مقالات |  سخنراني ها |  موبايل |  آثار منتشره |  محصولات نرم افزاري |  نظرات |  طرح پرسش |  پاسخ ها فروشگاه
تاريخ: 23 مهر 1392 تعداد بازديد: 33169 
عيد قربان؛ روز ذبح نفس با تيغ تقوا
 

عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرا مى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.

صداي پاي عيد مي آيد. عيد قربان عيد پاك ترين عيدها است عيد سر سپردگي و بندگي است. عيد بر آمدن انساني نو از خاكسترهاي خويشتن خويش است. عيد قربان عيد نزديك شدن دل هايي است كه به قرب الهي رسيده اند. عيد قربان عيد برآمدن روزي نو و انساني نو است.

... و اكنون در منايي، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده اي. اسماعيل تو كيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟

اين را تو خود مي داني، تو خود آن را، او را - هر چه هست و هر كه هست - بايد به منا آوري و براي قرباني، انتخاب كني، من فقط مي توانم " نشاني ها "يش را به تو بدهم:

آنچه تو را، در راه ايمان ضعيف مي كند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" مي خواند، آنچه تو را، در راه "مسئوليت" به ترديد مي افكند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگي اش نمي گذارد تا "پيام" را بشنوي، تا حقيقت را اعتراف كني، آنچه ترا به "فرار" مي خواند، آنچه ترا به توجيه و تاويل هاي مصلحت جويانه مي كشاند، و عشق به او، كور و كرت مي كند، ابراهيمي و "ضعف اسماعيلي" ات، ترا بازيچه ابليس مي سازد.
... و اكنون در منايي، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده اي. اسماعيل تو كيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟

در قله بلند شرفي و سراپا فخر و فضيلت، در زندگي ات تنها يك چيز هست كه براي به دست آوردنش، از بلندي فرود مي آيي، براي از دست ندادنش، همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي، او اسماعيل توست، اسماعيل تو ممكن است يك شخص باشد، يا يك شيء، يا يك حالت، يك وضع، و حتي، يك " نقطه ضعف"!

اما اسماعيل ابراهيم، پسرش بود!

سالخورده مردي در پايان عمر، پس از يك قرن زندگي پر كشاكش و پر از حركت، همه آوارگي و جنگ و جهاد و تلاش و درگيري با جهل قوم و جور نمرود و تعصب متوليان بت پرستي و خرافه هاي ستاره پرستي و شكنجه زندگي. جواني آزاده و روشن و عصياني در خانه پدري متعصب و بت پرست و بت تراش! و در خانه اش زني نازا، متعصب، اشرافي: سارا.

و اكنون، در زير بار سنگين رسالت توحيد، در نظام جور و جهل شرك، و تحمل يك قرن شكنجه "مسئوليت روشنگري و آزادي"، در "عصر ظلمت و با قوم خو كرده با ظلم"، پير شده است و تنها، و در اوج قله بلند نبوت، باز يك "بشر" مانده است و در پايان رسالت عظيم خدايي اش، يك "بنده خدا" ، دوست دارد پسري داشته باشد، اما زنش نازا است و خودش، پيري از صد گذشته، آرزومندي كه ديگر اميدوار نيست، حسرت و يأس جانش را مي خورد.

خدا، بر پيري و نااميدي و تنهايي و رنج اين رسول امين و بنده وفادارش - كه عمر را همه در كار او به پايان آورده است، رحمت مي آورد و از كنيز سارا - زني سياه پوست - به او يك فرزند مي بخشد، آن هم يك پسر! اسماعيل، اسماعيل، براي ابراهيم، تنها يك پسر، براي پدر، نبود، پايان يك عمر انتظار بود، پاداش يك قرن رنج، ثمره يك زندگي پرماجرا، تنها پسر جوان يك پدر پير، و نويدي عزيز، پس از نوميدي تلخ.

و اكنون، در برابر چشمان پدر - چشماني كه در زير ابروان سپيدي كه بر آن افتاده، از شادي، برق مي زند – مي رود و در زير باران نوازش و آفتاب عشق پدري كه جانش به تن او بسته است، مي بالد و پدر، چون باغباني كه در كوير پهناور و سوخته ي حياتش، چشم به تنها نو نهال خرّم و جوانش دوخته است، گويي روئيدن او را، مي بيند و نوازش عشق را و گرماي اميد را در عمق جانش حس مي كند.
در قله بلند شرفي و سراپا فخر و فضيلت، در زندگي ات تنها يك چيز هست كه براي به دست آوردنش، از بلندي فرود مي آيي، براي از دست ندادنش، همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي، او اسماعيل توست، اسماعيل تو ممكن است يك شخص باشد، يا يك شيء، يا يك حالت، يك وضع، و حتي، يك " نقطه ضعف"!

در عمر دراز ابراهيم، كه همه در سختي و خطر گذشته، اين روزها، روزهاي پايان زندگي با لذت "داشتن اسماعيل" مي گذرد، پسري كه پدر، آمدنش را صد سال انتظار كشيده است، و هنگامي آمده است كه پدر، انتظارش نداشته است!

اسماعيل، اكنون نهالي برومند شده است، جواني جان ابراهيم، تنها ثمر زندگي ابراهيم، تمامي عشق و اميد و لذت پيوند ابراهيم!

در اين ايام، ناگهان صدايي مي شنود:

"ابراهيم! به دو دست خويش، كارد بر حلقوم اسماعيل بنه و بكُش"!

مگر مي توان با كلمات، وحشت اين پدر را در ضربه آن پيام وصف كرد؟

ابراهيم، بنده خاضع خدا، براي نخستين بار در عمر طولاني اش، از وحشت مي لرزد، قهرمان پولادين رسالت ذوب مي شود، و بت شكن عظيم تاريخ، درهم مي شكند، از تصور پيام، وحشت مي كند اما، فرمان فرمان خداوند است. جنگ! بزرگترين جنگ، جنگِ در خويش، جهاد اكبر! فاتح عظيم ترين نبرد تاريخ، اكنون آشفته و بيچاره! جنگ، جنگ ميان خدا و اسماعيل، در ابراهيم.

كرپن ها، همان روحانيان دين "مهر" بوده اند و به دليل قرباني كردن "گاو" از سوي ايشان، واژهي "قرباني" نيز از همينان برگرفته شده است.

عيد قربان ريشه در دوران ماقبل تاريخ بشر دارد. انسان اوليه كه از فهم طبيعت عاجز است، براي به دست آوردن ترحم خدايان دست به قرباني كردن حيوانات و انسان ها مي زند. اين رسم نزد همه ملل و اديان به اسامي مختلف موجود بوده است. اين سنت طولاني بشري در اسلام نيز پذيرفته شده است.

در روايات مختلف ديني آمده است كه ابراهيم در سن بالا داراي فرزندي شد كه او را اسماعيل نام نهاد و برايش بسيار عزيز و گرامي بود. اما مدتها بعد، هنگامي كه اسماعيل به سنين نوجواني رسيده بود، فرمان الهي چندين بار در خواب به ابراهيم نازل شد و بدون ذكر هيچ دليلي به او دستور داده شد تا اسماعيل را قرباني كند.

او پس از كشمكشهاي فراوان دروني، در نهايت با موافقت خالصانه فرزندش، به محل مورد نظر مي روند و ابراهيم آماده سر بريدن فرزند محبوب خود مي شود. اما به هنگام انجام قرباني اسماعيل خداوند كه او را سربلند در امتحان مي يابد، گوسفندي را براي انجام ذبح به نزد ابراهيم مي فرستد.

اين ايثار و عشق پيامبر به انجام فرمان خدا، فريضه اي براي حجاج مي گردد تا در اين روز قرباني كنند و از اين طريق براي يتيمان و تهيدستان خوراكي فراهم سازند. در اين روز همچنين مستحب است كه نماز عيد قربان برپا گردد. نماز عيد قربان بايد در فاصله زماني طلوع آفتاب روز عيد تا ظهر خوانده شود و شامل دو ركعت است.

اولين معنايي كه از عيد به ذهن مي رسد، تغييراتي است كه انسان از ظاهر خود و يا در طبيعت مي بيند . اين آرايش ظاهري همچون پوشيدن لباس نو و آمدن بهار طبيعت به يك معنا عيد ناميده شده است .
عيد قربان ريشه در دوران ماقبل تاريخ بشر دارد. انسان اوليه كه از فهم طبيعت عاجز است، براي به دست آوردن ترحم خدايان دست به قرباني كردن حيوانات و انسان ها مي زند. اين رسم نزد همه ملل و اديان به اسامي مختلف موجود بوده است. اين سنت طولاني بشري در اسلام نيز پذيرفته شده است.

در روايتي از امير المومنين علي عليه السلام آمده است كه : هر روزي كه انسان در آن به زشتي آلوده نگردد آن روز عيد است چرا كه زشتي مهمترين بستر ظهور نزاع ميان آدميان است و باعث بر هم خوردن آرامش دروني و بيروني انسان ها مي گردد و اين همان چيزي است كه با عيد يعني آرامش و شادماني منافات دارد .

از سوي ديگر حركت انسان ها به سوي علم و معرفت همواره با شادماني و نشاط توأم است خاصه آن كه وقتي انسان معناي جديدي كشف ميكند ، ابتهاج زائد الوصفي تمام وجود آدمي را در بر ميگيرد ، آن لحظه تازه عيد ناميده ميشود .

معناي ديگري كه از عيد عارفان به ما آموخته اند، جان باختن و قرباني كردن جان خويش در پاي معشوق است. و نماد ظاهري آن ايام حج و عيد قربان است كه حيواني را انسان به عنوان تحفه و هديه به طرف جايگاه معيني مي برد تا براي كامل شدن عبادت قرباني كند. مولوي در اين معنا گفته است:

خويش فربه مي نماييم از پي قربان عيد                      كان قصاب عاشقان بس خوب و زيبا مي كشد

كشته شدن در پاي محبوب و قرباني كردن خود مهمترين تعريفي است كه مولوي از عيد به ما مي دهد.

در تمامي اين تعريف ها عيد براي انسان مطرح شده است، يعني ما در شرايط ويژه اي احساس مباركي و نو شوندگي داريم . اما به نظر مي رسد اين تازگي قبل از آن كه در رابطه با ما معني شود در باره توليد كننده اين شرايط يعني خداوند بايد معنا شود. چون خداوند "بديع السموات و الارض است " و خود را با عنوان "فتبارك الله احسن الخالقين" به ما معرفي نموده است . و از سوي ديگر اين مباركي در تمامي ملك و ملكوت عالم جاري است، لذا از اين خداي بزرگ و مبارك ميتوان هر لحظه طعم مباركي را چشيد به همين دليل اگر عيدي است اولاً از آن خداست نه از آن آدميان، و اين معنا با ساير تعاريف آمده در باب عيد يك فرق گوهري دارد كه آن محوريت خداست .

قرباني رمز فداكاري و از خودگذشتگي و دادن جان در راه محبوب و حد نهايي تسليم در برابر معبود است يعني همچنان كه خون اين قرباني را در راه تو اي خالق يكتا بي دريغ مي ريزم حاضرم بدون هرگونه تعقل در راه دفاع از حريم دين و اجراي فرامين آسماني تو از جان خود نيز بگذرم و خون خود را تقديم پيشگاه اقدست نمايم.

زماني كه حيواني در روز عيد قربان در وادي منا به دست حجاج مسلمان ذبح مي شود و نغمه روحاني "بسم الله وجهت وجهي للذي فطر السموات والارض" طنين در فضاي قربانگاه مي افكند خاطره اعجاب انگيز و الهام بخش دو عبد موحد و دو بنده با اخلاص خدا ابراهيم و اسماعيل را در دل ها زنده مي سازد.

پدري پير و كهنسال با چهره اي نوراني و ملكوتي كه آثار عظمت و جلالت روحي از سيماي متين و آرام او نمايان است بر بالين فرزند جوان و خوش سيماي خود ايستاده آستين بالا مي زند و تيغ برنده اي را در پي حكم غيبي الهي بر گلوي فرزند مي نهد.
قرباني رمز فداكاري و از خودگذشتگي و دادن جان در راه محبوب و حد نهايي تسليم در برابر معبود است يعني همچنان كه خون اين قرباني را در راه تو اي خالق يكتا بي دريغ مي ريزم حاضرم بدون هرگونه تعقل در راه دفاع از حريم دين و اجراي فرامين آسماني تو از جان خود نيز بگذرم و خون خود را تقديم پيشگاه اقدست نمايم.

فرزند نيز بدون ترس و وحشت و با حالت تسليم مي گويد پدر به آنچه مامور گشته اي عمل كن كه من هم به خواست خدا از صبركنندگان خواهم بود و سرانجام ابراهيم با موفقيت كامل از اين امتحان بزرگ الهي سربلند بيرون آمده و به درجه اي از اخلاص و فداكاري در راه خدا مي رسد كه خداوند مي فرمايد: ذبح عظيمي فدايش كرديم.

لذا خداوند براي بزرگداشت اين خاطره توحيدي و اخلاص الهي مقرر فرموده هر سال در موسم حج در وادي مني توسط زوار بيت الله الحرام گوسفند، گاو و يا شتري ذبح گردد تا آن صحنه فوق العاده درخشان چون نوري براي هميشه در تاريخ انسانيت بدرخشد و خاطره ازخودگذشتگي آن دو بنده مخلص (ابراهيم و اسماعيل) سندي براي نمايش شرف و فضيلت آدميت باشد.

لذا مسلمين در روز عيد قربان موظفند با تشكيل مجامع عمومي و برگزاري نماز عيد و انشاي خطبه شركت عظيم و آسماني خود را در اين عيد مبارك به گوش جهانيان برسانند و رعب و ترس از اتحاد و همبستگي خود را در قلب دنياي استكبار و كفر و نفاق بيفكنند.

در روايت هاى مكررى نقل شده كه در روز عيد اضحى قربانى كنيد تا گرسنگان وبيچارگان از خوردن گوشت سير شوند؛ آنان كه روزها بلكه ماه ها توان تهيه گوشت براى خانواده خويش را ندارند، در اين روز فرخنده كه براى همگان عيد است و بسيار خجسته و مبارك است، خوشحال گردند و از خوردن گوشت حلال، بى منت، سير شوند.

و امروز روز "تكبير" است؛ تكبيرى گويا، كوبنده، محكم و بامحتوا، تكبيرى كه بازتابش كاخ ستمگران را به لرزه درآورد و قلب ستم ديدگان را شاد سازد؛ تكبيرى كه دشمنان را براى هميشه از ضربه زدن به اسلام، نوميد گردان.

برگرفته از سايت تبيان



علي معروفي
    فهرست نظرات  
1   نام و نام خانوادگي:  momen abdullah     -   تاريخ:  07 آذر 88 - 00:00:00
«‌ ابن ابي ليلا به امام صادق (ع) عرض كرد:‌در ميان مخلوقات خداوند عزّوجلّ چه چيز از همه چيز شيرين تر است؟
فرمودند: فرزند جوان، عرض كرد: از بين مخلوقات خدا چه چيز تلخ تر است؟ حضرت فرمودند: از دست دادن آن جوان.
پس گفت: گواهي مي دهم كه شما حجّت هاي خدا برمردم هستيد ».

جانم فداي اسماعيل حضرت سيد الشهدا ، حضرت علي اکبر (عليهما السلام).

يا حسين
2   نام و نام خانوادگي:  دوست     -   تاريخ:  03 آذر 89 - 19:43:05
خوب بود
3   نام و نام خانوادگي:  مصطفي     -   تاريخ:  25 مهر 91 - 13:47:32
با عرض سلام به همه ي زحمت كشان اهل بيت(ع) مخصوصا شما دوست عزيز

واقعا كه علي بود
4   نام و نام خانوادگي:  پرورشي     -   تاريخ:  30 مهر 91 - 16:49:41
خيلي خوب
5   نام و نام خانوادگي:  مريم محمودي     -   تاريخ:  15 آبان 91 - 10:34:04
مطلب خيلي عالي و آموزنده بود و روشني بخش روح و جان بود .از خداوند مي خواهيم که مارا در قرباني کردن آنچه مارا از او دور مي کند کمک کند .
6   نام و نام خانوادگي:  احمد     -   تاريخ:  16 مهر 92 - 09:57:39
مطلب بسيار عالي بود.
خدايا تو راسپاس گزاريم که چراغهاي فروزان هدايت را فراراه مابرافروختي تا ازظلمات جهل به روشنايي معرفت وايمان راه يابيم.
7   نام و نام خانوادگي:  فاطمه     -   تاريخ:  20 مهر 92 - 11:09:36
بسيار جالب و مفيد بود
8   نام و نام خانوادگي:  حسين قسمتي     -   تاريخ:  20 مهر 92 - 20:24:00
سلام
مطالب بسيار خوب و عالي بود
9   نام و نام خانوادگي:  هستي پاکدل ساروي     -   تاريخ:  21 مهر 92 - 16:50:24
خوب بودولي من راجع به ارزش هاي عيدقربان ميخواستم ولي خوب بود...
جواب نظر:
با سلام
كاربر گرامي؛ در ارتباط با موضوع مد نظرتان براي جنابعالي و ديگر خوانندگان محترم دعاي مخصوص امام سجاد عليه السلام در عيد قربان را ذكر مي كنيم.
«اللّهمّ هذا يوم مبارك ميمون، و المسلمون فيه مجتمعون في اقطار ارضك، يشهد السّائل منهم، و الطّالب و الرّاغب و الرّاهب، و انت النّاظر في حوائجهم، فاسألك بجودك و كرمك، و هوان ما سألتك عليك، ان تصلّي على محمّد و آله، و اسألك اللّهمّ ربّنا بانّ لك الملك، و لك الحمد، لا اله الّا انت الحليم الكريم، الحنّان المنّان، ذو الجلال و الإكرام، بديع السّماوات و الأرض، مهما قسمت بين عبادك المؤمنين من خير او عافية او بركة او هدى او عمل بطاعتك، او خير تمنّ به عليهم، تهديهم به اليك، أو ترفع لهم عندك درجة، او تعطيهم به خيرا من خير الدّنيا و الآخرة أن توفّر حظّي و نصيبي منه ...»
خداوندا! امروز روز مباركى است و مسلمانان در همه جاى عالم در پيشگاهت حاضرند، بعضى از ايشان از تو طلب حاجت مى‏كنند و بعضى خواستار رحمت تو هستند و بعضى مشتاق لطف و كرمت و بعضى ترسان از قهر و غضب، و تو ناظر بر تمام حوايج ايشان هستى، پس خداوندا از درگاه با عظمتت درخواست مى‏كنم كه به جود و كرم خود بر حاجت ناچيز من توجه كنى؛ بر محمد و آل محمد درود و تحيت بفرستى و اى خداوند بزرگ كه پروردگار همه جهانيان و تنها پادشاه ملك وجود تويى و حمد و ثنا مخصوص ذات مقدس توست و خدايى جز تو در جهان هستى وجود ندارد و تويى كه به صفت حلم و بخشندگى و مهربانى و عطا و بخشش متّصفى و داراى عظمت و جلال مى‏باشى و پديدآورنده آسمانها و زمين هستى، از تو درخواست مى‏كنم هرگاه خواستى كه در ميان بندگانت خير، نيكويى، سلامتى، عافيت، بركت، هدايت و توفيق عمل و طاعت خودت را تقسيم كنى و يا هر خوبى كه به ايشان عطا مى‏كنى تا بدان وسيله به سوى تو هدايت شوند و يا آن كه درجه و مقام آنان را در نزد خود بالا ببرى و يا آن كه بدان وسيله خير دنيا و آخرت را به ايشان مرحمت كنى، از همه آنها به من بهره كافى و نصيبم را مرحمت فرما.

«اسالك اللّهمّ بانّ لك الحمد، لا اله الّا انت ان تصلّي على محمّد، عبدك و رسولك، و حبيبك و صفوتك، و خيرتك من خلقك، و على آل محمّد الأبرار، الطّاهرين الأخيار، صلاة لا يقوى على احصائها الّا انت، و ان تشركنا في صالح من دعاك، في هذا اليوم من عبادك المؤمنين، يا ربّ العالمين، و ان تغفر لنا و لهم، انّك على كلّ شي‏ء قدير. اللّهمّ اليك تعمّدت بحاجتي، و بك انزلت اليوم فقري و فاقتي و مسكنتي، و انّي بمغفرتك و رحمتك اوثق منّي بعملي، و لمغفرتك و رحمتك اوسع من ذنوبي، فصلّ على محمّد و آل محمّد، و تولّ قضاء كلّ حاجة هي لي بقدرتك عليها، و تيسير ذلك عليك، و بفقري اليك و غناك عنّي، فانّي لم اصب خيرا قطّ الّا منك، و لم يصرف عنّي سوءا قطّ احد غيرك، و لا ارجو لأمر آخرتي و دنياي سواك ...»
خداوندا! من بدان جهت از تو درخواست مى‏كنم كه تو يگانه مالك آفرينش هستى و همه حمدها و ثناها مخصوص ذات پاك تو مى‏باشد و خدايى جز تو وجود ندارد؛ كه بر محمد- بنده و فرستاده‏ات و حبيب و برگزيده و گلچين از ميان خلقتت- و بر آل پاك و نيكوكارش درود فرستى، درود و تحيتى كه از نظر عظمت كسى جز تو قادر بر شمارش آن نباشد و ما را هم در اجر و ثواب دعاى بندگان مؤمنت كه امروز به درگاهت دعا مى ‏كنند شريك سازى، اى پروردگار جهانيان، و اين كه از گناهان ما و ايشان درگذرى كه تو بر هر كارى توانايى. خداوندا من با اعتمادى كه به تو دارم، حاجتم را به درگاه تو آورده‏ام و امروز فقر و بيچارگى و درماندگيم را به تو عرضه مى‏كنم چون من به آمرزش و بخشش و رحمت تو بيش از عمل خودم اطمينان و يقين دارم و آمرزش و بخشش تو بيشتر از گناهان من است، پس خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست و با كرم خود برآوردن‏ تمام حاجاتم را كه در برابر قدرت تو سهل است، تعهد فرما، خداوندا در اثر فقر و نيازى كه من به درگاه تو دارم و بى ‏نيازى تو از بندگان، هرگز خيرى جز از جانب تو به من نرسيده و جز تو كسى درد و رنجى را از من برطرف نكرده و من در امور دنيا و آخرتم بجز از تو به كسى اميدوار نيستم.
 
«اللّهمّ من تهيّأ و تعبّأ و أعدّ و استعدّ لوفادة الى مخلوق رجاء رفده و نوافله و طلب نيله و جائزته، فاليك يا مولاي‏ كانت اليوم تهيئتي و تعبئتي و اعدادي و استعدادي رجاء عفوك و رفدك و طلب نيلك و جائزتك. اللّهمّ فصلّ على محمّد و آل محمّد، و لا تخيّب اليوم ذلك من رجائي، يا من لا يحفيه سائل، و لا ينقصه نائل، فانّي لم آتك ثقة منّي بعمل صالح قدّمته، و لا شفاعة مخلوق رجوته، الّا شفاعة محمّد و اهل بيته عليه و عليهم سلامك، اتيتك مقرّا بالجرم و الإساءة الى نفسي، اتيتك ارجو عظيم عفوك الّذي عفوت به عن الخاطئين، ثمّ لم يمنعك طول عكوفهم على عظيم الجرم ان عدت عليهم بالرّحمة و المغفرة، فيا من رحمته واسعة، و عفوه عظيم، يا عظيم، يا عظيم، يا كريم، يا كريم، صلّ على محمّد و آل محمّد، وعد عليّ برحمتك، و تعطّف عليّ بفضلك، و توسّع عليّ بمغفرتك ...»
خداوندا! هر كسى خود را براى اميد به صله و بخششهاى مخلوقى آماده مى‏سازد و به زحمت و رنج مهياى رفتن به نزد او مى‏شود، پس مولاى من در اين روز عيد، من هم مهيا و آماده شده و به درگاهت آمده‏ام تا از عفو و بخششت و لطف و احسانت برخوردار شوم، پس اى پروردگار بر محمد و آل محمد درود فرست و مرا در اين روز عيد از لطف و كرمت نااميد مفرما.
اى خدايى كه اصرار و پافشارى محتاجان عالم تو را از بخشش و عطا بازنمى‏دارد و كرم و احسانت چيزى از گنجينه جودت نمى‏كاهد، خداوندا من اكنون با اطمينان به عمل صالحى كه قبلا انجام داده باشم به درگاه تو نيامده‏ام و اميدى هم به شفاعت مخلوقى جز شفاعت محمد و اهل بيتش- درود تو بر او و بر ايشان باد- ندارم، بلكه در حالى براى عرض نياز به درگاهت آمده‏ام كه به گناه خود و ستمى كه بر نفسم روا داشته‏ام اقرار دارم، در حالى آمده‏ام كه به عفو و بخششت اميد بسته‏ام، عفوى كه شامل حال همه خطاكاران مى‏شود و از جرم و گناه همه گناهكاران جهان بيشتر و فراگيرتر است و پايدارى آنان بر ارتكاب گناهان بزرگ، تو را از لطف و عنايت بر ايشان بازنمى‏دارد پس اى خداوندى كه رحمت تو گسترده و عفو و بخششت بزرگ است اى خداى بزرگ، بخشنده و كريم بر محمد و آل محمد درود فرست و به رحمت و كرمت به من توجه فرما و با گذشت و مغفرت خود به من وسعت عطا كن ...»

«اللّهمّ انّ هذا المقام لخلفائك و اصفيائك، و مواضع امنائك في الدرجة الرّفيعة الّتي اختصصتهم بها قد ابتزّوها، و انت المقدّر لذلك لا يغالب امرك، و لا يجاوز المحتوم من تدبيرك، كيف شئت و انّى شئت، و لما انت اعلم به غير متّهم على خلقك، و لا لارادتك، حتّى عاد صفوتك و خلفاؤك مغلوبين، مقهورين، مبتزّين، يرون حكمك مبدّلا، و كتابك منبوذا، و فرائضك محرّفة عن جهات اشراعك، و سنن نبيّك متروكة اللّهمّ العن أعداءهم من الأوّلين و الآخرين، و من رضي بفعالهم، و اشياعهم، و اتباعهم. اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد، انّك حميد مجيد، كصلواتك و بركاتك و تحيّاتك على اصفيائك ابراهيم و آل ابراهيم و عجّل الفرج و الرّوح و النّصرة و التّمكين و التّأييد لهم ...»
خداوندا! اين مقام (نماز عيد) مخصوص رسولان و خلفاء و برگزيدگان توست و آنانى كه امانتداران تو مى‏باشند و به واسطه دارا بودن اين درجه عالى كه تو به آنان اختصاص دادى و آنان به خاطر عشق و محبت به تو اين مقام را كسب كردند و تو بر ايشان مقدر ساختى و هر كسى نمى‏ تواند بر فرمان قطعى تو غالب آيد و فضاى حتمى تو قابل تغيير و تبديل نمى‏باشد و هر طور و هركجا مشيّت تو به چيزى تعلّق گيرد آن چيز موجود شود و چون تو بر حكمت همه چيز داناترى و در كيفيت آفرينش كسى نمى‏تواند تو را بر خلاف حكمت متّهم سازد و بر اراده تو ايراد بگيرد، تا آنجا كه برگزيدگان و خلفاى تو در زمين به حكم مشيت و اراده تو مغلوب دشمنان شده و مقام خلافت تو را نااهلان ربودند در حالى كه مى‏بينند فرمان تو را چگونه تغيير و تبديل داده‏اند؛ كتاب و شريعت تو را پشت سر انداخته و واجبات تو را از راه شريعت بكلى دگرگون ساخته‏اند و سنتهاى پيامبرت، رها شده است، خداوندا! بر دشمنان ايشان از اوّلين و آخرين لعنت فرست و بر هر كسى كه به عمل بد آنان راضى بوده و از آنها پيروى كرده و با آنان همراهى نموده همه آنها را از رحمتت دور كن خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست كه تو ستوده و بزرگى، چنان درود، بركات و تحيّاتى كه بر برگزيدگانت؛ ابراهيم و آل ابراهيم مى‏فرستى و فرج عاجل و آسايش و نصرت و اقتدار كامل به ايشان عطا فرما.

«اللّهمّ و اجعلني من اهل التّوحيد و الإيمان بك، و التّصديق برسولك، و الأئمّة الّذين حتمت طاعتهم، ممّن يجري ذلك به و على يديه، آمين ربّ العالمين. اللّهمّ ليس يردّ غضبك الّا حلمك، و لا يردّ سخطك الّا عفوك، و لا يجبر من عقابك الّا رحمتك، و لا ينجيني منك الّا التّضرّع اليك و بين يديك. فصلّ على محمّد و آل محمّد، و هب لنا يا الهي من لدنك فرجا بالقدرة الّتي بها تحيي اموات العباد، و بها تنشر ميت البلاد، و لا تهلكني يا الهي غمّا حتّى تستجيب لي، و تعرّفني الإجابة في دعائي، و اذقني طعم العافية الى منتهى اجلي، و لا تشمت عدوّي، و لا تمكّنه من عنقي، و لا تسلّطه عليّ ...»
خداوندا! مرا از اهل توحيد و ايمان به خودت و تصديق به پيامبر و ائمه كه طاعتشان را بر همه مسلمانان فرض كرده‏اى- آن كسانى كه امر اطاعت خودت را به دست آنان جارى ساخته‏اى- قرار بده! اى پروردگار جهانيان اين دعاى مرا اجابت كن. خداوندا! غضب تو را جز حلم و بردباريت و قهر و خشمت را جز عفو و بخششت چيزى فرو ننشاند و از كيفر و عذابت جز به رحمت تو پناهى نيست و از قهر و سطوتت مرا جز تضرع و زارى به درگاهت راه نجاتى نيست، پس خداوندا! بر محمد و آل محمد درود فرست و از جانب خود در كار من فرج و گشايشى عطا فرما با همان‏ قدرتى كه مردگان را دوباره زنده مى‏كنى و سرزمينهاى خشك و مرده را سبز و خرّم مى‏سازى، اى خداى مهربان مرا با غم دنيا و آخرت هلاك مساز، دعايم مستجاب فرما و اجابت آن را به من الهام كن و طعم عافيت را تا آخر عمر به من بچشان و مرا به شماتت دشمنان مبتلا مكن و دست دشمنان را از من كوتاه كن و هيچ دشمنى را بر من مسلط مگردان.

«الهي ان رفعتني فمن ذا الّذي يضعني؟ و ان وضعتني فمن ذا الّذي يرفعني؟ و ان اكرمتني فمن ذا الّذي يهينني؟ و ان اهنتني فمن ذا الّذي يكرمني؟ و ان عطّبتني فمن ذا الّذي يرحمني؟ و ان اهلكتني فمن ذا الّذي يعرض لك في عبدك او يسألك عن امره؟ و قد علمت انّه ليس في حكمك ظلم و لا في نقمتك عجلة و انّما يعجل من يخاف الفوت و انّما يحتاج الى الظّلم الضّعيف و قد تعاليت يا الهي عن ذلك علوّا كبيرا ...»
خداوندا! تو اگر مرا بلند كنى و رفعت مقام بدهى چه كسى مى‏تواند مرا خوار و ذليل سازد؟ و اگر تو مرا خوار و ذليل گردانى چه كسى مى‏تواند عزيز و گرامى بدارد؟ و اگر تو مرا گرامى بدارى كيست كه بتواند مرا خوار و ذليل كند؟ و اگر تو مرا ضعيف و زبون كنى چه كسى قدرت دارد كه مرا قوى و گرامى گرداند؟ و اگر تو مرا عذاب كنى چه كسى بر من ترحم مى‏كند؟ و اگر بخواهى تو مرا هلاك كنى چه كسى قادر است كه بر حكم نافذ تو نسبت به بنده‏ات اعتراض نمايد؟ و يا درباره آن از تو سؤال نمايد؟ البته اين را مى‏دانم كه در حكم تو ستم و ظلمى وجود ندارد و در انتقام تو شتاب و عجله‏اى نيست، چون كسى در كار انتقام تعجيل مى‏كند كه بترسد از اين كه قدرتش را از دست بدهد و كسى ستم مى‏كند كه ضعيف و ناتوان باشد در صورتى كه تو خداوندا بالاتر از همه اينها هستى.

اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد، و لا تجعلني‏ للبلاء غرضا، و لا لنقمتك نصبا، و مهّلني، و نفّسني، و أقلني عثرتي، و لا تبتلني ببلاء على اثر بلاء، فقد ترى ضعفي و قلّة حيلتي و تضرّعي اليك، اعوذ بك اللّهمّ اليوم من غضبك، فصلّ على محمّد و آله، و أعذني، و أستجير بك اليوم من سخطك، فصلّ على محمّد و آله، و أجرني و أسألك أمنا من عذابك، فصلّ على محمّد و آله و آمنّي، و استهديك، فصلّ على محمّد و آله، و اهدني، و أستنصرك فصلّ على محمّد و آل محمّد، و انصرني، و أسترحمك فصلّ على محمّد و آله، و ارحمني، و أستكفيك فصلّ على محمّد و آله، و اكفني، و أسترزقك فصلّ على محمّد و آله، و ارزقني، و أستعينك فصلّ على محمّد و آله، و أعنّي، و أستغفرك لما سلف من ذنوبي، فصلّ على محمّد و آله و اغفر لي، و أستعصمك فصلّ على محمّد و آله، و اعصمني، فانّي لن اعود لشي‏ء كرهته منّي ان شئت ذلك، يا ربّ، يا ربّ، يا حنّان، يا منّان، يا ذا الجلال و الإكرام، صلّ على محمّد و آله، و استجب لي جميع ما سألتك، و طلبت منك، و رغبت فيه اليك، و ارده، و قدّره، و اقضه، و امضه، و خر لي في ما تقضي منه، و بارك لي في ذلك، و تفضّل عليّ به، و اسعدني بما تعطيني منه، و زدني من فضلك وسعة ما عندك، فانّك واسع كريم، و صل ذلك بخير الآخرة و نعيمها، يا ارحم الرّاحمين.» [و كان عليه الصّلاة و السّلام يدعو بعد ذلك بما بدا له‏ و يصلّي ألف مرّة على محمّد و آله عليهم الصّلاة و السّلام أبد الآبدين.]. (صحيفه سجاديّه: دعاى چهل و هفتم.)
خداوندا! بر محمد و آلش درود فرست و مرا هدف تير بلا مگردان و به من فرصت و مهلتى عطا فرما و غمهايم را زايل كن و لغزشهايم را كم كن و مرا به بلايى در پى بلايى مبتلا مگردان، خداوندا تو ضعف و بيچارگى مرا مى ‏بينى، ناله و زاريم را به درگاهت مى‏ شنوى، خداوندا من امروز از شرار قهرت به لطف و كرمت پناه آورده‏ام، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و مرا در سايه رحمتت پناه بده و امروز من از خشم و انتقامت به مغفرت و گذشت تو پناه آورده‏ام پس بر محمد و آل محمد، درود فرست و مرا پناه بده و از درگاهت ايمنى از عذاب را درخواست دارم، به لطف و كرمت مرا ايمن گردان، خداوندا! من از تو هدايت مى ‏طلبم، بر محمد و آل محمد درود فرست و مرا هدايت فرما و از تو يارى مى ‏طلبم، بر محمد و آل محمد درود فرست و مرا يارى و نصرت فرما، خداوندا من از پيشگاه تو رأفت و مهربانى درخواست مى‏كنم، بر محمد و آل محمد درود فرست و بر حالم رحمت فرما خداوندا من از درگاهت روزى و يارى و كمك مى ‏خواهم بر محمد و آل محمد درود فرست و به من كمك كن. و از گناهان گذشته خود طلب آمرزش مى ‏كنم، پس خداوندا بر محمد و آلش درود فرست و از گناهانم در گذر و از تو عصمت و ترك معصيت مى‏طلبم، خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست و مرا توفيق ترك معصيت مرحمت فرما، كه من هرگز به كارى كه مورد رضاى تو نباشد بر نگردم، اگر مصلحت بدانى و اراده فرمايى. اى پروردگار! اى پروردگار، اى كه منتهاى مهربانى و احسان و لطف نسبت به مخلوق خود دارى اى صاحب جلال و احسان، بر محمد و آل محمد درود فرست و همه آنچه را كه از تو درخواست كردم و با شوق و اميد از درگاهت طلبيدم اجابت كن و با اراده حتمى و قضا و قدر خود مقدّر فرما و آنچه را كه از مقدّرات نصيب من فرمودى مايه سعادت و خوش‏حاليم‏ قرار بده و از فضل و كرم و رحمت و بزرگواريت مقرون به خير و نيكى فرما و از لطف خود افزونتر مرحمت كن و از رحمت واسعه خود برخوردارم ساز كه تو گشايش دهنده و بخشاينده‏اى و خيرات اين دنيا را به نعمتهاى ابدى متصل گردان اى بخشنده‏ترين بخشايندگان ...
امام سجاد عليه السلام پس از اين دعاى شريف هر درخواست و دعاى مهمى كه داشت معروض مى‏ داشت سپس هزار مرتبه صلوات بر پيامبر گرامى (ص) مى ‏فرستاد.
در مورد عيد قربان در اين سايت مطلب ديگري هم به نام «عيد قربان ؛ عيد رهايي از دنيا» وجود دارد.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
10   نام و نام خانوادگي:  جواد نژادمريدي     -   تاريخ:  22 مهر 92 - 19:00:40
با سلام و خسته نباشيد خدمت شما.
ممنون از زحمات شما .
11   نام و نام خانوادگي:  fatemeh Abedy     -   تاريخ:  23 مهر 92 - 15:52:39
عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالي
12   نام و نام خانوادگي:  ساشا     -   تاريخ:  24 مهر 92 - 16:38:11
مررررسسسسسسسسسسسسسييييييي
13   نام و نام خانوادگي:  rabert     -   تاريخ:  02 آذر 92 - 10:59:52
من نخوندم ولي خوب بود
14   نام و نام خانوادگي:  علي بشري     -   تاريخ:  09 مهر 93 - 09:34:20
احسنت عالي بود انشاء ا... مورد رضايت خداوند واقع شود
15   نام و نام خانوادگي:  رضا     -   تاريخ:  10 مهر 93 - 18:01:58
بينهايت سپاسگذارم از اطلاعات خوبتون
16   نام و نام خانوادگي:  قاسمي     -   تاريخ:  11 مهر 93 - 10:53:38
با اجازتون من مطلبتون رو به دليل زيباييش کپي کردم توي وبلاگ خودم.
17   نام و نام خانوادگي:  محمودسالاري     -   تاريخ:  11 مهر 93 - 22:05:22
باتشکرموفق ومويد باشي
18   نام و نام خانوادگي:  بهمن خوش مهري آزاد     -   تاريخ:  12 مهر 93 - 17:36:26
با تشكر فراوان و دعاي عاقبت بخيري به عزيزان و دست اندركاران در تهيه و به اشتراك گذاري مطالب فوق
19   نام و نام خانوادگي:  amir     -   تاريخ:  16 مهر 93 - 19:56:14
عالي بود
20   نام و نام خانوادگي:   محمدبصير (کاظمي)     -   تاريخ:  20 مهر 93 - 07:01:12
تشکر !
معلومات خيلي مفيد و عالي بود.




   
      ارسال نظر  

صفحه کليد   *:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر
کد امنيتي:        

آموزش رجال | مناظرات | فتنه وهابيت | آرشيو اخبار | آرشيو يادداشت | پايگاه هاي برتر | گالري تصاوير | خارج فقه مقارن | درباره ما | شبکه سلام |  ارتباط با ما