مقالات |  سخنراني ها |  موبايل |  آثار منتشره |  محصولات نرم افزاري |  نظرات |  طرح پرسش |  پاسخ ها فروشگاه
تاريخ: 27 فروردين 1390 تعداد بازديد: 20196 
مشروعيت سبّ و لعن از ديدگاه اهل سنت
 

 مقدمه و معني لعن

مقدمه :

سخنان علماي اهل سنت در مورد شيعه و سب صحابه :

ابن تيميه :

احسان الهي ظهير :

دكتر ناصر القفاري :

دكتر مصطفي حلمي :

دكتر محمد أمحزون :

دكتر غالب عواجي :

فتواي بن جبرين در مورد كفر شيعه :

شيخ عادل كلباني:

نظر علماي اهل سنت در مورد ساب الصحابة :

سب صحابه از فواحش محرمات و از كبائر است :

سب صحابه موجب خروج از دين

به بدن ساب صحابي دست نزنيد !

نقل روايت از ساب صحابه حرام است :

ساب صحابه ، حق ندارد از فيء استفاده كند :

كسي كه صحابه را مستحق دشنام بداند ، بايد سوزانده شود !

ساب صحابه يا اعدام مي‌شود و يا تعزير :

تعزير مي‌شود :

دشنام دهنده صحابه بايد كشته شود

ساب شيخين و حسنين كشته مي‌شود :

ساب شيخين كشته مي‌شود و توبه‌اش نيز مقبول نيست !

ساب شيخين يا مبشرين بالجنة كشته مي‌شود :

ساب ابوبكر و عمر شلاق مي‌خورد و ساب امهات مومنين كشته مي‌شود!

سبّ خلفا و صحابه بهانه‌اي براي فتوى به قتل شيعه و غارت اموال آنان !

هركس يك رافضي (ساب ابوبكر و عمر) را بكشد ، بهشت بر او واجب مي‌شود !

ادامه اين هجوم تا عصر حاضر :

يك بام و دو هوا ! برخوردهاي دوگانه ، با سب خلفا و سب يا قتال علي بن ابي طالب‌!

گناه سب علي كمتر از سب ابوبكر و عمر و عثمان است !

ساب ابوبكر و عمر و عثمان كشته شود و جسدش سوزانده ، اما ساب علي ، تنها تعزير !

نظر اهل سنت راجع به قاتلين عثمان!

كلام ابن حزم :

كلام ابن تيميه :

كلام ابن كثير :

كلام ذهبي :

كلام عبد العزيز دهلوي :

كلام محمد بن عبد الوهاب :

نظر علماي اهل سنت در مورد دشمنان امير مومنان و قاتل حضرت !

قاتل علي (عليه‌السلام) اجتهاد كرد و ثواب برده است !

قاتل علي (عليه‌السلام) اهل روزه و نماز بود و براي محبت خدا او را كشت!

قاتل علي (عليه‌السلام)  عابدترين مردم بود !

سخن رسول خدا (صلى الله عليه وآله) در مورد قاتل اميرمومنان علي (عليه‌السلام)

بررسي نظر شيعه و اهل سنت در مورد صحابه

 

نظر شيعه در مورد صحابه :

گروه اول از صحابه :

1- کساني که در زمان رسول خدا (صلى الله عليه وآله) به شهادت رسيدند :

2- کساني که در زمان رسول خدا (صلى الله عليه وآله) با ايمان از دنيا رفتند :

3- کساني که در اعتقاد به امامت علي (عليه‌السلام) ثابت ماندند :

4- کساني که پس از مدتي، به طرف امير مومنان (عليه‌السلام) برگشتند :

صحابه مدافع امير مومنان در جنگ جمل :

صحابه مدافع امير مومنان در جنگ صفين :

گروه دوم از صحابه :

گروه سوم از صحابه :

کلام علماي شيعه در مورد صحابه :

خلاصه نظر شيعه :

نظر اهل سنت در مورد صحابه :

صحابه همگي عادل ، جزو اولياي الهي و برترين مخلوقات بعد از انبيا هستند !

تعريف صحابي در نظر اهل سنت :

عدد صحابه در نظر اهل سنت :

صحابه شناخته شده در نظر اهل سنت:

معني لعن

لعن در لغت : راندن و دوركردن از خوبي‌ها

سب در لغت و فرق آن با لعن  :

 

لعن و سب در قرآن

سب در قرآن:

لعنت کنندگان در قرآن :

خداوند :

ملائکه :

همه مردمان (الناس اجمعين) :

پنج تن آل عبا :

توضيحي در مورد اين آيه :

داوود و عيسي بن مريم :

ندا دهنده اي در روز قيامت ( موذّن) :

مرد در لعان :

امت هاي كافر در روز قيامت و در جهنم (يكديگر را لعنت مي كنند) :

لعنت کنندگان (اللاعنون) :

نامشخص :

لعنت شدگان در قرآن :

گروه اول : عناويني كه مخصوص كفار و غير مسلمانان است :

1- کفار و مشركين :

2- گروهي از نصارا که به مباهله با رسول خدا (صلى الله عليه وآله) پرداختند :

3- اصحاب سبت :

4- اهل کتابي که به دستورات پيامبران ايمان نياورده كافر شدند :

5- کساني که به جبت و طاغوت ايمان آورده و مي‌گفتند کفار از مسلمانان هدايت شده‌ترند :

6- شيطان :

7- كساني كه خداوند بر آنان غضب گرفت و آنان را مسخ كرد :

8- يهودي كه مي‌گفتند دست خدا بسته است !

9- قوم عاد :

10- فرعون ، لشكرش و بزرگان قومش از جمله هامان:

11- قوم فرعون :

12- امت‌هاي جهنمي :

13- بني‌اسرائيلي كه پيمان الهي را شكستند :

گروه دوم : عناويني كه مربوط به مسلمانان منافق است :

1- منافقين:

2- کساني که در دل‌هايشان بيماري است و کساني که در مدينه شايعه پراکني مي‌کردند :

3- کساني که در صلح حديبيه به خدا گمان بد بردند :

گروه سوم : عناويني كه شامل مسلمانان غير منافق نيز مي‌شود :

1- کساني که خدا و رسولش را بيازارند :

ترجمه عمرو بن شاس :

2- مردي كه در لعان دروغ بگويد :

3- شجره ملعونه :

مقصود از شجره ملعونه چيست ؟

4- کساني که حقايق ديني را بعد از آنکه نازل شد از مردم پنهان کنند :

5- ظالمان :

ظالمان در قرآن :

ا. مومنيني كه كافران را به عنوان ولي خويش بگيرند :
ب. مومنيني كه ديگران را به سخره گيرند ، يا آنان را به نام يا القاب زشت بخوانند :
ج. هر كس از حدود الهي تجاوز كند :
د. هر كس به غير آنچه خداوند نازل كرده حكم نمايد :

ظالمان در روايات : صحابه ، صحابه را به عنوان ظالم معرفي كرده‌اند !

6- پيمان‌شکنان و فسادکنندگان در زمين و آنان که آنچه خدا دستور وصل آن را داده (صله رحم) قطع کنند :

7- کسي که زنان پاکدامن را متهم به بي‌عفتي کند :

8- کسي که از روي عمد مسلماني را بکشد :

9- بزرگاني از امت‌ها كه در جهنم عذاب مي‌شوند :

10- دروغگويان :

لعن در سنت رسول گرامي اسلام (صلى الله عليه وآله)

 

توضيحي در رابطه با سب در لسان رسول خدا (صلى الله عليه وآله) :

انواع لعن در كلام رسول خدا (صلى الله عليه وآله) ‌

1- لعن صاحبان صفتي خاص در کلام رسول خدا (صلى الله عليه وآله) با سند صحيح :

1-4 واصلة ، مستوصلة ، واشمة ، مستوشمة :

5-8 نامصة ، متنمصة ، متفلجة ، مغيرة لخلق الله

نكته‌اي راجع به اين روايت :

9-12آکل ربا ، موکل ربا ، کاتب ربا ، شاهد بر ربا

13- من باع من اليهود الشحوم :

14-23 الخمر ، عاصر الخمر ، معتصرها ، شاربها ، حاملها ، المحمولة اليه ، بائعها ، مبتاعها ، ساقيها ، مسقاها:

24- اليهود الذين اتخذوا قبور أنبيائهم مساجد :

25- زوارات القبور :

26- السارق :

27-28 الرجال المخنثين ، النساء المترجلات او المتبرجات

29-32 من أحدث في المدينة حدثا ، من آوى في المدينة محدثا ، من والى قوما بغير اذن مواليه ، من أخفر مسلما :

33-34 الراشي ، المرتشي :

35-40 الزائد في کتاب الله ، المکذب بقدر الله ، المتسلط بالجبروت ليعز من أذل الله ويذلّ من أعز الله ، المستحل لحرم الله ، المستحل من عترة الرسول ما حرم الله ، التارک لسنة رسول الله (ص)

41-42 آوي الصدقة ، المرتد اعرابيا بعد الهجرة

43-44 المراة تلبس لبسة الرجل ، الرجل يلبس لبسة المرأة

45-46 المتشبهين بالنساء ، المتشبهات بالرجال :

47- نساء كاسيات عاريات:

48-50 مانع الصدقة ، الحالّ ، المحلل له :

51- الذي ياتي المرأة في دبرها

52-54 الخامشة وجهها ، الشاقة جيبها ، الداعية بالويل والثبور

55-60 من غيّر تخوم الأرض ، من ذبح لغير الله ، من لعن والديه ، من کمه أعمي عن السبيل ، من وقع علي بهيمة ، من عَمِل عَمَل قوم لوط :

61- من آوي محدثا (مطلقا في المدينة او غيرها):

62- من أحدث حدثا (مطلقا في المدينة او غيرها) :

63- المصوّر :

64- امراة دعاها زوجها الي الفراش فتأبى

65- من أشار الي مسلم بحديدة :

66- الدنيا وما فيها غير ذکر الله وما والاه أو عالما أو متعلما :

67-68 من وسم البهيمة في وجهها ومن ضربها في وجهها

69-70 من ادعي الي غير ابيه ومن انتمي الي غير مواليه :

71-72 آکل ثمن الخمر والمشتراة له الخمر :

73-75 من لم يعدل في الحکم من أمراء قريش ، من لم يرحم منهم اذا استرحم ، من لم يف بعهده منهم اذا عاهد :

76- من اتخذ ذات الروح غرضا :

لعن صاحبان صفتي خاص در كلام رسول خدا بدون تصحيح سند :

لعن و سب صحابه :

بررسي دلالي روايات مربوط به حرمت دشنام به صحابه :

مخاطب رسول خدا (صلى الله عليه وآله)  كيست ؟

مقصود از صحابه‌اي كه نبايد به آنان دشنام داد چه كساني است ؟

پاسخ اهل سنت به اين اشكال :

نقد توجيهات اهل سنت :

پاسخ به توجيه اول :

پاسخ به توجيه دوم :

پاسخ به توجيه سوم :

بررسي سندي روايات مربوط به لعن ساب الصحابة :

روايت خلال در السنة :

روايت احمد در فضائل الصحابة :

ابو شيبه جوهري ضعيف است

روايت ابن ابي شيبه :

روايت مرسل است

روايات هيثمي :

بررسي روايات هيثمي :

سند روايت اول :

ا. عطاء بن ابي رباح :

ب‌. عطاء الخراساني :

ج.عطاء بن السائب :

سند روايت دوم :

اقرار به عدم صحت روايات لعن كسي كه به صحابه دشنام دهد :

2- لعن قبايلي خاص در كلام رسول خدا (صلى الله عليه وآله)

قبائل لِحْيان ورِعْل وذَكوان وعصية (و عضل و قارة و زغب)

اين قبايل چه كساني بودند ؟و چرا رسول خدا (صلى الله عليه وآله) آنان را لعنت كرد ؟

آيا اين لعن رسول خدا (صلى الله عليه وآله) مورد اجابت قرار گرفت ؟

قوم مغيرة بن شعبه :

3- لعن افراد به صورت مستقيم ، در سنت رسول خدا (صلى الله عليه وآله)

1- حكم بن عاص 2- نسل حكم (از جمله مروان بن حكم داماد عثمان)

نقل لعنت از زبان عائشه:

سند روايت :

محمد بن زياد القرشي الجمحي :

شعبة بن الحجاج :

امية بن خالد :

علي بن الحسين بن مطر الدرهمي :

نقل لعنت از زبان امام حسن (عليه‌السلام) :

نقل اين لعنت توسط عبد الله بن زبير :

3- ابوسفيان 4– يزيد بن ابو سفيان 5–  معاويه بن ابي سفيان

اين سه نفر چه کساني هستند ؟

نفرين مخصوص معاويه :

اجابت نفرين پيامبر (صلى الله عليه وآله) در حق معاويه

پاسخ ذهبي از تأويل ركيك حديث

دستور (يا عدم منع) به دشنام يكي از همسران آن حضرت توسط يكي ديگر از همسران !!!

عدم منع رسول خدا (صلى الله عليه وآله) از لعن ابوبكر :

اسناد اين روايت و روايات ديگر با همين مضمون :

6 - عمرو بن العاص

7 و8- دو نفر از صحابه که ايشان را اذيت مي کردند :

9- يکي از صحابه که با کنيز خويش بدون استبراء نزديکي کرده بود :

توضيح روايت :

10- کفار قريش و خدايانشان:

لعن ياران رسول خدا (صلى الله عليه وآله) توسط ياران رسول خدا

1- صحابه‌اي که امير مومنان (عليه‌السلام) آنها را لعنت فرموده است :

1-7 معاويه و عمرو بن العاص و اباالاعور و حبيب (بن مسلمه) و عبد الرحمن بن خالد و ضحاك بن قيس و وليد

8- عبد الله بن الزبير

9- ابو موسى اشعري

10-12 مغيرة بن شعبة ، بسر بن أرطاة ، مروان بن حكم

2- صحابه‌اي كه امام حسن (عليه‌السلام) آنها را لعنت فرموده است‌:

معاوية بن أبي‌سفيان :

آمين بزرگان شيعه و سني براي اين نفرين حضرت :

شما نيز آمين بگوييد :

مروان بن حکم :

3- ابوبكر يكي از غلامان خويش را لعنت مي‌كند !

توضيحي در مورد اين روايت :

4- صحابه‌اي كه عمر آنان را لعنت كرده است :

خدا سعد بن عبادة را بكشد !!!

خدا سمره را بكشد !

ترجمه سمرة :

5- صحابه‌اي كه عائشه آنان را لعنت (نفرين) كرده است :

عثمان بن عفان :

خدا نعثل (عثمان) را بكشد !

عدم نهي عائشه از لعن عثمان :

نفرين معاويه و عمرو بن العاص :

مدارک اين ماجرا:

ساير مدارک :

نفرين مخصوص عمرو بن العاص :

نفرين محمد بن ابي‌بكر به خاطر كشتن عثمان !

6- لعن عبد الله حمار صحابي به خاطر شرابخواري توسط يكي ديگر از صحابه

 

دشنام به ياران رسول خدا (صلى الله عليه وآله) توسط ياران رسول خدا

1- صحابه‌اي كه امير مومنان علي (عليه‌السلام) آنها را دشنام داده است !

عثمان بن عفان :

دشنام امير مومنان و عثمان به يكديگر :

امير مومنان (عليه‌السلام) :عثمان نعثل است و سعيد بن العاص شقي !

سعيد بن العاص :

عباس عموي رسول خدا (صلى الله عليه وآله) !

محمد بن طلحه بن عبيد الله :

2- صحابه‌اي که امام حسين (عليه‌السلام) آنها را دشنام است :

مروان بن حکم ، پدرش و قومش:

3- صحابه‌اي كه ابوبكر به آنان دشنام داده است :

امير مومنان علي (عليه‌السلام) :

ترجمه ابوهلال عسكري :

نقل روايت توسط ابن ابي الحديد ، با اشاره به مخاطب :

يكي از صحابه كه به ابوبكر دشنام مي‌داد !

اسناد اين روايت و روايات ديگر با همين مضمون :

4- صحابه‌اي كه عمر به آنان دشنام داده است :

خالد بن وليد ، دشمن خدا است !!!

ابوهريره  دشمن خدا و قرآن:

خطاب به ابوهريره : مادرت تورا براي خرچراني تغوط كرده!!!

سعد بن عبادة منافق است !

حاطب بن أبي بلتعة (از اهل بدر) منافق است !

توجيهات اهل سنت براي اين روايت :

ابوحذيفه (از اهل بدر)‌ منافق شده است !

يكي از صحابه (ذوالخويصرة) منافق است !

اقرار علماي اهل سنت : ذوالخويصره جزو صحابه است :

عبد الله بن ابي منافق و خبيث است !

5- صحابه‌اي كه عثمان به آنها دشنام داده است :

اميرمومنان علي (عليه‌السلام) :

عائشه و حفصه همسران رسول خدا (صلى الله عليه وآله) :

6- صحابه‌اي كه عائشه آنان را دشنام داده است:

سكوت عائشه در برابر دشنام به اميرمومنان علي(عليه‌السلام) :

دشنام او به زينب بنت جحش (همسر رسول‌خدا صلى الله عليه وآله) و اهل بيت (عليهم ‌السلام)‌:

دشنام عائشه به عثمان بن عفان :

اولين كسي كه عثمان را نعثل ناميد عائشه بود!

عثمان تا قبل از كشته شدن ، نعثل بود ! بعد از قتل مظلوم !

عدم نهي عائشه از دشنام به عثمان :

دشنام عائشه به صفيه (همسر رسول خدا)

7- صحابه‌اي كه عمار ياسر به آنها دشنام داده است :

عثمان :

خالد بن وليد :

8- صحابه‌اي که خالد بن وليد آنان را دشنام داده است :

عمار ياسر :

عبد الرحمن بن عوف :

9- دشنام عمرو بن العاص و ابو موسي أشعري به يكديگر

10- دشنام سعد بن معاذ و سعد بن عبادة به يكديگر

11- دشنام عبد الله بن أبي حدرد (اسلمي) و يکي از انصار به يكديگر

12- دشنام يکي از صحابه به ورقة بن نوفل و دشنام برادر ورقه به او :

13- دشنام وليد بن عقبة به بني عبد المطلب (که شامل رسول خدا صلى الله عليه وآله نيز مي‌شود)

14- حذيفه بن يمان ، ابوموسى اشعري را منافق معرفي مي‌كند !

15- دشنام عبيد الله بن عمر بن خطاب به مقداد :

ترجمه عبيد الله بن عمر

16- دشنام ابوذر به يكي از صحابه

توضيحي در مورد اين روايت :

17- دشنام ابوهريرة به مروان :

18- دشنام ام مسطح ، به فرزندش مسطح (از اهل بدر)

ترجمه ام مسطح :

19- دشنام ابن عباس ، به عمرو بن العاص :

20- دشنام تعدادي از صحابه به مالك بن الدخشن (از اهل بدر)

ترجمه مالك بن الدخشن :

21- ناسزاگويي صحابه به همديگر در محضر پيامبر (صلى الله عليه وآله)

ا. دو تن از صحابه از حبشه و نبط :

ب. دو نفر از صحابه در مقابل رسول خدا (صلى الله عليه وآله)

ج. يکي از صحابه از قوم عبد الله بن أبي و يکي از انصار :

د. دو نفر از صحابه از اوس و خزرج :

هـ . دشنام يكي از صحابه به ابوبكر :

اسناد اين روايت و روايات ديگر با همين مضمون :

 

صحابه‌اي كه به خلفاي اهل سنت دشنام داده و يا آنان را لعنت كرده‌اند

1- صحابه‌اي كه به ابوبكر دشنام داده‌اند :

ا. صفيه همسر رسول خدا (صلى الله عليه وآله):

ب. يكي از صحابه (بدون ذكر نام)

اسناد اين روايت و روايات ديگر با همين مضمون :

2- صحابه‌اي كه به عثمان دشنام داده‌اند :

امير مومنان علي (عليه‌السلام) :

عائشه :

اولين كسي كه عثمان را نعثل ناميد عائشه بود!

عثمان تا قبل از كشته شدن ، نعثل بود ! بعد از قتل مظلوم !

عدم نهي عائشه از دشنام به عثمان :

محمد بن ابي بکر

وي ، عثمان ، معاويه بن خديج ، معاويه بن ابي سفيان و عمرو بن العاص را لعنت مي کند :

وي در هنگام کشتن عثمان به وي مي گويد يا نعثل (اي پيرمرد يهودي):

عمار بن ياسر:

جبلة بن عمرو الأنصاري :

ترجمه جبلة بن عمرو :

جهجاه الغفاري (از اصحاب بيعت رضوان ) :

ترجمه جهجاه :

3- صحابه‌اي كه به معاويه دشنام داده يا او را لعن كرده‌‌اند:

امير مومنان علي (عليه‌السلام) :

امام حسن (عليه‌السلام) :

احنف بن قيس :

عائشه :

مدارک اين ماجرا:

ساير مدارک :

سمرة بن جندب :

عقيل بن ابي طالب :

غانمة بنت غانم :

صحابه‌اي كه به همسران رسول خدا (صلى الله عليه وآله) دشنام دادند


1-  صحابه‌اي كه به عائشه دشنام داده‌اند

گروهي از صحابه در ماجراي افک (طبق نظر اهل سنت):

ناسزاي عثمان بن عفان به عائشه:

ناسزاي حکيم بن جبلة به عائشه:

ترجمه حكيم بن جبله

ناسزاي زينب بنت جحش همسر رسول خدا (صلى الله عليه وآله) به عائشه :

ناسزاي صفيه همسر رسول خدا (صلى الله عليه وآله) به عائشه :

2- عائشه به زينب بنت جحش دشنام مي‌دهد :

3- ناسزاي عائشه به صفيه همسر رسول خدا (صلى الله عليه وآله):

4- عثمان به حفصه دشنام مي‌دهد !

صحابه‌اي كه به اميرمومنان (ع) و ساير اهل بيت رسول خدا (ص) دشنام داده‌اند

دشنام به امير مومنان (ع) دشنام به رسول خدا (ص) و دشنام به رسول خدا (ص) دشنام به خدا است‌ :

حاكم نيشابوري اين روايت را صحيح مي‌داند :

هيثمي اين روايت را صحيح مي‌داند :

ابن وزير اين روايت را صحيح مي‌داند :

مناوي متن روايت را مورد پذيرش قرار مي‌دهد :

1- ابوبكر :

ترجمه ابوهلال عسكري :

مخاطب ابوبكر چه كسي بود ؟ ابن ابي الحديد پاسخ مي‌دهد :

2- عثمان بن عفان :

3- معاويه بن ابي سفيان :

دستور معاويه به لعن امير مومنان در صحيح مسلم :

اعتراف علماي اهل سنت به حذف «مأمور به» در اين روايت

1.  ابن تيميه حراني :

2. شيخ عبد الله بن غنيمان :

3 . مقبل بن هادي الوادعي :

4 . دكتر شيخ موسي شاهين لاشين :

براي خوش‌آمد معاويه،حاضرند پيامبران را لعن كنند؛چه‌رسد به علي بن أبي طالب (عليه‌السلام) :

دشنام معاويه به امير مومنان علي عليه السلام (با سند صحيح)

دستور معاويه به عقيل بن ابي‌طالب : بالاي منبر برو و به اميرمومنان علي (عليه‌السلام) دشنام بده !

دشنام معاويه به اميرم‍‍ؤمنان ، حسنين (عليهما السلام) و ابن‌عباس

معاويه : نمي‌توانم در ميان مردم به علي دشنام ندهم !

يکي از شروط صلح‌نامه : معاويه اميرمؤمنان(عليه‌السلام) را لعن نکند ، اما نپذيرفت!!!

گروهي گرد معاويه جمع مي‌شدند تا به اميرمؤمنان و امام حسن (صلى الله عليه وآله) دشنام دهند :

ناسزاگويي به امير مومنان در مجلس معاويه :

دشنام معاويه به بني‌هاشم :

4- عائشه :

عدم واكنش عايشه به دشنام به اميرمومنان (عليه‌السلام) :

دشنام عائشه به خاندان اميرمومنان (عليه‌السلام) !

5- مغيرة بن شعبة :

خطبا به دستور او اميرمومنان (عليه‌السلام) را لعن مي‌كردند :

دشنام او به اميرمومنان (عليه‌السلام) (با سند صحيح) :

عدم واكنش مغيره ، به دشنام به اميرمومنان(عليه‌السلام) (با سند صحيح) :

6- عمرو بن العاص :

دشنام او به اميرمومنان(عليه‌السلام) (با سند صحيح)

دشنام او به بني‌هاشم :

7- مروان :

دشنام او به اميرمومنان(عليه‌السلام) :

دشنام او به اميرمومنان ، فاطمه زهرا و امام حسن (عليهما السلام)!

لعنت فرستادن او به اهل بيت (عليهما السلام) :

8- بسر بن أرطاة :

9- وليد بن عقبة

10- عتبة بن أبي سفيان

11- عباس عموي رسول خدا (صلى الله عليه وآله) !

12- عبد الله بن الزبير بن عوام

13- لعن اميرمومنان(عليه‌السلام) در حضور يكي از همسران رسول خدا(صلى الله عليه وآله) :

14-18 اباالاعور ، ضحاك بن قيس، حبيب بن مسلمة ، ابوموسي اشعري

 

پاسخ به سوالات مربوط به لعن و نتيجه گيري از آيات و روايات

1- آيا براي ما جايز است کسي را که رسول خدا (صلى الله عليه وآله) لعنت کرده است ، لعنت کنيم؟

1-  لعن مردم به معني درخواست لعنت توسط خداوند است .

2-  طلب لعنت همه مردم ، براي گروهي از گناهكاران در قرآن و سنت نبوي :

3- دستور صريح به لعن برخي از گنهگاران

4- لعن توسط رسول خدا (صلى الله عليه وآله) مجوز لعن براي ديگر افراد :

5- لعن رسول خدا (صلى الله عليه وآله) الگوي لعن براي مسلمانان

2- اگر لعن نكنيم ، ما را به جهنم نمي‌برند ، اما اگر لعن كنيم شايد به جهنم برويم :

1- خداوند دستور داده است كه به تمامي سنت‌هاي رسول گرامي اسلام (صلى الله عليه وآله) عمل كنيم ؛ و لعن يكي از سنن رسول خدا (صلى الله عليه وآله) است.

2- طبق دستور رسول خدا (صلى الله عليه وآله) هر كس را كه ملعون است ، بايد لعن كرد .

3- آيا لعن ، تنها به صورت غير مستقيم ، و به صورت لعن صاحبان صفات ناپسند جايز است و در غير اين صورت حرام ؟

اگر كسي را لعن كني كه مستحق لعن نباشد ، لعن به تو باز مي‌گردد !

کلام ابن حجر :

1- رسول خدا (صلى الله عليه وآله) عده‌اي را با نام و به صورت مستقيم لعنت کرده‌اند !

جواب اهل سنت : رسول خدا (صلى الله عليه وآله) علم غيب داشته است !!! و مي‌دانسته که ايشان بي‌ايمان مي‌ميرند !

پاسخ به توجيهات ابن حجر :

ا. عموم اهل سنت علم غيب را حتي براي رسول خدا (صلى الله عليه وآله) قبول ندارند !

ب. آيا اصحابي كه به صورت مستقيم مورد لعن رسول خدا (صلى الله عليه وآله) واقع شده‌اند نيز كافر مرده‌اند ؟

2- صحابه افراد معيني را لعنت کرده‌اند :

3- اگر لعن به صاحبش برمي‌گردد ، چرا اهل سنت ، شيعه را از لعن منع مي‌کنند ؟

4- آيا رواياتي كه مي‌گويد «اگر رسول خدا (صلى الله عليه وآله) كسي را لعنت كرده باشند ، و او مستحق لعن نباشد ، اين لعن ، تبديل به رحمت براي او مي‌شود» صحيح است ؟

كسي كه تمام سخنان او از وحي است و موصوف به خلق عظيم ، به ناحق كسي را نفرين نمي‌كند!

آيه « وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ »

آيات « وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى ٭ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى »

رسول خدا (صلى الله عليه وآله) : هرآنچه در هنگام خشم يا رضا بگويم ، حق است .

رسول خدا (صلى الله عليه وآله) : تنها چيزي را مي‌گويم كه از غيب بر زبان من انداخته شود .

رسول خدا (صلى الله عليه وآله) : من هيچ گاه جز حق نمي‌گويم !

نتيجه گيري :

توجيه اهل سنت براي اين روايات :

اشكال اول :

پاسخ نووي به اشكال اول :

الف)‌ افراد لعنت شده ، ظاهرا مستحق لعن بوده‌اند ، اما واقعا در نزد خدا مستحق نبوده‌اند !

ب) اين جملات ، كلماتي رائج در ميان عرب است كه مقصود نفرين واقعي نبوده است !

اشكال دوم :

پاسخ نووي به اشكال دوم :

خلاصه کلام علماي اهل سنت (به نقل از نووي) در پاسخ به اين روايت:

اشکال اول :  آيا رسول خدا (صلى الله عليه وآله) بدون اينکه کسي صلاحيت دشنام داشته باشد او را دشنام مي دهند ؟

پاسخ 1) رسول خدا (صلى الله عليه وآله) مامور به ظاهر بوده‌اند و آن شخص ظاهرا مستحق لعن بوده است .

پاسخ 2) رسول خدا (صلى الله عليه وآله) به عادت عرب به طور ناخودآگاه در کلام خويش از دشنام استفاده مي کرده‌اند!!!

اشکال دوم : آيا اينکه رسول خدا (صلى الله عليه وآله) فرموده اند من مانند ساير انسان ها خشمگين مي شوم نشانگر وقوع دشنام از روي خشم نيست ؟

پاسخ : خشم رسول خدا در راه اجراي احکام الهي بوده است .

تحليل بخش اول كلام نووي :

ا. مسلمانان مي توانند از روي قرائن ظاهري ديگران را لعن کنند

ب. لعن بايد جزو سنن ثابت در سيره رسول خدا (صلى الله عليه وآله) به حساب آيد

تحليل بخش دوم كلام نووي :

ا. اگر اين مطلب به صورت اتفاقي بود نبايد به صورت مستمر تکرار مي‌شد

ب. اگر اين سخنان بدون قصد نفرين بود پس چرا مستجاب شد ؟

اجابت نفرين رسول خدا (صلى الله عليه وآله) در حق قبايل لحيان ، رعل ، ذكوان و عصية:

اجابت نفرين رسول خدا (صلى الله عليه وآله) در حق معاويه :

ج. صحابه از لعن رسول خدا (صلى الله عليه وآله) نفرين حقيقي فهميده‌اند

د. اگر اين سخنان بدون قصد نفرين بود پس چرا از روي خشم براي خدا صورت مي گرفت ؟

تحليل بخش سوم كلام نووي :

نتيجه‌گيري از پاسخ‌ها: يا لعن از سنت‌هاي رسول خدا است و يا روايات اشتباه است!

5- آيا اگرکسي مورد لعن قرارگيرد فرشتگان از او دفاع مي کنند ؟

طبق اين روايت اهل سنت بايد در مقابل لعن خلفا سکوت کنند .

در متن روايت تناقض وجود دارد .


 

لينك فايل pdf:

http://www.valiasr-aj.com/lib/layn/layn.pdf

 



گروه پاسخ به شبهات مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)
    فهرست نظرات  
41   نام و نام خانوادگي:  salom     -   تاريخ:  08 فروردين 91 - 20:44:43
جناب آقاي منجي مي گي که عمر به ما ايرانيان دشمني کرد که در صدد انتقام از او هستيم... ولي يه چيزي يادت نرود که همين عمر بود که ما ايرانيان را مسلمان کرد اسلام را به ايران آورد يادت نرود که اولين پادشاهي که نامه پيامبر(ص) را پاره کرد پادشاه ما ايرانيان بود حتي روم و حبشه اين کار را نکردند.. چرا يک حقيقت تاريخي را به راحتي ناديده مي گيريم بايد جق را هميشه و در همه جا گفت... (ولا تلبسوا الحق باالباطل)
42   نام و نام خانوادگي:  سيدمحمد محمدي     -   تاريخ:  12 فروردين 91 - 10:37:41
سلام نويسنده گرامي ، سعي كنيد درمقابل بي ابي جاهلان ونا اهلان صبور بوده وحقايق را مستدل ومحكم بيان كنيدبدون اينكه به كسي توهين نماييد.
43   نام و نام خانوادگي:  منلات     -   تاريخ:  07 خرداد 91 - 17:50:37
خدا از رگ گردن به انسان نزديکتر است قبل از هر کسي او سخن ما را مي فهمد واسطه بين ما و خدا طبق قران نماز جهاد روزه و...است
44   نام و نام خانوادگي:  عمر الاماراتي-----السوري الحر     -   تاريخ:  25 خرداد 91 - 21:53:35
فلعنت الله علي الکاذبين خصوصا کل اعضاي سايت ولي م ؟ .... و هوادارانش مش... نج.....
45   نام و نام خانوادگي:  عليرضا     -   تاريخ:  21 آبان 91 - 14:48:36
با سلام مقاله کامل وجامعي بود دست حضرت ولي عصر بر سرتان ولي حيف که دشمنان ما مثل ما عاقل نيستند وگرنه همين مقاله کافي است تا سهيها به حقانيت شيعه وجعلي بودن ومضحک بودن مذهبشان پي ببند نرود ميخ آهنين در سنگ خارا ياعليمدد
46   نام و نام خانوادگي:  نگار     -   تاريخ:  15 آذر 91 - 09:18:46
کاش سندشان راهم بيان ميکرديد
جواب نظر:
باسلام
كاربر گرامي
آنچه در اين صفحه وجود دارد فهرست مطالب است، براي مشاهده اسناد روي مطالب كليك كرده تا به متن منتقل شويد و اسناد و توضيحات مطالب را مشاهده كنيد.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
47   نام و نام خانوادگي:  بهار احمدي     -   تاريخ:  21 دي 91 - 20:00:27
سلام وخسته نباشيد.....دختر هستم که در کودکي دچار سانحه شدم وابروي چپم دچار شکستگي شده و1قسمت از ابروم مو ندارد و هرکس من را اول بار ببيند از ابروم سوال ميپرسد که چرا کچل است و اين من را ناراحت مي کند و ابروهاي کم پشتي دارم.....ايا ميتوانم تاتو ابرو کنم بدون اينکه حالت ابروم تغيير کند؟ايا تاتو غسل دارد؟ممنونم اگه زود جوا دهيد..با تشکر
جواب نظر:
باسلام
خواهر گرامي
دراين خصوص از دفتر مرجع تقليد خود سؤال كنيده يا از طريق ايميل و آن لاين با سايت ايشان مطرح كنيد.
لينك ارسال سوال به دفتر مقام معظم رهبري: www.leader.ir/langs/fa/index.php
لينك ارسال سوال به دفتر آيت الله مكارم شيرازي: makarem.ir/Question/question.aspx يا پيامك به شماره 10000100
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
48   نام و نام خانوادگي:  F Z     -   تاريخ:  30 دي 91 - 19:27:42
دستتون در نکنه خيلي کار کامل و خوبيه بسيار استفاده برديم واقعا به اين جور مطالب نياز داريم تا بهتر بتونيم حق و از باطل تشخيص بديم
با تشکر از زحمات فراوانتون
49   نام و نام خانوادگي:  وهابيت     -   تاريخ:  15 بهمن 91 - 21:04:01
برادران اهل سنت به وبلاگ وهابيت مراجعه کنند...
vahhabi2012.blogfa.com
50   نام و نام خانوادگي:  شيعه     -   تاريخ:  29 مرداد 92 - 18:33:28
بسم الله الرحمن الرحيم با عرض سلام و ادب و احترام. وهابيون بسيار به سخني از کتاب امام خميني ره استناد ميکنند که ، ايشان به عايشه توهين کرده و او را از سگ و خوک نجس تر ناميده ، لطف کنين که اين مطلب را همراه با قبل و بعد آن قرار دهيد و ترجمه کنين و با ذکر قواعد عربي به صورت مستدل ثابت کنين که ترجمه وهابيون از اين متن اشتباه مي باشد و ناشي از بي سوادي وهابيون هست.
جواب نظر:
با سلام 
دوست گرامي
 وهابيون به خاطر دشمني که  به خاطر گسترش مذهب تشيع  در جهان در دل دارند، دست به هر دروغ و افترايي مي زنند تا به خيال خود بتوانند دامنه گسترش مکتب اهل بيت را بگيرد.
اما متن کتاب الطهاره امام(ره) که به وهابيون به آن استناد مي کنند:
وأما سائر الطوائف من النصاب بل الخوارج، فلا دليل على نجاستهم وإن کانوا أشد عذابا من الکفار، فلو خرج سلطان على أمير المؤمنين عليه السلام لا بعنوان التدين، بل للمعارضة في الملک، أو غرض آخر کعائشة والزبير وطلحة ومعاوية وأشباههم أو نصب احد عداوة له أو لأحد من الأئمة ع لا بعنوان التدين بل لعداوة قريش أو بني هاشم أو العرب أو لأجل کونه قاتل ولده أو أبيه أو غير ذلک لا يوجب - ظاهرا- شيء منها نجاسة ظاهرية وإن کانوا أخبث من الکلاب والخنازير...
عبارتي که وهابيان آن را توهين به عايشه مي دانند اين عبارت است: وإن کانوا أخبث من الکلاب والخنازير.
ترجمه ايي که وهابيون از اين متن ارائه مي دهند غلط بوده و  هيچ ربطي به گفته ي امام ندارد.
 امام(ره)،فرموده اند:آن کسي که بر اميرالمومنين عليه السلام،خروج کند،حالا به هر دليلي،مثل عايشه،طلحه،زبير و معاويه،نجس نيستند{حتي} اگر اينها از سگ و خوک هم خبيث تر باشند، باز نجس نيستند{و دليلي براي نجاست آنها وجود ندارد}
حق شرط اين هست که مقدم بر جواب خودش باشد،ولي در اينجا،جواب شرط، مقدم شده است،و در هر صورت،جمله،جمله ي شرطيه است.يعني اگر آنها،از سگ و خوک هم خبيث تر باشند،فلا دليل على نجاستهم باز حکم به نجاست انها نمي دهيم.در کجاي اين جمله امده:عايشه و طلحه و زبير،از سگ و خوک هم بدتراند؟
«ان» حرف شرط هست.اگر بر فعل ماضي وارد شود،معناي ماضي نمي دهد،بلکه معناي مضارع مي دهد.در اينجا هم، ان بر سر کان ماضي آمده است.نمي شود که بگوييم: اگر چه عايشه و طلحه،از سگ و خوک،خبيث تر بودند!...بلکه معنا اين چنين مي شود: اگر چه آنها از سگ و خوک هم خبيث تر باشند،باز هم فلا دليل على نجاستهم.
بنابراين اين دروغ و تهمتي است که وهابيت به امام خميني (ره ) مي زنند
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
51   نام و نام خانوادگي:  ...............     -   تاريخ:  05 شهريور 92 - 19:47:27
جناب شماره 41!ميخواهم نكته اي رو در ارتباط با سخن شما بگم ولي قبل اون ميخوام به عزيزان اهل سنت بگم كه قصد توهين يا بي احترامي به اهل سنت و مقدسات ايشان رو ندارم.
در كتب معتبر اهل سنت مانند صحيح بخاري آمده كه جناب عمربن خطاب از جنگ حنين فرار كرد.(صحيح بخاري ج4 ص58)
فرار عمر در جنگ خيبر(المصنف ابن ابي شبيه_البحر الزخار_جامع الاحاديث سيوطي)
فرار عمر در جنگ احد.(تفسير الكبير فخر رازي)
يعني ايشان در جنگ هاي سرنوشت ساز اسلام فرار كرد.
اسلام ايرانيان مديون سلمان فارسي=
واقدي از علماي اهل تسنن در كتاب((فتوح الشام ج2 ص204))مينويسه=سعد بن ابي وقاص زماني كه كه مقاوت ايرانيان رو مشاهده نمود..........عقب نشيني كرد و در انديشه حل مشكل برآمد.سرانجام به اين نتيجه رسيد كه بايد سر تسليم دربرابر سلمان فارسي فرود آورد و دست نياز به جانب وي دراز نمايد............سلمان نزد ايرانيان رفت و با زبان فارسي با آنان سخنگفت.ايرانيان از تيراندازي به او خودداري كرده و پرسيدند=تو كيستي؟سلمان گفت=من فرستاده مسلمانانم.آمده ام به شما بگويم خود را در پناه خدا قرار دهيد و خود را به مهلكه نيندازيد.اين قلعه را تسليم ما كنيد و خودتان در امان باشيد................
آنها پس از شنيدن كلمات سلمان همچنان براراده خود پافشاري كرده و حرف اول خود را تكرار كردند كه ما همچنان ايستادگي ميكنيم و.....
سلمان پس از مكالمات و پيشنهادات فوق به جاي خود بازگشت و همين كه از آنها فاصله گرفت تيراندازي را شروع كردند.سلمان در اين هنگام با خواندن اين آيه شريفه تيرهارا خنثي ميكرد.و رد الذين كفروا......(سوره احزاب آيه 25)
اين آيه را ميخواند و با دستش به طرف تيرها اشاره ميكرد و آن تيرها به سمت راست و چپ پراكنده ميشدند و هيچ يك از آنها به وي اصابت نكرد.ايرانيان وقتي اين معجزه قرآني و اين كرامت را از سلمان مشاهده كردند به شگفت آمده و از روي تعجب و ناباوري گفتند=تو در امان ما هستي......................به هرحال هنگامي كه اهل مدائن اين برخورد منطقي و عقلاني(سلمان را)و آن كرامت و معجزه قرآني را ديدند از جنگ دست كشيده و سر تسليم فرود آوردند .بدين صورت هزاران نفر بدون جنگ و خونريزي به اسلام ايمان آوردند.
عالم سني((علايي مصري))نيز اين برخورد منطقي سلمان را عامل گرايش ايرانيان به اسلام ميدونه و مينويسه=از بزرگترين اشتباهات عمر فتوحات پياپي او بود كه مردم را با زور شمشير به اسلام وا ميداشت.
همين طور وي مينويسه=تمام فتوحات عمر به ضرر اسلام تمام شد زيرا آن اسلامي كه با يك تضمين معنوي رو به گسترش بود و پيش ميرفت به صورت غلبه و ظفر جنگي درآمد و مصونيت خود را از دست داد.تاريخ اسلام عماد زاده ص133)
52   نام و نام خانوادگي:  ............     -   تاريخ:  05 شهريور 92 - 20:08:21
جناب شماره 41!حالا گمان ميكنيم كه(به فرض) جناب عمربن خطاب اسلام رو به ايران آورد.............يك سوال دارم=ميشه با پول دزدي صدقه و احسان كرد؟؟منظورم منصب خلافتي است كه خليفه دوم از امام علي_سلام الله عليه_غصب كرد....
اما در كامنت قبلي به دليل و مدرك آوردم كه كار سلمان فارسي_رحمت الله عليه_دليل اسلام ايرانيان بود آنهم از كتب اهل سنت اثبات كردم.
نميدونم در كجاي اسلام سفارش به حمله وحشيانه كرده بودن؟!
سعيد بن مرزبان نقل ميكنه كه=مردي از قبيله _عنبس_كه در جنگ عمر با ايرانيان شركت داشت برايم تعريف ميكرد و گفت=در آن روز چنان بلا و مصيبتي بر مردم ايران وارد شد كه تاكنون هيچ قوم و ملتي به آن مصيبت گرفتار نشده اند..............يكي از سپاهيان عمر يك ايراني را به جانب خود ميطلبيد وقتي پيش مي آمد جلوي او مي ايستاد و گردنش را ميزد!از اين بالاتر برايت بگويم=
يكي از سپاهيان عمر يك ايراني را نزد خود ميطلبيد و وقتي پيش مي آمد اسلحه او را ميگرفت و با همان اسلحه او را ميكشت!و از اين بالاتر برايت بگويم=
سپاهيان عمر دو نفر ايراني را نزد خود ميخواندند و به يكي از آنها دستور ميدادند تا رفيقش را بكشد....!(تاريخ طبري ج3ص72)
كساني كه حرف از فتوحات عمربن خطاب ميزند بايد بدونن كه اولين فتحي كه به دست عمربن خطاب انجام گرفت فتح خانه وحي بيت بي بي دو عالم بانو فاطمه زهرا’_سلام الله عليها_بود!!
و قطعا بايد به آتش كشيدن احاديث رسول الله_صلي الله عليه و آله_را جز كارنامه فرهنگي جناب عمربن خطاب ذكر كنند!
به آتش كشيدن احاديث رسول(ص)در تاريخ الاسلام ذهبي و الطبقات الكبري ابن سعد و سيراعلام النبلا’ و.....آمده است.
با نهايت ادب و احترامي كه خدمت عزيزان اهل سنت ميذارم بايد بگم كه ما به خاطر كارهاي زشت و قبيح عمربن خطاب كه دور از شرع و دين و سنت و عقل و منطقه است او را قبول نداريم از جمله=جسارت ها و گستاخي هاي او به رسول خدا(ص) و نسبت هذيان دادن به پيامبر_ص_....غصب خلافت و تخلف از جيش اسامه كه رسول خدا كساني رو كه از جيش اسامه تخلف كردن رو لعنت فرمود....
هجوم به خانه ام ابيها سيده فاطمه_سلام الله عليها_ و آتش زدن در بيت وحي و تهديد به آتش زدن اهل بيت و قتل حضرت فاطمه زهرا(س)و قتل محسن و بدعت هايي كه بنيان گذاشت و دروغي كه به رسول خدا بست و خشونت او و فرار وي از جنگ ها و......
طبق كتب شيعه و سني او مغضوب فاطمه دختر رسول خدا بود و خشم فاطمه خشم خداست و در نتيجه او مغضوب خدا بود
و......
53   نام و نام خانوادگي:  عاشق علي _ع_و آل علي_ع_     -   تاريخ:  05 شهريور 92 - 20:14:32
همون طور كه شايد بدونين در يكي از جنگها برخي از ياران امام علي_سلام الله عليه_شاميان رو سب ميكردن ....امام علي فرمود=من كراهت دارم از اين كه شما دشنام دهنده وناسزاگو باشيد......

قطعا امام علي طبق آيه تطهير معصوم و دور از خطا و اشتباه است و ساحت مقدس علوي از دشنامگويي مبراست.
همون طور كه اگر نامه هاي امام(ع)رو در نهج البلاغه خطاب به دشمنانشان بخوانين متوجه ميشين كه حضرت علي(ع)حتي با سرسخت ترين دشمن خودشون يعني معاويه در كمال ادب و دور از فحش و دشنام سخن گفتن....
54   نام و نام خانوادگي:  محمدي     -   تاريخ:  06 شهريور 92 - 12:20:10
جناب شماره 41!اين که خسرو پرويز نامه سيدنا و حبيبنا رسول الله_صلي الله عليه و آله و سلم_رو پاره کرد به ما ارتباطي نداره......مگه در قرآن نخوندين که=و لا تزرو وازرت وزر اخري....هيچ کس بار مسئوليت گناه ديگري را بر دوش نميکشد....
بهتره الآن نگاه بکنين که چه کساني پيروي رسول خدا_ص_رو کردن و چه کساني هستند که دربرابر مزدوران و زورگويان ايستادن.....
بيبنيد چه کساني بر پيمان و بيعت غدير خم وفادارند و چه کساني نيستن.......
ما از خسرو پرويز و کار زشت او بيزاري ميجوييم و پيرو او نيستيم ....اما=
دلمون سوختست که کسي که ظاهرا جزء اصحاب رسول(ص) بود به ايشون نسبت هذيان داد و متاسفا کساني هستند که از همو پيروي و طرفداري ميکنن......
و................................
مگر نه اين که=حلال محمد(ص)تا قيامت حلال و حرام ايشان تا قيامت حرام است؟
پس چرا عمربن خطاب گفت که=2 چيز در زمان رسول خدا حلال بود ولي من آن را حرام ميکنم متعه حج و متعه نساء....
آيا اين بدعت نيست؟
آيا بدعت گمراهي نيست؟
و هر گمراهي در آتش نيست؟
بله!به قول شما بايد حرف حق رو گفت و اينکه=
رسول خدا براي خود جانشين تعيين کرده بودن اما=
پس از ايشان جنازه مبارک رسول خدا(ص)رو رها کرده و به دنبال خلافت و دنيا رفتن .......
چه عجيب و سوزناک که خليفه دوم دختر رسول خدا يعني همان بانويي که پاره تن او بود رو به آتش زدن!تهديد کرد.....
به خدا که اين از عجايب دنياست و پيروي از چنين اشخاصي عجيب تر است......
55   نام و نام خانوادگي:  علي کريم زاده     -   تاريخ:  25 مهر 92 - 14:56:48
با سلام و خسته نباشيد
لطفا چند کتاب خوب و معتبر در مورد عقايد شيعيان و همچنين تقويت انها معرفي کنيد
لعن چه کساني بر ما واجب است؟
با تشکر
جواب نظر:
باسلام
دوست گرامي؛ در مورد عقايد شيعه مي توانيد به كتبي مانند «شيعه در اسلام» علامه طباطبايي(ره) و «50 درس اصول عقايد براي جوانان» آيت الله مكارم و «اصول عقايد شيعه» آقاي قرائتي و «اصول عقايد اسلامي» آيت الله سبحاني و «آموزش عقايد» آيت الله مصباح و «توحيد» و «عدل الهي» شهيد مطهري و... يا اگر كتب تخصصي تر بخواهيد مي توانيد به «الشافي» سيد مرتضي و «تلخيص الشافي» شيخ طوسي و «كشف المراد» علامه حلي و كتب مختلف و تك موضوعي آيت الله ميلاني و «الله شناسي» و «امام شناسي» علامه تهراني و... مراجعه نماييد.
لعن هيچ كسي بر ما واجب نيست در اين مورد مي توانيد با دفتر مرجع تقليد خود تماس بگيريد.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
56   نام و نام خانوادگي:  علي کريم زاده     -   تاريخ:  25 مهر 92 - 21:00:08
با سلام و خسته نباشيد
ايا خواجه نصير الدين طوسي که کتاب ((تجريد الاعتقاد)) را نوشت مذهبش ((اسماعيليه )) بود؟
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
بزرگان شيعه معتقدند که خواجه نصير الدين طوسي داراي مذهب شيعه اثني عشريه بوده است اين مطلب در کتاب وفات الوفيات احمد الکاتبي ج 2ص 151 ذکر شده است و برخي ديگر از نويسندگان شيعه معتقدند او شيعه دوازده امامي بوده است اما بخاطر حفظ جان خود در قلعه هاي اسماعيليه تقيه مي کرده است وي در آخر کتاب الاشارات نيز به ظلم هاي اسماعيليان نيز اشاره کرده است
خواجه در کتاب هاي کلامي خود مذهب خود را به طور صريح بيان کرده است و اسماعيليه را کافر دانسته است. او در رساله امامت که به درخواست مجد الدين علي بن نام نوشته شده است، اسماعيله را از جمله گروههاي خارج از اسلام دانسته است.رساله امامت شماره 551
اما نسبت دادن خواجه به مذهب اسماعيليه توسط برخي از علماي اهل سنت بوده است. محمد تقي مدرسي در کتاب احوال و آثار خواجه نصيرالدين طوسي به اين مطلب اشاره مي کند که برخي از مورخين و علماي متعصب اهل سنت او را از اسماعيليه دانسته اند بخاطر اينکه آنها معتقد بودند کشته شدن خليفه در بغداد به راهنمايي هاي او بوده است
بنابراين خواجه از اول مذهبش شيعه داوزده امامي بوده است
جهت اطلاع بيشتر در اين خصوص به کتاب احوال و آثار خواجه نصيرالدين طوسي رجوع کنيد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
57   نام و نام خانوادگي:  حسين     -   تاريخ:  02 آذر 92 - 13:24:11
كساني كه ميگن عمر اسلام رو به ايران آورد گوش كنن بريد نامه عمر به شاه ساساني رو بخونيد و نامه شاه ساساني به عمر رو بخونيد بعد به اين موجود عمر افتخار كنيد
58   نام و نام خانوادگي:  خواجه محمدعمر(مجاهدغوربندي)     -   تاريخ:  04 آذر 92 - 09:54:45
السلام عليكم ....
لطفا بنده را راهنماي كنيد كه چه طور ميتوان تمام اين مقاله ها را دانلود كرد .تشكر
جواب نظر:
باسلام
دوست گرامي؛ برخي از سايت ها امكان دانلود تمام مطالب اين سايت را فراهم كرده اند مثلاً مي توانيد به سايت «سلم» مراجعه نماييد.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
 
59   نام و نام خانوادگي:  فرزانه     -   تاريخ:  01 بهمن 92 - 19:31:51
واقعا شرم آوره اين حرفا.من از اهل سنتم ونه خودم و نه خلفاي ما و نه مراجع روحاني ما هيچ کدام به ساحت مقدس علي خليفه چهارم و فرزندانش توهين نکرده و نخواهيم کرد.کافيه يه شيعه که اطلاعي دقيقي نداره بياد اين مطالب رو بخونه اين چرنديات رو باور ميکنه.الان ميفهمم چطور بقيه مسلمانان رو به جون هم ميندازين.يه مشت جيره خوار انگليس .لعنت خدا بر دروغگويان.
60   نام و نام خانوادگي:  ابو بکر     -   تاريخ:  25 اسفند 92 - 20:51:32
با سلام خواهشا من رو راهنمايي کنيد که چطور بايد شيعه بشم .
جواب نظر:
باسلام
دوست گرامي؛ اگر در ادعاي خود صادق هستيد! و به موارد اختلافي در عقايد بين شيعه و سني هم آگاهيد تغيير عقيده داده و به ولايت حضرت امير المومنين علي عليه السلام پس از حضرت رسول صلي الله عليه و آله شهادت دهيد و از اين به بعد به فقه و احکام اهل بيت عمل کنيد. براي آگاهي از عقايد شيعه به کتابهاي عقايد مانند «اعتقاد ما» ، «عقيده يک مسلمان» ، «پاسخ به پرسشهاي مذهبي» و «50 درس اصول عقايد» اثر آيت الله مکارم شيرازي و ديگر کتب مراجعه نماييد و يا با اين موسسه تماس گرفته يا به حوزه هاي علميه محل سکونت خود مراجعه نماييد.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
61   نام و نام خانوادگي:  وحيد     -   تاريخ:  06 ارديبهشت 93 - 11:50:04
با سلام
در يک صفحه فيسبوک متعلق به يک وهابي نوشته بودکه در روايتي که ما شيعيان در باره لعن عايشه به عثمان در اين روايت شخصي بهاسم سيف بن عمر ميباشد و اين شخص ضعيف هست. ميخواستم بدانم حقيقت دارد يا خير؟ چه کسي اپ را تضعيف کرده و چه کسي او را توثيق کرده است؟
با تشکر
جواب نظر:
باسلام
دوست گرامي؛ در کتاب مصنف عبدالرزاق و الجامع معمر بن راشد طبق روايت صحيحي عايشه و حفصه اتهامهاي مختلفي به عثمان که در حال نماز بوده مي زنند و عثمان هم بعد از نماز آن دو را دو فتنه گر مي نامد و تهديد مي کند که اگر از اين سخنان خود را ادامه دهند هرچه از دهانش بيرون بيايد به آنها خواهد گفت.! در اين ماجرا سعد بن ابي وقاص به او اعتراض مي کند... شما مي توانيد از اين روايت استفاده کنيد.
المصنف ، اسم المؤلف:  أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211 ، ج 11   ص 356، دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت - 1403 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : حبيب الرحمن الأعظمي
الجامع ، اسم المؤلف:  معمر بن راشد الأزدي الوفاة: 151 ، ج 11   ص 356، دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت - 1403 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : حبيب الأعظمي منشور كملحق بكتاب المصنف للصنعاني
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
62   نام و نام خانوادگي:  سيد     -   تاريخ:  15 ارديبهشت 93 - 10:20:28
سلام - در روايتي که عايشه ميگه حکم ابن عاص لعنت شده راوي بعد از شعبه - امية بن خالد - راوي صحيح مسلم هم هست و بسياري از بزرگان اميه رو توثيق کردن : 1 أبو حاتم الرازي - ثقة
2 أبو زرعة الرازي - ثقة
3 أبو عيسى الترمذي - ثقة
4 أحمد بن حنبل لم يحمده في الحديث، وقال إنما يحدث من حفظه لايخرج كتابا
5 أحمد بن صالح الجيلي - ثقة
6 ابن حجر العسقلاني - صدوق
7 الدارقطني - ما علمت إلا خيرا
8 الذهبي - ثقة
9 مصنفوا تحرير تقريب التهذيب - ثقة، ذكره العقيلي في الضعفاء بسبب حديث واحد وصله وأرسله فكان ماذا
همچنين راوي بعدش هم کاملا ثقه است : علي بن حسين بن مطر :
1 أبو حاتم الرازي - صدوق
2 أبو حاتم بن حبان البستي - مستقيم الحديث
3 أبو دواد السجستاني - ثقة
4 أحمد بن شعيب النسائي - صدوق، ومرة: لا بأس به، ومرة: ثقة
5 ابن حجر العسقلاني - صدوق
6 مسلمة بن القاسم الأندلسي - ثقة
7 مصنفوا تحرير تقريب التهذيب - ثقة، روى عنه جمع من الثقات




  [1] [2]   صفحه قبل
      ارسال نظر  

صفحه کليد   *:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر
کد امنيتي:        

آموزش رجال | مناظرات | فتنه وهابيت | آرشيو اخبار | آرشيو يادداشت | پايگاه هاي برتر | گالري تصاوير | خارج فقه مقارن | درباره ما | شبکه سلام |  ارتباط با ما