مقالات |  سخنراني ها |  موبايل |  آثار منتشره |  محصولات نرم افزاري |  نظرات |  طرح پرسش |  پاسخ ها English
      آرشيو نظرات  
1
اخبار: دسته عزاداري اميرالمؤمنين (ع) با حضور آيت الله وحيد خراساني
نام و نام خانوادگي: مجيد امانخاني - تاريخ: 12 شهريور 89
سلام
آرزو دارم ايشان را از نزديک زيارت کنم. خدايش حفظش کناد.
2
يادداشت: روز شمار زندگاني معاويه ابن ابوسفيان
نام و نام خانوادگي: momen abdullah - تاريخ: 12 شهريور 89
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليکم
آقاي ميرويس! اين است پاسخ نعماتي که خداوند متعال به شما داده است؟؟
اينکه شما را در ميان درياي فقر و فلاکت نعمت سواد و آگاهي و دانش داد، شکرش اين است؟؟
آيا اين همه افغان‌ها در اطراف خود را مشاهده نفرموديد که از ساده‌ترين ابزار تحقيق و زندگي محروم هستند؟؟
پس چرا چنين وقيحانه به آقا رسول الله (صلي الله عليه و آله) نسبت دروغ مي‌دهيد؟؟
>>> «چنانچه رده‌بندي و تقسيم‌بندي که حضرت رسول خدا نموده»!!!<<<
در کدام يک از کتب خود شما اين رده‌بندي را از قول آقا محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) ديده‌ايد؟؟؟
اصلا مگر آقا رسول الله (صلي الله عليه و آله) اهل رده‌بندي و تقسيم‌بندي اصحاب خود بوده است؟؟
لطفا فقط و فقط يک حديث از تمام کتب خود ذکر کنيد که حضرت محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) اين «رده‌بندي» را انجام داده باشد!
مگر حرف مفت زدن بدون جواب مي‌ماند؟؟ مگر نسبت دروغ دادن به رسول خداوند (صلي الله عليه و آله) بي‌عقوبت مي‌ماند؟؟؟
****************
حال به ادامه آيات ذکر شده خود دقت فرماييد:
«ثله من الاولين»
«وقليل من الآخرين»
آيا ممکن است که «سابق» از نظر زماني جزء «آخرين» هم باشد؟؟؟
پس واضح است که اين سابق به معني «سبقت گرفتگان در اطاعت امر خداوند» است، نه به معناي سابقين زماني.
ثانيا آيا ممکن نيست که افرادي که در آخر الزمان زندگي مي‌کنند، جزء اين سابقون مقربون باشند؟؟
آري. در آينده هم کساني خواهند آمد که جزء سابقون مقربون باشند.
*******
جناب آقاي ميرويس!
هر گاه ما از يک جاني و قاتل سفاکي به نام معاويه (آتش دوزخ بر او باد) انتقاد مي‌کنيم، بلافاصله به ما مي‌گوييد که اصحاب پيامبر گرامي (صلي الله عليه و آله) را انتقاد و قضاوت نکنيد و کار آنها با خدا است!!
فورا براي ما تفسير و برداشت غلط اين آيه مبارکه را ذکر مي‌کنيد:
«تلك امه قد خلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم و لا تسالون عما كانوا يعملون»
حال خودتان يک تقسيم‌بندي من ‌درآوردي اختراع مي‌کنيد و آن را بي‌شرمانه به حضرت محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) نيز نسبت مي‌دهيد.
*******
«ابوبکر ياور خدا در غار کوه ثور و اولين کسي که از مردان ايمان آورد.»
ابوبکر اولين مردي بود که مسلمان شد؟؟
ابوبکر با حضرت محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) در غار بود؟؟
واقعا اين‌گونه است؟؟
پس اگر ادعاي شما صحيح باشد، ايشان خيلي خيلي خيلي وقت داشتند که 20 حديث و يا 20 مطلب علمي و يا 20 حکمت از ايشان فرا بگيرند.

آقاي ميرويس!
لطفا 20 صفحه از اين علم ابوبکر که بنابر ادعاي شما از همان ابتدا با رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بود را به ما نشان ده!
******
«عمر .... انتشار نمي‌کرد»

جناب آقاي ميرويس!
مگر مسعود غزنوي هندوستان را فتح نکرد؟؟ پس چرا او را امير المومنين نمي‌نامي؟؟
اگر معيار خليفه بودن کشورگشايي است که تيمور و سلاطين جور عثماني هم کشورگشايي کردند. پس چرا آنها را خليفه رسول الله (صلي الله عليه و آله) نمي‌داني؟؟

جناب آقاي ميرويس!
لطفا به بنده فقط و فقط يک حديث نشان دهيد که آقا حضرت محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) پس فتح يک شهر و يا يک قريه مردمان آن را «موالي» ناميده باشد و آنها را شهروندان درجه دوم قرار داده باشد.
حال به بنده بگوييد که عمر بنا بر کدام آيه قرآن و يا سنت حضرت محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) چنين بي‌شرمانه شرک نژادپرستي را وارد اسلام کرد؟؟
********
«حضرت عثمان (غني) رض که دو دختر رسول خدا به خانه ايشان بودند که رسول خدا فرموده‌اند که (شرم حضرت عثمان مرا وا مي‌داشت اگر دختر ديگري مي‌داشتم به او مي‌دادم»

جناب آقاي ميرويس!
آيا شما عبد الخلفاء هستيد و يا عبدالله؟؟
تبعيد منتقدين از حکومت سنت الهي است و يا سنت نمرود و فرعون کافر؟؟
عثمان بنا بر کدام آيه قرآن کريم حضرت ابوذر غفاري (رحمة الله عليه) را تبعيد کرد؟؟؟
مگر عثمان چي‌چي بود؟؟
عثمان کسي بود که در طول خلافت خود دانه‌هاي قاتلين حضرت سيد الشهدا امام حسين (عليه السلام) را در اطراف بلاد اسلام کاشت.
راستي مگر شما حنفي مذهب نيستيد؟؟
پس عثمان عثمان گفتن شما ديگر چيست؟؟؟!!!
**********************
و اما بي‌ادبي و هتک حرمتت نسبت به حضرت اميرالمومنين علي ابن ابيطالب (عليه السلام):
«حضرت علي (کرم الله وجهه) که در سن يازده در بين خرد سالان به اسلام روي آورند که اگر معلومات داشته باشي، يک دختر از حضرت عمر فاروق به خانه حضرت علي بوده‌اند»

جناب ميرويس!
عمر بن کافر در خردسالي به چه روي آورد؟؟ سجده در برابر يک سنگ؟؟ و يا خيره شدن به زنان کافره‌اي که لخت مادرزاد کعبه را طواف مي‌کردند؟؟ شايد به نوشيدن ويسکي؟؟

يا علي
3
پاسخ ها: آيا روايت صحيح السندي مبني بر ولادت امير مؤمنان (ع) در كعبه وجود دارد ؟
نام و نام خانوادگي: حميدرضا - تاريخ: 12 شهريور 89
سلامي دوباره دارم خدمت تمامي عزيزان و علي الخصوص جناب محمد اميراني:
در پايان نوشته قبليت به من توصيه کردي که به سراغ کلام الله مجيد و نهج البلاغه مولا علي بروم:
ترجمه آيه 18 سوره مبارکه يونس: ((و به جاى خدا چيزهايى را مى‏پرستند كه نه به آنان زيان مى‏رساند و نه به آنان سود مى‏دهد و مى‏گويند اينها نزد خدا شفاعت‌گران ما هستند بگو آيا خدا را به چيزى كه در آسمان‌ها و در زمين نمى‏داند آگاه مى‏گردانيد او پاك و برتر است از آنچه [با وى] شريك مى‏سازند))
بايد بگويم که با اشاره به اين آيه نشان دادي که حتي اگر شيعه‌زاده هم باشي هيچ از شيعه نمي‌داني! شيعه جز خداي احد و واحد هيچ چيزي را نمي‌پرستد.

شيعه وقتي مي‌گويد علي به خاطر اين است که علي همان بود که خدا از اشرف مخلوقاتش يعني انسان انتظار دارد.
شيعه وقتي مي‌گويد حسين به اين خاطر است که حسين به خاطر خدايش از جان و خانواده و مالش گذشت.
شيعه وقتي مي‌گويد مهدي به اين خاطر است که مهدي بر پا کننده عدل و داد الهي از سوي خداوند يکتا براي بشريت است.
و هزاران مورد ديگر که فکر کنم درکش براي تو سخت باشد ...
شيعه خداوند را به آبروي اين بزرگان قسم مي‌دهد که شايد رحمت پروردگار سبحان شامل حالش شود. توجه همه عزيزان رابه آيه 255 سوره مبارکه بقره جلب مي‌کنم که مي‌فرمايد: ((اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ﴿255﴾))
ترجمه آيه شريفه: ((خداست كه معبودى جز او نيست زنده و برپا دارنده است نه خوابى سبك او را فرو مى‏گيرد و نه خوابى گران آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمين است از آن اوست كيست آن كس كه جز به اذن او در پيشگاهش شفاعت كند آنچه در پيش روى آنان و آنچه در پشت‏سرشان است مى‏داند و به چيزى از علم او جز به آنچه بخواهد احاطه نمى‏يابند كرسى او آسمان‌ها و زمين را در بر گرفته و نگهدارى آنها بر او دشوار نيست و اوست والاى بزرگ))
نمي‌دانم تا به حال چشمت به اين آيه مبارک افتاده بود يا نه ؟؟؟ پس لطفا ابتدا مطالعه کن بعد به ايراد سخن بپرداز.
چند خطبه از نهج البلاغه مولا علي (ع) که مطالعه آن براي هر شخصي که جوينده حقيقت است مي‌تواند چراغي روشن و پرنور باشد:
خطبه 60: اشاره به باقي ماندن تفکرات خوارج! (توصيه مي‌کنم اين خطبه را با دقت بخوانيم).
خطبه189: در رابطه با سختي فهم عترت(ع) براي مردم.
خطبه‌هاي 3--15-88-135-162: اشاره مستقيم به خلفاي پيشين و غصب خلافت توسط آنان.
خطبه202: درد دل مولا علي با رسول الله بعد از شهادت خانوم فاطمه الزهرا که اشاره به سختي‌ها و مشکلات حضرت علي بعد از عروج رسول الله است.
ما منتظر منتقم خون فاطمه هستيم.
(اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان عليا ولي الله)
4
پاسخ ها: آيا حضرت خديجه (س) قبل از پيامبر(ص) با فرد ديگرى ازدواج كرده بود؟
نام و نام خانوادگي: ذوالفقار - تاريخ: 12 شهريور 89
با سلام. چون اهل بدعت، تعصب شديدي روي مادرشان عايشه دارند، من آيه‌اي از قرآن را مي‌نويسم آن وقت منصفانه و به دور از تعصب نتيجه‌گيري كنند كه آيا كارهاي عايشه زشت بوده يا نه؟ براي ما كه آشكار است. آيه: (اي زنان پيامبر! هر كدام از شما كاري زشت آشكاركند، عذاب او دو برابر مي‌شود و اين براي خدا آسان است) احزاب آيه 30. عايشه هم شامل آيه مي‌شود. چون خطاب به همه آنهاست چون غير از اين نمي‌شود.
1 توهين به پيامبر (يا رسول الله عدالت را رعايت كن) كه پدرش به او سيلي زد. كنزالعمال .احياءالعلوم غزالي ج2ص35باب94كتاب مكاشفه القلوب.
2 تو هستي كه گمان مي‌كني پيامبري؟!!!!آداب نكاح ج2 احياءالعلوم غزالي ص35باب 94كتاب (مكاشفة القلوب)ص 238 .
3 قضيه اسما جونته كه با دسيسه عايشه و حفصه دختر عمر، پيامبر ص او را طلاق داد كه پسر عمر از قول هشام بن محمد گفت كه اسماء از غصه مرد. مستدرك ج4ص37 طبقات ج8ص104 از محمدبن سعد و همين‌طور طبري.
4 قضيه توهين به ماريه ام المؤمنين در رابطه با فرزندش ابراهيم كه در جواب پيامبر ص گفت شبيه تو نيست كه خودش اقرار كرد به خاطر حالتي كه به هر زن دست مي‌دهد اين حرف را زدم. حاكم نيشابوري در حديث صحيح مستدرك ج 4 و ذهبي در تلخيص. (لا اله الا الله) بايد حد بر او جاري مي‌گشت. ولي پيامبر ص رحمةللعالمين است
5. آيه 4 سوره تحريم درباره همدستي 2 نفر كه عايشه و حفصه بودند (حتي عمر هم گفت كه همين دو نفر بودند) بر ضد پيامبر كه مورد خطاب تند خداوند واقع شدند. صحيح بخاري ج3 ص136و137، خدا مي‌داند پيامبر چه دست اين دو كشيد، آيه هم معلوم مي‌كند.
6 جمله معروف نعثل (عثمان) را بكشيد،خدا او را بكشد. (ابن ابي الحديد). مرگ بر نعثل. منبع .مدائني در الجمل.خوب درباره اين كار از نظر ما زشت كه نبوده خيلي هم خوب بوده، حالا اهل بدعت مانده‌اند كه بگويند اين كار زشت بوده يا نه؟ اگر بگويند زشت بوده كه عايشه طبق اين آيه عذابش دو برابر مي‌شود و دروغ گفته و هزار مورد ديگه پيدا مي‌شه از جمله قيام بر عليه خليفه مسلمين. اگر بگويند راست گفته كه خليفه شهيدشان را به عنوان كافر قبول كرده‌اند و كار به جايي مي‌كشد كه ديگر نمي‌شود درستش كرد. فقط مي‌توانند بگويند قضيه از اصل دروغ است كه اين را هم نمي‌توانند بگويند چون اين قضييه چون روز روشن است و در كتاب‌هاي خودشان هم آمده و همه مي‌دانند مسلمانان به تحريك عايشه و طلحه و زبير دست به شورش بر عليه عثمان زدند. طفلكي‌ها دل كافر براشون مي‌سوزه.
7 نماز را در مسافرت كامل خواند بر خلاف پيامبر و حتي دو خليفه قبلي. البته عثمان هم اين كار را كرد.
8 فتنه بزرگ جنگ جمل بر عليه ولي خدا اميرالمؤمنين ع كه هزاران نفر را به خاك و خون كشيد كه بر شيطاني به نام عسكر سوار بود كه پيامبر هم آنرا خبر داده بود به همين خاطر امام علي ع عسكر را آتش زد. اگر حيوان عادي بود كه آن‌را آتش نمي‌زد. اسلام در مورد حيوان دستورات خاصي مبني بر آزار ندادن آنها دارد
9 دستور شخص عايشه مبني بر كشتن نگهبانان بيت المال در بصره كه 120 نفر بودند كه ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه جلد 2 ص501 چهارصد نفر ذكر كرده كه توسط زبير ناجوانمردانه به درجه رفيع شهادت نائل آمدند بعد مي‌گويند زبير طبق حديث عشره‌ي مبشره‌ي مسخره‌ي مضحك كه خر خنده‌اش مي‌گيرد بهشت مي‌رود. مرحبا به اين عقل و تفكر يعني خدا به زبير گفته تو بهشت مي‌روي هر جنايتي دلت مي‌خواهد بكن مؤمنين را بكش فتنه كن مال بيت المال را غارت كن. خلاصه هر چه خواهي كن به به چه خدايي حالا بيا تبليغ اسلام براي غير مسلمانان كن البته خدايي كه با چشم سر ديده شود بعيد نيست كه اينطور هم باشد. خلاصه عايشه 40،000 حديث از بر بود. ولي يك ايه را فراموش كرده بود كه مي‌فرمايد اي زنان پيامبر! در خانه‌تان بنشينيد (و قرن في بيوتكن...)
10 پيامبر با اشاره به نشيمن عايشه فرمود: فتنه از اينجاست، فتنه از اينجاست، جائي‌كه شاخ شيطان بيرون مي‌آيد. بخاري از كتاب جهاد و السير ص125همين‌طور در كتاب مسلم (الفتن و اشراط الساعة) ص 503 جزء 2
11 سجده شكر بعد از شهادت اميرالمؤمنين ع.
12 تيرباران بدن مطهر امام حسن مجتبي ع . آخه به چه جرمي؟ و هزاران مورد ديگه. اي اهل بدعت! الحق و الانصاف داوري درست كنيد خدائيش درست جواب دهيد كه مادرتان كار زشت كرده يا نه؟ قسم‌تان دادم. خداوند ما را عاقبت به خير فرمايد و از شر فتنه‌هاي آخر الزمان در امان بدارد. آمين
5
پاسخ ها: آيا روايت صحيح السندي مبني بر ولادت امير مؤمنان (ع) در كعبه وجود دارد ؟
نام و نام خانوادگي: حميدرضا - تاريخ: 12 شهريور 89
محمد اميراني! عليک سلام
اولا: لطف کن يکم به اون چيزي که داخل سرت هست و اکثريت قريب به اتفاق مردم بهش مي‌گن مغز که در صورت استفاده به عقل تبديل مي‌شه، فشار بيار! ببين اين بحث ما از کجا شروع شد و من داخل سايت شدم و چند تا سوال برام پيش اومد و اونارو نوشتم که بازم محض تکرار براي جناب‌عالي اينجا مي‌نويسمش:
((چرا رهبر کشور شيعه مي‌شود خميني کبير و آيت اله خامنه‌اي و رهبر کشور وهابي مي‌شود ملک عبدالله؟ (صحنه تاريخي مشروب خوردن ايشون با بوش را يادتون هست)
چرا مجاهد شيعه مي‌شود سيد حسن نصرالله و مجاهد وهابي مي‌شود عبد المالک ريگي؟ (اين اسامي را بياد آوريد: تاسوکي و سربازان مظلوم مرزباني و مسجد اميرالمومنين... بسه يا بازم بگم؟)
چرا کشور شيعه مي‌شود ايران که حتي براي وهابيان پاکستان هم که دچار بحران شدند کمک مي‌فرستد و کشور وهابي مي‌شود عربستان؟ (ماجراهاي جنگ لبنان و غزه را به ياد بياوريد که حتي به هم مذهب‌هاي خودشون تو فلسطين هم خيانت کردند)
چرا سياستمدار شيعه مي‌شود دکتر احمدي نژاد و سياستمدار سني مي‌شود حسني مبارک؟ (که کم مونده بود بپره بغل وزير خارجه سابق اسراييل که فکر کنم اسمش تزيپي ليوني بود!)
و هزاران چراي ديگر که سرآمدشان اين است:
چرا شيعه خود را پيروي علي مي‌داند و سني خود را پيرو عمر......)) من اين سوالا رو از شخص خاصي نپرسيدم و فقط گفتم از به اصطلاح عالمان وهابي جواب ميخوام(محض اطمينان از صحت گفته من ميتوني به کامنت شماره108 مراجعه کني) بعدش حضرت‌عالي به خودت گرفتي و يه چيزي تو جواب من نوشتي که مطمئنم الان خودتم يادت نيست چي بود!!!(اينجا به گفته کامنت شماره 123سعدالله مي‌رسيم که گفته مطمئنا شيعه نيستي!)چون من اين سوال از شيعه نپرسيدم از مدعيان وهابيت پرسيدم.
دوما : گفتي جمله ساده‌ات را درک نکردم! که در جوابت بايد بگم جان من شما که خودت هنوز نمي‌فهمي چي نوشتي و چي هستي چطور توقع داري من از منوياتت بهره ببرم! شما برو تکليف خودت رو مشخص کن که شيعه‌اي يا عمري هستي يا نگران آفتي يا نگران ويرووسي؟ نه اخوي، شما برو نگران خودت باش که راهي که مي‌روي به ترکستان است. به قول دوست‌مون اون ممه رو لولو برد! ديگه با اين تيپ به اصطلاح روشنفکري نمي‌شه سر خلق الله رو گرم کرد و چپ رو راست نشون‌شون داد و راستو چپ!!!
سوما : ديگه نبينم اسم مولامون آقا علي ابن ابيطالب رو کنار اسم اون 3تا ملعون بياريا!!!
چهارما : الان داشتم تو يه مجله مطلبي راجع به تبليغات مي‌خوندم که يه جاش در مورد نرخ پخش تيزر تبليغاتي در رسانه‌ها نوشته بود. اينو گفتم تا بپرسم شما حق التبليغ‌تو دادي که را به را تبليغ وبلاگ‌تو مي‌کني که چنين است و چنان! يا نه کلا اين مباحث رو را انداختي که آمار بازديد وبت بره بالا؟!!!
پنجما : ملتفت شدي داداش؟
تماما : (( الهم صلي علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم))
ما منتظر منتقم خون فاطمه هستيم.
(اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان عليا ولي الله)
6
مقالات: پيامبر (ص) در صحاح سته اهل سنت
نام و نام خانوادگي: محمد رضايي - تاريخ: 12 شهريور 89
پي دي اف
لطفا
7
پاسخ ها: چه كسي به ابوبكر لقب «صديق» و به عمر لقب «فاروق» را داد ؟
نام و نام خانوادگي: محمد رضايي - تاريخ: 12 شهريور 89
82 نام و نام خانوادگي: مجيد م علي - تاريخ: 22 مرداد 89
mer3000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000000

*****************************
==== ۩========۩=======**
==== ۩========۩=======**
==== ۩==۩۩۩۩ == ۩=======**
=۩== ۩==== ۩ == ۩=======**
=۩۩۩۩۩== ۩۩۩۩۩۩۩۩۩ ۩۩۩===**
=۞=۞=========== ۩===**
==== ۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩===**
****************************
8
پاسخ ها: نحوه اسلام آوردن عمر بن خطاب در منابع اهل تسنن چگونه آمده است ؟
نام و نام خانوادگي: آقا فقط عليست - تاريخ: 12 شهريور 89
سلام دوستان. اين بحث‌ها چيه. اهل تسنن (نمي‌گم برادر، چون برادراي ما همه پاك هستن) خودشون مي‌دونن قضيه چيه! اگر واقعاَ شما از شيعه شدن ابايي نداريد، چرا جواناني كه شيعه مي‌شن رو حتي فرزندان خودتون رو مي‌كشيد؟ به چه جرمي؟ به دليل شيعه شدن؟ به مولا علي اگر يكي از شما اهل تسنن بتونن با قرآن منو راضي كنن كه اهل سنت نسبت به شيعه ارجحيت داره! من خودم شيعه مي‌شم براي اهل سنت هم تبليغ مي‌كنم تا پاي جون. اگر مرد هستيد اگر واقعا سني هستيد و به دين پيامبر هستيد، چرا جوان‌هاي شيعه را سر مي‌بريد؟ به چه دليلي؟ به دليل اينكه به قران عمل مي‌كنند؟ به دليل اينكه راه رو از بي‌راهه مي‌شناسن؟ ريگي و امثال ريگي، دست نشانده‌ي شما هستن. اين دو نفر اولي و دومي به چه حقي به خودشون اجازه دادن كه كنار پيامبر خودشون رو دفن كنن؟به چه اجازه‌اي؟ عمري كه حتي تا پايان عمر ؟؟؟ خودش مسلمان نشد. ابوبكري كه از جهالت مردم استفاده كرد! عرب جاهل گول افرادي ؟؟؟ مثل اون سه نفر رو خورد. واقعا براي اعراب جاهل متاسفم. در ضمن، علي اولين كسي بود كه به پيامبر ايمان آورد در صورتي كه ابابكر و عمر و ... چي؟ قرآن مي‌گه السابقون السابقون اولئك المقربون. علي كه از اونا جلوتر و زودتر ايمان آورده بود، چي شد كه بايد خليفه‌ي چهارم باشه؟ اگر قرآن بخونيد مي‌فهميد. كه متاسفانه قرآن هم نمي‌خونيد. اينم بگم كه ما داداش ناتني نمي‌خوايم. همين شيعه‌ها برادرمون هستن و برادر ديگه‌اي نداريم. يا علي.
9
پاسخ ها: عائشه، در چند سالگي با رسول خدا (ص) ازدواج كرده است؟
نام و نام خانوادگي: غزال فريور - تاريخ: 12 شهريور 89
با سلام و خسته نباشيد
من کلي سوال داشتم گاهي به خاطر حرفاي اين و اون، از اسلامم زده شدم.
چند ساعتي هست که دارم اين مطلبا رو مي‌خونم
جالبه که همه سني‌ها يه دور تسلسل دارن يه دور مي‌زنن و يه حرفو مي‌زنن. عين يه بچه که تازه زبون باز کرده و تکرار مکرر مي‌کنه و هيچ استدلالي هم نداره.
چقدر جالبه که بي‌منطق بي‌عقل با اعتقاد ساختگي و کورکورانه مي‌گن اگه جنگ کردن، به خودشون مربوطه. اگه نکردن، به خودشون مربوطه.
اگه اين‌جوريه پس چرا هي مي‌گيد عايشه خوبه؟ حضرت عايشه پس اونم اگه خوبه به خودش مربوطه.
من چندين سال کنار سني‌ها زندگي کردم. يه سري آدمن که به خدا به بچه‌هاشونم همين نفهميدن و بي‌منطق اطاعت کردن رو ياد مي‌دن.

واقعا سوژه‌اند
بيا من 100 تا حديث تو يه ثانيه واست ببافم
اون آدمايي که ازشون نقل مي‌کنيد، اصلا وجاهت عقلي ندارن.
بيا ادمايي و نشون بدم که يه عالمه مريد دارن، اما هم خودشون، هم همه مريداشون ديوانه‌ان.
يکي هم آدمايي که فقط ياد گرفتن بگن چشم.
شيعه ديدش بازه.
مي‌سنجه.
منطق داره.

پس فرق ما با حيوان چيه؟ فقط بگين چشم به حرفاي بي‌سندي که ...
10
پاسخ ها: چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
نام و نام خانوادگي: مهران صالحي - تاريخ: 12 شهريور 89
واقعا چه سودي از طرح اين ادعاها مي‌بريد؟
واقعا حيف نيست براي مشتي مال دنيا حاضريد آخرت خود را بفروشد!!
شما مصداق همان‌هاييد كه دين خود را به بهاي دنياي‌شان فروختند.
11
سخنراني ها: غلو در مذهب اهل سنت
نام و نام خانوادگي: مهران صالحي - تاريخ: 12 شهريور 89
ما هزاران مورد از اين را در كتب احاديث و روايات داريم. چرا به عمر بيچاره گير داديد؟ مگر عمر و علي با هم رابطه‌ي فاميلي برقرار نكردند؟ مگر اسم پسران علي ابوبكر و عثمان نبود كه به خاطر اسم‌شان در هيچ‌يك از كتاب‌هاي شيعه اسم آنها را نمي‌برند؟
كسي كه بي‌جهت به هر كدام از اينها كه اولياي خدا بودند، توهين كند، نتيجه‌اش را در زندگي خود و خانواده‌اش خواهد ديد. واي به حال كسي كه آگاهانه اين كار را انجام دهد. واويلا بر حال او در قيامت اگر به قيامتي هم معتقديد.

جواب نظر:

با سلام

دوست گرامي براي دريافت جواب، مي‌توانيد به آدرس‌هاي زير مراجعه نماييد:

1. نام‌گذاري فرزندان حضرت علي عليه السلام:

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=437

2. ازدواج عمر با حضرت أم كلثوم سلام الله عليها:

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=83

3. نظر حضرت علي عليه السلام در مورد خلفاء:http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1866

با تشكر

معاونت اطلاع رساني

12
مقالات: عمر در صحاح سته اهل سنت
نام و نام خانوادگي: علي - تاريخ: 12 شهريور 89
ازدواج ام کلثوم با عمر واقعيت يا افسانه؟
يکي از چيزهايي که اهل سنت هميشه براي اين‌که نشان بدهند ميان حضرت علي(ع) بر سر حکومت نزاع و اختلافي نبوده است و رابطه آنان دوستانه بوده و حضرت علي(ع) عمر را دوست مي‌داشته و او را حاکم مشروع و امير المومنين خود مي‌دانسته، ازدواج عمر با ام کلثوم، دختر حضرت علي(ع) مي‌باشد. آنان استدلال مي ‌کنند، اگر رابطه حضرت علي (ع) با عمر خصمانه مي‌بود و علي (ع) عمر را غاصب خلافت خويش مي‌دانست، آيا هرگز حاضر مي‌شد دختر خود را به عمر بدهد تا او با دخترش ازدواج کند؟
البته پيشاپيش بايد خاطر نشان کنم اينجانب مانند برخي از شيعيان فکر نمي کنم که رابطه حضرت علي (ع) با عمر چنان تيره بوده باشد که حضرت علي(ع) خليفه دوم عمر را به کلي از دايره اسلام خارج دانسته و هيچ‌گونه رابطه‌اي حتي در حد رابطه يک مسلمان با مسلمان ديگر هم نداشته‌اند، بگونه‌اي که با او معامله‌اي مانند خريد و فروش و ازدواج و ... هم نکرده باشد. و اگر ثابت شود که عمر با ام کلثوم ازدواج کرده، پس او را گيرنده حق خلافت خود هم نمي‌دانسته باشد. از اين جهت تا مي‌توانند اين قضيه را انکار مي‌کنند و هرگونه رابطه دوستانه‌اي را ميان امام علي(ع) و شخين نفي مي‌کنند.
اما به گمان اينجانب، حضرت علي(ع) با اينکه خلافت را حق خود مي‌دانسته، اما مرزها را هم نگه مي‌داشته و اينگونه مطلق‌نگر نبوده است که وقتي کسي حقي را از او ضايع کرده باشد، تمام روابط خود را با آنان قطع و تمام سوابق طرف را هم ناديده بگيرد و حتي اسلام‌شان را انکار نمايد. امام علي(ع) يکي از ويژگي‌هاي منحصر بفردش اين بود که بسيار فراتر از افراد معمولي مي‌نگريست و به همين جهت در عين انتقاد از طرف مقابل و حتي جنگ با آن، جانب انصاف را نگه مي‌داشت. مثلا وقتي در جنگ جمل، شمشير زبير را ديد، گريست و گفت: اين شمشير چه غم‌ها که از رسول الله (ص) نزدود. و هنگامي که با جنازه طلحه مواجه گرديد، براي او نيز تأسف خورد و به ياد رشادت‌هاي او در زمان رسول الله (ص) افتاد و ام المومنين عايشه را نيز با اکرام و اعزاز به مدينه فرستاد.
امام علي(ع) در همان هنگام حکومت شيخين در عين حالي که به حکومت آنان معترض بود، زيرا آنان را گيرندگان حق خود مي‌دانست، با آنان در پيشبرد حکومت‌شان همکاري مي‌کرد و مشورت‌هاي راه‌گشا به آنان ارائه مي‌نمود. به همين دليل بود که عمر مي‌گفت: خداوند مرا با هيچ مشکلي مواجه نکند که ابوالحسن نباشد تا از گره آن وا کند.
اما سخن در اين است که آيا ازدواج عمر با ام کلثوم واقعيت تاريخي دارد يا نه؟ و آيا اين ازدواج واقع شده است يا خير؟
اهل سنت روايات زيادي در اين مورد روايت کرده‌اند که برخي با صراحت از ازدواج عمر با ام کلثوم صحبت مي‌کند و برخي روايات نيز از لازمه آن ازدواج عمر با ام کلثوم است.
ابن عبد البر در الاستيعاب و ابن اثير در اسد الغابه و بلاذري در انساب الاشراف و ابن حجر در الاصابه روايت مي‌کنند که : ام کلثوم دختر علي بن ابي طالب و فاطمه دختر رسول الله (ص) قبل از وفات حضرت رسول (ص) متولد گرديد و عمر بن خطاب از او خواستگاري کرد.
علي بن ابي طالب به او گفت: وي کوچک است.
عمر گفت: اي ابو الحسن! او را به ازدواج من در آور که من آن‌چنان شأن و کرامت او را نگهدارم که هيچ‌کس نگه ندارد.
علي (ع) گف : من او را پيش تو مي‌فرستم. اگر او را پسنديدي او را به ازدواج تو در خواهم آورد.
آن‌گاه علي (ع) پارچه‌اي را بدست دخترش داد و گفت:
نزد عمر برو و به او بگو: اين همان پارچه‌اي است که من به تو گفته بودم. ام کلثوم نيز پارچه را نزد عمر برد و پيام علي (ع) را رساند.
عمر گفت: به پدرت بگو: خدا از تو راضي باشد، من پسنديدم.
آنگاه عمر دست خود را بر ساق پاي ام کلثوم گذاشت!. (در برخي روايات دارد ساق پاي ام کلثوم را لخت کرد. در برخي روايات ديگر دارد که عمر ام کلثوم را در بغل گرفت!)
ام کلثوم گفت: چه کار مي‌کني ؟ اگر امير المومنين نبودي بيني‌ات را مي‌شکستم.
آنگاه از پيش عمر خارج شد و نزد پدرش آمد و ماجرا را تعريف کرد و گفت: تو مرا نزد پير مردي بدکردار فرستادي.
علي گفت: دخترم! او شوهر تو است.
آنگاه عمر در سر قبر رسول الله در مجلس مهاجران اولين حاضر شد و به آنان گفت: به من تبريک بگوييد (رفئوني).
پرسيدند: به چه مناسبت اي امير مومنان!؟
گفت: من با ام کلثوم دختر علي بن ابي طالب ازدواج کردم.
من از رسول الله (ص) شنيدم که فرمود: روز قيامت هر نسب و خويشاوندي و دامادي منقطع است، جز نسب و سبب و دامادي من. من با رسول الله نسب و سبب داشتم خواستم دامادي را هم اضافه کنم.
آنگاه مهاجران به او تبريک گفتند؟
ام کلثوم براي عمر زيد بن عمر و رقيه را به دنيا آورد و در زمان معاويه هر دو در يک روز مردند و حسن بن علي (ع) عبدالله بن عمر را پيش انداخت تا نماز ميت بر آنان بخواند و خود به او اقتدا کرد.


بررسي روايت
در مورد اين روايت و روايات ديگر در اين مورد ملاحظات چندي وجود دارد :
1- روايت ازدواج عمر با ام کلثوم دختر علي (ع) صحيحين بخاري و مسلم نيامده است . بسيار اتفاق افتاده که اهل سنت وقايعي را که شيعيان به آن استناد کرده اند , اظهار کرده اند اين روايت در صحيحين نيامده است در حاليکه در روايات معتبر ديگر شان آمده است .
2- اين روايت حتي در هيچيک از صحاح سته و حتي در مسانيد معتبر اهل سنت چون مسند ابن حنبل و مسند بزاز و معاجم طبراني (معجم کبير , اوسط و صغير ) نيامده است. با اينحال جاي تعجب است که چگونه آن را قبول کرده و مسلم مي‌دانند!
3- معمولا روايات ازدواج ام کلثوم با عمر را اهل سنت به يکي از علويان همچون امام صادق (ع) , امام باقر (ع) يا حسن بن حسن بن علي (ع) منتهي مي‌کنند که اين جاي تأمل دارد و ظاهرا جاعلان خواسته اند اينگونه القاء کنند که اين واقعه چنان صحت دارد که حتي خود اهل بيت آن را روايت کرده اند ؟!
4- اسناد هيچيک از روايات ازدواج عمر با ام کلثوم معتبر و صحيح نيست و در هرکدام چند راوي ضعيف و کذاب (به نظر رجاليون اهل سنت) وجود دارد که در اين جا ما بخاطر کثرت آنان و طولاني شدن مقاله نمي پردازيم . شايد روزي آن راويان و ضعف هاي شان را با استناد به محدثان اهل سنت بيان کرديم .
5- گذشته از اسناد اختلاف روايات به حدي است که انسان را به شک مي اندازد . مثلا برخي روايات مي گويد، ام کلثوم براي عمر تنها زيد را بدنيا آورد و برخي رقيه را هم اضافه مي کنند و برخي از فاطمه بنت عمر ا ز ام کلثوم خبر مي دهند . يا اينکه در برخي روايات آمده وقتي عمر از علي ام کلثوم را خواستگاري کرد ، علي کوچکي او را بهانه کرد , در برخي دارد که علي (ع) گفت : من او را براي فرزندان جعفر برادر خود گذاشته ام و ... در برخي روايات آمده که عمر هنگامي که علي(ع) ام کلثوم را پيشش فرستاد ساقش را با دست لمس کرد . در برخي آمده وي ساقش را کنار زد و در برخي آمده که در بغل گرفت ؟
6- بدنبال همين بايد گفت : چگونه عمر به خود اجازه مي دهد دختري را که هنوز عقدش نخوانده لمس و يا در بغل مي گيرد ؟ آيا او نمي دانست هنوز ام کلثوم براي او حلال نشده ؟ چون هنوز حتي خود ام کلثوم نمي داند که او را مي خواهد به عقد عمر در آورد و طبق اين روايت علي (ع) او را فرستاده که عمر آيا او را مي پسندد يا خير؟ گذشته از اينکه چنين کاري (فرستادن دختر که آيا مي پسندد يا نه ؟) از شأن علي(ع) به دور است .
7- در متن روايت آمده که عمر به مهاجران گفت : رفئوني . يعني به من تبريک بگوييد . اين درحالي است که رسول الله (ص) از آن نهي کرده بوده است . در مسند امام حنبل آمده است که سالم بن عبدالله گفت : عقيل بن ابي طالب با زني ازدواج کرد وقتي نزد ما آمد ما به او با کلمه " الرفاء والبنين " تبريک گفتيم . عقيل گفت : ساکت باشيد . نگوييد : " بالرفاء والبنين " که اين از رسوم جاهليت است و رسول الله (ص) از آن نهي کرده است و گفت : بجاي آن بگوييد : بارک الله فيک و بارک الله فيها (مسند حنبل , ج1، ص 201)
8- در روايات آمده که ام کلثوم با فرزندش زيد در زمان معاويه در يک روز از دنيا رفت ؟! در حاليکه ام کلثوم فرزند علي (ع) در زمان يزيد در واقعه کربلا حضور داشت و روايات زيادي در اين مورد وجود دارد و خطبه هاي وي در راه کوفه و شام وجود دارد .
9- در روايات ديگر اهل سنت آمده که ام کلثوم بعد از عمر با محمد بن جعفر بن ابي طالب و بعد از مرگ او با عون بن جعفر و بعد از مرگ او با عبدالله بن جعفر ازدواج کرد ؟! در حاليکه واقدي روايت کرده که محمد بن جعفر و عون بن جعفر در تستر (شوشتر) در زمان عمر به شهادت رسيد . و با عبدالله هم زينب بنت علي خواهر ام کلثوم ازدواج کرد که او نيز در واقعه کربلا حضور داشت . در اسلام جمع بين اختين جايز نيست .
بنا بر اين نتيجه گرفته مي شود که ازدواج عمر با ام کلثوم مجعول است و مخدوش و جاعلان آن را براي بهره برداري هاي مذهبي ساخته اند و هيچ واقعيتي ندارد . زيرا هم از نظر سندي مخدوش است و راويان آن متهم به کذب و ضعف وجعل اند و هم از نظر متني اشکالاتي زيادي دارد که اگر اهل سنت بخواهد به آن روايات استناد نمايند , شخصيت عمر را زير سئوال برده اند .
جواب نظر:

با سلام!

از نظرات شما ممنون

براي مطالبي كه ارائه كرديد، مي‌توانيد ابتداء به آدرس‌هاي زير كه از كتب اهل سنت برداشت شده است مراجعه نماييد و سپس در مورد آن داوري نماييد.

1. بررسي شبهه ازدواج ام كلثوم با عمر (ويرايش جديد)

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=83

2. مشاوره اميرمومنان با خلفا
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=3591

3. سكوت امير مومنان علي عليه السلام

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=6015

4. نظر امير مومنان در مورد خلفا
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1312

 

با تشكرمعاونت اطلاع رساني

13
مقالات: عمر در صحاح سته اهل سنت
نام و نام خانوادگي: علي - تاريخ: 12 شهريور 89
مناظرات مرحوم آيت الله العظمي حاج سيد عبدالله طاهري شيرازي با علماي اهل سنت در مکه و مدينه:
مساله سب و بدگويي خلفاء:
سومين پرسش او که به صورت اعتراض پرسيد، اين بود که «معروف و مشهور است که شيعيان سب و بدگوئي خلفا را جايز مي‌دانند. آيا اين روش صحيح است؟ و به چه دليل آنان‌را سب و دشنام مي‌دهند؟»
گفتم: آري، بيشتر عوام شيعه آنها را سب مي‌کنند. ولي علما و دانشمندان شيعه در اين مساله اختلاف دارند. بعضي از آنها سب کردن و بدگوئي خلفا را جايز مي‌دانند.
گفت: چرا و به چه دليل؟
گفتم: آيا سب و دشنام حضرت علي بن ابي‌طالب، با اينکه داماد و پسر عموي پيامبر و شوهر فاطمه زهرا و پدر حسن و حسين بود و آن‌همه گفتار از رسول خدا در حق و مقام او شنيده شده، جايز است؟!
گفت: نه، هرگز جايز نيست.
گفتم: پس چرا معاويه، آن حضرت را سب کرد و دستور أکيد داد تا مسلمانان در تمام بلاد آن جناب را سب کنند؟ آيا اگر شما در آن عصر بوديد، معاويه و کساني را که بر علي دشنام مي‌دادند، نمي‌کشتيد و آنها را لعن نمي‌کرديد؟
گفت: نه، ما آنها را نمي‌کشتيم و لعنت هم نمي‌کرديم.
گفتم: چرا؟ با اينکه گفتي بدگوئي از علي جايز نيست. لابد مي‌گوئيد معاويه مجتهد بوده و اجتهاد کرد و از روي اجتهاد خود گفت سب علي جايز است، گرچه در اجتهاد خود خطا کرده باشد!
گفت: آري، ما اعتقاد داريم که معاويه از روي اجتهاد با علي مخالفت کرد و با او دشمني کرد!
گفتم: اولا من هم مي‌گويم علما و مجتهدين شيعه از روي اجتهاد گفتند سب خلفا جايز است و عوام شيعه هم از اين علما تقليد مي‌کنند. پس به چه دليل شيعياني که خلفا را سب مي‌کنند، قتل آنها را واجب مي‌دانيد و در برابر سب کنندگان بر علي سکوت مي‌کنيد؟!
ثانيا: معاويه سب و لعن علي (ع) را به يک سنت تبديل کرد و اين سنت او هشتاد سال ادامه داشت. با اين وجود چرا از مقام معاويه در بين شما اهل تسنن چيزي کاسته نشد؟ با اينکه دشمني معاويه با امام علي و امام حسن (ع) غير قابل انکار است. همچنين در حديث متواتر از رسول خدا نقل شده است: «من آذي عليا فقد آذاني: هر کس علي را بيازارد، مرا آزرده است» و قرآن هم مي‌فرمايد: «ان الذين يوذون الله و رسوله لعنهم الله في الدنيا و الاخره: آنانکه خدا و رسولش را بيازارند، در دنيا و آخرت لعنت خداوند بر آنها باد» (احزاب 57)
14
مقالات: عمر در صحاح سته اهل سنت
نام و نام خانوادگي: علي - تاريخ: 12 شهريور 89
سلام دوستان.
شما اگر كتاب‌هايي كه اهل سنت نوشته‌اند و يا سخنراني آنها را ديده باشيد، هر گاه نام مبارك پيامبر را مي‌برند، بعد از آن مي‌گويند : صلي الله عليه و سلم.
و هيچ‌گاه نامي از آل پيامبر نمي‌آورند. اگر هم در جايي بعد از صلوات بر پيامبر، نامي از آل مي‌آورند، بلافاصله مي‌گويند و صحبه اجمعين و همه‌ي صحابه را قاطي صلوات مي‌كنند.
سوال من همين جاست:
آقايان اهل سنت! خداي متعال به ما دستور داده كه هر روز در نمازمان بعد از سلام و صلوات بر پيامبر (ص)، صلوات بر آل پيامبر بفرستيم و اگر اين كار را نكنيم نمازمان باطل است.
و مي‌گوييد : اللهم صل علي محمد و علي آل محمد، كما صليت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انك حميد مجيد و بارك علي محمد و علي آل محمد كما باركت علي ابراهيم و علي ابراهيم انك حميد مجيد.
چرا شما در غير نماز، بر آل پيامبر صلوات نمي‌فرستيد؟ چرا صلوات را ابتر و ناقص مي‌فرستيد؟ شما كه ادعا مي‌كنيد اهل بيت و آل پيامبر را دوست داريد، پس چرا در عمل، خلاف آن را مرتكب مي‌شويد؟
چرا صلواتي كه در نماز مي‌فرستيد را عوض مي‌كنيد و آل پيامبر را از پيامبر جدا مي‌كنيد؟ آيا اين نشانه‌ي محبت شماست؟ چرا وقتي از آل نام مي‌بريد، عبارت صحبه اجمعين را مي‌آوريد؟ در كجاي نماز، خداوند عبارت صحبه اجمعين را آورد كه شما مي‌آورديد؟ در كدام روايت، پيامبر (ص) فرمود كه بعد از صلوات بر من، بر صحابه‌ي من هم صلوات بفرستيد؟ آني كه پيامبر فرموده را انجام نمي‌دهيد و آني كه نفرموده را اضافه مي‌كنيد؟
آيا اين تناقض نيست؟‌
15
فتنه وهابيت: الازهر: بازديد از فيس بوك حرام است
نام و نام خانوادگي: ابديت - تاريخ: 12 شهريور 89
واقعا كه!
نشستين و دارين درباره چي نظر مي‌دين؟
فكر مي‌كنين كه پريدن به هم‌ديگه مشكل رو حل مي‌كنه؟
تنها نتيجه‌اي كه از نظرات دوستان در اين بخش مي‌شه به دست آورد، اينه كه كلي خنديدم.
خنديدم به خاطر نظرات ساده‌اي كه درباره همه‌چيز مي‌دين.
16
فتنه وهابيت: فتواهاي عجيب وهابيت درباره ديدن مسابقات فوتبال
نام و نام خانوادگي: ابديت - تاريخ: 12 شهريور 89
سلام دوستان
وهابيت رو ولش كنين.
به فكر امام زمان‌تان باشيد.
به جاي اين‌كه درباره وهابيان (كه اصلا ارزشي ندارن) بحث كنيد، بيايد زمينه ظهور مهدي فاطمه را مهيا كنيم تا خودش بياد و انتقام ما رو از دنيا و از وهابيان بگيرد.
اللهم عجل لوليك الفرج
17
اخبار: دسته عزاداري اميرالمؤمنين (ع) با حضور آيت الله وحيد خراساني
نام و نام خانوادگي: حميد رضا - تاريخ: 12 شهريور 89
(من به مرجعيت افتخار مي‌كنم)
امسال از اهداف وهابيت اين است كه مرجعيت را بشكند.
البته متاسفانه در جريانات اخير، حمله به بيوت مراجع به دست شعبان بي‌مخ‌ها اين هدف پيگيري شد. اما با توجهات خاص امام زمان (عج) و با وجود مراجعي مانند آيات الله وحيد - سيستاني - مكارم - سبحاني - صادق شيرازي و ... ، اين هدف را وهابيت خارجي و داخلي به گور خواهد برد.( ان شاء الله)
18
اخبار: پاسخي به جايزه دو ميليون درهمي شبکه وهابييون
نام و نام خانوادگي: سيد - تاريخ: 12 شهريور 89
در جواب به حسين علوي که هيچ تناسبي با اين نام ندارد و بايد به او بگوييم: ابوبکر عمري

در جواب اين جمله ((اين اراجيف، ساخته و پرداخته تفکرات غلط و انديشه‌هاي کج تشيع صفوي است، وگرنه هيچ شيعه اصيل، چنين تفکراتي درباره خلفا و عايشه ام المومنين ندارد)) بايد به منطق شما آفرين گفت. شما مي‌گوييد صحيح بخاري و ديگر کتب اهل سنت را هم شيعه نوشته است؟؟؟؟؟؟؟؟

آيا استاد بحر العلوم جز سند اهل سنت چيز ديگري گفته ؟؟؟ در کتب خود اهل سنت هست که عايشه معتقد به تحريف بوده؟ حالا تو چه مي‌گويي ؟؟؟ در کتاب‌هاي معتبر خود اهل سنت آمده که بيش از 300 آيه درباره علي عليه السلام نازل شده؟؟؟؟ شما پس پيرو کدام مسلک و مذهب هستيد؟؟
اگر شيعه‌اي که اين حرف‌ها چيست؟ عوض دفاع از غاصبين خلافت به دفاع از مولي الموحدين علي عليه السلام بپرداز

اگر اهل سنتي، در ميان کتاب‌هاي شما 6 کتاب از بالاترين اعتبارها برخوردار است (صحاح سته) اگر تورقي به آنان بزني و نيم نگاهي بدون تعصب بيندازي مي‌بيني که:

نسبت هذيان دادن به پيامبر پيامبر :
(صحيح بخاري باب کتابه العلم من کتاب العلم : 1/22 - صحيح البخاري، ج 7 ص 9، کتاب المرضى باب قول المريض قوموا عنّى؛ و ج 5 ص 137 کتاب المغازي، باب مرض النبي (ص) و وفاته؛ صحيح مسلم فى آخر کتاب الوصيّة، ج 5، ص 76 - مسند احمد حنبل تحقيق احمد محمد شاکر، حديث 2992 - طبقات ابن سعد: 2/244 چاپ بيروت)


شکّ عمر بن الخطاب به نبوت خاتم الأنبياء محمد مصطفي (ص) :
در صحيح البخاري ک الشروط باب الشروط في الجهاد ج 2 / 122 طبع دار الکتب العربية به حاشية السندي وج 3 / 256 ط مطابع الشعب، مسند أحمد ج 4 / 330 ط 1 آمده است: عمر مکرر در نبوت رسول خدا شک مي کرد. از جمله شک هاي وي در روز حديبه بود که حميدي در جمع بين الصحيحين اعتراف به آن کرده که عمر گفت : ما شَکَکتُ في نُبُوَّةِ مُحمّد قطّ کَشَکّي يَومَ الحديبية!




ندانستن حکم قرآني و ساده تيمم و امر خليفه دوم به ترک نماز :
(صحيح مسلم ک الطهارة باب التيمم ج 1 / 193، صحيح البخاري ج 1 / 87، الطرائف لابن طاوس ص 464 عن الجمع بين الصحيحين، سنن أبى داود ج 1 / 53، سنن ابن ماجة ج 1 / 200، مسند أحمد ج 4 / 265، سنن النسائي ج 1 / 59 و 61، سنن البيهقى ج 1 / 209، الغدير ج 6 / 83. فتح الباري ج 1 / 352، صحيح مسلم ج 1 / 193)

عمر بن الخطاب آيات را نمي‌فهميد و به ديگران هم مي‌گفت که در آيات تدبّر نکنند، اين که ديگر حرف شيعه نيست، حرف خودتان است:

روزي عمر آيه وَ فَاکِهَةً وَأَبًّا (عبس/31) را مي‌خواند کلمه «ابّاً» را نفهميد که به چه معناست. بعد گفت: لزومي ندارد ياد بگيريم و در کتاب خدا لازم نيست زياد تعمق و تفکر کنيم! از قرآن هرچه مي‌دانيد عمل کنيد و هر چه را که نمي‌دانيد به خدا واگذارش کنيد! (تفسير ابن جرير ج 30 ص 38- مستدرک ج2 ص514- تفسير کشاف ج3 ص 253- الموافقات شاطبي ج1 ص21 و 25- الدر المنثور ج 6 ص 317) همچنين روايت شده است که شخصي به خليفه گفت: من شديدترين آيه را در قرآن مي‌دانم. عمر با تازيانه بر سر او کوبيد و گفت: به تو چه مربوط که در قرآن تحقيق مي‌کني! ( الدر المنثور ج2ص227).


عايشه که خود به تحريف قرآن معتقد بوده، اين را چه پاسخي داريد که بدهيد؟

عايشه مي‌گويد: که آيه رضاع کبير (يعني زنى جهت محرم شدن، پسر بزرگ يا مردى را شير دهد!) و نيز آيه رجم (مراد از آيه رجم اين عبارت است "الشيخ والشيخة إذا زنيا فارجموهما"، کتاب الرضاع، ح 26 در قرآن بوده و در ضمن صحيفه‏اى زير رختخوابم قرار داشت و چون ما به موت رسول خدا مشغول شديم، داجن (بره يا بزغال‌ه‏اى که در اطاق نگهدارى مى‏شد) آن را خورد!

همچنين أبو يونس، غلام عايشه مي‌گويد که عايشه به من دستور داد تا مصحفى بنويسم و گفت: چون به اين آيه رسيدى: حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى‏ (بقره/238) «بر تمامى نمازها مخصوصا نماز وسطى محافظت کن» مرا خبر کن. من هم چنين کردم. او اينگونه به من املاء کرد( وصلاة العصر) (همان آيه با اضافه کردن «و نماز عصر» و تتمه آيه را خواند) و گفت: من از رسول خدا اينگونه شنيدم. با اين حساب مطابق اين گفته عايشه، بايد کلمه «وصلاة العصر» از وسط آيه‏اى حذف شده باشد و اين معنايى جز تحريف قرآن ندارد. ((سنن ابن ماجه، ج 1، ص 625، کتاب النکاح، باب 36، ح 1943. «عن عايشه قالت: لقد نزلت آية الرجم ورضاعة الکبير عشرا ولقد کان في صحيفة تحت سريرى فلما مات رسول اللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏سلم وتشاغلنا بموته دخل داجن فأکلها». /صحيح مسلم، ج 1، ص 437، کتاب المساجد ومواضع الصلاة، باب 36، ح 207))

آقاي به اصطلاح حسين علوي! اگر زنگار تعصب و دشمني و جهل را از دل بزدايي، نور حقيقت را ان شاء لله خواهي ديد.



19
مناظرات: ديدار با دانشجويان اهل سنت
نام و نام خانوادگي: عباس - تاريخ: 12 شهريور 89
خدا به شما اجر دهد. يا علي
جواب نظر:

با سلام!

خيلي ممنون از نظر شما.

 

با تشكرمعاونت اطلاع رساني

20
مقالات: شبهاي پيشاور
نام و نام خانوادگي: افشارقلندر - تاريخ: 12 شهريور 89
چگونگي دانلود كتاب شب‌هاي پيشاور؟ با تشكر
جواب نظر:

با سلام!

براي دانلود كتاب «شب‌هاي پيشاور» به آدرس زير مراجعه نماييد.

http://www.valiasr-aj.com/lib/pdf/shabhaye_pishavar.pdf

با تشكر

معاونت اطلاع رساني

  صفحه بعد [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] ...[ 959]
 


RSS | مناظرات | فتنه وهابيت | آرشيو اخبار | آرشيو يادداشت | پايگاه هاي برتر | گالري تصاوير | خارج فقه مقارن | درباره ما | ارتباط با ما