![]() | ||
![]() ![]() |
مقالات | سخنراني ها | موبايل | آثار منتشره | محصولات نرم افزاري | نظرات | طرح پرسش | پاسخ ها | English |
| فهرست نظرات |
| 1 |
نام و نام خانوادگي: علي مقدم -
تاريخ: 23 ارديبهشت 87
با تشکر از زحمات شما براي بيان حقايق تاريخ.در پناه حق موفق وپيروز باشيد |
| 2 |
نام و نام خانوادگي: سوران -
تاريخ: 24 ارديبهشت 87
واقعاَ كه منافقي و منافقتر از تو كسي كه تاييد و تشكر مي كند |
| 3 |
نام و نام خانوادگي: سوران -
تاريخ: 24 ارديبهشت 87
واقعاَ كه منافقي و منافقتر از تو كسي كه تاييد و تشكر مي كند |
| 4 |
نام و نام خانوادگي: مهدي ذ -
تاريخ: 28 ارديبهشت 87
با سلام به سوران : مسلمانان بدون دليل به كسي تهمت نمي زنند و اگر در برابر ادله يكديگر مجاب شدند آن را مي پذيرند چون قران حكم به تبعيت از حقيقت را ميكند و نه تبعيت از دين پدر و مادر . اگر دليلي بر رد كتب خود داريد و دانشمندان خود را جاهل به تاريخ و سيره مي دانيد بيان كنيد تا سبك شويد . به هر حال از اينكه اين مطالب را رد كنيد و حقانيت خود را بدون تعصب به ما ثابت كنيد خوشحال مي شويم . قل هاتوا برهانكم ان كنتم صادقين |
| 5 |
نام و نام خانوادگي: برهان -
تاريخ: 01 خرداد 87
چرا ملت را ضايع مي کنيد؟ کاري ميکنيد که مجبور شوند بروند اين احاديث را از کتابهايشان پاک کنند. آخر مگر عمر (رض) چه هيزم تري به شما فروخته که مي خواهيد آبرويش را ببريد؟ |
| 6 |
نام و نام خانوادگي: علي -
تاريخ: 02 خرداد 87
جزاکم الله خيرا |
| 7 |
نام و نام خانوادگي: صادق راستگو -
تاريخ: 05 خرداد 87
باسلام و تحيت ميخواستم به اين خانم يا آقاي سوران بگويم باستناد كتابهاي مورخين مشهور اهل سنت همانند مسلم و بخاري ، اول خائن به اسلام و نبي مكرم ص ، عمر بن خطاب بوده است . باور نداري برو خودت تحقيق كن . |
| 8 |
نام و نام خانوادگي: عباس سالاري -
تاريخ: 13 خرداد 87
بسمه تعالي سلام عليکم خسته نباشيد اجر شما ان شاالله با خداست وان شاالله در اخرت پيامبر اسلام ص واهل بيتش شافع شما باشند اي برادران اهل سنت ايا اين همه سند که از کتابهاي خودتان مطرح شدند وبا سند که علماي شما نوشته اند که شما عمل کنيد نه اينکه بنويسي ويا عمل نداشته باشيد ايا خود را مسول نمي داني ايا با اين همه اسناد شما که مي گويي ما سنت پيامبر را انجام مي دهيم الان بياييد با حقيقت سنت پيامبر را انجام دهيد اي اين شخص دوست داشتني است ايا بجاست که روش او را دنبال کنيد يا ديگران که مثل جناب ابوبکر ويا جناب عثمان و ....... اگر اهل حقيقت باشيد اي برادر عمل داشته باشيد اسلام دين عمل است همه بايد به دين ناب محمدي عمل داشته باشيم فقط با گفتن نميشه ان شاالله انچه پيامبر فرمودند که همه قبول داريم که جانشين واقعي پيامبر امام علي ع مي باشند با تحقيق پي به ان مي بريد |
| 9 |
نام و نام خانوادگي: حامد -
تاريخ: 17 خرداد 87
با سلام يكي از دوستان من قبلا سني بود اما با تحقيقات گسترده خودش شيعه شده. دوستان خوب من بياييد واقعا فكر كنيم و حقيقت رو درست بشناسيم. آخه بهتر از علي عليه السلام چه كسي رو ميخواي؟ چرا درست فكر نمي كني؟ آيا علي بالاتر بود يا عمر؟ چشماتو خوب وا كن! شايد فردا روز مردن من و تو باشه. يا علي مدد |
| 10 |
نام و نام خانوادگي: هه لو -
تاريخ: 23 خرداد 87
براستي که مذهب باطل هميشه خود را رسوا ميکند من در تمام مذاهب هيچ مذهبي را نديدم که به اندازه تشيع دران فوش و ناسزا باشد انهم نه به کافران ومترودان درگاه الهي بلکه به مقربين بارگاه الهي به ناموس پيامبر ص به مشاوران و وزيران رسول الله که اگر نبود حضرت عمر فاروق رضي ورحمت الهي براو ومحبان او امروز ايران در اتش مجوسيت مي سوختند البته که کينه اقايان از جناب فاروق اعظم همين حمله به ايران وبرهم زدن تاج وتخت مجوسيت است که دکانهاي فسق وفجور انها را جمع اوري کردعمر ازدواج موقت راکه ديگر براي مسلمين لزومي نداشت برداشت ومورد غضب هوس بازان دربار صفوي قرار گرفت که هم خدا راميخواستند هم خرمارا ومي خواستند بنام دي حرمسرا هم داشه باشند عمر عمراست او درپهلوي رسول الله خواب است وبراي مبغوضين ان حضرت همان بس که هر ساله ميليونهاانسان درمواجه باحج سر تعزيم برتربت پاک نبوي وروضه مبارک عمري بر زمين مينهند ولي روافض وکساني که بغض عمر رادر دل ميپرورانند همان به که به زيارت فيروز مجوسي بروند.گمان ميبريد که ما صحاح سته را نداريم که اين چنين دلسوزانه ادرس منابع اهل سنت را براي ما بيان ميکند لا بد نمي خواهد ما جهنم بريم وخواسته که مارو روشن کنه ديگه اقاي عزيز ما در اصل مساله شهادت حضرت فاطمه (س)راافسانه و واهي ميدانيم وبه گواهي تاريخ فاطمه چون هر انسان ديگري به مرگ طبيعي وفات کرده و حالا مجوسيان صفوي چرا وبه چه دليل ا ين همه اصرار درعقيده باطل خود دارند الله اعلم بلا تشبيه منهم هر کس فرزندم رابيازارد من راازرده است پس بايد حتما کشته بشه درکجاي تاريخ اسلام نامي از شهادت فاطمه برده شده از بزرگان خودتان سوال کنيد اگر داشته باشيدچرا شرح مثنوي دکتر فروزانفر رانمي خوانيد که درباره کرامات جناب عمر چه ميگويد شما ميگويد که مورد لعن خداست درحالي که قران انهامقرب خودش ميخواند وسابقون سابقون چه کساني هستند عشره مبشره راميشناسيد که اين گونه بافهم ناقض خود ايات واحاديث را وسيله بي شرميهاي خود ميکنيد ايا محمد رسول الله ولذين معه را درقران نديديا نمي فهميد يا خود را به نفهمي زده ايد که اينچنين کمر به محاربه با خدا بسته ايد .................كي شود دريا به پوز سگ نجس. |
| 11 |
نام و نام خانوادگي: باكو -
تاريخ: 24 خرداد 87
عمر اسلام خود ساخته و خود خواسته را در همه جا مي گسترانيد نه اينكه اسلام حقيقي را. عمر بايد بخاطر اينكه حاكميتش را استحكام بخشد و افكار عمومي را از بعضي از مسائل دور كند اين كار ها را مي كرد. از جهتي, بعضا خدا دينش را به دست دشمنانش گسترش ميدهد چنانچه حضرت موسي (ع) را به دست فرعون بزرگ نمود آقاي هه لو! |
| 12 |
نام و نام خانوادگي: عليرضا -
تاريخ: 25 خرداد 87
جواب به هه لو: واقعا دستش درد نكنه! خوبه يه سري به تاريخ بزني در حمله به ايران چنتا بچه بي صاحب توليد شد؟ البته از عمر بعيد نيست چون معروفه به : ؟؟؟ |
| 13 |
نام و نام خانوادگي: فرهاد.ف -
تاريخ: 28 خرداد 87
جواب به هه لو : ديگه داري كاسه داغتر از آش ميشي ! شما كه اينقدر واسه صحابه جوش ميزني! يعني خودتو از پيامبر عادلتر ميدوني ؟ (رسول الله يلعن ويسب أصحابه!...(پناه بر خدا)_رسول الله صحابه رو فحش ميداده و لعنشون ميكرده_/البخاري رقم 5884 ، و رقم 4705 في صحيح مسلم/ كلام قران :((إنك لعلى خُلق عظيم)) !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
| 14 |
نام و نام خانوادگي: مهدي ذ -
تاريخ: 28 خرداد 87
با سلام به هه لو ي عزيز : فرموديد كه :(من در تمام مذاهب هيچ مذهبي را نديدم که به اندازه تشيع دران فوش و ناسزا باشد) . البته بنده و شما هم ديده ايم مذهبي را كه در آن خطاب به حضرت زهرا دختر رسول خدا ، سيده اهل بهشت ، مشمول آيه تطهير ، تنها زن آمده در مباهله و... مي گويند در او شعبه اي از نفاق است . غير ممكن است؟ شيخ الاسلام و بزرگترين دانشمند اهل سنت ابن تيميه اين ياوه را ميگويد . گفتيد : (عمر عمراست او درپهلوي رسول الله خواب است وبراي مبغوضين ان حضرت همان بس که هر ساله ميليونهاانسان درمواجه باحج سر تعزيم برتربت پاک نبوي وروضه مبارک عمري بر زمين مينهند ) . اگر سرتان را از لاک خودتان بيرون بياوريد جواب خودتان را ميگيريد . نمي دانم در مورد گاو پرستان چيزي شنيده ايد يا نه . آنها هر روزه و هر ساعته و نه هر ساله سر تعظيم به تربت گاوهاي خود فرو مي آورند . آيا اين دليل بر حقانيت آنهاست . البته بنده قصد توهين ندارم و در مثل هم مناقشه نيست . اما اينکه خواستيد در لفافه ، همجواري قبر عمر با مقبره مطهر و گرامي نور چشم بشريت، رسول گرامي اسلام، را براي عمر امتيازي تلقي کنيد بايد بگويم سخت در اشتباهيد . مگر اين عثمان نبود که در قبرستان يهوديان دفن شد ؟ آيا دين عثمان با دين يهوديان يکي بود ؟ اما اينکه گفتي : (درکجاي تاريخ اسلام نامي از شهادت فاطمه برده شده) . اولا" حضرت فاطمه (س) نه فاطمه . آنگونه که با ننه خود صحبت ميکنيد با افتخار کائنات صحبت نکنيد . ثانيا" بخوانيد چه نوشته ام :(«احمد بن محمّد» معروف به «ابن ابى دارم»، محدث كوفى (متوفاى سال 357)، كسى كه محمّد بن أحمد بن حماد كوفى درباره او مى گويد: «كان مستقيم الأمر، عامة دهره»: او در سراسر عمر خود پوينده راه راست بود. با توجه به اين موقعيت نقل مى كند كه : انّ عمر رفس فاطمة حتى أسقطت بمحسن. عمر لگدى بر فاطمه زد و او فرزندى كه در رحم به نام محسن داشت سقط كرد! ) . چشمهارا بايد باز کرد . اما اينکه گفتي :( چرا شرح مثنوي دکتر فروزانفر رانمي خوانيد که درباره کرامات جناب عمر چه ميگويد ) . اين کتاب منبع روائي ندارد ودر نزد هيچ انسان سالم و با منطقي براي حجت آوردن استفاده نمي شود . در عوض من يکي از کرامات عمر را از 6 کتاب اهل سنت مي گويم : ان الرجل ليهجر . بقيه اش را خودتان مي دانيد . يکي ديگر از کراماتي که وي داشت يادم آمد : براي ما ( اهل سنت ) ثابت شده است که عمر سرپا ادرار مي کرد . يکي ديگر هم مي گويم که استفاده کافي کرده باشي : من ( عمر ) در ازدواج پيرو سنت هاي جاهليت هستم . و... البته اگر بخواهم کرامات خيره کننده ايشان را بنويسم چند جلد کتاب ميشود . گفتيد :( عشره مبشره راميشناسيد ) . حديث عشره مبشره در هيچ يک از صحيحين نيامده است و تنها بنا بر نص صريح بخاري پيامبر تنها به يکي از اصحاب بشارت بهشت داده است . آيا خدا به ترور کننده هاي رسول خود بشارت بهشت مي دهد ؟ المحلي ابن حزم را بخوانيد تا روشن شويد . اما اينکه فرموديد : ( ايا محمد رسول الله ولذين معه را درقران نديديا نمي فهميد يا خود را به نفهمي زده ايد ) . بايد بگويم علي (ع) يک عمر با رسول خدا بود و از وي ارکان دين را آموخته است . پس چند ساعت همنشيني در غار دليل بر حقانيت نمي شود . آيا کساني که بعد از فوت رسول ا...منافق شدند با او نبوده اند ؟ آگر هم فضيلتي هست براي علي(ع) است چنانچه گنجي شافعي اين آيه را در باب اميرالمومنين آورده است . اما ترجيح دادم نقل قولي از شما را پايان بخش عرايضم کنم تا ديگران قضاوت کنند :( كي شود دريا به پوز سگ نجس ) قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقين |
| 15 |
نام و نام خانوادگي: مجتبي -
تاريخ: 05 تير 87
جواب به هه لو: پيامبر (ص) فرمود: «فاطمه بضعه منى من اغضبها فقد اغضبنى فاطمه پاره تن من است هر كساو را غضبناك كند مرا به خشم آورده است» اينكه نوشتي : (بلا تشبيه منهم هر کس فرزندم رابيازارد من را ازرده است) آزرده شدن پيامبر (ص) با آزرده شدن تو فرق دارد چرا كه: إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا آنها كه خدا و پيامبرش را آزار مىدهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنيا و آخرت دور ساخته، و براى آنها عذاب خواركنندهاى آماده كرده است. كيست كه غضب فاطمه (س) از ابوبكر و عمر را بتواند منكر شود. پس لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا |
| 16 |
نام و نام خانوادگي: مجتبي -
تاريخ: 05 تير 87
جواب به هه لو: اينكه نوشتي : (اگر نبود حضرت عمر فاروق رضي ورحمت الهي براو ومحبان او امروز ايران در اتش مجوسيت مي سوختند ا) بدان كه اگر نبود عمر و مردم علي (ع) را تنها نمي گذاشتند امروز نه تنها ايران بلكه دنيا در آرامش بود و دين مبين اسلام همه جا را گرفته بود. قال النبي (ص): لمّا اُسري بي الي السّماء تلقتني الملائكه بالبشاره في كلّ سماء حتي يلقيني جبرئيل في محفله من الملائكه فقال: يا محمّد، لو اجتمعت امتك علي حبّ علّي ما خُلق النار. رسول خدا (ص) فرمودند: چون مرا بسوي آسمان به معراج بردند، فرشتگان هر آسمان به من مژده ميدادند تا آنكه ملاقات نمود جبرئيل مرا در مجلس خود با جمعي از ملائكه، پس عرضه داشت: اي محمّد اگر همگي امت تو بر دوستي علي (ع) جمع مي شدند، دوزخ آفريده نمي شد. ( كشفي ترمذي در المناقب المرتضويه ص 111 نقل نموده است.) |
| 17 |
نام و نام خانوادگي: ياور -
تاريخ: 06 تير 87
خدا شما را حفظ كند كه از حق بي بي فاطمه زهرا عليها سلام دفاع ميكنيد ما هم براي شما دعا ميكنيم |
| 18 |
نام و نام خانوادگي: محمد منتظر قائم -
تاريخ: 14 تير 87
سلام بر عاشقان ولايت و امامت جناب آقاي هه لو من ساكن كردستان هستم و ارتباط نزديكي با اهل سنت دارم در روابط روزمره ما صحبتهاي زيادي در رابطه به حقانيت شيعه و سني ردوبدل ميشود و تا به حال هم نشده كسي از آنها بتواند من را كه بار علمي كمي دارم رو متقاعد كند در عوض هميشه هم محكوم بوده اند . واما من اين را به شما عرض ميكنم ما اصلا بحث روايي نكنيم به صورت عقلي با استفاده از تاريخ به من ثابت كنيد كنيد كه ابوبكر , عمر يا عثمان چه برتري نسبت به اميرالموئمنين علي ابن ابيطالب (عليه السلام) دارند ؟؟؟؟؟؟؟. باور كنيد اگر به من ثابت كنيد من از تشيع دست برداشته و سني ميشوم . وحال اگر من به شما ثابت كردم خودتان و خدايتان ميدانيد. آدرس وبلاگ من هم www.yosof.blogfa.com هست منتظر شما هستم |
| 19 |
نام و نام خانوادگي: حسين يزداني -
تاريخ: 22 تير 87
با سلام بايد خدمت بعضي از دوستان عرض كنم اگر نبود سيره و روش علي بن ابي طالب عليه السلام با اسراي مجوس .كشور گوشائي هاي خليفه دوم نيز تاثيري در اسلام اوردن مردم ايران نداشت.اين برخورد علي(ع) بودكه قلوب مردم را به اسلام جذب كرد. چنان چه هر كشوري كه با معرفت ال محمد صلي عليه وال وسلم اشنا نشد از دست مسلمين رفت مثل اندلس اما هر كشوري با معرفت ال محمد(ص) انس گرفت خود محملي براي اسلام شد. مثل ايران كه سلام را تا هندوستان و... گسترش داد. با تشكر |
| 20 |
نام و نام خانوادگي: محسن -
تاريخ: 05 مرداد 87
با سلام پس با توجه به گفته هاي دوستان اللهم العن ??? |
| 21 |
نام و نام خانوادگي: علي محمدي -
تاريخ: 09 مرداد 87
با سلام جواب به هه لو اقا / خانم .....انشاا.....خداوند متعال شماراباعمروديگرتروريستهاو؟؟؟ منظور ان جمع ده نفري كه اقاي ابن حجر عسقلايي وزمخشري در كتابهاي خود اورده اند محشور شويد |
| 22 |
نام و نام خانوادگي: مهدي شعبان -
تاريخ: 12 مرداد 87
سلام خدا بركساني كه راه او را ادامه داده و حقايق ولايت و جانشيني مولاي متقيان ف علي(ع) را بيان كرده و ابوبكر عمر و عثمان را رسوا مي كنند.لعن الله من ظلمك يا علي |
| 23 |
نام و نام خانوادگي: مقداد -
تاريخ: 12 مرداد 87
سلام من چهار سال پيش سني بودم . ولي با خواندن كتاب شبهاي پيشاور به شدت به شك افتادم كه اهل سنت بر حق اند يا شيعه. در اوج بد بيني گفتم شايد اين اسنادي كه در اين كتاب اومده درست نباشه. به هر حال با درد سر زياد در مدتي طولاني منبعضي كتابها از اين كتابها رو گير اوردم از جمله صحيح مسلم صحيح بخاري سنن ترمذي و... البته چون چاپ جديد بودن بعضي از صفحه ها فرق ميكرد. اما به لطف خدا پيدا مي کردم.بعد از مدتي فهميدم که تمام اينحرفهاي اقايون علماي سني در مورد خلفا ابوبکر عمر عثماندروغ هاي تاريخي بوده که از بچگي تو مغزمون ميکردن وما جز عدهاي ادم بي معلومات و فريب خورده چيز ديگري نبوديم. حرف من با اهل سنت اينه که مطالعه کنن . گول نخورن. عزيزان من وقتي سني بودم خيلي متعصب بودم .اما کم خرد نبودم در عين تعصب اهل تحقيق هم بودم.دلايل براي اثبات شيعه و رد خلفا و اين احکام غلط اينقدر زياد بود که نمي تونستم انکارشون کنم. خدا هم به من لطف کرد وشيعه شدم. الان چند ساله که شيعه هستم واين که خوندن کتاب المراجعات که درياي علم رو به همه توصيه ميکنم |
| 24 |
نام و نام خانوادگي: مقداد -
تاريخ: 12 مرداد 87
باور کنيد چيزهايي در مورد عمر در کتاب هاي اهل سنت پيدا کردم که بدم مياد بگم قديم سني بودم براي نمونه من نمي گم چيه با ادب جور در نمي ادرس ميدم خودتون بريد ببينيد. اينکه حرف شيعه ها نيست حرف خود علماي اهل سنت اونم از بزر گا نشون.. ...الطبقات الکبري..محمد ابن سعدجلد سوم صفحه 289 اخراي صفحه از اونجا که نوشته قال اخبرنا اسحاق ابن يوسف... بريد بخونيد اينو ميخوايد چيکار کنيد اي علمايي که سالها ما رو تو جهل نگه داشتين. من اينو با چشاي خودم ديدم شما هم بريد ببينيد |
| 25 |
نام و نام خانوادگي: مقداد -
تاريخ: 12 مرداد 87
بريد سي دي هاي احمدي اصفهاني رو گوش کنيد |
| 26 |
نام و نام خانوادگي: مقداد -
تاريخ: 15 مرداد 87
اثبات کفر ??? بدعت گذار کافر است ! -قال رسول الله ص: آَبيَ اللهُ آن يقبلَ عملَ صاحبِ بدعةٍ حتيّ يدع بدعتَه. (ٌ) خداوند عمل بدعت گذار را تا وقتي که دعوت به بدعتش مي کند قبول نمي کند. -قال رسول الله ص: لا يقبل الله لصاحبِ بدعةٍ صوماً و لا صلوةً و لا صدقةً و لا حجّاً و لا عُمرةً و لا جهاداً و...يخرج من الاسلامِ کما تخرج الشعرة من العجين. (ٍ) خدا هيچ عملي را از قبيل نماز روزه صدقه حج و...از بدعت گذار قبول نمي کند و او از اسلام خارج ميشود... . -قال رسول الله ص: اهل البدع شرالخلق و الخليفة (کنزالعمال) اهل بدعت بدترين مخلوقات و موجودات هستند. ] -قال رسول الله ص: اهل البدع کلاب اهل النار (کنزالعمال) اهل بدعت سگ هاي اهل آتش هستند. -عنه في قوله تعالي: إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً هم اصحاب البدع و اصحاب الاهواء ليس لهم توبة. انا منهم بريء و هم مني بُراء. (کنزالعمال) پيامبر اکرم ص درباره اين آيه قرآن: "كسانى كه دين خويش را پراكنده كردند و گروه گروه شدند" فرمودند آنها اهل بدعت و اصحاب و ياران هوا و هوس هستند . براي ايشان توبه اي نيست. من از ايشان بيزارم و ايشان نيز از من بيزارند. ---> خب تا اينجا اثبات شد که بدعت گذار کافر است. حال سوال اينجاست که آيا ??? بدعت گذار است يا خير ؟ طبق اعتراف خود او در دين بدعتهاي بسياري را گذاشته است. مانند: -- بدعت حلال کردن شراب توسط ؟؟؟: عمر مي گفت: آب را داخل شراب کنيد و بخوريد مانعي ندارد! در حالي که شراب با آب مخلوط شود باز هم شراب است و پيامبر اکرم صلي الله عليه و اله فرمود: هر چه را که زيادي آن مستي آورد کمي آن نيز حرام ميباشد خواه مستي بياورد يا نياورد. (براي اطلاعات بيشتر مي توانيد به اين پست رجوع کنيد: "عمر: آب را داخل شراب کنيد و بخوريد مانعي ندارد !!! " .) -- پايه گذاري بدعت قياس توسط ؟؟؟: ميتوانيد به اين پست مراجعه بفرماييد: "عمر پايه گذار قياس در فقه اهل سنت" -- بدعت تراويح: "... گفت : اين بدعت خوبي است. ( نعم البدعه هذه)..." براي تفصيل بيشتر در اين مورد نيز مي توانيد به اين پست مراجعه بفرماييد: "بدعت تراويح و اعتراف به آن" -- بدعت نهي از متعه توسط ؟؟؟: در خصوص اين جمله معروف عمر ( متعتان کانتا علي عهد رسول الله و انا احرمهما و اعاقب عليهما ) مي توانيد به پست زير مراجعه کنيد:"عمر: حضرت رسول حلال کرده و من حرام ميکنم !!! " اميرالمومنين عليه السلام فرمود: لولا نهي عمر عن المتعه ما زني الا شقي ---> پس سير منطقي و يا به بياني ديگر خلاصه اين بحث اين شد که: ؟؟؟ طبق مصادر اهل سنت بدعت گذار است. طبق مصادر اهل سنت بدعت گذار کافر است. نتيجه: ؟؟؟ کافر است ! نزاع کننده در خلافت کافر است ! ابن مغازلي به سند متصل از ابوذر روايت کرده که پيامبر اکرم ص فرمودند: هرکه بعد از من با علي عليه السلام در خلافت منازعه کند کافر است. (َ) در نزاع عمر با آقا امير المومنين عليه السلام در رابطه با خلافت هيچ شکي وجود ندارد. فکر نکنم که نياز به استدلال باشد. همان بس که به اعتراف بزرگان اهل سنت نزاع عمر با علي عليه السلام بر سر خلافت به جايي کشيد که وي به خانه آقا اميرالمومنين عليه السلام حمله کرد و اين حمله باعث کشته شدن حضرت زهرا سلام الله عليها و حضرت محسن سلام الله عليه شد. براي اطلاع بيشتر در اين مورد ميتوانيد به مصادر زير مراجعه فرماييد: مصنف ابن ابيشيبه 8/ 572 ميزان الاعتدال 2/ 490، شماره 4549 انساب الأشراف 1/ 586، ط دار معارف، قاهره تذکره الحفاظ 3- 092، شماره 860. سير اعلام النبلاء 13/ 162، شماره 96. البدايه والنهايه 11/ 65، حوادث سال 279 الامامه و السياسه، ص 12، چاپ المکتبه التجاريه الکبري، مصر |
| 27 |
نام و نام خانوادگي: مقداد -
تاريخ: 15 مرداد 87
اي اهل سنت اگر سني هم با شيد طبق اسناد و مدارک خودتون بايد قبول کنيد ؟؟؟ کافره گول اين بلا نسبت علما رو نخوريد |
| 28 |
نام و نام خانوادگي: مقداد -
تاريخ: 16 مرداد 87
اين رو به عنوان يه درد دل ميگم. اميدوارم افراد اگاه حالا کي که باشن من راهنمايي کنن شرم دارم از اين که زماني در گذشته فکر ميکردم قاتل دختر عزيز پيامبر جانشين بر حق پيامبر. پشيمونم.پشيمونم .واگر هزار مرتبه هم چنين حر في بزنم باز هم کمه. از اين خوشحالم که پيرو اهل بيتم اما از اين ناراحتم که وقتي سني بودم پيرو عدهاي جاهل بودم دشمني با اهل بيت نميکردماما همين که سني بودم نمي دونم خدا من مي بخشه يا نه؟ اميدوارم من راهنمايي کنيد. در حال حاضر مشغول نشر اثبات شيعه از طريق کتب اهل سنت هستم اميدوارم اين خدا قبول کنه از اقاي قزويني که سخنان روشنگرانه اش خيلي ها رو از گمراهي نجات داده متشکرم و اميدوارم خاوند به اون اجر بزرگي بده ودر دنيا واخرت سربلند باشه. من راهنمايي کنيد |
| 29 |
نام و نام خانوادگي: مقداد -
تاريخ: 16 مرداد 87
اين رو به عنوان يه درد دل ميگم. اميدوارم افراد اگاه حالا کي که باشن من راهنمايي کننشرم دارم از اين که زماني در گذشته فکر ميکردم قاتل دختر عزيز پيامبر جانشين بر حق پيامبر. پشيمونم.پشيمونم .واگر هزار مرتبه هم چنين حر في بزنم باز هم کمه. از اين خوشحالم که پيرو اهل بيتم اما از اين ناراحتم که وقتي سني بودم پيرو عدهاي جاهل بودمدشمني با اهل بيت نميکردماما همين که سني بودم نمي دونم خدا من مي بخشه يا نه؟اميدوارم من راهنمايي کنيد.در حال حاضر مشغول نشر اثبات شيعه از طريق کتب اهل سنت هستم اميدوارم اين خدا قبول کنه از اقاي قزويني که سخنان روشنگرانه اش خيلي ها رو از گمراهي نجات داده متشکرم و اميدوارم خاوند به اون اجر بزرگي بده ودر دنيا واخرت سربلند باشه.من راهنمايي کنيد |
| 30 |
نام و نام خانوادگي: سمانه -
تاريخ: 18 مرداد 87
جالبه كه تمام اسناد از كتابهاي خودتون هست و بازم مدعي ميشيد كه عمر خليفه پيغمبره....!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1 بهتره به جاي ادعاهاي الكي يه كم بدون تعصب فكر كنيد يا لا اقل اگر قدرت فكر نداريد اين مدارك را از كتاباتون حذف كنيد كه تا اين حد ضايع نشيد.... سني ها بالاخره معلوم كنيد كتاباي خودتون را قبول داريد يا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اللهم العن الجبت و الطاغوت |
| 31 |
نام و نام خانوادگي: حسن اسدي -
تاريخ: 15 شهريور 87
اي اونايي كه ميگيد كه عمر اسلام رو به ايران اورده بدونيد مجوس بودن بهتر از اسلام عمريه اسلامي كه نه توحيد درستي داره نه امام درستي |
| 32 |
نام و نام خانوادگي: زهرا -
تاريخ: 03 مهر 87
به نام حق تعالي سلام به همه ي دوستان به نظر من طرفدار حضرت عمروحضرت علي به دين ما افزوده نميشه طرفداري از کردارورفتارپسنديدشون هز هر چيزي بهتره حضرت محمد ص ميفرمايدماطرفداريک دين(دين اسلام)وطرفداريک قرانيم |
| 33 |
نام و نام خانوادگي: رضا -
تاريخ: 06 مهر 87
اتفاقا طرفداري از حق و پيروي كردن از جانشين بحق حضرت رسول بر دين و ايمان ما افزوده ميكند انشا’ الله چطورميتوانيم از قرآن پيروي كنيم در حالي كه به دستورات آن عمل نمي كنيم .(آيه ي اولي الامر را مطالعه بفرماييد) خدا را شكر مولايم علي (ع) شد |
| 34 |
نام و نام خانوادگي: منتظر59 -
تاريخ: 24 مهر 87
از شما متشكرم لطفا به ما هم سري بزنيد خوشحال مي شويم http://rastoor.blogfa.com/ |
| 35 |
نام و نام خانوادگي: منتظر59 -
تاريخ: 26 مهر 87
يك مناظره خاندني در مسجد النبي يک نفر از اهل تسنن مصر به اينجانب گفت: آيا شما «شيعيان» ميگوييد «عليّ وليّ اللَّه» علي وليّ خداست؟ گفتم: بلي، مگر چه اشکالي دارد؟ گفت: مگر خدا ولي ميخواهد؟ گفتم: مگر شما نميگوييد: «محمد رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم»؟ محمد رسول خدا است در فکر فرو رفت و گفت: بلي ميگوييم، گفتم: مگر خدا رسول ميخواهد؟ گفت: معناي آن اين است که «محمدصلي الله عليه وآله وسلم از طرف خدا رسالت [بر مردم]دارد» گفتم: معناي «علي ولي اللَّه» نيز اين است که «عليعليه السلام از طرف خدا ولايت و امامت [بر مردم] دارد» بعد به او گفتم: نظير اين عبارت در کتابهاي شما نيز آمده است، مثلاً در «صحيح بخاري» است که عمر بن الخطاب به علي بن أبي طالبعليه السلام و عباس عموي رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم گفت: من ولي ابوبکر هستم، «فکنت انا وليّ أبي بکر» [1] و معلوم است که ابوبکر مرده بود و ولي نميخواست، پس معناي گفته عمر اين است که من از طرف ابوبکر ولايت بر مردم دارم، سپس به او گفتم: البته بايد از عمر و ابوبکر سؤال شود که مگر اختيار مردم با آنها بود که براي آنان ولي تعيين کنند؟ و ابوبکر چگونه ميتوانست براي مردم تصميمگيري کند؟ در هر حال شيعيان معتقد هستند که عليعليه السلام از طرف خدا و توسط رسول اللَّهصلي الله عليه وآله وسلم براي امامت و ولايت و رهبري مردم تعيين شده است ولذا ميگويند «اشهد ان علياً امير المؤمنين و ولي اللَّه» و در مقابل، شما اهل تسنن طبق گفته خود عمر، بايد بگوييد «اشهد ان عمر ولي ابوبکر» و نبايد بگوييد عمر خليفه رسول اللَّه صلي الله عليه وآله وسلم است و الا عمر را تکذيب کردهايد، لبخندي زد و چون اين مطلب را از «صحيح بخاري» نقل کردم و نميتوانست انکار کند. اندکي سکوت کرد و گفت: شما به چه دليل ميگوييد علي بن ابي طالبعليه السلام از طرف خدا بر مردم ولايت دارد؟ گفتم: ادله اين امر - عقلاً و نقلاً - فراوان است و از باب نمونه يکي از ادله آن اين آيه شريفه است: إِنَّمَا وَلِيُّکُمْ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ؛ [2] . تنها ولي و سرپرست شما، خدا و رسول خدا و کساني هستند که ايمان آوردهاند و نماز را به پاي ميدارند و در حال رکوع زکات ميپردازند. در تفاسير شيعه و عده زيادي از اهل تسنن آمده است که مراد از والذين آمنوا در اين آيه مبارکه علي بن ابيطالبعليه السلام است و تصريح نمودهاند که عليعليه السلام در حال رکوع انگشتر خود را به فقير بخشيد و اين آيه شريفه در شأن او نازل شد [3] . و شما ميتوانيد به «الغدير» مرحوم علامه اميني، يا به کتاب «المراجعات» مراجعه کنيد و يا به تفاسير خودتان در ذيل آيه مراجعه و تحقيق کنيد، سپس اضافه کردم: علاوه بر اين آيه، ادله زيادي بر ولايت و امامت عليعليه السلام موجود است و يکي از آنها داستان غدير خم است. صحبت که به اينجا رسيد رفقاي او که سخت نگران و ناراحت بودند، دست او را گرفتند و گفتند بحث کافي است. گرچه او مايل بود که بحث را ادامه دهد اما رفقاي او اجازه ندادند و خداحافظي کردند. والحمدللَّه رب العالمين. |
| 36 |
نام و نام خانوادگي: امير -
تاريخ: 29 مهر 87
اقا مزخرفات بس اسلام با علي وعمر و...... اسلام شد نه با حرفهاي پرتو پلاي امثال تو بياييد اين دكانهاي شيعه وسني وعلي وعمر را تعطيل كنيد وهمه باهم در منافع اسلام شريك باشيم وبپذريم كه پيامبرص وهمه مردم ان دوران مانند علي ع عمر و......در راه اسلام كوشش كرده اند تا منو وتو امروز مسلمان باشيم |
| 37 |
نام و نام خانوادگي: رضا -
تاريخ: 29 مهر 87
جناب امير اسلام به رهبري حضرت رسول (ص)اسلام شد.همان رسولي كه رهبر بعد از خودش را علي (ع)معرفي كرد.اگر مسلمانان به وصيت رهبر شان عمل ميكردند الان وضعيت ما اين نبود .دكان را 1400سال قبل كساني باز كردند كه با به انحراف كشيدن دين و ناديده گرفتن وصيت حضرت رسول(ص)سود خودشان را ميبردند. |
| 38 |
نام و نام خانوادگي: سيد حسين -
تاريخ: 30 مهر 87
واقعا كه نمي دانم در جواب كساني كه هنوز از عمر حمايت مي كنند چه بگويم . اگر عمر با شوراي فرمايشي سقيفه تخم اختلاف را در امت نمي كاشت هيچگاه جمل و صفين و عاشورا به وجود نمي آمدهيچ گاه اهل بيت پاك پيامبر كشته و زنداني و تبعيد نمي شدند هيچگاه طلقاجرات پيدا نمي كردند و در خلافت طمع نمي كردند .امروز هيچگاه چهره اسلام اين گونه نبود . اين همه مسلمان زير يوغ ظلم و جور آمريكا و اسراييل قرار نمي گرفتند هيچگاه وهابيت و طالبان و القاعده به وجود نمي آمد . آري اگر در سقيفه خلافت از مجراي صحيح خود منحرف نمي شدو به دست نا اهلان نمي افتاد و اگر آنان نسبت به اهل بيت و عترت پيامبر (ص) آن طور كه خدا و رسولش مي خواستند رفتار مي كردند چه حقايق كه پايمال نمي گشت و چه خونها كه به نا حق ريخته نمي شد . |
| 39 |
نام و نام خانوادگي: منتظر59 -
تاريخ: 08 آبان 87
جناب امير اين را در گوشت فرو كن ما پيغمبري كه عمر ساخته نمي خواهيم پيغمبري كه به قول اهل تسنن نه شيعه 1- برپا بول مي كند 2-رقص وآواز را حلال حتي در مجلس زنانه شركت واز دست عروس خانم نوشيدني مي گيرد 3- پيغمبري كه اجازه رقص ومطربي در مسجدرا به بيگانگان مي دهد تازه عايشه همسر خود رابلند مي كند تا اين رقص را ببيند وآنقدر نگاه بكندتاخسته شود 4- پيغمبري كه وحي خدااول بر ابوبكر نازل شود بعد از تاييد اوبر پيغمبر 5- پغمبري كه نمي دانست اين امت را مانندگوسفند نبايد رها كرد ولي ابوبكر به اين مهم پي بردوعمر راقبل از مرگ جانشين خود قرار داد تازه دهها مورد ديگر است فقط سري بزن به دو كتاب معروف اهل تسنن صحيح بخاري و مسلم |
| 40 |
نام و نام خانوادگي: حسين -
تاريخ: 09 آبان 87
صل الله عليک يا ولي العصر ادرکني در مورد لعنت به عايشه خانم و عمر و ابوبکر و بقيه ....؟ هر کسي که عملي انجام مي دهد اين موج هايي توليد مي کند ک هميشه باقي مي ماند حالا شما يا بايد اين موج ها را دفع کنيد يا جذب کنيد--اين از لحاظ علمي اش. من اعتقاد دارم که نبايد همه جا لعن کرد البته همه ما شيعيان اعتقاد داريم چون اگر اين کار را پيش يه وهابي انجام بدي ديگه معلوم نيست چي مي شه و در دين ما از اين کار نهي شده و اين تقيه است. |
| 41 |
نام و نام خانوادگي: ابو محمد110 -
تاريخ: 13 آبان 87
با تشكر از زحمات علمي شما در راه بيان حقايق حقه و اشكار كردن حقيقت بعض افراد كه خيلي بزرگشان كردند و يك نصيحت به كساني كه اراجيف مي نويسند اگر طاقت شنيدن حرف حق را نداري گوش خود را بگير و اگر طاقت ديدن نداري كور شو چون حقيقت ناچارا برملا مي شود نمي توان حقيقت پليد خليفه اول دوم و سوم را كه خلاف دستور رسول خدا عمل كرند ودين را به انحراف كشاند ناديده گرف ت خداوند ظالمان به دين و خاندان نبوت را لعنت كند و همنشين شياطين در صغر قرار دهد انشا’ الله |
| 42 |
نام و نام خانوادگي: منتظر 59 -
تاريخ: 14 آبان 87
حضرت علي عليه السلام مي فرمايد: جاي شگفتي است که در زمان حياتش از مردم مي خواست بيعتشان را پس بگيرند ولي در واپسين روزهاي عمرش وصيت کرد که خلافت پس از او به ديگري برسد. اين دو نفر خلافت را مانند دو پستان شير تقسيم کردند ابوبکر خلافت را در جايگاهي درشت و ناهموار قرار داد درحالي که عمر سخني تند وزخم زبان داشت و ديدارش رنج آور واشتباهش بسيار وعذرخواهيش بي شمار بود. نهج البلاغه- خطبه شقيقه – شرح محمد عبده ج 1ص 84 کلامي خنده داراز ابوبکر ابوبکر بر روي منبر رفت وگفت{ ان لي شيطانا يعتريني فان استقمت فاعينوني وان زغت فقوموني }من شيطاني دارم که مرا فريب مي دهد شما مردم هر گاه به راه راست رفتم کمکم کنيد وهر گاه به نادرست رفتم راهنما ييم کنيد .تاريخ الخميس ج 2 ص233/ اسدالغابه ج4ص295/ الغدير ج7 ص158و196/ تاريخ ابن عساکر ج5 ص112و105/ الصراط المستقيم ج2 ص279و280/ تاريخ ابي الفداء ج1 ص158/ تاريخ ابن الاثير ج3 ص149/تاريخ ابن کثير ج6 ص99 /و... گفتار ضد و نقيض عمر در مورد ابوبکر{بيعت ابوبکر غلطي ناگهاني بود} عمر در زمان خلافت خود بر منبر رفت وگفت جريان بيعت ابوبکر غلط وخطايي بود که خدا مسلمين را از شر ان نگاه دارد از اين پس هر کس مانند آن بيعت را تکرار نمود او را بکشيد .سليم بن قيس ص 820و825 /شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ج1 ص164و165 /الاستيعاب ج2 ص256 /الزام الناصب ص97 /الصواعق المحرقه ص7 /مجمع النورين مرندي ص 196 و... |
| 43 |
نام و نام خانوادگي: عليرضا -
تاريخ: 26 آبان 87
من هم يه تو دهني به اين هه لوي احمق مي زنم كه يادش باشه با اهل بيت و اعتقاد واقعي شيعيان بازي نكنه . .... |
| 44 |
نام و نام خانوادگي: ج- -
تاريخ: 30 آبان 87
يامسلمون اتحدوا برادران تمام اين توهين هاى كه براى صحابى پيامبر مىكنيد بخاطر داشته باشيد تاروز قيامت جواب نظر: کاربر گرامي جناب «ج» دقت داشته باشيد که تمامي اين روايات (که البته از ديد شما توهين به صحابه مي باشد) از صحيح ترين کتب اهل سنت نقل قول شده بر فرض توهين هم بهتر است به اين برادران اهل سنت تذکري راجع به اين موضوع داده شود نه ما موفق و مؤيد باشيد معاونت اطلاع رساني |
| 45 |
نام و نام خانوادگي: انسان -
تاريخ: 05 آذر 87
ببينيد برادران خوبم شيعه هاي عزيز وسنيهاي ارجمند !من به عنوان يك انسان از اينكه شما ها تا اين حد از قوه ي دركتون استفاده نميكنيد متاسفم وشما را به تفكر بيشتر فرا ميخوانم هر دو دسته را ميگويم بيگمان هر دو دسته در اشتباه مي باشيد .اين را بدانيد كه صحاح سته ونهج البلاغه و ساير كتب هيچكدام ارزش قرآن را ندارد .در عين حال من براي همه آنها ارزش قايلم ولي قرآن را كه سخن الله ميباشد را بر همه بايد مقدم بداريم. ريشه تمام اين فحش گفتنها وناسزاها وكينه ها ودشمنيها وقتلها وبرادركشيها دوري از قرآن ميباشد.بدانيم كه خداوند كارش بسيار دقيقتر از انسان است اگر در قرآن به محمد (ص) ميفرمايد كه اگر بر دستور پروردگارت نباشي گردنت را مي زنيم مسلما علي (ع)وعمر ( ع)وساير صحابه هيچكدام عزيزتر از محمد ص نيستند.واقعيت آنست كه كذشته غير از شبحي از ديد ما پنهان است اما به يقين كسانيكه در بين انسانها عداوت ايجاد ميكنند خواسته يا نا خواسته در راستاي خط شيطان حركت ميكنند .قرآن ميفرمايدشيطان ميخواهد در بين شما عداوت و بغض ايجاد كند .و در مورد مردمان گذشته ميفرمايد آنها امتهايي بودند كه براي خود كسب كردند آچه را كه كسب كردند وبراي شماست آنچه را كه كسب ميكنيد .ميفرمايد كه اگر تمام مردم به انسان صالحي افترا ببندند ويا برعكس انسان فاسدي را مصلح بخوانند در قضاوت پروردگار نسبت به آن شخص تغييري حاصل نميشود ؟مگر نخوانده ايد كه حتي دعاي شخص رسول ( ص)به درگاه پروردگار براي مسلمان شدن شخصي كه پيامبر دوست ميداشته كه مسلمان شود مقبول درگاه الله قرار نگرفته است ؟آيا پس از 1400سال بازهم دوست نداريد به اشتباهتان پي ببريد؟آيا بس نميكنيد؟آيا اين تفرقه اندازيها كه باعث دوري انسانه از قرآن شده شما را خوشحا ل ميكند؟در پايان از دست اندر كران اين سايت كه ميتواند باعث رفع بعضي از كدورتها در بين امت پيامبر شود تشكر ميكنم.بدانيم كه آخرت بسيار دور نيست و به آنچه كه كسب كرده ايم دست خواهيم يافت .خداوند همه ي مارا به راه درست خود هدايت بفرماياد .آمين . |
| 46 |
نام و نام خانوادگي: مهمان دنيا -
تاريخ: 08 آذر 87
ببينيد ؛ اين بازار شيعه و سني دردي از ما دوا نمي کنه هر کسي تو قب خودش ميره ؛ نفت ما کجا ميره کي معادن و مي خوره - بچه ها چه جوري تحصيل مي کننو ما چه جوري زندگي مي کنيم و ... بيشتر به دور و بر خودتان نگاه کنيد نه به 1500 سال پيش |
| 47 |
نام و نام خانوادگي: حميد رستمي -
تاريخ: 17 آذر 87
خدا هر چي بخواين بهتون بده ان شا الله |
| 48 |
نام و نام خانوادگي: طيب -
تاريخ: 26 آذر 87
از خدا بترس همه اصحاب رسول الله أز اهل جنت هستند /قال الله تعالى / رضي الله عنهم ورضو عنه وقال /لقد رضي الله عن المؤمنين اذ يبايعونك تحت الشجرة. بايد همه بدانيد كه تفضيل دربين اصحاب رسول عليه السلام موضوع مهم نيست همه ايشان تلاميذ يك مدرسه هستند . توه بده بطرف وحدت المسلمين نه تفرقة المسلمين / قسم باخدا همه اهل سنت رسول خدا وال البيت عليهم السلام واصحاب محمد وزوجات محمد عليه السلام را دوست دارند . شما بخاطر فائدة شكم تان مردم را كمراه نكنيد . واز هم مؤمنين ميخواهم كه كتابهاي علي شريعتي وموسوي وكتابهائي صاحب كتاب ولاية الفقيه رابخوانيد. والسلام على من اتبع الهدى جواب نظر: جناب طيب سلام عليكم ! چگونه مي&zwnjتوان باور كرد كه تمام اصحاب رسول خدا اهل بهشت باشند ؛ در حالي كه برخي از آن&zwnjها بسياري از مسلمانان را كشته&zwnjاند . اگر تمام اصحاب رسول خدا اهل بهشت باشند ؛ پس كساني كه عثمان را كشتند و به زن او دست درازي كردند نيز بايد اهل بهشت باشند ؛ در حالي كه اهل سنت هرگز چنين مطلبي را نخواهند پذيرفت ؛ بلكه آن&zwnjها فاسق و محارب معرفي كرده&zwnjاند ؛ در حالي كه همه آن&zwnjها از اصحاب رسول خدا بوده&zwnjاند ؛ همانند عمرو بن حمق خزاعي و ... . چگونه مي&zwnjتوان باور كرد كه سران جمل نيز به بهشت بروند ؛ در حالي كه بيش از بيست هزار نفر را كشته&zwnjاند ؟ چگونه مي&zwnjتوان باور كرد كه معاوية بن أبي سفيان به بهشت برود در حالي كه بيش از صد هزار نفز از مسلمانان را كشته است ؟ براي اطلاع بيشتر به اين آدرس مراجعه بفرماييد : http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1021 والسلام علي من اتبع الهدي گروه پاسخ به شبهات |
| 49 |
نام و نام خانوادگي: . -
تاريخ: 27 آذر 87
دوستاني که نظر مي گذارند! ادب را رعايت کنيم ما شيعه هستيم.. منطقي و مستدل جواب دهيم , لغزشي به سمت توهين يا شوخي زشت يا بي ادبي نداشته باشيم سخن بايد تاثيرگذار باشد. از مسولان سايت متشکرم |
| 50 |
نام و نام خانوادگي: حميدرضا -
تاريخ: 27 آذر 87
لعنت بر غاصبان خلافت علي(ع) لعنت بر غاصبان فدك فاطمه زهرا (س) . . . |
| 51 |
نام و نام خانوادگي: mohsen -
تاريخ: 01 دي 87
دانستن حق مهم واجب و زيباست ولي جانبداري متعصبانه و رو در روي همديگر قرار گرفتن مورد نظر امير المومنين علي (ع) هم نيست به ان جهت که به خاطر همين وحدت و حفظ اصل اسلام 23 سال سکوت فرمودند و ما هم که پيرو آن عزيز هستيم چه آن که به عنوان شيعه اول امام بشناسيم يا به عنوان اهل سنت چهارمين خليفه بناميم بر کرامات وجوانمردي و صفات شايسته مولي الموحدين نه چيزي کم ميکند نه چيزي ميافزايد . و آن چه که خود مولي ميفرمايند شما نميتوانيد همانند من باشيد ولي با ورع و پرهيز از گناهان من را حمايت کنيد که همين اصل اسلام است و خورشيد را در پس پرده نهان نتوان نمود . جواب نظر: با سلام امير مومنان با وجود پرهيز از درگيري ، در روشن شدن حقايق براي مردم کوتاهي نمي کردند ؛ايشان سرمشق ما در اين راه هستند ؛ اميدواريم که از راه ايشان بيرون نرويم موفق باشيد گروه پاسخ به شبهات |
| 52 |
نام و نام خانوادگي: Moslem -
تاريخ: 04 دي 87
با سلام، آقايان ابوبکر ، عمر و عثمان ، اسلامي را رواج دادند که با زور و شمشير بود ، نه با درايت و آنچه که پيامبر گفته بود. خوب نتيجه اين ميشود که مي بينيم ، تمامي تروريستها از همين افکار پيروي ميکنند ، در صورتيکه امام علي(ع) هيچوقت از زور براي پيشرفت دين اسلام استفاده نکرد. |
| 53 |
نام و نام خانوادگي: محب -
تاريخ: 02 بهمن 87
اميدوارم اين مطالب باعث در گيري شيعه وسني نشود وبرادران و اهل سنت قدري منصفانه تر به اين مطالب نگاه كنند |
| 54 |
نام و نام خانوادگي: مصطفي ميلاني -
تاريخ: 07 بهمن 87
بنام خدا اگر مطالب اين مقاله ناسزا است پس آقايان اهل تسنن بايد دست از صحاح خودشان بر دارند و برائت بجويند از احاديث آن. چرا از شنيدن و خواندن حق ناراحت و عصباني مي شويد؟؟!!! از کدام کتاب ها بايد شاهد برايتان بي آوريم بالاخره ؟؟؟!!!! |
| 55 |
نام و نام خانوادگي: مجتبي مرادي -
تاريخ: 07 بهمن 87
باسلام آفرين برشما ! البته كه شيعه منطق روشن واستدلالي دارد وماقصد زير سوال بردن بزرگان اهل تسنن رانداريم چون هركس مقدساتش برايش گرامي است همانطوركه مابراي مولانا اميرالمومنين علي(ع) ارزش قائليم برادران اهل تسنن هم براي خلفاي راشدين احترام قائلند لذا ازايشان تقاضا داريم كه به دور از تعصب به مصالعه سرگذشت خلفاي خود بپردازند ! واما جمله آخر كه مابااهل تسنن درتوحيدونبوت وقرآن مشتركيم وفقط درنحوه انتخاب جانشين پيامبر(ص) اختلاف داريم كه مابراين عقيده ايم كه بايد جانشين پيامبر(ص)بايدازجانب خدا انتخاب شود ولي اهل تسنن معتقداند كه بايد مردم انتخاب كنند! ((( وحدت واختلاف ما مسلمين به نفع همه ماست ))) |
| 56 |
نام و نام خانوادگي: ويروس حقيقت -
تاريخ: 17 بهمن 87
با احترام به انظار شمااين جانب به استحظار ميرسانم اهل تسنن معتقد نيستندكه بايد مردم جانشين پيامبر(ص)انتخاب كننداهل سنت بر اين باورند كه براي جانشيني پيامبر(ص) كسي نبايد انتخاب شود زيرا كه اوخاتم انبياست خدمت برادران اهل تشيع عرض كنم كه منافقين شماييد كه دايم درحال تفرقه افكني هستيد شماييد كه دايم درحال ترور افراد برجسته اييد شماييد كه اگر روحاني اهل سنت فتوا صادر كند به تير بار ميبنديد خلاصه شماييد كه تروريست هستين بد تر از آمريكا حالا بشينيد و سركوفت به خود بزنيد/// جواب نظر: با سلام دوست گرامي پس به اين ترتيب شما ابوبکر و عمر را خلفاي (زيرا جانشين در لغت عربي به معني خليفه است) پيامبر (ص) نمي دانيد !!! پس چرا ايشان را خلفاي راشدين معرفي مي کنيد ؟ بهتر است قبل از اينگونه ادعاها به کتاب لغت مراجعه کرده ، و سپس ادعا نماييد ؛ زيرا اگر بگوييد ايشان خليفه هستند (طبق معناي خودتان که پيامبر نمي تواند جانشين داشته باشد) منکر خاتميت شده ايد و اگر بگوييد نيستند سني نيستيد . اين اجماع امت است که پيامبر خاتم پيامبران است و جانشينان ايشان و خلفاي ايشان هيچ کدام پيامبر نيستند ؛اما ما شيعيان مي گوييم خلفا را خود پيامبر (ص) تعيين مي فرمايند و شما مي گوييد : ايشان جانشين تعيين نکرده اند ؛ بلکه مردم او را انتخاب مي کنند و... که اين مطلب اشکالات مفصلي دارد ؛ که در آدرس هاي ذيل به آن اشاره شده است : http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=shobheh&id=7 http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=shobheh&id=3 http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=shobheh&id=4 http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=shobheh&id=2 http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=shobheh&id=1 موفق باشيد گروه پاسخ به شبهات |
| 57 |
نام و نام خانوادگي: ويروس حقيقت -
تاريخ: 21 بهمن 87
با سلامي مجدد نظر به انكه من فرموده باشم بعد از پيامبر(ص) جانشين وجود ندارد اين نيست كه حضرت عمر وغيره را قبول نداشته باشم بلكه مي گوييم بعد از پيامبر (ص) كسي به عنوان نبوت انتخاب نمي شود حال بشينيد ومطالعه كنيد بعضي كتابها را كه در آن اعلام كرده ايد كه حضرت علي(ع) بعد از پيامبر انتخاب شده است يعني كه شما حضرت علي(ع) را به عنوان پيامبر معرفي كرده اييدآيا اين درست است كه ما پيامبر را رها كنيم و از فرمايشات حضرت علي(ع) اطاعت كنيم جواب نظر: با سلام دوست گرامي شما نيز مطالعه كرده و ببينيد ما در هيچ جا ادعا نكرده ايم كه بعد از پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم) كسي توسط مردم و يا خدا به پيامبري انتخاب شده است ؛ بلكه ما مي گوييم بعد از رحلت ايشان 12 نفر به انتخاب خداوند و به تصريح خود پيامبر (ص) مامور حفاظت از ديني شدند كه آن حضرت آورده اند و ايشان چيزي غير از نظرات پيامبر مطرح نمي كنند . فرق ما و شما در اين است كه شما مي گوييد بعد از رحلت پيامبر (ص) ابوبكر توسط مردم براي جانشيني حضرت (به معني غير نبوت) انتخاب شد ،ما مي گوييم بعد از رحلت پيامبر (ص) امير مومنان علي (ع) توسط خداوند براي جانشيني حضرت ( به معني غير نبوت)انتخاب شد . البته اين تهمتي كه به ما زده ايد نشانگر عدم آشنايي شما به ابتدايي ترين اعتقادات شيعه است . موفق باشيد گروه پاسخ به شبهات |
| 58 |
نام و نام خانوادگي: مجيد حقي -
تاريخ: 23 بهمن 87
خدا در قرآن فرموده است عهد من به ظالمان نمي رسد از پيامبر پرسيدندکه ظالمان کيانند پيامبر نيز فرموده است ظالمان کساني هستندکه در زندگيشان بر بت سجده کرده باشندحال شما بگوييد ابوبکر و عمر و عثمان چند سال بربت سجده کرده اند |
| 59 |
نام و نام خانوادگي: mohamad -
تاريخ: 25 بهمن 87
قسمتي از نظرات گذاشته در زير مقاله را خواندم و تاسف به جهل فراگيري مي خورم كه عقل اكثر ما را ضايع گردانيده است...............بعضي از پيامهاي گذاشته شده انقدر سخيف است كه ادمي غمگين مي شود از جهالتي كه ما را فراگرفته است اميدوارم خداوند عالم به حق بهترين مخلوقاتش ما را هدايت كند |
| 60 |
نام و نام خانوادگي: ابومحمد -
تاريخ: 28 بهمن 87
حضرت علي (ع) مي فرمايند: كمك به ظالم مانند شركت در ظلم اوست و... چرا حضرت علي (ع) دو بار هر بار به مدت يکماه جانشين حضرت عمر در مدينه مي شوند؟ تا حضرت عمر به شام و فلسطين سرکشي کند. چرا عمار ياسر و سلمان فارسي در زمان خلفاء، حاكم كوفه و مدائن مي شوند. چرا حضرت علي (ع) آنقدر به حضرت عمر مشورت مي دهد كه فقط حضرت عمر 70 بار گفته: لولا علي لهلك عمر. چرا فرزندانش حسن و حسين را براي دفاع از حضرت عثمان مي فرستد و چرا پس از قتل حضرت عثمان وقتي مردم براي بيعت با ايشان هجوم مي آورند ميفرمايد: من وزير و مشاور باشم براي شما بهتر است تا امير (يعني در اين 25 سال مشاور بودهام) (البته در مورد امام رضا (ع) ايشان در رابطه با پذيرش ولايتعهدي فرموده اند بين كشته شدن و اينكار مخير شدم و در كل، ايشان با اجبار وادار به اينكار شدند ولي حضرت علي و ديگران در مصاديق فوق، اجباري نداشته اند) مي گويند حضرت عمر و ابوبكر در جريان سقيفه (توطئه، كودتا، دسيسه و... كرده اند) ولي ما در تمامي كتب تاريخ ميخوانيم كه به آن دو نفر خبر مي رسد كه انصار در سقيفه براي انتخاب خليفه جمع شده اند و آن دو نفر نيز با سرعت خود را به آن محل مي رسانند اين چه توطئه اي بوده كه خود آنها هم از آن بيخبر بوده اند؟ (ايکاش مردم ما با شنيدن هر سخني، اندکي به سلولهاي خاکستري مغز خود فشار واردمي کردند! و سريع هر حرفي را قبول نمي کردند) جواب نظر: با سلام دوست گرامي در مورد جانشيني امير مومنان علي عليه السلام براي عمر !!! بهتر است منبعي معتبر ارائه كنيد !!! (حتي در كتب اهل سنت نيز منبع معتبري براي اين ادعا موجود نيست !!!) اما در مورد عمار ياسر و سلمان ، مگر خبر نداريد كه شيعيان چنين نقل كرده اند كه جناب سلمان از امير مومنان اجازه گرفته و به عمر گفت : من تابع شخص ديگري هستم و از شخص ديگري اجازه مي گيرم!!! حال مي گوييد چرا سلمان در زمان عمر حاكم مدائن شد ؟ إعلم : أني لم أتوجه أسوسهم وأقيم حدود الله فيهم إلا بإرشاد دليل عالم فنهجت فيهم بنهجه ، وسرت فيهم بسيرته . واعلم : أن الله تبارك وتعالى لو أراد بهذه الأمة خيرا أو أراد بهم رشدا لولي عليهم أعلمهم وأفضلهم ، ولو كانت هذه الأمة من الله خائفين ، ولقول نبي الله متبعين ، وبالحق عاملين ، ما سموك أمير المؤمنين ... الاحتجاج شيخ طبرسي ج 1 ص 188 اي عمر بدان كه من به اينجا نيامدم تا رهبري مردم و اقامه حدود الهي را در بين آنها به عهده بگيرم مگر با دستور شخصي عالم (امير مومنان) و در بين مردم راه او را در پيش گرفتم و سيره او را پياده كردم . و بدان كه خداوند تبارك و تعالي اگر براي اين امت ، اراده خير كرده بود ، داناترين و برترين ايشان را رهبرشان مي گرداند !!! و اگر اين امت از خداوند ترسان بوده و از دستورات پيامبر (ص) تبعيت مي كرد ، تو را امير المومنين نمي خواند !!! ... در مورد مشورت دادن امير مومنان به عمر مي توانيد به آدرس ذيل مراجعه نماييد : http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=3591 اما اينكه فرموده ايد عمر در بيش از هفتاد بار گفته است «لولا علي لهلك عمر» نه تنها به نفع شما نيست ، بلكه به ضرر شما است ، و به حدي مضر است كه ابن تيميه منكر صحت اصل اين مطلب شده است !!! يعني عمر آنقدر در مسائل جاهل بود كه فقط هفتاد مورد رجوع وي به امير مومنان در كتب تاريخي ذكر شده است !!! وأما قوله إنه رد عمر إلى قضايا كثيرة قال فيها لولا علي لهلك عمر فيقال هذا لا يعرف أن عمر قاله إلا في قضية واحدة إن صح ذلك منهاج السنة النبوية ج 8 ص 62، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم اما اين سخن كه عمر بسياري از مسائل را به نزد علي مي فرستاد و در آنها گفته است لولا علي لهلك عمر ، در پاسخ مي گوييم : هيچ جا را سراغ نداريم كه عمر چنين گفته باشد ، جز در يك جا ، تازه اگر سند آن صحيح باشد !!! دفاع حسنين از عثمان نيز از مسائلي است كه سند صحيح ندارد ، و جاعلين روايات اهل سنت ، براي ادعاي حسن روابط بين خلفا و خاندان اهل بيت آن را مطرح كرده اند !!! اين روايت جعلي با وجود اين نقل شده است كه امير مومنان طبق نظر اهل سنت به عثمان گفته اند : قسم به خداوند به هيچ وجه از تو دفاع نخواهم كرد !!! 2008 - حدثنا عمرو بن الحباب قال حدثنا عبد الملك بن هارون بن عنترة عن أبيه عن جده قال لما كان من أمر عثمان رضي الله عنه ما كان قدم قوم من مصر معهم صحيفة صغيرة الطي فأتوا عليا رضي الله عنه فقالوا إن هذا الرجل قد غير وبدل ولم يسر مسيرة صاحبيه وكتب هذا الكتاب إلى عامله بمصر أن خذ مال فلان واقتل فلانا وسير فلانا فأخذ علي الصحيفة فأدخلها على عثمان فقال أتعرف هذا الكتاب فقال إني لأعرف الخاتم فقال اكسرها فكسرها فلما قرأها قال لعن الله من كتبه ومن أملاه فقال له علي رضي الله عنه أتتهم أحدا من أهل بيتك قال نعم قال من تتهم قال أنت أول من أتهم قال فغضب علي رضي الله عنه فقام وقال والله لا أعينك ولا أعين عليك حتى ألتقي أنا وأنت عند رب العالمين 2009 - حدثنا علي بن محمد عن الوقاص عن إبراهيم بن محمد بن سعد عن أبيه قال رجع أهل مصر إلى المدينة قبل أن يصلوا إلى بلادهم فنزلوا ذا المروة في آخر شوال وبعثوا إلى علي رضي الله عنه إن عثمان رضي الله عنه كان أعتبنا ثم كتب يأمر بقتلنا وبعثوا بالكتاب إلى علي رضي الله عنه فدخل علي رضي الله عنه على عثمان رضي الله عنه بالكتاب فقال ما هذا يا عثمان فقال الخط خط كاتبي والخاتم خاتمي ولا والله ما أمرت ولا علمت قال فمن تتهم قال أتهمك وكاتبي فغضب علي رضي الله عنه وقال والله لا أرد عنك أحدا أبدا أخبار المدينة ج 2 ص 212، اسم المؤلف: أبو زيد عمر بن شبة النميري البصري الوفاة: 262هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1417هـ-1996م ، تحقيق : علي محمد دندل وياسين سعد الدين بيان 2022 - حدثنا علي بن محمد عن أبي مخنف عن عبد الملك بن نوفل بن مساحق عن أبيه قال دخل علي رضي الله عنه على عثمان رضي الله عنه بالذي وجده أهل مصر مع غلامه فحلف عثمان رضي الله عنه ما كتبه فقال له علي رضي الله عنه فمن تتهم قال أتهمك وكاتبي فغضب علي رضي الله عنه وخرج وقال والله لئن لم يكن كتبه أو كتب على لسانه ما له عذر في تضييع أمر الأمة ولئن كان كتبه لقد أحل نفسه ولا أرد عنه وقد اتهمني فاعتزل واعتزل ناس كثير أخبار المدينة ج 2 ص 220، اسم المؤلف: أبو زيد عمر بن شبة النميري البصري الوفاة: 262هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1417هـ-1996م ، تحقيق : علي محمد دندل وياسين سعد الدين بيان حال با چه رويي ادعا مي كنيد كه امير مومنان حسنين را براي دفاع از عثمان فرستاده است !!! در مورد سخن امير مومنان نيز در سايت در آدرس ذيل پاسخ مفصل داده ايم : http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=56#14 اما در مورد توطئه ، لازم نيست خيلي به سلول هاي خاكستري خويش فشار آوريد ؛ زيرا براي توطئه لازم نيست شخص تمام مقدمات را خود بچيند ؛ همانطور كه در كتب اهل سنت آمده است ، انصار آگاه شده بودند كه عده اي مي خواهند حق را از امير مومنان بگيرند ، به همين سبب خواستند كه خود خلافت را به دست بگيرند و به ديگران فرصت ندهند ؛ ابوبكر و عمر نيز از اين نكته آگاهي داشتند و از اين موقعيت سوء استفاده كرده عده اي را مامور بررسي اوضاع كرده بودند كه هر زمان كه انصار براي تعيين خليفه جمع شدند به آنها خبر دهند . و آنها بود كه به آنها خبر داد كه عده اي در سقيفه جمع شده اند ؛ و گرنه چرا كسي به امير مومنان علي عليه السلام كه مامور كفن و دفن پيامبر بود خبر نياورد ؟ يا چرا طلحه و زبير و عباس عموي رسول خدا (ص)را با خبر نكرد ؟ جالب اينجاست كه خبر آورنده سالم مولي ابي حذيفه است كه عمر در هنگام مرگش گفت : اگر سالم زنده بود او را خليفه مي كردم !!! موفق باشيد گروه پاسخ به شبهات |
| 61 |
نام و نام خانوادگي: ابومحمد -
تاريخ: 28 بهمن 87
سني ها مانند برخي از شيعه ها نادان و جزئي نگر نيستند که از عده اي الکي خوششان بيايد و با عده اي ديگر الکي دشمن باشند. آنها به دو دليل اصلي (و صدها دليل فرعي ديگر) حضرت عمر و ابوبکر را دوست دارند: 1 – تمام مورخين بي طرف، معترفند از نقطه نظر قدرت ظاهري و مادي با اسلام آوردن حضرت عمر و حمزه در سال ششم، اسلام قوت گرفت. جالب است که حضرت عمر حدود 20 سال بعد باز هم از همين جهت (يعني قدرت ظاهري و مادي) به اسلام، خدمات شاياني کرده و با شکست سه امپراطوري وقت و فتح سرزمينهاي همسايه نه تنها بقاء اسلام را در امتداد تاريخ تضمين کرد بلکه موجب اسلام آوردن ملل ديگر نيز شد. 2- ابوبکر نيز مانند حضرت عمر 2 بار در طول عمر خود از نقطه نظر فکري و معنوي و مصلحت انديشي و استراتژيکي به اسلام، خدمات شاياني کرد بار اول به عنوان اولين مرد بالغي که بدون لحظه اي تامل به پيامبرصلي الله عليه و سلم ايمان آورد و بلافاصله پس از اسلام آوردن او 5 نفر از سرشناسان مکه تحت نفوذ فکري و شخصيتي او مسلمان شدند. و 23 سال بعد براي بار دوم دقيقا از همين نقطه نظر (دورانديشي و مصلحت نگري) نه تنها شورش اهل رده را سرکوب کرد بلکه آن جو آشوب زده را به محيطي با ثبات و امن و يکپارچه بدل کرد تا فقط 2 سال بعد پس از رحلتش، حضرت عمر توانست سه امپراطوري آن زمان را به زمين بزند جواب نظر: با سلام دوست گرامي اگر شما گمان كرده ايد كه شيعيان الكي از كسي خوششان و از ديگري بدشان مي آيد ، در اشتباه هستيد . البته شايد منظور شما آن است كه هر كس با خلفا دشمني كند ، الكي دشمني كرده است ، كه بهتر است در اين زمينه نگاهي به صحاح سته اهل سنت داشته باشيد تا بدانيد امير مومنان علي عليه الصلاة والسلام حتي حاضر نبودند در جايي كه عمر است حضور پيدا كنند ، يا ابوبكر و عمر را دروغگو خيانتكار بدكار و حيله گر مي دانستند !!!: http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1312 نيز فرموده ايد تمامي مورخين بي طرف معترفند كه اسلام با مسلمان شدن عمر و حمزه قدرت گرفت !!! آيا اين مورخ بي طرف در آن زمان حاضر بوده است ؟ يا با استفاده از اطلاعات مورخين سني به چنين نتيجه گيري رسيده است ؟ (كه در اين صورت بي طرفي معني ندارد) همچنين فرموده ايد كه عمر سه امپراطوري بزرگ را شكست داد !!! كاش شما شعر كوثريه مرحوم سيد رضا هندي را مي ديديد !!! يا من قد أنكر من آيات * أبي حسن ما لا ينكر إن كنت ، لجهلك بالأيام ، * جحدت مقام أبي شبّر فاسأل بدرا واسأل أحدا * وسل الأحزاب وسل خيبر من دبر فيها الأمر ومن * أردى الأبطال ومن دمّر من هد حصون الشرك ومن * شاد الإسلام ومن عمّر شما اگر فرار هاي خلفايتان در احد و خيبر و خندق وتبوك و... را به ياد آوريد ، ديگر به خود اجازه نمي دهيد فتوحات را به آنها نسبت دهيد !!! لازم نيست نگاهي به تاريخ نويسان بي طرف داشته باشيد ؛ نگاهي به كتب دست اول تاريخ نويسان سني بكنيد . فرار خلفا در جنگ ها : http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?frame=1&bank=maghalat&id=128 اما در مورد جنگ ابوبكر با اهل رده ، اگر منظور شما فتوحاتي است كه خالد داشته و در يك شب ، مالك بن نويره شيعه امير مومنان را كشت و سر او را در زير ديگ انداخت و با همسر او همبستر شد ، كه حتي عمر نيز در اين كار به ابوبكر اعتراض داشت !!! و ابوبكر كه مي ديد كشتن مخالفان حكومتش ، تنها راه بقا است ، گفت خالد شمشير خدا است !!! http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=100 اگر به نظر شما اينگونه كشتار ها ، با وجود فرار در جنگ هاي زمان پيامبر ، فتوحات بزرگ اسلامي است ، چرا فتوحات صفويه را زير سوال مي بريد ؛ لا اقل صفويه سابقه فرار در جنگ ها را نداشته اند !!! جالب اينجاست كه به گفته تاريخ نويسان سني ، روش هاي جنگي خلفا و طرفدارانش آنقدر سست بود كه در صورتي كه امير مومنان علي عليه السلام به داد ايشان نمي رسيد ، اسلام نابود مي شد ، و به همين جهت بود كه حضرت در بعضي از فتوحات تنها در حد مشورت حاضر مي شدند : http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=3591 و جالب تر آن است كه همين تاريخ نويسان سني نقل كرده اند كه در فتوحات خلفا چه مصائبي بر مردم وارد شد ؛ ديگر لازم نيست نگاهي به تاريخ نويسان بي طرف داشته باشيد : http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?frame=1&bank=maghalat&id=122 موفق باشيد گروه پاسخ به شبهات |
| 62 |
نام و نام خانوادگي: ابومحمد -
تاريخ: 28 بهمن 87
من از روحانيون و علماء و محققين ايراني در تعجبم که چوب روزگار را خوردهاند و باز هم حاضر نيستند دست از تعصب و دروغ بردارند. - به قول خودتان 1400 سال است که در حوزه ها روي قوانين فقهي کار آکادميک شده و ما پيشرفته ترين قوانين (به خصوص از لحاظ قانون مدني) را در جهان داريم. تمام شئونات کشور در دست شماست. قرن قرن 21 است. با تمام امکانات رسانه اي و قواي انتظامي و دانشگاهها و... با اينهمه دست تقدير چنان کرد که شما روي کار بياييد و مجبور به تشکيل مجمع تشخيص مصلحتي شويد که دقيقا وظيفه اي ندارد جز تصويب قوانين مخالف اسلام!!! آنوقت شما متعصبانه 1400 سال به حضرت عمر گير داديد که چرا صيغه را حرام کرد؟(طبق ادعاي شيعه) بدون اينکه شرايط و اوضاع و احوال زمان او را بدانيد؟ - 400 سال بود از زمان صفويه،شبانه روز در کتابها و بالاي منبرها مي گفتيد: مگر ميشود پيامبرصلي الله عليه و سلم امت را بدون سرپرست رها کند و برود؟ و جانشين براي خودش تعيين نکرده باشد؟ آنگاه دست تقدير چنان کرد که شما حاکم شويد و بعد آيت الله خميني فوت کند بدون اينکه براي خودش جانشيني تعيين کرده باشد آنهم در شرايطي که تمام جهان به خصوص آمريکا و کشورهاي همسايه با ايران سر دشمني داشتند؟ و منافقان داخلي نيز بيکار نبودند. و آنگاه مجلس خبرگان يک شبه و به صورت فلته و ناگهاني يک نفر را درجه اجتهاد داده و به عنوان رهبر به مردم معرفي کرده و آيت الله منتظري هم هيچگاه نگفت که خلافت را از من غصب کرديد بلکه با رضايت تمام کنار کشيد. ممکن است بگويند: آقاي خميني ميدانست که مجلس خبرگان جانشين را تعيين مي کند. پس چطور پيامبري که (به قول شما)از غيب مطلع بود نبايد بداند که در عربستان شمالي هميشه انتخاب رهبر با راي اکثريت مردم بوده است؟ و اينکه اصحاب و مهاجرين مخلص و فداکارش به خوبي از عهده اين وظيفه بر مي آيند که بر هم آمدند. جواب نظر: با سلام دوست گرامي اتفاقا همين نكات جزيي است كه اهل سنت را روز به روز به عقب برده و شيعه را به سوي پيشرفت رهنمون مي سازد ؛ ما در جزيي ترين احوال صحابه جستجو كرديم و جزيي ترين مخالفت هاي آنها را با رسول خدا (ص) مد نظر قرار داديم ، تا بدانيم كه كداميك لياقت نقل روايت از حضرت را دارند و كداميك ارزش ذره اي توجه ندارند . البته از شما تعجبي ندارد كه مخالفت هاي رسمي عمر بن خطاب با دستورات رسول خدا (ص) و آيات قرآن را اشكالي جزيي بدانيد !!! اما در مورد بحث جانشين ؛ شما اهل سنت ادعا داريد كه پيامبر (ص) به هيچ وجه فكري براي بعد از خويش نكرده بود و نه شورايي تشكيل داد و نه كسي را تعيين كرد !!! و اين واقعا خلاف عقل است . اما در جامعه اسلامي ما جداي از تعيين يك شخص ، شورايي هم تشكيل داده بودند كه جانشين امام را در صورت مردن قائم مقام هم زمان با رهبر ، و يا در صورت عدم صلاحيت وي ، تعيين كنند . و اين نه تنها ، تعيين نكردن جانشين نيست ، بلكه محكم كاري است كه مبادا در صورت بروز مشكل براي قائم مقام رهبري ، كشور بدون رهبر بماند !!! البته اين گونه اشكالات از شما بعيد نيست ، زيرا شما فكر خود را از جزئيات مصروف كرده و تنها به كليات متوجه داشته ايد !!!! و اين مطالب جزو جزئيات و ريزه كاري ها است كه شما از آنها غافل هستيد . موفق باشيد گروه پاسخ به شبهات |
| 63 |
نام و نام خانوادگي: ابومحمد -
تاريخ: 28 بهمن 87
تناقض بلاي جان محقق شيعه است او در جايي حديث کساء را مي آورد و ميگويد پيامبرصلي الله عليه و سلم به امسلمه گفت تو نمي تواني جزء اهل بيت باشي و اهل بيت فقط اين چهار نفرند (علي – فاطمه – حسن و حسين) ولي در جايي ديگر اين موضوع را فراموش مي کند و براي خرد کردن هر چه بيشتر حضرت عمر و ابوبکر ميگويد: پيامبرصلي الله عليه و سلم در باره سلمان فرمود: سلمان منا اهل البيت. حالا اگر اين تناقض نيست پس چيست؟ يا در جايي مي گويند پيامبر اکرم نام 11 امام پس از علي را دقيقا گفت ولي در جاي ديگر مي نويسد: امام صادق، اسماعيل ـ پسر بزرگشان ـ را به عنوان جانشين معرفي کردند ولي پس از فوت او فرمودند در مورد اسماعيل بداء حاصل شده و فرزند سومشان را به عنوان امام بعدي معرفي کردند. اکنون آيا ميتوان باور کرد که امام صادق از اين حديث بسيار مهم بياطلاع بوده اند؟ تا اسماعيل را به عنوان جانشين پس از خود معرفي نکرده تا فرقة ضاله اسماعيليه به همين بهانه ساخته نشود و هزار و يک مساله ديگر؟ يا در اينجا باز هم تقيه و توريه و مصلحت را پيش مي کشيد! يا مي گوييد: امام در آن لحظه به علم غيب خود رجوع نکردند!!! هر چند در عصر فعلي چنين پاسخهايي را حتي کودکان خردسال نيز قبول نميکنند! جواب نظر: با سلام دوست گرامي بهتر است قبل از هر گونه ادعايي ، نظري به سايت ما داشته وبعد از ديدن جواب ، ببينيد آيا واقعا اين مطلب تناقض به حساب مي آيد يا نه ؟ http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1311 در مورد بداء نيز باز به خاطر القائات جاهلانه بعضي از علماي اهل سنت ، دچار چنين اشكالي شده ايد ؛ در مورد اسماعيل هيچ كس ادعا نكرده است كه امام صادق عليه السلام در مورد او احتمال امامت مي داد !!! بلكه بداء براي مردم صورت گرفته است ؛ و نيز بهتر است كه از جانب خود به جاي شيعه جواب ندهيد تا دچار چنين اشكالاتي نشويد ، چون جواب هاي شيعه جواب هاي علمي است و شما نمي توانيد بدون مطالعه ، به اين جواب ها برسيد . مي توانيد در اين زمينه به آدرس هاي ذيل مراجعه نماييد : http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=811 http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1048 موفق باشيد گروه پاسخ به شبهات |
| 64 |
نام و نام خانوادگي: ابومحمد -
تاريخ: 28 بهمن 87
له انسان اگر صادق باشد قطعاا خير را از شر به خوبي تشخيص مي دهد .اگر انسان از خدا بترسد ، ترسي شايسته الله . خداوند بينش ويژه ايي به بنده خودش عطا مي کند که حقايق را از اباطيل تشخيص مي دهد . اصحاب و آل بيت رسول خدا صلي الله عليه و سلم در نزد ما هر دو موجود هستند و وجود هر دو باعث نفي ديگري نمي شود . هر دو را داريم و بسيار هم سعادتمند هستيم از وجود مبارکشان . شما اگر به اجبار يکي از اين دو گروه را دوست نداريد . براي ما فرقي نمي کند ،کمي احترام به نظرات ديگران داشه باشيد . اگر به کتب ما مراجئه مي کنيد . شرح هاي وارده بر احاديث صحيح را بخوانيد و زود تصميم نگيريد سوال : آيا از شما در مورد گناهان اصحاب پرسيده مي شود . يا از نيکي ها وجود مبارکشان اندکي نصيب من و شما مي شود ؟ رسول الله صلي الله عليه و سلم هدايتگر همه انسان هاي جهان است .و در اين شکي نيست ( و ما ارسلناک الا رحمة العالمين ) اصحاب و شاگرداني دارد که الله ذکر خيرشان را علاوه بر قرآن در کتب آسماني اديان گذشته آورده است . براي خردمندان پنهان نيست که دلايل اينکه چرا الله اسم اصحاب رسول خدا صلي الله عليه و سلم را در کتب اديان گذشته آورده زياد است . کمي فکر کردن در اين مسئله خيلي از شبهات رو رد مي کند . باذن الله الگو و اسوه قرار دادن ايشان براي نسل هاي بعد ذکر وفاداري و ايمان قوي آنها ( ايمان آوردن و فدا کردن جان و مالهاي خودشان و ايستادگي در نبردها عليه کفار و ياري رسول خدا صلي الله عليه و سلم ) عبرت گرفتن از طريقه دعوت غير مسلمين به اسلام و هجرت به کشور هاي دور براي تحقق آرمانهاي اسلاي در کل دنيا قطعا خداوند از کساني راضي مي شود که از مهاجرين و انصار و شيوه آنها پيروي کنند والسابقون الأولون من المهاجرين والأنصار والذين اتبعوهم بإحسان رضي الله عنهم ورضوا عنه وأعد لهم جنات تجري تحتها الأنهار خالدين فيها أبدا ذلك الفوز العظيم لقد رضي الله عن المؤمنين إذ يبايعونك تحت الشجرة فعلم ما في قلوبهم فأنزل السكينة عليهم وأثابهم فتحا قريبا إن الذين سبقت لهم منا الحسنى أولئك عنها مبعدون (توبه 100/فتح 18/ انبياء 101) در اسلام معيار قبول ايمان ديگران ، ايماني مانند ايمان اصحاب است که مورد تاييد الله و رسولش بوده .آيا اين فقط سخن من است بيايييد به کتاب الله مراجعه کنيم فإن آمنوا بمثل ما آمنتم به فقد اهتدوا وإن تولوا فإنما هم في شقاق فسيكفيكهم الله وهو السميع العليم ( بقره 137) خداوند جماعت عصر رسول خدا صلي الله عليه و سلم رو خطاب قرار مي دهد راه اصحاب قل هذه سبيلي أدعو إلى الله على بصيرة أنا ومن اتبعني وسبحان الله وما أنا من المشركين (يوسف 108) ايمان موجود در قلبشان ، نعمتي است از طرف الله واعلموا أن فيكم رسول الله لو يطيعكم في كثير من الأمر لعنتم ولكن الله حبب إليكم الإيمان وزينه في قلوبكم وكره إليكم الكفر والفسوق والعصيان أولئك هم الراشدون إذ جعل الذين كفروا في قلوبهم الحمية حمية الجاهلية فأنزل الله سكينته على رسوله وعلى المؤمنين وألزمهم كلمة التقوى وكانوا أحق بها وأهلها وكان الله بكل شيء عليما ( حجرات 7 /فتح 26) صادق هستند و رستگار و حقيقتا و بدون شک مومن للفقراء المهاجرين الذين أخرجوا من ديارهم وأموالهم يبتغون فضلا من الله ورضوانا وينصرون الله ورسوله أولئك هم الصادقون والذين تبوؤوا الدار والإيمان من قبلهم يحبون من هاجر إليهم ولا يجدون في صدورهم حاجة مما أوتوا ويؤثرون على أنفسهم ولو كان بهم خصاصة ومن يوق شح نفسه فأولئك هم المفلحون والذين آمنوا وهاجروا وجاهدوا في سبيل الله والذين آووا ونصروا أولئك هم المؤمنون حقا لهم مغفرة ورزق كريم ( حشر 8/ حشر 9/ انفال74) خدا براي رسولش و يارانش کافي است وألف بين قلوبهم لو أنفقت ما في الأرض جميعا ما ألفت بين قلوبهم ولكن الله ألف بينهم إنه عزيز حكيم ﴿63﴾ يا أيها النبي حسبك الله ومن اتبعك من المؤمنين (انفال64) چگونه امتي که قاري قرآن و راوي حديث هستند گمراه مي شوند يا أيها الذين آمنوا توبوا إلى الله توبة نصوحا عسى ربكم أن يكفر عنكم سيئاتكم ويدخلكم جنات تجري من تحتها الأنهار يوم لا يخزي الله النبي والذين آمنوا معه نورهم يسعى بين أيديهم وبأيمانهم يقولون ربنا أتمم لنا نورنا واغفر لنا إنك على كل شيء قدير ( تحريم 8 ) اين همه مسلمان در اين دنيا ،نتيجه زحمت و تلاش اشخاصي است که پيرو اصحاب رسول خدا صلي الله عليه و سلم بودند . خداوند رسولش را برگزيد و ياران او را نسبت به همه مردم دنيا ممتاز کرد . اين را قرآن مي گويد . روايت سني و شيعه را در اين مورد لازم نداريم . ( هر چيزي که با قرآن مخالفت داشته باشد . مي اندازيم داخل زباله دان تاريخ )( آيا سخن امام جعفر صادق را براي شما ياد آوري کنم ) کينه و کدورتي را شيطان در دلمان نسبت به اين عزيزان قرار داد .چطور درمان کنيم . جوابش در کتاب خداست والذين جاؤوا من بعدهم يقولون ربنا اغفر لنا ولإخواننا الذين سبقونا بالإيمان ولا تجعل في قلوبنا غلا للذين آمنوا ربنا إنك رؤوف رحيم (حشر 10 ) در مورد اهل بيت رسول خدا صلي الله عيله وسلم آيا براي اهل دانش و خردمند جاي شبهه است که اين عزيزان برايمان از فرزندانمان عزيزتر ، محبوبتر و محترم تر هستند .به الله قسم بوسيله حب اين اشخاص به الله متوسل مي شويم ( توسلي جايز ) حب اهل بيت رسول خدا صلي الله عليه و سلم نبايد فقط در يک ادعا باقي بماند . همانطور که آنان زندگي کردند زندگي کنيد . با زبانتان برادران خودتان را اذيت نکنيد . رسول خدا صلي الله عليه و سلم اهل بيت خود را خيلي بيشتر از ديگران دوست داشت . همانطور که ايشان با وجود حب آل بيت ، حب اصحابش را داشت و به خوبي و نرمي با آنها رفتار مي کرد شما هم در تقليد از رسول خدا صلي الله عليه و سلم کوتاهي نکنيد . جواب نظر: با سلام دوست گرامي تمامي آياتي كه به آنها استدلال كرده ايد ، مربوط به گروه خاصي از صحابه (مومنين) است ؛ اما در بين صحابه منافقيني نيز وجود داشته اند ؛ كه شما به خاطر مصالحي كه خود بهتر مي دانيد از ذكر آنها چشم پوشي كرده ايد !!! شما بدون آنكه نگاهي به آيات ديگر قرآن (كه در ذم بسياري از صحابه وارد شده است) و روايات رسول خدا (ص) كه در صحاح شما آمده است يك طرفه به قاضي رفتيد و خود حكم صادر كرديد ؛ چرا شما هيچ گاه سخن از احاديث حوض به ميان نمي آوريد ؟ چرا هيچ گاه روايات درگيري هاي خونين بين صحابه را مطرح نمي كنيد ؟ چرا آياتي را كه مي گويد عده اي از صحابه به همسر رسول خدا (ص) تهمت فاحشه زدند را مطرح نمي كنيد و ... به عنوان مثال تنها به دو روايت از روايات باب حوض در صحيح بخاري اشاره مي كنيم : 6211 حدثنا مُسْلِمُ بن إبراهيم حدثنا وُهَيْبٌ حدثنا عبد الْعَزِيزِ عن أَنَسٍ عن النبي صلى الله عليه وسلم قال لَيَرِدَنَّ عَلَيَّ نَاسٌ من أَصْحَابِي الْحَوْضَ حتى عَرَفْتُهُمْ اخْتُلِجُوا دُونِي فَأَقُولُ أصيحابي فيقول لَا تَدْرِي ما أَحْدَثُوا بَعْدَكَ 6212 حدثنا سَعِيدُ بن أبي مَرْيَمَ حدثنا محمد بن مُطَرِّفٍ حدثني أبو حَازِمٍ عن سَهْلِ بن سَعْدٍ قال قال النبي صلى الله عليه وسلم إني فَرَطُكُمْ على الْحَوْضِ من مَرَّ عَلَيَّ شَرِبَ وَمَنْ شَرِبَ لم يَظْمَأْ أَبَدًا لَيَرِدَنَّ عَلَيَّ أَقْوَامٌ أَعْرِفُهُمْ ويعرفونني ثُمَّ يُحَالُ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ قال أبو حَازِمٍ فَسَمِعَنِي النُّعْمَانُ بن أبي عَيَّاشٍ فقال هَكَذَا سَمِعْتَ من سَهْلٍ فقلت نعم فقال أَشْهَدُ على أبي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ لَسَمِعْتُهُ وهو يَزِيدُ فيها فَأَقُولُ إِنَّهُمْ مِنِّي فَيُقَالُ إِنَّكَ لَا تَدْرِي ما أَحْدَثُوا بَعْدَكَ فَأَقُولُ سُحْقًا سُحْقًا لِمَنْ غَيَّرَ بَعْدِي وقال بن عَبَّاسٍ سُحْقًا بُعْدًا يُقَالُ ( سَحِيقٌ ) بَعِيدٌ سَحَقَهُ وَأَسْحَقَهُ أَبْعَدَهُ صحيح البخاري ج 5 ص 2406، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا ما نيز به خاطر آياتي كه ذكر كرده ايد ، مقام مومنين صحابه را بسيار بالا مي دانيم ،اما منافقين صحابه چه ؟ بايد به خاطر خوبي هاي مومنان بدي هاي منافقين را ناديده گرفته تا هر چه را خواستند به اسم سنت رسول خدا (ص) به ما قالب كرده و ما نيز چشم بسته به خاطر حفظ حرمت صحابه بپذيريم ؟ نيز فرموده ايد صحابه و اهل بيت هر دو در نزد شما محترم هستند (همانطور كه در نزد ما چنين است)و فرموده ايد كه ما به اجبار ، دست از محبت گروهي برداشته ايم ؛ كه اين نيز درست است اما در مورد تمامي صحابه ؛ بلكه ما بعد از ملاحظه آيات و رواياتي كه در ذم عده اي از صحابه وارد شده است ، به اجبار (چون حب و بغض ما از روي دين است و نه از روي هوا و هوس) دست از محبت گروهي از صحابه كه با اهل بيت دشمني كرده اند ، برداشتيم . مگر در صحيحين روايت نداريد كه امير مومنان علي عليه السلام نيز چنين بوده است ؟ مگر در صحيحين روايت نداريد كه امير مومنان حتي دوست نداشتند در جايي كه عمر حاضر است شركت كنند ؟ مگردر صحيحين روايت نداريد كه امير مومنان ، ابوبكر و عمر را دروغگو ، بدكار ، حيله گر و خيانتكار مي دانستند ؟ اينها بود كه ما را مجبور كرد دست از محبت گروهي از صحابه برداريم . اگر اينكار به نظر شما اشكالي دارد ، مطرح كرده تا پاسخ آن را به شما بدهيم . نيز فرموده ايد مگر از ما در مورد گناهان كبيره صحابه سوال مي شود !!! يعني بر فرض اگر سوال نشود ما بايد بگوييم همه صحابه عادل بوده اند ؟ خوب اين مطلب در مورد همه كفار زمان جاهليت نيز صدق مي كند ، چون از گناهان ايشان پرسيده نمي شويد پس بگوييد همه كفار جاهلي نيز عادل بوده اند !!! جداي از اينكه قطعا از شما سوال مي شود كه دين خود را از چه راهي به دست آورده ايد ؛ از راه صحابه اي كه بعد از رحلت حضرت راه آن حضرت را ادامه دادند ، يا از كساني كه طبق روايت صحيح بخاري به نقل از پيامبر ، بعد از حضرت دوباره به حالت جاهليت بازگشتند . موفق باشيد گروه پاسخ به شبهات |
| 65 |
نام و نام خانوادگي: مجتبي مرادي -
تاريخ: 28 بهمن 87
باسلام درجواب ويروس حقيقت . لطفا بدون اطلاع حرف نزنيد لااقل براي تهمت زدن به شيعه يه كم آثار شيعان را مطالعه كنيد همون طور كه ماتمام دلايل رد اهل سنت رااز صحاح وكتب معتبر خودشان اخذ كرده ايم.ومن متآسفم كه طرف گفتگوي من ازنظر تحقيق واطلاعات درامر دين ورهبري جامعه اسلامي خيلي پياده است چون هنوز نمي داند كه ما ادعاي پيامبري اميرالمومنين علي(ع)(روحي فداه)رانداريم.بلكه معتقديم ايشان امام ورهبرمردم است كه عاري از هرگونه خطا مي باشد وازطرف خداوند به وسيله رسولش انتخاب شد ودرمورد رهاكردن پيامبر(ص)(روحي ومالي ونفسي وابي وامي فداه).شمااگر ايشان راپيامبرمي دانستيد حرف هاي او راگوش مي داديد كه چندين بار علي(ع)را جانشين خود معرفي كرد اما شما بعداز ايشان چه كساني را رهبر حكومت اسلامي قرار داديد... الله اعلم.... |
| 66 |
نام و نام خانوادگي: مجتبي مرادي -
تاريخ: 29 بهمن 87
دوباره سلام درجواب طيب! اگر اهل سنت تمام صحابي پيامبر(ص)رادوست دارند پس چرابراي ابوذر(ره)كه به دستور عثمان به صحراي بي آب وعلف (ربذه) تبعيد شد وغريبانه درآنجا درگذشت ازخودتون هيچ غيرت وناراحتي نشان نمي دهيد ؟؟؟؟ وچه ابوذري كه رسول اكرم(ص)فرمود:آسمان سايه نيافكنده وزمين در بر نگرفته راستگوتر از ابوذر را!!!!!! ويازماني كه عمار ياسر به دست عثمان به اصطلاح رحم دل كتك خورد چرا عكس العمل نشان نداديد؟؟؟؟؟ وچه عمار ياسري كه پيامبر(ص)فرمود: ايمان با گوشت وپوست عمار عجين شده است!!!! واما شما اينان را رهبر گرفتيد واميرالمومنين حيدر كرار اسدالله الغالب علي(ع) راواگذاشتيد. وچه حيدري كه نبي اكرم(ص) درمدح ايشان فرمود: من شهر علمم وعلي درآن است و...! ويا فرمود: علي با حق است وحق با علي است! درضمن بچه هاي شيعه درخوندن كتاب هاي علي شريعتي دقت كنيد چون آيت الله مطهري بر آثار ايشان نقد هاي مختلفي دارند! حالا خودتون قضاوت كنيد ........... |
| 67 |
نام و نام خانوادگي: مجتبي مرادي -
تاريخ: 29 بهمن 87
بازم سلام درجواب ويروس حقيقت(الحق كه همين طور ويروس مانند حقيقت رو از بين مي بريد وقبول نمي كنيد) درزمان اواخر عمر ابوبكر(خليفه اول شما)ايشان گوسفندان زيادي به بركت اسلام ومسلمين جمع آوري كرده بود كه بماند..... روزي يكي از دخترانش به او گفت : بعداز خود چه كسي را براي مراقبت گوسفندان مي گماريد؟ گفت:شخصي را معين مي كنم بدون سرپرست كه نمي شود! حالا من مي گويم آقاي ويروس چطور گوسفندان بعداز ابوبكر سرپرست مي خواهند ولي امت با عظمت اسلام بعداز نبي اكرم(ص) به سرپرست نياز ندارد (البته در مثل مناقشه نيست) ودر ضمن اگر شما معتقديد كه جانشين نياز نداريم بعداز پيامبر(ص) پس بفرماييد كه آقايان خلفاي غاصب چكاره هستند؟؟؟؟ درضمن هركس شعار مخالفت با آمريكا را مي دهد شما لطفاََندهيد چون تاريخ ثابت كرده است كه اهل سنت هيچ خطري براي استكبار نداشته است لذا كمترين تبليغات منفي دشمن متوجه اهل سنت بوده است.(نمونه حال حاضرعربستان مصر اردن كويت و...كه حتي به اهل سنت هم رحم نمي كنند) وحرف آخر! نگذاريد بگويم كه چه كسي چه كسي را به رگبار مي بندد ودر ضمن اون فتواهاي مفتضحانه مفتي هاي شما ! حقشون حتي به رگبار بستن هم نيست! |
| 68 |
نام و نام خانوادگي: هيبت -
تاريخ: 26 اسفند 87
اي اهل تشيع اي مدعيان (مجازي)حق بدانيد . که حضرت عمر کسي است که پيامبر مي کويد (اگر بعد از من پيامبري مي آمد آن شخص عمر است )و (و اگر بعد از من حقي وجود داشته باشد در دست عمر است)و (اگر ايمان تمام مسلمين را در يک طرف ترازو و ايمان ابوبکر در طرف ديگر هنوز ترازو به طرف او سنگيني مي کند) در حالي که پيامبر بيهوده سخن نمي گويد جواب نظر: با سلام دوست گرامي علماي اهل سنت رواياتي را كه شما ذكر كرده ايد قبول ندارند ، اما آن را براي مردم نقل مي كنند تا ايمانشان قوي شود !!! 1- روايتي كه در مورد نبوت عمر ذكر كرده ايد !!!جداي اينكه هيچ سندي ندارد ، مخالف با اعتقاد اهل سنت نيز هست ، كه ابوبكر از عمر برتر است ، بنا بر اين اگر بنا باشد بعد از پيامبر نبيي باشد بايد ابوبكر باشد و نه عمر !!! 2- ادعا كرده ايد كه حق بعد از پيامبر در دست عمر است !!! اين روايت را اهل سنت جزو روايت هاي جعلي و دروغين آورده اند !!!: 136 ومنها قولهم الحق مع عمر حيث كان تذكرة الموضوعات ج 1 ص 76 ، اسم المؤلف: أبو الفضل المقدسي(م) الوفاة: 507 شما روايت صحيح علي مع الحق والحق مع علي را ترك كرده و اين روايت جعلي را دليل مطرح مي كنيد ؟!!!! 3- روايت ايمان ابوبكر برتر از ايمان مسلمين : اين روايت تنها با سند ضعيف نقل شده است ، اما يك سند قوي دارد كه آنهم به عمر مي رسد و از كلام رسول خدا (ص) نيست ؛ بلكه به اقرار اهل سنت از كلام عمر است !!! و بعد مي گوييد پيامبر كلام بيهوده نمي گفت !!! 18 حديث لو وزن إيمان أبي بكر مع إيمان الناس لرجح إيمان أبي بكر ذكره صاحب المقاصد وسنده موقوفا على عمر صحيح ومرفوعا ضعيف الفوائد المجموعة في الأحاديث الموضوعة ج 1 ص 335 ، اسم المؤلف: محمد بن علي بن محمد الشوكاني الوفاة: 1250 هـ ، دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت - 1407هـ ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : عبد الرحمن يحيى المعلمي موفق باشيد گروه پاسخ به شبهات |
| 69 |
نام و نام خانوادگي: هيبت -
تاريخ: 26 اسفند 87
اي اهل تشيع اي شما كه قرآن را قبول داريد . افراد (عشره المبشره) را به بهشت برين بشارت داده در صورتي كه عمري اينجا توصيف شده جايي در بهشت ندارد . پس نظر شما صحيح است يا قرآن به راستي از منکرين هستيد جواب نظر: با سلام دوست گرامي بر خلاف ادعاي شما عشره مبشره در قرآن نيامده است و تنها در روايات اهل سنت آمده است ؛ جداي از اشكالات بسيار روايت عشره ، كه سبب شد مولفين صحيحين آن را در كتب خويش نياورند . اين عشره مبشره اي كه شما ادعاي آن را داريد ، خود منكر چنين مطلبي بودند !!! در صحيح بخاري از سعد بن ابي وقاص كه يكي از همين عشره است روايت مي كند كه رسول خدا (ص) هيچ كس را وعده بهشت ندادند ، مگر عبد الله بن سلام را !!! و اهل سنت مي گويند خود سعد يكي از ده نفري است كه وعده بهشت داده شده است !!! و نيز درگيري هاي بين عشره كه به خوبي بر ضد مدعاي اهل سنت است . موفق باشيد گروه پاسخ به شبهات |
| 70 |
نام و نام خانوادگي: مهدي موسوي -
تاريخ: 04 فروردين 88
من به آقاي مقداد تبريک ميگويم و لي آيا کتابهاي شيعه هم باز رسي کرده ايد يا اينکه فقط از کتابهاي اهل سنت شرمنده هستيد مگر اقوال علماي شيعه در باره قرآن از کليني و طبرسي و غيره شرمنده نشديد برو به دنبال کتاب طبرسي ملعون را بگرد که کتابي نوشته به نام )) فصل الخطاب في اثبات تحريف کتاب رب الارباب ) اين را بخوان و ببين محشر کرده عزيز من قرآن را بخوان و عقيده ات از قرآن بگير نه هر چه مورخين نقل کرده اند و لي بار ديگر هر کتابي از سنيها ميخوانيد وجدان داشته باشيد که مقدمه کتاب را بخوانيد که مورخ چه ميگويد و لي اين کتابهايي که روايت خر از خر ميکند را در کتاب شيعه نخوانده ايد ميدانم شما يک شخصي هستيد که حتي يک کتاب سني هم نخوانده ايد فقط از کتابهاي قزويني و از صحبتهاي قزويني نقل ميکنيد که 99% آن دروغ است اگر واقعا راست ميگوييد و مهيا هستيد به من زنگ بزن تا ترتيب يک مناظره با من و تو بدهيم چون من يک شيعم بوده و هستم و لي يک شيعه موحئ و راستين نه شيعه ولايت تراشان امثال قزويني اگر آماده ايد ميميل من داريد به من ايميل بدهيد تا با هم مناظره داشتهع باشيم و لي سعي در ترور من نداشته باشيد چون از حرفهاي شما اين استنباط ميشود که شما يگ بچه آخوند هستيد نخ سني بوده ايد يک سني عاقل اين حرفها هيچ وقت نميزند چون علماي سنت اهلا اين حرفها نيستند و جز دو کتاب بخاري و مسلم صحيح ديگري ندارند و هر چه در بطون کتب آمده است بايستي سند را نگاه کرد اي بچه آخوند قزويني جواب نظر: با سلام به جاي بي ادبي ، بهتر بود نگاهي به مطالب مطرح شده در سايت ، در مورد پاسخ به اين اشكالات بي اساس مي كرديد ؛ جناب مرحوم طبرسي كه اين كتاب را نگاشت ، وقتي اولين رديه علماي شيعه را ديد ، گفت راضي نيستم كسي كتاب من را بدون اين رديه بخواند ؛ و اين كتاب را جمع آوري كرد . اما متاسفانه اهل سنت كتاب او را گرفته و در كشورهاي عربي بدون اين رديه چاپ كردند و به همين سبب تمامي چاپ هاي اين كتاب ، مربوط به كشور هاي سني نشين است و چاپ ايران آن موجود نيست !!! اما شما صحيح بخاري و مسلم را كه پر از روايات مربوط به تحريف قران است نمي بينيد !!! مي توانيد در مورد نظر شيعه در مورد تحريف قرآن به آدرس هاي ذيل مراجعه كنيد : http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=sokhan&id=99 http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=sokhan&id=96 البته شما گفته ايد بايد روايات بخاري را مورد نقد قرار داد !!! آيا نمي دانيد با اين گفته از اجماع علماي اهل سنت خارج شده ايد ؟ ولكن جمهور متون الصحيحين متفق عليها بين أئمة الحديث تلقوها بالقبول وأجمعوا عليها وهم يعلمون علما قطعيا أن النبى قالها . قاعدة جليلة في التوسل والوسيلة ، ج 1 ص 87 ، أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس الوفاة: 728 ، دار النشر : المكتب الإسلامي - بيروت - 1390 - 1970 ، تحقيق : زهير الشاويش . مجموع الفتاوى ج 1 ص 257 . تمامي آنچه در متن صحيحين آمده است ، ائمه حديث بر آن ها اتفاق دارند و آن را قبول کرده اند و برآن اجماع دارند و ايشان علم قطعي دارند که رسول خدا (ص) آنها را گفته است . جداي از اينكه روايتي كه شما به عنوان طعن به شيعه (روايت يك حيوان از حيوان ديگر) نقل كرده ايد ، دقيقا همين روايت در كتب اهل سنت نيز آمده است : http://www.valiasr-aj.com/lib/soal1/list4.htm#144 اما در مورد مناظره ، علماي شيعه از جمله جناب دكتر قزويني با علماي اهل سنت مناظرات بسيار داشته اند كه در اين سايت نيز در بخش مناظرات تعدادي از آنها را گذاشته ايم : http://www.valiasr-aj.com/fa/list.php?bank=monazerat و ديدن اين مناظرات به خوبي نشان مي دهد كه ما ترسي از مناظره نداريم و اين وهابيون هستند كه قدرت پاسخگويي نداشته و به روش هاي خشونت آميز و ترور دست مي زنند . در صورت تقاضاي براي مناظره ، مي توانيد به صورت حضوري در موسسه ما حاضر شده و يا سوالات خود را براي ما بفرستيد تا به آنها پاسخ گوييم . گروه پاسخ به شبهات |
| 71 |
نام و نام خانوادگي: علي افضلي -
تاريخ: 04 فروردين 88
با عرض سلام و خسته نباشد خدمت شما به صورت مختصر مفيد بنده اكثر مقالات پربار و عالي شما را خواندم و حقيقتا استفاده كردم , ولي نكته اي را كه لازم دانستم عرض كنم , اين است كه در بسياري از مقالات شما به ابن ابي الحديد و مسعودي استناد شده , و شما اين دو را سني معرفي مي كنيد , در صورتي كه خود اهل سنت هيچ كدام از اين دو نفر (به خصوص ابن ابي الحديد را كه پسوند معتزلي نيز دارد) را سني نمي دانند. اگر مداركي نزد شما مبني بر سني بودن اين دو هست , ارائه دهيد تا همچون قبل مورد استفاده واقع شود. اجر شما با همان كه از او دفاع مي كنيد ياعلي جواب نظر: با سلام راجع به شيعه يا سني معتزلي بودن ابن ابي الحديد مي توانيد از لينک ذيل استفاده نماييد http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=727 موفق و مؤيد باشيد معاونت اطلاع رساني |
| 72 |
نام و نام خانوادگي: سيد حسين حيدري -
تاريخ: 14 فروردين 88
با سلام : چون ابن ابي الحديد و معتزلي با ديده انصاف به مسائل نگاه مي کردند و روايات خود را به دور از عناد و متصل به حقيقت نقل مي کردند اهل سنت بر آن شدند که چهره آن دو را خارج از مسلک سنت نشان دهند . همچنين افرادي که از خلافا دفاع مي کنند بدانند هرکس سر سوزني محبت غاصبين خلافت را در دل داشته باشند آتش منتظر آنهاست با لاترين جنايت آنان قتل بي بي مظلومه بود ، غصب خلافت بود ، قتل محسن بن علي بود و از همه مهمتر روشن نمودن قائله کربلا |
| 73 |
نام و نام خانوادگي: آريايي شيعه -
تاريخ: 16 فروردين 88
شما سني ها که ميگيد دليل اينکه ما عمر را دوست نداريم فتح ايران است که همه دينتان را از فارس ها داريد.به اسامي توجه شود: بخاري.نيشابوري.ترمذي.ابوحنيفه که از موالي بوده(عجم بوده).فخر رازي.نسايي .ابوبکر بيهقي، ابن قتيبه دينوري، واحدي نيشابوري، علامه سمرقندي،... ولي ما دينمان را از اهل بيت که هاشمي و قريشي و منصوب شده توسط رسول الله به امر الله هستند داريم.«انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون و من يتول الله و رسوله و الذين آمنوا فان حزب الله هم الغالبون». فبهت الّذي کفر، والله لا يهدي القوم الظّالمين |
| 74 |
نام و نام خانوادگي: فدائي فاطمه زهرا(سلام الله عليها) -
تاريخ: 25 فروردين 88
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسكين بولايت علي ابن ابي طالب عليه السلام از كاربران سني تقاضاميشود براي اينكه كوركورانه خلفاي سه گانه را انتخاب نكنن به كتاب معالم المدرستين علامه عسكري رحمت الله عليه مراجعه كنن ,اين كتاب رو علماي الازهر مصر (برترين ومعتبرترين مركز ديني اهل سنت )دومين معضل حل نشدني ناميده اند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!,اون وقت اگه استدلالي بود(نه حرف مفت)در همين جا مطرح كنيد تاپاسختان رابگيريد. |
| 75 |
نام و نام خانوادگي: سيامک اکبري -
تاريخ: 12 خرداد 88
مهم اتحاد است اگر به دستورات باريتعالي عمل کنيم خودش راه را به ما نشان خواهد داد. |
| 76 |
نام و نام خانوادگي: مقداد -
تاريخ: 28 خرداد 88
از بي سوادي سني ها و علم علماي شيعه واقعا در شگفتم |
| 77 |
نام و نام خانوادگي: حسين منصوري نژاد -
تاريخ: 17 شهريور 88
به خدا قسم من دلم براي سني ها مي سوزه چون اسلامي كه باور دارن از يهوديت صهيونيست خوار تره.مگه فلسطينيا برادراشون نيستن؟چرا حسني نامبارك(به قول امام)مرز مصرو بروشون بست؟آيا بجز ايران شيعه سوريه شيعه و لبنان شيعه كسي به دادشون مي رسه؟كو مسلماني؟؟؟؟؟؟؟؟ |
| 78 |
نام و نام خانوادگي: 7777 -
تاريخ: 29 شهريور 88
سلام چرا دروغ ميگيد كل نوشته هاي اين سايت دروغ محض هست. |
| 79 |
نام و نام خانوادگي: مسعود -
تاريخ: 14 آذر 88
با عرض سلام و خسته نباشيد سوالي از محضر شما بزرگواران داشتم چرا امام علي (ع)در شوراي جانشيني خليفه ي دوم تمام شروط را نپذيرفت ايشان مي توانستند توريه کنند بعد که به قدرت ميرسيدند مي توانستند شرط عمل به سنت شيخين را انجام ندهند تا ما تا ظهور امام زمان (عج)دچار اين همه بدبختي نباشيم ؟ |
| 80 |
نام و نام خانوادگي: momen abdullah -
تاريخ: 16 آذر 88
جناب مسعود چرا وقتي کفار مکه به محمد مصطفي صلي الله عليه و آله پيشنهاد مال و مقام دادند ايشان تقيه نکردند تا مال و موقعيت و ثروت بدست آورند و سپس يک به يک پدر مخالفان خود را در آورند؟ آيا اگر ايشان چنين مي کردند ممکن نبود که اينهمه خون در غزوات مختلف ريخته نشود؟ يا علي |
| 81 |
نام و نام خانوادگي: مسعود -
تاريخ: 21 آذر 88
دوست عزيز momen abdullah ازپاسخ شما خيلي ممنونم . در صورتي كه تمايل داشته باشيد علاقه دارم از اطللاعات شما بيشتر استفاده كنم |
| 82 |
نام و نام خانوادگي: رضا پورفرج -
تاريخ: 21 آذر 88
با سلام. در تکميل پاسخ جنابmomen abdullah . مسعود عزيز اگر امام علي عليه السلام در سقيفه تمام شروط را مي پذيرفت متعهد بود و قول داده بود که به همه شروط عمل کند آن وقت آيا به نظر شما در شان امام علي عليه السلام هست که زير حرفشان بزنند؟ خيلي از ما آدم هاي معمولي وقتي قول يا تعهدي نسبت به شخص يا اشخاصي که ازشان حتي خو شمان هم نمي آيد مي دهيم پايبند به آن مي مانيم آن وقت چطور ممکن است علي بن ابي طالب عليه السلام زير حرفشان بزنند؟ |
| 83 |
نام و نام خانوادگي: رضا پورفرج -
تاريخ: 21 آذر 88
به نام خدا وبا سلام. در تکميل پاسخ جنابmomen abdullah . مسعود عزيز اگر امام علي عليه السلام در سقيفه تمام شروط را مي پذيرفت متعهد بود و قول داده بود که به همه شروط عمل کند آن وقت آيا به نظر شما در شان امام علي عليه السلام هست که زير حرفشان بزنند؟ خيلي از ما آدم هاي معمولي وقتي قول يا تعهدي نسبت به شخص يا اشخاصي که ازشان حتي خو شمان هم نمي آيد مي دهيم پايبند به آن مي مانيم آن وقت چطور ممکن است علي بن ابي طالب عليه السلام زير حرفشان بزنند؟ |
| 84 |
نام و نام خانوادگي: مسعود -
تاريخ: 22 آذر 88
برادر بزرگوار اقاي رضا پورفرج از شما نيز سپاس گذارم در پرتوي رحمت بي کران خداوند متعال زندگي خوب و خوش داشته باشيد |
| 85 |
نام و نام خانوادگي: سيد محمد امين اميرخليلي -
تاريخ: 28 آذر 88
سلام عليکم. من سيد محمد امين، در شهر دوبلين زندگي مي کنم. در دانشگاهي که مي رم، نماز خونه اي داره، اما اکثرا براردان سني هستند. من از اينکه بعدا بحثي پيش آيد و خداي نکرده در آن نمانم شروع کردم به مطالعه در دو جهت مطالعه نهج البلاغه حضرت و منابع اهل سنت تا بتوانم اگر مناظره اي شد در حد دفاع از شيعه برايم. اولا کتاب شيعه کمال دين و دين کامل را از دکتر غفاري که متن سخنراني ايشان است را توصيه مي کنم. در واقع من از مطالعه آن کتاب به اينجا رسيدم. نکته اي که در اين رساله بدان اشاره مي شود و در اين بحث ها من نديدم، آن است که منشا اختلاف لاينحل شيعه و سني فراي مساله خلافت و جانشيني حضرت نبي(ص)، بحث سر مساله خود پيامبر است. بحث بر سر ديدگاه انسان کامل است و اينکه پيامبر امام بود قبل نبوتش. سني معتقد است که پيامبر شخصي عادي بود. در جايي مردم را بيهوده لعن مي کرد نعوذ بالله و احاديث همه در اين صحاح سته است که من از آن طريق به سايت شما رسيدم. لذا دليل تخفيف رسول الله آن بود که جانشيني ابوبکر و عمر و عثمان و تغيير دستورات پيامبر را در نظر سني توجيه مي کند. از شما خواهش دارم که متن کامل صحاح سته را اگر به فارسي دارين براي من لينک کنيد يا بفرستين. |
| 86 |
نام و نام خانوادگي: حسن طلوعي -
تاريخ: 06 اسفند 88
سلام در مورد معروفترين روايت اهل سنت مبني براينكه اگر عمر در جايي باشد شيطان در آنجا حضور ندارد بايد بگويم كه در جايي كه عمر حضور داشته باشد اصلا نيازي به حضور شيطان نيست و دقيقا همان تعبير پيامبر اكرم مي باشد. |
| 87 |
نام و نام خانوادگي: معاويه -
تاريخ: 29 ارديبهشت 89
هرکس بد ما به خلق گويد ما کينه به دل نميخراشيم ما خوبي او به خلق گوييم تا هردو دروغ گفته باشيم |
| 88 |
نام و نام خانوادگي: momen abdullah -
تاريخ: 30 ارديبهشت 89
جناب معاويه هندمادر پرچم مامان بزرگت را کجاست؟ بر سر در کاخت آويزان کردي؟ راستي تو اين چند وقته چندتا داداش پيدا کردي؟؟ زياد هم که داداشت شد!!! راستي پسرت يزيد ديشب کجا خوابيد؟؟ نترس زنت ديگر تو اين سن بچه دار نميشود!!! شنيدم يک معلم سرخونه براي يزيد جونت گرفتي!!! اسمش هم هست کعب الحبار. اين يارو يهودي، کعب الاحبار، به پسرت چي ياد ميده؟؟؟ ميمون بازي يا سگ بازي؟؟؟ الهم العن يزيد و ابه و جده ********* عزيزان به نظر شما سني ايراني است؟ |
| 89 |
نام و نام خانوادگي: معاويه -
تاريخ: 31 ارديبهشت 89
جناب مومن عبد الله به خدا قسم که تو مومن نيستي و عبد الابليسي چون مطابق ميل آمريکا و صهيونيست بين مسلمانان اختلاف ميندازي تو شيعه نيستي رافضي هستي . بدبختي چون شيطان چنان فريبت داده که به اولياي خدا مانند حضرت عمر يا حضرت معاويه (رضي الله عنهم ) کفر ميگي تو اونقدر بدبختي که نميدوني علي (رضي الله عنه) با حضرات خلفا هيچ دشمني نداشت . اميدوارم خداوند سبحان شما رو به راه راست هدايت کنه لا اقل شيعه راستي علي باش نه شيعه اسماعيل صفوي ( لعنه الله عليه و علي اتباعه) والسلام سعي کن کمي فکر کني ................ من بنده خلفاي راشدين و حضرت معاويه و حضرت يزيد (رضي الله عنهم ) هستم . |
| 90 |
نام و نام خانوادگي: كميل(رض) براي معاويه -
تاريخ: 01 خرداد 89
اوهوك..!! معاويه ديگه داري پررو ميشيا. اولياي خدا عمر و معاويه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!! گاز بگير زبون كثيفتو. بابا شما سنيا شورشو درآوردين. عمرو آدم حساب كردين چيزي نگفتيم حالا ديگه شده اوليا. ------------------- اينا به كنار هركي كه هستي فرقي نميكنه مفتي مجاني بچه سني مواظب حرف زدنت باش.جناب مومن عبدالله تاج سر همه بچه هاي سايته. اگه بهش توهين كني به خداقسم دوتا روايت ضدعمر مينويسم آبروي نداشته مولات بره.حالا ببين كي گفتم |
| 91 |
نام و نام خانوادگي: سعيد حسيني(شاه اسماعيل صفوي) -
تاريخ: 01 خرداد 89
سلام جناب مومن عبدالله جناب معاويه نويسنده کامنت89 راست ميگويد شما مومن نيستيد در واقع مومن واقعي عمر است که قاتل حضرت زهرا سلام الله عليهاست!! در واقع مومن واقعي عمر است که پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را متهم به هزيان ميکند!! در واقع مومن واقعي عمر است که خود را از خداوند تبارک و تعالي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بالاتر و داناتر ميداند چون او نص صريح قرآن را مبني بر اينکه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم هر چه ميگويد از طرف خداست را قبول ندارد. در واقع مومن واقعي عمر است که چون براحتي از فرمان خداوند و روسل خدا صلي الله عليه و آله و سلم تمرد ميکند!! در واقع مومن واقعي عمر است که بدعتهاي مختلف را در دين خدا وارد ميکند و ميگويد متعه و طواف نساء را پيامبر حلال کرد و من آن را حرام ميکنم!! در واقع مومن واقعي عمر است که دشمن اهل بيت رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم است!! در واقع مومن واقعي عمر و ابوبکر و عثمان هستند که تا آنجائيکه توانستند به اسلام ضربه زدند!! در واقع مومن واقعي خلفا و بعد از آن پيروان آنان و حکام سني مذهب هستند که به تبعيت از خلفا دستشان بخون ميليونها مسلمان آغشته است!! در واقع مومن واقعي کساني هستند که به پيروي از خلفا تمام فزرندان علي عليه السلام و فاطمه سلام الله عليها را يکي پس از ديگري به شهادت رساندند!!!!! در واقع مومن واقعي خالد بن وليد شرابخوار و زنا کار است که در مقابل چشمان ابوبکر مالک بن نويره را کشت و همان روز با زنش زنا کرد و لقب سيف الاسلام را از ابوبکر گرفت!!!!! در واقع مومن واقعي معاويه است که در اعمال رو رفتار و جناياتش در تاريخ نيازي به توضيح نمي بينم!!!!! در واقع مومن واقعي يزيد پسر معاويه است که زنبارگي و شرابخواري و ميمون بازي و . . . وي در تاريخ زبانزد خاص و عام است!!!!! در واقع مومن واقعي علماي اهل سنت هستند که با فتاواي جالب و خنده دار زمينه تفريحات جهانيان و اديان ديگر را فراهم کرده و باعث از بين رفتن آبروي جهان اسلام شده اند!!!!!!! در واقع مومن اهل سنت هستند که از چنين کساني پيروي ميکنند و در مقابل خدا ايستاده اند!!!!! در واقع مومن واقعي . . . . . . آري جناب مومن عبدالله عزيز شما بهيچ عنوان مومن به شيطان و جبت و طاغوت نيستيد مومن همانهائي بودند که به گوشه اي از آنان در بالا اشاره کردم در واقع مومن واقعي آنان هستند البه مومن به شيطان رجيم. مون واقعي نظر دهنده کامن شماره 89 جناب معاويه است. راستي جناب معاويه امروز مولوي هاي شما برايتان چيز جديدي ارائه کردند يا خير؟ آنها قبلا فتوا داده بودند کشتن 7 شيعه مساوي با رفتن به بهشت است لطفا از آنها بپرس براي اينکه سريعتر به بهشت برسيم ايا ميشود ما بيش از 7 شيعه را بکشيم؟ مثلا 8 يا 9 يا بشتر؟!!! از آنها بپرس آيا راه بهتري از شير دان زنان به مردان بزرگسال جهت محرميت وجود دارد؟!!! جناب معاويه من بعنوان يک انسان به تو ميگويم فقط يک انسان يه کم فکر کن و برو براي کرامت انساني خودت متاسف باش که از چنين مومنيني پيروي ميکني !!!!! راستي به همين دلايل ذکر شده در بالا عمر را امير المومنين ميخوانيد؟؟!!!! عجب امير المومنين الشيطاني داريد شما!!!!!!! اللهم العن الجبت و الطاغوت يا حق |
| 92 |
نام و نام خانوادگي: momen abdullah -
تاريخ: 02 خرداد 89
جناب معاويه هندمادر عمري من شهادت ميدهم که تو يک مريد واقعي و راستين عمر هستي. تو اهل عمر هستي و پيرو سنت عمر هستي. براستي که تو آئينه تمام نماي عمر هستي. تو نتيجه و برآيند سالها تلاش بزرگان عمري مانند بخاري و ابن جبرين و بن باز و ... هستي. راه تو راه عمر است و فکر تو فکر عمر و انديشه و مکتب تو عمري است. افتخار تو عمر است و محبوب تو عمر است و امام و دوست تو عمر است. ******* و دقيقا به همين دليل است که يزيدي که سگ بازي و خاله بازي و ميمون بازي ميکرد و دائم الخمر بود را دوست ميداري!!!! آري. يزيد شرابخوار و سگ باز و ولد زنا و زناکار با محارم و شرابخوار و فاسق و فاجر و لعين و ملعون، قهرمان تو و اسوه تو است. به راه عمر ادامه ده، باشد که بزودي با او ملاقات کني!!!! ******************* برادر عزيز آقاي کميل موحد برادر. بنده خاک پاي شما زوار کربلا هستم. بنده کوچک و خادم شما موحدين و مومنين هستم. اين قبيل افراد دوستار معاويه هندمادر بزرگترين خدمت را به ما ميکنند. چرا که با پخش کردن بوي گند و متعفن معاويه هندمادر و يزيد زاني، نجاست مذهب عمر را هويدا ميکنند!!!! يا علي |
| 93 |
نام و نام خانوادگي: معاويه -
تاريخ: 02 خرداد 89
بسم الله الرحمن الرحيم (فلاتکونو کالذين تفرقو واختلفو من بعد ما جائهم البينات اولئک لهم عذاب عظيم ) آل عمران از معاويه به برادران صفوي ( مومن عبدالله . کميل و سعيد حسيني ) ببينيد دوستان اولش ميخواستم جوابتنو با سکوت بدم ولي مثل اينکه بايد يکمي با هم صحبت کنيم . جناب مومن عبد الله جواب سوالي راکه کرديد با فرمايش رهبر انقلاب جواب ميدم سوال کرديد آيا سني ايراني است ؟ حضرت امام خميني(ره) فرمود همه برادران شيعه و سني در ايران برابرند و هر کس مخالف اين را تبليغ کرد بدانيد دشمن اسلام و ايران است . حالا خودت بگو من ايرانيم ياتو واما در مورد اينکه فرمودي با معاويه ويزيد (رضي الله عنهم ) ملاقات کنم واقعا ممنونم اميدوارم خداوند سبحان من رو با ابوبکر وعمر و عثمان ومعاويه (رضي الله عنهم) محشور کنه تورو هم با چهارده خدايي که ميپرستي . واما جناب کميل شما که به من توهين کردي اشکالي نداره چون اين عادت رافضي هاست من به شما توهين نميکنم اميدوارم خداوند تعالي شمارو به راه راست هدايت کنه . منو تهديد نکن هر روايتي که دلت ميخواد بنويس اما مودبانه . چون به حضرت ابويزيد (رض) قسم اگه ادب رو رعايت نکني پشيمونت ميکنم . جناب سعيد حسيني دوستدار( اسماعيل ميرزاي خونخوار) جواب اسماعيل ملعون رو خداوند بادست مبارک خليفه رسول الله (ص) شاه سلطان سليم کبيرعثماني داد . باور کن برادر عزيز قاتل فاطمه (رضي الله عنها ) حضرت عمر(رض) نيست اولا که دوسه سالي هست که فاطمه شهيد شده وگرنه قبلا خبري از شهادتش نبود عزيزم اين بازار دکانداران ديني شماست که مثلا به شما ميگن جعفر صادق(رض) دشمن خلفاي سه گانه بود باور کن اينطور نيست جعفر صادق که خودش از اولياي خدابود به ساير اوليا هيچ وقت توهين نکرده . در مورد خالد بن وليد (رض) هم اولا که لقبش سيف الله بود ودوم اينکه اين لقب رو از پيامبر گرفته بود ولي شما چون مثل ...... در پاي منبر نشستي و اينا رو شنيدي اطلاعات چنداني نداري واوني هم که بهت گفته از خودت بي سواد تربوده . در مورد کشتن هفت شيعه هم ما چيزي نشنيديم اين اخبار رو کساني درست ميکنند که مخالف با وحدت مسلمين هستند . واما کلام آخربراي برادران صفوي دوست عزيزم : برادران باور کنيد علي (رض) با هيچ يک از خلفا دشمني نداشت وجنگ و دعواي ما در اين مورد بيخود و بيجهت است . من از شما خواهش ميکنم ادب رو رعايت کنيد و نگذاريد من هم با بي ادبي با شما صحبت کنم من نگفتم تشيع راه غلطيه من با رافضي ها دشمني دارم . بياييد عزيزان واقعا شيعه راستين علي (رض) باشيد . چرا بيخود و بيجهت يک عده رو لعن ونفرين ميکنيد که همگي بزرگان اسلام هستند چرا دشمنان اسلام رو نشونه نميگيريد . شما هم مثل تمامي بزرگان دوستدار خلفاي سه گانه و امامان معصوم (رضي الله عنهم ) باشيد . شما چطور پيامبري رو دوست داريد که با همسر عزيزش دشمني ميکنيد کمي فکر کنيد ببينيد راهتون درسته يا نه؟ اگرهم دکاندار ديني هستيد که براتون متاسفم . بهر حال خداي متعال شمارو به راه راست هدايت کند والسلام . براي آخرين بار هم بهتون ميگم که هرچي مينويسيد ادب رو رعايت کنيد وگرنه مجبور ميشم از کتب خودتون رواياتي رو بنويسم که شايد اصلا براتون خوشايند نباشه . (ابويزيد معاويه) |
| 94 |
نام و نام خانوادگي: مجيد م علي -
تاريخ: 02 خرداد 89
با سلام جناب معاويه ابو يزيد . ان شاء الله خداوند شما و ما را همگي بصراط مستقيم هدايت كند . جناب معاويه به قسمتهاي اول نظر شما نمي پردازم ان برادران خودشان جوايتان را خواهند داد . اما چون بمن بطور غير مستقيم اهانت كرديد جوابتان ميدهم . طبق نظراتم در مقاله " تحريف و جعل تاريخ در شبکه به اصطلاح نور ! " http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=khabar&id=838 شماره 208 ’ 213 , 269 ============== من خود را رافضي ميدانم انهم از اون نوع درجه ( 1 ) كه اگر كمي تعقل كني ميفهمي يعني چه . چون مراجعه كنند به اين سايت تعدادي از برادران اهل سنت كه بدنبال حق ميگردند مراجعه ميكنند و اميد بنده اين است كه بسياري از اين برادران بمثل ,سرور عزيزم جناب آقاي صديق فاروق البارزي كه همين امروز خبر خوشحال كننده استبصارشان شنيدم مستبصر شوند , اعتقادات خود را در مـــورد 1, 2, 3 نميگويم . اما نسبت به ال معاويه وقتي كه الله سبحان تعالي و سرور عالميان حضرت محمد صلي الله عليه و اله و سلم و امامان برحقشان انها را شجره الملعونه ناميده اند هرچه انها را لعنت بكنيم كم كرده ايم . اما بر گرديم به اصل مطلب . من رافضي به چهارده معصوم بديده بهترين بندگان خدا و بهترين سروران مخلوقات عالم مينگرم .و ان كسي يا كساني كه اين حرف شاذ """ هم با چهارده خدايي که ميپرستي """ بشما تفهيم كرده اند لعنت خدا و چهارده معصوم و جميع صالحين جهان خصوصا حضرت امام خميني ( ر ه ) بر انها باشد و خداوند او و انها و باور كنندهاي اين اراجيف را با ابوجهل , ابولهب , و خود شجره ملعونه و اولادش محشور كنه . جناب معاويه شما فرموديد : باور کن برادر عزيز قاتل فاطمه (رضي الله عنها ) حضرت عمر(رض) نيست ....... پس لطفا از صميم قلب مسببين شهاده حضرت فاطمه الزهرا سلام الله عليه لعنت كنيم ( حتي اگر نمي تواني اسمشان را بر زبان بياوري ) و بدرگاه خداوند متعال تقاضاي عقوبت شديد در مورد دستور دهنده به هجوم به قتل و مسببين و قاتلين ان حضرت را بكنيم . من ميگويم امين توهم بگو . در ضمن حال كه حرف از مظلوميت دردانه و عزيز حضرت محمد صلي الله عليه و سلم شد خوب است من و شما بدرگاه الله سبحان تعالي بر قاتلين ان دو دختر ( دختر خوانده ) حضرت محمد صلي الله عليه و اله لعنت بفرستيم , لطفاُ بلند بگوئيد تا دلتان خنك شود بمثل من . شما فرموديد ..." برادران باور کنيد علي (رض) با هيچ يک از خلفا دشمني نداشت .... اولاً بر منكر حرف حق لعنت بگو امين تا دلت خنك شود . ثانياً شما در مورد 1 و 2 و 3 و معاويه هرچه دلتان خواست بگوئيد اما من فقط در مورد حضرت علي عليه السلام ميگويم . يا علي , يا قسيم جنه و الجهنم . يا ميزاان حق و باطل اين خادم ناچيز و رافضي 1 , 2 و 3 هر شب و روز بر دشمنانت و غاضبين حقت و قاتلين برادر و پسر عمويت , حضرت محمد صلي الله عليه و اله و سلم و زوجه ات خير النساء العالمين حضرت فاطمه سلام الله عليه و اولادك الامام حسن عليه السلام و الامام حسين عليه السلام لعنت ميكنم به اميد اينكه توشه كوچكي باشد از براي شفاعت شما اهل البيت (عليهما صلوات الله )در روز حسابرسي . اميدوارم كه مقاله من به اندازه كافي محترمانه باشد . البته بدليل اينكه ميخواستم ادب را رعايت كنم را جع به خـــا لد ؟؟؟؟؟ اظهار عقيده نميكنم . اما چگونه است كسي كه تا فتح مكه كافر و مشركه بوده سيف ال؟؟؟؟ ناميد . لعنه الله علي كذابين و جاعلين القاب . تو هم بگو امين . يا علي |
| 95 |
نام و نام خانوادگي: momen abdullah -
تاريخ: 02 خرداد 89
جناب معاويه هندمادر يزيدي آن سني که ايراني است سني است که بر سنت محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) باشد. و آن سني که بلاشک با ايران بيگانه است و خارج از تبعيت ايران است، سني است که بر سنت کعب الاحبار و عمر و معاويه هند مادر و يزيد سگ باز باشد. ديگر آنکه ما را تهديد کردهايد که از کتب خودمان براي ما روايت بياوريد. ما بيصبرانه منتظر هستيم. اجازه دهيد ابتدا بنده شروع کنم و مذهب راستين اهل عمر را آشکار کنم. ************ مريدان عمر که را ميپرستند؟ ********** آيا هيچ از خود پرسيدهايد که يک عمري چه کسي را خالق زمين و درياها و موجودات زنده و آسمانها ميداند؟؟ يک عمر در برابر چه کسي سجده ميکند؟؟ چه کسي را رب العالمين ميداند؟؟ با شکسته شدن بتهاي سنگي و جامد در کعبه به دست مولي الموحدين علي ابن ابيطالب (عليه السلام)، مريدان عمر ديگر قادر به نصب و برافراشتن بتهاي سنگي نبودند و نيستند. اگر امروزه هم بخواهند در معابد خود از فلز و يا پلاستيک بتي بسازند کفرشان بلافاصله آشکار ميشود و آنها رسوا ميشوند. پس مريدان عمر چاره را در چه ديدند؟؟ مريدان عمر چاره را در برافراشتن بتها در «ذهن» و «وهم» خود ديدند تا بدين وسيله راه ابوسفيان و عمر و معاويه و يزيد را ادامه دهند. آري عمري نماز ميخواند ولي براي قرب به وهم و خيالش. حج ميرود براي رضاي وهم و خيالش. سجده ميکند ولي در برابر «وهم» و خيالش. ********** مريد عمر قبل از اقامه نماز، بتي را «تصور» و «توهم» ميکند و آن را «در» آسمان قرار ميدهد. سپس شروع به گفتن اذکار نماز به طور ناقص ميکند. سپس در برابر آن «وهم» به رکوع ميرود و سپس در برابر «تصور خود» سجده ميکند. اينکه دقيقا چه چيزي را «وهم» ميکند و در برابرش سجده ميکند را خدا ميداند و شيطان رجيم. ولي با نگاهي به پارهاي از کتب «صحيح» مريدان عمر ميتوانيم به گوشهاي از دنياي تاريک اذهان مريدان عمر پي ببريم: http://www.al-eman.com/hadeeth/viewchp.asp?BID=13&CID=170#s2 (صحيح!! بخاري:) «عن أبي هريرة: ...خلق الله آدم على صورته، طوله ستون ذراعا»!!!!! ----> مسجود اهل عمر دماغ دارد. ----> مسجود اهل عمر ريش و پشم دارد!! ----> مسجود اهل عمر لاله گوش دارد!!! ----> مسجود اهل عمر شکل و شمايل دارد!!!! ----> مسجود اهل عمر لنگ درازي دارد ( به طول 60 ذراغ)!!! ----> مسجود اهل عمر سطح و رنگي دارد!!! ----> مسجود اهل عمر حجم و مکان دارد!!!! http://www.al-eman.com/hadeeth/viewchp.asp?BID=1&CID=7#s14 (صحيح!! مسلم:) « فيأتيهم الله - تبارك وتعالى - في صورة غير صورته التي يعرفون فيقول أنا ربكم . فيقولون نعوذ بالله منك هذا مكاننا حتى يأتينا ربنا فإذا جاء ربنا عرفناه . فيأتيهم الله تعالى في صورته التي يعرفون فيقول أنا ربكم . فيقولون أنت ربنا . فيتبعونه ويضرب الصراط بين ظهرى جهنم»!!!!!! ----> مسجود اهل عمر طول و عرض و ارتفاع دارد!!!! ----> مسجود اهل عمر تحت زمان و ابعاد حياتي دارد!!!! ----> مسجود اهل عمر در ميان مردم آمدني دارد!!!! ----> مسجود اهل عمر با خودش لباس ضد آتش دارد!!! ----> مسجود اهل عمر در آسمانها خانهاي دارد!!!! ----> مسجود اهل عمر با خودش برو بيايي دارد!!! ----> مسجود اهل عمر با فوتون تعاملي دارد!!! ----> مسجود اهل عمر زير آسمان مکاني دارد!!! http://www.al-eman.com/hadeeth/viewchp.asp?BID=13&CID=39#s15 (صحيح!! بخاري:) «عن أبي هريرة ـ رضى ا-ل-ل-ه عنه ـ " ينزل ربنا تبارك وتعالى كل ليلة إلى السماء الدنيا حين يبقى ثلث الليل الآخر» !!!!! ----> مسجود اهل عمر آسانسوري دارد!!!! ----> مسجود اهل عمر در آسمان سوراخي دارد!!! ----> مسجود اهل عمر آسماني در اطراف خود «محاط» دارد!!! ----> مسجود اهل عمر زمان و مکان دارد!!! *************** ----> مسجود اهل عمر خانه اي در «ذهن» و «وهم» و «خيال» اهل عمر دارد!!! *************** ----> مسجود اهل عمر شريکي براي خود در انتخاب خليفهاش دارد!!!! ----> مسجود اهل عمر ابوبکر را براي تعيين و حعل خليفهاش شريک خود ميدارد!!! ----> مسجود اهل عمر شريکي در تشريع قوانين دارد!!!! ----> مسجود اهل عمر ، عمر را براي جعل قوانين و تشريع قانون شريک خود ميدارد!!!! ************** اين از معبودتان!!! حال نوبت سرور و اميرتان است!!!! ************* http://www.al-eman.com/hadeeth/viewchp.asp?BID=1&CID=137#s16. "6793 - .... فجاء رسول الله صلى الله عليه وسلم فتواريت خلف باب - قال - فجاء فحطأني حطأة وقال " اذهب وادع لي معاوية " . قال فجئت فقلت هو يأكل - قال - ثم قال لي " اذهب وادع لي معاوية " . قال فجئت فقلت هو يأكل فقال " لا أشبع الله بطنه " ... " ===> امير اهل عمر ملعون است به لسان حضرت محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) ===> امير اهل عمر کود ميسازه خيلي زياد!!! ===> امير اهل عمر به شکمش بيشتر علاقه دارد تا به حضرت محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) http://www.al-eman.com/hadeeth/viewchp.asp?BID=1&CID=74#s16 "4145 -.... عبادة بن الصامت فقام فقال إني سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم ينهى عن بيع الذهب بالذهب والفضة بالفضة والبر بالبر والشعير بالشعير والتمر بالتمر والملح بالملح إلا سواء بسواء عينا بعين فمن زاد أو ازداد فقد أربى . فرد الناس ما أخذوا فبلغ ذلك معاوية فقام خطيبا فقال ألا ما بال رجال يتحدثون عن رسول الله صلى الله عليه وسلم أحاديث قد كنا نشهده ونصحبه فلم نسمعها منه . فقام عبادة بن الصامت فأعاد القصة ثم قال لنحدثن بما سمعنا من رسول الله صلى الله عليه وسلم وإن كره معاوية - أو قال وإن رغم - ما أبالي أن لا أصحبه في جنده ليلة سوداء . قال حماد هذا أو نحوه" ===> امير اهل عمر آتش در شکم ميکند. ===> امير اهل عمر به جنگ خدا و رسولش ميرود. ===> امير اهل عمر در قيامت چون ديوانگان محشور ميشود. ===> امير اهل عمر با يهود فاسق و فاسد هم شغل است. http://www.al-eman.com/hadeeth/viewchp.asp?BID=7&CID=70#s43 "4133 - ... فقال له رجل أتراها مصيبة قال له ولم لا أراها مصيبة وقد وضعه رسول الله صلى الله عليه وسلم في حجره فقال " هذا مني وحسين من علي " . فقال الأسدي جمرة أطفأها الله عز وجل . قال فقال المقدام أما أنا فلا أبرح اليوم حتى أغيظك وأسمعك ما تكره . ثم قال يا معاوية إن أنا صدقت فصدقني وإن أنا كذبت فكذبني قال أفعل . قال فأنشدك بالله هل تعلم أن رسول الله صلى الله عليه وسلم نهى عن لبس الذهب قال نعم . قال فأنشدك بالله هل سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم ينهى عن لبس الحرير قال نعم . قال فأنشدك بالله هل تعلم أن رسول الله صلى الله عليه وسلم نهى عن لبس جلود السباع والركوب عليها قال نعم . قال فوالله لقد رأيت هذا كله في بيتك يا معاوية... "* ===> امير اهل عمر با شريعت اسلام ميجنگند ===> امير اهل عمر حلال و حرام خدا را به سخره ميگيريد. ===> امير اهل عمر حرام ميپوشد و کاخش را با نجاسات مزين ميکند. ===> امير اهل عمر با دستورات رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) نبرد ميکند. http://www.al-eman.com/hadeeth/viewchp.asp?BID=1&CID=100#s11 "4882 ..... فقلت له هذا ابن عمك معاوية يأمرنا أن نأكل أموالنا بيننا بالباطل ونقتل أنفسنا والله يقول { يا أيها الذين آمنوا لا تأكلوا أموالكم بينكم بالباطل إلا أن تكون تجارة عن تراض منكم ولا تقتلوا أنفسكم إن الله كان بكم رحيما} قال فسكت ساعة ثم قال أطعه في طاعة الله واعصه في معصية الله " ===> امير اهل عمر از ريختن خون مومنين شاد ميشود ===> امير اهل عمر امر به درنده خويي و جنگ با خدا ميکند. ===> امير اهل عمر امر به رباخواري و حرام خواري ميکند. ===> امير اهل عمر سفاک و درنده و خونريز است. *********************************************** جناب معاويه هندمادر يزيدي فعلا به اذن خداوند اين تو دهني هارا مهمان باش تا بعد برويم سراغ عزيز دلت و محبوب قلبت يزيد سگ باز!!! يا علي |
| 96 |
نام و نام خانوادگي: رضا -
تاريخ: 03 خرداد 89
چطور شد معاويه يهو تغيير رنگ داد؟؟؟!!!! چه مودب شد. |
| 97 |
نام و نام خانوادگي: ابايزيد(معاويه) -
تاريخ: 03 خرداد 89
بسم رب الکعبه از ابايزيد به مجيد م علي با سلام به شما دوست گرامي من هم اميدوارم خداي تعالي همه مارو به راه راست هدايت بفرمايد. دوست عزيز رافضي بودن يا نبودنت به خودت ربط داره واز اونجايي که تقريبا مودبانه صحبت کردي منم احترام رو تا حد اعلي نگه ميدارم واميدوارم خداوند من رو با خلفاي راشدين و شما رو هم باهرکي دوست داري محشور کنه . باور کن فحش دادن کار آسونيه ولي مودب بودن کار آدماي بزرگه...... درباره قاتل فاطمه هم همونطور که گفتم دوسه سالي هست که پيدا شده وگرنه قبلا فاطمه شهيد نبود بهر حال نه من آگاهم ونه شما والله اعلم . واما در باره لقب حضرت سيف الله که فرموديد لعنت بر دروغگويان واقعا منم ميگم لعنت بر دروغگويان کساني که القاب بعضي رو ميدزدند وبيخودي به يکي ديگه ميچسپونند. اگرهم با اين لقب مخالفي که متاسفم چون اهداي اين لقب کار من نبود کار پيامبر (ص) بود. در هرحال موفق باشيد . والسلام علي من التبع الهدي (ابايزيد) |
| 98 |
نام و نام خانوادگي: معاويه -
تاريخ: 03 خرداد 89
از ابا يزيد به ابو جهل ثاني عبد الشيطان ببين عبد الابليس مثل اينکه من هرچند با تو مودب صحبت کنم فايده اي نداره . بيخود و بيجهت يک سري حديث به عربي واسه من نوشتي که چي رو ثابت کني . من عربي هيچ بدبخت قرآن و نهج البلاغه و فقه جعفري و حنفي ومالکي و وهابي رو فولم وبايد بهت بگم مثل خودت قبلا يه رافضي بودم .... ببين من ميدونم مشکل تو با عمر (رض) چيه تو دوست داشتي الان هم بت پرست بودي تا هرکاري دلت ميخواست ميکردي ولي چون عمر (رض) مسلمونت کرد با هاش دشمني البته حقم داري !!!!!!! درباره معبود سنگي هم عزيزم اشتباه گرفتي اوني که خدايان چهارده گانه داره تويي نه ما به اذن خدا تودهني فرستادي ولي نگفتي کدوم خدا علي – فاطمه – حسن يا حسين ؟؟؟؟؟ من که بهت گفتم تو شيعه نيستي چون اگه درتمام عمر بي برکتت يه بار نهج البلاغه رو نگاه ميکردي ميديدي که علي حتي در جنگ با معاويه (رض) گفت من از لعن و نفرين بيزارم اما ازاونجايي که شما خودت هيچي نخوندي واوني هم که بهت ياد داده بيسوادتراز خودته ................ اما در مورد روايات کتب خودتون که بي صبرانه منتظري واست مينويسم ميفرمايند که : علي بن ابيطالب (ع) فرمودند : من همان رب و پروردگار زمين هستم که آنرا آرام نگه ميدارم ( مرآه الانوار چاپ تهران ) از رسول الله (ص) پرسيدند که در معراج چه مشاهده نموديد فرمود با خداي متعال صحبت کردم ولي چنان احساس کردم که او علي بن ابيطالب است (کشف الغمه جلد يکم چاپ قم ) ابو بصير فرمايد که ابا عبد الله (ع) فرمود آيا ميداني که دنيا و آخرت تحت تصرف وحکم ما امامان ميباشد (اصول کافي الکليني چاپ تهران ) وبازهم ابي بصير فرمايد ابا عبدالله (ع) فرمود آيا ميداني که خداي متعال در جسم ما ائمه حلول مينمايد ( اصول کافي جلد اول ص 440) خداوند در حديثي قدسي فرمود يا محمد اگر تو نبودي جهان را خلق نميکردم واگر علي نبود تورا خلق نميکردم واگر فاطمه نبود هيچکدامتان راپس بدان که علي وفاطمه ميتوانند حلال مرا حرام وحرام مرا حلال نمايند (بحار الانوارمجلسي و اصول کافي چاپ قم ) مومن عبد الشيطان پس بايد بگيم که فاطمه از علي و محمد بزرگتر بود لابد اينطور بوده ديگه!!!!!!!!!!!!! از حمزه بن عبد الله منقول است که امام صادق فرمودند تا قبل از آمدن پدرم (محمد باقر) مردم مراسم و مناسک حج را بلد نبودند وبه يمن وجود پدرم آموختند (اصول کافي جلد 2 ص20) ابوجهل ثاني غمگين شدم که بيچاره پيامبر مناسک حج رو بلد نبود اي داد بيداد!!!!!!!!!!! روزي دوتکه ابر بر آسمان بودند امير المومنين بدانها اشارت فرمودند يکي ازآن سحاب قالي شد وعلي بر آن سوار شد فرياد برآورد وفرمود من زبان چشم و گوش الله بر زمين هستم(بحار الانوارالمجلسي چاپ سابق الذکر) اميدوارم مومن توهم يکي از اين قالي ها گيرت بياد باهاش پروازکني ................. آخه مشرکين هم مثل جنابعالي ميگفتند (مانعبدهم الا ليقربونا الي الله زلفا - زمر3) وبت ها رو براي توسل به الله ميپرستيدند حالا انصافا من بت پرستم يا تو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا يکي ديگه رو گوش کن : يکي از ائمه ما فرمودند : سبب گرفتاري يونس در شکم ماهي اين بود که ولايت امير المومنين را قبول نفرمود وسپس از آن جهت رهايي يافت که ولايت را پذيرفت (تفسير الفرات ابراهيم کوفي سوره يونس ) (واقعا کيف ميکنم از اين همه دانش) حالا عزيزم اينارو داشته باش بازم واست دارم ............................. البته شما حق هم داريد صدالبته که يک ميليارد نفر اهل سنت و بسياري از بزرگان اهل تشيع گمراهند و فقط تو برراه حقي . واقعا که متعجبم از اين همه هوش و درايت جنابعالي . من در حق تو يه آيه از قران مينويسم که به دردت ميخوره ((ولا تکونو من المشرکين من الذين فرقو دينهم وکانو شيعا کل حزب بمالديهم فرحون الا لعنه الله علي القوم الکاذبين)) سوره مبارکه روم کاش يه ذره دانش داشتي تا کتا ب بزرگان خودتون مثل حضرات آيت ا...خميني (ره) وآيت ا...منتظري (ره) رو ميخوندي اون وقت ميفهميدي که شيعه ي واقعي علي کيه وتوي رافضي کي هستي . بهر حال من اينا رو واست نوشتم تا يه ذره مودب باشي سعي کن مودبانه نام من رو بنويسي تا منم باهات مودبانه صحبت کنم . ......................................................................................................................................... ببين بازم بهت ميگم با برادران مسلمون خودت دشمني ميکني اما غافلي که دشمنان از همين نفاق هايي که منافقيني چون خود تو درست ميکنن استفاده ميکنند . با اهل سنت دشمني باش اما توهين نکن يه ذره تعقل کن ...باور کن من دوست دارم برادرانه باهات صحبت کنم وگرنه نوشتن فحش يا کار آسونيه والسلام (ابايزيد) |
| 99 |
نام و نام خانوادگي: سعيد حسيني(شاه اسماعيل صفوي) -
تاريخ: 03 خرداد 89
به به جناب معاويه ماشاءالله به معلومات تاريخي شما!!!!!! بنده هم لازم ميدانم بقول خودتان کمي باهم صحبت کنيم قبل از هر چيز ار نام مبارکتان شروع ميکنيم: جناب معاويه بهتر نبود قبل از انتخاب چنين اسمي براي خودتان که نشاندهنده ي ميزان محبت و علاقه حضرتعالي به معاويه است کمي در منابع خودتان مطالعه ميکرديد و بعد اين نام را بر خود مي نهاديد؟! کرامات معاويه شما درتاريخ زبانزد خاص و عام است معاويه خونخوار حتي بيش از عمر ابوبکر و عثمان به دين ضربه زد زيرا آن سه خليفه در مقاطعي از زمان خلافت غاصبانه ي خود حفط ظاهر ميکردند تا در اذهان عمومي مسلمان جلوه کنند. اما معاويه خونخوار و پسرش يزيد بطور آشکار زنا و شرابخواري و ميمون بازي و . . . بنام اسلام رواج دادند که اين بعنوان کرامات و فضائل آنان به شمار ميرود و ميزان علاقه محبين آنان هم در انتخاب نام آنان براي خود کاملا مشهود است. اما جناب معاويه بدانيد فضائل معاويه شما فقط به اينجا ختم نميشود فضائل ديگري از ايشان و شجره نامه ملعون ايشان در منابع خودتان بجاي مانده است که واقعا نيست پيروان عمر و معاويه و تقارن عقايد آنان را به نمايش ميگذارد و آن اين است: ابن کلبي که ذهبي وي را ثقه ميخواند ميگويد چهار نفر ادعاي پدري همين جناب معاويه شما را کرده اند که اين تعدا به غير ازکساني بوده اند که احتمال پدري معاويه را داشته اند اما در آن هنگام در سفر بوده اند و بر خي نيز از ترس ابوسفيان زبان فرو بسته و حرفي نزده اند. ابن کلبي ادامه ميدهد مادر معاويه هنده از زنان بدکاره و صاحب پرچم بوده است که نسبت به غلامان سياه عشق مي ورزيد و بسيار به آنان علاقه داشته است و . . . . . واقعا انسان از ادامه دادن اين مطلب شرم ميکند در مورد خليفه دومتان هم همين مقدار کافي است که در بسياري از منابع خودتان وي را (( عمر بن صهاک )) خوانده اند و توضيح بيشتر را لازم نميدانم زيرا احساس ميکنم که اين قسمت از نظرم توسط دوستان زحمتکش سايت حذف شود!! به هر حال براي اهل حقيقت همين مقدار کافي است. و اما در مورد شاه اسماعيل و زحماتي که او براي ازاد کردن مردم ستمديده از ظلم و ستم سلاطين سني مذهب کشيد بايد بگويم اولا نه بنده و نه ديگر شيعيان شاه اسماعيل را بعنوان مقتداي خودمان نميدانيم و فقط از اين جهت او براي ما قابل احترام است که مقابل ظلم و ستم سلاطين سني مذهب که بعد از حمله عمر به ايران و کشتار و حشيانه و تجاوزات سنگين به ايرانيان و زنان و دختران ايراني به اين سر زمين مسلط گشته بودند ، ايستاد و اين مردم ستمديده را نجات داد. البته خداوند جزاي عمربن صهاک خليفه دوم شما را توسط سردار ايراني آنهم در مدينه يعني مقر حکومت غاصبانه اش داد و او را توسط آن سردار غيور به درک فرستاد، اما موضوع اصلي و مهم اين است : شاه اسماعيل چگونه بر سلاطين عثماني پيروز شد؟؟؟!!!! جناب معاويه تاريخ را مطالعه کنيد البته بدون تعصب و با نيت رسيدن به حقيقت و با استعانت به حي متعال براي رسيدن به حقيقت و نيز استغفار و همچنين دور کردن شيطان نفس و جهل و گمراهي از خودتان. چگونه ميشود فردي بنام شاه اسماعيل که حدودا در سن 15 سالگي قيام خود را آغاز کرد به سرعت بر سلاطين سني مذهب پيروز شود؟ چگونه بود که با توجه به ادعاي شما که عمر همه ي ايرانيان را با شمشير مسلمان کرده بود ، همه به شاه اسماعيل کمک کردند تا از سلطه ي حکام سني مذهب رهائي يابند؟؟؟!!!!! جواب اينت سئوالات اين است: مردمي که به زور شمشير به عقيده ي غاصبان ولايت در آيند در واقع قلبا آنرا نپذيرفته بودند و هميشه در پي راهي براي از بين بردن خرفاتي که عمر بنام اسلام و توحيد وارد ايران کرد بودند و هميشه از ظلم و ستم عمر و بعد از آن حکام سني مذهب (وارثان عمر) نالان بوده و منتظر راهي بودند تا از بند آن وحشيان نام مسلمان راهاي يابند و همين مسئله باعث شد تا به شاه اسماعيل و قيام او پيوسته و او را در مسير قيامش ياري کنند. آري جناب معاويه عمر مسلمان نبود و از اعتقادي هم به اسلام نداشت و تابع يهود بود و از نام اسلام استفاده ابزاري ميکرد. چگونه مدعي هستي کسي که نتوانست اسلام را حتي بخانه خود بياورد ، آنرا به ايران آورده باشد. آيا اين است منطق اهل عمر؟؟؟!!!!! چرا از مطالعه و تحقيق بدور از تعصب فرار ميکنيد؟؟ آيا دانستن حقيقت برايتان سخت است يا کتمان آن برايتان مهم است؟؟؟ بهتر نيست براي يکبار هم که شده رضايت الله را در نظر بگيريد و رضايت خلفا را به ذباله داني حقيقت بيندازيد؟ آيا شما اهل عمر تا اين حد از خداوند بيزار هستيد؟ علت علاقه شما به عمر بن صهاک چيست؟ جناب معاوبه من قصد توهين به احدي را نداشته و ندارم بلکه عقايد هر کسي ميزان و پايبندي وي را به تعقل و تفکر روشن ميکند. چرا به فرموده ي قرآن عمل نميکنيد؟ باور کنيد هم اکنون از کتب معتربر خودتان مطالبي دارم که اگر بخواهم بيان کنم بدون شک شما اولين نفري خواهي بود که بنده را متهم به توهين به خودت خواهي کرد . اما جناب معاويه اگر مصدر روايات از کتب معتبر خودتان باشد در واقع خودتان به خودتان توهين کرده ايد و متهمين اين پرونده علماي شما هستند نه شيعيان.!!!! اگر ميخواهي آنها را بداني ميتوانيد به من ايميل بزنيد. البته اگر تمايل داريد آنها بطور خصوصي به ايميلتان فرستاده شود اگر هم برايتان مهم نيست بفرمائيد تا در همين صفحه برايتان با ذکر سند بنويسم. البته مطلبي را که در مورد معاويه از کتب خودتان عرض کردم فقط قطره اي از اقيانوس حقايق است، ميتوانيد خودتان تحقيق کنيد. به هر حال ميل خودتان است ايميل من: hoseini142005@yahoo.com يا حق |
| 100 |
نام و نام خانوادگي: momen abdullah -
تاريخ: 04 خرداد 89
اعوذبالله من الشيطان الرجيم «هل انبيكم علي من تنزل الشياطين» «تنزل علي كل افاك اثيم» «يلقون السمع واكثرهم كاذبون» ************ افاک اثيم کيست؟ آن دروغگوي گناهکار کيست که بر او شياطين نازل ميشوند؟؟؟ افاک اثيم معاويه هندمادر و مريدان او است!!! افاک اثيم دروغگويي است که جعل احاديث ميکند!!!! معاويه هندمادر ادعا کردهاي که «و فقه جعفري و حنفي ومالکي و وهابي رو فولم»!!!! فقه وهابي را نميدانم!!! ولي نميداني که در فقه جعفري و حنفي و مالکي دروغ گويي گناه کبيره است؟؟؟؟ ادعا کردهاي که «عربي» ميداني!!!! پس چرا از فهميدن معناي «معاوية يأمرنا أن نأكل أموالنا بيننا بالباطل ونقتل أنفسنا» عاجز هستي و همچنان از آن ملعون به لسان نبي اکرم(صلي الله عليه و آله) حمايت ميکني؟؟؟؟ آخر معاويه هند مادر!!!! فکر کردهاي که اينجا بيابان حجاز است که جاهلي که از او 50 صفحه مطلب علمي نقل نشده است مانند يک بابون بالاي منبر بپرد و ادعاي خلافت عظيم ترين دانشمند تاريخ محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) را کند و جهال هم او را تاييد کند؟؟؟ و يا فکر کردي اينجاهم شرابخانه و رقاص خانه هاي معاويه هندمادر است که معاويه هندمادر شرب خمري کند و آروغي زند و مشتي يزيدي چون خودت تمجيد و تمحيدش کنند؟؟؟؟ ******** ما از سرزمين ايران با تو سخن ميگوييم!!! سرزمين علم و دانش و دليل و عقل و منطق!!!! آخر افاک اثيم تو اي معاويه هندمادر!! الحمدالله منابع و آدرسها و لينکها و کتبي که بنده ذکر کردم چنان مستند و مستدل است که تو در مقابل مجبور شدي براي اينکه «حفظ آبروي» آن نامذهب عمري خود، دست به جعل احاديث و دروغ پردازي و افتري علني بزني!!!!!! دليلت کو؟؟؟ سندت کو؟؟؟ مرجعت کو؟؟؟؟ رفرانس و منبع و ماخذت کو؟؟؟؟؟ خواب عايشه ديدي؟؟؟ خواب عمر ديدي؟؟؟؟ و يا شياطين بر تو نازل شدهاند؟؟؟؟ ««««« فمن اظلم ممن افتري علي الله كذبا »»»»» وبازهم ابي بصير فرمايد ابا عبدالله (ع) فرمود آيا ميداني که خداي متعال در جسم ما ائمه حلول مينمايد ( اصول کافي جلد اول ص 440)!!!!!!!!!! اين لينک کتاب اصول کافي: http://www.ghadeer.org/hadis/KAFI_J1/kafi_j1.html نشان بده!!! همانگونه که بنده از وب سايتهاي خودتان احاديث را ذکر کردم، تو هم به بنده نشان بده!!! اين حديث کجا است؟؟؟؟ آيا جز اين است چون معاويه هندمادر «افاک اثيم» هستي؟؟؟؟ آيا جز اين است که چون عمر کاذب و خائن و غادر و اثم هستي؟؟؟ آيا جز اين است که چون عايشه دروغپرداز هستي؟؟؟؟ ************************** در مقابل بنده به اذن خداوند احاديثي را نقل ميکنم و کاملا متضاد دروغي است که چون ابوبکر جعل کردي!!!!! http://www.aqaed.com/book/135/twhid1-26.html#twh69 ( کتاب توحيد شيخ صدوق (رحمة الله عليه)) (الصفحة 398) «...قال: يا محمد إلى ما تدعو؟ قال: إلى شهادة أن لا إله إلا الله وأني رسول الله، قال: يا محمد أخبرني عن هذا الرب الذي تدعو إلى وحدانيته وتزعم أنك رسوله كيف هو، قال: يا يهودي إن ربي لا يوصف بالكيف لأن الكيف مخلوق وهو مكيفه، قال: فأين هو؟ قال: إن ربي لا يوصف بالأين لأن الأين مخلوق وهو أينه، قال: فهل رأيته يا محمد؟ قال: إنه لا يرى بالأبصار ولا يدرك بالأوهام، قال: فبأي شئ نعلم أنه موجود؟ قال: بآياته وأعلامه، قال: فهل يحمل العرش أم العرش يحمله؟ فقال: يا يهودي إن ربي ليس بحال ولا محل...» ************** ايها الکذاب الاشر!!!! اي معاويه هندمادر!!!! اين است عقيده درخشان و نوراني تشيع: <<<<<<إن ربي ليس بحال ولا محل>>>>>>>> ***************** http://www.ghadeer.org/hadis/KAFI_J1/o_kfi_36.html#link48 ( کتاب اصول کافي جلد اول: باب كليات توحيد) «...سبحان الذي ليس له أَول مبتدأ و لا غاية منتهى و لا آخر يفنى سبحانه هو كما وصف نفسه و الواصفون لا يبلغون نعته و حد الاشياء كلها عند خلقه إِبانة لها من شبهه و إِبانة له من شبهِها لم يحلل فيها فيقال هو فيها كائن و لم ينأَ عنها فيقال هو منها بائن و لم يخل منها فيقال له أين لكنه سبحانه أَحاط بها علمه...» «...او منزه است، او چنانستكه كه خود را، وصف كنندگان بستايش او نرسند، همه چيز را هنگام آفرينش محدود ساخت تا از همانندى خودش (كه محدود نيست) جدا باشند و او از همانندى آنها جدا باشد در چيزها درون نشده تا بتوان گفت در آنها جا دارد و از آنها دور نگشته تا بتوان گفت او از آنها بيگانه است و از آنها بر كنار نگشته تا توان گفت: در كجاست، ولى خداى سبحان علمش همه چيز را فرا گرفته...» *********** ايها الکذاب الاشر!!!! اي معاويه هندمادر!!!! اين است عقيده درخشان و نوراني تشيع: <<<<<<لم يحلل فيها >>>>>>>> ************************ هر چقدر دلت ميخواهد جعل حديث کن و دروغ پردازي و خيال پردازي کن و يا چون عمر صدا در بيار!!! حقيقت چون روز روشن است: ******* عقيده تشيع : *********** http://www.ghadeer.org/hadis/KAFI_J1/o_kfi_30.html#link30 «باب في إبطال الرؤية» ******* عقيده اهل عمر : *********** http://www.al-eman.com/hadeeth/viewchp.asp?BID=1&CID=7#s15 «باب معرفة طريق الرؤية» ************************************************* ************************************************* اين از کتب «صحيحتان»!!!! حال سري هم به عقايد درخشان «علمايتان!!!» بزنيم:: ************ وقتي معبود اهل عمر «نزول» ميفرمايد *********** http://ibn-jebreen.com/book.php?cat=7&book=93&toc=6621&page=5848&subid=29252 >>>>>>>>>>إثبات صفة النزول لله عز وجل<<<<<<<<<<< ************ معبود اهل عمر با قوانين اپتيک سازگار است!!! ********** http://ibn-jebreen.com/book.php?cat=8&book=104&toc=7029&page=6190&subid=29252 >>>>>تأويلات المعتزلة لنفي البصر والعين لله تعالى<<<<< «ولا شك أن هذا كمال، وأن نفيه نقص وعيب، فإن من فقد البصر؛ وصف بأنه أعمى فاقد للبصر؛ وذلك -بلا شك- نقص وعيب،» *********** معبود اهل عمر راه رفتن هم بلد است *************** http://ibn-jebreen.com/book.php?cat=7&book=196&toc=8126&page=7100&subid=29416 >>>>>مجيء الله تعالى لفصل القضاء يوم القيامة<<<<<< «ولا شك أن هذا من التحريف، الذين يقولون: يأتي بعض آيات ربك أي: يأتي ربك، يعني: يأتي أمره » ***** معبود اهل عمر اندکي باسن گشادي دارد(بيدليل نيست عمر خليفهاش است!!)******** http://ibn-jebreen.com/book.php?cat=7&book=81&toc=5492&page=4924&subid=29423 «وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ» قال: على الصخرة التي تحت الأرض ومنتهى الخلق على أرجائها أربعة أملاك لكل واحد منهم أربعة وجوه، وجه إنسان، ووجه أسد، ووجه نسر، ووجه ثور وهم قيام عليها قد أحاطوا بالأرضين والسماوات ورءوسهم تحت العرش والكرسي تحت العرش والله عز وجل على الكرسي. ************* معبود اهل عمر با عقل ميانه خوبي ندارد!! *********** http://ibn-jebreen.com/book.php?cat=7&book=82&toc=5657&page=5059&subid=29423 «ولا يجوز أن يعرض ذلك على عقله كالعقلانيين الذين يقبلون ما تُقِرُّهُ عقولهم, ويَرُدُّون ما لا تدركه عقولهم, » «وقد أنكر كثير من المعتزلة حقيقة العرش أنه سرير عظيم, وقالوا: العرش هو الملك؛ حيث أنه ثقل عليهم أن يقبلوا هذه الآيات التي فيها الاستواء» ********** معبود اهل عمر «در» چيزي است! *********** http://ibn-jebreen.com/book.php?cat=1&book=57&toc=3315&page=2996&subid=29262 «هذا دليلُ إثبات أنه في السماء, كما ورد أيضا في الأحاديث مثل حديث رقية المريض» ********* مبادا عقل خود را به کار اندازيد!!! *********** http://ibn-jebreen.com/book.php?cat=7&book=81&toc=5525&page=4951&subid=29262 «ولا عبرة بمن أنكر الاستواء الذي هو العلو عليه مثل المعطلة والنفاة ونحوهم، فإنهم قد صادموا النصوص وقد عطلوها كما تأولوها بتأويلات بعيدة حتى قال بعضهم: إن العرش هو الملك وليس هو شيء مخلوق استوى عليه بل استوى على الملك يعني: دبر الملك وهذا مغالطة منهم.» ************ سخن آخر: مسجود اهل عمر فرق چنداني با زباله ندارد!!! ********** «فتتشقق السماوات وينزل منها الملائكة، ثم أخبر أيضًا بأنه ينزل الرب تعالى كما يشاء على عرشه، وقد أنكر ذلك أيضًا النفاة والمعطلة الذين ينكرون صفة العلو وصفة النزول وصفة الاستواء الحقيقي فردوا هذه النصوص التي سمعنا وتأولوها بتأويلات بعيدة،» ********************************************* ************ سند پشت سند از وهم پرستي اهل عمر ******************** اسناد سجده و عبادت اهل عمر در برابر اوهام و اصنام بسيار زياد تر از حد تصور است. البته تعجبي هم ندارد از آنجايي که ابوسفيان عزيزشان صدها بت برافراشته بود!!!!! «اامنتم من في السماء ان يخسف بكم الارض فاذا هي تمور» http://www.searchtruth.com/chapter_display.php?chapter=67&translator=5&mac= (ترجمه دکتر محسن عمري به انگليسي: ) «Do you feel secure that He, Who is over the heaven (Allah), will not cause the earth to sink with you, and then it should quake?»؟؟؟؟ >>>> مسجود عمر «در» آسمان است <<<<<< توجه کنيد که اين آيه همان دليل «محکم» ابن جبرين عمري است که مسجودش «در» آسمان است!!!! ****************** بازهم با دعاي امام زمان(عليه السلام) و ياري خداوند متعال که در اوهام نميگنجد پاسخي دندان شکن به يک عمري ديگر داده شد. الحمدالله اسناد توليدات کارخانه صنم سازي اهل عمر چنان هويدا و آشکار و غيرقابل انکار است که مريدان عمر را چارهاي نميماند مگر آنکه دست به جعل احاديث دروغ زنند!!!! به لطف خدا ما از معتبرترين کتب(البته نزد خودشان) و وب سايتهايشان دليل ميآوريم و عقايد امروزين آنها را مطرح ميکنيم و آنها در مقابل چون خلفايي «کاذب و غادر و خائن و اثيم» خود به دروغ پردازي روي ميآورند. جناب معاويه هند مادر به جاي آنکه دست به جعل احاديث بزني و خود را بيش از اين رسوا کني، لطفا 20 صفحه مطلب از عمر براي ما نقل کن!!!!! خداي ناکرده نميخواهي بگويي که عمري که پريد رو منبر از علم و دانش بهرهاي نبرده بود؟؟؟؟ در اين صورت فرق او با گربهاي که پشت فرمان يک اتومبيل پريده است چيست؟؟؟ يا علي |
| 101 |
نام و نام خانوادگي: momen abdullah -
تاريخ: 04 خرداد 89
بسم الله عزيز ذو انتقام **** محبوب دل اهل عمر، قهرمان و مقتداي اهل عمر، امام و امير اهل عمر ****** ******** حاصل عمر ابوبکر و عمر، پيرو راستين ابوبکر و عمر ********** ********* يزيد بن معاويه سگ باز و لعين و دائم الخمر *********** >>>> واقعة الحرة : شاهکار ديگري از تمدن عمري <<<<<< «رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم قال من أخاف أهل المدينة ظلما أخافه الله وعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين لا يقبل الله منه يوم القيامة صرفا ولا عدلا» >>>>>>>>>>> اسناد الواقعة الحره <<<<<<<<<<<<< ********** تاريخ الطبري ***************** http://www.almeshkat.net/books/open.php?cat=13&book=620 لطفا، بعد از دانلود و unzip کردن هشتمين فايل را بگشائيد و به صفحه 136 برويد (3/354) **********الكامل في التاريخ************** http://www.al-eman.com/islamlib/viewchp.asp?BID=174&CID=53 8 خط پائين بيايد و بخوانيد: " ذكر وقعة الحرة" ************ تاريخ أبي الفداء **************** کتابي از يک پادشاه کرد: http://www.al-eman.com/Islamlib/viewchp.asp?BID=221&CID=21 «وعن الزهري أنّ قتلى الحرة كانوا...من وجوه الناس من قريش والمهاجرين والأنصار وعشرة آلاف من وجوه الموالي..» ********* البداية والنهاية************ http://www.al-eman.com/islamLib/viewchp.asp?BID=251&CID=132 فبعث إليهم يزيد جنداً في السنة الآتية إلى المدينة فكانت وقعة الحرة على ما سنبينه في التي بعدها إن شاء الله تعالى قال: سألت الزهري: كم كان القتلى يوم الحرة؟ قال: سبعمائة من وجوه الناس من المهاجرين والأنصار، ووجوه الموالي، وممن لا أعرف من حر وعبد وغيرهم عشرة آلاف *********** فتح الباري شرح صحيح البخاري************* http://www.al-eman.com/hadeeth/viewchp.asp?BID=12&CID=631 "وأباح مسلم بن عقبة المدينة ثلاثا" ******** تاريخ اليعقوبي ***************** "فدخل ومعه مائة فارس، فاتبعه الخيل حتى دخلت المدينة، فلم يبق بها كثير أحد إلا قتل، وأباح حرم رسول الله، حتى ولدت الأبكار لا يعرف من أولدهن" http://www.islamport.com/b/4/tareekh/%DF%CA%C8%20%C7%E1%CA%C7%D 1%ED%CE/%CA%C7%D1%ED%CE%20%C7%E1%ED%DA%D E%E6%C8%ED/%ca%c7%d1%ed%ce%20%c7%e1%ed%da%de%e6%c 8%ed%20007.html "وولى يزيد عثمان بن محمد بن أبي سفيان المدينة، فأتاه ابن مينا، عامل صوافي معاوية، فأعلمه أنه أراد حمل ما كان يحمله في كل سنة من تلك الصوافي من الحنطة والتمر، وأن أهل المدينة منعوه من ذلك، فأرسل عثمان إلى جماعة منهم، فكلمهم بكلام غليظ، فوثبوا به وبمن كان معه بالمدينة من بني أمية، وأخرجوهم من المدينة واتبعوهم يرجمونهم بالحجارة، فلما انتهى الخبر إلى يزيد بن معاوية وجه إلى مسلم بن عقبة، فأقدمه من فلسطين، وهو مريض، فأدخله منزله، ثم قص عليه القصة، فقال: يا أمير المؤمنين! وجهني إليهم فو الله لأدعن أسفلها أعلاها، يعني مدينة الرسول، فوجهه في خمسة آلاف إلى المدينة، فأوقع بأهلها وقعة الحرة، فقاتله أهل المدينة قتالاً شديدا، وخندقوا على المدينة، فرام ناحية من نواحي الخندق، فتعذر ذلك عليه، فخدع مروان بعضهم، فدخل ومعه مائة فارس، فاتبعه الخيل حتى دخلت المدينة، فلم يبق بها كثير أحد إلا قتل، وأباح حرم رسول الله، حتى ولدت الأبكار لا يعرف من أولدهن، ثم أخذ الناس على أن يبايعوا على انهم عبيد يزيد بن معاوية، فكان الرجل من قريش يؤتى به، فيقال: بايع آية إنك عبد قن ليزيد، فيقول: لا! فيضرب عنقه، فأتاه علي بن الحسين فقال: علام يريد يزيد أن أبايعك؟ قال: على أنك أخ وابن عم. فقال: وإن أردت أن أبايعك على أني عبد قن، فعلت فقال: ما أحشمك هذا، فلما أن رأى الناس إجابة علي بن الحسين قالوا: هذا ابن رسول الله صلى الله عليه وسلم بايعه على ما يريد، فبايعوه على ما أراد، وكان ذلك سنة اثنان وستون" ********** الاغاني-ابو الفرج الاصفهاني ************** http://www.almeshkat.net/books/archive/books/alakani.zip لطفا فايل اول را گشوده و به صفحه 5 برويد: "وأمر عليهم صخر بن أبي الجهم القيني، أحدا إلا قصر وما صاحبهم غيري، إني رأيت في منامي شجرة غرقد تصيح: على يدي مسلم، فأقبلت نحو الصوت فسمعت قائلا يقول: أدرك ثأرك أهل المدينة قتلة عثمان فخرج مسلم " سپس همان کتاب را اينجا بنگريد: http://espanol.islamweb.net/hadith/ display_hbook.php?indexstartno=0&hflag=&pid=674494&bk_no=482&startno=8 «وأمر عليهم صخر بن أبي الجهم القيني ، فمات قبل أن يخرج الجيش ، فأمر مسلم بن عقبة الذي يسمى مسرفا ، قَالَ : وقال ليزيد : ما كنت مرسلا إلى المدينة أحدا إلا قصر وما صاحبهم غيري ، إني رأيت في منامي شجرة غرقد تصيح على يدي مسلم فأقبلت نحو الصوت ، فسمعت قائلا يقول : أدرك ثأرك أهل المدينة قتلة عثمان ، فخرج مسلم» >>>>>> چه تفاوتي را مشاهده ميکنيد؟؟ <<<<<<<< اين خط در کتاب حذف شده است: "فمات قبل أن يخرج الجيش ، فأمر مسلم بن عقبة الذي يسمى مسرفا ، قَالَ : وقال ليزيد : ما كنت مرسلا إلى المدينة" >>>> چه کسي حذف کرده است؟؟؟ افاک اثيم!!!! مريد راستين عمر!!!! <<<< لطفا به اين جمله نيز توجه شود: " أدرك ثأرك أهل المدينة قتلة عثمان" ******** (انساب الاشراف )*********** (المجلد الخامس): http://majles.alukah.net/showthread.php?t=8475 لطفا به صفحه 362 از فايل (340 از کتاب) مراجعه فرماييد. حال لطفا به صفحه 349 برويد و شعري که يزيد نجاست سرود را بخوانيد: «ليت اشياخى ببدر شهدوا». اين شعر سروده چه کسي است؟؟؟ «عبد الله بن الزبعرى» او چه کسي است؟؟؟ او جزو 5 تني است که پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) پس از ورود به مکه حکم قتلش را دادند. **** حال لطفا به صفحه 347 خط پنجم از آخر: "انما کنت احب ان ابقي حتي اشتفي من قتلة عثمان" **************** آري. واقعة الحره پاسخ پسر معاويه هندمادر بود به هلاکت عثمان ظالم. اين است تمدن ابوبکر!!! اين است صراط ابوبکر!!!! اين است توحش ابوبکر!!!! ******* الإمامة والسياسة **************** http://www.al-mostafa.info/data/arabic/depot3/gap.php?file=i002214.pdf لطفا به صفحه 352 از فايل (معادل 330 از کتاب) برويد و خط 3 را بخوانيد: >>>> يا ثارات العثمان.<<<<< يزيد زاني خونخواه عثمان بوده است!!!! ********** ( كتاب مروج الذهب و معادن الجوهر علي بن الحسين الشافعي المسعودي): **** http://www.almeshkat.net/books/archive/books/mroh%20aldhb.zip بعد از unzip کردن لطفا فايل دوم را گشوده و به خط 64 برويد: :"يا معشر قريش أنكم لا تُحِبُّوننا أبداً وأنتم. تْذكرون يوم الحرة، ونحن لا نحبكم أبداً ونحن نذكر مقتل عثمان. " اين جمله از کيست؟ «عبد الملك» ************** الطبقات الكبرى ************** http://www.al-eman.com/islamlib/viewchp.asp?BID=185&CID=31 «... وبعث يزيد إلى أهل المدينة عشرين ألفا فأباحوا المدينة ثلاثا يصنعون ما شاؤوا لمداهنتهم ...» ***************** معاويه هند مادر!!!! معاويه هند مادر!!!! خيلي غصه ميخوري تو اون سه روز به همراه لشکريان يزيد سگباز نبودي؟؟؟؟ خيلي دلت ميخواست تو اون سه روز همراه اونها مشغول زنان و دختران صحابه باشي؟؟؟ آخ!!! که جقدر دلت براي يزيد سگباز تنگ شده!!!! شبي چند بار خوابش را ميبيني؟؟؟ اين است صراط ابوبکر!!! اين است سبيل ابوبکر!!! اين است مشي ابوبکر!!!! اين است مدينه فاضله ابوبکر!!! اين است مکتب ابوبکر!!!! اين است منطق ابوبکر!!!! بکشيد و بکشيد و بکشيد!!!! پرده عفت دريد!!! زنان بيدفاع را تجاوز به عنف کنيد!!!! اله ابوبکر را از خود خوشنود کنيد!!!! خنده بر لبان صنم عمر آوريد!!!!! >>>>> براي خشنودي اله ابوبکر واقعه حرة را هزار بار تکرار کنيد <<<<< ************* عليا ولي الله عليا حجة الله عليا وصي رسول الله |
| 102 |
نام و نام خانوادگي: معاويه -
تاريخ: 04 خرداد 89
بسم الله الرحمن الرحيم از ابايزيد به مومن عبد الله ( سلام علي من التبع الهدي ) برادر گرامي با سلام به شما تمامي مکتوبات و آدرسها را مشاهده نمودم حق باشماست متا سفانه عده اي در بين ما اهل سنت هم در نوشتن احاديث و روايات دچار اشتباه محض شده اند و بنده هم نميتونم چيزي بگم . اگر توهيني به شما خواسته يا ناخواسته کرده ام باور کنيد تقصير شما بوده است وگرنه اصولا ما با توهين و لعن وسب مخالفيم . در مورد رواياتي هم که نوشتم بايد عرض کنم استخراج شده ازکتاب (تشيع وعقايدش) از مولانا ابوعبدالرحمن محمدي بود . اين کتاب در اکثر سايتها موجوده ميتونيد دانلود کنيد و خودتون بخونيد يا آدرس الکترونيکيتون رو بنويسيد تا براتون بفرستم. در مورد تمامي توهين هايي که به من کرديد سکوت ميکنم وفکر کنم همين جوابي عالي براي شما باشه. در مورد ((فمن اظلم ممن افتري علي الله کذبا )) هم فکر کنم دچار شبهه شديد . واما در مورد عمر و معاويه (رض) شما هرچه ميخواهد دل تنگت بگو! براي عمر(رض) همين بس که خليفه حق رسول الله (ص) بود براي عمر(رض) همين بس که اکثريت جهان اسلام ايشان را سومين فرد تاريخ اسلام ميدانند. براي عمر(رض) همين بس که ((اگر پيامبري بعد از من بود يقينا عمر بود)) براي عمر(رض) همين بس که تقوايش در همه عمر يک ذره هم کم نشد براي عمر(رض) همين بس که در کنار رسول الله (ص) به خواب ابدي رفته وبا ايشان محشور خواهد گشت براي عمر(رض) همين بس که دشمنانش جز عده اي جاعل الحديث نيستند براي عمر(رض) همين بس که مولا وياور مظلومان وقاهر الملحدين بود براي عمر(رض) همين بس که من و تو امروز از او مسلمانيم براي عمر(رض) همين بس که يار وياور رسول الله (ص) وابوبکر(رض) بود . براي عمر(رض) همين بس که اميرالمومنين علي (رض) از محبان وي بود . براي عمر(رض) همين بس که جنگاور بي خوف ميدان محمد بود . براي عمر(رض) همين بس که چون متعه رو حرام کرد عده اي با وي دشمنند. براي عمر(رض) همين بس که اگر نبود امروز اصلا اسلامي خارج از عربستان وجود نداشت . براي عمر(رض) همين بس که ملقب به فاروق (جداکننده حق وباطل) از طرف پيامبر بود. براي عمر(رض) همين بس که من از گفتن بزرگيهايش ناتوان وزبانم قاصر است . بله دوست گرامي جناب مومن عبد الله شما هرچه دل تنگت خواست بگو من ديگه به پايگاه شما کاري ندارم وچيزي هم نخواهم نوشت چون حق وناحق از دور معلوم است . شمايي که من رو به وهابيت متهم کرديد بدانيد که ما اهل سنت خودمون مخالف وهابيت هستيم . با آرزوي هدايت براي جنابعالي و تمامي دوستان از درگاه احديت حضرت باري تعالي جل جلاله سخنم رو با آيه اي از قرآن کريم به پايان ميبرم (( قل يا ايها الکافرون لا اعبد ماتعبدون )) اين آخرين پيام ارسالي من براي شما ست . اشهد ان عمر ولي الله و هو خليفه رسول الله اللهم اهدنا علي طريق ابي بکر وعمر وعثمان اللهم ارحمنا وجعلنا علي سنت رسول الله فحينا يا ربنا مع ابي بکر وعمر وعثمان وعلي . والي الله ترجع الامور ( ابايزيد ) |
| 103 |
نام و نام خانوادگي: سعيد حسيني(شاه اسماعيل صفوي) -
تاريخ: 04 خرداد 89
سلام جناب معاويه فرار شما از بحث علمي و بقول خودتان ثابت شده چيزي جز فرار به اغوش باطل نيست خودتان را گول نزنيد فرار از حقيقت پناه بردن به ابليس است جالب اينجاست که شما خود اعتراف کرده ايد که حق باشيعه است و متا سفانه عده اي در بين ما اهل سنت هم در نوشتن احاديث و روايات دچار اشتباه محض شده اند. حال بگوئيد چرا از اين اشتباه تبعيت ميکنيد؟؟؟؟!!!!!!!!! اين همان فرار از حقيقت و پناه بردن به باطل است از نشانه هاي ايمان يک مسلمان قبول اشتباه و ترک آن است ولا غير پس اهل سنت ابتدا بايد مسلماني خود را اثبات کنند يا حق |
| 104 |
نام و نام خانوادگي: معاويه -
تاريخ: 04 خرداد 89
به نام خدا با عرض سلام به برادر گرامي سعيد حسيني برادر عزيزم فرار من اجباريه چون باور کنيد اگر بحث رو ادامه بديم بعضي از دوستان که مانند شما فهميده نيستند توهين ميکنند وبهر حال بقول جناب مومن عبدالله ما اهل سنت ايراني نيستيم واگر من چيز ي از عقايدم رو بنويسم ايشون عصبي شده و پرخاشگري ميکنند . ببينيد در مورد اين که فرموديد چرا از اشتباه تبعيت ميکنيد بايد عرض کنم من اساسا به اکثريت احاديث عقيده ندارم مذهب من خدا . محمد . و قرآن کريم است . درمورد فتواهاي شرعي هم قرآن و سنت موکده وپس از آن از اصل اجماع (فتاواي خلفا ) وقياس پيروي ميکنم ودر تمام عمرم به احدي از بزرگان اسلام از شيعه وسني توهين نکردم وعقيده دارم جنگ بين علي و عايشه يا علي و معاويه به خودشون مربوطه من لعن وسب اونا رو براي خودم وتمام مسلمانان جايز نميبينم . حالا اگر به نظر شما طريقه من اشتباه وباطله لطفا من رو هدايت بفرماييد و اگرهم به نظر جنابعالي صحيحه که چه بهتر !!!!!!!! در مورد اطلاعات تاريخي بنده که فرموديد((ماشاالله به اينهمه معلومات )) بايد عرض کنم کتب تاريخ بسيارند اگر مايل باشيد نام کتابها رو براتون بنويسم تا شما خودتون مطالعه کنيد. اگر کتابي هم خواستيد بفرماييد از طريق ايميل براتون ميفرستم يا آدرس رو براتون مينويسم. من به جناب مومن عرض کردم چون ايشون به من توهين کردند وفضاي اينترنت رو با صحراي حجاز اشتباه گرفتند من وايشون با هم صحبتي نداريم ولي با شما دوست گرامي و تمامي کساني که مودبانه وطبق سنت واقعي علي حرف ميزنند حاضرم بحث وگفتگو کنم . اميدوارم که شما من رو درک کنيد ومتوجه باشيد که بيشتر از اين نميتونم بگم. ضمن تشکر از شما برادر شيعه ي من . سخنانم رو پايان ميبخشم واميدوارم خداوند طريقه هدايت رو هم به من وهم به شما نشون بده وجاهلان در جهل مرکبشون بمونند والسلام عليک ورحمه ا.... ( ابايزيد معاويه ) |
| 105 |
نام و نام خانوادگي: سعيد حسيني(شاه اسماعيل صفوي) -
تاريخ: 04 خرداد 89
جناب معاويه براي ابليس همين بس که عمر روي او را سفيد کرد يا حق |
| 106 |
نام و نام خانوادگي: مجيد م علي -
تاريخ: 04 خرداد 89
با سلام دوست عزيز جناب اقاي ابايزيد(معاويه) اولاً متشكرم از لحن مودبانه شما . در متن شما دو اشكال ديدم كه لازم به توضيح است . اشكال اول ============================================================================ نظر شماره 93 شما فرموديد كه .... خداوند سبحان من رو با ابوبکر وعمر و عثمان ومعاويه (رضي الله عنهم) محشور کنه تورو هم با چهارده خدايي ( ؟؟؟؟؟ )که ميپرستي( ؟؟؟؟ ) . و در نظر شماره 97 شما فرموديد ...... واميدوارم خداوند من رو با خلفاي راشدين و شما رو هم باهرکي دوست داري محشور کنه . اگر قصدتان از خلفاي راشدين ( عتيق ابن ابي قحافه و عمر ابن حطاب و عثمان و حضرت مولي الموحديدين و المتقين , امير الامومنين علي ابن ابي طالب عليه صلوات و سلام است ) اين مسئله از نظر عقلي غير صحيح است براي اينكه همانطور كه شما در نهج البلاغه كه خود ادعاي خواندنش را كرده ايد هر سه 1 2 3 را شماتت ميكند , نميدانم ايا صحيح بخاري را خوانده ايد يا نه از نهج البلاغه :خطبه شقشقيه ================== هان به خدا قسم كه پسر ابو قحافه (ابو بكر) خلافت را همانند پيراهن به تن بپوشيد، و حال آنكه خود بهتر مىدانست كه مقام من نسبت به احراز مقام خلافت مانند قطب نسبت به آسيا است. از كوهسار وجود من چشمه سارهاى معارف و علوم سيل آسا سرازير مىگردد و هيچ مرغ بلندپروازى به اوج قله بلند مرتبه شخصيت من نمىرسد. پس جامه به يغما رفته را رها نموده، و از آن صرف نظر كردم، و در كار خود انديشه مىنمودم كه آيا با دست كوتاه خود حمله برم يا بر تيرگى نابينائى (ضلالت) صبر و شكيبائى كنم، صبرى كه بزرگسالان را نابود كرده و نوجوانان را پير و عصاگير نموده، و مؤمن در آن (بايد در راه خدا) با كوشش جان بكند تا پروردگار خود را ملاقات كند. ديدم شكيبائى بهتر و به خرد نزديكتر است، پس صبر كردم در حالى كه گويا در چشمم خار خليده و در گلويم استخوان مانده و ميراث خود را تاراج مىديدم تا اين كه اولى (ابو بكر) به راهى كه بايد برود رفت، و خلافت را بعد از خود به آغوش فلان (عمر بن خطاب) انداخت. سپس آن حضرت تمثل به شعر اعشى نمود و فرمود: شتان ما يومى على كورها و يوم حيّان اخى جابر فرقست بين اين دو روز، يك روز سوارى و رنج هامون، و يك روز دمسازى شاهان و بزم آنان. عجبا در همان اثناء كه (ابو بكر) در حيات خود از آن كناره گيرى مىنمود . اكنون براى بعد از مرگ خود بند و پيوند آن را براى ديگرى (عمر) گره مىزند، آرى دو پستان اين ناقه شيرده را يكى پس از ديگرى سخت دوشيدند. اين مركب زين كرده را به ناحيه سنگلاخى انداخت. طبعى زننده و ناموزون، طبعى زشتخو، زبانى گزنده و آزارده، گفتارى ناهنجار، از نزديك زبر و ناهموار، لغزشش بسى، و پوزشش بسيار، زندگيش سراسر اشتباه و سراپا اعتراف بوده است. صاحب آن خوى گستاخ كسى را ماند كه بر شترى سركش، و سرسخت سوار باشد، اگر مهارش را واكشد بينى شتر پاره شود، و اگر يكسره رها كند، خود را به پرتگاه مىافكند. پس، به خدا سوگند كه مردم در زمان او (عمر) گرفتار خبط و اشتباه شده هر دم رنگى به خود گرفته و از راه راست منحرف گشته و به كجروى مبتلا شدند. من در طول اين مدت دراز و اين محنت و اندوه طاقت فرسا، صبر و شكيبائى كردم تا اين كه او هم به راه خود رفت. او خلافت را در ميان جماعتى (طلحه، زبير، عبد الرحمن بن عوف، سعد وقاص، عثمان بن عفان) قرار داد، و مرا هم يكى از آنها پنداشت پناه به خدا از شورائى كه به دستور او تشكيل شد على (عليه السلام) پس از شهادت حضرت زهرا (عليها السلام) به ابوبكر گفت : ============================================ "تو در حق من استبداد كردى و به خاطر جايگاه من با رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) خلافت حق مسلم من بود " كه قطرات اشك ابوبكر با شنيدن اين سخن على (عليه السلام)سرازير گشت وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالْأَمْرِ وَكُنَّا نَرَى لِقَرَابَتِنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نَصِيبًا حَتَّى فَاضَتْ عَيْنَا أَبِي بَكْرٍ صحيح البخارى ، ج 5 ، ص82 ، كتاب المغازي ، باب غزوة خيبر. «فَأَرْسَلَ إِلَى أَبِي بَكْر أَنِ ائْتِنَا، وَلاَ يَأْتِنَا أَحَدٌ مَعَكَ، كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ». البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج 4، ص 1549، ح3998، كِتَاب الْمَغَازِي، بَاب غَزْوَةِ خَيْبَرَ، تحقيق د. مصطفى ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987؛ النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج 3، ص 1380، ح1759، كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ، بَاب حُكْمِ الْفَيْءِ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت. در صحيح مسلم آمده : وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالْأَمْرِ وَكُنَّا نَحْنُ نَرَى لَنَا حَقًّا لِقَرَابَتِنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَلَمْ يَزَلْ يُكَلِّمُ أَبَا بَكْرٍ حَتَّى فَاضَتْ عَيْنَا أَبِي بَكْر . صحيح مسلم ، ج 5 ، ص 154 ، كتاب الجهاد ، باب قول النبي (ص) لانورّث ما تركناه صدقة با توجه به روايات فوق از مسلمات است كه در اخرت اين خلفاي راشدين در يك جا نخواهند بود ==================================================== چـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا : خداي ما عــــــــــــــــــــــــــــادل است . ==================================================== اما اگر قصدت ار خلفاي راشدين ( عتيق ابن ابي قحافه و عمر ابن حطاب و عثمان و معاويه ) ميباشد خوشا بحالتان .يا بقول عربها هنيه لك يا ابويزيد بدانيد اگر بر همين ايمان از دنيا برويد صددر صد با انها محشور ميشود بلاشك و الله اعلم . ========================================================================= اشكال دوم ========================================================================= اما اينكه شما فكر ميكنيد دوسه سالي هست حضرت فاطمه سلام الله عليهما را شهيد ميپندارند . دليلش اين است كه علمتان را به همين دو سه سال محدود كرديد شايد كمي عقبتر برويد مثلاً حدود 1420 سال قمري اولين كسي كه از شهادت ايشان خبر داد خود حضرت محمد صلي الله عليه و اله و سلم . ============================================================================== از پيامبر اكرم (ص) =========== «چون به دخترم فاطمه مىنگرم بياد مىآورم آنچه را كه بعد از من بر سر او خواهد آمد و حال آنكه در خانهاش ذلّت وارد گرديده، از وى هتك حرمت شده، حقش غضب، و ارثش منع شده، پهلويش شكسته و جنينش سقط گرديده و او فرياد برمىآورد « يا محمداه ».... پس او اولين كسى از اهلبيتم مىباشد كه به من ملحق مىگردد، پس بر من وارد مىشود، محزون، مكروب، مغموم، مقتول... ». «..وانّي لمّا رأيتها ذكرت ما يصنع بعدي، كانّي بها وقد دخل الذّل بيتها وانتهكت حرمتها وغصبت حقّها ومنعت ارثها وكسرت جنبها واسقطت جنينها وهي تنادى: يإ؛ محمداه...فتكون اوّل من يلحقني من أهل بيتي فتقدم عليَّ محزونة مكروبة مغمومة مغصوبة مقتولة. » فرائد السمطين، ج 2، ص34، 35 طبع بيروت. ================================================================================= اين مقاله را هم بخواني خوبه از كتابهاي قديمي راجعه به شهادت بانوي دو عالم حضرن فاطمه الزهرا سلام الله عليه نوشته شده . http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=44 =================================================================================== ايا اينكه شما دو سه سال ميدانيد باز خوبه چونكه در تاريخ امده كه دانشمندان ميگويند كه عمر كره زمين 4.54 ميليارد 4540000000 سال است و در تمام اين مدت كره زمين گرد بوده اما اولين خبري كه ما داريم از 3000 سال پيش تا چند صد سال پيش هست كه اثيات كروي بودن ان كرده اند . باقي مطلب خود حدس بزن . يا علي |
| 107 |
نام و نام خانوادگي: حسين -
تاريخ: 04 خرداد 89
سلام آقاي معاويه از صحبتاتون فهميدم جوان هستيد. حداقل از من پيرمرد كوچكتريد.من پدر يكي از بچه هاي سايتم كه پيام ميذاره. وقتي ديدم اسم رمزتونو گذاشتين معاويه خيلي دلم براتون سوخت. اينكه جواني مثل شما گول چه كسايي رو خورده داغونم كرد. پسرم اصولا اگه آدم ببينه در مقابل حرف مخالف جوابي نداره بايد تسليم بشه. اگر تعصب بهت اجازه نميده تو سايت اعلام كني خودت با خودت خلوت كن ببين اين عمر كيه كه تو بخاطر اون محبت خدا و رسولشو ازخودت دور ميكني؟چرا آخرتتو به خاطر يه مرد مقام پرست دروغگو به باد ميدي؟ به جان مولا قسم ميخورم كه دلم برات ميسوزه.مگه دنبال سعادت نيستي؟ پس خودتو پاك كن از لوث عمر و ابوبكر . اينهمه آيه قرآن و روايات اينهمه ظلم به شيعه اينهمه استكبار اهل سنت و وهابيها.اينا همشون حجته براي شما. من اصلا نميخوام شما از اين سايت برين.دوست دارم بموني و راهتو عوض كني. به ولايت علي اقرار كن تا سعادت بياد سراغت.ارتباطتو با اين پايگاه قطع نكن.يقين بدون يه كسي خواسته كه وارد اين سايت بشي.كسي كه هنوز به وجود مهربونش اعتقاد نداري.به حرفام فكر كن. خدانگهدار |
| 108 |
نام و نام خانوادگي: كميل -
تاريخ: 04 خرداد 89
جناب معاويه حالا كه نميخواي جواب بدي خيلي چيزا بهمون ثابت شد.هرتوهيني خواستي كردي آخرشم گفتي من ساكتم در مقابل اهانتهاي شما!!!!!!!!!!!!! و هزاران!!!!!!!!!!!!!!!!! ----------------------- فرموديد براي عمر(رض) همين بس که خليفه حق رسول الله (ص) بود نه خير شما اينطور فكر ميكنيد.حتي خود عمر ميدونست كه در واقع اينطور نيست.نكنه ادعا ميكنيد درروز غدير پيامبر فرمودن من كنت مولاه فعمر مولاه؟؟؟!!! ------------------------ فرموديد براي عمر(رض) همين بس که اکثريت جهان اسلام ايشان را سومين فرد تاريخ اسلام ميدانند. طبق صريح قرآن اكثرهم لا يعقلون ----------------------- فرموديد براي عمر(رض) همين بس که ((اگر پيامبري بعد از من بود يقينا عمر بود)) بله يعني اگه پيامبر اعلام نميكردند كه خاتم النبيين هستند حتما عمر خودشو پيامبر ديگر خدا جا ميزد. لطفا با دليل و مدرك حديث ذكر كن. ------------------------ گفتيد براي عمر(رض) همين بس که تقوايش در همه عمر يک ذره هم کم نشد جناب معاويه اگه در يك ظرف دردار هليم ذخيره كني و فشارشو اندازه بگيري ميبيني كه خيلي زود تخليه ميشه.اونوقت اگه دو روز بگذره و باز كنترلش كني ميبيني حتي يك ذره از مقدار هليم كم نشده.چون اصلا هليمي در ظرف وجود نداره. تقواي عمر هم درست همينطور بوده.اون اصلا تقوايي نداشت كه در طول عمرش كم بشه. لذا اين فرمايش شما كاملا درسته! ---------------------------- فرمودي براي عمر(رض) همين بس که در کنار رسول الله (ص) به خواب ابدي رفته وبا ايشان محشور خواهد گشت طبق روايات صحيح (نه روايات اهل بدعت) ملائكه نقال جنازه آن ملعون رو از اونجا انتقال دادن به جايي ديگر مثل برهوت . --------------------------------- فرمودي براي عمر(رض) همين بس که دشمنانش جز عده اي جاعل الحديث نيستند منظورت ائمه اطهار كه نيست؟چون دشمن واقعي غاصب خلافت ائمه و شهدا و پاكان و ابرارند و ما ميخوايم راه اونا رو ادامه ميديم. -------------------------------- براي عمر(رض) همين بس که مولا وياور مظلومان وقاهر الملحدين بود ببخشيد عمر تاحالا ياور كدوم بني بشري بوده غير از مستكبران و دشمنان اميرالمومنين؟! --------------------------------- براي عمر(رض) همين بس که من و تو امروز از او مسلمانيم هيچ بعيد نيست دو سال بعد بگين همه ما از اون به دنيا اومديم ------------------------------------- براي عمر(رض) همين بس که يار وياور رسول الله (ص) وابوبکر(رض) بود . اگه ميشه بفرماييد ايشون چه دوستي در حق پيامبر كرده؟!100% جواب نخواهي داد. --------------------------------- براي عمر(رض) همين بس که اميرالمومنين علي (رض) از محبان وي بود . خيلي عجيبه يعني حضرت علي (ع) از محبان قاتل دردانه پيامبر بوده!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ انسان با انصاف مدركي براي حرفات داري؟؟چطور ميتوني به اميرالمومنين افترا ببندي؟ ------------------------- براي عمر(رض) همين بس که جنگاور بي خوف ميدان محمد بود . لابد اشتباهي شده تو منظورت كدوم عمره؟ عمربن خطاب همون فراري جنگ احد؟ --------------------------------- براي عمر(رض) همين بس که چون متعه رو حرام کرد عده اي با وي دشمنند. ببخشيدا ولي بايد بگم غلط كرد حلال خدا رو حروم كرد. هيچ ميدوني چرا اينكارو د؟؟ ------------------------------- براي عمر(رض) همين بس که اگر نبود امروز اصلا اسلامي خارج از عربستان وجود نداشت . خجالت نكش راحت بگو اگه عمر نبود اصلا اسلامي وجود نداشت. اصلا خلقت به خاطر وجود نازنين عمر بوده. ------------------------------ براي عمر(رض) همين بس که ملقب به فاروق (جداکننده حق وباطل) از طرف پيامبر بود. اين لقب رو هم مثل بقيه اموالش غصب كرده. اينو ديگه همه ميدونن. ------------------------------- براي عمر(رض) همين بس که من از گفتن بزرگيهايش ناتوان وزبانم قاصر است . اينم جريان همون هليمست.ببخشيدا ولي انگار كسي بگه من قدرت بيان عظمت اين پوست هندونه رو ندارم. ---------------------------- اينكه نوشتي ((((((((((من ديگه به پايگاه شما کاري ندارم وچيزي هم نخواهم نوشت))))))))))) حرف آخر همه سني ها و وهابي هاي بي منطق واردشده تو سايته.همتون كم آوردين.يه كدومتون نيومد از مذهبش دفاع كنه.چرا؟ آيا غير از اينه كه جوابي ندارين؟ |
| 109 |
نام و نام خانوادگي: معاويه -
تاريخ: 05 خرداد 89
بسم الله الرحمن الرحيم ( سلام علي من الطبع الهدي ) از ابايزيد معاويه به پدر عزيز جناب آقاي حسين و کميل ياورعلي پدر بزرگوار ممنون از شما و نصيحت هايي که به اين جانب کرديد . پدر عزيزم شما فرموديد ((پسرم اصولا اگه آدم ببينه در مقابل حرف مخالف جوابي نداره بايد تسليم بش )) حرف شما کاملا صحيح و منطقيه ولي تسليم من از روي اجباره چون کساني که در سايت شما اظهار نظر ميکنند اکثرا دوست ندارند بنده در اينجا اظهار نظر کنم . حق هم با اوناست بهر حال سايت متعلق به اونها ومن يه نفر از اهل سنت به تنهايي اينجا کاري نميتونم بکنم . ودر مورد اينکه فرموديد ((اگر تعصب بهت اجازه نميده تو سايت اعلام كني خودت با خودت خلوت كن )) پدر بزرگوار شما که آدم فهميده اي هستيد بايد متوجه شده باشيد من اصولا متعصب نيستم . ودرمورد خليفه چهارم حضرت علي (رضي الله عنه ) شک ندارم که افرادي مانند ايشون در تمام تاريخ بشريت کمياب بوده وهستند . من حتي برخلاف ساير اهل سنت امامت يازده نفر از اولاد ايشون رو هم قبول دارم . ولي معتقدم که حضرات خلفاي سه گانه (رضي الله عنهم) هر کاري که کردند براي اسلام بوده و ما نبايد بهشون توهين کنيم . اما افرادي که متاسفانه از تعصب زيادشون به من توهين ميکنند . نميدونند که من نه وهابي ام و نه خوارج !!!!!!!!!! ولي در مورد اينکه فرموديد : (ارتباطتو با اين پايگاه قطع نكن.يقين بدون يه كسي خواسته كه وارد اين سايت بشي.كسي كه هنوز به وجود مهربونش اعتقاد نداري.به حرفام فكر كن ) يقينا اين طوره چون من متاسفانه قبلا از مخالفان علي بن ابيطالب بودم ولي حالا ديگه نيستم . وبه احترام فرمايش شماهم ارتباطمو قطع نميکنم . در پايان ضمن تشکر از پندهاي پدرانه تون براي شما آرزوي موفقيت دارم . ............................................................................................................................................................................ واما شما جناب کميل ما ازدست مومن عبدالله خلاص شديم حالا نوبت شما شد ؟؟؟؟ ببين عزيزم من هيچ توهيني به تو نکردم ونميکنم ولي جواب سوالاتو ميدم . گفتيد پيامبر فرمود من کنت مولا فعمر مولاه نه عزيزم نه ما ونه هيچکس چنين نگفته واما در مورد غدير من يک سوال از شما دارم در حجه الوداع چند هزار نفر حرف پيامبر رو شنيدند حتما خيلي ها ولي چرا احدي نيومد به سقيفه بني ساعده تا بگه علي جانشينه وچرا پيامبري که علي رو جانشين خودش کرده بود گفت ابوبکر بعد از من به مسجد بره وامامت کنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ در مورد اکثريت جهان اسلام هم که گفتيد بي عقلند بايد عرض کنم شما هم مثل مومن عبد الله همه رو کافر ميدونيد و فقط خودتونو مسلمون !!!!!!!! هرچند که اين مساله بلعکسه در مورد مرقد مطهر حضرت عمر ولي الله (رحمه الله عليه) بايد عرض کنم اولا که اهل بدعت و ابتداع در دين رسول معلومه کيه !!!! ونيازي به گفتن نداره اما در مورد جنازه و ملائکه و ........ شما اين مزخرفات رو باور کنيد من نميتونم باور کنم. درمورد ياور مظلومان هم برو خودت تحقيق کن ولي براي عمر همين بس که قاهرالمبتدعين بود . واما دوستي عمر و محمد که شهره عالمه احتياجي به صحبت نداره ولي جنابعالي تمام جهان را دوروبر خودت ميبيني . در مورد جنگاور بي خوف !!!مرد حسابي عمر (رض) کجا از احد فرار کرد پس طبق گفته شما پيامبر هم چون در خيلي از جنگها نبود فراري بوده !!!!!عجب!!!!! درمورد متعه هم من که گفتم عده اي با هاش سر اين دشمنند مثل جنابعالي که علاقه خاص به اين مورد داري ببينم نکنه خانم باشي ؟؟؟؟؟؟البته ببخشيد ها. و اما درمورد ((خجالت نكش راحت بگو اگه عمر نبود اصلا اسلامي وجود نداشت. اصلا خلقت به خاطر وجود نازنين عمر بود)) خجالت کشيدن نداره اگه اون نبود تو مسلمون نبودي که البته الانم مشکوکم مسلمون باشي و در مورد خلقت هم نه عزيز دلم بخاطر عمر نبود خلقت بخاطر يکي ديگه بود !!!!!!!!!!!!!!! ولي خداييش خوشم اومد چهره خودتو عيان کردي و حتي لقبي رو که پيامبر به حضرت عمر داده رو غصبي دونستي من که گفتم مشکوکم مسلمون باشي . چون با محمد هم دشمني . بي منطق هم خودتي من کم نياوردم ولي چون اينجا سايت شماست ومن يکه وتنها دربرابر لشکر شما موندم چيزي نميگم ........... بعدشم اگه چيزي بگم ممکنه مثل آقاي مومن عصبي بشي !!!!!!!!!!!!!! والسلام کميل جون (ابايزيد) |
| 110 |
نام و نام خانوادگي: كميل (رض) -
تاريخ: 05 خرداد 89
جناب معاويه در تاريخ 03 خرداد 89 اهانتي به سرور و عزيز بنده جناب مومن عبدالله كرديد با اين محتوا ( از ابا يزيد به ابو جهل ثاني عبد الشيطان .... ببين عبد الابليس ... و چند مورد ديگر) اگه شما به اين جور حرف زدن ها با يك مرد محترم عادت داريد و اونو اهانت تلقي نمي كنيد بايد بدوني كه ما شيعيان اينطور نيستيم و به اين نوع حرف زدنها ميگيم توهين و پررويي . --------------------------- گفتي((( ببين عزيزم من هيچ توهيني به تو نکردم))) اولا ازاينكه به شوخي يا كنايه از كلمه عزيزم استفاده كردي بسيار ناراحت شدم. من نه با شما شوخي دارم نه عزيز شما هستم. و اما اينكه به استاد من توهين كردي برام سنگين تر بود از توهين به خودم.مجبور شدم دخالت كنم. -------------------- نوشتي ((چرا احدي نيومد به سقيفه بني ساعده تا بگه علي جانشينه)) جوابش واضحه. به همون دليل كه الان نميشه به فرزندان سقيفه سخيفه ملعونه _ كه شما ها باشيد _ گفت شيعيان علي مشرك نيستن و قتل شيعيان حرومه. چون در وجود شما عمري ها ژنهايي هست به نام (سفت كن) كه پيچ مغزتونو طوري سفت ميكنه كه نميتونين به حقيقت فكر كنين. افتاد؟؟؟؟ -------------------- در باره 9 تا مطلبي كه نوشتم به 8 مورد (مثلا) جواب نوشتي كه جوابهات اعمه از (توهم مثل مومن عبدالله... معلومه اهل بدعت كيه... خودت برو تحقيق كن... من باور نميكنم... احتياجي به صحبت نداره... عجب... نكنه خانم باشي... خجالت نداره من حرف خودمو ميزنم... مشكوكم مسلمون باشي... و...) و در آخر تصريح كرديد ميتونين جواب بدين ولي ميترسين مثل بقيه عصبي بشم...!!!!! -------------------------- به نظر شما با اين طفره رفتن ها كار به جايي مي رسه؟ باشه. زياد به خودت فشار نيار فقط اگه فرصت كردي مقداري از تقواي عمر (كه ميگفتي كم نميشه )و اصل و نسب و دلاوريهاي ايشون بنويس. |
| 111 |
نام و نام خانوادگي: momen abdullah -
تاريخ: 05 خرداد 89
پدر و عزيز و بزرگوار بنده جناب حسين خان خداوند کريم در قرآن مجيد ميفرمايد: «فاقم وجهك للدين حنيفا فطره الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيم ولكن اكثر الناس لا يعلمون» حال بنده به عنوان پدرم از شما چند سوال داشتم: 1))) آيا عسگرغلامي مطابق فطرت الهي آدمي است؟ 2))) آيا اعمال سانترال بانک مطابق فطرت الهي آدمي است؟ 3))) آيا جمارك مطابق فطرت الهي آدمي است؟ ********* پدر بزرگوار و عزيز بنده جناب حسين خان به نظر بنده حقير، پاسخ اين سوالات سرشت و فطرت الهي را روشن ميکند. روشن شدن فطرت الهي دين الهي را مشخص ميکند. روشن شدن دين الهي ديندار الهي را مشخص ميکند. شناختن ديندار الهي، انسان را به مقام معظم ولي الله رهنمون ميکند. در مقابل سرکوب اين سوالات فطري نيز در نهايت به ولايت شيطان منجر ميشود. ********* پدر بزرگوار و عزيز بنده جناب حسين خان اجازه دهيد، بنده چون پدرم ميخواهم با شما سخن گويم. لذا اگر جواني ميکنم به پدري خود ببخشيد: پدر بزرگوار و عزيز بنده جناب حسين خان آيا در کاباره از ديدن شخصي که خود را با افتخار پل پوت بنامد بايد تعجب کرد؟؟ آيا در يک محله فاسد از ديدن شخصي که خود را با افتخار هند بنامد بايد تعجب کرد؟؟ آيا در يک زندان سوداگران مرگ از ديدن شخصي که خود را صدام بنامد بايد تعجب کرد؟؟ ***** آيا در بلدي که سر هر کوچه آن يک بانک بازشده است از ديدن شخصي که خود را با افتخار «معاويه» بنامد بايد تعجب کرد؟؟؟ آيا در بلدي که هر ارگان آن را پله اي است به نام رشوه، از ديدن شخصي که خود را با افتخار «ابايزيد» بنامد بايد تعجب کرد؟؟ آيا در بلدي که کسب نان حلال سخت از فتح قله کوها است،از ديدن شخصي که خود را «دوستدار عمر» بنامد بايد تعجب کرد؟؟؟ *********** کجاست «مالک اشتر»؟؟؟ اجازه دهيد به شما بگويم که بر سر «مالک اشتر» چه آمده است: حجرهاش را در بازار تعطيل شد ----> چون معاويه هند مادر بايد از دوبي جنس آورد!!!! جوانياش در عسگرخانه کوبيده شد ---> چون معاويه هند مادر بايد در دوبي تاجر شود!!!! ارتباطش با دنياي خارج قطع شد ---> چون معاويه هند مادر بايد در دوبي بر فيبر نوري ايران تسلط داشته باشد!!! «مالک اشتر» له شد، خورد شد، نابود شد تا موجود پست و رذل و متعفني به نام «معاويه هندمادر» بر ايران مسلط شود!!!! ميليونها مالک اشتر سوختند و از بين رفتند تا استخبارات حجاز محتله «معاويه هندمادر» را بر ايران مسلط کند!!!! آري!!! مالک اشتر خفه شو!!! برو خيابون جمهوري حمالي!!! بلکه «معاويه هندمادر» از رباخانه بيايد بيرون يک شاهي پول بياندازد مقابلت!!!! مالک اشتر تو اصلا براي چي بدنيا آمدي؟؟؟ مگر «معاويه هندمادر» به تو اجازه داد که بدنيا بيايي؟؟؟ ********** راستي مالک اشتر ارث بابات را بده برو حجاز!!! فقط يادت باش زنت را آنقدر ذليل کرده ايم که برود بازار نجاست مکه مقابل سگ وهابي التماس کند که به او تخفيف دهند!!!! مالک اشتر تحصيلات؟؟؟ برو فاحشه خانه بيسواد تر از قبل بيا بيرون!!!! ******** معاويه بايد هم پيدايش شود!!!! «ابايزيد» بايد هم سر بيرون آورد!!!! معاويه بايدهم نطق کشد!!!! وقتي مالک اشتر را به صورت سيستماتيک خورد و ذليل و خفيف کردهاند معاويه هم بايد پيدايش شود!!! *********** پدر بزرگوار و عزيز بنده جناب حسين خان هيچ فکر کردهايد ايراني که ابرقدرت بود چه شده است که مشتي لواط کار از حجاز برايش «عمري» تربيت ميکنند و مياندارند به جانش؟؟؟ تمام دنيا لواط کار حجاز را ميچابد!!!! بعد لواط کار حجاز براي ما مسلط شده است!!!!! اين «معاويهها» و «ابايزيدها» و «عمرها» و تا چند دهه قبل کجا بودند؟؟؟ يا در ساحل عمان بز ميپروراندند!!! و يا در کوههاي کردستان بز ميپراندند!!! و يا در يک سنگلاخ و شنزار ديگر مشغول حمد و ثناي عمر بودند!!!! حالا چه شده است؟؟؟؟ تايپ ياد گرفتهاند!!!! کاميپوتر دارند!!!! نظر ميدهند!!!!!!!!!! وجود دارند!!!!!!!!!!!!! نفس ميکشند!!!!!!!!!!!!!! ************ ---مالک اشتر؟؟ ميخواهي دانشگاهت به زبان انگليسي باشد؟؟ ---غلط کردي اي غربزده!!!! دانشگاه انگليسي مال معاويه هندمادر در دوبي است نه تو!!!! ---مالک اشتر؟؟ ميخواهي با دنيا تجارت کني؟؟؟ ---غلط کردي قاچاقچي!!! تجارت با ملل مختلف حق مسلم معاويه هندمادر است در دوبي نه تو!!! ---مالک اشتر؟؟ ميخواهي بچه دار شوي؟؟؟ ---غلط کردي زيادي!!!! ازدياد نسل حق انحصاري معاويه هندمادر است تا مدام «يزيد» توليد کند!!! ---مالک اشتر؟؟ اينترنت پر سرعت ميخواهي؟؟؟ ---غلط کردي جاسوس!!!! اينترنت پر سرعت فقط مناسب معاويه هندمادر است تا 50 هزار سايت بر ضد تشيع تاسيس کند!!! ---مالک اشتر؟؟ ميخواهي به نقاط مختلف دنيا سفر کني؟؟؟ ---غلط کردي بيفرهنگ!!! هروقت غلام عسگري کردي بعد اگر معاويه هندمادر راهت داد ميتوني بري استانبول و دوبي!!!! ---مالک اشتر؟؟ ميخواهي زندگي کني؟؟؟ >>>غلط کردي بيوطن!!! تو کي ميخواهي بفهمي که وطن نداري؟؟؟ ******************** پدر بزرگوار و عزيز بنده جناب حسين خان اگر به حکمت خداوند نبود تسلط سهمگين چيني و هندو و نصاري و يهودي بر بلاد عمري، تهران هم هرات ميشد. بنده فقط يک درخواست از شما دارم اگر نوه خردسالي داريد، به بازي کودکانه از او چيزي بخريد به دو واحد پول: 1)) مثلا آب نبات 2)) مثلا عروسکي تا از همان کودکي بداند که فقط خداوند متعال «واحد» است و من دون الله کسي واحد نيست. يا علي |
| 112 |
نام و نام خانوادگي: معاويه -
تاريخ: 06 خرداد 89
بسم الله الرحمن الرحيم ( سلام علي من التبع الهدي ) از معاويه به کميل و استادش مومن عبد الله جناب آقاي کميل اگر از لفظ ...عزيزم... ناراحت شديد . بايد ببخشيد بنده قصد توهين به شما رو نداشتم . برادر گرامي در مورد توهيني که به من با عنوان ... ملعون ... کرديد ((به فرزندان سقيفه سخيفه ملعونه _ كه شما ها باشيد _ گفت شيعيان علي مشرك نيستن و قتل شيعيان حرومه)) شما رو ميبخشم چون ميدونم کسي که استادش جناب مومن باشه مثل ايشون فحش وناسزا هميشه سر زبانشه. ودرمورد قتل شيعيان هم الا لعنه الله علي الکاذبين............. درمورد طفره رفتن هم بايد عرض کنم جناب کميل متاسفانه هم شما وهم مومن عبدا.... از تعصب زياد نميخواهيد حقيقت رو بپذيريد البته حق هم داريد!!!!!! لقب فاروقي روکه غصبي دونستيد از خود پيامبر اکرم (ص) گرفتنند (( ان الله جعل الحق علي لسان عمر وهو فاروق . فرق الله بين الحق والباطل )) در مورد متعه هم بايد عرض کنم حضرت عمر (رض) اون رو حرام نفرمود بلکه شخص پيامبر(ص) حرام فرمودند . (صحيح البخاري جلد هفتم ص 21) ودر موارد ديگرهم که لازم به توضيح نميبينم اگر جوياي حقيقت هستيد خودتون تحقيق کنيد تا انشاالله به حقيقت برسيد والسلام **************************************************************************************** وشما جناب مومن عبدالله که بنده هرجور با شما صحبت کردم شما باز به من بي احترامي کرديد که البته معلومم شد که ذاتا بي ادب هستيد. ((يا ايهاالرسول بلغ ما انزل اليک من ربک وان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمک من الناس ان الله لا يهدي القوم الکافرين . صدق الله العظيم )) سوره مائده 67 حسادت شما رو نسبت به اينکه کشورهاي مسلمان اهل سنت و برادران شما به پيشرفت رسيدند درک ميکنم !!!!!!!!!!! اما در مورد((ادر ساحل عمان بز ميپروراندند!!! و يا در کوههاي کردستان بز ميپراندند!!! و يا در يک سنگلاخ و شنزار ديگر مشغول حمد و ثناي عمر بودند!!!! حالا چه شده است؟؟؟؟ تايپ ياد گرفتهاند!!!! کاميپوتر دارند!!!! نظر ميدهند!!!!!!!!!! وجود دارند!!!!!!!!!!!!! نفس ميکشند!!!!!!!!!!!!!)) حسودي شما از دور به ساحل عمان معلومه به نظر من شما بهتره نمازهم نخونيد چون به هر حال کعبه در اختيار بزپروران هاست !!!!!!!!!!! واما در مورد کردستان شما نه تنها با اهل سنت دشمنيد بلکه حتي با اقوام ساکن ايران هم عداوت داريد که البته متاسفم براي شما . چيزي نميگم چون جواب شما در اين مورد سکوت است . شما جهان را همون دوروبر خودتون ببينيد !!!!!!!!! در مورد تايپ و کامپيوتر هم به نظر من شما به کامپيوتر دست نزنيد چون حرام است انشا ا..... واي بر ما که امثال تو مومن عبد الله ...... به ما ميگه تايپ ياد گرفتند . يا نظر ميدهند . اي واي بر ما !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!اي واي برما اي واي برما . وقتي ما اينهارو بلد بوديم توکجا بودي !!!!!!!!!!! اشهد ان عمر فاروق بين الحق و الباطل . ان الله جعل الحق علي لسانه (ابا يزيد) جواب نظر: با سلام ابن شهاب گويد : اين گونه به ما رسيده است كه اهل كتاب نخستين كساني بودند كه به عمر لقب فاروق دادند و مسلمانان از سخن آنها متأثر شدند و اين لقب را در باره عمر استعمال كردند و از پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم هيچ مطلبي در اين باره به ما نرسيده است . عمر بن الخطاب ... ملقب به فاروق ، گويند كه اهل كتاب اين لقب را به عمر دادند . |
| 113 |
نام و نام خانوادگي: كميل -
تاريخ: 06 خرداد 89
جناب معاويه با اينكه بحث طولاني شد و به قول گروه محترم پاسخ به شبهات تمام مداركي كه ذكر كرديد از كتب بي پايه خودتون بود فقط خواستم بگم من شما رو ملعون خطاب نكردم.گفتم شما فرزندان آن سقيفه سخيفه ملعونه هستيد. ملعونه مونثه و به سقيفه برميگرده. عادت ندارم سنيها رو كه چشم بسته گمراه شدم لعن كنم. لعن مخصوص غاصبان حق ائمه ست. |
| 114 |
نام و نام خانوادگي: سعد الله(معاويه بخواند) -
تاريخ: 06 خرداد 89
بسم الله القاصم الجبارين.!!!!!!!! جناب معاويه اين جانب سعد الله.!!!! تو را با اطمينان تمام لعن ميکنم و بر پدر و مادرت هم لعنت ميفرستم و بر هفت جد و آباد قبل و بعدت هم همينطور.!!!!!!!!! زيرا اگر آن لعنتي ها( ننه بابات) کمي زحمت به خود ميدادند امروز تو چنين در گمراهي آشکار عشق به کثيف و ملعون ترين موجود به سر نميبردي و مومن و موحد و پاک بودي. من به جاي کميل و مومن عبد الله و همه و همهههههههههههه لعنتت ميکنم و هيچ ترسي هم ندارم. از اينکه 4 تا تفريط گر مرا تند رو و ..... بنامند...... به درک اسفل.!!! افتخار من دشمني با اعداء الله است و بس.!!!!!!!! اگر برادران ديگر همچون مومن عبد الله و کميل و مجيد م علي و ..... انعطاف به خرج ميدهند من اين چنين نيستم . و انعطافي هم ندارم که براي امثل ??? هايي همچون توي ملعون به خرج بدهم. انعطاف من فقط با مومنين است و بس.!!! قال الله تبارک و تعالي في کتابه: بسم الله القاصم الجبارين: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿10﴾ بدرستي که مومنان باهم برادرند. صدق الله العلي العظيم. ??? ??? |
| 115 |
نام و نام خانوادگي: معاويه -
تاريخ: 06 خرداد 89
با تشکر از راهنمايي گروه محترم پاسخ به شبهات والسلام عليکم ورحمه ا... وبرکاته |
| 116 |
نام و نام خانوادگي: سعيد حسيني(شاه اسماعيل صفوي) -
تاريخ: 06 خرداد 89
سلام جناب معاويه بهتر نيست بجاي مظلوم نمائي و تظاهر به اينکه در حال فرار اجباري هستي جواب سئوالات مرا بدهيد؟ زيرا از طرفي ادعا ميکنيد که در حال فرار اجباري هستيد و از سوي ديگر هنوز حضور داريد که اين مسئله همانند منابع ، کتب ، روايت و احاديث شما در تناقض و تضاد عملي مي باشد! بنابر اين تمامي اين افعال بيانگر بهانه اي براي فرار از جواب به سئوالات ماست نه فرار از سايت که البته در هر دو صورت مبناي عقيدتي شما را زير سئوال مي برد. بايد عرض کنم اين روش بحث و در واقع اين کلکها خيلي قديمي و نخ نما شده است و ديگر کاربرد ندارد بهتر است بهانه ي ديگري براي فرار از جواب پيدا کنيد. اتفاقا بنده جزو کساني هستن که خيلي دوست دارم شما در سايت حضور پيدا کنيد و جواب سئوالات ما را بدهيد و به از عقيده ي خود دفاع کنيد. به هر حال بنده سئوالاتي از شما پرسيده ام که تا بحال حتي يک جواب از شما دريافت نکرده ام و اين مسئله نشاندهنده ي عجز شما و نداشتن پاسخ مناسب به سئالات مطروحه مي باشد. به هر حال جنابعالي مجبوريد به منابع خودتان تکيه و استناد کنيد و گرنه حتي سني هم حساب نميشويد يعني نه شيعه و نه سني هستيد به هر حال بنده منتظر جوابهاي شما هستم اگر هم فکر ميکنيد که بايد از سايت فرار اجباري کنيد جوابهاي خود را برايم ايميل کنيد. hoseini142005@yahoo.com با تشکر يا حق |
| 117 |
نام و نام خانوادگي: معاويه -
تاريخ: 07 خرداد 89
اعوذبالله من الشيطان الرجيم الا لعنه الله علي القوم الظالمين از معاويه به ابولهب دوم سعد الله ( عدوالله والدين ) جناب سعد معناي اين همه توهين چيست ؟؟؟؟؟؟؟؟ آيا نه اينکه شخصيت خود وپدر ومادرتان را با اينکارها آشکار ميکنيد ؟؟؟؟؟؟؟؟ اولا که در مورد ...... خوردنهايت بايد عرض کنم لعنت خدا برتو وامثال تو پدرومادر تو جدو آباد تو دوستداران تو وهرکسي که تو دوستش داري . ميدونم اصلا مسلمان نيستي اعتقادي هم نداري وفقط ....... حداقل از بقيه ياد بگير که مثل آدميزاد صحبت کني هرچند که آدم نيستي . مرتيکه بي آبرو درک اسفل السافلين جايگاهته . بدبخت به من ميگي اعدا الله در حالي که خودت وجدو آباد لعنتيت همه دشمنان خدا ومحمد بوده ايد . واقعا که ميزان خريت تو قابل تحسين است . از اين به بعد هر غلطي دلت خواست بکن وبنويس ومطمئن باش کسي به تو نميگه تندرو تو تندرو نيستي احمق و کودني واين هم تقصير تو نيست تربيتت اين طوري بوده. بدبخت اونقدر بيشعوري که حتي بلد نيستي يه آيه از قرآن رو درست بنويسي البته حق هم داري تو پيرو شيطان رجيم هستي و انشا الله با او محشور خواهي شد . ببين عدو الله تو يه بيمار رواني هستي که دوست داري عمدا کارهايي بکني که مردم اسم پدرومادرتو بيارن واقعا که جواب احمق سکوت است ولي تو ازحماقت بسي بالاتري !!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ميدونم که الان داري کيف ميکني اينهمه فحش بهت دادم . نوش جونت * آنکس که نداند ونداند که نداند ........................ درجهل مرکب ابدالدهر بماند. بسم الله القاهر المشرکين الذي قال : بل نقذف بالحق علي الباطل فيد مغه فاذا هو زاهق ولکم الويل مما تصفون (صدق الله العظيم) (بلکه ما هميشه حق را بر باطل پيروز ميگردانيم وباطل بيدرنگ نابود ميشود پس واي بر شما که خدا را به عمل بازيچه خود متصف ميگردانيد.) لطفا بعد از اين فضاي اينترنت را با وجود کثيف خود متعفن نفرماييد. چون( جواب الاحمق سکوت ) ومن با شما ديگر سخني ندارم . هر.......که دوست داريد بخوريد وبنويسيد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! *********************************************************** از تمامي دست اندر کاران سايت و دوستان بخاطر حرفهاي زشتم معذرت خواهي ميکنم واقعا انسان مجبوره با حيواني اينچنين مثل خودش حرف بزنه . باعرض پوزش مجدد ( والسلام علي من الطبع الهدي .) *********************************************************** |
| 118 |
نام و نام خانوادگي: معاويه -
تاريخ: 07 خرداد 89
بسم الله الرحمن الرحيم از معاويه به جناب سعيد حسيني دوست عزيز لطفا سولات خودرا مطرح بفرماييد . تا بنده به اونها پاسخ بدم در مورد نام من هم که اشکال گرفته بوديد بايد اول نام خودتون رو اشکال کنيد. (بهتر نبود قبل از انتخاب چنين اسمي براي خودتان که نشاندهنده ي ميزان محبت و علاقه حضرتعالي به معاويه است کمي در منابع خودتان مطالعه ميکرديد و بعد اين نام را بر خود مي نهاديد؟) ****************************************************************** درمورد جواب شما بايد عرض کنم برادر عزيز آيا شما که براي نام خودتون شاه اسماعيل صفوي را انتخاب کرديد ميدونيد که اون ملعون دست تمام جنايتکاران تاريخ رو از پشت بسته ؟ آيا ميدونيد که نام اون از نام (نرون) امپراتور روم هم بسي بالاتره (درخونخواري) ؟ بله دوست گرامي جناب سعيد من هم از درياي بي پايان جنايات آن ضحاک ثاني فقط چند مورد رو براتون مينويسم . ببينيد که آيا ظالمتر از او کسي در تاريخ بشر بوده است ( بدون تعصب ) ؟ 1. سپس اسماعيل مادر خودرا فراخواند که از جهتي با سلطان يعقوب فاميل بود وپس لعن کردن فرمان داد تا جلوي چشمانش سرش را بريدند (تاريخ اجتماعي ايران . مرتضي راوندي جلد دوم ص 381) 2. وقتي اسمعيل تبريز را تصرف نمود از بزرگ وکوچک همه را از دم تيغ ميکذرانيد و حتي به جنين هاي داخل رحم مادرشان رحم نکرد او استخوانهاي مردگان را نيز آتش زد (تاريخ ادبيات ايران جلد چهار ص 32) 3. او سر سلطان تيموري را در هرات شکافت و فرمان داد تا در زر بگيرند پس جامي از ان درست کرده ودرآن مي نوشيدند (تاريخ اجتماعي ايران) 4. زنده کباب کردن . گوشت دشمن را خوردن . پوست کندن . درديگ جوشاندن . کور کردن وهزاران عمل ديگر از کارهاي اسماعيل صفوي است . او تقريب سيصدهزار نفر را درعمر سي وهشت ساله اش به قتل رسانيد .(زندگاني شاه عباس . نصر الله فلسفي جلد دوم ) 5. پس از فتح اصفهان به کاخ هشت بهشت رفته وبا دوازده تن از پسران مردم محترم تبريز آن کار زشت را نمود (لواط) (تاريخ ادبيات ايران – ادوارد براون) 6. او همان کس است که خودرا در اشعارش خدا ميناميد و حي لا يموت ميدانست : عين اللهم عين اللهم عين الله ......... کل ايمديحقي کور اي کور گمراه منم اول فاعل مطلق که ديرلار /////// ( ديوان شاه اسماعيل خطايي چاپ جمهوري باکو ) آري دوست گرامي جناب سعيد شما اگر بدون تعصب تاريخ را بخونيد اول نام خودتون رو اشکال ميکنيد . اگر سوال ديگري هم داريد بفرماييد تا پاسخ بدم باتشکر موفق باشيد. |
| 119 |
نام و نام خانوادگي: WaHHaBi -
تاريخ: 08 خرداد 89
بسم الله الوهاب جناب معاويه.!!! تو تمامي توهيناتت را که همگيش سزاوار تو است را به مومن موحد برادر عزيز و ارجمند جناب سعد الله ميکني. و در آخر مانند مولايت عمر و مادرت عايشه ميگويي معذرت؟! خوب است که خوانندگان محترم اين سايت نوراني و پر برکت همگي مشاهده کننده ي باطن ن شما هستند. تو خود آيينه ي خودي نا مومن. جناب معاويه.!!! شما اول برو ببين فحاش کيست و بي شعور و حرامي کيست. حتي اگر حرامي هم که باشي شايد الله سبحانه و تعالي لطفي کرد و هدايتت کرد. در آخر من اول خودم را و بعد همگي مسلمين و مومنين را به تقوا الله دعوت ميکنم. يا وهاب و يا تواب |
| 120 |
نام و نام خانوادگي: سعد الله -
تاريخ: 08 خرداد 89
بسم الله القاصم الجبارين.!!! اما بعد اخواني و اخواتي(وعباد الرحمن الذين يمشون على الارض هونا وإذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما) جناب معاويه. ساام عليکم.! برادران و مومنان.!! عزيزان موحد و مسلمان. من اصلا ايشان را در حد و اندازه اي نميبينم که بخواهم ديگر جوابش دهم و محلش دهم. خوب معلوم است مگر هر جانداري صدايي در آورد کرد انسان مومن و موحد و عاقل بايد جوابش دهد؟!!!! من اين را موهبتي از درگاه الله سبحانه و تعالي ميدانم که لطفي کرد و از زبان ملعون و پر فحش خودش بيان نمود باطنش را ..... بسم الله الجبار مکروا و مکر الله . والله خير الماکرين. صدق الله العلي العظيم. الله تبارک و تعالي به زيبايي کفار و اعداء الله را رسوا مينمايد. اين هم نمونه اي بارز از اين رسوايي ها.....!!!! اينان( اهل عمر) اصلا نمي توانند باطنشان را کتمان کنند. اگر هم ميبينيد اين گونه نظرات علني ميشود از سر بزرگواري برادران گرداننده ي سايت است و بس. براي اينکه بينندگان خود متوجه وخامت حالت رواني اينان بشوند. |
| 121 |
نام و نام خانوادگي: عقيل العزيز -
تاريخ: 08 خرداد 89
سلام عليکم جناب معاويه سخني با شما دارم. اميد وارم که عبرت بگيريد. اميرمؤمنان علي عليه السلام در بياني جذاب درباره تقوا مي فرمايد: «ان تقوي الله دواء داء قلوبکم وبصر عمي افئدتکم، وشفاء مرض اجسادکم همانا تقواي الهي داروي درد قلبهاي شما و موجب بينايي درونهاي [کور] شما و درمان بيماري کالبدهايتان است .» زخورشيد و از آب و از باد و خاک نگردد تبه نام و گفتار پاک بدين سان بود گردش روزگار خنک مرد با شرم و پرهيزکار قال الله تبارک وتعالي في کتابه: بسم الله الرحمن الرحيم والذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم » ; «و کساني که چون کار زشتي کنند، يا بر خود ستم روا دارند، خدا را به ياد آورند و براي گناهانشان آمرزش خواهند .» صدق الله الخالق العظيم. و کلامي در باره ي شما برادر عزيز و گرامي جناب سعد الله. بسم الله الرحمن الرحيم «ان الله مع الذين اتقوا والذين هم محسنون » ... «در حقيقت، خدا با کساني است که پروا داشته اند و با کساني است که آنها نيکوکارند .» صدق الله العلي العظيم. جناب معاويه. تمامي فحاشي هايت از جمله: احمق. بي شعور کودن. و ..... همگي سزاوار پدر و مادر شماست. زيرا اگر ايشان ادب به شما ميآموختند در ميافتيد که اينگونه کلام را نبايد در فضاي عمومي چون اين سايت نوراني به کار برد. در تعجبم. برادران گرداننده ي سايت هر وقت برادران ديني ما کمي تندي به قول شما ميکنند سريعا تذکري در پايين نظر درج ميکنيد. اما (براي معاويه) حالا نه حذفي کرده ايد( البته دليلش معلوم است زيرا همگي بشناسند اين ملاعين را) نه حتي زحمت تذکر را داده ايد.! اما در هر حال اگر سانسوري هم شود براي اهل تشيع ميشود نه براي اهل عمر. شايد بيم اين را داريد که ناراحت شوند. جناب معاويه. ملعون و خبيث شما هستيد که همچون مادرتان که عاشقش نيز هستيد دمادم بد تر از يک عقرب وحشي شروع به طعن و فحاشي ميکنيد. مثل ايشان که به ساحت مقدس آقا رسول الله (ص) توهين مينمودند. و به صحابي رسول الله (ص) فحاشي ميکردند. همين کار ها و اعمال را و گستاخي ها را انجام دادند که از ام المومنيني خارج شدند. خداوند اذيت کنندگان رسول الله و امير المومنين و حضرت زهرا (عليهم السلام جميعا) را لعنت کند و به درجات عذابشان بيافزايد. ان شا الله. و پيروان و تابعينشان همچون شما را هم همينطور و با معاويه ي هنده مادر محشور و مانوس کند. برادر سعد الله شما را فقط لعن کردند. اگر اهل مطالعه و تحقيق بوديد در ميافتيد که معناي لعن يعني دوري از رحمت خداوند. نه فحاشي.!!! که شما تمامي فحش هايي که از براي شما سزاوار بود را نثار جناب برادر سعد الله کرديد.که البته خود اين عمل شنيع و زننده خود بيانگر شخصيت و نوع فضاي تربيتي شما و خانواده يتان است. يقينا بينندگان اين سايت هدايت کننده خود شاهد کثيفي کلام و ننگين بودن طرز تفکر شما هستند و جناب عالي با اين طرز برخورد دقيقا صفت مولا و اربابانتان را به مسلمين نشان داديد. از اين بابت از محظر شما کمال تشکر را داريم. جناب معاويه. از قديم و نديم گفته اند که: به نفرين و لعن گربه سياه باران نميبارد. حالا کار برعکس شده و جناب عالي دست پيش گرفته ايد که پس نيافتيد.؟ شما اول برادر ما را .... ميخوانيد و ميفرماييد جوابشان سکوت است؟ اما باز دهان کثيفتان را پر فحش تر از قبل گشاده و به توهينات وقيحانه و افسار گسيخته ي خودتان ادامه ميدهيد؟ از اين مطلب ميتوان دقيقا به تلاتم حالات رواني و ساديسم نوع حاد شما پي برد. و دريافت دقيقا در زمان امير المومنين آن ملاعين چگونه سيره و برخوردي داشته اند. مرحبا ......... مرحبا .که چه آشکارا خود و سيره ي مادر و پدرت را عرضه داشتي. دوستان تفکر ميکنند حتما بايد اهل ديده ي برزخي و بصيرت قوي و کشف و شهود باشي تا حيوانات آدم نما و آدم هاي حيوان نما را مشاهده نمود. نه . دقيقا از اين راه دور و فضاي نت کاملا مشهود است که اين جناب داراي چه صفت و خو و چهره ي برزخي هستند. ( از براي ادب بيان نميکنم چه موجودي) به نظر بنده اين کمال کيثي و تيز بيني برادر سعد الله را ميرساند که با يک ترفند زيبا و يه دستي زدن تمامي باطن شما را آشکار کرد. مرحبا برادر سعد الله. ما شا الله ..... يا الله سبحانه و تعالي |
| 122 |
نام و نام خانوادگي: مجيد م علي -
تاريخ: 08 خرداد 89
با سلام دوست عزيز جناب اقاي ابايزيد(معاويه) اولاً بنده منتظر جواب شما به خودم ميباشم ================================================================================ در ثاني از كي تا بحال چپي هاي لا مذهب راي شما حجت شده اند . كساني كه در مخالفت بادين اسلام هم شيعيان راستين را بقول خودشان به چالش ميكشند هم به افشاگري در مورد اهل سنت مي پردازند . براي نمونه : مرتضي راوندي (۱۲۹۲ تهران - ۲۳ شهريور ۱۳۷۸) از تاريخنويسان معاصر ايران بود. او گرايش سياسي چپ دشت و نويسنده کتاب (۱۰ جلدي) تاريخ اجتماعي ايران است. گفتهٔ مرتضي راوندي «يکي از آثار شوم و زيانبخش حملهٔ اعراب به ايران، محو آثار علمي و ادبي اين مرز و بوم بود. آنها کليهٔ کتب علمي و ادبي را به عنوان آثار و يادگارهاي کفر و زندقه از ميان بردند.» وي در دنباله مينويسد سعد وقاص پس از چيرگي بر تيسفون و دستيابي به کتابخانهها و بنمايههاي فرهنگي ايران، درباره چگونگي رفتار با آنها از خليفه آن زمان(عمر) خواهان دستورشد. عمر هم چنين فرمانداد که: «کتابها را در آب بريزيد زيرا اگر در آنها راهنمايي باشد با هدايت خدا از آن بينيازيم و اگر متضمن گمراهياست وجود آنها لازم نيست،کتاب خدا براي ما کافياست.» اينهم مشت نمونه خروار باقي حرفهايتان را از شخصي بنام خنجي ( سني مذهب ) است كه در راستگوئيش بايد ترديد داشت . يا علي |
| 123 |
نام و نام خانوادگي: سعيد حسيني(شاه اسماعيل صفوي) -
تاريخ: 08 خرداد 89
سلام جناب معاويه باز هم که طفره رفته اي و بجاي جواب به پاک کردن صورت مسئله پرداخته اي سئوالات ما از شما دو ديگر همکيشانتات همواره بي پاسخ و بيجواب مانده است. من از شما خواستم که اگر تمايل داشتي ايميلت را براي من بفرستي تا از علني کردن حقايقي که ممکن است باعث کدورت بين ما و شما بشود اجتناب و خودداري کرده باشم اما طاهرا شما موافق علني شدنش هستيد و بنده هم موافقم. لطفا به اسنادي که اکنون برايتان ذکر ميکنم دقت فراوان کنيد و جواب دهيد. در ضمن لطف کنيد بجاي جواب دادن از پاک کردن صورت مسئله و کشاندن بحث به بيراهه خودداري کنيد که اين ترفند قديمي و نخ نما شده است. دانشمندان بزرگي همچون اصمعي و زمخشري و نسب شناس مشهورعرب هشام بن محمد کلبي، منکر اين مطلب هستند و او را به اين چهار تن نسبت داده اند: مسافر بن ابي عمرو از بني اميه عباس بن عبدالمطلب از بني هاشم عمارة بن وليد بن مغيره از بني مخزوم صباح، خنياگر و آوازه خوان عمارة آري معاوبه چهار پدر داشت و مادرش هند جزو زنهاي بدکاره معروف و صاحب پرچم بوده است چنانچه زمخشري و ابوالفرج اصفهاني و ابن عبدربه و ابن الکلبي اين حقيقت را بيان کرده اند. ابن الکلبي گفته است : کان معاوية لعمارة بن وليد بن المغيرة المخزومي و لمسافر بن لبي عمرو، و لا بي سفيان و لرجل آخر سما و کانت هند امه من المغيلمات و کان احب الرجال اليها السودان . . . . . سند : مثالب العرب :72 محمدبن سائب کلبي ميگويد : معاويه يه چهار مرد نسب داده مي شود. 1 - عمارة بن وليد 2 - مسافر بن ابي عمرو 3 - ابوسفيان 4 - شخصي که ظاهرآ نام او را صباح برده اند. در ادامه مي نويسد مادر معاويه يعني هند از مردان سياه بسيار خوشش مي آمد. سند : ربيع الابرار 3: 549 الاغاني 9: 49 العقد الفريد 6: 86-88 يک سئوال هم رباي خودم پيش آمده است که دليل علاقه شديد هند به وحشي ( غلام سياه پوست هند ) چه بوده است؟؟؟ آيا علاقه هند به وحشي بخاطر به شهادت رساندن عموي بزرگوار پيامبر اسلام بوه است؟ يا اينکه هنده به همه ي غلامان سياه پوست علاقه شديد داشته است. منابع ديگر: طبقات ابن سعد، ج 8، ص 235 العقد الفريد، ج 6، ص 86 همان، ص 95 ربيع الابرار، ج 3، ص 551 تذکرة الخواص، ابن جوزي، ص 184 تاريخ الخلفاء، ص 205 مثالب العرب، ص 72 الاغاني، ج 9، ص 530 جناب معاويه که نام وي را براي خودت برگزيده اي لطفا به ما بگو چرا اهل سنت که خودشان به اين مسئله اعتراف کرده اند او را خليفه ي بر حق رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم ميدانند؟؟؟؟؟!!!!!!! خود شما چظور؟؟!!!!! مثــــــالي ديـــــــــــــــگر: معاويه به جارية بن قدامة - که از صحابي پيامبر بود - گفت: ما کان اهونک علي قومک اذ سموک جارية؛ تو چقدر نزد کسان و خويشانت پست و ناچيز بوده اي که نام تو را جارية (کنيز) گذاشته اند. جارية جواب داد: ما كان اهونك على قومك اذ سموك معاوية و هى الانثى من الكلاب؛ تو نيز چقدر در ميان اقوام خود خوار و بي مقدار بوده اي که نامت را معاويه گذاشته اند که همان سگ ماده است. معاويه سخت ناراحت شد و گفت : ساکت شو بى مادر. جاريه گفت: لابد مادري داشته ام که مرا زاييده است. به خدا قسم قلبهايى كه بغض تو را در خود مى پرورند، در سينه ى ماست و شمشيرهايى كه با تو مي جنگند، در دستان ماست . تو نمي تواني به ستم ما را هلاك كنى و به زور بر ما حكومت نمايى . تو در امر زمامدارى، با ما عهد و پيمانى بسته اي و تعهداتي داري. ما نيز طبق آن پيمان، بايد مطيع و گوش به فرمان باشيم. اگر تو به پيمانت وفا كنى، ما نيز وفادار هستيم؛ و اگر پيمان خود را بشکني، بدان كه ما نيز به مردان نيرومند و نيزه هاى برنده دلگرم هستيم. معاويه گفت : خداوند امثال تو را در جامعه زياد نكند. جارية گفت: نيکو گفتار باش که دعاي بد، گربانگير اهلش مي گردد. عقدالفريد، ج 4 ، صص 119 - 110 تاريخ الخلفا، صص 133 - 134 المستطرف في کل فن مستظرف، الابشيهي، ج 1، ص جناب معاويه بنده کوچکترين تعصبي به شاه اسماعيل صفوي ندارم اما بهتر است نظر منابع و سايتهاي بي طرف در مورد ايشان جويا شويم تا به حقيقت برسيم ، بديهي است مخالفان وي يا منابع اهل سنت در مورد ايشان قطعا از بيان حقايق خودداري کرده و حقيقت پنهان خواهند کرد و يا سعي در وارانه جلوه دادن حقايق خواهند داشت ، البته اهل سنت در مورد حقايق اهل بيت عليهم السلام همين کار را کرده اند و هميشه حقايق را وارانه جلوه ميدهند. و اما اصل حقيقت در مورد جناب شاه اسماعيل صفوي (رضي الله عنه) اين است: اسماعيل، ملقب به ابوالمظفر بهادرخان حسيني، و معروف به شاه اسماعيل يکم مؤسس سلسله صفوي به عنوان اولين سلسه تماماً ايراني، حاکم بر سراسر ايران پس از اسلام است. وي با رسميکردن مذهب شيعه و با زنده کردن هويت ايراني مرزهاي ايران را به حدود مرزهاي ساسانيان رسانيد و در واقع ايران را به عنوان يک واحد سياسي مستقل پس از اسلام پس از حدود ۸۰۰ سال، تأسيس و تثبيت کرد. از وي اشعاري به ترکي آذربايجاني و به فارسي با تخلص «ختايي» برجاي ماندهاست. تبار اسماعيل به شيخ صفيالدين اردبيلي ميرسد و فرزند شيخ حيدر است و مادرش مارتا دختر سلطان اوزون حسن آق قويونلو و کوراکاترينا شاهزاده يوناني ترابوزان بود. کوراکاترينا به اين شرط با اوزون حسن ازدواج کرد که دين خودش را نگاه دارد هر چند متمايل به اسلام بود ولي تا آخر عمر از آزادي ديني بر خوردار باشد(اين اولين اقدام در رعايت حقوق شهروندي محسوب مي شد.) به همين دليل به همراه خود يک کشيش و چند موعظه گر و نديم مسيحي به همراه خود به ايران آورد و در شهر آمد يک کليسا بنا کرد تا يک شنبهها براي عبادت به کليسا برود بعدها و با دست يابي اوزون حسن به بخش اعظم ايران و پايتختي تبريز کليساي با شکوهي در تبريز ساخت و کشيشان و مبلغين مسيحي را به آنجا آورد در ارزنجان نيز که عمدتا ارمني بودند دو کليسا با نامهاي سيمون و يحيا ساخت البته بناي اين کليسا ها به اوزون حسن نسبت داده شد. اسماعيل در ۸۶۶ در اردبيل ديده به جهان گشود. پدرش شيخ حيدر به همراه مريدان خود -که به دليل بر سر داشتن کلاه قرمز رنگ قزلباش (سرخ سر به زبان ترکي) خوانده ميشدند براي جهاد عليه مسيحيان چرکس به نواحي قفقاز رفتند. توسعهطلبي حيدر باعث شد که با شروانشاهان وارد جنگ شود. سلطان يعقوب آق قويونلو در اين جنگ به کمک شروانشاهان رفت و نهايتاً حيدر تير خورد و به اسارت درآمد و جان خود را در اين مبارزه از دست داد و فرزندانش نيز به اسارت در آمدند. در اين زمان اسماعيل کودکي شيرخوار بود. اسماعيل به همراه مادر ودو برادرش در اصطخر، فارس به مدت چهار سال و نيم زنداني شدند. در اين دوره سلطان يعقوب آق قويونلو مرد و بين فرزندانش رستم و بايسنقر جنگ درگرفت و رستم براي مقابله با بايسنقر، «سلطان علي» برادر بزرگ اسماعيل و خانوادهاش را آزاد کرد، تا بتواند از پشتيباني قزلباشان خانقاه اردبيل برخوردار شود. سلطان علي با شکوه فراوان وارد تبريز شد و با سپاهي از صوفيان بايسنقر را شکست داد. رستم از قدرت سلطان علي به وحشت افتاد و وي را در ميانه راه تبريز و اردبيل به قتل رساند. سلطان علي برادر هفت سالهاش اسماعيل را به ياران صميمي و وفادارش سپرد. اسماعيل مدتي پنهاني در اردبيل زيست و سپس براي امنيت بيشتر به لاهيجان رفت و نزد امير آنجا «کارکيا ميرزا» پناه گرفت. کارکيا ميرزا علي فرمانرواي محلي لاهيجان و ديلمان که شيعه و سيد و دوستدار خاندان صفوي بود در تربيت اسماعيل خردسال اهتمام کرد. اسماعيل تا سال ۹۰۵ (قمري) با مراقبتهاي شمس الدين لاهيجي که از فضلاي آن ديار بود فارسي، عربي، قرآن و مباني و اصول شيعه اماميه را فرا گرفت. همچنين در اين مدت، زير نظر هفت تن از بزرگان صوفي لاهيجان فنون رزم را آموخت. بدين ترتيب اسماعيل از يک سو تحت تأثير فرهنگ صوفيانه خانقاه شيخ صفي بود و از سوي ديگر احتمالاً در گيلان با برخي آموزههاي ايران باستان و تشيع امامي آشنا شده و مجموعه اين آموزهها او را براي بدل شدن به يک حاکم مقتدر، فرمانده نظامي و پيشواي مذهبي آماده ساخت. قزلباشان به بهانه زيارت بقعه شيخ صفي الدين با کسب اجازه از کارکيا اسماعيل و مارتا را به اردبيل بردند هدف قزلباشها از اين کار خروج از حيطه کارکيا بود. قزلباشان مارتا را به اردبيل فرستاده و خود به همراه اسماعيل به منطقه خلخال رفتند و نزديک به سه ماه در روستاهاي اطراف خلخال اقامت داشتند. ايشان در اين مدت با خلفاي خود در آناتولي ارتباط بر قرار کرده و از آنها مي خواستند که ترکان قزلباش را جمع آوري کرده به ايران بفرستند در مدت سه ماه در حدود دو هزار قزلباش به طرق مختلف از آناتولي وارد ايران شده به اردوي اسماعيل پيوستند .در اين هنگام اسماعيل ۱۲ سال و يک ماه بيشتر نداشت. از وقتي که اسماعيل از لاهيجان بيرون آمده بود تا هنگامي که در ارزنجان اردو زد در حدود هفت هزار ترک آناتولي به اردويش پيوستند که بيشتر از نه قبيله زير بودند: 1.شاملو از شمال شرق مديترانه و شمال غرب شام 2.تکه لو از ناحيه جنوبي آناتولي 3.افشار 4.قاجار از شمال و شرق آناتولي 5.روملو 6.قره مان از منطقه کيليکيه در جنوب آناتولي و اطراف قونيه 7.ورساق از منطقه کيليکيه در شمال درياي مديترانه 8.ذوالقدر از بخش علياي فرات بين سوريه و ترکيه کنوني 9.استاجلواز شرق آناتولي 10.بيات از شرق آناتولي و شمال عراق علاوه بر اين قبايل دستجاتي از قبايل مغول ساکن در نواحي تالش و سوادکوه نيز در اردوي اسماعيل بودند که در برابر ترکان در اقليت بودند و "صوفيان تالشي ناميده ميشدند. در سال ۸۷۹ هفت سران قزلباش در ارزنجان يک جلسه مشورتي با حضور شاه اسماعيل برگزار کردند تا در مورد حرکت جهاديشان تصميم بگيرند موضوعي که در اين جلسه مطرح بود اين بود که براي جهاد به گرجستان حمله کنند يا ايروان را بگيرند (دو منطقه مسيحي نشين که حاکمانشان از خاندانهاي ديرين ايراني و باز مانده از دوران پارتيان و ساسانيان بودند) عده اي نيز پيشنهاد دادند به روستاهاي اذربايجان حمله کنند و عدهاي نيز بر اين عقيده بودند مدت زمان بيشتري در ارزنجان بمانند که ترکان بيشتري به لشکر بپيوندند و سپس به آذربايجان حمله کرده آنجا را از آن خود کنند. در جنگي که نزديک قلعه گلستان روي داد، فرخ يسار با وجود بيست هزار جنگاور مغلوب و کشته شد. اما قلعه گلستان در مقابل سپاه صوفيان به مقاومت پرداخت و بلافاصله تسليم نشد. با اين حال باکو تسليم شد و شاه اسماعيل كه به شجاعت و از جان گذشتگي مشهور بود بر شكوه خود ميان وفاداران خويش افزود. سردار خردسال با بزرگواري از حوالي شروان عزيمت کرد و راه آذربايجان را پيش گرفت. در ناحيه شرور نزديک نخجوان در گيري سختي بين الوند بيگ آق قويونلو و لشکر شاه اسماعيل رخ داد(۸۸۰ش/۹۰۷ ق /۱۵۰۱ م) در اين نبرد لشکريان شاه اسماعيل رشادت هاي فراواني از خود بروز دادند و شعار تر کي "قربان اولدقم ٬صدقه اولدقم" سر داده اعلام جانفشاني در راه مولايشان اسماعيل ميکردند سر انجام الوند بيک شکست خورد و به ارزنجان گريخت و شاه اسماعيل پيروزمندانه وارد تبريز شد و سلطنت خود را با اعلام و اظهار ولايت شيعه که با آيين و افكار عمومي اکثريت اهل شهر تطابق داشت، اعلام كرد.(تبريز يكي از مهمترين پايگاههاي محبين اهل بيت در آن زمان بود.) وي در حالي که چهارده سال بيشتر نداشت به کمک مريداني که سخت به او معتقد بودند در سال هشتصد و هشتاد ه.ش شاه ايران شد و سلسله خويش را به نام جدش صفي الدين «صفويه» ناميد که در تاريخ ايران به دو دليل اهميت بسيار دارد: يکي اين که اين سلسله اولين سلسله کاملاً مستقل ايراني و ملي بعد از حمله اعراب به ايران (در سال ۳۲ ه.ق) بودهاست يعني پس از هشتصد سال توانست با افتخار نام ايران را بر روي نقشهها برگرداند. دوم اينکه مذهب تشيع در ايران توسط شاه اسماعيل مذهب رسمي اعلام شد كه در اعتلا و پيروزي هاي چشمگير آينده آن سلسه تاثير به سزايي داشت. شاه اسماعيل در اولين اقدام مهم خود، در شهر تبريز مذهب تشيع را به عنوان مذهب رسمي دولت و مملکت صفوي اعلام نمود. نکته جالب اين است که در آن هنگام برخي از مردم تبريز نيز شافعي مذهب كه متمايل به اهل البيت مي باشند بودند و الباقي شيعه بودند و به زبان آذري تکلم ميکردند که يکي از لهجههاي کهن زبان پارسي و شبيه کردي بود. ايلات ترک بهارلو(از اولاد بايرام خوجه بهارلوواز ايلات تشکيل دهنده قراقوينلوها بودند) قبل از تسخير تبريز (۹۰۷ ق / ۱۵۰۲ م)به سرکردگي حسن خان به شاه اسماعيل پيوستند(روملو---احسن) پس از سقوط ايلخانان مغول و به مدت حدود دو قرن در ايران از بلخ تا دياربکر وضعيت ملوک الطوايفي حاکم بود. «روملو» در خصوص سال ۸۸۰(۱۵۰۱ م./۹۰۷ ه.ق.) مجموعهاي از حکام محلي را نام ميبرد، که مهمترين آنها عبارت بودند از: سلطان حسين بايقرا آخرين شاه تيموريان در خراسان، بديع الزمان ميرزا در بلخ، سلطان مراد در عراق عجم، حسين کياي چلاوي در سمنان، مرادبيک بايندر در يزد و شاه اسماعيل در آذربايجان. شاه اسماعيل با برخورداري از نيروي جان بر کف قزلباش عزم نمود، که ايران را متحد سازد. ابتدا سلطان مراد حاکم عراق عجم -که پسر سلطان يعقوب آق قويونلو بود- را در نواحي مابين همدان و بيجار شکست داد و سلطان مراد به شيراز گريخت. شاه اسماعيل او را تعقيب نمود و او از ترس به بغداد گريخت و شاه اسماعيل بدون جنگ شيراز را تصرف نمود و از آنجا به قم رفت. سپس بر حسين کياي چلاوي حاکم سمنان و فيروزکوه پس از جنگي سخت غلبه کرد. و نهايتا يزد و ابرقو را که در اختيار محمدکره بود، تصرف کرد و از شهري به شهري رفت و حکام محلي را برانداخت و يا تابع خود نمود. آنگاه در سال ۸۸۷ ه.ش. (۹۱۴ه.ق.) عازم عراق عرب شد و بغداد و نجف را نيز فتح نمود. بدين ترتيب او در مدت هفت سال تمام ايران بزرگ به جز برخي نواحي نظير خراسان و ارمنستان را تصرف نمود و حکومتي واحد و مستقل را در آن برقرار ساخت و به عنوان پادشاه ايران تاجگذاري نمود. شيوه کشور داري شاه اسماعيل و ترويج مذهب شيعه مانع از تجزيه يا تقسيم احتمالي ايران آشوب زده ميان دو قدرت بزرگ آن زمان عثمانيها و ازبکها شد. وي براي تعديل سياستهاي افراطي سران قزلباش، صوفيان و مريدان حيدري، علماي ايراني و نيز جبل عامل، کوفه و بحرين را به تدوين کتابهاي فقهي در زمينه شيعه جعفري دعوت کرد . محقق کرکي که در نشر فقه و اصول مذهب جعفري شخصيت مهمي محسوب ميشد، از جمله آنان بود. از جمله اقدامات شاه صفوي براي تجليل از امامان شيعه ضرب سکه با نام امامان دوازدهگانه شيعه قرار دادن نام ۱۲ امام معصوم به عنوان سجع مهر شاهي ، تعمير و توسعه آرامگاه امامان در شهرهاي عراق و مشهد و نيز ايجاد ساختمان مقبره براي امامزادهها در شهرهاي ايران ۱۲۹ و طرح آب رساني از فرات به نجف بود. شاه اسماعيل کليه وظايف اداري و کشوري را به ايرانياني سپرد که در اعتقادشان به تشيع جاي شک و شبهه نبود و بسياري از آنان پيشينه طولاني در کارهاي ديواني داشتند. نامدارترين رجال او عبارت بودند از: امير زکريا تبريزي، محمود خان ديلمي، قاضي شمس الدين لاهيجاني، امير نجم رشتي، امير نجم ثاني، مير سيد شريف شيرازي و شمس الدين اصفهاني ۴۰۷ . شاه اسماعيل به رسوم و آيينهاي مذهبي و ملي بسيار علاقه نشان ميداد و به ايجاد آباداني و بناهاي يادبود اهتمام داشت. مهمترين آثاري که از دوران وي به يادگار مانده، عبارتاند از ۴ بازار دور ميدان قديم اصفهان؛ مدرسه هارونيه و بقعه امامزاده هارون در اصفهان. وي بناهاي يادبودي هم در اوجان فارس و شيراز و آباداني و ساختمانهاي متعددي در خوي و تبريز بنياد کرد. شاه اسماعيل که با آشوبگري و اغتشاش به سختي دشمني ميکرد تبريز را به پايتختي برگزيد و در همان سال تاجگذاري به جنگ قوم ازبک رفت (اين قوم در شمال شرق ايران در ازبکستان فعلي ساکن بوده و هرگاه که فرصتي به دست ميآورند به خاک ايران تجاوز ميکردند). در نبرد مرو که در حوالي مرو رخ داد ۱۷۰۰۰ ايراني توانستند ۲۸۰۰۰ سپاهي ازبک را درهم کوفته و فرمانرواي آنان به نام شيبک خان که قصد فرار داشت را دستگير و مقتول سازند. اما در همين هنگام با يورش غافل گير کننده و از پيش طراحي شده عثمانيها مواجه شد. خليفه عثماني به نام سلطان سليم که شيعيان را کافر ميدانست و خود را نيز خليفه تمامي مسلمانان جهان ميخواند به قصد اشغال کامل ايران با لشگري عظيم به اين کشور لشکرکشي کرد. شاه اسماعيل به قصد دفع حمله عثمانيان که پس از فتح ديار بکر و مواجحه با مقاومت کم نظير عشاير قره باغ مستقيم راه تبريز را در پيش گرفته بودند با جمع آوري حدود 30 هزار سرباز در مقابل 200 هزار سپاه عثماني به غرب لشکر کشيد و به رغم کمبود نيرو و استفاده سپاه مهاجم از توپخانه در نبرد چالدران (۸۹۳ ه.ش) آنچنان دليرانه فرماندهي و شخصا در ميدان نبرد جنگيد که علي رغم شکست خوردن، نبرد او در زمره نبردهاي بزرگ تاريخ و از افتخارات ايرانيان محسوب ميشود. در اين جنگ ۲۹۰۰۰ سرباز ايراني که تنها از سلاحهاي سرد مانند شمشير و نيزه استفاده ميکردند در برابر سپاه دويست هزار نفري عثماني که مجهز به توپ و تفنگ بود به سختي ايستادگي کرده و کشتار زيادي از دشمن به عمل آوردند و از ايشان تنها ۸۵ نفر زنده ماندند اما حتي يک نفر اسير هم ندادند. ترکان عثماني در اين جنگ قسمت بزرگي از آذربايجان را به اشغال خود در آورند، که البته با مقاومت دليرانه مردم تبريز سلطان سليم، مجبور به تخليه شهر شد. اشغال بخشهايي از آذربايجان توسط عثماني تا زمان شاه عباس کبير ادامه داشت. (البته پس از شاه اسماعيل نيز آنان هرگاه که فرصتي بدست ميآوردند به ايران حمله ميکردند و اختلافات مرزي و مذهبي دو کشور تا زمان سقوط امپراتوري عثماني در جنگ جهاني اول طول کشيد.) شاه اسماعيل توانست در مدتي کوتاه با تدابير جنگي و نيز با رشادتهايي که به کار ميبرد ايران را متحد کرده و در برابر هجوم دشمنان داخلي و خارجي بخصوص ازبکان و عثمانيها که از شرق و غرب به ايران حمله ميکردند به خوبي مقاومت کند. کتابي نيز در مورد زنداني شدن زنان شاه اسماعيل در دربار عثماني نوشته شده. و امــــــــــــــــــــــــــــــــا در مورد اشعار شاه اسماعيل صفوي: وي مردي بسيار زيبا و خوش اندام بود، اشعار صوفيانه به ترکي آذربايجاني ميگفت که تا به امروز نيز اين اشعار باقيماندهاست. مانند شعر زير که وي آن را قبل از جنگ براي سلطان عثماني فرستاد و سلطان نيز پس از پايان جنگ شعري به فارسي گفت و به عنوان پاسخ به شاه ايران داد. ترجمه فارسي شعر شاه اسماعيل از اين قرار است: من به مرشد خويش به چشم جوهر و ذات وجود مينگرم، و خويشتن را در راه او قرباني ميکنم، من ديروز به دنيا آمدهام و امروز خواهم مرد، بيا، اگر تو ميخواهي بميري، اين پهنگاه مرگ است... وفات: سلطان سليم يکم که در فتح تبريز موفق شده بود که همسر محبوب شاه اسماعيل را به اسارت در آورد پس از خروج از ايران وي را گروگان گرفت و براي آزادي وي از شاه امتيازات کلاني خواست. اما اسماعيل براي بدست آوردن همسر محبوب خود حاضر نشد يک وجب از خاک ايران را به سلطان سليم تسليم کند. و آنچنان که گفته شده از دوري همسر خويش[نيازمند منبع] در سن سي وهشت سالگي درگذشت. پس از وي فرزندش شاه طهماسب يکم به پادشاهي ايران رسيد. منابع: جعفريان، رسول، صفويه از ظهور تا زوال، تهران:مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، چاپ اول:۱۳۷۸ تاريخ ايران و جهان (۲)، سال دوم آموزش متوسطه، رشتهٔ علوم انساني، دفتر برنامهريزي و تاليف کتابهاي درسي ايران، ۱۳۸۲. [ويرايش] ويژه 1.↑ Safavid Dynasty (Iranian dynasty) - Britannica Online Encyclopedia 2.↑ جعفريان، ۲۸:۱۳۷۸ 3.↑ مهدي کيواني. اسماعيل اول صفوي. دايرةالمعارف اسلامي. 4.↑ عالم آراي عباسي، ص ۳۲؛ جهانگشاي خاقان، صص ۴۴ - ۴۶ 5.↑ احسن التواريخ، ص ۹؛ جهانگشاي خاقان، صص ۶۴ - 6.↑ جهانشگاي خاقان، ص ۵۷ 7.↑ روضه الصفا:۱۰ 8.↑ جهانگشاي خاقان، صص ۱۱۹ و ۱۱۳ 9.↑ تاريخ جهان آرا، صص ۴۶۵ - ۲۲۶؛ لب التواريخ، صص ۳۹۴ - ۳۹۵ 10.↑ ايران در روزگار شاه اسماعيل و شاه طهماسب، ص ۱۲۶ 11.↑ جهانگشاي خاقان، ص ۱۴۹ 12.↑ درباره مهرهاي شاه اسماعيل اول، صص ۱۸۲ - ۱۸۵ 13.↑ عالم آراي عباسي، صص ۱۲۷ - 14.↑ گلشن مراد، ص ۵۵۶ 15.↑ لب التواريخ، صص ۳۹۴ - اين مطالبي که قيد کردم از يک سايت معروف و بي طرف است : http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84_%DB%8C%DA%A9%D9%85 در آدرس زير هم در مورد فرزند شاه اسماعيل (رضي الله عنه) که بعد از او به تخت سلطنت نشست و ادامه دهنده راه پدرش بود بطور کامل مطلب نوشته شده است. http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%d8%b4%d8%a7%d9%87+%d8%b7%d9%87%d9%85%d8%a7%d8%b3%d8%a8+%d8%b5%d9%81%d9%88%db%8c&SSOReturnPage=Check&Rand=0 اينم يک سايت ديگر براي شناخت و آشنائي بيشتر شما با حقايق: http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=31532 همانطور که مي بينيد من بدون تعصب به شاه اسماعيل تمام سايتهائي را که در گوگل معرفي شده بود برايتان علني کردم و البته بايد بگويم که شما در معرفي منابع در مورد شاه اسماعيل صفوي از سوي مخالفان وي عمل کرديد!!! در مورد اون شعري هم که از ايشان نقل کردي بايد بگويم که آن شعر به زبان آذري (ترکي) گفته شده و معناي آن چيزي نيست که شما به نفع خود بيان کرده ايد بلکه عکس آن معنا را ميدهد. در واقع ايشان آن شعر را از لسان خداوند سروده اند در ثاني شاه اسماعيل به هيچ عنوان بعنوان مبنا و معيار مذهب شيعه محسوب نميشود و در واقع علت علاقه بنده به ايشان به خاطر روحيه ظلم ستيزي ايشان است همانطور که به جناب مختار ثقفي عثماني مذهب احترام ميگذاريم. بنابراين مي بينيد که بنده روي ايشان (شاه اسماعيل) تعصبي ندارم ولي تعصب شما بر خلفا و جنايتها و خيانتها و ظلم و ستمهاي آنان به گواهي تاريخ واقعيتي انکار ناپذير است که رسما مذهب شما را تحت الشعاع قرار داده و مبناي عقديتي شما را زير سئوال مي برد. جناب معاويه اينهمه سئوال دوستان و بنده از شما کرديم ولي دريغ از يک جواب !!!!!! واقعا اين چه مذهبي است که از مبنا زير سئوال بوده و هست و جوابي هم برايش نيست؟؟؟!!!! چرا بر خلاف نص صريح قرآن عمل ميکنيد و تفکر و تعقل نميکنيد؟!!! مگر مسلمان نيستيد؟!!! اينهمه فتاواي خنده دار از مفتي ها و مولويان شما با استناد به روايات کعب الاحبارها و ابوهريره ها موجود است که با عرض معذرت بايد بگويم موجبات تفريح و خنده دوست و دشمن را فراهم کرده است و اسلام را ديني خشنونت طلب و آميخته با شمشير معرفي ميکند. تخريب حرمهاي اهل بيت عليهم السلام و کشتار شيعيان و فتواي شيرخوردن مردان از زنان نامحرم به دليل واهي محرميت با استناد به سخني از عايشه نه تنها بدعت بلکه نوعي تزريق دين يهود است که توسط ابوهريره ها ذره ذره دين مبين اسلام وارد شده و شما هم با تعصب و کورکورانه از آن تبعيت ميکنيد ايا واقعا اين مسائل در اسلام است يا نام اسلام را روي ديني بنام يهود گذاشته ايد و مدعي اسلام هستيد؟!!! بنده اگر بخواهم در اينجا در مورد عايشه قاتل پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مطلب بنويسم شايد بتوان حداقل 50 صفحه مطلب بنويسم. بنده اگر بخواهم در مورد خيانتها و جنايات و شرابخواري عمر خليفه دومتان مطلب بنويسم شايد بتوانم بيش از 100 صفحه بنويسم. همينطور در مورد ابوبکر و عثمان و خالد و معاويه و . . . . . . اگر سند و مدرک ميخواهي بگو تا از منابع خودت برايت بازگو کنم حرف بسيار است ولي خدا شاهد است که وقت ندارم انشاءالله اگر عمري باقي باشد فردا در خدمتتان خواهم بود يا حق |
| 124 |
نام و نام خانوادگي: معاويه -
تاريخ: 09 خرداد 89
بسم الله الرحمن الرحيم ( سلام علي من الطبع الهدي ) هردم از اين باغ بري ميرسد...........تازه تر از تازه تري ميرسد. از ابايزيد معاويه به تمامي دوستان ياران عزيزان برادران . ببينيد جناب عقيل العزيز شما هر لعن وفحاشي به من مانند دوستتان سعد کرده ايد ولي از من انتظلار داريد با شما به زبان فحش حرف نزنم ......چشم..... خيلي مودبانه به شما ميگم سعي کنيد ادب رو رعايت کنيد من در مورد خودم هيچي نميگم ولي در مورد پدر ومادرم که فحاشي کرديد . هرچي نوشتيد حواله به پدر ومادر خودتون!! عجيبه که شما زبان درازيهاي استادتان را نميبينيد و مال من را اشکال ميکنيد ( خدا رفتار زشتشان را در نظرشان زيبا جلوه ميدهد- قرآن کريم ) ****************************************************************** واما دوست بزرگوار جناب مجيد م علي با عرض سلام به شما وسپاس از لحن مودبانه و انساني شما دوست عزيز در مورد زنده ياد مرتضي راوندي بايد عرض کنم من مشکلي با چپي بودن يا نبودن ايشون نداشته وندارم براي من يزرگي . دانش و انسانيت ايشون مهمه . ايشون با نوشتن کتاب تاريخ اجتماعي ايران به ما خدمت بزرگي کرد . حالا چه چپي باشه چه نباشه گوشه هايي از حقيقت رو نوشته . دوست گرامي بدون تعصب باشيد درست مثل من که به نظرم هر کتابي ارزش يک بار خوندن رو داره من اگه متعصب بودم اولا به اينجا نمي اومدم ثانيا مانند بعضي ها ناسزا مينوشتم . در مورد سوالات هم لطفا دوباره مطرح بفرماييد انشا الله جواب رو مينويسم. ****************************************************************** واما برادر سعيد حسيني . دوست عزيز ديديد که باز هم تعصب به خرج داديد و حقيقت رو پنهان کرديد . فرموديد که اون ملعون اولين سلسله ايراني رو بنيانگذاشت . برادر من عالم و آدم ميدونند که اينطور نبود بلکه شما با مطالعه کتب شادروان ميرزا آقا خان کرماني و سفرنامه هاي ونيزيان به ايران متوجه خواهيد شد که وي چه خونخواري بوده و هنوزهم رقيبي براش پيدا نشده !!!!!!!! در مورد سوالاتتون هم بفرماييد تا جواب رو يا اينجا يا به ايميلتون ارسال ميکنم . لطفا سولات رو واضح و بدون تعصب بنويسيد. واما در مورد آن ملعون هم که گفتيد معيار ما نيست . من هم ميدونم معيار نيست ولي بهر حال شما نام خودتون رو نام اون گذاشتيد. و بهش افتخار ميکنيد . اگر واقعا ظلم ستيز هستيد چرا نامتون رو از نام ظالم برداشتيد. در مورد فتاواي وهابي ها هم بايد عرض کنم هيچ ربطي به ما ندارند من پيرو حضرات امامان ابي حنيفه مالک شافعي و احمد حنبل (اعلي الله شانهم ) هستم. وهابي ها تندرواني هستند که با همه مشکل دارند . در مورد مادرم حضرت عايشه ( رضي الله تعالي عليها ) هم بايد عرض کنم اگر تعصب رو کنار گذاريد ميدونيد که ايشون همسر محبوب محمد (ص) بودند . و هنگام وفات نبي (ص) تنها کساني که بر جنازه حضور داشتند مادرم عايشه (رضي الله عنها ) و پدر بزرگوار ايشان حضرت ابوبکر صديق (رض) بودند . ومحل وفات پيامبر (ص) بيت مادرم عايشه (رض) بوده وهست . و اما شرابخواري عمربن الخطاب (رض) بايد عرض کنم ايشون شرابخواري نميکرد ولي حد زدن مسکر را باب کرد . که البته ايشون جانشين رسول بود و در اين مورد اختيار دار. و اينکه فرموديد (همينطور در مورد ابوبکر و عثمان و خالد و معاويه و . . . . . . ) بايد عرض کنم ابوبکر صديق (اعلي الله شانه) صميمي ترين دوست پيامبر بود . يار غار ايشان و همدم هميشگيشون بود واولين کسي بود که معراج رو قبول کرد. و در مورد خليفه شهيد حضرت عثمان ذي النورين (اعلي الله شانه) وي بزرگترين خدمت به اسلام يعني همين قرآني که شما ميخونيد رو جمع آوري کرد وهمين براي وي بس!. ودر مورد حضرت سيف الله (رض) بايد عرض کنم ايشون از طرف پيامبر به دليل شجاعت تمام و ايمان کامل به سيف الله ملقب شدند. و حضرت ابايزيد معاويه بن ابي سفيان (رضوان الله تعالي عليه) ايشون مرد بزرگي در تاريخ اسلام هستند . وتنها اشتباهشون در زندگي لعن علي (رض) بود . |
| 125 |
نام و نام خانوادگي: سعيد حسيني(شاه اسماعيل صفوي) -
تاريخ: 10 خرداد 89
سلام دوستان جواب معاويه را بخوانيد و مطالب بنده را نيز همينطور بعدخود قضاوت کنيد خب جناب معاويه فعلا که در جواب قطعي سئوالات من وامانده اي! بنده برايت از منابع خودتان زنازاده بودن معاويه را ثابت کردم و تو هنوز مقابل نام آن ملعون ازلي و ابدي ((رضوان الله تعالي عليه)) مي نويسي! که البته ميزان علاقه ي شما به زنازادگان و ملعونين و در واقع مبناي مذهبتان است را نشان داده و درجه علم و سوادتان نيز هويدا ميشود. علي ايحال هنوز به من نگفتي دليل اينکه نام خود را از ميان زنازادگان انتخاب کرده اي چيست؟! اما خودت نيز در نظر قبلي ات اشاره اي کرده اي که تنها اشتباه معاويه لعن علي عليه السلام بوده است ولي ظاهرا يادت رفته که جنگ صفين را چه کسي براه انداخت و به چه نيتي بود و چند هزار مسلمان در آن جنگ کشته شدند!!!!! در مورد خالد هم لابد منابع خود را نخوامده ايد که خالد در مقابل ابوبکر مالک ابن نويره را به بهانه خروج عليه خليفه کشت و همان روز با زن مالک زنا کرد و شرابخواري ها زناکاريهاي خالد را فراموش کرده ايد. لابد فراموش کرده ايد که ابوبکر و عمر ؟؟؟ طرح ترور حضرت علي عليه السلام را کشيدند و ماموريت آنرا به خالد شرابخوار و زناکار دادند ولي خالد ناکام ماند و وقتي حضرت متوجه شد خالد را بر زمين زد طوري که خالد شلوارش را خيس کرد و مسجد را به نجاست کشيد و اعتراف کرد که ابوبکر و عمر چه ماموريتي به وي داده بودند!!! لابد جنگ جمل را که توسط عايشه و طلحه و زبير براه افتاده بود را فراموش کردي و حدود 18 تا 20 هزار مسلمان در آن جنگ کشته شدند؟! راستي جنبا معاويه هنگام جنگ جمل امام و خليفه زمان عايشه و طلحه و زبير و ايادي آنان چه کسي بود؟!!! در مورد شرابخواري عمر بنده از منابع خودتان نقل ميکنم که راوي هم فرزندش عبدالله بن عمر بوده است: مسند احمدبن حنبل 1/42 مسند عمربن خطاب و نيز طبقات الکبري 3/267-270 طبقات البدريين من المهاجرين، طبقة الاولي، ذکر استخلاف عمر و ابن عساکر در تاريخ مدينة دمشق44/414 زقم5206،شرح حال عمر بن خطاب: فقال فسمعت عبدالله ين عمر يقول: اسلوا الي طبيبنا ينظر جرحي هدا قال: فارسلوا الي طبيب من العرب فسقي عمر نبيذا فشبه النبيذ بالدوام من الطعنة التي تحت السرة. سالم ميگويد از فرزند عمر شنيدم که گفت پدرم عمر بن الخطاب فرستاد تا دکتر او را حاضر کرده تا به جراحاتش ( همان جراحتي که حضرت ابولولو (ع) به او زده بود) نگاهي بيندازد . طبيب شراب به عمر داد و او خورد و از آن جراحتي که زير نافش ايجاد شده بود به همراه خون خارج شد. اصلا من نميدانم از کدام سنت نام مي بريد شما ها؟ زيرا اصلا سنتي باقي نگذاشتند تمام سنت را ابوبکر سوزاند و عمر رواين حديث را تازيانه زد بنابر اين سنتي باقي نمانده بود که اکنون اهل سنت مدعي آن باشند در واقع براي شما ها همان نام اهل بدعت مناسبتر است. دنباله برنامه به شرط حيات تا فردا يا حق |
| 126 |
نام و نام خانوادگي: سعيد حسيني(شاه اسماعيل صفوي) -
تاريخ: 11 خرداد 89
سلام جناب معاويه در ضمن مي بينم اجتهاد کرده اي و از خلفاي خود هم جلوتر زده اي!!!! ابوبکر زمانيکه خالد مالک بن نويره را کشت و همان روز با زنش زنا کرد گفت او ((سيف الاسلام)) است اکنون تو لقب ((سيف الله)) به او داده اي!!!!! معاويه را هم با کنيه اش ((ابايزيد)) ميخواني واقعا که حب معاويه با شما چه کرده است از دو حال خارج نيست يا شما معاويه بخوبي ميشناسيد و شناخت شما از معاويه موجب محبت و دوستي شما با او شده است يا اينکه نمي شناسيد و غفلت و عدم اطلاع از خصوصيات و زنازاده بودن وي باعث محبت بي اساس شما و معاويه گرديده است در هر دو صورت شما كسي را خليفه ميدانيد که خودش دشمن دين خدا و رسول خدا و امامان هدي بود و پدر و مادرش هم همچنين دوستاني که محبت معاويه را در دل دارند بهتر است به دنبال علت محبت وي در دل خود باشند آيا معاويه را بخوبي و طبق منابع خودشان ميشناسند؟ اگر ميشناسند چه دليلي بر محبت خود بر آن ملعون دارند؟ اگر هم نميشناسند ، ما مدارک آن را از منابع خودشان ذکر کرديم . اگر با توجه به منابعي که از خودشان ذکر کرده ايم باز هم محب معاويه باشند بايد در عقل، نيت، و مسلماني و علم آنان شک کرد. زيرا در هيچ کجاي دنيا حتي کافران هم با زنا زادگان محبت و دوستي ندارند و عجيب تر آنست که اهل سنت او را خليفه ميدانند. همانطور که معاويه چهار پدر داشت يزيد هم داراي بيش از 9 پدر است و در بعضي از متون تاريخي که خود مطالعه کرده ام يزيد را به غلام رومي معاويه نسبت ميدهند. بنابر اين يزيد ملعون هم همانند پدرش داراي چندين پدر بوده است و افعالي که از آنان به گواهي تاريخ سر زده است عدم ايمان آنان بخداوند و در تآئيد کفرشان و نيز علائم زنازادگي آنان را بر ملا ميکند. بنا براين محبين معاويه دفت بفرمايند يا حق |
| 127 |
نام و نام خانوادگي: كميل -
تاريخ: 11 خرداد 89
آقاي معاويه چقدر ميخواي رو اعصاب ما رابري؟مگه هفته پيش خدافظي نكردي؟ بحمدالله حرفيم كه نداري فقط مينويسي مومن عبدالله به من توهين كرد و كميل فحش داد و عقيل منو زير پاش له كرد و مجيد داغونم كرد و......... ولمون كن بابا. |
| 128 |
نام و نام خانوادگي: مجيد م علي -
تاريخ: 11 خرداد 89
۞ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ۞ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ ...........(١) سوره مبارکه ممتحنه ۞ به نام خداوند بخشنده مهربان ۞ اي کساني که ايمان آورده ايد! دشمن من و دشمن خود را دوست نگيريد. شما با آنان طرح دوستي مي افکنيد، در حالي که آنان نسبت به حقي که براي شما آمده است، کفر ورزيده اند..................1* با سلا م جناب معاويه شما فرموديد " .... مورد زنده ياد مرتضي راوندي بايد عرض کنم من مشکلي با چپي بودن ... بله مشكل اصلي همين جاست در اينجا شما با چپي ها مشكل نداريد همانطور كه جناب عمر , عثمان و معاويه با افرادي بمثل كعب الاحبار يهودي و يا ابو هريره مشكل نداشتند . مسئله اين نيست كه انها چپي , يا يهودي اصل مسلمان شده بمثل ابوهريره يا مسلمان نشده تا دوران معاويه بمثل كعب الاحبار هستند مسئله اينه كه اينها با اصل اسلام مخالف هستند و براي همينه كه خوب و بد را قاطي كرده اند و انرا بعنوان احاديث صحيح نبوي يا تاريخ صحيح اسلام و ايران بما عرضه ميكنند , من در اينجور مواقع ( البته با تاكيد بيشتر بر مسائل ديني و مذهبي ) به تحقيق مي پردازم تا به حقيقت پي ببرم . ان شاء الله شما هم همينطور چرا كه در نهايت ارزويمان براي روز حسابرسي اينه كه حشرمان با صالحين باشه و نه منافقين و كفار . ============================================================================ در ثاني شما در اقرار خودتان براي معاويه گفتيد كه...... وتنها اشتباهشون در زندگي لعن ... شايد اين چند حديث مقام ايشون و هم ايمانانش را براي مشخص كنند . ولي اگر باز هم قانع نشديد بفرمائيد تا احاديث بيشتري را برايتان نقل كنم انهم از علماي ( ؟؟؟؟ ) اهل سنت . اگر برفرض محال بخواهيم مسائل و خطاهاي ديگر معاويه اموي را ناديده بگيرم بازهم كه موقعيت بسيار بدي دارد . البته طبق معمول با بعضي از گفتارهاي شما موافقم خصوصاً اينكه مادرتان عايشه بنت ابوبكر , جنابان ابوبكر , عمر , عثمان , خالد و معاويه ابويزيد از نظر ايماني هم با هم برابرند هم به يك سو ميروند . اتفاقاً با مراجعه به اسانيد حديثي و تاريخي ملتفت خواهيد شد كه در بغض انها به مولاي متقيان امير المومنين حضرت علي ابن ابي طالب نقاط مشترك زيادي دارند بدلائل زيز : ======================================================================== 1 ) قول النبي صلى الله عليه وسلم لعلي : لا يحبك إلا مؤمن ، ولا يبغضك إلا منافق روى الإمام أحمد في الفضائل بسنده عن مساور الحميري عن أمه عن أم سلمة قالت : سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول لعلي : لا يحبك إلا مؤمن ، ولا يبغضك إلا منافق (فضائل الصحابة 2 / 648 . ( * ) ) . ======================================================================== 2 ) وعن عدي بن ثابت عن ذر بن حبيش عن علي قال : عهد إلى النبي صلى الله عليه وسلم : لا يحبك إلا مؤمن ، ولا يبغضك إلا منافق ( فضائل الصحابة 2 / 650 ، وكذا 2 / 565 - 566 ، 619 ، 648 . ======================================================================== 3 ) وعن مساور الحميري عن أمه قالت : دخلت على أم سلمة فسمعتها تقول : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لعلي : لا يبغضك مؤمن ، ولا يحبك منافق (فضائل الصحابة 2 / 619 ، وكذا 2 / 619 ، وكذا 2 / 685 . ) . ======================================================================== 4 )وروى الإمام أحمد في الفضائل بسنده عن الزهري عن عبيد الله بن عبد الله عن ابن عباس قال : بعثني النبي صلى الله عليه وسلم ، إلى علي بن أبي طالب فقال : أنت سيد في الدنيا وسيد في الآخرة ، من أحبك فقد أحبني ، وحبيبك حبيب الله ، وعدوك عدوي ، وعدوي عدو الله ، الويل لمن أبغضك بعدي (فضائل الصحابة 2 / 642 . ) . ======================================================================== 5 ) قال : وأخرجه الخطيب في تاريخه ، والمحب الطبري في الرياض النضرة ، والدارقطني في العلل (تاريخ بغداد 4 / 41 ، الرياض النضرة 3 / 156 ، العلل ( 61 أ ) . ======================================================================== 6 ) وعن الأعمش عن أبي صالح عن أبي سعيد الخدري قال : إنما كنا نعرف منافقي الأنصار ببغضهم عليا (فضائل الصحابة 2 / 579 . ) ، ======================================================================== 7 ) وفي رواية : عن أبي سعيد الخدري أيضا : كنا بنور إيماننا نحب علي بن أبي طالب ، فمن أحبه عرفنا أنه منا (شرح نهج البلاغة 4 / 110 . ) . ======================================================================== 8 ) وعن جابر بن عبد الله قال : ما كنا نعرف منافقينا معشر الأنصار ، إلا ببغضهم عليا (فضائل الصحابة 2 / 639 . ( * ) ) . ======================================================================== 9 ) وروى الإمام أحمد في الفضائل بسنده عن المطلب بن عبد الله بن حنطب عن أبيه قال : خطبنا رسول الله صلى الله عليه وسلم ، يوم الجمعة فقال : يا أيها الناس ، قدموا قريشا ولا تقدموها ، وتعلموا منها ولا تعلموها ، قوة رجل من قريش تعدل قوة رجلين من غيرهم ، وأمانة رجل من قريش تعدل أمانة رجلين من غيرهم ، يا أيها الناس أوصيكم بحب ذي أقربها ، أخي وابن عمي ، علي بن أبي طالب ، فإنه لا يحبه إلا مؤمن ، ولا يبغضه إلا منافق ، ومن أحبه فقد أحبني، ومن أبغضه فقد أبغضني ، ومن أبغضني عذبه الله عز وجل (فضائل الصحابة 2 / 622 - 623 ، شرح نهج البلاغة 9 / 172 . ) ======================================================================== 10 ) وعن عبد الله الجدلي قال : دخلت على أم سلمة فقالت لي : أيسب رسول الله صلى الله عليه وسلم ، فيكم ، قلت : معاذ الله ، أو سبحان الله ، أو كلمة نحوها ، قالت : سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم ، يقول : من سب عليا ، فقد سبني (فضائل الصحابة 2 / 594 . ) . ======================================================================== 11 ) ورواه الإمام أحمد أيضا في المسند ، والحاكم في المستدرك ، والهيثمي في مجمع الزوائد (مسند الإمام أحمد 6 / 323 ، المستدرك للحاكم 3 / 121 ، مجمع الزوائد 9 / 130 . ) . ======================================================================== 12 ) وروى الإمام أحمد في الفضائل بسنده عن أبي الزبير قال : قلت لجابر : كيف كان علي فيكم ؟ قال : ذلك من خير البشر ، ما كنا نعرف المنافقين ، إلا ببغضهم إياه (فضائل الصحابة 2 / 671 - 672 .) . ======================================================================== 13 ) وروى الإمام أحمد في المسند والفضائل بسنده عن عدي بن ثابت الأنصاري عن ذر بن حبيش قال : قال علي : والله إني لمما عهد إلي النبي صلى الله عليه وسلم : أنه لا يبغضني إلا منافق ، ولا يحبني إلا مؤمن (فضائل الصحابة 2 / 570 . ) . ======================================================================== 14 ) وعن معاوية بن ثعلبة عن أبي ذر قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : يا علي : إنه من فارقني فقد فارق الله ، ومن فارقك فقد فارقني (فضائل الصحابة 2 / 570 . ) . ======================================================================== 15 ) وروى الإمام أحمد في الفضائل : حدثنا عبد الله ، حدثنا نصر بن علي الجهني قال : أخبرني علي بن جعفر بن محمد بن علي بن حسين بن علي قال : أخبرني الإمام موسى ( الكاظم ) بن الإمام جعفر ( الصادق ) بن الإمام محمد ( الباقر ) عن أبيه عن الإمام علي ( زين العابدين ) بن الحسين عن أبيه الإمام الحسين عن أبيه الإمام علي بن أبي طالب : أن رسول الله صلى الله عليه وسلم، أخذ بيد حسن وحسين، فقال : من أحبني، وأحب هذين، وأباهما وأمهما، كان معي في درجتي يوم القيامة (فضائل الصحابة 2 / 693 - 694 . ) .أخرجه الترمذي والمحب الطبري (فضائل الصحابة 2 / 693 - 694 . ) . ======================================================================== 16 ) وروى المحب الطبري في الرياض النضرة عن علي عليه السلام قال : والذي فلق الحبة ، وبرأ النسمة ، إنه لعهد النبي الأمي صلى الله عليه وسلم : لا يحبني إلا مؤمن ، ولا يبغضني إلا منافق . وعن الحارث الهمداني قال : رأيت عليا على المنبر ، فحمد الله وأثنى عليه ، ثم قال : قضاء قضاه الله عز وجل ، على لسان نبيكم الأمي صلى الله عليه وسلم : أن لا يحبني إلا مؤمن ، ولا يبغضني إلا منافق - أخرجه ابن فارس (الرياض النضرة 2 / 284 . ) . ======================================================================== 17 ) وعن أبي ذر ، رضي الله عنه قال : ما كنا نعرف المنافقين على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم ، إلا بثلاث ، بتكذيبهم الله ورسوله ، والتخلف عن الصلاة ، وبغضهم علي بن أبي طالب - أخرجه ابن شادن (الرياض النضرة 2 / 284 . ( * )) . ======================================================================== 18 ) ورواه الحاكم في المستدرك بسنده عن ابن عباس قال : نظر النبي صلى الله عليه وسلم ، إلى علي ، فقال : ( يا علي ، أنت سيد في الدنيا وسيد في الآخرة ، حبيبك حبيبي ، وحبيبي حبيب الله ، وعدوك عدوي ، وعدوي عدو الله ، والويل لمن أبغضك بعدي ) - قال الحاكم صحيح على شرط الشيخين (المستدرك للحاكم 3 / 127 . ) . ======================================================================== 19 ) وفي رواية عن عوف بن أبي عثمان قال : قال رجل لسلمان ( الفارسي ) : ما أشد حبك لعلي ، قال : سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول : من أحب عليا فقد أحبني، ومن أبغض عليا فقد أبغضني- قال الحاكم : صحيح على شرط الشيخين (للحاكم 3 / 130 . ) ======================================================================== 21 ) وفي رواية عن حيان الأسدي قال : سمعت عليا عليه السلام يقول : قال لي رسول الله صلى الله عليه وسلم : إن الأمة ستغدر بك بعدي ، وأنت تعيش على ملتي ، وتقتل على سنتي ، من أحبك أحبني ، ومن أبغضك أبغضني ، وأن هذه ستخضب من هذا - يعني لحيته من رأسه (المستدرك للحاكم 3 / 142 . ) - ( وذكره المتقي في كنز العمال ) (كنز العمال 6 / 157 . ) . ======================================================================== 22 ) وروى الحافظ أبو نعيم في حليته بسنده عن أنس بن مالك قال : بعثني النبي صلى الله عليه وسلم ، إلى أبي برزة الأسلمي ، فقال له - وأنا أسمع - ( يا أبا برزة ، إن رب العالمين عهد إلي عهدا في علي بن أبي طالب ، فقال : إنه راية الهدى ، ومنارة الإيمان ، وإمام أوليائي ، ونور جميع من أطاعني ، يا أبا برزة : إن علي بن أبي طالب ، أميني غدا في القيامة ، وصاحب رايتي في القيامة ، علي مفاتيح خزائن رحمة ربي ) ( حلية الأولياء 1 / 66 . ( * ) ) . ======================================================================== 23 ) وعن سلام الجعفي عن أبي برزة قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : إن الله تعالى عهد إلي عهدا في علي ، فقلت : يا رب بينه لي ، فقال : إسمع ، فقلت : سمعت ، فقال : إن عليا راية الهداية ، وإمام أوليائي ، ونور من أطاعني ، وهو الكلمة التي ألزمتها المتقين ، من أحبه أحبني ، ومن أبغضه أبغضني ، فبشره بذلك . فجاء علي ، فبشرته ، فقال : يا رسول الله ، أنا عبد الله ، وفي قبضته ، فإن يعذبني فبذنبي ، وإن يتم لي الذي بشرتني به ، فالله أولى بي ، قال : قلت : اللهم أجل قلبه ، واجعل ربيعه الإيمان ، فقال الله : ( قد فعلت به ذلك ، ثم إنه رفع إلى أنه سيخصه من البلاء بشئ لم يخص به أحدا من أصحابي ، فقلت : يا رب : أخي وصاحبي ، فقال : إنه شئ قد سبق ، إنه مبتلي ، ومبتلي به ) (حلية الأولياء 1 / 66 - 67 . ) . ======================================================================== 24 ) وروى الخطيب البغدادي في تاريخه بسنده عن عبد الله بن مسعود قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : من أحبني فليحب عليا ، ومن أبغض عليا فقد أبغضني ، ومن أبغضني فقد أبغض الله عز وجل ، ومن أبغض الله أدخله النار (تاريخ بغداد 13 / 123 . ) . ======================================================================== 25 ) وروى ابن الأثير في أسد الغابة بسنده عن أبي الجحاف داود بن أبي عوف عن معاوية بن ثعلبة الحماني قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : يا علي ، من أحبك فقد أحبني ، ومن أبغضك فقد أبغضني - ( أخرجه أبو موسى ، وذكره ابن حجر في الإصابة ، وقال : ذكر البخاري هذا الحديث من هذا الوجه ، ومن رواية معاوية بن ثعلة عن أبي ذر ، وكذلك ذكره أبو حاتم وغيرهما ) (أسد الغابة 5 / 205 . ) . ======================================================================== 26 ) وفي كنز العمال : قال صلى الله عليه وسلم : أوصي من آمن بي وصدقني ، بولاية علي بن أبي طالب ، فمن تولاه فقد تولاني ، ومن تولاني فقد تولى الله ، ومن أحبه فقد أحبني ، ومن أحبني فقد أحب الله ، ومن أبغضه فقد أبغضني ، ومن أبغضني فقد أبغض الله عز وجل - قال أخرجه الطبراني وابن عساكر عن عمار بن ياسر (كنز العمال 6 / 154 .) ، ورواه الهيثمي في مجمعه (مجمع الزوائد 9 / 108 . ) . ======================================================================== 30 ) وروى الهيثمي في مجمعه بسنده عن سلمان ( الفارسي ) أن النبي صلى الله عليه وسلم قال لعلي : ( محبك محبي ، ومبغضك مبغضي ) - قال : رواه الطبراني والبزار (مجمع الزوائد 9 / 132 . ) ، وذكره المناوي في كنوز الحقائق ، وقال : أخرجه الديلمي (كنوز الحقائق ص 88 ) . ======================================================================== 31 ) وروى المتقي في كنز العمال بسنده عن ابن عباس قال : مشيت مع عمر بن الخطاب في بعض أزقة المدينة ، فقال : يا ابن عباس ، أظن القوم استصغروا صاحبكم ( يعني علي ) ، إذ لم يولوه أمورهم ، فقلت : والله ما استصغره رسول الله صلى الله عليه وسلم ، إذ اختاره لسورة براءة ، يقرأها على أهل مكة ، فقال لي : الصواب تقول ، والله لسمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول لعلي بن أبي طالب : من أحبك أحبني ، ومن أحبني أحب الله ، ومن أحب الله أدخله الجنة - قال : أخرجه ابن عساكر (كنز العمال 6 / 391 . ) . ======================================================================== 32 ) وروى الهيثمي في مجمعه بسنده عن أبي رافع قال : بعث رسول الله صلى الله عليه وسلم ، عليا عليه السلام أميرا على اليمن ، وخرج معه رجل من أسلم ، يقال له : عمرو بن شلش ، فرجع وهو يذم عليا ويشكوه ، فبعث إليه رسول الله صلى الله عليه وسلم ، فقال : إخسأ يا عمرو ، وهل رأيت من علي جورا في حكمه ، أو أثرا في قسمة ؟ قال : اللهم لا ، قال : فعلام تقول الذي بلغني ؟ قال : بغضه لا أملك ، قال : فغضب رسول الله صلى الله عليه وسلم ، حتى عرف ذلك في وجهه ، ثم قال : من أبغضه فقد أبغضني ، ومن أبغضني فقد أبغض الله ، ومن أحبه فقد أحبني ومن أحبني فقد أحب الله - قال رواه البزار (مجمع الزوائد 9 / 129 . )وروى الهيثمي (مجمع الزوائد 9 / 123 . ( * ) ) ======================================================================== 33 ) في مجمعه بسنده عن ابن عباس قال : نظر رسول الله صلى الله عليه وسلم إلى علي عليه السلام ، فقال : لا يحبك إلا مؤمن ، ولا يبغضك إلا منافق ، من أحبك فقد أحبني ، ومن أبغضك فقد أبغضني ، وحبيبي حبيب الله ، وبغيضي بغيض الله، ويل لمن أبغضك بعدي - قال : رواه الطبراني وروى الإمام مسلم في صحيحه بسنده عن الأعمش عن عدي بن ثابت عن زر قال : قال علي : والذي فلق الحبة ، وبرأ النسمة ، إنه لعهد النبي الأمي صلى الله عليه وسلم ، إلي أن لا يحبني إلا مؤمن ، ولا يبغضني إلا منافق (( 1 ) صحيح مسلم 2 / 64 ( وانظر صحيح الترمذي 2 / 301 ، سنن النسائي 2 / 271 خصائص النسائي ص 61 ، صحيح ابن ماجة ص 12 ، مسند ابن حنبل 1 / 84 ، 95 ، 128 ، تاريخ بغداد 2 / 255 ، 8 / 417 ، 14 / 426 ، كنز العمال 6 / 394 ، الرياض النضرة 2 / 284 - 285 ) . ) . ======================================================================== 34 ) وروى الطحاوي في مشكل الآثار بسنده عن عمران بن حصين قال : خرجت يوما ، فإذا أنا برسول الله صلى الله عليه وسلم ، فقال لي : يا عمران ، إن فاطمة مريضة فهل لك أن تعودها ؟ قال : قلت : فداك أبي وأمي ، وأي شئ أشرف من هذا ؟ قال : انطلق ، فانطلق رسول الله صلى الله عليه وسلم، وانطلقت معه حتى أتى الباب، فقال السلام عليكم، أدخل ؟ ( فساق الحديث )، وفي آخره قول رسول الله صلى الله عليه وسلم : لقد زوجتك سيدا في الدنيا ، سيدا في الآخرة، لا يبغضه إلا منافق (مشكل الآثار 1 / 50 .) وذكره المحب الطبري في ذخائره ، وقال : أخرجه الحافظ أبو القاسم الدمشقي في فضل فاطمة (ذخائر العقبى ص 43 . ( 4 ) سورة محمد : آية 25 . ======================================================================== 35 ) وروى الحافظ السيوطي في تفسيره ( الدر المنثور ) في تفسير قوله تعالى : ( إن الذين ارتدوا على أدبارهم ) قال : وأخرج ابن مردويه عن ابن طبقات ، مسعود قال : ما كنا نعرف المنافقين على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم ، إلا ببغضهم علي بن أبي طالب عليه السلام . وقال : وأخرج ابن مردويه وابن عساكر عن أبي سعيد الخدري في قوله تعالى : ( ولنعرفنهم في لحن القول ) ، قال : ببغضهم علي بن أبي طالب ، عليه السلام (فضائل الخمسة 2 / 209 - 210 . ) . ======================================================================== 36 ) وفي كنز العمال ، قال صلى الله عليه وسلم : ( لا يبغض عليا مؤمن ، ولا يحبه منافق ) - أخرجه ابن أبي شيبة عن أم سلمة (كنز العمال 6 / 158 . ) وفي رواية : ( لا يحب عليا إلا مؤمن ، ولا يبغضنه إلا منافق ) - أخرجه الطبراني عن أم سلمة (كنز العمال 6 / 158 . ) . ======================================================================== 37 ) وروى ابن عبد البر في الإستيعاب قال : وروت طائفة من الصحابة ، أن رسول الله صلى الله عليه وسلم ، قال لعلي ، رضي الله عنه : ( لا يحبك إلا مؤمن ، ولا يبغضك إلا منافق ) ، وكان علي رضي الله عنه يقول : ( والله إنه لعهد النبي الأمي ، إنه لا يحبني إلا مؤمن ، ولا يبغضني إلا منافق ) (الإستيعاب في معرفة الأصحاب 3 / 37 . ) . ======================================================================== 38 ) وروى أنه صلى الله عليه وسلم قال : من أحب عليا فقد أحبني ، ومن أبغض عليا فقد أبغضني ، ومن آذى عليا فقد آذاني ، ومن آذاني فقد آذى الله (الإستيعاب 3 / 37 . ) . ======================================================================== 39 )وعن الثوري عن أبي قيس الأودي (الإستيعاب 3 / 51 . ) قال : أدركت الناس ، وهم ثلاث طبقات ، أهل دين يحبون عليا ، وأهل دنيا يحبون معاوية ، وخوارج . وروى عمار الذهبي عن أبي الزبير عن جابر قال : ما كنا نعرف المنافقين ، إلا ببغض علي بن أبي طالب رضي الله عنه (الإستيعاب 3 / 46 - 47 . ( * ) ) . ======================================================================== 40 ) وروى الشبلنجي في نور الأبصار - نقلا عن كتاب الآل لابن خالويه - عن أبي سعيد الخدري قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لعلي : ( حبك إيمان ، وبغضك نفاق ، وأول من يدخل الجنة محبك ، وأول من يدخل النار مبغضك ) (نور الأبصار ص 80 . ) . ======================================================================== 40 ) وعن عمار بن ياسر ، رضي الله عنه ، أن النبي صلى الله عليه وسلم قال لعلي : ( طوبى لمن أحبك ، وصدق فيك ، وويل لمن أبغضك ، وكذب فيك ) (نور الأبصار ص 80 ) . ======================================================================== 40 ) وروى الهيثمي في مجمعه بسنده عن فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم ، قالت : خرج علينا رسول الله صلى الله عليه وسلم ، عشية عرفة ، فقال : إن الله تعالى باهى بكم ، وغفر لكم عامة ، ولعلي خاصة ، وإني رسول الله إليكم غير محاب لقرابتي ، هذا جبريل يخبرني ، أن السعيد حق السعيد من أحب عليا في حياته وبعد موته وأن الشقي كل الشقي من أبغض عليا في حياته وبعد موته - قال رواه الطبراني (مجمع الزوائد 9 / 132 . ( * ) ) . يا علي |
| |||||||||||||