مقالات |  سخنراني ها |  موبايل |  آثار منتشره |  محصولات نرم افزاري |  نظرات |  طرح پرسش |  پاسخ ها فروشگاه
تاريخ: 27 ارديبهشت 1387 تعداد بازديد: 89845 
توهين "سني نيوز" به شيعيان اهل بيت
 
پايگاه اطلاع رساني "سني نيوز" که گويا به اهل سنت ايران اختصاص دارد، طي گزارشي که امروز (26 ارديبهشت) منتشر کرد، به طور مستقيم زيارت حرم مطهر ائمه(ع) را زير سوال برده و به شيعيان اهل بيت(ع) توهين کرده است.

در گزارش توهين آميز اين پايگاه اطلاع رساني آمده: امروز بسياري از قبرپرستان براي كساني كه نسبت به آنان گويا احترام قائل هستند، اوقات مشخص و «مناسبت هايي اختراع!» كرده اند كه در كنار قبرها يا مزارهاي آنان جمع مي شوند، و اعتكاف مي نشينند و عبادت مي كنند!!. كردار زشت اين بيچاره ها را همه مي دانند و مي بينند اينها واقعاً بدبخت و بيچاره هستند كه پرستش خداوندي كه آنها را آفريده و روزي ميدهد و مي ميراند و زنده ميكند، رها كرده و بندگاني را مي پرستند كه زير خاك دفن شده و قدرت و توانايي ندارند كه حتي منفعتي براي خود جلب كنند يا ضرري از خود دفع نمايند.

نام اين گزارش توهين آميز: "حل مشکل اختلاف بين علماء (وحدت عقيده)" است.

گفتني است متأسفانه اين پايگاه اطلاع رساني فعاليت خود را به طور رسمي در همان روزي آغاز کرد که پايگاه خبري &ndash تحليلي "شيعه نيوز" فيلتر شد.

منبع: شيعه آنلاين


    فهرست نظرات  
921   نام و نام خانوادگي:  سيدمقصودهاشمي     -   تاريخ:  25 تير 93 - 09:11:08
سلام عزيز درمورد متعه سوال نموده بودم که متعه حلال است ياحرام؟ وايا علما برزگ ومجتهدين شيعه با امام زمان ملاقات نموده اند يا نه جواب نداده ايد.
جواب نظر:
باسلام
دوست گرامي؛ به مقالات ذيل مراجعه نماييد:
و به «صفحه 4» و «صفحه 5» در بخش «خارج فقه مقارن» مراجعه نماييد.
بسياري از مراجع و علماي شيعه با امام زمان عجل الله تعالي فرجه ملاقات داشته اند که برخي از آنها حکاياتشان در کتب مختلف آمده و برخي از آنها چيزي از ملاقات خود را بروز نداده اند و  گمنام از دنيا رفته و يا زندگي مي کنند.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
922   نام و نام خانوادگي:   متين     -   تاريخ:  03 مرداد 93 - 03:39:47
در جواب دوستي که اکثريت را ملاک حقانيت قرار داده بودن عرض ميکنم اگر اين چنين بود حق با بوداييان بود چراکه حدود نيمي از مردم دنيا بودايي هستند
923   نام و نام خانوادگي:  حميد     -   تاريخ:  07 مرداد 93 - 04:34:03
باسلا م خدمت تمام خوانندگان محترم نکته جالب در نوشته هاي آقاي مقصود هاشمي تناقض در گفته هاي خود عزيزکه يک جا گفته در زمان صفويان وبا ضرب شمشير ايرانها شعيه شدن واز طرفي گفته چقدر امامزاده در ايران بر خلاف کشورهاي ديگر است که ايراني ها يا شيعيان را متهم به قتل ذريه اهل بيت کرده اي عزيز شمابا اين نوشته ها خودت رو محکوم کردي دولت صفوي در قرن دهم هجري تاسيس شده وامام زاده هاي که در ايران به شهادت رسيدندچندين قرن قبل به شهادت رسيدند پس دولت وحاکمان ان زمان ايرا ن وحتي مردم طبق گفته شما هنوز شيعه نشده بودندوهمه سني بودند چون خودت گفتي صفويان همه پدران ما راکشتند وبجه را شيعه کردند وعالم هم توايران نبوده از لبنان آوردند اگر اين زمان مردم ايران شيعه شدند امامزادهارا پس چطور کشتن آقاي عزيز اشکال شما اينکه خود ت فيلسوف ومطلع تاريخ مي دوني ومخالف عقيدتي خودت را نا آگاه از تاريخ کشورش مي دوني انقدر به حساب خودت مطلب نوشتي که اگر يک معلم املا تصحيح کنه از املاء تجديد مي شي چه برسه به تاريخ البته مشخص از مطالبت سني نيستي تحت تاثير اعتقادات ابن تيمه باشي
924   نام و نام خانوادگي:  سيدحسين بطحايي     -   تاريخ:  08 مرداد 93 - 05:56:25
باسلام بدعت گذار بزرگ در اسلام شماييد به جناب عمر به خاطر اينکه تير به شکمش خورده و نمازش را ادامه داده دست به شکم نماز مي خوانيد ايا اين بدعت در اداي نماز نيست برادران اهل سنت به اين سوال بنده جواب بدهيد شما براي چه قران را مي بوسيد جلد چرم يا کاغذ رامي بوسيد يا به خاطر ايات داخل ان به قران احترام مي گذاريدما قبر امامان شهيدمان زيارت مي کنيم به خاطر انکه بنابه ايه قران انان را زنده مي پنداريم اگر به مفهوم ايه ولا تحسبن الذين قتلو في سبيل الله امواتا بل احياهم عند ربهم يرزقون دقت فرماييد از اين بيهوده گوييها افاده نمي فرماييددر ضمن توصيه بنده به شما اين است که واقعا در مطالعه تاريخ اسلام مي لنگيدشما زيارت قبور شهداي احدتوسط پيامبر اسلام را توجه کنيد لابد پيامبر را قبر پرست مي پنداريدمشکل شما اين است که درکي از اسلام نداريدو اسلاف شما از تيره وطايفه قوم يهود است و لجبازي را از انها به ارث برده ايددر فهم حقيقت زير خط فهم هستيدمن از شما سوالي دارم جواب دهيد چرا ازخروج امام حسين به يزيد ميمون باز ميگوييد خروج بر عليه خليفه مسلمين ولي از راه اندازي جنگ عليه خليفه چهارم به زعم شما دفاع مي نماييداگر همه حاکمان قدرت را ازجانب خدا دارندولو حاکم فاسد پس دليل بعثت پيامبر چه بوده است يک ساعت فکر کردن بهتر است از هفتاد سال عبادت
925   نام و نام خانوادگي:  سيدحسين بطحايي     -   تاريخ:  08 مرداد 93 - 12:51:01
راستي ميدانيد قبر حضرت عمر که در کنار پيامبر است غصبي مي باشد زيرا محل قبر پيامبر ملک شخصي پيامبر بوده است اي برادران اهل سنت افلايتفکرون
926   نام و نام خانوادگي:  رضا شکاري     -   تاريخ:  09 مرداد 93 - 02:41:35
سلام
برادران شيعه و سني
در جهاني که کفار صهيونيسم در حال کشتار مردم مظلوم فلسطين هستند اين بحث ها چه فايده اي براي مسلمانان جهان دارد.
آيا اگر اهانت به صحابه يا اهل بيت رسول الله (ص) داده شود تمامي مشکلات مسلمين حل ميشود.
چرا بجاي امت واحد بدنبال حذف فيزيکي و قتل عام در عراق و سوريه و افغانستان و... افتاديم.
چرا رژيم غاصب و متجاوز اسرائيل از اين اختلاف بين شيعه و سني بايد نهايت سو استفاده را ببرد.
آخه کي بايد مسلمانان از اين خواب غفلت بيدار شوند.
بابا بسه ديگه آخه چرا چنين رفتار قتل عامي و سربريدن در عراق و سوريه اتفاق ميافتد.
يعني اين است دين رحمت؟ يعني اين است دين پيامبر رحمت
پيامبري که در روايات از اخلاق حسنه ايشان ذکر شده.
يعني ما واقعا پيروان دين که از طرف خدا ماموريتش به آن بزرگوار داده شده هستيم
927   نام و نام خانوادگي:  سيدمقصودهاشمي     -   تاريخ:  11 مرداد 93 - 16:12:04
اززمان صحابه هاي پيامبر تاالان يک دست اورد تشيع دارد چيست قرآن شريف راحضرت عثمان جمع آوري نمود که تا الان تمام مسلمانان بشمول شما ازآن استفادمي نمايد وتمام کشورها درجهان مسلمان شده ازجهاد اهل سنت است درطول تاريخ کدوم دست آورد دراسلام داريد
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
اعتقاد به جمع آوري قرآن در زمان عثمان  با آنچه که از بيشتر روايات به دست مي آيد منافات دارد ؛ زيرا آنچه  از روايات استفاده مي شود ، آن است که عثمان تنها مردم را بر يک قرائت ( يک طريق خواندن قرآن ) جمع نمود و اين دلالتي بر جمع آوري خود قرآن ندارد بعلاوه اينکه در روايات و اقوال علماء اشاره شده است که قرآن در زمان پيامبر صلي الله عليه و آله جمع شده است
جهت اطلاع به اين آدرس رجوع کنيد
اما در خصوص دستاورد شيعه فقط به يک مطلب از ذهبي اشاره مي کنيم که او اعتراف کرده است که اگر روايات شيعه نبود آثار نبوت نابود مي شد  وي گويد: فلو رد حديث هؤلاء لذهب جملة من الآثار النبوية، وهذه مفسدة بينة.
لسان الميزان ، ج 1   ص 9 اسم المؤلف:  أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر : مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت - 1406 - 1986 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : دائرة المعرف النظامية - الهند لسان الميزان
چه دستاوردي از اين بالاتر که  آثار نبوي، با وجود روايان شيعه حفظ شده است
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
928   نام و نام خانوادگي:  در جواب آقاي سيدمقصودهاشمي     -   تاريخ:  12 مرداد 93 - 11:56:45
باسلام
جهاد شيعه در عصر سلف و خلف:
در سلف کافي است که بيشترين بار جهاد در عصر رسول خدا (ص) بر دوش علي (ع) بود، و حديث "لا فتي إلا علي لا سيف إلا ذو الفقار" درباره او شنيده شد. در جنگ خندق، و در روزي که به فرموده رسول خدا (ص): «همه اسلام يا همه ايمان در برابر همه شرک قرار گرفته بود».[1] علي بن ابي طالب (ع) در دفاع از اسلام و کشتن عمرو بن عبدود، شجاع نامدار عرب، شجاعت و اخلاص از خود نشان داد که پيامبر (ص) درباره او فرمود: «لمبارزة علي لعمروبن عبدود (يوم الخندق) افضل من عبادة الثقلين، او افضل من اعمال امتي الي يوم القيامة».[2] چنان که مي بينيد، تنها يک عمل علي بن ابي طالب (ع) در دفاع از اسلام، بر تمام اعمال امت پيامبر (ص) تا قيامت برتري دارد؛ فتوحات خلفا و پيروان شان که جاي خود دارد. و در فتح خيبر، پيامبر (ص) درباره او فرمود: "کرّار غير فرّار"؛ او پيوسته حمله مي کند و پا به فرار نمي گذارد. در مقابل دو نفر که پيش از او رفتند از ميدان نبرد فرار کردند.
علي (ع) علاوه بر جهاد با مشرکان، با سه گروه ديگر نيز جهاد کرد: پيمان شکنان، ستمکاران و شورشگران نافرمان. نبرد با اين سه گروه در حديث رسول خدا (ص) آمده است.
اين از ائمه شيعه، اما از خود شيعيان کافي است يادآور شويم که در نوع فتوحات، شيعيان علي (ع) شرکت تامي داشتند. يمني ها از قبيله هاي مختلف چون حمدان و کنده و ... همگي شيعيان علي (ع) بودند و همين سبب شد که گروهي از آنان از يمن مهاجرت کرده، ساکن عراق گشتند تا در فتوحات اسلامي شرکت داشته باشند.
فاتح شام، و ديار بکر و آسياي صغير ابو أيوب أنصاري ميهماندار پيامبر (ص)، شيعه خالص علي (ع) بود و هم اکنون قبرش در اسلامبول مزار همگان است. محمد بن أبي بکر که از نظر روح و روان فرزند علي (ع) بود، به دستور آن حضرت براي ادامه گسترش اسلام به مصر رفت و به شهادت رسيد و پس از وي مالک اشتر براي ادامه مأموريت به مصر اعزام شد که متأسفانه در نيمه راه با دسيسه معاويه مسموم گشت و هم اکنون قبرش مزار است.
در دوران خلفا، فاصله شيعه و سني در حد امروز نبود، بلکه در فتوحات با داشتن گرايش هاي مختلف، همه شرکت مي کردند.
اين از سلف، اما درباره خلف، کافي است که بدانيم مرابطه (مرزباني) که يکي از وظايف بزرگ مسلمانان است که غالباً به وسيله دولت هاي شيعه صورت گرفته است.
حمدانيان در شام، فاطميان در شمال آفريقا و علويان در طبرستان و ديلمان و گيلان مرزبانان اسلام بودند. دولت هاي شيعه در هند در مبارزه با بت پرستي و تشکيل دولت اسلامي براي خود سرگذشت مفصلي دارند، و اکبرآباد در هند مرکز دولت هاي شيعه بود.
کساني که علاقه مندند از جهاد نظامي شيعه در جهان آگاه شوند به کتاب "جهاد الشيعة" نگارش خانم دکتر "سميرة مختار الليثي" چاپ دار الجيل مراجعه کنند.
نبرد صفويان در جنوب ايران با پرتغالي ها و نبرد ايرانيان با روس و انگليس در شمال و جنوب ايران، از صفحات زرين جهاد شيعه با کافران است. وقتي پرتغالي ها، بندرعباس را اشغال کردند، و نام آن را "بندر گمبرون" نهادند، شاه عباس صفوي با نيروي ايمان شيعيان آن جا را پس گرفت و نام آن را "بندرعباس" نهاد. جهاد نادرشاه با هنديان بت پرست يکي از بزرگ ترين صفحات تاريخ جهاد اسلامي با بت پرستان است.
در اين قرن (چهاردهم)، آن گاه که انگلستان عراق را اشغال کرد، مرجعيت شيعه به پيشوايي آيت الله محمد تقي شيرازي توانست، با بر پا کردن "ثورة العشرين" در سال 1920 ميلادي اين سرزمين اسلامي را از وجود زالو صفتان انگليسي پاک گرداند و به اين کشور استقلال بخشد.
در اين چند سال اخير بزرگ ترين ضربه را شيعيان لبنان بر پيکر اسرائيل وارد ساختند و مقاومت اسلامي لبنان در چند مرحله اسرائيل را که تا پايتخت لبنان پيشروي کرده بود به گونه اي خفت بار عقب نشاند و زهر چشمي به آنان نشان داد که تاکنون از مجموع دولت هاي عربي دريافت نکرده بودند. نيز شيعيان ايران با پديد آوردن انقلاب اسلامي در ايران، کشورهاي استعمارگر غربي را از اين کشور اسلامي بيرون راندند. و امروز ملت و دولت ايران، در منطقه خاورميانه، بلکه در کل جهان، پرچم مبارزه با استعمار غرب را در دست دارند و تاکنون کشورهاي متعددي در اين مبارزه از ملت ايران الگو گرفته اند، که ملت هاي لبنان، فلسطين، عراق، سودان و ... از آن جمله اند.
اين ها جهاد نظامي شيعه بود که به صورت بس موجز و فشرده يادآور شديم، ولي حقيقت اين است که جهاد تنها جهاد نظامي نيست، و نبايد از عظمت جهاد علمي و فرهنگي غفلت کرد.
ائمه اهل بيت (ع) از رسول خدا (ص) نقل مي کنند که فرمود: " سه چيز است که پرده ها را مي شکافد و به درگاه الاهي مي رسد:1. صداي قلم دانشمندان 2. صداي پاي جهادگران 3. صداي ريسندگي زنان پرهيزگار."[3]؛
همچنين فرمود: " بالاترين جهاد، گفتن سخن حق نزد فرمانرواي ستمکار است."[4]
پيشوايان معصوم شيعه که به شمشير ظالمان و يا ستم ستمگران جام شهادت نوشيده اند به خاطر اين سخنان حق بود که نزد ظالمان مي گفتند، در حالي که گروه هاي ديگر با خلفاي اموي و عباسي سازشکاري داشتند و با آنها کنار مي آمدند، به جز افراد نادر که نمي توان روي آنها حساب کرد.
انسان تصور مي کند ميدان جهاد، بستر نظاميان است، ولي تاريخ بر خلاف آن گواهي مي دهد. علما و دانشمندان شيعه به خاطر جهاد فرهنگي و نشر اسلام ناب محمدي، به وسيله ستمگران جام شهادت نوشيده، يا به شمشير کشته شده اند و يا به دار آويخته شده و احياناً بدن هاي آنان را سوزانده اند.[5]
دانشمندان تشيع و تسنن به اين حقيقت معترف اند که اکثر قريب به اتفاق علوم و دانش هاي اسلامي توسط امامان شيعه و پيروان شان پايه گذاري شده است و تمدن بزرگ اسلامي که در طي قرون دوم تا پنجم هجري روي داد، در نتيجه تلاش هاي علمي امامان شيعه و شاگردان آنان بود.
يکي از علومي که به انفاق دانشمندان فريقين توسط امامان اهل بيت پيامبر پديد آمده علم نحو است. اصول کلي اين علم را حضرت امام علي بن ابي طالب (ع) پديد آورد تا مردم مسلمان بتوانند در پرتو آن، قرآن و سنت پيامبر (ص) و ديگر متون عربي را صحيح بخوانند. و فروع اين علم را به شاگرد خود ابوالاسود دوئلي واگذار نمود تا جزئيات علم نحو را زير نظر آن حضرت تدوين نمايد. او نيز چنين کرد، و پس از آن با استفاده از علم نحو، براي نخستين بار به اعراب گذاري قرآن پرداخت. يک قرن بعد فرد ديگري از شيعيان علي بن ابي طالب به نام خليل بن احمد فراهيدي که خود پديد آوردنده برخي از علوم اسلامي است، اعراب گذاري قرآن را تکميل نمود و به صورت کنوني درآورد.
بنابراين، همه مردم مسلمان، اعم از تشيع و تسنن از صدر اسلام تاکنون، از اين جهت که مي توانند قرآن را در پرتو اعراب گذاري هايي که توسط شاگردان و شيعيان علي بن ابي طالب صورت گرفته، صحيح تلاوت کنند، مرهون تلاش هاي و زحمات اميرالمؤمنين (ع) و شاگردان و شيعيان آن حضرت اند.
در هر حال شيعه مفتخر است که با جهاد قلمي و فرهنگي خود، تفکر اسلام ناب محمدي را که در تعاليم اهل بيت (ع) – همتاي قرآن – متجلي است، به جهانيان معرفي کرده است.[6]
علاوه بر اين اگر شخصيت و برتري افراد به اندازه گسترش جغرافيايي حکومت آنان باشد، پس دو خليفه نخست بر پيامبر (ص) نيز برتري دارند؛ زيرا در زمان پيامبر (ص) قدرتي که اسلام پيدا کرد، کمتر از قدرتي بود که در زمان آن دو به دست آورد.
اگر واقعاً ميزان همان گسترش جغرافيايي حکومت است، در زمان هارون الرشيد خورشيد اسلام، بيش از همه وقت درخشش گرفت، پس بايد هارون بالاتر از همه حتي پيامبر اکرم (ص) و خلفا باشد!
نکته باريک تر از مو اين است که گسترش قلمرو اسلام، مرهون خلافت اين دو نفر نبود، مرهون تعاليم روح بخش اسلام بود که دل ها آن را مي پذيرفت و مردم از حکومت هاي جائر خود، خسته و نالان بودند.
نداي لا إله الاّ الله، همراه با عدالت خواهي و مساوات ميان انسان ها، جاذبه اي داشت که ملت ها را به سوي اسلام، متوجه مي کرد. در عين حال نبايد فرهنگ جهاد و شهادت را که اسلام آورده بود، در گسترش اسلام، ناديده گرفت.
مضاف بر اين که اختلاف و دو دستگي در دوران خلافت امام علي (ع) نتيجه شيوه حکومت خلفاي پيشين بود، خصوصاً در دوران خليفه سوم، عدالت خواهي و انسان دوستي، به زراندوزي و تعصب قبيله اي تبديل شد و امام مي خواست اين ملت دنيا طلب و زراندوز را به دوران عصر رسول خدا (ص) باز گرداند. دنيا طلبان، با چنين حکومتي مخالفت کردند و با قدرت هاي مالي که قبلاً اندوخته بودند، ارتشي را براي جنگ با علي (ع) ترتيب دادند، و امام (ع) نيز به فرمان پيامبر (ص)، و صريح آيات قرآن با آنان جنگيد.[7]
بنابراين، اختلافات، معلول حکومت علي (ع) نبود، معلول آن تربيت هاي نادرست پيشينيان بود که پذيراي حکومت عدل الاهي نبودند.[8]
---
[1] کشف الغمه، ج 1، ص 205؛ ينابيع المودة، ص 94 و 95؛ اعلام الودي، ص 194؛ شرح نهج البلاغه؛ ابن ابي الحديد، ج 13، ص 261، 285 و ج 19، ص 61؛ مجمع البيان، طبرسي، ج 8، ص 343
[2] مستدرک حاکم، ج 3، ص 32؛ مناقب خوارزمي، ص 58؛ شرح المواقف، ج 8، ص 371؛ فرائد المسطين، ج 1، ص 256؛ تاريخ بغداد، ج 13، ص 19؛ شواهد التنزيل، ج 2، ص 14؛ تفسير کبير، فخر رازي، ج 32، ص 31؛ شرح المقاصد، تفتازاني، ج 5، ص 298؛ مجمع البيان، ج 8، ص 343.
[3] الشهاب في الحکم و الآداب، ص 22، به نقل از طبري، محمد، پاسخ جوان شيعي، ص 134.:" ثلاثة تخرق الحجب و تنتهي إلي ما بين يدي الله، صرير أقلام العلماء و وطء أقدام المجاهدين، و صوت مغازل المحصنات"
[4] عوالي‏اللآلي ج : 1 ص : 432 حديث 131،- قال رسول الله ص أفضل الجهاد کلمة حق عند سلطان جائر
[5] اميني، شهداء الفضيلة، به نقل از طبري، محمد، پاسخ جوان شيعي، ص 135.
[6] طبري، محمد، پاسخ جوان شيعي، ص 131- 135.
[7] صحيح ابن حبان، ج 15، ص 285، حديث 6937؛ مستدرک حاکم، ج 3، ص 122؛ مسند احمد، ج 17، ص360، حديث 11258، به نقل از طبري، محمد، پاسخ جوان شيعي، ص 106-107.
[8] طبري، محمد، پاسخ جوان شيعي، ص 105-107.
929   نام و نام خانوادگي:  باران     -   تاريخ:  18 مرداد 93 - 23:45:35
سلام
اصلا شما مگه مسلمان نيستيد
ديگه شيعه و سني فرقي نداره شما فقط لله را بپرستيد چکار ب خلفا و توهين ب انها را داريد ر کس که شيعه هس شيه و ب اعتقاد خودش
هرکس سني هم ب اعتقاد خودش ن اينکه شما داريد ب يک ديگر توهين ميکند که هيچ ب خلفا هم داريد ناسزا ميگويد ن کي گفته اهل تسنت يهوده کي گفته شعيه بت پرسه دست از اين کارا بردارين و تنها الله را بپرستيد و لا شريک له و هيچ شريکي را بهش نديد تنها از لله کمک بگير و بر کسي ديگر توکل نکيند هر چيزي که الله برايمان حلال کرده را حلال بدانيم و چيزي را که حرام کرده حرام بدانيم
930   نام و نام خانوادگي:  در جواب "باران"     -   تاريخ:  21 مرداد 93 - 14:56:39
سلام

در ميان حکما و عرفا اصطلاحي است که مي‌گويند: «حبّ ذات، حبّ آثار ذات را به دنبال دارد». يعني انسان اگر کسي يا چيزي را دوست داشته باشد، حتماً هر چه اثر اوست يا متعلق به اوست يا منصوب به او مي‌باشد را نيز دوست دارد. لذا کسي که کشورش را دوست دارد، هم دشت سرسبز آن را دوست دارد، هم بيابان خشک آن را دوست دارد، هم نامش را دوست دارد و هم نقشه‌اش را دوست دارد.

همين طور است اگر کسي شخصي (مثل: مادر، پدر، همسر، فرزند، رفيق، معلم، نويسنده، هنرمند و ...) را دوست داشته باشد، هر چه متعلق به اوست را نيز دوست دارد، اگر چه اسم، نامه، عکس و يا حتي ذکر و ياد او باشد.

از اين رو، بديهي است کسي که خدا را دوست دارد، بندگان خدا (از ملائک گرفته تا طبيعت و انسان‌ها) را نيز دوست دارد و در ميان آنان، کساني که نزديک‌تر به محبوب هستند را بيشتر دوست دارد و البته هر چه متعلق به آنان باشد را نيز دوست دارد.

شيعيان (و البته بسياري از اهل سنّت)، نه تنها «مودّت» اهل بيت عليهم‌السلام را در دل دارند، بلکه عاشق آنها هستند. لذا هر چه متعلق به آنان باشد را نيز دوست دارند. هم حرم و ضريح آنان را دوست دارند و هم روي زائر را مي‌بوسند و هم اسم، عکس، ضريح نصب نشده يا هر چه ياد آنان را زنده کند و بويي از يار داشته باشند را دوست دارند.

اين قانون عشق است و وقتي «قربة الي الله» شد، عين عبادت است.

اين معنا در ميان شيعيان و به ويژه ايراني‌ها که از فرهنگ لطيف‌تري برخوردار هستند، بيشتر تجلي يافته است، چنان در شعر و ادب آنها نيز بسيار نمود دارد:

اي نامه که مي‌روي به سويش

از جانب من ببوس رويش

لعل دل من ضميمه‌ي توست

برگير و در آويز به مويش

زيارت ضريح نصب نشده، دقيقاً مصداق همين ابيات است.

شرک يعني «شريک گرفتن با خدا در بندگي و عبادت»، که در اشکال مختلفي بروز و ظهور دارد. لذا نه زيارت شرک است، نه توسل شرک است، نه اعتقاد به شفاعت شرک است و نه هر گونه مودّت و محبتي شرک است، مگر آن که «قربة الي الله» نباشد.

اين که مي‌بينيد «وهابيت – نه اهل سنّت» هر گونه اعتقاد به دعا، توسل، شفاعت، زيارت و ... را از جانب خود «شرک» مي‌خواند، اولاً خودش شرک است که به جاي خدا تعريف شرک نموده و مصاديق آن را خود تعيين مي‌کند و ثانياً براي قطع هر گونه ارتباط و نزديکي با اولياي خداست.

آنها خود مشرک هستند، براي خدا جسميت قائلند و در دين خدا نيز بدعت‌گزاري مي‌کنند. بنيانگذارشان فراماسون انگليس است و خود دائماً زاير و متوسل به اربابان صهيونيست خود هستند، اما زيارت يا توسل به اهل عصمت عليهم‌السلام را شرک مي‌خوانند. لذا خروجي آنها نيز مفتي‌هاي وهابي با فتاواي فراماسوني (به ويژه در جايز شمردن قتل عام و نيز روابط جنسي) مي‌شود و مريدان و پيرواني چون: القاعده، طالبان، سلفي و تکفيري پيدا مي‌کنند که بزرگ‌ترين عبادت‌شان نيز قتل عام شيعه و سني مي‌باشد.
931   نام و نام خانوادگي:  سيدحسين بطحايي     -   تاريخ:  28 مرداد 93 - 23:09:30
جناب سيد مقصود هاشمي که معلومه اسمت را هم جعل کردي چون اسمت به حرفات نميياد من ازابراز عقايد شما اينجوري برداشت مي کنم خيلي ببخشيد در جهل مرکب غوطه ور هستيد يا واقعا نمي فهمي يا خودتو زدي به نفهمي بلا نسبت مر دحسابي تو اخه آل سعود رو مسلمان ميدوني والله بچه 6ساله مي دونه اينا پيشينه يهوديت رو دارن مي گي ما به اهل بيت ارادت داريم شما نمي خواد ارادت به اهل بيت داشته باشين چون ارادت شما و هم مسلکان داعشي شما رو در تخريب بقعه هاي مبارکه و کشتار بي رحمانه مردم بي دفاع سوريه و عراق و جنايات بر زنان و کودکان را مي بينيم خداييش اسم خودتونو مسلمون نذاريد آدم شرمش ميشه از اين حرفا حالا هي بگو ما سني ها گناه نمي کنيم آخه از نظر شما بريدن سر زن و بچه مظلوم گناه نيست شما بريد سنگ صهيونيستها رو به سينه بزنيد اصلا دم از مسلماني زدن به شما نمي چسبه امام جماعت مدينه اخيرا گفته افتخار من اينه که چل ساله روموبه قبر پيامبر برنگردوندم آخه اين چه نوع ارادتيه ما نمي دونيم
932   نام و نام خانوادگي:  سيدحسين بطحايي     -   تاريخ:  01 شهريور 93 - 01:32:23
باسلام جواب سيد مقصود ؟؟؟در مورد کثرت سني ها:السابقون السابقون اولئک المقربون في جنات النعيم ثله من الاولين و ثلة من الاخرين » مقصود اگربه زبان عربي اندازه کتاب عربي دوم راهنمايي بلد باشي در آيه فوق منظور از سابقون يعني آنهائيکه در اجراي اوامر الهي از همه سبقت گرفتند آنها مقربين درگاه الهيندعده اي خيلي کم از مسلمانان اوليه و عده اي خيلي کم از مسلمانان موخر دقت کن منظور از سابقون نه اونائيکه تو کشتن مردم بيگناه عراق و سوريه از هم سبقت ميگيرن اونا رو نمي گه ها دقت کن اشتباه نکني!
933   نام و نام خانوادگي:  اميرطاها     -   تاريخ:  05 شهريور 93 - 20:06:15
حديث قرطاس (حديثي که نگذاشتن پيامبر بنويسد)در حدود هفده جا از صحيح مسلم و صحيح بخاري ذکر شده است.

در صحيح بخاري آمده که پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: قلم و دواتي بياوريد تا چيزي بنويسم که بعد از من هرگز گمراه نشويد. «اکْتُبْ لَکُمْ کِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا» (صحيح البخاري، ج ۳، ص ۱۱۱۱)

در صحيح مسلم چنين آمده: در روايت صحيح مسلم مي‌گويد: «أَکْتُبْ لَکُمْ کِتَابًا لَا تَضِلُّونَ بَعْدَهُ» (صحيح مسلم، ج ۳، ص ۱۲۵۹)

در المعجم الکبير هم اين گونه آمده: «ائْتُونِي بِکَتِفٍ أَکْتُبُ لَکُمْ کِتَابًا لا تَخْتَلِفُوا بَعْدِي أَبَدًا» (المعجم الکبير، ج ۱۱، ص ۳۶)

در مسند احمد حنبل آمده: «ائتوني بِکَتِفٍ أَکْتُبْ لَکُمْ فيه کِتَاباً لاَ يَخْتَلِفُ مِنْکُمْ رَجُلاَنِ بعدي.» (من مي‌خواهم چيزي بنويسم که حتي دو نفر بعد از من اختلاف نکنند.) (مسند أحمد بن حنبل، ج ۱، ص ۲۹۳)

از درخواست پيامبر اکرم مشخص مي شود که ايشان قصد داشتند مطلب بسيار مهمي را مطرح کنند.
در چنين شرايطي عقل و وجدان چه حکم مي کند؟! آيا انسانيت حکم نمي کند که بلافاصله دستور نبي مکرم اسلام اطاعت شود تا امت اسلامي از آخرين رهنمودهاي آن حضرت محروم نگردند؟! آيا انسانيت حکم نمي کند که همه سر تا پا چشم و گوش شوند، تا سخنان بسيار مهم و هدات بخش پيامبر اکرم را با گوش بشنوند و با چشم ببينند؟!

آيا مي توانيد باور کنيد که در آن حال به پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) نسبت هذيان بدهند و بگويند نيازي به نوشته ي پيامبر نيست و قرآن براي ما کافي است؟!!!

در آنحال عمر سراسيمه جلو آمد و با گفتن کلمات معناداري مانع آوردن آوردن قلم و دوات براي پيامبر اکرم شد!

بخاري ميگويد: «فقال عُمَرُ إِنَّ النبي (صلى الله عليه و سلم) قد غَلَبَ عليه الْوَجَعُ وَ عِنْدَنَا کِتَابُ اللَّهِ حَسْبُنَا فَاخْتَلَفُوا وَ کَثُرَ اللَّغَطُ.» (عمر گفت: بيماري بر پيامبر غلبه کرده است. کتاب خدا در ميان ما است و همان کافي است.) (صحيح البخاري، ج ۵، ص ۲۱۴۶ و ج۱، ص۵۴ / صحيح مسلم، ج ۳، ص ۱۲۵۹)

در منابع ديگري از اهل سنت چنين آمده: «قالوا: هجر رسول الله، (صلى الله عليه و سلم)» (گفتند که رسول خدا هذيان مي گويد!) (عمدة القاري، ج ۱۴، ص ۲۹۸ / صحيح البخاري، ج ۳، ص ۱۱۱۱)

بخاري در اين باب مي گويد که عمر گفت: «وَ عِنْدَکُمْ الْقُرْآنُ حَسْبُنَا کِتَابُ اللَّهِ » (قرآن در نزد شماست. کتاب خدا براي ما کافي است!) (صحيح البخاري، ج ۴، ص ۱۶۱۲ و صحيح مسلم، ج ۳، ص ۱۲۵۹)

ابوالبقاء عکبري فقيه حنبلي متوفاي ۶۱۶ مي گويد: «و منه قول عمر بن الخطاب رضى الله عنه مرض رسول الله إن الرجل ليهجر.» (جناب عمر در هنگام بيماري رسول خدا گفت: اين مرد هذيان مي گويد!) (ديوان المتنبي، ج ۱، ص ۹)

توجه: ابو البقاء عکبري کسي است که ذهبي در رابطه با ايشان مي‌گويد: «الشيخ الإمام العلامة و کان ثقة متدينا.» (سير أعلام النبلاء، ج ۲۲، ص ۹۱ و ۹۲) صفدي هم در رابطه با ايشان مي‌گويد: «الامام العلامة»

علي بن ابي‌حزم که فقيه شافعي است و متوفاي ۶۷۸ است مي‌گويد: «قال عمر رضي الله عنه دعوا الرجل فإنه ليهجر.» (عمر ـ در واکنش به خواسته ي پيامبر اکرم ـ گفت: اين مردرا رها کنيد. چرا که هذيان مي گويد!!!) (الشامل في الصناعة الطبية، ج ۱، ص ۴)

توجه: صفدي در رابطه با علي بن ابي حزم قرشي مي‌گويد: «الإمام الفاضل العلامة» (الوافي بالوفيات، ج ۴، ص ۱۵۹) ذهبي هم در توثيق وي مي‌گويد: «العلامة» (تاريخ الاسلام، ج۵۱، ص۳۱۳)

امام ابو حامد غزالي به صراحت مي‌گويد: وقتي پيامبر اکرم قبل از رحلتش فرمود: قلم و دواتي باوريد، عمر چنين گفت: «قال عمر رضي الله عنه دعوا الرجل فإنه ليهجر» (پيغمبر را رها کنيد اين مرد هذيان مي‌گويد!)
در اين لحظه ميان اصحاب اختلاف شد. «فَاخْتَلَفَ أَهْلُ الْبَيْتِ وَ اخْتَصَمُوا فَمِنْهُمْ من يقول قَرِّبُوا يَکْتُبْ لَکُمْ رسول اللَّهِ (صلى الله عليه و سلم) کِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ وَ مِنْهُمْ من يقول ما قال عُمَرُ» (ميان حاضرين اخلاف افتاد. برخي گفتند چيزي بياوريد تا پيامبر اکرم نوشته اي بنويسند تا هرگز گمراه نشويد و گروه ديگري گفتند: حرف عمر صحيح است!» (صحيح البخاري، ج ۵، ص ۲۱۴۶ و صحيح مسلم، ج ۳، ص ۱۲۵۹)

برخي از همسران پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) از پشت پرده صدا کردند: «الا تسمعون ما يقول رسول الله (صلى الله عليه و سلم).» (نمي‌شنويد که پيغمبر مي‌فرمايد: قلم و کاغذ براي من بياوريد؟) عمر بن خطاب خطاب به آن ها گفت: «انکن صواحبات يوسف اذا مرض رسول الله (صلى الله عليه و سلم) عصرتن اعينکن و اذا صح رکبتن عنقه.» (شما مثل همان دلباخته‌هاي يوسف هستيد، زماني که پيغمبر مريض مي‌شود اشک چشم‌تان مي‌ريزد و وقتي که پيغمبر حالش خوب مي‌شود، برگردنش سوار مي‌شويد.)

نبي مکرم هم از برخورد جناب عمر ناراحت مي‌شود و مي‌فرمايد: «دعوهن فانهن خير منکم» (زن‌ها را رها کنيد، اين‌ها از شما بهتر هستند.) (المعجم الأوسط، ج ۵، ص ۲۸۸)

يکي از همين زن‌ها که ظاهرا ام ايمن بود جلو آمد و گفت: چرا قلم و کاغذ به پيغمبر نمي‌دهيد؟ عمر بن خطاب گفت: «اسْکُتِي فإنه لا عَقْلَ لَکِ» (ساکت باش تو بي‌عقل هستي!!) (المعجم الکبير، ج ۱۱، ص ۳۶)

«فلما أَکْثَرُوا اللَّغْوَ وَ الِاخْتِلَافَ عِنْدَ النبي (صلى الله عليه و سلم) قال رسول اللَّهِ (صلى الله عليه و سلم) قُومُوا.» (زماني که سخنان لغو و اختلاف در ميان اصحاب و در محضر پيامبر اکرم (صلي الله عليه و سلم) زياد شد، آن حضرت فرمودند: بلند شويد و از اينجا برويد.» (صحيح البخاري، ج ۵، ص ۲۱۴۶ و صحيح مسلم، ج ۳، ص ۱۲۵۹)




  [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] [13] [14] [15] [16] [17] [18] [19] [20] [21] [22] [23] [24]   صفحه قبل
      ارسال نظر  

صفحه کليد   *:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر
کد امنيتي:        

آموزش رجال | مناظرات | فتنه وهابيت | آرشيو اخبار | آرشيو يادداشت | پايگاه هاي برتر | گالري تصاوير | خارج فقه مقارن | درباره ما | شبکه سلام |  ارتباط با ما