![]() | ||
![]() ![]() |
مقالات | سخنراني ها | موبايل | آثار منتشره | محصولات نرم افزاري | نظرات | طرح پرسش | پاسخ ها | English |
| فهرست نظرات |
| 1 |
نام و نام خانوادگي: ِاصغر -
تاريخ: 14 ارديبهشت 88
واقعا سنگ تمام گذاشتيد و جاي هيچ گونه سوال براي دشمنان نگذاشتيد. يا تشکر از مطلب علميتون |
| 2 |
نام و نام خانوادگي: حسن نقوي -
تاريخ: 11 مهر 88
سلام خيلي ممنون خيلي کمکم کرديد جزاکم اللہ |
| 3 |
نام و نام خانوادگي: hasan -
تاريخ: 30 آبان 88
سلام و خستہ نباشيد بندہ قبلا يک درخواست کردہ بودم اگر چند موارد کہ اہل سنت تقيہ را واجب ثبت کردہ اند برايم ارسال فرماييد ممنون اجر کم اللہ |
| 4 |
نام و نام خانوادگي: محمد -
تاريخ: 07 بهمن 88
با سلام مي خواستم بدانم فرق تقيه با نفاق چيست چون از لحاظ ظاهري هردو اين است كه انسان به دليل خطري كه متوجه اوست(چه جاني يا مالي يا...) و يا براي پيشبرد اهدافش عقيده خود را مخفي مي كند؟ جواب نظر: با سلام دوست گرامي هر دو در اينكه پنهان كردن باطن و علني نكردن آن هستند ، با هم برابرند ، اما فرق در اين است كه شما چه چيزي پنهان كردهايد ! گوهري در درون دل ؟ يا كثيفي ؟ شما گاهي براي اينكه يك گوهر را از دست سارق پنهان كنيد ، آن را مخفي ميكنيد ، و گاهي براي اينكه ديگران را به خطر اندازد ، چيزي مخفي ميكند (مانند مثل مشهور عرب كه شخصي ماري در آستين خود پنهان كرده بود كه ديگران را با آن نيش بزند ! آيا به نظر شما اين دو يكي هستند ؟ موفق باشيد گروه پاسخ به شبهات |
| 5 |
نام و نام خانوادگي: سامي -
تاريخ: 01 اسفند 88
با عرض سلام خدمت مسوولين سايت. ايا تقبه باعث گمراهي نميشود مثل اينکه امام جعفر صادق يکجا بگويد ابوبکر ادم خوبي بوده است بخاطر تقيه.و جاي ديگري بگويد ابوبکر ادم خوبي نيست از کجا بايد تشخيص بدهيم کدام سخن او تقيه بوده است و اگر اينکه امام جعفر صادق بعد از گفتن سخني بر حسب تقيه فرصت نکند صحيح ان را جاي ديگر بگويد ايا باعث گمراهي در دين نميشود و در ضمن سوال ديگري داشتم ايا حديثي از حضرت محمد در کتابهاي اهل تسنن وجود دارد که بيامبر در يکجا از خوبي کسي گفته باشد بر حسب تقيه و در جاي ديگري از بدي او گفته است و اينکه ايا جايز دانستن تقيه باعث نمي شود اشخاصي از بيانات اهل بيت عليهم السلام سو استفاده کنند و سوال ديگري که داشتم اين است که ما در عصر اسلام با فداکاريهايي از افراد زيادي اشنا هستيم که اين افراد تحت شکنجه مشرکان تقيه نکرده اند و حتي جان خود را از دست داده اند ايا مجاز دانستن تقيه در ابعادي که فرموديد باعث نميشود از اقتدار و بزرگي افراد کاسته شود ويک سوال ديگر ايا حديثي در کتب اهل تشيع و تسنن وجود دارد که بيامبر يا اهل بيت بخاطر تقيه مطلبي را خلاف حقيقت را بگويند و خودشان به اين امر اقرار کنند.و اينکه ايا اظها ر نطر نکردن در مورد چيزي در صورت اطلاع تقيه محسوب ميشود در ضمن اگر دلايل محکمتري براي اثبات تقيه وجود دارد لطفا مطرح کنيد.با تشکر و سباس فراوان جواب نظر: با سلام دوست گرامي 1- يكي از شروط تقيه آن است كه موجب از بين رفتن دين نشود ؛ و ائمه عليهم السلام ، در مواردي كه تقيه كردهاند ، به علم امامت آگاهي از اين داشتند كه به اسلام نفع اين كار براي اسلام خواهد بود . 2- در بسياري از موارد نقل روايات ، تقيه معني ندارد ، به عنوان مثال وقتي تنها يك رواي شيعه از نزديكان حضرت ، در جايي كه تنها او و امام حضور دارند ، مسالهاي را از حضرت بپرسد ، ديگر تقيه معني نخواهد داشت ! 3- در بسيار ي از موارد ، فايده تقيه بيشتر از عدم تقيه و در بعضي موارد نيز به عكس است ، به عنوان مثال ، اگر جان چند نفر در ميان باشد و در صورت تقيه نكردن سبب هلاكت آنان شود ، آيا در اينجا تقيه نكردن مناسب است ؟ گاهي نيز تقيه كردن حتي حرام است ! و آن جايي است كه به اصل دين ضرر بزند (مانند قيام حضرت سيد الشهدا عليه السلام) 4- در همين مقاله ، موارد بسياري از تقيه ثابت شده رسول خدا (ص) و ائمه شيعه و سني در كتب اهل سنت آمده است . موفق باشيد گروه پاسخ به شبهات |
| |||||||||||||