
هر کس به وجودش شک کند بايد به حلال زاده گيش شک کرد بر چهره دلربا ي مهدي صلوات
90   نام و نام خانوادگي:  پيمان اله ياري     -   تاريخ:  05 فروردين 93 - 11:06:11
ياامام زمان ماکه لياقت شمارو نداريم لااقل به خاطر خدا بيا
91   نام و نام خانوادگي:  سارا     -   تاريخ:  08 فروردين 93 - 15:29:32
سلام مي شود از اين متن ها به عنوان نوشته ي خودم استفاده کنم
جواب نظر:
باسلام
خواهر گرامي؛ استفاده از مطالب اين سايت بلا مانع است. در صورت امکان منبع را ذکر کنيد.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
92   نام و نام خانوادگي:  پورطالبي وراعون     -   تاريخ:  08 فروردين 93 - 21:46:31
با سلام مطالب تام و کامل بود.
93   نام و نام خانوادگي:  ح ر اخوندزاده     -   تاريخ:  13 ارديبهشت 93 - 02:18:13
غوغاي عارفان تمناي عاشقان
حرص بهشت نيست
شوق لقاي تو و اولياي و انبياء توست
اسلام عليک يا صاحب الزمان
ض
94   نام و نام خانوادگي:  آقاي x     -   تاريخ:  18 ارديبهشت 93 - 15:19:21
چه فرقي براي شما مي کنه؟
من هم يک زماني اين سوال به فکرم افتاد ولي به دنبالش نرفتم و با خودم گفتم انشاءالله تا ظهورشان زنده مي مانم و مي فهمم
گر صبر کني ز غوره حلوا سازي
95   نام و نام خانوادگي:  سارا پارسا     -   تاريخ:  29 ارديبهشت 93 - 23:10:03
سلام
ممنون از وب و مطالب ارزشمندتون
ازتون دعوت مي کنم از اين پست ديدن فرماييد و در صورت تمايل آنرا اشاعه دهيد :
(شناخت امام زمان عج)
http://taavus.blogfa.com/post/108
96   نام و نام خانوادگي:  انجامي .ف     -   تاريخ:  31 ارديبهشت 93 - 14:46:47
با سلام اميدوارم همه عاشقان ان حضرت روزي بتونن اقارو ببينن ممنون از نوشته هاي خوبتون
97   نام و نام خانوادگي:  احسان     -   تاريخ:  02 خرداد 93 - 20:04:44
خيلي خوب بود.ان شاالله امام زمان بياد عاشقاشو از اين انتظار دراره.
98   نام و نام خانوادگي:  علي مجيدي     -   تاريخ:  02 خرداد 93 - 23:40:50
با سلام: از مطالبي که ارائه کرديد ممنون به اميد ظهورآقا امام زمان(عج)
99   نام و نام خانوادگي:  http://almontazeralmahdi.blogfa.com     -   تاريخ:  03 خرداد 93 - 13:08:10
مفيد و عالي بود . اجرتان با امام زمان و التماس دعاي سلامتي و ظهور امام زمان و برطرف شدن بلايا از سر مومنين و برآورده شدن حاجات مومنين
100   نام و نام خانوادگي:  رحيم نبي ئي     -   تاريخ:  13 خرداد 93 - 15:50:23
اللهم العجل اللوليك الفرج ....
101   نام و نام خانوادگي:  رفيق قديمي     -   تاريخ:  15 خرداد 93 - 23:03:17
دلم براي روزايي تنگ شده که رفيق بوديم .....
سالهاست که ازدوريمون مي گذره.....
به قلبم بيا....
خواهش مي کنم......
مثل قديما....
102   نام و نام خانوادگي:  حقيقت گويي     -   تاريخ:  16 خرداد 93 - 12:30:41
سلام همان طور که مي‌دانيد افرادي که براي تحقيق درباره شيعه و عقايد شيعه کلماتي مثل shia muslim, shiite, Muharram, Ashura و موارد مشابه را جستجو مي کنند، در بخش تصاوير گوگل، عمدتا عکسهايي از عزاداري شيعيان هندي و پاکستاني را مي‌بينند که مشغول خودزني و قمه زني و رفتارهاي خشن ديگر هستند
براي جلوگيري از اين رويه از شما ميخوام که اين عکس رو
http://cld.persiangig.com/preview/Y7cTmc9Nyd/Shia%20Muslims%20Shiite%20Muharram%20ashura.JPG
چندين بار مشاهده کنيد تا انشاءالله به زودي رتبه اون در گوگل ايميج بالا بره و جزء اولين تصاوير به نمايش در بياد.
لطفا اين پيام را منتشر کنيد
لطفا اين کليپ و ببينيد
http://www.aparat.com/v/5Quwk
ياعلي
103   نام و نام خانوادگي:  عاشق امام زمان     -   تاريخ:  18 خرداد 93 - 03:28:13
مطالب جالبي رو بيان كرديد
104   نام و نام خانوادگي:  حسين     -   تاريخ:  24 خرداد 93 - 13:32:38
اين همه صغرا كبرا چيدي كه آخرش بنويسي وا.. اعلم خوب همان ابتدا مي نوشتي وا.. اعلم!
جواب نظر:
باسلام
دوست گرامي؛ ما موظفيم دلايل را در يک موضوع بررسي کنيم و نتيجه تحقيقات خود را به همراه دلايل آن در اين زمينه ارائه کنيم ولي چون در اين مورد دليل قطعي وجود ندارد و تحليلها متفاوت است سخن قطعي در اين زمينه مورد ترديد خواهد بود. مضاف به اينکه اگر قرار باشد امور مورد ترديد را بررسي نکنيم بايد در برخي امور در بلاتکليفي بمانيم و حال آنکه توضيح دادن حول مساله مورد ترديد مي تواند انسان را از بلاتکليفي خارج و صعوبت پاسخگويي در مورد آن را براي مخاطب مصرّ نشان دهد.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
105   نام و نام خانوادگي:  منتظر ديدار روي مهدي     -   تاريخ:  27 خرداد 93 - 11:25:56
باسلام خدمت دوستان ارزشمند ومکتبيم .بخدا هرکي خودشو به امام زمان بسپاره شک نکنيد دستشو ميگيره امام زمان..من صبحها که از خانه ميزنم بيرون سرکار ميرم دم در بعد از عرض سلام محضر مبارکش ميگويم يا امام زمان خودمو به تو سپردم باورکنيد اينقد شادابم تا غروب و همش ياد امام زمانم مدام اللهم عجل لوليک الفرج ميخونم باورکنيد وقتي ميگي امام زمان خودمو به تو سپردم بقرآن نميزاره گناه بکنيد امتحانش کنيد اگه جواب نداد بهم بگيد روت سياه
106   نام و نام خانوادگي:  مهديه اميني     -   تاريخ:  27 خرداد 93 - 14:40:39
به نظر من حتي اگر ايشان ازدواج هم ننموده باشند دليل نميشود چون ممکنه بعد از ظهور ازدواج کنند و سنت رسول خدا را به جا آورند . سن و رقم از نظر ما مهم است نه براي معصومين و خداي متعال
107   نام و نام خانوادگي:  محسن م     -   تاريخ:  09 تير 93 - 14:51:26
عقل و شرع ميگويد اقا ازدواج کرده اند ازدواجهاي متعدد و فرزندان و نوه و نتيجه و نبيره هاي گوناگون داشته اند. چه اشکالي وجود دارد که اقا که از عمر شريفشان حدود 1140سال مي گذرد بعد از مرگ همسرشان که متوسط حدود 60 سال عمر کرده همسر ديگري اختيار کنند؟ اين برداشت غلط و افکار واهي ماست که ازدواج را براي خود سخت کرده و ما ايرانيها ميگوييم خدا يکي همسر هم يکي. اين مثل کاملا با دين تعارض دارد. من يک ادم معمولي با دهان روزه بدون هيچ تحقيق و فقط از روي دانسته هاي خود از علوم دين اسلام با جرات ميگويم که اقا امام زمان که جانم به فدايش باد ازدواجهاي دايم و موقت فراوان داشته اند و بالتبع فرزندان زيادي هم داشته و دارند و خواهند داشت . ازدواج يک نياز طبيعي مثل غذا و اب خوردن است به همين راحتي . مگر اقا با خانمي ازدواج ميکنند که مهريه اش به تعداد روزهاي تولدش باشد؟ مگر پدر زنهاي اقا شرط مراسم انچناني براي ازدواج اقا گذاشته اند؟ مگر همسر اقا امام زمان با او شرط کرده فقط بايد من زنت باشم و بس؟ خدا وکيلي کدام يک از اين سوالات که در جامعه امروز مرسوم است با دينمان ساز گار است؟ اين قيد و بندها را خودمان درست کرده ايم و دران غوطه ور شده ايم و راه نجاتي نداريم چون از احکام نوراني اسلام فاصله گرفته ايم . اصلا طرح اين سوال که ايا اقا ازدواج کرده اند نشان ميدهد که ما از ازدواج کوهي ساخته ايم و چقدر بدبختيم که از يک مساله ساده اما مهم در زندگي هيولايي براي خود ساخته ايم . حتي وقتي پيش خود فکر ميکنيم يعني ميشود اقا با داشتن همسر دايم همسر موقت هم داشته باشد يا چند همسر با هم داشته باشد با خود ميگوييم استغفرالله . مثل اينکه ما زبانم لال پاکتر و بزرگوارتر از اقا هستيم. حتي گاهي خود را با شخصي که دو همسر دارد مقايسه ميکنيم فکر ميکنيم ما برتريم چون بوالهوس نيستيم اما وقتي به دقت اگر نگاه کنيم ان شخص که دو همسر دارد بهتر به دستورات دين وايمه عمل کرده البته با رعايت شرايطش . خلاصه اينکه از اسلام حقيقي دوريم و خدا کند اقا زودتر تشريف بياورند و ما را با احکام واقعي و نوراني اسلام اشنا کنند . انشالله .
108   نام و نام خانوادگي:  الي     -   تاريخ:  15 تير 93 - 03:10:45
ما يه دبير دين وزندگي داشتيم ميگفت امام زمان زن وفرزند دارن وگرنه ما نميگفتيم به ايشون اباصالح مگه نميشه پدرصالح .؟؟؟؟؟
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
آنچه که از منابع به دست آمده اين است که کيفيت زندگاني و همچنين مسکن آن حضرت مهدي عليه السلام براي ما پنهان است و بر همين اساس مي گوييم که جواب ياد شده توجيه خوب و مطلوبي به نظر نمي آيد .
القاب و صفات و کنيه هايي که براي اهل بيت عليهم السلام به کار رفته است هر کدام معني و مورد خاصي دارند و هميشه هدف از به کار بردن کنيه «اب » و «ام » براي افراد، اثبات پدر يا مادر بودن آن اشخاص نيست از نظر لغت عرب اين طور نيست که کلمات (اب و ام) هميشه به معناي پدر و مادر باشد، بلکه گاهي به معناي صاحب و مالک و کنه و اساس شي ء مي باشد مانند: ، ابوتراب، ام القري، ام الفساد که هيچ کدام در معناي پدر و مادر به کار نرفته است؛ چون حضرت علي (ع)  فرزندي به نام تراب نداشته است که آن حضرت پدر تراب باشد و همچنين است کلمه ام القري که کنيه معروف شهر مکه است، چرا که شهر مکه فرزندي نداشته است که مادر آن باشد .  مثلا کلمه ام، علاوه بر معناي ظاهري مادر، در معناي کنه و اساس شي ء هم استعمال شده است  و يا ام القري  به معناي اساس و مرکز شهرها و سرزمين ها و جمله دوم ام الفساد هم به معناي ريشه و اساس فساد و تباهي مي باشد . همچنين کلمه اب هم اينطور نيست که همه جا به معناي پدر بوده و در آن معني به کار رفته باشد بلکه در برخي از موارد معناي ديگري هم دارد که در پاره اي از آيات و روايات و دعاها در آن معاني به کار رفته است
پس گفتن ابا صالح به اين معني نيست که حتما حضرت فرزندي دارند و بخاطر آن اين لقب را گرفته اند بلکه در رابطه با لقب اباصالح براي امام زمان بايد به اين نکته توجه داشت که بر اساس آيه 105 سوره انبيا مبني بر اينکه زمين را بندگان صالح به ارث مي برند و چون امام زمان، رهبر و بزرگ صالحان است مي شود به او اباصالح گفت؛ چراکه او پدر معنوي صالحاني است که زمين را به ارث مي برند.
البته لازم به ياد آوري است که لقب ابا صلاح در بين القاب مشهور حضرت ذکر نشده است و اگر هم در روايتي آمده اسنت که در اگر در بيابان مانديد و گم شديد بگوييد ياصالح و يا اباصالح و در آن ذکر نشده است که مراد حضرت مهدي عليه السلام است امام صادق عليه السلام فرمودند:قَالَ: إِذَا ضَلَلْتَ فِي الطَّرِيقِ فَنَادِ يَا صَالِحُ‏ وَ يَا بَا صَالِح‏. المحاسن ؛ ج‏2 ؛ ص362 .مجلسي نيز در جلد 51 وقتي که اسماء و القاب و کنيه هاي امام زمان را مي شمارد،  اشاره اي به اباصالح نکرده است هرچند نويسنده کتاب «النجم الثاقب» مي گويد: در بين مردم عرب شهري و بياباني، امام زمان را در هنگام گرفتاري با «اباصالح» صدا مي زدند.
بنابرين استفاده از الفاظ اب قبل از اسمي دلالت بر اين ندارد که حتما آن شخصي که اين الفاظ به او اضافه شده است، داراي فرزندي است
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

 
109   نام و نام خانوادگي:  الهام     -   تاريخ:  28 تير 93 - 12:07:51
واقعا ممنونم ايشالا اجرت با خود امام زمان باشه خداهمه رو هدايت کنه و دست مارو هم بگيره ........التماس دعا
110   نام و نام خانوادگي:  s     -   تاريخ:  07 مرداد 93 - 15:26:40
اين پيام امروز اومد منم بهش عمل کردم.. بخونش اين پيام مال من نيست ولي بخونش: تو رو به امام زمان قسم مي دم اين پيام رو بخون.دختري از خوزستانم که پزشکان از علاجم نا اميد شدند.شبي خواب حضرت زينب (س)را ديدم در گلوم اب ريخت شفا پيدا کردم ازم خواست اينو به بيست نفر بگم. اين پيام به دست کارمندي افتاد اعتقاد نداشت کارشو از دست داد.مرد ديگري اعتقاد داشت 20 ميليون به دست اورد. به دست کس ديگري رسيد عمل نکرد پسرشو را از دست داد.اگه به حضرت زينب اعتقاد داري اين پيامو واسه 20 نفر بفرست........... 20 روز ديگه منتظر معجزه باش.........................
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
اين از خرافاتي است که دشمنان دين جهت سست کردن اعتقادات مردم  اشاعه مي کنند لذا نبايد به چنين خرافاتي اعتناء کرد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
111   نام و نام خانوادگي:  مريم غلامحسيني     -   تاريخ:  17 مرداد 93 - 14:19:46
بسيار عالي بود من بسيار استفاده كردم اميدوارم امام زمان (عليهاسلام)دست ماروبگيرند از چاه جهالت وناداني نجات بدهند. نيايد زمان علي(ع)كه فرد نادان از علي كه علم عالم بود پرسشي ابلهانه كه تار موهاي من چقدر است رابكند
112   نام و نام خانوادگي:  وبلاگ فرهنگي موعود     -   تاريخ:  19 مرداد 93 - 14:28:21
با سلام خدمت شما دوستان.
به تازگي جمعي از دوستان به ايجاد وبلاگي با عنوان موعود به نشاني http://moauod.mihanblog.com/ در راستاي اشائه ي فرهنگ مهدوي پرداخته اند لذا اين وبلاگ از صاحب نظران دعوت به همکاري مي نمايد.
يا علي
113   نام و نام خانوادگي:  محمد سالاري     -   تاريخ:  13 شهريور 93 - 19:34:15
ممنون استفاده کردم واقعا زيبا بود
114   نام و نام خانوادگي:  نميدانم که ام...     -   تاريخ:  26 شهريور 93 - 22:04:43
در اصل اعتقاد به حضور وظهور حضرتش تفاوت نميکند.مهم اينه ما چگونه ايم وچگونه عمل ميکنيم.براي سلامتي ايشان وتعجيل در فرجشان صلوات...
115   نام و نام خانوادگي:  سپيده     -   تاريخ:  31 شهريور 93 - 11:23:59
اي امام زمان توروا به آبرو وعزتي که پيش خدا داري دعا کن که ماهم آدم بشيم
امام زمان اميدوارم به اين سايتم سر بزني...
اقلا صدامو‌که ميشنوي
دعا کن دلمون خداييي خدايي بشه
116   نام و نام خانوادگي:  رسول قوهستاني     -   تاريخ:  02 مهر 93 - 03:24:14
سلام اجركم من الله خوب بود استفاده كرديم،دوستان براي هرچه زودترظهورآقاامام زمان عج بسياردعاكنيد.(يه شب مسافربودم ازشيرازبه سمت تهران صبح قبل ازوقت نمازصبح بودكه اتوبوسي كه سواربودم رسيدبه قم دراون لحظه خواب بودم وخواب ديدم يه بنده خدانشسته صندلي جلوىيم وميگه آقاامام زمان ازدست شيعيان نارا حت است گفتم چراگفت آقا ميفرمايدبراي ظهورم بايدبيشتردعاكنند)دوستان قسمتون ميدم به هموم خداي يگانه برأي ظهور آقابيشتردعاكنيداجرتان به صاحب عصر.




  [1] [2] [3]   صفحه قبل
      ارسال نظر  

صفحه کليد   *:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر
کد امنيتي:        

آموزش رجال | مناظرات | فتنه وهابيت | آرشيو اخبار | آرشيو يادداشت | پايگاه هاي برتر | گالري تصاوير | خارج فقه مقارن | درباره ما | شبکه سلام |  ارتباط با ما