مقالات |  سخنراني ها |  موبايل |  آثار منتشره |  محصولات نرم افزاري |  نظرات |  طرح پرسش |  پاسخ ها English
تاريخ: 05 بهمن 1388 تعداد بازديد: 5571 
ابوبكر، همراهي هميشه محزون
 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

ابوبكر، همراهي هميشه محزون

 

  بررسى ديدگاه‌هاى اهل سنت در تفسير آيه غار

طرح بحث

سابقه استدلال به آيه غار

محورهاي استدلال اهل سنت به آيه غار


گفتار اول: انتخاب ابوبكر براي همراهي

نقد و بررسي


آيا ابوبكر، همراه رسول خدا (ص) بوده است؟


هيچ آيه‌اي در حق خاندان عائشه نازل نشده است


ابوبكر، قبل از رسول خدا به قبا رسيده بود


رسول خدا (ص) به تنهائي هجرت كرده است


همراهي ابوبكر، با دستور يا اجازه رسول خدا (ص)‌ نبوده است


آيه شهادت مي‌دهد كه رسول خدا به تنهائي خارج شده است


حركت ابوبكر بعد از خروج رسول خدا (ص) از مكه


ابوبكر، نزديك غار ثور به رسول خدا (ص) ملحق شد


كرز قيافه شناس، فقط اثر پاي رسول خدا (ص) را دنبال كرد


نقد روايت انتخاب ابوبكر براي همراهي


 

بررسي سند روايت


 
بررسي متن روايت

 

گفتار دوم: تنها ابوبكر، به همراه رسول‌خدا (ص) باقي ماند

نقد و بررسي


ابوبكر، پيش از آن يكبار به تنهائي هجرت كرده بود


اين سخن فخررازي، مذمت ديگر اصحاب است


هجرت مسلمانان به دستور رسول خدا (ص) بوده است


تعداد ديگري از اصحاب نيز باقي مانده بودند



گفتار سوم: دلالت جمله «ثاني اثنين» بر فضيلت ابوبكر

نقد و بررسي


منظور از «ثاني اثنين» رسول خدا (ص) بوده است


«ثاني اثنين» فضيليتي را براي ابوبكر به اثبات نمي‌رساند



گفتار چهارم: استدلال به روايت « ما ظنّك باثنين الله ثالثهما»

 

نقد و بررسي


بررسي سند روايت


بررسي دلالت روايت


همنشيني با اهل بيت عليهم السلام، افتخاري براي جبرائيل



گفتار پنجم: استدلال به جمله: « إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ»

نقد و بررسي


صحابي، در كلام پيامبر


گفتار ششم: استدلال به «لاَ تَحْزَنْ»


حزن هميشگي ابوبكر و عدم اعتنا به دستور رسول خدا

مواردي از حزن ابوبكر

آيا حزن ابوبكر، براي رسول خدا بود؟

گفتار هفتم: استدلال به جمله «إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا»


نقد و بررسي

گفتار هشتم: استدلال به «فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ»

نقد و بررسي

وجوب بازگشت ضمير به اقرب المذكورات

سكينه، تنها بر رسول خدا نازل شده است

الف: تصريح علماي اهل سنت بر نزول سكينه بر رسول خدا (ص)

ب: وحدت سياق

ج: عطف جمله «وايده بجنوده» بر نزول سكينه

د: عطف جمله «وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذينَ كَفَرُوا السُّفْلى‏ وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا» بر جمله «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلَيْه‏»

 

گفتار نهم: خريد مركب توسط ابوبكر و مشاركت فرزندان وي در امر هجرت

نقد و بررسي

اميرمؤمنان عليه السلام، مركب خريد و تجهيزات سفر را آماده كرد

 

گفتار دهم: ورود رسول خدا و ابوبكر به مدينه:

نقد و بررسي
 

گفتار يازدهم: بررسي پاسخ‌هاي فخررازي به استدلال‌هاي شيعه


مقايسه حزن ابوبكر با خوف پيامبران

پيامبر، ابوبكر را به خاطر لو ندادن اخبار هجرت، با خود برد

مقايسه فضيلت ابوبكر با فضيلت اميرمؤمنان عليه السلام

ابوبكر در خدمت پيامبر حاضر و علي عليه السلام غائب بود

سختي عمل ابوبكر بيشتر از سختي عمل اميرمؤمنان عليه السلام

خشم كفار بر ابوبكر بيشتر از خشم آن‌ها بر علي عليه السلام بود

نزول أيه «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّه‏» در باره اميرمومنان عليه السلام

نتيجه

لينك فايل pdf

http://www.valiasr-aj.com/lib/ghar/gar.pdf



گروه پاسخ به شبهات، مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)
    فهرست نظرات  
1   نام و نام خانوادگي:  مجتبي اميني     -   تاريخ:  25 آبان 88
سلام عليکم

آجرکم الله خير الجزا
مطمينم باز هم دوستان اهل سنت ميان و چند باره دست و پا ميزنند تا اثبات کنند اينطور نبوده و .... اما همين يک نکته بس که اگر همراهي با پيامبر فضيلتي عظيم است که هست اين فضيلت بطور اخض در باره امير مومنان علي عليه السلام موضوعيت دارد

پيشنهاد ميکنم در باره آيه نجوا نيز مطلبي بگذاريد همان آيه اي که کسي بجز امير مونان به ان عمل نکرد زيرا اگر بپذيريم که اقايان اهل بذل و بخشش و ... بودند چطور حاضر نشدند دينار بلکه درهمي بدهند تا با پيامبر نجوا کنند

کماکان منتظر مطالب زيباي شما هستيم
اجرتان با حجه ابن الحسن العسکري
2   نام و نام خانوادگي:  محمد جواد     -   تاريخ:  28 آبان 88
قال الله حكيم في كتابه الكريم :
الا ان اولياءالله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون
صدق الله العلي العظيم ...
3   نام و نام خانوادگي:  سيد امين عسکري     -   تاريخ:  28 آبان 88
بسم الله الرحمن الرحيم
باسلام
ببخشيد نميشه کتب تون رو به صورت اچ تي ام ال قرار بديد؟
آخه پي دي اف سنگينه
و مورد اول مزاياي بيشتري داره
به فکر ما کم سرعت ها هم باشيد
4   نام و نام خانوادگي:  momen abdullah     -   تاريخ:  28 آبان 88
برادر گرامي جناب آقاي محمد جواد
شما امروز من را برده خود کرديد.
اجازه دهيد که شاگردي شما را کنم:

«فمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»
«منْ آمَنَ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ الْاخِرِ وَ عَمِلَ صالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»
«بَلي مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّه وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ »
«اَلَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ في سَبيلِ اللّهِ ثمَّ لا يُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذًي لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»
«الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»
«إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلوةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»
«إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ »

فقط برادر. توجه داشته باشد منبع ترس وحزن مهم است. يکي از کفار آنهم در حضور خيرالبشر مي‌ترسد و غمگين مي‌شود يکي هم از بد عاقبتي انسان ها غمناک مي‌شود:
«وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُكَ إِلّا بِاللّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَ لا تَكُ في ضَيْقٍ مِمّا يَمْكُرُونَ »
«وَ مَنْ كَفَرَ فَلا يَحْزُنْكَ كُفْرُهُ إلَيْنا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّءُهُمْ بِما عَمِلُوا إِنَّ اللّهَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ»

حزن معاني مختلفي دارد. حزن همراه پيامبر در غار حزن ترس و وحشت بوده است.

حزن حضرت مريم (سلام الله عليها) حزن تنهايي و نگراني براي آينده کودکش (ع) بوده است:
«فَناداها مِنْ تَحْتِها أَلّا تَحْزَني قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا»

يا علي
5   نام و نام خانوادگي:  سلام     -   تاريخ:  28 آبان 88
سلام خسته نباشيد شما كه مي فرمايد همراه هميشه محزون حزونش براي رسول اكرم ص و دين اسلام بود نه براي خودش در قران است كه اوجس في نفسه خيفة موسي ايا حضرت موسي ع نعوذبالله برنظر شما ترسو بودند و در قران به مؤمنين خطاب ميكنند لاتحافوا و لاتحزنوا انتم الاعلون ان كنتم تعلمون غمكين وترسو نباشيد كه شما عالي مرتبه هستيد اكر ميدانيد ايا مؤمنين را ترسو خطاب مي كند در نظر شما ولي وقتيكه تفسير به راي بكنيد همين است
6   نام و نام خانوادگي:  سلام     -   تاريخ:  29 آبان 88
سلام بله وقتيكه بيغمر اكرم ص در خطر بود مومنين غمكين ميشوند ولي وقتكيه به لقاء الله عزوجل مي روند انجا نه در حالت خوف و حزن نيستند و با انبياء و شهدا و صديقين در بهشت عالي هستند
7   نام و نام خانوادگي:  momen abdullah     -   تاريخ:  30 آبان 88
جناب سلام
بسيار بسيار تفاوت است بين «حزن» «خوف» و «وجس خوف».

خداوند عظيم و اعلي هيچ کلمه را بدون دليل در قرآن ذکر نکرده است. دليل کاربرد «وجس» در آيه شريفه «فَأَوْجَس فى نَفْسِهِ خِيفَةً مُّوسى» نيز کوتاه و گذرا بودن ترس حضرت موسي(عليه السلام) است.
چنانکه به قول تفاسير معتبر نکره بودن کلمه خيفة نيز دليل بر کوچک بودن آن است.

ثانيا هم وجود مبارک حضرت مريم (سلام الله عليها) و هم حضرت موسي (عليه السلام) در مدت کوتاهي ترس و نگرانيشان به لطف خدا برطرف شد.

ولي نمي‌دانيم چرا با وجود وحي و همراهي حجت خدا(صلي الله عليه و آله) بازهم آن همراه پيامبر ترسش برطرف نشد؟؟؟؟؟
البته دليلش را خداوند به خوبي بيان فرموده است:
«هُوَ الَّذي أَنْزَلَ السَّكينَةَ في قُلُوبِ الْمُؤْمِنينَ»
سکينه در قلب هر کس و ناکسي جاي نمي‌گيرد.
**************
جناب سلام
علت علاقه شما به ترجمه کاملا ناقص و غلط آيات قرآن چيست؟
«وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ »
« و اگر مؤمنيد، سستى مكنيد و غمگين مشويد، كه شما برتريد»

چرا شما در ترجمه خود کلمه «اگر» را حذف کرديد؟؟؟؟
يک کلمه «ان»‌ مگر چه حقيقتي را پنهان مي‌کند؟؟؟
جز اين است که «شرط» ايمان را عدم حزن و خوف اعلان مي‌کند؟؟
*****************
شوخي مي‌فرماييد که آن سه تا وقتي پيامبر(ص) در خطر بود غمگيني مي‌شدند؟
اين غمگيني آنها هنگام غزوه احد کجا رفت؟
واقعا اينها که اينقدر براي وجود مبارک محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) غمگين بودند پس چرا قصد جان ايشان را داشتند؟؟

عليا ولي الله
عليا حجة الله
عليا وصي رسول الله
8   نام و نام خانوادگي:  عبد الرحمن عثمان ال عارف     -   تاريخ:  03 آذر 88
سلام عليكم:بسيار عالي بود از همه شما تشكر مي كنم .اما چرا اينقدر دير؟؟؟ منتظر مطلب جديد بودم كه الحمد الله رسيد.لطفا به سايت معروف عقائد اهل سنت هم سري بزنيد خود قضاوت كنيد كه تفاوت تا كجاست ؟؟؟ميان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمين تا اسمان است.اينجا همه اش دليل استدلال محكم انجا همه دروغ- تهمت - خواب- داستانهاي خرافي فراوان
9   نام و نام خانوادگي:  سلام     -   تاريخ:  05 آذر 88
سلام در جاي ديكر خداوند به حضرت موسي ع مي فرمايند لاتخف لايخاف لدي المرسلين و جاي ديكر به رسول اكرم ص لايحزنك الذين يسارعون في الكفر
10   نام و نام خانوادگي:  momen abdullah     -   تاريخ:  05 آذر 88
جناب سلام
آيا ترس از خدا و ماموران خدا همانند ترس از کفار است؟
«وَ أَلْقِ عَصاكَ فلَمّا رَاها تَهْتَزُّ كَأَنَّها جانٌّ وَلّي مُدْبِرًا وَ لَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسي لا تَخَفْ إِنّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ »

خوف جناب موسي (عليه السلام) از ماري بود که به امر خدا جان گرفته بود.
دقيقا همانگونه که حضرت لوط (عليه السلام) از فرشتگان خدا دچار خوف شد:
«وَ لَمّا أَنْ جاءَتْ رُسُلُنا لُوطًا سيءَ بِهِمْ وَ ضاقَ بِهِمْ ذَرْعًا و قالُوا لا تَخَفْ وَ لا تَحْزَنْ إِنّا مُنَجُّوكَ وَ أَهْلَكَ إِلَّا امْرَأَتَكَ كانَتْ مِنَ الْغابِرينَ»

خوف موسي و لوط (عليهما السلام) مصداق اين آيه شريفه است:
«إنَّما يَخْشَي اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ »
چرا که هم آن مار و هم آن فرشتگان مجريان امر خداوند علي و اعلي بودند.

برعکس اين صفت منافقين است که از کفار بيش از خدا مي‌ترسند:
«وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنّا بِاللّهِ فإِذا أُوذِيَ فِي اللّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النّاسِ كَعَذابِ اللّهِ و لَءِنْ جاءَ نَصْرٌ مِنْ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنّا كُنّا مَعَكُمْ أَوَ لَيْسَ اللّهُ بِأَعْلَمَ بِما في صُدُورِ الْعالَمينَ»
***********************
راستي اين منافقيني که با افکار و اعمال خود دل پيامبر را به درد آوردند چه کساني بودند؟

«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ لا يَحْزُنْكَ الَّذينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ منَ الَّذينَ قالُوا آمَنّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ و مِنَ الَّذينَ هادُوا سَمّاعُونَ لِلْكَذِبِ سمّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرينَ لَمْ يَأْتُوكَ يحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِه يقُولُونَ إِنْ أُوتيتُمْ هذا فَخُذُوهُ وَ إِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا و مَنْ يُرِدِ اللّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللّهِ شَيْءًا أولآءِكَ الَّذينَ لَمْ يُرِدِ اللّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ»

عجب! اين ها چه کساني بودند که مطابق نص صريح قرآن به زبان مي‌گفتند ايمان آورديم ولي در دلشان ذره اي ايمان نبود؟
اين ها چه کساني بودند که پا در جاي پاي يهود گذاشتند؟
براستي اين رسوايي که خداوند در اين آيه سخن مي‌گويد چه بود؟
آيا جز آشکار شدن ذات خبيث بعضي افراد در جريان حمله به خانه وحي بود؟

قربان آن رسولي بروم که حتي براي چنين ظالميني دلسوزي مي‌کرد و از اينکه آنها خود را به ورطه هلاکت مي‌اندازند اندوه‌گين مي‌شد.
بر عکس بعضي افراد ساده انديش جز خود به چيزي ديگري نمي‌انديشند و حتي از ياري کردن در هنگامي که خطري جان ايشان را تهديد مي‌کرد امتناع کردند:
«إِذْ تُصْعِدُونَ وَلاَ تَلْوُونَ عَلَى أَحَدٍ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرَاكُمْ فَأَثَابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ لِّكَيْلاَ تَحْزَنُواْ عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلاَ مَا أَصَابَكُمْ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ»

****************
راستي جناب سلام نگفتيد
اگر واقعا ابوبکر نگران و اندوهناک اسلام بود پس چرا دخت رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) را با حکم او به شهادت رسيد؟
چرا بدون آنکه حافظ قرآن باشد ادعاي جانشيني رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) را کرد؟

عليا ولي الله
عليا حجة الله
عليا وصي رسول الله
11   نام و نام خانوادگي:  فقط بنده خدا     -   تاريخ:  27 دي 88
بسم الله الرحمن الرحيم

سلام بر مومنين
گذشته از اين كه هم صحبت پيامبر ص در غار چه كسي بوده ،از خود آيه ميتوان تا حدود زيادي به ماهيت و شخصيت آن فرد پي برد.در اين آيه كلمات كليدي زيادي وجود دارد كه دوتا از آنها عبارتند از "ثانِيَ اثْنَيْنِ " و"سَكينَتَهُ".

الف)ثاني اثنين:

وقتي دونفر همسفر باشند هيچ وقت فرد مهمتر يا كسي كه داراي نقش اصلي است را ثاني خطاب نمي نمايند.در اين آيه نيز اگر به جاي ثاني اثنين

از كلمه يا ضمير ديگري استفاده ميشد به زيبايي يا شيوايي آيه لطمه اي وارد نمي شد بنابر اين خداوند متعال و حكيم در بكار بردن اين كلمه اسرار زيادي را نهان نموده است كه چند مورد از آنها به نظر بنده به شرح زير ميباشند.
1-شخصيت نفر اول اصلا مهم نبوده و يا خداوند نخواسته مشخص شود و خيلي سريع از آن گذشته است.
2-نفر اول قبل از پيامبر به آن مكان وارد شده بوده نه همراه يا بعد از پيامبر.(فعل " أَخْرَجَهُ" و روايت تشخيص يك رد پا توسط فرد چهره شناس و ردياب نيز
اين موضوع را تائيد مي نمايد.بنابر اين يا آن شخص خيلي قبل از آمدن پيامبر وارد غار شده كه رد پايش از بين رفته است يا اصلا بني آدم نبوده).

3-خداوند اكراه داشته دراين مورد پيامبر را نفر اول خطاب نمايد چرا كه در اين صورت نفر دوم دنباله رو و مريد پيامبر قلمداد ميشده و اين امر مورد سوئ استفاده بسياري از مدعيان باطل مي گرديد.

ب)اما در خصوص سكينه:
هر جا در قرآن بحث نزول سكينه آمده دو نكته جالب در آن وجود دارد:
1-نزول سكينه جهت تائيد و تقويت بوده چه ترسي وجود داشته باشد چه نداشته باشد.
2-در قرآن هرجا بحث نزول سكينه بر پيامبر شده ،بلافاصله مومنين همراه پيامبر ص نيز قيد گرديده اند.ولي در اين آيه سكينه فقط بر يك نفر (پيامبر ص) نازل شده و خبري از مومنين نيست و اين امر نشان ميدهدكه هيچ فردمومني همراه پيامبر نبوده وگرنه او نيز مستحق دريافت سكينه مي شد.
بنابراين اين آيه نه تنها فضيلت يا منقبتي براي همصحبت غار پيامبر ندارد بلكه برعكس بطور كامل صلاحيت و ايمان آن فرد را نفي مي نمايد.
التماس دعا
12   نام و نام خانوادگي:  مهران     -   تاريخ:  07 بهمن 88
سلام عليكم
نفرت ديرينه شما از حضرت ابي بكر صديق(رضي الله تعالي عنه واجعلنا من خير اتباعه) چيزي اظهر من الشمس بوده و در اين هيچ شكي نيست كه شما مي خواهيد واو به واو از فضايل ايشان را بدون دليل قاطع و فقط با شهوات شيطاني خود تكذيب كنيد و در مقابل او از فضايل علي دليل مي آوريد كه يك بچه شيعه متعصب كه هنوز نوك انگشت را هم باشاره درك نمي كند بيايد وبگويد كه مولا الموحدين ما و ابي بكر غاصب!!!! و با فحش وناسزا و كاملا احساسي بيايد واز اين افاضه شما تشكر نمايد و بگويد كه همه اصحاب منافقاني بيش نبودند و فقط علي از ميان آنها برخواست و قد علم كرد
ولي باز كسي جز منافق هميشگي و رفيق شفيق شاهان صفوي يعني كافر عبدالشيطان آخوند زده زير منبر رفته سخنان شما را تاييد نكرد و فقط اين رواني جهنمي بود كه مثل عبدالله بن سبا پاهايش را در يك كفش كرده و گفت كه خدا علي است حتي اگر آتش بگيرم
پس وقتي خودتان مي كاريد و مي چينيد ومي پزيد ومي خوريد ديگر ببنديد اين سايت كثيف رو كه جز سانسور وترس و واهمه از هجمه اهل الله و اهل رسول الله چيزي حالي نيست و برويد و با كتابهاي كفر آميز مفتضح خود كه بنده حتي كلمه اي هم از گنديات آنها در اين سايت نديدم محشور شده ومثل پدرتان بها الشيطان ملعون و ابن سبا يهودي و شاه اسماعيل لوطه ملعون تيشه به ريشه دين حنيف اسلام و انسانيت بزنيد كه در اين كار ماهريد
ضمنا جناب قزويني اگه يه ترك وطن دوست بودي جواب هم شهريت رو بدون ترس مي دادي وقتي هم شهريت برات نامه سرگشاده مي فرسته ولي باز هم سانسور كنيد چون شفاعت رسول الله هم در قيامت از شما سانسور خواهد شد همانطور كه شهيد محمدي در رويا از رسول الله شنيده بود
كه شـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــعـــــــــــــــــــــــــــــــه از امت من نيست
پس ان شا الله از امت موسي و عيسي و ابراهيم هم نخواهد بود
جواب نظر:
با سلام
جناب مهران!
آدرس‌هاي علمي شما در كتاب‌ها درست در نمي‌آمد ! توقع داريد مردم خوابي را كه از يك شخص مجهول نقل مي‌كنيد قبول كنند ؟!
مگر شما نبوديد كه شيعه را دين خرافات و خواب معرفي كرده بوديد ؟
گروه پاسخ به شبهات
13   نام و نام خانوادگي:  momen abdullah     -   تاريخ:  07 بهمن 88
يکي بود يکي نبود
زير اين آسمون آبي يه شهري بود پر از قصه و راز. اسمش چي بود؟ مدينه.
تو اين شهر قصه ما يک قلدري زورگيري مي‌کرد. اسمش چي بود؟ عتيق.
چطوري باج گيري مي‌کرد؟ اينطوري:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=34
«من با اينها مي‌جنگم حتي اگر يك بزغاله‌اي كه به پيغمبر مي‌دادند و به من ندهند با اين خواهم جنگيد»
چرا باج گيري مي‌کرد؟
چون حکومتش از اولش غصبي بود. حکومت غصبي براي تداوم خود ماليات غصبي هم مي‌خواهد.
با اين پولهاي زور چکار مي‌کرد؟
مي‌داد به آدم کش هاي اطرافش يعني خالد و قنفذ.
که اونا با اين پولها چکار کنند؟
که اونا مخالفين دولت کودتايي اش را سر به نيست کند.
مثلا کي را از مخالفين ساکت کردند؟
حضرت فاطمه الزهرا (سلام الله عليها).
پس چرا شير خدا فاتح خيبر حضرت علي (عليه السلام) بر اين خفت گير بي‌مروت شمشير نکشيد؟
چون رفقاي اين زورگير دقيقا همين را مي‌خواستند. اونها منتظر بودند که تو شهر يک کمي شلوغي بشه تا بريزند در شهر و قال قضيه اسلام را براي هميشه بکنند.
خود خدا تو قرآنش مي‌فرمايد:
«و من الْأَعراب من يتَّخذ ما ينفق مغرما و يتربص بكم الدّواءر عليهِم داءرة السَّوء و اللّهُ سميع عليم»
« و برخى از آن اعراب كسانى هستند كه آنچه را [در راه خدا] هزينه مى‏كنند، خسارتى [براى خود] مى‏دانند، و براى شما پيشامدهاى بد انتظار مى‏برند. پيشامد بد براى آنان خواهد بود، و خدا شنواى داناست»

اين اعرابي که براي مومنين پيشامدهاي بد انتظار مي‌بردند که بودند؟
همون رفقاي زورگير معروف شهر بودند.
«الْأَعْراب أَشد كفرا و نفاقًا و أَجدر أَلّا يعلموا حدود ما أَنزل اللّهُ علي رسوله و اللّه عليمٌ حكيم»
***********
خوب آخر و عاقبت اين باج‌گيري‌هاي عتيق چي شد؟
آخرش اين شد اولاد زنا شدند حاکم جامعه اسلامي.
آخرش اين شد که سر مبارک امام حسين (عليه السلام) فرزند رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) را
از بدن جدا کردند.
آخرش اين شد که کعب الحبار شد مفسر قرآن.
آخرش اين شد که ميليونها مسلمان در آتش فتنه ها سوختند.
************
راستي مهران
رفقاي خيلي فعالي داري. بعضيا تو تهران نماز جمعه راه مي‌اندازند.
بعضياشون هم تو وب سايتها از محبوب دلت عمر و عاص مي‌نويسند:
http://ar.wikipedia.org/wiki/عمرو بن العاص
«م اشتراها منه عبد الله بن جدعان ثم صارت إلى العاص بن وائل السهمي فولدت له ابنه عمرو. وتزوجت أمه أزواجا آخرين فكان لعمرو بن العاص أخوة من أمه هم عروة بن أثاثة العدوي, وعقبة بن نافع بن عبد القيس الفهري»
عجب!!!!!!
پس تو شرع شما تابعين عتيق ازدواج اين است؟ بله؟
«تزوجت أمه أزواجا »!!!!
پس شما پيروان عتيق به اون کارهايي که ننه عمروعاص مي‌کرد مي‌گوييد ازدواج. بله؟
پس هرکسي که مراسم ننه عمروعاص را به جاي آورد از نظر شما ازدواج کرده است. بله؟
ديگه به چي ‌مي‌گوييد ازدواج؟
شما ها از عمر و عاص خوشتان مي‌آيد. بله؟ براي همين است که يک مسجد بزرگ را در مصر بنامش کرده ايد؟

عليا ولي الله
عليا حجة الله
عليا وصي رسول الله
14   نام و نام خانوادگي:  راه علي سعـادت     -   تاريخ:  07 بهمن 88
مهران نظراتتو خوندم فقط وفقط اينو مي توانم بگويم که درباتلاقي ازگل درحال دست وپازدن هستي وهرلحظه درحال فرورفتن هستي .

پيامبرنورورحمت فرمود: علي باحق وحق باعلي است اگر سخن پيامبرراقبول داري مولاعلي دوملعون رادو گنهكار ، دروغگو ، خائن و حيله گر بودند حالا العياذبالله سخن پيامبرراهم نقض کن.

صراط مستقيمي جز علي نيست.
15   نام و نام خانوادگي:  محسن     -   تاريخ:  12 بهمن 88
واقعاً اين مهران نماينده خوبي براي همكيشانش است. منطق قوي و بدور از بي ادبي ايشان؛ متانت ايشان، و تعهد ايشان به دشمني اهل بيت مثال زدني است.
16   نام و نام خانوادگي:  فاطمه     -   تاريخ:  14 بهمن 88
لطفا در کنار نظرات اهل سنت نظرات شيعيان واستدلا لهاي علماي ما هم بگذاريد زيرا

1.جوانان شيعيان مثل بنده ابتدا با نظر علمي مکتب خود اشنا بشويم بعد عقايد اهل سنت را بخوانيم را اين دو باهم هم تفکر را متعالي ميکند وهم سايت شما را فاضل تروبه جواناني مانند من هم اگاهي بيشتري هم درباره عقايد علمي وفلسفي خودمان ميدهد زيرا اشنايي با دومکتب ومقايسه استدلالهاي علماي شيعه وبرادران سني ما مخاطب را به تعقل وامي دارد هم درباره اهل سنت مخاطب خود تعقل ميکندوبهترين وحق ترين را برميگزيند که انديشه حق هميشه پيروز است پس چه بسا بهتر انديشه علماي شيعيان را ابتدا به تفضيل بعد نظر علماي اهل سنت وشباهت رامطرح کرد

2.جوانان اهل سنت هم که سايت را ميبينند يه طرفه به قاضي نمي روند وبا افکار ماهم اشنا ميشوند نه انچه به نام ما هست بعد باذکر منابع به سراغ مطالعه ميروند ماهم همين صورت واينگونه ارتقا فکري بيشتري ميگردد.


3.سايتتان خيلي خوب ولي بايد مطالب جامع تر باشد وهر مطلب جامع تر باشد بهتراز اين است که ما چندين مطلب بگذاريم اما از زواياي مختلف ان را مورد کاوش قرار ندهيم


اجرتان با اقا امام زمان ودعاي اقا پشت وپناهتان
17   نام و نام خانوادگي:  شمع     -   تاريخ:  25 بهمن 88
اين پيغامبر ما مثل اينکه تو کل عمرش تنها يکي و ... نفر را نتوانسته هدايت کند، و ظاهرا خلقت جهان هم بخاطر همين يکي و ... بوده و آنرا هم خدا هدايت کرده است و صلا بقيه هم دروغ است (حتي ممکن است همين هدايت يکي و ... هم دروغ باشد) پس ماها دنبال چه هستيم؟ آن پيام چه بوده؟
اصلا از ادامه اين مطلب حالم دارد خراب مي شود!!؟
ولي شما ادامه بدهيد تا به فيض برسيد
جواب نظر:

جناب شمع

رسول خدا افراد بسياري را تربيت كرده است؛ اما قرار نيست كه هر كس يكبار رسول خدا را ديد، هدايت و تا آخر عمر نيز هر چه گناه كرد بخشيده شود و مسلمانان نيز بدون چون و چرا از تمام گفته‌هاي آنان اطاعت كنند .

 

والسلام علي من اتبع الهدي

گروه پاسخ به شبهات

18   نام و نام خانوادگي:  momen abdullah     -   تاريخ:  26 بهمن 88
جناب شمع
در کشتي نوح (عليه السلام) چند نفر بودند؟
در بيرون کشتي چند نفر بودند؟

راستي چرا شما اعتقاد داريد که بهترين پدر تاريخ يعني محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله)‌ از عهده تربيت سالم يگانه دختر پاک و طاهرش برنيامده است؟

يا علي
19   نام و نام خانوادگي:  ايمان     -   تاريخ:  17 اسفند 88
:پيام سلام عليكم و رحمةالله خدمت شما واقعآ از ته دل ما بينندگان به شما خسته نباشي ميگوييم بنده به دقت در قرآني كه در كشورما به فارسي ترجمه شده مطالعه كردم ديدم تنها جاييكه كلمه لا تحزن به(نترس) معني شده در آيه 40 سوره توبه ميباشد وتقريبآ در تمام جاهاييكه (لا تحزن) آمده قبل از آن(لا خوف) نيز آمده ودر تمام آيات قرآن لاتحزن به معني اندوه وغم معني شده همه ما حتي يك امي تشخيص ترس و اندوه برايش ساده است، فقط چون اين آيه در مورد ابوبكر رضي الله عنه نازل شده برخي دشمنان اسلام و مغرضين از روي حسد ودشمني با يارغارپيامبرصلوات الله عليه براي تخريب وي اينطور معني ميكنند غافل از اينكه يك انسان محقق ساده مانند بنده دست آنها رارو ميكند ...نقل قول از يک بييننده شبکه نور يک شيعه واقعي فقط انصاف داشته باشيد
جواب نظر:

با سلام

دوست گرامي

1- بهتر است به جاي متهم كردن ما به غرض ورزي ، جواب ادله مطرح شده را مي‌داديد ! تا خداي نا كرده كسي شما را غرض ورزي و تعصب بر روي مذهب متهم نكند !

2- آنچه شما در مورد شبكه نور گفتيد ، اگر واقعيت داشت ، مورد رغبت شيعيان نيز واقع مي‌شد ! نه اينكه تا وقتي ببينيد يك شيعه جواب آنان را مي‌دهد تلفن او را قطع كنند ، يا اگر كسي از قم تماس گرفته باشد ، اصلا وصل نكنند !

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

20   نام و نام خانوادگي:  محب النبي     -   تاريخ:  09 فروردين 89
باعرض سلام
اين سئوال من را به جناب شمع برسانيد و در ايميلم در صورت امکان منتظر پاسخ هستم.
جناب شمع سلام عليکم و رحمه الله
هدايت امري نيست که به زور واقع شود که بگوييد فلاني هدايت شد. ما هم ادعايي نداريم و نمي دانم چطور علماي شما با اينکه در کتابهايشان گناهان خلفا را آورده اند مردم را به اطاعت آنها امر مي کنند. ما هر گناهي را از آنها نام مي بريم از کتب خود اهل سنت است.
حال شما بگوييد آيا کسي که بنا به نقل خودتان اهل گناهان فراوان بوده است لياقت جانشيني پيامبر را دارد.
جناب شمع از ما ناراحت نباشيد. به نظر من علماي شما يا چيزي در وجودشان وول مي زده و يا اصلا سنتي نبوده اند:
خب گناهان بزرگانتان را نقل نمي کردند تا شايد ما هم سني مي شديم.
نظري به صحاح خود بيفکنيد. با تشکر
21   نام و نام خانوادگي:  به اذن خدا طالب حقيقت     -   تاريخ:  13 فروردين 89
بسم الله
برادران اهل سنت بياييد فقط پيرو حق و حقيقت باشيم و براي سخنانمان دليل محکم بياوريم لطفا بدون تعصب برويد نهج البلاغه و صحيفه سجاديه را بخوانيد ايا يک شخص معمولي و لو دانشمند مي تواند اين سخنان را بگويد شما برويد تحقيق کنيد از دانشمندان و فيلسوفان و عارفان و عالمان تمام دنيا ايا مي توانيد حتي جمله اي پيدا کنيد که با يکي از حکمت هاي نهج البلاغه ما برابري کند يا فرازهايي از يک دعاي صحيفه سجاديه
سوره بقره «23» و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كرده‏ايم شك داريد، پس - اگر راست مى‏گوييد - سوره‏اى مانند آن بياوريد؛ و گواهان خود را - غير خدا - فرا خوانيد.
هرگز شخصي نمي تواند به جز اينکه خدا بخواهد بلي همان خالق کلمات اين کلمات را به قلب شخصي که خود مي خواهد و شايسته بداند الهام مي کند که اين کلمات فقط از ناحيه خداست که از سينه خليفه خود در روي زمين بر زبان او جاري مي کند که در شرح يک حکمتش بايد کتابها نوشته شود تا نکاتي از ان مشخص گردد ايات سوره اسراء 22 تا 39 را بخوانيد «39» اين (سفارشها) از حكمتهايى است كه پروردگارت به تو وحى كرده است، و با خداى يگانه معبودى ديگر قرار مده، و گرنه حسرت‏زده و مطرود در جهنم افكنده خواهى شد.
بله خداوند تعالي حکمت هايش را به پيامبران از طريق وحي و به جانشينان پيامبر خاتم از طريق الهام مي رساند تا بگوش مردم برسانند
اگر خلفاي شما هم چنين سخناني را گفته اند با دليل و مدرک بگوييد تا ما هم از چنين سخناني بهره ببريم ما نمي خواهيم فقط تعصبي برخورد کنيم چه کسي شايسته پيروي است کسي که به ما حکمت مي اموزد يا کسي که بدعت مي گذارد ؟ خودتان قضاوت کنيد با وجدانتان.
قران که معجزه پيامبر اسلام است روز بروز با پيشرفت علم اين حقيقت بيشتر نمايان مي شود
شواهد باستانشناسي از کشتي نوح
به اين وبلاگ مراجعه بفرماييد تا حقيقت را بهتر دريابيد
http://godme.blogfa.com/post-149.aspx

22   نام و نام خانوادگي:  سعيد حسيني(شاه اسماعيل صفوي)     -   تاريخ:  14 فروردين 89
سلام

جناب شمع (البته شمع خاموش شده)

براي شما ايات قرآن چه حکمي دارد؟

آيا خداوند در قرآن نفرموده : و اکثرهم لا يمومنون
اگر ملاک دينتان قرآن است اين آيه را معني کنيد.

در ضمن بايد بگوئيم هر چيزي کمه با ارزش است کمتر بي ارزشها يافن ميشود
در واقع افراد باارزش مانند گوهر کمياب هستند و افراد بي ارزش همانند سنگ و کلوخ ارزشي ندارند.
اما افرادي هستند که در عين بي ارزشي مضر هم هستند که قرآن آنها را معرفي کرده است
پيامبر ص با چنين عناصر بي ارزش و مضري طرف بود .
اگر کمي تفکر کني براحتي متوجه ميشوي که نبوت آن حضرت در واقع سنگ محکي بود براي جداکردن گوهر از سنگهاي بي ارزش و مضر
که همينظور هم شد
حال بهتر است کمي بحال خود بينديشي و جايگاه خودت را در اين دنيا روشن کني تا شمع وجودت روشن گردد
يا علي
23   نام و نام خانوادگي:  مسلم     -   تاريخ:  17 فروردين 89
بسم الله الرحمن الرحيم و اياه نستعين

در سايت فطرت مقاله بسيار جالب و خواندني ديدم شما در ان دقت کنيد



آيا صحيح است که مى گويند يار غار حضرت پيامبرـ صلى الله عليه و سلّم ـ ابن بکر ـ عبداللّه بن بکر بن اريقط ـ همان راهنما و دليل پيامبر ـ صلى الله عليه و سلّم ـ بوده و نه ابوبکر البداية و النهاية 3: 176. و اين تشابه و تقارب إسمى سبب شده که آنرا ابوبکر بخوانيم. چون



· اولاً: ابوبکر در هيچ کجا به اين فضيلت اعتراف نکرده است، در حاليکه در روز سقيفه به کمتر از آن اشاره کرد. «نحن عشيرة رسول اللّه و اوسط العرب أنسابا و ليست قبيلة من قبائل العرب الا و لقريش فيها ولادة». البداية و النهاية 6: 205



· ثانياً: به گفته عسقلانى، از تابعين کسانى بودند که منکر ارتباط داشتن آية غار با ابوبکر بودند; همانند ابوجعفر مؤمن طاق. لسان الميزان 5: 115



· ثالثاً: عائشه تصريح دارد که هرگز آيه اى در حق ما نازل نشده است. صحيح بخارى 6: 42 ـ تاريخ ابن الاثير 3: 199 ـ البداية و النهاية 8: 96 ـ الاغاني 16: 90.«لم ينزل اللّه فينا شيئاً من القرآن».



· رابعاً: معروف است که ابوبکر در مدينه به استقبال پيامبرـ صلى الله عليه و سلّم ـ آمد و اين بدان معناست که ابوبکر همراه پيامبر اکرم ـ صلى الله عليه و سلّم ـ نبوده است.



· خامساً: وجود حديث صحيح دال بر اينکه به هنگام هجرت به غار، حضرت تنها بود. البداية و النهاية 6: 205.



· سادساً: آن قيافه شناس فقط آثار و جاى پاى پيامبر اکرم ـ صلى الله عليه و سلّم ـ را ديد و هرگز سخن از ابوبکر به ميان نياورد فتوح البلدان 1: 64. و از يحيى بن معين تشکيک در آن فهميده مى شود. تهذيب الکمال 29: 26.



· سابعاً: طبق روايت بخارى و ديگران، ابوبکر جزء اولين گروه از مهاجرين بوده و قبل از پيامبر ـ صلى الله عليه و سلّم ـ وارد مدينه شده و در نماز جماعت گروه اول از مهاجرين شرکت مى کرد. صحيح بخارى 1: 128، کتاب الاذان ج 4 ص 240، کتاب الاحکام باب إستقضاء الموالي و استعمالهم، سنن البيهقى 3: 89، فتح البارى 13: 179 ج 7: 261 و 307.

24   نام و نام خانوادگي:  راستگو     -   تاريخ:  21 فروردين 89
باسلام و تحيت جناب ايمان چرا فكر ميكني شبكه نور متعلق به شيعيان است ؟ خودتان از يكهزار و چهارصدسال دروغگويي خسته نشده ايد ؟
25   نام و نام خانوادگي:  shahin     -   تاريخ:  22 فروردين 89
با سلام واقعا براي مهران و ايمان و شمععععع متاسفم انقدر بي مهري ، بي ايماني ، تا كي خاموشيّ، هر چه فكر كردم جز سكوت براي شما .....تا اين حد كج فهمي........ خدايا پناه ميبرم به تو
26   نام و نام خانوادگي:  احسان افضل زاده(آسمان هشتم)     -   تاريخ:  03 ارديبهشت 89
مسلم جان خيلي زيبا استدلال كردي
از گروه پاسخ به شبهات هم واقعا ممنونم
اجرتون باخانم صديقه طاهره
الهم العن الجبت والطاغوت
الهم العن صنمي قريش
السلام علي اميرالمومنين ابولحسنين مولي الكونين يعسوب الدين امام المتقين
27   نام و نام خانوادگي:  حسن     -   تاريخ:  18 خرداد 89
با سلام حضور مسئولان سايت و کاربران

نه تنها ابوبکر هميشه محزون بوده بلکه اتباع او هميشه محزون هسنتد چرا که اگر شيعيان در غم و اندوه رسول گرامي (ص) واهل بيتش غمگين مي شوند سني ها هم غمگين مي شوند که چرا شيعيان عزادار هستند و اين کارشان پاياني ندارد ؟ و نيز سني ها در روزهاي شادي رسول گرامي و اهلبيتش محزون و غمگين هستند که چرا شيعيان مسرور و شادند .
28   نام و نام خانوادگي:  كامل حيدري     -   تاريخ:  19 خرداد 89
قابل توجه آقاي مهران :
ئوناردو داوينچي در كتاب (مسواك من) درباره انتخاب ابوبكر به عنوان خليفه نوشته است:
مردم جمع شوند (: اِجماع کنند) و

کسيرا برأي خود،امام خود کنند؛براستي[...]است!

مثل اينکه عدّه اي بيسواد جمع شـده وبگويند که ما

ميخواهيم معلـّم رياضيّات باسواد را خود تشخيص

داده و انتخاب کنيم! مُضافاً اينکـه، انتخاب ابوبکـر

توسّط مـردم، صِرفِ يک ادّعاء است. ابوبکر، به

قدري [...] بوده که به اصـطلاح ما: " فرق گِل را

از حلواي سياه، نميشناخته!!". وفرضاً که انتخاب

مردم باشد،(بازهم) کفايت نميکند؛ زيرا با آن مثال

(:انتخاب معلـّم رياضي) آشکار نمودم که : انتخاب

مردم براساس خِرَد ودانش نيست؛ بلکه براساس

منفعت شخصي وعواطف واحساسات است. لـذا،

بنظر من(:داوينچي) پادشاهان اروپا حقّ دارند که

ياغيان و مخالفان هوچي وپُرسروصدا را خاموش

سازند. ومن همواره طرفدار نظام سلطنتي(اروپا)

بوده و هـسـتم؛ چـه، در غير اينصورت، جَذبه اي

براي مدير جامعـه و شخصي چون پادشــاه، باقي

نمي مـانـَد و ظلم و جنايت و فـَساد، اجتماع را در

خود غوطه ور ميسازد. بلي، ظلم سلطان وتحَکـُّم

و استـبـداد وي، معـقول نيسـت؛ امّا شـورش عليه

پادشاهان، سرانجامي شوم، براي فرهنگ جوامع

درپي دارد و بمراتب، از آن ظلم و ستمگري بدتر

و بدترست. ولي اين کلام من(:داوينچي) دَلالت بر

آن نداردکه پادشاه،هرگونه که خود پسندد،مخالفين

خود را سرکوب کند و آزار بدهد!

پس چه رســد به امر دين و شريعت، که بمراتب،

مهمّتر و دقيقتر و پيچيده تر از امر دنيا ومَملـَکـَت

است. بنابــرايــن، بسيار احمقانه است که انتخاب

پيشواي مذهبي جامعه، به دست خود مردم باشد!
آقا مهران به من جواب بده وقتي كسي لياقت فرماندهي سپاهي نداشته باشد آيا آن شخص لايق خلافت خواهد بود؟
29   نام و نام خانوادگي:  momen abdullah     -   تاريخ:  19 خرداد 89
جناب آقاي کامل حيدري
با تشکر از مطلب عقلاني و روشنگر شما. برادر، بالفرض محال که خلافت ابوبکر را مردم «تاييد» کرده باشند.
خوب با اجازه ما خلافت او را «انکار» مي‌کنيم!!! آيا سواد و معلومات ما بيشتر است يا مردم 1400 سال قبل؟
اگر ميزان راي ملت است، پس چرا بعد از 1400 سال به ما اجازه نمي‌دهند به ابوبکر کافر شويم؟؟
اهل عمر جواب يک سوال ما را دهند:
در اسلام بدون ابوبکر چه خللي است؟ اگر ما نام ابوبکر را از تمام کتب اسلامي حذف کنيم آيا در اسلام کم و کاستي رخ مي‌دهد؟
اهل عالم
ما به ابوبکر راي نمي‌دهيم!! ما ابوبکر را نمي‌خواهيم. ما خواستار اسلامي بدون ابوبکر هستيم.

يا علي
30   نام و نام خانوادگي:  حسن     -   تاريخ:  30 خرداد 89
بازديد کننده هاي سني ! نظر فراموش نشه ، يه حرفي بزنيد ، کرامتي از ابوبکر اگر نداره از پسر صهاک اگر او هم نداره از عثمان ، از مادرتان و يا از دايي تان و يا پسر دايي تان ، اين همه سنت از سرو کولشان بالا ميره ، خب بگيد ديگه
31   نام و نام خانوادگي:  عمرعلي حيدر     -   تاريخ:  13 تير 89
جالبه شما كه ميتونيد به اين خوبي آيات قرآن را تفسير ومعني كنين چرا تو آيه وضو اينگونه تفسير نميكنين؟تا به اشتباه چندصدساله خود پي ببريد؟بعدش فتوحات و پيشرفتهاي اسلام در زمان سه خليفه ابوبكر,عمروعثمان(رض)بوده ودر زمان علي(رض)با پيدايش گروهي مغرض وجاهل كه ادعاي حب علي(رض)را داشتند,ولي منافق بودند باعث ايجاد اختلاف و تفرقه شدند كه متا’سفانه امروز هم با دامن زدن به مشتي اراجيف و خضعبلات همان رسالت كثيف خود را در حال انجام دادن بوده و از رو هم نميروند.شرم بر شما باد كه علي و همه بزرگان از شماها متنفر بوده ,و بهتر است همينجا تمامش كنيد.دادگاه راه انداخته ايد براي گذشتگاني كه كارشان با خداست؟فقط بحار الانوار را باز كنيد و باب گريه و اشك ريختن براي امام حسين(رض) را بخوانيد تا به حقيقت خود پي ببريد,به اميد هدايت همه گمراهانوآمييين
جواب نظر:

با سلام

دوست گرامي

تفسير دقيق آيه وضو نيز در نظرات بسيار پاسخ گفته شده است ،‌با جستجوي عبارات مناسب مي‌توانيد ببينيد كه آيا وضوي شيعه صحيح است ،‌يا وضوي اهل سنت !

اما در مورد فتوحات ، ظاهرا مقصود شما از پيشرفت اسلام ، پيشرفت چهره طالبانيسم اسلام در اروپا و ... بود ! چون فرهنگ اسلامي نيازي به خونريزي نداشت و به راحتي در دل كشورهاي مختلف جا باز مي‌كرد ، اما متاسفانه با وقوع اين هجوم ها ، چهره‌اي خشن از اسلام ترويج شد كه مانع پيشرفت فرهنگي اسلام گرديد !

گروه پاسخ به شبهات

32   نام و نام خانوادگي:  حسن     -   تاريخ:  03 مرداد 89
از ظلم هاي که بر امير المومنين حضرت علي عليه السلام شد اين است که او را خليفه چهار قرار دادند ، اي کاش آن حضرت را در کنار کفتاران و ظالمان قرار نمي دادند و خليفه چهارم نمي دانستند .

همينطور اسم عمر علي حيدر بهتره اين عمرعلي حيدر اسمش را منطبق با ذات خود انتخاب مي کرد چون « عمر کفتار گراز »




      ارسال نظر  

صفحه کليد   *:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر
       

RSS | مناظرات | فتنه وهابيت | آرشيو اخبار | آرشيو يادداشت | پايگاه هاي برتر | گالري تصاوير | خارج فقه مقارن | درباره ما | ارتباط با ما