مقالات |  سخنراني ها |  موبايل |  آثار منتشره |  محصولات نرم افزاري |  نظرات |  طرح پرسش |  پاسخ ها English
تاريخ: 07 آبان 1390 تعداد بازديد: 14923 
مرتضى رادمهر، حجت الإسلامي كه وهابي‌ها ساختند و خود او را كشتند
 

بسم الله الرحمن الرحيم

 مرتضى رادمهر، حجت الإسلامي كه وهابي‌ها ساختند و خود او را كشتند

سالها است كه وهابى‌ها، روى يك شخصيت موهوم و ساختگى به نام "مرتضى رادمهر" مانور داده‌اند و تا امروز نيز فرياد مى‌زنند كه مرتضى رادمهر، طلبه ممتاز حوزه علميه قم بوده ، پس از تحقيقات گسترده، سنى شده و سپس در كشور بيگانه كشته شده است .

همچنين چند هفته‌اى است كه شبكه‌هاي وهابى تبليغ كتاب او را آغاز كرده است و هر روز كتاب او را معرفى و به مردم توصيه مى‌كند كه حتما اين كتاب را بخوانند و از او الگو بگيرند.

از اين رو، برآن شديم تا به صورت گذرا اين كتاب را مرور و شمه‌اى از مطالب اين كتاب را در معرض قضاوت خوانندگان عزيز قرار دهيم .

بدون شك، چنين شخصيتى هرگز وجود خارجى نداشته . حتى نويسنده اين كتاب نيز، حتى يكبار حوزه علميه قم را نديده و با نحوه تحصيل در آن آشنا نبوده است. براى اثبات اين مطلب به چند شاهد از كتاب او اشاره خواهيم كرد .

ادله عدم آشنايي رادمهر با سير تحصيلي حوزه علميه

صفحه 16: سپري كردن دوره سطح و خارج در مدارس مربوط به دوره مقدماتي حوزه !

ايشان در صفحه 16 كتاب مى‌نويسد:

بالاخره تحصيلات دوره‌ي دبيرستان نيز به همين ترتيب در كنار گذراندن دروس حوزوي به پايان رسيد.

دوره‌ي سطح و خارج علوم حوزوي را در "حوزه‌ي علميه رضويه" سپري كردم.

 

 

 

اولا: مدرسه مباركه رضويه و مدارس همانند او، اصلا برنامه‌اى براى دروس خارج ندارند . همه كسانى كه با حوزه علميه آشنا هستند مى‌دانند كه دروس خارج به صورت آزاد در مسجد اعظم، مدرسه فيضيه، مدرسه حضرت آيت الله گلپايگانى و ... خوانده مى‌شود ؛

ثانياً: دوره مقدمات و سطوح‌، حد اقل ده سال و دوره خارج فقه و اصول بيش از 15 تا بيست سال طول مى‌كشد، ايشان چگونه توانسته‌اند در مدت پنج سال (از سال 63 تا 68) اين راه طولانى و سخت را بگذراند؟

صفحه 17 : ثبت نام در درس خارج (درسي كه ثبت نام ندارد !)، آنهم بعد از شركت در درس خارج در مدرسه رضويه !

ايشان در صفحه 17 مدعى شده است كه :

در سال 1368 براي گذراندن سال ششم حوزوي (اول خارج) در حوزه‌ي علميه "فيضيه" قم ثبتنام كردم.

 

اين مطلب آن قدر خنده است كه به قول معروف، مرغ پخته را نيز به خنده مى‌آورد.

اولا: ايشان در صفحه قبل گفتند كه دوره سطح و خارج را در مدرسه رضويه سپرى كرده‌اند، در اين جا مى‌گويد كه براى سال اول خارج ثبت نام كرده‌اند؟ كدام را باور كنيم؟

ثانياً: كى تا به حال دروس دوره خارج در قم ثبت نامى بود كه ما خبر نداريم؟

حتى مردم عادى نيز مى‌دانند كه شركت در درس خارج فقه و اصول نيازى به ثبت نام ندارد؛ بلكه به صورت آزاد برگزار مى‌شود.

ثالثاً: درس خارج، از سال ششم حوزوى شروع نمى‌شود؛ بلكه بعد از ده سال؛ آن‌هم اگر كسى در امتحانات پايه‌هاي يك تا ده موفق شود و شبانه روز درس خوانده باشد، مى‌تواند وارد درس خارج بشود . آنهم بدون ثبت نام ! سال ششم حوزوى كتاب رسائل و مكاسب آغاز مى‌شود.

البته الآن متون درسى  تفاوت كرده است؛ اما كسى در سال ششم نمى‌تواند در درس‌هاى خارج شركت نمايد.

صفحه 19: گرفتن شهريه از علمايي كه هيچ‌گاه شهريه ندادند !:

نويسنده وهابى ادعا كرده است  كه در آن سال‌ها از آيت الله اميني، آيت الله مشكينى و آيت الله وحيد خراسانى شهريه مى‌گرفته است:

توضيحاً اينكه در حوزه‌ي علميه قم روال بر اين بود كه كمك هزينههاي تحصيلي طلاب كه رقمي معادل شش تا هفت هزار تومان توسط دفاتر سهگانه و تحت نظارت شخصيت مرجع روحاني بود. كمك هزينه تحصيلي من زير نظر آيت الله اميني، آيت الله مشكيني، آيت الله وحيد خراساني پرداخت مي‌شد.

 

 

اولاً: سال 68 شهريه شش هفت هزار تومانى آن هم براى يك شخص مجرد، دروغى بيش نيست. حد اكثر شهريه‌اى كه طلاب مجرد در آن سال‌ها مى‌گرفتند؛ چيزى در حدود هزار و سقف شهريه براي متاهلين آنهم در درس خارج دو هزار تومان بوده است نه شش و هفت هزار تومان .

ثانياً: آيت الله امينى و آيت الله مشكينى در طول تاريخ حوزه علميه قم شهريه نداده‌اند. در حوزه علميه كسانى شهريه مى‌دهند كه رسما اعلام اجتهاد مى‌كنند و مقلد دارند؛ در حالى كه اين دو شخصيت هيچگاه و به ويژه در آن سال‌ها چنين كارى انجام نداده‌اند.

حضرت‌‌ آيت الله وحيد خراسانى مد ظله العالى نيز در آن سال‌ها شهريه  نمى‌دادند؛ بلكه شهريه ايشان به صورت رسمى تقريبا از ده سال پيش آغاز شده است و پيش از آن گاهى تقسيمى مى‌داند؛‌ اما شهريه رسمى نداشته‌اند؛ به خصوص در ده 60 هجرى شمسى .

در آن سال‌ها شهريه توسط حضرات آيات عظام : خوئي، گلپايگاني، مرعشى نجفى ، اراكى و... شهريه پرداخت مى‌شد و اين بزرگواران زعماى حوزه علميه قم بوده‌اند.

صفحه 29: پايان ترم اول خارج !!!

در صفحه 29 ايشان، ادعاى مضحك ديگرى را مطرح مى‌كند كه دروغگو بودن نويسنده را بيش از پيش روشن مى‌كند:

در شروع سال سوم دانشگاه كه همزمان با پايان ترم اول خارج دروس حوزوي‌ام بود، مشكل جديدي كه مانع ادامه تحصيل در حوزه شد اين بود كه بيشتر دروس اين سال در دانشگاه به صورت عملي بود و مي‌بايست در بيمارستان حضور مي‌يافتم. به همين دليل وقفه‌اي در دروس حوزوي ايجاد شد.

 

اولا: در آن سال‌ها حتى درس‌هاى مقدمات و سطح نيز به صورت ترمى برگزار نمى‌شده است؛ چه رسد به دروس خارج كه حتى امروزه نيز به صورت آزاد برگزار مى‌شود نه به صورت ترمى واحدى .

اين دروغگوى وهابى اگر يك روز در درس‌هاى خارج شركت كرده بود، چنين ادعاى خنده دار را مطرح نمى‌كرد و آبروى خودش را نمى‌برد .

ثانيا: ايشان در همين كتاب مدعى شده‌اند كه در دانشگاه شهيد بهشتى تهران، دانشجوى رشته پزشكى بوده‌اند و سيزده ترم پزشكى نيز در اين دانشگاه خوانده‌اند؛ اما چگونه مى‌شود كه همزمان هم در دانشگاه شهيد بهشتى تهران سيزده ترم پزشكى خواند و همزمان در حوزه علميه قم نيز مشغول گذراندن ترم‌هاى ! دروس خارج شد؟!!!

البته شايد از قدرت طى الأرض استفاده كرده‌اند !!!

صفحه 29 و 30 : شركت در مناظره با علماي تركمن صحرا و پيروزي در اين مناظره !

 

در ادامه و براى اين كه ثابت كند چه طلبه ممتازى بوده، مدعى مى‌شود كه در يك مناظره كه از سوى حوزه علميه قم طراحى شده بود، شركت كرده و علماى سنى منطقه تركمن صحرا را شكست داده است:

الف) در وقت مشغول بودن به دروس دانشگاهيم بودم كه يكدفعه به حوزه‌ي علميه فيضيه قم احضار شدم. گويا برنامه ريزيهايي انجام شده بود تا جلسه مباحثه و مناظره پيرامون اصول و مباني اعتقادي مذهب شيعي و مذاهب چهارگانه اهل سنت در قم برگزار شود و مرا خواسته بودند تا در اين جلسه شركت داشته باشم. البته انتخاب در گزينش من و شركت در اين مناظره علمي به نحوي بود كه گويا در شمار طلبههاي موفق و ممتاز قرار گرفته بودم. به اتفاق چند طلبه ديگر جهت مباحثه و مناظره در مقابل تعدادي از روحانيون سني منطقه تركمنصحرا قرار گرفتيم.

اولا: ايشان گفتند كه طلبه مدرسه قديريه و بعد رضويه بوده‌اند، چطورى از مدرسه حوزه علميه فيضيه قم، احضار شده‌اند؟

ثانيا : با وجود اين همه استاد، چرا شما را خواسته‌اند؟ چرا بزرگان فن مناظره و علم كلام در اين مناظره حاضر نبوده‌اند؟

آيا علماى اهل سنت تركمن صحرا از يك طلبه شكست خورده‌اند؟

ثالثا: هيچگاه در تاريخ حوزه علميه قم، چنين مناظره‌اى برگزار نشده است ، علماى تركمن صحرا مى‌توانند اين جا شهادت بدهند و از خود دفاع كنند . البته ايشان نام نمى‌برد كه چه كسانى از علماى سنى در اين مناظره حاضر بوده‌اند و از اين طلبه شكست خورده‌اند و گر نه به راحتى مى‌شد از عالم مورد نظر صحت و سقم آن را سؤال كرد.

صفحه 30: نشر خبر شكست علماي اهل سنت از راد مهر در روزنامه‌ها همراه با عكس راد مهر:

در صفحه ادعاى جالب ديگرى را مطرح كرده است:

با خاتمه يافتن جلسه، خبر موفقيت ما و شكست دادن و محكوم كردن علماي سني در روزنامههاي همراه عكسهايي از من به چاب رسيدند.

براى دروغ بودن اين مطلب همين بس كه هيچ عكسى از حجت الإسلام مرتضى رادمهر در مجامع عمومى شيعى در دست نيست و اگر چنين عكسى بود، حتما آن را نشان مى‌دادند، تنها عكسى كه از ايشان در زمان طلبى و در جمع مردم ديده مى‌شود، عكسى است كه با فتوشاپ درست كرده‌اند كه در ادامه آن را به صورت كامل توضيح خواهيم داد .

اگر ايشان عكسى در روزنامه داشتند كه مجبور نمى‌شدند اين همه از فتوشاپ استفاده كنند و عكس‌هاى تقلبى نشان بدهند . فرض مى كنيم كه ايشان راست مى‌گويند، تاريخ دقيق اين قضيه چه زمانى بوده، كه خيلى سريع از آرشيو روزنامه‌ها پيدا كنيم .

صفحه 57 : دعاي كميل و شركيات:

در صفحه پنجاه و هفت از اين كتاب، ادعا مى‌كند كه چون در دعاى كميل مطالب شرك‌‌آلود بود،‌‌ از خواندن آن خوددارى كرديم:

به هر حال همنشيني و مجالست با شيخ عبدالله آن چنان ما را مشغول كرده بود كه ظرف مدت يك هفته اقامت، نه تنها چنان رغبت به حضور در مجالس و مناسبتهاي مذهبي شيعي مثل زيارت قبور و غيره نداشتيم، بلكه از آن نيز اكراه داشتيم، خصوصا اينكه قرار بود دعاي كميل در حرم "حضرت زينب" توسط من قرائت شود، اما به حسب معتقدات اهل سنت كه خواستن و تقاضاي رفع حاجت، جز از ذات پاك خداوند از شخصيتها و الگوهاي ديني تحت هر شكل و عنوان نادرست و قريب به شرك مي‌باشد، لذا از خواندن دعاي كميل نيز امتناع نموديم.

 

نويسنده اين افسانه اگر در عمر خودش يكبار دعاى كميل را شنيده ويا خوانده بود، چنين ادعا مضحك و دور از واقعيت را مطرح نمى‌كرد. تمام شيعيان عالم مى‌دانند كه اين دعا، مناجات و گفتگوى اميرمؤمنان عليه السلام با خداوند است كه آن را به كميل بن زياد ياد داده و به نام او مشهور شده است.

اين چه حجة الإسلامى است كه در تمام عمر خودش يكبار هم دعاى كميل نخوانده است!!!

صفحه 88 :  رسيدن به رتبه حجت الإسلام:

در اين صفحه ادعا مى‌كند كه در حوزه علميه به رتبه "حجت الإسلام" رسيده است :

در عرصه و ميدان علوم حوزوي تا رسيدن به رتبه "حجت الاسلام" شدن و معمم شدن و در حوزه علميه فيضيه قم و به طور همزمان تحت شديدترين بمبارانهاي تربيتي و عقيدتي نيز قرار داشته‌ام... .

 

اين نيز دروغى است آشكار و خنده‌آور . از كى تا به حال، حوزه علميه به كسى رتبه داده است؟

القابى همچون حجت الإسلام، ثقة‌ الإسلام، استاد، آيت الله و ... القاب رسمى نيست كه حوزه علميه آن را به كسى اعطا كند؛ بلكه القابى است كه براى احترام به هر روحانى معممى گفته مى‌شود. يعنى اين طور نيست كه مثلا شخصى پنج سال درس بخواند به رتبه حجت الإسلام برسد، ده سال درس بخواند آيت الله شود و ...

نحوه كشته شدن ص102 : توسط عمويش كشته شده يا يا با آمپول زهر در زندان؟

از صفحه 101 تا 102 كتاب نحوه كشته شدن اين حجت الإسلام توسط دوست و رفيق او بازگو شده است كه بخش‌هاى از آن را مرور مى‌كنيم:

اشکهايي که در چشمهايم جمع شده بود روي گونه‌هايم سرازير شد. بغض گلويم را بشدت فشرد. آرام گفتم: برادران، مرتضي را بشهادت رسانده‌اند. به او زهري بسيار خطرناک تزريق کرده‌اند. او بيشتر از چند روز مهمان اين دنيا نيست! ...

مرتضي رادمهر چند روز پس از آخرين ديدارم با او در کويته جام شيرين شهادتي که در زندان کرمان بدست او داده بودند را سر کشيد.

 

در اين جا ادعا شده است كه ايشان توسط آمپول زهرى كه در زندان كرمان به او تزريق شده بود، بعد از آزادى و چند روز بعد از آن در كويته پاكستان از دنيا رفته است؛ در حالى كه كارشناس وهابى شبكه كلمه كه اين كتاب را تبليغ مى‌كند، مى‌گويد كه او توسط عموى خودش با شديدترين و فجيع‌ترين وضع ممكن كشته شده است؟

دانلود كليپ حرف‌هاى كارشناس وهابي

 

كدام را باور كنيم، متن كتاب را يا ادعاى دروغين اين كارشناس وهابى را ؟

معلوم مى‌شود كه اين كارشناس وهابى خودش اصلا كتاب را نخوانده است و گرنه چنين گاف بزرگى نمى‌داد .

 

بعد از سني شدن ، با لباس روحانيون شيعه ، عقايد اهل سنت را ترويج مي كرد !


نويسنده در كتاب خود ، با پرده برداري از واقعيت دروني خويش ، در مورد يكي از سخنراني‌هاي خود بعد از سني شدن اينچنين مي‌گويد كه :

پس از حضور در كردستان در چهار جاي مختلف با لباس روحاني شيعي به ايراد سخن پرداختيم

 

در واقع اين سخنان ، نشانگر باطن نويسنده است كه حاضر است با تغيير چهره  و ظاهر ، به تبليغ عقيده خود بر ضد شيعيان بپردازد ، حال از كجا مشخص اين شخصي كه خود مي‌گويد با ظاهر شيعه تبليغ اهل سنت كرديم ، كتاب را نيز با همين حيله و نيرنگ ننوشته باشد ؟

صفحه : 92 : تاريخ نوشتن كتاب : 27 ربيع الأول 1423  يا 16 ربيع الأول1422 :

 نويسنده كتاب در پايان مى‌گويد كه اين كتاب را در 19/3/1380 و 27 ربيع الأول 1423 هجرى شمسى !!! نوشته است.

 

اولاً: ماه ربيع الأول از ماه‌هاى هجرى قمرى است و  نه هجرى شمسى .

ثانياً: اين دو تاريخ با يكديگر مصادف نيست؛ بلكه يكسال و يازده روز اختلاف دارد .

براى آگاهى از اين مطلب به آدرس ذيل برويد و تاريخ 19/3/1380 را تبديل كنيد ببيند كه چه تاريخى به شما خواهد داد :

http://calendar.ut.ac.ir/Fa/Software/CalConv.asp

توضيح عكس‌ها :

عكس سايت ناجى كرد و سخنرانى راد مهر در مجلس شوراى اسلامي

 

 

 

در اين تقلب عكس اين سر را بريده‌اند و به جاي سر رادمهر تقلبي گذاشته‌اند

 

 

فتوشاپ عكس رئيس جمهور سابق ايران و گذاشتن كله رادمهر به جاى او:

 

تفكيك و توضيح عكس:

شخصى كه برادر او معرفى شده و سر او به جاى سر محافظ گذاشته شده است:

 

شخصى كه رادمهر معرفى شده و از سر او به جاى سر رئيس جمهور گذاشته شده:

 

 محافظ رئيس جمهور كه از رادمهر تقلبى حفاظت مى‌كند

 

على شمخاني، وزير دفاع سابق ايران كه رامهر تقلبى را همراهى مى‌كند

 

مهندس جهانگري، وزير آن دوران كه رادمهر تقلبي را همراهى كرده است

 

حجت الإسلام موسوى لارى، وزير كشور سابق كه رادمهر تقلبى را همراهى مى‌كند

 

عكس توضيح داده شده در سايت كلوپ

 

عكس جلد كتاب چگونه هدايت شدم

دانلود فايل pdf كتاب چگونه هدايت شدم

 

دانلود فايل پاور پوينت و توضيح كامل عكس‌ها

 

 

 



گروه پاسخ به شبهات ،‌ مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عج
    فهرست نظرات  
81   نام و نام خانوادگي:  اداره شورائي و هماهنگي نعثل ابراهيمي     -   تاريخ:  25 تير 92 - 22:27:35
جناب حسيني اگر درجايي احتياج به صحنه اي با حضور جناب عبد الشيطان ال هي دري چهار گافيان داشتيد ميتوانيد از جناب شهلا استفاده کنيد ...
82   نام و نام خانوادگي:  بخشي     -   تاريخ:  05 مرداد 92 - 11:02:21
هيچ کس نمي توانمد اين حقيقت را انکار کندکه خداوند مرتضي رادمهر را هدايت کرده هر کسي که شک دارد مي تواند از دوستان واشنايان اقاي رادمهر تحقيق کند تا حقيقت براي انها معلوم شود
جواب نظر:
برادر عزيز ! وقتي خودش افسانه هست ، دوستان و آشنايانش را از کجا پيدا کنيم؟
 
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
83   نام و نام خانوادگي:  محمدعلي     -   تاريخ:  13 مرداد 92 - 02:57:35
مقايسه اي ميان مستبصران شيعه وسني(به عبارت بهتر وهابي) 1-دکتر عصام عماد:دکترعصام عماد شيعه شناس،متخصص در علم رجال وتاريخ ومدرس مجمع جهاني اهل بيت عليهم السلام است.وي درسال1968ميلادي در روستاي الصبار دراستان((أب))واقع درکشور يمن درخانواه اي زيدي مذهب به دنيا آمد.عصام عماد درهمان دوراني جواني ونوجواني خود به مذهب وهابيت گرويد وبراي تحصيل راهي کشورعربستان سعودي شد ودر دانشگاه امام محمد بن سعود به تحصيل پرداخت.وي سرانجام موفق به اخذ دکترا از دانشگاه امام محمدبن سعود در رياض پايتخت عربستان شد. لازم به ذکر است عصام عماد يکي ازشاگردان وپامنبري هاي بن باز مفتي اعظم سابق عربستان بود وحتي وي کتابي تحت عنوان((الصلة بين الاثناعشرية والغلاة))به معناي پيوند بين شيعه اثناعشري با غلاة را دراثبات کفر مذهب شيعه تاليف کرد.همچنين عموي عصام يعني شيخ عبدالرحمن عباد يکي ازبزرگان ومبلغان سرشناس وهابي درکشور يمن است وحتي خود عصام عماد نيز مدتي از مبلغين وهابيت درکشورش يمن بود.سرانجام با عنايت خداي متعال عصام عماد پس ازمدتي پژوهش،تفکر وتحقيق متوجه حقانيت مکتب اهل بيت عليهم السلام شد فلذا دست از مذهب وهابيت کشيد وشيعه شد.چند سال پيش دکترعماد درمناظراتي که ازسوي شبکه ماهواره اي وعرب زبان المستقله برگزار شد حضور پيدا کرد و با عثمان الخميس وعبدالرحيم ملازاده از مبلغان سرشناس وهابي به مناظره پرداخت وسرانجام پس از15جلسه مناظره موفق به شکست عثمان خميس شد.مناظرات دکتر عماد دراين شبکه ماهواره اي به صورت کتاب به نام زلزال منتشر شده است. دکترعصام العماد مسلط به زبان فارسي است و با شبکه سه سيما درسال86 وباشبکه ماهواره اي سلام درسال87مصاحبه کرده است.او هم اکنون ساکن ايران ومشغول تدريس در دانشگاه امام خميني در شهر قزوين است. 2-دکترتيجاني دکتر سيد محمد تيجاني درسال 1943ميلادي درشهر قوضه درجنوب کشورتونس چشم به جهان گشود.ايشان تحصيلات ابتدايي خود را دريکي ازشعبه هاي دانشگاه زيتونيه گذراند وپس ازاستقلال تونس از استعمار فرانسه به مدارس فرانسوي عربي رفت وسرانجام تحصيلات دبيرستاني وپيش دانشگاهي را به پايان رساند.سپس استاديار موسسه پيش دانشگاهي يوبساي شد.بعد از17سال تدريس با اجازه مرخصي ازآموزش وپرورش تونس به فرانسه مهاجرت کرد ودر دانشگاه سوربن فرانسه در رشته بررسي وتطبيق ميان اديان سه گانه توحيدي به تحصيل پرداخت.بعد از گرفتن مدرک ليسانس تحقيقات تخصصي دراين رشته فارغ التحصيل شد.وي در رشته ي فلسفه وعلوم انساني سپس در رشته ي تاريخ ومذاهب اسلامي درهمين دانشگاه موفق به اخذ دکتراي درجه سه وسپس دکتراي بين المللي شد. دکتر تيجاني درابتدا اهل سنت ومالکي مذهب بود اما درسفري که به شهرنجف اشرف داشت،با برخي ازمراجع وعلماي نجف مانند آيت الله خويي وآيت الله سيد محمد باقرصدر ديدار ومناظره داشت.دراثر همين مناظرات دکتر تيجاني که به حقانيت مکتب نوراني اهل بيت عليهم السلام پي برد وسرانجام به کتب اهل بيت مشرف شد. درمناظراتي که در رمضان سال82توسط شبکه المستقله برگزار شد دکتر تيجاني حضور پيدا کرد همراه دکترعبدالحميد نجدي استاد دانشگاه اسلامي لندن به مناظره وبحث با سه تن از وهابي ها يعني عثمان الخميس وعبدالرحمان دمشقيه وعبدالرحيم ملازاده پرداخت.وي تاکنون کتابهاي زيادي به رشته نگارش درآورد که ازمشهورترين آنان کتاب((ثم اهتديت))است که هم اکنون به زبان فارسي وبه نام آنگاه که هدايت شدم ترجمه شده است.دکترتيجاني هم اکنون ساکن نيويورک در آمريکا است.او درسال 86 دربرنامه رفتگان با شبکه سه سيما مصاحبه کرده است. 3-شيخ محمد امين انطاکي وي فارغ التحصيل دانشگاه الازهر است که درشهر حلب درسوريه مقام قاضي القضاة را داشت.او درشهر حلب داراي مقام علمي واجتماعي بالايي بود وپس ازاينکه شيعه شد کتابي به نام ((لماذا اخترت مذهب الشيعة))را نوشته است که درآن ازچگونگي شيعه شدن خود ميگويد. 4-دمرداش عقالي دمرداش عقالي وکيل مصري است که سالها درمصر مشغول وکالت بوده است.وي هنگام تحقيق دريک مسئله فقهي ومقايسه آراء درآن مسئله راي مذهب شيعه امامي را از راي سايرمذاهب فقهي قوي ترميبيند واز آنجا بود که جرقه اي در ذهنش زده ميشود.سرانجام اتفاقي جالب براي وي ميفتد که منجر به شيعه بودن وي ميشود.درزمان حکومت شاه بر ايران،گروهي ازحجاج ايراني با بيش از بيست کارتن حاوي کتاب وارد کشور عربستان ميشوند که دولت آل سعود اين کارتن ها را ضبط ومصادره ميکند.سفيرايران درکشورسعودي که متوجه اين قضيه ميشود اين موضوع را پيگيري ميکند سرانجام با دولت آل سعود توافق ميکند که اگر محتواي اين کتابها اشکالي نداشته،دولت آل سعود اين کتابها را پس دهد.فلذا دولت آل سعود بررسي ومطالعه ي اين کتابها را به عهده ي دمرداش عقالي ميگذارد وعقالي با مطالعه ي اين کتابها تحت تاثير مذهب شيعه قرار ميگيرد وسرانجام اين مذهب را براي خود انتخاب ميکند
84   نام و نام خانوادگي:  مريم س     -   تاريخ:  21 مرداد 92 - 14:30:42
جناب بخشي راست مي گيد هدايت يافته اما نه از طرف خداوند از طرف شيطان و دوستانتون که خلفاي راشدينتونم همين طوري هدايت شدن و شمارو هدايت کردن ، ايشالا که با اونا محشور بشيد
85   نام و نام خانوادگي:  محمد     -   تاريخ:  26 مرداد 92 - 19:04:08
بدبختها ديدن اين همه از بزرگهاي اهل سنت شيعه شدن مجبورن افسانه سازي کنن تا کم نيارن علي لعنة الله علي القوم الظالمين من الآن الي قيام يوم الدين
86   نام و نام خانوادگي:  سيد وحدت هاشمي     -   تاريخ:  27 مرداد 92 - 01:38:53
بابا يه کم رعايت حاله ما شيعيان بکنيد همه زندگيمون شده خنده روده هامون جر خورد اون از فضيلتهاي خلفا، اون از فتاواي مسخره، اون از غذاهاي پروتئيني حشرات و موش، اون از نافتاواي سکسي. اون از شبکهاي کمدي وهابي که دو تا شون حرفي يکي ندارند، اونم از کارشناسان همه چي به جز دين، اون از روايات جناب عايشه راجع مسايل جنسي، اون از شجاعت جناب عمر در جنگ احد، اون از جهاد نکاح، اون از موز و خيار، اون از ميمون تنها در خانه. ، اينم از کتاب بر گرفته از اگاتا کريستين و بالاخره شاهکار فتوشاپ قرن حاضر که يه خر نشون بدي احساس غرور ميکنه که از اون خرترم بوده
حالا خودتون انصاف بدين اين همه خنده واسه آدم ضرر نداره
خدا شما رو شاد کنه که دلما رو شاد مي کنين و باعث ميشين. افسرده نشيم و هميشه لبخند رو لبامون باشه
87   نام و نام خانوادگي:  مرتضي آذرخش     -   تاريخ:  31 شهريور 92 - 23:42:32
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسکين بولايت اميرالمومنين و الائمه المعصومين (عليهم السلام)
عزيزان اگر شبانه روزي شاکر تنها همين نعمت ولايت باشيم بازم کمه
ضمنا از کارشناسان عزيز موسسه ولي عصر (عج) تشکر ميکنم انشالله که خدا به حق اميرالمومنين(ع) زندگي و عمرتون رو سرشار از برکت و سلامت بکنه
88   نام و نام خانوادگي:  محمدحسين رفعتي     -   تاريخ:  26 آبان 92 - 10:41:32
بسيار مفيد بود خدا خيرتون بده که مردم رو آگاه ميکنيد
ياعلي
89   نام و نام خانوادگي:  بامري     -   تاريخ:  20 آذر 92 - 14:27:49
23:42:32
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسکين بولايت اميرالمومنين و الائمه المعصومين ............وهابي هااگه حرف واسه گفتن دارند بيايندباعلماشيع مناظره بذارن
90   نام و نام خانوادگي:  محمد     -   تاريخ:  07 دي 92 - 20:41:02
اي كاش وهابيان بدانند كه براي آخرت خود چه زاد و توشه اي آماده كرده اند! كمي بدون تعصب با خود فكر كنيد بالاخره همه ما روزي از اين دنيا ميرويم و بايد پاسخگوي همه اعمالمان باشيم، آخرتي كه به گفته قرآن يوم يفر المرء من اخيه و امه و ابيه. كتابهاي خودتان را پيرامون خطبه غدير بيشتر و بدون تعصب مطالعه كنيد اگر پدران و اجدادتان اجازه نزديك شدن به منابع شيعي را به شما نميدهند در صورتيكه اشتباه كرده باشند و روز قيامت گرفتار باشند در پيشگاه خداوند متعال چه خواهيد داشت و چه خواهيد گفت؟ موفق باشيد.
91   نام و نام خانوادگي:  خادم الزهراء     -   تاريخ:  30 دي 92 - 15:02:34
خيلي خنديدم بابا اينا خيلي جک هستند هههههههه آدم اينقدر خاليبند اونم در حد جام جهاني ؟؟!!!!!!!=)) خدارا شکر که دشمنان ما اينقدر احمق هستند ... با تشکر از شما ، خدا خيرتان دهد اجرتان با مولا اميرالمومنين علي عليه السلام
92   نام و نام خانوادگي:  فاطمي نيا     -   تاريخ:  30 دي 92 - 16:59:17
خدمت اساتيد محترم سلام وخسته نباشيد دارم،خداخيرتون بده مطمئنم از برکات دعاي مادرسادات بهره منديد به خدا،بابا بذاريد جوهر گاف ها شون خشک بشه بعد نفسشون رو ببريد!!!!!!!!!! من که خيلي استفاده کردم اجرکم عندالله
عزيزاي سنّي که مدعي ان اين دروغها درسته و ما اشتباه ميکنيم برن تاييديۀ اراجيفي که تو اين کتاب اومده رو بيارن بذارن توسايت ما بخونيم وهدايت بشيم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! از آرشيو روزنامه هاي اوم زمان تا دوستاي اين آقا و يا حتي استعلام کتبي از دانشگاه تهران وحوزۀ علميه قم ويا هرجايي که ادعا کرده درس خونده........آقا ما منتظريم بريد بياريد ديگه!!!!!!!!!!!!!
93   نام و نام خانوادگي:  ام البنين     -   تاريخ:  27 بهمن 92 - 14:57:49
اي خاک,حيف خاک
با تشکر از نکته سنجيه برادر سيد وحدت هاشمي
94   نام و نام خانوادگي:  محسن منتظر     -   تاريخ:  29 خرداد 93 - 12:14:39
سلام. اون قدر مطالب ساخته اين شياطين نفرت انگيز و چندش آور است که به جاي خنده اقم مي گيرد. حالم از هرچه وهابي است به هم مي خورد و حال دستشويي به من دست مي دهد. از اين همه چرندگويي و آدم سازي شان براي اين که در برابر مستبصرين شيعه مانند دکتر تيجاني کم نياورند. مزخرفات اينان از گزافه گويي هاي ابليس که در قرآن آمده است چندش آورتر و بيمزه تر است. پاسخ هاي اينان نيز مانند سخنان باطل شان است. از اين که شيعه حضرت مولا يعني بزرگترين و بلندترين شخصيت جهان پس از پيامبر که دنيا به خود ديده است، هستم سخت به خود مي بالم و شکر ايزد منان را هر روز به جا مي آورم. اين نابغه عظيم الهي دهر کجا و مشتي زبون که شخصيت سازي و شهيد سازي مي کنند کجا. حيف نان که اگر سگ بخورد بهتر است تا اين زبونان پليد




  [1] [2] [3]   صفحه قبل
      ارسال نظر  

صفحه کليد   *:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر
کد امنيتي:        

RSS | مناظرات | فتنه وهابيت | آرشيو اخبار | آرشيو يادداشت | پايگاه هاي برتر | گالري تصاوير | خارج فقه مقارن | درباره ما | شبکه سلام |  ارتباط با ما